|
صفحه 3 از 4 وظايف منتظران در اينكه شيعيان در دوران غيبت چه وظايفى بر عهده دارند سخنهاى بسيارى گفته شده است و حتى در بعضى از كتابها، تا هشتاد وظيفه براى منتظران قدوم خاتم اوصياء، حضرت بقيةالله، ارواحنا له الفداء، بر شمرده شده است. (10) اما، از آنجا كه تبيين همه وظايفى كه شيعيان در عصر غيبتبر عهده دارند در محدوده يك مقاله نمىگنجد، ما در اينجا به تناسب عنوان مقاله، تنها به بيان آن دسته از وظايف مىپردازيم ، كه توجه به آنها مىتواند در رشد و بالندگى و پويايى جامعه اسلامى مؤثر باشد: 1- شناختحجتخدا و امام عصر (عج) اولين و مهمترين وظيفهاى كه هر شيعه منتظر بر عهده دارد كسب معرفت نسبتبه وجود مقدس امام و حجت زمان خويش است. اين موضوع تا بدان درجه از اهميت قرار دارد كه در روايات بسيارى كه به طريق شيعه و اهل سنت از پيامبر گرامى اسلام(ص)و ائمه معصومين(ع)، نقل شده ، آمده است كه: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية» (11) «هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد،بهمرگجاهلىمرده است». جمعى از اصحاب سير و سلوك و رهروان طريق عرفان، با طرح موضوع خليقةالله و انسان كامل و ... تنها به جنبه فراطبيعى آن وجود مقدس توجه كرده و از ساير جنبهها غلفت ورزيدهاند. و در روايت ديگرى كه مرحوم كلينى به سند صحيح از فضيل بن يسار نقل مىكند آمده است كه: «سمعت اباجعفر(ع)، يقول: من مات و ليس له امام فميته ميتة جاهلية، و من مات و هو عارف لامامه لميضره تقدم هذاالامر او تاخر، و من مات و هو عارف لامامه كان كمن هو معالقائم فى فسطاطه.» (12) «شنيدم حضرت اباجعفر (امام محمد باقر) ،عليهالسلام، مىفرمود: هر كس در حالى كه امامى نداشته باشد بميرد مردنش مردن جاهليت است و هر آنكه در حال شناختن امامش بميرد پيشافتادن و يا تاخير اين امر (دولت ال محمد: او را زيان نرساند و هر كس بميرد در حاليكه امامش را شناخته همچون كسى است كه در خيمه قائم،(ع)، با آن حضرت باشد.» توجه به مفاد دعاهايى كه خواندن آنها در عصر غيبت مورد تاكيد قرار گرفته است، نيز ما را به اهميت موضوع ناختحجتخدا رهنمون مىسازد، چنانكه در يكى از دعاهاى معروف و معتبرى كه شيخ صدوق آن را در كتاب «كمالالدين» نقل كرده ، مىخوانيم: «اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف نبيكاللهم عرفنى نبيك فانك ان لم تعرفنى تبيك لم اعرف حجتكاللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دينىاللهم لاتمتنى ميتة جاهلية و لا تزع قلبى بعد اذ هديتنى...» (13) «بار الها! خودت را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانى پيغمبرت را نخواهم شناخت ، بارالها!پيغمبرت را به من بشناسان كه اگر پيغمبرت را به من نشناسانى حجت تو را نخواهم شناخت . بارالها! حجتخود را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من،نشناسانى از دينم گمراه مىگردم، خداوندا! مرا به مرگ جاهليت نميران و دلم را از (حق) پس از آنكه هدايتم فرمودى منحرف مگردان ...» مؤلف كتاب ارزشمند «مكيال المكارم فى فوائد الدعا للقائم» مراد و مقصود از «معرفت امام» را، كه در روايتهاى يادشده بر آنها تاكيد شده بود، چنين توضيح مىدهند: «بدون ترديد مقصود از شناختى كه امامان ما، كه درودها و سلامهاى خداوند برايشان باد، تحصيل آن را نسبتبه امام زمانمان امر فرمودهاند، اين است كه ما آن حضرت را آنچنانكه هستبشناسيم. به گونهاى كه اين شناختسبب درامان ماندن ما از شبهههاى ملحدان و مايه نجاتمان از اعمال گمراه كننده مدعيان دروغين باشد، و اين چنين شناختى جز به دو امر حاصل نمىگردد: اول ، شناختن شخص امام(ع) ، به نام و نسب ، و دوم ، شناخت صفات و ويژگيهاى او و به دست آوردن اين دو شناخت از اهم واجبات است.» (14) البته امر دومى كه در كلام يادشده بدان اشاره شده ، در عصر ما از اهميتبيشترى برخوردار بوده و در واقع اين نوع