|
۳۱ فروردين ۱۳۸۴ |
برادر يا خواهر (ح. ا. م) از شهرستان اروميه پرسيدهاند:
نشانههاى ظهور امام زمان، عليهالسلام، كدامند؟ و چگونه بايد آنها را شناخت؟
در ابتدا نكاتى چند درباره اين نشانهها را ذكر مىنماييم و سپس برخى از روايات وارد شده از معصومين، عليهمالسلام، در اين مورد را به عنوان نمونه مىآوريم:
1. معتقدين به امام زمان، عليهالسلام، بايد همواره چشم انتظار ظهور آن حضرت باشند و با بهره گيرى از اصل انتظار، آمادگيهاى لازم را براى يارى و همراهى با امام موعود خويش كسب نمايد.
اينكه هنوز برخى از نشانههاتحقق نيافته باشند، هرگز به معناى نفى لزوم انتظار در هر روز و شب نيست.
2. خداوند امر فرج و ظهور امام زمان، عليهالسلام، را تنها در يك شب مقرر خواهد فرمود، و در اين صورت نيازى به مقدماتى طولانى نخواهد بود، بلكه بسيارى از نشانههاى ذكر شده در روايات ممكن است طى همان يك شب و روز تحقق يابند.
3. يكى از دلايل ذكر اين نشانهها در روايات، آشنا شدن مردم با شرايط ويژهاى است كه قبل از قيام جهانى ولى عصر، عجلاللهتعالىفرجه، پديد مىآيد. آشنايى مردم با اين ويژگيها، مىتواند عامل مهمى در شناسايى مدعيان دروغين مهدويت و رسوايى فرصت طلبانى باشد كه از جهالت مردم تحت پوشش نام مهدى، عليهالسلام، سوء استفاده مىكنند.
4. صدها مورد از نشانههاى ظهور تحت عنوان «علايم آخرالزمان» در روايات مربوط برشمرده شده كه به اثرات جدا ماندن مردم از تعاليم اسلام و محروم ماندن آنان از سرپرستى آشكار معصومين، عليهمالسلام، اشاره دارند. مانند: از بين رفتن اهميت نماز، خيانت در امانت، حلال شمردن دروغ و علنى شدن فحشا.
5. درباره علايمى همچون گسترش فساد و زياد شدن گناهان، سه نكته قابل توجه است:
الف) مطلق اين امور نشانه ظهور به حساب نمىآيد، و چنين نيست كه هر زمان فساد گسترش يافت و گناهانى زياد شد. حضرت مهدى، عليهالسلام، ظهور كند.
ب) شرايط واقعى جهان قبل از ظهور حضرت مهدى، عليهالسلام، كثرت بسيار شديد گناهان و افزايش چشمگير و فوقالعاده ظلم و فساد است. با اين همه اثبات چنين واقعيتى به معناى عدم وجود طاعت و بندگى و عدالت در جاى جاى زمين نيست.
ج) وجود چنين نشانهاى هرگز از مسؤوليت منتظران براى مبارزه با ظلم و از بين بردن ريشه گناهان نمىكاهد، اگر چه به موفقيتى در اين زمينه دست نيابند.
6. پديد آمدن برخى نشانههاى ظهور و حتى بروز بسيارى از آنها نمىتواند توجيهى براى تعيين وقت ظهور امام زمان، عليهالسلام، در اين دوران باشد، زيرا با توجه به فرمايش امام زمان، عليهالسلام، تعيين كنندگان وقت ظهور دروغگو محسوب مىشوند، مگر در مواردى كه نشانهاى مخصوص سال يا روز ظهور باشد كه در آن صورت تعيين وقت ديگر معنا نخواهد داشت (و تحصيل حاصل به شمار مىآيد).
7. امر ظهور ولى عصر، عجلاللهتعالىفرجه، به دستخداست و ممكن است صدها سال ديگر نيز تحقق نيابد و علىرغم بروز بسيارى نشانهها باز هم بنا به حكمتهاى الهى تا زمانى بسيار طولانى به تاخير افتد.
