نمایش گزینه ها بر اساس برچسب ها: امام موسی کاظم (ع)
موقعیت شما: نمایش گزینه ها بر اساس برچسب ها: امام موسی کاظم (ع)
شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰۷:۵۵

ماجرای فارسی سخن گفتن امام کاظم(ع)

شب، خجالت زده از لابلای انگشتان سیاهی، در خاک‏ها فرو می‏چکید. خورشید، خودش را پشت غروب‏ها و کوه‏ها پنهان کرده است؛ گویی این که در خیابان‏ها مرگ پاشیده باشند!
مرگ در قالب تعارف خرما تقدیم امام موسی کاظم علیه‏السلام می‏شود .
یک لقمه دیگر از این خرما و ریحان میل کن، اگرچه به زهر آغشته شده باشد!
... و چقدر هارون به دست‏های سیاه و جنایت وحشیانه خودش افتخار می‏کرد!
افتخار به شکستن حریم حرمت ائمه!


روز 25 رجب سالروز شهادت مردى است که به قدرت مسلط زمانه‏اش «نه» گفت و تا به آنجا رفت که رژیم طاغوتى هارون براى ادامه حیات ننگین خویش همه عوامل و نیروهایش را به ستیزه با آن انسان آزاده زمان بسیج کرد.چرا که همین یک کلمه‏ى «نه» براى دستگاه فاسد هارون بسیار گران تمام شد.او نه گفت و تمام رزمندگان علوى در صفوف ایستاده در کنار او صف زدند و قیامها و نهضتها آغازیدند و در راه پیروزى حق بر باطل و حفظ حرمت و رسالت اسلام تا پاى جان و چوبه‏ى دار و سلولهاى زندان ایستادند و از خود حماسه‏هائى بجا نهادند که تا نابودى و از بین رفتن دستگاه جبار بنى العباس ادامه یافت و نام پیشواى آزادى بخش جهان اسلام را جاویدان ساخت و هنوز هم که چندین قرن از مبارزات امام میگذرد مردم آزادیخواه بدستگاه ستمگرى هارون با دیده نفرت و لعن مینگرند و مسببین و طراحان نقشه‏هاى ضد انسانى را شایسته‏ى نام انسانى نمیدانند.

نام او «موسى»، لقبش «کاظم»، مادرش بانویى بافضیلت بنام «حمیده»، و پدرش پیشواى ششم حضرت صادق - علیه‏السلام - است.او در سال 128 هجرى در سرزمین «ابوأ» (یکى از روستاهاى اطراف مدینه) چشم به جهان گشود و در سال 183 (یا 186) به شهادت رسید.
به جهت کثرت زهد و عبادتش معروف به ، "العبد" الصالح و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به ،"الکاظم" گردید. آن حضرت به کنیه های ابو ابراهیم و ابو علی نیز معروف بوده است. مادر آن حضرت حمیده کنیزی از اهل مغرب یا اندلس (اسپانیا) بوده است و نام پدر حمیده را صاعد مغربی (بربری) گفته اند ..... برادران دیگر امام از این بانو اسحاق و محمد دیباج بوده اند. امام موسی الکاظم (ع) هنوز کودک بود که فقهای مشهور مثل ابوحنیفه از او مسئله می پرسیدند و کسب علم می کردند بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق (ع) (148 ق) در بیست سالگی به امامت رسید و 35 سال رهبری و ولایت شیعیان را برعهده داشت....

در زمان حیات امام صادق (علیه السلام) کسانی از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. اما اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولی کسانی مرگ او را باور نکردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق (علیه السلام) عده ای چون از حیات اسماعیل مأیوس شدند پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند و پس از او پسر او را امام می دانند و همینطور به ترتیب و به تفضیلی که در کتب اسماعیلیه مذکور است. ـ پس از وفات حضرت صادق (علیه السلام) بزرگترین فرزند ایشان عبدالله نام داشت که بعضی او را عبدالله افطحی دانند این عبدالله مقام و منزلت پسران دیگر حضرت صادق (علیه السلام) را نداشت و به قول شیخ مفید در”ارشاد” متهم بود که در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگتراز برادرانش از جهت سن و سال بود ادعای امامت کرد و برخی نیز از او پیروی کردند اما چون ضعف دعوی و دانش او را دیدند روی از او برتافتند و فقط عده قلیلی از او پیروی کردند که به فطحیه موسوم هستند.

