معارف اسلامی

گاهی اوقات دیده می‌‌شود فردی مهندس، دکتر یا پروفسوراست؛ امّا بدبخت است. احساس خوشبختی نمی‌کند و کافی است او را از پست فعلی‌اش جابه‌جا کنند، افسرده و پژمرده می‌‌شود بیشتر بیماری‌های روانی برای تحصیل کرده‌ها و ثروتمندان است؛ زیرا انسان خود را نمی‌شناسد. شناختی که هیچ شناخت دیگری نمی‌تواند به جای او به انسان کمک کند. وقتی انسان خود را شناخت و باورکرد و قیمت حقیقی خود را دانست به آرامش، شادی و خوشبختی در دنیا و نظام ابدیش نائل شده است.

 

امام صادق(ع) در سفارش‏هاى خود به عبدالله بن جندب پس از هشدارشیعیان به دام‏هاى شیطان، ویژگى‏هاى برجسته دوستان حقیقى خود رابر مى‏شمرد و سپس خصلت‏هاى دیگر شیعیان را بیان مى‏کند. دو ویژگى‏ ممتاز شیعیان از نگاه امام صادق(ع) عبارت است از:

 

همانا دنیا خود را به نشناختن زده (گویی که اصلا شما را نمی‌شناسد)، و پشت کرده، بار سفر بسته و خداحافظی نموده و آخرت (به سوی ما) کوچ می‌کند، می‌آید، نزدیک رسیده و اعلام ورود می‌کند.
آگاه باشید که هنگام آماده شدن، امروز است و مسابقه، فردای قیامت خواهد بود، خط پایان بهشت است و آنکه بدان نرسد در دوزخ خواهد بود.

آن شب قدر است که در آن گروه‌های به حج رونده، طاعات یا معاصی، با زندگانی یا ممات نوشته می‌شود و خداوند در آن شب و روز، آنچه را می‌خواهد واقع می‌کند، سپس آنها را به صاحب زمین القا می‌نماید.
ابن حارث به آن حضرت(ع) عرض کرد: صاحب زمین کیست؟

از ائمه معصومین نقل است که در شب بیست و سوم ماه رمضان و در طول آن ماه مبارک ، در هر حالى (نشسته و ایستاده ) و هر زمانى پس از ذکر و یاد خداى تعالى و درود فرستادن بر محمد و آل او (علیهم السلام ) این دعا را بخوان :

 

همۀ‌ سخنان پیشوایان دین راهگشا، پندآموز و روح‌افزا هستند و آدمی را در رسیدن به سر منزل مقصود یاری می‌دهند؛ ولی برخی از این سخنان حوزۀ‌ تأثیرگذاری گسترده‌تری دارند و چون چراغی فروزنده، همۀ‌ گسترۀ راهی را که انسان در مسیر کمال در پیش رو دارد، روشن می‌سازند. ما از این احادیث با عنوان احادیث راهبردی تعبیر و از این پس در هر قسمت یکی از آنها را بررسی می‌کنیم.

 

«همسایگان سه قسمند؛ همسایه‌ای که سه حق دارد: حقّ همسایگی، حقّ اسلام و حقّ خویشاوندی؛  و همسایه‌ای که دو حق دارد: حقّ اسلام و حقّ همسایگی و همسایه‌ای که یک حق دارد و آن کافری است که فقط حقّ همسایگی دارد و بس».

سپس امام صادق علیه السلام فقط یکی از کیسه ها را برداشت و فرمود: این اصل سرمایه ای که به تو دادم و من هیچ نیازی به این سودی که تو اینگونه به دست آورده ای ندارم. آنگاه امام علیه السلام برای بیان حقیقت کار و تربیت همه تجار و بازرگانان خُرد و کلان، جمله ای کلیدی به مصادف فرمودند که «یَا مُصَادِفُ مُجَادَلَۀُ السُّیُوفِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْحَلَالِ»(5) ؛ مصادف! بدان که کسب حلال از جنگ تن به تن هم سخت تر است.

آیا تا به حال این سؤال برایتان مطرح شده است که به چه دلیل نمرود و فرعون پیش از ولادت ابراهیم(ع) و موسی(ع) از ولادت این رسولان الهی باخبر بوده و کمر همّت به قتل ایشان بسته بودند؟ آیا این ماجرا جز با حمایت جبهۀ شیطانی و جز با القاء، وسوسه و ... آنان و استفاده از علوم ماورایی بوده است؟ اگر چنین است، پس ولادت سلیمان(ع) و تحقیر و تذلیل شیاطین نیز موضوعی عیان برای جبهۀ شیطانی بوده است و قتل سلیمان(ع) نیز موضوعی جدّی برای ایشان! و عدم تعلیم سحر به مردم در زمان داوود(ع) و پیش از آن، جهت قتل داوود(ع) و سلیمان(ع)، خود دلیلی بر مادّی نبودن شیاطین جهت تحقّق آرزویشان پیش از مقطع مادّی شدنشان در زمان سلیمان(ع) است.

نامۀ امام علی(ع) به مالک اشتر، منشور حکومت‌داری اسلامی است که متأسّفانه تاکنون مورد تحلیل و کندوکاو دقیق و در شأن جهان تشیّع قرار نگرفته است. نویسندۀ این مقاله را به نُه مؤلّفه در اخلاق سیاسی امیرمؤمنان(ع) می‌رساند. این مؤلّفه‌ها تا حدودی اخلاقی کردن سیاست در شیوۀ حکومتی امام(ع) را تبیین می‌کند.

32
صفحه 32 از 35