آنچه مهم است، حالت انتظار داشتن است كه لازمهاش آمادگى بيشتر، تلاش افزونتر، و احساس مسؤوليتشديدتر است. اين انتظار چه كوتاه باشد و چه طولانى هرگز نبايد اثرى جز افزايش شور و شوق خدمت و آمادگى بيشتر براى دفاع از ارزشهاى الهى در ما به وجود آورد.
مبادا فرصتطلبان و دشمنان آگاه يا دوستان ناآگاه با تاكيد بر بروز برخى نشانههاى نزديكى ظهور، و ايجاد اميد فراوانتر نسبتبه نزديك شدن فرج امام زمان، عليهالسلام، ما را از اداى تكليف نسبتبه خدا و پيامبر، صلىاللهعليهوآله، و امام زمان، عليهالسلام، باز دارند، يا به اين وسيله ما را از توطئههايى كه براى تضعيف ولايت و از بين بردن ارزشهاى اسلامى انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى صورت مىگيرد، غافل سازند.
بايد بهوش بود كه حفظ ارزشهاى اسلام و قرآن و ولايت در دوره غيبت، كم اهميتتر از حفظ همان ارزشها در دوران ظهور نيست.
8. با مقايسه برخى روايات مربوط به نشانههاى ظهور با برخى ديگر مىتوان به نكاتى هشدار دهنده و عبرت آموز و بيدارى آفرين دستيافت. چنانكه وقتى در روايتى مىخوانيم كه قبل از ظهور شرايطى پيش مىآيد كه از «قرآن» جز رسم و از «اسلام» جز اسم آن باقى نماند، شرح همين نشانه را در روايتى مىيابيم كه:
«قبل از ظهور، بردبارى، ضعف به شمار مىآيد و ستمگرى، افتخار. شهادت به دروغ پديدار مىگردد و تهمتها مورد قبول قرار مىگيرد. قرآنها آراسته مىشوند و مساجد زينت مىيابند. دروغگو مورد تصديق قرار مىگيرد و خيانتكار مورد امانت واقع مىشود.»
9. نشانههاى ظهور تعداد مشخصى ندارد و در اينكه چه تعداد از آنها تاكنون پديد آمده است، نظر مشخصى موجود نيست و درباره اينكه از ساير علامات باقى مانده چه نشانههايى بايد قطعا تحقق يابند، دليل محكمى در دست نيست.
10. نشانههاى ظهور تقسيم بنديهاى گوناگون دارد:
الف) نشانههاى عمومى: كه ممكن است طى چندين سال تحقق يابند. مانند: كثرت گناهان.
نشانههاى سال ظهور: كه در آخرين سال غيبت و با فاصله كمى به زمان ظهور به وقوع مىپيوندد. مانند: خروج سفيانى.
نشانههاى روز ظهور: كه پيش از ظهور يا همزمان با آن در دنيا رخ مىدهد. مانند: فريادى از آسمان.
ب) نشانههايى در اجتماع: مانند: زيادى فتنهها، ظاهرشدن قحطى.
نشانههايى در طبيعت: مانند: كم شدن چشمگير برداشت از زراعتها.
نشانههايى در آسمان: مانند: خسوف و كسوف مكرر و فراوان در يك سال، بويژه در ماه رمضان.
ج) نشانههاى يقينى: مراد از اين نشانهها، علاماتى است كه در روايات متعدد مورد تاكيد قرار گرفته و يا در روايات صحيحه به عنوان نشانههاى حتمى ذكر گرديده است. مانند: قيام سفيانى (مردى با عنوان عثمان بن عنبسه) و صيحه آسمانى.
نشانههاى احتمالى: مراد از اين نشانههايى است كه تنها در اندكى از روايات آمده، يا تصريح به غير حتمى بودن آنها شده است. مانند: آتشى در آسمان، فرو رفتن بغداد و بصره در زمين.
د) نشانههاى متشابه: نشانههايى كه مراد از آنها و كيفيت آنها روشن نيست، و تاويلهاى مختلف و اشكال گوناگون مىتواند داشته باشد. مانند: خروج دجال.
