|
آموزههاي اخلاقي، رفتاري امامان شيعه(ع)-1 |
|
|
|
۲۵ مرداد ۱۳۸۴ |
محمدتقي عبدوس
محمدمهدي اشتهاردي
اشاره:
مكتب و شيوة زندگي امامان معصوم(ع)، شيوة اسلام ناب است كه به صورت عملي در زندگي
درخشانشان ديده ميشود.
در قسمتي از دعاهاي هر روزة ماه شعبان (هنگام ظهر) كه از امام سجاد(ع) نقل شده است،
امامان(ع) به كشتيهاي روان در ميان امواج بيامان دريا، تشبيه شدهاند كه صفات آن
كشتيها چنين است:
يأمن من ركبها، و يغرق من تركها، المتقدّم لهم مارق، و المتأخّر عنهم زاهق، و
اللّازم لهم لاحق؛
كسي كه سوار آن كشتيها شد، نجات مييابد،؛ و كسي كه آن را ترك نمود، غرق ميگردد؛
آنكه از آنها پيشي گرفت، از مرز دين خارج شده است؛ و آنكه از آنها عقب ماند،
نابود شده است؛ و آنكه دوش به دوششان حركت كرد و به آنان پيوست، همراهشان خواهد
بود.
بيترديد، پيروي صحيح از امامان(ع) قبل از معرفت و شناخت شيوة زندگي فردي و اجتماعي
و سياسي آنان ممكن نيست. روح پيروي، معرفت و شناخت آنان است.
رسول اكرم(ص) فرمود:
انّ لكلّ شيء دعامة و دعامة هذا الدّين الفقه و لفقيه واحد أشد علي الشّيطان من ألف
عابد1؛
هرچيزي زيربنا و اساسي دارد؛ زيربنا و اساس دين اسلام، شناخت است. نقش مقاومت يك
فرد داراي شناخت در برابر شيطان (و الگوهاي فساد) از نقش هزار عابد بيشتر است.
نيز فرمود:
من عمل علي غير علم كان ما يفسد أكثر ممّا يصلح؛2
كسي كه بدون شناخت، عمل و حركت كند، بيشتر از آنكه اصلاح كند، به فساد ميكشاند.
با كمال تأسف، پيروي بسياري از شيعيان از امامان، كوركورانه و قشري است. آنان با
اينكه حسن نيت دارند، بر اثر عدم شناخت، گاهي به نام پيروي از امامان، درست در
مقابل آرمان آنان حركت ميكنند و نميدانند كه نميدانند؛ در نتيجه، تا ابدالدهر در
«جهل مركب» خواهند ماند. براي آشنايي با آن بزرگواران نبايد تنها به گزارش سرگذشت
امامان و تاريخ زندگي آنان، بدون «تجزيه و تحليل» اكتفا كرد؛ بلكه بايد با تجزيه و
تحليل صحيح، فرهنگ ناب اسلام را از زواياي زندگي پربار امامان استخراج نمود. آنان
معادن حكمت و بينش اسلامي هستند و گنجينههاي عالي معرفت بشري ميباشند. اگر خواسته
باشيم از معدني استفاده كنيم، بايد چهار مرحله را طي كنيم:
1. كشف معدن (شناخت)؛
2. استخراج آن از زير پوششها؛
3. يدكسازي از مواد كشف شده (فردسازي)؛
4. تركيب وسايل يدكي (جامعهسازي).
ما نخست بايد شيوة زندگي امامان را بشناسيم، بعد آنرا از مرحله ذهنيت به عينيت
برسانيم (فردسازي) و سپس آن گنجهاي سعادت را تركيب كنيم و مجموع آنان را سرمشق
زندگي خود قرار دهيم (جامعهسازي).
و چنين چيزي بدون «تجزيه و تحليل» زندگي امامان ميسر نيست. به همين منظور و به آن
سبب كه در روايات مختلف، پيدايش مأمونان منتظر، مقدمة ظهور امام(ع) ذكر شده است، از
اين شماره به معرفي آموزههاي اخلاقي ـ رفتاري امامان شيعه(ع) به خوانندگان اقدام
كردهايم.