ـ برادر دیگر امام موسی کاظم (ع) اسحق که برادر تنی آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسی کاظم (ع) را قبول داشت و حتی از پدرش روایت می کرد که او تصریح بر امامت آن حضرت کرده است.

ـ برادر دیگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردی سخی و شجاع بود و از زیدیه جارودیه بود و در زمان مامون در خراسان وفات یافت اماجلالت قدر و علو شأن و مکارم اخلاق و دانش وسیع امام موسی کاظم (ع) بقدری بارز و روشن بود که اکثریت شیعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرویدند و علاوه بر این بسیاری از شیوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفی و معاذین کثیر و صغوان جمال و یعقوب سراج نص صریح امامت حضرت امام موسی الکاظم (ع) را از امام صادق (ع) روایت کردند و بدین ترتیب امامت ایشان در نظر اکثریت شیعه مسجل گردید.

پاسدار دانشگاه جعفرى‏:
بررسى اوضاع و احوال نشان مى‏داد که هرگونه اقدام حاد و برنامه ‏اى که حکومت منصور از آغاز روى آن حساسیت نشان بدهد صلاح نیست، ازینرو امام کاظم دنباله برنامه علمى پدر را گرفت و حوزه ‏اى - ‏نه به وسعت دانشگاه جعفرى- تشکیل داد و به تربیت شاگردان بزرگ و رجال علم و فضیلت پرداخت.«

«سید بن طاووس»مى‏ نویسد: گروه زیادى از یاران و شیعیان خاص امام کاظم علیه ‏السلام -و رجال خاندان هاشمى در محضر آن حضرت گرد مى‏آمدند و سخنان گهربار و پاسخهاى آن حضرت به پرسشهاى حاضران را یادداشت‏ مى‏نمودند و هر حکمى که در مورد پیش‏آمدى صادر مى‏نمود، ضبط مى‏کردند.

امام موسى بن جعفر نه تنها از نظر علمى تمام دانشمندان و رجال علمى آن روز را تحت‏ الشعاع قرار داده بود، بلکه از نظر فضائل اخلاقى و صفات برجسته انسانى نیز زبانزد خاص و عام بود، به طورى که تمام دانشمندانى که با زندگى پرافتخار آن حضرت آشنایى دارند در برابر عظمت شخصیت اخلاقى وى سر تعظیم فرود آورده‏اند.

واقفیه و اندیشه واقفی گرى پس از امام کاظم:
جابر جعفى از اصحاب امام باقر (ع) مى‏گوید: از آن حضرت سؤال کردم، معنى این آیه‏«ان عده الشهور عندالله اثنى عشر شهرا فى کتاب الله ...» چیست؟ (تعدادماهها در کتاب خداوند از ابتداى آفرینش دوازده ماه معرفى شده است.)
حضرت آهى کشید و فرمود: مقصود خداوند از سال، جدم رسول الله (ص) است که دوازده ماه دارد.
از امیرالمؤمنین تا من و فرزندم جعفر، پسرش موسى، فرزند او على، فرزندش محمد،فرزند او على، فرزند او حسن، فرزند او مهدى. که دوازده امام و حجت‏خدا در بین‏مردم و نگهبانان وحى و علم خدایند ...
با این همه، عده‏اى که خود را شیعه‏مى‏دانند امامان را کمتر از دوازده نفر مى‏دانند که واقفیه از جمله این گروههاست‏در بیشتر موارد، منظور از واقفیه کسانى هستند که در امام کاظم (ع) توقف کردند وولایت امام‏هاى بعد از ایشان را نپذیرفتند.
واقفیه خود به دو گروه تقسیم شدند:
گروهى معتقد بودند امام موسى بن جعفر (ع) زنده و از نظرها غایب است و گروهى‏ دیگر که اعتقاد داشتند حضرت که آخرین امام بود، رحلت فرمود. به این گروه قطعیه‏مى‏گویند.
بسیارى از واقفیان مانند ابى‏نصر بزنطى با دیدن معجزات امام رضا (ع)دست از انحراف برداشتند و بقیه که بر عناد خود اصرار ورزیدند و به مصداق‏«یریدون لیطفوا نور الله بافواههم والله متم نوره‏» پس از مدتى کوتاه اثرى‏از آنان باقى نماند و تلاشهایشان تاثیرى در روند حرکت امامت نداشت. این نیز به‏سبب موضع‏گیرى فکرى و سیاسى ائمه (علیهم السلام) در برابر آنان بود. یونس بن‏یعقوب مى‏گوید: از امام رضا (ع) پرسیدم: به کسانى که گمان دارند پدر شما زنده است، زکات پرداخت کنم؟ فرمود: هرگز! آنان کافر، مشرک و فاسد هستند.
این موضع امامان شیعه سبب شد تا شیعیان ازارتباط با واقفیان خوددارى کرده، از آنان کناره ‏گیرى کنند.

