|
۱۱ خرداد ۱۳۸۴ |
قسمت اول ابراهيم شفيعی سروستانی
بار ديگر جهان آماده استقبال از رستاخيز طبيعت میشود. زمين و زمان گوش به زنگ اسرافيل بهارند، تا در صور خود بدمد و با دميدنش زمين مرده دگربار زندگی و طراوت يابد؛ درختان به شكوفه بنشينند و انواع گل و ريحان در دشت و دمن برويند.
چه عظمتی است در اين بهار! چه شكوهمند است حيات پس از مرگ و چه زيباست زنده شدن دوباره طبيعت. به دليل شباهتهای زيادی كه ميان بهار (رستاخيز طبيعت) و قيامت (رستاخيز انسانها) وجود دارد، در قرآن كريم و كلمات معصومان(ع) بارها از زنده شدن جهان طبيعت در بهار، هم به عنوان دليل و شاهد و هم به عنوان تذكار و اندرز نسبت به زنده شدن انسانها در روز قيامت ياد شده است. از جمله در يكی از آيات كريمه قرآن میخوانيم:
والله الذی أرسل الرياح فتثير سحاباً فسقناه إلی بلد ميّت فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور.1 و خدا همان كسی است كه بادها را روانه میكند؛ پس [بادها] ابری را برمیانگيزند، و [ما] آن را به سوی سرزمينی مرده رانديم، و آن زمين را بدان [وسيله]، پس از مرگش زندگی بخشيديم، رستاخيز [نيز] چنين است.
و در آيه ديگری میفرمايد: ... و تری الأرض هامده فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت و انبتت من كلّ زوج بهيج ذلك بأنّ الله هوالحقّ و أنّه يحيی المؤتی و أنّه علی كلّ شیء قدير.2 ... و زمين را خشكيده میبينی و[لی] چون آب بر آن فرود آوريم به جنبش درمیآيد و نمو میكند و از هر نوع [رستنيهای] نيكو میروياند. اين [قدرتنماييها] بدان سبب است كه خدا خود حق است، و اوست كه مردگان را زنده میكند و [هم] اوست كه بر هر چيزی تواناست.
اما بهار يادآور رستاخيز ديگری نيز هست. رستاخيزی كه هيچ كمتر از قيامت كبرا نيست و در شكوه و عظمت هيچ از زنده شدن مردگان در روز حساب كم ندارد. آری، اين رستاخيز چيزی جز رويداد عظيم ظهور نيست. رويدادی كه هم نجاتبخش است و هم حياتبخش؛ هم به انسانها زندگی دوباره میبخشد و هم به جهان طبيعت. از اين روجا دارد كه در آستانه بهار طبيعت، يادی از بهار جانها داشته باشيم. همو كه در زيارت حضرتش خطاب به ايشان میگوييم: السلام علی ربيع الأنام و نضره الأيّام.3 سلام بر بهار مردمان و خرمیبخش روزگاران.
همو كه همه انبيا و اوليا در انتظارش بودهاند و سرور همه اولياء، امير مؤمنان علی(ع) در فراق او و يارانش ناله سر داده است كه: آه آه شوقاً إلی رؤيتهم.4 وه كه چه آرزومند ديدار آنانم.
1. زندگیبخشی قيام مهدوی در آيات و روايات
بسياری از روايات به زنده شدن انسان و جهان در پرتو انوار حياتبخش نهضت مهدوی بشارت داده و اين موضوع را يكی از ويژگيهای بارز اين نهضت برشمردهاند، كه در اينجا به برخی از آنها اشاره میكنيم: 1. در روايتی كه از محمدباقر(ع) نقل شده، آن حضرت پس از اشاره به آيه شريفه: إعلموا أنّ الله يحيی الأرض بعد موتها قد بيّنا لكم الآيات لعلّكم تعقلون.5 بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده میگرداند. به راستی آيات [خود] را برای شما روشن گردانيدهايم، باشد كه بينديشيد.
