نمایش گزینه ها بر اساس برچسب ها: پیامبر (ص)
موقعیت شما: نمایش گزینه ها بر اساس برچسب ها: پیامبر (ص)
جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰۳:۳۷

حدیث روز

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
يكشنبه ۰۵ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۱۴

حدیث روز

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
چهارشنبه ۰۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۲۷

عملی که همه حسنات را پودر و پراکنده می‌کند

آنها برادران هم تبار شمايند و شبها نيز همچون شما عبادت مى‌كنند، امّا مردمى هستند كه چون پنهانى و در خلوت با محرمات الهى رو به رو شوند، آنها را مرتكب گردند.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۰۷:۲۱

حدیث روز

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی

تهجد و شب زنده داری و دعا و مناجات در شبها سكّويی است كه انبياء و اولياء و صُلحاء از آنجا تا بی نهايت پرواز كرده اند و مقرّبان درگاه ربوبی هر چه دارند، از شب زنده داريها و مناجاتهای شبانه دارند...


 

شب خيز كه عاشقان به شب راز كنند // گرد در بام دوست پرواز كنند

هرجا كه دری بود به شب بسته شود // اِلّا در دوست را كه شب باز كنند(1)
تهجد و شب زنده داری و دعا و مناجات در شبها سكّويی است كه انبياء و اولياء و صُلحاء از آنجا تا بی نهايت پرواز كرده اند و مقرّبان درگاه ربوبی هر چه دارند، از شب زنده داريها و مناجاتهای شبانه دارند.
اگر پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله به مدال ختم رسالت دست يافت، زمينه اصلی آن را شب نشينيهای غارِ حرا و گريه های شبانه او فراهم می كرد كه:
اربعين ها گريه و زاری كند // بهر آنكه روح را صافی كند
نيمه شب ها با خدايش راز كرد // خود رها از دست نفس و آز كرد
هر كس می خواهد رهرو راستين رسول حق باشد و او را در زندگی اسوه خويش بداند كه «لَكُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ اُسْوْةٌ حَسَنَةٌ »؛(2) «برای شما در (روش) رسول خداصلی الله عليه وآله سرمشق نيكويی است. » لازم است تهجد و شب زنده داری را در زندگی خويش روش و منش خود قرار دهد و با آن خو بگيرد. امام صادق عليه السلام فرمود: «عَلَيْكُمْ بِصَلاةِ اللَّيْلِ فَاِنَّها سُنَّةُ نَبِيِّكُمْ؛(3) بر شما باد به نماز شب؛ زيرا نماز شب سنّت پيامبر شماست.»
تاكِ خويش از گريه های نيمه شب سيرآب دار // كز درون او شعاع آفتاب آيد برون
ذرهّ ای بی مايه ای ترسم كه ناپيدا شوی // پخته تر كن خويش را تا آفتاب آيد برون
درگذر از خاك و خود را پيكر خاكی مگير // چاك اگر در سينه ريزي، ماهتاب آيد برون
گر به روی تو حريم خويش را در بسته اند // سر به سنگ آستان زن، لعل ناب آيد برون(4)
آنچه پيش رو داريد. نگاهی است گذرا به سيره پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله در شب زنده داری و مناجات و دعا.

