|
صفحه 3 از 3 نتيجه آنكه مساله رجعت از ضروريات مذهب و مكتب تشيع است، كه اعتقاد به آن (بدون در نظر گرفتن جزئيات) ضرورى است، هر چند اعتقاد به جزييات مانند اينكه چه كسانى رجعت مىكنند و يازمان آن چه موقعى است و ... لازم نيست. ولى بايد توجه داشت كه اعتقاد به آن، در درجه اعتقاد به توحيد و نبوت و معاد، نيست. در كتاب الشيعه والرجعة ، نويسنده خواسته استبا استناد به يك حديث، كفر كسانى را كه اعتقاد به رجعت ندارند ثابت كند، ايشان نخست اين آيه را مطرح مىكند: «فالذين لايومنون بالاخرة قلوبهم منكرة و هم مستكبرة» . (13) آنگاه در تفسير و تبيين اين آيه، حديثى را از امام باقر(ع) نقل مىكند كه فرمودند: «فى قوله: الذين لايومنون بالاخرة، يعنى انهم لايومنون بالرجعة انها حق (قلوبهم منكرة) يعنى انها كافرة (و هم مستكبرون). (14) اينكلامخداوندكهمىفرمايد: «كسانىكهبهآخرتايمانندارند»معنايشايناستكهآنهابهحقانيترجعتايمانندارندومرادازاينجملهكهمىفرمايد: «قلبهاىآنهاانكاركنندهست»ايناستكه«آنهاكافرهستند» وى در فهرست كتاب ، مطلب را چنين عنوان مىكند:«معتقد نبودن به رجعت كفر است» آنگاه در جايگاه بحثيادشده ، به آن حديث استناد مىكند، چنانچه منظور ايشان آن است كه همچنانكه معتقد نبودن به رجعت ، مستلزم كفر است و همتراز با توحيد و نبوت و معاد، مىبايستى به رجعت نيز معتقد بود طبق اين برداشت ، با توجه به بيانات گذشته اشتباه آن مشخص مىگردد، ولى چنانچه منظور آن باشد، كسانيكه قلوب آنها كافر است ، از پذيرفتن رجعتسرباز مىزنند، يعنى قبل از عدم اعتقاد به رجعت ، صفت «كفر» را داشتهاند و اين كفر مانع پذيرش رجعتشده است، نه اينكه با عدم اعتقاد به رجعت كافر شدهاند، اين حرف قابل قبول است. و در حقيقتحديثبه ريشه روانى عدم پذيرش رجعت اشاره دارد. احتمال ديگرى در معناى حديث است كه دقيقتر به نظر مىرسد، و آن اينكه منظور از اينكه قلوب آنها كافر است ، اين نيست كه آنها مثل كفار هستند و آثار و احكام كفار بر آنها مترتب مىشود، بلكه بدين معناست كه قلوب آنها در اثر عدم پذيرش رجعتبه كفر متمايل شده نه اينكه واقعا كافر شدهاند.
پىنوشتها:
1- در علم صرف بيان شده كه مصدر داراى انواعى است. يك نوع آن «مره» است كه براى وقوع فعل يكبار به كار مىرود. 2- لسان العرب، ج 8 ، ص 114، ابن منظور چاپ نشر ادب الحوزه1363 شمسى 1405 قمرى) 3- اقرب الموارد ج1 ، ص 2 - 391 (سعيد الخورى الشرتونى . چاپ مؤسسه النصر) 4- لغتنامه دهخدا حرف راء ص 294 و 295 (على اكبر دهخدا - چاپ دانشگاه تهران - 1342 تهران) 5 - براى مطالعه بيشتر به «جامعه و تاريخ» استاد مصباح يزدى ، چاپ سازمان تبليغات اسلامى ، ص 14 رجوع شود. 6- الايقاظ من المجعة بالبرهان على الرجعة ، چاپ دارالكتب العلميه ، اسماعيليان - قم ص 140 و 141 7- اوائل المقالات ص89، شيخ مفيد، ناشر مكتبه الداورى قم 8 - بحارالانوار ، ج53 ، ص63 ، چاپ مؤسسه الوفاء ، بيروت - لبنان و معانى الاخبار ص366 ، چاپ جامعه مدرسين قم . 9- تفسير الميزان ج 12 ، ص 18-19 . مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، - بيروت - علامه سيدمحمد حسين طباطبايى 10- بحارالانوار، ج53 ، ص 92 و 121 11- همان منبع 12- حقاليقين ، ج 2، ص 35 ، چاپ منشورات اعلمى ، عبدالله شبر 13- الشيعه والرجعة ج 2 ، ص107 . محمدرضا طبسى نجفى - چاپ اول ، مطبعه الحيدريه - النجف الاشرف 1375 ه ق
ماهنامه موعودـ شماره1
|