|
از آغاز حمله آمريكا و نيروهاى ائتلاف به عراق و اشغال اين كشور، حدود 9 ماهگذشته است و مساله بازسازى صنعت نفت عراق هر روز شكل جديدترى به خود ميگيرد. اولين اقدام آمريكا براى از سرگيرى صادرات نفت عراق، لغو تحريمهاى اقتصادى عليه عراق يا همان برنامه «نفت در برابر غذا» بود. بازسازى لولههاى نفتى عراق براى صادرات نفت خام به ديگر كشورهاى جهان و فعال شدن عراق در اوپك هم برنامه ديگرى بود كه دولت موقت عراق در دستور كار خود قرار داد. در اين ميان آنچه بيش از همه خودنمايى ميكند، صادرات نفت عراق به اسرائيل است. اين مساله هم از لحاظ سياسى و هم از لحاظ اقتصادى براى مردم عراق سودى دربر نخواهد داشت. اما تعداد زيادى از مقامات آمريكايى و اسرائيلى برسرعت بخشيدن به ساخت اين خط لوله تاكيد كرده بودند.
جوزف پارتيسكي، وزير امور زيربنايى اسرائيل، در 21 مارس 2003 طى مصاحبهاى كه در روزنامه رسمى رژيم صهيونيستى چاپ شد، يك نشريه دولتى با عنوان شركت زيرساختهاى انرژى (تاشان) براى بررسى شرايط خطوط نفتى موصل به حيفا مشغول به كار شده است. يكى از مقامات ارشد ديپلماتيك آمريكا هم در مقالهاى كه در 7 آوريل 2003 در همين روزنامه چاپ شد، گفت: «آمريكا قصد دارد صدور نفت خام عراق را آزاد كند و تحريم عليه صدور نفت خام را ملغى كند ؛ به شرط آنكه عراق در بازسازى خطوط نفتى كركوك به حيفا همكارى كند». در 20 آوريل نيز در يكى از روزنامههاى پرتيراژ انگليس (آبزرور) طى گزارشى اعلام شده بود كه طرحهايى براى بازسازى خطوط نفتى كركوك-حيفا در دستور كار مقامات واشنگتن و تلاويو قرار گرفته است و اين مساله براى دولت آينده عراق بسيار مهم خواهد بود. در اين گزارش تاكيد شده بود كه بازسازى خطوط نفتى كركوك به حيفا توان اقتصادى جنوبى در منطقه ايجاد ميكند و براى حاكمان آمريكايى عراق درآمدى سرشار خواهد داشت ؛ به لحاظ سياسى نيز، سوريه از اين معادله حذف و مشكل انرژى اسرائيل حل مى شود. دراين گزارش به نقل از پارتيسكى گفته شده بود كه نفت عراق با 25 درصد تخفيف به اسرائيل فروخته خواهد شد و بحران انرژى اسرائيل با هزينه كمترى حل خواهد شد. اين در حالى است كه اسرائيل براى تامين نفت خام خود به شدت به روسيه وابسته است. اكنون اين سوال ها مطرح ميشوند كه چرا نفت عراق با 25 درصد تخفيف به اسرائيل فروخته ميشود؟ودرصورت استمرار اين روند تكليف بازار نفت جهانى چه ميشود؟
بنيامين نتانياهو، وزير دارايى اسرائيل، در جمع گروهى از سرمايهداران انگليسى كه در 20 ژوئن 2003 در روزنامه هاآرتص چاپ شد ،گفته بود: «طولى نميكشد كه شما شاهد ورود جريان نفت خام عراق به حيفا خواهيد بود» اما از ارائه جدول زمانبندى شده در اين باره خوددارى كرده بود. نتايناهو پيش تر در مصاحبهاى با خبرگزارى رويترز گفته بود مرحله اول بازگشايى خطوط لوله نفتى موصل به حيفا از طريق اردن شروع شده است و تاكيد كرده بود كه بازگشايى اين لوله نفتى ديگر يك رويا نيست.