میفرمايد: يعنی بموتها كفر أهلها والكافر ميّت، فيحييها الله بالقائم عليهالسلام فيعدل فيها فيحيی الأرض و يحيی أهلها بعد موتهم.6 منظور از مردن زمين، كفر ورزيدن اهل آن است و كافر مرده است، پس خداوند آن را به [ظهور حضرت] قائم(ع) زنده خواهد كرد. پس او در زمين عدالت میورزد، زمين را زنده میسازد و اهل آن را پس از مرگشان زنده میكند.
نكته جالب توجه اين است كه آيه يادشده پس از آيهای وارد شده كه آن هم به زمان غيبت امام عصر(ع) تأويل شده است: ألم يأن للذين امنوا أن تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحقّ ولايكونوا كالذين أوتوا الكتاب من قبل فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم و كثير منهم فاسقون.7 آيا برای كسانی كه ايمان آوردهاند هنگام آن نرسيده كه دلهايشان به ياد خدا و آن حقيقتی كه نازل شده نرم [و فروتن] گردد و مانند كسانی نباشند كه از پيش بدانها كتاب داده شده و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا كشيد، و دلهايشان سخت گرديد و بسياری از آنها فاسق بودند؟
در روايتی كه از امام صادق(ع) در تفسير اين آيه شريفه وارد شده است، چنين میخوانيم: نزلت هذه الآيه التی فی سوره الحديد «و لا يكونوا كالذين أوتوا الكتاب من قبل فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم و كثير منهم فاسقون» فی أهل زمان الغيبه، ثمّ قال عزّوجلّ: «إعلموا أنّ الله يحيی الأرض بعد موتها قد بيّنا لكم الآيات لعلّكم تعقلون» و قال عليهالسلام: إنّ [إنّما] الأمد أمد الغيبه.8
اين آيه كه در سوره حديد است: «و مانند كسانی نباشند كه از پيش بدانها كتاب داده شد و [عمرو] انتظار بر آنان به درازا كشيد، و دلهايشان سخت گرديد و بسياری از آنها فاسق بودند» درباره اهل زمان غيبت نازل شده است. سپس خدای عزّوجلّ فرمود: «بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده میگرداند. به راستی آيات [خود] را برای شما روشن گردانيدهايم، باشد كه بينديشيد» و آن حضرت(ع) فرمود: همانا «اَمَد = مدت» دوران غيبت است.
2. در زيارت حضرت صاحبالزمان(ع) در روز جمعه نيز از آن امام به عنوان سرچشمه زندگی ياد شده و آمده است: السلام عليك يا عين الحيوه.9 درود بر تو ای سرچشمه زندگی.
3. در زيارت ديگری كه مرحوم سيدبن طاووس برای آن حضرت نقل كرده، میخوانيم: السلام علی محيی المؤمنين و مبير الكافرين.10 درود بر تو ای زنده كننده مؤمنان و نابود كننده كافران.
4. در دعای ندبه نيز از امام عصر(ع) به عنوان زندهكننده كتاب خدا و حدود آن و همچنين زنده كننده آثار دين و دينباوران ياد شده است: أين المؤمّل لإحياء الكتاب و حدوده، أين محيی معالم الدين و أهله.11 كجاست آنكه برای زنده كردن كتاب و حدود آن به او اميد بسته شده؟ كجاست زنده كننده آثار دين و دينباوران؟
5. و بالاخره در دعای عهد پس از آنكه خداوند را چندين بار به اسم «حیّ» میخوانيم و صدا میزنيم كه: يا حيّاً قبل كلّ حیّ و يا حيّاً بعد كلّ حیّ و يا حيّاً حين لاحیّ يا محيی الموتی و مميت الأحياء يا حیّ لا إله إلاّ أنت... . ای زنده پيش از هر زنده و زنده پس از هر زنده! و ای زنده، هنگامی كه كسی زنده نبود! ای زندگیبخش مردگان و ميراننده زندگان! ای زندهای كه جز تو خدايی نيست!
از او درخواست میكنيم كه به وسيله امام مهدی(ع) سرزمينهايش را آباد و بندگانش را زنده سازد: ... و اعمر اللّهمّ به بلادك و أحی به عبادك، فإنّك قلت و قولك الحقّ «ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما كسبت أيدی الناس»12 فأظهر اللّهمّ لنا وليّك و ابن بنت نبّيك، المسمّی باسم رسولك...13.