بخشهايي از سيرة امامان معصوم(ع)
بيشتر سيرهنويسان و وقايعنگاران تنها به نقل حوادث و تاريخ اكتفا كردهاند. و
كمتر به تجزيه و تحليل پرداختهاند و از كنار مسائل بسيار مهم زندگي امامان(ع) به
سادگي و با اغماض گذشتهاند. تاريخنويسان درباري، تعمد داشتهاند سطحي عبور كنند؛
زيرا تجزيه و تحليل وقايع پويا و حركتزاي امامان، براي اربابان تاريخنگاران مزدور
خطرناك بود. اينان حتي به ذكر امور پست پرداختند و در وصف ميگساري فلان سلطان و
خان، هر چه توانستند قلم فرسايي كردند، ولي شيوة زندگي امامان را كتمان و سانسور
كردند و ظاهري از آن را بازگو نمودند، و اين جنايتي غيرقابل بخشش است، كه به نظر
نگارنده، مظلوميت امامان بدين جهت، بسيار بيشتر از مظلوميت آنان به سبب مسموم و
كشته شدن است.
بنابراين، اگر بخواهيم امامان را بشناسيم و به طور صحيح از آنان پيروي كنيم، بايد
با خط سير و مشي راستين آنان در ابعاد گوناگون زندگي آشنا شويم و همان را الگوي
رفتار خود سازيم.
با اينكه شناخت و فهميدن شيوة زندگي امامان معصوم(ع) از ضروريات است، ولي با كمال
تأسف بخشهاي حساس و سازنده زندگي پربار و درخشان آنان، كمتر مطرح شده است. از
اينرو، اطلاعات ما از زواياي زندگي آن بزرگ مردان الهي، بسيار ضعيف و اندك است. بر
اين اساس، بحث و بررسي در اينباره، نو و جالب به نظر ميرسد.
از اينرو، شايسته است به عنوان مقدمه، مطالبي مطرح گردد تا با بصيرت بيشتر، اين
بحث بسيار جالب و پرفايده دنبال شود. لازم ميدانم امور زير را خاطرنشان كنم:
1. لزوم آشنايي با زندگي چهارده معصوم(ع): بر هر شيعه، لازم است آشنايي با زندگي
چهارده معصوم را سرلوحة برنامة زندگياش قرار دهد، زيرا پاكترين و سالمترين و
پربارترين زندگيها، زندگي چهارده معصوم است و اگر در تمام جهان و زواياي تاريخ
پيشينيان و معاصران، به كند و كاو بپردازيم، زندگياي سالمتر و سازندهتر و
بالندهتر از زندگي جذاب و روحبخش چهارده معصوم نخواهيم يافت.
به اعتقاد شيعه، آنكه امام علي(ع) را گم كند، پيامبر اسلام و مكتب ناب او را
نخواهد شناخت. پيامبر را وقتي ميتوان شناخت كه امام علي(ع) را بشناسيم، زيرا آن
امام، باب شهر علم نبوت است. كسي كه ميخواهد وارد شهر شود، بايد از در وارد شود.
امامان(ع) اوصياي دوازدهگانه پيامبر اسلام و آيينة تمام نماي سيماي معنوي پيامبر
ميباشند. مطابق حديث ثقلين، آنان كنار قرآن، دو يادگار ارزشمند و گرانبهاي پيامبر
هستند. پس آشنايي با شيوة زندگي و خط سيرشان، آشنايي با روش و مسير زندگي پيامبر
است.
وجود مقدس فاطمه زهرا(س) از اين مجموعة نور جدا نيست. او پارة تن پيامبر و مادر
امامان است و در همة ابعاد زندگي، با آنان هم سو است.
2. زندگي پوچ و بيهوده: براساس مباني شيعه، اگر شيوة زندگي در جهت و راستاي شيوة
زندگي امامان نباشد، چنين زندگي پوچ و بيهوده است. نه خداوند آنرا قبول دارد و نه
باعث نجات و رستگاري خواهد بود. در اينباره به روايات زير توجه كنيد:
امام صادق(ع) فرمود:
لادين لمن دان بولاية امام جائر ليس منالله.3
آن كه امامت رهبر ستمگر را كه از طرف خدا نيست، دين خود قرار دهد، دين ندارد.
إنّا لانعدّ الرّجل مؤمنا حتي يكون بجميع أمرنا متّبعا مريدا.4
ما انسان را مؤمن نميدانيم، مگر اينكه در همه امور، از ما پيروي كند و ما را مراد
خود قرار دهد.
