اخبار فرهنگی و مهدوی
موقعیت شما: اخبار»اخبار فرهنگی و مهدوی

آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به رواج انحراف فکری جدیدی در جامعه و مطرح شدن تعابیری چون «امام زمان(عج) خود جامعه را اداره می‌کند»،‌ تصریح کردند: درست است که در ابتدا این سخن برای ارادتمندان و علاقه‌مندان به حضرت بقیه‌الله(عج) خوش باشد،‌ ولی وقتی به آن فکر می‌کنیم، می‌توانیم به آینده خطرناک این سخن پی ببریم.

به گزارش خبر حوزه، رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در دیدار اعضای حزب مؤتلفه اسلامی ادامه دادند: این سخن به این معنی است که اگر خود ولی عصر(عج) جامعه را اداره می‌کنند،‌ نیازی به واسطه و نائب نیست!

ایشان با ابراز نگرانی از رواج چنین تفکری در جامعه، اظهار داشتند: ‌اگر این تفکر در جامعه رواج یابد و کسی که این تفکر را رواج می‌دهد، قدرت در اختیار داشته باشد و به احتمال 99درصد کمک‌های خارجی نیز ضمیمه آن شود، چه شرایطی در جامعه به وجود می‌آید؟

آیت الله مصباح یزدی خاطرنشان کردند: اگر این جریان ادامه یابد و یک روز دیدیم که سید علی محمد باب دیگری به دست خودمان و با ثمره خون شهیدان و مقاومت‌های فراوان به وجود آمده است،‌تعجب نکنیم.

ایشان افزودند: حال اگر کسی ریاست، پول و سوابق داشته باشد و خدمات دولت نهم و دهم نیز در اختیار او قرار گیرد و چه بسا رییس جمهور هم بگوید؛ هر چه دارم از او بوده است! چه تأثیراتی می‌تواند داشته باشد؟

آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به مخالفت‌های صورت گرفته با چنین تفکراتی پیش از انقلاب، اظهار داشت:‌ امروز یک مقام رسمی کشور، بیاید و مطرح کند که دیگر دوران تعریف از اسلام و شعار اسلامی گذشته است، پلورالیسمی می‌باشد که در گذشته سایه آن را نیز با تیر می‌زدیم.

ایشان با تأکید بر این که در این جریان، آهسته آهسته شعارهای اسلامی کم‌رنگ می‌شود،‌ بیان داشتند: در چنین شرایطی ارزش‌های اسلامی جای خود را به ارزش‌های فردی و نام اسلام جای خود را به ایران می‌دهد؛ هرچند هم بگویند ایشان منظورشان فلان بوده و شفاف هستند.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ارتباط و دیدار با برخی شخصیت‌های بین‌المللی که حتی مقامات بالای کشور نیز تا کنون با آنان ملاقات را بابی دیگر معرفی کردند و گفتند: قرائن حاکی از سفر‌های این شخص به سراسر جهان از شرق تا غرب و ملاقات با بالاترین شخصیت‌ها است که در هیچ جا انعکاس نمی‌یابد،‌ تا آنجا که رییس جمهور رسماً وزیر خارجه را کنار می‌گذارد و می‌‌گوید؛ سیاست خارجه من را باید ایشان اداره کنند.

ایشان تأکید کردند: البته با عنایت خداوند و هوشیاری مقام معظم رهبری و بیداری مردم، این واقع نمی‌گردد، ولی دلیل هم ندارد که ما سکوت کنیم و به وظیفه خود عمل نکنیم.

آیت‌الله مصباح یزدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به خدمات دولت نهم و دهم و تأییدات رهبری از این دولت، اظهار داشتند: آنچه باعث روی کار آمدن این دولت شد، شعارهایی بودکه در سی سال پس از انقلاب مطرح می‌شد و مردم که از فراموش شدن آنها آسیب‌های فراوانی را متحمل شده بودند، به آنها دل بستند؛ البته کارهای عظیمی هم صورت گرفت و مقام معظم رهبری نیز این دولت را تأیید کردند.

ایشان با بیان این که این مسائل دلیل مطلق بودن نمی‌شود، اظهار داشتند: در کنار این خدمات،‌ آهسته آهسته سخنانی مطرح شد که قضاوت‌های فراوانی در این باره صورت گرفت، ولی بعد‌ها مسائلی ظاهر شد که قابل توجیه منطق،‌ برهان و شرع نبود.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)با تأکید بر این که برخی اقدامات اخیر، حتی با اقتضای سیاسی نیز سازگار نبود،‌ خاطرنشان کردند: این که به گونه‌ای رفتار شود که رهبری، مراجع، علما و مردم متدین را از خود ناراضی نمود و کاری کرد که صمیمی‌ترین دوستان نیز با او به مخالفت بپردازند، توجیهی ندارد.

ایشان در پایان تصریح کردند: ‌در این میان ما وظیفه داریم در مرحله نخست، فردی که شیفته این شخص شده است را متوجه اشتباهاتش کنیم و در مرحله بعد خواص فریب‌خورده را نیز نجات دهیم.


به دنبال پخش و انتشار اطلاعات پراکنده و آکنده از خرافات و جعلیات درباره اجنه، موعود ویژه نامه تحقیقاتی و پژوهشی خود را با مطالبی مستند و مستدل به آیات قرآنی و روایات اهل بیت علیهم السلام درباره «جن» منتشر ساخته است.

عرضه در غرفه دو، راهرو هشت، انتشارات موعود عصر
غرفه یک، راهرو دو، انتشارات هلال

آیت‌الله مکارم شیرازی در سروده‌ای، گدایی در خانه امام زمان (عج) را برای خود افتخار و یاد ایشان را چراغ روشنایی در شب تار دانست.

به گزارش ایسنا، متن سروده‌ی این مرجع تقلید که مرکز خبر حوزه منتشر کرده، به این شرح است:

گدایى در این خانه افتخار من است / شعار عشق تو عالی‌ترین شعار من است

فروغ روى تو اى خضر وادى ظلمات / چراغ روشن هر شامگاه تار من است

من ار که هیچ نیرزم به درگهت اى دوست / ولى محبت و مهر تو اعتبار من است

من از خزان حیاتم به دل ندارم بیم! / صفاى گلشن رخسار تو بهار من است!

شبان وادى ایمن به وصل دوست رسید / جمال روى تو نازم که «نور» و «نار» من است

به صبح و شام ندارم ثناى کس بر لب / ولى فضایل تو ورد روزگار من است

به عشق‌بازى پروانه گر کنم تقلید / عجب مدار که این اوج ابتکار من است!

چو «قنبرم» به غلامى قبول کن مولا! / کمین غلام درت شاه تاج‌دار من است!

ز هجر گر شودم کار، «زار»، هر شب و روز / براى وصل تو کوشم که «کارزار» من است

به حسن روى تو سوگند اى مه «ناصر» / گدایى در این خانه افتخار من است!

نامه دردآور یک پزشک بحرینی به یک روزنامه اروپائی درباره نحوه برخورد ماموران امنیتی آل خلیفه با مخالفان دولت پرده از جنایاتی برمی دارد که مطرح شدن آن در رسانه های غربی از عمق فاجعه حاکم بر این کشور کوچک عربی حکایت دارد.

به گزارش مهر، این زن پزشک بحرینی با ارسال نامه ای الکترونیکی ( ایمیل ) به روزنامه ایندیپندنت می نویسد : روزی از همین روزها نیروهای امنیتی من و همکارانم را در بیمارستان بازداشت کردند و به نحوی با من سخن گفتند که تاکنون نظیر آن را تجربه نکرده بودم.

آنها ابتدا به صورت من سیلی زدند و سپس مرا به باد کتک گرفتند و بعد با متهم کردن من به هرزگی، پولهایی که همراهم بود را به من نشان داده و گفتند این پولها را از راه نادرست به دست آورده ای. در خیابان چه می خواهی؟ "ش ی ع ه ک ث ی ف" دولت برای شما آرامش و امکانات تحصیلی آماده کرده و حتی به شما کمک هزینه تحصیل هم می دهد آنوقت شما به خیابان می آئید و علیه دولت شعار می دهید؟

این زن در ادامه می نویسد : شکنجه واقعی زمانی شروع شد که آنها چشمهای من و همکارانم را بستند و سپس مرا مجبور کردند تا با چشمهای بسته در اتاق بازجویی بدوم. من به سرعت می دویدم و بارها به دیوارمی خوردم که نتیجه آن شکستگی سر و زخمهای بزرگ بر روی پیشانیم بود.
نیروهای امنیتی آل خلیفه مرا مجبور کردند تا برای آنها برقصم و آواز "همه پادشاه خلیفه بن سلطان را می خواهند" بخوانم و در این حالت شروع به عکس گرفتن از من کردند.
دردنامه زن بحرینی

آنها سپس به من گفتند : این همان چیزی است که تو لایقش هستی . زیرا تو یک شیعه بی ارزش هستی. تو علیه پادشاه و ولیعهد ما اقدام کرده ای .

این زن در ادامه نامه خود می نویسد : بعد از این سخنان آنها روپوش سفید پزشکی مرا به زور از من گرفتند چون معتقد بودند که من لیاقت این لباس را ندارم و سپس مرا مجبور کردند تا برای آنها برقصم و آواز "همه پادشاه خلیفه بن سلطان را می خواهند" بخوانم و در این حالت شروع به عکس گرفتن از من کردند.

به علاوه به این اقدامات، در حالی که هنوز چشمانم بسته بود بطور ناگهانی مرا کتک می زدند و فریاد می کشیدند: نمی خواهیم صدایت را بشنویم تو همانند یک زن بد کاره فریاد میکشی.

این زن بحرینی به گوشه هایی از شکنجه های نیروهای آل خلیفه اشاره می کند که چون بسیار دردناک و وحشتناک می باشد قابل بیان نیست.

این زن در ادامه نامه خود می نویسد: پس از این شنکنجه ها در حالی که هنوز چشمان بسته بود آنها مرا به داخل اتاقی بردند که افسران مرد و زن در آن حضور داشتند و همگی آنها سوالات مشابهی را پشت سرهم از من مطرح می کردند زیرا خواهان شنیدن پاسخ های مورد دلخواه خود بودند و نتیجه این پرسش و پاسخ آن بود که من مرتبا سیلی و کتک می خوردم.

آنها از من می خواستند بگویم که قصد رفتن به میدان لولو و شرکت در تظاهرات ضد رژیم خلیفه را داشتم اما با وجود تمام این شکنجه ها من فقط علیه وزرات بهداشت و نحوه رسیدگی به مجروحان حوادث اخیر شعار می دادم.

به نوشته این زن بحرینی، ماموران آل خلیفه او را تهدید می کردند که با اشیاء نوک تیز مجروح کرده و سپس در جلوی سگها خواهند انداخت تا این حیوانات نیز به آنها حمله کنند و سپس وی را به دادگاه نظامی برده، اورا محکوم به تحمل چهار سال زندان کرده و تابعیت بحرینی را نیز از او می گیرند.

این زن در پایان می نویسد: در پایان زمانی که آنها به خواست خود نرسیدند از من خواستند تا برگه ای را که در آن عنوان شده بود علیه وزارت بهداشت بحرین تظاهرات کرده ام را امضا کنم. سپس مرا به دخل راهرویی برده و چشمانم را باز کردند و در آنجا دیدم که تمامی همکارانم نیز حاضر هستند. در آن هنگام به دلیل آنکه هیچ یک از همکارانم را از دست نداده ام از خدا تشکر کردم.

"روی گوتمن" یکی از خبرنگاران آزاد آمریکایی است که تاکنون افشاگری‌ها و انتقادات فراوانی را علیه اقدامات ضدحقوق بشری دولت آمریکا و مقامات کاخ سفید بیان کرده است.

به گزارش رجانیوز، گوتمن که عضو انجمن خبرنگاران حرفه‌ای جهان هم هست، در هفته‌های اخیر به بحرین رفته تا از نزدیک در جریان انقلاب مردم این کشور علیه حکومت آل خلیفه باشد؛ حکومتی که چند دهه است این کشور را به طور غیرقانونی اداره می‌کند و آزادی‌های اجتماعی و سیاسی مردم را محدود کرده است.
متن زیر، روایت آقای گوتمن از مشاهدات عینی خود در این کشور و وضعیت ناگوار حقوق بشر در بحرین و سکوت مطلق سران کاخ سفید درباره جنایات رژیم آل خلیفه است که در روزنامه "مک کلاتی" ایالات متحده منتشر شده است:
«آیلا» یکی از شهرهای کهن و قدیمی کشور بحرین است که هنوز می توان مقبره‌هایی به قدمت ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح را در آن مشاهده کرد. مسجد زیبا و تاریخی "امیر محمد بربغی" هم یکی از آثار باستانی و ارزشمند در این شهر است که به عنوان یکی از زیبا‌ترین مساجد مسلمانان در اسناد جهانی ثبت شده است؛ مسجدی که متاسفانه امروز تنها رد چرخ‌های بولدوزر‌ها به جای آن دیده می‌شود.
مسجد "شیخ مومن" هم یکی دیگر از مراکز مهم عبادت مسلمانان و بخصوص شیعیان در شهر النویدرات بحرین بود؛ جایی که اولین حرکت انقلابیون در ۱۴ ماه فوریه علیه حکومت شروع شد و دارای نقوش هنرمندانه و معماری بسیار زیبا و تاریخی بود که دارای چشم اندازی هنری و رواق‌های چشم نوازی داشت که در روزهای اخیر توسط نیورهای نظامی آل سعود و آل خلیفه تخریب شده است.
«ابوهادی» مردی ۵۲ ساله که از اهالی این منطقه است، با افسوس از خاطرات شیرین خود درباره عبادت در این مسجد می‌گوید: هنگامی که من کودک بودم، برای نماز به همراه پدر بزرگم به این مسجد می‌رفتیم. این منطقه بسیار سرسبز بود و با درختان زیبا و چشمه‌های آب شیرین یکی از اماکن مورد علاقه بحرینی‌ها بود.
ابوهادی آهی می‌کشد و ادامه می‌دهد: چرا آن‌ها این مسجد را خراب کردند؟ ما ده‌ها سال در این مسجد عبادت می‌کردیم  اما دولت بدون توجه به این مساله، در عرض چند دقیقه با بولدوزر همه خاطرات تاریخی و مذهبی ما را ویران کرد.
چراغ سبز اوباما برای ریختن خون قرمز شیعیان
رژیم آل خلیفه در روزهای اخیر دادگاه‌های مخفیانه و غیرعلنی برگزار کرده و با بی‌عدالتی، برای معترضان حکم اعدام می‌دهد و سیاستمردان، پزشکان و پرستارانی را که به مجروحین کمک کرده‌اند، مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار می‌دهد. پادشاه این کشور کوچک تاکنون بیش از ۱۰۰۰ نفر از جوانان شاغل را بی‌کار و حقوق آن‌ها را نیز مسدود کرده است. حتی دانش آموزان و معلمانی که در اعتراضات شرکت کرده‌اند نیز از دست آل خلیفه در امان نبوده و بازداشت شده‌اند. ماموران حکومتی به خبرنگاران هم حمله می‌کنند و با زور آن‌ها را مجبور می‌کنند که انتشار روزنامه‌های خود را متوقف کنند.
با این حال و با وجود همه این تخریب‌ها و جنایات علیه مردم بحرین، هیچ وقت اوباما از این خراب کاری‌ها صحبتی نکرده است. به هر حال بحرین به کمک شریک خود عربستان سعودی و یار همیشگی خود یعنی آمریکا که میزبان ستاد مرکزی ناوگان پنجم دریایی آن در خلیج فارس است، این جنایات را انجام می‌دهد و هیچکدام از مراجع قانونی و حقوقی در جهان هم واکنشی نسبت به آن نشان نمی‌دهند و روند ویران کردن اماکن مقدس شیعیان بحرینی همچنان ادامه دارد. به علاوه، نیورهای نظامی آل خلیفه شبانه به منزل رهبران انقلاب هجوم می‌برند و در تاریکی شب آنان را دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل می‌کنند که از سرنوشت بسیاری از آن‌ها خبری در دست نیست.
از سوی دیگر، "شیخ خالد بن‌علی آل‌خلیفه" وزیر دادگستری و امور اسلامی بحرین در یک مصاحبه از روند تخریب‌ها حمایت کرده و مدعی شده که این مساجد بطور غیر قانونی ساخته شده‌اند و می‌بایست تخریب می‌شدند! این در حالی است که تاریخ ساخت بیشتر این مساجد به سال‌های دور برمی گردد؛ سال‌هایی که اصلا نام و نشانی از خاندان آل خلیفه نبوده است.
گفتنی است "خلیفه ابن سلمان آل خلیفه" با ۷۵ سال سن، بیش از ۴۰ سال است که بر مسند قدرت تکیه زده که یکی از رکورداران داشتن چنین پستی در جهان است. در این میان سکوت شبکه‌های خبری عرب زبان مانند الجزیره و العربیه در مورد این جنایات هم معنادار به نظر می‌رسد.

دادگاه تادیبی شهر استراسبورگ فرانسه امروز (دوشنبه) مردی را که به هتک حرمت قرآن پرداخته و پس از فیلمبرداری از اقدام وقیحانه خود، فایل ویدیویی آن را در اینترنت منتشر کرده بود، تبرئه و آزاد کرد!

به گزارش ایسنا، خبرگزاری فرانسه گزارش داد، این فرد 30 ساله ارنستو روخاس آباته نام دارد و ساکن شهر پیشهایم در استراسبورگ است.

وی ابتدا به جرم تحریک به تبعیض ملیتی، نژادی و مذهبی که می‌تواند مجازات یک سال زندان و 45 هزار یورو جریمه نقدی را به همراه داشته باشد، تحت تعقیب قرار گرفت.

دادگاه تادیبی استراسبورگ به این نتیجه رسید که در ویدیوی منتشر شده اقدامی فراتر از محدودیت‌های آزادی بیان صورت نگرفته است (!) و متهم تنها یک اقدام تروریستی را که جامعه مسلمانان هرگز آنرا نمی‌پذیرند، محکوم کرده است.

متهم در داگاه توضیح داد که در ویدیوی وی همه چیز به مسخره انجام شده است و وی فکر نمی‌کرده است که آتش زدن یک کتاب در خانه‌اش از نظر قانونی ممنوع باشد!

دادستان ابتدا برآورد کرده بود که اقدام وی تحریک به ایجاد نفرت علیه مسلمانان است و متهم را به سه ماه زندان و پرداخت 1000 یورو و جریمه محکوم شد.

اما وکیل مدافع وی فرجام خواهی کرد و ضمن آنکه خواستار آزادی وی شد، گفت که موکلش تنها افراطگرایان را محکوم کرده است نه همه مسلمانان را.

در این دادگاه، مسجد جامع استراسبورگ نیز شاکی خصوصی این دادگاه بود و وکیل خود را نزد دادگاه فرستاده بود.

در نهایت این دادگاه متهم را که بنا به قوانین خود فرانسه می‌بایست به یک سال زندان و پرداخت 45 هزار دلار جریمه محکوم شود، مقصر نشناخته و رای به آزادی وی داد.

مردان مسلح در روستایی در ولایت تخار در شمال شرق افغانستان به یک دختر دوازده ساله تجاوز کرده اند.

به گزارش فرارو، اعضای خانواده این کودک می گویند شش تن از این افراد، لباس پلیس به تن داشته اند.اداره محلی امور زنان در ولایت تخار این حادثه را تائید کرده و مقامات پلیس این ولایت گفته اند که در جستجوی عاملان این حادثه هستند.

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نسبت به آنچه که افزایش موارد تجاوز جنسی می خواند، ابراز نگرانی کرده است.

این کمیسیون به خبرنگاران گفت که سال گذشته سی و نه مورد تجاوز جنسی بر زنان و دختران در سراسر افغانستان نزد آنها ثبت شده است، در حالی که آمار واقعی این گونه حوادث می تواند به مراتب بیشتر باشد چون به گفته مقامات این کمیسیون، در بسیاری از موارد به دلیل ترس از پیامدهای اجتماعی آن، خانواده ها حاضر به "افشای" اینگونه موارد نمی شوند.

چند هزار معترض عمانی پس از نماز جمعه شهر ساحلی صلاله در جنوب کشور عمان با برپایی تظاهرات خواستار ایجاد اصلاحات دموکراتیک و مبارزه با فساد در این کشور شدند.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، چند هزار معترض عمانی پس از نماز جمعه شهر ساحلی صلاله در جنوب کشور عمان با برپایی تظاهرات خواستار ایجاد اصلاحات دموکراتیک و مبارزه با فساد در این کشور شدند.


فعالان عمانی گفتند: از زمان شروع اعتراضات مردمی در عمان شهر صلاله در چهارمین جمعه متوالی شاهد تظاهرات ضددولتی صدها نفر از شهروندان است.


تظاهرات‌کنندگان که در محاصره ده‌ها نیروی پلیس این کشور بودند شعار می‌دادند "مردم خواهان پایان فساد در عمان هستند " و "مردم خواهان اصلاحات هستند."


معترضین عمان محور مطالبات خود را بهبود دستمزدها، فراهم شدن فرصت‌هالی شغلی و مبارزه با فساد متمرکز کرده‌اند به ویژه که مردم عمان از محاکمه نشدن وزرایی که به علت فساد برکنار شده‌اند، خشمگین و ناراضی هستند.


یک فعال حقوقی شرکت کننده در تظاهرات نیز گفت: مردم روز به روز سقف مطالبات خود را برای ایجاد اصلاحات بالا می‌برند در آغاز خواسته‌ها تنها نیازهای اقتصادی بود اما مردم اکنون هوشیار شده‌اند و خواستار بهره‌مندی از آزادی‌های مشروع هستند.


این در حالی است که تحصن مردمی در برابر مقر استانداری شهر صلاله که از سه ماه پیش تاکنون آغاز شده ادامه دارد و متحصنین خواستار مبارزه سلطان قابوس، پادشاه عمان با فساد رایج در این کشور هستند.


این در حالی است که تحصن مردمی در شهر مسقط پایتخت عمان نیز از سه ماه پیش تاکنون ادامه دارد.


سلطان قابوس بن سعید پادشاه عمان اخیرا وعده اختصاص۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار مشوق اقتصادی به مردم را داده است که از جمله اعطای حقوق ماهیانه به بیکاران و افزایش حقوق کارمندان دولتی است.


وی در ماه مارس گذشته نیز وعده انتقال برخی از اختیارات قانونگذاری را به شورای عمان که نهادی مشورتی است و برخی اعضای آنها منتخب هستند، داده بود.


پادشاه و هیئت وزیران عمان فقط حق قانونگذاری دارند و تاکنون زمان انتقال برخی اختیارات قانونگذاری به شورای عمان اعلام نشده است.

عضو هیئت علمی بعثه مقام معظم رهبری با بیان خاطره‌ای از علامه العمری (ره) گفت: در ماه رمضان 1426 قمری در مدینه با شیخ العمری دیدار کردم. وی گفت: زمانی که ما کودک بودیم، قبر حضرت زهرا در خانه‌اش مشخص بود و ارتفاع آن به یک متر می‌رسید.

به گزارش فارس، آیت‌الله محمدصادق نجمی در سال 1315 در روستای هریس از توابع شبستر متولد و در سال 1332 وارد حوزه علمیه قم شد. وی مدت 28 سال علوم متداول در حوزه علمیه را نزد اساتید و مراجع بزرگی مانند آیات عظام محقق داماد، حاج شیخ مرتضی حائری و گلپایگانی فرا گرفت.

آیت‌الله نجمی در سال 1360 به دستور حضرت امام خمینی (ره) به امامت جمعه شهرستان خوی منصوب و در مدت بیست سال، علاوه بر ایفای وظیفه امامت جمعه، در همان سال اول ساختمان مدرسه علوم دینی این شهر را تکمیل و حوزه علمیه را سامان بخشید.

نجمی در سال 1364 پس از دریافت مدرک دکترا، دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان خوی را تاسیس کرد و تا سال 1380 ریاست آن را به عهده داشت. وی در دور دوم مجلس خبرگان رهبری از سوی مردم آذربایجان غربی و در دور سوم از سوی مردم آذربایجان شرقی به عنوان نماینده مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد.

آیت‌الله نجمی هم‌اکنون عضو هیئت علمی بعثه مقام معظم رهبری است.

یکی از مسائل مسلم و قطعی در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) این است که قبر شریف آن حضرت، مخفی مانده و تا به حال، به طور مشخص و دقیق، قبری به آن حضرت نسبت داده نشده است. از طرفی، مدفن و محلی که ممکن است پیکر پاک ایشان در آن جایگاه دفن شده باشد، و نیز علت مخفی بودن قبر شریف، و علت تلاش وهابیت برای قطعی نشان دادن قبر آن حضرت، محل گفت‌وگو و نظر بوده و نیازمند بحث و دقت فراوان است. از همین رو، گفت‌وگویی با آیت‌الله محمد صادق نجمی انجام داده‌ایم که مشروح آن در پی می‌آید.

* علت مخفی بودن قبر حضرت فاطمه زهرا (س) چیست؟

ـ حداقل دو علت برای آن می‌توان بیان کرد: یکی از علل مخفی بودن قبر بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، عداوت و دشمنی حکام با اهل بیت (ع) بوده است. شما ببینید در سال 236 هجری متوکل دستور داد قبر امام حسین (ع) محو و با خاک یکسان شود. قبل از آن هم در قرن اول هجری به دستور بنی‌امیه، خانه حضرت فاطمه زهرا (س) تخریب شد.

علت دیگر مخفی بودن قبر ایشان، وصیت و تاکید حضرت فاطمه زهرا (س) بر آن، بوده است مبنی بر اینکه پیکر پاکش شبانه دفن و قبر مطهرش پنهان و مخفی شود.

به هر حال این وصیت و این نوع تدفین موجب شده که قبر آن حضرت مخفی و اقوال و آرای مختلف در میان محدثان و مورخان در مورد محل دفن وی پدید آید.

* چند احتمال درباره محل دفن ایشان وجود دارد؟

ـ عده‌ای می گویند قبر حضرت فاطمه (س) در بقیع واقع شده، عده‌ای دیگر بر این عقیده‌اند که در داخل خانه‌اش قرار گرفته و بعضی دیگر احتمال می‌دهند در مسجد رسول خدا (ص) و در میان بیت و منبر آن حضرت باشد.

* آیا روایتی داریم که محل دفن حضرت فاطمه زهرا (س) را مشخص کرده باشد؟

ـ بله، روایات مسند و مورد اعتمادی از شش امام معصوم درباره محل دفن حضرت زهرا (س) در منابع شیعه نقل شده است. این روایات نشانگر آن است که حضرت، داخل خانه خود که در کنار مسجد و در جوار خانه رسول خدا (ص) قرار داشت دفن شده است.

* جالب است که از شش امام در این مورد روایت داریم!

ـ بله، در این روایات دو نکته قابل توجه است: یکی اینکه شاید کمتر حادثه‌ای وجود داشته باشد که درباره آن از شش امام معصوم بالاتفاق روایت نقل شده باشد. نکته دوم این است که متن این روایات، دفن شدن آن حضرت در بقیع را با صراحت نفی می‌کند.

* ممکن است نمونه‌ای از این روایات را نقل بفرمایید؟

ـ در یکی از آن روایات، مرحوم شیخ صدوق از ابی‌نصر بزنطی نقل می‌کند که از امام علی‌بن موسی الرضا (ع) از محل قبر حضرت فاطمه (ع)سوال نمودم، حضرت فرمود: «دفنت فی بیتها فلما زادت بنو امیه فی مسجد صارت فی مسجد » یعنی امام رضا جواب داد: حضرت در داخل خانه‌اش دفن شده و بعد که بنی‌امیه خواستند مسجد را توسعه دهند خانه را تخریب کردند و قبر حضرت در مسجد، قرار گرفت.

این روایت را مرحوم کلینی، ابن شهرآشوب و علامه مجلسی نیز نقل کرده‌اند.

روایت دیگری را هم عرض کنم؛ سید‌بن طاووس در کتاب «المسائل واجوبتها من الائمه» نقل می‌کند: محمد همدانی می‌گوید: به آن حضرت نوشتم: اگر صلاح می‌دانید مرا از محل دفن مادرتان فاطمه زهرا (س) آگاه سازید که آیا در مدینه است یا همانگونه که مردم می‌گویند در بقیع قرار دارد؟ آن حضرت در جواب نوشت: «هی مع جدی صلوات الله علیه» یعنی حضرت زهرا (س) در جوار جدم رسول الله (ص) دفن شده است.

* نظر علمای معروف شیعه در این باره چیست؟

ـ مرحوم شیخ صدوق پس از نقل اختلاف در محل دفن آن حضرت می‌گوید عده‌ای از محدثین روایاتی را نقل کرده‌اند که دلالت دارد بر اینکه آن حضرت داخل خانه‌اش به خاک سپرده شده است، سپس می گوید: «و هذا هو الصحیح عندی» یعنی به نظر من هم این قول صحیح است.

شیخ طوسی هم این نظر را دارد. وی می‌گوید بهترین قول‌ها این است که حضرت زهرا (س) داخل خانه‌اش یا در روضه دفن شده است.

مرحوم طبرسی نیز معتقد است که قول کسانی که می‌گویند مدفن حضرت، در بقیع است، قول بعیدی است و دو قول دیگر که داخل خانه‌اش و یا در روضه دفن شده است صحیح به نظر می‌رسد.

علامه مجلسی هم می‌فرماید: همانگونه که در کتاب مزار بیان کرده‌ایم، اصح اقوال این است که آن حضرت داخل خانه‌اش دفن شده است.

همچنین علامه حسن زاده آملی، که خود از صاحبدلان است، می نویسد: بعضی از صاحبدلان به طریق خاصی از علم جفر، سؤال طرح کرده‌اند که «یا علیم، قبر فاطمه زهرا (س) در کجای مدینه است؟» جواب گرفته‌اند که: «جای قبر، خانه شفیع جمیع امت است.»

* آیا حضرت‌عالی، همین نظر را دارید؟

بله، یک خاطره‌ای از شیخ محمد علی عمری (ره) رهبر شیعیان حجاز که اخیراً از دنیا رفت برایتان بگویم. در ماه رمضان سال 1426 قمری در مدینه منوره با ایشان ملاقات داشتم، ضمن مطالب سودمند درباره قبر شریف حضرت زهرا فرمودند: قبر آن حضرت مسلماً داخل بیت خودش است و زمانی که ما کودک بودیم، قبر آن حضرت مشخص بود و ارتفاع آن به یک متر می‌رسید، ایشان اشاره کرد به عصایی که در دست من بود و گفت: تقریبا به ارتفاع عصای شما بود.

* آیا شواهد و قرائن دیگری مبنی بر دفن شدن حضرت فاطمه زهرا (س) در خانه خود وجود دارد؟

ـ تردیدی نیست که دفن شدن در کنار قبر پیامبر اکرم (ص) برای هر مسلمانی بزرگترین افتخار دنیوی و عالی ترین مقام معنوی است. شما ببینید طبق همین اصل، سران سقیفه با بهره‌گیری از شرایط موجود و بدون اذن، توانستند کنار حضرت رسول (ص) دفن شوند.