قرآن و توصيه به نماز شب
قرآن كريم در دو بخش نماز شب را مورد سفارش قرار داده است:
بخشی از آيات، مخصوص شخص پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله است كه خداوند نماز شب را بر آن حضرت در همان اوائل بعثت واجب فرموده و آثار ويژه آن را برای حضرت بيان كرده است، مانند:
1. «يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَلِيلاً * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً »؛(5) «ای جامه به خود پيچيده! شب را جز كمي، به پاخيز! نيمی از شب را يا كمی از آن كم كن يا بر نصف آن بيفزا و قرآن را با تأمّل بخوان!»
ای مزمّل خيز در آنای ليل // بهر راز و ذكر همگام سهيل
نيمه شبها با خدايت راز كن // خود رها از دست نفس و آز كن
آن گاه راز لزوم شب بيداری را اين می داند كه بتواند قرآن را تحمل كند و در برابر مشكلات فراوان مقاوم و استوار بار آيد: «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً * إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِی أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً * إِنَّ لَكَ فِی النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلاً »(6)؛ «(چرا كه) ما به زودی سخنی سنگين را برتو القاء می كنيم. مسلماً برنامه (عبادت) شبانه پا برجاتر و با استقامت تر است و تو در روز تلاش مستمر و طولانی خواهی داشت.»
سبح (بر وزن مدح) در اصل به معنای حركت و رفت وآمد است و گاه به شنا كردن نيز اطلاق می گردد؛ چرا كه حركات مداومی دارد. گويی جامعه انسانی را به اقيانوس بيكرانی تشبيه می كند كه گروه كثيری در آن در حال غرق شدن می باشند. امواج خروشانش به هر سو حركت می كند. كشتيهای سرگردان در آن پناهگاهی می جويند و پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله تنها منجی غريق در اين دريا و قرآن و اهل بيت عليهم السلام كشتی نجات اين اقيانوس اند و اين شناگر بزرگ و اين منجی بشريت بايد با عبادات و نماز شبها خود را برای اين مأموريّت و رسالت عظيم روزانه آماده سازد. (7)
2. «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسی أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »؛(8)«و (پاسی) از شب را (از خواب برخيز) و تهجّد و نماز شب داشته باش! اين يك وظيفه اضافی برای توست تا پروردگارت تو را به مقامی در خور ستايش برانگيزد.»
گر مقام محمودت در دل بود // با مناجات و دعا حاصل بود
«مقام محمود » چنان كه از لفظش پيداست، معنی وسيعی دارد كه شامل هر مقامی كه در خور ستايش باشد، می شود؛ ولی مسلّماً اينجا اشاره به مقام ممتاز و فوق العاده ای است كه برای پيامبرصلی الله عليه وآله در سايه عبادتهای شبانه و نيايش در دل سحر حاصل شده است. معروف در ميان مفسران اين است كه اين مقام، همان شفاعت كبرای پيامبرصلی الله عليه وآله است. (9)
3. «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً »(10) «و در شبانگاه برای او سجده كن و مقدار طولانی از شب او را تسبيح گوی!»
و بخش دوم، آياتی است كه فضيلت تهجد و شب زنده داری و نماز شب را برای عموم بيان كرده است كه در اين زمينه نيز به نمونه هايی اشاره می شود:
1. تمجيد از شب زنده داران: در قرآن كريم می خوانيم: «تنها كسانی به آيات ما ايمان می آورند كه هر وقت اين آيات به آنها يادآوری شود، به سجده می افتند و تسبيح و حمد پروردگار شان را به جای می آورند و تكبر نمی كنند: «تَتَجافی جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِی لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ »؛(11) «پهلوهايشان از بستر (در دل شب) دور می شود (و برپاخاسته رو به درگاه خدا می آورند و) پروردگار خود را با بيم و اميد می خوانند و از آنچه به آنها روزی داده ايم، انفاق می كنند. هيچ كس نمی داند چه پاداشهای مهمّی كه مايه روشنی چشم (برای آنها) است، نهفته (و آماده شده است.) اين جزاء اعمالی است كه انجام می دادند.»

2. صفت پرهيزكاران: «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِی جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ... كانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ * وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ »؛(12) «به يقين پرهيزكاران در باغهای بهشت و در ميان چشمه ها قرار دارند... آنها كمی از شب را می خوابيدند و در سحرگاهان استغفار می كردند.»
3. نشانه علم واقعي: «أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِی الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ »(13)؛ (آيا چنين كسی با ارزش است) يا كسی كه در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قيام از عذاب آخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است؟ بگو: آيا كسانی كه می دانند با كسانی كه نمی دانند، يكسان اند؟»
اينكه قرآن كريم بعد از مطرح ساختن مناجات شبانه، می فرمايد: «آيا كسانی كه عالم هستند با آن كسانی كه عالم نيستند يكسان اند؟ » از اين تعبير، روشن می شود كه نماز شب نشانه علم واقعی است.

نماز شب در كلام حضرت ختمی مرتبت صلی الله عليه وآله
الف. سفارش به نماز شب و تهجد

1. پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله در وصيّتش به علی عليه السلام كه هرگز نماز شب را ترك نمی كرد، فرمود: «اُوصيكَ فی نَفْسِكَ بِخِصالٍ فَاحْفَظْها ثُمَّ قالَ اللَّهُمَّ اَعِنْهُ... وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ اللَّيْلِ وَ عَلَيْكَ بِصَلوةِ اللَّيْلِ و عَلَيْكَ بِصَلوةِ اللَّيْلِ؛(14) تو را به اموری سفارش می كنم، همه را حفظ كن! سپس فرمود: خداوندا! او را (بر انجام اين سفارشات) ياری كن! تا آنجا كه فرمود: بر تو باد به نماز شب! بر تو باد به نماز شب! بر تو باد به نماز شب!»
2. در جای ديگر فرمود: «خَيْرُكُمْ مَنْ اَطابَ الْكَلامَ وَ اَطْعَمَ الطَّعامَ وَ صَلَّی بِاللَّيْلِ وَالنَّاسُ نِيامٌ؛(15) بهترين شما كسانی هستند كه خوش گفتارند، گرسنگان را سير می كنند و در شب آن هنگام كه مردم در خواب اند؛ نماز می خوانند.»
3. همچنين فرمود: «اَشْرافُ اُمَّتی حَمَلَةُ الْقُرْآنِ وَ اَصْحابُ اللَّيْلِ؛(16) اشراف و بزرگان امّت من حاملان قرآن و شب زنده داران هستند.» و نيز فرمود: «ما زالَ جَبْرَئيلُ يُوصينی بِقِيامِ اللَّيْلِ حَتَّی ظَنَنْتُ اَنَّ خِيارَ اُمَّتی لَنْ يَنامُوا؛(17) آن قدر جبرئيل درباره نماز شب به من سفارش كرد كه گمان بردم نيكان امّت من هرگز نخواهند خوابيد.»
4. و فرمود: «عَلَيْكُمْ بِقِيامِ اللَّيْلِ فَاِنَّهُ دَأْبُ الصَّالِحينَ قَبْلَكُمْ وَ اِنَّ قِيامَ اللَّيْلِ قُرْبَةٌ اِلَی اللَّهِ وَ مَنْهاةٌ عَنِ الاِثْمِ؛(18) بر شما باد به برپا داشتن نماز شب! به درستی كه نماز شب عادت نيكوكاران قبل از شماست و به راستی كه نماز شب نزديك كننده به خدا و بازدارنده از گناه است.»

