معضل جهاني سلامت
گزارش سازمان بهداشت جهاني - ژنوشايد در هيچ دوره از دورانهاي بيشماري كه كره خاك در عمر طولاني خود شاهد آنها بوده، چون عصر ما، جهان اينگونه دستخوش بحرانها و التهابهاي گوناگون و فراگير نبوده است؛ بحرانهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اخلاقي، زيست محيطي و... . فقط كافي است يكي از روزنامههاي صبح يا عصر را ورق بزنيد تا در صفحات مختلف آن با نمودهاي مختلفي از اين بحرانهاي فزاينده روبهرو شويد.
جنگ، نبردهاي داخلي، كودتا، نسلكشي، جنايت عليه بشريت، تروريسم، قاچاق زنان و كودكان، تجارت مواد مخدر، قحطي، گرسنگي، فقر، شكاف طبقاتي، قتل، جنايت، ناامني، آدمربايي، شكنجه، روسپيگري، همجنسبازي، سقط جنين، گرم شدن كره زمين، كمبود منابع آب، خشكسالي، زلزله، بيماريهاي كشنده و... سرفصل خبرهايي است كه هر روز از گوشه و كنار جهان مخابره ميشود.
راستي چه اتفاقي افتاده است؟ بشر در چه باتلاق خود ساختهاي گرفتار آمده كه هر چه بيشتر دست و پا ميزند بيشتر در آن فرو ميرود؟
آيا براي اين بحرانهاي فراگير جهاني ميتوان پاياني تصور كرد؟ آيا بشر متمدن خواهد توانست راهي براي برون رفت از اين بحران پيدا كند؟ آيا اين همه بحران و التهاب، اين همه ظلم و بيعدالتي، اين همه فساد و تباهي، اين همه... براي بازگشت انسان از راهي كه براي اراده جهان در پيش گرفته كافي نيست؟! آيا وقت آن فرا نرسيده كه بشر اين فرموده پروردگار حكيم را مورد توجه قرار دهد كه:
ظهر الفساد في البرّ و البحر بما كسبت أيدي الناس
ليذيقهم بعض الذي عملوا لعلّهم يرجعون.2
به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است، تا [سزاي] بعضي از آنچه را كه كردهاند به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند.
آري، وقت بازگشت فرا رسيده است. ديگر وقت آن رسيده كه بشر با اعتراف به عجز و ناتواني خود در مهار اين بحرانها و اظهار پشيماني از پشت كردن به «وليّ خدا» - كه تنها نجاتبخش او از اين همه ظلم و فساد و تباهي است - سر به آستان پروردگار خويش سايد و ناله سر دهد كه:
خداوندا! به سبب آنچه دستهاي مردم فراهم آورده، فساد در خشكي و دريا نمودار شده است، پس وليّ خود و پسر دختر پيامبرت را - كه همنام رسول توست - بر ما آشكار ساز، تا آنكه همه مظاهر باطل را نابود سازد و حق را ثابت گرداند.3
در سلسله مقالاتي كه از اين پس با عنوان «جهان در بحران» تقديم شما خوانندگان عزيز ميشود، نمادهاي مختلف بحرانهايي كه امروز جهان با آنها دست به گريبان است، مورد بررسي قرار ميگيرد تا عمق و گستردگي اين بحرانها بيش از پيش روشن شود و عجز و ناتواني انسان امروز در مهار آنها افزون از گذشته معلوم گردد. باشد تا از اين رهگذر همه ما به ضرورت ظهور آخرين حجت براي پايان دادن به همه اين آشفتگيها، سرگردانيها، رنجها و بلاها واقف و فرج آن حضرت را با همه وجود از خداوند متعال خواستار شويم.
در مقاله پيش رو، كه در واقع گزارش سازمان بهداشت جهاني است، شما با يكي ديگر از اابعاد بحرانهاي فزايندهاي كه جان با آن روبروست آشنا ميشويد.
سخن اصلي اين گزارش اين است كه: اگر چه علم پزشكي جديد در ساليان گذشته به واسطه مقابله با برخي بيماريهاي عفوني و همهگير و گاه ريشهكني آنها همواره به خود باليده، اما ظهور مجدد اين نوع بيماريهاي به ظاهر نابود شده و نيز پيدايش برخي بيماريهاي جديد، پزشكي و نيز حوزه سلامت بشري را با چالشي جدي مواجه ساخته است.
