|
راهنمای مسجد مبارک الاقصی |
|
|
|
۲۲ فروردين ۱۳۸۴ |
در فصل اول اين راهنما تاريخچه ای موجز از قدس از بدو
تأسيس (بدست يبوسی ها) تا آغاز اين قرن ارايه شده است و در فصل دوم، از قداست و
اسلاميت اين حرم قدسی سخن به ميان رفته و در پی آن توصيفی کلی از حرم ارايه شده است.
در فصل های ديگر پيرامون مسجد الاقصی و قبه الصخره و ساير مقدسات و آثار موجود با
کمی شرح و تفصيل سخن گفته شده است. به منظور درک بهتر اطلاعات مندرج در اين راهنما،
طرح هايی هندسی تعبيه شده است.
به گمان ما اين راهنما با اين فصول به شخص بازديد کننده تصويری کافی و کامل از مسجد
الاقصی و تأسيسات تابعه آن ارايه می دهد و به او علاوه بر احساس آرامش روحی و معنوی
ناشی از عبادت و زيارت، احساس خوب آشنايی می دهد. اين راهنما توانسته است بين سطح
بالای علمی وميان عرضه ساده ای که برای همگان قابل فهم باشد، تعادل برقرار کند.
قدس
تاريخچه (1)
بلحاظ تاريخی، قدس از کهنترين شهرهای جهان به شمار می رود بطوريکه عمر آن از (45)
قرن فراتر است، مهد سه آئين آسمانی (يهودی، مسيحی، اسلام ).
قدس در ادوار و اعصار به نام های متعددی شناخته شده و معروفترين آن، يبوس، إيليا،
کابتولينا، إيلياء، بيت المقدس، القدس، القدس الشريف.
يبوس همان نامی است که قدس قريب به 4500 سال پيش بدان شناخته شد و منسوب به
يبوسيهايی بوده که از تبار عربهای اوليه جزيره العرب هستند، يبوسيها ساکنان اصلی
قدس به شمار می روند، آنان نخستين ساکنان قدس هستند که در حدود (2500 ق.م) به همراه
قبايل عرب کنعانی به اين منطقه آمدند و با تپه های مشرف بر شهر قديمی قلعه ای را بر
تپه جنوب شرقی يبوس ساختند که به دژ يبوس معروف گشت، ( اين دژ از قديمی ترين بناهای
قدس به شمار می رود )، هدف از ساخت اين دژ دفاع از شهر و محافظت از آن در برابر
حملات و تهاجمات عبرانی ها و مصری ها ( فراعنه ) بوده است.
يبوسی ها همچنين نسبت به تأمين آب دژ و شهر خود همت گماشتند، آنان قناتی را حفر
کردند تا آب چشمه جيحون ( نبع العذرا ) واقع در دره قدرون (امروزه به چشمه سلوان
معروف است) را به درون دژ و شهر انتقال دهند.
قدس به نام“ اور شالم نسبت به شالم (خداوند صلح کنعانی ها ) نيز معروف بود. اين
نام در کتب مصری معروف به لوح های تل العمارنه که تاريخ آن به قرنهای هيجدهم و
نوزدهم قبل از ميلاد باز می گردد، ذکر شده است.
يبوس در دست يبوسی ها و کنعانی ها بود تا اينکه در سال (1409 ق.م) به تصرف داوود
پيامبر (ع) در آمد و از آن هنگام به شهر داوود موسوم گشت، داوود نبی اين شهر را به
پايتختی برگزيد. اين شهر پس از حضرت داوود به فرزندش سليمان (ع) رسيد و در عهد
ايشان به اوج شکوفايی معماری رسيد، در همين مقطع دين يهود رواج يافت. در سال 586
ق.م قدس به حکمروايی فارسيان در آمد، اين شهر پيشتر توسط بخت النصر اشغال و کاملاً
ويران شده و ساکنان يهودی به بابل انتقال يافته بودند. شهر قدس در حکمرانی فارسها
بود تا اينکه به سال 332 ق.م توسط اسکندر مقدونی به اشغال در آمد. قدس در عصر
يونانی دوره بی ثباتی را سپری کرد به ويژه پس از مرگ اسکندر مقدونی که بحرانها و
اختلافات ميان بطلميان (پيروان بطلميوس که مصر را تصرف کرده و دولت بطلميان را
تأسيس کرد) و سلوکيان (منسوب به فرمانده سلوکس که با تصرف سوريه حکومت سلوکيان را
بر پا نمود) بود، اين دو سعی در تصرف و حکمرانی بر اين شهر را داشتند.