باز بر همین اصل بود که امام مجتبی (ع) وصیت کرد که در صورت امکان در کنار تربت جد بزرگوارش رسول اکرم (ص) دفن شود ولی با اجبار و اکراه مانع شدند.

در مورد حضرت زهرا (س) افزون بر آنچه گفته شد، وجود ارتباط خاص معنوی و روحانی متقابل و عاطفه و محبت غیر قابل وصف بین رسول خدا (ص) و ایشان، و با توجه به اینکه هیچ مانعی از دفن شدن آن حضرت در داخل خانه‌اش متصور نیست، چگونه می‌توان قبول کرد که حضرت فاطمه (س) راضی شود در جایی غیر از خانه خودش و غیر از جوار پدر بزرگوارش دفن شود؟!

* نظر علمای اهل تسنن در باره مدفن حضرت زهرا (س)چیست؟

علمای اهل سنت در باره مدفن حضرت زهرا (س) سه قول آورده‌اند: یکی داخل بیت خود ایشان. این قول را ابن‌شیبه از قدیمی‌ترین مورخان آورده است و مدینه‌شناس مشهور یعنی عبدالعزیز نقل می‌کند که وی می‌گفت: حضرت فاطمه (س) داخل خانه‌اش دفن شده است.

قول دیگر آنها این است که حضرت، در بقیع دفن شده است البته در تعیین محل دقیق آن اختلاف نظر دارند.

قول سوم آنها این است که داخل حرم ائمه بقیع دفن شده است. این قول را می‌توان قول مشهور میان علمای اهل سنت دانست. دلیل طرفداران این قول وصیت امام حسن مجتبی (ع) است که فرمود: «ادفنونی عند قبر امی فاطمه» مرا کنار قبر مادرم فاطمه (س) به خاک بسپارید.

* مراد این روایت چیست؟

در عین اینکه اصل وصیت امام مجتبی (ع) از نظر تاریخی مورد تایید است اما منظور امام حسن مجتبی (ع) از جمله «امی فاطمه» مادر بزرگوارش «فاطمه بنت اسد» است نه مادرش حضرت زهرا (س) چون اطلاق کلمه «ام» به مادر بزرگ، یک اطلاق شایع و گسترده است.

شاهدش اینکه ابن‌حبان از بزرگترین محدثان و علمای اهل سنت در قرن چهارم در مورد قبر امام مجتبی (ع) می‌نویسد: حسن بن علی (ع) در کنار قبر مادر بزرگش فاطمه بنت اسد، دفن شده است.

* عده‌ای معتقدند حضرت فاطمه زهرا (س) در محل «روضه» دفن شده است، نظرتان چیست؟

ـ‌ می‌گویند روضه آن بخش از مسجد النبی است که میان منبر و خانه پیامبر قرار گرفته است.

اصطلاح روضه و نامگذاری آن مکان مقدس به این اسم، برگرفته از گفتار رسول خداست که فرمود: «ما بین بیتی و منبری روضۀ من ریاض الجنۀ» یعنی بین خانه و منبرم، باغی از باغ‌های بهشت است.

محدوده روضه نزد شیعه با محدوده روضه در نظر اهل سنت متفاوت است.

به نظر ما، روضه از دیوار محراب مسجد النبی (ص) در جنوب ـ که امروزه با نرده‌های فلزی مشخص است ـ آغاز و در شمال به چهارمین ستون منتهی می‌شود. یعنی یک ستون بیشتر از آنچه اهل سنت می‌گویند و حد دوم آن در شرق داخل بیت پیامبر (ص) و بیت فاطمه زهرا (س) است و در سمت غرب محاذی منبر شریف است.

اما پاسخ شما در مورد احتمال دفن ایشان در روضه، این است که ما باید ببینیم منظور از روضه چیست؟ اگر مرادتان محدوده‌ای است که شیعه معتقد است و بیت حضرت زهرا را نیز شامل می‌شود؟ باید عرض کنم مساله دفن شدن آن بزرگوار در روضه (به این معنا) در واقع مکمل روایاتی خواهد بود که با صراحت دلالت دارند بر اینکه پیکر آن بانو در داخل بیت خویش به خاک سپرده شده است. زیرا از نظر شیعه، روضه دارای مفهوم وسیعتر بوده و شامل بیت پیامبر و حضرت فاطمه (س) نیز می‌شود.

اما اگر مراد از روضه تنها فاصله بیت و منبر باشد علاوه بر اینکه دلیلی بر مدفون بودن حضرت زهرا سلام الله علیها در آنجا وجود ندارد، اگر پیکر حضرت زهرا (س) در روضه (به این معنا) دفن شده باشد، اشکال فقهی نیز بر آن متوجه آن خواهد شد چرا که از نظر شرع، دفن شدن جنازه ـ متعلق به هر کسی که باشد ـ در مسجد و محلی که برای عبادت مسلمانان وقف شده است مجوز شرعی ندارد و لااقل مکروه است، و ائمه هدی (ع) بیشتر از هر کس، احکام الهی را مراعات می‌کردند. طبق این تحلیل، چگونه جسد مطهر حضرت زهرا (س) در روضه، که حساس‌ترین جای مسجد پیامبر (ص) است، دفن شده است؟ و اگر چنین امری جایز بود، پیکر پاک رسول خدا (ص) بر این کار، اولی و سزاوارتر بود.

* پس جمع‌بندی بحث این شد که حضرت زهرا داخل خانه خود، مدفون است و احتمالات دیگر بسیار بسیار ضعیف است؟

ـ بله از مجموع ادله و شواهد به دست می‌آید که قبر مطهر حضرت زهرا (س) در بیت خود و در کنار مسجد رسول خدا (ص) است.

* اگر حضرت زهرا (س) در خانه خود مدفون است پس جریان تشییع جنازه، تابوت و .... چگونه توجیه می‌شود؟ چون به هر حال تابوتی برای حضرت ساختند و ایشان را مخفیانه تشییع کردند.

ـ حضرت، دو خانه داشته‌اند. خانه اول کنار مسجد پیامبر بود و خانه دوم نزدیک بقیع بود. حوادث مهم تاریخی هم بیشتر در خانه دوم اتفاق افتاده است که از جمله یورش به خانه حضرت زهرا (س) و آتش زدن آن، دوران نقاهت ایشان، ملاقات‌ها و حوادثی که در ایام نقاهت حضرت زهرا (س) اتفاق افتاده در خانه دوم بوده است. لذا مراسم تجهیز و تشییع آن بانوی مکرمه، مربوط به منزل دوم بوده و از آنجا به سمت منزل اول تشییع شده و در منزل اول کنار مسجد دفن شده است.

* پس با این بیان، اشکالی که برخی وارد کرده‌اند (چگونه خانه حضرت زهرا (س) را سوزاندند در حالی که منزل ایشان، کنار مسجدالنبی بود و سقف مسجد و قبر رسول خدا (ص) از شاخه های قابل اشتعال بود، لذا اگر آن خانه را می‌سوزاندند همه مسجد آتش می‌گرفت) حل می شود‌؟

ـ بله، این حادثه در بیت دوم امیرالمؤمنین (ع) اتفاق افتاده نه بیت اول که کنار مسجد بود و اینطور اشکال‌ها برای از بین بردن حوادث مهم آن زمان است.

* عده‌ای معتقدند که؛ وهابی‌ها می‌خواهند قبر حضرت را مشخص جلوه دهند و اصرار دارند که حضرت زهرا (س) در بقیع، دفن شده و لذا قبر فاطمه بنت اسد را قبر حضرت زهرا معرفی می‌کنند. نظرتان چیست؟

ـ تحریف این واقعیت و اصرار و تلاش نویسندگان آنها، در طول تاریخ وجود داشته است. حکومت‌ها در طول تاریخ با معرفی قبر حضرت زهرا (س) در داخل حرم ائمه بقیع، می‌خواستند فشار عقیدتی و سیاسی را از خود دور کنند. همه اینها در راستای سر پوش گذاشتن به ایراد و انتقادی است که در طول تاریخ از سوی پیروان مکتب اهل بیت (ع) به خط فکری مخالفان اهل بیت (ع) از لحاظ مخفی بودن قبر یگانه یادگار رسول خدا (ص) مطرح شده است.

به همین جهت، حکومت‌ها مجبور بودند به هر عنوانی که شده قبری برای فاطمه دختر رسول خدا (ص) معرفی کنند، لذا در طول تاریخ و حتی در دوران حکومت سعودی‌ها کتیبه‌هایی در حرم ائمه بقیع، مبنی بر واقع شدن قبر فاطمه زهرا (س) در این محل، نصب شد و در این راستا برای فاطمه بنت اسد مدفن‌هایی غیر از این مدفن اصلی معرفی کردند.

همه این تلاش‌ها به خاطر این است که سوال بزرگ تاریخ را از بین ببرند که چه شرایطی اتفاق افتاد که قبر فاطمه زهرا (س) دختر پیامبر اکرم (ص) مخفی ماند. و این هشداری جدی برای حقیقت‌طلبان است!

* علت اینکه امامان بعدها محل دفن را فرموده اند چه بوده است؟ ‌آیا منافاتی با مخفی ماندن ندارد؟

ـ خیر، اوایل باید مخفی می‌ماند، چون اوضاع و شرایط بسیار بد بود اما بعدها این شرایط حساس و سخت از بین رفت لذا اظهار کردند که در خانه خود مدفون شده است. سؤال تاریخی همچنان نیز باقی است که چرا و به چه علت در آن زمان قبر شریف ایشان مخفی ماند‌؟!

این مطلب درباره قبر شریف حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نیز هست، قبر ایشان نیز بعدها معلوم شد.

وکیلان بین‌المللی، دادخواستی را درباره سرکوب تظاهرات ضد دولتی در بحرین علیه خاندان آل خلیفه که حکومت را در این کشور در اختیار دارد، تنظیم کرده و به دادگاه بین‌المللی جنایی لاهه فرستاده‌اند.

می الخنسا وکیل لبنانی پیش‌تر به نمایندگی از سوی برخی همکاران اروپایی خود در جمع خبرنگاران گفت، جهان نباید در قبال نقض حقوق بشر صورت گرفته در بحرین چشمان خود را ببندد.

اظهارات وی درپی طرح دعوی علیه خاندان آل خلیفه در دادگاه بین‌المللی، به دلیل سرکوب شدید تظاهرکنندگان رژیم منامه صورت گرفت.

الخنسا افزود: " آن‌چه که در بحرین رخ داده واقعا جنایت علیه بشریت بوده است، ... آنچه که رخ داده واقعا خطرناک بوده است و هیچ کس هم درمورد این جنایات صحبتی نمی‌کند."

وی با انتقاد از جامعه بین‌الملل بویژه کشورهای غربی به دلیل سکوت علیه بحرین تاکید کرد نهادهای دموکراتیک باید تلاش‌های خود را علیه جنایات مرتکب شده در این کشور سرعت بخشند.

در همین حال، گروهی از قربانیان آزار و اذیت رژیم بحرین تظاهراتی را مقابل دادگاه بین‌المللی جنایی در لاهه برگزار کرده و خشم خود را از نقض حقوق بشر در این شیخ نشین کوچک حاشیه خلیج فارس اعلام کردند.

رژیم بحرین که از حمایت سعودی ها برخوردار است، در هفته‌های گذشته به شدت تظاهرکنندگان ضد دولتی را سرکوب کرده که در جریان این سرکوب‌ها ده ها نفر کشته و صدها تن زخمی شده‌اند.

در میان این قربانیان چندین فعال حقوق بشر هم دیده می‌شود که براثر شکنجه جان باخته‌اند.

ناوی پیلای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، روز پنج‌شنبه (15 اردیبهشت) از دولت بحرین به علت بازداشت صدها تظاهرکننده ضد دولتی و حتی محاکمه پزشکان و پرستاران در " دادگاه نظامی" انتقاد کرده است.

نیروهای رژیم بحرین به منظور سرکوب جنبش مخالفان در کشور، به ده ها مسجد، مدرسه، شهرهای مقدس و حتی قبرستان‌ها حمله کرده است.

به گزارش فارس، روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست در گزارشی از موضوعی پرده برداشت که امکان دارد کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی در حال تدارک آن باشند.

«اگر سوریه سقوط کند... انتظار [تحقق] سناریوی روز قیامت را داریم». این جمله‌ای است که «لیز اسلای» مدیر دفتر واشنگتن پست در بغداد و خبرنگار روزنامه واشنگتن پست در بیروت بدون ابهام مطرح کرد.

خبرنگار این روزنامه آمریکایی اعلام کرد که اگر وضعیت در سوریه بدین گونه پیش برود که طرح‌ها[یی که علیه آن آماده شده است] اجرا شود، «آشوبی بی‌سابقه» در منطقه به پا خواهد شد.

بنا بر این گزارش، به نظر می‌رسد لبنان اولین قربانی این سناریو باشد. به طوری که نمی‌توان تصور کرد که «ناآرامی‌ها در سوریه دامن همسایه خود لبنان را نگیرد».

تحلیلگران در گفت‌وگو با این روزنامه آمریکایی، در خصوص سقوط نظام سوریه هشدار دادند و اعلام کردند که در آن صورت «وضعیت سوریه شبیه مصر نمی‌شود بلکه شبیه وضعیت عراق خواهد شد».

این روزنامه آمریکایی اعلام کرد که در صورت سقوط دولت سوریه، «موجی از آشوب و درگیری دینی و مذهبی به راه خواهد افتاد که دامنه آن از مرزهای سوریه خواهد گذشت».

«هلال خشان» استاد علوم سیاسی در دانشگاه آمریکایی بیروت در این خصوص اعلام کرد: اگر سوریه سقوط کند ما شاهد جنگی داخلی خواهیم بود که به همه جای منطقه کشیده خواهد شد. لبنان، عراق و عربستان سعودی و حتی فراتر از آن.

این روزنامه آمریکایی افزود که به گفته این کارشناس، این سناریو، «سناریو روز قیامت برای خاورمیانه خواهد بود».

بنا بر این گزارش، این سناریو، سناریویی ترسناک خواهد بود که سبب خواهد شد تا جامعه بین‌الملل مجبور شود در قبال سوریه واکنش از خود نشان بدهد.

این در حالی است که اینگونه تحلیل‌ها با به قصد فشار بیشتر بر دولت بشار اسد رئیس جمهوری سوریه بیان می‌شود تا بدین ترتیب کشورهایی مانند لبنان، عراق و عربستان به موضعگیری علیه سوریه بپردازند و بیش از پیش فضای دشواری برای سوریه خلق کنند، یا اینکه این سناریو از برنامه‌های پنهانی خبر می‌دهد که برای منطقه تدارک دیده شده است.

همچنین «رامی خوری» کارشناس مسائل منطقه به خبرنگار واشنگتن پست اعلام کرد که سوریه بزرگ‌تر از آن است که اجازه داده شود سقوط کند زیرا پیامدهای آن برای منطقه بسیار فاجعه‌آمیز خواهد بود.

وی تصریح کرد که پس از بشار اسد، احتمال ایجاد درگیری مذهبی در سوریه بسیار زیاد است و ممکن است به دیگر نقاط منطقه نیز کشیده شود که سبب ارعاب مردم خواهد شد.

کتاب «صحیفه فاطمیه» به قلم حجت‌الاسلام حمید احمدی جلفایی که مشتمل بر احادیث و کرامات حضرت فاطمه (ع) است، در آستانه سالروز شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها به چاپ پانزدهم رسید.

به گزارش فارس، به دلیل استقبال مخاطبان، کتاب «صحیفه فاطمیه» مشتمل بر احادیث و کرامات حضرت زهرا سلام‌الله علیها، در بهار امسال و همزمان با ایام فاطمیه به چاپ پانزدهم رسید تا در مجموع ۶۰ هزار بار چاپ شده باشد. در این کتاب خطبه‌ها، کلمات قصار، ادعیه، اشعار، فضائل، کرامات و سایر ملحقات حضرت در شش فصل گرد آمده است.

* فصل‌اول
فصل اول کتاب به چهل حدیث از حضرت رسول و ائمه اطهار علیهم‌السلام در باب فضیلت حضرت فاطمه‌ (س) پرداخته است. در یکی از این احادیث از زبان حضرت نبی اکرم(ص) در باب فضیلت دختر گرامیشان آمده است: (آنگاه که در شب معراج) داخل بهشت شدم، دیدم بر در بهشت با خط طلا اینچنین نوشته‌اند: «معبودی جز خداوند یگانه نیست، محمد حبیب خداست، علی (ع) ولی خداست، فاطمه (ع) بنده مخصوص خداست، حسن و حسین (ع) بندگان خالص و برگزیده خدا هستند، و لعنت خدا بر دشمنان همه آنها باد.» [الطرائف ص۶۴؛ مائۀ منقبۀ ص ۸۷؛ ارشاد القلوب ص ۲۳۴؛ کشف الیقین ص ۴۵۹]

* فصل دوم
فصل دوم کتاب به خطبه‌ها و بیانات طولانی حضرت فاطمه پرداخته است. در خطبه هفتم، حضرت زهرا خطاب به آنهایی که پشت در خانه‌اش جمع شده بودند؛ می‌فرماید: «من هیچ پیمان با شما ندارم که شما در حضور بدترین افراد نشستید و جنازه رسول خدا (ص) را در دستان ما رها کردید و عهد و پیمان خودتان را شکستید و از ما اطاعت نکردید و حقوق ما را از ما دریغ کردید و گویا اصلا ماجرای غدیر خم را ندیده‌اید و نشنیده‌اید!
به خدا سوگند که در آن روز (یعنی روز غدیر خم) پیغمبر اکرم (ص) خلافت خویش و ولایت بر شما را به علی (ع) سپرد، تا طمع خام و آرزوی برخی از شما را از این مقام و منصب قطع کند، اما شما امروز پیوند بین خود و رسول خدا (ص) را گسستید و البته، داوری خداوند، بین ما و شما، در دنیا و آخرت برای ما کافی است.» [الاحتجاج ج۱ ص۸۰؛ الغدیر ج۵ ص۳۷۲؛ بحار الانوار ج۲۸، ص ۲۰۵ و ۲۳۲]

* فصل سوم
فصل سوم کتاب به کلمات قصار و حکمت‌آمیز آن حضرت پرداخته است. در حکمت ششم کتاب که در باره حجاب و عفاف است، آمده: حضرت فاطمه (س) در جواب پدرش که پرسیدند: «فی جواب أبیها إذا سالها: ای شی‌ء خیر للمراۀ فقالت (ع) أن لا تری رجلا،‌و لا یراها رجل». چه چیز برای زن از هر چیزی بهتر است؟ فرمودند: اینکه او مردی را نبیند و مردی هم او را نبیند. [دعائم الاسلام ج۲ ص۲۱۵؛ کنزالعمّال ج۱۶، ص ۶۰۱]

* فصل چهارم
فصل چهارم کتاب در ارتباط با شعر‌های منتسب به حضرت فاطمه (س) است.
در یکی از این اشعار، حضرت زهرا (س) پس از ازدواج با حضرت امیر (ع) چنین می‌فرمایند:
«همانا حضرت علی (ع) معنای فقر و افتخار و عزت قاتل را برای ما به ارمغان آورد و همانا ما مفتخریم ای فرزندان عدنان!
(ای علی) تو به علو ارتفاع نائل گشتی و همه جن و انس از وصف بزرگواری تو قاصر هستند! ای علی، ای آنکه بهترین خلق در روی زمین هستی!
و ای آنکه صاحب مجد و فضل و احسانی! همانا تمامی کرامات و فضائل و بزرگواری‌ها در علی جمع است و این کلمات را پرندگان هم بر روی شاخه‌ها بر زبان می‌رانند!» [بحار الانوار ج۱۶ ص۱۷۴؛ نهج‌الحیاۀ ص ۱۸۴]

* فصل پنجم
فصل پنجم کتاب «صحیفه فاطمیه» به ادعیه و حرز متعلق به آن حضرت پرداخته است.
دعای حضرت در دفع تب شدید و دوری از غضب خدا از جناب سلمان فارسی نقل است که فرمود: به خدا سوگند، از روزی که حضرت فاطمه زهرا (س) این دعا را به من آموختند آن را به بیش از هزار نفر در مکه و مدینه که همگی مبتلا به تب شدید بودند تعلیم دادم و همه آنها با قرائت این دعا صحت کامل یافتند. و البته در برخی از منابع، اثر دیگری نیز بر این دعا نقل شده است بدین مضمون که؛ حضرت فاطمه (ع) پس از تعلیم آن به جناب سلمان فرمودند: «و نیز اگر می‌خواهی در روز قیامت خداوند را ملاقات کنی در حالی که از دست تو در سخط و غضب نیست، این دعا را بسیار بخوان»
و اما متن دعا این است:
«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، بسم‌الله النور، بسم‌الله نور النور، بسم‌الله نور علی نور، بسم الله الذی هو مدبر الامور، بسم الله الذی خلق النور من النور، الحمد الله الذی خلق النور من النور، و انزل النور علی الطور، فی کتاب مسطور، فی رق منشور، بقدر مقدور، علی نبی محبور، الحمدالله الذی هو بالعز مذکور، و بالفخر مشهور، و علی السراء و الضراء مشکور: و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین».
بنام خداوند رحیم و مهربان، بنام خداوند نور، بنام خداوند نور در نور، بنام خداوند نور بر نور، بنام خداوندی که به دست اوست تدبیر همه امور، بنام خداوندی که خلق فرمود نور را از نور و سپاس خداوندی را که خلق فرمود نور را از نور و نازل کرد نور را بر کوه طور، در نوشته‌ای دارای سطور، در صحیفه‌ای گسترده به اندازه مقدور برای پیغمبر امین و نیکوکار و محبور! سپاس خدایی را که به عزت در بین بندگانش یاد می‌شود و به فخر و عظمت مشهور است و در نهان و آشکار شکر و سپاس او می‌شود! خداوند برمحمد و آل محمد درود بفرستد»! [مکارم الاخلاق ص۴۱۸؛ دلائل الامامۀ ص ۲۸؛ بحارالانوار ج۹۲ ص ۲۷]

* فصل ششم
فصل ششم کتاب به ذکر روایات مختلف در مورد خواص و آثار تسبیح حضرت فاطمه زهرا (ع) پرداخته است.
از جمله اینکه امام صادق (ع) فرمودند: «هیچ عبادتی برای خداوند بالاتر از تسبیحات حضرت فاطمه زهرا (ع) نیست و اگر چیزی افضل از آن موجود بود، همانا پیغمبر اکرم (ص) آن را به دخترش فاطمه (ع) هدیه می‌فرمودند.» [الکافی ج۳ ص۳۴۳ ح ۱۴]
امام صادق (ع) فرمودند: «هرکس تسبیحات حضرت فاطمه زهرا (ع) را بعد از نماز فریضه خود و قبل از آنکه حالت پاها را بهم بزند بجای آورد خداوند متعال در روز قیامت بهشت را بر او واجب می‌گرداند.» [فلاح السائل ص ۱۶۵]
امام صادق (ع) فرمودند: «تسبیحات حضرت فاطمه زهرا (س) در عقب هر نماز، برای من از هزار رکعت نماز در هر روز محبوب‌تر است.»
امام صادق (ع) (خطاب به یکی از اصحابش) فرمودند: «ای ابا هارون، همانا ما بچه‌های کوچک خود را همانطوری که به نماز امر می‌کنیم، به تسبیحات حضرت فاطمه (ع) نیز امر می‌کنیم، پس (حالا که ارزش آن را فهمیدی) همواره آن را بجای آور؛‌ چرا که هر کس آن را ملازمت کند، از بدبختی و شقاوت‌ رهایی می‌یابد.» [الکافی ج۳ ص۳۴۳ ]
یکی از اصحاب امام صادق (ع) می‌گویند: به خاطر ضعف شنوایی خود، خدمت امام صادق (ع) رسیدیم و از او تقاضای درمان کردم امام (ع) فرمودند: «تسبیحات حضرت فاطمه (ع) را بسیار بجای آور الله اکبر (۳۴ مرتبه) الحمدالله (۳۳ مرتبه) سبحان‌الله (۳۳ مرتبه) و در پایان مستحب است که یک مرتبه گفته شود: لا اله الا الله. [الکافی ج۳ ص۳۴۳]

چاپ پانزدهم کتاب «صحیفه فاطمیه» به همت انتشارات «زائر» آستانه مقدسه قم در ۳۲۰ صفحه با شمارگان ۵هزار نسخه و به قیمت ۴۵ هزار ریال منتشر شده است.

مشرق- شیخ صدوق از چهره‌های علمی برجسته شیعه است که در قرن چهارم هجری می‌زیسته و با علم، عمل، تقوای الهی و پیروی از سیره ائمه اطهار(ع)، قلّه‌های علم و فضیلت را فتح کرد.

به مناسبت روز بزرگداشت شیخ صدوق، گوشه‌ای از زندگانی پربار این فقیه برجسته تقدیم می شود..

* زادگاه

محمد فرزند علی‌بن‌بابویه ملقب به صدوق در حدود سال 306 قمری در شهر قم به دنیا آمد.

پدر بزرگوارش، علی‌بن‌‌حسین‌بن‌ بابویه ‌قمی، از بزرگان علماء و فقهای زمان خود بوده، که در نهایت زهد و عفاف،‌ امرار معاش کرده است.

وی همچنین ساعاتی از روز را، در منزل به تدریس و تبلیغ معالم دین و نقل روایات اهل بیت عصمت و طهارت(ع)، می‌پرداخت.

در جلالت شأن پدر شیخ صدوق، همین بس، که، حضرت امام حسن عسکری، طی نامه‌ای او را با القابی چون، «شیخی»، «معتمدی» و «فقیهی» مورد خطاب قرار داده است.

حکایت ولادت

والد شیخ صدوق، با اینکه پنجاه سال از عمرش گذشته بود، ولی فرزندی نداشت لذا، نامه‌ای، را توسط نائب سوم امام عصر(عج) خطاب به امام زمان(عج) نوشت و از آن حضرت درخواست کرد که دعا نمایند، تا خداوند به او فرزندی صالح عنایت فرماید. پس از سه روز جواب نامه از طرف امام (عج) برای علی‌بن حسین بابویه رسید که امام‌(عج) در آن توقیع، نوشته بودند: «به زودی خداوند به او فرزندی عطا می‌فرماید که به سبب او، به مردم خیر می‌رساند.»

شیخ صدوق نیز، به این موضوع توجه داشت و در طول زندگانی، بارها به این لطفی که از طرف حضرت ولی عصر(عج) به او شده، افتخار و مباهات می‌کرد و می‌گفت: «من به دعای حضرت صاحب‌الامر، متولد شده‌ام». رجال نجاشی ص261

شیخ صدوق نزد پدر خود، علی‌بن حسین بابویه، و اساتیدی چون، ابن‌الولید، محمدبن علی ماجیلویه و محمدبن موسی‌بن متوکل تلمّذ نمود.

شیخ صدوق برای جمع‌آوری احادیث معصومین و شنیدن آن، مسافرت‌هایی به شهرهای «استرآباد، ایلاق، بخارا، بغداد، بلخ، جرجان، خراسان، ری، سرخس، سمرقند، کوفه، مدینه، مکه، مرو، نیشابور و همدان نمود. (کتاب شیخ صدوق پاسدار حریم ولایت)

به شیخ صدوق بدین جهت، صدوق گفته‌اند که «الصدوق فیما یرویه عن‌الائمه الطاهرین» «آنچه که او از حضرات معصومین(ع) روایت می‌کند راستگو است» (رجال سید بحرالعلوم ج3 ص299

گفتار بزرگان درباره شیخ صدوق

همه علماء و فقهای بزرگ اسلام، با دیده احترام به شیخ صدوق، نگریسته‌اند و مقام شامخ او را با عباراتی بلند تصدیق نموده‌اند، که به اختصار گفتار چند تن از علماء را مرور می‌کنیم:

1. شیخ طوسی(ره) در معرفی شیخ صدوق می‌گوید: او دانشمندی جلیل‌القدر و حافظ احادیث بود، از احوال رجال، کاملا آگاه و در سلسله احادیث، نقّادی عالی‌مقام به شمار می‌آمد و در میان اهل قم، از نظر حفظ احادیث و کثرت معلومات بی‌نظیر بود، و در حدود سیصد اثر تالیفی از خود به یادگار گذاشته است.

2. «نجاشی» از بزرگان علم رجال، درباره وی می‌نویسد: شیخ صدوق، ساکن ری، بزرگ ما و فقیه ما و چهره برجسته‌ایی در خراسان است به بغداد هم رفته است و با اینکه در سن جوانی بود، همه بزرگان شیعه، از وی، احادیث را استماع می‌کردند.

3. سیدبن طاووس درباره وی می‌گوید: شیخ صدوق کسی است که همه بر علم و عدالت او انفاق دارند.

تالیفات شیخ صدوق

«من لا یحضرالفقیه، عیون اخبارالرضاء، معانی‌الاخبار، خصال، الروضه فی الفضائل، کمال‌الدین و تمام ‌النعمه، الأمالی، علل‌الشرائع والاحکام و الاسباب، ثواب‌الاعمال، عقاب‌الاعمال، التوحید، صفات‌الشیعه، فضل‌الشیعه و نیز الاعتقادات می‌باشد.

شیخ صدوق علاوه بر آثار متعددی که در زمینه‌های مختلف از خود به یادگار گذاشته، با بیان معارف دین، فرهنگ غنی شیعه را نیز هر چه بیشتر به جامعه آن عصر، معرفی نموده و در این راه، یکی از احیاگران علوم اهل بیت(ع) در تاریخ شیعه نام گرفته است.

شیخ طوسی درباره آثار تالیفی شیخ صدوق گفته است: وی سیصد کتاب تالیف کرده و نجاشی، نام حدود دویست کتاب وی را نام می‌برد.

از جمله کتاب‌هایی که، شیخ صدوق تالیف کرده، کتاب «مدینۀ‌العلم»، است، که به گفته شیخ طوسی، این کتاب از کتاب «من لا یحضره‌الفقیه» بزرگتر بوده است، که متأسفانه در حدود 400 سال قبل ناپدید گشته است.

سرانجام این عالم بزرگ شیعی، بعد از گذشت بیش از هفتاد سال از عمر شریف و پر برکتش، در سال 381ق به دیار باقی شتافت و در شهر ری، کنار حرم عبدالعظیم حسنی(ع) به خاک سپرده شد.

علامه خوانساری متوفای 1313ق در کتاب روضات‌الجنات می‌نویسد: در سال 1238ق، در عهد فتحعلی شاه قاجار به خاطر کثرت باران، قبر شریف شیخ صدوق خراب شد و شکافی در آن به وجود آمد و زمانی که عده‌ای برای تعمیر قبر به سرداب می‌روند، جنازه شیخ صدوق را همچنان ترو تازه و مستورالعوره، در حالی‌که اثر خضاب بر انگشتان شریفش باقی مانده بود، مشاهده می‌کنند. (فوائدالروضه ص564).

عناوین شیخ صدوق

به شیخ صدوق ابو جعفر ثانی، نیز گفته می‌شود لازم به ذکر است که شیخ کلینی، ابوجعفر اول، و شیخ طوسی به ابوجعفر ثالث معروف می‌باشند و نام هر سه بزرگوار محمد می‌باشد.

