|
۰۵ خرداد ۱۳۸۴ |
قسمت سوم عنايات مام زمان به علما و دانشمندان
حسين رضايي فرد
اشاره : فقها، مراجع و علماي با تقواي شيعه همواره
مورد عنايت ويژه حضرت بقيةالله(ع) بوده اند؛ به نحوي كه گروهي از آن بزرگواران به
شرف بزرگ درك حضور مبارك آن حضرت نايل شده يا صداي ملكوتي و نغمه دلنواز ايشان را
شنيده اند يا به گونه هاي مختلف؛ مانند تقدير و تشكر، دعاي خير، ارشاد و راهنمايي،
تصحيح اشتباهات، پاسخ به سؤالات و... مشمول لطف و عنايت آن حضرت(ع) واقع شده اند.
از جمله اين عنايات ويژه دستور حضرت ولي عصر(ع) به برخي از علما و انديشمندان شيعه
جهت تأليف كتاب است، كه در اين نوشتار به مواردي از آنها اشاره مي كنيم:
3. شهيد آيت الله سيدحسن شيرازي (1354-1400ق.)
ايشان در سال 1354ق. در خانداني اصيل و پرهيزكار پا به عرصه وجود گذارد. پدر
بزرگوارش آيت اللَّه سيد مهدي شيرازي است كه نسبش در نهايت به حضرت ابا عبداللَّه(ع)
مي رسد.
در جواني همراه پدر بزرگوارش به كربلا آمد و به فراگيري علوم اسلامي پرداخت و به
زودي قريحة ذاتي و هوش و استعداد فوق العاده اش آشكار گشت. پس از گذراندن مراتب
تحصيل در كنار برادرش سرپرستي حوزه علميه كربلا را به عهده گرفت. سپس به لبنان
مهاجرت و «مؤسسه دارالصادق» را تأسيس نمود. پس از سقوط حكومت بعث، به عراق بازگشته
و به نوشتن مقالات روشنگر عليه حكومت وقت در مجلات مختلف پرداخت كه خود مؤسس و
سردبير برخي از آنها بود.
در سال 1389 ق. از طرف حزب بعث دستگير و ماهها تحت شديدترين شكنجه هاي دژخيمان بعثي
قرار داشت و با اينكه دستگاه حاكمه عراق تصميم به شكنجه و در نهايت قتل وي داشت، به طور
معجزه آسايي از زندان آزاد گشته و به لبنان و سوريه سفر نمود.
آن شهيد، براي ايجاد پايگاهي مذهبي جهت تبليغ مباني اسلامي و تقويت مواضع شيعه در
منطقه «برج البراجنه» در بيروت، حوزه علمية لبنان را تأسيس نمود و با تماسهاي مكرر
با علويان لبنان و سوريه موجبات نزديكي و تفاهم علويان و شيعيان را فراهم نمود.
ايشان، در ده سال آخر عمر شريفشان با مسافرتهاي بسياري كه به كشورهاي لبنان، سوريه،
اروپا، استراليا و آفريقا انجام داد مؤسسات تربيتي، فرهنگي، ديني و اجتماعي فراواني
را در اين كشورها پايه گذاري نمود.
در سال 1394هجري هستة اوليه تشكيل حوزه علميه زينبيه در كنار مرقد مطهر حضرت زينب
كبري(ع) را ايجاد نمود. و سه سال بعد «جماعة العلماء» را با سرپرستي خود تأسيس نمود
كه منشأ خدمات فراوان گرديد.
به دليل عشق و علاقة شديدي كه به اهل بيت پيامبر(ص) داشت، طرح تعمير قبور ائمه
بقيع(ع) را در سر مي پروراند و در اين راه اقداماتي را پيگيري مي كرد كه متأسفانه
موفق به تحقق آنها نشد و سرانجام در شانزده جمادي الثاني 1400ق. زماني كه آيت اللَّه
سيد حسن شيرازي از هتل محل سكونتش در بيروت خارج شده و جهت شركت در مجلس يادبودي كه
به مناسبت شهادت آيت اللَّه سيد محمد باقر صدر ترتيب داده بودند در حركت بود، به
وسيلة دو نفر مزدور مسلح در سن 47 سالگي به فيض عظيم شهادت نايل و پيكر مطهرش به
شهر قم منتقل و در مسجد موزه در مجاورت حرم دختر موسي بن جعفر(ع) به خاك سپرده شد.
