نمایش گزینه ها بر اساس برچسب ها: جوانان
موقعیت شما: نمایش گزینه ها بر اساس برچسب ها: جوانان

ما جوانان ضد شیعی در موریتانی اعلام می کنیم یک گروه سری تشکیل داده ایم که شب و روز برای مبارزه با مکتب شیعه تلاش خواهد کرد. ما قرار گذاشته ایم یک دفتر به این منظور تاسیس کنیم.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی

حضرت آيت الله خامنه اي به جوانان سفارش كردند كه شرح حال سرداران شهيد در دوران دفاع مقدس را بخوانند و فرمودند: نتيجه آن تجربه‏ها و اعتماد به نفس اين شد كه ملت ايران سلاح هايي را توليد ‏كند كه در منطقه بي‏نظير يا كم‏نظير باشد. 

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
پنجشنبه ۰۷ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۰۴:۴۸

عوامل گرایش نوجوانان و جوانان به نماز

در گرایش نوجوانان و جوانان به نماز سه عنصر اصلی خانه، مدرسه و رسانه های گروهی نقش اساسی و محوری دارند. تربیت و آموزش، انتقال اطلاعات نیست، بلكه تغییر در جهان بینی است.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
چهارشنبه ۰۶ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۰۸

بررسی گرایش جوانان به مسیحیت

نخستین جلسه از سلسله برنامه‌های آزاداندیشی و گفت‌وگوی انتقادی با موضوع تغییر مذهب و بررسی گرایش جوانان به مسیحیت برگزار می‌شود.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
سه شنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۰۰

توصیه امام‌علی(ع) به جوانان بی اراده

به گزارش تبیان ، اهمیت و جایگاه تقوا برای جوانان آن وقت معلوم می شود که تمایلات و احساسات دوره جوانی مد نظر قرار گیرد. برای جوانی که در معرض طغیان غرایز و احساسات تند و شکوفایی خواهش های نفسانی و غریزه جنسی و تخیلات موهوم به سر می برد، تقوا به منزله قلعه و حصار مستحکمی است که او را از تاخت و تاز دشمنان مصون می دارد و مانند سپری است که از اصابت تیرهای زهراگین شیاطین باز می دارد.

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «اعلموا عبادالله ان التقوی دار حصن عزیز»1؛ بدانید ای بندگان خد، تقوا دژی مستحکم و غیرقابل نفوذ است.

استاد مطهری(ره) در این خصوص می گوید: نباید تصور کرد که تقوا از مختصات دین داری است، از قبیل نماز و روزه، بلکه تقوا لازمه انسانیّت است. انسان اگر بخواهد از طرز زندگی حیوانی و جنگلی خارج شود ناچار است که تقوا داشته باشد.2

جوان همواره بین دو راهی قرار دارد و به سوی دو نقطه متضاد کشیده می شود. از یک طرف، ندای وجدان اخلاقی و الهام الهی او را به سوی خوبی ها سوق می دهد و از طرف دیگر غرایز درونی و نفس اماره و وسوسه های شیطانی او را به ارضای خواهش های نفسانی فرمان می دهد. در این جنگ و گریز تنها جوانی می تواند از این صحنه کشمکش و نزاع بین عقل و شهوت، خیر و فساد و پاکی و آلودگی به سلامت خارج شود که خود را به سلاح ایمان و تقوا مجهز کرده و از ابتدای جوانی به خودسازی و جهاد با نفس بپردازد.

حضرت یوسف(علیه السلام) در سایه همین تقوا بود که توانست با اراده ای قوی از آزمون سخت الهی سربلند بیرون آید و به اوج عزت نایل شود.

2- تقویت اراده

بسیاری از جوانان از ضعف اراده و فقدان قدرت تصمیم گیری شکایت می کنند و برای درمان آن چاره جویی می کنند. آنان می گویند:

برای ترک عادات زشت و ناپسند بارها تصمیم گرفته ایم اما کم تر موفق شده ایم.

