|
به دنبال دستهاي تو ميگردم... |
|
|
|
۲۵ مرداد ۱۳۸۴ |
سهيلا صلاحي اصفهاني
من به دنبال دستهاي تو ميگردم كه نميدانم در كجاي تاريخ
گمشان كردهام. چه ميگويم! اصلاً تاريخ خود ماجراي گم كردن دستهاي توست.
£ مردي ميگفت در انبوه سوداگران دين و دنيا، تازه واردي آمده ـ از گونهاي ديگر ـ
كه خدا را با هيچ چيز تعويض نميكند حتي خورشيد و ماه؛ و من به دنبال دستهاي تو
ميگردم تا دانههاي اشك را از گونههايش بزدايد.
£ ديروز در پس كوچهاي تنگ مردي را ديدم كه از گرسنگي مرد، مسكيني چشم به راه
لقمهاي نان بود، يتيمي در حسرت دانهاي خرما؛ و من به دنبال دستهاي تو ميگردم تا
بركت را مهربانانه تقديمشان كند.
£ در هياهوي افزونخواهي رنگ رنگ دنيا، آنجا كه مدعيان دروغين آخرت سست شدند و از
پاي افتادند؛ من به دنبال دستهاي تو ميگردم تا خردترين متاع ناچيز اين جهاني را
نيز تنها به بهاي لبخندي و رضايتي، پس زند.
£ در شور و شادي جشن و پايكوبي، واماندهاي به التماس، نگاهش بر پيراهن تو خيره
مانده؛ و من به دنبال دستهاي تو ميگردم تا جامة كهنه خود را طلب كند.
£ در غريبستان ولايت، آنجا كه خشم و سكوت دست در دست هم دادهاند، كسي سر در چاه
برده و تنهايياش را زار ميگريد؛ و من به دنبال دستهاي تو ميگردم تا آرامف
شانههاي رنجديده او باشد.
£ در ازدحام طالبان بهشت كه از «خود» ميگويند و براي «خود» ميخواهند؛ من به دنبال
دستهاي تو ميگردم تا براي «ديگري» به دعا بلند شود.
£ در شلوغي و روزمرهگي كار و خستگي و خستگي كار؛ من به دنبال دستهاي تو ميگردم
تا تكبير و تسبيح را شماره كند و نيرو و نشاطي دوباره به افسردگان خسته ببخشد.
£ در ماتم وحدت و مصيبت تفرقه كه پايانش هفتاد و دو ملت شدن جمعيت است؛ من به دنبال
دستهاي تو ميگردم تا مشتي خاك برچشمان خود نهد و از مصائب بزرگ ياد كند.
£ در دفاع شكوهمندانه از حيثيت حق؛ من به دنبال دستهاي تو ميگردم تا اجازه ندهد
هيچ مردي به اسارت نامردان روزگار گرفتار آيد.
£ در غوغاي شعارهاي فريبنده و وعدههاي بيعمل؛ من به دنبال دستهاي تو ميگردم تا
پوستين وارونه دين را سلامت كند و از نو بر بالاي راستي بپوشاند.
£ در بازي تجاوزگرانه زورمندف زردار و غفلت و سهلانگاري خاموشانف بي دست و پا؛ من
به دنبال دستهاي تو ميگردم تا سرمايه غصب شده خود را باز پس گيرد.
£ ...
من به دنبال دستهاي تو ميگردم كه نميدانم در كجاي تاريخ گمشان كردهام. چه
ميگويم! اصلاً تاريخ خود ماجراي گم كردن دستهاي توست.
ماهنامه موعود شماره 54
|