اخبار سیاسی
موقعیت شما: اخبار»اخبار سیاسی

فارس: از ابتدای ماه مبارک رمضان و همزمان با پخش سریال‌های مناسبتی از تلویزیون، تاکنون دو کودک به تقلید از برخی از این سریال‌ها دست به خودکشی زده‌اند و نگرانی‌هایی را در سطح جامعه به دلیل اثرگذاری منفی این آثار به وجود آورده‌اند.

اصلی‌ترین رسالتی که بر دوش رسانه ملی قرار دارد، فرهنگ‌سازی برای آحاد جامعه مطابق با اصول کلی نظام جمهوری اسلامی است.

ارائه فرهنگ و تبیین دیدگاه‌های کلی نظام راه‌هایی است که سازمان صدا و سیما می‌تواند به وسیله جلسات گفت‌وگو و همچنین برنامه‌هایی مانند سریال‌ها برای پیشبرد اهداف نظام از آنها استفاده کند.

اما اگر این اقدامات به نحو شایسته‌ صورت نگیرد نتیجه‌ای کاملاً معکوس به همراه دارد و ضمن اینکه جامعه نسبت به اثربخشی آثار سیمای ملی بی‌تفاوت می‌شود، گرایش به سمت استفاده از شبکه‌های ماهواره‌ای را هم بالا می‌برد.

متأسفانه سال‌هاست که گویا مدیران رسانه ملی در شناخت نیازهای جامعه دچار سردرگمی شده‌اند و نتوانسته‌اند برنامه‌های خود را آن‌طور که باید، به مخاطبان ارائه دهند.

درباره برنامه‌های مذهبی که از تلویزیون پخش می‌شوند باید گفت معمولاً تولیدات مذهبی با محوریت موضوعات کلیدی مانند امام زمان(عج) و موضوع مهدویت و در مجموع برنامه‌های عقیدتی به ساعات پایانی شب که کمتر مورد توجه و بازدید مخاطبان قرار می‌گیرد منتقل می‌شود و این در حالی است که آثاری به مراتب کم اهمیت‌تر و سریال‌های طنز سطحی یا برنامه‌های تبلیغاتی ساعات مناسب پخش را در اختیار خود دارند.

وقتی بهترین زمان پخش به تبلیغ "تشک" اختصاص پیدا می‌کند

مثلا برنامه‌ای که در آن یک روحانی به شکلی بسیار زیبا از لزوم تعامل با جوانان و شنیدن حرف‌های آنها از سوی مسئولان سخن می‌گوید و به بیان راهکار می‌پردازد در نیمه‌شب پخش می‌شود و در مقابل مدیرعامل یک مجموعه تولید «تشک» بهترین زمان پخش را در اختیار می‌گیرد تا محصول خود را تبلیغ کند.

در خصوص سریال‌ها و مجموعه‌هایی که از شبکه‌های مختلف پخش می‌شوند هم باید گفت به نظر می‌رسد این آثار در بیشتر موارد برای گذراندن وقت به درد می‌خورند و پیام خاصی را به مخاطب منتقل نمی‌کنند.

آموزه‌های دینی را از یانگوم،‌ جومونگ و کلید اسرار بیاموزیم

مدیران سیما باید به این سوال پاسخ دهند که وقتی تاریخ دینی و ملی ایران سرشار از موضوعات مختلف برای تولید آثار تلویزیونی در زمینه‌های تاریخی، دینی و آموزنده است چرا باید مخاطب ایرانی باید آموزه‌های اخلاقی را به جای داشته‌های داخلی از شخصیت‌هایی مانند اوشین، یانگوم، جومونگ یا حتی کلید اسراری که نشان‌دهنده مسلمان غیر شیعی است دریافت کند.

متأسفانه مدیریت سیما به اثرگذاری سوء این مجموعه‌ها و حتی برخی سریال‌های ایرانی بر مخاطبان توجهی ندارد و صرف تولید آثار، آنها را راضی کرده است.

به عنوان مثال، وقتی در جریان پخش سریال به اصطلاح طنز "ساختمان پزشکان" بسیاری از مخاطبان به محتوای این مجموعه که به شدت با جو حاکم بر غالب خانواده‌های ایرانی در تضاد بود اعتراض کردند، ‌هیچ واکنشی به آثار منفی این مجموعه که بر ذهن مخاطبان نوجوان می‌گذاشت نشان داده نشد. قطعاً در آینده شاهد این اثرات و تغییر رفتار بین افراد خانواده مخصوصاً فرزندان و والدین خواهیم بود.

اولین بازخورد ۵ کیلومتر تا بهشت: خودکشی نوجوان ۱۲ ساله با روسری

متأسفانه هفته گذشته و بعد از پایان ماه مبارک رمضان، یک پسر ۱۲ ساله به نام محمدمهدی به تقلید از سریال ۵ کیلومتر تا بهشت، دست به خودکشی زد تا ببیند والدینش بعد از به کما رفتنش، درباره او چه می‌گویند.

محمدمهدی، زمانی که والدینش در خانه حضور نداشتند مقابل چشمان برادر کوچکترش اقدام به خودکشی کرد و برخلاف روح پریشان سریال ۵ کیلومتر تا بهشت، فقط یک هفته توانست به حرف‌های والدینش گوش دهد و آنها بعد از یک هفته که پزشکان مرگ مغزی او را اعلام کردند، با موافقت برای پیوند اعضای بدن محمدمهدی، او را به خاک سپردند.

در فضای سینمای جهان این کار مرسوم است که تولیدکنندگان بر حسب محتوای مجموعه تولید شده، مخاطب خود را از نظر سنی مشخص می‌کنند و در مواردی که مجموعه به هر دلیلی برای مخاطب با سنین پایین مناسب نباشد با راه‌های مختلف آن را اعلام می‌کنند تا نوجوانان این مجموعه را نبینند اما در سینما و تلویزیون ایران این کار کمتر صورت می‌گیرد.

حال باید دید آیا مسئولان صدا و سیما متوجه قدرت زیاد نفوذ و اثرگذاری مثبت و منفی آثار خود بر ذهن مخاطب شده‌اند یا همچنان می‌خواهند بدون توجه به انتقادات مسیر قبلی خود را با همان رویکرد ادامه بدهند.

آرزوی آقای مدیر؛ جوانان شبیه "امیرحسین" و "آیدا" باشند

پورمحمدی، مدیر شبکه سوم سیما در مراسم تقدیر از عوامل تولید سریال ۵ کیلومتر تا بهشت اظهار امیدواری کرد که در آینده پسران و دختران جامعه از نظر اعتقادی و حجاب شبیه به "امیرحسین" و "آیدا" (بازیگران این سریال) باشند.

اما سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چرا ما باید همیشه هنرمندان را فقط در آثار تلویزیونی (حرفی از سینما نزنیم بهتر است) با حجاب ببینیم. چرا آقای پورمحمدی وضعیت ساختگی و مصنوعی بازیگران مخصوصاً بازیگران زن را باید به عنوان الگویی برای جوانان معرفی کند.

آیا مدیران سیما و آقای پورمحمدی هنوز در عالم چند دهه قبل سیر می‌کنند که مردم فقط از طریق تلویزیون تغذیه شوند و افراد را همان گونه که در تلویزیون هستند باور کنند؟

آیا آقای پورمحمدی لحظه‌ای به این موضوع فکر نمی‌کند که جوانان می‌توانند وضعیت اصلی پوشش بازیگران را از راه‌های دیگر ببینند. آیا مردم از خود نمی‌پرسند که این چه فیلمی بود که حداقل تأثیر را روی بازیگران خود مجموعه نگذاشته تا زمان پخش مراسم تقدیر از عوامل مسئولان مجبور به سانسور حضور بسیاری خانم‌ها نشوند؟

مسئولان سیما چگونه می‌خواهند پاسخ این تضادها را که در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود را بدهند.

بهتر است مدیریت سازمان صدا و سیما توجه بیشتری نسبت به انتقادها داشته باشند تا در آینده شاهد ارتقای کیفیت مجموعه‌های تلویزیون باشیم.

نوجوان دیگری به ۵ کیلومتری بهشت رسید

طبق آخرین شنیده‌ها قبل از اینکه محمدمهدی خود را به بهشت برساند نوجوان دیگری با الگوگیری از یکی دیگر از سریال‌های ماه مبارک رمضان، خود را به دار آویخت.

این پسر نوجوان یزدی به تقلید از یکی دیگر از سریال‌های ماه رمضان خود را به دار آویخت تا بعد از آن فرشته نجات خود را ببیند.

کارمند سابق سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا (ناسا) به تلاش برای فروش اطلاعات محرمانه مربوط به ماهواره‌های نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی اعتراف کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، استوارت دیوید نوزت 54 ساله دارای دکترای علم نجوم از دانشگاه تکنولوژی ماساچوست است. وی با اعتراف به گناهکار بودن، مدت محکومیت خود را که 30 سال حبس و یا حبس ابد بود، به 13 سال کاهش داد.

نوزت بطور مکتوب اعتراف کرده است با عوامل مخفی دفتر پلیس فدرال آمریکا (اف.بی.آی) که خود را افسران امنیتی رژیم صهیونیستی معرفی می‌کردند، برای فروش اطلاعات نظامی در قبال دریافت پول دیدار کرده است.

وکیل نوزت کاهش حکم زندان موکلش را " عادلانه" خواند.

مقامات فدرال آمریکا، نوزت را که قبلاً در مراکز دولتی فعالیت کرده و سمت‌های مهمی را در پروژه‌های فضائی محرمانه به عهده گرفته بود ، در روز 19 اکتبر 2009 پیش از ارائه اطلاعات محرمانه به فردی که گفته می‌شد افسر امنیتی رژیم صهیونیستی است، بازداشت کردند.

لسلی مارتل، از عوامل مخفی اف.بی.آی در شهادت‌نامه خود نوشته است که نوزت به یکی از همکارانش در ماه ژانویه 2009 گفته بود اگر دولت آمریکا وی (نوزت) را به عللی غیرمرتبط با کارش زندانی کند، به سرزمین‌های اشغالی و یا کشوری دیگرخواهد رفت و هر آنچه را که می‌داند در اختیار آنها قرار می‌دهد.

نوزت از سال 1998 تا سال 2008 مشاور فنی یک مرکز علوم فضایی رژیم صهیونیستی بوده و این مرکز مجموعاً 225 هزار دلار در قبال خدمات و جوابگویی به سوالات به وی پرداخت کرده است.

وی که دارای اسرار فوق سری بوده، در دوران ریاست جمهوری جورج بوش پدر در کاخ سفید و شورای امنیت ملی آمریکا کار کرده است.

یکی از عوامل مخفی اف.بی.آی ابتدای سپتامبر سال 2010 با نوزت تلفنی تماس گرفت و خود را افسر امنیتی رژیم صهیونیستی معرفی کرد. این دو سرانجام در واشنگتن با یکدیگر دیدار کردند و نوزت در این دیدار آمادگی خود را برای همکاری با سرویس اطلاعاتی اسراییل اعلام کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبری العالم، این عامل مخفی چند بار دیگر با نوزت دیدار کرد و نوزت اطلاعاتی "محرمانه" را از طریق یک صندوق پستی تحت کنترل اف.بی.آی در اختیار وی می‌گذاشت.

نوزت در یکی از مکالمات تلفنی خود با این مامور گفته بود که اطلاعات وی برای دولت آمریکا 200 میلیون دلار تا یک میلیارد دلار هزینه در بر خواهد داشت. وی به این مامور گفته بود که حداقل یک درصد از این مبلغ که دو میلیون دلار می‌شود را باید به وی پرداخت کنند.

سفارت آمریکا در ریاض، در نمابری محرمانه به وزارت امورخارجه این کشور، به اطلاعات شخصی ملک عبدالله از جمله عمر واقعی، تعداد همسران و داروهایی که مصرف می کند، اشاره کرده است.

به گزارش العالم، در این نمابر که موضوع آن "به روز کردن اطلاعات شخصی پادشاه عربستان" عنوان شده، آمده است: "یک پزشک غربی که ماموریت دارد بصورت مستمر با افراد خاندان حاکم سعودی دیدار و مشورت کند، در ۱۱ ژوئیه، اطلاعات ویژه ای را از پرونده پزشکی ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود، در اختیار معاون رییس نمایندگی آمریکا در ریاض قرار داد".

در ادامه این نمابر آمده است: "این پرونده شامل سن واقعی و داروهایی است که ملک عبدالله اکنون مصرف می کند. این پزشک برای درمان معمول یکی از همسران ملک عبدالله (که ۴ همسر دارد) فراخوانده شد. ولی مرکز درمانی پادشاهی به اشتباه پرونده پزشکی ملک عبدالله را به جای پرونده همسرش به این پزشک داد. این پزشک از این طریق فرصت یافت از اطلاعات پزشکی ویژه ملک عبدالله آگاه شود".

بر اساس این نمابر، پادشاه عربستان ۹۲ ساله (متولد ۱۹۱۶) است و بسیار سیگار می کشد، و بصورت مستمر داروهای هورمونی تزریق، و از داروهای محرک جنسی استفاده می کند.

این اطلاعات درحالی منتشر می شود که، دولت عربستان سعودی، از انتشار هرگونه اطلاعات افراد خاندان حاکم از جمله سن واقعی آنها جلوگیری می کند.

به گزارش مشرق: شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی در گزارشی با اشاره به گسترش استفاده از مواد مخدر در پلیس نظامی این رژیم با خجالت‌آور خواندن این روند اعلام کرد که پلیس نظامی اسرائیل که باید اهرمی برای کنترل مواد مخدر در ارتش باشد، خود با این معضل دست و پنجه نرم می‌کند و عناصر آن به مواد مخدر آلوده هستند.

بتازگی با دستگیرشدن یکی از عناصر زن پلیس نظامی در اسرائیل به اتهام مصرف مواد مخدر و در تحقیقات به عمل آمده از این زن معلوم شد که پنج نفر دیگر از همکاران این زن به مصرف مواد مخدر آلوده هستند.

مواد مورد استفاده این افراد نیز عمدتا کوکائین، ماری جوانا و حشیش بوده است، البته گفته می‌شود که بر اساس اعترافات این زن در آینده نزدیک افراد دیگری نیز به این اتهام بازداشت خواهند شد.

سخنگوی ارتش اسرائیل در واکنش به این اخبار تنها به این نکته بسنده کرد که پلیس دستور اخراج این افراد را از خدمت در پلیس نظامی صادر کرده است، وی مدعی شد که مصرف مواد مخدر موضوع مهمی نیست و ارتش برای مبارزه با آن موضوع تلاش می‌کند.

گسترش فساد و مصرف مواد مخدر در میان نظامیان و عناصر امنیتی اسرائیل در سالهای اخیر به معضل جدی برای تل‌آویو تبدیل شده و تاثیرات منفی زیادی را در عملکرد این نیروها داشته است.

شب گذشته دست اندرکاران برنامه رادیو هفت مبادرت به پخش آهنگ موسیقی فریدون فروغی خواننده به اصطلاح هنرمند بهایی در شبکه آموزش سیمای جمهوری کردند.

به گزارش عصر امروز، شب گذشته دست اندرکاران برنامه رادیو هفت مبادرت به پخش آهنگ موسیقی فریدون فروغی خواننده به اصطلاح هنرمند بهایی در شبکه آموزش سیمای جمهوری کردند.

این اقدام در شرایطی انجام شد که پیش تر دوست داران انقلاب به پخش صدای موسیقی این خواننده طرفدار بهاییت از ویترین آهنگ های پیش نواز یکی از شرکت های خدمات تلفن همراه و پخش متعدد آهنگ های این خواننده در فیلم های سینمایی تولید شده در داخل کشور هشدار داده بودند.

حال با این سوابق تاریک  این خواننده مشخص نیست که دست اندرکارن برنامه پر مخاطب رادیو هفت با چه نیتی اقدام به انتشار موسیقی وی از سیمای جمهوری اسلامی کرده اند.

فریدون فروغی از بهائیان معروف در عرصه فرهنگ و هنر طاغوت می باشد که در دوران قبل از پیروزی انقلاب همکاری تنگاتنگی با تشکل های ضد فرهنگی بهایی داشته است که نمونه آن همکاری وی با خسرو هریتاش، کارگردان بهایی هتاک که در فیلم هایش هدفی جز ضربه زدن به اخلاقیات ، سنت و اعتقادان مسلمنان نداشت ،بوده است که تنها می توان به یکی از فیلمهای نامبرده با نام « برهنه تا ظهر با سرعت » اشاره نمود با توصیه رهبران جامعه بهائیت از فریدون فروغی برای خواندن دو آهنگ در فیلم « صفحه ۴۵ دور » دعوت به عمل می آورد.

از سال 1350 به بعد فریدون فروغی توسط عناصر این فرقه ضاله در تلویزیون مانند : فرشید رمزی و ستار لقایی، کامبیز محمودی رو ی آنتن می رود.

زمانی که تصویر فریدون فروغی بر آنتن رفت مردم از خشونت نهفته در صدای او تعجب کردند، اما عده ای از هنرنویسان مطبوعاتی که از سوی کانون های بهایی حمایت مالی می شدندبه تمجید از او پرداختند و با طرح مباحثی تحت عنوان « پدیده ضد صدا» به مطرح ساختن وی پرداختند.

فریدون فروغی در اوج شهرت به مواد مخدر آلوده شده و چون سرکردگان لجنه بهائیان تهران پارس موفق به ترک اعتیاد او نشدند رهایش می نمایند که همین امر موجب دستگیری وی به اتهام قاچاق مواد مخدر می‌شود.

تعداد زیادی از کلیسا‌های هلند به دلیل سکولاریزاسیون و بحران اقتصادی دیگر به عنوان خانه خدا استفاده نمی شوند.

به گزارش رجانیوز، دفتر میراث استانی هلند اعلام کرد در هلند ۱۹ هزار کلیسا ساخته شده که امروزه تنها از ۷ هزار کلیسا به عنوان خانه خدا استفاده می شود. بقیه این کلیسا‌ها فروخته شده و مورد استفاده دیگری قرار گرفته اند.

اندریس پون استین، رئیس دفتر میراث استانی هلند در این باره توضیح داد: علاقه مردم به میراث بیشتر شده است. اما استفاده دیگر از ساختمان‌ای کلیسا‌ها نیز بخشی از روند استفاده پایدار است.

در ماستریخت یکی‌ از شهر های جنوبی هلند، یکی‌ از کلیسا‌های قدیمی‌ اکنون به عنوان یک کتابخانه استفاده می شود.

رلی پلان یک دفتر املاک که تخصص آن فروش ساختمان‌های تاریخی‌ است، در هلند، آلمان، بلژیک و دیگر کشور‌های اروپایی فعال است.

این دفتر در طی‌ 20 سال گذشته بیش از ۹۰۰ کلیسا را به فروش رسانده که بیشتر آنها اکنون نقشی‌ فرهنگی‌ دارند. این دفتر املاک اکنون ۶۳ کلیسا در هلند را به فروش گذاشته است.

به گزارش مشرق، فکر می کنید چه تفاوتی میان رومن آبراموویچ و سایر میلیاردرهای روسی وجود دارد؟ شاید یکی از آنها که می تواند مهمترین نیز باشد، علاقه وافر وی به اراضی اشغالی و کمک به رژیم صهیونیستی است. موضوعی که موجب شده تا اخیرا رفت و آمدهای بیشتری به این سرزمین ها داشته و در آستانه خرید املاک وسیعی نیز باشد.
این مرد ثروتمند، علاقه ویژه ای به منطقه توریستی ایلات در اراضی اشغالی هم دارد. به همین دلیل، هر از چند گاهی با هواپیمای شخصی اش و با همراهی گروهی، راهی شده و تعطیلات را در آنجا به سر می برد. این تا به آنجاست که در آخرین سفرش، 36 اتاق و 16 سوئیت را اجاره کرده بود که موجب شگفتی بسیاری شده بود.

البته، وی در تمامی سفرهایش به سرزمین های اشغالی، در کنار تمامی امکاناتی که محل اسکان باید داشته باشد، سفارش یک صفحه نمایش عظیم را هم می دهد تا بتواند از نزدیک به تماشای دیدارهای چلسی بپردازد. در حقیقت، آبراهیموویچ در سفرهایش که به نظر می رسد در آینده نه چندان دور تبدیل به اقامت دائم شود، از هیچ هزینه ای دریغ نکرده و تمامی امکانات را فراهم می کند.
این روند سفرها از ابتدای سال جاری میلادی بیشتر شده و این شائبه را ایجاد کرده که این باشگاه دار قصد اقامت همیشگی دارد. خبر خرید املاک نیز که این روزها شکل اجرایی به خود گرفته، موجب شد تا این گمانه ها تقویت شود.
در کنار تمام این مسائل، باید به خرید سهام دو باشگاه لیگ رژیم صهیونیستی نیز اشاره داشت که به معنای ورود سرمایه این مرد روس به این اراضی است. در حقیقت، این یهودی روس که ممنوع الخروج به این کشور اروپایی و زادگاه خود است، اکنون در حال تهیه مقدمات برای اسکان دائم در سرزمین موعود است.

مشرق: پایگاه خبری الجزیره در مقاله‌ای به قلم "عمار علی حسن" به بررسی نقش صوفی‌های مصر در انقلاب این کشور پرداخته و نوشت که با وجود حضور گسترده آنها در انقلاب مصر، آنها نتوانستند به اندازه دیگر احزاب در اتفاقات بعد از این انقلاب نقش داشته باشند، این موضوع نیز به علت بی تجربگی آنها در مسایل سیاسی و عدم داشتن یک رویکرد خاص و کشیدن شدن آنها به انجام مناسک دینی و ذوب شدنشان در فرهنگ مصر است که باعث شد تا حضور آنها در میان اعتراضات علیه رژیم حسنی مبارک به چشم نیاید.
این در حالی است که گروه‌های سیاسی همواره سعی کردند تا در شعارها و نحوه اعتراضات، خود را متمایز از دیگران نمایند تا حضور آنها در عرصه اعتراضات به چشم آید و بتوانند در آینده از این حضور برای خود بهره‌برداری کنند.
این مقاله در ادامه به دو عامل اساسی تعیین مواضع این گرایش اسلامی در انقلاب مصر اشاره کرده و نوشت که جبهه اصلاح صوفی که برای مقابله با استیلای حزب حاکم ملی در زمان مبارک بر صوفی‌ها تشکیل شده بود، یکی از این عوامل بود، انتخاب "عبدالهادی القصبی" به عنوان شیخ المشایخ صوفیها که با زور و بر خلاف عرف معمول آنها از طریق جریان حاکم انجام شد، علت اصلی مخالفت آنها با حزب حاکم شد، آنها شکایت‌نامه‌هایی را نیز در اعتراض به این موضوع تهیه کردند که این اعتراض‌ها هرگز راه به جایی نبرد.
الجزیره افزایش نفوذ جریان سلفی را از دیگر عوامل حضور سیاسی صوفی‌ها این گرایش در عرصه سیاسی مصر دانست و نوشت که بعد ازانقلاب آنها با انگیزه رقابت با سلفی‌ها از انزوای خود خارج شده و به ترویج افکار خود پرداختند.


این مقاله در ادامه به بررسی جریان‌های اسلامگرا در عرصه سیاسی مصر پرداخته و حایگاه صوفی‌ها را در این عرصه مورد بررسی قرار داد و نوشت که ورود اخوان المسلمین در عرصه فعالیت‌های سیاسی راه را برای ترویج افکار آنها در میان مردم مصر باز کرد و همین موضوع دیگر جریان‌های اسلامگرا را نیز به ورود به عرصه سیاسی کشور تشویق کرد.
در همین راستا جریانهای سلفی دو حزب النور و الفضیلۀ را تشکیل دادند، این جریان‌ها قدرت زیادی در توسعه افکار مدرن سیاسی برای خود دارند و به این ترتیب نمی‌توان گفت که حضور آنها در قدرت و عرصه سیاسی کشور معضلی در برابر دموکراسی ایجاد خواهد کرد.
این مقاله می‌افزاید که البته اخوان‌المسلمین به علت قدمتی که در ورود به عرصه سیاسی دارد، در گفتمان‌های مدنی بیشتر حل شده است، بعد از این گروه، جریان‌های دیگر اسلامی هستند که در راستای بازبینی مجدد اعتقادات خود برای توقف خشونت، برخی از این اعتقادات را کنار گذاشته‌اند.
سلفی‌ها نیز با حضور در جمعیت‌های عام المنفعه یا مدارس فقهی حضور خود را در عرصه اجتماعی حفظ کردند، جمعیت عمل کنندگان به کتاب و سنت و جمعیت انصار السنۀ المحمدیه از جمعیت‌هایی هستند که تسط این گروه در دهه دوم قرن بیستم ایجاد شده است. البته بعد از انقلاب آنها وارد فضای سیاسی نیز شدند، اما هیچ ایده یا تجربه‌ای در این زمینه نداشتند.

در همین راستا متصوفه بعد از انقلاب، حزب آزادی مصر را تشکیل دادند، این حزب نمایندگی از دیگر گروه‌های صوفی را نیز در اختیار داشت و بیشتر بر اساس درگیری صوفی‌ها با دیگر احزاب اسلامی و از ترس آنها در عقب ماندن از رقابت‌های ساسی از دیگر جریان‌های اسلامی در انقلاب مصر تشکیل شد.
این رقابت‌ها البته به درگیریهای اعتقادی میان دو طرف نیز منجر می‌شد، صوفی‌ها اعتقاد داشتند که سلفی‌ها به دنبال ترویج افکار وهابی‌ها در مصر هستند و سلفی‌ها نیز صوفی‌ها را به وابستگی به شیعیان متهم می‌کردند، این درگیری در مواضع آنها در محکوم کردن جریان مقابل در زمان برخی اقدامات تخریبی در مصر نیز دیده میشد.
این گزارش در ادامه با اشاره به اینکه نمونه حزبی مورد علاقه صوفی‌ها در مصر الگوی حزب عدالت و توسعه در ترکیه است، نوشت که به همین علت ابوالعزایم به ترکیه سفر کرده تا با تجربیات سیاسی آنها از نزدیک آشنا شود.
این حزب البته به علت جایگاهی که در مصر دارد، مورد توجه کاندیداهای احتمالی ریاست‌جمهوری نیز قرار گرفته است، آنها به دنبال گرفتن تایید از سوی این حزب با مقامات آن دیدار می‌کنند و در این راستا حزب الناصری نیز اعلام کرده که با تعدادی از گروه‌های صوفیه توافق همکاری‌های انتخاباتی را به امضا رسانده است.
فعالیت‌های سیاسی این جریان در مصر البته تنها به اقدامات حزبی متمرکز نشده است، آنها ائتلافی را با نام ائتلاف صوفی‌های مصر تشکیل داده‌اند که دبیرکلی آن را مصطفی زاید بر عهده دارد، این ائتلاف از 10 هزار مرید تشکیل شده است که هسته اصلی آن را تشکیل می‌دهند.

زاید دبیر این ائتلاف که تنها سی سال سن دارد، در مورد تأسیس ائتلاف می‌گوید که بزرگان صوفیه نمی‌توانستند به تنهایی از مشرب خود حمایت کنند و آن را ترویج نمایند، وی از سوی دیگر ایجاد اصلاحات در میان گروه‌های مختلف متصوفه را از دیگر انگیزه‌های تاسیس این ائتلاف دانست و از مشایخ صوفیه خواست تا تنها پرچم این جریان را به اهتزاز درآورند و از سایر مسائل اختلافی پرهیز کنند.
وی تأکید کرده است که اگر مشایخ این جریان اختلافات خود را کنار بگذارند، این جریان در محوطه مسجد امام حسین تظاهرات بزرگی را برگزار خواهد کرد و در آن مطالبات خود را از دولت جدید بویژه در زمینه ساماندهی جریان‌های صوفی در کشور درخواست خواهد کرد. این تظاهرات در صورت برگزاری می‌تواند بزرگترین حضور سیاسی صوفی‌ها در مصر را نشان دهد.
آنجلینا جولی در راستای اقدامات دیپلماسی مشاهیر آمریکا، به منظور نشان دادن چهره ای صلح طلب از آمریکا، از مراکز جهانی خیریه متخصص در خنثی‌سازی مین بازدید کرد.
مشرق: آنجلینا جولی، که این روزها به نماد دیپلماسی مشاهیر بدل شده و الگویی موفق و فعال برای سلبریتی دیپلماسی آمریکایی (celebrity diplomacy) محسوب می شود، به منظور فریب افکار عمومی و نشان دادن چهره ای صلح طلب و معصوم از آمریکا، از مراکز جهانی خیریه متخصص در خنثی‌سازی مین بازدید کرد.

از آنجا که ابرستاره سینما، آنجلینا جولی، به مدد قدرت افسانه ای هالیوود به چهره ای جهانی و نماد آمریکا بدل گشته و حالا دیگر "آنجلینا جولی" همان "آمریکا" است، بازدید وی از چنین مراکزی در سازوکارهای دیپلماسی مشاهیر این معنا را القا می کند که آمریکا کشوری صلح طلب است و معصومانه از قربانیان جهانی مین های ضدنفر دفاع می کند. این درحالی است که بزرگترین ارتش دنیا و بزرگترین کارخانه های اسلحه سازی دنیا متعلق به امریکاست و چه بسا این که مین های موجود ضدنفر محصول آمریکا باشد.

به راستی چه چیزی به اندازه ی 6000 بمب هسته ای که آمریکا دارد می تواند نسبت به حق حیات همه جانداران بی اعتنا باشد.

آنجلینا جولی در حال حاضر به قصد اغوای جهانی، با همسر خود براد پیت از کشور اسکاتلند دیدن می‌نماید با این بهانه که براد پیت در حال بازی در فیلمی به نام «جنگ جهانی زِد (زامبی‌ها)» و گرفتن صحنه‌های مختلف فیلم در این کشور است.

هالو یکی از قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین سازمان‌های پاک‌سازی مین است و به ردیابی و پاک‌سازی مین‌های زمینی و دیگر مواد منفجره بازمانده از جنگ می‌پردازد.

این زوج بازیگر-دیپلمات، از حامیان قدیمی فعالیت‌های موسسه خیریه "هالو تراست" معرفی شده‌اند. آنجلینا در سفر خود به اسکاتلند از مراکز این تراست واقع در تورن‌هیل دومفریشیر بازدید نمود. وی گفته است: «نعمتی بود که توانستم از مراکز هالو بازدید کرده و کارکنان متعهد آنجا را ببینم. پس از دوران جنگ، تلاش‌های مین‌یابی هالو موجب بازگشتن ایمنی و ایجاد اجتماعات مردمی شده است».

لازم به ذکر است که آنجلینا جولی و همسرش براد پیت دارای موسسه‌ای هستند که تاکنون به میزان صدها هزار دلار از "هالو تراست" حمایت مالی کرده‌اند و سبب تاسیس تیم‌های مین‌یاب در کامبوج، سریلانکا، کوزوو، و افغانستان شده‌اند.این حمایت مالی و دیپلماتیک، تعبیری از همان "شرکت های خصوصی دیپلماسی عمومی" یا public diplomacy private است.

نباید از نظر دور داشت که آمریکا در این کشورها نیروی نظامی مستقر دارد و بسیاری از مین های موجود در کامبوج، یادگارهای تلخ دوران جنگ با آمریکاست، ضمن آنکه هم اکنون هواپیماهای بدون سرنشین این کشور، روزانه مناطق مختلفی از افغانستان و پاکستان را بمب باران می کند.

 

مدیرکل روابط عمومی و ارتباطات مردمی جمعیت هلال احمر کشورمان گفت: بر خلاف کمک‌های بشردوستانه جمهوری اسلامی ایران به مردم قحطی زده سومالی، از سوی کشورهای غربی و آمریکایی هیچ کمکی به مردم سومالی صورت نگرفته و این در حالی است که وسعت این فاجعه یک همت جهانی را می‌طلبد.

پویا حاجیان در گفت و گو باعصرایران تاکید کرد: جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران براساس اهداف و وظایف بشردوستانه و عام‌المنفعه خویش به عنوان خط شکن ارسال کمک‌های جهانی در کشور سومالی ورود پیدا کرد و تاکنون 10 محموله کمک‌های انساندوستانه خود را به کشور قحطی‌زده سومالی ارسال کرده است و 6 کمپ این جمعیت نیز در شهر موگادیشو در حال ارائه خدمات اسکان، غذایی، بهداشتی و درمانی می‌باشد.

وی با اشاره به اینکه بر خلاف کمک های بشردوستانه جمهوری اسلامی به مردم قحطی‌زده سومالی، کشورهای مدعی حقوق بشر از جمله غربی‌ها و آمریکایی‌ها هیچ کمکی به ملت محروم سومالی نکرده‌اند ادامه داد: جای تعجب دارد در کشوری که بشدت از مشکل قحطی و کمبود مواد غذایی رنج می‌برد، چگونه انواع اسلحه به وفور در دست مردم عادی این کشور دیده می‌شود.

حاجیان اضافه کرد: قطعاً وجود ناامنی و درگیری‌های داخلی در کشور سومالی علاوه بر ایجاد مشکل در روند امدادرسانی در این کشور، بر بحران موجود خواهد افزود.

وی در خاتمه خاطر نشان کرد: جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران با بهره‌مندی از مشارکت مردم خیّر و نوعدوست ایران اسلامی، تمام توان خود را جهت کمک‌رسانی به مردم نیازمند، قحطی‌زده و مسلمان سومالی بکار خواهد گرفت و بر این اساس بزرگترین محموله کمک‌های انسانی جمعیت هلال احمر که بیشتر آن شامل کمک‌ها اهدایی مردم نیکوکار کشورمان می‌باشد، بزودی از طریق دریایی به این کشور ارسال خواهد شد.

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال در گفتگو با هفته‌نامه پنجره با بیان این مطلب اظهار داشت: در سبک زندگی بورژوازی سبک زندگی به مثابه دین است اما در اسلام دین به مثابه سبک زندگی است.

حسن عباسی، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال در گفتگو با هفته‌نامه پنجره که امروز منتشر شده است با اشاره به مفهوم سبک زندگی و لزوم نگاه استراتژیک به این مساله اظهار داشت: یکی از زوایای نوین جامعه‌سازی در غرب زاویه تنظبم و تبیین سبک زندگی است. وی با بیان اینکه در قران هم تلقی کاملی از این مفهوم وجود دارد اظهار داشت: مفهوم حیات طیبه و حیات خبیثه در اسلام مبین این مطلب است.

وی با اشاره به تاریخچه سبک زندگی اظهار داشت: حدود 40 سال است که آمریکا درنظر دارد سبک زندگی آمریکایی را در جهان گسترش دهد. وی با اشاره به اینکه این مفهوم ریشه در تئوری مهندسی رضایت دارد که حاکی از آن است که از راه جهت دادن به خواسته‌های و امیال و آرزوهای غیرعقلانی انسان، می‌توان رضایت سیاسی اجتماعی او را جلب کرد، افزود: آنچه امروز در ایران و جهان به نام روابط عمومی شناخته می‌شود، ساخته و پرداخته همین تئوری است که می‌خواهد با مدیرت بعد غیرعقلانی انسان خواسته‌ها و آرزوهای او را جهت دهد.

وی با اشاره به مفهوم سبک زندگی به مثابه دین اظهار داشت: با اصالت یافتن انسان در اندیشه اومانیتی غرب حق انسان موجب شکل‌گیری حدود و ثغور زندگی شده و این حدود سبک زندگی را شکل می‌دهد و به این ترتیب سبک زندگی یک دین می‌شود. در سبک زندگی بورژوازی سبک زندگی به مثابه دین است اما در اسلام دین به مثابه سبک زندگی است. سبک زندگی بورژوازی به تنوع و تکثر دین برآمده از آن می‌انجامد.

وی با بیان اینکه اکنون در جمهوری اسلامی بیش از 50 درصد از نهادهای رسمی مروج سبک زندگی بورژوازی هستند اظهار داشت: اقتصاد ایران امروز یک اقتصاد پول‌مبنا است یعنی یک اقتصاد بورژوازی. سه نهاد اقتصادی بورژوازی یعنی بیمه، بورس و بانک تار و پود زندگی ایرانیان را دربرگرفته است. دوقطبی سیاسی، ورزشی و حتی رسانه‌ای اجزای زندگی سیاسی دوجزبی در سبک زندگی بورژوازی هستند که آمریکا از دهه 1960 به بعد این مدل را برای کشورهای وابسته به خود تجویز کرد و از عصر پهلوی در ایران رواج یافت.

وی با بیان اینکه نگاهی به وضعیت آگهی‌های بازرگانی در تلویزیون، روزنامه‌ها و سطح شهر نشان‌دهنده عمق ترغیب مردم به مصرف‌گرایی و تعمیق این نوع سبک زندگی است، اظهار داشت: سبک زندگی بورژوازی معماری ایران را نابود کرده است آپارتمان‌های کوچک با آشپزخانه‌های اُپن، حریم خانواده را به چالش کشیده است.

جهان-مسعود یارضوی:سبک زندگی (life style) مفهومی است که چگونه زیستن را بر اساس انتخاب انسان ها به آنها دیکته می کند. در واقع یک انسان در زندگی خود مختار است تا هر نوع آرمانی را که دوست دارد انتخاب کند و پس از این انتخاب است که باید سبک رسیدن به این آرمان را در قالب یک روش زندگی انتخاب کرده و به مولفه های آن عمل کند.

اما آنچه که پس از این معرفی موضوعیت پیدا می کند، نگاهی است به تلاش های استکبار جهانی برای استیلا بر همه جوامع دنیا طی بیش از ۳۰۰ سال گذشته و در ادامه مفهومی که در کلام رهبر فرزانه ما با عناوینی همچون "استعمار فرانو" و یا "ناتوی فرهنگی" از ابعاد آن یاد شده است.

امپریالیزم جهانی دیگر نمی تواند از فرمول های قدیمی برای استعمار و استثمار ملت ها استفاده کند و لذا به سمت پیاده سازی مفاهیمی جدید در قالب استعمار فرانو و یا ناتوی فرهنگی می رود که بتواند با زحمت و هزینه ای کمتر، عایدی بیشتری از اهداف سلطه گرانه خود داشته باشد.

آنها در یکی از این رویکردها شروع به معرفی مطلوب های مصنوعی به انسان ها می کنند و پس از جا اندازی این که این مطلوب بهترین انتخاب است، مفهوم "سبک زندگی برای رسیدن به این مطلوب!" را معرفی می کنند.

پر واضح آنکه مطلوب مصنوعی معرفی شده توسط استکبار، فی النفسه و در مظان قضاوت ارزش های الهی و انسانی نه تنها مطلوب نیست بلکه در مسیر نیستی و تاریکی نیز قرار دارد و تنها هدف ساخته شدن آن نیز ظرفیت سازی بیشتر برای کشورهای استعمارگر در جهت استفاده از منابع و استعدادهای کشورهای دیگر است.

در سال های عمر انقلاب اسلامی و به ویژه از بعد از پایان دوران دفاع مقدس، دشمنان ما به دلیل شکست سختی که در جبهه جنگ سخت از ایران اسلامی متحمل شدند، به هجمه فرهنگی و در ادامه جنگ نرمی روی آوردند که یکی از مولفه های پیش برنده آن بحث معرفی لایف استایل هایی به مردم ایران به جای لایف استایل یا سبک زندگی در پرتو انقلاب اسلامی است.

و ما اگر فقط کمی به گذشته خود تا امروز دقت کنیم درخواهیم یافت که متاسفانه دشمن اندکی توانسته است در این محور توفیقاتی را نیز کسب کند.

شاید امروز واژه ها و مفاهیمی نظیر "فرهنگ شهروندی"، "قشر آسیب پذیر"، " بهتر بودن زندگی در غرب"، "نبود آزادی در ایران"، "جمع آوری پول برای تفریح بیشتر"، "مذمت زندگی سیاسی در ایران" و از این دست مفاهیم برای ما بسیار آشنا باشد.

ما این مفاهیم و عبارت ها را هر روز و هر لحظه می توانیم از دور و برمان ببینیم، بخوانیم و یا بشنویم. و البته اینکه چه کسی این مقولات را مطرح می کند بحث دیگری است. آنها را در کتاب و روزنامه می خوانیم، ممکن است از یک راننده تاکسی بشنویم و یا امکان دارد که یک استاد دانشگاه آن را برایمان به بحث و گفتگو بگذارد!

بحث اصلی این است که هوشیار باشیم و تشخیص دهیم که این مفاهیم جملگی از اندیشکده ها و آکادمی های کشورهای استکباری بیرون آمده است تا در هدفی کلی بتواند لایف استایل اصلی ما یا همان "سبک زندگی در انقلاب اسلامی" را از ما بگیرد. (و در واقع کاری کند تا ما به دست خودمان، آن سبک زندگی که برایش انقلاب و در راه آن استقامت کرده ایم را به کنار بگذاریم.)

ما با فرهنگ شهروندی بیگانه ایم چون مسلمانان شیعه ای هستیم که پیامبرمان (ص) فرمود: از من نیست کسی که سیر بخوابد در حالی که همسایه اش گرسنه باشد. و این در حالی است که در فرهنگ شهروندی کسی به کسی کاری ندارد.

و یا در این فرهنگ همانند همان مفهومی که اخیرا توسط یکی از مدیران کشور!!! مطرح شد مبنی بر اینکه " ما مى‌گوییم آزادى همه جانبه و براى همه مشروط به اینکه آزادى دیگران سلب نشود" ؛ کسی مزاحم دیگران نمی شود و این به آن معنی است که مفهوم امر به معروف و نهی از منکر، به عنوان یکی از اصلی ترین مبانی دینی اسلام و انقلاب اسلامی و همینطور، تعمق در احوالات سایر جوامع، در سبک زندگی غربی یا همان فرهنگ شهروندی هیچ جایی ندارد.

ما در لایف استایل انقلاب اسلامی، یاد گرفته ایم که مطلوب غایی زندگی دینی آن هنگام حاصل می شود که گره خورده در سیاست باشد. در واقع امام راحل با انقلاب اسلامی به هر ذهن با انصافی این حقیقت منطقی را آموخت که اگر در آرزوی رسیدن به حیات طیبه و استقلال و آزادی واقعی هستید، راهی جز گذار از وادی سیاستی که عین دیانت شیعی باشد، ندارید.

و هم اکنون، گذشت بیش از ۳۲ سال از انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد که این مفهوم بیان شده توسط آن یار سفر کرده، مفهومی است درست و تضمینی که می تواند استقلال واقعی و مردمسالاری دینی را برای یک ملت به ارمغان بیاورد.

و یا همینطور، تلاش دشمن برای جااندازی مفاهیمی از قبیل اینکه زندگی در غرب، قرین با آسایش و برخورداری از تفریحات و آزادی است.

در واقع اگر نیکوتر به این مسئله فکر کنیم، می بینیم که مثلا در یکی از زوایای آن، حتی برخی مدیران نیز با تأثیر پذیری ناملموس از این مفهوم، همواره تلاش کرده اند (البته با نیتی خیر) تا اگر هم خدمتی را برای مردم انجام می دهند به گونه ای باشد که جای خالی مدینه فاضله تصویر شده از غرب را در ذهن برخی از مردم پر کند و این در حالیستکه همین مسئله یک گام غلط در جهت کمک به جااندازی مفهوم سبک زندگی غربی است.

ما مسلمانانی ایرانی هستیم با مولفه های خاص فرهنگی و اجتماعی خودمان. مردمی دور از خرافه و علاقه مند به تعالیم آسمانی که برخوردار از چندین هزار سال سابقه فرهنگی و تمدنی خاص هستند.

آیا همین مولفه ها و هزاران مولفه مطلوب موجود در آیین، باورها و گذشته ما نبود که اندیشیدن به آنها، نسلی عاشورایی را شکل داد که در کنار خمینی کبیر، ایران اسلامی را از زیر یوغ طاغوتیان به در آورد و طی بیش از ۳۲ سال آن را تبدیل به یکی از ابرقدرتهای مهم دنیا تبدیل کرده است؟

و در سایه همین پیشرفت ها و باور ما به زندگی مطلوب شیعی در سایه حکومتی شیعی است که ما امروز در تعبیری واقع بینانه به "قلب جهان" تعبیر شده ایم و دانسته یا شاید نادانسته! در حال چشیدن طعم استقلال و آزادی واقعی هستیم.

پس چه می شود که عده ای در حال تلاش برای تغییر دادن ذائقه ما و دور کردن ما از افکار مطلوب دینی، تمدنی و اجتماعی خودمان هستند در حالی که مرّ مطلوب و لذت های بیشتری که نصیب ما می شود، در گرو زیستن در همین فضا است نه در فضایی پوشالی که غرب آن را برای ما تصویر می کند...