امام علی(علیه السلام) از تقوا به عنوان عامل تقویت اراده و مالکیت نفس که نقش عمده ای در ترک گناه و عادات ناپسند دارد، یاد می کند و می فرمایند: آگاه باشید! خطاها و گناهان مانند اسب های سرکش و لجام گسیخته ای هستند که گناه کاران بر آن ها سوارند و آنان را در قعر دوزخ سرنگون خواهند ساخت و تقوا همانند مرکب های راهوار و آرامی است که صاحبانشان بر آن ها سوارند و زمامشان را به دست دارند و آنان را تا بهشت پیش می برند.3

باید در نظر داشت که این کار شدنی است. افرادی که در این وادی قدم بنهند، مشمول الطاف خفیه الهی خواهند بود. چنان که قرآن کریم می فرمایند:«والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» 4 آنان که در راه ما جهاد و کوشش می کنند، راه های خود را به آن ها نشان می دهیم.

3- فرصت جوانی:

بدون تردید یکی از عوامل مهم موفقیت و کام یابی، بهره برداری صحیح و اصولی از شرایط و فرصت های مناسب است، که فرصت جوانی از اساسی ترین آن ها به شمار می رود.

نیروی معنوی و قوای جسمانی، گوهر گران سنگی است که خداوند متعال در اختیار نسل جوان قرار داده است. بر این اساس پیشوایان دین همواره بر اغتنام فرصت جوانی تاکید کرده اند. امام علی(علیه السلام) در این باره می فرمایند: بادر الفرصۀ قبل ان تکون غصه (5) پیش از آن که فرصت از دست رود و مایه اندوهت گردد، آن را غنیمت شمار.

سعدی با الهام از سخنان بزرگان می گوید:

جوانا ره طاعت امروز گیر                  که فردا جوانی نیاید ز پیر

قضا روزگاری زمن در ربود                 که هر روزش از پی شب قدر بود

من آن روز را قدر نشناختم               بدانستم اکنون که درباختم

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «لاتنس صحتک و قوتک وفراغک وشبابک ونشاطک ان تطلب بها الاخرۀ»6 ؛ سلامتی و قدرت و فراغ بال و جوانی و نشاط خود را فراموش مکن، از آن ها در راه آخرت استفاده کن.

آن حضرت درباره کسانی که از نعمت جوانی بهره صحیح و کافی نبرده اند، می فرمایند: آن ها در ایام سلامت بدن سرمایه ای مهیا نکردند و در اولین فرصت های زندگی درس عبرتی نگرفتند، آیا کسی که جوان است جز پیری انتظار دارد.7

سؤال از جوانی

جوانی و نشاط و بالندگی، نعمت بزرگی است که در روز قیامت از آن سؤال می شود. امام علی(علیه السلام) می فرمایند:

«شیئان لایعرف فضلهما الا من فقدهما: الشباب والعافیه»8 ؛ دو چیز است که قدر و قیمتشان را نمی شناسد مگر کسی که آن دو را از دست داده باشد: یکی جوانی و دیگری تندرستی.

خودسازی:

بهترین زمان برای تربیت و خودسازی، دوره جوانی است، زیرا صفحه دل جوان با زشتی ها و خصلت های ناپسند شکل نگرفته و چراغ فطرت در دلش خاموش نگشته است. امام علی(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) چنین می فرمایند: «انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما القی فیها من شیء قلبه فبادرتک بالادب قبل ان یقسوا قلبک ویشتغل لبک»9 ؛

قلب نوجوان مانند زمین خالی است که هر ذچه در آن بیفشانی آن را می پذیرد، پس پیش از آن که قلبت سخت شود و فکرت به امور دیگر مشغول گردد، به تعلیم و تربیت تو مبادرت کردم و همت خود را بر تربیت تو گذاشتم.