امام کاظم علیه السلام و سخن گفتن به زبان فارسی :
ابوبصیر از امام موسی بن جعفر علیه السلام پرسید:"امام با چه نشانه‌هایی شناخته می‌شود؟"
فرمود:"امام راستین صفاتی دارد که اولین و مهم‌ترین آن این است که امام قبلی معرفی‌اش کرده باشد. همان گونه که رسول خدا علی بن ابیطالب علیه السلام را معرفی کرد، هر امامی نیز باید امام پس از خود را معرفی نماید. نشانه‌ی دیگر آن است که هر چه از او می‌پرسند، جواب بدهد و از هیچ چیز بی‌خبر نباشد. نشانه‌ی دیگر اینکه هرگز در دفاع از حق سکوت نکند، از حوادث آینده خبر بدهد و به همه‌ی زبان‌ها سخن بگوید."
سپس فرمود:"هم اکنون نشانه‌ای به تو می‌نمایم که قلبت مطمئن شود."
در همین حال مردی خراسانی وارد شد و شروع کرد به عربی سخن گفتن، اما امام پاسخش را به فارسی داد. مرد خراسانی گفت:" من خیال می‌کردم فارسی متوجه نمی‌شوید."
امام فرمود:"سبحان الله! اگر نتوانم جوابت را به زبان خودت بدهم، پس چه فضیلتی بر تو دارم؟" سپس فرمود:"امام کسی است که سخن هیچ فردی بر او پوشیده نیست. او کلام هر شخص و هر موجود زنده ای را می فهمد. امام با این نشانه‌ها شناخته می‌شود و اگر اینها را نداشته باشد، امام نیست." (بحار الانوار، ج 48، ص 47 از قرب الاسناد)

منبع : رویداد

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۱۶

چرا موسى بن جعفر را شهید کردند؟

یک جریان واقعاً دلسوزى مى‏نویسند که چند نفر از شیعیان امام، از ایران آمده بودند، با آن سفرهاى قدیم که با چه سختى‏اى مى‏رفتند. اینها خیلى آرزو داشتند که حالا که موفق شده‏اند بیایند تا بغداد، لااقل بتوانند از این زندانى هم یک ملاقاتى بکنند. ملاقات زندانى که نباید یک جرم محسوب شود، ولى هیچ اجازه ملاقات با زندانى را نمى‏دادند. اینها با خود گفتند: ما خواهش مى‏کنیم، شاید بپذیرند. آمدند خواهش کردند، اتفاقاً پذیرفتند و گفتند: بسیار خوب، همین امروز ما ترتیبش را مى‏دهیم، همین جا منتظر باشید. این بیچاره‏ها مطمئن که آقا را زیارت مى‏کنند، بعد برمى‏گردند به شهر خودشان [و مى‏گویند] که ما توفیق پیدا کردیم آقا را ملاقات کنیم، آقا را زیارت کردیم، از خودشان فلان مسأله را پرسیدیم و این‏جور به ما جواب داد

مجموعه مربوطه امامان و ائمه
شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰۶:۱۳

پشت میله بی کسی

مؤسسه فرهنگی عصر عج ایام شهادت امام موسی کاظم ع این امام همام را به صاحب و مولامون امام علی بن موسی الرضا و فرزند بزرگوارش امام مهدی عج و تمام شیعیان جهان تسلیت می‌گوید ویدئو زیر نیز به مناسبت این ایام سوگواری تهیه شده است امید است که تسلی دل امامان شود