ب. پاداش نماز شب
سخنان حضرت در اين بخش بيش از آن است كه در بخشی از يك مقاله بگنجد، اما به عنوان نمونه، به دو روايت اشاره می شود.
1. پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله فرمود: «نماز شب وسيله ای است برای خشنودی خدا و دوستی ملائكه. نماز شب سنّت و روش پيامبران و نور معرفت و ريشه ايمان می باشد. بدن را آرامش می دهد و شيطان را خشمگين می كند. سلاحی است عليه دشمنان و وسيله ای است برای اجابت دعا و قبول شدن اعمال. روزی انسان را توسعه می دهد و شفيع بين ملك الموت و نمازگزار می شود. در عالم قبر تا (روز) قيامت زائر نمازگزار خواهد بود. هنگامی كه قيامت برپا شود، نماز شب بر سرش سايه می افكند، تاجی بر سر و لباسی بر بدنش می باشد و در قيامت نور پيش رويش و حائل بين او و آتش دوزخ خواهد بود. برای مؤمن حجت او نزد خدا و وسيله سنگينی ميزان اعمال و حكم عبور بر صراط و كليد بهشت می باشد؛ زيرا نماز تكبير و حمد و تسبيح و تمجيد و تقديس و تعظيم و قرائت و دعا... است. »(19)
2. همچنين آن حضرت فرمودند: «يا عَلِی ثَلاثُ فَرِحاتٍ لِلْمُؤْمِنِ لُقَی الاِخْوانِ وَالاِفْطارُ مِنَ الصِّيامِ وَالتَّهَجُّدُ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ؛(20) ای علي! سه چيز مايه انبساط خاطر و خوشحالی مؤمن است: ديدار دوستان، افطار كردن از روزه، و عبادت و شب زنده داری در پايان شب.»

تهجد و نماز شب در سيره پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله
الف. قبل از بعثت

چون محيط مكّه كفر اندود بود // هم درون كعبه شرك آلود بود
مصطفی بيرون شدی از آن مكان // رو سوی غارِ حرا در آن زمان
بهر آن كه روح را صافی كند // اربعين ها گريه و زاری كند
غار «حِرا » نقطه عبادتگاه «امين قريش » بود. او شبها و روزهای پيش از بعثت و رسالت را در آنجا سپری می كرد و اين نقطه دور از غوغای زمان و زمانه را به عنوان عبادتگاه خويش انتخاب كرده بود. تمام ماه رمضانها را در اين نقطه می گذراند و در غير اين ماه نيز ايّامی را در آنجا سپری می كرد و حتی همسر عزيزش می دانست هر گاه حضرت به خانه نيايد، به طور قطع در غار «حراء » مشغول عبادت است و هر موقع كسانی را دنبال او می فرستاد، او را در آن نقطه در حال تفكر و عبادت پيدا می كردند و او پيش از آنكه به مقام نبوت برسد، در باب دو موضوع بيشتر فكر می كرد؛ فكری كه برترين عبادتها بود:
1. اوراق و صفحات كتاب هستی را بررسی می كرد و در سيمای هر موجودی نور خدا، قدرت خدا و اثر علم او را مشاهده می كرد.
2. درباره وظيفه سنگينی كه می دانست به عهده او قرار خواهد گرفت و همين طور انحطاط و فسادی كه جامعه انسانی آن روز را فراگرفته بود، فكر می كرد. (21)
و سرانجام وحی نيز در همان غارِ حراء بر او نازل گشت و محل عبادت او نقطه آغاز رسالتش شد. آري، عبادتها و مناجاتهای شبانه، زمينه ساز رسالت و دريافت وحی گرديد.

ب. در جبهه ها
پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله نه تنها در دورانهای عادّی و آرام، اهل مناجات و نماز شب بود، بلكه در سخت ترين لحظه ها و درگيريها نيز مناجات را ترك نمی كرد.

از علی بن ابی طالب عليهما السلام نقل شده است كه فرمود: «شبی كه فردای آن واقعه بَدْر رُخ داد، باران باريد و مادر زير درخت و سپرهای خود پناه گرفتيم و رسول خداصلی الله عليه وآله شب را بيتوته كرد و نماز می خواند و مردم را بر قتال دعوت می كرد و در ميان ما تنها مقداد اسب سوار بود. در آن شب به هر كسی نگاه كردم، خفته بود، مگر رسول خداصلی الله عليه وآله كه در زير درختی نماز می گزارد و گريه می كرد تا اينكه صبح شد.»
ابن كثير می گويد: «شب جنگ بدر، شب جمعه و شب هفدهم ماه مبارك رمضان سال دوّم هجرت بود و رسول خداصلی الله عليه وآله آن شب را در كنار درختی نماز می گزارد و در سجده ذكر «يا حَی يا قَيُّومُ » را می گفت و تكرار می كرد. »(22)