... خداوندا! سرزمينهای خود را به وسيله او آباد گردان و بندگانت را به دست او زنده ساز؛ زيرا تو گفتهای و سخنت حق است: «به سبب آنچه دستهای مردم فراهم آورده، فساد در خشكی و دريا نمودار شده است» پس خداوندا! ولیّ خود و پسر دختر پيامبرت را كه همنام رسول توست بر ما آشكار ساز... .
2. مراتب و درجات زندگی (حيات) در نگره قرآنی، زندگی (حيات) از سه مرتبه يا درجه برخوردار است: زندگی اين جهان (دنيوی)، زندگی جهان ديگر (اخروی) و زندگی ناشی از ايمان و عمل صالح. برای روشن شدن معنا و مفهوم زندگيهای سهگانه و تفاوتهايی كه با يكديگر دارند، در اينجا برخی از آيات قرآن را كه اشاره به اين سه نوع زندگی دارد بررسی میكنيم:
1-2. زندگی اين جهان در بيش از هفتاد آيه از آيات قرآن كريم از «زندگی دنيا» سخن به ميان آمده و جالب اين است كه بيشتر اين آيات، زندگی اين جهانی را در برابر زندگی آن جهان خوار و ناچيز شمرده و اهل ايمان را از فريفته شدن به اين زندگی برحذر داشتهاند. در يكی از آيات قرآن، زندگی دنيا چنين توصيف شده است: إعلموا أنّما الحياه الدنيا لعب و لهو و زينه و تفاخر بينكم و تكاثر فی الأموال و الأولاد و ما الحياه الدنيا إلاّ متاع الغرور.14 بدانيد كه زندگی دنيا، در حقيقت، بازی و سرگرمی و آرايش و فخر فروشی شما به يكديگر و فزونجويی در اموال و فرزندان است... و زندگانی دنيا جز كالای فرينبده نيست.
اين نوع از زندگی، وجه مشترك انسان و ديگر موجودات زنده بوده و آثاری كه بر آن بار میشود جز آثاری مادی همچون خوردن، آشاميدن، توليد نسل و... نيست.
2-2. زندگی جهان ديگر اين نوع از زندگی - كه در جهان بازپسين نصيب اهل ايمان و انسانهای شايسته میشود - در فرهنگ قرآن از جايگاه بسيار شايستهای برخوردار بوده و آثار فراوانی بر آن مترتب شده است تا بدانجا كه به تعبير قرآن زندگی دنيا در برابر اين زندگی اصلاً قابل توجه نيست: و ما هذه الحياه الدنيا إلاّ لهو و لعب و إنّ الدار الآخره لهی الحيوان لوكانوا يعلمون.15 اين زندگی دنيا جز سرگرمی و بازيچه نيست و زندگی حقيقی همانا [در] سرای آخرت است. ای كاش میدانستند.
دست يافتن به اين نوع زندگی، چنانكه گفته شد، مستلزم ايمان و عمل صالح و به بيان ديگر پيروی از فرامين خدا و رسول اوست. قرآن كريم در اينباره می فرمايد: يا أيّها الذين امنوا استجيبوا للَّه و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم...16. ای كسانی كه ايمان آوردهايد، چون خدا و پيامبر، شما را به چيزی فراخواندند كه به شما حيات میبخشد، آنان را اجابت كنيد. علامه طباطبايی(ره) در ذيل اين آيه به تفصيل به بررسی تفاوت زندگی دنيا و آخرت پرداخته و آثاری را كه زندگی اخروی به دنبال دارد برشمرده است. ايشان همچنين اشارهای اجمالی به نوعی ديگر از زندگی كرده و بحث تفصيلی در اينباره را به جای مناسب آن واگذار كرده است: از ديدگاه قرآن كريم، زندگی (حيات) معنای ديگری دارد، كه بسيار دقيقتر از معنايی است كه ما براساس نگاه سطحی و ساده خود تصور میكنيم. ما در نگاه ابتدايی، زندگی را چيزی جز آنچه كه انسان با آن در اين دنيا تا زمان رسيدن مرگ، بهسر میبرد نمیدانيم؛ يعنی حالتی كه همراه با شعور و فعل ارادی است و مانند آن يا نزديك به آن در ديگر موجودات زنده، غير از انسان نيز يافت میشود. اما خدای سبحان میفرمايد: «و ما هذه الحياه الدنيا إلاّ لهو و لعب و إنّ الدار الآخره لهی الحيوان لو كانوا يعلمون؛17 اين زندگی دنيا جز سرگرمی و بازيچه نيست و زندگی حقيقی همانا [در] سرای آخرت است. ای كاش میدانستند». از اين آيه چنين برمیآيد كه انسان بهرهمند از اين زندگی، جز با اوهام و امور غير واقعی سر و كار نداشته و به وسيله اين حيات از غايت وجود و اغراض روحش كه مهمتر و واجبتر است باز میماند.
