spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

 
مقصر اين حادثه خدا بود؟ چاپ پست الكترونيكي
۱۱ خرداد ۱۳۸۴

نويسنده: رمزی بارود (Ramzy Baroud)
ترجمه: ف. شفيعی سروستانی


وضعيت وخيم ايجاد شده بر اثر حادثه تسونامی در 26 دسامبر و روزهای بعد از آن برابر با تمام چيزهای كم ارزش و ارزان بود: كارگران ارزان، مواد خام ارزان
قيمت، مكانهای توريستی ارزان قيمت، وبله، زندگی ارزان قيمت تر.
كل حادثه بسيار سهمگين بود. اما دقيقاً چه چيز همه ما را با مشاهده مردم در حال غرق شدن در آبهای تيره به وحشت انداخت؟ زندگيهای بر آب رفته عامل
اين وحشت بود يا گناه ناگفته ای كه بيچارگی ما و مصيبت آنها را ايجاب كرد؟ اما آنچه من بيش از همه ناحق يافتم سخنان راويان رسانه ها - مفسران و انديشه 
وران ما - در واكنش به اين تراژدی بی سابقه آسيا بود. در رسانه های غربی، اولويتها در توجه به ارزشهای نژادی جمع شده بود. بنابراين به طور مشهود بيشتر
نگرانيها به امنيت توريستهای اروپا، استراليا و آمريكای شمالی معطوف می شد. زمانی كه اين نگرانی رفع شد و به حساب همه آنها رسيدگی گرديد، جمعيت كثير
آسيايی، كه تا زمان نوشتن اين جملات مرگ 165 هزار نفر از آنها مسلم شناخته شده بود به موضوع آماری روز مبدل گشتند و انواع سؤالات بيهوده، پوچ و نابجای
فلسفی مطرح گرديد و زمان آن رسيد تا سياستمداران دارا چهره ديگر خود را به نمايش بگذارند و به مهربانی، نوع پرستی و نجابت خويش ببالند.
مارتين كتل1 از روزنامه انگليسی گاردين در حالی كه شجاعت روشنفكران ولتر قرن هجدهم، مانند كانت و ديگران، را با منطق دانان ظاهراً بی جرأت امروز
مقايسه می كرد مناسب ديد اين سؤال را مطرح كند كه: «آيا ما اكنون آنقدر ترسو هستيم كه حتی جرأت نمی كنيم بپرسيم آيا خدايی هست كه چنين كارهايی را
می كند؟» زمانی كه بسياری از نويسندگان سراسر جهان هيچ راه حلی برای كمك به پنج ميليون انسان مصيبت زده شهرهای اندونزی، سريلانكا، تايلند، مالديو و
كشورهای ديگر برای به دست آوردن غذا و پناهگاه نداشتند، آنها انبوهی از انتقادات و ملامتها را به خداوند نسبت دادند تا برای اين فاجعه طبيعی جوابی به دست
آورند.
تمام آمارهای مربوط به زلزله و تسونامی و عواقب بعدی آن به طور دردآوری بالا بود. تخمين زده می شد آمار زخميها حداقل چهار برابر تعداد كشته شدگان باشد.
لی جانگ ووك2 رئيس سازمان جهانی بهداشت از صدها هزار مجروح سخن می گفت. مقامات عالی رتبه امور بهداشتی از شمار وسيعی از بيماريهای ايجاد شده
بر اثر اجساد شناور و آب آلوده خبر می دادند: اسهال خونی، وبا، حصبه و مالاريا تنها تعداد اندكی از آنها به شمار می رفتند.
اما آشفته كننده ترين ارقام وعده های ملال آور كمك به ساكنين مناطق مصيبت زده بود. بوش عاقبت پس از بازگشت از تعطيلات تگزاس و بعد از روزها سكوت
وعده كمك جزيی 15 ميليون دلاری داد كه بعداً به 35 ميليون و سپس به ده برابر، يعنی رقم 350 ميليون دلار افزايش يافت.
صرف نظر از اينكه آيا اين كمكها به مستحقان می رسند يا اينكه فقط برچسب قيمت سياسی هستند، فكر می كنم جالب باشد آمارهای ديگری را نيز از نظر
بگذرانيم.
براساس پروژه امنيت ملی و براساس برآوردهای رسمی، جنگ ايالات متحده در عراق تا كنون رقم هنگفتی برابر 147/513/611/147 دلار هزينه دربر داشته
است. تقريباً برابر 148 ميليارد دلار. اين جنگ صرف نظر از عقيده بوش و هواخواهان سياسی او، از نظر همگان غير ضروری بود.
براساس سخنان NPP ، هزينه اين جنگ می توانست به 102/329/1 خانواده، تنها در ايالات متحده اسكان دهد، يا می توانست پشتوانه جهانی بيماری ايدز را
به مدت 14 سال تأمين كند. در عوض، اين پول به سمت ماشين آلات جنگی، پنتاگون، مؤسسات دفاعی و شركتها و پيمانكاران گوناگون سرازير شد تا هزينه
جنگی فاجعه انگيز را فراهم كنند. جنگی كه جان بيش از صد هزار عراقی و همچنين بيش از هزار سرباز آمريكايی را مطالبه كرد. كمك نهايی ايالات متحده به
قربانيان تسونامی به سختی هزينه 36 ساعت جنگ عراق را دربر می گيرد. جنگی كه براساس برآوردها روزانه 270 ميليون دلار هزينه دربر دارد. در واقع، هزينه يك