نيز آن حضرت، ضمن گفتاري فرمود:
من عرفنا كان مؤمنا، و من أنكرنا كان كافرا، و من لم يعرفنا و لم ينكرنا كان
ضالّا؛5
آنكه ما را شناخت، مؤمن است و آنكه ما را انكار كرد، كافر است و آنكه ما را
نشناخت، ولي ما را انكار نكرد، گمراه ميباشد.
امام باقر(تع) فرمود:
كلّ من دان الله عزّوجل بعبادة يجهد فيها نفسه، و لاامام له من الله، فسعيه
غيرمقبول، و هو ضالّ متحيّر و الله شانيء لاعماله...؛6
هركه دين داري خداوند متعال به عبادتي كند كه خود را براي انجام آن به زحمت اندازد،
ولي به امامت امامي كه خداوند تعيين نموده، معتقد نباشد، زحمت او در عبادت، قبول
نميشود و گمراه سرگردان است و خداوند با اعمال او مخالف است.
نيز فرمود:
إنّما يعرف الله عزوجل و يعبده من عرف الله و عرف إمامه منّا أهل البيت، و من لا
يعرف الله عزّوجلّ و لا يعرف الإمام منّا أهل البيت فإنّما يعرف و يعبد غيرالله
هكذا و الله ضلالا؛7
تنها آن كس خداوند را ميشناسد و پرستش ميكند كه هم خدا را بشناسد و هم امام
خاندان ما را بشناسد. كسي كه خدا و امام خاندان ما را نشناسد، غير خدا را شناخته و
عبادت كرده، اين گونه (مانند عامة مردم) به خدا گمراه است.
از اينگونه روايات فهميده ميشود شيعه بايد مجموعة فرهنگ و شيوة زندگي امامان را
بشناسد و با اعتقادي صحيح و نيتي خالص به دنبال آن حركت كند. و اگرنه نام او در
فهرست شيعيان امام علي و امامان(ع) ثبت نخواهد شد، چنانكه امام باقر(ع)، ضمن
گفتاري به جابر جعفي فرمود:
... فو الله ما شيعتنا إلاّ من اتّقي الله و أطاعه؛8
سوگند به خدا شيعه ما نيست مگر كسي كه پرهيزكار بوده و از خدا اطاعت كند.
امام سجاد فرمود:
ألا و إنّ إبغض النّاس الي الله من يقتدي بسنّة امام و لا يقتدي بأعماله؛9
مبغوضترين انسانها در پيشگاه خدا كسي است كه امام را مقتداي خود در سنتها قرار
دهد (تنها به اعتقاد اكتفا كند) ولي از رفتار و اعمال امام پيروي نكند.
بايد در عمل و رفتار، شيعة امامان باشيم. مولانا در مثنوي ميگويد:
نام فروردين نيارد گل به باغ
شب نگردد روشن از اسم چراغ
اسم گفتني، رو مسمّي را بجوي
ماه در بالاست ني در آب جوي
هيچ اسمي بي مسمّي ديدهاي؟
يا زگاف و لام گل، گل چيدهاي؟
تا قيامت عارف ار «مي، مي» كند
تا ننوشد باده، مستي كي كند؟
3. دو قرن زندگي سياسي امامان يا گنيجنة فضيلت: امامان معصوم از سال يازدهم هجري (سال
رحلت پيامبر) تا سال 260 هجرت (سال غيبت حضرت مهدي(ع)) مجموعاً 250 سال امامت كردند،
يعني زندگي سياسي را سپري كردند. ما بايد به جستوجوي رفتار و زواياي زندگي امامان
در اين سالها بپردازيم و آنرا بررسي كنيم و نحوة زندگي آنان را بشناسيم.
در بررسي شيوة زندگي امامان در 250 سال، گاهي به ظاهر تضادي ميبينيم، كه در بحثهاي
آينده روشن ميشود هيچگونه تضادي وجود ندارد. به سه نمونه زير توجه كنيد:
الف) بعداز رحلت رسول خدا(ص)، امام علي(ع) را با زور براي بيعت با ابوبكر بردند. او
ناگزير بيعت كرد.
همين زور در مورد امام حسين(ع) بود، ولي حضرت بيعت نكرد و گفت: شهيد ميشوم، ولي
بيعت نميكنم! اين دو برخورد، از دو امام معصوم، به ظاهر، هماهنگ و همسو نيست.
ب) بعضي از امامان زندگي متوسطي داشتند، ولي بعضي بسيار ساده ميزيستند. در يكسو
نان و سركه امام علي را مينگريم، در سوي ديگر غذاهاي گوناگون سفرة امام رضا(ع) را.
