spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
شناخت امام(ع) ضرورت هر زمان چاپ پست الكترونيكي
۲۴ مرداد ۱۳۸۴
رفتن به
شناخت امام(ع) ضرورت هر زمان
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4


آيت الله سيد محمد ضياء آبادي

 

ضرورت طرح بحث امامت به طور مكرّر
مسايل مربوط به امامت ابعاد مختلف از آن نظر كه ما اصالت بسيار مؤكدي براي امامت در دين خود قايليم، بايد كثيراً
و مكرراً مورد بحث قرار بگيرد. گوينده‌ها بگويند و نويسنده‌ها بنويسند تا اين حقيقت كه ام‌الحقايق است در دل‌هاي
ما شيعة اماميه و مخصوصاً در دل‌هاي جوانان و نوجوانان كه در شرايط بسيار لغز‌نده‌اي قرار گرفته‌اند، رسوخ پيدا كند
و باورشان بشود و در جانشان بنشيند كه اعتقاد به اصل امامت اصيل‌ترين و اساسي‌ترين اصول معارف ديني
ماست. يعني اگر اين اصل ثابت شد و در دل‌ نشست و دل با اين عقيده گره خورد، ساير معارف از توحيد و نبوت و
معاد حقيقت‌دار و سبب نجات ما پس از مرگ مي‌باشند و اگر العياذ بالله اين اصل اختلالي پيدا كرد، ديگر معارف نيز
از اثر خواهند افتاد و در عالم پس از مرگ نجات‌بخش نخواهند بود. اين حقيقتي است كه ما با صدها روايت از رسول
خدا(ص) و ائمة اطهار(ع) به دست آورده‌ايم. از باب نمونه به اين روايت توجه فرماييد:

اساس دين اعتقاد به ولايت
به نقل مرحوم علامة مجلسي(رض) راوي به نام ميسر گفت: خدمت امام صادق(ع) رسيدم و گفتم: آقا! من
همسايه‌اي دارم مردي است بسيار عابد و زاهد متهجد كه حالات روحي او براي من اعجاب انگيز است! من شب‌ها
در ساعات آخر شب به صداي او از خواب بيدار مي‌شوم و مي‌بينم در حال مناجات با خداست تا سحر مشغول دعا و
نماز و عبادت و تلاوت قرآن است و ... اين حال اوست. در ميان مردم هم تحقيق كرده‌ام از نظر صداقت در گفتار و
امانت و عدالت در رفتار مورد تأييد و تصديق همگان است. در مجموع آدمي متدين و متقي واقعي است. امام همه
را گوش داد و بعد در يك جملة كوتاه از من سوال فرمود:
يعرف شيئا مما انت عليه؟
آيا چيزي از آنچه را كه تو معتقد به آن هستي مي‌شناسد؟
با اصل اعتقاد به ولايت ما آشنايي دارد يا نه؟ توجه مي‌فرماييد كه امام روي كدام نقطه از معارف ديني انگشت
گذاشته و آن را پايه و اساس اصلي دين معرفي كرده و ساير حالات روحي و اعمال عبادي را بدون آن، بي‌پايه و
اساس نشان داده است!
راوي گفت: از اين جهت تحقيقي نكرده‌ام و اطلاع از اين قسمت از عقيده‌اش ندارم. گذشت و سال بعد پس از انجام
مناسك حج در مدينه خدمت امام(ع) رسيدم و باز سخن از همسايه‌ام به ميان آوردم و حالات روحي و عبادتش را
ستودم. امام(ع) باز همان جملة سال گذشته را فرمود:
يعرف شيئا مما انت عليه؟
آيا چيزي از آنچه را كه تو معتقد به آن هستي مي‌شناسد و اعتقاد به ولايت ما دارد؟
گفتم: خير، مولاي من! تحقيق كردم و معلومم شد كه از معتقدان به ولايت شما، خاندان رسالت و اهل‌بيت عصمت
نمي‌باشد. امام فرمود:
يا ميسر اي البقاع اعظم حرمه؟
كدام نقطه روي زمين از همه جا محترم‌تر و داراي حرمت عظيم‌تر است؟
گفتم : شما بفرماييد. فرمود:
ما بين الركن و المقام، روضه من رياض الجنه و ما بين القبر و المنبر روضه من رياض الجنه...1
در مكه در مسجد الحرام، آن نقطة فاصلة بين ركن كعبه [كه حجرالاسود در آن نصب شده است] و بين مقام [
ابراهيم] باغي از باغهاي بهشت است و[در مدينه در مسجدالنبي] آن نقطه فاصلة بين قبر منور رسول خدا(ص) و
بين منبر آن حضرت باغي از باغ‌هاي بهشت است.
اگر خداوند به بنده‌اي هزار سال عمر بدهد و او تمام اين مدت را مابين ركن و مقام و مابين قبر و منبر پيامبر(ص) به
عبادت بپردازد و سرانجام مظلومانه سرش بريده شود و خدا را به غير ولايت ما ديدار كند، برخدا سزاوار است كه او را
به رو در ميان آتش جهنم بيفكند.
اين جمله نيز از رسول اكرم(ص) منقول است:
قسم به كسي كه جان محمد در دست اوست..
اگر بنده‌اي به قدر هفتاد پيامبر عمل صالح بياورد، اما ولايت من و ولايت اهل‌بيتم را نداشته باشد، مورد قبول خدا
واقع نمي‌شود.2