مفهوم سبک زندگی در انقلاب اسلامی ابعاد بسیار گسترده و حجیمی همچون یک اقیانوس دارد. اقیانوسی که شناخت کرانه های آن و غوص در آن باید توسط نسل های امروز جامعه جمهوری اسلامی ایران مورد مداقه و غور بیشتری قرار گیرد.
نسل هایی که باید ضمن دفاع از این سبک زندگی و تلاش برای قوام و مانایی آن، برای صدور مفاهیم آن، اهتمامی صد چندان داشته باشند تا این نور و سعادت متلزم با بیداری اسلامی که در انقلاب اسلامی ایران تبلور یافت، در میان تمام مردم جهان نیز رویت شود.

یکی از رهبران انقلابیون لیبی که اکنون مشغول مذاکره برای سرنوشت آینده کشور خویش است، توسط سیا دستگیر شده و پس از مدت‌ها زندان تحویل رژیم قذافی شده است.
به گزارش جهان به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی‌میل، عبدالحکیم بلهاج، یکی از رهبران انقلابیون لیبی به جرم داشتن رابطه با القاعده هفت سال زندانی بوده که مدتی از آن را در زندان‌های یکی از کشورهای آسیای جنوب شرقی گذرانده است.

بلهاج که متهم بود برای گروه‌های شبه نظامی عراق و افغانستان تامین نیرو می‌کند در فرودگاهی در مالزی و توسط عوامل سیا دستگیر شد و سپس به تایلند فرستاده شد تا از آنجا به یکی از کشورهای آسیای جنوب شرقی روانه شود که در آن شکنجه زندانیان منعی دارد.

بلهاج ۴۵ ساله می‌گوید که به وسیله نیروهای آمریکایی به سختی مورد شکنجه قرار گرفته و سپس تحویل مقامات رژیم قذافی شده است. این سخنان بلهاج به خوبی روشن‌کننده همکاری نزدیک آمریکا و رژیم قذافی در جنگ موسوم به جنگ علیه تروریسم است.


این رهبر انقلابیون لیبی که در دهه ۱۹۸۰ میلادی مدت‌ها علیه شوروی در افغانستان جنگیده بود اکنون می‌گوید که اگر شانس آن را به دست آورد قطعا علیه کسانی که او را بدین روز انداخته‌ند اقدام قانونی خواهد کرد. وی که تا سال ۲۰۱۰ نیز زندانی بوده تاکید می‌کند که انگیزه وی انتقام‌جویی شخصی نیست و موضع ضدغربی هم ندارد.


به نوشته دیلی‌میل، بلهاج که پس از تحویل به رژیم قذافی در زندان مخوف ابوسلیم در طرابلس نگهداری شده است می‌گوید که مردم کشورش دارای عقاید مختلفی هستند که همگی باید مورد احترام قرار گیرد. این زندانی سابق ابوسلیم، یعنی جایی که ۱۲۰۰ تن در سال ۱۹۹۹ در آن به قتل رسیدند، معتقد است که مردم کشورش مسلمانانی میانه‌رو هستند و افراطی‌گری در بین آنها جایی ندارد.


وی پس از آزادی از زندان در سال ۲۰۱۰ میلادی به یکی از رهبران شورشیان مسلح مخالف قذافی تبدیل شد که در جریان انقلاب اخیر این کشور نیز نقشی به سزا داشت.

تصاویری که در این خبر ملاحظه می‌کنید مربوط به زندان مخوف ابوسلیم هستند.

سستی این گزارش که تنها کوشیده است صهیونیست ها را تبرئه نماید تا جایی است که تعجب کارشناسان و ناظران بین المللی را نیز برانگیخته است که این چه توجیه بی مقداری است که سربازان صهیونیست کمی بیش از اندازه از «زور» استفاده کرده اند در حالی که تنها در این حادثه دلخراش 9 نفر کشته و ده ها نفر زخمی و مجروح شده اند.

1- او دوازده، سیزده سال پس از پایان مسئولیتش تازه به حرف آمده بود. پطروس غالی دو سال پیش در کتابی که با عنوان «نگاهی به جهان فردا» منتشر کرد از پشت پرده ها گفت و در ترجیع بند همه ناگفته ها نوشت: «من دبیر کل سازمان ملل نبودم؛ تابع دستورات آمریکا و اسرائیل بودم»!

«غالی» که در سال های 1992 تا 1996 در سمت دبیرکلی سازمان ملل بود در این کتاب اعتراف می کند که پیش از برگزیده شدن به این سمت با صهیونیست ها در پشت پرده معامله کرده بود مبنی بر اینکه آنها به دبیرکلی او اعتراضی نکنند و او هم در عوض متعهد شود تا شرایط اسرائیل را در سازمان ملل بهبود بخشد.

او در تبیین ماجرا اذعان می کند بلافاصله پس از نشستن بر مسند دبیر کلی سازمان ملل اولین تعهدش به اسرائیل را انجام داده و دو اسرائیلی را در سمت های کلیدی سازمان ملل- اتفاقی که تا آن زمان نیفتاده بود- منصوب می نماید.
«غالی» همچنین می گوید: «در هر حال تا حدودی موفق به بهبودی روابط اسرائیل با سازمان ملل شدم اما اسرائیلی ها در سال 1996 میلادی پایگاه سازمان ملل واقع در نزدیکی روستای «قانا» در جنوب لبنان را که زنان و کودکان به آن پناه برده بودند بمباران کردند و صدها تن را در عملیاتی که شیمون پرز نخست وزیر وقت اسرائیل آن را خوشه های خشم نامید به قتل رساندند.»

این دبیر کل مصری سازمان ملل از یک حقیقت پرده برداشته و در کتاب خود می افزاید: «هیئت سازمان ملل در گزارش خود از این عملیات، حمله اسرائیل را عمدی خواند ولی اسرائیلی ها ادعا کردند که حادثه بوده و از ما [بخوانید سازمان ملل] خواستند که در گزارش خود تجدیدنظر کنیم ولی من به آن گزارش پایبند بودم و در این لحظه بود که رویارویی لابی صهیونیست ها با همراهی جمهوری خواهان و دموکرات های آمریکا با من آغاز شد؛ آنها در این نقطه نظر اشتراک داشتند که این عرب مصری (پطروس غالی) باید برکنار شود و...»

گفتنی است؛ همان سال 1996، سال پایانی پطروس غالی در سمت دبیر کلی سازمان ملل بود.
او در اعترافات مستندش در این کتاب تصریح می کند باید سازمانی جدید جایگزین این نهاد بین المللی شود چرا که فقط منافع تل آویو و واشنگتن در آن تأمین می شود.

اکنون پس از دو سال از اعترافات هشدارگونه کسی که خود زمانی دبیر کل بزرگ ترین سازمان جهانی بوده است بار دیگر ضرورت تجدیدنظر همه جانبه در ساختار فرسوده و وابسته سازمان ملل به چشم می آید... چرا؟ بخوانید...

2- کمیته تحقیق سازمان ملل در گزارشی با تبرئه رژیم صهیونیستی از حمله مرگبار به کاروان آزادی غزه، محاصره دریایی غزه توسط اسرائیلی ها در 31 ما ه مه 2010 را قانونی دانسته است!
این گزارش که در ماه های اخیر چندین بار به تعویق افتاد در حالی که قرار بوده آخرین ساعات دیروز منتشر شود پنج شنبه گذشته با انتشار در وب سایت روزنامه نیویورک تایمز پیش از انتشار رسمی افشا شده است! در این گزارش که بیش از یکصد صفحه است و نیویورک تایمز آن را درز یک کپی از گزارش گروه تحقیقی سازمان ملل دانسته، آمده است:

«کماندوهای اسرائیلی چون با مقاومت سازمان یافته و خشن گروهی از مسافران کشتی مرمره روبرو شده بودند در آن حمله 9 تبعه ترکیه کشته شدند.»

بنابراین گزارش، کمیته تحقیق سازمان ملل نتیجه گیری کرده است که محاصره دریایی غزه از سوی اسرائیل هم قانونی و هم مقتضی زمان حال بوده است.
البته در این گزارش که تنها بخش هایی از آن منتشر شده بدون آنکه رژیم صهیونیستی را درباره قتل 9 کشته و دهها زخمی کاروان آزادی مسئول بداند به این جمله بسنده شده است که؛ «نیروهای اسرائیلی که وارد کشتی مرمره آبی شده بودند در استفاده از زور زیاده روی کرده و نامعقول رفتار کرده اند».
صرفنظر از اینکه چگونه یک روزنامه آمریکایی به گزارش رسمی کمیته تحقیق سازمان ملل درباره حمله به کاروان آزادی پیش از انتشار رسمی آن دست می یابد باید گفت؛
الف: محورهای منتشر شده از گزارش مبسوط کمیته تحقیق سازمان ملل درباره حمله رژیم صهیونیستی به کاروان آزادی بطور واضح نشان می دهد که هیچ دلیل و استناد حقوقی در این گزارش وجود ندارد تا جنایت آشکار صهیونیست ها در محاصره غیرقانونی یک میلیون و نیم ساکن غزه و قتل 9 فعال صلح تبعه ترکیه را بپوشاند.

ب: سستی این گزارش که تنها کوشیده است صهیونیست ها را تبرئه نماید تا جایی است که تعجب کارشناسان و ناظران بین المللی را نیز برانگیخته است که این چه توجیه بی مقداری است که سربازان صهیونیست کمی بیش از اندازه از «زور» استفاده کرده اند در حالی که تنها در این حادثه دلخراش 9 نفر کشته و ده ها نفر زخمی و مجروح شده اند.

پ: در بدو امر به نظر می رسد رژیم صهیونیستی با نفوذ در کمیته تحقیق سازمان ملل درباره حمله به کاروان آزادی توانسته است به اصطلاح به موفقیتی نائل گردد چه این که شبکه تلویزیونی فرانس24 نیز در پی انتشار گزارش کمیته تحقیق سازمان ملل از سوی روزنامه نیویورک تایمز به نقل از مقامات صهیونیستی گزارش می دهد که «تل آویو» این گزارش را یک «پیروزی دیپلماتیک» برای خود محسوب می کند اما آنچه حقیقت مطلب است آن که، در فضایی که مقارن با بیداری اسلامی در سطح منطقه ای و بیداری مردمی در پهنه فراتر از منطقه است این اقدام سازمان به اصطلاح متعلق به ملت ها و تقلا و تلاش صهیونیست ها یک اقدام کور و بی نتیجه است چرا که اکنون همگان و افکار عمومی دنیا و ملت های مستقل و آزاده این پرسش چالش برانگیز و پرمعنا را دوباره به میان خواهند کشید که چرا گزارش گلدستون درباره جنایات رژیم صهیونیستی در جنگ غزه که به صراحت از سوی کمیته حقیقت یاب سازمان ملل مصداق بارز جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی خوانده شده بود در نهایت اجرایی نشد و متوقف گردیده است؟

3- از 8 ماه پیش که تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در بستر بیداری اسلامی شکل گرفته است و سقوط زنجیره ای دیکتاتورهای متحد با آمریکا و رژیم صهیونیستی همچون حسنی مبارک، بن علی و... را به دنبال داشته است اسرائیل در بدترین شرایط تاریخی خود گرفتار شده است. نه تنها به لحاظ داخلی با اعتراض گسترده مواجه شد که به تعبیری «اسرائیل در محاصره صهیونیست ها قرار گرفت!» بلکه به لحاظ منطقه ای و حتی فراتر از آن در انزوای کامل اسیر شده است و هر روز با شرایطی سخت تر باید دست و پنجه نرم کند. به طوری که مقامات کودک کش تل آویو عجزآلود به سخن درآمدند و بارها و به کرات، موج بیداری اسلامی در منطقه را ناشی از انقلاب اسلامی ایران دانسته و اظهار نگرانی کردند.

البته پیامدهای نگرانی ها و واهمه های مقامات رژیم صهیونیستی هر روز بیشتر نمایان می شود. از جمله این نگرانی ها و پریشان خاطری صهیونیست ها، وضعیت مصر جدید است که یکی از مهم ترین خواسته انقلابیون لغو معاهده کمپ دیوید است.

با این اوضاع و احوال، طبیعی است که برای یک عملیات روانی هم که شده است رژیم صهیونیستی تمام تحرکات و تلاش های خود را به کار گیرد تا قدری از فشار روز افزون برخود کم کند اما مشکل مضاعف اینجاست که گزارش توخالی و بی پایه و اساس کمیته تحقیق سازمان ملل مبنی بر تبرئه اقدامات جنایتکارانه صهیونیست ها در حمله به کاروان آزادی راهکار فرار از انزوا و استیصال و سر درگمی رژیم صهیونیستی نیست بلکه یک بار دیگر توجه مجامع جهانی و افکار عمومی دنیا را بر روی این رژیم جعلی معطوف می کند آنهم در شرایطی که روز قدس امسال به یک روز کاملاً بین المللی برای حذف این رژیم جنایتکار و زیاده خواه مبدل شده بود و از نیل تا فرات، راهپیمایان شعار مرگ بر اسرائیل سر دادند.

4- و بالاخره باید این نکته را به نکات قبلی افزود که به برکت موج مواج بیداری اسلامی و آگاهی روز افزون ملت ها که حتی تا قلب اروپا به پیش رفته است اقدامات فرافکنانه و دروغین آمریکا، اسرائیل و چند کشور اروپایی همراه آنها حتی از طریق دالانی به نام سازمان ملل دیگر نتیجه بخش نخواهد بود و در چرخه ای معکوس به ضرر آنها تمام می شود.

از همین رهگذر و در همین خط اگر کسی مثل سارکوزی رئیس جمهور فرانسه به صحنه می آید و در سخنانی خصمانه با تکرار ادعای واهی غرب درباره برنامه هسته ای صلح آمیز کشورمان، ایران اسلامی را به رویارویی با آنچه که حمله پیش دستانه خوانده تهدید می کند ناشی از آن است که می خواهند فضای کنونی دنیای سیاست را به سمت اهداف جاه طلبانه شان سوق داده و از حرکت پیش رونده بیداری ملت ها با طرح مسایلی فریبکارانه جلوگیری نمایند ولی آنچه که امروز افکار عمومی دنیا بدان باور دارند این است که نه گزارش سازمان ملل درباره حمله اسرائیل به کاروان آزادی مطابق با واقعیت است و نه اتهامات سارکوزی علیه برنامه صلح آمیز هسته ای ایران رنگی از حقیقت دارد قمپز خنده داری که هیچکس برای آن تره خرد نمی کند.
*کیهان

کنگره آمریکا طرحی را بررسی می کند تا مانع از تلاش فلسطینی ها برای مطرح شدن موضوع به رسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطینی در نشست سازمان ملل متحد شود.

به گزارش واحد مرکزی خبر، شبکه تلویزیونی راشاتودی گزارش داد، کنگره امریکا در حال بررسی طرحی است که به مساله به رسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطینی در نشست سازمان ملل متحد در ماه جاری مربوط است.

براساس این طرح که جمهوری خواهان در مجلس نمایندگان امریکا ارائه کرده اند امریکا حمایت مالی خود را از نهادهای زیرمجموعه سازمان ملل متحد قطع خواهد کرد که تشکیل کشور مستقل فلسطینی را به رسمیت بشناسند.

ایلینا راس لیتنین (Ileana Ros-Lehtinen) رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا ، بانی این طرح است.

وی از حامیان سرسخت رژیم صهیونیستی است.

براساس بخشی از این طرح ، از دولت امریکا خواسته شده است رویه تامین مالی نهادهای سازمان ملل را تغییر بدهد و واشنگتن به صورت داوطلبانه انتخاب کند از چه برنامه های سازمان ملل متحد حمایت مالی کند.

امریکا 20 درصد کل بودجه سازمان ملل متحد را تامین می کند.

در این طرح جدید درخواست شده است امریکا همه حمایتهای مالی خود را از ماموریتهای سازمان ملل متحد برای پاسداری صلح متوقف کند و اصلاحاتی در این زمینه بوجود بیاورد.

با نزدیک شدن به بررسی طرح خواسته فلسطینی ها در سازمان ملل مبنی بر تشکیل کشور مستقل فلسطین، رژیم صهیونیستی از تدابیر بیشتر امنیتی استفاده می کند.

به گزارش رسا، مقامات رژیم اشغالگر قدس سگ های آموزش دیده را در اختیار شهرک نشینان صهیونیست قرار می دهد تا از آنها علیه فلسطینی ها استفاده کنند.

با نزدیک شدن به برپایی جلسه سازمان ملل و بررسی طرح تشکیل کشور مستقل فلسطین مقامات رژیم صهیونیستی با ابراز نگرانی از اجرای این طرح تدابیر شدید امنیتی را در منطقه به اجرا گذاشته اند.

گفتنی است، محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی قصد دارد درخواست به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطینی را همزمان با نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ماه سپتامبر، به شورای امنیت ارائه دهد.

انتظار می‌رود 130 کشور از 192 کشور عضو مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر به تشکیل کشور مستقل فلسطین رای مثبت دهند.

لازم به ذکر است، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل در سفر خود به سرزمین‌های اشغالی اعلام کرد که حتی به رغم حمایت مجمع عمومی سازمان از به رسمیت شناخته شدن کشور فلسطین، آمریکا در شورای امنیت آن را وتو خواهد کرد.

وزارت خارجه ترکیه در اعتراض به خودداری اسرائیل از عذرخواهی در قبال حمله کماندوهای آن کشور به کاروان کشتی های حامل اقلام بشردوستانه برای ساکنان نوار غزه دستور اخراج سفیر اسرائیل را صادر کرده است.

به گزارش بی بی سی، در جریان حمله کماندوهای اسرائیلی، ۹ تن از فعالان ترکیه ای که در نظر داشتند با ورود به آب های ساحلی غزه، محاصره اقتصادی این منطقه توسط اسرائیل را نقض کنند جان خود را از دست دادند.

دولت اسرائیل گفته است که کماندوهای اسرائیلی تنها زمانی دست به تیراندازی زدند که هدف حمله مسلحانه سرنشینان کشتی قرار گرفتند و با انتشار تصاویری از این حادثه، در صدد اثبات دیدگاه خود بوده است.

موضوع حمله کماندوهای اسرائیلی به سازمان ملل نیز ارجاع شده بود و این سازمان پس از تحقیق در این مورد، عملیات ماموران اسرائیلی را قانونی هر چند همراه با خشونت بیش از اندازه توصیف کرده است.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، اسناد و مدارک بدست آمده نشان می‌دهد که کمک نظامی 44 میلیون دلاری وزارت دفاع آمریکا شامل دست‌کم 10 میلیون دلار کمک برای آذربایجان است.

بنا بر این گزارش، این کمک نظامی ظاهرا بمنظور ارتقاء قابلیت‌های نیروهای ویژه دریایی در عملیات مقابله با تروریسم به دولت آذربایجان ارائه شده است و شامل قایق های کوچک، موتورها، تجهیزات غواصی و دوره‌های آموزشی می‌شود.

بر اساس این گزارش، این بودجه نظامی اخیرا توسط مقامات پنتاگون تصویب و به کنگره آمریکا فرستاده شده بود و پیش از آنکه این مبالغ بتواند در اختیار دیگر کشورها قرار گیرد، باید به تصویب کنگره آمریکا برسد.

این گزارش افزود: وزارت دفاع آمریکا این اختیار را دارد تا در سال جاری میلادی تا سقف 350 میلیون دلار برای حمایت از عملیات‌های مقابله با تروریسم در دیگر کشوها هزینه کند. پنتاگون معمولا کمک‌های نظامی خود را هر ساله به 3 یا 4 سازمان و یا نهاد نظامی در جهان ارسال می‌کند.

بنا بر این گزارش، نخستین بسته کمک نظامی پنتاگون در سال جاری میلادی شامل 43 میلیون دلار بود که مستقیما در اختیار ناتو و دیگر متحدان این کشور در جنگ افغانستان قرار گرفته است. بسته دوم نیز شامل 145.4 میلیون دلار مستقیما در اختیار کشورهای شمال آفریقا قرار داده شد تا در عملیات به اصطلاح مبارزه با القاعده مورد استفاده قرار گیرد.

نخست وزیر سابق لبنان که در طول ماه مبارک رمضان در عربستان به سر می برد، نماز عید فطر را در کنار پادشاه سعودی ادا کرد.
به گزارش پایگاه خبری "لبنان الآن"، "سعد الحریری" رئیس جریان المستقبل لبنان و نخست وزیر سابق این کشور که پس از برکناری از این پست لبنان را به مقصد عربستان ترک کرده و هنوز به کشور بازنگشته، به مناسبت عید فطر و تبریک این روز با برخی از امرا و مقامات سیاسی عربی گفت وگو و تماس تلفنی داشت .

بر اساس این گزارش، حریری نماز عید فطر را در عربستان و در کنار "ملک عبدالله" پادشاه عربستان ادا کرد. در عربستان سه شنبه عید فطر اعلام شده بود و نماز عید فطر نیز در مسجدالحرام با حضور تعدادی از شاهزادگان و مقامات ارشد رژیم حاکم سعودی برگزار شد.

حریری ملک عبدالله در نماز عید فطر

در دوره نخست وزیر حریری، دولت سعودی همواره از او حمایت می کرد اما دولت حریری با استعفای 11 وزیر دولت ساقط شد و میشل سلیمان پس از مشورت با فراکسیون های مجلس، نجیب میقاتی را مامور تشکیل کابینه کرد که این امر دلخوری حریری از رئیس جمهور لبنان را به همراه داشت.

از سوی دیگر عربستان در پی تضعیف نقش سوریه در لبنان بوده و به همین دلیل تاکنون حمایتی از میقاتی نخست وزیری میانه رو و مستقل که به دنبال حل و فصل مشکلات است و حاضر به امتیازدهی به سعودی ها در جریان سلاح مقاومت نیست، نکرده است. حتی در جریان سفر میقاتی به عربستان پادشاه سعودی با او دیدار نکرد هر چند که رسانه ها این گونه توجیه کردند که میقاتی صرفا برای ادای حج عمره به عربستان رفته بود و با چند مقام سعودی نیز دیدارهایی انجام داده است.

مایکل هایدن، رییس اسبق آژانس امنیت ملی آمریکا و سیا خواستار ایجاد «بلک‌واتر دیجیتالی»‌ برای مقابله با تهدیدات به اصطلاح سایبری شد.

به گزارش مشرق، مایکل هایدن در نشست امنیتی آسپن بیان داشت: «ممکن است ما به نقطه‌ای رسیده باشیم که در آن دفاع حتی برای بخش خصوصی نیز بیشتر و شدیدتر معنا داشته باشد و آنچه را ما در آنجا اجازه انجام آن را به بخش خصوصی می‌دهیم هیچ گاه در فضای فیزیکی نخواهیم داد. از همین رو، نظرتان در مورد یک بلک‌واتر دیجیتالی چیست؟»

نشست امنیتی آسپن هفته گذشته توسط موسسه آسپن برگزار شد. این موسسه یک سازمان جهانی است که عمدتاً توسط شرکت کارنیج، صندوق برادران راکفلر و بنیاد فورد تاسیس شده است. بر اساس اسناد موجود، بنیاد فورد با سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، نیز در ارتباطات است.

هایدن که برای بانکداران و فعالان جهانی‌سازی صحبت می‌کرد اظهار داشت لازم است تا تشکیل یک ارتش مزدور را داد که به دشمنان بخش‌های خصوصی، از جمله دشمنان بانک‌ها و شرکت‌های فراکشوری آنان، حمله کنند. لازم به ذکر است که اداره بزرگ‌ترین آژانس جاسوسی رمزنگاری جهان نیز به هایدن نسبت داده شده است. همچنین آژانس امنیت ملی آمریکا، یا همان ان‌اس‌ای، امکانات لازم برای جمع‌آوری حجم انبوهی از داده‌های کاربران اینترنت را در اختیار دارد. در سال 2006، مارک کلاین متخصص اسبق شرکت ای‌تی اند تی برملا ساخت که این آژانس دقیقاً چه مقدار داده از کاربران اینترنتی جمع‌آوری کرده است.

در خصوص اقدامات آمریکا برای مقابله با حملات سایبری لازم به ذکر است که پنتاگون اخیرا مدعی شده است در صورتی که هدف حملات سایبری قرار گیرد، پاسخ این اقدامات را با موشک خواهد داد. همچنین کاخ سفید در یکی از اعلامیه‌های خود در ماه می اعلام کرد: «ما این حق را برای خود محفوظ می‌داریم تا به منظور دفاع از کشور، هم‌پیمانان، شرکا، و منافع خود از کلیه وسایل لازم و مقتضی ــ دیپلماتیک، اطلاعاتی، نظامی، و اقتصادی ــ سازگار با قوانین بین‌المللیِ قابل اجرا استفاده کنیم».

بلک‌واتر که اکنون نام خود را به شرکت خدماتی Xe تغییر داده است، با اتهامات بی‌شماری مواجه شده است، از جمله اینکه کارکنان این شرکت از روی عیاشی و بی‌فکری ده‌ها شهروند عراقی را به هنگام فعالیت برای وزارت دفاع آمریکا در عراق، به قتل رسانده‌اند. اریک پرنس مؤسس و مالک این شرکت نیز متهم به این شده است که در قتل افرادی که برای بررسی این شرکت با مقامات فدرال همکاری می‌کردند نقش داشته است. در ماه ژوئن، یک قاضی فدرال حکمی را صادر کرد که بر اساس آن این شرکت مزدور به خاطر مرگ چهار تن از کارکنان خود در یک حمله خونین در سال 2004 در عراق مقصر شناخته شد.

'هشام ابوحجر'فرمانده نظامی شورای انتقالی لیبی اعلام کرد: درمدت شش ماه مبارزات نیروهای انقلابی لیبی علیه معمر قذافی حاکم مستبد 50 هزار نفر کشته شده اند.
به گزارش ایرنا، رونامه الشروق الجزایر امروز(چهارشنبه) به نقل ازفرمانده نظامی شورای انتقالی لیبی، نوشت: بیشترکشته شدگان درگیری های 6 ماه گذشته میان نیروهای انقلابی لیبی و نیروهای طرفدار قذافی، شهروندان لیبیایی هستند.
هشام ابوحجر با بیان اینکه آمار این کشته شدگان راهلال احمر لیبی اعلام کرده است، یادآور شد که بیشتر کشته شدگان از شهروندان طرابلس، مصراته و جبل نفوسه هستند.
وی افزود: شدیدترین درگیری ها میان نیروهای انقلابی لیبی و طرفداران معمر قذافی در ماه جاری و برای تسلط بر طرابلس، پایتخت لیبی بوده است که با حمایت ناتو انجام شد.

شواهد موجود و اطلاعات به دست آمده نشان می‏دهد که سفارت رژیم صهیونیستی در "امان" تبدیل به لانه جاسوسی این رژیم در اردن شده است.

به گزارش فارس، اردن در سال 1994 میلادی یک پیمان صلح (موسوم به وادی عربه) با رژیم صهیونیستی امضا کرد و پس از مصر دومین کشور عربی است که با رژیم صهیونیستی پیمان سازش دارد.

پس از امضای این توافقنامه، رژیم صهیونیستی از طریق سفارت خود در "امان" فعالیت‏های خود را در این کشور افزایش داد و اکنون سفارت این رژیم اشغالگر تبدیل به لانه جاسوسی برای مزدوران "موساد" شده است.

رژیم صهیونیستی از طریق سفارت خود در امان تلاش می‏کند تا نیروهای اردنی را در راستای اهدف خود جذب کند و نگاهی به فعالیت‏های این سفارتخانه پرده از اهداف شوم این رژیم بر می‏دارد.

به عنوان مثال، "یحیی عبیدات" نماینده پارلمان اردن در هنگام بررسی بودجه سال 2011 این کشور در صحن علنی پارلمان با افشاگری خود علیه فعالیت‏های موساد، همگان را غافلگیر کرد.

وی اعلام کرد که در طول خدمت نظامی خود در "پاریس"، رئیس سازمان موساد تلاش زیادی برای جذب وی کرده است.

این نماینده پارلمان گفت: رئیس موساد در جریان ریزترین و دقیق‏ترین تفاصیل خرید اسلحه اردن از روسیه قرار داشت و سعی کرد با به خدمت گرفتن بنده، دیگر اهداف خود را در اردن محقق سازد.

نمونه بعدی از فعالیت موساد در اردن، مربوط به طرح شکایت یک کارمند اردنی شاغل در سفارت رژیم صهیونیستی در اردن است.

یک کارمند زن اردنی در سفارت اسرائیل در امان از تدوین یک دادخواست قضایی علیه سفیر رژیم صهیونیستی و سایر کارمندان این سفارتخانه خبر داد.

وی اعلام کرد که اتهام این افراد ایجاد یک دفتر برای سرویس‌های جاسوسی اسرائیل "موساد" در داخل ساختمان سفارتخانه است.

در لایحه اتهام این افراد آمده است: "عقلۀ أبو زید" کارمند زن اردنی که در سفارت اسرائیل در امان کار می‌کرد، یک دادخواست قضایی علیه این سفارت تدوین کرده و طی آن اعلام کرده است که این سفارتخانه آزادی‌اش را محدود و او را به ربودن و آزار رساندن تهدید کرده است.

در این دادخواست که توسط دو وکیل به نام‌های "فایز شنیکات" و "شاکر العبادی" ارائه شده، آمده است: این کارمند که از 1999 در این سفارت اسرائیل در امان کار می‌کرد، ماه پیش از سوی نیروهای حراست در سفارتخانه مذکور در چارچوب تحقیقات برای اختلاس‌های مالی که به یک کارمند زن اسرائیلی در سفارت اسرائیل مربوط می‌شد، بازداشت شد.

بر اساس این دادخواست، نیروهای امنیتی سفارت این کارمند را به طبقه چهارم این سفارتخانه که در حالت عادی ورود و خروج به این طبقه ممنوع بود، منتقل کردند. این طبقه مختص نیروهای موساد بود. سپس این کارمند را برخلاف عرف و قوانین حقوق بشر مورد بازجویی قرار دادند و او را تهدید کردند که وی را خواهند ربود و به خارج از اردن و مرکز موساد در فلسطین اشغالی منتقل خواهند کرد. وی تا 6 جولای گذشته تحت شدیدترین شکنجه‌های روحی و جسمی بوده است.

دادستان این پرونده اعلام کرد که بر اساس قانون اردن امکان محاکمه "دانیل نیفو" سفیر اسرائیلی در امان و 5 اسرائیلی دیگر وجود ندارد زیرا این قانون اجازه محاکمه دیپلمات‌ها را نمی‌دهد.

اما وکلای مدافع این کارمند اردنی اعلام کردند: حتی اگر دادگاه مانع محاکمه سفیر و کادر سفارتخانه شود، قانون اردن این اجازه را به موکلشان می‌دهد که از نظر حقوقی موضوع جبران و غرامت آسیب‌های روانی وارد شده به خود را پیگیری کند.

البته از اکتوبر سال 1994 میلادی که میان اردن و رژیم صهیونیستی پیمان سازش امضا شد، این نخستین بار است که شکایتی علیه سفارت این رژیم در "امان" مطرح می‏شود.

همچنین یک شهروند اردنی در ماه جاری میلادی در قاهره به اتهام جاسوسی برای رژیم صهیونیستی دستگیر و برای بازجویی به دادستانی جنایی مصر تحویل داده شد.

تحقیقات دادستانی امنیت عالی مصر از بشار ابراهیم ابو زید، متهم اردنی پرده از حقایق خطرناکی برمیدارد که ابو زید طی تحقیقات به آنها اعتراف کرد.

از اعترافات بدست آمده از این جاسوس اردنی این‌گونه برمیآید که سازمان اطلاعات و جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) از طریق سیم کارت‌های تلفن همراه اقدام به جاسوسی از تمام مکالمه‌های بین المللی و دستگاه‌های اینترنتی منطقه خاورمیانه و بویژه مصر ، سوریه ،عربستان ، یمن ، لیبی ، الجزایر ، ایران ، لبنان و عراق میکند.

از تحقیقات صورت گرفته آشکار می شود که هنوز مصری‌ها در این شبکه که از دو سال پیش فعالیت خود را در مصر توسط ابوزید آغاز کرد، به دام نیفتاده‌اند.

افسران اطلاعاتی مصر موفق شدند، با تحت نظر قراردادن ابو زید دو شبکه جاسوسی را کشف کنند که از طریق شنود تماس‌های بین المللی برای موساد جاسوسی میکردند.

متهم اردنی که در کشور خودش و توسط سفارت رژیم صهیونیستی به خدمت گرفته شده در طول تحقیقات که روند آن را عبد المجید محمود، دادستان مصر شخصا برعهده دارد، اعتراف کرد که از دو سال پیش از طریق یک افسر سازمان اطلاعات اسرائیلی و پس از آشنایی با وی از طریق اینترنت به خدمت موساد درآمد.

از دیگر نمونه‏های فعالیت موساد در اردن، اقدام این سازمان جاسوسی به منظور ترور "خالد مشعل" رئیس دفتر سیاسی حماس در اردن است.

در سال 1997 میلادی، موساد از طریق سفارت رژیم صهیونیستی در امان کوشید تا خالد مشعل را ترور کند ولی موفق به این کار نشد.

در پی این ناکامی، ترور کنندگان بلافاصله به سفارت رژیم صهیونیستی در امان پناه بردند و پس از دخالت مستقیم "حسین بن طلال" پادشاه وقت اردن، این افراد بدون هرگونه مشکلی خاک اردن را ترک کردند.

یکی دیگر از فعالیت‏های موساد در اردن، آموزش نیروهای نظامی و امنیتی تشکیلات خودگردان فلسطین در خاک اردن است.

از آنجا که رژیم اردن امنیت لازم را برای نیروهای صهیونیستی فراهم می‏آورد، این کشور تبدیل به یکی از پایگاه‏های اصلی صهیونیست‏ها جهت آموزش نیروهای تشکیلات خودگردان شده است.

نظام اردن همچنین به طور علنی به همکاری با رژیم صهونیستی می‏پردازد که آخرین نمونه آن اطلاع دادن به این رژیم پیش از انفجارات شهر "ایلات" بود.

به همین دلیل، احزاب مخالف دولت، اتحادیه‏های صنفی و شهروندان اردنی همواره سفارت رژیم صهیونیستی در امان را به جاسوسی علیه اردن متهم می‏کنند و خواستار بستن این لانه جاسوسی در اردن شده اند.

در همین راستا، جبهه عمل اسلامی اردن (شاخه اخوان المسلمون) به عنوان بزرگ‏ترین طیف مخالف دولت در تاریخ 22/8/2011 با ارسال نامه ای به "معروف بخیت" نخست وزیر اردن ضمن محکوم کردن این اقدام، همکاری با صهیونیست‏ها را اقدامی بی شرمانه و ننگین توصیف کرد.

"حمزه منصور" دبیرکل جبهه عمل اسلامی در این نامه گفت: همکاری امنیتی با رژیم صهیونیستی کاملا محکوم شده است و این مساله خطری بزرگ برای اردن، فلسطین و امت عربی و اسلامی به شمار می‏رود.

این نامه می‏افزاید: هرگونه همکاری با رژیم صهیونیستی بویژه در زمینه‏های امنیتی سبب خواهد شد تا شکاف میان دولت و ملت اردن بیش از پیش شود و در مقطع کنونی چنین امری به هیچ وجه به صلاح کشور نیست.

حمزه منصور تصریح کرد: حکومت اردن باید نیروهای امنیتی خود را از ننگ ارتباط و همکاری با صهیونیست‏ها پاک کند و راهکارهای لازم را به منظور مقابله با چنین اقداماتی اتخاذ نماید.

البته رژیم صهیونیستی نیز با درک جایگاه اسلامگرایان نزد ملت، نسبت به افزایش نفوذ این طیف در جامعه اردن ابراز نگرانی کرده است.

همچنین بر اساس گزارشات سازمان جاسوسی موساد و برخی دستگاه‏های اطلاعاتی خارجی، رژیم صهیونیستی نسبت به بروز برخی تغییرات در مرزهای شرقی خود ابراز نگرانی کرده است.

بر اساس این گزارشات، جنبش اسلامگرای اردن خود را آماده تشکیل حکومت اسلامی در این کشور می‏کند و همین مساله سبب نگرانی صهیونیست‏ها شده و از همین رو این رژیم تصمیم گرفته توسط موساد، فعالیت‏های خود را در اردن افزایش دهد.

بر اساس اعلام یک منبع آگاه صهیونیستی، روابط دیپلماتیک اردن و رژیم صهیونیستی به دلیل فشارهای روز افزون گروه‏های مخالف رژیم صهیونیستی و مبارزان عادی سازی روابط با این رژیم در معرض تهدید قرار گرفته است.


بر اساس اعلام این منبع، خیزش ملت‏های عربی، رکود مذاکرات و تلاش‏های فلسطین جهت به رسمیت شمردن این کشور در سازمان ملل متحد در ماه آینده سبب افزایش دشمنی و فعالیت‏های مبارزه با عادی سازی با این رژیم شده است.

این منبع اسرائیلی همچنین تصریح کرد که مسئولان بلندپایه اسرائیلی با همتایان اردنی خود وارد مذاکره شده‌اند و از آنان خواسته‌اند تا بر اساس پیمان سازش با این رژیم، فعالیت‏های دیپلماتیک، اقتصادی، فرهنگی و بازگانی خود را با صهیونیست‏ها افزایش دهند.

البته احزاب و شهروندان اردنی نیز در برابر اقدامات نژادپرستانه رژیم صهیونیستی ساکت ننشسته‌اند و با انجام فعالیت‏های گوناگون خواستار قطع هرگونه همکاری با این رژیم جنایتکار شده اند.

به عنوان مثال، صدها تن از جوانان اردنی در ماه مبارک رمضان با حمله به سفارت این رژیم در امان و به آتش کشیدن پرچم آن، خواستار اخراج سفیر اسرائیل از کشورشان شدند.

همچنین فعالان ضد صهیونیستی اردن پس از امضای پیمان وادی عربه با تشکیل کمیته مبارزه با عادی سازی روابط اردن و رژیم صهیونیستی بسیار کوشیده‏اند تا از میزان حضور و فعالیت عناصر رژیم صهیونیستی در کشورشان بکاهند.

با وجود تمام فعالیت‏های ضد صهیونیستی احزاب و شهروندان اردنی، تا زمانی که حکومت این کشور از رژیم صهیونیستی حمایت می‏کند و به همکاری خود با این رژیم ادامه می‏دهد، این فعالیت‏ها راه به جایی نخواهد برد و درمانی مقطعی و سطحی برای درد جامعه به شمار می‏رود.

همزمان با تحرکات ارتش مصر در صحرای سینا، رژیم صهیونیستی دو ناو جنگی دیگر را به دریای سرخ اعزام کرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، یک مقام نظامی اسرائیل روز سه‌شنبه اعلام کرد که تل‌آویو دو ناو جنگی بیشتر برای تمرکز در دریای سرخ اعزام کرده است.

این مقام نظامی رژیم صهیونیستی گمانه‌زنی برخی از رسانه‌های این رژیم درباره ماموریت این دو ناو جنگی را رد کرد.

برخی رسانه‌های اسرائیلی اعلام کرده بودند که این ناوها در ارتباط با حمله ارتش مصر به شبه‌جزیره سینا به دریای سرخ اعزام شده‌اند.

البته مقامات اسرائیلی اعزام این ناوهای اضافی به دریای سرخ را اقدامی عادی توصیف کردند.

ناوهای رژیم صهیونیستی به طور معمول در اطراف بندر ایلات در بخش شمالی دریای سرخ به گشت‌زنی می‌پردازند.

قذافی هم رفته است و جستجوی خانه به خانه برای یافتن وی و اعضای خانواده اش ادامه دارد. دستگیری وی نقطه عطف مهمی در تکمیل انقلاب لیبی خواهد بود اما معلوم نیست وی از کشور خارج شده و یا در یکی از مناطق شهری یا روستایی لیبی مخفی شده است.

دیکتاتوری که رکورد طولانی ترین شخص زنده دارنده قدرت سیاسی در جهان را داشت هم اکنون فراری است و معلوم نیست مانند «زین العابدین بن علی» رئیس جمهور تونس از کشور فرار کرده است و یا مانند «صدام حسین» در دخمه ای در گوشه و کنار شهرهای لیبی پنهان شده است. «معمر قذافی» شاید هیچ گاه فکر نمی کرد امواج سونامی بهار عربی او را هم سرنگون کند. دیکتاتور متوهم عرب کتابی برای رهایی بشریت نوشته بود و اعتقاد داشت راه رهایی بشر استفاده از عملکردهای ابلهانه کتاب اوست. کاش کتاب او این قدرت را داشت تا با استفاده از عملکردهایش دستکم خود او می توانست از کارهایی که در بیش از چهار دهه در لیبی انجام داده رهایی بخشد.

به گزارش دادنا و به نقل از نشریه فارن پالیسی، وی در حالی که هنوز مشخص نیست در کجا پنهان شده و برای زنده یا مرده او 10 میلیون دلار جایزه تایین کرده اند اعلام کرده حاضر به گفتگو برای انتقال قدرت است! اما گاهی زود دیر می شود آقای دیکتاتور. عکس های جمع آوری شده نشریه را در مورد لیبی پس از قذافی و جستحو برای یافتن وی را مرور می کنیم.

مخالفان مسلح قذافی با تصرف طرابلس خانه های مشکوک به پناه گرفتن قذافی و پسرانش را جستجو کردند و اثری نیافتند. یکی از مخالفان مسلح در خانه تصرف شده "ساعدی قذافی" و در اتاق بدنسازی او به سوی یکی از مانکن ها شلیک می کند. "ساعدی قذافی"  رئیس فدراسیون فوتبال لیبى و فرمانده گردان ۴۸ نیروهای ویژه لیبی به نام گردان الساعدی بود که در سرکوب معترضان مخالف قذافی نقش عمده ای داشت. وی اخیرا دستگیر شده است.


درب یکی از تونل های زیرزمینی در باب العزیزیه طرابلس. باب العزیزیه مقر معمر قذافی رهبر لیبی است که یک دژ بسیار مستحکم به شمار می آید و به معنای دروازه پر زرق و برق است. این دژ در حومه جنوب طرابلس پایتخت لیبی قرار دارد. باب العزیزیه شش کیلومتر مربع گستردگی دارد.



بوسه یکی از سربازان مخالف دولت مرکزی قذافی بر فشنگ های جنگی در منطقه باب العزیزیه طرابلس


غارت از باب العزیزیه و املاک شخصی دیکتاتور ادامه دارد. هر چه باشد مهم نیست: چند متری موکت یا تعدادی عروسک خرس و حیوانات دیگر






شبکه الجزیره یکی از تونل های زیرزمینی دژ باب العزیزیه را نمایش داد. احتمالاً قذافی و اعضای خانواده اش از تونل های زیرزمینی به مکان نامعلومی گریخته اند.


مردم و مخالفان مسلح به خاطر تصرف دژ و کاخ باب العزیزیه در مرکز طرابلس جشن و شادمانی می کنند.




حکومت قذافی چندین سال پیش یکی از جت‌های جنگنده آمریکایی را منهدم کرد و به مناسبت آن مجسمه ای را به صورت مشت فشرده ای که جت جنگی را له کرده است در طرابلس به نمایش گذاشت. حالا نوبت مخالفان است که مجسمه هایی برای ساقط کردن قذافی سفارش دهند و در میادین شهر نمایش دهند.




یکی از مخالفان مسلح قذافی در حال ژست گرفتن جلوی دوربین و در منزل شخصی "عایشه قذافی" تنها دختر دیکتاتور. تختی که وی روی آن دراز کشیده کاملاً از طلا ساخته شده است.


مخالفان مسلح در یکی از خیمه های حکومت قذافی در باب العزیزیه. قذافی مایل بود در همین خیمه ها با اشخاص مهم بین المللی و دیپلمات ها دیدار کند.


مخالفان در جستجوی "ساعدی قذافی" در یکی از هتل های طرابلس، جستجویی که نتیجه داد و منجر به دستگیری او شد.


آلبومی از عکس های "کاندولیزا رایس" وزیر امور خارجه سابق آمریکا در یکی از اقامتگاه های معمر قذافی در باب العزیزیه


کاشی کاری در یکی از میادین طرابلس منقش به تصویر قذافی که گلوله باران شده است. در زیر تصویر وی نوشته شده است: "رهبر پیروزی و مقاومت".


اعتدال: باستان شناسان تاکید کردند که نیروهای اشغالگر آمریکایی گنج افسانه ای نمرود را که شامل 650 قطعه طلای گرانبها در اندازه های مختلف است، از عراق به سرقت بردند.

به گزارش العالم این باستان شنان افزودند: گنج نمرود به دستور صدام دیکتاتور عراق در صندوقهای بزرگی در زیرزمین بانک مرکزی این کشور نگهداری می شد.

باستان شناسان تصریح کردند: کاوشها برای یافتن این گنج که نشان دهنده تجمل گرایی حکومت نمرود است؛ در سال 1988 میلادی در منطقه نمرود در 37 کیلومتری شمال موصل آغاز شد و در سال 1992 پایان یافت.


