معارف اسلامی

در ادوار مختلف تاریخ بشری، یکی از مؤلفه های مهم حیات اجتماعی انسان ها دین بوده است. کمتر جامعه ای را سراغ داریم که «دین»، با اشکال و تعاریف مختلف در هویت فردی و اجتماعی آن، سهم وافری نداشته باشد. تشکیک در ضرورت دینداری در حیات اجتماعی، به دوران جدید تعلق داشته و بیشتر، دانشمندان قرن نوزدهم، جامه تئوریک به آن پوشانده اند.

عزاداری که برای امام حسین می‌گرید اما به فکر یاری حسین زمان خود نیست، عزادار حقیقی نیست. امروز همه ما حسینی داریم که تنها و آواره، فریاد هل من ناصر سر می‌دهد، امروز همان کربلاست و عصر ما همان عاشورا؛ کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.

قومی از بنی‌اسرائیل گرفتار قحطی شده و هرچه دعا می‌كردند، مستجاب نمی‌شد. خداوند به پيامبر آنها وحی فرستاد كه به اين مردم بگو: «شما با بدن‌های نجس به سوی من می‌آیيد و دست‌ها را كه به خون ديگران و برداشتن حقّ الناس آلوده است، به طرف من بلند می‌كنيد و شكم‌هايتان از حرام پر شده است. به همين سبب، من نسبت به شما خشمگين هستم.»

زیارت «آل‌یس» اوج ولایت‌پذیری است، در این زیارت به زیبایی بیان می‌شود ملاک خوشبختی اطاعت از اهل بیت است و خوشبخت‌‌ترین انسان‌ها در دنیا، برزخ و قیامت کسانی هستند که که مطیع اهل بیت باشند و به هر مقدار که مخالفت کند، بیچاره می‌شود.

آیت‌الله جوادی آملی می‌گوید: کار شیطان این نیست که شما را بکُشد یا مالتان را بگیرد، او از شما جان و مال نمی‌خواهد، بلکه فقط دو چیز می‌خواهد: دین و آبرو! شیطان تا انسان را بی‌دین و بی‌آبرو نکند، دست‌بردار نخواهد بود.

حضرت‌ آیت‌الله وحید خراسانی آیات «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا» را دلیلی بر امامت ذکر کرد و گفت: این آیات تنزیلش شمس و قمر و تأویلش آن شمس و قمر(پیامبر و حضرت علی) است.

هم چاه و هم مردم می‌شنوند. جمعی که حاضرند، سینه‌هایشان بی‌تاب از شنیدن است و نگاهشان دوخته به دهان عبدالله بن عبّاس.
انگار از دهان ابن‌عبّاس، دُرّ و گوهر می‌ریزد و جمع، همانند صیّادان مروارید، غوطه‌ور در دریای سخنان او، چشم به مرواریدهای کلامش دارند. عبدالله‌بن عبّاس نیز با شور و شوقی که مردم کمتر از او دیده‌اند، کنار چاه «زمزم» ایستاده است و حرف به حرف، کلمه به کلمه و جمله به جمله، شنیده‌های خود را از پیامبر خدا(ص) نقل  می‌کند.

خواندن خداوند متعال با خواندن غیر او، تفاوت جوهری دارد و تا حال انقطاع به انسان دست ندهد، در واقع خدا را نمی‏خواند. حال انقطاع همان حالی است كه از آن، تعبیر به خالی كردن دل از غیر خدا شده است؛ چنان‌كه در حدیث بالا گذشت، وقتی از پیامبرخدا(ص) درباره اسم اعظم سؤال كردند، ایشان به فراغت دل از غیر خدا و توجّه كامل به مقام ربوبی اشاره فرمودند.

هر گاه فردی از شما خواست دعایش مستجاب شود، درآمدش را پاك گرداند و از زیر بار حقوق مردم بیرون برود. دعای بنده‏ای كه در شكمش حرام باشد، یا حقّ یكی از خلق خدا به گردنش باشد، به درگاه خداوند بالا نمی‏رود.»

عضو هیأت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) گفت: نباید هر حادثه‌ای را به سِحر نسبت دهیم، ضمناً در امور سحر هم نباید به هر کسی مراجعه کنیم، احیاناً اگر برای کسی هم سِحری پیدا شد، در روایات اسلامی راهکارهایی برای رفع آن توصیه شده است.

10
صفحه 10 از 35