امام حسین (ع) و عاشورا

در طول سی و چندسالی که از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد نعمت‌های مختلفی مورد غفلت و کم لطفی ما بوده و بیش از همه را باید نعمت امنیّت دانست. همین غفلت است که باعث شده نعمت امنیّت را به غلط، بهانه‌ای برای اهمال و کوتاهی‌های خودمان قرار بدهیم و از انجام وظایفمان سر باز بزنیم. «سایت مشرق»، روز تاسوعای سال جاری، گفت‌وگویی عجیب درباره «شهیدی که سینه‌زنی اباعبدالله را در لس‌آنجلس به راه انداخت و زبانش را در آمریکا بریدند» منتشر کرد.

به قدرت رسيدن معاويه در شام توسط خلفاء و تمرد او از حكومت علوي باعث به وجود آمدن بسياري از بدعتها ودوري شديد جامعه از اسلام اصيل شده بود.
به فرموده سيدالشهدا سلام الله عليه دليل اصلي قيام ايشان در برابر حكومت يزيد لعنت الله عليه احيا دين جدشان رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم بود. و اين بدان معنا است كه امام عليه السلام اگر چنين كاري را نمي كرد شريعت محمدي به كلي نابود مي شد.

در شماره گذشته که با عنوان ویژه نامه خیمه خورشید سوخت ( امکان مشاهده شماره قبلی از اینجا فراهم است ) ، بحثی درباره عزاداری و مراتب آن تقدیم کردیم. در این شماره نیز به تفصیل بیشتری درباره شخصیّت عزادار حقیقی و خصوصیت عزاداری حقیقی می‌پردازیم:

كسانی بر ما تاختند كه پنجه‌هایشان بر قبضه شمشیرها بود. آنان همچون شیران خشمگین، بر سواران ما تاختند و آنها را در چپ و راست، تار و مار كردند و خود را در كام مرگ افكندند.
یاران امام حسین(ع) بعد از شهادت ایشان نیز جلوه‌هایی از شجاعت را به نمایش گذاشتند. اهل بیت امام(ع)، به رغم آنكه اسیر بودند، زانوی غم در بغل نگرفته و در برابر دشمن تسلیم نشدند.

قضاوت در باره شخصیت و فضایل ایمانی و اخلاقی محمد بن حنفی -با توجه به تحریفاتی که در طول تاریخ در باره شخصیت و جایگاه این مرد بزرگ صورت گرفته جدا سخت است. اما با کنکاش و جست و جو از لابلای شواهد و قراین پراکنده در منابع تاریخی می توان گوشه هایی از ابعاد تاریخ زندگی او را باز کاوی نمود. از جمله چیزهایی که در باره این فرزند امام علی (علیه السلام) به صورت خلاصه می توان گفت؛ این است که وی انسان بسیار وارسته؛ مورد عنایت و علاقه امام علی و حسنین (علیه السلام) بود؛ به امامت آن بزرگواران اعتقاد داشت؛ وی نه تنها هیچ گونه ادعای امامت نداشت، بلکه همچون سربازی فداکار در خدمت امام علی و امام حسن و حسین (علیه السلام) بود.

وی در واقع می‌خواست بگوید که دیدی خدا چه بلایی به سرتان آورد؟ زینب(س) با آرامشی که از صبر و رضای قلبی او حکایت داشت، بی‌درنگ فرمود: ما رأیت الّا جمیلا؛ جز زیبایی ندیدم.1
ابن‌زیاد از پاسخ کوبنده این شیر زن که در ظاهر، اسیر او بود و از این همه صبر و استقامت و تسلیم وی در برابر مصیبت‌ها متعجّب می‌شود و از پاسخ دادن به او در می‌ماند.

یکی از مهم‌ترین راه‌های مبارزه با تحریف و دروغ‌پردازی در بیان واقعة کربلا، تبیین و تحلیل صحیح و فنّی این حادثه است و تنها در صورت روشن شدن مرز بین دروغ و واقعیت است که بحث‌های آموزندة اخلاقی و تربیتیِ آن، معنا پیدا می‌کند. بررسی دقیق این مسئله، مستلزم ارائة نگرشی صحیح از مدّت اقامت آل‌الله(ع) در «کوفه» و «شام»، ترسیم مسیر حرکت از کوفه به شام و از آنجا به «مدینه»، زمان و چگونگی دفن سر مقدّس سیّدالشّهدا(ع)، تعیین تاریخ و چگونگی زیارت شهدای «کربلا» توسط جابربن عبدالله انصاری و ... است.

چرا سیّدالشّهدا(ع) تنها شد؟ برخی فکر می‌کردند می‌شود مسلمان بود؛ ولو زیر چتر ابن‌زیاد!
در زیارت عاشورا، به امام حسین(ع) این‌گونه خطاب می‌کنیم: «و الوتر الموتور». وتر به معنای «تنها و یکتا»، و موتور، به معنای «تنها شده» است. یک احتمال درباره این معنا، یگانگی، منحصر به فرد بودن و بی‌بدیل بودن حضرت است. احتمال دیگر این است که حضرت تنهاست و در این تنهایی، «موتور» است؛ یعنی حضرت با نقشه و برنامه‌ریزی، تنها شده است؛ به خصوص اگر توجّه داشته باشیم که درگیری سیّدالشّهدا(ع) مخفیانه نبود که مسلمانان از آن بی‌خبر باشند. یزید بعد از مرگ معاویه به استاندار «مدینه» نامه نوشت که باید از حسین بیعت بگیری و الاّ او را بکش و سرش را بفرست.

خطبه تاریخی حضرت سجّاد(ع) در مسجد شام
پس از گذشت مراسم غم‌باری که در «کاخ یزید» برگزار شد و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) با برخوردهای سنجیده و صحبت‌های قاطع و کوبنده خود، بخش زیادی از نقشه‌های دستگاه اموی و شخص یزید برای از بین بردن نام دین و جریان امامت حق را نقش بر آب نمودند، یزید تصمیم گرفت در روز جمعه که روز اجتماع گسترده مسلمانان در مسجد جامع شهر بود، به وسیله خطبه‌های نماز جمعه که توسط یکی از علمای سوء و خطیبان خود فروخته دستگاه اموی قرائت می‌شد، کار تبلیغی گسترده‌ای علیه خاندان وحی و نبوّت، به ویژه حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) انجام دهد

به بازيچه گرفتند بني‌هاشم ملك را و هيچ گونه خبري و وحي‌اي نازل نگرديده است، آنچه گفته‌اند، همه‌اش لهو و لعب مي‌باشد.
كاش بزرگان بني‌اميّه كه در جنگ بدر كشته شدند، حاضر بودند و مي‌ديدند كه من چگونه انتقامشان را از فرزندان قاتلان ايشان گرفتم.

6
صفحه 6 از 16