|
۲۵ مرداد ۱۳۸۴ |
بحران آلودگي سفرههاي زيرزميني
سامشوار سينگ1
اشاره:
شايد در هيچ دوره از دورانهاي بيشماري كه كره خاك در عمر طولاني خود شاهد آنها
بوده، چون عصر ما، جهان اينگونه دستخوش بحرانها و التهابهاي گوناگون و فراگير
نبوده است؛ بحرانهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اخلاقي، زيستمحيطي و ... . فقط كافي
است يكي از روزنامههاي صبح يا عصر را ورق بزنيد تا در صفحات مختلف آن با نمودهاي
مختلفي از اين بحرانهاي فزاينده روبهرو شويد.
جنگ، نبردهاي داخلي، كودتا، نسلكشي، جنايت عليه بشريت، تروريسم، قاچاق زنان و
كودكان، تجارت مواد مخدر، قحطي، گرسنگي، فقر، شكاف طبقاتي، قتل، جنايت، ناامني،
آدمربايي، شكنجه، روسپيگري، همجنسبازي، سقط جنين، گرم شدن كره زمين، كمبود
منابع آب، خشكسالي، زلزله، بيماريهاي كشنده و ... سرفصل خبرهايي است كه هر روز از
گوشه و كنار جهان مخابره ميشود.
راستي چه اتفاقي افتاده است؟ بشر در چه باتلاق خود ساختهاي گرفتار آمده كه هرچه
بيشتر دست و پا ميزند بيشتر در آن فرو ميرود؟
آيا براي اين بحرانهاي فراگير جهاني ميتوان پاياني تصور كرد؟ آيا بشر متمدن خواهد
توانست راهي براي برون رفت از اين بحران پيدا كند؟ آيا اين همه بحران و التهاب، اين
همه ظلم و بيعدالتي، اين همه فساد و تباهي، اينهمه ... براي بازگشت انسان از راهي
كه براي اراده جهان در پيش گرفته كافي نيست؟! آيا وقت آن فرا نرسيده كه بشر اين
فرموده پروردگار حكيم را مورد توجه قرار دهد كه:
ظهرالفساد في البّر و البحر بما كسبت أيدي الناس ليذيقهم بعض الذي عملوا لعلّهم
يرجعون.
به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است، تا
[سزاي] بعضي از آنچه را كه كردهاند به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند.
آري، وقت بازگشت فرا رسيده است. ديگر وقت آن رسيده كه بشر با اعتراف به عجز و
ناتواني خود در مهار اين بحرانها و اظهار پشيماني از پشت كردن به «وليّ خدا» ـ كه
تنها نجاتبخش او از اين همه ظلم و فساد و تباهي است ـ سر به آستان پروردگار خويش
سايد و ناله سر دهد كه:
خداوندا! به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده
است، پس وليّ خود و پسر دختر پيامبرت را ـ كه همنام رسول توست ـ بر ما آشكار ساز،
تا آنكه همه مظاهر باطل را نابود سازد و حق را ثابت گرداند.
در سلسله مقالاتي كه تاكنون با عنوان «جهان در بحران» تقديم شما خوانندگان عزيز
شده، نمادهاي مختلف بحرانهايي كه امروز جهان با آنها دست به گريبان است، مورد
بررسي قرار ميگيرد تا عمق و گستردگي اين بحرانها بيش از پيش روشن شود و عجز و
ناتواني انسان امروز در مهار آنها افزون از گذشته معلوم گردد. باشد تا از اين رهگذر
همه ما به ضرورت ظهور آخرين حجت براي پايان دادن به همه اين آشفتگيها،
سرگردانيها، رنجها و بلاها واقف و فرج آن حضرت را با همه وجود از خداوند متعال
خواستار شويم.
يكي از پيامدهاي زندگي مدرن كه با افزايش جمعيت شهري، استفاده روزافزون از مواد
شيميايي، توليد سرسامآور زباله و ... همراه شده است، بحران تهديد منابع آب شرب بشر
است. دامنه چنين بحراني نيز صرفا به كشورهاي توسعه يافته خلاصه نميشود و راهكارهاي
فني نيز نتوانسته از شدت اين معضل بكاهد. همچنين گسترش كشاورزي صنعتي و رشد
سرسامآور نيز به تهديدي عليه اين منابع حياتي بشر و طبيعت تبديل شده است.
در اين شماره به بررسي اين بحران ميپردازيم.