مجموعه مربوطه کلیپ‌های مهدوی

یکی از اقدامات امام با وجود تحریم عمومی همکاری با حکومت ستمگر عباسی استثناءً با اشتغال مناصب مهم به وسیله رجال شایسته و پاک شیعه مخالفت نمی کرد. بلکه برای برخی خود ایشان پیشنهاد می کردند. همانند علی بن یقطین که با موافقت امام کاظم علیه السلام وزارت هارون را پذیرفت. او حتی بعدها چندین بار خواست استعفا بدهد ولی امام او را از این تصمیم منصرف کرد. 1

مجموعه مربوطه امامان و ائمه

به گزارش مرکز خبر حوزه، حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد در جمع عزاداران حسینی(ع) که در مجتمع آموزش عالی امام خمینی‌(ره) قم برگزار شد، با ذکر این مطلب که خیرات و سلام شیعیان به ائمه اطهار(ع)، بی پاسخ نمی‌ماند، اظهارداشت: حضرات معصومین(ع) عامل ترین افراد در عالم هستی به آیات قرآن هستند.
حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد، خاطرنشان کرد: بسیاری از افراد خود را عاشق و فدایی امام زمان(عج) می‌دانند ولی حاضر نیستند بخشی از مال خود را که سهم امام است، اهدا کنند؛ باید کاری کنیم که خود حضرت به دیدار ما بیایند که از این نمونه‌ها در تاریخ بسیار است.
وی به داستان شطیطه بانوی نیشابوری که یک دینار و یک تکه کرباس را به عنوان سهم امام خدمت امام موسی بن جعفر(ع) فرستاد اشاره کرد و گفت: اهالی نیشابور جعفر بن محمد بن ابراهیم را با اموال بسیاری به عنوان هدیه خدمت امام موسی کاظم‌(ع) فرستادند، امام نیز همه مال را پس فرستادند و تنها این دینار و پارچه را قبول کردند؛ حضرت سپس چهل درهم به همراه پارچه‌های کفن خویش را که پنبه آن از مزرعه حضرت زهرا(س) چیده و توسط حلیمه خاتون خواهر گرامی شان بافته شده بود را به وی دادند.
سخنران این مراسم افزود: حضرت پس از مرگ آن زن، به نیشابور آمدند و بر جنازه آن زن نماز گزاردند و از تربت خالص امام حسین(ع) بر روی کفن قرار دادند و فرمودند که من چیزی جز خوبی از این زن ندیدم.
* اصل روایت
الشَّیْخُ عِمَادُ الدِّینِ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الطُّوسِیُّ فِی ثَاقِبِ الْمَنَاقِبِ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبِی عَلِیِّ بْنِ رَاشِدٍ فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ فِی اجْتِمَاعِ الشِّیعَۀِ بِنَیْسَابُورَ وَ بَعْثِهِمْ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ إِلَى الْمَدِینَۀِ مَعَ أَمْوَالٍ کَثِیرَۀٍ وَ فِیهَا هَدِیَّۀٌ لِامْرَأَۀٍ یُقَالُ لَهَا شَطِیطَۀُ وَ رَدِّ الْکَاظِمِ‌(ع) الْأَمْوَالَ إِلَّا مَا بَعَثَتْهُ شَطِیطَۀُ وَ إِخْبَارِهِ الرَّسُولَ بِمَوْتِ شَطِیطَۀَ بَعْدَ تِسْعَ عَشْرَۀَ لَیْلَۀً مِنْ یَوْمِ وُرُودِهِ وَ أَنَّهُ ع یَحْضُرُ جِنَازَتَهَا إِلَى أَنْ قَالَ فَمَاتَتْ رَحْمَۀُ اللَّهِ عَلَیْهَا فَتَزَاحَمَتِ الشِّیعَۀُ عَلَى الصَّلَاۀِ عَلَیْهَا فَرَأَیْتُ أَبَا الْحَسَنِ‌(ع) عَلَى نَجِیبٍ فَنَزَلَ عَنْهُ وَ هُوَ آخِذٌ بِخِطَامِهِ وَ وَقَفَ یُصَلِّی عَلَیْهَا مَعَ الْقَوْمِ وَ حَضَرَ نُزُولَهَا إِلَى قَبْرِهَا وَ شَهِدَهَا وَ طَرَحَ فِی قَبْرِهَا مِنْ تُرَابِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ‌(ع)
* ترجمه:
مردم نیشابور جعفر بن محمد بن ابراهیم را با اموال بسیاری به سوی مدینه فرستادند که در میان آن هدایا، هدیه بانویی به نام شطیطه بود، امام کاظم (ع) همه اموال را رد کردند و فقط مالی که شطیطه فرستاده بود پذیرفتند و به فرستاده مردم نیشابور گفتند؛ که شطیطه 19 روز دیگر بعد از ورود تو به نیشابور زنده خواهد بود و حضرت فرمودند که در تشییع جنازه او حاضر خواهد شد. بعد از مرگ شطیطه مردم شیعه برای نماز خواندن او سبقت می‌گرفتند، راوی می‌گوید؛ در این حال امام موسی کاظم‌(ع) را دیدم که بر شتری سوار بود سپس پیاده شدند و همراه آن قوم نماز را خواندند و هنگام وارد کردن او به قبرش حضور داشتند و در قبر وی مقداری از تربت امام حسین‌(ع) قرار دادند.
(مستدرک‏الوسائل ج : 2 ص : 216)