به گفته این باستان شناسان، صدام دستور داده بود که گنج نمرود به طور بسیار محرمانه به زیرزمینی محافظت شده در بانک مرکزی انتقال یابد اما یکی از همدستان نیروهای اشغالگر آمریکایی محل نگهداری گنج نمرود را به آنان نشان داد.

به نوشته خبرگزاری "اور" عراق، نیروهای آمریکایی اواخر سال 2003 میلادی این آثار گرانبها را در موزه عراق به نمایش گذاشتند و "پل برمر" حاکم آمریکایی وقت عراق آن را یک پیروزی بزرگ خواند تا اینکه این گنج طلا کم کم رو به کاهش نهاد و در سایه جو ترس و هرج و مرج در عراق طی سالهای خشونتهای خونین به کلی ناپدید شد.

به گفته منابع محلی، مکانی که گنج نمرود در آن کشف شد؛ شاهد عملیات جستجو و کاوش جدیدی بود.

برپایه این گزارش، آنچه باعث شگفتی است، نادیده گرفته شدن این موضوع مهم و حساس از سوی رسانه ها است؛ درحالیکه از انتشار کمترین اطلاعات درباره سرنوشت گنج افسانه ای نمرود به شدت جلوگیری می شود.

امروز صبح توی مترو تبلیغ آب معدنی آکوافینا(Aquafina) رو دیدم؛ احتمالا شما هم چشمتون بهش خورده. (با این مضمون: سالم ترین آب معدنی بدون نیترات در ایران؛ و زیرش هم برای شیر فهم شدن ما گفته: نیترات مضرترین ماده موجود در آب می باشد!) این تبلیغ رو چند باری دیده بودم ولی امروز چشمم افتاد به آرم Pepsi روی آب معدنی آکوافینا!

من نمی دونم این چه صیغه ایه که حلقمون برای فحش دادن به اسرائیل پاره کنیم و روز قدس پرچمش آتیش بزنیم، که چی؟ که آقا اسرائیل اخه و تفه و جیز! اون وقت از تریبون های رسمی این مملکت، محصولاتشون تبلیغ میشه! آخه اینم شد کار؟ بالاخره حرف شما چیه؟ بگید تا ما تکلیف خودمون بدونیم.

به نظرم بعضی از چیزها به شرافت آدم بر می گرده و ربطی به دیانت و سیاست و این چیزا نداره! مطمئنا هیچ کس دوست نداره پولش صرف کشتن یه آدم بشه! درسته یا بهم دورغ گفتن؟ اگه دروغ گفتن بگین ها! تعارف می کنین؟ (با صدای جواد عزتی)

در همینجاس که بلوتوث کبیر می فرماید: تو نبودی که می گفتی این اسرائیل پست است؟ تو نبودی که می گفتی نباید باهاشان مبادله داشته باشیم؟  تو نبودی که کشتن کودکان را تقبیح می کردی؟ آه خدای من! چه زود فراموش کردید!

بعد از تبلیغ نستله(Nestle) در تلویزیون، چشممان به تبلیغ پپسی(Pepsi) در مترو تهران روشن!

اینهمه آب معدنی! این که دیگه موبایل نیست که بگین نوکیا(Nokia) آنتن دهیش عالیه؛ کامپیوتر نیست که بگین اینتل(Intel) محشره! این حضرات هم، اگر از پس امروز بود فردایی، خودشون باید جواب اون بچه های فلسطینی رو بدن!

منبع: rouzname.ir

به گزارش خبرگزاری فارس، "عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود" پادشاه عربستان با ارسال نامه ای به "عبدالله دوم" همتای اردنی خود بر حمایت کشورش از اردن تاکید کرد.
پادشاه عربستان در این نامه تصریح کرد: کمک‏هایی که عربستان به اردن می‏کند بر اساس وظیفه انسانی و برادری است؛ زیرا سرنوشت اردن برای عربستان سعودی بسیار حائز اهمیت است.
این نامه می‏افزاید: هر مساله ای که بر اردن و امنیت این کشور تاثیر بگذارد، بر ثبات و امنیت عربستان نیز موثر خواهد بود و به همین جهت عملکرد عربستان در قبال اردن بر همین اساس است.
این نامه می‏افزاید: عوامل بسیاری وجود دارد که اردن و عربستان را به یکدیگر پیوند می‏دهد.
پادشان عربستان در پایان خاطر نشان کرد که سرنوشت اردن و عربستان به یکدیگر گره خورده و از همین رو عربستان در راستای حل مشکلات اردن از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.
به دلیل بروز انقلاب‏های مردمی در برخی کشورهای عربی از جمله بحرین، اردن و یمن، کشور عربستان سعودی بسیار احساس نگرانی کرده و به حمایت از نظام‏های این کشورها پرداخته و در همین راستا، تا از ابتدای سال جاری میلادی تا کنون مبلغ ۲/۱ میلیارد دلار به اردن کمک مالی بلاعوض کرده است.

یک روزنامه صهیونیستی اعلام کرد که مصر درخواست اسرائیل برای برافراشتن مجدد پرچم این رژیم بر بالای سفارت این رژیم در قاهره و کنسولگریش در اسکندریه را نپذیرفت.

به گزارش فارس، روزنامه صهیونیستی "اسرائیل الیوم" در شماره امروز خود نوشت که شورای عالی نظامی مصر درخواست وزارت خارجه اسرائیل جهت برافراشتن مجدد پرچم رژیم صهیونیستی بر سر در نمایندگی‌هایش در مصر را نپذیرفت.

این روزنامه نوشت که "آویگدور لیبرمن" وزیر خارجه رژیم صهیونیستی از سفیر این رژیم در مصر خواست از مسئولان مصری بخواهد، مجددا پرچم این رژیم را بر بالای سفارت و منزل سفیر و کنسولگریش در اسکندریه نصب کند.

مقامات رژیم صهیونیستی با این که می‌ گویند، پایین آوردن پرچم اسرائیل از بالای سفارت و کنسولگری این رژیم در مصر برخلاف قوانین بین المللی است،‌ با این حال اعتقاد دارند، این موضوع اصلا برای مقامات مصری اهمیت ندارد، چون ملت مصر اجازه چنین اقدامی را به دولت خود نمی‌دهد.

این روزنامه می ‌افزاید: شورای عالی نظامی مصر هیچ‌گاه به این خواسته اسرائیل تن نخواهد داد، چون آنچه برای مقامات مصری هم اکنون مهم است، فرونشاندن خشم ملت مصر است که روز به روز تشدید می‌شود.

«لورن بوس» روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر و همچنین خواهر زن «تونی بلر» نخست وزیر سابق انگلیس در جمع شرکت‌کنندگان راهپیمایی روز قدس در لندن که روز ۲۱ آگوست برگزار شد، در حمایت از مقاومت مردمی فلسطین علیه رژیم صهیونیستی و جنایت‌های این رژیم در سرزمین‌های اشغالی سخنرانی کرد.
خواهر زن تونی بلر طی سخنانی در روز قدس گفت: برادران و خواهران من زمان آن فرا رسیده تا قدس آزاد گردد، قدس باید برای اسلام و تمام مسلمانان جهان که آرزو دارند در آنجا برای خدای واحد نماز برپا کنند، آزاد شود.

به گزارش جهان به نقل از  فارس، «لورن بوس» روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر و همچنین خواهر زن «تونی بلر» نخست وزیر سابق انگلیس در جمع شرکت‌کنندگان راهپیمایی روز قدس در لندن که روز ۲۱ آگوست برگزار شد، در حمایت از مقاومت مردمی فلسطین علیه رژیم صهیونیستی و جنایت‌های این رژیم در سرزمین‌های اشغالی سخنرانی کرد.

وی در این سخنرانی تأکید کرد که جنایت‌های اسرائیل قطره ای در یک اقیانوس و ذره شنی در سال است.
وی در بخشی از سخنان خود تأکید کرد: والله؛ اسرائیلی‌ها یک لحظه خوش برای خوابیدن نخواهند داشت و طعم شیرین زندگی را نخواهند چشید، مادامی که یک کودک فلسطینی در زندان باشد و یا یک کودک فلسطینی از بمب‌های اسرائیلی آسیب ببیند.

متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:

سلام علیکم

گزارش‌هایی را طی یک ماه اخیر از پزشکانی که در کرانه‌باختری و غزه فعالیت می‌کنند، دریافت کردم و امروز می‌خواهم به شما بگویم جرایم اسرائیل که شما درباره آن می‌دانید، قطره‌ای در یک اقیانوس و ذره شنی در ساحل هستند.

این پزشکان به طور مداوم به پست‌های ایست و بازرسی سر زده و اسرائیلی‌ها به آنها عرب‌های کثیف و آشغال می‌گویند. من یک نمونه از تجاوز‌هایی که به فلسطینیان انجام می‌شود را از طریق تلفن شنیدم زمانی که یکی از این پزشکان مشغول نجات جان یک فلسطینی بود.

برادران و خواهران من، نزدیک ۲ هفته پیش گزارش‌هایی شنیدم که یک پزشک با دیدن یک خانم جوان فلسطینی با لباس آغشته به خون در کنار خیابان توقف می‌کند. من شنیدم این زن به زبان عربی به پزشک گفت که والله، سربازان اسرائیلی به من تجاوز کردند. من با گوش‌های خود شنیدم که بیش از ۳ سرباز اسرائیلی به این زن تجاوز کردند اما شما هیچگاه این خبر را نشنیدید.

بگذارید درباره جرایم دولت اسرائیل صحبت کنم. من پسر کوچکی در غزه را می‌شناسم. این پسر با من تماس گرفت و من را مادر صدا کرد و گفت: «مادر؛ من در یک گودال زندگی می‌کنم چرا که بولدوزر‌های اسرائیلی خانه ما را تخریب کردند. من می توانم آدرس دقیق خود را برای فرستادن کسی برای کمک بدهم چرا که اسرائیلی‌ها با مشت بر شکم من کوبیدند طوری که من قادر به تنفس طبیعی نیستم.» من این موضوع را با گوش‌های خود شنیدم.

وقتی من می‌شنوم که فلسطینی‌ها نباید مقاومت کنند و و از طریق گفت‌وگو می‌توان به صلح دست یافت، من تنها یک چیز می‌توانم بگویم و از شما می‌خواهم آن را با من فریاد بزنید که مقاومت ما قوی‌تر خواهد بود: «عدالت نباشد، صلحی در کار نیست»

والله؛ اسرائیلی‌ها یک لحظه خوش برای خوابیدن نخواهند داشت و طعم شیرین زندگی را نخواهند چشید، مادامی که یک کودک فلسطینی در زندان باشد و یا یک کودک فلسطینی از بمب‌های اسرائیلی آسیب ببیند. من اینجا هستم تا دوباره بگویم «عدالت نباشد، صلحی در کار نیست».

گروه حماس کیست؟ آنها دولت منتخب مردم فلسطین هستند که مردم غزه آنها را انتخاب کردند و آنها این حق را دارند که تحت اشغال اسرائیلی‌ها به مقاومت بپردازند. مقاومت حق فلسطینی‌ها طبق قوانین بین‌المللی است و باید بگویم ما از مقاومت شما حمایت می‌کنیم. شما مقاومت خواهید کرد و بر اثر بمب‌های اسرائیلی در خانه‌هایتان نخواهید مرد.

برادران و خواهران من، زمان آن فرا رسیده تا قدس آزاد گردد. قدس باید برای اسلام و تمام مسلمانان جهان که آرزو دارند در آنجا برای خدای واحد نماز برپا کنند، آزاد گردد. امروز به اسرائیل می‌گوییم که جرایم شما را مشاهده کرده و از آنها متنفریم.
برای ما دولتی به نام اسرائیل وجود ندارد چرا که این رژیم بی‌عدالت جنایتکارعلیه بشریت است.

باید به اعضای اتحادیه عرب که امروز جلسه داشته بگویم که از برادران فلسطینی خود حمایت کنید. ما از کشور‌های لبنان، اردن و مصر می‌خواهیم تا به مرز‌های خود رفته و آن (جنایت‌های اسرائیل) را متوقف کنید. قدس را آزاد کنید؛ غزه را آزاد کنید و برای غزه مبارزه کنید.

«عدالت نباشد، صلحی در کار نیست»
مخاطبان محترم می توانند فیلم سخنرانی وی را در لینک ذیل مشاهده کنند:

http://www.farsnews.com/media.php?nn=۱۳۹۰۰۶۰۴۱۶۵۵۲۵

معاون فرمانده‌ عملیات نظامی طرابلس اعلام کرد در صورت بی نتیجه‌ بودن تلاشها برای شناسایی و دستگیری قذافی، یک تیم عملیاتی متشکل از کماندهای آمریکایی به‌ لیبی اعزام خواهند شد.

سرتیپ " جلیل رفعت" معاون فرمانده‌ عملیات نظامی طرابلس وابسته‌ به‌ شورای انتقالی دولت لیبی در گفت‌وگو با  فارس در لیبی، از احتمال اعزام کماندوهای آمریکایی برای دستگیری و شناسایی مخفیگاه‌ سرهنگ قذافی خبر داد.
وی اظهار داشت: اگر تلاش‌ها برای دستگیری و شناسایی محل اختفاء دیکتاتور سابق لیبی از سوی انقلابیون بی نتیجه‌ بماند، یک تیم عملیاتی متشکل از  کماندوهای آمریکا به‌ طرابلس اعزام شده‌ و عملیات دستگیری سرهنگ قذافی و فرزندانش به‌ آنها محول خواهد شد.
معاون فرمانده‌ عملیات نظامی طرابلس عنوان کرد: با توجه‌ به‌ شواهدی که‌ در اختیار شورای نظامی دولت انتقالی است ، سرهنگ قذافی هنوز در طرابلس مخفی شده‌ و پایتخت را ترک نکرده‌ است.
رفعت خاطرنشان کرد: مراکز ایست و بازرسی متعددی در خارج از شهر طرابلس و مناطق دور افتاده‌ آن، ایجاد کرده‌ایم تا از خروج دیکتاتور و فرزندانش از شهر جلوگیری کنیم ، آنها هر طور شده‌ باید دستگیر و محاکمه‌ شوند ، این تنها راه‌ پیش روی خاندان قذافی است.
این مقام نظامی انقلابیون لیبی ، در پاسخ به‌ این سوال که‌ به‌ طور قطع هم اکنون چند درصد طرابلس در اختیار نیروهای انقلابی است، گفت: 90 درصد شهر هم اکنون تحت سیطره‌ کامل نیروهای ما است ، اما هنوز مناطقی هستند که‌ هواداران سرهنگ قذافی در آنجا حضور دارند ، ما سعی می کنیم در روزهای آینده‌ با نقشه‌ای از قبل آماده‌ شده‌ ، این مناطق را نیز از وجود آنها پاکسازی کنیم.

بنابر اعلام سفارت اسرائیل در آمریکا، این نخستین بار است که سفارت این کشور، اقدام به برگزاری مراسم ضیافت افطاری می کند.
آزادنگار نوشت:
در این مراسم که در اقامتگاه "میکاییل اورن" سفیر اسرائیل در واشینگتن برگزار شد، برخی مقامات دولتی و مسلمانان محلی حضور داشتند و "طالب شریف" رئیس انجمن نظامی مسلمانان آمریکا امام جماعت بود.

اورن اخیرا طی مصاحبه ای با هافینگتون پست حرفهای جالبی زده است: «کار من این است که با جوامع مختلفی ارتباط برقرار کنم که برخی با اسرائیل ارتباط دارند و برخی بی ارتباطند. اسرائیل کشوری است که یک اقلیت مسلمان بزرگ و قابل احترام دارد. من همین دو روز پیش از اورشلیم بازگشتم و در آنجا دیدم که تمام شهر به مناسبت ماه رمضان آذین بندی شده بود. مسلمانان بخش مهمی از جامعه ما هستند.»

کورت نیمو، نویسنده آمریکایی، در سایت اینفووارز نوشت که آمریکا با نفوذ در سایت های القاعده دستورات متضاد به افراد این گروه می دهد و حتی فیلم های جعلی ساخته شده از القاعده را بر روی سایت آنها قرار می دهد.

در واقع پنتاگون وانمود می کند که القاعده است و با این کار القاعده واقعی از القاعده پنتاگون قابل تشخیص نیست.

وی در ادامه نوشت: تام شنکر، خبرنگار کهنه کار نیویورک تایمز در مصاحبه با رادیو ملی آمریکا گفت: "کاری که اطلاعات ارتش آمریکا انجام می دهد این است که، علائم یا تاییدیه های رسمی القاعده را جعل نماید. فناوری سایبری آمریکا چنان پیشرفته است که می تواند پیام های القاعده را بطور کامل بازسازی نماید.

کاری که آنها هر از چند گاهی انجام می دهند این است که به وب سایت های جهادی وارد شده و دستورات متضاد و متناقضی را ارسال می کنند، اظهاراتی که منجر به تشکیک جهادگران در مورد آنچه که باید انجام دهند می شود و با ایجاد اختلاف و سردرگمی هدف در کل شبکه آنها اخلالی واقعی ایجاد می شود. مقامات آمریکایی به ما گفته اند که موفقیت های بزرگی در این زمینه کسب شده است."

به عبارت دیگر ، ما هیچ راهی برای تشخیص "القاعده واقعی از القاعده پنتاگون و سازمان سیا نداریم."

کورت نیمو اینگونه ادامه می دهد که: گفته می شود فیلم های ویدئویی القاعده جعلی است و گزارش شنکر از پنتاگون، به تشکیک کسانی که می گویند القاعده همان چیزی نسیت که دولت می گوید، اعتبار می بخشد.

برخی مقامات آن را تکذیب می کنند و این انکار حتی پس از اعتراف سیا مبنی بر جعلی بودن فیلم های القاعده و پوشیدن لباس اسامه بن لادن توسط کارکنان سیا برای ساخت فیلم جنازه ی بن لادن، همچنان ادامه دارد.

وی می افزاید: اکنون پنتاگون بدون واهمه باید به ایجاد تروریسم اعتراف کند و انتظار می رود ما آمریکایی ها نیز بدون سوال و یا تفکر اضافی در این خصوص آن را بپذیریم.

اگر ما در آمریکا به بدیهیاتی اینچنینی اشاره کنیم، یا نادیده گرفته میشویم و یا مثل دیوانگان کنار گذاشته می شویم. یا طبق عادت معمول نئومحافظه کاران، به کمک و معاونت در جرم دشمنان آزادی متهم می شویم.

به گزارش مشرق، از آنجا که برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران یکی از دغدغه‌های دولت آمریکا است، لذا سناتور اینهوفه در صحبت‌های خود در اوکلاهاما برای رأی‌دهندگان  به عنوان عضو کمیته نیروهای مسلح کنگره، دست به بزرگنمایی در خصوص برنامه هسته‌ای ایران زده و آن را بسیار مرگبار ارزیابی کرد.

وی در سخنان خود مدعی شد: «ما می‌دانیم ــ و حتی این اطلاعات دیگر محرمانه نبوده و من می‌توانم به شما نیز بگویم ــ که ایران تا سال 2015 به توانمندی سلاح‌های کشتار جمعی برای هدف قرار دادن غرب اروپا و شرق ایالات متحده دست خواهد یافت. من این اتفاق را قریب‌الوقوع‌ترین تهدید فعلی کشور می‌دانم. این مشکلی است که ما با آن روبرو هستیم».

بر خلاف بیانیه اینهوفه، مایکل المن، کارشناس دفاع موشکی موسسه مطالعات استراتژیک و بین‌الملل آمریکا، موضع وزارت دفاع آمریکا را در اوایل سال جاری این گونه توضیح داده است: «در گزارش وزارت دفاع به کنگره در آوریل 2010 آمده است که «با کمک‌های خارجی مناسب، ایران احتمالاً بتواند تا سال 2015، برنامه موشک‌های بالستیک قاره‌پیما با قابلیت هدف قرار دادن ایالات متحده را توسعه داده و آزمایش کند.» عبارات مهم در اینجا «توسعه و آزمایش» است. در این گزارش از در اختیار داشتن موشک‌های بالستیک قاره‌پیمای عملیاتی تا سال 2015 سخنی به میان نیامده است. بلکه ایران می‌تواند آزمایش‌های مقدماتی و تأییدی موشک‌های بالستیک قاره‌پیما که قادر به رسیدن به ایالات متحده باشند را تا سال 2015 انجام دهد».

در زمان ارائه این گزارش، جفری لوئیس در مرکز کنترل تسلیحات  نیز اظهارات متفاوتی را بیان نمود که اینهوفه آنها را حذف کرده است، مبنی بر این که ایران به «کمک‌های خارجی مناسب» برای دست‌یابی به این هدف تا سال 2015 نیاز دارد.

همچنین با توجه به اظهارات المن از موسسه مطالعات استراتژیک و بین‌الملل آمریکا می‌توان دریافت که چنین گفته‌هایی چیزی جز بزرگنمایی برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران نمی‌باشد: «شواهدی مبنی بر فعالیت ایران برای توسعه موشک‌های بالستیک قاره‌پیما که بتوانند به سواحل شرقی آمریکا برسند وجود ندارد. حتی اگر ایران کاری هم کرده باشد، بعید است بتواند قبل از سال 2020 موشک‌های بالستیک قاره‌پیما را عملیاتی کند.»

همچنین گریگ سیلمن، عضو ارشد انجمن کنترل تسلیحات آمریکا که مدیریت دفتر استراتژیک، گسترش تسلیحات کشتار جمعی و امور نظامی وزارت خارجه این کشور را نیز بر عهده داشته، این ارزیابی‌ها را تایید کرده است. سیلمن گفت: «ایران حتی یک سلاح با برد متوسط که بتواند غرب اروپا را هدف قرار دهد آزمایش نکرده است چه رسد به هدف قرار دادن ایالات متحده». وی با بیان اینکه توسعه موشک‌های بالستیک قاره‌پیما از توسعه یک کلاهک هسته‌ای کوچک برای نصب روی یک موشک کاملاً متفاوت است گفت: «حتی در مورد دست‌یابی به کلاهک هسته‌ای تا سال 2015 نیز تردیدهای جدی وجود دارد. با کنار هم قرار دادن تمامی این موارد می‌توان اطمینان یافت که تا سال 2015 ایران نمی‌تواند تهدیدی برای ایالات متحده محسوب شود. به نظر من عدم اشراف همه جانبه سناتور [اینهوفه] به تمام موارد باعث شده است که وی چنین حرف‌هایی بزند».

سیلمن در پایان گفته‌های خود تصریح می‌کند زمانی که سیاستمداران تاریخ‌های ارائه‌شده توسط کارشناسان را نقل قول می‌کنند باید آن را دقیقاً مطابق آنچه کارشناسان گفته‌اند بیان کنند: «برای اشاره به تاریخ 2015 باید شرایطی که کارشناسان برای آن ذکر کرده‌اند نیز در نظر گرفت. متاسفانه باید بگویم که کار آنها هشدار دادن و ایجاد وحشت در میان مردم است».

به گزارش فارس،‌تلویزیون فارسی زبان جدیدی با نام "نگین" از کانادا راه‌اندازی شد. این شبکه از اول شهریور پخش برنامه‌های خود را به صورت 24 ساعته بر روی سیستم GLWIZ آغاز کرده است.
بیشتر مخاطبان این تلویزیون را بانوان تشکیل خواهند داد.
قرار است به زودی برنامه‌های این شبکه بر روی هاتبرد نیز قرار بگیرد.

به گزارش مهر، در چهارشنبه گذشته رئیس جمهوری فرانسه و روز بعد از آن نخست وزیر ایتالیا دیدارهایی با "محمود جبریل" فرد شماره دو شورای انتقالی لیبی با انگیزه های سیاسی داشتند. البته موضوع این گفتگو تجارت و نفت لیبی هم بود. لیبی بزرگترین تحویل دهنده نفت به اروپا است و شرکت های ENI ایتالیا و توتال فرانسه بیشترین نفت را قبل از برپایی قیام لیبی از این کشور وارد می کردند.

این دو شرکت بزرگ نفتی اروپایی از جمله شرکت هایی هستند که امیدوارند بتوانند تجارتهای خوبی را با لیبی آزاد شده انجام دهند. یکی از سخنگوهای یک شرکت صادرکننده نفتی لیبی که تحت کنترل حکومت انتقالی قرار دارد نیز اوایل هفته گذشته اعلام کرد که ما با کشورهای غربی از جمله ایتالیا، فرانسه و انگلیس مسئله ای نداریم. این در حالی است که روسیه، چین و برزیل هم هنوز در صف کشورهای خواهان برقراری ارتباط با لیبی جدید هستند.

کشورهای اروپایی و آمریکا در حملات هوایی علیه نیروهای قذافی در لیبی در صف مقدم قرار داشتند و این در حالی است که روسیه، چین و برزیل در رای گیری سازمان ملل برای مداخله نظامی در لیبی رای منفی دادند. البته تحت رژیم معمر قذافی این سه کشور تجارتهای خوبی را با طرابلس انجام می دادند.

قبل از شروع انقلاب لیبی 36هزار چینی و 75 شرکت این کشور در 50 پروژه زیر ساختی در لیبی شرکت داشتند که البته در شرایط فعلی همه این شراکتها زیر سوال قرار گرفته است.

نویسنده در ادامه با تاکید بر اینکه برلین نیز از مداخله نظامی در لیبی حمایت نکرد نوشت: تحلیلگران به این موضوع اشاره می کنند که ارزیابی ها و مسائل سیاسی شاید اصلا در لیبی و از نظر کشورهای غربی مهم نباشد و مسئله مهم در این کشور تجارت و پول است.

نویسنده در ادامه به امیدواری دیگر کشورهای غربی از جمله "وال استریت ژورنال" آمریکا برای تجارتهای نفتی با لیبی خبر داده و نوشت: شرکت های نفتی غربی در حال برقراری ارتباط با شورای انتقالی لیبی و کسب آمادگی برای بازگشت هر چه سریعتر به این کشور هستند. ENI ایتالیا بر اساس اعلام شخصی تقریبا روزانه با انقلابیون لیبیایی در ارتباط است.

شرکت های اسپانیایی نیز امیدوار به بر آورده شدن مطالبات (نفتی ) خود در هفته های آینده از لیبی هستند. انگلیس ارزیابی کرده که حدود سه سال طول می کشد تا لیبی میزان استخراج نفت خود را به اندازه زمان قبل از جنگ برساند.

قبل از انقلاب لیبی این کشور با تولید 6و1 تا 8و1 میلیون بشکه نفت در هر روز به یکی از بزرگترین تولید کنندگان نفت در دنیا و روی جایگاه هجدهم لیست جهانی قرار داشت. به گفته کارشناسان هنوز بسیاری از منابع نفتی لیبی کشف نشده است.

احزاب سیاسی مصر خواستار لغو یا بازنگری توافقنامه کمپ دیوید شدند.

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از پایگاه خبری نسیج، انتفاضه مصر و در ادامه حوادث هفته گذشته در مرز این کشور با فلسطین اشغالی سبب شد تا توافقنامه کمپ دیوید بیش از هر زمان دیگری با انتقاد احزاب مختلف سیاسی مصر مواجه شود و حتی بسیاری از احزاب خواستار لغو آن یا بازنگری در مفاد توافقنامه شوند.

سید بدوی رئیس حزب وفد مصر با اشاره به نقض مکرر مفاد توافقنامه کمپ دیوید از طرف اسرائیل گفت: " در حادثه اخیر در صحرای سینا تنها خواستار عذرخواهی از اسرائیل نیستیم بلکه مصر باید نیروهایش را در مرزهای شرقی مستقر کند(بر اساس معاهده کمپ دیوید مصرتنها با رضایت اسرائیل می تواند در مرزهای شرقی نیرو مستقر کند)".

بدوی ادامه داد: " باید به تک تک حقوق مصر درتوافقنامه کمپ دیوید عمل شود ضمن اینکه باید بدانیم این توافقنامه در مرحله ای خطرناک قرار گرفته است".

سامح عاشور نماینده حزب ناصری نیز امضا کنندگان توافقنامه کمپ دیوید را شیطان خواند و گفت: " آنها بشر نبوده اند".

جرج اسحاق هماهنگ کننده جنبش"کفایت" نیز بر ضرورت مقابله نکردن با تجمع جوانان انقلابی در برابر سفارت اسرائیل در قاهره تاکید کرد و گفت: " باید فوری اصلاحاتی در توافقنامه کمپ دیوید ایجاد کرد تا اعزام نیروی مسلح مصر به صحرای سینا ممکن شود زیرا این منطقه از مناطقی است که اسرائیل بدان طمع دارد".

دکتر عبدالجلیل مصطفی نماینده جبهه ملی تغییر نیز توافقنامه کمپ دیوید را مسخره خواند وخواستار توقف صادرات گاز به اسرائیل شد.

دکتر مرسی رئیس حزب آزادی و عدالت در واکنش به اتفاقات اخیر در مرزهای شرقی در صحرای سینا گفت: " مسئله مهمی که در برابر مصر قرار دارد دفاع از کرامت کشور است و همه باید بدانند که مصر امروز با مصر دیروز متفاوت است و قاهره هیچگاه اجازه نمی دهد دیگران در مسائل مرزی اش دخالت کنند".

دکتر رفعت سعید رئیس حزب تجمع نیز گفت: "هیچ توافقنامه ای با اسرائیل منجر به صلح پایدار در منطقه نخواهد شد و در واقع اتفاقات اخیر در صحرای سینا اقدامی برای سنجش واکنش نظام سیاسی جدید مصر بوده است".

این واکنش ها در شرایطی مطرح می شود که بسیاری از احزاب و گروههای سیاسی به فراخوان فعالان انقلابی برای برگزاری تظاهرات ضد اسرائیلی در پس از نماز جمعه امروز شهرهای مصر پاسخ مثبت داده اند".

تابناک: مسلمانان بحرینی همچون دیگر آحاد امت اسلامی امروز در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان در راهپیمایی روز قدس شرکت کردند.

از آنجا که حکومت آل‌خلیفه راهپیمایی روز قدس را در بحرین از چند روز پیش ممنوع اعلام کرده بود، نیروهای امنیتی رژیم آل‌خلیفه صبح امروز به راهپیمایان روز جهانی قدس در منامه حمله کرده و به ضرب و جرح آنان پرداختند.


بنابر این گزارش، همچنین جوانان بحرینی در اعتراض به اهانت اخیر رژیم آل‌خلیفه به شیخ عیسی قاسم، یکی از روحانیون برجسته شیعه این کشور، شب گذشته با ماموران امنیتی و پلیس درگیر شدند که این درگیری‌ها تا ساعات اولیه صبح امروز ادامه داشت و به راهپیمایی روز قدس متصل شد.


گفتنی است خالد بن علی آل‌خلیفه وزیر دادگستری بحرین دوشنبه هفته گذشته در سخنانی اهانت‌آمیز، شیخ عیسی قاسم را به تلاش برای دامن زدن به درگیری‌های قومی در کشور متهم کرده بود.

پایگاه ویکی لیکس از انتشار حدود 4 هزار صفحه سند رژیم صهیونیستی در ارتباط با مذاکرات خاورمیانه و اقدامات تروریستی این رژیم خبر داد.

به گزارش مهر به نقل از جروزالم پست، ویکی لیکس اعلام کرد به زودی 3 هزار و 925 سند دیپلماتیک رژیم صهیونیستی را که از سفارت آمریکا در تل آویو بدست آورده، منتشر می کند.
اسناد مذکور شامل اطلاعاتی در مورد مذاکرات سازش خاورمیانه، روابط رژیم صهیونیستی با واتیکان و اقدامات تروریستی این رژیم است.

از جمله این اسناد، سندی است که به حمله تروریستی ارتش اسرائیل به "شیخ احمد یاسین" رهبر حماس در سال 2004 اشاره داشته و آن را موجب افزایش تروریسم در منطقه دانسته است. در این حمله یاسین در حالی که بر روی صندلی چرخ دار از مسجدی در غزه خارج می شد، با شلیک موشک از سوی صهیونیستها هدف قرار گرفت و به شهادت رسید.

در این اسناد همچنین رژیم لیبی به حمایت از جبهه آزادی بخش فلسطین برای تدارک حملات نظامی علیه رژیم صهیونیستی متهم شده، موضوعی که مقامات واشنگتن از آن برای اعمال فشار بیشتر به قذافی استفاده کرده اند.

در آستانه برگزاری تظاهرات میلیونی "اخراج سفیر" در قاهره و دیگر شهرهای مصر "إسحاق لیفانون"، سفیر رژیم صهیونیستی در مصر از این کشور گریخت.

به گزارش فارس قرار است مردم مصر با هدف دعوت از مسئولان مصر برای "اخراج سفیر" اسرائیل در اعتراض به تجاوز هفته گذشته رژیم صهیونیستی به منطقه سینا و کشته‌شدن ۷ نظامی مصری در قاهره و دیگر شهرهای مصر تظاهراتی با عنوان "اخراج سفیر" کنند.

در این تظاهرات میلیونی مردم مصر خواستار اخراج سفیر رژیم صهیونیستی از این کشور خواهند شد.

اما گفته می‌شود، اسحاق لیفانون، سفیر رژیم صهیونیستی در قاهره از ترس این تظاهرات و مردم خشمگین مصر از این کشور فرار کرده، بویژه آن‌که قرار است، این تظاهرات تا درب منزل سفیر ادامه یابد.

منابع خبری اعلام کردند، مسئولان بلندپایه رژیم صهیونیستی از دولت مصر خواسته‌اند، امنیت سفیر و خانه و اطراف خانه سفیر خود در قاهره را تامین کنند.

گفته می‌شود، لیفانون از ترس این تظاهرات و کشیده شدن آن تا درب منزلش در منطقه المعادی قاهره در مکان نامعلومی پنهان شده است.

یک پایگاه عرب زبان با اشاره به سرنگونی احتمالی رژیم معمر قذافی اوضاع پس از وی را با توجه به تنوع گروههای مخالف بسیار دشوار توصیف کرده است.

به گزارش مهر، پایگاه میدل ایست آنلاین در مطلبی درباره لیبی آورده است: با نزدیک شدن به پایان حکومت چهل ساله معمر قذافی حضور گروههای مختلف در صفوف انقلابیون لیبی سبب شده که اختلافات میان آنها در آینده اجتناب ناپذیر باشد.

این پایگاه می افزاید: تنها عاملی که فعلا انقلابیون را با هم متحد کرده سرنگونی قذافی است، اما از فردای پس از سرنگونی بدون شک اوضاع متفاوت خواهد بود و درگیری های قبیله ای و مشکلات دیگر شدت خواهد گرفت.

پایگاه مذکور به نقل از "حسام نجار" از انقلابیون که تابعیت ایرلندی هم  دارد، آورده است: مشکلات بیشماری رخ خواهد داد زیرا همه می خواهند که عهده دار اداره  کشور باشند، آشوب غوغا خواهد کرد زیرا خلع سلاح همه مردم کار آسانی نیست.

"حمران بخاری" یکی دیگر از انقلابیون معتقد است: رهبر واحدی که همه گروهها درباره آن اتفاق نظر داشته باشند وجود ندارد و این مشکل بزرگی است.

این پایگاه در ادامه می افزاید: قذافی لیبی را به ملک خصوصی تبدیل کرده بود و هیج موسسه دولتی در آن وجود ندارد این ممکن است کار را برای تشکیل دولت انتقالی آسان کند اما نبود رهبری واحد اوضاع را دشوار می کند.

مهمترین شخصیت مخالفان قذافی "مصطفی عبدالجلیل" است که تکنوکراتی میانه رو است اما با توجه به اینکه وی وزیر دادگستری رژیم قذافی بوده است و انقلابیون نمی خواهند هیچ رابطه میان لیبی جدید و اعضای سابق رژیم نباشد این موضوع کار را دشوار می کند.

روزنامه صهیونیستی"معاریو" از هشدار شدید‌اللحن دولت مصر به رژیم صهیونیستی درباره هر گونه اقدام نظامی علیه نوار غزه خبر داد.

به گزارش آزادنگار، مصر طی هشداری به تل‌آویو تاکید کرده است در صورتی که به عملیات گسترده علیه نوار غزه اقدام کند صلح بین دو طرف به خطر خواهد افتاد.

این روزنامه نوشت که عدم اقدام اسرائیل به عملیات گسترده در پاسخ به عملیات ایلات و حملات موشکی فلسطین علیه جنوب اسرائیل به دلیل آن است که تل‌آویو پیامی را از مصر دریافت کرده است مبنی بر اینکه در صورت آغاز هر گونه عملیات گسترده علیه نوار غزه، رویارویی با افکار عمومی خشمگین مصر برای دولت این کشور دشوار خواهد بود.

دولت مصر همچنین هشدار داده است که در چنین وضعیتی مجبور خواهد شد روابط دیپلماتیک خود با تل‌آویو را به حالت تعلیق درآورد.

بر اساس این گزارش، "ایهود باراک" وزیر جنگ رژیم صهیونیستی تماس‌هایی را با "حسین طنطاوی" رئیس شورای نظامی مصر و همچنین رئیس سازمان اطلاعات این کشور برقرار و آنها نیز موضع قاهره در خصوص عملیات گسترده در نوار غزه را به وی ابلاغ کردند.

به گزارش مشرق، علی کوثری امروز در گفت‌وگو با فارس در اراک با اشاره به انگیزه خود از ‌این اقدام خداپسندانه گفت: با دیدن صحنه‌های دردناک جان دادن کودکان سومالی از تلویزیون که بر اثر گرسنگی یکی پس از دیگری جان خود را از دست می‌دادند تصمیم گرفتم با تبعیت از مقام عظمای ولایت کمک ناچیز خود را تقدیم مردم مظلوم سومالی کنم.

وی افزود: با دیدن تصاویر وضعیت دردناک مردم سومالی زمانی که خود را جای آنها گذاشتم ‌اندیشیدم که ‌خدا می‌توانست این بلا را در کشور ایران عزیز نازل کرده و مردان و زنان و کودکان کشورم به این مصیبت دچار شوند.

کارمند اداره برق شهرستان خمین اظهار داشت: حال که این مصیبت گریبانگیر ما نشده است همه ما باید به جبرانش به کمک مردم سومالی شتافته و به امتحان بزرگ خداوند به خوبی پاسخ دهیم.

کوثری با اشاره به کمک ۲۰ میلیون تومانی رهبر مظعم انقلاب به کشور سومالی بیان داشت: شاخص همه حرکات و سکنات ما مقام معظم رهبری است و زمانی که ایشان در کوتاه‌ترین زمان ممکن کمک‌های ۲۰ میلیون تومانی خود را به مردم سومالی اهدا کردند، ما نیز باید با تبعیت از ولایت فقیه با کمک‌های ناچیز خود د‌ر این راه خیر گام برداریم.

وی درباره نحوه فروش پژو ۴۰۵ گفت: من برای رضایت خدا و نجات جان کودک مظلوم و بی‌گناه سومالی تصمیم گرفتم مقدار ناچیزی از دارایی خود را که خدا ‌به صورت‌ امانت در اختیارم قرار داده در این راه خیر هزینه کنم و چون سرمایه‌ای نداشتم برای گرفتن وام به چند‌ بانک مراجعه کردم، اما چون نتوانستم به دلیل مشکلات اخذ تسهیلات، وامی دریافت کنم با همسر و فرزندانم مشورت کردم و تصمیم گرفتم ماشینم را در این راه تقدیم کنم.

این جانباز خاطر نشان ساخت: با موافقت اعضای خانواده ماشین را به هلال احمر شهرستان خمین برده و از رئیس جمعیت هلال احمر خواستم با فروش خودرو درآمدش را به مردم سومالی اهدا کنند که آنها از من خواستند خودم خودرو را فروخته و وجهش را پرداخت کنم.

کوثری ادامه داد: برای فروش خودرو به چند‌ بنگاه رفتم و در نهایت آن را به قیمت ۸ میلیون تومان فروخته و بهایش را طی فیشی به منظور کمک به مردم گرسنه سومالی تقدیم کردم.

شبکه فارسی‌زبان بی‌بی‌سی سرانجام به دست داشتن در سرنگونی دولت دکتر مصدق در سال 1332 اذعان کرد.

به گزارش مشرق،در فیلم مستندی که در 27 مرداد و به مناسبت کودتای 28 مرداد 1332 توسط شبکه فارسی‌زبان بی‌بی‌سی پخش شد، این شبکه برای نخستین بار به نقش رادیوی فارسی‌زبان بی‌بی‌سی به عنوان بازوی پروپاگاندای دولت انگلیس در ایران و ایجاد کودتا برای براندازی دولت دکتر مصدق اذعان کرد.

پس از این کودتا دولت دکتر مصدق سقوط کرده و حکومت ایران تحت سلطنت محمدرضا پهلوی درآمد. پس از اینکه بی‌بی‌سی بارها منکر نقش خود در کمک به لندن و برکناری مصدق کرده بود، این برنامه مستند به تشریح جزئیات این مسئله پرداخت که چگونه این شبکه رادیویی با پخش برنامه‌هایی بر ضد مصدق باعث سرنگونی دولت وی شد.

راوی این برنامه در سخنانی تصریح کرد: «دولت انگلیس از رادیوی فارسی‌زبان بی‌بی‌سی برای پیشبرد پروپاگاندای خود علیه مصدق استفاده کرد و مرتباً مطالبی بر ضد مصدق از این شبکه رادیویی پخش می‌شد، به حدی که کارکنان ایرانی رادیوی فارسی‌زبان بی‌بی‌سی به خاطر این حرکت دست به اعتصاب زدند».

به نوشته پرس‌تی‌وی،‌ پس از جنگ جهانی دوم، انگلیس قدرت خود را به عنوان امپراتور جهان از دست داد و تلاش‌های دکتر مصدق برای ملی شدن صنعت نفت ایران که در 29 اسفند 1329 به ثمر رسید، نیز بدین معنا بود که انگلیس یکی از مهم‌ترین منابع ثروت خود را که قبلاً به طور کامل تحت کنترل داشت از دست داده است.

این مستند همچنین به یک سند محرمانه مربوط به 30 تیر 1330 اشاره می‌کند که در آن یکی از مقامات وزارت خارجه از سفیر انگلیس به خاطر پیشنهادات وی در استفاده از رادیوی فارسی‌زبان بی‌بی‌سی برای تقویت پروپاگاندا علیه مصدق تشکر کرده بود. به گفته بی‌بی‌سی این سند تصریح می‌کند که وزارت خارجه «‌باید به خاطر نظرات [سفیر انگلیس] در خصوص خط پروپاگاندای پیشنهادی ما، سپاسگزار باشد».

جهان: دی‌ماه سال ۸۷ بود که دانشجویان کشور در اعتراض به جنایت ها و ددمنشی‌های رژیم اشغالگر قدس در غزه، در فرودگاه های کشور تحصن کردند، تحصنی که البته در کلام رهبر فرزانه انقلاب نیز مورد تقدیر و تحسین قرار گرفت.

در خلال همین تحصن بود که بحث مبارزه با کالاهای صهیونیستی وارده به کشور توسط دانشجویان به شدت مورد توجه قرار گرفت و در جامعه نیز تسرّی مناسبی یافت.

حتی در برخی شهرهای بزرگ کشور نیز تبلیغات برخی کالاهای صهیونیستی توسط دانشجویان پایین کشیده شد و موج مطلوبی در زمینه تحریم کالاهای وابسته به کمپانی های اسرائیلی به راه افتاد.

موج ایجاد شده همچنان ادامه داشت تا اینکه کم کم و به هر دلیلی رو به سردی گرایید.

هم اکنون بیش از دو سال از آن مقطع می گذرد و با وجود پیگیری برخی تشکل های عدالت طلب دانشجویی در زمینه رصد کانال های ورود کالاهای صهیونیستی به کشور و هشدارهای متواتر در زمینه توزیع اقلامی از این کالاها در کشور، اما باید اذعان کرد که موج تحریم کالاهای صهیونیستی رو به سردی گراییده است.

در واقع هم اکنون، به راحتی می توان برندها و مارک های مختلف محصولات مختلف وابسته به کمپانی های صهیونیستی را در هر فروشگاهی در سطح کشور یافت. و گویی بی آنکه هیچ عزمی برای اطلاع رسانی در این زمینه و مقاومت در برابر آن وجود داشته باشد!

رژیم اشغالگر قدس در یکی از مهمترین ممرهای درآمد اقتصادی خود، به شرکت های چند ملیتی با ماهیت صهیونیستی چشم دوخته است. شرکت هایی که اگرچه مرکزیتی در خارج از سرزمین های اشغالی دارند و در شاکله آنها نیز چندان رنگ و بوی صهیونیستی به چشم نمی خورد، اما اصلیتی اسرائیلی دارند و سردمداران واقعی آنها نیز منافع این شرکت ها را فقط و فقط برای صهیونیست ها می خواهند.

حال چگونه است که در سرزمین اسلامی ما، باید شاهد عرضه و تبلیغ و ترویج محصولات این شرکت ها در بازارها باشیم و صدایی هم از هیچ کجا بلند نشود و یا اگر ندایی هم به گوش می رسد، مقطعی باشد و هیچ فرهنگسازی عمیقی را در این رابطه شاهد نباشیم.