در سال 63 ق. م روميان به فرماندهی “ بومبی قدس را اشغال کردند، در سال 135 م
هادريانوس امپراطور روم شهر قدس را کاملاً ويران ساخت و به جای آن مستعمره ای جديد
بنام (ايليا کابتولينا ) داير نمود.
قدس در دوران بيزانسی (330ـ 636 ) به ايلياء ناميده می شد، در اين برهه با گرويدن
قسطنطين امپراطور به دين مسيحيت، آئين مسيحيت دين رسمی امپراطوری بيزانسی گشت. در
اين دوره همچنين هيلانا ملکه مادر کليسای قيامت را در سال 335 م بنا نهاد.
در سال 614 م فارسها مجددا قدس را اشغال کرده و بخش عمده کليسا ها و دير های آن را
از ميان بردند. قدس تا سال 627 م جزء قلمرو فارسها بود تا اينکه هرکول آن را باز پس
گرفت و اين شهر تا فتح اسلامی در حکمرانی بيزانسی ها بود.
از آنجائيکه اسلام آئينی جهانی بوده و به عرب ها محدود نمی شد، لذا عرب ها و مسلمان
ها موظف شدند آن را در همه کشورها منتشر سازند، و نتيجه آن فتوحات اسلامی بود که
فلسطين از جمله نخستين کشورهايی که سپاهيان اسلامی به سوی آن رهسپار شدند. با شکست
روميان در نبرد يرموک موضوع دستيابی مسلمانان به قدس و گشودن آن ديگر امر ساده ای
گشت و در سال 15 هجری / 636 ميلادی خليفه عمر بن الخطاب (رض) صلح جويانه وارد قدس
شد و بواسطه امان نامه ای که به اسم ايشان معروف گشت، برای مردمانش امنيت به ارمغان
آورد. با ورود مسلمانان به قدس دوره جديدی از تاريخ اين شهر آغاز می شود و سلاله
های خلافت اسلامی، حکمرانی بر اين منطقه را پی در پی تداوم بخشيدند، بطوريکه پس از
خلفای راشدين، اموی ها، عباسی ها، اخشيديون، فاطميون و سلاجقه حکمروائی کردند. در
طول اين مدت وبه عبارتی از زمان فتح عمری تا سال 217 هجری قدس بنام ايلياء و بيت
المقدس موسوم و ناميده می شد تا اينکه کم کم و برای اولين بار در تاريخ اسلامی يعنی
دقيقاً از سال 216 هجری که مأمون خليفه عباسی دستور انجام بازسازی لازم بر روی قبه
الصخره (2)را صادرکرد، اين شهر قدس نام گرفت.
در سال 217 هجری همين خليفه مبادرت به ضرب سکه هايی با نام قدس (بجای ايلياء ) نمود
که احتمالاً اين اقدام ايشان بمنطور ياد آوری سالگرد بازسازی قبه الصخره بوده است.
بنا بر اين نامگذاری شهر قدس به همين نام بر خلاف تصور برخی ها که معتقدند اين
نامگذاری به پايان عصر مملوکيان (قرن نهم هجری) باز می گردد، از بدو قرن سوم هجری
بوده است.
اين نامگذاری بعدها جا افتاد بطوريکه در زمان خلافت عثمانی بنام “ قدس شريف موسوم
گشت. به سال ( 492 هـ /1099 م ) صليبی ها قدس را اشغال و بدون توجه به قداست و
جايگاه دينی اش،دست به فساد و ويرانی زدند و در اين رهگذر مرتکب قتل عام های و
حشيانه ای در صحن حرم شريف شدند. صليبی ها به اين اعمال ددمنشانه بسنده نکرده و
علاوه بر تاراج و چپاول، مسجد الاقصی را به کليسا و اسطبل برای اسب ها و احشام خود
مبدل ساختند و پس از صليبی ها به اسطبل سليمان معروف شد. اين رفتار صليبی ها با آن
روح تسامح اسلامی که در عملکرد عمر بن الخطاب به هنگام ورودش به شهر قدس تجلی يافته
بود کاملاً متناقض و مغاير بود. سر انجام حق هويدا و باطل زدوده گشت و نصرت الهی بر
سلطان صلاح الدين ايوبی نازل و ايشان را در نبرد معروف حطين ( سال 583 هـ / 1187 م
) بر صليبی ها پيروز گردانيد. سلطان صلاح الدين فلسطين را آزاد و قدس را از چنگال
صليبی ها رهانيد و آن را به آغوش اسلام و مسلمانان بر گردانيد.