اين گزارش را با هم ميخوانيم.
تا چندي پيش، نوعي خوشبيني حكايت از آن داشت كه مبارزه طولاني مدت بشر براي به كنترل درآوردن بيماريهاي عفوني، تقريباً با موفقيت به پايان رسيده است. ديگر آبله ريشهكن شده است و فلج اطفال، جذام، چاگاس و كزاز در نوزادان در آستانه نابودي كامل قرار دارد. همچنين آمارها حكايت از آن دارد كه هشتاد درصد كودكان جهان در سالهاي اخير در برابر تعدادي از بيماريهاي كشنده، مصونيت يافتهاند و داروهاي ضد ميكروب توليد شده، به نحوي مؤثر، بيماريهاي عفوني بيشماري را به كنترل درآوردهاند.
اما اينگونه خوشبينيها هماكنون در حال رنگ باختناند؛ زيرا بررسيها بيانگر آن است كه همه ساله به رغم اينگونه تلاشها، باز هم حيات بشر با مرگ ميليونها نفر در اثر برخي از اينگونه بيماريها همراه شده است. بنابراين نه تنها مبارزه براي به كنترل درآوردن اين بيماريها پايان نيافته، بلكه به مرحلهاي بحراني نيز رسيده است. هماكنون، بيماريهاي عفوني به عنوان مهمترين عامل مرگ و مير در سراسر جهان شناخته ميشوند، بهطوري كه حداقل 17 ميليون از 52 ميليون مورد مرگ سالانه جهان را به خود اختصاص داده است. علاوه بر اين جمعيت 17 ميليوني كه حدود 9 ميليون نفر آنها را كودكان تشكيل ميدهند، بيش از نيمي از جمعيت 5/72 ميليارد نفري جهان نيز در معرض بسياري از بيماريهاي بومي قرار دارند.
در حال حاضر، بيماريهايي همچون وبا كه تصور ميشد از لحاظ جغرافيايي محدود شدهاند، در مناطقي كه به عنوان مناطق ايمن شناخته ميشوند، دوباره در حال شيوع و گسترش است. اگر چه تعدادي از بيماريهاي عفوني بهطور كامل به كنترل درآمدهاند، اما برخي بيماريها همچون مالاريا و سل كه همواره در گذشته نيز به عنوان بزرگترين دشمنان بشريت شناخته ميشدند، دوباره ظاهر شدهاند و مبارزهاي ديگر عليه آنها از سر گرفته شده است. اهميت كنترل بيماريهاي عفوني، زماني آشكار ميگردد كه دريابيم نقش عوامل عفوني در گسترش تعداد قابل توجهي از انواع سرطانها كاملاً اثبات شده است.
بيماريهاي جديد؛ تهديدهاي جديدهمراهي بيماريهاي جديد و نوظهور با گسترش سريع عوامل مقاوم در برابر آنتيبيوتيكها و نيز افزايش ميزان حشرات ناقل مقاوم در برابر حشرهكشها، به چالشهايي رعبآور براي سلامت بشريت تبديل شدهاند.
بيماريهاي جديد از ايدز گرفته تا بيماريهاي معمولي، همه و همه با عفونتهاي ويروسي در ارتباط هستند. از آنجا كه در بسياري از اينگونه بيماريها، منبع عفونت همچنان ناشناخته مانده است، در نتيجه راه معالجه خاصي نيز تا كنون براي آنها يافت نشده است.
هماينك ظهور نوعي مقاومت عليه آنتي بيوتيكها در محيط بيمارستانها در سراسر جهان به پديدهاي تهديد كننده براي كاركنان حاضر در اينگونه محيطها تبديل شده است. در چنين شرايطي است كه بسياري از آنتيبيوتيكهاي قوي، بياثر شدهاند و اين معضل زماني تشديد ميشود كه داروهاي جديد محدودي در حال جايگزين شدن آنها است. واقعيت آن است كه در چنين مبارزهاي اين ميكروبها از بشريت پيشي جستهاند و هر لحظه نيز فاصله بين توانايي آنها در مسير جهش يافتن و تبديل به گونههاي مقاوم در برابر داروها و توانايي بشر براي مقابله با آنها در حال افزايش است.