و قضاوت منصفانه این است که اذعان کنیم شاید در میان مسئولان امر و دستگاه های متولی و ناظر، عزم جدی در این راستا وجود ندارد و یا اگر هم عزمی هست تا آن اندازه کمرنگ است که قوتی برای عرض اندامش در مقابل هجمه کالاهای صهیونیستی به داخل کشور باقی نمی ماند.

و البته این در حالیستکه حتی رهبر فرزانه انقلاب نیز بر مصرف کالای ایرانی تأکیدات ویژه ای را مطرح کرده اند.

با همه این اوصاف اما باید دانست که مولفه اصلی در پروژه مبارزه با کالاهای صهیونیستی خود ما هستیم. در واقع این مردم اند که می توانند با تحریم و نخریدن این کالاها، پاسخی دندان شکن به طمع ورزان اقتصادی صهیونیست بدهند.

و اگر یکایک ما بدانیم که به ازای خرید هر یک قلم کالای صهیونیستی، در واقع هزینه یک گلوله اسرائیلی که به سمت مردم بی پناه غزه شلیک می شود را پرداخته ایم؛ حتماً به گونه دیگری با کالاهای صهیونیستی تعامل خواهیم کرد.

دانشمندان با شبیه سازی درخت حیات و دسته بندی موجودات زنده توانسته اند حد پایینی گونه های حیات روی زمین را در شرایطی محاسبه کنند که فقط 10% از آنها تاکنون شناخته شده است.

تخمین های پیشین تعداد گونه های زنده روی زمین را بین 3تا 100میلیون گونه تخمین زده بود، اما روش جدید که بر مبنای دسته بندی گونه های حیات انجام شده، مقدار دقیقی برای حداقل این تعداد تعیین کرده است.

نتایج این تحقیق که با شرکت 2700 دانشمند از 80 کشور حهان و به سرپرستی دکتر کامیلو مورا از مرکز سنسوس آف مارین لایف انجام شده، تخمین میزند حدود 7770000 گونه جانوری، 298هزار گونه گیاهی و 611هزار گونه قارچ در سراسر زمین پراکنده است که بیشتر آنها در اعماق اقیانوس و زیر سطح زمین زندگی میکنند.

تاکنون 1.2میلیون گونه موجود زنده شناخته شده و هر سال حدود 15هزار گونه جدید نیز شناسایی می شود. با چنین سرعتی 500 سال طول میکشد تا تمام موجودات پیش بینی شده شناسایی شوند، اما دانشمندان امیدوارند پیشرفت فناوری این امکان را فراهم آورد که تا پایان قرن حاضر تمام گونه های حیات روی زمین شناسایی شوند.

سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی معروف به "امان" از وزارت آموزش این رژیم خواست آموزش زبان فارسی را به عنوان یک ماده درسی  در مدارس این رژیم تدریس شود.
"دافنه لیلال" گزارشگر شبکه دو تلویزیون رژیم صهیونیستی گزارش داد که سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی (امان) که از کمبود نیروی انسانی رنج می‌برد، از وزارت آموزش این رژیم خواست آموزش زبان فارسی را به عنوان یک ماده درسی و از همان پایه اول در مواد درسی این رژیم جای دهد.
گزارشگر شبکه دو تلویزیون رژیم صهیونیستی در ادامه گزارش خود گفت که این پیشنهاد سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی با استقبال وزارت آموزش و پرورش این رژیم مواجه شده است.
اولین شهری که با ایده اموزش زبان فارسی در مدارس موافقت کرد، شهر بئر السبع بود که حرکت بزرگی را برای آموزش زبان فارسی آغاز می‌کند و اگر این طرح با موفقیت مواجه شود، در سراسر رژیم صهیونیستی به اجرا در می‌‌آید.
قرار است، این رشته در دانشگاه‌های رژیم صهیونیستی هم تدریس شود و فارغ التحصیلان این رشته مستقیماً به استخدام امان درخواهند آمد؛ البته این استخدام اختیاری خواهد بود؛ اما کسانی که به عنوان کارشناس زبان فارسی وارد امان شوند از امتیازات بسیاری برخوردار خواهند شد، چون این افراد خواهند توانست مشکلات اساسی بسیاری را که طی سال‌های اخیر به دلیل عدم آشنایی با زبان فارسی در دستگاه‌های اطلاعاتی و جاسوسی رژیم صهیونیستی از جمله امان به وجود آمده رفع کنند.

مشرق

به گزارش مشرق، مرکز اطلاعاتی میر آمیتِ رژیم صهیونیستی طی گزارشی به بررسی روز جهانی قدس و برپایی آن در کشورهای مختلف جهان پرداخت.

این گزارش تصریح می‌کند که روز قدس یک رویداد سالیانه ایرانی در حمایت از فلسطینیان است و تقریباً در روز 26 آگوست راهپیمایی روز جهانی قدس در آمریکا برپا خواهد شد. به گفته تحلیل‌گران مسائل اطلاعاتی و تروریستی در مرکز میر آمیت در اسرائیل، «این رویداد برای نخستین بار در سال 1979 و در پی تصمیم آیت‌الله خمینی و رژیم ایران در سومین جمعه ماه مقدس مسلمانان، ماه رمضان، اتفاق افتاد».

میر آمیت هدف روز قدس را ابراز حمایت ایران و اعراب از فلسطینیان و «آزادی بیت‌المقدس»‌ اعلام کرده و می‌نویسد که ایران قصد دارد «از این طریق اسرائیل را بدنام کرده و خواستار نابودی آن شود، و ایالات متحده و غرب را نیز به طور کلی به مبارزه بطلبد».

این گزارش همچنین روز قدس را یک پروپاگاندا و اهرمی کاربردی می‌داند که ایران از آن علیه اسرائیل استفاده می‌کند: «ایرانیان با بهره‌برداری از ناآرامی‌های کنونی سوریه، اردن، و مصر، دست به تحریک تظاهرات در مرزهای اسرائیل می‌زنند».

مرکز میر آمیت در ادامه گزارش خود مدعی می‌شود که «ایرانیان تظاهرکنندگان را تشویق می‌کنند تا از مرزهای قلمروی اسرائیل عبور کرده و با خشونت‌آمیز و محرک‌زا کردن روز قدس سبب جلب توجه رسانه‌ها به ایران و‌ پیام ارسالی ایران به جهانیان شوند».

همچنین این مرکز روز قدس را طرحی می‌داند که به شرح زیر در سه بخش عمده جهان برگزار می‌گردد:

ایران:‌ این مراسم در ایران و دیگر شهرهای آن برگزار می‌شود. در شهرهای ایران تظاهرات، راهپیمایی، و سخنرانی رییس‌جمهور ایران محمود احمدی‌نژاد و دیگر شخصیت‌های ارشد ایران ارائه می‌شود. در طی سال‌های قبل، از این رویدادها در راستای نابودی حکومت اسرائیل، پروپاگاندای یهودستیزی، (با در نظر گرفتن مردم یهود طرفدار اسرائیل و صهیونیسم جهانی) و پروپاگاندای ضدآمریکایی و ضدغربی، رد مذاکرات اسرائیل و فلسطین، حمله به کمپ میانه‌روی اعراب، حمایت از حزب‌الله و تحسین به اصطلاح مقاومت (یا به عبارتی تروریسم) استفاده می‌شد. در سال‌های گذشته این مسائل توسط حامیان ایران در نقاط مختلف جهان که در آنها روز قدس برپا می‌شد ابراز می‌گردید و انتظار می‌رود که آنها امسال نیز (با شعارهایی مناسب با کشور خود) از آن استفاده کنند.

مسلمانان جهان عرب: در سال‌های گذشته، این رویدادها در جهان عرب در کشورهای دارای جمعیت زیادی از شیعیان و حامیان ایران برگزار می‌شد. مرکز اصلی آن در خارج ایران لبنان است،‌ که در آنجا این رویدادها توسط حزب‌الله برگزار می‌شود (سید حسن نصرالله سخنران اصلی می‌باشد). در سال 2010، روز قدس در نوار غزه (به رهبری حماس و جهاد اسلامی فلسطین)، سوریه (به رهبری فلسطینیان محلی)،‌ ترکیه، هند، پاکستان، و آذربایجان برگزار شد.

کشورهای غربی و دیگر کشورها: سال گذشته روز قدس در آمریکا (در شهرهای مختلف از جمله واشنگتن دی‌سی) انگلیس، آلمان، فرانسه، بلژیک، نروژ، نیوزلند، آفریقای جنوبی، هند و ونزوئلا برگزار شد. این مراسم شامل تحرکات شدید ضداسرائیلی بود که در آنها خواسته شده بود تا اسرائیل تحریم شود و همبستگی با حزب‌الله اعلام گردد.

مرکز میر آمیت در پایان گزارش خود تصریح می‌کند که «امسال نیز قرار است روز جهانی قدس در نقاط مختلف جهان برگزار گردد، از جمله در انگلیس (که رویدادهای اصلی در 21 آگوست در لندن اتفاق می‌افتد) و آمریکا (در 26 آگوست که یکی از این رویدادها قرار است در شهر نیویورک روی دهد). این رویدادها همچنین در 26 آگوست در کانادا (تورنتو)، نروژ (اسلو)، و نیجریه (زاریا) برگزار می‌گردد. در آمریکا روز قدس رویدادی می‌باشد که نشان‌دهنده اتحاد با تمامی «انسان‌های ستم‌دیده جهان» به ویژه فلسطینان است که «تحت ستم رژیم نژادپرست صهیونیست قرار گرفته‌اند»».
برای مطالعه متن کامل این گزارش به زبان انگلیسی اینجا کلیک کنید.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری "النخیل"، جوانان اردنی در محله "الرابیۀ" در "امان" پایتخت کشورشان با برپایی تظاهرات در پی تداوم تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه، خواستار لغو پیمان صلح با اسرائیل شدند.

نیروهای امنیتی اردن نیز بلافاصله در محل حاضر شدند و با ایجاد موانعی انسانی در مقابل سفارت اسرائیل مانع رسیدن تظاهرات‌ کنندگان به محل سفارت شدند اما ده‌ها جوان خشمگین با در هم شکستن این حصار امنیتی خود را به 100 متری مقر سفارت رساندند. این جوانان پرچم‌های اردنی، فلسطینی و مصری در دست داشتند و خواستار اخراج سفیر اسرائیل از اردن شدند.

بر اساس این گزارش، تظاهرات کنندگان پرچم‌هایی از رژیم صهیونیستی را به آتش کشیدند و تلاش کردند تا سفارت را در تحت کنترل خود درآورند اما نیروهای امنیتی اردن مانع آن شدند.

تعدادی از جوانان اردنی و رهبران اسلام‌گرا، چپ، مستقل و ملی‌گرا نیز عصر شنبه گذشته پس از ادای نماز تراویح در مسجد "الکالوتی" در محله الرابیه در نزدیکی سفارت اسرائیل تجمع کردند و با ساکنان نوار غزه اعلام همبستگی کردند. تا جایی که "مازن الساکت" وزیر کشور اردن در محل تجمع حاضر شد و با آنها گفت و گو کرد.

معترضان که تعدادشان بالغ بر 500 تن بود با سر دادن شعار اشغالگری‌های رژیم صهیونیستی و تجاوز به غزه را محکوم کردند و خواستار بسته شدن سفارت اسرائیل در اردن، اخراج سفیر و قطع روابط با اسرائیل شدند.

رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان نظام نگرانی خود را از سیاست‌های موذیانه‌ی غرب در لیبی بیان کردند. 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، آقای فردوسی‌پور، رئیس اداره دوم خلیج فارس وزارت امور خارجه در یادداشتی به بررسی این موضوع پرداخته است.

غرب در لیبی به دنبال چیست؟
غرب و اروپا در لیبی به دنبال الگوسازی در روند تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا هستند؛ چرا که غرب از تحولات تونس و مصر عقب مانده و از این پس برای آن‌که تغییر حادثه را به فرایند کنترلی تبدیل کند با ایجاد جنگ‌های داخلی در عرصه‌ی قیام‌های مردمی از طریق نزاع‌های فرقه‌ای، طائفه‌ای و قومی- قبیله‌ای روند بین‌المللی کردن برخورد با قیام‌های خاورمیانه و شمال آفریقا را در پیش گرفته است.

این امر به اندازه‌ای برای نظام سلطه از اهمیت برخوردار است که با فرایند برخورد با کشورهای ناقض صلح بین‌المللی که تا پیش از تحولات لیبی و مطابق منشور شورای امنیت سازمان ملل مفهومی نظامی داشت تغییر دادند. توضیح آن‌که این مسئله کشورهایی را شامل می‌شد که دارای تسلیحات WMD (کشتار جمعی، بیولوژیک، میکروبی و هسته‌ای) بودند مانند عراق در زمان صدام حسین.

آیا لیبی منشوری بود؟
اما در برخورد با لیبی که فاقد چنین خصیصه‌ای بود، در منشور سازمان ملل دخل و تصرف کرده و با ایجاد مفهوم جدیدی به عنوان «حق صیانت از حقوق شهروندی» و از طریق اجماع و اقناع منطقه‌ای و بین‌المللی نسبت به صدور قطعنامه‌ی شورا برای قرار دادن لیبی تحت فصل ۷ منشور اقدام کردند؛ یعنی قطعنامه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۷۳ که با اجماع و اقناع اتحادیه عرب و آفریقایی صورت پذیرفته بود. در واقع غرب به دنبال مدیریت قیام از طریق اقدام نظامی مستقیم علیه هر دو سوی درگیری و نزاع در لیبی برآمده است.

اقدام نظامی هزینه‌بر است
البته چنین اقدام‌هایی در کشورهایی که دارای منابع غنی انرژی فسیلی هستند توجیه‌پذیر است. این موضوع ناظر به جبران هزینه‌های نظامی ناتو در ملاحظات نظامی خود در لیبی است. باید بپذیریم که اشغال نظامی در صورت پیچیده‌تر شدن اوضاع از یک سو و فقدان جایگزین از سوی دیگر امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. در این صورت لیبی وضعیتی چون عراق پس از سقوط صدام حسین پیدا خواهد کرد که حاکم نظامی همچون پل بریمر مسئول روند مردم‌سالاری و نهادینه‌سازی آن در حاکمیت عراق بود. سایه‌ی خوفناک این تجاوزات تا هنگام خروج کشور از فصل هفتم منشور ادامه خواهد یافت چنانچه عراق پس از گذشت هشت سال هم‌اینک توانسته خود را از بخشی از تبعات فصل هفتم منشور برهاند. در واقع این روند هشداری است برای ملت‌های منطقه که بار دیگر سرنوشت خود را به دست نظام سلطه نسپارند. رهایی ملت‌ها از یوغ دیکتاتورها و نظام سلطه‌ی غرب مستلزم خوداتکایی آن‌ها است.

جامع‌ترین پایگاه الکترونیکی پیرامون « صهیونیسم » که توسط موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی راه‌اندازی شده، در آستانه روز جهانی قدس فعال میشود.

به گزارش فارس، جامع ترین پایگاه الکترونیکی پیرامون « صهیونیسم » که توسط موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی راه‌اندازی شده، در آستانه روز جهانی قدس فعال میشود.

احمد ساجدی سردبیر پایگاههای الکترونیکی موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی با اعلام این خبر اظهار داشت: پایگاه اینترنتی « صهیونیسم » که با نشانی www.zionism.ir قابل دریافت است، صدها عکس، سند و مقاله تحلیلی، آماری و مستند در ارتباط با تحولات پدیده صهیونیسم در ایران و جهان را در خود جای داده است.

وی گفت: هدف از راه‌اندازی این پایگاه، نشان دادن ماهیت صهیونیسم به نسل جوان و همچنین ایجاد تسهیلات برای پژوهشگران و محققانی است که مایل به تحقیق و کاوش در زمینه صهیونیسم هستند.

ساجدی اظهار داشت: مقالات و گزارشهای موجود در سایت صهیونیسم به حدود 15 گرایش از جمله بنیانهای صهیونیسم، صهیونیسم و انگلیس، صهیونیسم و آمریکا، صهیونیسم و فلسطین، صهیونیسم و خاورمیانه، صهیونیسم و پهلوی، صهیونیسم و انقلاب اسلامی، صهیونیسم و یهودیت، صهیونیسم و حزب الله، صهیونیسم و بهائیت، هولوکاست، موساد، انتفاضه، قدس و منابع تقسیم شده و مقالات بر اساس رویکردهای خود در این گزینه‌ها جای میگیرند.

سردبیر پایگاههای الکترونیکی موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی در پایان گفت: این موسسه علاوه بر موضوع صهیونیسم، چند سایت دیگر را نیز با هدف کمک به محققان و پژوهشگران راه‌اندازی کرده است.

یکی از این سایت‌ها «انقلاب دوم» نام دارد که با نشانی  www.second-revolution.ir  قابل دریافت است. در این سایت نیز صدها مقاله، سند و عکس در زمینه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران، چگونگی تسخیر، معرفی گروگانها و گروگانگیرها، بازتاب حادثه تسخیر لانه جاسوسی و نتایج این واقعه و همچنین سوابق روابط آمریکائیها با دولت و ملت ایران در سالهای قبل و بعد از انقلاب اسلامی وجود دارد.

به گفته ساجدی سایت دیگر «ایران و استعمار انگلیس» نام دارد که دربرگیرنده صدها مقاله و عکس و سند در ارتباط با سوابق روابط انگلیسیها با مردم ایران از ابتدای شکل‌گیری تاکنون می باشد. در این سایت نیز که با نشانی www.bcir.ir قابل دریافت است دخالتهای انگلیس، قراردادها، اقدامات آن کشور برای تجزیه ایران، نقش آن کشور در سرقت عتیقه جات ایران و هر آنچه که در پوشش «استعمار انگلیس» میگنجد در قالب مقالات مختلف آورده شده است.

بر اساس اظهارات سردبیر پایگاههای الکترونیکی موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی سایت‌های دیگری نیز در زمینه تاریخ معاصر ایران توسط این موسسه در حال بارگذاری هستند که عموماً در سال جاری فعال خواهند شد.

به گزارش واحدمرکزی خبر، سرهنگ دیوید لاپان سخنگوی وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) روز دوشنبه گفت معمر قذافی هنوز در این کشور است و اطلاعاتی دال بر خروج او از لیبی در دست نیست. این در حالی است که نیروهای وفادار به قذافی تنها بر بخش بسیار کوچکی از طرابلس کنترل دارند و بقیه مناطق شهر در دست نیروهای انقلابی است ولی به گفته یک خبرنگار خبرگزاری فرانسه، درگیری ها در اطراف منطقه باب العزیزیه، محل اقامت قذافی ادامه دارد و قذافی هم احتمالا هنوز از این منطقه خارج نشده است. به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، لئون پانتا وزیر دفاع آمریکا هم اوضاع لیبی را زیر نظر دارد و شامگاه دوشنبه در تماسی تلفنی با باراک اوباما رئیس جمهور کشورش، در مورد آخرین تحولات در لیبی با وی گفتگو کرد. از آغاز حمله نیروهای بین المللی به لیبی، آمریکا تنها در عملیات پشتیبانی هوایی شرکت داشته و بخصوص، از هواپیماهای بدون خلبان خود به این منظور کمک گرفته است. لاپان در جای دیگری از اظهاراتش گفت :  ما هنوز به همین سیاست ادامه می دهیم و هرگز نیروی زمینی به لیبی اعزام نمی کنیم؛ حتی زمانی که موعد انتقال قدرت در لیبی فرا برسد، در هر نوع عملیات به سرپرستی سازمان ملل یا ناتو یا دیگران، آمریکا ابدا نیروی زمینی به آن کشور نخواهد فرستاد؛ مواضع ما ابدا در این مورد تغییر نخواهد کرد.

به گزارش خبرانلاین،جبهه مخالفان امروز قذافی ترکیبی است از مردانی که سابقه چند دهه مخالفت با معمر را در پرونده دارند و آنها که یا اندکی پیش و یا پس از آغاز ناآرامی ها در لیبی حساب خود را از سرهنگ و خانواده اش جدا کردند. شورای ملی انتقالی لیبی در ماه فوریه در بنغازی آغاز به کار کرد. سه چهره اصلی فعال در این شورا را در زیر می بینید:
1.محمود جبرئیل - رئیس دولت انتقالی
وی بیشتر روزهای شش ماه گذشته را در خارج از مرزهای کشورش لیبی گذرانده است. رسالتش در این ماه ها متقاعد کردن جامعه بین المللی به رها کردن کامل دولت قذافی و به رسمیت شناختن مخالفان بود. وی پیش از آغاز ناآرامی ها به عنوان رئیس کمیته تحول اقتصاد ملی در دولت قذافی مشغول به کار بود. او اکنون ازسوی رئیس شورای ملی انتقالی به عنوان رئیس دولت انتقالی منصوب شده است.
2.مصطفی عبدالجلیل - رئیس شورای ملی انتقالی

وی از پایان ماه فوریه که این شورا شکل گرفت ریاست آن را بر عهده داشت. وی وزیر دادگستری بود که ناآرامی ها آغاز شد. او پس از استعفا راهی بنغازی شد و با انقلابیون همکاری کرد.
3. عبدالحفیظ غوغا - نایب رئیس شورای ملی انتقالی

وی از بدو تشکیل شورای انتقالی سخنگویی آن را برعهده داشت و سپس نایب رئیس آن شد. غوغا پیش از این ناآرامی ها در بنغازی وکیل بود و وکالت خانواده زندانیانی را که در سال 1996 در طرابلس کشته شدند بر عهده داشت.

عصر ایران: خبرهای رسیده از طرابلس حاکی از آن است که انقلابیون لیبیایی ساعاتی پیش حمله نهایی به پایتخت را آغاز کرده اند و به پیروزی های بزرگی رسیده اند.

هر چند دیروز درگیری ها در طرابلس "پراکنده" بود و قذافی نیز مهاجمان انقلابی را موش هایی خوانده بود که مهار شدند ، اما از ساعاتی پیش ، روند جنگ به طور کامل به سود انقلابیون بوده است.

خبرهای رسیده از پایتخت لیبی حکایت از آن دارد که طرابلس و انقلابیونی که از سایر شهرها آمده اند ، به نزدیکی مقر قذافی رسیده اند. آنها اعلام کرده اند که باب العزیزیه (مقر حکومتی قذافی) را در محاصره خود دارند.
مرکز طرابلس نیز به طور کامل در اختیار انقلابیون است.

نکته قابل توجه این که گردان های ویژه قدافی که به عنوان گارد ویژه ، مسوول حفاظت از حکومت وی هستند ، عقب نشینی کرده اند و تعداد زیادی از اعضای آن خود را تسلیم انقلابیون کرده اند.
چند نفر از فرماندهان این گردان ها نیز کشته شده اند.

خبرهای تکمیلی(این قسمت با دریافت هر خبر جدید بروز می شود):

* مصطفی عبدالجلیل رییس شورای حکومت انتقالی لیبی در گفت وگو با الجزیره از بازداشت سیف الاسلام ، پسر قذافی خبر داد. وی افزود که سیف الاسلام در محلی امن نگهداری می شود.
رویترز لحظاتی پیش خبر داد:
سخنگوی دادستانی دیوان جنایی بین المللی  گفت: خبرهایی داریم مبنی بر این که قذافی بازداشت شده است.

سیف الاسلام


* یگان حفاظت از جان قذافی خود را تسلیم کرد. از محل اختفای قذافی خبری نیست.

* شایعه بازداشت شدن محمد و الساعد قذافی دو پسر دیگر قذافی در طرابلس منتشر شده است.

* مناطق آزاد شده طرابلس شاهد جشن مردمی است. درگیری در سایر مناطق به نفع انقلابیون ادامه دارد.

* عبدالله سنوسی ، رییس سازمان اطلاعاتی و جاسوسی لیبی به سمت جنوب لیبی فرار کرد .پسر او نیز که جزو فرماندهان گردان های قذافی بود ، کشته شد.

* قذافی در پیامی مدعی شد که سلاح به دست در کنار مردم (!) باقی می ماند و می جنگد.

طرابلس


* میدان خضرا که تا دیروز محل اجتماع حامیان قذافی بود به دست انقلابیون افتاد. اغلب مناطق طرابلس به دست انقلابیون افتاده است. نیروهای وفادار به قذافی نقاط محدودی را در اختیار دارند.

* موسی ابراهیم ، سخنگوی حکومت قذافی دقایقی پیش یک کنفرانس مطبوعاتی برقرار کرد و با ادعای کشته شدن بیش از 1500 نفر در حملات ناتو ، خواستار توقف این حملات شد.
وی خواستار گفت و گو شد!
نکته قابل توجه این که برای اولین بار تلویزیون دولتی قذافی کنفرانس مطبوعاتی وی را پخش نکرد. هم اکنون تلویزیون دولتی لیبی در حال پخش برنامه های از پیش ضبط شده ای درباره صنایع دستی و طبیعت لیبی است!

طرابلس


* پسر بزرگ قذافی خود را تسلیم انقلابیون کرد.

* سخنگوی دولت انقلابیون راز سقوط زودهنگام طرابلس را برملا کرد. وی گفت: از دو ماه پیش با فرمانده یگان ویژه حفاظت از قذافی در تماس بودیم و قرار بود سر بزنگاه نیروهای خود را عقب بکشد و تسلیم کند که این اتفاق رخ داد و قذافی بی محافظ ماند.

* تقریبا همه طرابلس به دست انقلابیون افتاد. تنها در منطقه باب العزیزیه (مقر اصلی قذافی) درگیری و مقاومت هایی وجود دارد که با توجه به کنار کشیدن یگان حفاظت از قذافی ، انتظار می رود این منطقه که همه دستگاه های حکومتی در آن متمرکز هستند ، تا ساعاتی دیگر سقوط کند.

* انقلابیون با حمله به زندان طرابلس ، هزاران زندانی سیاسی را آزاد کردند.

شادمانی انقلابیون در طرابلس


* ناتو فرودگاه و باب العزیزیه را هدف قرار داد.

* منزل عایشه ، دختر قذافی به تصرف انقلابیون درآمد.

* در پی تصرف طرابلس ، قذافی در سومین پیام خود طی 24 ساعت اخیر که از رادیو پخش شد ، با مزدور خواندن انقلابیون ، آنها را متهم به از بین بردن امنیت و زیبایی لیبی کرد و از مردم خواست به سمت طرابلس حرکت کنند و آنها از از شهر بیرون کنند. صدای قذافی در این نوار ضبط شده ، ملتهب و عصبی به نظر می رسید.

* اولین تصاویر از "طرابلس آزاد شده":  مردم در خیابان ها شادی می کنند و عکس های قذافی را زیر پا له می کنند. در یکی از فیلم ها ، مردم تصویر بزرگی از قذافی روی زمین پهن کرده اند و به نوبت با ماشین از روی آن رد می شوند./ درگیری ها در گوشه و کنار شهر و مشخصاً در باب العزیزیه ادامه دارد.

سقوط قذافی


* دو فروند هواپیمای آفریقای جنوبی وارد فرودگاه طرابلس شدند و این گمانه زنی وجود دارد که آنها برای بردن قذافی آمده اند. با این حال  یکی از اعضای شورای انقلابی لیبی در گفت و گو با بی بی سی گفت: احتمال دارد قذافی به سمت الجزایر گریخته باشد ولی هنوز قطعی نیست.

* با توجه به جمیع شواهد و خبرهای رسیده ، می توان به جرات گفت که رژیم قذافی سقوط کرد.

* سفارت لیبی در الجزایر اعلام کرد که به انقلابیون پیوسته است.

* سخنگوی ارتش انقلابیون لیبی گفت: خبرهای ما حاکی از آن است که قذافی طرابلس را ترک نکرده و در گوشه از این شهر پنهان شده است. وی همچنین تصریح کرد : تا چند ساعت دیگر یک خبر خوب به مردم خواهیم داد.
انقلابیون می گویند انتظار ندارند قذافی در باب العزیزیه باقی مانده باشد.

* اینترنت در طرابلس بعد از مدت ها ، مجدداً وصل شد.

* انقلابیون می گویند وضعیت نبرد در باب العزیزیه سخت و پیچیده شده است و آنها هنوز موفق به ورود به آن نشده اند. با این حال جشن پیروزی در سایر نقاط شهر برقرار است. شهرهای دیگر لیبی مخصوصا بنغازی جشن سرنگونی دیکتاتور را گرفته اند.

* روند تسلیم نیروهای قذافی همچنان ادامه دارد. حداقل یکصد نفر از نیروهای ویژه قذافی به اسارت انقلابیون در آمدند.

*خلاصه  اولین واکنش های بین المللی به تحولات لیبی:

وزارت خارجه آمریکا: شورای انتقالی خود را برای دوران "بعد از قذافی" آماده کند.

دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس: عصر قذافی به پایان رسید. او جرائم زیادی علیه مردمش انجام داد.

سارکوزی رئیس جمهور فرانسه: قذافی از بقایای نیروهای خود بخواهد سلاح بر زمین بگذارند تا بیش از این خونریزی نشود. انقلابیون به راه خود تا آزادی کامل ادامه دهند.

راسموسن دبیرکل ناتو: زمان  برپایی یک لیبی جدید فرا رسیده است ؛ دولتی مبتنی بر آزادی و نه ترس.مبتنی بر دموکراسی و نه دیکتاتوری ، مبتنی بر اراده جمعی و نه تمایلات اقلیت.


سخنگوی انقلابیون 14 فوریه بحرین از توطئه ای طراحی شده توسط نخست وزیر بحرین برای ایجاد جنگ داخلی در این کشور پرده برداشت.

به گزارش مشرق، " عبدالرئوف الشایب " روز شنبه در گفت وگو با شبکه خبری العالم اظهار داشت: در راستای طرحی برای به راه انداختن جنگ داخلی در بحرین گروههای شبه نظامی در جزیره جده تشکیل و در انبارهای سلاح در منامه، رفاع و برخی نقاط دیگر دهها هزار قبضه سلاح ذخیره شده است.
وی افزود : قرار است با هدف ایجاد تنش های فرقه ای، این سلاح ها در میان نیروهای شبه نظامی وابسته به رژیم بحرین توزیع شود.

الشایب گفت: رژیم آل خلیفه تنها در جستجوی راهی برای ماندن بر مسند قدرت است و تلاش می کند تا به همراه اهل سنت در یک سنگر قرار بگیرد و آنها را علیه شیعیان تحریک کند؛ این در حالی است که اکثریت شیعه و اقلیت اهل سنت بحرین ملت یکپارچه ای هستند و اهل سنت از آل خلیفه حمایت نمی کنند.

سخنگوی انقلابیون 14 فوریه بحرین تصریح کرد: در زمان حاضر تنها عده ای مزدور غیر بحرینی که جهت سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز و کشتار مردم به آنها تابعیت بحرینی داده شده است در سنگر رژیم آل خلیفه باقی مانده اند.

وی در ادامه گفت وگو با العالم تأکید کرد: جنبش مردمی بحرین مانند سایر جنبش های مردمی در کشورهای عربی خواسته های سیاسی عادلانه ای دارد.

الشایب اظهار داشت: ملت بحرین خواستار دمکراسی در سایه یک نظام منتخب مردمی هستند؛ سرنگونی رژیم به تنها خواسته بحرینی ها تبدیل شده است و آنها هر شب با برگزاری تظاهرات، شعار دستیابی به حق تعیین سرنوشت را سر می دهند؛ این شعار به معنای انتخاب نظام حاکم بر کشور است.

سخنگوی انقلابیون 14 فوریه گفت: ما از نظام مشروطه سخن نمی گوییم و خواستار اصلاح این رژیم هم نیستیم؛ زیرا این رژیم را کاملا فاسد و در حال سقوط می دانیم و معتقدیم هیچ راهی جز تغییر ریشه ای رژیم وجود ندارد.

این فعال بحرینی تأکید کرد: رژیم آل خلیفه یک شکاف بزرگ میان خودش و مردم به ویژه اکثریت شیعیان بحرین به وجود آورده است.

وی افزود : سرنگونی رژیم آل خلیفه نه یک شعار یا روش مبارزه بلکه یک خواسته اساسی و هدف مردم بحرین است و بیشتر گروههای فعال در صحنه بحرین خواستار تحقق این هدف هستند.

بازیهای کامپیوتری تأثیرات روانی شدیدا منفی دارند که حاصل آن پرورش نسلی با تمایلات تهاجمی و سرکوبگرانه است و به تازگی تبلیغ شیطان‌پرستی نیز در آن تشدید شده است.

به گزارش فارس، همزمان با ظهور بازیهای ویدئویی، عرصه انتقاد از این بازیها هم متولد شد که در ابتدا بیشتر به جنبه‌های منفی فیزیولوژیک این بازیها پرداخته میشد. در مقاله ذیل که به قلم "شانون لایر" به عنوان " بازی های کامپیوتری ترویج دهنده شیطان پرستی " در سایت انتقادی "پاکالرت" منتشرشده میتوانید اعتراف برخی از قاتلین معروف مبنی بر الگوپذیری از این بازیها را به عنوان مهر تأییدی بر این مدعا ببینید.
* القای رفتار شیطانی در قالب بازی ها کامپیوتری
امروزه از صنعت سرگرمی برای تلقین افکار شیطانی استفاده میشود. با نگاهی سطحی به این بازیها میتوانید نمادهای شیطانی، از قبیل مدل‌های تک چشم و یا تصاویر غیراخلاقی ای را که با تلاش تهیه کنندگان این بازیها در حال تبدیل شدن به یکی از جنبه‌های عادی زندگی روزمره است، مشاهده کنید.
سازندگان این بازیها میخواهند از کاربر خود فردی بسازند که به راحتی به همسر خود خیانت کند، با بی رحمی با والدین خود بدرفتاری داشته باشد و به جنگ همسایه خود برود. آنها شما را در متن بازیهایشان به موقعیت‌های غیرممکنی میبرند و سپس میبینید که به راحتی از این موقعیت دشوار، خارج میشوید؛ این همان فرمولی است که در اکثر فیلم های هالیوودی دیده میشود: برنده شدن قهرمان در آخر تمام داستان‌ها.
نگاهی به صنعت بازیهای ویدئویی بیندازید: اکثر کسانی که پیش از دهه 80 میلادی به دنیا آمده‌اند، از میزان تسلط این بازیها بر ذهن کاربران اطلاع چندانی ندارند. در این بازیها، کاربر طعم قهرمان بودن را در محیط مجازی میچشد و برای رسیدن به "اهداف عالیه" تصمیماتی اتخاذ میکند؛ خوب این چیزی است که هر کسی را میتواند جذب کند.
* عدم درک مرز میان خیال و واقعیت، شروعی بر یک ماجرای خونین
حال فکر کنید که کاربر این بازیها، یک بار اتفاقاً خود را در محیطی مشابه بازیها ولی این بار در دنیای واقعی بیابد. همین کافی خواهد بود تا پشت پرده بسیاری از اخبار دستگیر شدن قاتل‌هایی را که جنایت خود را بارها و بارها در بازیهای ویدئویی شبیه سازی کرده بودند، درک کنید. گاهی اوقات حتی این جنایتکاران موفقیت خود را مرهون این بازیها میدانند.
البته تمام تقصیرها متوجه بازیهای ویدئویی نیست. کاربر باید بداند که شرایط حاکم بر فضای مجازی بازیها لزوماً با شرایط موجود در زندگی واقعی مطابقت نمیکند؛ ولی باز هم عاملی هست که باعث میشود کاربر برای مدتی هر چند کوتاه و شاید چدن ثانیه‌ای، این مرز تفاوت را متوجه نشود. این عامل چیزی نیست جز استرس و هیجان؛ افراد هنگامی که دچار استرس میشوند، در حقیقت دچار وحشت میشوند و البته با از یاد بردن قرار داشتن در شرایط واقعی، به دنبال راه گریزی از آن وحشت میگردند. بهترین کار نیز از نظر این افراد وحشت زده، فکر کردن به شرایط مشابهی است که قبلاً در بازیهای ویدئویی تجربه کرده‌اند، شرایطی که همیشه متضمن خروج موفقیت آمیز و صحیح و سالم کاربر بوده است.
* نگاهی به بازیهای پرطرفدار و عناصر تشکیل دهنده آن‌ها
" CATHERINE 2011 " : یک قطعه هنری که داستان خود را از ماجرای برج بابل اقتباس کرده است؛ مردمانی که شبیه گوسفند هستند، جادوگرها، عفریته‌ها، شیطان (عنصر همیشه حاضر در بازیها) و غول‌ها از عناصر تشکیل دهنده این بازی هستند. کاربر با موفقیت در طی کردن هر مرحله، دسترسی به مراحل بالاتر را ممکن میسازد و همچنین امتیازی به جمع امتیازاتش افزوده میشود. اما این مراحل عبارتند از: رسیدن به جایگاه خدایی در محیط بازی، غلبه بر دیگر خدایگان موجود و تبدیل شدن به پسر طلایی. علاوه بر این‌ها، در جریان بازی این‌گونه به نظر میرسد که وینسنت، قهرمان بازی در حال خیانت به نامزد خود است.".
قهرمان داستان هر شب کابوس میبیند. وی در این کابوس مورد پرس و جو قرار میگیرد و هم چنین خود را در حال بالا رفتن از برجی میبیند که در حال خراب شدن از پایین است. این تنها یک رویاست ولی وقتی قهرمان ما از خواب بیدار میشود، در تمامی مراحل بالا رفتن از برج، به گوسفندانی برمی خورد که در حقیقت مردانی هستند که به دلیل خیانت و عدم وفاداری، در این محیط به دام افتاده‌اند.
به خاطر داشته که شما کاربر هستید و در حال هدایت کاراکتر وینسنت هستید. شما این بازی را به صورت آنلاین ادامه میدهید و برای ادامه بازی باید به سوالات مطرح شده از وینسنت پاسخ دهید. این پاسخ‌ها در همان سیستم آنلاین جمع آوری میشود. شما در انتهای بازی میتوانید 6 فرجام و عاقبت مختلف داشته باشید که البته رسیدن به هر یک از آنها به میزان صداقت شما در پاسخ به سوالات طرح شده و مهارت شما در بالا رفتن از برج بستگی دارد.
" BAYONETTA 2010 " : عناصر موجود در این بازی عبارتند از جادوگران، فرشتگان، شیاطین، انتخاب خوبی در برابر شر، تغییر شکل، جاذبه‌های جنسی، عفریته‌های فاسد الاخلاق، اسلحه، مبارزه با" خدا "از شکست دادن" خدا "آغاز و پایان هستی و غیره. موفقیت در این بازی یعنی اجرای داستان‌های موجود در تورات: کشتن فرشتگان، تجربه یک ساعت جادوگر بودن و پادشاهی بر آسمان‌ها. قمران این بازی جادوگری است که پس از 500 سال، از خواب موقت بیدار شده و دلیل این خواب عمیق را نیز از یاد برده است. ولی او میخواهد این دلیل را پیدا کند و در این مسیر، به زندگی روزمره انسان‌ها وارد میشود و با عواطف انسانی همچون عشق و نوع دوستی آشنا میشود. ولی با این حال او هنوز هم یک جادوگر است و نیروهای اسرار آمیز او همه جا همراهش هستند. وی به زودی در مییابد که عضوی از گروه جادوگران متخاصم بوده که قصد داشتند" چشم‌های جهان "را به کنترل خود درآورند. وی با جادوگری دیگر که از جناح مخالف درگیر میشود ولی موفق میشود غول‌ها را برای کمک به خود فراخوان کند (برای این فراخوان میبایست بخشی از نیروی کاراکتر درون بازی را مصرف کنید). قهرمان داستان از میان بهشت، برزخ و جهنمی که بسیار مشابه تعریف دانته است رد میشود و فرشتگان، ارواح و همچنین غول‌های سر راه خود را سلاخی میکند. پاداش او برای انجام این کار در محیط بازی، توانایی کنترل زمان و تبعاً جهان خواهد بود.
" CALL OF DUTY & OTHER FPS'" : عناصر این بازی نیز شامل ترور، شکنجه، قتل، افتخار، سرزمین، اسلحه، اسلحه و باز هم اسلحه میشود. اهدافی که باید بدان رسید نیز عبارتند از خود گذشتگی، اژدهای درون، تنفر از میمون‌ها و زیر گرفتن و کشتار مردم با ماشین. این باز میتواند کاربر را تشویق به شرکت در میادین جنگ و دفاع از میهن کند؛ ولی کاربر بیچاره تنها طعم افتخار دفاع از وطن را در این بازی میچشد و هیچ تجربه‌ای نسبت به واقعیات وحشت آور جنگ کسب نمیکند. در این بازی خبری از جسدهایی که در کنار هم ردیف شده‌اند، نیست و اثر مخرب جنگ بر طبیعت نزی در حد جلوه‌های ویژه تصویری است.
* بازیهای ویدئویی تنها یک ابزار آموزشی برای قتل نیستند بلکه وسیله‌ای برای دستکاری واقعیت هستند
پس میبینم که کاربر هیچ اطلاعی نسبت به آسیب‌های حاصل از جنگ بر جسم و جان شهروندان غیرنظامی و حیوانات کسب نمیکند. کاربران در فضای بازی دست به اعدام در بازی " modern warfare "، کشتار افراد بی گناه در بازی " modern warfare 2"، کنترل ذهن دیگران در بازی " black ops " و تصفیه نژادی در بازی " killzone " میزنند تا فقط بر آنچه از نظر طراح بازی غیرعادی بوده غلبه کنند اهداف عالیه را نهادینه کنند. سلاح‌ها و شخصیت‌های درون بازی شباهت بسیار زیادی به محیط واقعی دارند و برای طراحی آن‌ها تلاش بسیاری صورت گرفته است. صحنه‌های پاشیده شدن خون و جلوه‌های صوتی از عوامل کلیدی در موفقیت یک بازی هستند ولی هنوز هم برگ برنده اصلی در کیفیت گرافیکی است. تمام این صحنه‌ها و جلوه‌های صوتی و تصویری برای واقعیتر کردن عملیات کشتار برای کاربر است، کاربر دست دارد تمامی شلیک‌ها و حتی صدای از هم پاشیده شدن جمجمه‌های دشمنان خود را بشنود و حس کند. چه خدایان مار پیکر باشید و چه یک تروریست، آرزوی مشترک شما یک چیز است: کشتاری بی عیب و نقص. شاید نیازی به گفتنش نباشد ولی من میگویم که همین عناوین مهیج، شور و شعف منتقدین را بر میانگیزد و باعث میشود که از لوح فشرده یک بازی چندین میلیون نسخه به فروش برسد.
بازیهای بسیار دیگری نیز در این زمره قرار دارد که پرداختن به آنها از حوصله متن خارج است؛ بازیهایی مانند " Dante's Inferno "، " Devil May Cry "، " God of War " و بسیاری عنوان بازی دیگر که بناست در سال 2012 به بازار بیایند. امروزه بازیهای ویدئویی دیگر تنها یک ابزار آموزشی برای قتل نیستند بلکه وسیله‌ای برای خلق دستکاری شده واقعیات هستند. نیروهای نظامی در سرتاسر دنیا از این‌گونه بازیها برای آموزش‌های نظامی و چشاندن طعم جنگ و درگیری در فضای مجازی استفاده میکنند.

یک جوان مصری در اقدامی بی‌سابقه توانست با بالارفتن از ساختمان سفارت رژیم صهیونیستی در مصر، پرچم فلسطین را به جای پرچم این رژیم به اهتزاز درآورد .

به گزارش العالم به نقل از خبرگزاری آلمان، این جوان مصری بامداد امروز، یکشنبه، پس از بالارفتن از ساختمان هفده طبقه سفارت رژیم صهیونیستی و پایین کشیدن پرچم این رژیم، پرچم فلسطین را بر فراز این ساختمان برافراشت که با الله اکبر تظاهرکنندگان و تحصن‌کنندگان مصری در اطراف این سفارتخانه تشویق شد.

براساس این گزارش، پلیس نظامی مصر تلاش کرد این جوان را دستگیر کند اما صدها تظاهرکننده مصری موفق به نجات وی شدند.

صدها تظاهرکننده خشمگین مصری دیروز با تجمع در برابر سفارت رژیم صهیونیستی در جیزه در جنوب قاهره، اعتراض خود را نسبت به حوادث روز پنج شنبه گذشته که در مرزهای مصر با سرزمین های اشغالی فلسطین روی داد، اعلام کرد.

این درحالی است که نیروهای امنیتی و پلیس نظامی مصر به محافظت از ساختمان سفارت مصر در جنوب قاهره ادامه می دهند و زرهپوش های ارتش مصر نیز در خیابانی که مقر این سفارتخانه در آن قرار دارد و نیز خیابان های اطراف ، مستقر شده اند .

اعضای یک گروه مسیحی در کنتاکی آمریکا در نظر دارند به منظور اثبات شرح انجیل از طوفان زمان حضرت نوح، کشتی وی را به طول 152 متر و ارتفاع 24 متر بازسازی کنند.