ج. در طول شبها
اُمّ سلمه می گويد: رسول اكرم صلی الله عليه وآله در نيمه شب هميشه اين چهار دعا را می خواند و ناله می كرد: «اَللَّهُمَّ لاتَنْزَعْ صالِحَ ما اَعْطَيْتَنی ابداً، اَللَّهُمَّ لاتُشْمِتْ بی عَدُوّاً وَ لا حاسِداً اَبَداً، اَللَّهُمَّ لاتَرُدَّنی فی سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنی، اَللَّهُمَّ لاتَكِلْنی اِلی نَفْسی طَرْفَةَ عَيْنٍ اَبَداً؛(23) خدايا! آنچه از امور صالحه به من داده اي، باز پس نگير! بار خدايا! هيچ گاه دشمن مرا و آنهايی را كه نسبت به من حسد می ورزند، شاد نكن! خدايا! از آن بدی كه نجاتم داده اي، دوباره به آن برم نگردان! خدايا! يك چشم به هم زدن مرا به خودم وامگذار!»
گاه برخی از همسران پيامبر به آن حضرت اعتراض می كردند كه چرا اين همه ناله و شب زنده داری می كنی و حال آنكه قرآن درباره شما فرموده: «لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ »(24) «تا خداوند گناهان گذشته و آينده ات را (كه به تو نسبت می دادند) ببخشد.» يعنی كه عذاب و عقاب نداري. حضرت می فرمود: مگر همه عبادتها و شب زنده داريها برای نجات از عذاب است، «اَفَلا اَكُونَ عَبْداً شَكُوراً؛(25) آيا نبايد من يك بنده شكرگزار باشم؟»

د. در شعبان و رمضان
پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله در طول سال تهجد و نماز شب داشت، ولی در ماه شعبان و ماه مبارك رمضان عبادتش اوج می گرفت. در دعای ماه مبارك شعبان می خوانيم: «شَعْبانُ الَّذی حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوانِ الَّذی كانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه وآله يَدْأَبُ فی صِيامِهِ وَ قِيامِهِ فی لَياليهِ وَ اَيَّامِهِ؛(26) شعبانی كه آن را با رحمت و رضوان خود پوشانده اي؛ شعبانی كه شيوه رسول خداصلی الله عليه وآله در آن اين بود كه شب و روز آن را به قيام (به نماز) و روزه سپری می كرد.»
امّا در ماه مبارك رمضان، مخصوصاً در شبهای قدر، علی الخصوص در دهه سوم ماه مبارك رمضان كاملاً بستر خواب را جمع می كرد و به عبادت می پرداخت. حضرت علی عليه السلام در اين باره فرموده است: «اَنَّ رَسُولَ اللَّهِ كانَ يَطْوی فِراشَهُ وَ يَشُدُّ مِئزَرَهُ فِی الْعَشْرِ الاَواخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَ كانَ يُوقِظُ اَهْلَهُ لَيْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرينَ وَ كانَ يَرُشُّ وُجُوهَ النِّيامِ بِالْماءِ فی تِلْكَ اللَّيْلَةِ؛(27) رسول خداصلی الله عليه وآله (اين چنين) بود كه رخت خواب خويش را جمع می كرد و كمربندش را در دهه آخر از ماه رمضان محكم می بست و هميشه اين گونه بود كه اهل و عيالش را در شب بيست و سوم بيدار نگه می داشت و بر روی خواب رفتگان در آن شب آب می پاشيد (تا از درك شب قدر و درك شب زنده داری محروم نشوند) .»
حتی در شبهای بارندگی در حالی كه مسجد مدينه سقف نداشت، عبادت ديگران را با رفتار خويش وامی داشت كه در همان گل و باران بيدار باشند و نماز گزارند. (28)
علی عليه السلام در اين زمينه می فرمايد: «فَلَمْ يَزَلْ يَعْتَكِفُ فِی الْعَشْرِ الاَْواخِرِ مِنْ رَمَضانَ حَتّی تَوَفَّاهُ اللَّهُ؛(29) هميشه در دهه آخر ماه مبارك رمضان در حال اعتكاف بود تا آنكه از دنيا رفت.»

پی نوشت:

1) اقبال لاهوري.
2) احزاب/ 21.
3) من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 472.
4) اقبال لاهوري.
5) مزمل/ 1 - 4.
6) مزمل/ 5 - 8.
7) ر.ك: تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي، ج 25، ص 177.
8) اسراء/ 79.
9) تفسير نمونه، ج 12، ص 231.
10) دهر/ 26.
11) سجده/ 16-17.
12) ذاريات/ 15 و 17 و 18.
13) زمر/ 9.
14) وسائل الشيعة، حرّ عاملي، دار احياء التراث العربي، ج 5، ص 268.
15) بحار الانوار، علامه مجلسي، دار احياء التراث، ج 84، ص 142، ح 14 و ص 144، ح 17.
16) همان، ص 138، ح 6.
17) همان، ص 139، ح 7.
18) كنز العمّال، متقی هندي، ح 21428.
19) همان، ج 84، ص 161، ح 52.
20) همان، ج 87، ص 142، ح 13.
21) ر. ك: فروغ ابديت، جعفر سبحاني، نشر عمّار، صص 178-179.
22) البداية والنهاية، ابن كثير، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج 3، ص 326.
23) تفسير سوره نجم، دستغيب شيرازي، ص 100.
24) فتح/ 2.
25) كحل البصر، ص 78.
26) وسائل الشيعه، ج 10، ص 492.
27) بحار الانوار، ج 95، ص 145.
28) ر. ك: همان، ص 10.
29) همان، ج 94، ص 7، ح 8.