اينها نمونههايي از رويدادهايي است كه در روند كنترل بيمايهاي همهگير در حال ظهور و بروز است؛ روندي كه به رغم كشف آنتي بيوتيكها، گسترش واكسيناسيون، توسل به مجموعهاي از اقدامات بهداشتي و نيز درك بهتري از ماهيت بيماريهاي عفوني، باز هم ادامه دارد.
بهاي يك شكستظهور مجدد بيماريهاي عفوني، زنگ خطري است كه حكايت از آن دارد كه در صورت عدم دستيابي به راهكارهاي جديد، امنيت جهاني در حوزه سلامت و رفاه با تهديدي جدي روبرو خواهد شد.
اينگونه بيماريها، خواه در مناطق خاصي ظهور يابند، همچون مالاريا و تب دنگ كه در كشورهاي در حال توسعه رواج بسياري يافتهاند، و خواه گسترهاي جهاني را به خود آلوده سازند، همانند هپاتيت و يا بيماريهايي چون ايدز كه از طريق تماس جنسي قابل انتقال هستند و يا اصلاً بيماريهايي كه بهوسيله مواد غذايي انتقال مييابند كه هم مردم كشورهاي فقير و هم مردم كشورهاي غني را متأثر از خود مي سازند، ميتوانند تهديدهايي جدي براي سلامت جهاني محسوب شوند. از جمله بيماريهاي عفوني رايج كه امروزه به بحرانهايي در عرصه جهاني تبديل شدهاند، ميتوان به موارد زير اشاره نمود:
مالاريا: اين بيماري كه خطرناكترين بيماري قابل انتقال از حشرات است، همه ساله 500 ميليون نفر از مردم جهان را مبتلا ميسازد و حداقل دو ميليون نفر از اين جمعيت را به كام مرگ فرو ميبرد.
عفونتهاي تنفسي: اينگونه عفونتها نيز همه ساله حدود چهار ميليون نفر از كودكان را از پاي درميآورد. سل نيز كه نوعي بيماري قابل انتقال محسوب ميشود، همه ساله مرگ حدود سه ميليون نفر را با خود دارد. نكته قابل توجه درباره اين بيماري آن است كه يك سوم جمعيت جهان حامل باسيلهايي هستند كه به توليد سل ميانجامند.
اسهال: اين بيماري كه عمدتاً توسط آب و غذاي آلوده منتشر ميشود، همه ساله 3 ميليون كودك را در سراسر جهان از پاي درميآورد.
وبا: اين بيماري نيز از جمله بيماريهاي همهگيري است كه هنوز هم آسياي جنوب شرقي تا خاورميانه و نيز آفريقاي غربي و آمريكاي جنوبي را آلوده خود ميسازد.
ايدز: ويروس HIV حامل بيماري ايدز و عمدتاً از طريق روابط جنسي در حال گسترش است. هماكنون 24 ميليون بزرگسال به اين بيماري مبتلا هستند و 4 ميليون نفر نيز تا كنون به واسطه ابتلا به اين بيماري جان باختهاند. تنها در سال 1995 بيش از 330 ميليون مورد جديد از بيماريهايي كه محصول روابط جنسي بودهاند، شناسايي شدهاند.
هپاتيت: امروزه هپاتيت به عنوان يكي از جديترين مشكلات در عرصه جهاني شناخته ميشود. هماكنون حداقل 350 ميليون نفر در جهان حامل هپاتيت B هستند و 100 ميليون نفر حامل نوع C آن هستند و حداقل يك چهارم اين جمعيت در آينده به واسطه اين عارضه كبدي مرگ را تجربه خواهند نمود. تنها در سال 1995 بالغ بر ده ميليون مورد بيمار سرطاني كه عامل ابتلايشان به سرطان، انواع ويروسها (خاصه ويروس هپاتيت B و C)، باكتريها و انگلها است، شناسايي شدند. برآوردهاي سازمان بهداشت جهاني حكايت از آن دارد كه كنترل بيماريهاي عفوني ميتواند از 15درصد موارد جديد سرطان جلوگيري به عمل آورد.