«رئیس‌المحدّثین، الشیخ‌الأجل، الشیخ‌الثقه» از دیگر عناوین شیخ صدوق می‌باشد.

منابع

1. شیخ صدوق پاسدار حریم ولایت
2. صفات‌الشیعه، ترجمه توحیدی
3. فوائدالرضویه شیخ عباس قمی

مسافران ایرانی که به بیروت می روند و در این شهر از ساحل صخره ای "صخره الروشه"‌ بازدید می کنند ،‌مدتی است تبدیل به یک هدف تبلیغی برای مبلغان مسیحی شده اند و بسیاری از اوقات ،‌ تیمی از مبلغان مسیحیت ،‌با حضور توریست های ایرانی خود را به این محل می رسانند تا کتاب و سی دی های حاوی مضامین تبلیغی برای مسیحیت را به رایگان بین ایرانی ها توزیع کنند.

این مبلغان عمدتاً ‌آمریکایی هستند و جالب اینجاست که بر روی کارتن هایی که درون آن کتاب های انجیل و فیلم های تبلیغی قرار دارد ،‌ پرچم سه رنگ ایران ،‌اما با نشان زمان قبل از انقلاب به چشم می خورد.
فیلم های توزیعی نیز به زبان های مختلفی مانند فارسی ،‌ترکی ،‌فرانسه ،‌انگلیسی ،‌هندی ،‌اردو ،‌عربی ،‌روسی ،‌کردی و ...تهیه شده اند.

در زیر تصاویری از این اقلام ،‌توریست های ایرانی و مبلغان مسیحی را ملاحظه می کنید.
مدت هاست که مبلغان مسیحی در داخل ایران نیز فعال شده اند و حتی با تشکیل کلیساهای خانگی سعی در تغییر دین جوانان مسلمان دارند و گویا این جریان ،‌حتی در سفرهای خارجی هم دست از سر ایرانی ها برنمی دارد!

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158363404.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158361039.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158362123.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158364234.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158362327.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158364366.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158362348.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158361168.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158361189.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158363935.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158362129.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158361929.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158361226.jpg

 

به گزارش مشرق؛"مکس بلومنتال" در مقاله ای که در پایگاه اینترنتنی تام دیسپچ (tomdispatch) منتشر شده، به بررسی اسلام هراسی و توسعه آن توسط صهیونیسم جهانی در آمریکا پرداخته است. متن این مقاله به شرح زیر است:
نگاهی از درون به گروه دسیسه گران مرموز ، وبلاگ نویسان عوام فریب، شبه دانشگاهیان و روشنفکران، نئوفاشیست های اروپایی، ساکنان خشن شهرک های صهیونیستی و نامزدهای بالقوه انتخاباتی جمهوری خواه که در پشت صحنه این صنعت قرار دارند.
بیش از 9 سال پس از 11 سپتامبر، رفتار جنون آمیز نسبت به مسلمانان در زندگی آمریکایی همچنان این کشور را در چنگال خود گرفته است. در چنین فضایی شاهد طغیان حملات و آتش زدن مساجد و تلاش برای جلوگیری از احداث مساجد بوده ایم. همچنین جامعه مسلمانان آمریکا که اکثر آنان افراد میانه رویی هستند، بسترساز حرکت های تروریستی قلمداد شده است. لهیب زبانه های این آتش تا "نیویورک سیتی" رسیده و این در حالی است که رای دهندگان در "اوکلاهما" با اکثریت بالایی ممنوعیت اجرای "شریعت" در دادگاههای آمریکا را تایید کردند (حال آنکه هیچ چشم اندازی برای اجرای شریعت در دادگاهها وجود نداشت). ترکش های سیاسی این (پویش) اسلام هراسی به "باراک اوباما" رییس جمهوری آمریکا نیز اصابت کرد. چرا که از هر پنج آمریکایی یک نفر به نجوای شایعات نادرست مبنی بر دیانت اسلامی اوباما گوش جان سپرده است. این مبارزه اسلام هراسی احتمالا بر دیدگاه کلی نسبت به مسلمانان نیز اثر گذاشته است؛ یک نظرسنجی موسسه "پیو ریسرچ سنتر" در اوت 2010 نشان داد که میزان مطلوب بودن مسلمانان در بین آمریکایی ها از سال 2005 تا کنون 11 درصد سقوط کرده است.
ممکن است به نظر برسد زمان بروز این تشنج و اضطراب تعصبهای ضد مسلمانان که چندین سال پس از ضربه 11 سپتامبر سربرآورده است ، عجیب و همچنین به طور شگفت آوری غیر خودجوش و تصنعی است. اما بیایید بیشتر تامل کنیم: این مساله (تعصب های ضد مسلمانان) نتیجه مبارزه سازمان یافته و درازمدت گروه متشکل و منسجمی از فعالان و عوامل راستگرا است که اول بار اندک زمانی پس از حملات 11 سپتامبر بر مساله اسلام هراسی متمرکز شدند. اما در دوران اوباما به قدرت لازم برای اسلام هراسی دست یافتند. در آن زمان بود که نیروهای محافظه کار که در سال 2008 از قدرت کنار زده شدند ، درصدد برآمدند تا رنجش های فرهنگی را به دستاوردهای سیاسی و حزبی تبدیل کنند و در این راه موفقیت خوبی هم کسب کردند.
این شبکه تمرکز خود را به طور عقده ای وار بر گسترش فرضی نفوذ مسلمانان در آمریکا قرار داد. گستردگی این شبکه فراتر از قاره ها است به طوری که فعالان "حزب چای"*(tea party) در آمریکا تا راست های افراطی اروپا را در بر می گیرد. اینها صهیونیستهای افراطی راستگرا، مسیحیان انجیلی و اراذل و اوباش فوتبالی انگلیس را گرد هم می آورند. این شبکه بازتاب دهنده احساسات به شدت طرفدار اسراییل است به طوری که چهره های اصلی آن ، کشور یهودی (اسراییل) را به عنوان یک سرزمین نبرد در خط اول مبارزه جهانی با تروریسم ، تکریم و ستایش می کنند و از آمریکا و قدرتهای اروپایی می خواهند که از شیوه های سرکوب شدید اسراییلی تقلید کنند.
اسلام هراسی اخیر در آمریکا (با تاکید قوی بر "هراس") به هیچ وجه اتفاقی نیست. سالها پیش از آنکه پیاده نظام "حزب چای" برای اعتراضات خشمگینانه در بیرون محل پیشنهادی احداث ساختمان مرکز یک جامعه اسلامی در "منهتن" گرد بیایند، نمایندگان لابی اسراییل و تشکیلات یهودی – آمریکایی ، مبارزه ای را علیه فعالان طرفدار فلسطین آغاز کردند که زمینه ای برای ظهور و بروز رویدادهای بعدی بود. آن مبارزه با سرعت – و شاید به طور قابل پیش بینی – به یک رشته مبارزات و حملات علیه مساجد و مدارس اسلامی تبدیل شد که این حملات به نوبه خود مجموعه ای از مبارزان و فعالان مشکوک و پرانرژی را به صفوف شبکه مزبور جذب کرد.
عناصر محافظه کار درون لابی طرفدار اسراییل علاوه بر تامین انرژی اولیه حملات اسلام هراسانه ، سرمایه مالی مورد نیاز سازمان این شبکه را نیز تهیه کردند و آن را قادر ساختند که بر بحث های ملی تاثیر بگذارد.
منابع مالی برای ترویج اسلام هراسی
"اوبری چرنیک" یک کارگشای نه چندان شناخته شده در زمینه امنیت نرم افزار در ناحیه "لس آنجلس" است که از طریق یک شرکت مشاوره امنیتی که محترمانه "مرکز ملی بحران و هماهنگی تداوم" نامیده شده است، فعالیت می کند. گفته می شود چرنیک که از افراد مورد اعتماد سابق "موسسه سیاست های خاورنزدیک واشنگتن" است ، 750 میلیون دلار می ارزد.
موسسه مزبور به عنوان یک مرکز پژوهشی برای "کمیته روابط عمومی آمریکا و اسراییل" (AIPAC) که از گروههای اصلی لابی اسراییل است، فعالیت کرده است. ثروت چرنیک با دارایی و ثروت "برادران کوچ" مقایسه می شود؛ غولهای صنعت استخراج معادن که اعتبار لازم برای گروههای مرتبط با حزب چای مانند گروه "آمریکایی های طرفدار سعادت" را تامین می کنند.
ثروت چرنیک البته در مقایسه با امپراطوری مالی "حیم سابان" چهره رسانه ای بانفوذ اسراییلی – آمریکایی کوچک به نظر می رسد. سابان یکی از کمک کنندگان خصوصی بزرگ به حزب دموکرات است و بتازگی با کمک 9 میلیون دلاری جمع آوری شده برای گروه "دوستان نیروهای دفاعی اسراییل" هماوردی و برابری کرد. چرنیک اما با تزریق پول خود به مجموعه ای کوچک اما بانفوذ از گروهها و افراد با دستور کاری محدود، تاثیر قابل ملاحظه ای داشته است.
چریک از طریق "بنیاد فیربروک" – یک نهاد خصوصی که او و همسرش آن را اداره می کنند – کمک های مالی در اختیار گروههایی از قبیل "اتحادیه ضد افترا" (ADL) و "CAMERA" نهاد ناظر رسانه ای راستگرای طرفدار اسراییل، و همچنین ساکنان خشن شهرک های اسراییلی در اراضی فلسطین و نیز چهره های شبه دانشگاهی مانند "رابرت اسپنسر" قرار داده است. اسپنسر تا حد زیادی مسوول ترویج تئوری های توطئه درخصوص غلبه متعصبان اسلامی بر غرب است. این گروهها در کنار هم هیستری (رفتار جنون آمیز و هیجانی) درخصوص مسلمانان را در جوامع میانی آمریکا گسترش می دهند. این در حالی است که مهاجرانی از خاورمیانه بتازگی در این جوامع ساکن و مستقر شده اند. و در حالی که رقیبان پیشتاز انتخاباتی احتمالی جمهوری خواه از "مایک هوکابی" گرفته تا "سارا پیلین" مباحث خود را مطرح و کلیشه های خود را طوطی وار تکرار می کردند، این گروهها با خوشحالی نظاره گر بودند.
شاید تنها مساله ای که از جذبه رو به گسترش اسلام هراسی شگفت انگیزتر باشد ، این است که تنها چند سال پیش این پدیده به تعداد معدودی محوطه های دانشگاهی و یک منطقه مرکزی (و فقیرنشین) شهر محدود بود و یک هوس زودگذر به نظر می آمد که بزودی فضای سیاسی آمریکا را ترک خواهد کرد.
تولد یک شبکه
این حملات اسلام هراسانه در دوره اوج اعتبار و نفوذ "جرج دبلیو بوش" آغاز شد؛ زمانی که نومحافظه کارها و متحدان آنان در اوج قدرت قرار داشتند. در سال 2003 سه سال پس از شکست تلاش "بیل کلینتون" برای حل وفصل مساله اسراییل – فلسطین و بلافاصله پس از اشغال عراق ، شبکه ای از گروههای یهودی شامل گروههایی مانند "ADL" ، "جامعه یهودیان آمریکا" و "AIPAC" ، دور هم جمع شدند تا آنچه را افزایش ناگهانی فعالیت های طرفداران فلسطین در دانشگاههای سراسر آمریکا می دانستند، مورد بررسی قرار دهند و به آن بپردازند. آن گردهمایی به تولد "پروژه داوود" (David Project) منجر شد؛ یک گروه طرفداری در سطح دانشگاهها که "چارلز جاکوبز" رهبری آن را بر عهده دارد. جاکوبز از بنیانگذاران "CAMERA" یکی از چندین گروه تحت حمایت مالی چرنیک، بوده است. طبق یک یادداشت شرکت مشاوره ای "مک کینزی اند کمپانی" در همان زمان، جاکوبز با کمک کارشناسان خبره روابط عمومی طرحی را به منظور"بازپس گیری فضای دانشگاهها با تاثیرگذاری بر افکار عمومی از طریق سخنرانی، اینترنت، و ائتلاف ها " تهیه کرد.
جاکوبز در سال 2004 پس از مشورت با "مارتین کرامر" یکی از همقطاران خود در "موسسه سیاست های خاورنزدیک واشنگتن" – گروه تحقیقی طرفدار اسراییل که چرنیک به عنوان یکی از افراد مورد اطمینان آن خدمت کرده بود – یک فیلم مستند به نام "دور از شان کلمبیا" (Columbia Unbecoming) تهیه کرد. این فیلم مملو بود از ادعاهای دانشجویان یهودی در "دانشگاه کلمبیا" که مدعی شده بودند استادهای عرب آنان را مورد توهین و ارعاب قرار داده اند. این فیلم "بخش زبان ها و فرهنگ های خاورمیانه ای و آسیایی" دانشکده شهر نیویورک را به مثابه مرکز یهودی ستیزی به تصویر کشید. این دانشجویان در شکایتهای خود به طور مشخص بر یک چهره متمرکز شدند: "جوزف مسعد" استاد فلسطینی رشته مطالعات خاورمیانه. فیلم مزبور این شخص را به عنوان "یکی از خطرناک ترین روشنفکران در دانشگاه" معرفی کرد. همچنین این شخص در کتاب "استادان: 101 دانشگاهی خطرناک آمریکا" نوشته "دیوید هورویتز" فعال نومحافظه کار مورد حمایت مالی چرنیک، به عنوان یکی از تبهکارهای مهم معرفی شده است.
هنگامی که مناقشه بر سر دیدگاههای مسعد شدت گرفت، "آنتونی واینر" نماینده دموکرات نیویورک در کنگره آمریکا که یکبار خود را نماینده شاخه "سازمان صهیونیستی آمریکا" (ZOA) در حزب دموکرات توصیف کرده بود، از "لی بولینگر" رییس دانشگاه کلمبیا خواستار اخراج این استاد شد.
اما در پایان مشخص شد هیچکدام از اتهام ها وصله ای نبوده که به مسعد بچسبد. در واقع، مدارک و شهادتهای مطرح شده در فیلم پروژه داوود یا بی اعتبار از آب در آمد یا هرگز به اثبات نرسید. مسعد نیزدر سال 2009 پس از آنکه جایزه "لیونل تریلینگ" دانشگاه کلمبیا را به دلیل عملکرد خوب در تحقیقات دانشگاهی کسب کرد، به استخدام دانشگاه در آمد.
اما کرامر که توانایی خود را در زمینه ارعاب استادان دانشگاه و حتی مدیران قدرتمند دانشگاه به اثبات رسانده بود، مدعی یک پیروزی شد و خطاب به رسانه ها لاف زد :" این یک نقطه عطف است. "‌ در حالی که پروژه داوود بعد از آن در دانشگاههای سراسر آمریکا انجمن های ملی رواج داد، مدیر آن در مسیر دیگری گام نهاد؛ در ابتدا در سال 2004 به خیابانهای "بوستون"‌ رفت تا با احداث "مرکز فرهنگی جامعه اسلامی بوستون" مخالفت کند.
هجوم رسانه ای در مخالفت با احداث "مرکز فرهنگی جامعه اسلامی بوستون"
جامعه اسلامی بوستون به مدت نزدیک به 15 سال درصدد ساخت این مرکز در قلب محله "روکزبوری" بزرگترین محله سیاهپوست نشین شهر بود تا از این طریق به جمعیت قابل ملاحظه مسلمانان این منطقه خدمت کند. ساخت این مسجد با توجه به تایید "توماس منینو" شهردار و نمایندگان برجسته ماساچوست در کنگره، تقریبا عملی انجام شده به نظر می رسد تا اینکه روزنامه "بوستون هرالد" متعلق به "روبرت مرداک" و شبکه "فاکس نیوز"‌ محلی او وارد کارزار شدند. "جف جاکوبی" ستون نویس "بوستون گلوب" نیز با یک رشته گزارشها وارد معرکه شد. او در این گزارشها مدعی شد که طرح های این مرکز مدرکی حاکی از توطئه عربستان سعودی برای تقویت نفوذ اسلام رادیکال در آمریکا و حتی احتمالا آموزش سلولهای تروریستی زیرزمینی است.
در این مرحله بود که پروژه داوود وارد عمل شد و عناصر جامعه محلی طرفدار اسراییل در منطقه بوستون را گرد هم آورد تا راهبردهایی برای ویران کردن این پروژه (مرکز فرهنگی جامعه اسلامی بوستون) جست و جو کنند. طبق نامه های الکترونیکی که وکیل های "جامعه اسلامی" در دادخواهی علیه پروژه داوود به دست آوردند، سازمان دهندگان این برنامه ضد مسلمانان تصمیم گرفتند مبارزه ای را به مدت سالها با دادخواستهای مزاحم به همراه طرح ادعاهایی مبنی بر اینکه این مرکز کمک های مالی خارجی "از جنبش وهابی های عربستان یا اخوان المسلمین" دریافت کرده است، آغاز کنند و پیش ببرند.
در واکنش، ائتلافی از یهودیان لیبرال تلاش های بین مذهبی را با هدف پایان دادن به مناقشه ای که از هیچ و پوچ ایجاد شده و در حال تباه کردن روابط بین جامعه یهودیان و مسلمانان این شهر بود، آغاز کرد. اما جاکوبز (رهبر پروژه داوود) کوتاه نمی آمد. او در سال 2007 در کنیسه ای در حومه بوستون گفت:" ما امروز بیش از هر زمان دیگر نسبت به نفوذ عربستان در مسجدهای محلی نگران هستیم."
جامعه اسلامی بوستون پس از پرداخت میلیون ها دلار بابت هزینه های حقوقی و تحمل جوسازی ها و شایعه پراکنی های بی شمار سرانجام در سال 2008 احداث مرکز اجتماعات خود را به اتمام رساند . این در حالی بود که هشدارهای تیره و تار "پروژه داوود" کاملا بی مورد بود– و البته هیچ جای شگفتی هم نیست – .
توسعه شبکه اسلام هراسی
این دومین مبارزه که تجربه ای ناموفق بود بیش از آنکه ناظر به موفقیت و امنیت ملی باشد، معطوف به جنبش سازی بود. این مبارزه محلی یک طرح کلی و موثر برای ایجاد هیستری علیه احداث مراکز اسلامی و مساجد در سراسر آمریکا ایجاد کرد و در همین حال چندین شخصیت را برانگیخت تا یک شبکه ضد مسلمانان را تشکیل بدهند و در سالهای آینده توجه و موفقیت کسب کنند.
تعطیلی "آکادمی بین المللی خلیل جبران" بوسیله اسلام هراسی
این چهره ها در سال 2007 متحد شدند و جنبش اولیه ای شکل دادند که مبارزه ای جدید را آغاز کرد و این بار "آکادمی بین المللی خلیل جبران" – یک مدرسه ابتدایی عربی انگلیسی در بروکلین نیویورک – را هدف قرار دادند. فعالان این ائتلاف که گروه فشار موردی خود را "مدرسه را متوقف کنید" نام نهادند، شامل دسته ای از افراد متعصب و افراطی سابقا ناشناخته بودند که اصلا هم به فکر پنهان کردن دیدگاههای افراطی خود در خصوص دین اسلام و مسلمانان در آمریکا نبودند. هدف اعلام شده آنان به چالش کشیدن تاسیس مدرسه مزبور بر اساس مغایرت آن با جدایی کلیسا و دولت طبق قانون اساسی آمریکا بود. اما هدف واقعی این ائتلاف شفاف بود: تحت فشار قرار دادن مسوولان شهر برای اتخاذ موضعی خصمانه در قبال جامعه مسلمانان.
این فعالان تمرکز کارخود را بر "دبی المنتصر" رییس این مدرسه که از معلمان باسابقه یمنی تبار بود قرار دادند و بدون پایه و اساس ، او را یک "جهادگرا" و نیز تکذیب کننده 11 سپتامبر لقب دادند. آنان همچنین این فرد را به ماست مالی کردن نسل کشی علیه یهودیان متهم کردند. این تعبیری بود که "پاملا گیلر" وبلاگ نویس راست افراطی که در همان اوقات جلب توجه کرد، مورد استفاده قرار داد. "دانیل پایپس" یک دانشگاهی نومحافظه کار که در گذشته در مبارزات علیه "جوزف مسعد " و مرکز اسلامی بوستون فعال بود ( و گروه تحقیقاتی او موسوم به "مجمع خاورمیانه" طرفدار حزب لیکود 150 هزار دلار از چرنیک دریافت کرده است) ادعا کرد که طرح این مدرسه نباید اجرا شود زیرا "آموزش زبان عربی بطور اجتناب ناپذیر سرشار از بار عربی گرایی و اسلام گرایی است. " در حالی که این مبارزه به شور و هیجان رسید، المنتصر گزارش کرد که اعضای این ائتلاف در واقع هر جا که می رفت او را مانند سایه تعقیب می کنند.
با توجه به آنچه "ساموئل فریدمن" استاد روزنامه نگاری دانشگاه کلمبیا و گزارشگر سابق "نیویورک تایمز" ، "سابقه روشن خانم المنتصر در خصوص فعالیت های بین مذاهب و همکاری با پلیس نیویورک و اتحادیه ضدبدنامی پس از 11 سپتامبر" نامید، حمله به خانم المنتصر تقریبا باورنکردنی به نظر می رسید تا اینکه حمله کنندگان به او تصویری از یک تی شرت تولید شده توسط AWAAM دست یافتند که روی آن نوشته شده بود "انتفاضه نیویورک" . AWAAM یک سازمان فمینیستی عربی محلی است. بعدها کاشف به عمل آمد که سازمان مزبور گاهی اوقات از دفتر مشترکی با یک انجمن یمنی – آمریکایی که المنتصر از اعضای هیات مدیره آن بود، استفاده می کرده است. هرچند این ارتباط نوعی کش و قوس و زیراب زدن بود اما خط حمله ای را که ائتلاف "مدرسه را متوقف کنید" به دنبال آن بود، ایجاد و تقویت کرد.
مخالفان مدرسه مزبور که اینک راهی برای پیوند دادن موضوع احساسی مناقشه اسراییل – فلسطین با مبارزه ای که پیشتر در نیویورک متمرکز بود یافته بودند،‌ در مرحله بعد تریبونی در روزنامه "نیویورک پست" متعلق به مرداک پیدا کردند. "چاک بنت" و "جنا وینتر" گزارشگران این روزنامه مدعی شدند که تی شرت المنتصر "فراخوانی برای قیامی به سبک غزه در "بیگ اپل" (نیویورک) بوده است. " در حالی که المنتصر تلاش می کرد به خبرنگاران نیویورک پست توضیح دهد که او تروریسم را مردود می داند، "اتحادیه ضد بدنامی" (ADL) ناگهان وارد مناقشه شد. "اورن سیگال" سخنگوی این اتحادیه به روزنامه نیویورک پست گفت:" این تی شرت بازتاب دهنده جنبشی است که بطور فزاینده خشونت علیه اسراییلی ها را ستایش می کند . این مساله نگران کننده است. "
پیش از آنکه موشک های "قسام" از مدرسه المنتصر شلیک شوند، "مایکل بلومبرگ" شهردار نیویورک در برابر فشارهای فزاینده تسلیم شد و تهدید به تعطیلی مدرسه کرد و المنتصر به این دلیل استعفا کرد. یک مدیر یهودی مدرسه که زبان عربی نمی دانست جانشین المنتصر شد. المنتصر بعدها دادخواستی علیه مقامات شهر به دلیل نقض حق آزادی بیان او تقدیم دادگاه کرد. "کمیسیون فرصتهای برابر کار" در سال 2010 حکم داد که اداره آموزش نیویورک با اخراج المنتصر "در برابر این پیش داوری که ایجاد مدریه باید از بین برود، تسلیم شده است. " کمیسیون مزبور همچنین از اداره آموزش نیویورک خواست که 300 هزار دلار غرامت به المنتصر پرداخت کند. این کمیسیون همچنین نتیجه گیری کرد که روزنامه نیویورک پست به طور گمراه کننده از المنتصر نقل قول کرده است.
جنبش شکوفا شده ضد مسلمانان هر چند نتوانست جلوی تاسیس آکادمی خلیل جبران را بگیرد اما موفق شد رهبران شهر را وادار کند که در برابر اراده آن سر خم کنند. این جنبش که اکنون آموخته بود چگونه رهبران شهر را به تسلیم شدن در برابر اراده خود وادار کند، سپس در جستجوی اهداف مهمتر و بزرگتر حرکت کرد. چنانکه روزنامه نیویورک تایمز در همان زمان گزارش داد که "مبارزه علیه مدرسه مزبور تنها کشمکشی اولیه در یک نبرد فراگیرتر ملی بود. " پایپس به نیویورک تایمر گفت:" این جنگی است که واقعا تازه آغاز شده است."
از نقشه کلاهبردای تا کودتای شهرت
پایپس نمی توانست بیش از این با دقت به هدف بزند. در اواخر سال 2009 ، اسلام هراسان بار دیگر با سرعت وارد عمل شدند و آن هنگامی بود که "ابتکار کوردوبا" یک گروه غیر انتفاعی مسلمان به ریاست "فیصل عبدالرئوف" اعلام کرد که قصد دارد یک محل اجتماعات در مرکز شهر نیویورک احداث کند. عبدالرئوف یک مسلمان صوفی میانه رو است که به طور منظم به خارج سفر می کرد و به تقاضای وزارت خارجه آمریکا ، نماینده آمریکا بود. ابتکار کوردوبا با کمک سرمایه گذارها به فاصله دو چهارراه از منطقه "گراند زیرو" در منهتن فضایی خریداری کرد که قرار بود در برگیرنده محوطه نمازخانه به عنوان بخشی از یک مرکز بزرگ اجتماعات باشد که درهایش به روی همه در آن منطقه باز باشد.
هیچکدام از این حقایق برای "پامیلا گیلر" اهمیت نداشت. گیلر به لطف تذکرات مداوم به وبلاگش مساله طرح احداث کوردوبا را به یک مساله ملی تبدیل کرد و موجب شد که محافظه کارها درخواست های پرحرارتی برای محافظت از "زمین مقدس" 11 سپتامبر در برابر شریعت مطرح کنند. (این حقیقت که "مسجد" خارج از دید منطقه گراند زیرو بود و این منطقه در واقع مملو بود از اماکنی از قبیل کلوب های مستهجن و مغازه های اغذیه فروشی اصلا مهم نبود.) ‌فعالیت گیلر علیه احداث مرکز اجتماعات کوردوبا (Cordoba House) موجب شد که این وبلاگ نویس 52 ساله توجه و شهرتی را که طلب می کرد به دست آورد از جمله روزنامه نیویورک تایمز و البته شبکه فاکس نیوز به او پرداختند و اخبارش را پوشش دادند.
گزارشگران رسانه های اصلی تمایل داشتند که توجه خود را به نمایش های عجیب گیلر معطوف کنند. او به عنوان مثال یک فیلم ویدئویی از خودش در وبلاگ قرار داد که با مایوی دو تکه در ساحل "فورت لوردیل" تن به آب می زد و درباره "حزب الله نازی" رجز خوانی می کرد. فراخوان او برای تحریم شرکت مواد غذایی "کمپل سوپ" به دلیل عرضه نمونه های "حلال" (شرعی) محصولات این شرکت موجب جلب توجه فراوانی به او شد همچنانکه تبلیغ او درباره قصه حسین کرد مبنی بر اینکه باراک اوباما فرزند نامشروع "مالکولم ایکس" است ، موجب جلب توجه او شد.
گیلر هرگز در کسوت خبرنگاری درآمد مناسبی برای گذران زندگی نداشته است. او تحت حمایت میلیون ها دلار در یک توافق طلاق و پول بیمه عمر شوهر سابقش قرار داشت. او (شوهر گیلر) در سال 2008 یک سال پس از آنکه به کلاهبرداری 3/1 میلیون دلاری متهم شد، درگذشت. گیلر که ثروت مستقل و زمان کافی در اختیار داشت در زمینه بهره برداری از هنرپیشگی رسانه ای خود برای برانگیختن شبکه سازمان یافته سیاسی اسلام هراس ها، برای تشدید مبارزه آنها واقعا توانایی خود را نشان داد. او همچنین از اتحاد نزدیک با اسلام هراس های برجسته اروپایی سود برد.
اسلامی شدن آمریکا را متوقف کنید!
یکی از متحدان گیلر "اندرو گریور" فعال دانمارکی بود که گروه موسوم به "اسلامی شدن اروپا را متوقف کنید" را تشکیل داد و این شعار صریح را برای آن انتخاب کرد:"نژادپرستی پایین ترین شکل حماقت انسان است اما اسلام هراسی بالاترین مرحله شعور است. " گروه گریور الهام بخش تشکیل گروه گیلر در آمریکا بود به نام "اسلامی شدن آمریکا را متوقف کنید" که گیلر آن را به همراه دوستش "رابرت اسپنسر" تشکیل داد. اسپنسر یک شبه دانشگاهی است که کتابهای پرفروشش توهین آمیزش از جمله "حقیقت محمد بنیانگزار نابردبارترین دین دنیا" موجب شد که "رابرت گرین" مشاور پیشین "ریچارد نیکسون" و فعال مسلمان، او را "رهبر اصلی رشته دانشگاهی جدید حمله به اسلام " بنامد. (به نوشته سایت "پولیتیکو" چرنیک از طریق "مرکز آزادی" متعلق به "دیوید هروویتز" حدود یک میلیون دلار به گروه اسپنسر موسوم به "دیده بان جهاد" کمک کرده است. )
لفاظی های این افراد که منابع کاملی برای چهره های سیاسی جمهوری خواه به دنبال موضوع داغ بعدی به شمار می رفت، راه خود را به درون سخنرانی های "نیوت گینگریچ" و "سارا پیلین" پیدا کرد. و این در حالی بود که این افراد مبارزه علیه مرکز اجتماعات کوردوبا را وارد مرکز توجه ملی می کردند. گینگریچ بزودی مرکز اجتماعات کوردوبا را به یک علامت نازی ها در کنار "موزه یادبود هولوکاست" تشبیه کرد و پیلین این مرکز را "دشنه ای در قلب کشور"‌ نامید. در همین حال نامزدهای حزب چای از قبیل "ایلاریو پانتانو" جمهوری خواه مخالفت خود را با "کوردوبا هاوس" به محور اصلی مبارزات انتخابات میان دوره ای کنگره تبدیل کردند که صدها مایل دورتر از گراند زیرو انجام می شد. پانتانو از نیروهای قدیمی جنگ عراق است که دو غیر نظامی عراقی را به ضرب 60 گلوله به قتل رساند. مبارزه گیلر علیه "مسجد در گراند زیرو" یاری غیرمنتظره و لفافه ای از مشروعیت از سوی رهبران یهودی ریشه دار مانند "آبراهام فاکس من" مدیر ملی "اتحادیه ضد بدنامی" به دست آورد. او در گفتگو با نیویورک تایمز گفت:" نجات یافتگان هولوکاست مستحق احساسات غیرمنطقی هستند. " فاکس من ضمن تشبیه اعضای داغدار خانواده های قربانیان 11 سپتامبر به بازماندگان هولوکاست تاکید کرد:" درد و رنج این افراد آنان را مستحق مواضعی می کند که از دید دیگران غیرمنطقی یا تعصب آمیز هستند. "
بزودی "دیوید هریس" مدیر "کمیته یهودیان آمریکا" (سازمان تحت حمایت مالی چرنیک" این درخواست را مطرح کرد که رهبران مرکز کوردوبا پیش از آغاز احداث این مرکز وادار شوند که "نگرش واقعی" خود را درباره گروههای مبارز فلسطینی افشا کنند. خاخام "ماروین هایر" از "مرکز سیمون ویسنتال لس آنجلس" (یک گروه یهودی مهم دیگر) تاکید کرد که تصمیم کوردوبا برای ساختن مرکز اجتماعات اسلامی نزدیک "یک گورستان" علامت "بی شعوری" کوردوبا خواهد بود. این در حالی بود که سازمان متبوع این خاخام یهودی اخیرا مجوز شهرداری بیت المقدس را برای احداث "موزه بردباری" که قرار است "مرکز کرامت انسان" نامیده شود در بالای گورستان "مامیلا" به دست آورد. گورستان مامیلا یک قبرستان مسلمانان است که شامل هزاران سنگ قبر با قدمت هزار و 200 سال است.
الهام از اسراییل در اسلام هراسی
مداخله افرادی مانند گریورز آشکار می کرد که شبکه اسلام هراسی در آمریکا نشان دهنده امتداد خشم و بیزاری نهفته در اروپا در آن سوی اقیانوس است. در اروپا راست افراطی در سراسر قاره پیروزی هایی در انتخابات پارلمانی به دست می آورد که این پیروزی ها تا حدی به دلیل متوسل شدن به احساسات نهفته ضد مسلمانان رای دهندگان در جوامع روستایی و کارگری بود. میزان همکاری ها بین اسلام هراس های آمریکا و اروپا همچنان رشد یافته است به طوری که گیلر ، اسپنسر و حتی گینگریچ در یک راهپیمایی علیه کوردوبا هاوس در کنار "گرت ویلدرز" نماینده پارلمان هلند و چهره شناخته شده ضد مسلمانان قرار گرفتند. در همین حال گیلر بیانیه هایی در حمایت از "اتحادیه دفاعی انگلیس" (EDL) که دسته ای از نئو نازی های واپسگرا و اعضای سابق "حزب ملی انگلیس" حزب مختص سفیدپوستان که مسلمانان را در خیابان های شهرهایی مانند "بیرمنگام" و لندن ارعاب می کنند، صادر می کرد. به علاوه مبارزه اسلام هراسانه فراآتلانتیک به درون اسراییل نیز کشیده شده است؛ کشوری که به نماد مبارزه این شبکه علیه تهدید مسلمانان تبدیل شده است؛ چنانکه گیلر در گفتگو با نیویورک تایمز گفت :" اسراییل راهنمای بسیار خوبی است. زیرا در جنگ بین انسان متمدن و انسان وحشی شما طرف انسان متمدن را می گیرید. "
اعضای اتحادیه دفاعی انگلیس (EDL) بطور منظم در راهپیمایی های خود پرچم اسراییل را به دست می گیرند. همچنین ویلدرز مدعی است که دیدگاههای خود را در باره مسلمانان زمانی که در دهه 1980 در یک مزرعه اسراییلی کار می کرد شکل داده است. به گفته ویلدرز ، او از آن زمان تا کنون بیش از 40 بار به اسراییل سفر کرده است تا با متحدان سیاسی راست گرای خود مانند "آریه الداد" عضو پارلمان اسراییل و رهبر جناح راست افراطی حزب اتحاد ملی دیدن کند. او خواستار انتقال اجباری فلسطینیان ساکن اسراییل و کرانه باختری اشغالی به اردن و مصر شده است. به عنوان مثال ، ویلدرز در تاریخ 5 دسامبر برای یک دیدار "دوستانه" با "آویگدور لیبرمن" وزیر خارجه اسراییل به این کشور سفر کرد سپس در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که اسراییل باید کرانه باختری را به خاک خود ضمیمه کند و یک کشور فلسطینی در خاک اردن تشکیل دهد.
اسلام هراسی اسرائیلی ها در نبرد آخرالزمان
در دیدگاه آخرالزمانی برخورد تمدن ها که شبکه جهانی ضد مسلمانان درصدد برانگیختن آن بوده است، شهرکهای کوچک یهودی مسلح مانند شهرک "یتزار" واقع بر تپه های بالای شهر فلسطینی اشغال شده "نابلس"، به معنای قلعه های خط مقدم هستند. در داخل دانشکده دولتی "yeshiva" شهرک یتزار خاخامی به نام "اسحاق شابیرا" به دانشجویان یاد داده است که در هنگام بررسی کشتن غیریهودی ها چه قوانینی را باید به کار برد. شبیرا افکار و دیدگاههای خود را در کتاب "تورات هاملیچ" (تورات پادشاه) که با تبلیغات بسیار به فروش رفته است، بطور خلاصه مطرح کرد. شابیرا با این ادعا که غیریهودیان ماهیتا غیرترحم آمیز هستند؛ با استناد به متون خاخامی اعلام کرد که می توان غیریهودیان را به منظور مهار کردن گرایش های شیطانی آنها به قتل رساند. این خاخام اعلام کرد که کشتن بچه ها اگر روشن باشد که بعد از بزرگ شدن به ما لطمه خواهند زد ، موجه است و در چنین موقعیتی و نه تنها در جریان نبرد با بزرگسالان، می توان به آنها صدمه زد.
در سال 2006 پلیس اسراییل این خاخام را برای مدت کوتاهی دستگیر کرد، زیرا از طرفداران خود خواسته بود تمام فلسطینی های بالای 13 سال را به قتل برسانند. به نوشته روزنامه اسراییلی "هاآرتص" ، این خاخام دو سال بعد یک نامه خاخامی را در حمایت از دو یهودی که در روز یادبود هولوکاست دو جوان عرب را با بی رحمی هدف حمله قرار داده بودند، امضا کرد. شابیرا در همان سال به عنوان مظنون کمک کننده به هماهنگی یک حمله راکتی به یک روستای فلسطینی در نزدیکی نابلس متهم شد. هر چند او در این ارتباط رد اتهام شد، اما نام او بار دیگر در ژانویه 2010 در ارتباط با یک اقدام تروریستی دیگر مطرح شد و در جستجوی خرابکارانی که مسجدی در آن حوالی را آتش زده بودند، به محل سکونت او می توان رسید. یکی از پیروان شابیرا که یک مهاجر آمریکایی به نام "جک تیتل" است اعتراف کرده که دو فلسطینی بی گناه را به قتل رسانده و برای قتل "زئیف استرن هل" مورخ لیبرال اسراییلی از طریق بمب ایمیلی تلاش کرده است.
ارتباط همه اینها با صنعت پر درآمد اسلام هراسانه در آمریکا چیست؟
در واقع ارتباط زیادی وجود دارد. اوبنی چرنیک همه جا حاضر به عنوان مثال، از طریق شرکت های غیرانتفاعی و معاف از مالیات مستقر در نیویوک مانند "صندوق مرکزی اسراییل" و "آتریت کوهنیم" دهها هزار دلار برای حمایت از شهرک یتزار و همچنین شهرک نشین های موعود باور متعهد به یهودی سازی بیت المقدس شرقی ارسال کرده است. مجله "آروتز شوا" نشریه اینترنتی خبری مهم جنبش شهرک سازی اسراییلی ها گیلر را به عنوان یک ستون نویس مطرح کرده است. "بت گلینسکی" یکی از دوستان گیلر که یک فعال راستگرا وابسته به گروه موسوم به "ائتلاف احترام به گراند زیرو" و بنیانگزار گروه موسوم به "ائتلاف اقدام یهودی" است، یک راهپیمایی بزرگ را در نیویورک در آوریل 2010 برای اعتراض به درخواست دولت اوباما برای تعلیق شهرک سازی ها سازماندهی کرد.
یکی از دریافت کنندگان اصلی کمک های مالی چرنیک یک گروه ظاهرا غیرسیاسی موسوم به "آیش هاتورا" است که مدعی است یهودیان را درباره میراث آنها آموزش می دهد. این گروه که مقر آن در نیویورک و محل فعالیتش باتلاق های شهرک های شمال کرانه باختری در نزدیکی "یتزار" است، آدرس و کارکنان مشترکی با یک گروه غیر انتفاعی خارجی مبهم به نام "صندوق کلاریون" دارد. صندوق کلاریون در جریان مبارزات انتخاباتی سال 2008 آمریکا 28 میلیون دی.وی.دی از یک فیلم تبلیغاتی به نام "دل مشغولی" به همراه ضمائم روزنامه ها به ساکنان ایالت هایی در سراسر آمریکا عرضه کرد. این فیلم شرح اطلاعاتی درباره هویت فعالان ضد مسلمانان از جمله "والد شبات" یک "تروریست" خودخوانده "سابق سازمان آزادیبخش فلسطین" بود. از جمله در خور توجه شبات می توان به این مورد اشاره کرد:" خطر یک جزمیت سکولار مانند نازیسم بسیار کمتر از فاشیم اسلامی امروز است. " این "تروریست اسلامی سابق" در یک گردهمایی مسیحی در سال 2007 خطاب به جمعیت حاضر گفت که اسلام یک "فرقه شیطانی" است و او به عنوان یک مسیحی انجیلی دوباره متولد شده است. اما روزنامه "جروزالم پست" که یک روزنامه راستگرا است در سال 2008 از این فرد به عنوان یک حقه باز یاد کرد که ادعاهای او در مورد تروریسم ساختگی بوده است.
گروههای اسلام هراسی در جریان مبارزات انتخاباتی سال 2008 تاثیر حداقلی نشان دادند اما دو سال بعد پس از آنکه جمهوری خواهان در انتخابات میان دوره ای کنترل مجلس نمایندگان را بازپس گرفتند این شبکه به نظر می رسد که به قدرت لازم دست یافته است. البته عامل تعیین کننده در آن انتخابات، مساله ی اقتصاد بود و احتمالا تا دو سال دیگر آمریکایی ها بار دیگر با توجه به کیفشان (مسائل اقتصادی)‌ رای خواهند داد. اما همین که احداث یک مرکز اجتماعات اسلامی یا تهدید خیالی قوانین شریعت اسلامی از جمله مسائل مطرح در انتخابات بود نشان دهنده نفوذ یک دسته فعالان محلی است و حاکی از آن است که مبارزات هنگامی که یک نامزد انتخابااتی مشخص که از هم اکنون به عنوان یک مسلمان مرموز تصویر شده است برای انتخاب مجدد تلاش کند، پر سروصدا ترین اسلام هراس های آمریکا می توانند در بحبوحه فضای هیجان زده مبارزات انتخاباتی بار دیگر به یکی سکوی ملی دست یابند.
مبارزات اسلام هراسانه تا کنون فراتر از فعالان راستگرای طرفدار اسراییل، متعصبان سایبری و آگهی نویسان بلندپرواز رفته است. این مبارزات اکنون متعلق است به نامزدهای ریاست جمهوری اصلی جمهوری خواه ، مجریان برنامه های خبری پر بیننده و جمعیت های فعالان حزب چای.
همچنان که این شور و اشتیاق گسترش می یابد، مبارزان اسلام هراسی در سایه شهرت و آوازه دستاوردهای خود در این زمینه احساس لذت می کنند. گیلر در گفتگو با نیویورک تایمز اندیشمندانه گفت:" من این لحظه را انتخاب نکردم؛ این لحظه مرا انتخاب کرد. "
......................................................................
* "حزب چای" یک جنبش سیاسی در آمریکا است که از سال 2009 تا کنون سازماندهی اعتراضات محلی و ملی را به عهده داشته است. این حزب دارای رویکرد پوپولیستی است و عموما به عنوان جریانی محافظه کار و لیبرالی شناخته می شود. این جریان حامی کاهش هزینه های دولت، مالیات کمتر ، کاهش بدهی ملی و کسری بودجه فدرال است. نام حزب چای اشاره ای است به "حزب چای بوستون" اعتراضی از سوی مستعمره نشین های مخالف مالیات انگلیس بر چای در سال 1773 .

