spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
استراتژي فرهنگي چاپ پست الكترونيكي
۲۴ مرداد ۱۳۸۴

اسماعيل شفيعي سروستاني



سالي كه گذشت، «موعود»، بخش عمده‌اي از همت خود را مصروف شناسايي و معرفي عوامل و جريانهاي
تهديدگري نمود كه سرزمينهاي اسلامي و از جمله «جمهوري اسلامي ايران» را در تيررس خود قرار داده است.
همة قراين و شواهد تاريخي نشان مي‌دهد كه طي قرون اخير موضوع «مبارزه با مسلمين و انهدام سرزمينهاي
اسلامي» هيچگاه از صفحه ذهن و استراتژي سردمداران غرب مسيحي و يهوديت صهيونيستي دور نمانده، چنان‌كه
طي سه دهة اخير حتي براي يك ساعت، موضوع «تصرف زمينها، غارت سرمايه‌ها، كشتار استعدادها، قتل عام
مجاهدان، تصرف بيت المقدس و حمله به ايران اسلامي و بالاخره طراحي طرحي براي تأسيس خاورميانة جديد از
دستور كار و تبليغات رسانه‌هاي آنها خارج نشده است.
ايجاد درگيريهاي مستمر در دو منطقه بزرگ «شرق اسلامي» و «آمريكاي لاتين» و فعاليت مستمر فرهنگي
سياسي در اين مناطق و از جمله توسعه فعاليتهاي فرقه‌هاي مذهبي وابسته به كليساي انجيلي (پروتستانها)
حكايت از آن دارد كه دو پايگاه پيروان كليساي كاتوليك (آمريكاي لاتين) و اسلام (شرق اسلامي و ايران) در زمرة
مناطق خطرآفرين جدي براي طالبان سلطه و قدرت به‌حساب مي‌آيند.
طي يك دهة گذشته و به‌ويژه پس از واقعة يازده سپتامبر موج گسترده‌اي از فعاليتها و تبليغات تبشيري توسط
مبلغان انجيلي (مسيحيان صهيونيست) در اين مناطق آغاز شده است. ايجاد قريب به 27 شبكه تلويزيوني در عراق
تحت اشغال، توزيع حدود دو ميليون و سيصد هزار انجيل در مناطق كردنشين تركيه و عراق و ميان جوانان مسلمان،
سخنان جري فالول ( كه خود در زمرة مبلغان بزرگ حامي جبهه سياسي - نظامي آمريكا در شرق اسلامي است)
دربارة مسيحي كردن همة جوانان عراق تا سال 2010 ميلادي و صدها گونه فعاليت ديگر پرده از طرحي بر مي‌دارد
كه سعي دارد جبهة گسترده‌اي را از درون سرزمينهاي اسلامي عليه مخالفان نظام سلطه آمريكا و صهيونيسم
جهاني ايجاد نمايد.
چنان‌كه طي همين دوره به‌واسطه سرمايه‌گذاري و فعاليت تبليغاتي كليساي انجيلي قريب به يك ميليون جوان در
گواتمالا پيرو مسيحيت پروتستاني (انجيلي) شده‌اند.
طراحان طرح «خاورميانة بزرگ» به هيچ روي از مهم‌ترين و حساس‌ترين كانون فعاليت ديني و سياسي در خاورميانه
يعني ايران اسلامي، نخواهند گذشت به‌ويژه آنكه اين كانون، بخش عظيمي از شيعيان مسلمان را در حالي تحت
پوشش خود دارد كه حكومت اسلامي با مشي‌اي اصول‌گرا، انقلابي و مقاوم - در عصري كه تاريخ غرب و فرهنگ و
تمدن الحادي‌اش روي به افول و فروپاشي گذارده - حاضر به گذشت از اصول و ارزشهاي پذيرفته شده خود نيست،
به‌ويژه آنكه تشكيل ضروري، محتوم و قريب الوقوع جامعة مهدوي حول محور ولايت آخرين حجت حي خداوند و ضرورت
زمينه‌سازي براي تحقق آن در زمرة معتقدات جدي مردم هوشمند ساكن در اين كانون ثروتمند است.
شايد از همين روست كه رهبران امور فرهنگي و سياسي غربي با نگراني عميق بر آنند تا براي:
1. جلوگيري از فروپاشي بافت عمومي و دروني جامعة غربي؛
2. ايجاد آمادگي و تزريق مصنوعي انگيزه براي مقابله با آيندة ناگزير (اعتلا و عظمت مسلمين در جهان)؛
3. مبارزه با زير‌ساخت فرهنگي شرق اسلامي(موعود‌گرايي)؛
موضوع قريب الوقوع بودن ظهور حضرت مسيح(ع) را دست‌ماية فعاليتها و تبليغات فرهنگي، اجتماعي داخلي و
حضور سياسي نظامي در خاورميانه قرار دهند.
بي‌گمان همة كساني كه با «يهوديت صهيونيستي» آشنايي دارند مي‌دانند كه استراتژي فرهنگي و سياسي اين
جماعت كه با اتكا به آموزه‌ها و آرمانها و مقاصد آنها فراهم آمده در مجموعة پروتكلهاي دانشوران يهود قابل
شناسايي و مطالعه است. منابع و مصادر و عملكرد نيم قرن گذشته صهيونيسم نشان مي‌دهد كه آنان از اولين روز
شكل‌گيري تا به امروز كه بخش عظيمي از فلسطين را تصرف كرده‌اند، «پنج برنامه» را در اين استراتژي فرهنگي،
سياسي جاي داده و همواره دربارة آن مصرانه كوشيده‌اند:
1. كادرسازي و ايجاد شبكه‌هاي مخفيانه؛
2. قبضه‌ كردن بنيادها و عوامل اصلي مولد ثروت و درآمد چون زمين، سرمايه، پول، طلا، نيروي انساني ماهر،
