معارف اسلامی

از امام كاظم(ع) نقل شده است كه آن حضرت به واسطه پدران گرامی‌اشان، روایت طولانی‌ای را از  امام حسین(ع) روایت كردند كه فرمودند:
روزی یكی از علمای یهودی اهل «شام»، كه كتب آسمانی «تورات» و «انجیل» و «زبور» و «صحف پیامبران(ع)» را خوانده و بر دلایل و براهین همه آنها واقف و آگاه بود، به مجلسی وارد شد كه در آن گروهی از اصحاب رسول خدا(ص)، حضرت امیرمؤمنان علی بن ابی‌طالب(ع)، ابن‌عبّاس و ابن‌مسعود و أبومعبد الجهنیّ حضور داشتند.

کمتر سوره ای در فضیلت، مانند سوره ی یاسین است. در فضیلتش همین بس که گفته اند: اِنّ لِکلِّ شیءٍ قلباً القرآنِ سورةُ یاسین: هر چیزی قلبی دارد و قلب قرآن سوره ی یاسین است.1

آخوند ملّاعلی همدانی می‌گوید: من در «تهران» نزد مرحوم هیدجی فلسفه می‌خواندم. در حجره ایشان بودم که سرتیپ عبدالرزّاق خان بُغایری، مهندس معروف (1372 ق.) وارد شد. او از مریدهای هیدجی بود که به «مکّه» مشرّف شده بود. به همین دلیل به حجره هیدجی آمده بود؛ چون هیدجی جایی به جز منزل وصیّ خود حاج سیّدحسین آبگوشتی نمی‌رفت،

«بار خدایا! ... كمی ما را بدو زیاد كن و خواری ما را بدو عزّت بخش و نداری ما را بدو توانگری ده، بدهی ما را به وسیله او بپرداز و فقر ما را بدو جبران كن و شكاف و تفرقه ما را بدو برطرف كن و سختی ما را بدو آسان كن و چهره‌های ما را بدو سفید گردان و گرفتاران ما را بدو رها كن و خواسته‌های ما را بدو روا كن و وعده‌های ما را بدو تحقّق بخش و دعای ما را بدو مستجاب كن و خواهش‌های ما را به وسیله او عطا كن و به وسیله او ما را به آروزهای دنیا و آخرت برسان و به وسیله او، بیش از آنچه ما خواهانیم به ما بده، ای بهترین درخواست شدگان و گشاده دست‌ترین عطا كنندگان! سینه‌های ما را با ظهورش شفا بخش و به وسیله او عقده دل‌های ما را بر طرف كن و ما را بدو، بدان حقّی كه مورد اختلاف است، به اذن خود، راهنمایی كن كه به راستی، تو هر كه را بخواهی به راه راست هدایت می‌فرمایی و به دست او ما را بر دشمنانت و دشمنانمان نصرت ده، ای معبود بر حق! آمین.»

توسّل به اهل‌بیت(ع)، یکی از موانع سقوط و نیز یکی از عوامل رستگاری انسان به شمار می‌رود و عاقبت آدمی را ختم به خیر می‌کند. همچنین توسّل، آثار و برکات فراوان دیگری نیز دارد که شرح آن در این مجال نمی‌گنجد.

از منظر آیات، چون انسان از اسرار غیب آگاهی ندارد و حکمت خیلی از حوادث را نمی‌داند، خیر و شرّ آنها را تشخیص نمی‌دهد؛‌ زیرا برخی چیزها را که به مصلحتش نیست،‌ به شدّت می‌طلبد و چیزهایی را که به صلاح اوست، از خود دور می‌کند و دوست ندارد.

فکرم مشغول به دو تشیع عینیت یافته در فاصله ای کمتر از ده روز بود...
چطور میشود همان زمان که عراقی ها همه پس انداز سالشان را و حتی فرش زیرپایشان را می فروشند تا در استقبال از زائران حسینی مدل جدیدی از یک "اقتصاد صلواتی جمع محور" ارائه دهند در کشوری با درصد تشیع بیشتر،بازار سیاه صدور ویزا و افزایش دویست و پنجاه درصدی رسمی و دولتی(نه بازار سیاهی و غیررسمی) بلیط اتوبوس به سمت مرزها یک مدل از "اقتصاد لیبرالی و مطلقا فردگرا" را تحت لوای دین و حاکمیت آن تثبیت می کند...

زمانی که در «نجف اشرف» و نزد شیخ انصاری به تحصیل مشغول بودم، شبی شیطان را در خواب دیدم که طناب‌های متعدّدی در دست داشت. پرسیدم: این بندها برای چیست؟ پاسخ داد:  اینها را به گردن مردم می‌اندازم و آنها را به سمت خویش می‌کشم و به دام می‌اندازم، روز گذشته، یکی از طناب‌های محکم را به گردن شیخ مرتضی انصاری انداختم و او را از اتاقش تا وسط کوچه کشیدم؛ ولی افسوس که به‌رغم زحمات زیادم، شیخ از قید رها شد و برگشت.

آخوند ملّاعلی همدانی می‌گوید: من در «تهران» نزد مرحوم هیدجی فلسفه می‌خواندم. در حجره ایشان بودم که سرتیپ عبدالرزّاق خان بُغایری، مهندس معروف (1372 ق.) وارد شد. او از مریدهای هیدجی بود که به «مکّه» مشرّف شده بود. به همین دلیل به حجره هیدجی آمده بود؛ چون هیدجی جایی به جز منزل وصیّ خود حاج سیّدحسین آبگوشتی نمی‌رفت،

در نوشتار پیشین، به صورت مبسوط شرح دادیم که گل‌واژه ناحیه مقدّسه، در طول قرون و اعصار برای حضرت بقیّه‌الله(عج) عَلَم به غلبه شده است؛ ولی بدون تردید این واژه به آن حضرت اختصاص ندارد؛ بلکه شیعیان از امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) نیز به ناحیه مقدّسه تعبیر می‌کردند. در مقاله پیشین با دلایل محکم آن را اثبات کردیم.

7
صفحه 7 از 35