و اين همان معنايی است كه در يكی از سخنان خدای تعالی - كه از خطابهای روز قيامت است - به آن اشاره شده است: «لقد كنت فی غفله من هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد؛18 [به او میگويند:] واقعاً كه از اين [حال] سخت در غفلت بودی. و[لی] ما پردهات را [از جلوی چشمانت] برداشتيم و ديدهات امروز تيز است».
بنابراين، انسان زندگی ديگری دارد كه از اين زندگی دنيوی شريفتر و ارزشمندتر است؛ و آن زندگی اخروی است كه به زودی پرده از روی آن برداشته میشود؛ زندگیای كه سرگرمی و بازی با آن درنياميزد و بيهودگی و گناه با آن آميخته نشود؛ و انسان جز به نور ايمان و روح بندگی در آن سير نمیكند. چنانكه خدای تعالی فرمود: «أولئك كتب فی قلوبهم الإيمان و أيّدهم بروح منه؛19 در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تأييد كرده است» و همچنين فرمود: «أو من كان ميتاً فأحييناه و جعلنا له نوراً يمشی به فیالناس كمن مثله فی الظلمات ليس بخارج منها؛20 آيا كسی كه مرده [دل] بود و زندهاش گردانيديم و برای او نوری پديد آورديم تا در پرتو آن، در ميان مردم راه برود چون كسی است كه گويی گرفتار در تاريكيهاست و از آن بيرون آمدنی نيست؟».
كوتاه سخن اينكه، برای انسان زندگی حقيقی ديگری است كه شريفتر و كاملتر از زندگی پست دنيوی اوست. او آنگاه به اين زندگی دست میيابد كه استعدادها و تواناييهايش به وسيله آراستگی به زيور دين و داخل شدن در گروه سروران شايسته به تماميت رسد؛ همچنانكه او به زندگی دنيوی زمانی دست میيابد كه استعدادش برای دست يافتن به اين زندگی، در حالی كه در مرحله جنينی بهسر میبرد، تماميت میيابد.
سخن خدای تعالی كه میفرمايد: «يا أيها الذين استجبيوا للَّه و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم»23 نيز بر همين مطلب منطبق است. يعنی پذيرفتن آنچه كه دعوت حق اسلام به سوی آن فرا میخواند، انسان را به سوی اين زندگی حقيقی میكشاند. همچنانكه اين زندگی سرچشمهای است كه اسلام از آن می جوشد و علم سودمند و عمل شايسته از آن ناشی میشود. اين سخن خدای تعالی نيز كه میفرمايد: «من عمل صالحاً من ذكر أو أنثی و هو مؤمن فلنحييّنه حياه طيّبه و لنجزينّهم أجرهم بأحسن ماكانوا يعلمون؛24 هر كس - از مرد و زن - كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاكيزهای، حيات [حقيقی] میبخشيم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام میدادند، پاداش خواهيم داد» همين معنا را افاده میدهد.25
شايان ذكر است كه نويسنده تفسير ارزشمند الميزان، در تفسير آيه ديگری كه در ادامه خواهد آمد، به تفصيل در مورد نوع سوم از زندگی سخن گفته است.