عادات ناپسند در دوران جوانی ریشه دار نشده است، از این رو مبارزه با آن سهل و آسان است. جوانان باید از این امتیاز بزرگ به شایستگی استفاده کنند

باید جوانان عزیز این هشدار امام علی(علیه السلام) را جدی بگیرند که می فرمایند: «غالب الشهوۀ قبل قوۀ ضراوتها فانها ان قویت ملکتک واستفادتک ولم تقدر علی مقاومتها»10 پیش از آن که تمایلات نفسانی به تجری و تندروی عادت کنند با آن ها مقابله کن، زیرا اگر تمایلات در تجاوز و خودسری نیرومند شوند، فرمانروای تو خواهند شد و تو را به هرسو که بخواهند می برند و قدرت مقاومت در برابر آن ها را از دست خواهی داد. مولوی می گوید:

زان که خوی بد بگشته ست استوار

مور شهوت شد ز عادت هم چو مار

مار شهوت را بکش در ابتدا

ورنه اینک گشت ما رت اژدها

4- بزرگ منشی:

یکی دیگر از وصایای امام علی(علیه السلام) به جوانان، پرورش عزت نفس و بزرگ منشی است، آن جا که می فرمایند: «اکرم نفسک عن کل دنیه و ان ساقتک الی الرغائب فانک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا ولاتکن عبد غیرک وقد جعلک الله حرا»11 بزرگوارتر از آن باش که به پستی تن دهی هرچند تو را به مقصود رساند، زیرا نمی توانی در برابر آن چه از آبرو و شخصیت در این راه از دست می دهی بهایی به دست آوری، و بنده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است.

حس عزت طلبی یکی از نیازهای اساسی انسان است که خوش بختانه دست آفرینش بذر آن را در نهاد آدمی افشانده است. بدیهی است که این بذر نیاز به مراقبت و رشد و شکوفایی دارد. عزت نفس موجب بهره وری فرد از نیروی خرد و به کارگیری آن در امور زندگی و منشا تکوین شخصیت در انسان است. بی دلیل نیست که نظام سلطه فرعونی در طول تاریخ برای استثمار دیگران، در گام نخست روح مکرمت انسانی را نشانه گرفته و شخصیت آنان را تحقیر می کند.

5- وجدان اخلاقی:

امام علی(علیه السلام) به جوانان توصیه نمودندکه ، میزان قرار دادن وجدان اخلاقی در معاشرت اجتماعی است. آن حضرت خطاب به فرزندش چنین می فرمایند: «یا بنی اجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک»12 پسرم، خود را معیار و مقیاس قضاوت بین خود و دیگران قرار ده.

نادیده گرفتن این اصل مهم اخلاقی نتیجه ای جز تیرگی روابط دوستانه نخواهد داشت.

6- تجربه اندوزی:

استفاده از تجارب دیگران از جمله مواردی است که در وصایای امام علی(علیه السلام) دیده می شود. آن حضرت می فرمایند: «اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین و سر فی دیارهم و آثارهم فانظر فیما فعلوا و عما انتقلوا و این حلوا و نزلوا»13 اخبار گذشتگان را بر قلبت عرضه کن و آن چه را که به پیشینیان رسیده به یاد آر، در دیار و آثار مخروبه آن ها گردش کن و درست بنگر آن ها چه کرده اند. ببین از کجا منتقل شده اند و در کجا فرود آمده اند.

7- رعایت آداب معاشرت و دوستی:

شکی نیست که بقا و دوام دوستی منوط به رعایت حدود دوستی و آداب معاشرت است. دوست گرفتن آسان است اما نگه داری آن مشکل تر است. امام علی(علیه السلام) در قسمتی دیگر از نامه مبارک خود به نکات ظریفی که موجب پایداری پیوند دوستی است، اشاره می کند و می فرمایند: ناتوان ترین مردم کسی است که از دوست گرفتن عاجز باشد و ناتوان تر از او فردی است که دوست را از دست بدهد.14

بعضی جوانان از عدم ثبات و ناپایداری روابط دوستانه شکایت می کنند، که دلیل عمده آن رعایت نکردن حدود دوستی و افراط و تفریط در رفاقت است. به طور یقین عمل به دستورات و نصایح سودمند امام علی(علیه السلام) می تواند در حل این مشکل کارساز باشد.