در 7 ژوئيه 2003 نشريه ميس خبرى به نقل از يكى از منابع نفتى اسرائيل آورده بود كه سران تلاويو گفت وگوهاى محرمانهاى را با گروهى از رهبران كرد شمال عراق براى ايجاد امكانات فنى فعال كردن لولههاى نفت خام كركوك به حيفا آغازكردهاند كه در صورت به توافق رسيدن اين مذاكرات، نفت خام عراق به اسرائيل ميرسد.
اكنون اگر بخواهيم به دور از مسائل سياسى به حقايق ايجاد چنين خطوطى بپردازيم و ايجاد يك پايانه نفتى در اسرائيل براى صدور نفت خام عراق را بررسى كنيم بايد از ارقام و آمار يارى بجوييم. عراق براى توليد نفت به ميزان قبل از جنگ، 8/2 تا 3 ميليون بشکه در روز، با مشکلات زيادى روبه رو است عراق داراى دو پايانه نفتى در خليج فارس با ظرفيت 6/1 ميليون بشكه در روز و دو سيستم صادرات نفت به تركيه با 6/1 ميليون بشكه در روز و يك سيستم خطوط نفتى به عربستان سعودى با ظرفيت 6/1 ميليون بشكه در روز و 25/0 ميليون بشكه نفت خام در روز به سوريه است.
عراق ظرفيت صادرات نفت بيش از اين مقدار نفت خام را نيز دارد. حال اگر برنامههاى بازسازى صنعت نفت عراق و برنامه هاى افزايش توليد نفت عراق با موفقيت همراه باشد، توسعه سيستمهاى صادرات نفت موجود براى عراق هم اقتصادى تر و هم دست يافتنى تراست. بايد پذيرفت كه پايانههاى نفتى عراق در سوريه و تركيه، پتانسيل اقتصادى تر و بهينه ترى براى عراق داردكه پايانه نفتى جديد عراق در اسرائيل نميتواند با آنها قابل قياس باشد.
عراق بهتراست خطوط نفتى با سودآورى بيشتر را دنبال كند و با توجه به توافقهايى كه با تركيه به دست آورده است ، خطوط نفتى عراق به تركيه در ارجحيت اقتصادى و سياسى قرار دارد. از سويى سوريه نمى تواند ظرفيت بيشترى از توليد نفت عراق را به خود اختصاص دهد وروزانه بيش از 25000 بشكه از نفت عراق را وارد كند.
ظرفيت پالايش اسرائيل (28000 ميليارد بشكه در روز) نشان ميدهد كه اجراى طرح لوله نفتى از عراق به اسرائيل منطقى نيست؛ حتى اگر پالايشگاه «زرتا» در اسرائيل با ظرفيت 100000 بشكه در روز به اين سيستم اضافه شود. قطر خطوط نفتى پيشبينى شده براى انتقال نفت عراق به حيفا 28 تا 30 اينچ است و احتمالاً هزينه 600 تا 700 ميليون دلارى براى ساخت خطوط نفتى را ميطلبد كه اين خطوط، نفت زيادى را نميتواند صادر كند اما اگر خطوط نفتى بزرگتر شود تا صادرات بيشترى از مديترانه شرقى صورت بگيرد، هزينهها بالا ميرود و انتقال نفت از عراق به اسرائيل با سودآورى كم و حتى با ضرر همراه خواهد بود.
بررسى بازار جهانى نفت نشان ميدهد كه رشد تقاضاى نفت در آسيا بيش از ساير نقاط جهان است. پيشبينى ميشود در اروپاى شرقى ميزان رشد تقاضاى نفت در سالهاى 2000 تا 2020 از 1/15 ميليارد بشكه در روز به 16 ميليارد بشكه در روز برسد. در آمريكاى شمالى در همين دوره زمانى 15 درصد افزايش مييابد؛ يعنى از 24 ميليارد بشكه در روز به 27 ميليارد بشكه در روز ميرسد. اين دو منطقه مشتريان اصلى نفت خام منطقه مديترانه هستند كه نفت خام خود را از روسيه و درياى خزر دريافت ميكنند. توليد نفت خام روسيه احتمالاً در سالهاى 2002 تا 2020 از 5/6 ميليون بشكه در روز به 5/9 ميليون بشكه در روز خواهد رسيد و توليد نفت خام درياى خزر از 4/1 ميليون بشكه در روز به 2/4 ميليارد بشكه در روز در همين دوره زمانى خواهد رسيد. بنابراين ايجاد يك پايانه نفتى براى نفت عراق در منطقه مديترانه سبب برهم خوردن تعادل در بازار نفت ميشود و كاهش قيمت نفت را براى عراق و ديگر كشورهاى منطقه بهدنبال خواهد داشت.