جواد خرمی

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی

استاد حوزه علمیه نجف اشرف، آیه آخر سوره رعد را به عنوان آیه حقانیت دین اسلام و نبوت خاتم النبیین (ص) معرفی کرد.


 

آیت‌الله سید محمود بحرالعلوم میردامادی در سلسله جلسات آخرالزمان و وظایف منتظران که ظهر امروز برگزار شد با اشاره به آیه آخر سوره مبارکه رعد اظهار کرد: این آیه در مورد حقانیت اسلام است و اگر کسی گفت در اصول اعتقادات چه آیه‌ای در حقانیت دین و خاتم‌النبیین دارید باید به این آیه اشاره کنید. این آیه و آیه 17 سوره مبارک هود از مهمترین آیات نبوت خاتم‌الانبیا محمد مصطفی (ص) هستند.

وی ادامه داد: خداوند در این آیه مبارکه می‌فرماید، «می‌گویند تو پیامبر نیستی»، معلوم می‌شود تبلیغات دشمنان علیه پیامبر (ص) مربوط به دیروز نیست، امروز و فردا هم خواهد بود و فعل «یقول» دلالت بر استمرار این شبهه دارد و ما باید به دنبال پاسخگویی به شبهات دشمنان باشیم و مطلب مخالفین را با دلیل رد کنیم. اصول اعتقادات تقلیدی نیست و شما برای اعتقادتان باید دلیل داشته باشید و اگر دلیل نداشته باشید مسئول هستید.

استاد حوزه علمیه نجف اشرف با اشاره به اینکه این سوال و شبهه از طرف کافران علیه پیامبر (ص) مطرح شد بیان کرد: آنها برای این ادعای خود دلیل نداشتند ولی در این طرف قرآن کریم می‌فرماید، پیامبر! به اینها بگو برای رسالتت دو دلیل داری که کفایت می‌کند.

آیت‌الله بحرالعلوم میردامادی در ادامه به تبیین این دو دلیل از زبان قرآن کریم پرداخت و بیان کرد: نخستین شاهد حقانیت پیامبر (ص) خدا است و شهادت خداوند معجزاتی است که در اختیار آن حضرت قرار داده و قرآن کریم معجزه بزرگ ایشان است و تاکنون نیز مخالفان نتوانسته‌اند حتی یک آیه مانند قرآن بیاورند.

وی افزود: اینکه می‌گوییم کسی تاکنون نتوانسته آیه‌ای مانند قرآن بیاورد به دلیل ویژگی‌ها و عظمت‌های منحصر به فرد قرآن کریم است؛ یکی از ده‌ها عظمت و ویژگی قرآن فصاحت و بلاغت آن است و یک جذبه الهی دارد، ولی قرآن فقط در فصاحت و بلاغت منحصر نیست.

بنیانگذار مرکز جهانی حضرت ولیعصر (عج) ادامه داد: یکی دیگر از عظمت‌های قرآن مطالب علمی آن است که هزار و 400 سال پیش نازل شده است. دانشمندان می‌گویند تاکنون علیرغم تمام کشفیات و پیشرفت‌ها چیزی حدود 5 درصد علم تا کنون کشف شده است؛ قران کتاب علمی است که موافق با علوم و دانش‌های صد درصدی است و اگر بشر روزی به نقطه‌ای برسد که بتواند صد درصد مجهولات عالم را کشف کند تازه توانسته مسائل علمی که در قرآن مطرح شده را درک کند و این از معجزات قرآن است.

آیت‌الله بحرالعلوم میردامادی با اشاره به اینکه قرآن برای مؤمنین شفاست ابراز کرد: دانشمندی به نام اِ مو تو ژاپنی، آزمایش‌هایی بر روی آب انجام داده است؛ اسم‌هایی بر آب خوانده و در آزمایش مشخص شده است که مولکول‌های آب در برابر واژه‌های مقدس نظم و نظام خاص پیدا می‌کنند و در برابر واژه‌های زشت و شیطانی نظامشان به هم می‌خورد.

وی با بیان اینکه وقتی انسان مریض می‌شود نظام مولکول‌های بدنش به هم می‌خورد بیان کرد: قرآن شفا و کلماتش مقدس است و وقتی بر بدن مریض خوانده می‌شود قسمت‌های بیمار بدن نظم و نظامش را پیدا می‌کند، ولی توجه کنید که این ویژگی قرآن فقط مختص مؤمنین است. اگر بیمار مؤمن نباشد قرآن برای او شفا نیست بلکه به آن ضرر نیز می‌رساند.