اين دوگانگي را چگونه بپذيريم؟
بايد گفت: اصل در زندگي، سادهزيستي است؛ ولي بر امامي در وضعي خاص لازم بود داراي
چنان لباس و چنين خوراكي باشد.
ج) از يك سو، امام علي در تمام عمر، در راه خدا شمشير زد، از سوي ديگر امام صادق(ع)
در تمام عمر، شمشير را از غلاف بيرون نياورد.
حقيقت اين است كه چون از اسرار اين اعمال، مطلع نيستيم، تصور ميكنيم تضاد در شيوة
زندگي آنان وجود دارد.
براي شناخت صحيح شيوة زندگي امامان، بايد به زواياي زندگيشان توجه كرد و آنرا از
نظر سبك زندگي، سادهزيستي، غذا، مسكن، معاشرت، اخلاق، همسران، فرزندان و ... تجزيه
و تحليل نمود.
نيز شناخت موضعگيريهاي امامان در برابر قيامهاي مسلحانه، برخوردهاي مختلف آنان
با طاغوتهاي عصر، همچنين گفتار و فرهنگ مكتب آنان در همة زمينهها، ارزش اين فرهنگ،
شناخت احاديث ساختگي، اسرائيليات و تحريفها، منابع مالي و درآمد امامان، مخارج و
بذل و بخششهاي آنان را ديگر موضوعات شايستة بررسي است.
شناخت زندگي دوستان و اطرافيان و معاشرين ائمه(ع) و چگونگي تربيت آنان توسط امامان
نيز شايسته پژوهش است.
شناخت حالتهاي اخلاقي، عرفاني و عبادي امامان و شيوة زندگي اجتماعي، سياسي و
برخوردهاي آنان آموزنده است.
بعضي از امامان، بذل و بخششهاي كلان ميكردند، مثلاً به يك شاعر، جايزة كلاني ميدادند،
ولي بعضي ديگر از دادن يك من جو اضافه بر سهميه، از بيتالمال حتي به نزديكترين
كسان مثل برادر، دريغ ميكردند.
بايد منابع درآمد اقتصادي امامان روشن شود، تا به دست آيد تضادي در ميان نيست.
مسائل مبهم ديگري هست كه هركدام، بحثانگيز بوده، در بحثهاي آينده، تجزيه و تحليل
خواهد شد.
در بررسي زندگي امامان، در جمعبندي و نتيجهگيري، به دست ميآيد دو گونه اصول در
زندگي آنان نيز وجود داشت؛
نخست: اصول مشترك؛
دوم؛ اصول جداگانه، كه هركدام در اوضاع خاص، آنرا انجام ميداد، ولي ديگر در وضع
ديگر، آن را ترك ميكرد.
اين مقدمه، پاية بحثهاي آينده است و ما را آماده ميكند دنبال مسائلي را بگيريم و
به تجزيه و تحليل بپردازيم و روشهاي صحيح و سازندة زندگي امامان را بشناسيم و از
آن بهرهمند گرديم.
چكيده سخن: ما در جستوجو و بررسيهاي خود، بر دو اساس پيش ميرويم:
اول: اصول مشترك شيوة زندگي امامان؛
دوم: اصول جداگانة امامان.
اين بررسي براي دستيابي به درسها و گنجينههاي مهم فرهنگي و سياسي از مكتب درخشان
و ژرفانديش امامان بزرگوار شيعه بوده، دستآوردهاي سازندهاي در اختيار ما ميگذارد.
از آنجا كه از اين پس به طرح موضوعي اين آموزهها خواهيم پرداخت باشد كه بهوسيله
سنخيت يافتن با امام خويش در طريق تحقق واقعي مقدمات ظهور خليفه خدا، گام برداريم.
انشاءالله
پينوشتها:
برگرفته از آموزههاي اخلاقي ـ رفتاري امامان شيعه(ع)، نوشته محمدتقي عبدوس و
محمدمهدي اشتهاردي.
1. نهجالفصاحه، ح 890؛ اصول كافي، ج 1، ص 44.
2. المواعظ العدديه، ص 133.
3. بحارالأنوار، ج 72، ص 135.
4. اصول كافي، ج 2، ص 78.
5. همان، ج 1، ص 187.
6. همان، ص 183.
7. همان، ص 256.
8. همان، ج 2، ص 74.
9. تحف العقول، سخنان امام سجاد(ع).
ماهنامه موعود شماره 53
|