|
صفحه 3 از 3 تاريخچه رجعت معمولا در كتابهايى كه پيرامون رجعت نگارش شده است، توجهى به تاريخچه و سير تحول و تطور اين عقيده ننمودهاند، در صورتى كه مطالعه تاريخى در مورد يك پديده مىتواند تصوير روشنى از آن در ذهن ايجاد كند و بسيارى از كجانديشيهاى موجود را پاسخ دهد. از اين رو با توجه به مستندات تاريخى مىتوان سه دوره براى اين عقيده در بستر تاريخ در نظر گرفت: 1. دوره پيدايش (از عصر رسالت تا سنه 95 ق شهادت امام سجاد(ع)). در اين دوره كه دوره تكون و پيدايش اين عقيده است ، رجعتبراى اولين بار توسط پيامبر گرامى اسلام(ص) تحت عنوان «خروج» مطرح گرديد. و در زمان حضرت على(ع) از آن به رجعت تعبير شد. در اين عصر رجعتبه عنوان يكى از اسرارى كه در آينده اتفاق خواهد افتاد، به اصحاب خاص ائمه: گفته مىشد، و كم كم آن را شيوع دادند، و مدتى طول كشيد تا اذهان عامه با آن انس گرفت. از اين رو در اين مرحله از استدلال و نقد و رد آن خبرى نيست و عمده مطالب طرح شده پيرامون رجعت كنندگان بوده است. جنبنده خدا رجعتيكى از امور اعتقادى است كه از صدر اسلام مورد توجه ويژه پيامبر گرامى اسلام(ص) بوده و به مناسبتهاى مختلف آن را بيان مىكرده است. در روايتى كه در ذيل مىآيد حضرت به بازگشت اميرالمؤمنين(ع) در آخرالزمان به دنيا اشاره كرده و براى تبيين آن از آيات قرآنى استفاده مىكنند. در حديثى امام صادق(ع) مىفرمايد: «انتهى رسولالله6 الى اميرالمؤمنين و هو نائم فىالمسجد ، قد جمع رملا و وضع راسه عليه فحركه برجله ثم قال: قم يا دابةالله فقال رجل من اصحابه: يا رسولالله انسمى بعضنا بعضا بهذاالاسم؟ فقال: لا، والله ما هوالا له خاصة و هو دابة التى ذكرالله فىكتابه و اذا وقع القول عليهم اخرجنا لهم دابة منالارض تكلمهم انالناس كانوا باياتنا لا يوقنون» ثم قال: يا على اذا كان آخرالزمان اخرجك الله فى احسن صورة و معك ميسم تسم به اعدائك» (15) روزى رسول خدا(ص) به سوى اميرالمؤمنين على(ع) آمد در حالى كه وى در مسجد خوابيده بود و مقدارى شن را به عنوان بالش زير سر گذاشته بود، او را با پا حركت داد و فرمود: اى دابةالله (جنبنده خدا) برخيز، يكى از اصحاب عرض كرد: اى رسول گرامى آيا ما مجازيم اين اسم را به ديگران نسبت دهيم؟ حضرت فرمود: خير ، به خدا سوگند كه آن نام مخصوص او (حضرت على(ع)) است . و او همان دابه و جنبندهاى است كه خداوند در كتابش فرمود: «هنگامى كه قول بر آنان واقع گردد ، براى آنها دابهاى از زمين خارج مىكنيم كه با آنان سخن مىگويد و يا ايشان را مجروح مىكند در صورتى كه («تكلمهم» را بدون تشديد بخوانيم) به درستى كه مردم به آيات و نشانههاى ما يقين نمىكنند.» سپس اضافه كردند:اى على هنگامىكه آخرالزمان فرا رسد، خداوند تو را در بهترين صورت از زمين خارج مىسازد، در حالى كه به همراه تو عصايى است، كه با آن دشمنانت را مشخص مىكنى. پيامبر گرامى اسلام در مورد بازگشتحضرت على(ع) در آخرالزمان، تعبير به اخراج (از زمين) مىكند، كه دقيقا مفهوم رجعت را بيان مىكند.
پىنوشتها:
1. سبحانى ، جعفر، الالهيات على هدى الكتاب والسنة والعقل، قم ، مكتبة الاعلام الاسلامى، ج 2 ، ص787. 2 . القمى ، ابوالقاسم جعفر بن محمدبن قولويه ، كامل الزيارات ، صص257 - 218 ، نجف ، المطبعةالمرتضوية فىالنجف الاشرف . 3. همان جا 4. المجلسى ، بحارالانوار ، ج53 ، ص 92 ، 121. 5. حقاليقين ، ج 2 ، ص 35 . 6. لغتنامه دهخدا، حرف راء ، انتشارات دانشگاه تهران، صص 295- 294. 7. از امام صادق(ع) منقول است كه هر كه چهل صبح اين عهد (دعاى عهد امام زمان(ع)) را بخواند از ياوران قائم « ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خدا او را از قبر بيرون آورد كه در خدمت آن حضرت باشد، قمى، شيخ عباس ، مفاتيحالجنان، قدس، ص 892 8. رجوع شود به تعريف رجعت ، شماره قبل موعود، صص49- 48 . 9. به نقل از بحارالانوار، ج53، ص 128 . 10. الخنيزى ، شيخ علىابوالحسن بن حسن بن مهدى، الدعوة الاسلامية ، بيروت، ج 2 ، ص 94 . 11. المجلسى ،بحارالانوار، ج 52 ، ص226- 225، با اندكى تفاوت ، مؤسسه المعارفالاسلامية - بهمن ، چاپ اول سال 1411 ق، 52 ، ص226-225، معجمالاحاديث الامام المهدى(ع)،ج3، صص33-329 12. بحارالانوار، ج53 ، صص 104 -103. 13. همان جا، ج 52 ، ص9 و 42. 14. همان جا، ص 92 . 15. همان جا، ص 52.
ماهنامه موعودـ شماره2
|