پی نوشت ها:

1-نهج البلاغه، خطبه 156.

2- ده گفتار،استاد مطهری ص14.

3- نهج البلاغه، خطبه 16.

4- عنکبوت، آیه 69.

5-نهج البلاغه، نامه31.

6-بحارالانوار (چاپ بیروت) ج68، ص177.

7- نهج البلاغه، خطبه82.

8- غررالحکم و دررالکلم، ج4، ص183.

9- نهج البلاغه، نامه 31.

10-غررالحکم و دررالکلم، همان، ص392.

11-نهج البلاغه، نامه 31.

12-نهج البلاغه، همان.

13- نهج البلاغه، همان.

14-بحارالانوار، ج74، ص278.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
این روزها مقام‌های عربستانی با دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر، ژست دموکراسی‌خواهانه گرفته‌اند و سعی دارند با نظر دادن درخصوص کشورهایی چون بحرین و سوریه و مداخله در امور این کشورها توجه افکار عمومی را از وضعیت داخلی عربستان منحرف کنند.
به گزارش ایسنا، روزنامه القدس العربی - چاپ لندن - در تحلیلی تحت عنوان"اصلاحات در عربستان و سوالات فرا روی جوانان" به قلم دکتر "مضاوی الرشید" این موضوع را به چالش کشیده و می‌نویسد:

« از زمان مطرح شدن برخی اصلاحات در عربستان در ذهن جوانان کشور هفت سوال مطرح است که پاسخ به برخی از آنها واقعا مشکل است. سوالاتی درباره‌ی طرح بزرگ اصلاحات در عربستان، طرحی که قرار است به اصطلاح مانع فساد و هدر رفتن اموال عمومی در این کشور شود و به یک نظام سیاسی جدید بینجامد. همان طرحی که قرار است هیبت خانواده سلطنتی را که همواره خواست‌های ملی و حق ملت را در تصمیم‌گیری‌ها زیر پا گذاشته است، درهم بکوبد. طرحی که ما را به توزیع عادلانه ثروت‌های نفتی بین مردم و پایان یافتن نظام پادشاهی و گدائی درکنار کاخ‌های سلطنتی بشارت می‌دهد. برنامه‌ای که قرار است درها را به روی آزادی‌های اجتماعی و سیاسی که سال‌هاست بسیاری از عربستانی‌ها خواستار آن هستند، بگشاید!

اما نخستین سوالی که درباره این اصلاحات مطرح است این است که چگونه باید به پرسش جوانان باتوجه به خفقان موجود پاسخ داده شود؟ آن هم در فضایی که هرگاه کسی از اصلاحات صحبت می‌کند، دولت آن را بر سرش می‌کوبد.

باید گفت جواب به این سوال از طریق توجه به ماهیت وجودی انسان ممکن است. انسان نمی‌تواند در یک غار تاریک و متروکه زندگی کند، بلکه لااقل به یک روزنه نور و مساحتی که در آن بتواند، نفس بکشد، نیازمند است. با توجه به این ماهیت، انسان چگونه یک زندان بزرگ را قبول کند که از تجاوز و دست‌درازی زندانبان بزرگ این زندان به ابتدائی‌ترین حقوق شخصی خود در امان نیست؟

سوال دوم این است که چرا ما اصلاحات سیاسی را در دیگر کشورها خواستار می‌شویم در حالی که ما خود از دیگران مستحق‌تریم؟ آیا با توجه آمار تعداد بیکاران در کشورمان آماری که نشان می‌دهد در کشورهای عربی، عربستان بعد از نوار غزه و عراق از لحاظ بیکاری در ردیف سوم قرار دارد؛ مستحق‌تر نیستیم؟ آیا ما مستحق‌تر از بقیه نیستیم در حالی که بیش از ۷۰ درصد از مردم عربستان خانه شخصی ندارند که در آن سکونت کنند؟ آیا ما بهتر از دیگرانیم در حالی که از لحاظ فساد سیاسی و اداری و نیز پایین بودن سطح حقوق بشر رتبه نخست را در بین کشورهای عربی داریم؟ آیا عربستان بهترین است در حالی که با وجود بیکاری گسترده در کشور شش میلیون کارگر خارجی در کشور مشغول به ‌کارند؟