مرجع تقلید شیعیان با انتشار نامه سرگشاده‌ای خطاب به عبدالعزیز آل الشیخ، تهمت‌هاى ناروا و بى‌اساس و تکفیر شیعیان را خدمت بزرگى به دشمنان اسلام مخصوصا آمریکا و اسرائیل عنوان کرد.
به گزارش مهر، در نامه آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی آمده است: جنابعالى در اظهار نظر اخیر خود، با تعبیرات بسیار توهین‌آمیز و زشت و زننده‌اى که در شأن اهل علم نیست، شیعیان جهان را «صفویه مجوس» و دشمن مسلمانان خوانده‌اید و مسلمین را از آنها برحذر داشته‌اید.

این اوّلین بار نیست که این‌گونه تهمت‌هاى ناروا و دور از منطق را از علماى وهابى مى‌شنویم که با آن بذر اختلاف مى‌پاشند و دشمن را شاد مى‌کنند، اهانت زشت دیگر شما به پیشگاه مقدس حضرت مهدى (ارواحنا فداه) و توهین به شیعیان به سبب اعتقادشان به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کار ناپسند دیگرى است که تازگى ندارد، نشان مى‌دهد که مفتیان وهابى از بحث منطقى گریزانند و دائما به هتاکى و توهین پناه مى‌برید.

آیت الله مکارم در ادامه نامه خود آورده است: در اینجا چند نکته را خدمت شما یادآور مى‌شوم :

۱. عجیب است از شما که در چنین مقامى قرار دارید چرا تعلیمات قرآن مجید را فراموش کرده‌اید که دعوت به سوى راه خدا را از طرق مؤدبانه و «موعظه حسنه» توصیه مى‌کند، ولى شما به جاى آن، به توهین و تهمت و دروغ متوسل شده‌اید که اسلام از آن بیزار است.

۲. شما از تاریخ اسلام و کتب حدیث خودتان متأسفانه اطلاع کافى ندارید که انتخاب نام شیعه براى پیروان و علاقه‌مندان على (علیه السلام) از سوى پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده است و از همان زمان رواج داشته، خوب است نگاهى به تاریخ اسلام کنید. صدها سال قبل از صفویه، شیعیان على (علیه السلام) در مکه و مدینه و عراق و شام و مصر و ایران و نقاط دیگر بوده‌اند و حتى حکومت‌هایى را اداره مى‌کرده‌اند.

۳. شما مفتى بزرگ وهابى فراموش کرده‌اید که اگر شیعیان ایران و لبنان نبودند، اسرائیل و آمریکا بر تمام منطقه خاورمیانه مسلط شده بود و معلوم نیست در آن زمان مفتیان شما چه مى‌کردند و کجا بودند؟!

۴. هنگامى که اسرائیل مسلمانان غزّه را که عموما اهل سنت بودند قتل عام مى‌کرد، شیعیان ایران و نقاط دیگر بیش از همه از آنها حمایت کردند که اگر این حمایت‌ها نبود اسرائیل به جنایات خود ادامه مى‌داد.

۵. خوب است علماى وهابى، تاریخ پیدایش علوم اسلامى را مطالعه کنند تا ببینند پدیدآورندگان علوم اسلام غالبا شیعیان اهل‌بیت (علیهم السلام) بوده‌اند و آثار علمى آنها از آن زمان در تمام کتابخانه‌هاى معتبر جهان وجود دارد، جز در کتابخانه‌هاى شما!

۶. از این حقیقت غافل نشوید که این تهمت‌هاى ناروا و بى‌اساس و تکفیر شیعیان، خدمت بزرگى به دشمنان اسلام مخصوصا آمریکا و اسرائیل مى‌کند زیرا عکس‌العمل آن، تنفر شدید شیعیان جهان از وهابى‌هاست و نتیجه آن همان چیزى است که دشمنان اسلام مى‌خواهند که نزاع و جنگ مذهبى در میان مسلمین پیدا شود و آنها به راحتى ثروت‌هاى عظیم منطقه را به غارت برند.

۷. جنابعالى نباید فراموش کنید که بارها از سوى بعضى علماى وهابى حکم تکفیر شیعیان صادر شده این حربه کهنه و زنگ‌زده کمترین اثرى در تضعیف آنها نداشته، بلکه روز به روز در حال پیشرفت فرهنگى در جهان اسلامند.

در پایان این نامه بیان شده است: بارها گفته‌ایم اگر جلسه‌اى از ما و شما تشکیل مى‌شد ما اشتباهات شما را در این زمینه از کتاب‌هاى خودتان به اثبات مى‌رساندیم تا بیش از این ضربه به وحدت جامعه اسلامى که مایه شادى دشمنان است وارد نکنید.

بیایید منطق پوسیده تهمت و توهین و تکفیر را رها کرده، دست دوستى به سوى هم دراز کنیم و به فکر پیشرفت و عظمت اسلام و مسلمین باشیم.
جنبش‌های فتح و حماس امروز در مصر با امضای توافقنامه نهایی آشتی ملی فلسطین به چهار سال اختلاف پایان دادند.
به گزارش فارس، «خالد مشعل» رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و «محمود عباس» رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با حضور در قاهره، توافقنامه نهایی آشتی ملی فلسطین را امضا کردند.


با امضای این توافقنامه چهار سال اختلاف گروه‌های فلسطینی و دودستگی آنان مقابل رژیم صهیونیستی که به‏‌شدت از این توافق خشمگین است، پایان یافت.


هفته گذشته نسخه اولیه این توافقنامه به امضای نمایندگان دو طرف رسید که خبر این اقدام سبب غافلگیری سران رژیم صهیونیستی و آمریکا شده بود.


قرار است پس از امضای این توافقنامه رایزنی‌ها برای تشکیل دولت آغاز شود و اعضای کمیته عربی به ریاست برخی مسئولان مصر برای اجرای این توافقنامه و از میان برداشتن هرگونه مانع فراروی اجرای بندهای آن، بحث و بررسی کنند.

رهبر معظم انقلاب حرکت بیداری کنونی در غرب آسیا و شمال افریقا را امتداد حرکت عظیم ملت ایران خواندند و تأکید کردند: این حرکت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت و ملتهای اروپا ضد سیاست‎مداران و زمام‎داران خود به‎پا می‌خیزند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‎ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از معلمان سراسر کشور، مهمترین وظیفه آموزش و پرورش را تربیت انسانهایی در طراز نظام جمهوری اسلامی و حرکت عظیم ملت ایران دانستند و تأکید کردند: بر همین اساس آموزش و پرورش نیازمند تحول بر مبنای یک الگوی مستقل و پیشرفته ایرانی - اسلامی است که پرورش انسانهایی مؤمن، متوکل، شریف، شجاع، مبتکر، صبور، امیدوار به آینده و دارای اخلاق نیک و قدرت خطرپذیری برای ورود به میدانهای جدید، نتیجه آن باشد.

حضرت آیت الله خامنه‎ای با گرامی‎داشت یاد و خاطره استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری و روز معلم، شهید مطهری را انسانی برجسته، بصیر و همراه با احساس درد توصیف کردند و افزودند: این انسان بزرگ با چنین ویژگیهایی منشأ برکات فراوانی در عرصه علم و فرهنگ و تعلیم و تربیت شد و در نهایت هم خداوند متعال پاداش او را با شهادت داد و او را زنده نگه داشت.

ایشان در تبیین نقش و جایگاه معلم خاطرنشان کردند: معلم انسانی است که آینده کشور و تربیت انسانهای بزرگ و مجاهدان راه حق و افرادی که کشور را اداره خواهند کرد، به دست او است، بنابراین، همه آحاد ملت باید قدر و اهمیت معلم را بدانند و حرمت معلم را پاس بدارند، ضمن آنکه رسانه ها و مسئولان نیز نقش بسزایی در شناساندن جایگاه واقعی معلم دارند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به موضوع تحول در آموزش و پرورش، در بیان علت نیازمندی به این تحول افزودند: از آنجایی که نظام کنونی آموزش و پرورش وارداتی است و در آن، نیازها، اقتضائات و فرهنگ ملت ایران در نظر گرفته نشده است، بنابراین آموزش و پرورش نیازمند تحول است.

حضرت آیت الله خامنه‎ای تأکید کردند: لازمه این تحول یک الگوی مستقل و پیشرفته ایرانی - اسلامی است که هدف این الگو نیز باید تربیت انسانهایی در طراز نظام جمهوری اسلامی باشد.

ایشان خاطرنشان کردند: اگر جمهوری اسلامی ایران می خواهد پرچم اسلام را در دست بگیرد و دنیا و آخرت خود را آباد کند و یاری‎رسان، شاهد و مبشّر برای ملتهای دیگر باشد، باید انسانهایی مؤمن، متوکل، شریف، مبتکر، شجاع، حلیم، دارای استعدادهای جوشان، و قدرت خطرپذیری بالا، تربیت کند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: لازمه تربیت چنین انسانهایی، عمل براساس دستورات اسلام و معارف قرآن است.

حضرت آیت الله خامنه‎ای با تأکید بر لزوم مشخص بودن جهت‎گیری در ایجاد تحول در آموزش و پرورش، خاطرنشان کردند: داشتن نگاه کلان و طرح جامع و همچنین لحاظ کردن محوریت معلم، از شروط مهم ایجاد تحول است.

ایشان افزودند: هر مقدار که در آموزش و پرورش و ایجاد تحول در آن سرمایه گذاری شود، قطعاً ارزش بازده آن به مراتب بیشتر از سرمایه گذاری انجام شده خواهد بود، و همه باید با چنین دیدی به آموزش و پرورش نگاه کنند.

رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری کار عظیم و کم‎نظیر ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) در طول تاریخ، خاطرنشان کردند: کشور ایران، نیازمند آموزش و پرورشی در شأن چنین ملتی است.

حضرت آیت الله خامنه‎ای در تبیین ابعاد حرکت عظیم ملت ایران افزودند: در شرایطی که عوامل زور و قدرت در دنیا، همه توان و امکانات خود را ضد ارزشهای اسلامی و انسانی به‏کار گرفته بودند، ملت ایران غریبانه برای احیای این ارزشها قیام کرد و غریبانه این راه دشوار را پیمود و اکنون به پیروزیها و پیشرفتهای بزرگی دست یافته است.

ایشان حرکت بیداری کنونی در غرب آسیا و شمال افریقا را امتداد حرکت عظیم ملت ایران خواندند و تأکید کردند: این حرکت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت و ملتهای اروپا ضد سیاست‎مداران و زمام‎داران خود که آنها را تسلیم محض سیاستهای فرهنگی و اقتصادی امریکا و صهیونیستها کرده‎اند، به پا خواهند خاست.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه این بیداری در اروپا حتمی است، خاطرنشان کردند: بیداری کنونی، عمق حرکت عظیم ملت ایران است و اگر بخواهیم این حرکت با همین شتاب و قدرت ادامه پیدا کند، باید ضمن شکوفا کردن استعدادها و تربیت انسانهای مقاوم، ایمان، بصیرت، آگاهی و دانش را تقویت و اتحاد و انسجام را مستحکم‎تر کنیم.

حضرت آیت الله خامنه‎ای در پایان تأکید کردند: مطمئن باشید جمهوری اسلامی ایران به برکت همت های بلند، ایمانهای قوی و انسانهای بااخلاص، قله‎های سعادت و پیشرفت را یکی پس از دیگری فتح خواهد کرد.

در ابتدای این دیدار آقای حاجی‎بابایی وزیر آموزش و پرورش در سخنانی با اشاره به برنامه‎ریزی‌ها و تلاشهای انجام گرفته برای تحول بنیادین در آموزش و پرورش گفت: سیاستهای کلی آموزش و پرورش در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسیده و فلسفه تعلیم و تربیت نیز در دستور کار شورای‎عالی انقلاب فرهنگی است و همچنین برنامه درسی ملی در حال بررسی و تصویب نهایی در شورای‎عالی آموزش و پرورش است.

وی افزود: توجه به شکوفایی استعدادها، مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، فناوریهای جدید، تربیت بدنی، مهارتهای زندگی، کتابخانه های مدارس و مجلات کمک‎آموزشی، و ارزشیابی کیفی، از جمله مواردی هستند که در برنامه درسی ملی در نظر گرفته شده‎اند.

مشرق: پس از اعلام مرگ اسامه بن‌لادن در آمریکا، بر روی دیوار یکی از مساجد مرکز شهر پورتلند ایالت مِین آمریکا، عباراتی ضد اسلامی نوشته شد، مبنی بر این که: «به کشور خود باز گردید»، «امروز اسامه، فردا اسلام»، و «زنده باد غرب».


این مسجد بزرگترین مرکز تجمع مسلمانان سومالی و آمریکا در این شهر می‌باشد. جردی محمد، یکی از اعضای این مسجد، در این مورد گفته است که بن‌لادن و اسلام مترادف هم نیستند.
«مرکز مقابله با اقدامات کینه‌جویانه» نیز با تقبیح این اقدام آن را عملی فتنه‌آمیز اعلام کرد. استیو وسلر، مدیر اجرایی این مرکز، در این خصوص گفته است: «مسلمانان ایالت مِین و دیگر نقاط آمریکا به اندازه تمامی کسانی که در اینجا زندگی می‌کنند سزاوار احترام هستند. آنها در نیروهای نظامی ما خدمت، در مدارس ما تدریس، و از بیماران ما مراقبت می‌کنند. در 11 سپتامبر، امدادگران و آتش‌نشانان مسلمان با حضور شجاعانه خود در برج‌های دوقلو، سعی در نجات جان مردم داشتند». وی در ادامه می‌افزاید: «مرگ بن‌لادن باید بانگی برای پایان بخشیدن به تروریسم در سراسر جهان باشد. این امر نباید وسیله‌ای برای آغاز تعصب‌ورزی در کشور ما شود».

یکی از اساتید دانشگاه تربیت مدرس مقاله خود را در نشریه علمی تحقیقاتی ماکرومولکولار با نام مهدی موعود عجل الله به همراه خود منتشر کرده است.

به گزارش آینده، این مقاله که توسط سایت علمی اسپرینگ منتشر شده است، به موضوعی درباره ساختار مولکولی در مهندسی شیمی می پردازد.
دکتر محمد رضا رستمی دارونکلا، نویسنده مقاله که عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس است نام امام زمان (ع) را به عنوان نویسنده اصلی مقاله درج کرده و نام خود را به عنوان نویسنده دوم آورده است.
رئیس دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه تربیت مدرس هر چند از اخراج رستمی خبر داد اما وقتی از سوی خبرنگار مهر اقدام موهن در ذکر نام مقدس امام زمان (عج) در بخش نویسنده یک مقاله متعلق به "م ر" مطرح شد وی از ارتباط اخراج این عضو هیئت علمی و این اقدام موهن خودداری کرد و دلیل اخراج شدن این شخص از دانشگاه تربیت مدرس را نیز صرفا نداشتن شایستگی لازم عنوان کرد.

مشرق: باوجود آنکه هزاران سال از فرهنگ و تمدن ایرانی می گذرد و همه ی علوم، فنون و هنرها در این سرزمین از فیلتر هزاران سال تمدن ایرانی و اسلامی عبور کرده تا در قالب فرم های معماری ایرانی عرضه شده است. گویا تلالوی گوهر گرانبهای معماری ایرانی، در چشم معماران وطنی سویی ندارد و قدرنشناسانه برای داشتن تنوع در آثار معماری ، حتی در خلق مساجد نیز در دامان معماری تقلیدی از غرب می غلتند.
پایگاه تحلیلی خبری مشرق نیز هر از چندی به نقد این مقوله که برای معماری معاصر ما تهدید بزرگی محسوب می شود می پردازد. اما از آنجا که اغلب معماری مساجد نوظهور را با هدف نوآوری در فرم، به فرم های متناقض با کاربری مسجد و حتی انگاره های فلسفی پست مدرن نهفته در پس این فرمها قلم می زنند؛ لازم است نمونه هایی موفق از تنوع در فرمهای سنتی که بدون تقلید از فرمهای غربی شکل گرفته، معرفی شود تا روش برخورد آنها با موضوع، نمونه ای برای معماران وطنی باشد که می خواهند با خلق فرمهای متنوع مبتنی بر مفاهیم معماری ایرانی و اسلامی خط بکشند.

مسجد وادی سبز ترکیه مسجد وادی سبز ترکیه
مسجد "یشیل وادی" یا وادی سبز در ترکیه
گنبد نماد کثرت به وحدت است و کثرت عالم را که در غایت خودش به وحدت نیل می کند انعکاس می دهد. از این زاویه معمار این مسجد تمام هنر خود را در ایجاد یک فرم گنبدی شکل خالص برای فضای اصلی مسجد به کار می گیرد.
دایره بر اساس جهان بینی اسلامی مفاهیمی را بازتاب می دهد که حاکی از وحدت و یکپارچگی همه ی اجزاء در عالم است که همه در زیر چتر وحدت وجود گرد هم می آیند؛ و در این مسجد نیز چیزی جز این گنبد نیست که تمام اجزا در وحدتی بی نظیر به زیر چتر گنبد به سجود می نشینند.

مسجد وادی سبز ترکیه
گردآوردن همه مردم در زیر گنبد خود نمادی از وحدت بخشی به جامعه و امت اسلامی است.
این مسجد برای اقامه نماز، تبادل اطلاعات و تعاملات اجتماعی، آموزش و حل اختلافات میان امت اسلامی طراحی شده است. از این نظر در دانش شهرسازی کارایی خاصی می یابد که در گذشته این کاربرد برای میادین شهری تعریف می شده است و برخلاف اروپایی ها که این کاربرد را به میادین می دهند، زندگی اجتماعی را در مسجد گره می زند.

مسجد وادی سبز ترکیه
از لحاظ شهری نه تنها گنبد، بلکه مناره ها نیز در چرخش سیال چشم در فضا، به عنوان نقاط عطف و کانونی فضای شهری عمل می کنند.
معماری این مسجد بر اساس معماری عثمانی که بر اساس اشکال مدور بوده، شکل گرفته است.

مسجد وادی سبز ترکیه
فضای هنری معماری و ساختار فنی و تکنیکی ان با هم یکی شده اند تا کارکرد صلی فضا بر اساس هویت و سنت نقش بگیرد.
این مسجد برای 350 نفر نمازگزار طراحی شده و دارای سالن اجتماعات 250نفره، کتابخانه، امور فرهنگی و... می باشد.

مسجد وادی سبز ترکیه
قطرگنبد 25 متر است که این نیمکره در قسمت ورودی خود 2.5متر عقب نشینی می کند تا فضای وردودی آن شکل بگیرد. محراب نیز از فرورفتگی یک لایه از این نیمکره شکل می گیرد که با خطوط ثلث و کوفی مزین شده است.
مسجد وادی سبز ترکیه مسجد وادی سبز ترکیه

مناره مسجد وادی سبز فرم استوانه ای شکلی است که بر بلندای آن مخروطی مستقر شده است و به وسیله مقرنس های تغییر یافته ایرانی قطر آن در ماذنه افزایش یافته و بالکنی را برای موذن بوجود آورده است. این مقرنس ها دارای فیبرنوری هستند که در شب مناره را نورباران می کنند. بر بلندای ماذنه سیستم صوتی در 4 جهت تعبیه شده است.
ترکیب مناره ها در فرم کلی مسجد براساس تناسبات طلایی طراحی شده است.
مصالح بکار رفته در نمای ساختمان مسجد سنگ سفید است که به زعم معمار آن نماد مرگ است و نیمی از گنبد مسجد بر روی آب ساخته شده که نمادی از حیات و زندگی است.