جت جنگنده شكاری اف - 22 حدود 225 ميليون دلار است. يعنی حدود نيمی از كمك پيشكش شده به ميليونها قربانی فاجعه آسيا.
برای بسياری سرزنش كردن خدا بهترين سناريوی ممكن است. چون اين كار آنها را از اتهامی كه نبايد نسبت به همنوعان خود تحميل می كردند مبرا می كند.
اين بيشتر يك صدقه، دهش و دستگيری از همنوع و امری اختياری است. اما ما زمانی كه پول مالياتمان برای تأمين هزينه ريختن بمبهای آتش زا بر سر خانواده های
بصره به كار می رود، يا اينكه برای كمك به اسرائيل مصرف می شود تا فلسطينيان را در زندانهای كرانه غربی به حصار بكشد، چقدر اختيار داريم؟
آيا بيشتر آمريكاييها ترجيح نمی دادند مبلغ ناچيز نيم ميليون دلار از بودجه روزانه 5/1 ميليارد دلار پنتاگون صرف خريد دو سيستم تسونامی سنج هشدار دهنده
شود تا در اقيانوس هند نصب شوند و بتوانند جان هزاران نفر را نجات دهند؟ براساس برآوردهای مركز نيروهای جنگ «هزينه ای كه چند ثانيه بمباران عراق برای
آمريكا دربر دارد می توانست در ساخت سيستمی به كار رود كه از مرگ هزاران نفر جلوگيری كند».
به هر تقدير چون مقصر اين حادثه خدا بوده، احتياجی نيست برنامه های جنگی را به خاطر آسيا‌يي‌هاي تيره بخت تغيير داد. به قول جين پرلز3 از نيويورك تايمز
سه ناو جنگی حامل دو هزار تفنگدار دريايی كه از سن ديگو عازم عراق شدند تا جنگ ايالات متحده را تقويت كنند می توانستند تغيير جهت داده و در عمليات
امدادرسانی كمك كنند. به هر حال تصميم بايد اتخاذ می شد. آخر اين تصميمی «سياسی» است. در حالی كه تغيير جهت كشتيها می توانست جان بسياری را
نجات دهد، لزوم سركوب عراقيان تصميم گيری را سخت تر می كند.
توجه به اينكه سطح آمادگی كشورهای جهان برای جنگ در مقابل تلاشهای امدادرسانی آنها رابطه معكوس دارد جالب و در عين حال دل سرد كننده است. به
عنوان نمونه در طول جنگ ايالات متحده و انگلستان عليه عراق بمب افكنهای بی - 52 در پروازهای روزانه خود از آشيانه شان در اروپای غربی، تأسيسات نظامی و
غير نظامی شمال عراق را بمباران می كردند و همان شب صحيح و سالم به پايگاهشان باز می گشتند. در اين ميان در جريان اين حادثه روزنامه نگاران توانستند
خود را به آسيب ديده ترين نقاط آچه اندونزی برسانند و روزها قبل از رسيدن كمكهای امدادی به تهيه گزارش بپردازند. اما وقتی كمكها رسيد مقدارشان به سختی
قابل قياس با هزينه بمبارانهايی بود كه كل شهرها و روستاهای افغانستان و عراق را پوشش می داد.
انتظار می رود شمار قربانيان آسيا افزايش يابد. قربانيان بی هويت منتقل گشتند و بسياری ديگر ماندند تا از خود دفاع كنند و برای اندكی غذا زد و خورد كنند. تا
آنجا كه به اقتصاد مربوط می شود نيازی به برآورد احساس نمی شود. اكثر كسانی كه هلاك شده اند تقريباً هيچ چيز نداشتند. بازماندگان نيز احتمالاً به عنوان
نيروی كارگر ارزان قيمت به كار خواهند رفت.
در اين اثنا حكومت بوش با سؤالات بزرگ فلسفی چون «چرا خدا اجازه می دهد چنين اتفاقی بيافتد؟»، مذهب چنين حادثه ای را چطور توجيه می كند؟ و سؤال
بزرگتر كه، «آيا خدا وجود دارد؟» توانستند چند روز پوشش خبری خوبی برای خود كسب كنند و خود را غير اشغال گر جلوه دهند.
وقتی سيلاب فروكش كرد و اجساد دفن يا سوزانده شدند، چيز ديگری برای اينكه مانع زندگی عادی روزانه ما كه چيزی جز كشتار همديگر و سرمايه گزاری در
هزينه های گزاف ماشين آلات جنگی نيست باقی نخواهد ماند. وقت آن می شود كه به «بلايای بشر ساخت» خود ادامه دهيم. بلايايی كه فقط آموخته ايم آنها را با
بی علاقگی و بدون سخنرانيهای روشنفكرانه درباره خدا و فيلسوفان قرن هجده بپذيريم. ما انسانها چقدر پر نخوت و متكبريم.
رمزی بارود، روزنامه نگاری كهنه كار است. مقالات او به طور منظم در بسياری از نشريات انگليسی و عربی به چاپ می رسد. او سردبير سايت تاريخچه فلسطين
(Palestine Chronicle.Com) و يكی از برنامه سازان تلويزيون ماهواره ای شبكه الجزيره است.


پی نوشتها:
.1.Martin Kettle
.2.Lee Jong Wook
.3.Jane Perlez
 


ماهنامه موعود شماره 51


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2008 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.