استاد حوزه علمیه نجف اشرف در ادامه به تبیین دومین دلیل بر حقانیت نبوت پیامبر اکرم (ص) پرداخت و ابراز کردند: در ادامه آیه آخر سوره رعد آمده است، «و من عنده علم الکتاب»، کلمه ال بر سر کتاب یعنی کسی که همه کتاب را می‌داند شاهد حقانیت محمد مصطفی (ص) است؛ در تفسیرهای اسرائیلی که به وسیله کعب الاحبار و شاگردانش مانند عمرعاص و ابوهریره پخش شده «و من عنده علم الکتاب» عبدالله بن سلام معرفی شده است و اگر در جایی این تفسیر را خواندید بدانید آن تفسیر از آن جاسوسان یهود است.

آیت‌الله بحرالعلوم میردامادی در پایان خاطرنشان کرد: در روایات اهل‌بیت (ع)، «و من عنده علم الکتاب»، علی ابن ابیطالب (ع)، امام حسن (ع)، امام حسین (ع) و اولاد طاهرین آن جناب تا امام زمان (عج) هستند و هر تفسیری غیر از این مربوط به یهود است.

_____

فارس

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۳۴

اثرات لقمه حرام

پرهیز از لقمه حرام و تاثیر آن در روح و جان انسان بر هیچ کس پوشیده نیست و در آموزه های دینی و روایت حضرات معصومین بر دوری از آن تاکید بسیار شده است .  

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۰۵:۴۰

این سه دسته از زنان عذاب قبر ندارند

پیامبر (ص) فرمود: خدا عذاب قبر را از سه دسته از زنان برمی دارد و در روز قیامت با فاطمه دختر رسول خدا (ص) محشور خواهند شد.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی

تواضع، فروتنی، خدا ترسی، روابط حسنه، احترام متقابل و کمک به بینوایان از ابعاد برجسته زندگی آن سرور جوانان بهشتی است. آن بزرگوار بازویی علمی، قضایی، و نیرویی بسیار کارآمد برای حکومت علوی و شخص امیرمؤمنان(ع) بوده است.


 

امام حسن(ع) از جمله کسانی بود که از آغاز تا پایان به دفاع از حریم رهبری پرداخت و در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان فعالانه شرکت جست و در بسیج نیروها از کوفه برای مقابله با فتنه طلحه و زبیر، گام‌های بسیار مثبت و مؤثری برداشت.

هر چند زندگی پر رنج و محنت امام، پر از مسائل و دشواری‌ها است، اما مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در یادداشتی به جایگاه علمی امام مجتبی(ع) از منظر جد بزرگوار و پدر گرامیشان پرداخته است که در ادامه می‌آید:

* امام حسن(ع) در نگاه پیامبر(ص)

امام حسن مجتبی(ع) کودک بود که پیامبر بزرگوار اسلام از او به عظمت و بزرگی یاد می‌کرد. به یقین این برخوردهای محبت آمیز که هیچ گاه در زمان خاص و یا در محدوده خاصی ابراز نمی‌شد، نشان دهنده این بود که آن حضرت می خواست نقاب از چهره امام حسن(ع) کنار زده و شخصیت والای او را بیش از پیش، به مسلمانان معرفی کند.

مؤرخان نوشته‌اند که: روزی رسول خدا(ص) ضمن اظهار محبت به امام حسن مجتبی(ع) فرمود: همانا حسن ریحانه من است و این فرزندم سید و بزرگ است و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح بر قرار خواهد کرد.(1) ناگفته نماند که این سخن، یک پیشگویی از رسول خدا(ص) بود که در آینده بین دو گروه از مسلمانان جنگ و خونریزی خواهد شد و امام حسن(ع) بین آن دو صلح و دوستی برقرار خواهد کرد.

طبق نقل تاریخ، امام حسن مجتبی(ع) با مشاهده خیانت یاران و فراهم نبودن زمینه جنگ با معاویه، خیر و صلاح امت را در این دیدند که از درگیر شدن با معاویه خودداری کرده و با صلح پیشنهادی معاویه، موافقت کنند؛ و در اثر این صلح، هم مسلمانان را از شر هجوم خارجیان نجات دادند و هم از جنگ و خونریزی جلوگیری کردند.(2)

ماجرایی از حذیفه نقل شده است که شخصیت آن حضرت را نزد پیامبر(ص) بیشتر معرفی می‌کند: آمده است ناگاه مرد عربی، چماق به دست وارد شد و فریاد برآورد: کدام یک از شما محمد هستید؟ یاران رسول خدا، با ناراحتی جلو رفته و گفتند: چه می‌خواهی؟ رسول خدا(ص) فرمود: آرام بگیرید، مرد عرب خطاب به پیامبر(ص) گفت: تو را دشمن داشتم و اکنون دشمنی من نسبت به تو بیشتر شد. تو ادعای رسالت و پیامبری کرده‌ای، دلیل و برهانت چیست؟، حضرت فرمود: چنانچه مایل باشی، عضوی از اعضای من به تو خبر دهد که برهان و دلیلم روشن‌تر خواهد بود.