مسجد وادی سبز ترکیه

مسجد وادی سبز ترکیه

مسجد وادی سبز ترکیهمسجد وادی سبز ترکیه

مسجد وادی سبز ترکیهمسجد وادی سبز ترکیه

مسجد وادی سبز ترکیه

اولین شبکه تلویزیونی فرانسه زبان که به معرفی دین مبین اسلام می پردازد از ماه مبارک رمضان به صورت رسمی آغاز به کار می کند.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) – ابنا- "خالد إیربایان" جوان مغربی الاصل ساکن فرانسه این شبکه تلویزیونی را تاسیس کرده و در حال حاضر در سایت "Muslimedia.tv".قابل دریافت است.

این جوان ساکن فرانسه با اشاره به اهداف تاسیس این شبکه تلویزیونی، اظهار داشت: هدف از این کار خدمت رسانی به اقلیتهای اسلامی فرانسه زبان بود که عمدتا ساکن فرانسه، لوکزامبورگ، بلژیک و سوییس هستند.

وی با بیان اینکه زبان فرانسه زبانی است که اکثر مسلمانان اروپا بدان تکلم می کنند، بیان داشت: این شبکه تلویزیونی تلاش دارد نقص وجود مراجع و منابع اسلامی در اروپا را از بین ببرد و دین مبین اسلام به مسلمانان و غیرمسلمانان معرفی و تبیین گردد.

وی افزود: این شبکه تلویزیونی به صورت آزمایشی از طریق سایت مذکور قابل دسترسی است و در ماه مبارک رمضان به صورت رسمی به بهره برداری می رسد.

مفتی سعودی در خطبه های نماز جمعه شهر ریاض، ضمن حمله شدید به شیعیان، وجود امام زمان (عج) را دروغی بزرگ دانست.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، "شیخ عبدالعزیز آل الشیخ" مفتی و رئیس کمیته علمای ارشد عربستان سعودی، در خطبه های نماز جمعه شهر ریاض، وجود امام زمان(عج) را دروغی بزرگ توصیف کرد و گفت: کسانی که اعتقاد دارند امام غایبی وجود دارد که با ظهور خود اوضاع را تصحیح و احکام شرعی جدیدی را برپا می کند دروغگو و مغالطه گر هستند، اینان باید بدانند دین ما دین کاملی است و پیامبر اکرم(ص) ، همه رسالت را به طور کامل تبیلغ کرد و اسلام دیگر نیازی به اضافه چیزی ندارد.

به نوشته پایگاه اینترنتی التوافق مفتی عربستان افزود: کسانی که ادعا می کنند دین دارای نقص است و شخصیت های خیالی غایب به تصحیح آن خواهند پرداخت دروغگو هستند و راه آنان سراسر کذب، افترا و گمراهی و به دور از صراط مستقیم است.

شیخ آل الشیخ به هجمه شدید علیه شیعیان پرداخت و تصریح کرد: همه مسلمانان، دوست دار پیامبر(ص) و خاندانش هستند و کسانی که خود را عاشق اهل بیت(ع) جلوه داده و عقایدشان را مرتبط با آنان می دانند دروغگویانی هستند که در پی باطلند و سعی می کنند تا فساد را در میان امت ترویج داده و خون مسلمانان را جاری سازند. اهل بیت(ع) هیچ رابطه ای با اینان ندارند و مسلمانان باید نسبت به این فتنه گران هوشیار باشند.

مفتی عربستان بدون ارائه هیچ شاهدی بر سخنان کذبش، مدعی شد: پیروان این مذهب گمراه، شریعت اسلامی را منحصر به گذشته می دانند و اعتقاد دارند که احکام شرعی در زمان کنونی کاربردی ندارند و امت نیازمند نظم جدیدی در شریعت است.

وی که به شدت تلاش می کرد شیعیان را معتقد به وجود نقص در دین جلوه دهد، تاکید کرد: این افراد اعتقاد دارند که آموزه های مرتبط با اسلام و عقایدی که امت اسلامی دنبال می کند از منابع تروریسم هستند، در حالی که امتی که بر پایه اخلاق و آموزه های دینی پرورش می یابد از تروریسم و فتنه کاملا به دور است، زیرا دین اسلام، مردم را بر اساس وحدت کلمه، اخلاص، صداقت و همکاری متقابل پرورش می دهد و کسی که ادعا می کند شیوه های اسلامی، منبع فساد و تروریسم است سخت در اشتباه بوده و از بصیرت به دور است.

سخنان بزرگ ترین مرجع دینی وهابی ها در حالی صادر شده است که همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی بر وجود امام زمان(عج) اتفاق نظر دارند و تنها اختلاف آنان در این است که شیعیان معتقد به غیبت این امام هستند، ولی اهل سنت اعتقاد دارند که امام زمان هنوز به دنیا نیامده است.اظهارات مفتی عربستان نشان می دهد که وهابیت به هیچ وجه با عقاید شیعیان آشنایی ندارند و تنها هم و غم آنان، سرکوب پیروان اهل بیت(ع) است.

وهابی ها که تلاش می کنند خود را به اهل سنت نسبت دهند از زمان تاسیس تا عصر حاضر به دشمنی شدید با شیعیان پرداخته اند که می توان از کشتار شیعیان در عراق، پاکستان، هند و سایر کشورهای اسلامی، اشغال نظامی بحرین و کشتار شهروندان بی گناه این کشور، تخریب مساجد و حسینیه های شیعه به عنوان نمونه های برجسته از این کینه و نفرت در حال حاضر یاد کرد.

پارلمان بلژیک قانونی را تصویب کرد که طبق آن زنان مسلمان نمی‌توانند با روبند و یا نقاب در مکان‌های عمومی حضور یابند.

به گزارش ایسنا، پارلمان بلژیک به عنوان دومین کشور اروپایی بعد از فرانسه، قانون مربوط به عدم استفاده‌ی زنان مسلمان از نقاب یا روبند را در مکان‌های عمومی تصویب کرد.

به گزارش خبرگزاری بلگان بلژیک، اکنون پارلمان منتظر تصویب نهایی این قانون در سنا نیز می‌باشد.

طبق این قانون، از این پس هیچ فردی اجازه ندارد که صورت خود را در مکان‌های عمومی به گونه‌ای بپوشاند که هویت وی قابل تشخیص نباشد.

طبق این قانون، کسانی که از قانون تخطی کنند بین 15 تا 25 یورو جریمه و به مدت یک هفته زندانی می‌شوند.

آندره فردریک، یک نماینده سوسیالیست پارلمان بلژیک نیز در این ارتباط گفت: روبند، نمادی مذهبی نیست بلکه نماد سرکوب زنان است.

با این که دولت بلژیک یک سال پیش قانون ممنوعیت حضور زنان با حجاب کامل را مطرح کرده بود، به دلیل بحران نداشتن دولت، این طرح نتوانست برای تصویب به سنا راه یابد.

فرانسه به عنوان کشور همسایه بلژیک نیز سال گذشته قانون ممنوعیت استفاده از روبند را تصویب کرد که این قانون از اواسط ماه آوریل اجرایی شد.

به گزارش مهر، خلاء کار فرهنگی و دینی در رامشیر  باعث شده که فرقه وهابیت به شدت در این شهر گسترش یابد و اقدام به تبلیغ و ترویج افکار انحرافی خود در میان جوانان شیعی کند.

رامشیر یکی از شهرهای استان خوزستان که از شمال با اهواز و از جنوب با امیدیه مجاورت دارد. این شهر در ۳۵ کیلومتری ماهشهر است و کار بیشتر مردم آن کشاورزی به شمار می رود.

این شهر که در ابتدا نام آن به علت موسس خود یعنی سید خلف مشعشعی که یکی از دانشمندان بزرگ حکومت مشعشعیان در خوزستان به شمار می رفت "خلف آباد" نامگذاری شده است در حال حاضر نقش غیر قابل انکاری در تولید و صادرات نفت ایران ایفا می کند.

بخشی از این شهر در حوزه شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری و بخشی دیگر آن در حوزه مسئولیت شرکت بهره‌برداری نفت و گار مارون است که این دو شرکت بزرگ نفتی زیر مجموعه شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب به شمار می روند.

فرماندار شهرستان رامشیر در معرفی این شهر گفت: رامشیر در حال حاضر 62 هزار نفر جمعیت دارد که بیش از 70 درصد جمعیت آن را مردم عرب تشکیل می دهند.

عبدالرضا احسانی نیا در گفتگو با خبرنگار مهر در اهواز اظهار داشت: این شهر در حال حاضر 700 هزار بشکه نفت تولید می کند و سومین شهر نفتخیز ایران بعد از اهواز و امیدیه به شمار می رود.

وی افزود: رامشیر از دو بخش مرکزی و مشراگه تشکیل می شود و شغل اصلی مردم این شهر به علت وجود رودخانه پر آب جراحی کشاورزی می باشد ولی با این وجود این شهر در حال حاضر از نرخ بالای بیکاری رنج می برد.

فرماندار شهرستان رامشیر تصریح کرد: متاسفانه این شهر در نقشه زیر پونز قرار گرفته و به هیچ وجه دیده نمی شود و چندان توجهی به آن نشده به همین دلیل در بسیاری از بخشها با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کند.

احسانی نیا افزود: یکی از مهمترین مشکلات این شهرستان بخش فرهنگی است که نبود سازمان ها و ادارات فرهنگی در آن باعث ضعف شدید این شهرستان در فعالیتهای فرهنگی شده است.

وی همچنین از نبود یک حوزه علمیه در این شهرستان انتقاد کرد و گفت: شاید کسی باور نکند ولی ما در این شهرستان که 62 هزار نفر جمعیت دارد تنها یک روحانی داریم که آن هم امام جمعه این شهرستان است.

رئیس شورای اداری شهرستان رامشیر تاکید کرد: شاید اگر نماز جمعه هم در این شهر برگزار نمی شد ما از داشتن همین یک روحانی در این شهر هم محروم بودیم به همین دلیل تاسیس یک حوزه علمیه در این شهرستان حیاتی و اساسی است.

احسانی نیا در پاسخ به این سئوال که "آیا این شهرستان، امام جمعه موقت دارد یا خیر؟" نیز عنوان کرد: امام جمعه موقت این شهرستان از یک پایگاه هوایی متعلق به ارتش که تقریبا خارج از شهر است می آید.

وی اضافه کرد: متاسفانه خلا کار فرهنگی و دینی باعث شده که فرقه وهابیت به شدت در این شهر گسترش یابد و اقدام به تبلیغ و ترویج افکار انحرافی خود در میان جوانان شیعی این شهرستان کند.

احسانی نیا تاکید کرد: از مسئولین متولی بخش فرهنگ و دین در استان و کشور انتظار دارم این شهرستان را به این صورت رها نکنند و اجازه ندهند جوانان ما در یک رقابت نابرابر به دامن فرقه های ضاله بروند.

فرماندار رامشیر تاکید کرد: با وجود نبود روحانی و کار فرهنگی در شهر ما دانش آموزان فعالی در بخشهای مختلف فرهنگی و قرآنی داریم به گونه ای که چندی پیش آنها در مسابقات استانی قرآن موفق به کسب رتبه های بالایی شدند و این نشان می دهد که بستر مناسبی برای کار فرهنگی و قرآنی در این شهرستان وجود دارد.

احسانی نیا همچنین به مشکلات بخش بهداشت در این شهرستان اشاره کرد و گفت: متاسفانه در این بخش نیز با مشکلات فراوانی مواجه هستم که برای نمونه یک بیمارستان 32 تختخوابی در این شهر وجود دارد ولی از داشتن پزشک متخصص و کادر مناسب محروم است و اکثر مردم برای بیماریهای خود به شهرهای همجوار می روند.

وی ادامه داد: انتظار داریم مسئولین وزارت بهداشت و شرکت نفت شرایطی را فراهم کنند که برخی پزشکان متخصص در این شهر مستقر شوند تا مردم این شهر مجبور نشوند برای کوچکترین معالجه ای به شهرهای همچوار و مرکز استان بروند.

کودک 6 ساله بحرینی که روز گذشته (جمعه) بر اثر استنشاق گاز اشک آور راهی بیمارستان شده بود، صبح امروز به شهادت رسید.

به گزارش  فارس، «محمد عبدالحسین فرحان» کودک 6 ساله بحرینی که روز گذشته (جمعه) بر اثر استنشاق گاز اشک آور راهی بیمارستان شده بود، صبح امروز به شهادت رسید.

مأموران امنیتی بحرین برای مقابله با تظاهر کنندگان علاوه بر استفاده از سلاح‌های گرم، از گازهای اشک آور شیمیایی نیز بهره می‌برند که باعث خفگی و حتی کشته شدن افراد می‌شود.

تنفس این گازها عوارضی همانند عوارض استنشاق گازهای شیمیایی دارد.

در یکی از مدارس جمهوری آذربایجان یک معلم به علت حجابش از مدرسه اخراج شد.

به گزارش فارس، «آیگون سلیمان اوا» معلم مدرسه شماره 196روستای «هوسان» به دلیل رعایت حجاب اسلامی از سوی مدیر این مدرسه اخراج شد.

بر اساس این گزارش مدیر این مدرسه با اخراج این معلم محجبه به وی گفته است: اگر مایل به ادامه تدریس در مدرسه هستید از حجاب خود صرف نظر کنید.

این معلم محجبه چندین بار از سوی مدیر مدرسه مورد تذکر واقع شده بود و به دلیل رعایت حجاب اسلامی از مدرسه اخراج شد.

آیگون سلیمان اوا در این باره به «بنیاد حیدر علی اف» که ریاستش بر عهده «مهربان علی اوا» می‌باشد و همچنین به وزارت تحصیل نیز مراجعه کرده اما هیچ جوابی دریافت نکرده است.

ممنوعیت حجاب برای دانش آموزان، اخراج معلمان محجبه، منع برگزاری مناسک مذهبی از جمله در ماه‌های رمضان و محرم، مخالفت با اقامه نماز در پادگان‌ها و … تلاش‌هایی سازمان یافته از سوی مقامات جمهوری آذربایجان برای مقابله با اسلام به شمار می‌آید.

در همین حال، نمی‌توان حمایت‌های کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی در مبارزه با اسلام در جمهوری آذربایجان را نادیده گرفت و می‌توان آن‌ها را عاملان اصلی اسلام ستیزی نوین در این کشور دانست.

 

پرفسور محمد لگنهاوزن پس از این که به تشیع گروید به ایران آمد و پس از مراحل تحصیل در مراکز حوزوی و علمی در قم، هم‌اکنون در مجامع علمی ایران به تدریس اشتغال دارد و سال گذشته نیز در هشتمین همایش چهره ماندگار ایران اسلامی به عنوان چهره ماندگار شناخته شد.

سرویس علمی- فرهنگی مرکز خبر حوزه، گفتگویی صمیمانه با این استاد حوزه و دانشگاه انجام داده است که تقدیم خوانندگان ارجمند می‌شود.

*لطفا در اول بحث کمی در خصوص زادگاه خود و محیط رشد و منطقه زندگیتان صحبت کنید.

بنده در سال 1953 میلادی مصادف با 1332 شمسی در خانواده‌ای مسیحی کاتولیک در آمریکا به دنیا آمدم، تحصیلاتم را از مدرسه کاتولیک‌ها شروع کردم، ولی همیشه سئولات و شبهاتی درباره مسیحیت داشتم، یادم هست در دوره دبیرستان به این نتیجه رسیدم که حضرت مسیح خدا نیست و همچنین تثلیث را نمی‌توانستم آن‌طور که تعلیم می‌دادند قبول کنم، ولی هنوز خودم را مسیحی می‌دانستم تا اینکه در دانشگاه ایالت نیویورک در آوبنه (مرکز اداری و دانشگاهی ایالت نیویورک) مشغول تحصیل شدم و در آنجا علاقه خود را نسبت به آیین مسیحیت از دست دادم و بی دین شدم.

در این شرایط بودم تا اینکه برای فوق لیسانس از دانشگاه لاس در تگزاس پذیرفته شدم، بعد از فارغ‌التحصیلی در دانشگاه تگزاس جنوبی تدریس را شروع کردم و در آنجا با تعدادی از دانشجویان مسلمان آشنا شدم در میان آنها دانشجویانی از کشورهای مختلف اسلامی از جمله ایران، لبنان، پاکستان، فلسطین، عربستان، اردن و نیجریه بودند. دیدگاهی که آنها در مورد مسائل مختلف داشتند برایم جالب بود. فکر می‌کردم آنها جور دیگری به دین نگاه می‌کنند که من اصلا آن را تجربه نکرده بودم این مسئله باعث شد بیشتر تحقیق کنم، مسئولین دانشگاه به من این اختیار را داده بودند که درسی را که می‌خواهم تدریس کنم خودم انتخاب کنم و من فلسفه دین را انتخاب کردم و دو ترم آن را تدریس کردم و همزمان با آن ادیان بزرگ را با دانشجویان مرور کردم و سر این کلاس‌ها به تدریج، به اسلام نزدیک‌تر می‌شدم، تا اینکه اسلام را پذیرفتم.

*لطفا در مورد نحوه مسلمان شدنتان بیشتر توضیح دهید از جمله اینکه چطور شد دین اسلام را پذیرفتید و در آن هنگام در چه شرایطی روحی و روانی به سر می‌برید؟

مسلمان شدن بنده برای کسانی که تبلیغ دینی انجام می‌دهند، داستان پیچیده‌ای است، زیرا مسائل علمی، عاطفی و مسائل مختلف دیگر در آن دخیل بود. من در دوران تدریس در دانشگاه تگزاس جنوبی با یک دانشجویی ایرانی به نام اکبر نوجه دهی آشنا شدم. او درس «مقدمه‌ای به فلسفه» را با من می‌خواند. اکبر دو هفته‌ای به کلاس من نیامد تا اینکه ایشان را در دفتر دانشگاه دیدم پرسیدم چرا به کلاس نمی‌آیید، گفت: مردم ما در ایران انقلاب کردند و من فکر می‌کنم خیلی مهم است که دانشجویان اینجا اطلاعات درستی در مورد آن داشته باشند، بنابراین لازم دانستم برای معرفی این انقلاب به دانشجویان تلاش کنم به خاطر این نمی‌توانم سر کلاس حاضر شوم. من حرف او را تایید کردم و گفتم خوب این درست است و لی شما تکلیف دارید درس هم بخوانید، بعد من با ایشان قرار گذاشتم که من، تبلیغات و اطلاع‌رسانی انقلاب ایران را در جمع دانشجویان بر عهده بگیرم ایشان هم قبول کردند درسشان را بخوانند و بعد از این جریان با همدیگر دوست شدیم و کارهای مختلفی با هم انجام می‌دادیم، تا اینکه ایشان لیسانس گرفتند و به ایران برگشتند، بعد شنیدم به جبهه رفته و در آنجا به فیض شهادت نایل شدند.

با اکبر درباره اعتقاداتش بحث می‌کردیم، دانشجوی خوبی بود و خیلی صادقانه حرف می‌زد و اعتقادات جدی داشت و هیچ شکی درباره اعتقاداتش نداشت. از زمان آشنا شدن با اکبر تقریبا سه سال طول کشید تا مسلمان شدم، البته در آن زمان به مساجد می‌رفتم و با مسلمانان صحبت می‌کردم و به تدریج جذابیت‌های اسلام را بیشتر درک می‌کردم هدف من فقط کار علمی درباره اسلام بود و کنجکاو بودم که مسلمانان چطور فکر می‌کنند، ولی به طور ناخواسته هر چه بیشتر تحقیق می‌کردم بیشتر به اسلام علاقه‌مند می‌شدم، نماز خواندن را یاد گرفته بودم و بعضی وقت‌ها نماز می‌خواندم مخصوصا نماز جماعت را زیاد دوست داشتم، ولی هنوز شهادتین را نگفته بودم تا یک روزی بعد از نماز جمعه در پارکینگ مسجد چند تا مسلمانان سیاهپوست آمریکایی پیش من آمدند و گفتند؛ می‌خواهند با من آشنا شوند و از نحوه آشنایی من با اسلام پرسیدند و... من پیش آنها شهادتین گفتم و به‌طور رسمی مسلمان شدم و گریه کردم. آنها خیلی خوشحال شدند و همان روز اول به من پیشنهاد دادند که پیش‌نماز آنها شوم و قرار شد با همدیگر بیشتر همکاری داشته باشیم، بعد از آن با همکاری آنها انجمن مسلمانان در دانشگاه تگزاس جنوبی تأسیس کردیم. البته گروهی که در آنجا داشتیم اکثرا سنی بودند، ولی من از اول هیچ شکی نداشتم که شیعه شوم تا سنی؟ چرا که نهج‌البلاغه را خوانده بودم و می‌خواستم یا اسلام تشییع را قبول کنم یا بی دین بمانم.

*چطور شد که همانجا پس از ملاقات با مسلمانان سیاهپوست آمریکایی شهادتین را گفتید و رسما مسلمان شدید؟ آیا آنجا اتفاق خاصی برایتان پیش آمد؟

نه، این کار یک باره اتفاق نیفتاد و قبل از آن خیلی درباره اسلام فکر کرده بودم، ولی ملاقات با این مسلمانان آمریکایی، موجب تحریک من برای پذیرش اسلام شد، یعنی من قبل از دیدن آنها در مرز مسلمانی بودم و به دین اسلام خیلی نزدیک شده بودم، ولی ملاقات با آنها برایم جالب بود و اخلاص آنها برایم خوشایند بود و مرا به پذیرفتن اسلام تشویق می‌کرد و مرا به طرف اسلام کشاند.

*بعد از اینکه رسما اسلام را پذیرفتید؛ چه تغییراتی در کارهای روزمره‌تان صورت گرفت؟ و چطور شد تصمیم گرفتید به ایران بیایید؟

دانشجویان مسلمان بیشتر شده بودند و به خاطر این، اختلافاتی با مسئولین دانشگاه داشتم آنها می‌خواستند من در مدیریت دانشگاه کار کنم و مرا مشغول کاغذ بازی کنند، ولی من فقط می‌خواستم تدریس کنم لذا تصمیم گرفتم که به ایران بیایم.

یکی از دانشجویان ایرانی مرا به دکتر خرازی که آن زمان سفیر ایران در سازمان ملل بودند معرفی کرد و من پس از آن از دانشگاه استعفا دادم و به صورت جدی تصمیم گرفتم به ایران بیایم و هدفم این بود که دو سال در ایران باشم و چیزی درباره فلسفه اسلامی یاد بگیرم و چیزهای زیادی از اسلام بدانم و بعد از آن دوباره به آمریکا برگردم.

با کمک دکتر خرازی دعوت‌نامه‌ای از انجمن حکمت و فلسفه تهران فراهم شد و قرار شد به ایران بیایم. در دفتر دکتر خرازی به طور اتفاقی آیت‌الله مصباح را دیدم. ایشان آن زمان سفری به آمریکا داشتند و من در آنجا با ایشان آشنا شدم و دکتر خرازی هم مرا به ایشان معرفی کرد و با هم گفتگو کردیم و در پایان آیت‌الله مصباح از من خواست به قم بیایم و در مؤسسه امام خمینی (ره) که آن موقع با نام بنیاد باقرالعلوم (ع) فعالیت می کرد مشغول شوم.

من به ایشان گفتم، اگر دعوت ‌نامه رسمی بفرستند می توانم بیایم. ولی من نتوانستم منتظر دعوت‌نامه ایشان باشم و به انجمن حکمت و فلسفه در تهران رفتم و با دکتر اعوانی،‌ تحصیل فلسفه اسلامی را شروع کردم و ایشان در این مورد خیلی زحمت کشیدند.

من قبل از آمدن به ایران، مقداری ادبیات فارسی خوانده بودم، ولی وقتی کسی با من احوال‌پرسی می کرد نمی‌توانستم جواب دهم و فارسی صحبت کردن برایم سخت بود. دکتر اعوانی پیشنهاد دادند برای این که زبان فارسی‌ام تقویت شود، فلسفه اسلامی را از کتب فارسی شروع کنیمع بنابراین آموزش فلسفه اسلامی را با رساله‌های فلسفی سهروردی استفاده می کردم تا جایی که موجب خنده دوستان می شد.

بعد از مدتی دکتر اعوانی گفتند،اگر میخواهی فلسفه را خوب یاد بگیری، باید همان رساله های سهرودی را به زبان عربی هم بخوانیم. بنابراین دوباره همان سه رساله فلسفی سهرودی را که می گویند خودشان به دو زبان عربی و فارسی نگاشته اند خواندیم که خیلی عالی بود.

همکاری شما با مصباح و فعالیتتان در مؤسسه امام خمینی (ره) چگونه شروع شد؟

فعالیت بنده در مؤسسه امام خمینی (ره) اتفاقی بود، دوستی داشتم اهل تگزاس بود اصالتاً عراقی بود، ولی در آمریکا بزرگ شده بود، یک روز خبر داد می خواهد به قم بیاید و از یک دختر عراقی مقیم ایران خواستگاری کند و از من خواست من هم همراهش بروم. در قم به صورت اتفاقی یکی از معاونین آیت‌الله مصباح که از قبل مرا می شناخت در خیابان دیدم.

ایشان از من خواست پیش آیت‌الله مصباح برویم. خدمت آیت‌الله مصباح رسیدیم، ایشان از حضور من در ایران ابراز خوشی می کردند و پرسیدند چرا به قم نیامدم من هم به ایشان گفتم؛ منتظر دعوت‌نامه رسمی بودم و ایشان بلافاصله گفتند: خوب من الان به شما دعوت‌نامه رسمی می دهم. این دیدار باعث شد هر هفته یک روز از تهران به قم بیایم و در بنیاد باقرالعلوم که امروز مؤسسه امام خمینی نام گرفته تدریس کنم و سال بعد، به دو روز در هفته افزایش یافت. چون می خواستم زبان فارسی را بیشتر یاد بگیرم، تصمیم گرفتم یک سال دیگر هم در ایران بمانم وآمدم درقم ساکن شدم و سال بعد از آن هم همین طور پیش رفت، در آن سال یکی از دانشجویانم کسی را برای ازدواج به من معرفی کرد.

ازدواج ما هم خیلی عجیب بود. چند جلسه بیشتر نبود که تصمیم گرفتم ازدواج کنم. آشنایی چندانی با دختر و خانواده‌شان نداشتم و فقط با اعتمادی که به آن دانشجو داشتم پذیرفتم با آن خانم ازدواج کنم. قبل از مراسم پیش حضرت معصومه (س) رفتم و خیلی دعا کردم که ازدواج موفقی داشته باشم و درست تصمیم بگیرم.

بعد از ازدواج، تمام وقت در بنیاد باقرالعلوم مشغول شدم، بعد هدفم کلاً عوض شد و فکرکردم که اگر اینجا بمانم و برای طلبه ‌ها تدریس کنم، بیشتر می توانم خدمت کنم.

*از اینکه به عنوان یک آمریکایی در کشوری مثل ایران به عنوان چهره ماندگار انتخاب شدید چه احساسی دارید؟

این برای من افتخار بزرگی است، احساس سپاسگزاری می‌کنم، اول خدا را سپاسگزارم که توانستم در این کشور خدمتی انجام دهم و از اینکه مسئولین در ایران از من قدردانی کردند تشکر می‌کنم، مردم ایران نسبت به بنده دیدگاه خوبی دارند به خاطر همین احساس وظیفه بیشتری می‌کنم و امیدوارم بیشتر خدمت بکنم.

*مهمترین عامل موفقیت خود را در چه چیزی می‌دانید؟

لطف خدا (مدتی مکث می‌کند) آنچه که من از گذشته زندگی خودم می‌بینم اعمال نادرست و خرابکاری است، ولی لطف خداست که راه‌ را برای بنده باز کرد.

حدود 12 سال پیش وقتی که در سفر حج بودم، همه کارهایم به هم ریخت، گذرنامه‌ام گم شد، بعد کاروان من را در شهر جده جا گذاشتند و از کاروان دور افتادم و.... هر قدمی که برمی‌داشتم مصیبت دیگری برایم پیش می‌آمد، ولی همه‌اش حل می‌شد و یک جوری حل می‌شد که احساس می‌کردم همانطور که دریا برای حضرت موسی‌(ع) شکافته شد، مشکلات هم از مقابل من برداشته می‌شد، من خود نمی‌توانستم مقابل آن مشکلات بایستم و قادر به حل آنها نبودم، ولی آنها حل می‌شدند این جریان را به این دلیل گفتم که بدانید موفقیت بنده از لطف خداست و کار من نیست، همیشه دیدم که نمی‌توانم خودم جلو بروم، ولی خدا راه را برای بنده بازکرده است در همان سفر حجت‌الاسلام‌والمسلمین وقتی از مکه می‌خواستم برگردم ایران، بلیط من در جیب رییس کاروان که زوتر از ما به ایران برگشته بود، مانده بود.

وقتی به مسئولین فرودگاه گفتم بلیط ندارم، گفتند که پس چطوری می‌خواهی سوار هواپیما شوی؟! وقتی اسم رییس کاروان را گفتم با اشتیاق گفت؛ او دوست من است و فورا به او زنگ زد وقتی مطمئن شد بلیط من پیش اوست گفت؛ اشکال ندارد و من بدون بلیط سوار هواپیما شدم و این خیلی چیز عجیبی است. حج من از اول تا آخر این طوری بود و من فکر می‌کنم، همه زندگی من همین‌طوری است و این حج نشانه‌ای از طرف خدا برای من بود؛ خدا نشان داد که شما هیچ توانی ندارید و نمی‌توانید کاری بکنید و همه کارها دست خداست.

*اگر مسلمان نبودید فکر می‌کنید الان کجا بودید و به چه کاری مشغول بودید؟

خدا می‌داند، نمی‌توانم تصور بکنم که چه اتفاقی می‌افتاد، گاهی اوقات درباره این مساله با پسرم بحث می‌کنم پسرم همیشه می‌گوید: بابا اگر شما مسلمان نمی‌شدید من اصلا به وجود نمی‌آمدم!

*اگر امکان این وجود داشت که به گذشته برگردید و زندگی را دوباره تجربه کنید، سعی می‌کردید چه تغییراتی در زندگی‌تان به وجود بیاورید؟

اگر می‌توانستیم از اشتباهات، گناهان و... را که در گذشته کردیم پرهیز کنیم خیلی خوب می‌شد، این هم از بحث‌هایی است که با پسرم دارم، وقتی به پسرم می‌گویم ای کاش می‌توانستیم به گذشته برگردیم و این اشتباهات را مرتکب نمی‌شدیم، پسرم می‌گوید اگر شما آن اشتباهات را انجام نمی‌دادید احتمالا اشتباهات دیگری را مرتکب می‌شدید.

*از زندگی‌تان به چه چیزهایی تعلق خاطر دارید و بیشتر به آنها اهمیت می‌دهید؟

یکی از چیزهایی که از بچگی دنبال آن بودم کشف حقیقت است، پدرم همیشه اصرار می‌کرد باید خودمان فکر کنیم و خودمان حقیقت را پیدا کنیم، وقتی هم به ایران آمدم و خدمت آیت الله مصباح‌یزدی رسیدم، ایشان چندین بار به من گفتند؛ شما باید حقیقت‌جو باشید، این مساله برایم خیلی مهم است که تلاش کرده و حقیقت را کشف بکنیم و این مهمترین مساله زندگی من است و همیشه به آن فکر می‌کنم.