به گزارش مهر به نقل از منابع اینترنتی نوشت: کشتی نوح مدرن که قرار نیست موجودات جهان را از هیچ نوع سیلی نجات دهد، در زمینی به مساحت 3 کیلومتر مربع مستقر می شود. هدف اعضای این گروه مسیحی از ساخت این کشتی تنها یادآوری این است که شرح انجیل از داستان سیل افسانه نبوده و بخشی از تاریخ بشر است.

مایک زوات مدیر پروژه کشتی نوح گفت: پیام این کشتی مدرن این است که کلام خدا حقیقت است. تردیدهای بسیاری در رابطه با ساخت این کشتی توسط حضرت نوح وجود دارد، برخی می پرسند آیا نوح می توانسته چنین کشتی بزرگی بسازد؟ آیا می توانسته تمام حیوانات را داخل آن ببرد؟ بسیاری از مردم در سراسر آمریکا این سىال را مطرح می کنند.

این کشتی قرار است در وسط یک پارک دینی قرار بگیرد که در آن سایر شمایلهای انجیلی چون برج بابل و یک دهکده به سبک دنیای قدیم ساخته می شود.

وزارت کشور دولت منتخب فلسطین در غزه اعلام کرد که مسئولان مصری بار دیگر گذرگاه مرزی رفح را که کانال ارتباطی نوار غزه با مصر است، تعطیل کردند.

به گزارش فارس به نقل از شبکه تلویزیونی "الجزیره"، وزارت کشور دولت "اسماعیل هنیه" در بیانیه‌ای کوتاه اعلام کرد که طرف مصری به ما ابلاغ کرد که گذرگاه رفح را برای تردد مسافران تعطیل کرده است.

این وزارتخانه به جزئیات بیشتری درباره علت بسته شدن گذرگاه رفح و زمان بازگشایی مجدد آن اشاره‌ای نکرد.

این اقدام مصر پس از آن صورت گرفت که در حمله مسلحانه به 2 دستگاه اتوبوس اسرائیلی در "ایلات" واقع در جنوب سرزمین اشغالی در مرز با مصر 7 اسرائیلی کشته و 25 نفر دیگر نیز زخمی شدند.

یک منبع در گذرگاه مرزی رفح نیز اعلام کرد که هنوز مشخص نیست که آیا تعطیلی این گذرگاه تا اطلاع ثانوی ادامه خواهد داشت و یا اینکه موقت است؟

این در حالی است که مسئولان مصر اوایل ژوئیه گذشته وعده ارائه تسهیلات در گذرگاه رفح و اجازه تردد بدون گذرنامه به فلسطینیان زیر 18 سال و بالای 40 سال و نیز افزایش ساعات کار گذرگاه را داده بودند.

سایت پارس دیلی نیوز در تاریخ 18 آگوست ( 27 مرداد) نوشت: «عربستان سعودی تانک های خود را به سمت مرزهای سوریه و اردن اعزام کرده است.»

به گزارش  جام، درباره علت این اقدام سعودی ها هنوز خبر موثقی منتشر نشده است. براساس این گزارش، اعزام تانک های سعودی ممکن است برای فشار آوردن بر بشاراسد و آمادگی برای حمله احتمالی نیروهای خارجی به سوریه باشد.
بعضی منابع دیگر می گویند که مأموریت این تانک ها احتمالا جمع آوری مین های سر مرز دو کشور است.
براساس گزارش سایت "سوریون" آمریکا موضوع سوریه را به عربستان سعودی واگذار کرده است و خود نقش حمایت کننده را ایفا خواهد کرد.

"مصطفی عبدالجلیل" رئیس شورای حکومت انتقالی لیبی پیش بینی کرد قذافی جنگ آزادسازی طرابلس را به فاجعه ای خونین تبدیل می کند.

به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری ها، شورای حکومت انتقالی لیبی متشکل از مهمترین مخالفان  قذافی پس از خروج مناطق شرقی لیبی از کنترل وی، تشکیل شد و هم اکنون مدیریت این مناطق را برعهده دارد.

این اظهارات در حالی مطرح می شود که روند محاصره شهر طرابلس در حال تکمیل شدن است تا نفس حکومت قذافی به شماره بیفتد.

هم اکنون مخالفان، شهرهای شرق و جنوب طرابلس را به طور نسبی در اختیار خود دارند و برسر کنترل شهر زاویه در غرب پایتخت می جنگند. شهر زاویه حلقه ارتباطی اصلی طرابلس با جهان خارج از طریق ارتباط با خاک تونس است.

عبدالجلیل افزود: قذافی، طرابلس را به آتش می کشد و جنگ آزادی این شهر را به فاجعه خونین تبدیل می کند. قذافی خیابان ها و تاسیسات حیاتی و استراتژیک این شهر را مین گذاری خواهد کرد.

وی افزود: هنگامی که زمان معین برسد هنگامی که پایان حکومت قذافی برسد ساکنان شهر طرابلس نیز علیه وی برمی خیزند.
رئیس شورای حکومت انتقالی لیبی افزود: مذاکره ای با قذافی نداریم اما آمادگی داریم برای جلوگیری از خون ریزی و حفظ دارائی های ملت لیبی، درباره خروج قذافی و خانواده اش از لیبی مذاکره کنیم.

عبدالجیلیل با این حال تاکید کرد: قذافی از قدرت کناره گیری نمی کند مگر با فاجعه ای که دامن خود و خانواده اش را بگیرد.

در همین حال، مخالفان قذافی با انتشار متنی، برنامه خود را برای مدیریت لیبی پس از سقوط طرابلس و حکومت قذافی اعلام کردند.

مخالفان معمر قذافی رهبر لیبی که هم اکنون شورای حکومت انتقالی را در شهر بنغازی تشکیل داده اند گفته اند که حداکثر 8 ماه پس از سقوط قذافی، انتخابات عمومی برگزار و پارلمانی جدید شکل خواهد گرفت.
پس از آن شورای حکومت انتقالی فعلی لیبی نیز منحل می شود.

پارلمان جدید که مسئولیت های شورای حکومت انتقالی فعلی را برعهده خواهد داشت، قانون اساسی جدید را تدوین خواهد کرد.
پس از آغاز اعتراضات مردمی در لیبی و سرکوب خشن و خونین آن در روز 17 فوریه گذشته، شرق لیبی به طور کامل از سیطره حکومت قذافی خارج شد.

مخالفان قذافی متشکل از شهروندان عادی تا مقامات ارشد جدا شده از  ارتش و کابینه قذافی با استقرار در مهمترین شهر لیبی در شرق این کشور یعنی بنغازی، شورای حکومت انتقالی را تشکیل دادند که ریاست آن را وزیر دادگستری سابق قذافی برعهده دارد.

هم اکنون بسیاری از کشورهای جهان شورای حکومت انتقالی را به جای حکومت قذافی، به عنوان حکومت رسمی و مشروع لیبی به رسمیت شناخته اند.

قرار است پس از سقوط قذافی، در مدت حداکثر یک ماه، شورای حکومت انتقالی، کابینه ای موقت تشکیل دهد تا کشور را به طور موقت مدیریت کند.

این کابینه مسئولیت برگزاری انتخابات سراسری برای انتخاب اعضای پارلمان موقت متشکل از 100 عضو را برای تدوین قانون اساسی برعهده می گیرد. پس از تشکیل پارلمان جدید، شورای حکومت انتقالی لیبی نیز منحل خواهد شد.

قانون اساسی جدید پس از تدوین به همه پرسی گذاشته می شود تا براساس آن ، انتخابات دیگری برگزاری شود و پارلمان جدید و منتخب دیگری شکل بگیرد و از طریق این پارلمان، نخستین کابینه منتخب نیز تشکیل شود و به طور رسمی، دوره انتقالی در لیبی به پایان می رسد.

این روزها مقام‌های عربستانی با دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر، ژست دموکراسی‌خواهانه گرفته‌اند و سعی دارند با نظر دادن درخصوص کشورهایی چون بحرین و سوریه و مداخله در امور این کشورها توجه افکار عمومی را از وضعیت داخلی عربستان منحرف کنند.
به گزارش ایسنا، روزنامه القدس العربی - چاپ لندن - در تحلیلی تحت عنوان"اصلاحات در عربستان و سوالات فرا روی جوانان" به قلم دکتر "مضاوی الرشید" این موضوع را به چالش کشیده و می‌نویسد:

« از زمان مطرح شدن برخی اصلاحات در عربستان در ذهن جوانان کشور هفت سوال مطرح است که پاسخ به برخی از آنها واقعا مشکل است. سوالاتی درباره‌ی طرح بزرگ اصلاحات در عربستان، طرحی که قرار است به اصطلاح مانع فساد و هدر رفتن اموال عمومی در این کشور شود و به یک نظام سیاسی جدید بینجامد. همان طرحی که قرار است هیبت خانواده سلطنتی را که همواره خواست‌های ملی و حق ملت را در تصمیم‌گیری‌ها زیر پا گذاشته است، درهم بکوبد. طرحی که ما را به توزیع عادلانه ثروت‌های نفتی بین مردم و پایان یافتن نظام پادشاهی و گدائی درکنار کاخ‌های سلطنتی بشارت می‌دهد. برنامه‌ای که قرار است درها را به روی آزادی‌های اجتماعی و سیاسی که سال‌هاست بسیاری از عربستانی‌ها خواستار آن هستند، بگشاید!

اما نخستین سوالی که درباره این اصلاحات مطرح است این است که چگونه باید به پرسش جوانان باتوجه به خفقان موجود پاسخ داده شود؟ آن هم در فضایی که هرگاه کسی از اصلاحات صحبت می‌کند، دولت آن را بر سرش می‌کوبد.

باید گفت جواب به این سوال از طریق توجه به ماهیت وجودی انسان ممکن است. انسان نمی‌تواند در یک غار تاریک و متروکه زندگی کند، بلکه لااقل به یک روزنه نور و مساحتی که در آن بتواند، نفس بکشد، نیازمند است. با توجه به این ماهیت، انسان چگونه یک زندان بزرگ را قبول کند که از تجاوز و دست‌درازی زندانبان بزرگ این زندان به ابتدائی‌ترین حقوق شخصی خود در امان نیست؟

سوال دوم این است که چرا ما اصلاحات سیاسی را در دیگر کشورها خواستار می‌شویم در حالی که ما خود از دیگران مستحق‌تریم؟ آیا با توجه آمار تعداد بیکاران در کشورمان آماری که نشان می‌دهد در کشورهای عربی، عربستان بعد از نوار غزه و عراق از لحاظ بیکاری در ردیف سوم قرار دارد؛ مستحق‌تر نیستیم؟ آیا ما مستحق‌تر از بقیه نیستیم در حالی که بیش از ۷۰ درصد از مردم عربستان خانه شخصی ندارند که در آن سکونت کنند؟ آیا ما بهتر از دیگرانیم در حالی که از لحاظ فساد سیاسی و اداری و نیز پایین بودن سطح حقوق بشر رتبه نخست را در بین کشورهای عربی داریم؟ آیا عربستان بهترین است در حالی که با وجود بیکاری گسترده در کشور شش میلیون کارگر خارجی در کشور مشغول به ‌کارند؟

اما سوال سوم که همواره باعث می‌شود برادران شیعه ما به ایجاد فتنه در کشور متهم و مسئول هر نوع تنش سیاسی در کشور شناخه شوند.این است که بما بگویید اختلاف ما کجاست؟ تا از آن آگاهی یابیم. در اصل اختلافی وجود ندارد و عامل اختلاف نظام موروثی است که همواره ما را از خطر شیعه و هلال خیالی آن می‌ترساند و ما نیز عقل خود را کنار می‌گذاریم و صف خود را از شیعیان جدا می‌سازیم تا نظام همچنان ایمن باقی بماند. بدون اینکه هیچ اعتراضی در کشور رخ دهد. شیعه عربستان از عرب‌های قدیمی در کشور هستند و آنگونه که دولت به مردم القا می‌کند از ایران نیامده‌اند. خاستگاه اصلی آنها مدینه است و از آنجا به همه نقاط کشور پراکنده شده‌اند.

همه باید بدانند هلالی که دولت ما را از آن می‌ترساند باعث وحشت ما نیست، چرا که حسین آنها حسین ماست و علی آنها علی ما و ولی امر ماست و انقلاب‌ این بزرگان علیه جبر حاکم بر جامعه در واقع الهام بخش ماست.

سوال چهارم درباره به تاخیر انداختن اصلاحات به بهانه ترس از گروه‌های تندرو مانند القاعده است. در این باره اصولا باید دید مسئول به وجود آمدن این نوع رویکرد کیست؟ آیا سیاست دوگانه دولت در این مساله دلیل به وجود آمدن انگیزه‌ها و افراط گری و شکل‌گیری چنین گروه‌هایی نیست؟ در واقع روزانه قتلی انجام نمی‌شود و انفجاری رخ نمی‌دهد مگراینکه با چراغ سبز نظام باشد. نظام کنونی ما شمشیر را به عنوان نماد کشور در آورده است و به آن افتخار می‌کند وآن را در کنار نمادهای اسلامی جزو اصلی و جدا نشدنی نمادهای ملی ما قرار داده است. در واقع نظام حاکم عربستان میان خشونت‌، قتل و مقدسات اسلامی نوعی پیوند و هماهنگی ایجاد کرده است که سعی دارد با سوءاستفاده از اسلام، خشونت را توجیه کند و آن را گسترش دهد. در واقع خشونت اصلاحات را به تاخیر نمی‌اندازد، بلکه خشونت زائیده نبود اصلاحات در کشور است.

اما در این باره که خشونت‌ از خارج وارد کشور می‌شود باید گفت، ما ملتی چشم و گوش بسته نیستیم که هر چیزی به ما دیکته شود آن را بپذیریم. مردم عربستان در طول تاریخ فرهنگ ساز بوده‌اند و همواره جایگاهی رفیع در تفکر اسلامی داشته‌اند. پس امروز چه شده که همگان از ما فرار می‌کنند و از ما می‌ترسند؟ آیا این به دلیل سیاست‌های نظام کنونی کشور نیست؟

واما پنجمین سوال بی‌پاسخ در ذهن جوانان عربستان القای تفکر توطئه گروه‌هایی است که به لاییک‌ها و لیبرال‌ها مشهور شده‌اند. این ایده و حتی این گروه‌ها در حقیقت ساخته رسانه‌های سلطنتی عربستان هستند و اگر ریشه‌های واقعی آن را بررسی کنیم خواهیم دید که خاستگاه اصلی این فکر خود دولت است. تفکری که به موجب آن هر کس را که بخواهد به افراطی بودن متهم می‌کند. امروز جامعه ما به دو دسته تقسیم شده است، یک دسته گروه‌های افراطی و دسته دیگر که در مقابل این طیف قرار داده شده‌اند، لیبرال‌ها و لاییک‌ها هستند گویی که ما همچنان در عصر جاهلیت زندگی می‌کنیم و جنگ‌های قبیله‌ای کماکان میان ما ادامه دارد. نظام حاکم نیز هیزم بر آتش این اختلاف‌ها می‌ریزد و به آن‌ دامن می‌زند.

نظام سلطنتی کنونی در واقع بازی‌ می‌کند و این امر برای تمام عربستانی‌ها شناخته شده است. یکی از طرفین را خفه می‌کند و به دیگری اجازه می‌دهد هر چه می‌خواهد بگوید و با این شیوه بسیاری از اهداف خود را محقق می‌سازد و تمام این‌ مسائل در راستای مصادره آزادی‌های سیاسی و اجتماعی ملت است.

من سئوال ششم را اینگونه مطرح می‌کنم، چرا همیشه مسئولیت هر نوع فساد، دزدی و هدر دادن اموال عمومی به گردن زیر دستان و رعیت انداخته می‌شود؟ پس چگونه حاکم در برج "عاج" خود نشسته است، بدون اینکه حتی کلمه‌ای حرف بزند و زیردستانش این گونه با اموال ملی بازی می‌کنند؟ در واقع متهم کردن زیر دستان به فساد فرار از واقعیت تلخی است که در جامعه ما حاکم است. واقعیتی که نشان می‌دهد عرصه انتقاد، اعتراض، بازخواست و شفافیت در کشور ما چقدر بسته است. در جامعه یک تفکر اسطوره‌ای وجود دارد مبنی بر این که نظام حاکم، نظامی مقدس و الهی است و این نظام به هیچ خطا و اشتباهی اعتراف نمی‌کند. در عربستان هیچ گاه نظامی معصوم و دور از اشتباه روی کار نیامده است. البته این واقعیت تا زمانی مطرح بود که قدرت توسط یک خانواده که خود را مقدس می‌دانست و قبول این قداست را به جامعه نیز تحمیل کرد، ربوده شد. تاجایی که حتی شک در صلاحیت حاکم جرم شناخته می‌شود و این همان چیزی است که ما را به یاد قرون وسطای اروپا در قرن‌ها پیش می‌اندازد.

اما سوال هفتم و آخرین سوال، به تازگی این مساله مطرح می‌شود که یک طرح اصلاحاتی در کشور اجرا شود که براساس آن نمایندگان پارلمان را براساس ایدئولوژی و خط مشی فکری آنها انتخاب کنیم و نه تفکرات قبیله‌ای، اما سوالی که اینجا مطرح است این است که ما براساس کدام جریان فکری یا حزب سیاسی این کار را بکنیم؟ آیا اصلا اجازه چنین کاری در کشور ما داده شده است؟ آیا اینکه به یک حزب یا جریان سیاسی خاص متمایل باشیم خود جرم محسوب نمی‌شود؟ چگونه می‌شود مردم کشور را قانع کرد که براساس تمایلات و منافع قبیله‌ای تصمیم‌گیری نکنند در حالی که هیچ سابقه‌ی حزبی یا جریانات فکری سیاسی در کشور وجود ندارد؟ در پایان باید گفت اگر جواب این سوال‌ها مشخص‌ شود، می‌توان به یک طرح کلی از اوضاع کشورمان دست یابیم. با رسیدن به پاسخ این سوال‌ها است که می‌توانیم در برابر نظامی که تنها به دنبال منافع خود است و همواره مساله اصلاحات را به خاطر این منافع به تاخیر می‌اندازد، ایستادگی کرد.»

به گزارش سما، جنگنده های ارتش رژیم صهیونیستی شب گذشته مناطق مختلف نوارغزه را هدف قرار دادند که بر اثر آن دستکم یک نوجوان ۱۳ ساله فلسطینی شهید و ۱۸ تن دیگر زخمی شدند.

اغلب زخمی ها زن، کودک و افراد مسن هستند. بنا بر اعلام شاهدان عینی این حملات خسارت مادی بسیاری به منازل مناطق مختلف نوارغزه وارد کرده است.

در این حملات ۲ پایگاه مقاومت فلسطین در شمال غزه و یک پایگاه وابسته به گردان های قسام شاخه نظامی جنبش حماس در شهر خان یونس در جنوب نوارغزه و ۲ تونل در شهر رفح هدف چندین فروند حملات موشکی قرار گرفت.

خبرگزاری رسمی قطر نیز به نقل از منابع بیمارستانی فلسطین اعلام کرد که جنگنده های ارتش رژیم صهیونیستی شب گذشته یک منزل در غرب رفح در جنوب نوارغزه را بمباران کردند که منجر به شهادت ۶ فلسطینی و زخمی شدن چند نفر شد.

این منزل متعلق به "خالد شعث" یکی از اعضای وابسته به گردان های ناصرصلاح الدین شاخه نظامی کمیته های مقاومت مردمی فلسطین بود که در پی شناسایی توسط هواپیماهایی جاسوسی رژیم صهیونیستی بمباران شد

رژیم صهیونیستی ادعا می کند که این حملات در واکنش به حملات دیروز به بندر ایلات در اراضی اشغالی ۱۹۴۸ و هلاکت ۸ صهیونیست صورت می گیرد.

به گزارش جام، BBC فارسی (BBC) روز سه شنبه16 آگوست (25مرداد) تصاویر یک فوتبالیست که تبلیغ بهائیت را روی دستان خود هک کرده بود را به نمایش گذاشت.
این شبکه درمیان دنیایی از ورزشکاران تصویر یک فوتبالیست معروف باشگاه منچستر سیتی" Manchester City" به نام سرجیو آگوئرو""Sergio Aguero را که روی دست خود کلمه "جامعه بهایی" "Baha'I Society" را خالکوبی کرده نشان داد.
سرجیو«سرخیو» آگوئرا «آگرو» داماد مارادونا می باشد و در بسیاری از فعالیت های ورزشی از پدر زن خود راهنمایی می گیرد.
شبکه BBC با پخش این گونه خبر ها نقش یک مبلغ قابل اعتماد برای جامعه بهائی را ایفا می کند.

 

صدها معترض خشمگین در واکنش به دیدار پرهزینه پاپ بندیکت شانزدهم در مادرید پایتخت اسپانیا، تظاهرات اعتراض آمیز برگزار کرده‎اند.
به گزارش مشرق به نقل از پرس تی وی، صدها گروه معترض اسپانیایی که در میان آن‎ها گروه اعتراضی 15 می نیز حضور داشت، در تظاهرات مادرید پایتخت اسپانیا شرکت کردند.
جنبش اعتراضی 15 می، در تاریخ پانزدهم می سال 2011 میلادی به منظور اعتراض به مدیریت بد اقتصادی دولت اسپانیا تأسیس شد.
اواریستو ویار عضو شبکه مسیحیان که در این اعتراض شرکت کرده بود، گفت: " ما منتقد این نمایش مفتضحانه هستیم که در شرایط حاد اقتصادی که بی‎کاری بسیاری از خانواده‎ها را در پی داشته است، صورت می‎گیرد."
بر اساس این گزارش، هزینه دیدار رسمی پاپ که تدابیر امنیتی را نیز در بر می‎گیرد، بالغ بر 50.5 میلیون یورو تخمین زده شده است اما بسیاری از معترضان بر این باورند که هزینه واقعی این سفر که از جیب مالیات‎دهندگان اسپانیایی پرداخت می‎شود، بیش از 100 میلیون یورو خواهد بود.
تظاهرکنندگان شعارهای مختلفی از جمله " پاپ با مالیات ما سیاحت نکن" سر دادند.
در حالی که از این اعراضات تنها درگیری مختصری گزارش شده است ولی با این وجود، ده‎ها تن از نیروهای پلیس به منظور ممانعت از برخورد مردم معترض با گروه‎‎های کاتولیک به کار گرفته شدند.
جوان 18 ساله‎ای که از ناحیه بینی دچار خونریزی شده بود، گفت: "من با پدرم در تظاهرات بودم که یک کاتولیک به صورت من کوبید."
بر اساس این گزارش، پاپ بندیکت شانزدهم قرار است روز سه‎شنبه در حالی وارد اسپانیا شودکه این کشور برای خروج از رکود اقتصادی که گریبانش را گرفته به شدت تلاش می‎کند.
گفتنی است که نرخ جاری بی‎کاری در اسپانیا 20.89% است و این درحالی است که نرخ بیکاری جوانان هم بیش از 45 درصد اعلام شده است.

یک جاسوس صهیونیستی بازداشت شده در مصر از تلاش موساد برای عقیم کردن مردان و زنان مصری پرده برداشت.

به گزارش فارس، روزنامه الاهرام مصر دیروز در مطلبی نوشت که دادستانی عالی دولت مصر کشف کرده است که "بشار ابو زید" متهم اردنی که به اتهام جاسوسی برای موساد در مصر بازداشت شده است، اطلاعات جدیدی را منتشر کرده است.

بر اساس این اطلاعات، "اوفیر هراری" افسر موساد از این جاسوس خواسته بود تا شرکتی را برای واردات کالاهای اسرائیلی در زمینه آرایش مو برای مردان و زنان تاسیس کند، این شرکت قرار بود تنها نمایندگی توزیع این کالاها در اسرائیل باشد.

الاهرام میافزاید که این افسر موساد به ابوزید گفته است که علت این اقدام در مصر این است که مواد فوق باعث ایجاد نازایی در میان زنان  و مردان مصری میشود  در نهایت میتواند نسل مصریها را کاهش داده و با خطر نابودی مواجه کند.

موساد همچنین از این جاسوس خواسته بود تا شرکت‌های ارتباطی در سودان و لیبی تاسیس کند تا موساد بتواند از این طریق خطوط ارتباطی این کشورها را نیز زیر نظر بگیرند.

بشار در اعترافات خود میافزاید که مبالغی که در ازای جاسوسی برای موساد دریافت کرده بالغ بر 35 هزار دلار بوده است که آخرین مبلغ آن 4 هزار دلار بوده که برای گزارشی که از انتشار نیروهای نظامی و امنیتی بعد از انقلاب 25 ژانویه در میدانها و خیابان‌های قاهره تهیه کرده، دریافت کرده است.

یک فرمانده ارتش چین برای مذاکره با مسئولان وزارت جنگ و امنیتی رژیم صهیونیستی به سرزمین های اشغالی سفر می کند.

به گزارش مشرق به نقل از العالم ، رادیو ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد که ژنرال" چن بنگ دی" رییس ستاد مشترک ارتش چین علاوه بر شرکت در نشست های راهبردی و امنیتی از مرکز آموزش های جنگی در شهرهای وابسته به ارتش رژیم اسراییل دیدن می کند.
ارتش رژیم صهیونیستی اعلام نکرده است که این ژنرال چینی چه مدتی را در سرزمین های اشغالی خواهد بود.
رادیو ارتش صهیونیستی ، سفر رییس ستاد ارتش چین به اسراییل را تاریخی توصیف و اعلام کرد که ژنرال چن در ساعات پایانی امشب با "ایهود باراک " وزیر جنگ رژیم اسراییل دیدار می کند.
ایهود باراک در ماه ژوئن سفری به پکن برای مذاکره با مسئولان چینی داشت.
این سفر بنا به دعوت " لیانگ گوانگ لی " همتای چینی وی صورت گرفت.
روابط نظامی میان چین و رژیم اسراییل بعداز دوبار دخالت آمریکا برای به شکست کشاندن معاملات تسلیحاتی آنها شامل فروش هواپیماهای جاسوسی پیشرفته والکون درسال 2000 و لوازم یدکی هواپیماهای بدون خلبان اسراییلی مدل هاربی درسال 2005 رو به سستی گرایید.
سفر ژنرال چن به اسراییل درحالی است که این رژیم تلاش های دیپلماتیک گسترده ای را برای متقاعد کردن جامعه بین المللی به دادن رای منفی به درخواست تشکیلات خودگردان فلسطینی برای به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین درمجمع عمومی سازمان ملل متحد درماه سپتامبر آینده آغاز کرده است.

رئیس کابینه رژیم صهیونیستی اعلام کرد که رژیم متبوعش از ترکیه به خاطر کشتار کاروان آزادی غزه عذرخواهی نخواهد کرد. معاون وی نیز گفت که "خدا نکند اسرائیل از ترکیه عذرخواهی کند."
به گزارش جهان به نقل از روزنامه صهیونیستی هاآرتص، نتانیاهو که با هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا سخن می‌گفت تصریح کرد که حاضر نیست برای حفظ روابط اسرائیل با ترکیه دست به چنین کاری بزند.

یک مقام آگاه در قدس اشغالی اظهار داشت که نتانیاهو همچنین در صحبت‌های خود با کلینتون اظهار داشت که با انتشار گزارش پالمر در خصوص وقایع کشتار کاروان آزادی مخالفتی ندارد اما زمان انتشار آن بسته به نظر بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد است.

قرار است که پالمر، نخست‌وزیر سابق زلاندنو، گزارش خود را دوشنبه آینده تقدیم دبیر کل کند و دبیر کل نیز احتمالا روز سه‌شنبه گزارش را منتشر می‌کند.

روز گذشته نیز، "موشه یاعلون"، معاون نخست‌وزیر اسرائیل در سخنانی اظهار داشت "خدا نکند که ما از ترکیه عذرخواهی کنیم!"

وی افزود: اگر اردوغان بتواند ما را به زانو درآورد باز هم دست برنخواهد داشت بلکه خود را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای معرفی خواهد کرد.

یک راهبه اسپانیایی 103 ساله که طی 84 سال گذشته تمام زندگی خود را پشت دیوارهای صومعه ای در شمال مادرید به گوشه نشینی پرداخته قرار است طی چند روز آینده برای دیدار با پاپ از صومعه خارج شود.

مهر به نقل از منابع اینترنتی نوشت: ترسیتا راهبه 103 ساله کاتولیک تصدیق کرد که از زمانی که 19 ساله بوده ، وارد صومعه شده و تا کنون از آن خارج نشده است.

وی 16 آوریل 1927 وارد صومعه شده است، همان روزی که یوزف راتزینگر پاپ بندیکت شانزدهم کنونی در آلمان متولد شد.

راهبه ترسیتا از آن زمان تا کنون در صومعه بوده است و تنها بین سالهای 1936 تا 1939 در زمان جنگ داخلی اسپانیا چند ساعت را بیرون از صومعه گذرانده است.

وی روز جمعه به هیئتی که از این صومه برای دیدار با پاپ می روند ملحق می شود. پاپ قرار است در دیدار سه روزه خود از اسپانیا در مراسم روز جهانی جوانان کاتولیک شرکت کند.

ماریا از مدیران این صومعه اعتقاد دارد که ترسیتا این سفر را با چشمهای بسته طی می کند تا در راه هیچ چیز وی را به خود معطوف نکند.

ترسیتا همچنین موضوع کتابی "دختری چون شما در محلی این چنین چه می کند" نوشته عیسی گارسیا بوده که شرحی بر زندگیهای 10 راهبه در صومعه بوده است.

فارس به نقل از خبرگزاری فلسطینی "سما " نوشت، پس از ارتقای سطح نمایندگی دیپلماتیک فلسطین در بیروت، "محمود عباس " و "نجیب میقاتی " امروز در یک مراسم رسمی پرچم فلسطین را در سفارتخانه فلسطین در بیروت به اهتزاز درمی‌آورند.

عباس در سفری دو روزه بنا به دعوت "میشل سلیمان " رئیس جمهور لبنان به بیروت سفر کرده است و این در حالی است که تشکیلات خودگردان تحرکات دیپلماتیک خود برای جلب حمایت از به رسمیت شناخته شدن کشور فلسطین در سازمان ملل در ماه سپتامبر را آغاز کرده است.

سفر عباس به بیروت پس از آن صورت گرفت که اقدامات لازم برای ارتقای سطح روابط دیپلماتیک بین فلسطین و لبنان صورت گرفته بود و قرار است امروز در یک مراسم رسمی سفارت فلسطین افتتاح شود.

لبنان آخرین کشور عربی بود که پس از سوریه اعلام کرد که کشور فلسطین را به رسمیت می‌شناسد.

عباس دیشب در مراسم افطاری که رئیس جمهور لبنان به افتخار وی برگزار کرده بود، شرکت کرد و طی سخنانی در این مراسم تاکید کرد که حضور آوارگان فلسطینی در لبنان موقت و تابع قانون لبنان است.

وی افزود: حضور آوارگان فلسطینی در لبنان موقت و تابع قانون لبنان است، دستیابی آنها به حقوق شهروندی برای زندگی با کرامت مطلقا به معنی اسکان آنها نیست و ما قاطعانه با اصل اسکان مخالفت می‌کنیم و خواهان تضمین حق بازگشت برای تمامی فلسطینیان هستیم.


به گزارش 24، کلیسای کاتولیک آمریکایی نسخه المثنی بیت المقدس را در صحرای یوتا ساخته است تا پیروان این کلیسا بتوانند بدون سفر به سرزمین های اشغالی در این مکان زیارت کنند!

کلیسای مورموند ر ایالت یوتا این بیت المقدس جعلی که اخیراً به بیت المقدس غرب مشهور شده است را قبلاً با کمک معماران هالیوود برای فیلم های سینمایی ساخته بود که ظاهراً تصمیم گرفته از آن به جای فیلم‌ها در مراسم مذهبی خود استفاده کند.

به نوشته سایت «سالت لیک تریبون» این بیت المقدس المثنی، مقامات کلیسا در نظر دارند برای طبیعی شدن زیارت و مراسم مذهبی مسیحیان در این مکان درختان زیتون نیز در اطراف آن بکارند که شبیه سرزمین فلسطین شود.

سایت 24 تصاویری از این جعلی‌سازی غربی در ادامه منتشر کرده است:








مشرق - آشوب ها در کشور انگلستان رو به افزایش است تا جایی که بسیاری از کارشناسان ادامه آن را بحرانی جدی برای امنیت المپیک 2012 قلمداد کرده اند.
شرق لندن همان منطقه ای است که قرار است در تابستان 2012 میزبان ورزشکاران و گردشگرانی باشد که برای بازیهای المپیک تابستانی به آنجا سفر می کنند، اما اوضاع این منطقه در این روزها کاملا آشفته است و در آتش خشم آنگلوساکسون ها می سوزد.


ناآرامی‌ها در منطقه‌ای از تاتنهام روی داد که با ورزشگاه درنظرگرفته شده برای بازی های المپیک سال آینده لندن فاصله چندانی ندارد.
روزنامه‌ آمریکایی "کریستین ساینس مانیتور" با اشاره به ناآرامی‌های اخیر در لندن در آستانه برگزاری مسابقات المپیک در این کشور نوشت که این ناآرامی‌ها امتحانی برای نیروهای بریتانیایی خواهد بود در مورد اینکه که آیا می‌توانند 12 ماه بعد امنیت را در مسابقات المپیک ایجاد کنند یا نه؟

در همین راستا "تونی تراورز"، کارشناس محلی در آکادمی اقتصادی لندن ضمن بالا شمردن قدرت پلیس این کشور در مقابله با ناآرامی‌ها گفت: شکی نیست که پلیس به ایجاد امنیت در مسابقات المپیک فکر می کند که 12 ماه بعد آغاز خواهد شد.
وی با ابراز نگرانی از احتمال بروز حوادث مشابه در زمان برگزاری مسابقات گفت: که آنها این سوال را مطرح می‌کند که در صورت وقوع حوادث مشابه در آن زمان چه اقداماتی برای محافظت از ورزشکاران و بازدیدکنندگان المپیک که از کشورهای مختلف به لندن می‌آیند، انجام خواهند داد.
"تراورز" ادامه داد: این موضوع در حال حاضر نگرانی اصلی پلیس این کشور را شکل داده است.
یک کشیش ساکن "هکنی"، در نزدیکی محل برگزاری بازی های المپیک 2012 لندن نیز گفت: من شدیدا متعجبم. هیچ وقت خیابان های هکنی را این طور ندیده بودم. خیلی ها دایما کار و تلاش می کنند که هکنی، با این گوناگونی ساکنان آن، محل آرامی باشد و در نتیجه انسان وقتی چنین صحنه هایی را می بیند متعجب می شود و دلش به درد می آید.
بیکاری در بریتانیا و کابوسی به نام ایرلند
گفته می شود کاهش بودجه و نرخ بالای بیکاری نیز در دامن زدن به این آشوب ها که در چندین سال اخیر بی سابقه بوده بی تاثیر نبوده است. اما پلیس و سیاست مداران انگلیس این آشوب را ناشی از گروهی جنایتکار و فرصت طلب می دانند و نه نشانی از نا آرامی اجتماعی. نا آرامی هایی که امنیت این شهر را که میزبان مسابقات المپیک سال 2012 خواهد بود زیر سوال برده است.
"مارکا" اسپانیا هم در این زمینه نوشت، این بهترین بهانه برای مردم معترض و خشمگین انگلیس به شمار می‌رود تا با هجوم به مراکز مربوط به میزبانی و ارائه سرویس به گردشگران پروژه لندن 2012 را با کندی مواجه کنند.
مقامات المپیک انگلیس نیز از همین مسئله در هراسند و قطعا دوست ندارند نوع اعتراضات مردمی از شکستن شیشه مغازه‌ها به حمله به شهرک المپیک و تاسیسات تازه بنا شده در این خصوص کشیده شود.

کمیته بین المللی المپیک البته از مقامات انگلیسی در نشست اخیر لندن اطمینان کامل دریافت کرده که هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد و لندن با قدرت جاده میزبانی در المپیک 2012 را طی خواهد کرد؛ اما گذر زمان این را ثابت می‌کند نه ادعای مقامات انگلیسی.
این در حالی است که حرکت آسان و بی دردسر مردم از حومه و شهرهای اطراف به پایتخت می‌تواند حرکت مردم معترض و کینه‌ای سایر مناطق از جمله اسکاتلند یا ایرلند را نیز به همراه داشته باشد که اگر چنین وضعیتی در زمان المپیک لندن رخ دهد، قابل مهار نخواهد بود.
کشمکش پلیس و دولت به خاطر یک افسر آمریکایی
شاید اوج ناکامی انگلیسی ها در کنترل اوضاع، طرحی بود که دولت کامرون ارائه کرده است، که البته با واکنش منفی افسران اسکاتلندیارد همراه بود.
BBC  در خصوص واکنش پلیس انگلیس به این طرح نوشت، تصمیم نخست وزیر بریتانیا، درباره کمک گرفتن از یک فرمانده بازنشسته پلیس آمریکا برای برخورد با باندهای خلافکار، انتقاد تند مسئولان پلیس بریتانیا را در پی داشته است.
در این طرح قرار است یک افسر بلند پایه آمریکایی به نخست وزیر انگلیس مشورت هایی بدهد در حالی که فرماندهان پلیس بریتانیا با دیده شک به این طرح می‌نگرند.
"بیل براتن"، قرار است به زودی با دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا دیدار کند تا به او درباره راه‌های مقابله با گروه‌های خلافکار مشورت دهد.
"ترزا می"، وزیر کشور بریتانیا نیز گفته، مشورت با بیل براتن، بخشی از روندی است که قرار است از افرادی از سراسر جهان که تجربه مقابله با گروه های خلافکار را دارند، استفاده شود.
این در شرایطی است که منقدان می گویند، در روزهای اول پس از آغاز ناآرامی های لندن، کمبود پلیس در خیابان ها کاملا مشهود بود و باعث شد تا این نیرو نتواند به وظیفه خود که حفظ امنیت جانی و مالی مردم است به خوبی عمل کند.
فرهنگ "اول من" و ناپدید شدن اخلاق
در همین حال اسقف شهر منچستر که شاهد این آشوب ها بوده، دلیل این اتفاقات را "ناپدید شدن اخلاقیات" از جامعه دانسته است.
"نایجل مک کالوچ" طی مراسمی در کلیسای منچستر نسبت به خلاء اخلاقی در زندگی خصوصی و عمومی مردم هشدار داد و گفت این امر به تمام طبقات جامعه سرایت کرده است.
او از فرهنگ به شدت مصرفگرای "اول من" انتقاد کرد و گفت مردم در مورد درستی و نادرستی امور، دچار سردرگمی شده اند.
اسقف شهر منچستر گفت تلاش برای تملک، جای بها دادن به دیگران را گرفته است.

بدتر از این نمی‌شد
خبرگزاری فرانسه نیز نوشت، گردشگری یکی از صنایع اصلی انگلیس است که ‌٩٠ میلیارد پوند را وارد اقتصاد این کشور می‌کند و ‌٤/٤ درصد از شغل‌ها را تامین می‌کند. دولت کامرون می‌خواهد با سرمایه گذاری بر بازی‌های المپیک این میزان را افزایش دهد و یک کمپین بازاریابی ‌١٠٠ میلیون پوندی برنامه ریزی کرده تا چهار میلیون بازدید کننده بیشتر را تا سال ‌٢٠١٦ به انگلیس بکشاند.
اما "کالین استنبریج"، مدیرعامل اتاق تجارت و صنعت لندن، اظهار داشت که دقیقا به خاطر بازی‌های المپیک است که افراد زیادی با وحشت، نظاره گر مشکلات پایتخت انگلیس هستند.
وی تصریح کرد: آشوب‌ها برای لندن در زمانی بدتر از زمان فعلی نمی‌توانست اتفاق بیافتد.
وی تاکید کرد: یک سال مانده به آغاز المپیک چشمان جهان هم اکنون به لندن دوخته شده است و متاسفانه رخدادهای چند روز گذشته آن چیزی بود که مخاطبان بین‌المللی دیده‌اند.

به گزینه های دیگر فکر کنید
ناآرامی های انگلیس واکنش کشورهای دیگر را نیز برانگیخت تا جایی که چینی ها با ابراز نگرانی از وضعیت امنیتی لندن آشوب ها و اعتراضات بریتانیایی ها را حاصل عدم کنترل رسانه ها و شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و توئیتر اعلام کردند.
آلمان یکی دیگر از کشورهایی است که در خصوص لندن برای برگزاری المپیک به دیده تردید می نگرد، به طوری که مانوئل هوفرلین یکی از نمایندگان پارلمان این کشور گفته است درصورت تداوم آشوب ها، انتقال محل برگزاری رقابت های المپیک از لندن به شهری دیگر باید مورد بررسی قرار گیرد.
وی گفته است نمی توان بازی ها را از روزی به روز دیگر تغییر داد بلکه اگر وضعیت به همین منوال بماند، باید پیشاپیش به فکر تغییر محل بازی های المپیک باشیم.
وی افزود: وقتی تحت شرایط عادی برای کنترل خشونت ها و اغتشاشات به حجم زیادی از پلیس نیاز باشد، پس در زمان برگزاری بازی های المپیک که تماشاگران فراوانی نیز حضور خواهند داشت اوضاع چطور خواهد بود.
هوفرلین سپس این سوال را مطرح کرده است که آیا تحت چنین شرایطی می توان رویداد بزرگی مانند المپیک سال آینده برگزار کرد. وی در پایان گفت: آلمان یا چندین کشور دیگر می توانند میزبانی المپیک را برعهده بگیرند.

یک مطالعه جدید در 8 کشور قاره اروپا به بررسی دلایل افزایش نفرت نسبت به رژیم اسرائیل در چندین کشور اروپایی پرداخته است.

به گزارش «شیعه نیوز» ، شرکت کنندگان در این نظر سنجی می‌گویند سیاست‌های تل آویو علت اصلی نفرت آن‎ها نسبت به اسرائیل است.

آن‎ها همجنین ماهیت نژادپرستانه اسرائیل و صهیونیسم را دلیل دوم رویکرد منفی خود نسبت به این رژیم ذکر کردند.

حدود 3500 فرد بزرگ‎سال اروپایی در این نظرسنجی که در جولای گذشته توسط بنیاد فردریش ایبرت مستقر در لندن ترتیب داده شده بود، شرکت کردند.

این نظرسنجی در حالی صورت گرفته است که فعالان در اروپا خواستار ایجاد کشور فلسطین، پایان اشغال‎گری رژیم اسرائیل و همچنین آزادی زندانیان سیاسی شده‌اند.

گفتنی است، بعد از به قدرت رسیدن دولت منتخب حماس در سال 2007 در نوار غزه، اسرائیل منطقه غزه را تحت محاصره قرار داده است.

بر پایه این گزارش، به دنبال حملات زمینی، دریایی و هوایی رژیم اسرائیل به منطقه فقرنشین غزه در زمستان 2009-2008 بیش از 1400 فلسطینی جان خود را از دست دادند. این حمله همچنین خسارتی بالغ بر 1.6 میلیارد دلار به اقتصاد غزه وارد کرد.

بر اساس یک رسیدگی سازمان ملل به رهبری ریچارد گلدستون قاضی سابق آفریقای جنوبی، جزئیات اقدامات اسرائیل در جریان حمله به نوار غزه، که هم ردیف با "جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت" ارزیابی شده، توضیح داده شده است.

یک روزنامه نگار آمریکایی از نقشه رژیم صهیونیستی برای انتقال صهیونیست‌ها به عراق زیر نظر آمریکا و شهرک‌سازی برای آنها در این کشور پرده برداشت.

به گزارش ایسنا، مادیسون روزنامه‌نگار آمریکایی در گزارشی تاکید کرد: اسرائیل در آرزوی تسلط بر بخش‌هایی از عراق است تا رویای اسرائیل بزرگ را برای خود تحقق بخشد. براساس گزارش سایت اینترنتی المحیط، این گزارش شامل اطلاعاتی منتشر نشده درباره نقشه اسرائیل برای انتقال یهودیان کرد از فلسطین اشغالی تحت پوشش سفرهای زیارتی به شهر موصل و استان نینوا در شمال عراق است.

برطبق این گزارش، یهودیان کرد از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 شروع به خرید اراضی در این منطقه کردند که آن را به ادعای خود ملک تاریخی یهودی می‌دانند.

این گزارش افزود: سازمان موساد به کمک گروهی از مزدوران و با هماهنگی شبه نظامیان کرد، حملاتی علیه مسیحیان کلدانی عراق در مناطق موصل، اربیل، حمدانیه، تل اسقف، قره قوش و نظایر آن انجام و سپس این حملات را به القاعده نسبت داد تا این افراد را به زور از مناطق خود کوچ دهد و منطقه از ساکنان اصلی آن خالی شود.

