spacer
«موسسه فرهنگي موعود»  هفتمين جلد از مجموعه دائره المعارف «موعود آخرالزمان» را منتشر کرد.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
آثارتربيتى انتظار چاپ پست الكترونيكي
۱۱ خرداد ۱۳۸۴
رفتن به
آثارتربيتى انتظار
صفحه 2


انتظار مى‏گويد اصلا آن حال تو اين نيست منتظرش شو، و همين مى‏شود نفس‏كش او، زمينه تنفس او، مثل نماز، نماز براى انسان تنفس است، كه اين همه فانى، اين همه كوچك، اين هم يكجور ديگر بازى، يك طرفى هست كه انسان با آن بازى نكند، وگرنه اين همه عالم را ببيند، اگر اين نماز نباشد، اين انسان دق مى‏كند و انتظار هم نباشد انسان مؤمن دق مى‏كند. پس اثر روحى مى‏گذارد، اثر تربيتى مى‏گذارد، اثر اخلاقى مى‏گذارد و بالاتر از همه ايشان گفته‏اند: شما دعا كنيد براى تعجيل فرج ما كه همين كار، فرج خود شماست.

موعود: ببخشيد در صحبتهاى شما نكته‏اى بود، در ارتباط با برخورد شخص منتظر با حكومتهايى كه در زمان غيبت وجود دارند، اين نكته ممكن است اين سؤال را پيش بياورد كه پس حركتى كه در كشور ما براى تشكيل يك حكومت اسلامى ايجاد شد، چگونه بايد توجيه كرد؟ اين حركت چگونه با مساله انتظار قابل جمع است؟

آيت‏الله‏محى‏الدين‏حائرى‏شيرازى: جمهورى اسلامى خصلت‏بالايش همين انتظار است، امام راحل هميشه مى‏فرمود «ما منتظر طلوع خورشيديم‏»، «ان شاءالله اين حكومت را ما به صاحب اصليش بسپاريم‏»، نسبت‏به غير اين حكومت‏بله، بگويد آنها فاسقند، آنها فاسدند، آنها موانع راهند، از من نيستند، من از اينها نباشم، امانسبت‏به اين حكومت‏بايد معتقد باشد، براى پيوستن به آن حضرت آمادگى داشته باشد كه افراد را به حضرت ملحق كند، اما اينكه كار آن حضرت را اين حكومت مى‏كند، خير، آنطورى كه حضرت اقامه عدل مى‏كنند، اينها هم مى‏توانند، نه، اينها مى‏توانند زمينه‏چينى كنند، چرا، بعضى از امور را هم اينها تجربه كنند كه زمينه فراهم بشود، مثلا ما مى‏گوييم ولايت مطلقه فقيه، خوب كسى كه به ولايت مطلقه فقيه معتقد بود و راضى شد به ولايت مطلقه امام به طريق اولى حاضر مى‏شود كه براى غير معصوم ولايت مطلقه قائل بود و اينطورى از آن اطاعت كرد، تمرينى مى‏شود براى اطاعتش از معصوم و معمولا هم اينطور بزرگان وقتى كه مى‏آينديكضرب‏نمى‏آيند، يك‏امتحانى مى‏كنند،يك‏آزمايشى مى‏كنند، يك سر و چشمى آب مى‏دهند و بعد مى‏آيند. هر عاقلى اينطورى است، امام حسين ،عليه‏السلام، وقتى كه كوفيان اين همه نامه نوشتند، مسلم بن عقيل را فرستاد كه سالى كه نكوست از بهارش پيداست، با ايشان چه كنند. معلوم مى‏شود كه با آن حضرت چه مى‏كنند. امام راحل را كه براى اين امت فرستادند مثل مسلم بن عقيل بود، اگر با او خوشرفتارى مى‏كردند پيدا بود كه مى‏شد براى آن آقا هم اينها مريدهاى خوبى باشند. واقعا هم مردم براى امام مريدان خوبى بودند، استقبالى از او كردند پنج‏ميليونى. وقت رحلتش هم بدرقه‏اى كردند بيشتر از آن استقبال، هر چه هم فتوا داد رعايت احترام فتوايش را كردند با سنتش و آدابش و عاداتش و مى‏گفتند مرجع هرچه بگويد، هشت‏سال جنگيدن را لازم كرد، آدم يك روز بجنگد، دو روز بجنگد، يك ماه، يك سال، آن هم با دست‏خالى، اينها همه‏اش پيداست كه آن وفادارى كه به آن حضرت كردند براى اين حضرت هم مى‏كنند.