شناخت است كه مىتواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشااثر و تحول باشد. زيرا گر كسى بحقيقتبه صفات و ويژگيهاى امام عصر (عج) و نقش و جايگاه آن حضرت در عالم هستى و فقر و نياز خود نسبتبه او واقف شود ، هرگز از ياد و نام آن حضرت غافل نمىشود. نكته مهمى كه در اينجا بايد در نظر داشت اين است كه شناخت و معرفتحقيقى نسبتبه حجتخدا جز با عنايتحضرت حق حاصل نمىشود و همچنانكه ، در دعايى كه پيش از اين بدان اشاره كرديم ، ملاحظه شد بايد از درگاه الهى توفيق شناختحجتش را درخواست كرد، تا بدين وسيله از گمراهى و سرگردانى نجات يافت. اين موضوع را از روايتى كه مرحوم كلينى به سند خود از محمد بن حكيم نقل كرده نيز مىتوان استفاده كرد، در اين روايت آمده است: «قال: قلت: لا بى عبدالله (ع) ، المعرفة ،من صنع من هى ؟ قال: من صنعالله ، ليس للعباد فيها صنع». (15) «از ابىعبدالله (امام جعفر صادق)(ع)، پرسيدم: معرفتساخته كيست؟ فرمود: از ساختههاى خداوند است و براى بندگان نقشى در حصول معرفت نيست.» 2- تهذيب نفس و كسب فضائل اخلاقى وظيفه مهم ديگرى كه هر شيعه منتظر بر عهده دارد تهذيب نفس و آراستن خود به اخلاق نيكو است، چنانكه در روايتى كه نعمانى به سند خود از امام صادق(ع)، نقل مىكند آمده است: «من سره ان يكون من اصحاب القائم، فلينتظر ، وليعمل بالورع و محاسن الاخلاق، و هو منتظر، فان مات و قام القائم(ع)، بعده كان له من الاجر مثلالاجر من ادركه فجدوا و انتظروا، هنيئا لكم ايهاالعصابة المرحومة». (16) «هر كس دوست مىدارد از ياران حضرت قائم(ع) ، باشد بايد كه منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد، در حاليكه منتظر باشد، پس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائم(ع) ،بپاخيزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد، گوارا باد شما را اى گروه مشمول رحمتخداوند». موضوع تهذيب نفس و دورى گزيدن از گناهان و اعمال ناشايست، به عنوان يكى از وظايف منتظران در عصر غيبت، از چنان اهميتى برخوردار است كه در توقيع شريفى كه از ناحيه مقدسه حضرت صاحب الامر به مرحوم شيخ مفيد ، رحمةالله عليه، صادر گرديده، اعمال ناشايست و گناهانى كه از شيعيان آن حضرت سر مىزند، يكى از اسباب و يا تنها سبب طولانى شدن غيبت و دورى شيعيان از لقاى آن بدر منير شمرده شده است: «فما يحبسنا عنهم الا مايتصل بنا ممانكرهه ، ولانؤثره منهم» (17) «... پس تنها چيزى كه ما را از آنان (شيعيان) پوشيده مىدارد، همانا چيزهاى ناخوشايندى است كه از ايشان به ما مىرسد و خوشايند ما نيست و از آنان انتظار نمىرود». 3- پيوند با مقام ولايت حفظ و تقويت پيوند قلبى با امام عصر (عج) و تجديد دايمى عهد و پيمان با آن حضرت يكى ديگر از وظايف مهمى است كه هر شيعه منتظر در عصر غيبتبر عهده دارد. بدين معنا كه يك منتظر واقعى حضرت حجت(ع)، على رغم غيبت ظاهرى آن حجت الهى هرگز نبايد احساس كند كه در جامعه رها و بىمسؤوليت رها شده و هيچ تكليفى نسبتبه امام و مقتداى خود ندارد. اين موضوع در روايات بسيارى مورد تاكيد قرار گرفته است كه در اين مجال به برخى از آنها اشاره مىكنيم: در روايتى كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده آن حضرت در تفسير اين كلام خداى تعالى: «يا ايهاالذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوالله لعلكم تفلحون» فرمودند: «اصبروا على اداءالفرائض و صابرو عدوكم و رابطوا امامكم [المنتظر] (18) «بر انجام واجبات صبر كنيد و با دشمنانتان پايدارى كنيد، و پيوند خود را با امام منتظرتان مستحكم نماييد». همچنين امام صادق ،(ع)، در روايت ديگرى كه در تفسير آيه مزبور وارد شده مىفرمايند: «اصبروا علىالفرايض، و صابروا علىالمصائب و رابطوا علىالائمة» (19) «بر واجبات صبر كنيد و يكديگر را بر مصائب به صبر واداريد و خود را بر پيوند با امامان [و يارى آنها] ملتزم