فقر و گسترش بيماريهاي عفونيفقر در حال گسترش است و از همينرو است كه صدها ميليون نفر از مردم به واسطه شرايط زندگيشان در معرض ابتلا به بيماريهاي عفونياند. بيش از يك سوم جمعيت جهان، هماينك در فقر شديد بهسر مي برند و تقريباً يك سوم كودكان جهان به سوءتغذيه مبتلا هستند. همچنين نيمي از مردم جهان از دسترسي منظم به ضروريترين داروهاي موجود محروماند.
تداوم افزايش جمعيت جهان، كه البته با رشد سريع شهرنشيني نيز همراه شده است، به معناي سكونت ميليونها نفر در محيطهاي غير بهداشتي مملو از جمعيت است كه در چنين شرايطي كمبود آب سالم و فقدان بهداشت كافي ميتواند زمينهساز بيماريهاي عفوني گردد. همين تمركز شديد جمعيت در چنين مناطق شهري است كه ميتواند به خطر ابتلا به بيماريهاي تنفسي و نيز بيماريهايي كه از طريق آب و غذا قابل گسترشاند، دامن بزند.
از سويي ديگر در نتيجه تغيير رفتارهاي جنسي، انسانها در معرض ابتلاي به بيماريهاي جنسي مختلفي هستند. هماكنون تقريباً در سراسر جهان همه روزه يك ميليون نفر به بيماريهاي گوناگون جنسي مبتلا ميشوند كه عمده آنها را جوانان تشكيل ميدهند، بيماريهايي عفوني و همهگير كه در شرايط دنياي امروز با گسترش قابل توجهي همراه شدهاند.
تغييرات شكل گرفته در عرصه تجارت جهاني غذا نيز به خلق شرايطي جديد براي ظهور و گسترش بيماريهاي عفوني دامن زده است. حمل احشام، نحوه تهيه، توليد و ذخيرة محصولات غذايي، نحوه عرضه و بالاخره رفتارهاي تغيير يافته در خورد و خوراك بشري از زمينههاي اصلي اين بحران محسوب ميشوند.
تغيير و تحولات اجتماعي در گروههاي سني خاص نيز از جمله عوامل تسهيل ابتلا به بيماريهاي عفوني محسوب ميشود. به عنوان مثال ميتوان به نحوه گردهم آمدن كودكان در مهد كودكها و يا نحوه نگهداري و زندگي سالمندان در مراكز نگهداري آنها اشاره نمود؛ محيطهايي كه به افزايش خطر ابتلا به اينگونه بيماريها كمك بسياري ميكند.
گسترش مناطق زيستي بشر، ميليونها نفر را در معرض عوامل ناشناخته و يا كمتر شناخته شده قرار ميدهد. تأثيرات حاصله از تغييرهاي جوي نيز ميتواند شرايط مساعدي را براي گسترش بيماريهاي عفوني بهوجود آورد. اگر چه امروزه داروهاي ضد باكتريايي به داروهايي فراگير تبديل شدهاند، اما در همين حال، تداوم تكامل و سازگاري ميكروبها با محيطزيست نيز همچنان ادامه دارد؛ به نحوي كه همواره شاهد افزايش مقاومت آنها در برابر اينگونه داروها بودهايم.
به دلايل مذكور است كه بيماريهاي عفوني به يك چالش جهاني تبديل شده است؛ چالشي كه هزينههاي اقتصادي و اجتماعي اين بيماريها فراتر از آن است كه افراد، خانوادهها و جوامع بتوانند از آن چشمپوشي نمايند. از آنجا كه دلايل چنين بحراني، چند بعدي است، مخاطب ما نبايستي صرفاً به افرادي كه فعاليتهايشان در حوزه سلامت بشري متمركز شده است، محدود گردد؛ چرا كه اين بحران، خود محصول معضلاتي سياسي، اجتماعي و زيست محيطي و از همه مهمتر تا حد زيادي نتيجه معضل و بحراني است كه به دست بشريت خلق شده و به عنوان محصول جانبي دنياي مدرن شناخته ميشود.
برگرفته از: www.twnside.org به نقل از ماهنامة سياحت غرب، ش8، صص 88 -93.
ماهنامه موعود شماره 52