موعود: وقتى كه ما معارفى را كه از ائمه معصومين ،عليهم‏السلام، در مورد انتظار به ما رسيده است مورد مطالعه قرار مى‏دهيم، مى‏بينيم كه تعبيرات خيلى بلندى در مورد اصل مساله انتظار در آنها وجود دارد، تعبيرى مثل اينكه «افضل‏العبارة انتظارالفرج‏». اين موضوع اين سؤال را در ذهن ايجاد مى‏كند كه حالت‏يك انسان منتظر با حالت‏يك انسان غير منتظر چه تفاوتهايى دارد؟ چه چيزى به انتظار اين فضيلت را بخشيده كه «برترين عبارتها» شده است؟ اصولا وجه مميزه انسان منتظر چيست؟

آيت‏الله‏محى‏الدين‏حائرى‏شيرازى: انتظار و عدم انتظار مثل مسافر و حاضر است، كسانى كه اهل دنيا هستند قصد اقامت كرده‏اند، كسانى كه اهل آخرت هستند توى دنيا قصد اقامت ندارند، حالت مسافر دارند. مسافر چه كار مى‏كند؟ مسافر مثلا مى‏خواهد برود كشور عربستان، مى‏خواهد برود در آنجا مثلا متوطن بشود، نمى‏خواهد برود حج و برگردد، يك كسانى هستند كه مى‏خواهند بروند خارج و بمانند و ديگر برنگردند، اينها چه كار مى‏كنند، همين‏ها كافى است‏براى مطالعه كار، اينها همه‏چيزشان را دلار مى‏كنند، فرششان، باغشان، تجارت‏خانه‏شان، همه‏شان را پول مى‏كنند مى‏گذارند توى بانكهاى خارج، كسى هم كه اهل آخرت است، همه را مى‏فرستد توى بانكهاى آخرت، اينجا مصرفش نمى‏كند، پس آن كسى هم كه معتقد است‏به آخرت، حالتش، حالت مسافر دارد كه قصد رفتن كرده است، حالتش اين است كه همه چيزش را تبديل به جنس ارز آن كشور مى‏كند، انتظار هم همين حال را به انسان مى‏دهد كه شايد امشب آمد، شايد امروز صبح آمد، در روايات نگفته‏اند كه آقا ده سال ديگر مى‏آيد، بيست‏سال ديگر مى‏آيد، راوى مى‏گويد كه به آقا امام صادق ،عليه‏السلام، عرض كردند كه آقا من نماز صبح را كه خواندم دلم مى‏خواهد بخوابم اما مى‏ترسم كه خورشيد از مغرب طلوع كند (چون در روايت است كه از علائم است) اگر خورشيد از مغرب طلوع كند آن وقت من آماده نباشم به خاطر اينكه مى‏خواهم نگاه كنم ببينم از كدام طرف طلوع مى‏كند امروز روز ظهور است. الان شمشيرم را بردارم و آماده باشم براى قيام، خوابم نمى‏برد، حضرت فرمودند: نه بگير بخواب. روزى كه بايد آفتاب بزند از مغرب سپيده‏اش هم از مغرب مى‏زند، ببينيد آقا چطورى با اين حرف زد، نگفت آقا اين قضيه مربوط به حالا نيست مربوط به نوه پشت چندمى من است، ايشان كه اينقدر منتظر بود كه هر روز به دنبال وقتش‏مى‏گشت‏آقاحالش‏رابه‏هم‏نزد، گفت‏حال‏خوشى‏داردبگذاردرحال خودش‏باشد،حال‏انتظارقربى داشت. حضرت‏آب‏سردنريخت‏رويش. از اين جهت‏بسيارى مى‏گفتند همين امروز ممكن است آقا ظهور كند. زمان نمى‏گفتند، مى‏گفتند شايد همين جمعه آمد، اين حالتى كه آنها مى‏خواستند اين بوده است كه انسان آمادگى خودش را حاصل كند، خوب وقتى كه انسان آماده شد، مرگ هم بخواهد در آن حال آمادگى برسد، پشيمانى ندارد، مى‏سازد انسان را از نظر اخلاقى.