سازيد.» روايات ديگرى نيز به همين مضمون از امام جعفر صادق و امامموسىكاظم (ع)، وارد شده است كه به جهت رعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى مىكنيم. (20) اين كه مىبينيم در روايتهاى متعددى امامان ما شيعيان خود را به تجديد عهد و بيعتبا امام زمان خود سفارش كرده و از آنها خواستهاند كه در آغاز هر روز و حتى بعد از هر نماز واجب، دعاى عهد بخوانند، همه نشان از اهميت پيوند دائمى شيعيان با مقام عظماى ولايت و حجتخدا دارد. يكى از مشهورترين دعاهاى عهد، دعايى است كه مرحوم سيد بن طاووس آن را در كتاب ارزشمند «مصباحالزائر» به نقل از امام صادق،(ع) ، روايت كرده و در ابتداى آن آمده است كه: «من دعا بهذا الدعا اربعين صباحا كان من انصار القائم(ع)، و ان مات قبل ظهوره احياهالله تعالى، حتى يجاهد معه، و يكتب له بعدد كل كلمة منه الف حسنة، و يمحى عنه الف سيئة و ...» «هر كس چهل روز اين دعا را بخواند از ياوران حضرت قائم،(ع) خواهد بود، و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد، خداى تعالى او را زنده خواهد كرد، تا در ركاب آن جناب جهاد نمايد. و به شماره هر كلمه از آن هزار حسنه برايش نوشته مىشود، و هزار كار بد از او محو مىگردد.» به دليل اهميت و اعتبار مضمون اين دعاى شريف در اينجا بخشى از آن را نقل مىكنيم: بعد از ذكر خدا و درود و صلوات بر امام غائب چنين آمده است: «اللهم انى اجدد له فى صبيحة يومى هذا و ماعشت من ايام حياتى عهدا و عقدا و بيعة له فى عنقى لا احول عنها و لاازول ابدا، اللهم اجعلنى من انصاره و اعوانه و الذابين عنه و المسارعين اليه فى قضاء حوائجه و الممتثلين لاوامره و نواهيه و المحامين عنه و السابقين الى ارادته و المستشهدين بين يديه». (21) «بار خدايا! من در بامداد اين روز و تمام دوران زندگانيم، عهد و عقد و بيعتى را كه از آن حضرت بر گردن دارم با او تجديد مىكنم ، كه هرگز از آن عهد و بيعتبر نگردم و بر آن پايدار بمانم. بار خدايا مرا از انصار و ياران آن حضرت و مدافعان از حريم مقدس او، و شتابندگان در پى انجام مقاصدش و امتثال كنندگان دستورات و اوامر و نواهيش ، و حمايت كنندگان از وجود شريفش، و سبقت جويان به سوى خواستهاش و شهيد شدگان در ركاب و در حضور حضرتش قرار ده». دقت در عبارتهاى بالا مىتواند تصويرى روشن از مفهوم عهد و پيمان باامام و حجت زمان به ماارائه دهد، عهد و پيمانى ناگسستنى براى يارى و نصرت امام زمان خود و اطاعت مخلصانه و تا پاى جان از اوامر و نواهى او. آيا اگر هر شيعه منتظر در آغاز هر روز، با حضور و توجه، چنين عهد و پيمانى را با امام و مقتداى خود تجديد نمايد، هرگز تن به ركود، ذلت و خوارى و ظلم و بىعدالتى خواهد داد؟ آيا هرگز حاضر خواهد شد كه به رضاى مولا و سرور خود بىاعتنايى كند و تن به گناه و معصيت دهد؟ مسلما خير و بدون هيچ ترديدى اگر در جامعهاى چنين فرهنگى حاكم شود و همه تنها در پى رضاى امام زمان خود باشند ، آن جامعه هرگز دچار بحران فرهنگى ، از خودبيگانگى، ياس و نوميدى و انحطاط نخواهد شد. اين نكته نيز مسلم است كه اگر همه شيعيان با همدلى و همراهى دستبيعت و يارى به سوى مولا و سرور خود دراز كنند و بر نصرت او متفق شوند ديرى نخواهد پاييد كه فرج مولايشان را درك خواهند كرد و براى هميشه از ظلمها و ذلتها رهايىخواهند يافت. چنانكه در توقيع شريفى كه بيش ازاين نيز به بخشى از آن اشاره شد آمده است: «لو ان اشياعنا، و فقهم الله لطاعته، على اجتماع منالقلوب فىالوفاء بالعهد عليهم لما تاخر عنهماليمن بلقائنا و لتعجلت لهمالسعادة بمشاهدتنا على حق المعرفة و صدقها منهم بنا». (22) «اگر شيعيان ماكه خداوند آنان را در اطاعتش يارى دهد، در وفاى پيمانى كه از ايشان گرفته شده يكدل و مصمم باشند، نعمت لقاى ما از آنان به تاخير نمىافتد و سعادت ديدار ما براى آنها با معرفت كامل و راستين نسبتبه ما تعجيل مىگردد».
|