اما سوال سوم که همواره باعث می‌شود برادران شیعه ما به ایجاد فتنه در کشور متهم و مسئول هر نوع تنش سیاسی در کشور شناخه شوند.این است که بما بگویید اختلاف ما کجاست؟ تا از آن آگاهی یابیم. در اصل اختلافی وجود ندارد و عامل اختلاف نظام موروثی است که همواره ما را از خطر شیعه و هلال خیالی آن می‌ترساند و ما نیز عقل خود را کنار می‌گذاریم و صف خود را از شیعیان جدا می‌سازیم تا نظام همچنان ایمن باقی بماند. بدون اینکه هیچ اعتراضی در کشور رخ دهد. شیعه عربستان از عرب‌های قدیمی در کشور هستند و آنگونه که دولت به مردم القا می‌کند از ایران نیامده‌اند. خاستگاه اصلی آنها مدینه است و از آنجا به همه نقاط کشور پراکنده شده‌اند.

همه باید بدانند هلالی که دولت ما را از آن می‌ترساند باعث وحشت ما نیست، چرا که حسین آنها حسین ماست و علی آنها علی ما و ولی امر ماست و انقلاب‌ این بزرگان علیه جبر حاکم بر جامعه در واقع الهام بخش ماست.

سوال چهارم درباره به تاخیر انداختن اصلاحات به بهانه ترس از گروه‌های تندرو مانند القاعده است. در این باره اصولا باید دید مسئول به وجود آمدن این نوع رویکرد کیست؟ آیا سیاست دوگانه دولت در این مساله دلیل به وجود آمدن انگیزه‌ها و افراط گری و شکل‌گیری چنین گروه‌هایی نیست؟ در واقع روزانه قتلی انجام نمی‌شود و انفجاری رخ نمی‌دهد مگراینکه با چراغ سبز نظام باشد. نظام کنونی ما شمشیر را به عنوان نماد کشور در آورده است و به آن افتخار می‌کند وآن را در کنار نمادهای اسلامی جزو اصلی و جدا نشدنی نمادهای ملی ما قرار داده است. در واقع نظام حاکم عربستان میان خشونت‌، قتل و مقدسات اسلامی نوعی پیوند و هماهنگی ایجاد کرده است که سعی دارد با سوءاستفاده از اسلام، خشونت را توجیه کند و آن را گسترش دهد. در واقع خشونت اصلاحات را به تاخیر نمی‌اندازد، بلکه خشونت زائیده نبود اصلاحات در کشور است.

اما در این باره که خشونت‌ از خارج وارد کشور می‌شود باید گفت، ما ملتی چشم و گوش بسته نیستیم که هر چیزی به ما دیکته شود آن را بپذیریم. مردم عربستان در طول تاریخ فرهنگ ساز بوده‌اند و همواره جایگاهی رفیع در تفکر اسلامی داشته‌اند. پس امروز چه شده که همگان از ما فرار می‌کنند و از ما می‌ترسند؟ آیا این به دلیل سیاست‌های نظام کنونی کشور نیست؟