3. زندگی پاكيزه ناشی از ايمان و انجام عمل شايسته خداوند سبحان، در يكی از آيات قرآن كريم، برای ترغيب و تشويق اهل ايمان به انجام اعمال شايسته، به آنان وعده دست يافتن به زندگی ديگری كه پاكيزه و پيراسته از هر آلودگی است داده و میفرمايد: من عمل صالحاً من ذكر أو أنثی و هو مؤمن فلنحيينّه حياه طيّبه و لنجزينّهم أجرهم بأحسن ما كانوا يعلمون.26 هر كس - از مرد و زن - كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاكيزهای، حيات [حقيقی] میبخشيم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام میدادند، پاداش خواهيم داد.
بنابراين، آيه يادشده همانند آيه »أو من كان ميتاً فأحييناه و جعلنا له نوراً يمشی به فی الناس...؛ آيا كسی كه مرده [دل] بود و زندهاش گردانيديم و برای او نوری پديد آوريم تا در پرتو آن، در ميان مردم راه برود...«، افاده ايجاد حيات ابتدايی جديد میكند. [نامگذاری اين حيات به حيات جديد] از باب تسميه مجازی نيست [يعنی اينگونه نيست كه از تغيير صفت حيات، به حيات جديد تعبير كرده باشند]؛ زيرا آياتی كه به اين حيات جديد اشاره كردهاند، برای آن آثار حيات حقيقی برشمردهاند؛ مانند اين سخن خدای تعالی كه: «أولئك كتب فی قلوبهم الإيمان و أيّدهم بروح منه؛27 در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها با نوری از جانب خود تأييد كرده است» و همچنين مانند كلام او در آيه [122] سوره انعام كه در بالا به آن اشاره شد: «و جعلنا له نوراً يمشی به فی الناس؛ و برای او نوری پديد آورديم تا در پرتو آن، در ميان مردم راه برود»، قطعاً مراد از اين نور، علمی است كه انسان به وسيله آن در اعتقاد و عمل بهسوی حق هدايت میشود. هم چنانكه اين مؤمن علم و ادراكی دارد كه ديگران از آن بیبهرهاند، او سهمی از موهبت قدرت بر زنده ساختن حق و ميراندن باطل دارد كه ديگران ندارند. چنانكه خدای سبحان فرمود: «و كان حقّاً علينا نصر المؤمنين؛28 و ياری كردن مؤمنان بر ما فرض است». و همچنين فرمود: «من آمن بالله و اليوم الآخر و عمل صالحاً فلاخوف عليهم ولا هم يحزنون؛29 هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان آورد و كار نيكو كند، پس نه بيمی برايشان است و نه اندوهگين خواهند شد».
اين علم و قدرت جديد، مؤمن را آماده میسازند تا چيزها را آنگونه كه هستند ببيند و آنها را به دو گونه تقسيم كند، حق پايدار و باطل ميرا - از صميم دل از باطل ميرا كه همان زندگی دنيا و نقش و نگارهای فريبنده و خيره كننده آن است - دوری میجويد؛ و به عزت خداوند عزت میيابد و از اين رو، نه شيطان با وسوسههايش، نه نفس با هواها و هوسهايش و نه دنيا با فريبندگيهايش نمیتواند او را خوار و ذليل كند؛ زيرا او باطل شدن كالای دنيا و نابود شدن نعمتهای آن را با چشم خود میبيند.
چنين كسی دلش به پروردگار حقيقیاش، همو كه با كلمات خود هر حقی را پايدار میسازد، وابسته است؛ جز وجه او را طلب نمیكند؛ جز نزديكی او را دوست ندارد و جز از خشم و دوری او نمیهراسد. و برای خود حيات پاكيزه هميشگی جاودانهای میبيند كه جز پروردگار بخشاينده و مهربانش كسی اداره آن را در دست ندارد و در طول مسيرش جز خوبی و زيبايی نمیبيند؛ چرا كه او هر آنچه خداوند آفريده را میستايد و جز گناهان و نافرمانيهايی كه خداوند آنها را زشت شمرده چيزی را زشت نمیشمارد.
