spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
وقتى بيايى  چاپ پست الكترونيكي
۱۱ خرداد ۱۳۸۴


وقتى بيايى 
از شوق دلها مى زنم تا خواهى آمد
 اى يار! ما را مى كشى يا خواهى آمد
هر روزما همسايه با ياد تو رفته است
 هر شب به اميدى كه فردا خواهى آمد
 مرديم از بس تسليت داديم دل را
 پس كى تسلاى دل ما خواهى آمد؟
 مولا! نمى آيم مگو، ما را مرنجان
 تو مهربانى، جان مولا خواهى آمد
شادم كه از خاك شهيدانت شنيدم
وقتى بيايى از همين جا خواهى آمد
 بسيار مى سوزانى ام اى يار، بسيار
 نازت فراوان است اما خواهى آمد
«عباس چشامى »



«عطر سيب »
وردى بخوان قرار دل بى شكيب را
 اشكى ببار سنگ مزار غريب را
 يك نوبهار اگر بشكوفد لبان تو را
 پر مى شود تمام زمين، عطر سيب را
 تنها به اشتياق سلامى گذاشتم
 در پشت سر هر آنچه فراز و نشيب را
 آتش گرفت روح كويرانه ام، زلال
 روزى بيا و آب بزن اين نهيب را
 اين كيست؟ اين كه با دل من حرف مى زند
نشنيده ايد هيچ صداى عجيب را؟
 آرام مى شود دل توفانى اى عجب!
خاصيتى است آيه امن يجيب را
«آرش شفاعى بجستان »
 


خم سربسته
بتى كه راز جمالش هنوز سربسته است
 به غارت دل سوداييان كمر بسته است
عبير مهر به يلداى طره پيچيده است
 ميان لطف به طول كرشمه بربسته است
 بر آن بهشت مجسم دلى كه ره برده ست
 در مشاهده بر منظر دگر بسته است
 زهى تموج نورى كه بى غبار صدف
 در امتداد زمان نطفه گهر بسته است
 بيا كه مردمك چشم عاشقان همه شب
ميان به سلسله اشك تا سحر بسته است
 به پاى بوس جمالت نگاه منتظران
 ز برگ برگ شقايق پل نظر بسته است
 هزار سد ضلالت شكسته ايم و كنون
قوام ما به ظهور تو منتظر بسته است
 اميد روشن مستضعفان خاك، تويى
 اگرچه گرد خودى چشم خود نگر بسته است
 متاب چهره ز شبگير جان بى تابم
كه آه سوخته ميثاق با اثر بسته است
به يازده خم مى گرچه دست ما نرسيد
 بده پياله كه يك خم هنوز سربسته است
 زمينه ساز ظهورند شاهدان شهيد
 اگرچه ماتمشان داغ بر جگر بسته است
 كرامتى كه ز خون شهيد مى جوشد
 بسا كه دست دعا را ز پشت سربسته است
 در اين رسالت خونين بخوان حديث بلوغ
 كه چشم و گوش حريفان همسفر بسته است
 قسم به اوج كه پرواز صبح خواهم كرد
 در اين ميانه مرا گرچه بال و پر بسته است
 دل شكسته و طبع خيال بند «فريد»
به اقتداى شرف قامت هنر بسته است
«قادر طهماسبى (فريد)»
 


بشارت
غروب عمر شب انتظار نزديك است
طلوع مشرقى آن سوار نزديك است
 دلم قرار نمى گيرد از تلاطم عشق
 مگو «براى چه؟»، وقت قرار نزديك است
 اگر كه در كف ديوارها گل و لاله است
 عجيب نيست كه ديدار يار نزديك است
 بيا كه خانه تكانى كنيم دلها را
 از انجماد كسالت، بهار نزديك است
 بيا! چو لاله تنت را به زخم آذين بند
بيا و زود بيا! روز بار نزديك است
 فريب خويش مده، تشنگيت خواهد كشت
 دو گام پيش بنه، چشمه سار نزديك است
 در آسمان پگاه آن پرنده را ديدى؟
 اسير موج نگردى، كنار نزديك است
«سهيل محمودى »



مرد موعود
وقتى تو بيايى
 سنگفرش سرد خيابان
 چراگاه آهوان مى شود!
 گرگها در برابر گوسفندان زانو مى زنند
 و شقاوت نياكان را
 به كرنشى غريب
پوزش مى طلبند!

وقتى تو بيايى
 زمين آتشفشان خشمش را فرو مى خورد
 در كوير مى بارد!
 چندان كه جويباران
عيادت شوره زاران را
 فريضه بدانند
 بيا!

 و دستهاى پينه بسته كارگران را
 به بوسه اى بنواز
 و حجم ترانه هاى دختران قاليباف را
از شادى پر كن
بيا و فانوسهاى بادى را
 در ساحل بياويز
 و ماهيگيران خسته را
به صداى موج
بخوان!
 بيا و براى «مرتضى » دوچرخه بخر
 و كفشهاى كهنه «مريم » را نو كن
 لباسهاى زمستانى «عباس »
 هنوز آستين ندارد!
و هنوز سقف خانه «رحمان »
 چكه مى كند
 و «شهربانو» - زنش
 زير آن مى گذارد!

اگر تو بيايى
 ديگر «محرم »ها
 «رمضان » قمه اش را بر فرقش نخواهد كوفت
 و «صفر» با دست خود،
 گل بر سرش نخواهد گذاشت
 و شهر در عزاى عدالت
 سياه نخواهد پوشيد!

 راستى را در كجايى؟
 در «هور قليا»؟
 در «مثلث برمودا»؟
 يا در قلب «غلامرضا»
 وقتى غريبى جدت حسين را
 بر سينه مى كوبد؟!!
«جواد محقق »



حديث عشق
به جز ولاى تو بر لوح دل نگارى نيست
 به جز وصال تو در ديده انتظارى نيست
 فروغ مهر تو بگرفته آسمان دلم
حديث عشق بنازم كه اختيارى نيست
دلم به باغ و گل و سرو و لاله خو نكند
 كه باورم شده غير از تو گلعذارى نيست
 گذشت قافله ها يك به يك از اين منزل
 به شاهراه ولا جز تو تكسوارى نيست
 فداى قلب صبور تو اى يگانه دهر
 كه تا ابد به جهان چون تو داغدارى نيست
غريبتر ز مادر تو فاطمه ، (س)، نبود
 شبانه دفن شد و بهر او مزارى نيست
 بيا عيان بنما قبر بى نشانش را
 كه صبر رفته ز كف، سينه را قرارى نيست
 به سر ارادت «صدر» و قدوم شوكت تو
 به پيش اهل نظر غير شرمسارى نيست
«صدر» سيدعباس صدرالدينى

 



ماهنامه موعود شماره 6

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.