قدس پس از ايوبی ها همچنان در يد مسلمانان بود و عاقبت در سال 1917 م خلافت عثمانی
بر قدس توسط انگليسی ها سرنگون شد.
قداست و اسلاميت حرم شريف
قداست مسجد الاقصی به باورهای اسلامی پيوند خورد. اين مسجد نخستين قبله گاه
مسلمانان است و مسلمانان پيش از آنکه رو به کعبه نماز بگذارند مدت 17 ماه رو سوی
قدس نماز می خواندند و به همين دليل مسجد، مسجد قبلتين(3) لقب گرفت.
اسلاميت مسجد الاقصی به واقعه اسرا و معراج نبی اکرم سنديت يافت، آن معجزه ای که
به رسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) اختصاص يافت.
اين فرموده حق تعالی است: (سبحان الذی اسری بعبده ليلاً من المسجد الحرام الی
المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنريه من آياتنا إنه هو السميع البصير ).(4)
اسرای پيامبر گرامی اسلام در شب بيست و هفتم رجب المرجب ( يکسال قبل از هجرت ) از
مسجد الحرام به مسجد الاقصی در بيت المقدس واز آنجا آن حضرت به آسمان عروج نمودند.
رسول اکرم در بيان ارتباط تنگاتنگ و جايگاه مسجد الاقصی از مسجد الحرام (مکه ) و
مسجد النبی (مدينه) می فرمايند: (لاتشد الرحال الا الی ثلاث مساجد: المسجد الحرام و
مسجدی هذا و المسجد الاقصی ).(5)
(بار و بنه به قصد سفر و زيارت بسته نشود مگر به اين سه مسجد: مسجد الحرام، مسجد من
و مسجد الاقصی)
مسلمانان که به اهميت و جايگاه رفيع مسجد الاقصی و بيت المقدس و همچنين ارتباط متين
آن با باورهای اسلامی واقف شدند، درصدد ايجاد تحول به سوی اسلاميت آن برآمدند.
فتح قدس به دست خليفه دوم در سال 15 هجری روی داد. خليفه عمر بن الخطاب(رض) با ورود
مسالمت آميز خود واز خلال امان نامه ای که به امان نامه عمری(6) موسوم گشت، امنيت
را برای مردم اين شهر به ارمغان آورد. اين سند بيانگر ارتباط سياسی و حقانيت قانونی
اسلام نسبت به قدس و فلسطين بود. پس از آنکه خليفه مسلمانان کليدهای شهر قدس را از
"صفر نيوس" اسقف اعظم روم دريافت داشت به منطقه حرم شريف که در آن هنگام به ويرانه
ای بدل شده بود، رفته و جايگاه صخره مبارکه را زيارت نمود و دستور پاکسازی کامل را
دادند. ايشان همچنين دستور دادند مسجدی در بخش جنوبی حرم شريف احداث شود. خليفه در
گام بعدی به نظم و ساماندهی امور شهر پرداخته و محضرهايی را داير کردند و به پست و
ارتباطات سامان بخشيدند و يزيد بن ابی سفيان را به ولايت اين شهر گمارد و عباده بن
الصامت را در مسند قضاوت نشاند.