نشانههاى روشن: نشانههايى كه كيفيتى خاص دارند و تاويل بردار نيستند. مانند: فريادى از آسمان كه در آستانه قيام امام زمان، عليهالسلام، به نام حضرت مهدى، عليهالسلام، و اعلان ظهور او تصريح دارد.
ه) نشانههايى در تلقى از شريعت: مانند اينكه كارهاى خير از منكرات شمرده مىشوند و كارهاى زشت و منكرات به عنوان كار خير و معروف مورد اقبال قرار مىگيرند و چنان مىشودكهگويا بر انداماسلامپوستينى واژگون (و بدنما) پوشانده باشند.
نشانههايى در برخى سرزمينها: مانند: اينكه «كوفه» از مؤمنين خالى مىماند و «قم» به عنوان معدن علم و فضيلتبه شمار مىآيد.
نشانههايى در تكوين: مانند: طلوع خورشيد از مغرب.
و) نشانههاى تحققيافته در گذشتههاى دور: مانند: از بين رفتن حكومتبنىعباس.
نشانههاى تحققيافته در گذشتهاى نزديك: مانند: قيام مردى از قم.
نشانههاى تكرار شده در تاريخ: مانند: شيوع طاعون.
نشانههاى تحققنيافته: مانند: خروج يمانى (در دعوت به ولايت اهلبيت) و سفيانى (در مبارزه با تشيع) و سيد خراسانى (با پرچمهايى به طرفدارى از حق).
تذكر: اينكه چرا برخى امور كه صدها سال پيش انجام شده و يا در تاريخ بارها تكرار شده، از نشانههاى ظهور به حساب آمدهاند، احتياج به تحقيقى گستردهتر در سند روايات و مدلول عبارات آن دارد.
اينك بدون در نظر گرفتن تقسيمات مزبور، به ذكر پنج روايت در اين مورد اكتفا مىكنيم:
× در «كمال الدين» صدوق، از امام صادق، عليهالسلام، نقلشدهاست كه:
پنج چيز قبل از قيام قائم، عليهالسلام، به وقوع مىپيوندد: قيام يمانى، خروج سفيانى، نداى آسمانى، فرو رفتن لشكرى در بيداء (سرزمينى بين مدينه و مكه) و كشتهشدن نفس زكيه (محمد بنالحسن).
× در «همان مدرك پيشين» و از همين پيشواى معصوم، عليهالسلام، آمده است:
بين كشته شدن نفس زكيه و قيام قائم آل محمد، عليهالسلام، تنها پانزده شب فاصله هست.
× در «ينابيع المودة» ص427 از حضرت على، عليهالسلام، نقل شده است كه فرمود: اندكى پيش از قيام قائم ما، سفيانى قيام خواهد كرد و به اندازه دوره باردارى زنان «يعنى9 ماه» فرمانروايى خواهد كرد. سپاه او رو به مدينه پيش مىروند وقتى كه به منطقه «بيداء» مىرسند، زمين آنان را به كام خويش فرو مىبرد.
× در «غيبت نعمانى» آمده است كه امام صادق، عليهالسلام، فرمود:
از امور قطعى كه قبل از قيام قائم تحقق خواهد يافت، خروج سفيانى و فرو رفتن منطقه «بيداء» و كشته شدن نفس زكيه و نداى آسمانى است.
قابل ذكر است كه كليه روايات فوق و نيز نمونه نشانههاى ذكر شده در بندهاى پيشين همگى از كتاب «منتخبالاثر» گزينش شده كه مجموعهاى نفيس از روايات مربوط به حضرت مهدى، عليهالسلام، گردآورى شده از دهها كتاب معتبر «شيعه و سنى» است. مدارك كليه موارد مذكور را مىتوان در صفحات 424 تا426 اين كتاب به دست آورده كه ما به خاطر رعايت اختصار، از ذكر متن عربى و آدرس هر كدام بهطور جداگانه صرفنظر كرديم.
ماهنامه موعود شماره 10-11 |