ميزان بالاي استفاده از مواد شيميايي و افزايش توليد زباله در دهههاي اخير، روز
بهروز بر حجم آلودگي منابع زيرزميني آب افزوده است. اين پديده ميتواند به مثابه
بحراني تدريجي تلقي شود كه همه جهان را متأثر از خود ميسازد.
به رغم آنكه آب ارزشمندترين ماده روي زمين است، اما همواره مورد غفلت قرار گرفته
است و حتي در غالب موارد به عنوان آخرين آرامگاه زباله شناخته ميشود. مطالعات
متعدد، حكايت از نياز روزافزون ما به اين ماده دارد؛ نيازي كه اهميت آن فراتر از
نفت و طلاست.
در حالي كه 97 درصد آبهاي شيرين جهان در سفرههاي زير زميني ذخيره شده است، اما
بيش از يك سوم مردم جهان در مناطقي متراكم به سر ميبرند كه تنها دو درصد از كل سطح
زمين را ميپوشاند. همين تمركز جمعيت و نيروي كار است كه كارخانهها و مراكز كاري
مختلف را به مناطق شهري كشانيده است. سفرههاي زيرزميني در اين مناطق، منعكس كننده
تنوع و انباشتگي روزافزون فعاليتهاي بشري برفراز آنها است كه در غالب مزارع صنعتي
و كارخانهها تجلي يافته است.
يكي از عوامل چنين آلودگياي آن است كه در اكثر اين مناطق، مردم آموختهاند كه
رهايي يافتن از زباله، به نحوي كه در ديد نباشد و بوي آن هم مشكل آفرين نباشد، در
گروي استفاده از زمين به عنوان يك نظام اكولوژيكي محصور است. شيوههاي معمول رهايي
از زباله را ميتوان در استفاده از گورستانهاي زباله، سيستم فاضلاب و حوضچههاي
مخصوص نگهداري زباله دانست كه خود اينها اصليترين عوامل آلودگي شيميايي منابع و
سفرههاي زيرزميني آب است.
در ايالات متحده، همه ساله حدود دو ميليون كيلوگرم مواد شيميايي تنها از طريق سيستم
فاضلاب به زيرزمين رها ميشود كه آب آشاميدني 3/1 ميليون نفر از مردم اين كشور را
آلوده ساخته است. هنوز هم در بسياري از كشورها، كارخانهها پسماندههاي خود را به
داخل زمين ميفرستند كه چنين زبالههايي در كنار گورستانهاي زباله، علل اصلي
آلودگي منابع زيرزميني آب را تشكيل ميدهند.
در كشورهاي صنعتي كه زبالههاي آلوده و سمي بهطور معمول در منابع و تانكرهايي در
زيرزمين دفن ميشوند، با گذشت زمان اين مواد به داخل زمين نشت ميكنند. به عنوان
نمونه، مقامات محلي در منطقه سيلكون كاليفرنيا يعني منطقهاي كه صنايع الكترونيكي
زبالههاي خود را در تانكرهاي زيرزميني دفن ميكنند، اعلام كردهاند كه در 85 درصد
موارد، مواد آلوده اين تانكرها، به داخل زمين نشت ميكنند. اين منطقه كه به عنوان
بزرگترين محل تخليه زباله آمريكا شناخته ميشود، بيش از ديگر نقاط اين كشور
برمنابع زيرزميني آب تأثيرگذار است. امروزه 60 درصد مواد سمي مايع يعني 34 ميليارد
ليتر از حلالها، فلزات سنگين و مواد آلوده راديواكتيو مستقيماً به داخل زمين
فرستاده ميشود. اگرچه به ظاهر اين مواد به اعماق زمين ميرود، اما بررسيها حكايت
از آن دارد كه سفرههاي زيرزميني آب در مناطق فلوريدا، تگزاس، اوهايو و اوكلاهاما
به اين زبالهها آلوده شدهاند.
هماكنون شهرهاي متعددي از جهان همچون «شينانگ» در چين و «جيپور» در هند، به واسطه
آلوده شدن و غيرقابل استفاده بودن سفرههاي زيرزمينيشان، به دنبال يافتن منابع
جايگزين هستند. در «سانتاكرز» بوليوي كه منابع وسفرههاي زيرزميني در نتيجه ورود
سولفاتها، نيتراتها و كلريدهاي تخليه شده در اين مناطق آلوده شدهاند، آب بحراني
جدّي است.