همانگونه که عمر بن الخطاب(رض) و خلفای راشدين متعاقب ايشان در فتح بيت المقدس و
اسلاميت عملی مسجد الاقصی وورود آنها در فرهنگ سياسی اسلامی نقش مؤثری داشتند، خلفا
و امرای اموی نيز در شکل دهی نماد تمدن اسلامی آن سهيم بودند، چه جايگاه دينی و
سياسی بيت المقدس و مسجد الاقصی را در آن مقطع خاصه در پرتو شکست دو ابر قدرت فارس
و روم در برابر دولت نو پای اسلامی بخوبی درک کرده بودند. از اين رو تثبيت و تحکيم
نماد تمدن اسلامی در بيت المقدس متبلور در مسجد الاقصی ضروری می نمود و نتيجه آن،
بازسازی منطقه مسجد الاقصی به شکلی متناسب با عظمت، ثبات، و رفاه دولت نو پای
اسلامی بود. اين طرح (بازسازی) در عهد خلافت عبد الملک بن مروان و فرزندش وليد صورت
گرفت که ساخت قبه الصخره و گنبد سلسله در عهد خليفه عبد الملک و ساخت مسجد الاقصی و
دار العماره، دربها و آثار عديده ديگری را شامل شد.
بسياری از اين آثار در عهد وليد و بر اثر زمين لرزه های شديدی که در بيت المقدس و
فلسطين روی داد، تخريب شده و از بين رفتند. در جای ديگری به شرح اين موضوع خواهيم
پرداخت.
گويی دو خليفه بر اجرای اين طرح در قالب واحدی همگون آنگونه که از پيش طرحها بر می
آيد، کاملاً اتفاق نظر داشته اند تا مسجد الاقصی بتواند در برابر بناها و معماری
بيزانسی درمنطقه که شامل کليسای قيامت در قدس و کليسای مهد در بيت لحم بود، صبغه و
نماد معماری برجسته اسلامی به خود گيرد.
خلفای عباسی برغم انجام مرمت های متعدد بويژه بازسازی قبه الصخره در عهد خليفه
عباسی "مأمون" (7) و نيز بازسازی مسجد الاقصی در دوره زمامداری "مهدی" (8) در حد
توان از عمارت مسجد الاقصی محافظت کردند، بنظر می رسد خلفای عباسی توانسته اند اين
کار را بدون آنکه تغيير محسوسی در شکل و شمايل و معماری اموی ها ايجاد کنند به
انجام برسانند.
خلفای فاطمی (الحاکم بأمر الله و فرزندش ظاهر لاعزاز دين الله) (9) نيز بسان عباسی
ها با انجام بازسازی هايی بر روی قبه الصخره و مسجد الاقصی را مرمت کردند.
اين صبغه معماری مسجد الاقصی در عهد ايوبی ها رشد و گسترش يافت بطوريکه ايوبی ها پس
از آزادی و پاکسازی مسجد الاقصی از لوث صليبی هايی که به آن آسيب رسانده و ظاهرش را
تغيير داده بودند، مسجد را به وضعيت پيش از تهاجم صليبی ها در آورده و ضمن انجام
مرمت هايی، پاره ای تأسيسات را در آن بوجود آوردند. اين اقدامات جهشی در تحول
معماری بحساب آمد.
مملوکيان نيز در اظهار و نماياندن چهره معماری اسلامی مسجد مبارک الاقصی سهيم بودند
و دومين جهش در رشد و پيشرفت معماری بدست آنان صورت گرفت و در واقع متمم طرحهای
اموی ها بود و در اين دوره چهره معماری حرم شريف که بيانگر اسلاميت مسجد مبارک
الاقصی در طول اين دوران ها است، تکميل گشت.
مملوکيان علاوه بر احداث راهرو ها، مدارس دينی، مناره ها و درب ها، نسبت به مرمت
گنبد ها، سقاخانه ها و نيمکت ها و محرابهای کنونی و منتشره در صحن حرم شريف اقدام
کردند.
هم زمان با شکل گيری معماری مسجد الاقصی، جايگاه دينی آن در نزد مسلمانان که از
قرآن کريم و احاديث شريف نشأت گرفته است، تبلور و عينيت يافت. يقيناً اگر اين
جايگاه نبود، قدس امروزه شاهد اين معماری و آبادانی در مسجد الاقصی نبود.