مرد عرب گفت: مگر عضو انسان هم سخن می‌گوید؟ پیامبر(ص) فرمود: آری! حسن جان! برخیز، مرد عرب که گمان می‌کرد، پیامبر(ص) او را مسخره می‌کند، گفت: خود از عهده پاسخگویی بر نمی‌آیی، خردسالی را از جای بلند می‌کنی تا با من صحبت کند؟! رسول خدا(ص) فرمود: به زودی او را آگاه به خواسته‌های خویش خواهی یافت.

امام حسن مجتبی(ع) از جای برخاست و از وضعیت آن مرد عرب و چگونگی گرفتاری وی در بین راه سخن گفت، به گونه‌ای که باعث تعجب و حیرت او شده و گفت: ای پسر! تو این مطالب را از کجا می‌دانی ؟! تو اسرار دل مرا بر ملا ساختی گویی همراه من بوده‌ای، مگر تو غیب می دانی؟! آنگاه مسلمان شد.(3).

راستی که امام حسن(ع) با این بیانات، برهان و دلیل نبوت پیامبر اسلام(ص) بوده است، چرا که این عضو کوچک پیامبر آن قدر از خود دانش نشان داد که دشمن را وادار به تسلیم و اسلام کرد.

*امام حسن(ع) در نگاه امیرمؤمنان(ع)

امام حسن مجتبی(ع) در نگاه علی(ع) شخصیتی بسیار بزرگ و ممتاز بود، حضرت علی(ع) از همان دوران کودکی وی که آیات الهی را برای مادرش فاطمه زهرا(س) می‌خواند، این گوهر گرانبها را شناخت و در طول سالیانی که در کنار یکدیگر بودند، همواره از فرزند خود تعریف، تمجید و تقدیر می‌کرد. حتی در برخی از موارد، قضاوت یا پاسخ به سؤالات علمی را به عهده‌اش می‌گذاشت. نمونه‌های زیر، بیانگر شخصیت علمی و جایگاه والای آن حضرت(ع) است.

روزی یک فرد شامی، نزد امام حسن(ع) آمد و خود را از پیروان امیرمؤمنان معرفی کرد. حضرت به وی فرمود: تو از پیروان ما نیستی، بلکه برای پادشاه کشور روم سؤال‌هایی پیش آمده و پیکش را نزد معاویه فرستاده، او در جواب عاجز مانده، تو را نزد ما فرستاده است.

پیش از آنکه مرد شامی سؤالات خود را مطرح کند، امام حسن(ع) لب به سخن گشود و فرمود: آمده‌ای که چنین سؤال‌هایی را مطرح کنی: فاصله بین حق و باطل چه قدر است؟ بین آسمان و زمین چه قدر فاصله است؟ قوس و قزح چیست؟ کدام چشمه و چاه است که ارواح مشرکان در آن جمع هستند؟ ارواح مؤمنان در کجا جمع می‌شوند؟ خنثی کیست؟ کدام ده چیز است که هر یک سخت‌تر از دیگری است؟

مرد عرض کرد: یابن رسول الله! درست است، پرسش‌های من همین‌هاست که فرمودید، سپس امام در حضور پدر به تمام آن پرسش‌ها پاسخ گفت. وقتی مرد شامی این پاسخ‌ها را شنید، گفت: گواهی می‌دهم که تو فرزند رسول خدایی و همانا علی بن ابیطالب سزاوارتر است برای خلافت و جانشینی رسول خدا از معاویه(4).

از دیگر دلایل شخصیت علمی و جایگاه والای آن حضرت این است که امیرمؤمنان(ع) از او خواست تا در جریانی بسیار مشکل، داوری کند، او نیز درباره فردی که چاقو در دست داشت و در خرابه‌ای کنار کشته‌ای دستگیرش کرده بودند و همچنین درباره فرد دیگری که خود اقرار کرده بود که مقتول در خرابه را، او کشته است، چنین قضاوت کرد: قاتل واقعی با اقرار و صداقتش جان متهم را نجات داد و با این کار، گویی بشریت را نجات داده است و خداوند فرمود: «و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا»، هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. بنابراین، آن دو را آزاد کنید و دیه مقتول را از بیت‌المال پرداخت کنید.(5)

از جمله افرادی که نامش جزو راویان و محدثان از رسول خدا(ص) در تاریخ ثبت شده، امام حسن مجتبی(ع) است. امام که در حیات پیامبر(ص) هنوز ده سال نداشت، با دریافت گفته‌های پیامبر که گاهی آیات وحی بود و گاهی روایات، آن‌ها را از سینه پیامبر به سینه خودش منتقل کرده و سپس به دیگران انتقال می‌داد.

امام حسن(ع) با شنیدن آیات وحی که بر رسول خدا(ص) فرود می‌آمد، بیدرنگ به منزل آمده و آن‌ها را برای مادرش حضرت فاطمه زهرا(س) قرائت می‌کرد که این مسأله باعث تعجب امیرمؤمنان(ع) شده بود.

نوشته‌اند: امام مجتبی هفت ساله بود که به همراه پیامبر در مسجد حضور می‌یافت و آنگاه که آیات جدید بر او نازل می‌شد، همان‌ها را از زبان جدش می‌شنید و آن گاه که به خانه باز می‌گشت، برای مادرش فاطمه تلاوت می‌کرد، به گونه‌ای که هرگاه امیرمؤمنان وارد خانه می‌شد، ملاحظه می‌کرد آیات جدیدی که بر پیامبر نازل شده نزد فاطمه(س) است. از آن حضرت جویا می‌شد، فاطمه می‌فرمود: از فرزندت حسن.