در مناطقي كه استفاده از منابع جايگزين به سادگي مهيا نيست، استفاده از فيلترهاي
تصفيه پيشرفته در حال رواج است كه البته در مناطقف با آلودگي بالا، يقيناً صدها
فيلتر بايستي بهكار گرفته شود تا دسترسي به آب قابل شرب ميسر گردد. امروزه تنها در
«ميدوست» آمريكا، سالانه 400 ميليون دلار صرفاً با هدف پاكيزه ساختن آب از يك ماده
شيميايي يعني «آترازين» كه معمولترين آفتكش وارد شده به منابع و سفرههاي
زيرزميني آب است، هزينه ميشود.
مهمترين نمونهها به مناطقي مربوط ميشود كه استفاده و تخليه مواد شيميايي در همين
دهههاي اخير افزايش يافته است. به عنوان مثال، بررسي بيست و دو منطقه مهم صنعتي در
هند حكايت از آن دارد كه سفرههاي آب زيرزميني آنها ديگر قابل شرب نيست.
«جك بارباش» از جمله دانشمندان آمريكايي است كه در اينباره مينويسد:
براي آنكه به بررسي منابع زيرزميني آب بپردازيم، لازم نيست كه دست به آزمايشهاي
هزينهآور بزنيم. كافي است تنها نگاهي به موادي بيندازيم كه در آن منطقه استفاده
ميكنيم. مثلاً اگر بيست سال است كه در آن منطقه از «ددت» استفاده مينماييم، به
احتمال قريب به يقين، اين ماده از جمله موادي است كه در منابع زيرزميني آب به
راحتي قابل شناسايي است.
برخلاف رودخانهها، آلودگي منابع و سفرههاي زيرزميني عمدتاً غيرقابل بازگشت است،
چرا كه نوسازي آب در اعماق زمين در مقايسه با آبهاي سطحي، بسيار كند صورت ميگيرد،
بررسيها بيانگر آن است، در حاليكه مدت زمان متوسط چرخة نوسازي آبهاي سطحي
رودخانهها حدوداً بيست روز به طول ميانجامد، اما اين مدت زمان، در مورد آبهاي
زيرزميني به كندي صورت ميگيرد. همچنين درحاليكه بيشتر رودخانهها نهايتاً به
آبهاي آزاد ختم ميشوند، اما اين منابع زيرزميني با گذشت زمان، صرفاً به ذخاير
آلوده آب تبديل ميشوند.
امروزه سفرههاي زيرزميني، منبع اصلي تأمين آب شرب بيش از 5/1 ميليارد نفر در سراسر
جهان است. تنها در مورد «هانگ هواهاي» در شرق چين، يك سفره زيرزميني، آب شرب مورد
نياز 160 ميليون نفر را تأمين ميكند. تعدادي از بزرگترين شهرها در كشورهاي در حال
توسعه همچون جاكارتا، داكا، ليما، مكزيكوسيتي و ... از جمله مناطقي هستند كه آب
آشاميدني آنها صرفا وابسته به چنين منابعي است. در مناطق روستايي هم كه سيستمهاي
تامين آب پيشرفته نيست، اين منابع زيرزمينياند كه تأمين كننده آب موردنياز مردم
هستند. تنها در آمريكا، 95 درصد روستاييان، آب شربشان را از منابع و سفرههاي
زيرزميني تأمين ميكنند.
امروزه در سراسر جهان، آبياري با آبهاي شيرين در عرصه كشاورزي به عنوان يكي از
مهمترين منابع تأمين آب محسوب ميشود كه هفتاد درصد حجم آبي را كه از چاهها و
رودخانهها كشيده ميشود، در برميگيرد. از سال 1950 به بعد، شاهد گسترش چشمگيري در
چنين نوع كشاورزي بودهايم. در هند كه به عنوان مهمترين كشور با اين كشاورزي محسوب
ميشود و سومين توليدكننده غلات است، تعداد لولهكشيهاي مخصوص كه در چاهها تعبيه
شده تا آبهاي زيرزميني را به مزارع منتقل كند، از 3000 مورد در سال 1960 ناگهان به
شش ميليون در سال 1990 افزايش يافت. در حاليكه تعداد زمينهاي زراعي استفادهكننده
از آبهاي سطحي در خلال سالهاي 1985 ـ 1950 در اين كشور دو برابر شده است، اما
ميزان زمينهاي زراعياي كه از منابع زيرزميني بهره ميجويند، 113 برابر شده است.
هماكنون، اين منابع، آب مورد نياز بيش از نيمي از زمينهاي زراعي هند را تأمين
ميكند. در ايالات متحده كه سومين حجم زمينهاي زراعي جهان را در اختيار دارد،
استفاده از منابع آب زيرزميني، 42 درصد نياز كشاورزان را تأمين ميكند.