مسلمانان از زمان فتح عمری، به قصد زيارت و برگزاری مناسک در مسجد الاقصی و تبليغ
دعوت اسلامی بار سفر می بستند.حتی شخص خليفه دوم تعدادی از صحابه خود را که در رکاب
ايشان وارد قدس شده بودند (10)، مکلف نمودند در بيت المقدس سکنی گزيده و علاوه بر
وظايف اداری به امر تعليم در مسجد الاقصی بپردازند. از جمله اين صحابيون عباده بن
الصامت (متوفی 34 هجری ) نخستين قاضی در فلسطين و شداد بن أوس (متوفی 58 هجری) که
هر دوی آنها در بيت القدس دارفانی را وداع گفته و در مقبره باب الرحمه واقع در
بيرون از حصار شرقی مسجد الاقصی به خاک سپرده شدند(11).
علمای اعلام از گوشه و کنار و بمنظور فراگيری علوم به قصد مسجد الاقصی عزيمت کردند
که از آن جمله مقاتل بن سليمان مفسر (متوفی 150 هجری) و امام اوزاعی بن عبد الرحمن
بن عمرو فقيه اهل شام (متوفی 157 هجری) و امام سفيان الثوری پيشوای اهل عراق (متوفی
161 هجری) و امام ليث بن سعد عالم مصر (متوفی 175 هجری) و امام محمد بن إدريس شافعی
از ائمه اربعه (متوفی 204 هجری) بودند(12).
زاهدان و شيوخ صوفی نيز طی قرنهای سوم و چهارم هجری با قصد تقرب، انجام مناسک،
زيارت و اعتکاف در مسجد الاقصی بار سفر بستند، برای مثال: بکر بن سهل الدمياطی محدث
(متوفی سال 289 هـ) و احمد بن يحيی بغدادی که تا زمان رحلت در قدس مقيم بود. (13)
بدليل قدوم فزاينده علمای اعلام که بمنظور تدريس به اين منطقه سفر کرده بودند مسجد
الاقصی در قرن پنجم هجری حرکت شتابنده علمی به خود ديد و از آن حوزه علميه مترقی در
علوم فقه و حديث ساخت. حجت الاسلام ابو حامد غزالی از سرشناس ترين شخصيت هايی بود
که به اين منظور در سال 488 هجری به قدس سفر کرد وبه تدريس پرداخت(14). ايشان متذکر
شده است که 360 مدرس در مسجد حضور داشتند و اين خود گويای جايگاه رفيع مسجد الاقصی
نزد مسلمانان می باشد. متعاقب فتح بيت المقدس توسط سردار صلاح الدين ايوبی، چرخه
علمی و دينی در مسجد الاقصی پس از وقفه ای قريب به يک قرن ـ بر اثر اشغالگری صليبی
ها ـ مجدداً به حرکت در آمد و مسلمانان از هر قشر و طايفه ای بار ديگر برای زيارت،
انجام مناسک و اعتکاف از يکسو و کسب علم، تدريس و اقامت از سوی ديگر، بار سفر بستند
و نتيجه آن تأليفاتی چند در خصوص فضايل قدس و مسجد الاقصی بود که در عهد ايوبی ها و
مملوکيان شهرت خاصی يافت. در اينجا به ذکر چند مورد بسنده می کنيم.(15)
الجامع المستقصی فی فضائل المسجد الاقصی
تأليف امام حافظ بهاء الدين ابی القسم بن عساکر متوفی سال 600 هجری.
فضايل بيت المقدس:
تأليف ابی المعالم المشرف بن المرجی بن ابراهيم المقدسی از انديشمندانی که در قرن
پنجم هجری در قدس می زيست.
3) باعث النفوس الی زياره القدس المحروس:
تأليف شيخ برهان الدين الفرازی (ابن الفرکاح ) متوفی سال 729 هجری.
4)مثير الغرام الی زياره القدس و الشام:
تأليف شهاب الدين أبی محمود أحمد بن محمد المقدسی متوفی سال 765 هجری.
5) إتحاف الأخصا بفضائل المسجد:
تأليف أبی عبد الله محمد شمس الدين سيوطی متوفی سال 880 هجری.
ايده احداث مدارس علوم دينی در عهد مملوکيان تبلور يافته وبه اوج خود رسيد و همه
مملوکيان از سلاطين و امرا گرفته تا قاضيان و دولتمردان و متمولان که به قدس عشق می
ورزيدند به ساخت و بازسازی مدارس دينی، ايوان ها و گوشه های (16) دالان های حرم
شريف و دو ضلع شمالی و غربی آن همت گماشتند و ضمن تنظيم وظايف، تأسيساتی را وقف
مسجد کردند تا درآمدهای حاصله از آن صرف مسجد گردد.
