|
۱۱ خرداد ۱۳۸۴ |
|
صفحه 2 از 2
مردم گفتند: ما گواهى مىدهيم كه تو ابلاغ فرمودى و از پند ما و كوشش در راه وظيفه دريغ نفرمودى.خداى بتو پاداش نيكو عطا فرمايد: آيا نه اينست كه شماها بيگانگى خداوند و اينكه محمد صلاللهعليهوآله بنده و فرستاده او است گواهى مىدهيد؟ و باينكه بهشت و دوزخ و مرگ و قيامت ترديد ناپذير است و اينكه مردگان را خدا برمىانگيزد و اينها همه راست و مورد اعتقاد شما است؟
همگان گفتند آرى، باين حقايق گواهى مىدهيم. پيغمبر صلاللهعليهوآله گفت: خداوند گواه باش، و با تاييد و مبالغه در توجه و شنوائى همگى و اقرار مجدد آنان باينكه سخنان آنحضرت را شنيده و توجه دارند فرمود: همانا من در انتقال بسراى ديگر و رسيدن بكنار حوض بر شما سبقتخواهم گرفت. و شما در كنار حوض برمن وارد مىشويد. پهناى حوض من بمانند مسافتبين صنعا و بصرى است (9) و در آن بشماره ستارگان - قدحها و جامهاى سيمين هست. بينديشيد و مواظب باشيد كه پس از درگذشتن من با دو چيز گرانبها و ارجمند كه در ميان شما مىگذارم چگونه رفتار نمائيد؟! (10)
در اين موقع يكى در ميان مردم بانگ برآورد كه يا رسولالله آن دو چيز گرانبها و ارجمند چيست؟
فرمود آنكه بزرگتر است كتاب خدا است كه يكطرف آن در دستخدا و طرف ديگر آن در دستشما است (كنايه از اينكه كتاب خدا وسيله ارتباط با خداوند است) بنابراين آنرا محكم بگيريد و از دست ندهيد تا گمراه نشويد. و آن ديگر كه كوچكتر است عترت من (اهلبيت من) مىباشد و همانا خداى مهربان و دانا مرا آگاه فرمود كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا كنار حوض بر من وارد شوند. و من اين امر را (عدم جدائى كتاب و عترت را) از پروردگار خود درخواست نمودهام. بنابراين بر آندو پيشى نگيريد و از پيروى آن دو باز نايستيد و كوتاهى نكنيد كه هلاك خواهيد شد. سپس دست على ع را گرفت و او را بلند نمود تا بحدى كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد و مردم او را ديدند و شناختند.
و فرمود: اى مردم كيست كه بر اهل ايمان از خود آنها (سزاوارتر) مىباشد؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند. فرمود همانا خدا مولاى من است و من مولاى مؤمنين هستم و اولى و سزاوارترم بر آنها از خودشان. پس هركس كه من مولاى اويم على ع مولاى او خواهد بود و اين سخن را سه بار و بنا بگفته احمدبنحنبل پيشواى حنبلىها چهاربار تكرار فرمود. سپس دستبدعا گشود و گفت: بار خدايا! دوستبدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن بدار آنكه را كه او را دشمن دارد و يارى فرما ياران او را و خوار گردان خواركنندگان او را، و او را معيار و ميزان و محور حق و راستى قرارده. آنگاه فرمود: بايد آنانكه حاضرند اين امر را بغائبين برسانند و ابلاغ نمايند. هنوز جمعيت پاكنده نشده بود كه امين وحى الهى رسيد و اين آيه را آورد: اليوم «اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا (11) در اين موقع پيغمبر ص فرمود الله اكبر، بر اكمال دين و اتمام نعمت و خشنودى خدا برسالت من و ولايت على ع بعد از من، سپس آن گروه شروع كردند به تهنيت اميرالمؤمنين ع و از جمله آنان (پيش از ديگران) شيخين - (ابوبكر و عمر) بودند كه گفتند: به به براى تو اى پسر ابىطالب كه صبح و شام را درك نمودى درحاليكه مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتى. و اين عباس گفت: بخدا سوگند كه اين امر (ولايت على ع) بر همه واجب گشت. سپس حشان ابن ثابت گفت: يا رسول الله اجازه فرما تا درباره على ع اشعارى بسرايم. پيغمبر ص فرمود بگو با ميمنت و بركت الهى. در اين هنگام حسان برخاست و چنين گفت: اى گروه بزرگان قريش در محضر پيغمبر اسلام درباره ولايت كه مسلم گشت، گفتار و اشعار خود را بيان مىكنم و گفت:
يناديهم، يوم الغدير نبيهم بخم فاسمع بالرسول هناديا (12)
پىنوشتها:
1. آنچه بگمان ما مىرسد (و گمان اهل هوش و فراست همانند يقين است) اينست كه وجه ناميدن حجةالوداع به بلاغ بمناسبت نزول آيه تبليغ (يا ايها الرسول بلغ ...) مىباشد و همچنين ناميدن آن به كمال و تمام نيز بمناسبت نزول آيه (اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى ...) مىباشد.
2. طبق مندرج در جلد 3 طبقات ابن سعد ص 225 و (الامتاع) مقريزى ص 511 و جلد 6 ارشاد السارى ص 429.
3. مدلول جلد 3 السيرة الحلبيه ص 283 و سيره احمد زينىدحلان جلد 3 ص 3 و جزء 4 از تاريخ الخلفاء ابن جوزى و تذكرة خواص الامه ص 18 و جلد 3 دايرةالمعارف فريد وجدى ص 542.
4. (امتاع) مقريزى ص 513 - 617
5. آيه 70 از سوره مائده (اى فرستاده خداوند برسان و بامت ابلاغ فرما آنچه را كه از طرف پروردگار تو برتو فروفرستاده شد.
6. در لفظ روايتبراء من عاذب تصريح باين روز شده و همچنين بعضى ديگر از راويان حديث غديرخم تصريح بآن نمودهاند و قريبا سخن و نظر ما درباره اين موضوع خواهد آمد.
7. در لفظ حافظ، هيثمى در جلد 9 مجمعالزوايد ص 156 و در غير آن چنين ذكر شده.
8. طبق مندرج در «ثمارالقلوب» ص 511 و مصادر ديگر بشرحى كه قبلا ذكر شد.
9. صناء اكنون پايتختيمن است و بصرى قصبه ايست جزء ايالات حوران از توابع دمشق و اين تشبيه با حدود درك و تصور آنها كه در ؟؟آن روز حضور داشتهاند بيان گشته و تقريب اذهان استبر امرى كه حقيقت آن مهمتر است.
10. دو چيز گرانبها و ارجمند مفاد كلمه (ثقلين) است كه مفرد آن (ثقل) استيعنى چيز بزرگ و گرانبها.
11. آيه 3 از سوره مائده - امروز شما را كامل نمودم و نعمت را بر شما تمام كردم و دين اسلام را براى شما پسنديدم.»
12. اشعارى كه يك بيت آن در بالا ذكر شد با ترجمه احوال سراينده آن (حسان بن ثابت) و ترجمه خود اشعار ضمن ذكر شعراى قرن اول (كه درباره غديرخم شعر گفتهاند) در جلد دوم انشاءالله مشروحا خواهد آمد.
ماهنامه موعود شماره 7
|