موعود: يكى از مسائل مهمى كه الان وجود دارد مسئله تهاجم فرهنگى و مسائلى است كه در مورد جوانها وجود دارد، به نظر شما ما چه استفاده‏اى مى‏توانيم از ترويج فرهنگ انتظار و توسعه فرهنگ مهدويت و انتظار براى اصلاح وضعيت فرهنگى، بخصوص جوانان داشته باشيم. با ترويج فرهنگ انتظار چه تاثيرى مى‏توانيم بگذاريم در اصلاح جوانان و هدايت آنها به طريقى مطلوب؟

آيت‏الله‏محى‏الدين‏حائرى‏شيرازى: فرهنگ انتظار ولايت انسان را حفظ مى‏كند و با ولايتش انسان هر چه بخواهد بشود، مى‏شود «الله ولى الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الى النور» (17) ولايت است كه سبب مى‏شود كه انسان از ظلمت‏به سوى نور بيايد اين وقتى كه انتظار آقا را دارد چهره ولايت در انتظار تجلى مى‏كند، من اين را برايتان توضيح بدهم يعنى چهره ممكن است ابعاد مختلف داشته باشد، كسى به نام زيد مى‏خواهد توى اتاق بيايد، هركسى نسبت‏به زيد موضعى مى‏گيرد. آنكه از زيد طلبكار است مى‏گويد به او بگويم و طلبم را از او بگيرم، او كه به زيد بدهكار است‏يا مى‏خواهد از زيد فرار كند كه زيد را نبيند يا مى‏خواهد بدهيش را به او بپردازد، خلاصه هركس يك جورى با او برخورد مى‏كند. وقتى كه مى‏گوييم ولايت، وقتى كه امام حاضر است، ولايت‏يعنى اطاعت، وقتى كه امام غايب است، نيست كه از او اطاعت كنى، انتظارش را كه مى‏كشى ولايت در همين انتظار تجلى پيدا مى‏كند. وقتى كه ولايت آمد همه چيز مى‏آيد،اول ولايت‏بعد نماز، اين ولايت است كه به نماز روح مى‏دهد، چطورمى‏گوييم اول لباس غصبى نباشد بعد نماز، زمين غصبى نباشد، بعد نماز،انتظار جلوگاه ولايت است.


پى‏نوشتها:

1. سوره هود(11)، آيه 28.

2. سوره غاشيه(88)، آيات 22-21.

3. سوره انعام(6)، آيه‏66.

4. سوره رعد(13)، آيه 11.

5. سوره انفال، آيه‏53.

6. سوره اسراء(17)، آيه 8.

7. سوره توبه(9)، آيه 118.

8. سوره قصص(28)، آيه‏23.

9. همان سوره، آيه 24.

10. همان آيه.

11. فيض‏الاسلام، نهج‏البلاغه، ص‏507، خطبه‏159.

12. همان‏جا.

13. سوره قصص(28)، آيه‏27.

14. همان آيه.

15. سوره مائده(5)، آيه‏97.

16. سوره بقره(2)، آيه‏249.

17. سوره بقره(2)، آيه‏257.

 


ماهنامه موعود شماره 6



 
< قبل
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.