|
۲۴ مرداد ۱۳۸۴ |
حورا طوسي
چه گذشته است بر اين خانه خاموش، كه اين چنين سياهپوش و عزادار نشسته و چشم بر
دروازة اميد دوخته
است؟!
چه ديدهاند ديوارهاي قد كشيده و آرام كه خونابه از سپيدي چهره فرو ميريزند و خاك
بر خاك ميافشانند.
چه روزهايي گذشته بر حجت خدا كه با جگري زهر خورده و مجروح، در بستر بيماري،
مظلومانه ناله سر داده و
كائنات، بر غبتش اشك ميريزند؟
روزنههاي كلبة محقر امام چشم ميگشايند بر اين همه دورويي زجرآور.
خليفه جور، پرستار و مراقب به بالين امام ميفرستد تا بيماري و مرگ او را رويدادي
طبيعي نشان داده تا جنايتش
محو شود.
و آن سوتر، فرزند خورشيد، اميد هميشة روزگار بشر آمده تا ديوارهاي تزوير و ترديد را
فرو بريزد و بر سجادة مظلوميت
پدر، نماز وداع گذارد.
آمده تا در شهر غريبي پدر، در جوار جدش امام هادي(ع) پدر را به آغوش خاك بسپارد و
نجواگر رازهاي نهاني غيبت
باشد.
نرگسهاي عاشق، دور تا دور خانه قد كشيدهاند و از خمار چشمان به خون نشستهشان اشك
سرخ فرو ميريزند.
به يادبود آن همه شيدايي آسماني كه شادي بخش حجره حجرههاي اين خانه بود، تا اين
همه درد و داغ كه برگ
برگ وجودشان را به خزان غصه نشانده است.
•••••••••
همه آمدهاند؛ گروه گروه و دسته دسته
در و ديوار شهر، سياه پوشيدهاند و ضجة عزا از پس ديوارها تا عرش بالا ميرود.
بعد از آن همه تنهايي و آن حصارهاي تهديد و شكنجه و خفقان گلوگير، بعد از آن همه
غربت و مظلوميت، زندانهاي
پياپي، حالا همه آمدهاند گرد تابوتي كه روح بزرگ مردي آسماني را بر دوش ميبرد.
خليفه عباسي، پيشاپيش
دستههاي عزادار، ضجه زنان، موية ريا و دورويي سر داده است. برادر خليفه، حجاب كفن
را از آن سيماي نوراني
كنار زده و مويهكنان، دروغ بيشرمانهاش را فرياد ميزند كه: «اين ابا محمد است؛
به مرگ طبيعي در گذشته».
نرگس خاتون، بر مظلوميت خورشيد دل آرايش خون ميفشاند و از ميان همهمة جمع تزوير،
گره گشاي غصههاي
پدر، راه ميگشايد.
دستي آمده تا عطر نرگس وجودش، امضاي مظلوميت ائمه باشد.
كودكي خردسال كه از در و ديوار همين كلبه قد كشيده و زجر تنهاييهاي پدر چشيده؛ آمده
تا بر سجادة پدر، نماز
وداع بگزارد و تار و پود دورويي خلفاي جنايتكار را درهم ريزد.
كسي آمده است، با درياي اشك و اميد. جمع تزوير، شيرازه گم كرده و از هم پاشيده و
ويرانتر نيز خواهد شد.
عطر نرگس نجابتش همه جا را پر كرده و غربت نگاه آسمانياش، داغها را تازهتر كرده
است.
ماهنامه موعود شماره 52 |