مهر به نقل از هاآرتض نوشت: وزارت دادگستری اسرائیل به همراه اداره وکلای تسخیری گزارشی را درباره وضعیت زندانهای این رژیم در سالهای 2009 و 2010 تهیه کرده اند که بر اساس آن وضعیت موجود در زندانهای اسرائیل به هیچ وجه قابل تحمل نیست.

در بخشی از این گزارش آمده که زندانیان را برای تنبیه مدتها به تخت می بندند بطوری که فرد تنبیه شده نه توان حرکت دارد و نه اینکه می تواند غذا بخورد و از همه بدتر آنکه این فرد برای دفع حاجت نیز نمی تواند اقدام کند و همین امر موجب شده تا زندانها وضعیت بهداشتی مناسبی نداشته باشند.

در بخش دیگری از این گزارش آمده که برای نشان دادن زندانیان خطرناک مچ بندی را به رنگ قرمز به مچ آنها می بندند که این مچ بند بیش از آنکه بیانگر خطرناک بودن این زندانی باشد نشانگر وضعیت بد او در زندان است.

در این گزارش زندانهای شارون، دکل و تسالمون مورد اشاره گرفته و آمده، در این زندانها یک دست و یک پای زندانی را به تخت می بندند بطوری که وی قادر به حرکت نبوده و فقط می تواند بر روی زمین بخزد. فرد زندانی در این وضعیت قادر به هیچ کاری نیست و وضعیت او دست کمی از یک سوسک ندارد و حتی برای دفع حاجت نیز باید با صدای بلند مامورین زندان را صدا کند تا آنها به کمکش بیایند.

زندان دیگری که در این گزارش به آن اشاره شده مرکز بازداشت "هداریم" است که در بازرسی ازاین زندان به فردی برخورد کردند که به مدت پنج و ماه نیم در تمام مدت شبانه روز به تخت بسته شده بود و برای یک دوره شش ماهه دیگر نیز به مدت 13 ساعت در هر روز به تخت بسته می شد.

در هیمن رابطه شکایت های زیادی درباره شکنجه در زندان دکل به وزارت دادگستری رژیم صهیونیستی ارسال شده که در اغلب این شکایت نامه ها آمده است: زندانیان را در قفسهای به ابعاد دو متر در دو متر نگهداری می کنند و وضعیت موجود در این قفسها به هیچ وجه مناسب نیست و از لحاظ روحی زندانی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد.

به نوشته هاآرتض، وضعیت در زندان کارمل نیز مناسب نیست. در این زندان سلولی 18 متری وجود دارد که در آن 10 زندانی را به طور همزمان حبس می کنند و در زندان اشل نیز فضای موجود برای هر زندانی فقط دو متر و 40 سانت است.

اما مقامات رژیم صهیونیستی در پاسخ به این گزارش اعلام کرده اند که چنین رفتاری با زندانیان لازم بوده و اجرای عدالت نیازمند به کارگیری چنین روش هایی است.

به گزارش مهر، این گزارش درباره زندانهایی است که شهروندان یهودی در آن نگهداری می شوند و وزارت دادگستری رژیم صهیونیستی در گزارش خود هیچ اشاره ای به زندان هایی که در آنها مبارزین فلسطینی نگهداری می شوند نکرده است.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی "امور استراتژیک "، چندی پیش ملک عبد الله، پادشاه اردن در سفری که به واشنگتن داشت، پایگاه اطلاع رسانی صهیونیستی "دبکا " درباره این سفر می‌نویسد: ملک عبد الله با تمام مسئولان وزارت خارجه آمریکا و پنتاگون و کمیته امنیت ملی آمریکا دیدار کرد و به پیش‌بینی‌های وی درباره حوادث جاری در کشورش گوش فرا داد.

* تاکید بر کشیده شدن دامنه ناآرامی‌ها به اردن

منابع آگاه در واشنگتن می‌گویند که مقامات کاخ سفید به پادشاه اردن تاکید کرده‌اند، براساس گزارش‌ها و تحلیل‌‌های تهیه شده توسط سازمان‌ها و دستگاه‌های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا انقلاب علیه نظام اسد در سوریه به زودی به اردن همسایه جنوبی سوریه نیز کشیده خواهد شد.

* اخوان المسلمون و رابطه با معارضان سوری دو عامل تاثیرگذار بر تحولات اردن

این مقامات و مسئولان آمریکایی دلیل گسترش دامنه انقلاب سوریه به اردن را نه به دلیل برنامه‌ریزی یا توطئه‌چینی معارضان سوری برای این امر بلکه در دو عامل ملاحظه می‌کنند:

1) بسیاری از معارضان سوری روابط مستحکم و عمیقی با قبایل و خانواده‌هایی دارند که در اردن بسرمی‌برند و این قبایل و خانواده‌ها بخش قابل توجهی از نیازهای مالی و امنیتی این معارضان سوری را تامین می‌کنند و بالطبع این افراد از خود می‌پرسند، آیا ما نیز خواهیم توانست همین ناآرامی‌ها یا مشابه آنها را در اردن ایجاد کنیم؟

آمریکایی‌ها به پادشاه اردن گفتند که شکل‌گیری چنین کانون‌هایی در داخل اردن به خوبی قابل ملاحظه است و این کانون‌ها اقدام به ذخیره‌سازی سلاح و مواد منفجره برای استفاده از آنها در زمان لازم کرده‌اند.


2)عامل دومی که آمریکایی‌ها به آن اشاره کرده‌اند، نقش رو به فزاینده اخوان المسلمون در ناآرامی‌های سوریه و دیدگاه سیاسی‌-‌مذهبی موجود در برابر این جماعت است که عنوان می‌کند،‌ این جماعت یک جنبش داخلی و محدود به سوریه نیست، بلکه جنبشی جهانی است که در جای جای جهان اسلام فعالیت می‌کند و رهبران جماعت اخوان المسلمون در سوریه در این اواخر تاکید کرده‌اند، اگر ما در آستانه موفقیت در سوریه هستیم، پس چرا به برادرانمان در اردن کمک نکنیم که به ما در انقلابمان علیه اسد کمک کردند.

* تاثیر اجتناب‌ناپذیر تحولات اردن بر اسرائیل

سایت "دبکا " وابسته به دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی در ادامه می‌افزاید: اگر پیش‌بینی‌های مقامات و مسئولان آمریکایی از آینده اوضاع در اردن چنین باشد، بنابراین باید گفت، تحولات جاری در اردن بازتاب‌های غیرقابل انکاری بر اسرائیل خواهد داشت که مهمترین آنها را باید در سه موضوع ملاحظه کرد:

1) آیا اسرائیل آشکارا یا پنهانی از ملک عبد الله حمایت و برای نجات تخت پادشاهی وی در امور داخلی اردن دخالت خواهد کرد؟
2) آیا ناآرامی‌های اردن به فلسطینیان کرانه باختری و اعراب اسرائیل هم کشیده خواهد شد؟
3) آیا ناآرامی‌های اخیر روی داده در اسرائیل و آمادگی‌های اخیر ارتش و نیروی پلیس و دیگر نیروهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل بر پایه در نظر گرفتن این تغییر وتحولات احتمالی صورت گرفته است؟

* توصیه‌های دولتمردان کاخ سفید به پادشاه اردن

این پایگاه اطلاع رسانی صهیونیستی در ادامه می‌نویسد: منابع مطلع اسرائیلی در واشنگتن تاکید می‌کنند که برخی از دولتمردان آمریکایی به پادشاه اردن توصیه کرده‌اند، چهار تدبیر فوری زیر را اتخاذ کند:

1- در انتظار تظاهرات و راهپیمایی‌ها و ناآرامی‌های مشابه نباشد، بلکه با در پیش گرفتن مجموعه‌ای از اصلاحات سیاسی علاج واقعه را پیش از وقوع نماید.

2- پیاده کردن فوری و آنی نظام چند حزبی در اردن؛ و مقامات آمریکایی به پادشاه اردن تاکید کرده‌اند، منظورآنها از نظام چند حزبی، نظام چند حزبی کنونی موجود در اردن نیست، بلکه ایجاد نظامی است که پارلمان در آن دولت را انتخاب و نمایندگان تمام احزاب و جریان‌های سیاسی در این پارلمان حضور داشته باشند، بگونه‌ای که پادشاه در این نظام تاثیر کمرنگی بر جریانات امور داشته باشد و این بدین معناست که عبد الله مجبور خواهد شد، از برخی از اختیاراتش صرف نظر کند.

3- در چارچوب اصلاحات سیاسی پادشاه باید با تجدید نظر در پراکندگی مناطق و حوزه‌های انتخاباتی در کشور موافقت کند؛ چون حوزه‌های انتخاباتی کنونی بگونه‌ای تقسیم‌بندی شده‌اند که نمایندگان کمتری از اخوان المسلمون و فلسطینیان به پارلمان و سازمان‌های سیاسی اردن راه‌ یابند.

4- و سرانجام اینکه این صاحبنظران کاخ سفید به ملک عبد الله توصیه کردند، هرچه سریع‌تر به طرح پیشنهادی شورای همکاری خلیج فارس که سیاست‌های نظامی کشورهای عرب حوزه خلیج را به رهبری عربستان سعودی هماهنگ می‌کند و شروطی را برای پیوستن اردن به این شورا مطرح کرده بود، پاسخ دهد.

باوجودی‌که اردن به طرح پیشنهادی پیوستن به شورای همکاری خلیج فارس واکنش مثبت نشان داد، اما مذاکرات بعدی همچنان راکد باقی مانده و منابع نظامی مطلع در تل‌آویو عنوان می‌کنند، در زمانی‌که شورای همکاری خلیج فارس اردن را تحت فشار قرار داده تا در تامین امنیت مرزها و امنیت شیوخ حوزه خلیج فارس و مناطق نفتی آنها مشارکت داشته باشد، ملک عبد الله از شورای همکاری خلیج فارس خواسته تا این شورا به وی بسان بحرین تضمین‌های لازم را ارائه دهد تا در صورت مورد تهدید قرار گرفتن خاندان سلطنتی از آن حمایت کنند،‌ بسان نیروهای جزیره که از آل خلیفه حمایت کرد.

* دو شرط عبد الله برای عمل به توصیه‌های کاخ سفید

پایگاه صهیونیستی دبکا در ادامه می‌افزاید: درپی شنیدن این سخنان و توصیه‌ها عبد الله اجرای آنها را منوط به دو شرط اساسی کرد؛ اول این که اصلاحات سیاسی بسیار آرام و با روندی کند صورت گیرد، چه در غیر این صورت قدرت به سرعت از خاندان سلطنتی به معارضان منتقل خواهد شد.

نکته دوم این که اگر دولت اوباما خواستار افزایش حضور نمایندگان فلسطینی در موسسات و نهادهای منتخب است، باید ولو به شکل ظاهری هم شده اقدامات و گام‌هایی در حوزه مذاکرات سیاسی میان اسرائیل و فلسطینیان بردارد،‌ چون به اعتقاد ملک عبد الله درحالی که اسرائیل حاضر نیست به فلسطینیان کرانه باختری امیتازی بدهد، منطقی نیست که خاندان هاشمی به فلسطینیان اردن امتیاز دهد.

و در پایان این که دبکا تاکید می‌کند: آنچه دولت آمریکا را بسیار نگران کرده، کندی روند اصلاحات سیاسی است که از آن سخن گفته و یک مقام بلند پایه آمریکایی اذعان کرده، اگر ملک عبد الله به این حرکت کند اصلاحات ادامه دهد، بی‌شک ناآرامی‌های شهرهای بزرگ اردن او را غافلگیر خواهد کرد و در آن زمان دست زدن اصلاحات سیاسی مورد نظر بی‌فایده خواهد بود.

به گزارش فارس، پایگاه تحلیلی "گلوبال ریسرچ " در گزارشی به قلم "فینیان کانینگهام " می‌نویسد: پس از گذشت بیش از 5 ماه از تظاهرات و مخالفت‌های مردمی با رژیم استبدادی و دیکتاتوری کشور بحرین، حکومت سلطنتی این کشور که حمایت دولت‌های آمریکا و انگلستان از خود را می‌بیند، تدابیر جدیدی را از جمله گازهای اشک‌آور برای سرکوبی تظاهرات مردمی بکارگرفته است. اگرچه استفاده از این سلاح کشنده تاکنون به مرگ و ناتوانی تعداد زیادی از مردم بحرین منجر شده است، سکوت رسانه‌های غربی در قبال این جنایات قابل توجه و تأمل است.

* بحرین در سرکوب معترضان حمایت دولت‌های غربی را دارد

حکومت دیکتاتوری بحرین که هم اکنون کشورهای غربی را حامی خود می‌بیند، نتوانست تظاهرات گسترده مردمی برای برقراری آزادی‌های دموکراتیک را خنثی و سرکوب کند، و هم اکنون تلاش خود برای خرد کردن جنبش‌های طرفدار دموکراسی را با هدف قرار دادن افراد غیرنظامی و قشر آسیب پذیری نظیر جوانان، سالمندان و افراد ناتوان، آغاز کرده است.

* گازهای اشک آور استفاده شده، کشنده هستند

نیروهای نظامی این کشور با شلیک گاز اشک آور به داخل روستاها و منازل، حمله‌ای گسترده و همه جانبه را در دستور کار خود قرار داده‌اند - گازهایی که عوارض وحشتناکی را بر روی مردم داشته‌اند. طی هفته‌های اخیر هزاران کپسول گاز اشک آور شلیک شده است که گازهای سمی منتشر شده از آنها، روستاهای این کشور را بطورکامل در برگرفته‌اند. به دلیل استشمام گازهای اشک آور شلیک شده به داخل منازل که توسط نیروهای نظامی رژیم بحرین انجام شده است، تاکنون 5 غیرنظامی از جمله چندین زن دچار معلولیت جسمی شده‌اند و یک پسر 5 ساله نیز به دلیل خفگی جان خود را از دست داده است. در چنین یورش‌هایی و به دلیل انتشار گازهای سوزش آور حاصل از شلیک این کپسول‌ها، هوای داخلی منزل به سرعت متراکم و سنگین می‌شود. افراد مسن و ناتوان نمی‌توانند از اثرات کشنده آن جان سالم به در ببرند.

* حملات به شیعیان بحرین از پیش برنامه ریزی شده هستند

طی هفته‌های اخیر، حملات نیروهای نظامی دولت بحرین به خانه‌ها و روستاهای شیعه نشین این کشور تشدید شده است، چرا که این فرقه را طرفدار جنبش‌های دموکراسی خواه کشور می‌دانند.
"نبیل رجب "، رئیس مرکز حقوق بشر کشور بحرین می‌گوید: "این حملات، راهبردی پیش بینی شده و نظاممند برای به وحشت انداختن مردم و غیرنظامیان است. نمی‌توان با صراحت گفت که این حملات توسط چند افسر نظامی و به صورت تصادفی انجام می‌شوند. شاهد بودیم که چندین روستا آماج حملات مداوم نیروهای نظامی بودند؛ نیروهای نظامی که لباس پلیس ضدشورش پوشیده‌اند، با جیپ‌های وزارت کشور وارد روستاها می‌شوند و هزاران کپسول از گاز اشک آور را به داخل خانه‌ها شلیک می‌کنند. این حملات مرگبار تنها به واسطه دستور مستقیم فرمانروا و حاکم این رژیم انجام می‌شوند. "

* طولانی‌ترین دوره نخست وزیری در اختیار مقامات بحرین است

جزیره پادشاه نشین بحرین که در داخل خلیج فارس واقع شده است و میزبان ناو جنگی پنجم نیروی دریایی آمریکا است، توسط خانواده سلطنتی آل خلیفه و به رهبری پادشاه آن - حمد بن عیسی آل خلیفه - اداره می‌شود. حمدبن عیسی همچنین فرمانده ارشد نیروهای نظامی بحرین نیز است.
رژیم سنی و غیر منتخب بحرین - که به گفته لندن و واشنگتن، یکی از متحدین اصلی این دو کشور است - از زمان استقلال این کشور از انگلستان در سال 1971، بر مسند قدرت و حکومت است. شیخ خلید بن سلمان آل خلیفه 77 ساله (عموی پادشاه کشور)، توانسته است عنوان طولانی‌ترین عنوان نخست وزیری جهان را به خود اختصاص دهد؛ عنوانی که بدون برگزاری انتخابات بدست آمده است. حدود 80 درصد از کابینه اجرائی و اداری ریاست جمهوری و افسران ارشد نیروهای نظامی کشور بحرین - که همگی غیر منتخب بوده و توسط پادشاه این کشور منسوب شده‌اند - از اعضای خانواده سلطنتی می‌باشند.

* سهم شیعیان از جمعیت بحرین 70 درصد است

شیعیان بحرین، که بیشتر جمعیت این کشور را به خود اختصاص داده‌اند، تحت تاثیر موج بیداری‌های جهان عرب و جنبش‌های موافق دموکراسی در خاورمیانه و شمال قاره آفریقا قرار گرفتند و در 14 فوریه به خیابان‌ها آمدند و خواستار حقوق دموکراتیک خود شدند. مدت‌هاست که شیعیان بحرینی - که 70 درصد از مردم این کشور را تشکیل می‌دهند - طعم تبعیض‌های سیاسی و اقتصادی سلسله سنی این کشور را چشیده‌اند.

* نیروهای نظامی عربستان و امارات وارد می‌شوند

نیروهای متجاوز و مهاجم عربستان سعودی در اواسط ماه مارس وارد خاک بحرین شدند تا تظاهرات صلح آمیز این کشور را سرکوب کنند، البته لندن و واشنگتن نیز از این اقدام حمایت کردند. از آن تاریخ به بعد، نیروهای نظامی کشورهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی در تشدید سرکوب‌ها علیه تظاهرکنندگان و طرفداران دموکراسی، به نیروهای مسلح بحرین کمک کردند. نتیجه تشدید برخوردها و سرکوب‌ها، مرگ حدود 40 نفر غیرنظامی، دستگیری غیرقانونی بیش از 1000 نفر، شکنجه و آزار و اذیت دستگیرشدگان و محاکمه صدها نفر در دادگاه‌های نظامی و در جریان دادرسی‌ها و شرایط غیرعادلانه بوده است.

* اکثر افراد تحت تعقیب در بحرین تحصیل کرده هستند

در میان کسانی که تحت تعقیب و پیگرد قانونی قرار گرفته‌اند، اقشار مختلفی نظیر دکترها، پرستاران، معلمان، وکلا و روزنامه نگارانی قرار دارند که اتهام آنها موارد خنده داری است: "تحریک و تشویش اذهان عمومی درجهت عناد و دشمنی نسبت به حاکمان کشور " و "تلاش جهت سرنگونی نظام از جانب دشمنان خارجی " (که به کشور ایران اشاره دارد). حدود 2500 کارگر که بیشتر آنها از فرقه شیعیان بودند، از کار خود برکنار و اخراج شده‌اند. بخش دیگری از این سرکوب‌ها متوجه باشگاه‌های ورزشی، ورزشکاران و وب سایت‌های منتقد دولت بود که از فعالیت‌های خود محروم شدند.

* تظاهرات 100 هزار نفری در چند شهر اتفاق افتاد

موج سرکوبی و سرنگونی غیرنظامیان، در متوقف کردن جنبش‌های طرفداران دموکراسی ناتوان بوده است؛ البته این تهاجم‌ها توسط گروه‌های بین‌المللی طرفدار حقوق بشر محکوم شده‌اند. در تظاهرات اخیری که در شهرهای دور از و سار روی داد، بیش از 100.000 نفر به خیابان‌ها آمدند و بار دیگر خواسته‌های خود را مبنی بر داشتن کشوری "خودمختار " مطرح کردند. این اجتماع و تظاهرات برای کشوری که جمعیت آن تنها 600.000 نفر است، می‌تواند بهترین روز برای بسیج عمومی علیه حکومت این کشور در طول ماه‌های فوریه و مارس باشد.

* خواسته مردم بحرین تغییر در سیاست‌های کشور است

"نبیل رجب " می‌گوید: "این نشان می‌دهد که سرکوب‌های دولت و هم پیمانان کشور بحرین علیه غیرنظامیان، شکست خورده است. آنها نتوانسته‌اند مردم را مجبور کنند تا از مطالبات حقوق دموکراتیک خود، کوتاه آیند. " "نبیل رجب " که در ماه گذشته و به خاطر فعالیت‌هایش در حوزه حقوق بشر، برنده جایزه فعالان دموکراسی "ایان راتیو " از مرکز بین‌المللی "وودرو ویلسون " واقع در واشنگتن شده بود، اعتقاد دارد که علت اتخاذ سیاست جدید "مجازات‌های دسته جمعی " غیرنظامیان توسط دولت بحرین، ناتوانی آنها برای سرکوب و فرونشاندن فریادهای مردمی برای ایجاد تغییرات دموکراتیک در سیاست‌های کلی این کشور است. "نبیل رجب " می‌گوید: "علیرغم کشتارهای غیرقانونی، دستگیری‌های گسترده و شکنجه‌های دائمی، دولت بحرین به این نتیجه رسیده است که این شیوه‌های سرکوب برای شکست دادن مخالفین و معترضین کافی نمی‌باشند. آنها اکنون با رفتن به داخل روستاها و ایجاد رعب و وحشت میان مردم از طریق استفاده از گازهای کشنده اشک آور، به سمت مجازات‌های دسته جمعی روی آورده‌اند. ".

* تصاویر منتشر شده توسط مردم، شدت فاجعه را نشان می‌دهند

تعداد زیادی از فیلم‌هایی که توسط خود مردم و به صورت غیرحرفه‌ای ای تصویربرداری شده‌اند، به کارگیری سیاست‌های ایجاد رعب و وحشت توسط نیروهای طرفدار دولت کنونی بحرین را تائید می‌کنند. در یکی از حملات نیروهای دولتی، مادر 47 ساله‌ای که دارای 2 فرزند با نام‌های زینب و حسن الجمعه است، به علت خفگی جان خود را از دست می‌دهد. این مادر به علت ناتوانی حاصل از استنشاق گاز، نتوانست از خانه خود خارج شود - خانه‌ای که از گاز اشک آور پرشده بود. یک هفته پس از مرگ الجمعه و در تاریخ 22 ژوئیه، نیروهای پلیس به روستای ائ بنام "سیترا " مراجعه کردند و تهاجم خود به خانه این زن را تکرار کردند. در تصاویری که از این حمله بدست آمده است، مردمی دیده می‌شوند که برای بیرون آوردن کودکان وحشت زده این زن از طبقه فوقانی منزل او و از طریق نردبان، در تلاشند.

* گازهای اشک آور قربانی می‌گیرند

4 نفر دیگر نیز به دلیل مسمومیت‌های مشابه، در خانه‌های خود جان خود را از دست دادند. آخرین قربانی این حملات "عیسی احمد الطویل " 59 ساله بود که در اولین روز ماه مبارک رمضان که با 1 آگوست مصادف بود، به خاک سپرده شد. جوان‌ترین قربانی این تجاوزها، "محمد فرهان " 5 ساله بود که شرایط جسمانی حادی داشت و بلافاصله پس از انتشار گاز اشک آور در خانه‌اش در روستای "سیترا "، جان خود را از دست داد. مسن‌ترین فرد نیز مردی 71 ساله بنام "عیسی محمد " بود که خانه او در "معامیر " هدف رگبار گلوله‌های و کپسول‌های حاوی گاز سمی قرار گرفت و او را از پای درآورد.

* دولت پیش از این پایان وضعیت فوق‌العاده را اعلام کرده بود

جالب اینجاست که استفاده متعدد و فراوان از گاز اشک آور برای اعمال سیاست ایجاد رعب و وحشت عمومی در حالی اتفاق می‌افتد که تنها یک ماه است که حاکمان بحرین، وضعیت این کشور را عادی اعلام کردند و به حالت فوق‌العاده پایان دادند. این اعلام وضعیت به معنی کمتر شدن تدابیر "امنیتی " بود و خروج نیروهای نظامی کشورهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای کمک به آغاز "گفتگوهای ملی " و شروع اصلاحات سیاسی، از جمله این کاهش تدابیر بود.

* مخالفان معتقدند که کمیته تحقیق و تفحص تنها یک وعده پوچ است

دولت‌های آمریکا و انگلستان از فرآیند اصلاحات در حکومت بحرین استقبال کرده‌اند و از آن به عنوان یک گام مثبت نام برده‌اند. اما طرفداران دموکراسی در بحرین نسبت به این موضوع بدبین هستند و آن را تنها یک مانور در حوزه روابط عمومی می‌دانند که هیچ اراده و هدفی را برای آغاز تغییرات معنادار در حوزه دموکراسی دنبال نمی‌کند. وعده اخیر پادشاه "حمد " برای تشکیل یک کمیته بین‌المللی برای تحقیق در خصوص "تجاوز به حقوق بشر " نیز از جمله همین سیاست‌های پوچ در حوزه روابط عمومی است. یکی از فعالان طرفدار دموکراسی می‌گوید: "چگونه یک حکومت می‌تواند وانمود کند که گفتگوهای سازنده، مسائل دموکراسی و حقوق بشر را بسیار جدی دنبال می‌کند و در عین حال به کشتن و مجروح کردن غیرنظامیان بی گناه در خانه‌هایشان ادامه دهد؟ "

* گازهای اشک آور توسط نظامیان عربستانی و بحرینی شلیک می‌شود

منابع امنیتی کشور بحرین و شاهدان عینی به مجله "گلوبال ریسرچ " گفته‌اند که پرسنل نظامی کشورهای عربستان سعودی و امارات متحده به عملیات مخفیانه خود در کنار پلیس دولتی و فعالیت در بحرین ادامه می‌دهند. نظامیان کشورهای عربستان سعودی و امارات متحده، لباس‌های فرم وزارت داخلی کشور بحرین را می‌پوشند و گلوله‌های گاز اشک آور را به داخل منازل مسکونی غیرنظامیان شلیک می‌کنند.

* بیمارستان‌ها در کنترل کامل نظامیان بحرینی است

یک عامل گمراه کننده دیگر اشغال نظامی و پیوسته بیمارستان‌های کشور بحرین توسط حکومت این کشور و هم پیمانان آنها در حاشیه خلیج فارس، است. به گفته سازمان بشردوستانه "داروهای بدون مرز "، به دلیل این اشغال نظامی، صدها نفر از دسترسی به خدمات درمانی محروم هستند. قربانیان و مصدومان خشونت‌های اخیر دولت از مراجعه به بیمارستان و دریافت کمک پزشکی واهمه دارند، چرا که ممکن است دستگیر و شکنجه شوند.

* عصبانیت و تنفر مردم از دولت بحرین؛ موردی که رسانه‌های غربی سخنی از آن به میان نمی‌آورند

"نبیل رجب " که منزل خود او در 3 نوبت مورد هجوم قرار گرفته است و علیه او از گاز اشک آور استفاده شده است، می‌گوید: "تلاش دولت بحرین این است که با ایجاد رعب و وحشت میان مردم، آنها را وادار کند تا از جنبش‌های طرفدار دموکراسی حمایت نکنند، اما در این کار ناموفق بوده است. مردم برای دستیابی به حقوق دموکراتیک خود بیش از پیش متحد و مصمم شده‌اند چرا که از خشونت اعمال شده توسط این رژیم عصبانی و متنفر هستند. " این عصبانیت و احساس تنفر در دولت‌های غربی و رسانه‌های خبری اصلی جهان هدایت می‌شوند. اگرچه رسانه‌های خبری اصلی جهان، خشونت‌های دولتی کشورهای لیبی و سوریه را به طور کامل و گسترده تحت پوشش قرار داده‌اند، جنایت‌های آشکار دولت بحرین به طور کامل سانسور شده‌اند و گزارشی در خصوص آنها منتشر نشده است، چرا که کشورهای غربی حامی اصلی این کشور هستند.

* خاندان آل خلیفه مورد حمایت دولت‌های غربی است

دولت‌های آمریکا و انگلیس حمایت خود از سیاست‌های خاندان آل خلیفه را اعلام و ارائه کرده است و از "فرآیند اصلاحاتی " که دولت بحرین در پیش گرفته است، تعریف و تمجید کرده است. جنبش‌های صلح آمیز طرفدار دموکراسی در بحرین از جانب آمریکا و انگلیس مورد حمایت قرار نگرفته‌اند، برخلاف کشور لیبی که شورشیان مسلح و محاصره شده‌ای که علیه دولت قذافی قیام کرده‌اند، مورد حمایت شدید دولت‌های انگلیس و آمریکا قرار گرفته‌اند. در واقع، دولت‌های انگلیس و آمریکا کماکان دولت بحرین را با سلاح‌هایی نظامی از جمله گاز اشک آور تجهیز خواهد کرد؛ گازی که اکنون برای خفه کردن و ایجاد رعب و وحشت میان مردان، زنان و کودکان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

* تسلیحات بکار رفته در بحرین از آمریکا می‌آید

خبرنگار مجله "گلوبال ریسرچ " شاهد بیرون آمدن پوکه خالی گلوله گاز اشک آور از منازل غیرنظامیان بود، پوکه‌ای که اطلاعات کارخانه سازنده آن بر روی آن درج شده بود. یکی از شرکت‌های سازنده عنوان عجیب "فناوری‌های غیر مرگبار " را دارد و مقر آن در شهر "هومر سیتی " در ایالت پنسیلوانیا آمریکا است که وقتی با این شرکت تماس گرفته شد، سخنگوی شرکت از پاسخ به این سوال که چگونه فناوری آنها در کشور بحرین و برای کشتارهای گسترده در حال استفاده است، طفره رفت و جوابی برای آن ارائه نکرد.

* حجم مبادلات آمریکا-بحرین بیشتر از آمریکا-اسرائیل است

ارزش مبادلات نظامی بین کشورهای آمریکا و بحرین سالیانه به 200 میلیون دلار می‌رسد. با توجه به آمار سرانه‌های موجود، این رقم حتی بیشتر از میزان مبادلات نظامی آمریکا با اسرائیل یا مصر است. دولت انگلیس نیز بحرین را "بازاری مهم " برای تسلیحات نظامی می‌داند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز از دیگر بازارهای عمده تسلیحات آمریکا و انگلیس می‌باشند. طبق گفته دولت انگلیس، مجوز صادرات تسلیحات زمانی صادر می‌شوند که این ابزار برای "سرکوب‌های داخلی مورد استفاده قرار نگیرند. " آمریکا نیز با توجه به همین مفاهیم، تسلیحات خود را واگذار می‌کند.

* استانداردهای دولت‌های غربی برای صادرات سلاح نقض می‌شود

البته با توجه به استفاده خشونت آمیز گاز اشک آور توسط نیروهای نظامی بحرین، عربستان سعودی و امارات متحده به منظور سرکوب ناآرامی‌های داخلی و به عنوان سلاحی برای مقابله با تروریسم دولتی در جبهه‌های درگیر، استانداردهای مجوز صادراتی که دولت‌های آمریکا و انگلیس اعلام کردند، به وضوح نقض می‌شود. هم اکنون این سوال برای ما مطرح می‌شود که کدامیک از این موارد کشنده‌تر است؟ تروریسم دولتی کشور بحرین یا بدبینی فاسد سیاست‌های خارجی دولت‌های آمریکا و انگلیس؟

سازمان سیا از نوعی زهر استفاده می‌کند که می‌تواند موجب بروز حمله قلبی در افراد و در نتیجه کشته شدن آنان شود.

به گزارش فارس، مجله "وترنز تودی " در گزارشی شیوه جدید ترور افراد توسط سازمان‌ها و کشورهای غربی را معرفی کرده است: می‌توان از طریق ایجاد سرطان یا حمله قلبی در افراد آنان را ترور کرد. در بخش دوم این مقاله به این سؤال پاسخ داده می‌شود: چه افرادی دستور این ترورها را می‌دهند و چرا؟

* گلوله اول در جریان ترور "جان اف کندی " سمی و از نوعی سلاح سفارشی سیا بود

آقای "چارلز سنسنی "، از سازندگان اسلحه‌های "سی‌آی‌ای " در "فورت دیتریک " ایالت "مری‌لند " در سپتامبر سال 1975 در مقابل "کمیته اطلاعات سنا " شهادت داد؛ وی در شهادت خود اسلحه چتری ساخته خودش را توصیف کرد که یک دارت حاوی سم را شلیک می‌کرد. "سنسنی " توضیح داد که از این سلاح همیشه در میان جمعیت استفاده می‌شود؛ زمانی که چتر باز می‌شود، دارت از قسمت پارچه‌ای چتر شلیک می‌شود تا جلب توجه نکند. از آن جایی که این سلاح بی‌صدا است، هیچ کس از میان جمعیت صدایی نمی‌شنود و قاتل به راحتی پس از جمع کردن چتر، همراه با جمعیت از محل دور می‌شود. فیلم ضبط شده از ترور "جان اف کندی " استفاده از این اسلحه چتری را در "دیلی پلازا " (میدان محل ترور "جان اف کندی ") نشان می‌دهد. فیلم‌های موجود از اتفاقات روز 22 نوامبر 1963 نشان می‌دهد که اولین گلوله اثر فلج کننده‌ای روی "کندی " داشته است. [بر اثر این گلوله] مشت‌های وی گره شدند و سر، شانه‌ها و دست‌هایش نیز حالت سفتی به خود گرفتند. کالبدشکافی‌ها نشان دادند که زخم کوچکی در گردن وی وجود دارد؛ اما هیچ مدرکی وجود نداشت که نشان دهد این زخم مربوط به گلوله است و بعدها نیز هرگز گلوله‌ای به آن کوچکی از بدن وی خارج نشد.

* سیا دستور ساخت این گونه سلاح‌های نامتعارف را صادر می‌کرد

"چارلز سنسنی " شهادت داد که "بخش عملیات‌های ویژه " وی در "فورت دیتریک " از "سی‌آی‌ای " دستور داشت تا اسلحه‌های نامتعارف بسازد. یکی از این اسلحه‌ها یک سلاح دارت دستی بود که می‌توانست دارتی سمی را به سگ‌های نگهبان شلیک و آن‌ها را تا ساعت‌ها ناتوان کند. دارت و سم هیچ اثری باقی نمی‌گذاشتند تا به این ترتیب در آزمایش‌ها مشخص نشود که سگ‌ها توسط فردی ناتوان شده‌اند. "سی‌آی‌ای " 50 قبضه از این سلاح‌ها را سفارش داد و از آن‌ها در عملیات‌هایش استفاده کرد. "سنسنی " تصریح کرد که از این دارت‌ها می‌توان برای قتل انسان‌ها نیز استفاده کرد و وی نمی‌تواند انکار کند که ممکن است "سی‌آی‌ای " دست به استفاده از این دارت‌ها در کشتن انسان‌ها زده باشد.

* مکانیسم اثر سمی که برای استفاده سیا ساخته شده است

نوع خاصی از سم ساخته شده برای استفاده "سی‌آی‌ای " وجود دارد که موجب بروز حمله قلبی می‌شود و هیچ اثری از عامل خارجی باقی نمی‌گذارد؛ مگر آن که کالبدشکافی با هدف بررسی وجود همان نوع خاص از سم انجام شود. "سی‌آی‌ای " در بسیاری از گزارش‌های خود در اوایل دهه 1970 این سم را معرفی کرد. این سازمان حتی سلاحی را نیز که این دارت‌های عامل حمله قلبی را شلیک می‌کرد در یکی از جلسات دادرسی در کنگره معرفی نمود. دارتی که از سلاح "سی‌آی‌ای " شلیک می‌شود می‌تواند از لباس عبور کند و به جز یک نقطه ریز قرمز رنگ روی پوست هیچ اثری باقی نمی‌گذارد. فردی که هدف ترور قرار گرفته است ممکن است در زمان اصابت این دارت کشنده دردی شبیه به نیش یک پشه را احساس کند و یا حتی هیچ دردی حس نکند. دارت مسموم به محض ورود به بدن قربانی، کاملاً تجزیه می‌شود. سپس سم کشنده دارت، به سرعت وارد جریان خون می‌شود و حمله قلبی را در فرد به وجود می‌آورد. زمانی که سم کار خود را انجام داد، بلافاصله ماهیت خود را عوض می‌کند و در نتیجه احتمال بسیار اندکی وجود دارد که در کالبدشکافی تشخیص داده شود که وقوع حمله قلبی به دلیلی غیر از علل طبیعی بوده است. یکی از مأموران سابق "سی‌آی‌ای " فاش کرد که دارت‌ها از نوع منجمد شده سم مایع ساخته شده‌اند. وی تصریح کرد که دارت در درون بدن قربانی آب می‌شود و تنها یک نقطه ریز قرمز رنگ را در محل ورود به بدن باقی می‌گذارد؛ نقطه‌ای مانند همان زخمی که در کالبدشکافی بدن "جان اف کندی " کشف شده بود.

* استفاده سازمان‌های آمریکایی از اطلاعات یکی از تروریست‌های سازمان "کاگ‌ب "

در طول 50 سال، ترورها به روشی آن چنان حرفه‌ای انجام شده‌اند که همه تصور می‌کردند قربانیان بر اثر علل طبیعی جان خود را از دست داده‌اند. جزئیات برخی از این روش‌ها در سال 1961 و زمانی افشا شدند که، "بودان استاشینسکی "، یکی از تروریست‌های حرفه‌ای سازمان امنیتی شوروی سابق "کاگ‌ب "، به غرب گریخت و افشا کرد که دو مأموریت را به این روش با موفقیت به انجام رسانده است. وی در سال 1957، "لو ربت "، نویسنده مهاجر اکراینی، را با سلاحی محتوی بخار سمی در "مونیخ " ترور کرد؛ به نظر می‌رسید که مقتول در اثر حمله قلبی فوت کرده است. از همین نوع اسلحه در سال 1959 نیز برای ترور "استیون باندرا "، رهبر مهاجر اکراینی، استفاده شد؛ هر چند هیچ گاه کاملاً ثابت نشد که مرگ "باندرا " به علل طبیعی بوده است.

* لیست افرادی که احتمالاً به روش حمله قلبی و یا سرطان ساختگی ترور شده‌اند

در میان شاهدان عینی، افراد مهم و توطئه‌گرهایی که ممکن است به روش حمله قلبی و سرطان ساختگی کشته شده باشند عبارتند از: "- جک رودی " (چند هفته پس از آن که پذیرفت در مورد ترور "جان اف کندی " در مقابل کنگره شهادت دهد، به علت سکته در اثر نوع ناشناخته‌ای از سرطان فوت کرد)
- کلی شاو
- جی ادگار هوور
- ایرلن رابرتز ([زن] صاحب‌خانه "لی هاروی اوسوالد ")
- مارلین مونرو
- اسلوبودان میلوشویچ
- کنث لی (رئیس کل سابق سازمان "انرون "؛ بزرگترین حامی انتخاباتی "جورج بوش " و "دیک چنی ")
- مت سیمونز "، "مارک پیت‌من " (خبرنگاری که وقوع بحران اقتصادی را پیش‌بینی کرد و از اقدامات نادرست "بانک مرکزی " آمریکا پرده برداشت؛ وی تلاش بسیاری کرد تا راه را برای نظارت دقیق‌تر بر "بانک مرکزی " باز کند)، "الیزابت ادواردز " (در حالی که همسر "الیزابت ادواردز " علیه رسیدن "باراک اوباما " و "هیلاری کلینتون " به پست ریاست جمهوری آمریکا تلاش می‌کرد، وی ناگهان دچار سرطان شد. "ادواردز " در یکی از سخنرانی‌های تبلیغاتی خود در دوران انتخابات، در ماه مه سال 2007 خطاب به "شورای روابط خارجی " "جنگ علیه تروریسم " را شعاری خواند که به دلایل سیاسی ساخته شده است و برنامه‌ای برای ایجاد امنیت در آمریکا نیست. وی در ادامه این شعار را با شعارهای نوشته شده روی خودروها مقایسه و تصریح کرد که این شعار موقعیت و متحدان آمریکا در جهان را خدشه‌دار کرده است)، ... به جای سه نقطه نام هر فرد رک‌گوی سیاسی، افشاگر و یا شاهد عینی را قرار دهید که به شکلی غیر منتظره در اثر حمله قلبی فوت کرد و یا به سرعت در اثر نوع غیر قابل درمانی از سرطان جان خود را از دست داد.

وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در تلاش است در جریان سفر رئیس ستاد مشترک ارتش چین وی را جهت احداث یک کارخانه تولید هواپیمای جنگی در پکن قانع کند.

به گزارش ایسنا، به نقل از روزنامه فرامنطقه‌ای الشرق الاوسط، ایهود باراک، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در دیدار با ژنرال چن بینگده، رئیس ستاد مشترک ارتش چین که اخیرا به تل‌آویو سفر کرده است، به بررسی تحکیم روابط میان دو طرف پرداخت.

وزیر جنگ رژیم صهیونیستی رئیس ستاد مشترک ارتش چین را جریان فواید اجرای طرح احداث کارخانه تولید جنگنده از نظر جنبه‌های فناورانه و مالی قرار داد.
این دیدار با حضور بنی گانتس، رئیس ستاد مشترک ارتش و نمایندگان صنایع هوایی رژیم صهیونیستی برگزار شد.

بینگده با تاکید بر تمایل کشورش در ارتقای سطح روابط دوستانه ارتش چین و رژیم صهیونیستی گفت: ایجاد روابط هرچه عمیق‌تر میان دو کشور موجب صلح و ثبات در منطقه می‌شود.

رئیس ستاد مشترک ارتش چین گفت: با اینکه ارتش چین با ارتش‌های 150 کشور جهان رابطه دارد، اما رابطه ما با ارتش اسرائیل روابط ویژه دارد.

باراک، نیز به نوبه خود نسبت به همکاری نزدیک دو کشور جهت رویارویی با تمام تهدیدها و مشکلات مشترک ابراز امیدواری کرد.

باراک مدعی شد: تهدید مشترک علیه دو طرف، "تروریسم اسلامی" است.

از سوی دیگر، یک مسوول نظامی در توضیح این اظهارات باراک گفت: مشخص است که چین با تهدید مناطق غربی که اقلیت‌های مسلمان جدایی‌طلب در آنجا مستقر هستند، روبه‌روست و گاهی این مناطق شاهد اقداماتی از سوی این گروه‌ها و همکاری آنها با گروه‌های تندرو در آسیاست.

یکی از رهبران شیعیان مصر سلفی‌ها و وهابی‌ها را ابزار دست عربستان برای اجرای پروژه مورد نظرش در این کشور دانست و از به قتل رساندن مردم توسط وهابی‌های سعودی برای فتنه انگیزی در مصر خبر داد.

"احمد راسم النفیس " در گفت‌وگو با فارس درباره توطئه مشترک آمریکا و عربستان برای ترویج ارزش‌های غربی و دور ساختن اسلامگراها از ساختار سیاسی مصر گفت: بنده شک دارم که آمریکا دارای چنین توانایی باشد که افرادی به اصطلاح لیبرال را در صفوف مقدم تحولات سیاسی و اجتماعی مصر قرار دهد. البته بهترین گزینه‌ای که می‌توان تصور کرد این است که لیبرال‌ها بخشی از دولت آینده مصر را تشکیل دهند. اما عربستان پول زیادی در مصر هزینه می‌‌کند تا وهابی‌ها بتوانند به هرم قدرت در این کشور صعود کنند و بعید نیست که در این خصوص ریاض با آمریکایی‌ها هماهنگ کرده باشد.

*وهابیون و لیبرال‌ها تفاوتی با هم ندارند

این رهبر شیعیان مصر افزود: بعضی‌ها تصور می‌کنند میان وهابیون وابسته به عربستان و لیبرال‌ها اختلافی وجود دارد، در حالی که آنها با هم هیچ اختلافی ندارند. اکنون نقش آنها در مصر چندان پررنگ و با اهمیت مثل سوریه نیست. اما همین گروه‌های تندرو در 29 ژانویه در میدان التحریر پرچم عربستان را به اهتزاز در‌آوردند و شعارهایی سر دادند که نشاندهنده وابستگی آنها به ریاض بود. همچنین گروه‌های دیگر در میدان با فریادهای "اوباما، اوباما " به نفع آمریکا شعار دادند.

* عربستان خواهان روی کار آمدن دولتی در ظاهر اسلامی در مصر است

این کارشناس مصری تصریح کرد: وهابی‌های تندرو خواهان برقراری دولت مدنی با هویت اسلامی در مصر هستند. یعنی دولتی با ماهیت سعودی، دولتی که یک ظاهری از اسلام داشته ولی در عمل دیکتاتور باشد. این چنین دولتی با معیارها ملت مصر سازکار نیست و اگر خدای نکرده چنین دولتی در مصر تشکیل شود مردم آرزوی حکومت حسنی مبارک را خواهند کرد. به همین دلیل، بنده معتقدم که باید در به کار بردن واژه اسلامگرا درباره آنان بسیار دقت شود.