وی با اشاره به آزادی کنیز حضرت امام حسن(ع) به وسیله اهدای یک شاخه گل به حضرت، عنوان کرد: حضرت در این ماجرا و جنبه‌های فراوان زندگی پربار خویش بر این نکته اصرار می‌ورزیدند که هم و غم اهل بیت(ع) به دوست داران و شیعیانشان بسیار بیشتر از آنها به ایشان است.
سخنران محفل عزای امام حسین(ع) تصریح کرد: شرط قبولی اعمال و احسان ما در راه خدا و ائمه(ع)، اخلاص و نیت پاک است زیرا در طول تاریخ انسان‌های بسیاری بوده اند که با شعار نیکی در راه خدا به شهرت رسیدند ولی بهره ای از ایمان گفتاری خود نبردند. وقتی در عزاداری‌ها، رقابت هیاتی شکل گرفت، از اخلاص در عمل دور می‌شویم و باید در این شیوه رفتاری خود تجدید نظر کنیم.
حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد، با ذکر روایتی از امام حسین(ع) در خصوص ویژگی‌های دوستدارانشان اظهارداشت: حضرت در روایتی فرمودند که دو عده ادعای دوستی ما را مطرح می‌کنند؛ عده ای که ما را برای خود و دنیا می‌خواهند و عده دیگری که دنیا را برای ما، و این دو گروه تفاوت‌های بسیاری باهم دارند.
وی گفت: ملاک اصلی حب اهل بیت(ع)، اخلاص است که اگر کسی داشت می‌تواند بر این ادعا، ببالد واگر در رفتار و کردار کسی متجلی نبود، باید بداند که هیچ کدام از اعمال، سود معنوی برای وی نخواهد داشت.
سخنران این محفل عزا، یکی از آسیب‌های اصلی مجالس عزاداری امام حسین(ع) را، رقابت‌های مادی و خودپسندانه خواند و تصریح کرد: وقتی در عزاداری‌ها، رقابت هیاتی شکل گرفت، از اخلاص در عمل دور می‌شویم و باید در این شیوه رفتاری خود تجدید نظر کنیم.
وی افزود: خداوند به واسطه اینکه امام حسین(ع) تا عصر عاشورا از همه وجود خود برای خدا گذشت، بالاترین مقامات را به حضرت داده است، تا آنجا ذکر کرده اند که خداوند بهشت را از نور حضرت خلق کرده است.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۲۶

چرا فرزندان امام کاظم (ع) به ایران آمدند؟

به گزارش مرکز خبر حوزه، حجت الاسلام و المسلمین صفایی بوشهری، در میزگرد علمی «بررسی فلسفه مهاجرت فرزندان موسی بن جعفر (ع) به ویژه امام رضا‌(ع) و حضرت معصومه‌(س) به ایران» که در شبستان نجمه‌خاتون حرم مطهر حضرت معصومه (س) برگزار شد، طی سخنانی اظهارداشت: حرکت خاندان حضرت موسی بن جعفر(ع) در راستای بیداری اسلامی بود که با هجرت فرزندان ایشان آغاز شد، این بزرگواران در هر موقعیتی که قرار می گرفتند همچون خورشیدی فروزان مشعلی برای حرکت ها و بیداری های اسلامی می شدند.