مراقب دسيسه‌هاي شيطاني باشيم!
توجه به اين حقيقت لازم است كه لبه تيز حربة دشمن روي مسألة «امامت» و «ولايت» است و لذا بعد از رحلت
پيامبر اكرم(ص) اول هجومي كه آوردند به امامت و ولايت بود. در اولين قدم ولي منصوب از جانب خدا را با
دسيسه‌هاي شيطاني كنار زدند! تنها اسم رسول الله و كتاب الله را در دست خود نگه داشتند و در پوشش همين
دو عنوان، تكيه بر مسند رياست زدند و به مطامع دنيوي خود نايل شدند. چون ظاهر عنوان رسول الله و كتاب الله كه
مزاحمشان نبود بلكه راهگشا و دستاويز نيل به منافعشان نيز بود آنچه كه مانع كارشان مي‌شد تبيين حقايق وحي
قرآني و اجراي كامل آن بود و اين نيز منحصراً از جانب خدا واگذار به علي و اهل‌بيت رسول(ع) شده و رسول خدا(ص)
هم مكرر مي‌فرمود:
اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي...
به همين جهت ديدند تنها راه رسيدن به هواهاي نفسانيشان، منزوي ساختن اهل‌ بيت(ع) و كوتاه كردن دست آنها
از دخالت در امور ملت است و اين نقشة ابليسي را چنان پياده كردند كه در حكومت بني‌اميه مسأله سب و لعن بر
امام اميرالمؤمنين - العياذ بالله - يك شعار رسمي اسلامي شد و راه تقرب به خدا و نيل به ثواب در روز جزا به
حساب آمد!! كه خطيب جمعه پس از حمد خدا و صلوات بر رسول خدا موظف به لعن و سب بر علي بن ابي‌طالب -
نستجير بالله - بود و اگر نمي‌كرد از امامت جمعه عزل و به انواع شكنجه‌ها محكومش مي‌نمودند!
در طول مدت حكومت جباران، اهل بيت(ع) يا محكوم به قتل و اعدام بودند و يا به تبعيد و زندان، اكنون نيز مي‌بينيم
از هر جا صدايي عليه دين بر‌مي‌خيزد و فرقه‌اي به وجود مي‌آيد در واقع از طرق مختلف به شكستن قدرت امامت و
ولايت اهل بيت(ع) اقدام مي‌شود.

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.