spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
 
رجعت-2 چاپ پست الكترونيكي
۲۴ شهريور ۱۳۸۲
رفتن به
رجعت-2
صفحه 2
صفحه 3
محمدرضا ضميرى
رجعت‏يك پيشگويى تاريخى است‏يا يك مساله اعتقادى؟
يكى از انديشمندان معاصر تصور كرده كه رجعت نه يك مساله اعتقادى ، بلكه از قضاياى مسلم تاريخى است، در نتيجه اعتقاد و انكار آن هيچ خدشه‏اى در ايمان انسان وارد نمى‏سازد. وى مى‏گويد: «قضيه رجعتى كه برخى از آيات قرآنى و احاديث از آن سخن گفته‏اند، از آنچه شيعه از بين امت اسلامى به آن قائل است، بدين معنى نيست كه اصل رجعت ، به عنوان يكى از اصول دين مطرح و در مرتبه اعتقاد به توحيد و نبوت و معاد باشد، بلكه از مسلمات قطعيه محسوب مى‏شود و شان آن در اين مورد هم شان بسيارى از قضاياى فقهى و تاريخى است كه راهى به انكار آنها نيست ، مثلا همه فقها در حرمت مال غصبى اتفاق دارند يا با دلايل محكم تاريخى ثابت‏شده كه جنگ بدر در سال دوم از هجرت واقع شده است. قضيه اول، قضيه‏اى فقهى و قضيه دوم، قضيه‏اى تاريخى است و با اين حال هر دو از اصول دين محسوب نمى‏شوند و رجعت نيز چنين است؟ (1)

در اين سخن دو احتمال به نظر مى‏رسد ، يكى آنكه اعتقاد به رجعت از اصول دين نيست كه انكار آن موجب كفر گردد، هر چند خود از امور اعتقادى محسوب مى‏شود. اين سخن صحيح و قابل قبول است. احتمال ديگر آنكه رجعت از سنخ امور اعتقادى نيست‏بلكه صرفا يك پيشگويى تاريخى در مورد آينده بشرى است، همانند قضاياى تاريخى و فقهى كه هر چند قطعى است، ولى اعتقاد به آن ضرورى نيست.

اين سخن بر خلاف مفاد ادعيه و روايات و سخنان علماى كلام است، در زيارت امام حسين(ع) مى‏خوانيم:

«انى من المؤمنين برجعتكم‏» (2)

من به بازگشت‏شما اهل بيت(ع) ايمان و اعتقاد دارم .

يا در زيارت حضرت ابوالفضل (ع) آمده:

«انى‏بكم‏وبايابكم‏من‏المؤمنين‏» (3)

من به شما و بازگشتتان معتقدم

در روايتى كه قبلا بيان شد، امام صادق(ع) مى‏فرمايند:

«من اقر بسبعة اشياء فهو مؤمن و ذكر منهاالايمان بالرجعة‏» (4)

هر كس به هفت چيز معتقد باشد، مؤمن است و از ميان هفت چيز ايمان به رجعت را بيان فرمود.

در سخنان بسيارى از انديشمندان كلامى، رجعت‏به عنوان يك امر اعتقادى مطرح شده بطورى كه اعتقاد به آن را ضرورى شمرده‏اند ، به عنوان نمونه: مرحوم شبر مى‏فرمايد:

«پس اعتقاد به اصل رجعت‏به طور اجمالى واجب است ... هر چند كه تفاصيل آن موكول‏به‏ائمه‏اهل البيت: مى‏شود.» (5)

بنابراين در تمامى روايات مذكور و روايات متعدد ديگر، رجعت‏به عنوان يك مساله اعتقادى مطرح شده است، كه خود گوياى آنست كه رجعت از زمره امور اعتقادى است نه صرفا يك قضيه مسلم تاريخى.

شاهد ديگر آنكه پيوسته علماى كلام موضوع رجعت را در كنار ساير مباحث اعتقادى بحث كرده‏اند، و اين خود شاهد تلقى اعتقادى بودن رجعت است. نكته ديگر آنكه آيا صرف تحقق آن در آينده موجب پيشگويى تاريخى بودن آن مى‏شود؟ اگر چنين است، معاد هم كه در آينده محقق مى‏شود، پس صرفا يك قضيه تاريخى است، آيا نويسنده به آن ملتزم مى‏شود؟

رابطه رجعت‏با بعضى از امور اعتقادى
تفكيك مفاهيم و واژه‏هايى كه بيانگر اعتقادات و باورهاى دينى است از اهميت زيادى برخوردار است. و گاهى كم توجهى در اين راستا مشكلاتى را به همراه داشته و باعث گرديده است تا اشتباهات بزرگى رخ دهد، و شايد يكى از عوامل آن شباهت معنايى زياد اين دو واژه در فرهنگ مردم باشد. از اين روى در لغتنامه دهخدا (6) از ظهور امام عصر (ع) و نزول حضرت عيسى(ع) به رجعت تعبير شده است كه از جهت لغوى چنين كاربردى ممكن است صحيح باشد، اما از نظر اصطلاح علماى كلام غلطى فاحش است...، به هر صورت در اين فصل تفاوتهاى محتوايى رجعت‏با ساير مفاهيم مشابه بدقت‏بررسى مى‏شود تا جايگاه واقعى كاربرد آن مفاهيم روشن گردد. ممكن است از توضيحاتى كه در مورد رجعت ذكر شد، چنين برداشت‏شود كه رجعت همان معاد است، چرا كه مؤمنان و كافران هر كدام به پاداش و سزاى عمل خويش خواهند رسيد و معناى معاد چيزى جز اين نيست و اساسا انتقام الهى از مشركين و يا پاداش به مؤمنان و نيز آن اتفاقات غير عادى كه در رجعت اتفاق مى‏افتد - همانند سلطنت طولانى اهل بيت(ع) ، زنده شدن برخى مردگان و ... - تحققش در دنيا ممكن نيست، لذا مطالبى كه در مورد رجعت گفته مى‏شود، در حقيقت‏بخشى از حوادث معاد است و همين تلقى و دريافت از رجعت‏سبب شده تا برخى از اهل سنت گمان كنند كه اعتقاد به رجعت مستلزم بطلان رستاخيز خواهد شد. زيرا وقتى كه در رجعت، مؤمنان به پاداش و كافران به سزاى عمل خويش برسند، نيازى به رستاخيز نخواهد بود ... پس در هر صورت مى‏بايست تفاوتهاى اين دو امر اعتقادى بدقت تببين شود.

تفاوتهاى متعددى بين رجعت و معاد وجود دارد كه از آن ميان به چهار فرق اساسى اشاره مى‏كنيم:

1. رجعت در اين جهان مادى با همه مشخصات و عوارض ، محقق مى‏گردد و همانطور كه در تعريف رجعت آمد، مردمان در همان شكل و صورتى كه در گذشته بودند، بر مى‏گردند ، اما معاد در جهان ديگر اتفاق مى‏افتد، در جهانى كه از عوارض مادى خبرى نيست.

2. در معاد همه خلايق براى حسابرسى محشور مى‏گردند، در حاليكه رجعت اختصاص به كافران و مؤمنان خالص دارد.

3. انكار اصلى از اصول دين موجب كفر مى‏شود، بر خلاف انكار اصول مذهب ، از اين روى انكار معاد موجب خروج از دين مى‏گردد، لكن در مورد رجعت چنين نيست .

4. بازگشت كنندگان به دنيا در زمان رجعت دوباره خواهند مرد يا كشته خواهند شد ، اما در معاد ديگر مرگ و ارتحالى نخواهد بود، چرا كه آنجا سراى ابدى است.


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.