بنابراين اين آثار زندگی جز بر زندگی حقيقی و نه مجازی، بار نمیشود و خداوند سبحان اين آثار را بر آن نوع زندگی (طيبه) كه از آن ياد كرد مترتب ساخت و آن را به كسانی كه اختصاص داد كه ايمان آورند و عمل شايسته انجام دهند. پس اين زندگی، زندگی حقيقی تازهای است كه خداوند سبحان آن را به ايشان ارزانی میدارد.30
با توجه به آنچه گفته شد درمیيابيم كه به جز زندگی دنيا و زندگی آخرت، نوع ديگری از زندگی وجود دارد كه قرآن كريم از آن با تعبير «حيات طيبه» يا «زندگی پاكيزه» ياد كرده است. اين نوع زندگی، زندگیای حقيقی است كه آثار و پيامدهای بسيار ارزشمندی برای انسان درپی دارد، كه بخشی از آن در همين دنيا و بخشی ديگر در جهان آخرت آشكار میشود.
به اعتقاد ما آن زندگی كه وعده تحقق آن در عصر ظهور داده شده، چيزی جز همين نوع حيات - كه در قرآن از آن به «حيات طيبه» - تعبير شده و ويژگيها و آثارش در اينجا بيان شد - نيست.
در آن عصر همه مردمان يا بخش زيادی از آنها، به مدد ظهور و حضور امام عصر(ع) از اين نوع زندگی بهره میشوند و آثار آن - كه به تعبير علامه طباطبايی نور،كمال، توانايی، عزت و سرور وصف ناشدنی است - شامل حال آنها میگردد و توانمنديهای ناشی از آن نصيب هه اهل ايمان میگردد. اما اينكه اين زندگیبخشی چگونه محقق میشود و چه آثار و پيامدهايی در جهان پس از ظهور دارد، موضوعی است كه در شماره آينده از آن گفتوگو خواهيمكرد.
ادامه دارد
ماهنامه موعود شماره 51
پینوشتها: 1 . سوره فاطر(35) آيه 9. 2 . سوره حج(22) آيه 5 و 6؛ همچنين ر.ك: سوره روم(30) آيه 19 و 24. 3 . محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج99، ص101؛ شيخ عباس قمی، مفاتيحالجنان، زيارت حضرت صاحب الأمر به نقل از سيدبن طاووس. 4 . نهجالبلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدی، كلمات قصار، شماره 147، ص388. 5 . سوره حديد(57) آيه 17. 6 . سيدهاشم حسينی بحرانی، سيمای حضرت مهدی(ع) در قرآن، ترجمه سيد مهدی حائری قزوينی، ص377؛ همچنين ر.ك: شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ج2، ص668 شيخ طوسی، كتاب الغيبه، ص110. 7 . سوره حديد(57) آيه 16. 8 . سيدهاشم حسينی بحرانی، همان، ص374-375؛ همچنين ر.ك: شيخ صدوق، همان، ص668؛ شيخ طوسی، همان، ص6. 9 . محمدباقر مجلسی، همان، ص215. 10. همان، ص101. 11. همان، ص107؛ در زيارت ديگری آمده است: «السلام عليك يا محيی معالم الدين و أهله»، ر.ك: همان، ص86. 12. سوره روم(30) آيه 41. 13. محمدباقر مجلسی، همان، ص111-112. 14. سوره حديد(57) آيه 20. 15. سوره عنكبوت (29) آيه 64. 16. سوره انفال(8) آيه 24. 17. سوره عنكبوت (29) آيه 64. 18. سوره ق(50) آيه 22. 19. سوره مجادله (58) آيه 22. 20. سوره انعام(6) آيه 122. 21. سوره بقره(2) آيه 253. 22. سوره شوری(42) آيه 52. 23. سوره انفال(8) آيه 24. 24. سوره نحل (16) آيه 97. 25. سيد محمد حسين طباطبايی، الميزان فی تفسير القرآن، ج9، ص44-45. 26. سوره نحل (16) آيه 97. 27. سوره انعام(6) آيه 122. 28. سوره مجادله(58) آيه 22. 29. سوره روم(30) آيه 47. 30. سوره مائده(5) آيه 69. 31. سيدمحمد حسين طباطبايی، ج12، ص341-342.
|