مملوکيان در ابراز اين عشق و علاقه اغراق می کردند بطوريکه تعدادی از بنيانگذاران و
وقف کنندگان اين تأسيسات وصيت کردند پس از مرگ آنان را در جايی که ساخته ويا مرمت
کرده اند به خاک بسپارند ولذا در بسياری از اين تأسيسات و ابنيه اتاقی مخصوص بارگاه
و مزار صاحب وقف ديده می شود که برای جاودانه ساختن ياد خويش، نام ساختمان و يا
مدرسه ای را به خود منتسب کرده است.
بدين ترتيب مسجد الاقصی به دانشگاه اسلامی معتبری تبديل گشت که گويای اقتدار
مسلمانان در نو آوری و آبادانی و پايه ريزی تمدنی بی نظير بود. مسجد الاقصی در طول
حکومت عثمانی ها تا به امروز رسالت علمی و دينی خود را ايفا کرد امّا نه در آن حدی
که در دورانهای پيشين سود می جست.
و بدينگونه ايده و فکر تقديس حرم شريف در ميان مسلمانان شکل و تبلور يافت و تا به
آنجا رسيد که برخی از حجاج شام زيارت مسجد الاقصی و قبه الصخره را مبدأ مناسک حج (عمره
و تمتع) و عزيمت به حجاز(17) قرار دادند. اين تلقی تنها به حجاج بلاد شام محدود نمی
شد بلکه حجاج ساير کشورهای اسلامی را شامل گشت.همين موضوع ايده سفر و زيستن در قدس
(18) را بدنبال داشت، مهاجرت مسلمانان شمال افريقا به قدس که با اقامت و پاسداری از
نماز در مسجد الاقصی انجام گرفت خود بهترين گواه اين مدعاست. اين افراد (مسلمانان )
همچنان در کنار ديگر برادران خود ـ نوادگان صحابيون بزرگواری که به هنگام فتوحات
اسلامی وارد اين منطقه شده بودند ـ در قدس مقيم بوده و به فرمايشات رسول مکرم اسلام
عمل کردند که فرموده اند: {لا تزال طائفه من امتی ظاهرين علی الحق، لعدوهم قاهرين،
لا يضرهم من خالفهم حتی يأتيهم أمر الله عز و جل و هم کذلک، قالوا يا رسول الله، و
أين هم ؟ قال ببيت المقدس و أکناف بيت المقدس } (19).
{طايفه ای از امت من دائماً به ياری حق شتابانند، دشمن خود را مقهور می سازند،
مخالفانشان نمی توانند به آنان آسيب برسانند و منتظر امر الهی هستند، سؤال شد يا
رسول الله اين طايفه کجايند؟ ايشان پاسخ فرمودند، در بيت المقدس و اطراف آن}
توصيفی کلی از حرم شريف
مقصود از حرم شريف، آن منطقه قرار گرفته بر روی تپه کوچک و يا سکوی مختلف الاضلاع
واقع در ضلع جنوب شرقی بخش قديمی قدس می باشد. ابعاد اضلاع محدوده حرم شريف (20)
بدين شرح است.( به نقشه نگاه کنيد )
ضلع جنوبی ( 281 م )
ضلع شمالی ( 310 م )
ضلع شرقی ( 462 م )
ضلع غربی ( 491 م )
اين منطقه از دو ناحيه جنوبی و شرقی به حصار شهر که تاريخچه آن به دوران اسلامی
سلسله ايوبی ها، مملوکی ها و عثمانی باز می گردد، احاطه شده است. واما از دو ناحيه
شمالی و غربی، مسجد به رواقهايی احاطه شده که در دوران ايوبی ها و مملوکيان ساخته
شده بود. حريم مسجد دربرگيرنده صخره مبارکه ای است که پيامبر گرامی اسلام از فراز
آن به سماوات عروج کردند وگنبدی بر بالای آن بنا شده است.