واما پنجمین سوال بی‌پاسخ در ذهن جوانان عربستان القای تفکر توطئه گروه‌هایی است که به لاییک‌ها و لیبرال‌ها مشهور شده‌اند. این ایده و حتی این گروه‌ها در حقیقت ساخته رسانه‌های سلطنتی عربستان هستند و اگر ریشه‌های واقعی آن را بررسی کنیم خواهیم دید که خاستگاه اصلی این فکر خود دولت است. تفکری که به موجب آن هر کس را که بخواهد به افراطی بودن متهم می‌کند. امروز جامعه ما به دو دسته تقسیم شده است، یک دسته گروه‌های افراطی و دسته دیگر که در مقابل این طیف قرار داده شده‌اند، لیبرال‌ها و لاییک‌ها هستند گویی که ما همچنان در عصر جاهلیت زندگی می‌کنیم و جنگ‌های قبیله‌ای کماکان میان ما ادامه دارد. نظام حاکم نیز هیزم بر آتش این اختلاف‌ها می‌ریزد و به آن‌ دامن می‌زند.

نظام سلطنتی کنونی در واقع بازی‌ می‌کند و این امر برای تمام عربستانی‌ها شناخته شده است. یکی از طرفین را خفه می‌کند و به دیگری اجازه می‌دهد هر چه می‌خواهد بگوید و با این شیوه بسیاری از اهداف خود را محقق می‌سازد و تمام این‌ مسائل در راستای مصادره آزادی‌های سیاسی و اجتماعی ملت است.

من سئوال ششم را اینگونه مطرح می‌کنم، چرا همیشه مسئولیت هر نوع فساد، دزدی و هدر دادن اموال عمومی به گردن زیر دستان و رعیت انداخته می‌شود؟ پس چگونه حاکم در برج "عاج" خود نشسته است، بدون اینکه حتی کلمه‌ای حرف بزند و زیردستانش این گونه با اموال ملی بازی می‌کنند؟ در واقع متهم کردن زیر دستان به فساد فرار از واقعیت تلخی است که در جامعه ما حاکم است. واقعیتی که نشان می‌دهد عرصه انتقاد، اعتراض، بازخواست و شفافیت در کشور ما چقدر بسته است. در جامعه یک تفکر اسطوره‌ای وجود دارد مبنی بر این که نظام حاکم، نظامی مقدس و الهی است و این نظام به هیچ خطا و اشتباهی اعتراف نمی‌کند. در عربستان هیچ گاه نظامی معصوم و دور از اشتباه روی کار نیامده است. البته این واقعیت تا زمانی مطرح بود که قدرت توسط یک خانواده که خود را مقدس می‌دانست و قبول این قداست را به جامعه نیز تحمیل کرد، ربوده شد. تاجایی که حتی شک در صلاحیت حاکم جرم شناخته می‌شود و این همان چیزی است که ما را به یاد قرون وسطای اروپا در قرن‌ها پیش می‌اندازد.

اما سوال هفتم و آخرین سوال، به تازگی این مساله مطرح می‌شود که یک طرح اصلاحاتی در کشور اجرا شود که براساس آن نمایندگان پارلمان را براساس ایدئولوژی و خط مشی فکری آنها انتخاب کنیم و نه تفکرات قبیله‌ای، اما سوالی که اینجا مطرح است این است که ما براساس کدام جریان فکری یا حزب سیاسی این کار را بکنیم؟ آیا اصلا اجازه چنین کاری در کشور ما داده شده است؟ آیا اینکه به یک حزب یا جریان سیاسی خاص متمایل باشیم خود جرم محسوب نمی‌شود؟ چگونه می‌شود مردم کشور را قانع کرد که براساس تمایلات و منافع قبیله‌ای تصمیم‌گیری نکنند در حالی که هیچ سابقه‌ی حزبی یا جریانات فکری سیاسی در کشور وجود ندارد؟ در پایان باید گفت اگر جواب این سوال‌ها مشخص‌ شود، می‌توان به یک طرح کلی از اوضاع کشورمان دست یابیم. با رسیدن به پاسخ این سوال‌ها است که می‌توانیم در برابر نظامی که تنها به دنبال منافع خود است و همواره مساله اصلاحات را به خاطر این منافع به تاخیر می‌اندازد، ایستادگی کرد.»
مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
3
بعدی
انتها
صفحه 3 از 3