تأليف كتاب كلمه الإمام المهدي(ع)
كتاب كلمة الإمام المهدي(ع) مشتمل بر سه جلد به شرح زير است:
1. توقيعات و نامه ها؛
2. ادعيه و زيارات؛
3. بيانات.
اين كتاب ارزشمند محصول تلاش چندين ساله عالم مبارز و دانشمند جليل القدر آيت اللَّه
سيد حسن شيرازي است. براي آگاهي بيشتر از انگيزة نگارش آن جالب است كه حقيقت را از
زبان خود نويسنده بزرگوار آن كه براي شاگردانش نقل نموده؛ بشنويم:
در آن زمان كه در عراق در زندان بعثيها به سر مي بردم و وحشيانه مرا شكنجه و آزار
مي دادند. روزي دست توسل به دامان مولايم حضرت بقيةاللَّه(ع) زده و از وي درخواست
نجات و آزاديم را كردم و با او پيمان بستم كه اگر از اين زندان آزاد شوم، مجموعة
فرموده ها و نامه ها، دعاها و زيارات حضرت را جمع آوري كنم. روزها و شبها سپري مي شد،
ماهها يكي بعد از ديگري مي گذشت تا اينكه بالاخره دوران سختي و شكنجه و زندان به سر
رسيد و به بركت دعاي حضرت از زندان بيرون آمدم و الحمدللَّه سختيها پايان يافت.
بعد از چند روزي يكي از دوستان نزد من آمده و گفت: شخصي بزرگوار و نوراني را در
خواب ديدم و به من گفت: «برو به سيد حسن شيرازي بگو زمان وفا به عهد و پيماني كه با
صاحب الامر(ع) در تأليف كتاب بسته اي رسيده است».
اين شخص اصلاً از داستان قرارداد و عهد من خبر نداشت؛ زيرا من به هيچ كس نگفته بودم.
تصميم گرفتم اين كار را شروع كنم ولذا به جمع آوري و تهية مدارك لازمه آن پرداختم.
بعد از مدتي شخص ديگري نزد من آمد بدون اينكه بين او و شخص اول رابطه و آشنايي باشد،
عين مطالب آن شخص را به من گفت كه در خواب ديدم حضرت بقيةاللَّه(ع) از تو مطالبه
عهد و قرارداد كتاب را مي كند. تصميم و عزم من بر تأليف كتاب قطعي شد و شروع به
نوشتن كتاب كلمه الامام المهدي(ع) نمودم. بعد از آنكه بخش عمده اي از كتاب را نوشته
بودم، شبي در خواب ديدم كه شخصي با شكوه و وقار و با قدي بلند و صورتي زيبا داراي
هيبت پيامبران و جلال صديقين و وقار خاشعين، جامه اي سفيد رنگ پوشيده، به سوي من
آمد.
من گمان كردم كه او حضرت بقيةاللَّه(ع) است به احترام او از جاي حركت كرده و به
پيشواز او رفتم نزديك او كه رسيدم دستش را گرفتم كه ببوسم لكن او از من جلو افتاده
و دست مرا بوسيد. وقتي دست مرا بوسيد، يقين كردم كه خود حضرت نيستند. لذا اسم او را
پرسيده و گفتم شما كيستيد؟ گفت: من از سوي ولي خدا آمده ام، در عالم خواب احساس
كردم كه او از سوي امام زمان(ع) آمده تا براي تأليف كتاب از من قدرداني كند. و اين
اولين بار بود كه براي نوشتجات خود چنين خوابي مي ديدم، از خداوند متعال خواستارم
كه اين اثر را به خشنودي خود همراه ساخته و آقا و مولايم امام زمان(ع) را نيز از من
خشنود سازد كه او خود وسيله خشنودي خداوند از من است.1
پي نوشتها:
1 . كلمة الامام المهدي(ع)، آيت الله سيد حسن شيرازي، مترجم: سيد حسن افتخار زاده
سبزواري، نشر آفاق، 1407ق.
ماهنامه
موعود شماره 51
|