یکی از بهترین شواهد و دلایل شخصیت والای امام حسن مجتبی(ع) این است که وی از همان آغاز جوانی، بلکه کودکی، آنچه را که از زبان پیامبر اسلام(ص) گرفته بود، سخاوتمندانه در اختیار دیگران قرار می‌داد. ابن الصباغ مالکی درباره این کلاس پر خیر و برکت می‌نویسد: درباره حسن بن علی - که درود بر او باد - نقل شده است که در مسجد رسول خدا(ص) می‌نشست و تشنگان معارف اسلامی گرداگردش می‌نشستند. او به گونه‌ای سخن می‌گفت که تشنگان علم و معرفت را سیراب کرده و ادله و براهین دشمنان را باطل کند.(6)

ابن الصباغ سپس به نقل جریان زیر پرداخته تا شخصیت علمی امام حسن مجتبی(ع) و جایگاه والای او را در امت اسلامی بیان کرده باشد: علی بن احمد واحدی در تفسیر خود آورده است که مردی وارد مسجد رسول الله شده و ملاحظه کرد که شخصی مشغول نقل حدیث از پیامبر است. مردم اطراف او را گرفته، به سخنانش گوش می‌دادند. پس آن شخص به نزد وی آمده، گفت مراد از شاهد و مشهود - که در آیه شریفه آمده است - چیست؟ پاسخ داد: اما شاهد که روز جمعه است و اما مراد از «مشهود» روز عرفه است.

پس، از او گذشته به دیگری برخورد کرد که همانند اولی به نقل حدیث پرداخته بود، سؤال خود را تکرار کرده از او پرسید که: مراد از شاهد و مشهود چیست؟ وی پاسخ داد: اما «شاهد» که روز جمعه است و اما مشهود، روز عید قربان است. آنگاه از کنار آن دو نفر گذشته، گذرش به نوجوانی افتاد که چهره‌اش همانند طلا می‌درخشید که او هم در مسجد، کلاس درس تشکیل داده بود. پس از او درباره شاهد و مشهود پرسید. وی در پاسخ گفت: آری! اما شاهد، حضرت محمد(ص) و اما مشهود، روز قیامت است.

آنگاه برای گفته خود، این چنین استدلال کرد: آیا سخن پروردگار را نشنیده‌ای که می‌فرماید: «یا ایها النبی انا ارسلناک شاهداً و مبشراً و نذیراً»، ای پیامبر! ما تو را به عنوان شاهد و بشارت دهنده و بیم دهنده فرستادیم، «ذلک یوم مجموع له الناس و ذلک یوم مشهود»، روز قیامت روزی است که همه مردم برای آن جمع می‌شوند و آن روز، روزی است که مشهود همگان است.

گوید: سپس از نام شخص اول پرسید، گفتند: ابن عباس است و از دومی که پرسید: گفتند: ابن عمر است و از شخص سوم که پرسید، گفتند: وی، حسن بن علی بن ابیطالب است(7).

جالب اینجاست که بر طبق نقل علامه مجلسی در بحارالانوار، این شخص تفسیر امام را از شاهد و مشهود، بر دیگر تفسیرها که از عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر شنیده بود، ترجیح داده و آن را پسندیده بود(8)، شاید دلیل این پذیرش، استدلال قوی امام حسن(ع) به دو آیه شریفه بوده است.

امام حسن مجتبی(ع) از دوران کودکی سفره علمی خود را پهن کرده و با نقل آیات شریفه و سپس نقل حدیث از پیامبر بزرگوار اسلام(ص) خدمت بزرگی به تشنگان علم و معرفت کرد، به ویژه در ده سال آخر که حوادث دردناکی به مسلمانان، خاصه پیروان اهل بیت روی آورده بود، امام با حلم، بردباری، صبر و حوصله‌ای که از خود نشان می‌دادند، خویشتن را برای هر نوع پاسخگویی آماده ساخته بودند. از این روی، می‌بینیم که افراد و گروه‌ها و شخصیت‌های زیادی در محضر درس امام(ع) می‌نشستند که یقیناً تاریخ، نام بسیاری از آن‌ها را ثبت نکرده است.

*پی‌نوشت‌ها:

1.ابن حجر عسقلانی ، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج 2، ص 12،محب الدین طبری، ذخائر العقبی، ص 125.

2.رک: شیخ راضی آل یاسین، صلح الحسن.

3.همان بحارالانوار، ج 43، ص 333.

4.طبرسی، احتجاج، ج 1، ص 339

5.کلینی ، کافی، ج 7، ص 289.

6.ابن صباغ مالکی ،الفصول المهمه، ص 137.

7.ابن صباغ مالکی ،الفصول المهمه، ص .137

8.بحارالانوار، ج 43، ص 345

_____

فارس

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی

پیامبر اکرم(ص): خدمت به خانواده، كفاره گناهان كبيره و خاموش كننده خشم خداوند و مهريه حورالعين و زياد كننده حسنات و درجات است.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
5
صفحه 5 از 28