*بعد از اینکه مسلمان شدید از نزدیکان یا دوستان شما کسانی بودند که به واسطه شما، مسلمان شده باشند؟

خیلی از دوستانی که داشتم بعد از مسلمان شدنم با من قطع رابطه کردند و چون اغلب در ایران هستم ارتباط زیادی با نزدیکان گذشته ندارم؛ البته چند نفر هستند مسلمان شدند، ولی از نزدیکان یا دوستان بنده نبودند.

البته افراد زیادی هستند که گفتند با خواندن آثار بنده به دین اسلام علاقه پیدا کرده‌اند و خواسته‌اند بیشتر درباره آن تحقیق بکنند و...

*نظرتان در مورد مردم ایران چگونه است و ارتباط شما با آنها چطور است؟

من ارتباط زیادی با اقشار مختلف مردم ندارم و بیشتر با طلاب، دانشجویان و اساتید، ارتباط علمی دارم، ولی ایرانی‌ها را خیلی دوست دارم و زندگی در ایران را ترجیح می‌دهم.

بنده خیلی خوشبخت بودم طلاب و اساتیدی پیدا کردم که در هنگام بحث اصلا تنگ نظر نیستند و در مورد مسایل مختلف از جمله تفکرات غربی بحث می‌کنیم و واقعا افراد علاقمندی هستند. به آینده طلابی که در اینجا با آنها آشنا شدم خوشبین هستم و انشالله در آینده نقش برجسته‌ای در رشد دینداری مردم دارند.

*آرزویی در زندگی‌تان بوده که خیلی دوست داشتید به آن برسید و تا حال به آن نرسیده‌اید؟

آروزها و خواسته‌های من بیشتر در مورد مسایل علمی است، الان یک چیزهایی نوشتم و آرزو دارم با تکمیل و انتشار آنها به مکتب شیعه خدمت کنم، مثلا مقاله‌هایی در موضوعات مختلف دارم از جمله درباره پیغمبر‌(ص) و «مفهوم خدا در مکتب شیعه» که جنبه‌های مختلف تفکر شیعی را معرفی می‌کند، اگر خدا توفیق دهد می‌خواستم یک کتابی بنویسم و تشیع را به مردم دنیا معرفی کنم و مقالاتی هم درباره ابن سینا نوشتم و امیدوارم اینها را جمع کرده و به صورت کتاب منتشر کنم.

*شما بیشتر اوقات به کارهای علمی و پژوهشی و تدریس مشغول هستید، برای تفریح چه کار می‌کنید؟

تفریح خاصی ندارم و معمولا تفریح و گردش ما به تابستان‌ها خلاصه می‌شود آن‌هم پیش مادرم در نیویورک می‌روم و در آنجا با خانواده با پارک یا جاهای تفریحی می‌رویم.

*در پایان اگر مطلب خاصی دارید که لازم می‌دانید مطرح شود، بفرمایید.

از شما خیلی سپاسگزارم و خیلی خوشحالم که توانستم اینجا یک خدمتی بکنم و امیدوارم خدا به ما توفیق دهد بیشتر خدمت بکنیم.

رژیم صهیونیستی در صدد است در سایه بی‌توجهی جهان اسلام و در ادامه یهودی‌سازی شهر قدس، پخش اذان از مسجدالاقصی را به بهانه اذیت شدن یهودیان ممنوع کند.

به گزارش فارس، تشدید اقدامات یهودی‌سازی در قدس همچنان در سایه غفلت مسلمانان ادامه دارد و این بار نوبت به ممنوعیت پخش اذان در مسجدالاقصی رسید.

کنست رژیم صهیونیستی در صدد است برای محو کردن هرگونه نشانه اسلامی از شهر قدس و یهودی کردن کامل آن، مانع پخش اذان در مسجد الاقصی شود.

شبکه خبری العربیه اعلام کرد که کنست رژیم صهیونیستی ادعا کرده است که پخش صدای اذان موجب آزار و اذیت ساکنان یهودی شده است.

این در حالی است که شهرداری قدس پیشنهاد کرده بود که سیستم صوتی و بلندگوهای مسجد در اختیار مقامات صهیونیست باشد تا میزان صدای آن را در کنترل خود داشته باشند ولی در هر صورت فلسطینی‌ها همه این مطالب را رد و تاکید کردند که این اقدامات برای از بین بردن آثار اسلامی از شهر قدس است.

شیخ عکرمه صبری مفتی قدس در این خصوص اعلام کرد که این تلاش‌ها، همه برای خاموش کردن صدای اذانی است از حدود 15 قرن پیش آغاز شده است.

این در حالی است که اینگونه اقدامات رژیم صهیونیستی نوعی حالت خشم و عصبانیت شدید از دولت عبری در قدس ایجاد کرده است تا حدی که یکی از ساکنان قدس اعلام کرد که اگر اسرائیل بخواهد صدای اذان را خاموش کند، ما هم صدای اسرائیل را خاموش خواهیم کرد.

ک استاد دانشگاه الازهر مصر با اشاره به این که مصر هرگز وهابیت را به رسمیت نخواهد شناخت اعلام کرد وهابیت بدعت در اسلام است و هیچ پایه و اساسی در شریعت اسلامی ندارد.

به گزارش فارس، شیخ علوی امین در گفت وگو با شبکه خبری العالم جنایات مکرر عناصر وهابی و تکفیری علیه مساجد و مراقد اولیای الهی در مصر را در راستای ایجاد فتنه مذهبی و شکاف در میان صفوف مسلمانان دانست.

وی افزود: ادعای وهابی مبنی بر این که نماز خواندن در کنار مزار اولیا جایز نیست کاملا برخلاف نصوص اسلامی روایت شده توسط مذاهب اسلامی معتبر و همچنین تاریخ اسلام است زیرا بسیاری از یاران پیامبر (ص) در کنار مزار اولیای الهی نماز می خواندند و تاریخ مملو از نمونه‌هایی در این خصوص است.

شیخ امین از سوی دیگر از مقامات مصری خواست تا به حمله سلفی‌ها، وهابی‌ها و تکفیری‌ها به مساجد و مراقدی که ضریح اولیا در آن قرار دارد پایان بدهند و از به حضور پذیرفتن افراد وابسته به این گروه‌های فاسد و منحرف خودداری کنند.

استاد دانشگاه الازهر مصر اعلام کرد که تکفیری‌ها، وهابی‌ها و سلفی‌ها کمک‌های مالی از خارج از مصر با هدف اجرای اهداف خارجی برای تهدید امنیت، ثبات و وحدت مصر دریافت می‌کنند.

وی گفت: این گروه‌ها در صدد هستند با اقدامات خود به کشورها یا طرف‌هایی کمک کنند که به دنبال تضعیف جایگاه مصر هستند کشوری که به عنوان یک وزنه سنگین در میان کشورهای اسلامی و عربی به ویژه در قضیه فلسطین است.

استاد دانشگاه الازهر تأکید کرد: طرح‌های شیطانی ترسیم شده مورد نظر گروه‌های بیگانه که از سوی وهابیان و حامیانشان با اهداف تفرقه افکنانه دنبال می‌شود به شکست خواهد انجامید و با آگاهی مردم مصر و تعهد آنان به ارزش های اسلامی این توطئه ها نقش بر آب خواهد شد.

برنامه تا جمعه ظهور از رادیو معارف که در روزهای جمعه صبح از ساعت 8:30 تا 10 به صورت زنده پخش می‌شود، به عنوان یکی دیگر از برنامه‌های منتخب رادیو در سال 90 مطرح شده است.

به گزارش مشرق به نقل از روابط عمومی صدا، این برنامه در سه بخش به موضوع مهدویت می‌پردازد و تکرار آن در همان روز جمعه در ساعت 22:15 دقیقه پخش می‌شود.

بخش‌های متشکل این برنامه عبارتند از بخش پرسش و پاسخ که در هر هفته یک پرسش مطرح می‌شود و به تماس‌های تلفنی، کتبی و پیامک های مخاطبان با حضور استاد حجت الاسلام والمسلمین مهدی یوسفیان از محققان مرکز تخصصی مهدویت پاسخ داده می‌شود.

بخش دوم این برنامه که به مسائل روز مرتبط با اسلام و مهدویت می‌پردازد با کارشناسی استاد شفیعی سروستانی مدیر مسئول مؤسسه موعود اجرا می‌شود.

بخش سوم برنامه تا جمعه ظهور بخش حدیث خوانی است که در آن مبحث ضرورت وجود امام از نگاه روایات و احادیث بررسی می‌شود و کارشناس آن حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی راد از محققان مرکز دارالحدیث قم است.

تهیه کننده و سردبیر برنامه تا جمعه ظهور حجت الاسلام والمسلمین علی اسماعیلی و مجری برنامه نیز رضا حبیبی است.

قابل توجه خوانندگان عزیز بخش دوم این برنامه با سخنرانی استاد شفیعی سروستانی در مسائل روز مرتبط با اسلام و مهدویت را می توانید از همین سایت هرجمعه دانلود کنید

"أیمن حسن" که ۲۱ سرباز اسرائیلی را به هلاکت رسانده، در میان شهروندان مصری ضد اسرائیلی به "قهرمان مصر" شهرت دارد.
به گزارش پانا، "أیمن حسن" سرباز سرشناس ارتش مصر است که در دهه نود قرن گذشته میلادی عملیاتی انجام داد و ۲۱ سرباز صهیونیست را به هلاکت رساند. این عملیات در مرز مصر با سرزمین های اشغالی رخ داد.

وی در سال ۱۹۹۰ میلادی بازداشت و در دادگاه مصر محاکمه شد. حکم حبس ابد برای او در ۶ آوریل ۱۹۹۱ صادر شد.

دادگاه او را به قتل ۲۱ سرباز و زخمی کردن ۲۰ تن دیگر و نیز انهدام ۶ خودرو متهم کرد.

او پس از حدود ده سال حبس در سال ۲۰۰۰ از زندان آزاد شد اما از هرگونه فعالیت محروم بود. اکنون که رژیم "حسنی مبارک" دیکتاتور سابق مصر سقوط کرده، "أیمن حسن" به یکی از برنامه های شبکه ماهواره ای "المحور" دعوت شد تا ماجرای عملیات و زندانش را از زبان خودش بازگو کند.

وی در این برنامه تلویزیونی از ظلم و ستم رژیم "حسنی مبارک" به ویژه پس از آزاد شدنش از زندان سخن گفت. او ضمن اینکه در این برنامه تلویزیونی چندین بار اشک ریخت و گریه کرد، برخی داد و ستدهای نزدیکان و هواداران "حسنی مبارک" با دیگر کشورهای جهان، در مورد بازداشت خودش را بیان کرد.

او گفت: برخی کشورهای جهان به ویژه سران عربی در دیدارهای مختلف با "حسنی مبارک" و نزدیکان و هوادارانش خواسته بودند که مرا آزاد کند زیرا من که افراد بی گناهی را به قتل نرسانده بودم بلکه یک مشت اشغالگر و قاتل را به قتل رسانده بودم. این نزدیکان و هواداران "مبارک" هر بار به بهانه آزادی من از کشورهای عربی امتیاز می گرفتند اما مرا آزاد نمی کردند.

یکی از افسران بلندپایه آمریکایی در مقابل اعطای روادید مهاجرت به زنان عراقی مترجم در ارتش آمریکا از آنها سوء استفاده جنسی می‌کرد.
فارس نوشت:

"جف اشتاین " روزنامه‌نگار آمریکایی در روزنامه واشنگتن پست داستان دختران جوان عراقی را که به امید گرفتن روادید مهاجرت به آمریکا به ذلت در برابر نظامیان آمریکایی تن‌ داده‌اند روایت می‌کند.

بر اساس این گزارش، یک مقام آمریکایی در عراق از این دختران جوان برای دادن روادید مهاجرت باج‌گیری می‌کرد و در واقع این دختران مجبور بودند که میان داشتن شرافت و عفت و روادید مهاجرت یکی را انتخاب کنند.

اشتاین در ادامه می‌نویسد: این دختران جوان که همگی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی بودند و می‌توانستند به زبان انگلیسی صحبت کنند، با یگان‌های مختلف ارتش آمریکا همکاری می‌کردند و اغلب برای این‌که نظامیان بتوانند اسامی آنها را به راحتی به خاطر بسپارند اسامی انگلیسی مانند لیندا، سوزان، کتی، ماری و انجل را برای خود انتخاب می‌کردند. تعداد زیادی از این دختران بدلیل همکاری با نیروهای آمریکایی از سوی عراقی‌ها کشته شده‌اند.

بدلیل خطراتی که ممکن بود در دراز مدت جان این مترجمان را تهدید کند، وزارت خارجه آمریکا روادید ویژه‌ای برای برخی از این مترجمان صادر می‌کرد تا بتوانند به آمریکا بروند. برای بسیاری از مترجمان این روادید یک امید بزرگ به شمار می‌رفت. اما مشکل اصلی این بود که صدور این روادید منوط به موافقت "کریستوفر جی کرچمیر " مسئول صدور مجوزهای امنیتی در پایگاه نظامی آمریکایی واقع در منطقه "الخضراء " در بغداد بود.

کرچمیر متخصص مبارزه با جاسوسی و یکی از پیمانکاران آمریکایی در عراق در سال ۲۰۰۹ بود که به زبان عربی مسلط بود و به یگان گارد ملی در کالیفرنیا برای کار در بخش اطلاعاتی آمریکا وابسته بود.

بنا بر این گزارش، کرچمیر در آن زمان در سن ۲۶ سالگی بود و در همان زمان به دو زنی که در حال بررسی مدارکشان بود به همراه تعدادی از کارمندانش تجاوز کرده است و آنها را مورد آزار جنسی قرار داد. وی تمام زنانی را که به نحوی تلاش کردند تا از او شکایت کنند، مورد مجازات قرار می‌داد و تمام مدالها و نشان‌های امنیتی آنها را می‌گرفت و درخواست روادید آنها را منتفی می‌کرد.

کرچمیر در تماس تلفنی که اواخر سال گذشته با او برقرار شد این خبر را تکذیب کرد و آن را یک ادعای عجیب توصیف کرد و از توضیحات بیشتر در این‌باره خودداری و تلفن را قطع کرد. تلاش برای تماس مجدد با او نیز بی‌فایده بود زیرا او نمی‌خواست با خبرنگاران در این‌باره سخن بگوید.

از سوی دیگر بسیاری بر این باورند که روسای کریستوفر ماه‌ها از این شیوه رفتار او با زنان اطلاع داشتند اما هیچ کاری برای محدود کردن او انجام ندادند. این زنان عراقی و سرگرد "دیوید اندروود " یک افسر ارتش آمریکا که دادخواست‌های مربوط به آزارجنسی زنان کریستوفر را پیگیری می‌کرد، در این‌باره می‌گویند که کارفرمایان او یا دستگاه اطلاعاتی آمریکا پاسخی به این اعتراض‌ها نداده‌اند.

در اوایل دسامبر ۲۰۰۹، این سرگرد نامه‌ای برای "ریموند اودیرنو " فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق ارسال می‌کند و در آن از اقدام کرچمیر در آزار جنسی زنان مترجم شکایت می‌کند

یک خاخام صهیونیست با هشدار درباره تحولات منطقه اعلام کرد ارتش اسرائیل توان شکست دادن نیم میلیون مسلمان (حزب‌الله) را نداشت؛ چگونه می‌خواهد با میلیون‌ها مسلمان که بزودی برای آزادی قدس راهی این شهر می‌شوند، مقابله کند؟
به گزارش فارس، یک خاخام صهیونیست چندی پیش در جمع تعدادی از جوانان صهیونیست درباره قیام قریب‌الوقوع مردم مسلمان علیه اسرائیل هشدار داد.

وی در این سخنان که توسط جوانان فلسطینی در شبکه اجتماعی اینترنتی فیس بوک منتشر شده است و ترجمه آن در زیر خواهد آمد، به وضوح هراسی که به جان مقامات اسرائیلی افتاده است، به تصویر می‌کشد و تصریح می‌کند که میلیون‌ها مسلمان بزودی راهی قدس می‌شوند تا مسجدالاقصی را آزاد کنند.

ترجمه این فیلم:

«خاخام یهودی انقلاب‌های عربی را تشریح می‌کند».
«در پی انقلاب‌های عربی، ترس و نگرانی درباره سرنوشت رژیم صهیونیستی بر سران و محافل اسرائیل حاکم شده است... این فیلم را که این خاخام صهیونیست در آن به‌روشنی ترس و وحشت خود را از پیشروی مسلمانان به سوی فلسطین، تشریح می‌کند، مشاهده کنید».

خاخام صهیونیست:
کاملا روشن است که طناب دار به دور گردن ما تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شود. کشورهای اطراف ما خواستار ساختار دموکراتیک هستند ولی حقیقت این است که آنها می‌خواهند از دست دیکتاتورها خلاص شوند وگمان نکنید که آنچه پیش خواهد آمد بهتر از اکنون خواهد بود. [انور] سادات [رئیس جمهور اسبق مصر] جای [جمال عبد الـ] ناصر آمد و حسنی مبارک جای سادات و چون وی نخواست مانند دو رئیس جمهوری پیشین خود [مردم را] بکشد [تلاش کرد که] خواست حکومت خود را موروثی کند [ولی مردم علیه او قیام کردند]...

جمله هشدار آمیز روی فیلم: این خاخام تلاش می‌کند تشریح کند که رئیس جمهوری آینده مصر نیز دیکتاتور خواهد بود... «مهـم»... اکنون به این قسمت از سخنان این خاخام گوش فرا بدهید:

ای قوم یهود ! می‌دانید که منطقه اطراف ما بشدت می‌لرزد و اگر تا الان تصور می‌کردید که این انقلاب‌ها از ما دور است و ما از دور نظاره‌گر خواهیم بود، سخت در اشتباهید چون اگر رژیم‌ها تغییر کند و اسلامی شود، آن وقت مشکل بسیار بزرگی خواهیم داشت.

چه کسی خاطرش هست زمانیکه گفتم «ما چه خواهیم کرد اگر میلیون‌ها مسلمان تصمیم بگیرند به سوی ما پیشروی کنند» البته خوب می‌دانید که گرداگرد ما نیم میلیارد مسلمان زندگی می‌کند. مشاهده کردید که ارتش از مهار نیم میلیون مسلمان [حزب‌الله در جنگ ۳۳ روزه] عاجز ماند... حال [با میلیون‌ها مسلمان] چه کنیم !!

در مصر دیدید که تظاهرات مردم میلیونی برگزار شد و تعداد آنان به دو میلیون نفر رسید. در این تظاهرات مصری‌ها چه گفتند؟!! آنها می‌خواهند به سوی قدس پیشروی کنند. با پای پیاده... می‌خواهند قدس را آزاد کنند.

صحرای سینا از لحاظ جغرافیایی کمی از ما دور است ولی چه اتفاقی خواهد افتاد اگر میلیون‌ها مسلمان از کرانه ‍[باختری] و دیگر مرزها به سوی ما پیشروی کنند؟ چه خواهند گفت؟... می‌گویند مرک بر اسرائیل سپس به سوی قدس حرکت می‌کنند و حاضرند میلیون‌ها شهید هم بدهند. «ایـن تـازه آغـاز ماجـراست»

در انتهای این فیلم که در شبکه اجتماعتی اینترنتی فیس‌بوک منتشر شده است به تاریخ فراخوان برای قیام مردم فلسطین تحت عنوان «انتفاضه سوم فلسطین» در تاریخ یکشنبه ۱۵ می امسال (۲۵ اردیبهشت) اشاره می‌کند.

یک خبرگزاری عراقی اعلام کرد سلفی‏ ها و وهابیون افراطی تهدید کردند که به زودی بارگاه حضرت زینب کبری(س) در دمشق را منفجر خواهند کرد.

به گزارش ابنا، درحالی که این روزها فتنه‏گری گروه‏های مزدور و وابسته به وهابیون سعودی و صهیونیست‏ها در سوریه شدت گرفته است، افراطیون و تکفیری‏های وهابی با تهدید به انهدام زینبیه، سعی در به هم ریختن اوضاع داخلی سوریه و تشویش اذهان مردم را دارند تا بیش از پیش از این اوضاع به سود خود بهره‏برداری کنند.

به گفته کارشناسان، از آنجا که دولت سوریه تحت هر شرایطی از بارگاه‏ها و مراقد شریف موجود در دمشق حمایت کرده و امنیت آنها را تأمین می‏کند، این مضاجع شریف به نمادی از سوریه تبدیل شده و انهدام آنها تأثیر به‏سزایی در تخریب وجهه داخلی و بین‏المللی دولت "اسد" دارد؛ از سویی حضور خیل کثیر ایرانیان در این کشور نیز وهابیون و سرکردگان سعودی آنها را واداشته تا با تحریک احساسات دینی و مذهبی شیعیان و زائران این مرقد شریف، از آشفتگی داخلی به نفع خود سودجویی کنند.

پیش از این نیز دولت سوریه اعلام کرده بود دست داشتن شاه‏زاده سعودی ـ بندر بن سلطان ـ در رأس درگیری‏ها و اغتشاشات این روزهای سوریه و هدایت تروریست‏ها، برای نیروهای امنیتی سوریه محرز شده است.

شایان ذکر است که پس از پیروزی انقلاب مصر نیز افراطیون وهابی و سلفی این کشور با حمله به اماکن مقدس در مصر، اقدام به آتش زدن برخی از ضریح‏ها کردند که سرانجام با مقاومت مردم و تهدید علمای بزرگ این کشور، عقب‏نشینی نمودند.

'تری جونز ' کشیش بنیادگرای مسیحی که با سوزاندن قرآن، محرک شورش‌هایی در کشور افغانستان شد، اکنون قصد دارد یک تجمع مسلحانه را در مقابل بزرگترین مسجد آمریکا ترتیب دهد.

به گزارش  فارس به نقل از شبکه تلویزیونی "راشا تودی " نوشت: "تری جونز " کشیش بنیادگرای مسیحی که با سوزاندن قرآن، محرک شورش‌هایی در کشور افغانستان شد، اکنون قصد دارد یک تجمع مسلحانه را در مقابل بزرگترین مسجد آمریکا ترتیب دهد.

جونز و پیروانش قصد دارند به منطقه "دیربرن " در حومه شهر "دیترویت " در ایالت "میشیگان " که یک جامعه بزرگ اسلامی - آمریکایی است بروند. آنها می‌خواهند در جمعه قبل از عید پاک در مقابل مسجد این منطقه تجمع کنند و همچنین قصد دارند در این تجمع مسلح باشند.

بسیاری اکنون می‌خواهند به این مسئله بپردازند که آزادی بیان و مذهب تا چه میزانی باید رعایت شوند. بعضی‌ها با اعتقاد به اینکه آمریکایی‌ها آزادی مذهب می‌خواهند نه آزادی بیان اصولا مخالف قرآن سوزی هستند.

"هارون مغول " مدیر مرکز اسلامی دانشگاه نیویورک در این رابطه می‌گوید: مردم آمریکا به حق آزادی بیان و آزادی مذهب احترام می‌گذارند؛ مسلمان بودن و آمریکایی بودن با هم در تعارض نیستند.

با وجود این چه چیزی بیشتر اهمیت دارد؟ آزادی بیان یا جلوگیری از قرآن سوزی؟
وی در ادامه تصریح کرد: قانون اساسی برای آمریکایی‌ها پر اهمیت است و همین قانون اساسی هم آزادی بیان و هم آزادی مذهب را به شهروندان اعطا می‌کند.

وی با اشاره به آشوب‌ها و اعتراضات در کشور افغانستان، خاطر نشان کرد: مردم افغانستان از دولت خود و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) ناراضی هستند. از جنگ آمریکا در کشورشان ناراحت هستند. واکنش آنها به قرآن سوزی به علت نفرت به آمریکا یا سوزاندن قرآن نبود، بلکه قرآن سوزی بهانه و جرقه‌ای بود برای این اعتراضات.

وی تصریح کرد: آنچه در افغانستان اتفاق افتاد حقیقتا ربطی به تری جونز و قرآن سوزی ندارد ما باید فراتر از اسلام و قرآن سوزی به مسئله نگاه کنیم.

مغول در ادامه خاطر نشان کرد: هر دو طرف باید بفهمند که آزادی بیان می‌تواند با آزادی مذهب توامان وجود داشته باشد. اسلام و آزادی بیان همدیگر را نقض نمی‌کنند و می‌توانند با هم جمع شوند. مسلمانان آزادی بیان و آزادی مذهب می‌خواهند.

به گزارش ندای انقلاب چندی پیش شخصی با نام « م ب » با تاسیس دفتری در خیابان انقلاب و پاسداران تهران با مطرح نمودن تئوری ابر آگاهی به جذب جوانان به خصوص قشر نخبه اقدام نموده بود.

نامبرده با تمسک به متون عرفان های سرخپوستی و اختلاط آن با عرفان اسلامی معجونی سمی تدارک دیده بود و متاسفانه عده ای از جوانان را به خود جذب می نماید.

از نکات مورد توجه که به تازگی خبرنگار ما از آن مطلع شده است : نامبرده در پاسخ مریدان در خصوص حضرت حجت (عج) گفته چرا اینقدر از امام زمان می پرسید هر سوالی دارید از من بپرسید!

وزیر اوقاف مصر از تحرکات گسترده وهابی ها برای کنترل مساجد این کشور پرده برداشت، و حملات تکفیری ها و طرفداران جریانهای افراطی به مساجد را از چالش های مهم این وزارتخانه در مرحله کنونی دانست.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، "عبدالله الحسینی "دوشنبه در گفت وگو با شبکه خبری "توافق" به طور آشکارا جریان وهابی را به تلاش برای سلطه بر مساجد به شکل غیرقانونی و غیراخلاقی متهم و تاکید کرد که انقلاب و آزادی به معنای بی قانونی و بی اخلاقی نیست.

الحسینی با اشاره به حملات اخیر به مساجد مصر ازجمله مسجد النور و نیز حمله تکفیری ها به امام جماعت و خطیب این مسجد اظهار داشت: این حملات ازجمله چالش هایی است که وزارت اوقاف مصر با آن روبروست.

این وزیر مصری افزود: وزارت اوقاف اکنون درحال هماهنگی با نیروهای پلیس و ارتش مصر برای حفاظت از مساجد و مقابله با پیروان تفکر تکفیری است که گمان می کنند می توانند هرکاری را که می خواهند در مساجد انجام دهند، درحالی که براساس قوانین مصر، سرپرستی مساجد برعهده وزارت اوقاف است.

شبکه سی بی ان (CBN) در گزارشی'انجمن دانشجویان مسلمان آمریکا' را به عنوان کارخانه تروریست سازی معرفی کرد.
کارخانه تروریست سازی از نظر شبکه تلویزیونی مسیحیان

به گزارش مشرق، شبکه سی بی ان (CBN) در یکی از گزارشهای خود، به بررسی انجمن دانشجویان مسلمان (MSA) در آمریکا پرداخت. شبکه تلویزیونی مسیحیان در گزارش خود از این انجمن که در اکثر دانشگاههای آمریکا شعبه دارد به عنوان «کارخانه تروریست سازی» یاد کرد.
این شبکه اعلام می دارد که این انجمن به یک ماشین جوجه کشی برای تولید اسلام افراطی تبدیل شده که اعضای آن زمانی با ظاهری آراسته در نقش دکتر و مهندس و کیل ظاهر می شوند و زمانی دیگر به عوامل اصلی اقدامات تروریستی تبدیل می شوند.
شبکه سی بی ان همچنین به زعم خود از ماهیت متعصبانه این انجمن در ضدیت با رژیم صهیونیستی پرده برمی دارد و به ماجرای هو کردن مایکل اورن سفیر اسرائیل در آمریکا به سال 2010 در دانشگاه ارواین کالیفرنیا توسط دانشجویان این انجمن اشاره می کند.
شبکه مسیحیان در بخش دیگری از گزارش خود و برای تآیید چنین ضدیتی، به حرکت یکی از دانشجویان دختر دانشگاه دیویس کالیفرنیا در مه 2010 اشاره می کند که وقتی سخنران یهودی جلسه، دیوید هوروویتس از او می پرسد «آیا با این حرف رهبر حزب الله که گفته است ما از این که یهودیان در اسرائیل جمع شوند استقبال می کنیم زیرا در این صورت مجبور نیستیم برای کشتن آنها دور تا دور دنیا را بگردیم موافق هستی؟»، این دختر در کمال ناباوری حضار و با شجاعت تمام جواب می دهد: «بله، موافق هستم».
البته این انجمن دارای نقاط ضعفی نیز هست که باعث می شود بعضی از اعضای این انجمن بدون حجاب در نماز جماعت شرکت کنند.

به گزارش روابط عمومی موعود، در پی درج خبر 340 میلیارد تومان سهم خواص از بودجۀ نود که توسط برخی رسانه‌ها و از جمله ماهنامۀ «نسیم بیداری، شمارۀ 14، مورّخ اسفند 89، صفحۀ 17) منتشر شده بود، برخی از دوستان موعودی گمان برده بودند خبر رقم یک میلیارد و هفتصد میلیون تومانی اعطایی به «بنیاد مهدی موعود»، مربوط به «مؤسّسۀ فرهنگی موعود عصر» است. تماس مکرّر عزیزان باعث شد تا برای رفع شبهه اعلام کنیم این موضوع هیچ ربطی به مؤسّسۀ فرهنگی موعود عصر و ناشر ماهنامۀ موعود ندارد.

 

یکی از مراجع شیعیان در عراق فتوای تحریم حضور نظامیان آمریکایی در خاک این کشور پس از سال 2011 را صادر کرد.

به گزارش فارس، پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله "سید کاظم الحسینی الحائری " مرجع عالیقدر شیعیان در عراق طی یک خبر فتوای حرام بودن ادامه حضور نیروهای اشغالگر در عراق بعد از سال 2011 میلادی( اواسط ماه دی سال جاری ) را روی خروجی خود گذاشت.

در این فتوا آمده است: آمریکایی‌ها کشورمان را اشغال کرده‌اند و درآن فساد به پا کردند و آنچه را که صدام گذاشته بود ویران کردند. لذا بعد از 7 سال و بر اساس توافقنامه امنیتی باید در پایان سال 2011 میلادی تمام نظامیان آمریکایی از این کشور خارج شوند. تعداد این نظامیان به 50 هزار نفر می‌رسد اما به نظر می رسد که آمریکایی‌ها بدنبال تمدید بقای خود در کشور هستند.

پس آیا دولت و پارلمان حق تمدید [توافقنامه امنیتی] را دارند؟

در این فتوا آمده است: ابقای اشغالگران کافر در عراق حتی یک روز پس از مدت [ذکر شده درتوافقنامه امنیتی] حرام است و خداوند شاهد است که من این امر را ابلاغ کرده‌ام.