کل مساحت مسجد الاقصی که دربرگيرنده، گلدسته ها، رواق ها، مدارس علوم دينی،گنبد ها،
سقاخانه ها، ايوان ها و محرابها بوده برای مسلمانان مبارک است و اين فرموده حق
تعالی:
{سبحان الذی اسری بعبده ليلاً من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله
لنريه من آياتنا انه هو السميع البصير }.
پاک و منزه خدايی که شبانگاه بنده ی خود را از مسجد الحرام به مسجد الاقصی منتقل
ساخت، به همان مسجدی که پيرامونش را با علايم و آ يات خويش خجسته گردانيده ايم،
براستی که او شنوا و بينا ست.
تمامی اين منطقه مسجد الاقصی مبارک نام و لقب گرفته است و اين تسميه از عهد پيامبر
تا دوره مملوکيان معمول بود و از اين زمان حرم شريف لقب گرفت، و بدين ترتيب از عهد
نبوی تا دوره مملوکيان بر کل اين منطقه نام مبارک مسجد الاقصی اطلاق داده شد.
مملوکيان اداره مسجد الاقصی را از قدس تفکيک کرده و مدريت خاصی که به مدير حرم شريف
موسوم گشت، برای اين منظور تعين کردند. بعدها مسجد ابراهيمی الخليل را به اين
مديريت ملحق ساختند و از اين پس صاحب اين مقام به مدير حرمين شريف ملقب شد ـ به
استناد آثار و نقش ونگارهای اسلامی مملوکيان که با هدف مستند سازی اغلب آثار برجسته
معماری اسلامی انجام گرفته ـ (21)، و اين نامگذاری تا به امروز در ميان مسلمانان
متداول مانده است و نام مسجد مبارک الاقصی را بکار برده اند تا گاهی بر مسجد سر
پوشيده و گاهی ديگر بر بخش مبارک دلالت کرده باشند. حرم شريف به حرم قدس نيز معروف
گشت.
لازم به ياد آوريست که در طول تاريخ اسلامی و تا به امروز هيچ گونه تغييری در مساحت
حرم شريف روی نداده است. حرم شريف دارای چهارده دروازه بوده است که چهار دروازه پس
از فتح قدس بدست صلاح الدين و به عنوان تدبيری امنيتی برای حمايت از اين جايگاه،
مسدود شدند. اين چهار دروازه عبارتند از: باب الرحمه واقع در ضلع شرقی بوده و سه
دروازه ديگر که بلحاظ باستانی به فردی، زوجی و سه تايی معروف بوده ودر ضلع جنوبی
حرم شريف واقع می باشد.
وامًا دروازه های گشوده و داير که عبارتند از:
ضلع غربی:
باب المغاربه ــ دروازه مغربی هاـ (به دروازه نبی نيز معروف است)، دروازه سلسله (به
دروازه داوود هم موسوم )، باب المتوظأ ـ دروازه وضو دار ـ ( دروازه مطهر نيز گفته
می شود )، دروازه القطاطين، دروازه آهن (به دروازه آرگون هم معروف است)، دروازه
الناظر (به نامهای باب علاء الدين بصيری، باب ميکائيل، باب الحبس و باب المجلس نيز
شناخته می شود)، دروازه غوانمه ( دروازه الخليل و باب الوليد هم ناميده می شود).
ضلع شمالی:
دروازه العتم (معروف به دروازه شرف الانبياء، داووديه و فيصل)، باب حطه و باب
الاسباط (22)
حرم شريف دارای چهار مأذنه (گلدسته) به شرح ذيل می باشد (23):
ـ گلدسته باب المغاربه واقع در گوشه جنوب غربی حرم شريف.
ـ گلدسته باب السلسله واقع در ضلع غربی حرم شريف و نزديک به باب السلسله.
ـ گلدسته باب الغوانمه واقع در گوشه و کنج غربی حرم شريف.
ـ گلدسته باب الاسباط واقع در ضلع شمالی حرم شريف.
حرم شريف مجهز به منابع آبی بوده و مسلمانان در طول تاريخ اسلامی اين حرم شريف به
حفر چاهها، ساخت منبع آبی، آبدار خانه و سقا خانه ای که همگی در محوطه حرم پراکنده
اند، همت گماشتند (24 ).
امور اداری ومالی حرم شريف امروزه توسط سازمان اوقاف اسلامی تابع وزارت اوقاف و
امو |