تقاضاى نفت درآسيا در سال 2000 از 3/10 ميليون بشكه در روز به 24 ميليون بشكه در روز در سال 2020 خواهد رسيد. افزايش تقاضاى نفت در چين به تنهايى از 2/4 ميليون بشكه در روز به 4/11 ميليون بشكه در روز در همين دوره زمانى خواهد رسيد. تامين تقاضاى نفت منطقه آسيا تنها به كشورهاى حاشيه درياى خزر محدود شده است و براى عراق بسيار مهم است كه برتوسعه پايانههاى نفتى خود در خليج فارس متمركز شود. نفت خام عراق در منطقه آمريكاى شمالي، آمريكاى لاتين و آفريقاى جنوبى مشتريان خوبى دارد. واردات نفت براى اين مناطق در پايانههاى نفتى خليج فارس و درياى سرخ بسيار اقتصادى تر است.
در زمينه محدوديتهاى سياسى موجود درباره ايجاد خطوط نفتى از عراق به اسرائيل بايد گفت از هنگامى كه به عراق حمله شده و اين كشور تحت اشغال نيروهاى آمريكايى و ائتلاف قرار گرفته است، اظهارنظرها درزمينه بازگشايى خطوط نفتى عراق به حيفاى اسرائيل را نبايد چندان جدى گرفت، زيرا هنوز هيچ خطوط نفتى وجود ندارد و اين اظهارنظرها برپايه مسائل سياسى ايراد شده است و كسانى كه اين نظرها را ابراز ميكنند، سعى دارند درباره سياستهاى آينده و روابط خارجه ميان كشورهاى منطقه براى عراق تصميمگيرى كنند. اين اظهارنظرها براى افزايش فشار بر سوريه و تركيه بيان ميشود.
در حقيقت اين احتمال وجود دارد كه توسعه برنامه خطوط نفتى عراق و اسرائيل ميتواند حساسيتهاى زيادى در جهان عرب به ويژه در عراق ايجاد كند. با توجه به جنگ و خصومت 50 ساله ميان عراق و اسرائيل به ويژه در شرايطى كه اعراب فلسطين هم با اسرائيل در حال جنگ هستند، عراق براى ايجاد خطوط نفتى به اسرائيل با مشكل بسيار جدى روبه رو است. گفتنى است كه 25 سال از امضاى معاهده صلح مصر با اسرائيل مى گذرد. با وجود اين، مصر هنوز براى همكارى بيشتر با اسرائيل تمايل چندانى نشان نميدهد و تمام ارتباط اين دو كشور به صادرات مقدار كمى نفت خام به اسرائيل محدود ميشود. حتى خطوط صادرات گاز مصر به اردن از اسرائيل نميگذرد. به اين ترتيب نميتوان پذيرفت كه ادعاى اسرائيل مبنى بر خط نفتى از عراق به اسرائيل عملى باشد.
در 12 سال گذشته سخنان زيادى درباره زيرساختهاى انرژى خاورميانه به ويژه اسرائيل گفته شده است. براى مثال، پروژههايى مانند انتقال گاز از قطر به اسرائيل و انتقال گاز از مصر به اسرائيل بدون نتيجه باقى مانده است و تا هنگامى كه حقوق مردم فلسطين در قبال اسرائيل احقاق نشده است، نميتوان درباره سيستم انرژى و از جمله خطوط نفتى به حيفا تصميم گرفت. ايجاد اين خط نفتى رويايى بيش نيست. |