استفاده از آب در صنعت، رشدي بس فراتر از كشاورزي داشته است كه البته سودآوري آن در
اين بخش هم به مراتب بيشتر از كشاورزي است. بهطور معمول، يك تن آب در صنعت حدود 14
هزار دلار بازدهي دارد كه اين ميزان، حدود 70 برابر سودي است كه در كشاورزي به دست
ميآيد. با صنعتي شدن جهان، منابع اصلي آب در خدمت كارخانههاي سودآور درخواهند
آمد. هماكنون سهم صنعت از مصرف آب به 16 درصد رسيده كه اين ميزان به نحوي فزاينده
ادامه دارد.
نكته مهم ديگر آنكه، تنها بارندگيها به تأمين آب رودخانهها، نهرها و درياچهها
كمك نميكنند و منابع و سفرههاي زيرزميني هم در اين روند تأثيرگذارند. مطالعه بر
روي 54 رودخانه در سراسر آمريكا مشخص كرد كه آبهاي زيرزميني، تأمين كننده نيمي از
حجم آبهاي سطحي هستند. به عنوان نمونه، رودخانههايي چون ميسيسيپي، نيجر، يانگ
تسه و بسياري ديگر از رودخانههاي مهم جهان به اين منابع وابستهاند. مردابها كه
به عنوان زيستگاههاي اصلي پرندگان، ماهيها و حياتوحش محسوب ميشوند، از ديگر
مواردي هستند كه عمدتاً از منابع زيرزميني تغذيه ميشوند.
اما از سوي ديگر، اين منابع و سفرههاي زيرزميني از شكلگيري بسياري از سيلها
جلوگيري ميكنند. بارش سنگين باران سبب ميشود كه منابع زيرزميني، آب اضافي را به
داخل جذب كنند و مانعي براي طغيان و جاري شدن سيل شوند. در مناطق حارهاي آسيا كه
فصل گرما 9 ماه به طول ميانجامد، سفرههاي زيرزميني در كنترل بارانهاي موسمي شديد
اين مناطق، اهميت به سزايي دارند.
محافظت از چنين منابعي، صرفاً نبايد به كارخانههايي خاص، مزارع و ... خلاصه شود
بلكه كل نظام اجتماعي، صنعتي و كشاورزي در اين مقوله نقش دارند. به عنوان نمونه،
استفاده از نظامهاي سودآور كشاورزي مثلاً كشت تك محصولي، نه تنها از حجم تنوع
زيستي ميكاهد بلكه سبب ميشود كه استفاده از مواد شيميايي خاص يك محصول در
ناحيهاي افزايش يابد. در شهرهاي مملو از اتومبيل، نه تنها شاهد افزايش انتشار
گازهاي گلخانهاي و بارانهاي اسيدي هستيم، بلكه شاهد افزايش حجم آلودگي زمين و
منابع زيرزميني به فلزات سنگين، مواد شيميايي و پسمانده فاضلابها نيز هستيم. از
همين روست كه واكنش مناسب ما در قبال اين پديده، نيازمند تجديدنظر كامل ما به كل
نظام زندگيمان است.
بيشك نجات آب در گروي بازسازي اساسي اقتصاد جهاني است كه ميتواند به ثبات آب و
هوا و زيستكره بينجامد. رويكرد آدمي به حياتي كه با مصرف منابع حياتي، استفاده از
زغال و سوخت و مبتني بر اقتصاد صنعتي و كشاورزي سودآور بنا شده باشد، بايد به نظامي
متفاوت تبديل شود.
همچنين استفاده از كودهاي سنتي و افزايش كشت حبوبات ميتواند از حجم كودهاي شيميايي
و آفتكشها بكاهد. روي آوردن به نظامهاي توليد و مصرف محدود نيز ميتواند از حجم
مواد زايد توليدي كارخانهها و شهرهايي كه چنين موادي را به گورستانهاي زباله و
فاضلابها رهنمون ميسازند و بدين شكل، منابع و سفرههاي زيرزميني را متأثر از خود
ميسازند، بكاهد.
منبع: ww.tunside. org.sg
پينوشت:
٭برگرفته از ماهنامة سياحت غرب، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما، سال سوم، شماره
21، فروردين 84.
1. Sameshwar Singh نويسنده و روزنامهنگار هندي و از جمله فعالان محيطزيست.
ماهنامه موعود شماره 54 |