اطلاعات و تكنولوژي؛
3. نفوذ و رخنه در شبكه‌هاي رسمي و غير رسمي، نهادها و سازمانهاي اقتصادي، آموزشي، پژوهشي، رسانه‌اي،
فرهنگي، سياسي و امنيتي موجود.
4. ايجاد اخلال و اختلال، افساد و زمينه‌سازي براي تخريب و فروپاشي نهادهاي و هنجارهاي موجود و زمينه‌سازي
فرهنگي كاذب براي ظهور يك دولت بر اساس هنجارهاي منجي.
5. برقراري نظام سلطه جهاني يهود (تحت لواي حكومت منجي عالم بشريت(ع)). [مراد منجي مطلوب بني‌اسرائيل
است]
نكته جالب توجه در كليه مراحل اين استراتژي، استفاده بي‌رحمانه از شنيع‌ترين ابزارها، روشها و وسايل براي
رسيدن به اهداف است1، چنان‌كه طي قرون متمادي موضوع سلطه بر اورشليم و تاسيس هيكل سليمان بر
ويرانه‌هاي بيت المقدس هيچگاه از دستور كار آنان خارج نشده است و در حال حاضر نيز، مسيحيان صهيونيست، به
عنوان برده و خدمتكار دست به سينه طريق نيل به اين مقاصد را در جهان اسلام هموار مي‌سازند. و شايد از همين
روست كه «موضوع بيت المقدس» نه موضوعي عربي بلكه موضوعي مرتبط با آيندة جهان اسلام و رويارويي شرق
اسلامي با توطئه‌هاي نظام سلطه و استكباري است.
طي دويست سال اخير، دول استعماري همواره سعي در خنثي ساختن «فرهنگ اصيل مهدوي» مسلمين از
طريق «فرقه سازي» (با محوريت مهدوي) و ايجاد تفرق و تشتت در ميان مسلمين و بسط انحراف در ساختار
فرهنگي شيعيان كرده‌اند. بي‌شك در دورة جديد نيز به دليل بسياري ناكاميها در ميادين نظامي، آنها سعي در تجربه
مجدد خواهند داشت. نشانه‌هاي اين تلاش مذبوحانه را از هم‌‌اينك مي‌توان احساس كرد؛ چنان‌كه موارد زير در
دستور كار روباه پير استعمار (انگليس) و طراحان جنگ فرهنگي (ليبرال سرمايه داري آمريكا) مي‌تواند باشد:
1. ميدان دادن و تقويت گرايشهاي مذهبي صوفيانه و اهل ذوق و حتي مهدوي كه همواره خود را از «موضع‌گيري»،
«تبري جستن» و «قبول تعهد اجتماعي» مبرا مي‌سازد.
2. ايجاد فرقه‌هاي مذهبي جديد كه نحوي از التقاط و امتزاج آموز‌ه‌هاي غير ديني و غير اسلامي را ترويج مي‌كنند؛
3. احيا و بازسازي فرقه‌هاي خاموش و مسكوت به ظاهر مهدوي در گسترة سرزمينهاي اسلامي و به‌ويژه در
مناطقي كه شيعيان پيرو اهل بيت را در خود جا داده است.
4. تأسيس هسته‌هاي فعال جوانان و زنان تحت عنوان N.G.O 1 جهت ايجاد رخنه سازمان يافته در ديواره نظام و
حاكميت ملي و مستقر.
شايان ذكر است كه طي يكصد سال اخير افراد موثر هر يك از فرق ساخته شده نقش عامل و نمايندة فعال دول
استعماري و سياستگزاران آنها را ايفا نموده‌اند.
بي‌گمان مي‌توان فهرستي از مصاديق هر يك از موارد چهارگانه را برشمرد.
مقابله با اين استراتژي و «برنامه عملياتي» مندرج در آن نيازمند تمهيدات ويژه است و به عنوان مقدمه مي‌بايست
موارد زير از نظر دور داشته نشود.
در واقع توجه به موارد زير شروط ضروري براي كساني است كه متولي طراحي برنامه «استراتژيك فرهنگي»
مي‌شوند:
1. باور قلبي ضروري دربارة حقانيت اهل بيت(ع) و ضرورت تمسك به ولايت آنان در گذر از فراز و نشيبهاي تاريخ؛
2. باور آوردن به اينكه «تاريخ غربي» به پايان رسيده و طلوع تاريخ جديد بنام دين و اسلام قابل مشاهده است؛
3. شناسايي جامع «استراتژي فرهنگي، سياسي و نظامي» غرب و صهيونيسم كه براي مقابله با جهان اسلام
طراحي شده‌اند؛
4. اعلام آمادگي براي مقابله مجدانه و مجاهدانه با اين جريان در سطوح مختلف فرهنگي، سياسي و اقتصادي.
5. در افكندن «طرحي استراتژيك» براي گذار از فراز و نشيبها و نقاط عطف جدي.
6. ايجاد رخنه و خلل در صفوف به ظاهر متحد سردمداران ساكن در جغرافياي غرب استعماري.
7. احيا و گسترش فرهنگ مهدوي و وارد ساختن آن در گسترة مطالعات استراتژيك؛
8. ايمان آوردن به اينكه حق مي‌ماند و باطل مي‌رود و امام حق دولت خود را مي‌گسترد «ولو كره المشركون».
والسلام.
سردبير


پي‌نوشت‌ها:
1. None Gorernement organizations
(سازمانهاي غير دولتي)
-1 دكتر محمد جواد ايرواني، علامي بحران در اقتصاد رژيم صهيونيستي.






 


ماهنامه موعود شماره 52


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.