* دستور عربستان برای قتل شهروندانی مصری با هدف فتنه انگیزی در کشور

وی تاکید کرد: عربستان برای به قدرت رسیدن حکومتی همچون رژیم حسنی مبارک از سلفی و وهابی‌ها کمک گرفته است. ریاض به وهابی‌ها دستور داده بود که در جریان تظاهرات برخی شهروندان مصری را به قتل برسانند و به خانواده‌ها بگویند که این اقدام به دستور شورای عالی نظامی بوده است. وهابی‌ها چنین کاری را کردند اما شورای عالی نظامی با صدور بیانیه‌‌ای ادعای مزبور را رد کرد. این موضوع پنهانی نیست و ملت مصر از آن آگاه هستند.

*هماهنگی عربستان و آمریکا برای روی کار آوردن وهابی‌ها به قدرت

راسم النفیس در پایان با تاکید کرد: عربستان با هماهنگی آمریکا می‌خواهد از طریق تندرو‌های وهابی نظام سابق مصر را به قدرت برسانند، اما بیشتر روشنفکران مصری که اعتقادی به دین ندارند و همچنین وابسته به آمریکا و اروپا نیستند با این مسئله مخالفند.

به گزارش مشرق، سازندگان مستند جنجالی «ظهور نزدیک است» بار دیگر دست به کار شدند و با هدف سوار شدن بر روی موج احساسات دینی مردم و استفاده در جهت منافع سیاسی تلاش کردند. این گروه، مستند جدیدی با عنوان «عبرت تاریخ» ساخته‌اند. که سوژه اصلی آن باز هم شخص رئیس جمهور است و البته این کار نشان داد که برخلاف ادعایشان کار برای احمدی‌نژاد بالا‌تر از کار برای امام زمان است. سازندگان این مجموعه برای تایید رئیس جمهور از همه چیز مایه گذاشته‌اند و در اقدامی سوال برانگیز وی را تا حد معصومیت بالا برده‌اند.

موضوع اصلی این مستند مقایسه محمود احمدی‌نژاد با مختار ثقفی است. این مجموعه هم اکنون در فضای مجازی موجود است. سازندگان کلیپ «عبرت تاریخ» در ابتدای آن، هدف خود را از ساختن این کلیپ «مطالعه تاریخ و عبرت گرفتن از وقایع اقوام گذشته» بیان کرده‌اند. گوینده متن ابتدایی کلیپ که به نظر می‌رسد‌‌ همان کارگردان-مجری سی دی ظهور است، از انتقاداتی که به کلیپ قبلی او شده انتقاد می‌کند. او ادعا می‌کند: با اعلام خبر انتشار این مستند (عبرت تاریخ) هجمه‌هایی با هدف مشخص آغاز شد و چون گذشته ما را به جریانی حاشیه ساز و جنجالی منسوب کردند.

وی با ادعای این «ما جمعی خودجوش و مردمی» هستیم، می‌گوید با جریان انحرافی میانه‌ای ندارند و مخالف «حاشیه سازی‌های برخی اطرافیان رئیس جمهور» هستند.

مستند عبرت تاریخ احمدی‌نژاد و مختار را از شخصیت‌های تاثیر گذار تاریخ خطاب می‌کند و به بررسی ویژگی‌ها و شباهت‌های آنان پرداخته است.

سازندگان این کلیپ در ابتدا مدعی «تشابه اتهامات وارده» به این دو شخصیت شده‌اند. آنان برای اثبات ادعای خود صحنه‌هایی از فیلم مختار را که به او اتهام زده می‌شود پخش و آن را با انتقادات برخی سیاسیون و سایت‌ها از دکتر احمدی‌نژاد مقایسه کرده و مشابه دانسته‌اند.

اتهامات مورد اشاره به این شرح است: کذاب و دروغگو بودن، بی‌تفاوتی نسبت به ولایت یا ولایت گریزی، ادعای ارتباط با عالم غیب، تهمت قدرطلبی، ایرانی‌گری و توجه بیش از حد به ایرانی‌ها، خشونت و جنگ طلبی، شک یاران نزدیک و تهمت آن‌ها در اثر موضع پیچیده و مبهم،
تاسیس گروه انحرافی در مهدویت! ، استفاده از سحر و جادو، بد دین و دارای تفکر مذهبی نادرست بودن، عاقبت شوم تهمت‌ها و تخریب.

سازندگان این مجموعه در سایت خود درباره کار خود گفته‌اند:

-هرچند ما بارها اعلام کرده بودیم که نه تنها با افراد جنجالی اطراف رئیس جمهور عزیز هیچ ارتباطی نداریم که از منتقدین و مخالفین این حاشیه‌سازها و جنجال‌ها هستیم، اما در این فیلم به طور شفاف موضع خود را اعلام کرده و مرزبندی کرده ایم.

- در ابتدا در نظر بود که با توجه با مباحث مطرح و آرشیو موجود ، کلیپی 10 الی 15 دقیقه ای ساخته شود ، اما با آغاز کار ، و باز شدن مباحث جدید و دسترسی به مطالب مختلف به همت عزیزان ، طول مدت این فیلم افزایش یافت.

- ظاهراً امشب ، شب ۱۴رمضان مصادف با سالگرد شهادت جناب مختار است ، تلاقی این مناسبت با انتشار فیلم را به فال نیک می گیریم و امیدواریم که منتقم اصلی خون خدا با لطف و عنایت خود به این اثر ناچیز برکت داده و ما را بعد از احسن خدمات به فیض شهادت در رکاب خود مفتخر نماید.

به نظر می‌رسد اگر پشت سر این گروه جریانی سیاسی وجود دارد و اغراض خاصی را پیگیری می‌کنند باید جلویشان گرفته شود و همچنین وزارت ارشاد نیز جلوی چنین آثاری که این مقدار شبهه درباره‌شان وجود دارد و بدون مجوز قانونی و با کیفیت کم فنی پخش می‌شوند را نیز بگیرند. لازم به یادآوری است. انتشار گسترده فیلم قبلی این مجموعه با نام «ظهور بسیار نزدیک است»، بازتاب‌های فراوانی به همراه داشت و مورد انتقاد شدید علما قرار گرفت، تا جایی که منجر به بازداشت عوامل سازنده آش شد.

به گزارش مشرق، حدود 10 سال است که آمریکا جنگ افغانستان را آغاز نموده و حمایت از این جنگ برای آمریکائیان تقریباً هفته‌ای 2 میلیارد دلار هزینه در بر دارد. تاکنون به طور کلی 1،618 نفر از سربازان آمریکایی در جنگ افغانستان کشته شده‌اند. با این حال، سوالی که مطرح است این است که آیا آمریکا با وجود بحران اقتصادی خود می‌تواند به چنین جنگ‌هایی ادامه دهد. با توجه به انتخابات ریاست‌جمهوری 2012 آمریکا و مناظره‌های تلویزیونی کاندیداهای ریاست‌جمهوری در طی چند روز گذشته آنچه مسلم است این است که نه مردم آمریکا و نه برخی از کاندیداهای ریاست‌جمهوری مانند ران پائل از ادامه چنین جنگ‌هایی راضی و خرسند نمی‌باشند.

در حالیکه اقتصاد آمریکا همچنان سیر نزولی خود را دارد، ولی آنچه که دولتمردان آمریکایی هیچ‌گاه از سرمایه‌گذاری بی‌حد و حصر در آن احساس ناراحتی نمی‌کنند، فعالیت‌های پنتاگون است که با صرف میلیون‌ها دلار در این بخش سعی در به خدمت گرفتن جوانان آمریکایی در ارتش آمریکا می‌باشند.

در گزارشی که راشا تودی تهیه کرده است، عملکرد مقامات آمریکایی و نیز روش‌هایی که آنها در ترغیب جوانان برای حضور در ارتش آمریکا بکار می‌برند مورد بررسی قرار گرفته است. از جمله روش‌هایی که مسئولین آمریکا برای جذب نیروهای جوان از آن بهره می‌برند ساخت فیلم‌های جنگی هالیوودی و نیز بازی‌های رایانه‌ای از این دست است.

یکی از سربازان سابق جنگ عراق به نام مایکل پرینسر می گوید که ارتش با حمایت مالی از برگزاری جشنواره‌های بازی‌های رایانه‌ای سعی می‌کند ابتدا جوانان را به فعالیت‌های جنگی علاقه‌مند کند و پس از آن به آنها می‌گوید که ما مهارت‌های شما در این بازی‌ها را مشاهده کرده و به شما در ارتش آمریکا نیاز داریم.

یکی از جوانانی که در عراق به عنوان سرباز و فیلم‌بردار حضور داشته است گفت که در صحنه نبرد واقعی برخلاف بازی‌های ویدیویی و یا فیلم‌ها شانس دومی وجود ندارد و در آنجا زندگی شما کاملاً در خطر است. وی تاکید می کند که  اکثر جوانانی که وارد ارتش آمریکا شده و به جنگ اعزام می‌شوند دید واضح و حقیقی نسبت به آن نداشته و نمی‌دانند که دقیقاً به چه دلیل در آنجا حضور دارند.


دنی اسکچتر، فیلم‌ساز و وبلاگ‌نویس، در این خصوص می گوید: «این یکی از فریب‌های بی‌رحمانه‌ای است که برای جذب نیرو استفاده می‌شود. آنها از تمامی ابزار موجود برای حضور در ارتش استفاده می‌کنند». وی در ادامه می‌افزاید: «مشکلی که اکثر این بچه‌های از آن بی‌اطلاعند این است که به محض اینکه آنها وارد ارتش شوند، دیگر بیرون آمدن از آن آسان نیست».

این گزارش می افزاید: برای بعضی از سربازان تنها راه حل بیرون آمدن از ارتش خودکشی است. بر اساس گزارشهای ارتش آمریکا، 80 درصد سربازان آمریکایی مستقر در افغانستان یا شاهد زخمی شدن هم‌قطاران خود بوده‌اند و یا شاهد مرگ آنها. این امر و نیز نداشتن انگیزه و هدف لازم برای جنگیدن سبب شده است که سربازان آمریکایی روحیه خود را از دست داده و لذا یا دست به اعمال خشونت‌آمیز علیه بومیان منطقه بزنند و یا اینکه دست به خودکشی.


با این حال، به رغم هزینه‌های بالا و نیز تلفات نیروهای آمریکایی، هیچ چیزی مانع انجام فعالیت‌های پروپاگاندای آمریکا نشده و آنها همچنان به روش‌های مختلف سعی در ادامه دادن جنگ‌هایی از این قبیل هستند. جک دیلیبرتو، یکی از سربازان سابق آمریکا در افغانستان بیان می‌دارد: «آمریکا هر ساله صدها میلیون دلار هزینه جذب نیرو و سرباز برای ارتش آمریکا و نیز تجلیل از برپایی جنگ و کشتن مردم می‌کند، حال چه ضروری باشد و چه نباشد».

فارس به نقل از روزنامه الاهرام نوشت: روز گذشته یک اردنی و یک اسرائیلی در قاهره به اتهام جاسوسی برای رژیم صهیونیستی دستگیر و برای بازجویی به دادستانی جنایی مصر تحویل داده شدند.

تحقیقات دادستانی امنیت عالی مصر از بشار ابراهیم ابو زید، متهم اردنی پرده از حقایق خطرناکی برمی‌دارد که ابو زید طی تحقیقات به آنها اعتراف کرد.

از اعترافات بدست آمده از این جاسوس اردنی این‌گونه برمی‌آید که سازمان اطلاعات و جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) از طریق سیم کارت‌های تلفن همراه اقدام به جاسوسی از تمام مکالمه‌های بین المللی و دستگاه‌های اینترنتی منطقه خاورمیانه و بویژه مصر و سوریه و عربستان و یمن و لیبی و الجزایر و ایران و لبنان و عراق می‌کند.

از تحقیقات صورت گرفته آشکار می شود که هنوز مصری‌ها در این شبکه که از دو سال پیش فعالیت خود را در مصر توسط ابوزید آغاز کزد، به دام نیفتاده‌اند.

افسران اطلاعاتی مصر موفق شدند، با تحت نظر قراردادن ابو زید دو شبکه جاسوسی را کشف کنند که از طریق شنود تماس‌های بین المللی برای موساد جاسوسی می‌کردند.

متهم اردنی در طول تحقیقات که روند آن را عبد المجید محمود، دادستان مصر شخصا برعهده دارد، اعتراف کرد که از دو سال پیش از طریق یک افسر سازمان اطلاعات اسرائیلی و پس از آشنایی با وی از طریق اینترنت به خدمت موساد درآمد.

وی در ادامه می‌گوید: پس از آن چندین بار با وی در خارج دیدار داشته و یک دوره آموزشی قرار دادن دستگاه‌های شنود بر یکی از بلندترین برج‌های شبکه تلفن همراه را دیده که مهمترین آن در منطقه الزویعه در شهر رفح شمال سینا بوده است.

بشار ابو زید می‌گوید: مبالغی را از موساد و توسط اوویر هراری، افسر موساد دریافت کرده تا دستگاه‌های شنودی را در ماهواره نصب کرده و از این طریق افسران موساد موفق شدند، تماس‌های مقامات و شهروندان مصری به خارج از کشور را شنود و کنترل کنند و حتی از تمام آنچه در خارج و داخل کشور می‌گذرد، باخبر شوند.

این متهم اردنی همچنین اعتراف کرد که اقدام به گرفتن تصاویر و نگارش گزارش‌هایی از وضعیت نیروها و دستگاه امنیتی و افسران نیروهای مسلح مصر و تحرکات آنها داخل مصر کرده است.

وی در ادامه گفت که گزارش‌هایی نیز از تاسیسات آب و گاز و برق و خدمات و میزان در معرض تهدید و خطر بودن آنها پس از بروز انفجارهایی در جنوب سینا ارائه داده و گزارش‌هایی هم برای افسران موساد از حوادث پس از انقلاب 25 ژانویه ارسال کرده است.

ابو زید دارای همسری مصری است و از طریق پدرش با وی آشنا شده و هیچ‌یک از اعضای خانواده‌اش از جاسوسی وی اطلاع نداشته‌اند.

در 80 کیلومتری شهر نیویورک روستایی یهودی‌نشین وجود دارد که قانون اساسی آمریکا در آنجا اجرا نشده و برای تمامی ساکنان آن و بازدیدکنندگان رعایت شئونات اخلاقی و رفتاری الزامی می‌باشد.

به گزارش مشرق، کریاس جوئل یک روستای یهودی‌نشین است که اجرای تفکیک جنسی در کلیه اماکن عمومی آن و نیز رعایت شئونات اخلاقی و رفتاری الزامی است. این روستا در 80 کیلومتری شمال شهر نیویورک واقع است و شامل قانون اساسی آمریکا نمی‌باشد.

به هنگام ورود به این روستا، بر روی تابلوی خیرمقدم آن به بازدیدکنندگان این چنین نوشته شده است:

به کریاس جوئل خوش‌آمدید

اجتماعی سنتی دارای عفت‌ها و ارزش‌ها

بر اساس سنن و رسوم مذهبی خود، از شما خواهشمندیم تا به هنگام بازدید از اجتماع ما به گونه‌ای عفیف لباس پوشیده و رفتار کنید. این امر شامل موارد زیر می‌شود:

پوشیدن دامن یا شلوار بلند، پوشیده بودن سینه‌ها، پوشیدن لباس‌های آستین‌دار حداقل تا آرنج، استفاده از الفاظ مناسب، رعایت تفکیک جنسیتی در تمام اماکن عمومی.

از احترام شما به ارزش‌های ما سپاسگزاریم و از بازدید خود لذت ببرید!


در این روستا زنان در سنین جوانی ازدواج کرده و برای تربیت فرزندان خود در روستا باقی می‌مانند. ساکنان این روستا به دلیل قوانین مذهبی خود دست به کنترل جمعیت نمی‌زنند. به همین دلیل زاد و ولد در این روستا زیاد بوده و وجود کودکان زیاد، میانگین سنی افراد روستا را به 12 سال کاهش داده است. به طور متوسط تعداد اعضای یک خانواده در این روستا 6 نفر است. از این رو، مادران این خانواده‌ها به خاطر داشتن کودکان خردسال به ندرت خارج از منزل کار می‌کنند.



اکثر ساکنان این روستا به زبان عبری صحبت کرده و انگلیسی تکلم نمی‌کنند. مردان این روستا به جای فراگیری درس‌های دانشگاهی به مطالعه و یادگیری تورات و تلمود می‌پردازند. در واقع تنها 39 درصد ساکنان آن دارای دیپلم بوده و حدود 5 درصد آنها نیز مدرک دانشگاهی دارند. صدها نفر از مردان این روستا در مؤسسات مذهبی به طور تمام وقت به آموزش مشغول هستند.

 

اکثراً آپارتمان‌ها و خانه‌های این روستا سرسبز و دارای باغ می‌باشد. جمعیت این روستا 21 هزار نفر است که بیشتر ساکنان آن را یهودیان تشکیل می‌دهند. این روستا دارای یک مرکز نگهداری از نوزادان است که با هزینه‌ای بالغ بر 10 میلیون دلار توسط دولت آمریکا ساخته شده است. در گزارشی که توسط نیویورک تایمز تهیه شده بود، این روستا به عنوان فقیر‌ترین مکان زندگی در آمریکا شناخته شده است. این در حالی است که با توجه به هزینه بالایی که دولت برای ساخت یک مرکز نگهداری از نوزادان در اختیار این روستا قرار داده و نیز روش زندگی آنها، برخی مسئولین آمریکا فقیر بودن مردم این روستا را به زیر سوال برده‌اند. یک وکیل به نام نانسی کالهون خواستار بررسی مقامات دولتی در این خصوص شده است. وی در اظهاراتی در این مورد بیان داشته است: «ممکن است آنها روی کاغذ فقیر باشند، اما در حقیقت آنها اصلاً فقیر نیستند».

همچنین به گفته یک جامعه‌شناس مسائل یهودیان پروفسور ویلیام هلمریچ، مردم این روستا می‌توانند از برخی سازمان‌ها وام‌های بدون سود و بهره دریافت کنند. نیویورک تایمز اظهار کرده است که به دلیل فقر خانواده‌های این روستا، خاخام این روستا دستور داده است که حلقه‌های الماس به عنوان هدیه ازدواج پذیرفته نشود تا از این طریق به خانواده‌ها و زوج‌های جوان فشار مالی وارد نشود، و یا اینکه در مراسم‌های ازدواج برای برگزاری جشن و شادی تنها از یک نفر نوازنده استفاده شود.

چنانچه اشاره شد ساکنین و بازدیدکنندگان این روستا موظف به رعایت قوانین آن می‌باشند. همانطور که در تصاویر زیر پیداست این بازدیدکنندگان جوان به دلیل عدم رعایت قوانین این روستا، یعنی پوشیدن شلوارک، بازداشت شده و مورد مواخذه قرار گرفته‌اند.

همچنین بر اساس قوانین این روستا، زنان اجازه حضور در محوطه دانشگاه را ندارند: «به دستور هیئت مدیره، زنان مجاز به حضور در محوطه دانشگاه نیستند».

یکی از نمایندگان کنست رژیم صهیونیستی پیشنهاد داد که اردن به عنوان کشور جایگزین فلسطینی‌ها اعلام شود.

به گزارش فارس، "اریه الداد "نماینده راستگرای افراطی کنیست رژیم اشغالگر با تاکید براینکه نظام پادشاهی اردن بزودی سرنگون می شود، از تصمیم خود برای نظرسنجی از اردنی ها، جهت تبدیل اردن به کشور جایگزین فلسطینیها پرده برداشت.

وی که عضو فراکسیون "وحدت قومی " کنست رژیم صهیونیستی است به روزنامه هاآرتص تاکید کرد که قصد دارد بزودی از شهروندان اردنی درباره موضوع کشور جایگزین فلسطینی ها نظرسنجی کند.

وی مدعی شد: غافلگیرکننده نیست اگر اکثریت قاطع ساکنان اردن به این سئوال پاسخ دهند، آنها خودشان را فلسطینی می دانند؛ ۷۰ تا ۸۰ درصد از شهروندان اردن فلسطینی هستند، و خط مقدم قشر فرهنگی و سیاسی ملت اردن را تشکیل می دهند.

الداد تاکید کرد که او نخستین کسی نیست که نقشه تبدیل اردن به کشور فلسطین را مطرح می کند، و پیش از او نیز ارییل شارون از لیکود و یغئال الون از حزب کار در دهه هفتاد این موضوع را مطرح کرده اند.

الداد هشدار داد: "این طرح عملی است، زیر حتی اگر اسرائیل در این زمینه کاری انجام ندهد، در اردن تحولات مشابهی مانند مصر و لیبی صورت می گیرد، و امکان دارد اردن با تظاهرات و سرنگونی پادشاهی به فلسطین تبدیل شود ".

وی با این حال افزود: "می توانیم خواستار سرنگونی نظام اردن نشویم، و با این کشور گفت و گو کنیم تا اردن نماینده ملت فلسطین شود ".

الداد خاطرنشان کرد: "مطرح کردن این موضوع به ضرر اسرائیل است زیرا این امر به روابط با اردن ضربه می زند؛ از نظر من پادشاه اردن زیاد در قدرت باقی نخواهد ماند، و اشتباه است که روی یک اسب مرده شرط بندی کنیم، این تفاوت من و تصمیم گیرندگان در اسرائیل است ".

الداد همچنین به مسئولان رژیم اشغالگر پیشنهاد کرد که از تصمیم تشکیلات خودگردان برای مراجعه به سازمان ملل برای به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین در مرزهای سال ۱۹۶۷ استفاده کرده، و کرانه باختری را به اراضی اشغالی الحاق کنند.

از نیمه‌های جولای تاکنون تظاهراتی در شهرهای مختلف اسرائیل در اعتراض به شرایط سخت زندگی و نابرابری اجتماعی به راه افتاده است که برخی آن را الهام گرفته از خیزش جهان عرب می‌دانند اما غول‌های رسانه‌ای آمریکا از ترس رنجاندن متحد خود، به روی حقایق چشم بسته‌اند.
به گزارش فارس، پایگاه تحلیلی آمریکایی "وترنز تودی "، در گزارشی به قلم "استیون لندمن "، کارشناس "مرکز پژوهش درباره جهانی‌سازی "، می‌نویسد: تلویزیون آمریکا که تقریباً هیچ اشاره‌ای به تظاهرات خیابانی اسرائیل نمی‌کند. برخی از مطالب در روزنامه‌ها به چاپ می‌رسد، اما نه آنقدر که ماجرا را کامل و دقیق تعریف کند. غول‌های رسانه‌ای از ترس رنجاندن متحد خود، به روی حقایق چشم بسته‌اند.

* آنچه اکنون در اسرائیل به وقوع می‌پیوندد چیزی کم از انقلاب ندارد

هفته‌هاست که ده‌ها هزار تن اسرائیلی در اعتراض به بالا بودن قیمت‌ها، به ویژه قیمت بالا و کمرشکن مسکن که باعث شده عده‌ای اصلاً توان تهیه سرپناه برای خود را نداشته باشند، به تظاهرات پرداخته‌اند. روزنامه‌نگار اسرائیلی، "دیمی رایدر "، که در برنامه رادیویی و تلویزیونی "دموکراسی حالا! " با او مصاحبه شده بود، می‌گفت: "آنچه اکنون در اسرائیل به وقوع می‌پیوندد ... از این لحاظ که مردم چگونه با هم ارتباط برقرار و در سیاست مداخله می‌کنند... چیزی کم از انقلاب ندارد "، مخصوصاً حالا که موضوعی حیاتی مثل مسکن در وسع مردم در میان است.

* ریشه مشکلات امروز سیاست‌های اسکان دهه ۹۰ و هزینه اداره فلسطین اشغالی است

مشکلات امروز از سیاست‌های دهه ۱۹۹۰ سرچشمه می‌گیرد که متمایل به اسکان اسرائیلی‌ها و همچنین یارانه‌ای کردن همه چیز برای وسوسه کردن اسرائیلی‌ها و دیگر یهودیان برای پر کردن خانه‌ها بود. علاوه بر این، هزینه‌های کنترل فلسطین اشغالی که سالیانه بیش از ۷۰۰ میلیون دلار است و به بهای چشم‌پوشی از ساخت و ساز و دیگر نیازهای اسرائیلی‌ها تمام می‌شود نیز مشکلات را دو چندان کرده است. در مقاله‌ای به نام "کشور قلابی اسرائیل، سرزمین نابرابری‌ها " آمده است که تقاضاهای روبه‌افزایش مردم برای دست‌یابی به عدالت اجتماعی آنقدر در اسرائیل بی‌سابقه و در عین حال گسترده است که اگر نتانیاهو گامی برای برآورده ساختن آن برندارد، دولتش سرنگون خواهد شد.

* ۸۷ درصد اسرائیلی‌ها از این تظاهرات حمایت می‌کنند

تظاهرات روزانه مردم در خیابان‌های ۱۱ شهر اسرائیل نشان دهنده خشم آن‌هاست که بدون خشونت خواستار عدالت اجتماعی هستند و هزاران نفر از آن‌ها نوشته‌هایی در دست گرفته‌اند با این جملات: "بازی تمام شد - "بی‌بی (بنیامین) برو بشین خانه‌ات ". این مسئله ربطی به گرایش راستی و چپی ندارد. آمار نشان می‌دهد که ۸۷ درصد اسرائیلی‌ها از این تظاهرات حمایت می‌کنند. در این تظاهرات همه نوع گروه و مذهبی را می‌توان دید: جامعه اسرائیل و گروه‌های مذهبی، یهودیان و اعراب، زنان و مردان، جوانان و کهن‌سالان، کسانی که تازه ازدواج کرده‌اند، بازنشسته‌ها، اعراب بادیه‌نشین، هم‌جنس‌گرایان و دگرجنس‌گرایان، فعالان و کسانی که سال تا سال از خانه بیرون نمی‌آیند، و تعداد رو به افزایش بی‌خانمان‌های اسرائیل. "

* این اعتراض‌ها علیه افراط‌گرایی ایدئولوژیک "نتانیاهو " است

مشکل پیش رو نئولیبرالیسم افراطی اسرائیل است، سرطانی که هم اعراب اسرائیل را به مشکل انداخته و هم میلیون‌ها یهودی را. این‌ها، در نمایشی نادر از اتحاد، علیه افراط‌گرایی ایدئولوژیک "نتانیاهو "، کنار هم جمع شده‌اند؛ "نتانیاهو " نیز (مانند بیشتر سیاستمداران اسرائیلی) معتقد است بنیادگرایی بازار آزاد بهترین سیاست است. وقتی که شک داشتیم خصوصی‌سازی می‌کنیم، چون بازارها خود مشخص می‌کنند که چه چیزی برایشان بهتر است، ما هم آن‌ها را آزاد می‌گذاریم. حال نتیجه این موضع اشتباه را در اسرائیل، در کشورهای عرب خاورمیانه به دلایل مربوط به عدالت سیاسی و اجتماعی، کشورهای اروپایی مثل یونان، پرتغال، ایرلند، اسپانیا، و ایتالیا و همچنین گاه در بریتانیا، فرانسه و قسمت‌های دیگر قاره اروپا می‌بینیم.

* اعتراض‌های اکتبر در واشنگتن همه‌گیر می‌شود

احتمالاً به زودی در آمریکا هم شاهد این اعتراض‌ها باشیم، و این در صورتی است که اعتراض‌های تاریخ ۶ اکتبر در واشنگتن همه‌گیر شود. پایگاه خبری october۲۰۱۱.org مطلبی با این عنوان دارد: "این ماشین را متوقف کنید! دنیایی جدید بسازید " و در ادامه آورده: "انتظار می‌رود صدها هزار در اکتبر آینده به واشنگتن دی‌سی بیایند ... نه فقط برای اینکه تظاهرات کنند و به خانه بروند، بلکه برای اینکه در چادرهای موقتی در میدان آزادی (فریدم پلازا)، به مدتی نامشخص، بمانند تا تقاضاهایشان برآورده شود. ".

* تظاهرات طرفداران لوتر کینگ در آمریکا

"مارتین لوتر کینگ "، در سال ۱۹۶۸، پیش از ترورش، برنامه داشت که تظاهراتی دائمی به نام "شهر رستاخیز " به راه بیندازد که بخشی از کمپین او برای "مردم فقیر " بود. پس از مرگ او، نیروی نظامی تظاهرات کنندگان را از حضور در خیابان‌ها منع کرد، کسانی که علیه جنگ امپریالیستی، فقر، نابرابری اجتماعی و همین مسائلی جمع شده بودند که امروزه میلیون‌ها آمریکایی با آن دست به گریبانند.

* اگر اسرائیلی‌ها توانستند علیه وضعیت اقتصادی اعتراض کنند، چرا آمریکایی‌ها نتوانند؟

حال که سال ۲۰۱۱ رسیده، سازمان دهندگان تظاهرات ماه اکتبر می‌گویند اکنون زمان تغییر رسیده و مردم را مجاب می‌کنند که به واشنگتن بیایند تا صدایشان شنیده شود و آنجا بمانند تا تقاضاهایشان برآورده شود. ماه اکتبر تاریخ دهمین سالگرد جنگ افغانستان و آغاز مشکلات اقتصادی بزرگ‌تر در نتیجه قوانین جدید است. چه زمانی بهتر از این برای اینکه جرقه‌ای زده شود و آتش خشم آن‌ها به تمامی آمریکایی‌ها سرایت کند تا پس از تصویب قانون کنترل بودجه ۲۰۱۱ و قوانین دیگری که برای تنگ دست کردن مردم در راه است، تقاضای عدالت اجتماعی دریغ شده را بکنند. اگر اسرائیلی‌ها توانستند، چرا آمریکایی‌ها نتوانند. در واقع برخی اسرائیلی‌هایی که در نیویورک زندگی می‌کنند در اتحاد با هم‌وطنان خود در اسرائیل، در تظاهرات چادر زدنی شهر واشنگتن شرکت کردند. آن‌ها با چادرهای موقتی خود دور کاخ سفید قدم زدند و علامتی در دست گرفتند که رویش به زبان عبری نوشته بود: "مردم عدالت اجتماعی می‌خواهند " تا آمریکایی‌ها هم بفهمند در اسرائیل چه خبر است. آن‌ها همچنین علامت دیگری در دست داشتند با نوشته "ماشین را متوقف کنید " که نشانه اتحاد آن‌ها با تظاهرات اکتبر است.

* گسترش ناآرامی‌های اسرائیل

در تاریخ ۴ آگوست، نویسندگان خبرگزاری هاآرتص، "ایلان لیور " و "گیلی کوهن " این عنوان خبر را زدند که "رانندگان تاکسی نیز به موج اعتراض اجتماعی اسرائیل پیوستند و جاده اصلی تل‌آویو را مسدود کردند ". در ادامه خبر آمده بود: صدها نفر تاکسی‌های خود را در چهارراه کپلن/مناخم بگین پارک کردند که پیش از آن که ماشین‌ها را در جهت حرکت تظاهرات حرکت دهند باعث مسدود شدن ترافیک شده بود. "در همین میان، هزاران اسرائیلی "، در روز پنج‌شنبه، در اعتراض به "مسائلی زیاد "، از جمله مسکن، قیمت غذا و انرژی، درآمدهای بالاتر، مالیات‌های پایین‌تر، آموزش رایگان، خدمات بهداشتی بهتر، و حقوق کارگران، و همچنین "هزینه بالای بزرگ کردن بچه‌ها " راهپیمایی کردند.

* فعالان در صورتی که خواسته‌هایشان برآورده نشد دست به اقدامات جدی‌تری خواهند زد

در واقع، راهپیمایی‌های مربوط به "عدالت اجتماعی " نیز در اسرائیل برنامه‌ریزی شده است. فعالان تصمیم دارند در صورتی که خواسته‌هایشان برآورده نشد دست به اقدامات جدی‌تری بزنند. برخی برای اعتصاب غذا برنامه‌ریزی کرده‌اند. دیگران تصمیم دارند جاده‌ها را مسدود کنند و در ساختمان‌های دولتی و بانک‌ها سنگربندی کنند.

*مددکاران اجتماعی و پزشکان نیز به جمع معترضان پیوسته‌اند

در همین زمان، مددکاران اجتماعی اسرائیل نیز برای دریافت حقوق بالاتر اعتصاب کردند. پزشکان اسرائیلی نیز که خواستار شرایط کاری بهتری هستند اعتصاب کردند و حتی برخی اعتصاب غذا کرده‌اند تا خواسته‌هایشان برآورده شود، زیرا "انجمن پزشکی اسرائیل (آی‌ام‌ای) " آن طور که باید به نمایندگی از آن‌ها فعالیت نمی‌کند. علاوه بر این، بیش از هزار انترن نامه استعفای خود را در اعتراض به توافق‌نامه انجمن پزشکی و وزارت اقتصاد ارائه داده‌اند و خواستار بالا رفتن حقوقشان شده‌اند.
در تاریخ ۳ آگوست، توافق‌نامه‌ای موقتی بر اساس افزودن هزار کارمند جدید امضا شد. مضاف بر این، پزشکان خود مایل به کار در مناطق پیرامونی هستند تا حقوق بالاتری دریافت کنند. اکنون آن‌ها در حال مذاکره برای رسیدن به خواست‌های دیگرشان هستند. در همین تاریخ ۳ آگوست، اتحادیه پرستاران اسرائیل نیز در همدردی با پزشکان، به آن‌ها پیوستند و از مرکز پزشکی شیبا، بزرگ‌ترین بیمارستان اسرائیل، بیرون آمدند و دو ساعت در اعتراض به کمبود کارمند در مداوای بیماران راهپیمایی کردند. "ایلنا کوهن "، رئیس بیمارستان، گفت: "چرا گردشگرانی که برای مداوای پزشکی به بیمارستان مراجعه می‌کنند، باید خدمات بهتری نسبت به بیماران اسرائیلی کهن‌سال که با دستگاه تنفس مصنوعی نفس می‌کشند دریافت کنند؟ عدم استخدام تعداد پرستار کافی اغماضی جنایت کارانه است. ".

* افراط‌گرایی قانون‌گذاران کنست (پارلمان اسرائیل)

در همین خلال، پارلمان اسرائیل (کنست) لایحه مسکنی بحث‌برانگیز را به تصویب رساند که اعتراض‌های گسترده‌ای به آن شده بود، از جمله این‌ که زمانی که نمایندگان کنست در حال بحث و بررسی قانون کمیته‌های ملی مسکن بودند، معترضان ورودی تالار مجلس را مسدود کردند. در این لایحه آمده که بحران مسکن اسرائیل باید با گسترش شهرک‌سازی‌ها در کرانه باختری حل شود. در ۲ آگوست، نویسنده خبرگزاری "هاآرتص "، "جاناتان لیس " گفت: "چهل و دو وزیر و نماینده مجلس (متمایل به لابی جناح راستی طرفدار شهرک‌سازی "ارض اسرائیل ") درخواستی را امضا کردند " که بر اساس آن نتانیاهو ملزم شود این مشکل را با "شهرک‌سازی فوری برای ده‌ها هزار یهودی در شهرهای یهودا و شومرون (در کرانه باختری) و همچنین بیت‌المقدس، حل کند. "

* شهرک‌سازی‌های غیرقانونی در اسرائیل

"زفریر رینات "، خبرنگار هاآرتص این قانون را به صورت "قانونی موقتی به مدت ۱۸ ماه " توصیف می‌کند که بر اساس آن "هر منطقه کمیته‌ای ویژه خواهد داشت که برای بحث درباره برنامه‌های ساخت و ساز دست‌کم ۲۰۰ واحد مسکونی منصوب شده است. کمیته‌ای مشابه نیز در سطح ملی این برنامه را دنبال می‌کند. " تنها وزرای دولت یا دیگر نهادهای حکومتی برنامه‌هایی طراحی می‌کنند که بر اساس آن در مناطقی که حداقل ۸۰ درصد آن ملک شخصی افراد دیگر است شهرک‌سازی شود. علاوه بر این، بر عملکرد سریع تأکید شده تا ساخت ۵۰ هزار آپارتمان، بدون عبور از کمسیون‌های برنامه‌ریزی، صورت گیرد.

* قانونی جهت دزدی بیشتر زمین از فلسطینی‌ها جهت تسریع در شهرک‌سازی

معترضان خیابانی قصد دارند که در اعتراض به این قانون در تاریخ ۶ آگوست راهپیمایی بزرگی در تل‌آویو راه بیندازند. یکی از رهبران آن‌ها به نام "یوناتان لوی " گفت: "این قانون به جای افزایش شرکت مردم در خانه‌سازی و تقویت دیدگاه و برنامه‌ریزی عمومی، بیشتر نشان می‌دهد که سازوکارهای برنامه‌ریزی سطحی است و این مسئله توانایی مردم برای اعمال نفوذ بر چیزی که ساخته می‌شود، جایی که ساخته می‌شود، و بهای آن برای خریداران و صاحب‌خانه‌ها را تضعیف می‌کند. " در واقع "در این قانون هیچ اشاره‌ای به مسکن در وسع مردم، نوع آپارتمان‌ها یا جمعیتی که قرار است در آن‌ها سکنی داده شوند، نشده است. این قانون تنها محدودیت دیگری را جلوی پای بازار پرآشوب برمی‌دارد. " صرف‌نظر از مواد تصویب شده، این قانون به معنی دزدی بیشتر زمین از فلسطینی‌ها و جابه‌جا کردن آن‌ها برای تسریع شهرک‌سازی تنها برای یهودیان است؛ دردسری که بیشتر اسرائیلی‌ها دنبال آن نیستند.

* رسانه‌های آمریکا متهم به پنهان‌کاری و رسانه‌های اروپا متهم به انتشار اخبار ناقصند

علیرغم این‌ که تظاهرات بی‌سابقه عدالت اجتماعی هفته‌ها به طول انجامیده، رسانه‌های آمریکا هنوز متوجه چیزی نشده‌اند. اما کانال خبری انگلیسی زبان "روسیه تودی " (RT.com) چند گزارش تهیه کرد، از جمله گزارشی در تاریخ ۲ آگوست، که در آن آمده بود: "ده‌ها هزار نفر از مردم خسته از شرایط بد زندگی دست به راهپیمایی زده‌اند و خواستار این هستند که نتانیاهو استعفا کند. "
رسانه‌های مهم غربی متهم به پنهان کردن سر خود در برف و چشم‌پوشی از بزرگ‌ترین تظاهرات ضد دولتی که اسرائیل تا به حال به خود دیده است شده‌اند ... اما شبکه‌های ای‌بی‌سی، ان‌بی‌سی، و سی‌بی‌اس چطور این خبر را پنهان کردند؟ سردبیران شبکه‌های خبری فرانس ۲۴، بی‌بی‌سی، و اسکای نیز تنها اطلاعاتی اندک بروز دادند. "

* هر خبری که حاوی نقدی به اسرائیل باشد به بیرون درز نمی‌کند

روزنامه‌نگار اسرائیلی، "امیر میزراخ " می‌گوید: "رسانه‌های بین‌المللی جعبه‌ای دارند به نام تنش اسرائیل/فلسطین، و اخبار مربوط به اسرائیل را بیشتر در آن قرار می‌دهند. جعبه‌های دیگری نیز با نام‌های اسرائیل/لبنان، و اسرائیل/سوریه نیز هست " و هر چه خارج از این محدوده باشد یا به شکل بسیار محدود بیرون می‌آید و یا اصلاً به بیرون درز نمی‌کند، به ویژه اگر حاوی نقدی به اسرائیل باشد. در غرب، به ویژه در آمریکا، پوشش چنین اخباری خلاف قانون است. یکی دیگر از تظاهرکنندگان به نام "هانا ریس " می‌گوید: "اصلاً نمی‌فهمم " که چرا وقتی مصری‌ها تظاهرات کردند، "رسانه‌ها اخبار مربوط به تظاهرات در مصر را تماماً پوشش می‌دادند. اما من هیچ‌کس را از سی‌ان‌ان یا از فاکس نیوز یا هیچ‌کدام از کانال‌های غربی دیگر اینجا ندیده‌ام. ما هم حق داریم که فرصت رساندن صدای خود به مردم دنیا را داشته باشیم. ".

* تظاهرات در اسرائیل در ادامه ناآرامی‌های دیگر کشورهای عرب منطقه است

در یکی از گزارش‌های شبکه خبری "روسیه تودی " آمده: "اسرائیل آخرین کشور خاورمیانه سات که شاهد تظاهرات کشوری با حضور ده‌ها هزار تظاهرکننده در خیابان‌ها بوده است ... پلیس تظاهرکنندگانی را که خواستار استعفای نتانیاهو شده‌اند دستگیر کرده است ... دست‌کم ۱۵۰ هزار نفر در تظاهرات تل‌آویو شرکت کردند و فریاد زدند: "ما عدالت اجتماعی می‌خواهیم. نقدهای بسیاری به نتانیاهو وارد شده است. در واقع، هر بار که نامش برده می‌شود، مردم هو می‌کنند. "وقتی از یکی از تظاهرکنندگان پرسیده بودند چرا آنجاست پاسخ داده بود: "من به خیابان آمده‌ام، چون زندگی در این کشور ناممکن شده است ... ما باید این وضعیت را تغییر دهیم. این تنها امیدمان است.

* مردم دیگر نیازی ندارند دولت به آنها بگوید چه کنند

کار معترضان عرب الهام‌بخش اسرائیلی‌ها بوده است. یکی دیگر از تظاهرکنندگان گفت: "مردم دریافته‌اند که قدرت دارند و خودشان هم می‌توانند این قدرت را سازماندهی کنند. دیگر نیازی ندارند دولت به آنها بگوید چه کنند. حالا دیگر می‌توانند به دولت بگویند چه می‌خواهند. حالا دیگر می‌توانند خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند و قدرت را به خودشان بازگردانند. " یکی از ترانه‌هایی که می‌خواندند این بود: "روح انقلابی در خیابان سرشار است. این خاورمیانه جدید است. ما طوفان به پا کردیم، آینده را از آن خود کردیم. ".

* این تظاهرات هم به شکل خیابانی جریان دارد و هم اینترنتی

سومین گزارش شبکه خبری "آر. تی " (روسیه تودی) درباره وضعیت میدان تحریر بود. "این تظاهرات کل جامعه اسرائیلی را به تحرک واداشته " تا علیه شرایط اجتماعی تحمل‌ناپذیر قیام کنند. "مردم فریاد می‌زنند: انقلاب. آن‌ها عدالت اجتماعی می‌خواهند ... این اعتراض‌ها به صورت آن‌لاین و در اینترنت و پایگاه‌های شبکه‌ای مثل " فیس‌بوک "هم جریان دارد، و از این لحاظ شبیه به وضعیت مصر است. ".

* برخورد خشونت‌آمیز پلیس اسرائیل با تظاهر کنندگان

در نتیجه این اعتراض‌ها، محبوبیت نتانیاهو "در عرض دو هفته، ۱۹ امتیاز پایین‌تر رفت. " "یانیو مویال، وکیل حقوقی و فعال اجتماعی از این نگران است که: "دولت کسانی را برای تحریک مردم به میان آن‌ها بفرستد تا اعتراض‌های خطرناک‌تر شود و دلیلی برای برخورد خشونت‌آمیز به دست پلیس دهند ... ما اجازه نمی‌دهیم این اتفاق بیفتد. اعتراض‌ها ادامه خواهد داشت. مطمئنم. ۶۰ سال طول کشید تا مردم از روی مبل گرم و نرم خود برخیزند و برای مسائل اجتماعی تظاهرات کنند. پیش از این چنین نکرده بودند. آنچه در اینجا اتفاق می‌افتد تاریخی است. پیش از این اسرائیلی‌ها نسبت به مسائل بی‌تفاوت بودند، اما این بار از یاد هیچ‌کس نخواهد رفت. "اوضاع تغییر کرده است. "اکنون دیگر اگر دولت به خواست‌های مردم گوش نکند سقوط می‌کند. ما می‌توانیم دولت را تصرف کنیم و دولت‌مردان را به خانه‌هایشان بفرستیم. " ".

* ترس رسانه‌های غربی از نقد اسرائیل

وقتی که شعله خشم توده‌ها روشن شود، دیگر نمی‌توان جلوی آن را گرفت. مردم همه می‌دانند که علیه وضعیت تحمل‌ناپذیر عدالت اجتماعی متحد شده‌اند. جامعه اسرائیل خواهان تغییر است، با این حال، رسانه‌های غربی خودشان را به آن راه زده‌اند. همان‌طور که "هانا ریس " گفت، سی‌ان‌ان و فاکس نیوز آنجا نبودند. دیگر شبکه‌ها، مانند سی‌بی‌اس، ان‌بی‌سی، ای‌بی‌سی، یا دیگران نیز نبودند. نشریه "نیویورک تایمز " چند خبر نوشت که آنقدر کوتاه بودند که حق مطلب را ادا نمی‌کردند. این رسانه‌ها از پرداختن به حوزه‌های زیر هراس دارند:
- پوشش اخبار مربوط به مسائل بسیار حساس و در ارتباط با امنیت ملی
- نقد اسرائیل، یا توضیح این‌ که یهودیان اسرائیل نابرابری‌های اجتماعی زیادی را تحمل می‌کنند، دیگر بماند که اعراب اسرائیل و ساکنان فلسطین اشغالی زیر بار چه ظلم‌هایی هستند.