وی با اشاره به دوران زندگی امام رضا‌(ع) افزود: در آن دوران نهضت‌های اسلامی به مرکزیت مدینه که امام رضا (ع) در آنجا حضور داشتند، شروع شده بود و تعداد آنها بالغ بر 60 نهضت ذکر شده است، لذا مامون از این مسئله احساس خطر نموده و امام ‌(ع) را به مرو فراخواند، اما این‌که از میان مرو و بغداد ، مرو را برگزید این بود که می خواست کنترل بیشتری بر حرکت های سیاسی، علمی و اجتماعی این امام همام داشته باشد.

نماینده ولی فقیه در بوشهر که در حرم مطهر حضرت معصومه‌(س) سخن می‌گفت، ادامه داد: امام رضا‌(ع) از این حرکت سیاسی عباسیان، یک هجرت آسمانی و تحول عظیم اسلامی ساخت، ایشان ابتدا در مدینه با خداحافظی از مرقد پیامبر(ص) نشان دادند که این مهاجرت اجباری بوده و آخرین دیدار است، لذا در این مسیر، از هر فرصتی بهترین بهره های سیاسی و اجتماعی را بردند.

وی بیان داشت: امام رضا‌(ع) طی دوسالی که در مرو بودند، حرکت بزرگی انجام دادند؛ به طوری‌که این حرکت مکمل جریان کربلا بود و مکتب تشیع با آن جهانی شد؛ البته در این زمینه، حضرت معصومه‌(س) نیز نقش فراوانی داشتند.

*درخشش قم اتفاقی نیست

حجت الاسلام والمسلمین صفایی بوشهری تصریح کرد: حضرت معصومه‌(س) با آمدنشان به قم، آن‌را به پایگاه اخلاق و اجتهاد و ارائه فرهنگ اهل‌بیت‌(ع) و کوه استوار دفاع از مکتب رسول خدا تبدیل نمودند و اگر امروز قم این چنین می درخشد یک امر اتفاقی نیست، بلکه اساس حوزه های علمیه، کریمه اهل بیت‌(س) هستند.

وی تاکید کرد: امروز حوزه علمیه قم و دیگر حوزه های علمیه تشیع هرچه دارند، سرچشمه فیضش از زمزم زلال دعای کریمه اهل‌بیت‌(س) است؛ قم هر چه دارد در پرتوی عنایات این بانوی بزرگوار بوده و خداوند معصومه ای از تبار کوثر آل محمد (ص) در این شهر قرار داد که تجلی حضرت زهرا (س) و تجلی بخش مکتب اهل بیت (ع) باشد.

*قم؛ کوه دفاع مقدس فرهنگی

امام جمعه بوشهر ادامه داد: امروز از جوار حرم مطهر حضرت معصومه (س) اسلام به جهان عرضه می شود، به طوری‌که قم و حوزه علمیه آن به کوه دفاع مقدس فرهنگی تبدیل شده است.

وی بیان داشت: این بانوی بزرگوار با آمدنشان به قم، ایرانیان را با عظمت و برکت اهل بیت(ع) آشنا کردند و موجب گسترش موقوفات و خیرات مردمی شدند و تحولی در آثار هنری ایجاد و هنر را در ایران متحول ساختند.

حجت الاسلام والمسلمین صفایی بوشهری در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: حرکت حضرت معصومه‌(س) به ایران، صرفا حرکتی عاطفی برای دیدار با برادرشان نبود، بلکه حرکتی ولایت مدارانه بود؛ آن حضرت آمدند تا از دین، ولایت و امامت دفاع کنند؛ چون در کنار امام بودن و حمایت از ایشان یک وظیفه است.