این در حالی است که واشنگتن طی روزهای گذشته مقامات متعددی را به عراق اعزام کرده است تا شاید از این راه بتواند مقامات عراقی را به تمدید توافقنامه امنیتی امضا ‌شده با بغداد راضی کند اما این پافشاری کاخ سفید با مخالفت گروه‌های سیاسی عراق و نیز دولت عراق مواجه شد و "نوری المالکی " نخست‌وزیر تاکید کرد که نیروهای امنیتی عراق قادر به تامین امنیت کشور هستند و نیازی به تمدید توافقنامه امنیتی وجود ندارد.

مقام امام زمان (عج) در بحرین همان جایی بوده که حدود دو قرن پیش یکی از روحانیون شیعه به نام "محمد بن عیسی" با امام زمان (عج) دیدار کرده و حضرت صاحب الزمان وعده پیروزی شیعیان را به وی داد.
به گزارش شیعه آنلاین، خبرنگار افتخاری ما در منامه پایتخت بحرین دقایقی پیش اعلام کرد که مقام امام زمان (عج) توسط نیروهای رژیم آل خلیفه با حمایت و پشتیبانی نیروهای اشغالگر آل سعود تخریب شد.

گفتنی است مقام امام زمان (عج) در بحرین همان جایی بوده که حدود دو قرن پیش یکی از روحانیون شیعه به نام "محمد بن عیسی" با امام زمان (عج) دیدار کرده و حضرت صاحب الزمان وعده پیروزی شیعیان را به وی داد.

قابل ذکر است در آن زمان شیعیان بحرین به دست نیروهای وهابی آل سعود در همان زمان نیز به شهادت می رسیدند.

چندی پیش در روزنامه همشهری، خبر احداث مسجدی در بوستان ولایت درج شد که به دلیل بهره گیری از فرم هایی ماسونی و غیر مانوس برای گنبد و مناره خود، مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت.
مشرق- سالهای اخیر در حالی سپری می شود که فصل آگاهی مردم نسبت به همه گزاره های فرهنگی را نوید می دهد و در عرصه معماری نیز در این فصول پهنه اینترنتی پر است از گزاره هایی که حکایت از اعتراض مردم نسبت به احداث بناهایی دولتی اما با فرم ها و مفاهیم متعارض با معماری ایرانی و اسلامی دارد.
چندی پیش در صفحه اول روزنامه همشهری(24 فروردین)، خبری از احداث مسجدی در بوستان ولایت درج شد که به دلیل بهره گیری از فرم هایی غیر مانوس برای گنبد و مناره خود، مورد اعتراض و انتقاد بسیاری قرار گرفت. اما آیا این اعتراضات از حیث دانش و هنر معماری واقعا به این بنا وارد است؟


در وهله نخست با دیدن این بنا، داشتن حیاط مرکزی، استقرار رواق ها در اطراف و فرم کلی شبستان که شمسه هشت پر است و از تداخل دو مربع بوجود می آید، همگی بر داشتن عناصر و اِلمان های معماری ایرانی دلالت دارند؛ ولیکن طراحی و ساخت مناره هایی با مقطع مربع شکل و گنبد رُک هرمیِ 4 وجهی آیا در معماری ایرانی اسلامی سابقه داشته است یا خیر؟
مناره
انتقادی که به مناره های این بنا وارد می کنند، فراماسونری دانستن آن است که منتقدان شباهت آن را بیشتر به ابلیسک می دانند. قطع به یقین این مناره ها ابلیسک نیستند، چرا که اگر چه ابلیسک دارای پلان مربع شکل است اما در تاج و راس خود از هرمی 4وجهی برخوردار است که در این مناره ها مشاهده نمی شود. اما مشکل این مناره ها از لحاظ مفهوم فرمی چیز دیگری است.
در مفاهیم و مبانی عناصر بصری در فلسفه هنر، بر این امر قائلیم که مربع نماد زمین است و دایره نماد آسمان. اغلب مناره هایی که در ایران و پهنه جهان اسلام مشاهده می شوند با پلان دایره شکل خود قصد دارند که مخاطب خود را به اوج آسمان ها بکشانند و ابلیسک ها با مقطع مربع شکل به زمین گیر کردن و بستن راه انسان به آسمان ها می انجامند. اگر چه در معماری سنتی حتی در مساجد قدیم در اسلام، مناره هایی مربع شکل داشته ایم اما پایه ای مربع داشته اند که به دایره تبدیل می شده است و از مربع با ارتفاع کم شروع شده و به پلان دایره شکل به ارتفاع زیاد ختم می شده است. لذا داشتن چنین مناره هایی با مقطع مربع از این حیث مردود است.
تفاوت فرمی مناره و ابلیسک در نزدیکی مسجد ایاصوفیا ترکیه


در تصویر فوق تمایز فرمی میان ابلیسکی که در نزدیکی مسجد ایاصوفیا در ترکیه ساخته شده با مناره های مسجد مشهود است.

گنبد
گنبد در معماری ایرانی و اسلامی در بیشتر موارد به صورت گنبد نار است؛ مانند گنبد بقاع متبرکه و آرامگاه های بزرگان دینی. نوع دیگر گنبد، گنبد رُک است که شامل سه نوع است؛ مخروطی، هرمی، اورچین.
اگر فرض کنیم که این گنبد یک گنبد رُک هرمی است، باید درنظر داشت که در معماری اسلامی هیچگاه این گنبدها به صورت هرمی 4وجهی ساخته نشده اند. لذا ساخت چنین گنبدی بر روی شمسه هشت پری که از نمادهای اسلامی است مطرود است.
هرم از اصلی ترین فرم ها در معماری فراماسون ها محسوب می شود؛ اگرچه ما معماران قصد نداریم که فرم هرم را از معماری ایرانی، به این صورت حذف نماییم، اما حتی اگر یک درصد احتمال وجود داشته باشد که گنبد یک مسجد، مخاطبی را به جای دعوت به آسمان ها، به یاد هرم های ماسونی بیاندازد، باید از ساخت آن پرهیز کرد و درعوض، از فرم های متعارف معماری ایرانی و اسلامی که از فیلتر هزاران سال فرهنگ ایرانی و اسلامی عبور کرده اند استفاده نمود.
البته مشکل طرح در ساخت این گنبد تبدیل ساقه آن از مربع به هشت ضلعی است که باید گفت، نمونه های بسیاری در معماری سنتی موجود است که گنبدهایی هرمی با 8 وجه را به زیبایی تمام ساخته اند. مانند گنبد مقبره حاج عبد الصمد در نطنز.

گنبد مقبره حاج عبدالصمد در نطنز-گنبد رُک هرمی
برای اصلاح گنبد مسجد بوستان ولایت نیز این امکان وجود دارد که گنبدی هرمیِ هشت وجهی را بسادگی جایگزین این گنبد هرمی 4 وجهی نمایند.
وعده مسئولین برای طراحی مساجد تهران بر اساس معماری ایرانی اسلامی
هنوز چند روزی از ابلاغ دستورالعمل تصویب طرح‌های معماری مساجد و اماکن مذهبی در شهرداری تهران از سوی شهردار تهران نمی گذرد و باید منتظر بود تا ماحصل کار شورای تصویب طرح‌های معماری مساجد تهران را دید.
در دستورالعمل ابلاغ‌ شده از سوی شهردار تهران آمده است: با عنایت به رهنمودهای مقام معظم رهبری و برنامه سند طرح جامع شهر تهران درخصوص احیای الگوهای معماری و شهرسازی اسلامی- ایرانی همچنین با توجه به شأن و جایگاه مساجد، ضروری است که شهرداری تهران به‌عنوان الگویی در راستای تحقق اهداف طرح جامع و منویات مقام‌معظم‌رهبری برای شهروندان تهرانی معیار قرار بگیرد.
در پایان لازم به ذکر است که با وجود تاسیس چنین شوراهای نظارتی، مساجدی عجیب و غریب با سبک های غربی و پست مدرن یا فرم های متناقض با کارکرد مسجد، درحال ساخت هستند و تا چنین بناهایی در شهر ساخته می شوند نگرانی عموم مردم از انزوای معماری ایرانی اسلامی توسط بناهای دولتی در جای خود باقی است.

مشرق، در بحرین حدود 15 حزب فعالیت می‌کنند که اعضای آنها شیعه، سنی، ملی‌گرا، سکولار، بعثی و غیره هستند؛ البته با توجه به جمعیت اندک بحرین بعضاً اعضای این احزاب به بیش از یک‌صد نفر نمی‌رسد. در این میان "مجلس علمای شیعی" یک تشکل جدی و منسجم در بحرین به شمار می‌آید که "شیخ "عیسی قاسم" فرزند احمد، با نفوذترین روحانی بحرینی، رئیس این تشکل است.
شیخ عیسی قاسم کیست؟
آیت الله حاج شیخ "عیسی احمد قاسم الدرازی البحرانی" از برجسته‌ترین علما و رهبران سیاسی بحرین است که در روستای "دَراز"، از روستاهای اطراف "منامه" در پایتخت بحرین دیده به جهان گشود و تحصیلات مقدماتی خود را در مدارس این روستا به پایان رساند.

تحصیلات علوم دینی خود را در بحرین در دهه 1960 میلادی با حضور در محضر شیخ "علوی الغریفی" آغاز کرد و سپس راهی نجف اشرف شد تا به تحصیل علوم دینی و از جمله فقه در آن بپردازد. وی از جمله دانش‌آموختگان آیت الله شهید "سید محمدباقر صدر" است.
با آغاز فعالیت برای تأسیس پارلمان بحرین که قصد داشت پس از شکل‌گیری کشور، کار تدوین قانونی اساسی بحرین را به انجام برساند، مردم بحرین از شیخ قاسم خواستند با بازگشت به این کشور خود را برای حضور در این پارلمان کاندیدا نماید و در عمل شیخ عیسی موفق شد با بالاترین رأی به پارلمان بحرین راه یابد و در کنار جریان اسلامگرای پارلمان، نقش مهمی در تدوین مواد و بندهای اسلامی در قانون اساسی بحرین ایفا کند.

شیخ عیسی قاسم، در حال ورود به حوزه رأی گیری انتخابات پارلمانی بحرین

در سال 1971 میلادی، وی نامزد نمایندگی در مجلس ملی شد و با به دست آوردن آرای لازم به این مجلس راه یافت و تا زمان انحلال این مجلس با اخلاص و وفاداری هرآنچه در توان داشت، به مردم بحرین خدمت کرد.

* ادامه تحصیلات عالیه دینی

در سال 1971 میلادی که جمعیت "بیداری اسلامی" در بحرین تأسیس شد، وی از جمله بارزترین و برجسته‌ترین بنیانگذاران آن بود و در ادامه، در ابتدای دهه 1990 میلادی برای اتمام تحصییلات عالیه دینی خود، عازم شهر مقدس قم شد و تحصیلات حوزوی و علوم دینی خود را در محضر اساتیدی چون آیات عظام مرحوم آیت الله "فاضل لنکرانی"، "سید محمود هاشمی" و "سید کاظم حائری" ادامه داد.

وی تا هشتم مارس سال 2001 میلادی در قم اقامت داشت و مشغول به تحصیل بود تا اینکه در این سال خود را برای بازگشت به بحرین آماده کرد و پس از ورود به بحرین که با استقبال وسیع و شورانگیز مردم این کشور انجام گرفت، رسالت تدریس و آگاه سازی و بیدارسازی شیعیان بحرین نسبت به ظلم و استبداد آل خلیفه و اقامه نماز جمعه را برعهده گرفت.

 

* گزیده سخنان علمای بزرگ درباره شیخ

حضرت آیت الله العظمی "سید علی خامنه‌ای"، رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت الله شیخ عیسی قاسم را "ستاره‌ای در آسمان تشیع" توصیف نموده و فرمودند: «اینجانب به وجود شیخ افتخار می‌کنم.»

سخنرانی شیخ در جمع عزاداران حسینی

حجت الاسلام والمسلمین شیخ "اسد قصیر" از اعضای دفتر استفتائات مقام معظم رهبری که مسؤولیت انتقال استفتائات مقلدان عرب زبان معظم له را بر عهده دارد، درباره دیدگاه ولی امر مسلمین در مورد شیخ قاسم گفته است: «اگر من هم در بحرین بودم خود را ملتزم به دیدگاه ها و مواضع سیاسی حضرت شیخ عیسی می دانستم و اگر از سیدنا القائد نیز سؤال شود قطعاً پاسخ ایشان نیز همین خواهد بود.»
آیت الله "سید کاظم حسینی حائری" از مراجع تقلید نیز درباره ایشان فرمودند که شیخ قاسم، "عالم ربانی" و "شیخ جلیل القدری" است که هرکس به وی اقتدا کند و از او هدایت جوید، رستگار می‌شود.
آیت الله محمدتقی مصباح یزدی نیز درباره شیخ عیسی قاسم گفته است: «من پیش از سفرم به بحرین، شیخ عیسی را که از اعضای مجمع جهانی اهل بیت(ع) و نماینده آیت الله خامنه‌ای مدظله العالی بودند، می‌شناختم. سابقه آشنایی من با ایشان به جلسات مجمع و حضور ما در آنجا بازمی‌گردد و من هیچ‌گاه جز علم و تقوا و پرهیزگاری چیزی از ایشان ندیدم و با هیچ یک از علمای بحرین به اندازه شیخ عیسی آشنا نیستم و نمی‌توانم آنها را با شیخ عیسی مقایسه کنم.»
وی می افزاید: «بی‌شک انتخاب ایشان توسط رهبر معظم انقلاب برای عضویت در مجمع جهانی اهل بیت(ع) به دلیل ارجحیت شیخ بر سایر علمای کشور بحرین است و در یک کلام، باید بگویم من مرید و دوستدار ایشان هستم و همواره برای آن شیخ جلیل القدر دعای خیر می کنم.»
آیت الله مصباح همچنین پیش از سفر به بحرین، تأکید کرده بود که تنها زمانی پا به خاک این کشور خواهم گذاشت که شیخ عیسی به من اذن دهد و پس از خوشامدگویی و اعلام آمادگی شیخ عیسی، وی اقدام به سفر به بحرین نمود.

ساده زیستی و تواضع شیخ، زبانزد مردم است

علامه سید عبدالله الغریفی که خود از علمای بزرگ و محبوب بحرین است درباره عظمت مقام شیخ قاسم می گوید: «من تا این لحظه به هیچ شخصیت بزرگی به اندازه شیخ عیسی احمد قاسم، ایمان عمیق نداشته ام و در مورد رهبری ایشان در چنین سطحی، به هیچ وجه نگران و مردد نیستم.»
حجت الاسلام شیخ علی سلمان، رئیس فراکسیون "الوفاق" بحرین که مقامات این کشور تلاش بسیاری دارند که با ترویج شایعات مختلف، روابط وی با شیخ را شکرآب توصیف کنند و به این شایعه دامن بزنند، بارها در سخنرانی های مختلف خود، عظمت مقام شیخ قاسم را ستوده و به شاگردی وی افتخار کرده و مردم را به تبعیت از دستورات و فرامین شیخ توصیه اکید کرده است.

 

* خصوصیات و ویژگی‌های فردی

پرهیزگاری، تسلط بر مسائل و جریات روز کشور و جهان، در کنار مهربانی و مردمداری و علم فراوان و تسلط بر مسائل فقهی، موجب شده تا شیخ، جایگاه بسیار با نفوذی در میان مردم بحرین بیابد و بجرأت بتوان گفت، محبوب ترین روحانی در میان مردم بحرین باشد.

او از میان مردم برخاست و این مردم بودند که به وی این جایگاه رفیع را بخشیدند. شهرت و معروفیت خود را از طریق رسانه‌ها و راضی و خشنود کردن آنها به دست نیاورده و به همین دلیل، شیعیان بحرین، همواره مطیع و فرمانبر اوامر و دستورات و اشارات او هستند.


کسانی که سخنرانی‌های شیخ را دنبال یا استماع کرده باشند، بخوبی می‌دانند، زبان وی، زبان حال مردم است و هیچ‌گاه کسی موفق نشده،‌ او را از گفتن حق یا حقیقت یا دفاع از آن بازدارد.
از جمله ویژگی های شیخ، حمایت دائمی او از مسلمانان و مظلومان جهان، بویژه حمایت قاطع از جریانات مقاومت در منطقه از جمله حزب الله لبنان بوده و به همین دلیل، مردم لبنان نیز علاقه زیادی به شیخ عیسی دارند.

 

* نقش مواضع شیخ در قیام مردم بحرین
با آغاز قیام مردمی بحرین در 14 فوریه گذشته، شیخ عیسی قاسم که رهبر معنوی جنبش الوفاق بحرین به ریاست شیخ "علی سلمان" و از جمله جنبش‌های معارض بحرینی است، رهبری و هدایت مردم این کشور را جهت تبیین اعتراضات مسالمت‌آمیزشان نسبت به ظلم و ستم آل خلیفه و مطالبه حقوق برحقشان از این خاندان جائر برعهده گرفت و هرگاه آل خلیفه با ترفند و توطئه‌ای خواسته تا با فریب مردم و به بهانه انجام مذاکرات و گفت وگو با معارضان آتش قیام آنها را فرو بنشاند، شیخ عیسی قاسم در کنار دیگر علمای این کشور با روشنگری‌های خویش، این ترفند آل خیلفه را نقش برآب ساخته است.

 

*زیرکی سیاسی شیخ
زیرکی در عملیات های روانی و تبلیغاتی و مانورهای سیاسی و فرهنگی، از دیگر ویژگی های شیخ است. عیادت از خانواده شهدا و جانبازانی که در حملات وحشیانه آل خلیفه مجروح شده اند و در بیمارستان ها و منازل شان بستری هستند، یکی از اشتغالات شیخ در روزهای جاری است که این اقدام وی، به کابوسی برای رژیم آل خلیفه و سعودی ها تبدیل شده و آرامش روانی را از آنها گرفته است.

عیادت شیخ از جانبازان و مجروحان حملات وحشیانه رژیم آل خلیفه و آل سعود

خطبه های وی در نماز جمعه بحرین نیز همواره یکی از نگرانی های آل خلیفه بوده است، زیرا صدور یک کلام از سوی شیخ، برای مردم به منزله موضع ولایت امر و مراجع تلقی می شود و می تواند در ظرف زمانی کوتاهی، سرنوشت منطقه را تغییر دهد.
جنایات و فجایعی که رژیم آل خلیفه تا این لحظه آفریده است در شرایطی است که انقلابیون به رهبری شیخ عیسی قاسم، تا این لحظه از اقدامات خشونت آمیز منع شده و تنها به تحصن و اعتراضات مدنی بسنده کرده اند.

تصاویری از آیت الله شیخ عیسی قاسم و محبوبیت مردمی او را مشاهده می کنید:

 

مصاحبه یکی از علمای بحرین با الجزیره در مقابل تصاویر شیخ

 

 

شیخ در محراب مسجد جامع در حال ادای تشهد نماز

 

تصویری از رایزنی های روزمره شیخ با دیگر علمای بحرینی

 

 

 

شیخ بر روی تخت بیمارستان

 

مردم بحرین حتی در دسته های عزاداری محرم نیز تصاویر شیخ را با خود حمل می کنند

 

 

 

 

 

 

 

 

سخنرانی شیخ در روز عاشورا

 

 

 

شیخ در کنار شاگرد برجسته خود، شیخ علی سلمان، رئیس فراکسیون الوفاق بحرین

 

 

 

گ

شیخ عیسی قاسم در عیادت از شیخ عبدالامیر الجمری، روحانی فقید بحرینی

 

 

مشرق- در جریان نا آرامی های اخیر کشور های عربی، تحلیلگران غربی موج بیداری اسلامی را به "انقلاب های توییتری" نسبت دادند و سعی در فروکاست آن داشته اند. این در حالی است که ضریب نفوذ اینترنت در این کشورها است.
حتی در اوج اعتراضات مردم مصر که به سقوط حسنی مبارک منجر شد؛ کارشناسان در حالی مدعی توییتری بودن انقلاب مصر بودند که رژیم دست نشانده مبارک، برای فروکش کردن آتش این انقلاب؛ شبکه های اجتماعی، اینترنت، پیام کوتاه و... را بر روی انقلابگران مصری بسته بود و سعی در فلج سایبرنتیکی آن داشت؛ اما این اقدام منجر به جلوگیری از انقلاب نشد و قیام اسلامی مصر، به فرجام نسبی خود رسید.
پرسش اینجاست که قیام هایی که نه رهبر دارد، نه از رسانه های اجتماعی برای هدایت اعتراضات خیابانی بهره می برد چگونه به حیات خود ادامه می دهد؟
در جوامع مسلمانی که اکثریت آن ها از اهل تسنن هستند؛ از جمله لیبی و اردن و تونس و عربستان و به ویژه مصر "نماز جمعه" قویترین رسانه ای است که اگرچه از شیوه ای سنتی برخوردار است اما محوریت و اساس اعتراضات را بر پایه اسلام استوار می کند و از عمق و نفوذ رسانه ای و تاثیر ارتباط مستقیم و ایجاد اتحاد و همبستگی هرچه بیشتر برخوردار است.
اما کشورهایی که اکثریت آنها شیعه هستند؛ در کنار استفاده از نماز جمعه به عنوان رسانه ی قدرتمند و متمرکز؛ از رسانه های هسته ای و کوچکتری بهره می برند که حالت انتشار یافته داشته و در عین حال منسجم هستند. رسانه های آنها مساجد و حسینیه است.
عزاداری شیعیان برای امام حسین (ع) و حضرت زهرا (س) که در مساجد و حسینیه صورت می گیرد؛ دو عاملی است که علاوه بر انجام ماموریت رسانه بودن؛ برای تعمیق و انگیزش اجتماعی و تحرک معترضان بسیار موثر بوده و ظرفیت بسیار بالاتری به نسبت رسانه های نازلی همچون توییتر و فیس بوک ایجاد می کند و به زعم برخی کارشناسان علوم ارتباطات، به لحاظ برخورداری از ظرفیت ارتباط مستقیم و به اشتراک گذاشتن یک غم مشترک و هویت مشترک، از عالی ترین حد تاثیر رسانه ای برخوردار است و قدرت نرم آنها را بازتولید می کند.
آنچه که در بحرین اتفاق می افتد؛ پدیده ای از جنس قیام اسلامی است که مردم ایران در انقلاب سال 1357 آن را تجربه نمود و ساواک در تلاش برای جلوگیری از عملکرد این رسانه بود. چیزی که جنبش سبز در فتنه 88، ظرفیت آن را خیلی دیر کشف کرد و حتی در عاشورای 88 در کمال ناآگاهی از آن استفاده ی معکوس نموده و سپس این اقدام به پایان حیات این جنبش انجامید. اگر چه باید گفت که این "جنبش زوال یافته" که به دلیل ماهیت غیر دینی، نتوانست از ظرفیت این رسانه های سنتی استفاده کند؛ اما در اصلاح اشتباه استراتژیک خود، اکنون سعی دارد که این رسانه بی بدیل را از مردم ایران بگیرد و آن را به لفظی تهی از معنا بدل کند.
آل سعود و آل خلیفه و مستشاران آمریکایی در بحرین، با مطالعه بر روی قدرت نرم ملت ایران به ظرفیت های حسینیه ها و مساجد، بخصوص در ایام عزاداری در بحرین پی برده و سعی در تخریب آن دارند که دامنه این تخریب ها تاکنون به 28 مسجد و 50 حسینیه در شهرهای کرزاکان، سلام‌آباد، عالی و بو قووه بحرین رسیده است.
برخلاف نماز جمعه که به دلیل تجمع نقطه ای و متمرکز آن، جلوگیری از شکل گرفتن اعتراض به سادگی و با تجهیزات پلیسی امکان پذیر است؛ حسینیه ها و مساجد شیعی ، به سبب انتشار و تعددی که در سطح شهرها دارند، و اقدام نامتقارن و متفاوتی را که در بر می گیرند؛ برخورد با آن واجد پیچیدگی خاصی است.
این امر سبب می شود که کنترل تظاهرات و سرکوب حرکت های اسلامی از جنس شیعی، برای سرویس های امنیتی غرب به ویژه آمریکا پدیده دشواری باشد و فرمول های متفاوتی را از آنچه در زمین بازی غرب اتفاق می افتد؛ در بر بگیرد.

پیرمرد، با وجود تخریب مسجد هنوز هم بر آوار مسجد نماز می خواند ...

به گزارش پانا به دنبال سرکوبی قیام اخیر مردم بحرین، نیرو های امنیتی بحرین با پشتیبانی اشغالگران سعودی دست به تخریب مساجد و امکان مقدس شیعیان و سوزاندن قرآن ها زده اند.

این اقدام اهانت آمیز با اعتراض گسنرده مردم بحرین و مسلمانان منطقه روبرو شده است. اما مسلمانان بحرین هنوز بر خرابه های مساجد نماز می خوانند، از جمله ی این موارد تصاویر پیرمردی است که در میان آثار به جا مانده از مسجد امام صادق (ع) در منطقه نویدرات نماز می گذارد.

این تصاویر در شبکه های اجتماعی بحرین منتشر شده و با استقبال کاربران اینترنتی مواجه شده است.


 

 

 

مقامات بحرینی در ادامه تلاش های خود برای منتسب کردن اعتراضات به حق اکثریت شیعه کشورشان به تحرکات ایران و حزب الله در این کشور ، پرونده آنچه که دخالت های ایران و حزب الله در امور داخلی خود می نامند را به سازمان ملل فرستادند.

به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه گلف نیوز وزیر خارجه بحرین با ارسال نامه ای به بان کی مون دبیر کل سازمان ملل از وی خواسته است تا این نامه به عنوان سند رسمی سازمان ملل انتشار یابد.

ارسال این نامه که حاوی برخی شواهد ادعایی از دخالت های ایران و گروه حزب الله لبنان در ناآرامی های داخلی در بحرین است پس از آن صورت می گیرد که علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران هفته گذشته با ارسال نامه ای به دبیر کل و رییس شورای امنیت ملل متحد از این سازمان خواسته بود تا پرونده بحرین همچون دیگر کشورهایی که این روزها در موج ناآرامی های داخلی در خاورمیانه مورد توجه سازمان هستند ، در این سازمان مورد بررسی قرار گیرد.

بحرین و دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ایران را به دست داشتن و تحریک ناآرامی های داخلی در بحرین متهم می کنند و اخیرا وزیر امور خارجه این کشور اعلام کرد که تا زمانی که تهدید ایران وجود دارد نیروهای نظامی شورای همکاری خلیج فارس ( به ویژه عربستان ) همچنان در این کشور خواهند ماند.

شیخ خالد بن احمد آل خلیفه وزیر خارجه بحرین درباره ارسال نامه اش به دبیر کل سازمان ملل گفت : " ما نامه ای به همراه شواهد و مدارک خود از دخالت های ایران و حزب الله در امور داخلی خودمان را به بان گی مون دبیر کل سازمان ملل فرستادیم."

این مقام بحرینی افزود :‌"‌ما تا کنون شاهد چنین حد از دخالت های دو ماه گذشته ایران در امور داخلی کشورهای عربی نبوده ایم. ایران پیش از این نیز در امور داخلی ما دخالت می کرد اما این بار اوضاع فرق می کند."

وی افزود : ارسال این نامه به دلیل اقدامات دامنه دار ایران در دخالت در امور داخلی بحرین بود.

وزیر خارجه امارات: ایران به ما احترام بگذارد

از سوی دیگر وزیر خارجه امارات نیز روز چهارشنبه طی اظهاراتی از جمهوری اسلامی ایران خواست تا از دخالت در امور داخلی کشورهای عربی منطقه بپرهیزد.

شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان وزیر خارجه امارات متحده عربی طی اظهاراتی در یک کنفرانس خبری در ابوظبی با اشاره به این موضوع مدعی شد :‌" ایران باید به وحدت و حاکمیت ملی کشورهای ( عربی) خلیج ( فارس) احترام گذاشته و از دخالت در امور داخلی آنها بپرهیزد.

وی با فراخواندن ایران به تجدید نظر در سیاست هایش نسبت به همسایگان عرب خود افزود :‌ کشوری که دیگران را محترم نشمارد روزی خواهد رسید که مورد احترام دیگر کشورها نیز قرار نخواهد گرفت.

ادعای دخالت ایران در امور داخلی کشورهای عربی درشرایطی مطرح می شود که این کشورها درگیر موجی از اعتراضات مردمی هستند که اتفاقا زنگ آغاز آنها از کشورهایی چون تونس و مصر بود که حکام آنها دارای روابط حسنه ای با ایران نبودند.

برخی ناظران در ایران بر این گمانند که حکام کشورهای عربی منطقه برای فرافکنی و گریز از انجام اصلاحاتی که مورد خواست و نظر مخالفان این کشورهاست ، با منتسب کردن ناآرامی ها به دخالت ایران در امور این کشورها هم می خواهند مخالفان خود را عناصری وابسته به ایران جلوه دهند تا کار سرکوب برای آنها راحت شود و هم اینکه از اجابت به خواست های اصلاحی آنها سر باز بزنند.

اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری نیجریه بهانه‌ای به دست گروه‌های تندروی مسیحی داد تا به قتل عام مسلمانان این کشور بپردازند. در جریان این درگیری‌ها 50 نفر کشته و 270نفر مجروح و 15هزار نفر هم آواره شده‌اند.

به گزارش فارس، اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در نیجریه که با پیروزی "گودلاگ جوناتان " از مسیحیان جنوب این کشور همراه بود، اعتراضات بسیاری را در این کشور برانگیخت، چرا که اغلب طوایف نیجریه از جمله مسلمانان معتقدند،‌ او در انتخابات تقلب کرده است.

* نگاهی به تاریخ نیجریه

نیجریه کشوری در غرب آفریقا به پایتختی شهر "آبوجا " است. این کشور پرجمعیت‌ترین کشور قاره آفریقا بشمار می آید و به دلیل تنوع فراوان قومی و نژادی طی چند سال گذشته شاهد درگیری‌های داخلی زیادی بوده ‌است.

این کشور پس از استقلال در دوره‌های مختلف گرفتار حکومت‌های نظامی بود، اما سرانجام در سال 1999 برای نخستین بار انتخابات آزاد در این کشور برگزار شد.

رئیس جمهور نیجریه هم رئیس حکومت و هم رئیس دولت است و با رای مردم برای دوره‌ای چهار ساله انتخاب می‌شود که قابل تمدید برای دوره دوم نیز هست.

نظام قانونگذاری این کشور از دو مجلس تشکیل شده‌است : شورای ملی با 109 کرسی که با رای مردم برای دوره‌ای چهار ساله انتخاب می‌شوند و "خانه نمایندگان " که 360 کرسی دارد و نمایندگانش را مردم برای دوره‌ای چهار ساله انتخاب می‌کنند .

این کشور با این که یکی از صادرکنندگان نفت و بزرگترین تولید کننده اورانیوم جهان است، اما از جمله کشورهای بسیار فقیر جهان بشمار می‌آید.

* تاریخچه درگیری‌های مذهبی در نیجریه

قوانین شریعت اسلامی از سال 2000 میلادی در شمال نیجریه به اجرا گذاشته شد، ولی مسلمانان این کشور خواهان اجرای قوانین اسلامی در سراسر نیجریه هستند. درگیری‌های دولت نیجریه با مسلمانان در ایالت‌های کانو، بورنو و یوبه در شمال نیجریه در ماه ژوئیه سال 2009 صدها کشته برجای گذاشت.