* تهدیدهای واقعی پیش روی اسرائیلی‌ها از دید رسانه‌های غربی

خبرنگار نشریه "نیویورک تایمز "، "ایتان بانر "، در تاریخ ۳۱ جولای این عنوان را برای خبرش انتخاب کرد که: "تظاهراتی گسترده در اسرائیل در جریان است، روح چپ‌گرایان احیا شده است "، و در ادامه آمده بود: "اسرائیلی‌ها ۴ سال ... مشکلات داخلی خود را سرکوب کردند تا با چالش‌های وجودی‌شان دست و پنجه نرم کنند. مسائل امنیتی نیازمند فداکاری جمعی بود. " در واقع از سال ۱۹۷۳ تا کنون، اسرائیل دیگر با تهدید امنیتی مواجه نبود، چیزی که هیچ رسانه آمریکایی توضیحی درباره آن نداد. این رسانه‌ها در عوض با دشمن جلوه دادن فلسطینی‌های ستمدیده، به ویژه وقتی به خود جرئت می‌دهند که به حملات تروریستی منظم اسرائیل و دیگر اشکال آزار و اذیت آن‌ها پاسخی تدافعی دهند، اخبار را مخدوش کردند، تغییر دادند و دروغ‌بافی کردند. بانر می‌گوید: از دید رسانه‌های غربی، "تهدیدهای واقعی پیش روی اسرائیلی‌ها از جانب ایران، اسلام افراطی، و خشونت فلسطینی‌هاست ".

* رسانه‌های آمریکا حقیقت را مخدوش می‌کنند و دروغ تحویل مردم می‌دهند

نشریات مهم آمریکا، از جمله "نیویورک تایمز "، واقعیت را مخدوش می‌کنند، حقیقت را تغییر می‌دهند، آشکارا دروغ می‌گویند، یا جایی که لازم است حرف بزنند ساکت می‌مانند. مقاله بانر همچنین اشاره کرد که هزاران هزار اسرائیلی "به خیابان‌های اسرائیل ریختند و خواستار " عدالت اجتماعی "شدند ... این اعتراض‌ها یادآور اعتراض‌های نه تنها مثل، بلکه اسپانیاست. " اما او اشاره‌ای به ناآرامی‌های مشابه در اروپا و دیگر کشورهای عرب که برخی‌شان در آسیای میانه‌اند، و سرکوب ظالمانه آن‌ها به دست نظام‌های مزدور آمریکا، و همچنین جنگ‌های امپریالیستی آمریکا نکرد.

* رسانه‌های آمریکا از این می‌ترسند که مبادا اسرائیل را از خود برنجانند

یکی دیگر از رژیم‌های مزدور آمریکا رژیم لیبی است که دست به کشتار مردم بی‌دفاع زده و زیرساخت‌های اصلی آن در حال ویرانی است تا آمریکا بتواند کشور دیگری را به استعمار بکشاند و غارتش کند. این کمپین در حال سقوط است، اما از نویسندگان "نیویورک تایمز " انتظار توضیح و از فعالان اجتماعی آمریکا انتظار واکنش نداشته باشید. علاوه بر این، بانر اشاره‌ای نیز به این نکرده است که چرا خشمی ناگهانی مردم اسرائیل را به جنبش درآورده است. به عبارت دیگر، او، دیگر نویسندگان تایمز، و تمامی روزنامه‌نگاران رسانه‌های اصلی آمریکا کار خود را درست انجام نمی‌دهند. در بهترین حالت، تا اندازه‌ای مشخص جلو می‌روند، نه بیشتر، تا مبادا متحد اصلی واشنگتن در منطقه یا لابی قدرتمند اسرائیل را از خود برنجانند، و در مورد تمامی مسائل حیاتی گزارش غلط می‌دهند و برخی را کلاً نادیده می‌گیرند.

* تظاهرات در اسرائیل با سکوت رسانه‌های آمریکا مواجه شده است

آنچه اسرائیل را از نیمه‌های ماه جولای تا کنون فلج کرده باید سرفصل اخبار قرار گیرد، اما از منابع اصلی رسانه‌های آمریکایی کلامی در این مورد نمی‌شنویم. آن‌ها بر روی بی‌عدالتی اجتماعی در آمریکا نیز چشم بسته‌اند، و نادیده گرفتن‌ها به دلیل سخت‌گیری‌های بیشتر وخیم‌تر نیز می‌شود. این داستان نیز در انتظار این است که تعریف شود، اما دغل‌بازان رسانه‌های مهم که قصد گفتن آن را ندارند؛ آن‌ها خود را به بهایی اندک به جامعه استبدادی آمریکا که همه چیز را طبق خواسته خود می‌خواهد فروخته‌اند.
در نتیجه، علیرغم ظلم بی‌حدی که به میلیون‌ها نفر از مردم روا می‌شود، روزنامه‌نگاران نشریات و رسانه‌ها سر تعظیم فرود می‌آورند و می‌گذرند. به همین دلیل است که "آمریکای زیبا " تنها محل زندگی اندک تعدادی از مردم مرفه است، نه دیگران، و همچنان باید در انتظار وضعیت بدتر باشیم.

پانا: سرزمین های اشغالی در دو هفته اخیر شاهد برگزاری چندین اعتصاب و اعتراض بوده است. تصاویر ذیل مربوط به اعتراضات شب گذشته در سرزمی های اشغالی است که توسط شبکه خبری العالم منتشر شد.

 

 

 

مهر به نقل از دفتر کمیته‌ بین‌المللی صلیب سرخ در ژنو نوشت، در حالی که چهار سال از محاصره نوار غزه می گذرد، فعالیتهای سازمانهای بین المللی از جمله کمیته صلیب سرخ برای تسکین دردها و رفع مشکلات مردم این منطقه همچنان ادامه دارد. این گزارش به ذکر بخشی از فعالیتهای این کمیته در غزه می پردازد.

تمام یک میلیون و ۶۰۰ هزار اهالی غزه که در نوار باریکی از زمین به مساحت حدود ۳۶۰ کیلومتر جمع شده‌اند در آرزوی یک زندگی طبیعی هستند، اما این حقیقت که با ادامه‌ محاصره امیدها به خصوص بین جوانان برای برآورده شدن این آرزو کمرنگ شده است.

بر این اساس، صادرات غزه تقریبا صفر است و واردات هم در حد بسیار محدودی باقی مانده است. در پی یک ارزیابی جدید کمیته‌ بین‌المللی صلیب سرخ متوجه شد که تخفیف محاصره در ژوئن ۲۰۱۰ توسط اسرائیل هم برای احیای اقتصاد محلی کافی نبوده است. گذرگاه مصر-رفح که اهمیتی حیاتی برای اهالی غزه دارد، در پایان ماه می ۲۰۱۱ برای اولین بار پس از چهار سال و با برخی محدودیتها به طور دائم گشوده شد.

کمیته‌ صلیب سرخ تاکید دارد که اقدامات صهیونیستها نباید اثری غیرمتعارف بر غیرنظامیان داشته باشند. اسرائیل ملزم است تضمین کند که مردم همچنان به کالا و خدمات اساسی مانند غذا، آب، مراقبتهای درمانی و سرپناه دسترسی داشته باشند.

در عین حال غزه مجبور است با محدودیتهای اضافی تحمیل شده بر جابجایی افراد و کالا و محاصره‌ دریایی دست ‌و ‌پنجه نرم کند. نتیجه‌ این امر هم نرخ بیکاری ۴۰ درصدی و اجبار مردم و تجار برای تکیه بر راهبردهای جبرانی برای بقاست، اما در صورت فراهم نشدن شرایط لازم برای کاهش جدی نرخ بیکاری و افزایش قدرت خرید، این راهبردهای جبرانی هم بی‌اثر خواهند شد.

با توجه به اینکه حدود یک‌چهارم مردم از طریق کشاورزی امرار معاش می ‌کنند، بسیاری از اهالی غزه هنوز هم بر کمک‌های غذایی تکیه دارند. این در حالی است که در طول محاصره، میان غزه و مناطق اشغالی ۱۹۴۸ که بیشتر در زمین‌های کشاورزی است، زمین‌هایی که تا ۳۰۰ متر درون نوار غزه ادامه دارند توسط نیروهای اسرائیلی منطقه‌ ممنوعه اعلام شده‌اند و زمین‌هایی که تا یک کیلومتر به درون غزه امتداد دارند خطرناک قلمداد می‌شوند در نتیجه در عمل قابل استفاده نیستند. حتی از دریا هم به سختی می‌توان استفاده کرد: صنعت ماهیگیری تقریباً نابود شده است چون ماهیگیران غزه از ماهیگیری تا سه مایل دریایی مانده به خط ساحلی منع شده‌اند.

کمیته‌ بین‌المللی صلیب سرخ به منظور کمک به مردم برای ایجاد راه‌های جدید کسب درآمد، و برای رساندن مزایای پایدار دیگر به این مردم، یک برنامه‌ پول در برابر کار را راه‌اندازی کرده که بر اساس آن راه‌های کوچک بهسازی، زباله‌ها بازیابی، مشکلات تکلم در کودکان خردسال شناسایی و بسیاری از دیگر خدمات مفید عرضه می‌شوند.

در این گزارش آمده است : صلیب سرخ همچنین در حال بررسی نیازهای کشاورزانی است که در مناطق نزدیک به مرز بین غزه و اسرائیل(مناطق اشغالی ۱۹۴۸) کار می‌کنند. این کمیته برای فصل کشت آتی بذر سبزیجات، بذر درختان میوه و خدمات آبیاری را برای حدود ۲۰۰ نفر از کشاورزان تدارک دیده است. علاوه بر این صلیب سرخ به بهسازی زمین‌های کشاورزی خسارت دیده از عملیات نظامی کمک خواهد کرد.

نمایندگان صلیب سرخ همچنین بازدید‌های منظمی از کسانی که در زندانهای اسرائیلی اسیر هستند به عمل می‌آورند و از جمله آنان زندانیان غزه‌ هستند که به دلیل تصمیم سال ۲۰۰۷ برای تعلیق ملاقاتهای خانوادگی بین اسرائیل(مناطق اشغالی ۱۹۴۸) و غزه دچار مشکل شده‌اند. صلیب سرخ بر آن است که از طریق پیام‌های صلیب سرخ و پیام‌های سلامت رابطه‌ بین زندانیان و خانواده‌ آنان در غزه را حفظ کند.

کمیته‌ بین‌المللی صلیب سرخ امسال ۱۲۲ تن دارو و مواد مصرفی درمانی را به بیمارستان های وزارت بهداشت و درمان غزه اهدا کرده است تا در شرایط اضطراری به کار روند و ترتیب انتقال ۶۹ محموله کالا را از وزارت بهداشت رام‌الله به غزه داده است.

با این حال وقفه در تأمین نیروی برق برای بیمارستان ها، یکی از مسائل نگران ‌کننده است. قطعی برق غزه همچنان به طور میانگین برای ۶ تا ۸ ساعت در روز ادامه دارد و کمبود سوخت و فقدان منابع باثبات برق اثری مستقیم بر توان بیمارستان ها برای ارائه‌ خدمات کافی و مناسب داشته است به خصوص برای بیمارانی که تحت درمان دیالیز هستند.

صلیب سرخ گفتگویی همیشگی را با نیروهای امنیتی و گروه‌های فلسطینی حفظ می‌کند تا فعالیتهای بشردوستانه تسهیل شده، میزان درک حقوق بین‌المللی بشردوستانه افزایش یابد و قوانین حقوق بشر بین‌المللی ترویج شود.

به گزارش فارس، همزمان با آمادگی مصر برای برگزاری دومین جلسه محاکمه "حسنی مبارک " آمریکا و عربستان سعودی نیز تلاش خود را برای جلوگیری از افشاگری‌های مبارک بیشتر کرده و در این راستا یک‌هزار و ۷۰۰ وکیل برای دفاع از وی اعلام آمادگی کردند.

"یسری عبدالرازق " رئیس هیئت وکلای حقوقی داوطلب برای دفاع از مبارک اعلام کرد که تعداد وکلای داوطلب به یک‌هزار و ۷۰۰ نفر رسیده است.

آمریکا و عربستان سعودی علاوه بر کمک نظامی به مصر بودجه‌ای را به اصحاب رسانه و حقوقدانان در مصر اختصاص داده‌اند تا به فضای ضد صهیونیستی در این کشور دامن نزنند و در حال حاضر نیز به منظور پرهیز از افشاگری‌های مبارک در خصوص همدستی با رژیم صهیونیستی سعی دارند فضای محاکمه مبارک را به سمتی سوق دهند که تنها بر روی سرکوب انقلابیون مصری متمرکز شود.

عبدالرازق همچنین گفت که هیئت وکلای حقوقی داوطلب دفاع از مبارک تصمیم دارند یکی از سالن‌های اختصاصی مناسبت‌ها در مسجد "الحامدیه الشاذلیه " را برای برگزاری نشست‌هایی به منظور بررسی روند محاکمه مبارک انتخاب کنند.

وی همچنین فاش کرد که هواداران مبارک تصمیم گرفته‌اند که مجهز به کلاهخود و سپر در دومین دادگاه رسیدگی به اتهامات مبارک که قرار است فردا(دوشنبه) برگزار شود، حضور یابند تا به این ترتیب خود را در برابر پرتاب سنگ از سوی مخالفان حفظ کنند.

یک روزنامه صهیونیستی نوشت که ارتش مصر برای جلوگیری از روند انتقال کالا به نوار غزه، وارد منطقه شمال شبه‌جزیره سینا شد.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه صهیونیستی "هاآرتص "، یکی از مقامات ارشد نظامی اسرائیل روز یکشنبه گفت که مصر در هماهنگی با اسرائیل، نیروهای نظامی خود را در شمال شبه‌جزیره سینا و هم مرز با نوار غزه مستقر کرد.

در این عملیات،‌ نیروهای نظامی مصر که با تانک محافظت می‌شدند،‌ وارد منطقه سینای شمالی شدند.

بر اساس گزارش روزنامه هاآرتص، هدف این عملیات جلوگیری از انتقال تسلیحات به نوار غزه از این منطقه است.

به گزارش مهر به نقل از پایگاه القدس آنلاین در مطلبی به نقل از یک روزنامه نگار آمریکایی با نام "وین مادسن" آورده است : رژیم صهیونیستی طرح مشکوکی را برای استقرار کُردهای یهودی به جای کلدانی ها و آشوری ها در شمال عراق آغاز کرده است.

مادسن افزود: هدف از این طرح، انتقال کردهای یهودی از اراضی اشغالی به استان نینوا در شمال عراق به ویژه شهر موصل به بهانه سفرهای دینی و بازدید از قبرستانهای یهودی قدیمی است.

در گزارش مادسن ذکر شده است : یهودیان کرد از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 اقدام به خرید زمینهایی در مناطقی که آن را ملک تاریخی یهود می خوانند، کرده اند.

در این گزارش آمده است : موساد با همراهی مزدوران و با هماهنگی شبه نظامیان کرد حملاتی را علیه مسیحیان و کلدانیان عراقی در "موصل"،"اربیل"،"الحمدانیه"،"تل اسقف"،"قره قوش"،"عقره" و دیگر مناطق انجام داده است.

مادسن می افزاید: سعی می شود که کلدانیان را با زور از منطقه اخراج کنند تا به طرحهای خیالی خود جامه عمل بپوشانند  و هدف این طرح صهیونیستی جایگزین کردن کردهای یهودی به جای کلدانیان و آشوری هاست.

در این گزارش آمده است : آمریکا هم همدستی آشکاری با موساد دارد و رهبران  دو حزب عمده کرد(اتحادیه میهنی و دموکرات) نیز از این طرحها اطلاع دارند.

مادسن با اشاره به اشغال سرزمین فلسطین به دست صهیونیستها گفت : عملیاتی مشابه آنچه پس از جنگ جهانی دوم علیه فلسطینی ها در اراضی اشغالی صورت گرفت و طی آن صهیونیستها جانشین فلسطینی ها شدند، در حال رخ دادن است.

روزنامه آلمانی 'اشپیگل' نوشت، گسترش ناآرامی های خشونت بار در انگلیس، تشدید ناامیدی درمیان جوانان و تعمیق شکاف بین اقشارغنی و فقیردر سراسر اروپا، زنگ خطر احتمال خیزش موج ناآرامی در سایر کشورها و ایجاد بحران دمکراسی در اروپا را برای سیاستگذاران این قاره به صدا درآورده است.

به نوشته این روزنامه آلمانی، ناآرامی هایی که از لندن آغاز و به سایر شهرهای انگلیس کشیده شد، 'دیوید کامرون' نخست وزیر انگلیس را به نیمه تمام گذاشتن تعطیلات تابستانی واداشت.
دولت کامرون از جوانان ناراضی و خشمگین انگلیس به عنوان شورشی و آشوب طلبانی یاد کرد که در صدد اغتشاش و هرج و مرج در این کشور هستند، اما باید گفت که این تمام واقعیت نیست.
یافته های مطالعات و بررسی های سازمان همکاری و توسعه اقتصادی از بخشی دیگر از این معما پرده برداشت.
نتایج مطالعات این سازمان نشان می دهد، به استثنای پرتغال که درصد جوانان مایوس و ناامید آن از همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا بیشتر است، جوانان همه کشورهای این اتحادیه به یاس و ناامیدی مشابه جوانان انگلیس مبتلا هستند.
هرچند در حال حاضر، ناآرامی و نارضایتی محدود به جوانان انگلیسی است، اما با توجه به شکاف فزاینده بین فقیر و غنی در سراسر اروپا، به ویژه در کشورهای درگیر بحران بدهی و تدابیر ریاضتی اعمال شده از سوی این کشورها، احتمال تسری ناآرامی های انگلیس به سایر کشورهای اروپایی وجود دارد.
اتخاذ تدابیر ریاضتی و کاهش هزینه ها، چشم انداز رفاه و رونق در آلمان را نیز در هاله ای از ابهام فرو برده است.
'مجمع ملی مبارزه با فقر' آلمان با اشاره به کاهش بودجه خدمات رفاهی و سایر سرویس های جوانان، درباره وخامت دورنمای رشد و بالندگی جوانان این کشور و مستعد بودن آین جوانان برای ابراز خشم و نارضایتی هشدار داد.
از این رو، باید گفت، احتمال گسترش ناآرامی های انگلیس به سایر کشورهای اروپا وجود دارد و این قاره ممکن است در پاییز امسال شاهد شرایطی مشابه انگلیس باشد که شماری از سیاستمداران از آن به عنوان 'بحران دمکراسی در اروپا' یاد می کنند.
گروه شبه نظامی طالبان در پی حمله انتحاری توسط دو زن در پیشاور پاکستان، اعلام کرد استراتژی جدید این گروه انجام حملات توسط زنان و کودکان است...

طالبان پاکستان همواره به خاطر حمایت از گروه القاعده و انجام حملاتی که منجر به مرگ صدها تن در پاکستان شده از سوی مقامات دولتی این کشور سرزنش می شوند.

مسئولان پاکستانی اعلام کردند، بر اثر حمله انتحاری توسط دو زن در پیشاور پاکستان، شش نفر جان خود را از دست دادند.

شبه نظامیان طالبان پاکستان این حملات را بر عهده گرفته و اعلام داشتند که از این پس از زنان انتحاری به عنوان یک استراتژی استفاده خواهند کرد.

"عمر خالد" فرمانده محلی طالبان درباره استراتژی جدید این گروه به خبرگزاری فرانسه گفته است: «استفاده از زنان برای حملات انتحاری، استراتژی جدید طالبان است.»

پیش از این نیز گروه القاعده بارها در عراق با استفاده از زنان و کودکان انتحاری به حملات گسترده ای در این کشور دست زده بود.

برخی از زنان دستگیر شده در عراق در گفتگو با تلویزیون العربیه اعتراف کرده اند که گروه القاعده از بی پناهی آنها سوء استفاده کرده و آنها را به انجام عملیات انتحاری ترغیب کرده است.

به گزارش فارس، مسئولان «اتحادیه‌های دانشجویی» در رژیم صهیونیستی اعلام کردند، ناآرامی و آتش‌زدن‌ها و آنچه در لندن در جریان است، چراغ قرمز و هشداری صریح به بنیامین نتانیاهو (نخست وزیر این رژیم) است. پایگاه خبری روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت اعلام کرد که مسئولان اتحادیه دانشجویی اعلام کردند که «آنچه در لندن در جریان است باید چراغ قرمزی باشد برای نتانیاهو تا بداند که اگر مردم دریابند که مذاکرات [برای رفع مشکلات اجتماعی و اقتصادی] جدی نیست، ممکن است وضعیت بدینجا [مانند لندن] خواهد رسید». «ایتسیت شمولی» رئیس اتحادیه‌های دانشجویی در این خصوص اعلام کرد: دانشجویان تلاش می‌کنند با دولت گفت‌وگو کنند و در پی یافتن راهکارهای حقیقی هستند. تظاهرات در رژیم صهیونیستی از یک ماه گذشته در اعتراض به وضع نابسامان اقتصادی و اجتماعی از جمله بحران مسکن آغاز شده است و دیروز این تظاهرات در مقابل منزل بنیامین نتانیاهو ادامه یافت. از طرف دیگر معترضان در شهر «حولون» در جنوب تل‌آویو، پس از آنکه پلیس در مقابله با آنان به برچیدن آلونک‌های چوبی و چادرهای تحصن آنان اقدام کرد، تهدید کردند که تل‌آویو را به لندن دوم تبدیل خواهند کرد. لندن به همراه دیگر شهرهای انگلیس برای پنجمین روز متوالی است که شاهد اعتراضات گسترده جوانان انگلیسی به محرومیت و تبعیض‌نژادی در این کشور است و تاکنون 5 جوان به دست پلیس کشته شده‌اند. درگیری شب گذشته در شهر حولون به آتش‌زدن لاستیک خودروها و وسایل چوبی در وسط خیابان‌های اصلی حولون منجر شد که سبب مسدود شدن راه‌ها گردید. یدیعوت آحارونوت همچنین اعلام کرد که چهارشنبه شب در بسیاری از شهرهای اسرائیل تظاهرات علیه نتانیاهو و سیاست‌های وی ادامه پیدا کرد. در همین خصوص، رادیو رژیم صهیونیستی به همراه روزنامه‌های معاریو، هاآرتص و جروزالم‌پست گزارش کردند که تظاهرات‌کنندگان در اسرائیل روز گذشته با آتش‌زدن لاستیک ماشین‌ها، مسدود کردن راه‌ها و تلاش برای ورود به برخی نهادهای دولتی در قدس اشغالی در شهرهای مختلف مانند تل‌آویو، حیفا، حولون، مجدال، بئر السبع و قدس اشغالی ادامه یافت و تظاهرات‌کنندگان مانع حرکت خودروها شدند.

 

مصادر دیپلماتیک یک کشور اروپایی به النهار گفتند: اسراییل برای تحقق دو هدف، جنگ سنگینی را علیه لبنان در ماه آینده میلادی شروع خواهد کرد.
به گزارش ایرنا، روزنامه لبنانی النهار امروز جمعه به نقل از منابع دیپلماتیک یک کشور اروپایی نوشت: جنگ آینده اسراییل علیه لبنان فقط اسلحه حزب الله و منازل سران این حزب را مورد هدف قرار نخواهد داد بلکه زیر بنای نهادهای رسمی از جمله حمل و نقل، برق و اماکن نظامی لبنان را نیز مورد حمله قرار خواهد داد.

این روزنامه ادامه داد: یک کشور اروپایی مهم که با نیروهای حافظ صلح بین المللی(یونیفل) مستقر در جنوب لبنان همکاری می کند، این اطلاعات را به طور کامل در اختیار دارد.

النهار تأکید کرد: تل آویو یک نقشه نظامی بسیار کارآمد تدارک دیده که در آن از تجربه اطلاعات نادرست اسراییل درخصوص توان واقعی نظامی حزب الله در جنگ های گذشته نیز استفاده کرده است.

این روزنامه لبنانی در ادامه نوشت: هدف دیگری که اسراییل با شروع این جنگ علیه لبنان دنبال می کند به شکست کشاندن تلاش های 'محمود عباس' رییس حکومت خودگردان فلسطین برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین در شورای امنیت است که تاکنون موافقت ۱۲۲ کشور را در این زمینه جلب کرده است.

روزنامه لبنانی الدیار نیز چند روز پیش به نقل از محافل سیاسی عربی نوشت: پیش بینی می شود تل آویو در چند ماه آینده جنگی را علیه لبنان شروع کند.

رژیم صهیونیستی در سال جاری میلادی پنج مانور بزرگ در داخل فلسطین اشغالی و در مرز با لبنان برگزار کرده که پنجمین مانور آن بزرگترین مانور تاریخ این رژیم بود.

رژیم صهیونیستی تا کنون دو جنگ سنگین علیه را لبنان تحمیل کرد که جنگ اول در سال ۲۰۰۰ و جنگ دوم در سال ۲۰۰۶میلادی بوده است که در هر دو جنگ به رغم حمایت کشورهای جهان به خصوص امریکا از نیروهای مقاومت شکست خورد.

گروهی از فعالان آمریکایی با الهام گرفتن از تحصن ها در میدان التحریر قاهره، در فراخوانی از طریق شبکه های اجتماعی، خواستار برگزاری تحصنی گسترده در "وال استریت" نیویورک شدند.

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از العالم ، در این فراخوان از مردم دعوت شده است، هفدهم سپتامبر در تحصنی تحت عنوان "وال استریت را اشغال کنید" شرکت کنند.

در این فراخوان آمده است: "در هفدهم سپتامبر می خواهیم 20 هزار نفر به منطقه جنوبی منهتن بیایند و با نصب چادر و ایجاد آشپزخانه و موانع مسالمت آمیز، خیابان وال را برای چند ماه اشغال کنند".

پایگاه اینترنتی میدل ایست آنلاین در اینباره نوشت، این فراخوان از سوی موسسه رسانه ای "ادپاسترز" مطرح شده، که اعضای آن از اندیشمندان و فعالان معترض به وضعیت معیشتی جامعه آمریکا هستند.

در فراخوان این فعالان تاکید شده است: "تحولاتی در همه دنیا در شیوه انقلابها بوجود آمده است، امری که نوید دهنده آینده ای خوب است؛ این شیوه، آمیخته ای از اعتراضات میدان التحریر و خیمه های معترضان در اسپانیا است".

این موسسه خاطرنشان کرد: تحصن کنندگان تا تحقق مطالباتی که از سوی مردم مشخص می شود، در خیابان وال استریت باقی می مانند.

به گفته این موسسه، بر اساس نظرسنجی های صورت گرفته، لغو شخصی سازی شرکتها، از مهمترین مطالبات و پس از آن لغو سرمایه داری در درجه دوم خواهد بود.

به گزارش مشرق به نقل از مهر، روزنامه القدس العربی چاپ لندن امروز در گزارشی نوشت: پس از جنجالی شدن بحث ارائه کمکهای مالی آمریکا و عربستان سعودی به برخی احزاب و شخصیتهای مصری، دولت تصمیم گرفت تحقیقاتی قضایی را در این مسئله آغاز کند.

این در حالی است که سفارت آمریکا در قاهره روز گذشته (جمعه) اعلام کرد: "جیم بیور" رئیس موسسه کمک رسانی آمریکا در مصر (US AID) از سمت خود استعفا داده است. سفارت آمریکا در حالی استعفای این مقام را مرتبط با افزایش گرایشهای ضدآمریکایی در میان مردم مصر ندانسته که کاخ سفید روز پنج شنبه گذشته در این باره ابراز نگرانی کرده بود.

در جنگ اتهامات موجود میان لیبرالها و جریانهای سلفی  این ایده وجود دارد که کمکهای مالی آمریکا پس از انقلاب مصر، احزاب لیبرال نوپا و نوظهور را هدف گرفته تا بتوانند با احزاب اسلامی در انتخابات آتی رقابت کنند. اما تحلیل غالب درباره کمکهای مالی ارائه شده توسط عربستان این است که این کمکهای به جریانهای سلفی وهابی تندرو داده می شود تا بتوانند از لحاظ جایگاه سیاسی ارتقا پیدا کنند. البته برخی هم معتقدند پولهای سعودی برای تاثیرگذاری بر روند محاکمه مبارک نیز هزینه می شود.

القدس العربی در ادامه می نویسد: منابع نزدیک به خانواده برخی از شهدای انقلاب مصر اخیرا اعلام کرده اند پیشنهادهای مالی بسیار بالایی از سوی برخی جریانهای سلفی با عنوان دیه دریافت کرده اند که در مقابل از آنان خواسته شده بود که از متهم کردن مبارک در دادگاه صرفنظر کنند. این منابع تاکید دارند که این پیشنهادات با پاسخ منفی خانواده شهدا روبرو شده است.

این در حالی است که "شیخ حافظ سلامه" از رهبران مقاومت تاریخی مردم شهر سوئز، اخیرا در اظهاراتی گفته بود: اطلاعاتی در دست داریم که نشان می دهد برخی کشورهای عربی مبالغی پیشنهادی نزدیک به 18 میلیارد پوند مصر (سه میلیارد دلار)به دولت مصر داشته اند تا در ازای آن از برگزاری دادگاه مباک صرفنظر کند.

از سوی دیگر، "آن پترسون" سفیر آمریکا در مصر یک ماه پیش گفته بود: آمریکا پس از انقلاب مصر 40 میلیون دلار کمک به موسسات غیر دولتی، برخی شخصیتها و طرفهای سیاسی پرداخت کرده است. پس از این اظهارات جریانهای سیاسی خواستار افشای نام گیرندگان کمکهای آمریکا شدند که در نتیجه آن نیز تحقیقاتی آغاز شد.

تحلیلگران افزایش روند کمکهای خارجی به جریانهای مصری را مرتبط با برگزاری انتخابات در این کشور و اهمیتی که در شکل گیری یک "جمهوری جدید" دارد، می دانند. بر این اساس، سیاستهای مصر پس از انتخابات می تواند اثرات منطقه ای گسترده ای را بر جای بگذارد. در جایی که تشکیل یک کشور اسلامی با گرایشهای سلفی- وهابی، خواست عربستان است، ایجاد کشوری با نظام دموکراتیک بیشترین خطر را برای رژیمهای مستبد و مرتجع جهان عرب به ویژه عربستان سعودی خواهد داشت.

البته آمریکا نیز سقوط مصر در چنگال یک حکومت دینی تندرو را ضربه محکمی به باقیمانده نفوذ خود در مصر می داند و نگران است با شکل گیری این حکومت مصالح غرب در منطقه بیشتر مورد تهدید قرار گیرد.

یک روزنامه عرب زبان با اشاره به ادامه تجاوزات رژیم اسرائیل به حریم لبنان می نویسد: این تجاوزات از سوی صهیونیستها تنها با هدف تحریک لبنانی ها برای ورود به جنگ انجام می شود.

به گزارش مهر، روزنامه الخلیج امارات در سرمقاله امروز خود که با عنوان " 8000 بار تجاوز" به چاپ رسید به ادامه قلدرمآبی های اسرائیل درنقض به حریم لبنان اشاره می کند.

دراین مقاله می خوانیم: لبنان درتلاش است تا از راه دیپلماتیک زمینه ای برای تحت فشار قرار دادن اسرائیل در صحنه بین المللی به منظور توقف تجاوزات مکررش خواه زمینی، هوایی و دریایی علیه این کشورایجاد کند و این درحالی است که اخیرا میزان این تجاوزات و نقض حریم لبنان بسیار افزایش یافته است.

الخلیج ادامه می دهد: اخیرا اخبار و اطلاعاتی به دست آمده که حاکی از نیت اسرائیلی ها برای تحریک لبنانی ها به پاسخ دادن به این تجاوزات است تا از این طریق زمینه ای برای شروع حملاتش به خاک لبنان بیابد.

این روزنامه عرب زبان همچنین درادامه خاطرنشان می کند: تجاوزات دشمن صهیونیستی علیه لبنان تاکنون مورد توجه هیچ یک از کشورهای بزرگ قرار نگرفته است. به نظر می رسد این کشورها بی زبان و بی چشم و گوش هستند هنگامی که اسرائیلی ها دست به جنایت ها و عملیات تروریستی می زنند آنهم در برابر دیدگان جهانیان گویی که گزارش های سازمان ملل متحد هم با خجالت از روی اسرائیلی ها صادر می شود اما این موضوع کاملا عکس است آن هنگام که مسئله مربوط به دیگر کشورها باشد.

از مدتها پیش لبنان آماری را به ثبت رساند که نشان می دهد دشمن صهیونیستی 8000 بار سیادت و حاکمیت لبنان را آن هم بعد از صدور قعطنامه بین المللی 1701 درپایان حمله 2006 نقض کرد اما نکته مهم این است که شورای امنیت اصلا به این موضوع هیچ اهمیتی نداد.

بالطبع پاسخ سازمان ملل متحد به این موضوع مانند حلقه گم شده ای است چرا که آن طرف اسرائیل قرار دارد که ما فوق همه قوانین است.

الخلیج درپایان می نویسد: ثروت لبنان متعلق به همه فرزندان آن است و همچنین سیادت لبنان هم برای همه آنان مهم و باارزش به شمار می رود و هیچ از لبنانی ها نباید با دیگری درباره این موضوع اختلاف داشته باشد چرا که دراین صورت است که آنان می توانند در برابر هر تجاوز و نقض صهیونیست ها ایستادگی کنند.

یک روزنامه عرب زبان با انتقاد شدید از اعرابی که هیچ توجهی به سومالی نمی کنند نوشت: امروز صهیونیستها در حال بهره برداری قوی و عمیق از گرسنگی سومالی هستند.

به گزارش مهر، روزنامه البیان امارات امروز در مقاله ای با اشاره به وضعیت بد و بحرانی این روزهای سومالی نوشت: اسرائیلی ها در صدد بهره برداری از گرسنگی سومالی ها هستند.

سومالی این روزها بحران گرسنگی را می گذراند که بسیار درناک است. کشور سومالی با 8 میلیون جمعیت و بعد ازآنکه 5 دهه از استقلالش و بعد از آنکه 37 سال از عضویتش در اتحادیه عرب می گذرد همچنان یکی از فقیرترین کشورها جهان به شمار می آید به گونه ای که بعد از تولد یک نوزاد انتظار آنکه به چهل و شش سالگی برسد اصلا وجود ندارد.

میزان بی سوادی ساکنان این کشور آفریقایی به هفتاد و پنج درصد می رسد. اما امروز مردم سومالی با یکی از بدترین موجهای خشکسالی روبه رو هستند که طی 50 سال اخیر بی سابقه بوده و درحقیقت زندگی دوسوم مردم این کشور را تهدید می کند.

زمانی سومالی در سال 1974 به اتحادیه عرب پیوست مدعیان مدافع از غیرت عربی از نیاز عربی به کشوری که نه تنها به قدرتشان نمی افزاید بلکه باری بر دوششان است پرسیدند و گویی دیدگاه این مستکبران که ناحق هم بود تا به امروز بر این کشور سایه افکنده است و الا چرا این کشور که ساکنانش عرب زبان و 99 درصد از آنان مسلمان هستند مورد فراموشی قرار گرفتند تا جایی که امروز گرسنگی مانند حیوان درنده ای در کمین آنان است تا آنها را بدرد و اعراب تنها نظاره گر این صحنه باشند؟

اما نکته مهم و بسیار تعجب برانگیز این است که صهیونیست ها اینگونه فکر نمی کردند بلکه نظر بسیار عمیق دیگری داشتند و به گونه ای عمل کردند که گویی نقش ناجی مردم سومالی را از نابودی و هلاکت برعهده گرفته اند اسرائیلی ها دست به کار شدند مانند کسانی که که از سومالی اطلاعات زیادی دارند و می دانند و درباره آنچه که نمی دانستند خوب دقت کردند حتی بیشتر از اعراب.

آنان  شماری از سرمایه گذاران خود و در رأسشان "ابراهیم شلاویت" یکی از فعالان لیکود را به سومالی اعزام کردند و اینان در برابر سران چند دسته سومالی طرح ها و پروژه های تحریک برانگیزی را برای ساکنان این کشور ارائه کردند به گونه ای که آب دهان مسئولان سومالی به راه افتاد.

اسرائیلی ها به سومالیایی ها وعده دادند که کشورشان را به بهشت آفریقا تبدیل می کنند آن هم از طریق احداث بندری بزرگ و توسعه باند فرودگاه و ایجاد طرح هایی برای صید ماهی و همچنین برای رونق تجارت و کنسرو کردن گوشت و تولیدات کشاورزی و در نهایت صادرات آن و دراین زمان بود که این سرمایه گذاران همه مواد اولیه و لازم و ضروری را از اسرائیل آوردند از جمله آنان ابزار و آلاتی برای حفر چاه و کشف نفت و اورانیوم!

البیان درپایان خطاب به اعراب می نویسد: حال می بینیم که چگونه صهیونیست ها پیشنهاداتی ارائه دادند و طرح هایی را ابداع کردند که ازخاک و آرد خود سومالی ها استفاده کردند و مانند عادت اعراب این امکانات را خوار و حقیر نشمردند.

در حالیکه تنها یک سال از پایان محکومیت مردخای وانونو، نخستین افشاگر تاسیسات هسته ای رژیم صهیونیستی می گذرد این بار یکی از کارکنان زن آشپزخانه نیروگاه دیمونا تصاویری از این نیروگاه مخفی رژیم صهیونیستی را که با تلفن همراهش گرفته در فیس بوک منتشر کرد . انتشار اینترنتی تصاویری از نیروگاه هسته ای دیمونا در فلسطین اشغالی مقامات این رژیم را به تکاپو وا داشت.

انتشار اینترنتی تصاویری از نیروگاه هسته ای دیمونا در فلسطین اشغالی مقامات این رژیم را به تکاپو وا داشت.

به گزارش شبکه خبر در حالیکه تنها یک سال از پایان محکومیت مردخای وانونو، نخستین افشاگر تاسیسات  هسته ای رژیم صهیونیستی می گذرد این بار یکی از کارکنان زن آشپزخانه نیروگاه دیمونا تصاویری از این نیروگاه مخفی رژیم صهیونیستی را که با تلفن همراهش گرفته در فیس بوک منتشر کرد .

تحقیقات اولیه صهیونیست ها از این زن نشان داده وی بدون اطلاع نیروهای امنیتی وارد فضای داخلی نیروگاه شده و از مناطق مختلف آن عکس گرفته و سپس آنها را در فیس بوک منتشر کرد.

نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی پس از آگاهی از این موضوع این تصاویر را به سرعت از اینترنت حذف و این زن را بازداشت کردند .

در سال های اخیر خطرات این نیروگاه همواره از عوامل اصلی نگرانی های مردم سرزمینهای اشغالی و کارکنان نیروگاه بوده است .

این زن در حالی تصاویری از دیمونا را منتشر کرد که رژیم صهیونیستی پیوسته وجود نیروگاه دیمونا را تکذیب می کند در حالیکه تکذیب آن را هیچ رسانه یا فردی نمی پذیرد.

وانونو ، نخستین افشاگر تاسیسات هسته ای اسرائیل

مردخای وانونو، کارشناس هسته ای رژیم صهیونیستی نخستین بار پنجم اکتبر سال 1986در مصاحبه با روزنامه انگلیسی ساندی تایمز پرده از فعالیت‌های هسته ای این رژیم برداشت.

تا پیش از این افشاگری هیچ کس اطلاعی از این فعالیت‌ها نداشت و پس از این افشاگری هم رژیم صهیونیستی به منظور پاسخگویی به سوالات افکار عمومی جهان، اعلام کرد: این نیروگاه برای تولید برق و کارهای غیرنظامی استفاده می‌شود و هیچ کاربرد اتمی ندارد.

وانونو یهودی مراکشی که 12 سال در این نیروگاه کار کرده بود، پس از این افشاگری به 18 سال زندان محکوم شد.

با این افشاگری، توجه کارشناسان هسته ای جهان به رژیم صهیونیستی جلب شد و علی رغم پنهانکاری و محدودیت‌های شدید این رژیم طی تحقیقاتی فاش شد که اسراییل به غیر از دیمونا دارای دو نیروگاه هسته ای دیگر در سرزمین‌های اشغالی است: نیروگاه‌های نحال سوریک و بنی روبین ؛ با این حال دیمونا مهم‌ترین این نیروگاه‌هاست.

تاریخچه تاسیس دیمونا

با تاسیس رژیم صهیونیستی در سال 1948 میلادی، این رژیم برای آن که بتواند موجودیتش را که با غصب زمین‌های فلسطینیان ایجاد کرده بود، حفظ کند به این نتیجه رسید که توان نظامی‌اش را از طریق دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی افزایش دهد. به همین منظور در مرحله اول، وزارت جنگ این رژیم تصمیم گرفت کمیته پژوهش‌های هسته ای متشکل از پنج کارشناس برجسته‌ صهیونیست به رهبری پروفسور برگمان تشکیل دهد که کار این کمیته برنامه‌ریزی برای تاسیس نیروگاه هسته ای و اعزام هیئت علمی به نقاط مختلف جهان برای کسب و تقویت دانش هسته ای بود.

در مرحله دوم رژیم صهیونیستی به جمع آوری پول روی آورد به طوری که توانست با کمک دولت‌های انگلیس و آمریکا تا سال 1953 میلادی 100 میلیون دلار از ثروتمندان جهان برای رسیدن به توان هسته ای جمع آوری کند و در همین راستا در زمان نخست وزیری بن گوریون، شیمون پرز مسئول مذاکرات اتمی این رژیم با فرانسه شد و سرانجام با کمک فرانسه و آمریکا کار ساخت نیروگاه دیمونا را در سال 1963 به پایان رساند. در اکتبر 1957 هم فرانسه و اسراییل توافقاتی برای ساخت یک راکتور 24 مگاواتی امضا کردند، در این پروتکل‌ها به یک کارخانه فرآوری شیمیایی نیز اشاره شده بود. این کارخانه به طور مخفیانه با همکاری تکنسین‌های اسراییلی و فرانسوی در منطقه‌ای از صحرای نقب به نام دیمونا ساخته شد.

اهمیت دیمونا به حدی بود که یک آژانس اطلاعاتی جدید به نام LEKEM‌ برای مخفی نگهداشتن و محافظت از اسرار و تاسیسات آن تشکیل شد و بدین ترتیب 1500 اسراییلی و فرانسوی در دیمونا مشغول به کار شدند.

با توجه به حجم گسترده فعالیت‌های هسته ای رژیم اسراییل و در اختیار داشتن 200 تا 400 بمب اتمی، تا زمان افشاگری مردخای وانونو، کارشناس هسته ای این رژیم هیچ کس اطلاعی از این فعالیت‌ها نداشت .

طبق طرح اولیه، انرژی مورد نیاز دیمونا 10 مگاوات حرارتی بود که توان تولید 9 کیلوگرم پلوتونیوم را داشت، اما با تغییراتی در سال‌های 1980 و 1982 انرژی این نیروگاه به 150 مگاوات نیروی حرارتی افزایش یافت و تولید سالیانه آن نیز به 40 کیلوگرم پلوتونیوم رسید.


دیمونا از سال 1982 قادر به تولید گازهای هیدروژنی و لیتیوم 600 و امکان جداسازی روزانه 180 گرم این گاز از گاز لیتیوم طبیعی شد و توانایی تولید بمب هیدروژنی و نوترونی را نیز بدست آورد .

گسترش نگرانی ها از خطرات زیست محیطی دیمونا

نحوه از بین بردن زباله‌های اتمی این نیروگاه که به گفته‌ دکتر یوسف مروه، کارشناس مسایل هسته ای، سالانه به 10 تن می‌رسد، بسیار محرمانه است و احتمالا یا به مناطق فلسطینی‌نشین انتقال می‌یابد و یا به دریای سرخ ریخته می‌شود.

اخیرا هم کارشناسان رسمی رژیم صهیونیستی از وجود مواد رادیو اکتیو در چاه‌های آب فلسطین خبر دادند و این نشانگر آن است که این رژیم زباله‌های اتمی را در مناطق فلسطینی‌نشین دفن می‌کند.

طبق گزارشی که براساس عکس‌های تهیه شده توسط آژانس تصویربرداری ایکونوس از تاسیسات هسته ای اسراییل در منطقه‌  دیمونا تهیه شده رژیم صهیونیستی با داشتن 200 تا 400 کلاهک هسته ای پنجمین قدرت هسته ای جهان محسوب می‌شود.

این رژیم علاوه بر در اختیار داشتن بمب‌های هسته ای، حداقل 200 کلاهک هسته ای نیز دارد که با موشک‌های اریحا شلیک می‌شوند. برد این موشک‌ها 1500 کیلومتر است و به گفته منابع غربی، رژیم صهیونیستی مقدار زیادی اورانیوم و پلوتونیوم در اختیار دارد که حداقل برای ساخت 100 بمب هسته ای دیگر کافی است.