*قم به شهر آسایش معروف بود

در ادامه این میزگرد،‌ حجت الاسلام والمسلمین انصاری قمی، یکی از فضلاء و محققین و پژوهشگران حوزوی طی سخنانی اظهارداشت: قم از وقتی که اشعریون به این شهر آمدند مرکز تشیع تبدیل شد و این شهر در میان شیعیان به خاک فرج معروف شده بود، چون شیعیانی که به این شهر می رسیدند از اذیت و آزار عباسیان و حاکمان جور به دور بودند و گویا به فرج و آسایش می رسیدند.

وی یادآور شد: اشعریون در سال 94 هجری وارد قم شده و در سه روستای کمیزان، جمکران و ابرستجان ماندگار شدند و به تدریج اکثر اشعریون کوفه و نجف نیز به این شهر مهاجرت کرده و این شهر به تدریج مرکز علم و اجتهاد شیعیان شد.

این محقق و پژوهشگر حوزوی با اشاره به این‌که تاریخ ورود حضرت معصومه (س) به قم به سال 201 هجری قمری بر می گردد، تصریح کرد: در این زمان قم شهری بزرگ و با جمعیتی شیعه بود، ولی حضرت تنها به دلیل این‌که مردم اینجا شیعه بودند، به این شهر نیامدند؛ چون شهر آوه نیز مردمی شیعه داشت و در مسیر حرکت حضرت، نزدیک تر از قم بود.

حجت الاسلام والمسلمین انصاری قمی در پایان تصریح کرد: قم نه تنها شهری شیعی بود، بلکه مرکز علمی و اجتهادی تشیع محسوب می شد و حضرت معصومه (س) به این مسئله توجه خاصی داشتند.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
سه شنبه ۰۷ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۵۵

«فدک» و ماجرای ادعای آن توسط امام کاظم‌(ع)

به گزارش فارس، «اصغر منتظر القائم» نویسنده کتاب «تاریخ امامت»اظهار داشت: امام کاظم (ع) در دوران خلفای عباسی دوران سختی را گذراندند در این دوره علیرغم فشارها و سختی‌هایی که وجود داشت حضرت موسی‌بن جعفر (ع) توانستند جامعه شیعی آن روز را رهبری و یاران زیادی را پرورش دهند، البته حوزه پر رونقی که در زمان پدر ایشان وجود داشت به دلیل مهاجرت مردم از مدینه به بغداد دیگر وجود نداشت.
این استاد دانشگاه عنوان کرد: آنچه که مسلم است امام کاظم (ع) با تربیت 274 نفر از شاگردانشان نهضت تشیع را رهبری و پیش می‌بردند لذا شاگردان این امام همام نیز آثار زیادی را به رشته تحریر در آوردند که از آن جمله می‌توان به «یونس‌بن عبدالرحمن» را نام برد که این شخصیت از نظر دینی و علمی آنقدر قوی بود که امام کاظم (ع) درباره وی فرمودند نشانه‌های دین را از از یونس بگیرید.
وی در ادامه با اشاره به اینکه برخی از ائمه هدی (ع) درباره یونس‌بن عبدالرحمن احادیثی را نقل کرده‌اند، ابراز داشت: امام رضا (ع) نیز درباره شخصیت یونس بن عبدالرحمن فرموده‌‌اند که یونس، سلمان زمانش بود و امام هادی (ع) درباره یکی از کتاب‌های وی بیان داشته‌اند: این کتاب براساس دین من و دین پدران من نوشته شده که تمام مطالب آن مطالب برحقی است و بدین ترتیب برای یونس‌بن عبدالرحمن 35 اثر ذکر کرده‌اند.
نویسنده کتاب تاریخ امامت خاطرنشان کرد: آنچه که تاریخ به ما نشان می‌دهد این است با وجود همه مخالفت‌ها و مشکلاتی که برای امام کاظم (ع) وجود داشت و ساعات پایانی عمر گرانقدر خویش را از سال 179 در زندان به سر برده و حدود 4 سال را در حبس بودند و علیرغم اینکه رژیم ستمگر بر جامعه حاکم بود اما امام (ع) داعیه خلافت و بر حقانیت بودن خویش را نیز داشتند و ادعای هارون‌الرشید را برای خلافت باطل می‌دانستند.
وی در ادامه به یکی از موارد داعیه‌دار خلافت بودن حضرت موسی‌بن جعفر (ع) اشاره کرد و افزود: روزی هارون‌الرشید خطاب به امام کاظم (ع) گفت: «مقدار فدک را برای ما مشخص کن تا من آنرا به شما بازگردانم. او فکر می‌کرد امام با یک قطعه زمین دنیوی راضی شده و سکوت خواهند کرد اما امام کاظم (ع) فرمودند: این میراث ما (فدک) و میراث جد ماست که مرزهای آن از سمرقند، افریقیه، ارمنستان و یمن است. ناگهان رنگ از رخسار هارون پرید و گفت: این که تمام خلافت ماست حضرت فرمود: بله این میراث پیامبر اسلام است و به تو گفته بودم که اگر من مرزهای فدک را مشخص کنم تو آن را به ما نخواهی داد.
منتظر القائم بیان داشت: این مسئله نشانگر آن است که فدک، تنها یک زمین نبود بلکه میراث پیامبر و حقانیت ائمه اطهار (ع) بود و این ادعای خلافتی است که امام کاظم‌(ع) بر جهان اسلام آن روز عرضه داشتند، و پس این ملاقات بود که هارون الرشید تصمیم به قتل امام (ع) گرفت.
وی در خصوص برنامه مهندسی ـ فرهنگی امام کاظم‌(ع) تصریح کرد: امام موسی‌بن‌ جعفر‌(ع) در راه اثبات حقانیت خویش با استدلال و معرفت عمیق در مقابل دشمنان استدلال می‌کردند که اگر شیعیان، امام کاظم (ع) را بخواهند به عنوان الگویی برای خود قرار دهند باید نسبت به مقام شامخ آن حضرت معرفت‌های لازم را کسب کرده و از حقانیت ایشان دفاع کنند.
دانشیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان یکی از نکات دیگری که در راهبرد و مهندسی فرهنگی امام موسی‌بن جعفر (ع) مورد توجه است این بود که ایشان بهترین وسیله تقرب به خدا را پس از کسب معرفت را نماز می‌دانستند.
وی همچنین گفت: امام کاظم (ع) همواره به همنشینی با اهل دین توصیه می‌کردند و لازم است که ما نسبت به همنشینان خود توجه داشته و با کسانی که اهل دین و درد دین دارند، نشست و برخاست کنیم زیرا شرف دنیا و آخرت ما به آن بستگی دارد، عقل و سپاه عقل را نیز باید خوب شناخت تا از رهیافتگان به حقیقت باشیم.
وی با اشاره به روایتی در صفحه 455 کتاب «تحف العقول» ابراز داشت: حضرت می‌فرمایند اگر شما می‌خواهید مقرب درگاه الهی شده و راه درست را بیابید باید صفات رذیله را از خود دور کرده و به صفات پسندیده متخلق شوید و در همین جا بیان می‌کنند که خداوند متعال می‌فرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ما انسان را نیافریدیم مگر برای پرستش و عبودیت). این عبودیت با این برنامه امام موسی کاظم (ع) حاصل خواهد شد.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
دوشنبه ۰۶ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۱۰

راهبی که دنبال اسم اعظم می‌گشت

بعد از آن راهب گفت : مرا از هشت حرفى که از آسمان نازل شده خبر ده که چهار حرف آن در زمین ظاهر گشت و چهار حرف دیگر در هوا باقى ماند، آن چهار حرفى که در هواست بر چه کسى نازل مى شود و چه کسى آنها را تفسیر خواهد کرد؟
فرمود: خداوند آنها را بر قائم ما علیه السلام نازل خواهد کرد و او آن را تفسیر خواهد فرمود و چیزى را که بر صدیقان و رسولان و هدایت شوندگان نازل نفرموده است بر او نازل خواهد فرمود.

مجموعه مربوطه امامان و ائمه
يكشنبه ۰۵ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۰

ویژه شهادت امام موسی کاظم (ع)

کلیپ عربی در مورد شهادت امام موسی کاظم (ع)

دانلود :  کلیپ شهادت امام موسی کاظم

مجموعه مربوطه تلفن همراه
5
بعدی
انتها
صفحه 5 از 5