رهبر این مسلمانان روحانی به نام "محمد یوسف " است که به شدت با تبلیغ فرهنگ غرب در این کشور که از طریق مدارس غربی تاسیس شده در نیجریه صورت می‌گیرد، مخالف است و آن را اقدامی برخلاف قوانین اسلامی می‌داند.

از 148 میلیون نفر جمعیت نیجریه، حدود 55 درصد مسلمان و 35 درصد مسیحی و 10 درصد بقیه هم طبیعت‏پرست یا بی‌دین هستند.از بین 55 درصد مسلمان هم، چیزی حدود هفت میلیون نفر شیعه هستند.

* شورش‌های اخیر در نیجریه

هفته گذشته اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری کشور نیجریه که با پیروزی "گودلاک جوناتان " از مسیحیان جنوب همراه بود، موجب بروز اعتراض‌هایی در این کشور گردید که عمدتا بخش‌های مسلمان نشین نیجریه، در شمال کشور، را دربرمی‌گرفت، چون مسلمانان و در کنار آنها بسیاری از طوایف نیجریه اعتقاد دارند، جوناتان در انتخابات ریاست جمهوری تقلب کرده است.

صلیب سرخ نیجریه اعلام کرد، درگیری‌های اخیر نیجریه 50 کشته و 270نفر مجروح و 15 هزار نفر هم نیر محل زندگی خود را ترک کرده و آواره شده‌اند.

* کشتار مسلمانان نیجریه

اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری نیجریه بهانه‌ای بدست گروه‌های تندرو نیجریه داد تا به قتل عام و کشتار مسلمانان این کشور بپردازند.

درگیری‌های اخیر بوقوع پیوسته میان مسیحیان و مسلمانان این کشور در ایالت پلاتو در مرکز نیجریه که با تحریک گروه‌های تندرو آغاز شد، دو تن کشته و 4 نفر دیگر مفقود شدند.

پلیس نیجریه می‌گوید: اطلاعات بدست آمده نشان می‌دهد که این 4 کشاورز مسلمان درحالی که درحال رفتن به مزارع خود بودند، توسط گروه‌های تندرو ربوده شده و جسد دو کشاورز دیگر نیز برسر زمین‌های خود پیدا شده است.

طی ماه گذشته و بر اثر حملات گروههای تندرو به مناطق مسلمان نشین 13نیجریه‌ای مسلمان کشته و ده‌ها تن دیگر مجروح شدند. گروه‌های افراطی پس از این کشتار مسلمانان اقدام به سوزاندن و به آتش کشیدن خانه‌های آنها کردند.

ترجمه بخش هایی از اشعار 'آیات القرمزی' که منجر به ربایش و حبس این دختر شاعره بحرینی شد، انتشار یافت.

به گزارش آزادنگار، متن ترجمه این شعر بدین شرح است:

ما زندگی در قصر را نمی خواهیم و هوای ریاست هم در سر نداریم!

ما مردمانی هستیم که ذلت و بدبختی را از بین خواهیم برد.

ما انسان هایی هستیم که بدون اعمال خشونت، ظلم را از اساس ریشه کن خواهیم کرد.

چرا که نمی خواهیم مردم در ضعف و بیچارگی خود باقی بمانند.


گفتگوی تمثیلی حمد و شیطان

ابلیس: ای حمد از خدا بترس دل من بخاطر این مردمان تکه تکه شده من بر علی تو به پا خواهم خاست.

حمد: من اینگونه یاد گرفتم که آنان را نادیده بگیرم وخوارشان کنم و به انواع بدبختیها مبتلایشان کنم.

ابلیس: ای حمد آیا صدای اعتراض مردم را نمی شنوی؟

حمد: ای ابلیس من از خون این مردمان سیر نمی شوم.

بعد از من این سرزمین برای هیچ کودک و جوان و بزرگسالی نباید گوارا باشد.

برای خواری و ذلت هزاران در گشوده شده است و جوانها در زندان به سر میبرندوکل مردم را داغدار کرده ام.

من سعادت را جز در مرگ نمیبینم و زندگی با ظالمان را جز ننگ و عار نمی دانم.

خون مردمان بی هیچ گناهی ریخته می شود.

گویی بحرین کربلاست...

رژیم صهیونیستی قصد دارد شبکه ای جدید از تونل ها را زیر مسجد الاقصی حفر کند.

به گزارش شبکه العالم، روزنامه صهیونیستی هاآرتص در گزارشی اعلام کرد، این شبکه جدید تونل ها به مرکزی برای جذب گردشگران تبدیل خواهد شد، و پیش بینی می شود سالانه صدها هزار گردشگر را جذب کند.

این روزنامه می افزاید: در واقع حدود 450 تا 750 هزار گردشگر می توانند وارد منطقه سلوان شده و برای مدتی طولانی زیر زمین حرکت کنند و در نهایت به بخش قدیمی شهر قدس برسند.

هاآرتص به نقل از منابع صهیونیستی فاش کرد، هدف از حفر این شبکه جدید تونل ها حمایت از مجتمع های صهیونیست نشین از طریق مرتبط کردن مجتمع های مختلف با یکدیگر در منطقه سلوان است.

هاآرتص به نقل از این منابع تاکید کرد: این تونل ها بٌعد سوم شهرک سازی در قدس، در کنار دیگر مجتمع های در حال افزایش، به شمار می آید.

برخی منابع نیز پیش بینی کرده اند که این تونل ها در آینده برای تخلیه بخش قدیمی شهر قدس مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

رژیم اشغالگر همچنین با حفر تونل ها بدنبال ایجاد آثار جعلی و توجیه تاریخ تحریف شده و دروغین خود می باشد.

حفاری های صورت گرفته زیر مسجد الاقصی تا کنون خسارتها و آسیب های فراوانی به محوطه و دیوارهای مسجد الاقصی وارد کرده است.

به گزارش مشرق به نقل از امام صدرنیوز، سایت اینترنتی "الجزائر تایمز" در مطلبی که در تاریخ ۲۵ اوت ۲۰۰۹ میلادی منتشر شده است، در خبری ویژه و به نقل از منابع خاص خود که آنان را مطلع از زوایای پنهان قضیه ربوده شدن امام موسی صدر خوانده ، نوشته است:
امام موسی صدر تا ماه دسامبر ۲۰۰۸ میلادی (9 ماه قبل از انتشار خبر) در قید حیات بوده است.

این منبع افزوده است که امام موسی صدر در این سال از زندان مارترمۀ به زندان اوباری (در جنوب غربی لیبی و نزدیکی مرزهای الجزائر با لیبی) منتقل شده است.

به گفته او، این شخص، خود را روحانی لبنانی معرفی می کرده و از معرفی و ذکر نام خود خودداری می کرده است و در سال های اخیر از نعمت بینایی محروم بوده است. در پایان این منبع افزوده است که این فرد، در حوالی ماه دسامبر ۲۰۰۸ درگذشته است.

پیش از این الجزائر تایمز خبر دیگری را به نقل از دیپلماتی لیبیائی که از نظام قذافی جدا شده منتشر کرده بود که در آن بر حیات امام موسی صدر تأکید شده بود.

این خبر در سایتی فلسطینی متعلق به یحیی ابوزکریا و سایت لیبیا وطننا (به عنوان نامه خوانندگان) باز نشر شده است.

زندان "مارترمۀ" که در خبر از آن یاد شده، شناخته شده نیست و گرایش های خبری و سیاسی الجزائر تایمز نیز چندان روشن نیستند.

از این رو با دو خبر منتشر شده از این سایت، در باب حیات و وفات امام موسی صدر باید با احتیاط برخورد کرد.

شورای سیاست خارجی آمریکا در اقدامی تازه برای مقابله با روند اسلام‌گرایی در کشورهای مختلف دست به ایجاد یک سایت ضداسلامی زده است.

به گزارش مشرق، نشریه جهانی اطلاعات عمومی اسلام‌گرایی (World Almanac of Islamism) یک سایت ضداسلامی است که اطلاعاتی در مورد مسائل کشورهای اسلامی ارائه می‌کند. در وب‌گاه این نشریه آن‌لاین در مورد اسلام این چنین آمده است: «خطر اسلام‌گرایی بسیار جدی و در حال رشد است. اسلام‌گرایی در کشورهایی چون سومالی، لبنان، و پاکستان که به مرحله بلوغ خود رسیده است، خطری مهلک برای آینده دولت‌های کنونی این کشورها به حساب می‌آید».
همچنین این سایت مدعی شده است که «این نشریه جهانی، منبعی جامع است که بر روی ماهیت تهدید اسلام‌گرایی معاصر در کشورها و مناطق مختلف متمرکز بوده و بر آن است تا تصویری دقیق از خیزش و ریزش اسلام‌گرایان رادیکال در سطح ملی، منطقه‌ای،‌ و جهانی ارائه دهد».

این سایت بیش از 60 کشور مختلف جهان را، که اکثر آنها کشورهای خاورمیانه و مسلمان می‌باشند، رصد کرده و اطلاعاتی در مورد آنها ارائه می‌کند. علاوه بر این، این نشریه آن‌لاین سعی دارد تا مطالبی در خصوص جنبش‌ها و گروه‌های مختلف از جمله القاعده، لشگر طیب، طالبان، حزب‌الله، اخوان المسلمین، تبلیغی جماعت، و حزب التحریر ارائه کند.
نشریه جهانی اطلاعات عمومی اسلام‌گرایی در واقع جزو شورای سیاست خارجی آمریکا (AFPC) می‌باشد. این شورا یک اتاق فکر محافظه‌کار و غیرانتفاعی سیاست خارجی آمریکا است که از سال 1982 در واشنگتن دی.سی مشغول به کار شده است. کارشناسان سیاست خارجی و دفاعی آن، برای اعضای کنگره آمریکا، قوه مجریه، و انجمن سیاست‌گذاران آمریکا اطلاعات فراهم می‌آورند.
علاوه بر این، این شورا گزارشات استراتژیک و نیز دیگر گزارشاتی در مورد پیشروی‌های سیاسی دیگر کشورها را از نقطه‌نظری محافظه‌کارانه منتشر می‌سازد (به ویژه در خصوص کشورهایی چون روسیه، چین، و کشورهای خاورمیانه). موضوعات متداول آن عبارتند از امنیت (دفاع موشکی، کنترل جنگ‌افزار، امنیت انرژی، جاسوسی) و نیز روند دموکراسی و بازارهای اقتصادی در کشورهای مورد نظر.

 

پلیس بحرین درپی سرکوب شدید مردم در جریان تظاهرات ضد دولتی این کشور، شش معلم زن را از مدرسه‌ای در شهر المحرق ربوده است.
به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری "پرس تی‎وی "، شاهدان گفته‎اند، این معلمان سه‌شنبه (۳۱ فروردین) ربوده شده‌اند.

نیروهای امنیتی بحرین روز دوشنبه (۳۰ فروردین) نیز هشت معلم و چندین دانش‌آموز را در شهر حمد بازداشت کردند.

در این میان، وزارت آموزش بحرین علیه مقامات مدارس که در تظاهرات ضد دولتی و اعتصابات شرکت می‌کنند، کمیته‌ای را تشکیل داده است.

گزارش‌ها حاکی از آن است که تاکنون برخی از مدیران، کارکنان و معلمان مدارس بحرین به منظور بازجویی احضار شده‌اند.

هزاران معلم در پی فراخوان جامعه معلمان بحرین و به منظور اظهار همبستگی با انقلاب این کشور، در ماه فوریه و همچنین در ماه مارس اعتصاب کردند.

مردم بحرین از ۱۴ فوریه و با هدف پایان دادن به حکومت چند ده ساله خاندان آل خلیفه در این کشور اعتصاب کرده‌اند.

تظاهرکنندگان اظهار داشته‌اند، تا زمانی که به خواسته‌هایشان از قبیل آزادی، حکومت مشروطه و داشتن نماینده در دولت نرسند، به تظاهرات خود ادامه خواهند داد.

نیروهای بحرینی به کمک نظامیان سعودی، امارات متحده عربی و کویت معترضین را سرکوب می‌کنند، از زمان آغاز انقلاب مردمی در بحرین تا کنون شمار زیادی از مردم ناپدید شده‌اند.

توئیت هایی که به نام مردم لیبی در توئیتر صورت گرفته منشا آمریکایی داشته و از طرف آمریکا است و مردم لیبی در ایجاد آن نقشی ندارند.

به گزارش مشرق، شبکه خبری راشاتودی در گزارشی در خصوص استفاده آمریکا از رسانه های اجتماعی در کنترل انقلاب های خاورمیانه در مصاحبه با وین مدسن (Wayne Madsen) عنوان کرد، توئیت هایی که به نام مردم لیبی در توئیتر صورت گرفته منشا آمریکایی داشته و از طرف خود آمریکا بوده و مردم لیبی در ایجاد آن نقشی نداشته اند.
این درحالی است که استفاده از اینترنت در لیبی تنها به 5% کل جمعیت محدود می شود و کاربران توئیتر این کشور تعداد بسیار پائینی دارند که قابل محاسبه نیستند.

وین مدسن در طول چندین دهه در مورد کارهای اطلاعاتی در آمریکا مطلب نوشته و یک افسر نیروی دریایی است که اکنون به کار روزنامه نگاری پرداخته است.
مدسن می گوید، استفاده از رسانه ها برای مقاصد تبلیغاتی چیز جدیدی در سازمان سیا نیست. مدسن می گوید، در حال حاضر دولت از توییتر و فیس بوک برای دسترسی به جهان استفاده می کند، اما چگونگی روش انجام آن اصلا روشن نیست.

مدسن می گوید آنچه امروز اتفاق می افتد، تنها آخرین نمونه از عملیات های روانی دولت آمریکا برای نفوذ در مردم است. مدسن استناد می کند که پیام های آنلاینی که ادعا می شود از طرف حامیان ایالات متحده در خارج از کشور فرستاده می شود، در واقع از طرف خود آمریکا فرستاده می شود نه از طرف لیبیایی ها و کشورهای همسایه آنها که می خواهند به ما بقبولانند که این پیام ها از طرف آنهاست.
مدسن اشاره می کند که دسترسی به اینترنت در لیبی بسیار محدود بوده و تنها پنج درصد از جمعیت این کشور به آن دسترسی دارند. بدین ترتیب با توجه به شرایط موجود به نظر می رسد که توییت ها، وبلاگ ها و اطلاعات از وضعیت اسفناک شمال آفریقا توسط دولت ایالات متحده به عنوان ابزاری برای رساندن پیام آنها مورد استفاده قرار می گیرد، حتی اگر اینکار از طرق محرمانه انجام شود.

وی می گوید: "من فکر می کنم این توییتها از طرف ایالات متحده تغذیه می شوند."
مدسن حتی می افزاید که این پیام ها به آسانی می تواند از پایگاه های نظامی امریکا توسط خود کارکنان رسمی ما فرستاده شوند - نه جنگ زدگان و انقلابیون لیبی.
در حالی که این اقدامات از نظر اخلاقی سازمان سیا را به مخاطره می اندازد، این سازمان قبلا نیز از این روش ها بطور پنهانی استفاده کرده است. سازمان سیا داستانهایی را برای روزنامه های خارجی می ساخت، که از طریق آنان در خارج از کشور پخش می شد و سپس به طور غیر مستقیم توسط رسانه های ایالات متحده اشاعه می یافت.
مدسن همچنین به روابط بلند مدت و آشکار بین دولت آمریکا و شرکت های بزرگ فن آوری و ارتباطات مانند ای تی اند تی و گوگل اشاره می کند.
مدسن می گوید صرف نظر از اینکه آیا سازمان سیا مخفیانه این توییت ها را پخش می کند یا نه، ایالات متحده و ناتو در دخالت در لیبی به بن بست رسیده اند و برنامه تبلیغاتی آنها نیز بطور مفتضحانه ای شکست خورده است.

«رمضان الرواشده»، روزنامه نگار اردنی، در نوشتاری که در نشریات و پایگاه های خبری گوناگون اردنی منتشر شد، به معرفی گروهی از وهابیون و افراط گرایان اردنی پرداخته و آنان را «وهابیون زرقاء» نامیده است.

به گزارش صفحه عربی «تابناک»، وی در این نوشتار می نویسد: چند سال پیش، «أبو مصعب زرقاوی»، رهبر شبکه تروریستی القاعده شاخه عراق، در یک عملیات نظامی به هلاکت رسید، ولی همفکران وی که ظاهر و اندیشه ای کاملا شبیه به وی دارند، در زادگاه او حضور دارند و روز به روز بر شمارشان افزوده می شود.

«أبو مصعب زرقاوی» در شهر «زرقاء» در 20 کیلومتری شمال شرق امان، پایتخت اردن متولد شده است و هم اکنون نیز قبیله وی ـ که بیشترشان از وهابیون افراطی هستند ـ در همانجا حضور فعالی دارند.

«زرقاوی» و نزدیکان وی، هرچند در ظاهر هیچ گاه حمایت آشکار خود از «صدام حسین»، دیکتاتور معدوم عراق و رژیم بعث سابق این کشور را اعلام نکردند، همواره همسو با سیاست های آنان حرکت کرده اند.

اما آنچه امروز جلب توجه می کند، قرار گرفتن وهابیون اردنی در برابر دولت عبدالله دوم است؛ همان وهابیونی که بارها از سوی کشورهای منطقه، نکوهش و از دولت اردن خواسته شده بود، با آنها برخورد جدی شود؛ اما «امان» از این عمل طفره رفته و با آنها مماشات می کرد و گویی، چندان هم از وجود گروهی افراطی ـ که می تواند بعضا در نقش گروه فشار علیه دیگر کشورهای منطقه عمل کند ـ ناخرسند نبود!

«رمضان الرواشده» در ادامه نوشتار خود آورده است: در حالی که روز به روز دامنه تظاهرات و اعتراضات شهروندان اردنی نسبت به وضعیت موجود در این کشور افزایش می یابد، حکومت اردن، با پدیده ای جدید به نام «وهابیون زرقاء» روبه رو شده که خطر آن چندین برابر اعتراضات مردمی است، زیرا اعضای این گروه افراطی، همگی مسلح هستند و به راحتی با گرفتن یک فتوا از علمای تکفیری خود، آدم می کشند.

این روزنامه نگار اردنی در ادامه به نقل از «محمد أبو رمان»، کارشناس جنبش های افراطی می نویسد: گروه «وهابیون زرقاء»، گروهی تازه راه اندازی شده نیست، بلکه شکل گیری این جریان به سال های 1994 ـ 1999 بازمی گردد. آن زمان، خود «أبو مصعب زرقاوی» برای نخستین بار با فردی به نام «أبو محمد المقدسی» بیعت و فعالیت های تروریستی خود را رسما آغاز کرد و سپس در سال 1999 ـ 2000 شمار بسیاری از یاران و نزدیکانش برای نبرد با ارتش آمریکا و دیگر اشغالگران به افغانستان و عراق رفتند.

«أبو مصعب زرقاوی» خود نیز روانه عراق شد و ریاست شاخه القاعده در این کشور را بر عهده گرفت.

وی در ادامه می افزاید: با افزایش فشار علیه شبکه القاعده در عراق، بسیاری از نیروهای این شبکه و به ویژه یاران «أبو مصعب» به دیگر کشورها گریختند؛ گروهی از آنان روانه یمن شده و اکنون در آنجا فعالیت گسترده ای دارند و مناطق جنوبی عربستان سعودی را نیز ناامن کرده اند؛ گروهی به عربستان سفر کرده و از قلب این کشور فعالیت خود را از سر گرفته اند؛ بخشی از آنان به شمال آفریقا، به ویژه الجزایر رفته و در آنجا فعالیت می کنند و گروهی نیز به دیار خود، «زرقاء» بازگشته و به رغم این که فعالیت های به اصطلاح جهادی خود را کاسته اند، همچون «آتش زیر خاکستری» بوده اند که اکنون سر باز نموده و علیه حکومت اردن قیام کرده اند.

او در ادامه می نویسد: پس از کشته شدن «أبو مصعب زرقاوی» در عراق، این گروه نزدیک یک هفته برای وی مراسم ختمی در شهر «زرقاء» برگزار کردند و به عزای وی نشستند؛ اما به رغم کشته شدنش، هیچ گاه گروه و اندیشه اش از بین نرفت. آنان چند روز پیش، جدیدترین تظاهرات خود علیه حکومت اردن را در شهر «زرقاء» برگزار کردند که تصاویر زیر، حاشیه این مراسم را نشان می دهد:

ه گزارش « ندای انقلاب» به تازگی مشاهده شده در یکی از خیابانهای شمالی تهران فست فودی با نام « ۱۹» افتتاح شده است.

این در حالی است که عدد « ۱۹» از اعدادی است که در فرقه ضاله بهائیت دارای اعتبار خاصی است!

از بین اعتقادات آنان اعتقاد به اعداد، اعتقادی برجسته و جالب توجه است. بهاییان عدد نه را مقدس می دانند، جهت انتخابشان نیز این بوده است که کلمه (بها) در حروف ابجد برابر عدد نه می شود جالب است که بدانید دو لغت (وبا) و (بز) نیز به حروف ابجد برابر عدد نه می شود.

اعداد زیادی نزد بهائیان از تقدس و بعضا از نحوست برخوردارند. مهمترین و مقدس ترین عدد نزد ایشان که پایه تقویم و آرایش های دینیشان را تشکیل داده است، عدد نوزده می باشد که تعداد ماه های سال، روزهای ماه، میزان مهریه زنان، جزای نقدی و روزه - به مدت نوزده روز از طلوع تا غروب آفتاب آخرین ماه سال – و حتی تعداد فصلهای کتاب مقدسشان(اقدس) همه بر پایه ی عدد نوزده تدوین گشته است. جالبتر آنکه تعداد کنگره های برج آزادی تهران نیز نوزده تاست و شکاف آن رو به قبله بهاییان(عکا در فلسطین؛ قبر حسینعلی بها) است که گویای طراحان و مهندسین بهایی آن است.

اما دلیل انتخاب عدد نوزده نیز همچون عدد نه تنها برابری این عدد در حروف ابجد با لغت بهایی می باشد.
اکنون بسیار جالب توجه است که قرآن مجید نیز به عدد نوزده اشاره کرده است!

لَوَّاحَۀٌ لِّلْبَشَرِ * عَلَیْهَا تِسْعَۀَ عَشَرَ * وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِکَۀً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَۀً...(مدثر ۲۹-۳۱)؛ آن آتش بر آدمیان رو نماید* بر آن آتش نوزده تن موکلند(فرشتگان عذاب)* و ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان عذاب قرار ندادیم و عدد آنها را جز برای فتنه و محنت کفار نوزده نگردانیدیم...

این آیات بلافاصله بعد از آیات مربوط به کافر معاند نسبت به پیغمبر اسلام آمده است و عاقبت وی را دوزخ و عذاب سخت بیان کرده است و عدد نوزده را به شکل رمز آمیزی مطرح کرده که بعید نیست اشاره به همین گمراهی نیز داشته باشد. این موضوع با در نظر گرفتن حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) که می فرماید: فهم معارف قرآن در آخرالزمان بهتر صورت می گیرد دارای بسی تأمل و تدبر می باشد.

آیت الله مکارم شیرازی، در تفسیر نمونه (ج ۲۵، ص ۲۳۷)می نویسند:....آری یک مذهب دوزخی باید بر محور عدد دوزخی دور زند و یک جمعیت دوزخی باید خود را هماهنگ با عدد فرشتگان عذاب کند.

یک مسافر انگلیسی در اقدامی اسلام ستیزانه علیه مسافران مسلمان پرواز قاهره - لندن اعتراض کرد که بر اثر آن خلبان انگلیسی این هواپیما مسافران مسلمان را مجبور به پیاده شدن نمود.

به گزارش بی‌باک به نقل از "الریاض.نت" گزارش داد: دو مسافر مسلمان در هواپیمای قاهره- لندن درباره مسائل دینی با یکدیگر گفتگو و صحبت می کردند که یک مسافر انگلیسی به محض شنیدن سخنان این دو مسلمان انگلیسی کنیایی الاصل واکنش شدید و عجیبی از خود بروز داد و برگی دیگر از آزادی بیان و ادیان از دیگاه غرب را به نمایش گذاشت که در پی اعتراض این فرد انگلیسی خلبان قبل از اینکه هواپیما پرواز کند در اقدامی اسلام ستیزانه و مخالف حقوق بشر از نیروهای پلیس خواست تا این دو مسلمان را از هواپیما پیاده کنند!

بر اساس این گزارش، مسافر انگلیسی برای توجیه کار خود گفت: هنگامی که این دو مسلمان درباره دین صحبت می کردند بسیار وحشت زده شدم(!) و از اینکه آنها تروریسم(!) باشند نگران گشتم!

گفتنی است بقیه مسافران این پرواز با مشاهده این اقدام ناعادلانه و تبعیض آمیز خلبان هواپیما تا پایان سفر هیچ صحبتی نکردند چون او به محض اعتراض مسافر انگلیسی، دستور پیاده شدن این دو مسلمان را صادر کرد .

ائتلاف موسوم به جوانان آزاده در عربستان، در فراخوانی خواستار اعلام جمعه آینده بعنوان روز انقلاب و مقابله با حکومت آل سعود در ریاض و دیگر مناطق دنیا شد.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، ائتلاف جوانان آزاده در این فراخوان که از طریق شبکه های اجتماعی اینترنتی منتشر شد، از همه مسلمانان جهان دعوت کرد، با برگزاری تظاهرات مقابل سفارتخانه های عربستان سعودی در نقاط مختلف دنیا، آزادی بازداشت شدگان سیاسی را خواستار شوند.

ادامه تظاهرات در نقاط مختلف عربستان بویژه مناطق شرقی این کشور در اعتراض به بازداشت های سیاسی و تبعیض و نقض حقوق شهروندان، موجب شد مسئولان سعودی سرانجام 10 تن از بازداشت شدگان راآزاد کنند.

واکنون کربلای بحرین صحنه مقابله نابرابر سفیانیان و علویان است! صحنه ای که در یک طرف آن تمامی قساوت وشقاوت با تمامی عده و عُده خود  به صف گشته اند ،و در طرف دیگر"برمنبرهای نور نشستگانی که چهره هایی روشن و سفید دارند"(1)، با تمامی مظلومیت عاشورا یی شان  انتظار خونین همیشگی خود راهمراه با ملائک در ملکوت زمزمه می نمایند که:

برخلاف ادعای اعضای خاندان سلطنتی اردن که خود را هاشمی و از نسل پیامبر(ص) می دانند، این خاندان به هیچ عنوان به پیامبر(ص) منتسب نبوده و سیادت آنها جعلی است.

برای این امر نیز شواهدی وجود دارد که عبارتند از:
1 – در شجره نامه ای که در سایت خاندان سلطنتی اردن درج شده است، نسب این خاندان به حضرت امام حسن(ع) رسیده است که این انتساب نیز از جانب یکی از فرزندان امام حسن مجتبی(ع) موسوم به عبدالله بن حسن مثنی انجام گرفته است. عبدالله بن حسن مثنی، از ساداتی است که به ناحق برای یکی از فرزندان خود به نام محمد، ادعای مهدویت نمود و او را به عنوان «محمد بن عبدالله» و «مهدی موعود» معرفی کرد و باعث گمراهی جمع بسیاری شد؛ بنابراین انتساب شجره نامه به او که اعمالش مورد تأیید اهل بیت(ع) نبوده است نیز چندان قابل اعتماد نیست.
یکی از محققان آمریکایی که مورخ و استاد دانشگاه ماساچوست آمریکاست، در کتاب خود با عنوان «ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن» نکات مهمی را درباره ملک عبدالله و کشور اردن بیان کرده است.

خانم "مری کریستینا ویلسون" مؤلف کتاب « ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن»، با استفاده از اطلاعات فاش شده از بایگانی وزارت کشور و امور کشورهای مشترک المنافع بریتانیا، انتساب ملک عبدالله و خاندان او را به اهل بیت(ع) و رسول اکرم(ص) رد می کند. در ابتدای این کتاب، خانم ویلسون بیان می کند که در شهر مکه، تبارشناسی و نسب شناسی از اهمیت والایی برخوردار است و به دلیل اینکه خاندان های بزرگ مکه عمدتاً خالص و دست نخورده باقی مانده اند، ردیابی تبارها و نسب ها در این شهر مقدس آسان است و نادرستی شجره نامه های جعلی به سهولت برملا می شود. طبق گفته های ویلسون، خاندان "شریف" که از خاندان های قدیمی مکه محسوب می شوند، بوضوح دارای شجره نامه جعلی هستند و بدروغ خود را به خاندان پیامبر(ص) منتسب می دانند. علاوه بر خانم ویلسون، تعداد زیادی از محققان غربی نیز همین نظر را دارند. بخش هایی از کتاب «ملک عبدالله، بریتانیا و ساخت اردن» را که به بررسی جعل شجره نامه توسط خاندان شریف حسین پرداخته است، ملاحظه کنید:

اما علاوه بر جعلی بودن نسب این خاندان از سوی پدری، شاه کنونی اردن از یک مادر انگلیسی یهودی الاصل به نام "آنتونیت گاردنر" زاده شده و بنا بر آیین یهود، او هم یهودی است اما بر خلاف قانون اساسی اردن که شاه باید از پدر و مادر مسلمان زاده شده باشد، ملک عبدالله دوم که خود، یک یهودی است قدرت را در این کشور به دست دارد.
بررسی شجره نامه مادری عبدالله دوم، شاه کنونی اردن، ما را به حقایق جالب توجهی رهنمون می‌سازد از جمله اینکه بر اساس مدارک و شواهد موجود، مادر ملک عبدالله دوم، شاهزاده "آنتونیت آوریل گاردنر" انگلیسی‌الاصل و یهودی است که در اردن به نام عربی "مونا الحسین" شهرت یافته است. وی که در 25 آوریل 1941 میلادی دیده به جهان گشوده است، همسر دوم شاه پیشین اردن یعنی ملک "حسین بن طلال" است. نام "مونا الحسین" را ملک حسین، پس از ازدواج برای آنتونیت برگزید تا با استفاده از این ترفند، در افکار عمومی مسلمانان و اعراب، به آنتونیت، نوعی هویت عربی ـ اسلامی ببخشد.
آنتونیت آوریل گاردنر، دختر یک افسر انگلیسی به نام "والتر پرسی گاردنر" بود که به همراه هیئت نظامی انگلیسی برای آموزش نظامیان اردنی به این کشور سفر کرده و پس از پایان دوره آموزشی به درخواست سفارت انگلیس در اردن در این کشور باقی ماند تا راهکاری برای پایان دادن به بحران خشکی منابع آبی اردن که در آن زمان دولت وقت از آن رنج می‌برد، ارائه کنند.

کلنل والتر پرسی گاردنر، پدر یهودی آنتوانیت آوریل گاردنر


برای نخستین بار، شاه سابق اردن، دختر والتر را بر سر یکی از صحنه‌های فیلم‌برداری از فیلم سینمایی "لورنس عربستان" دید، چون او به برخی از نیروهای نظامی این کشور اجازه داده بود که به عنوان سیاهی لشگر در این فیلم بازی کنند و در آن زمان وی برسر یکی از صحنه‌های فیلم‌برداری حاضر شده بود تا از نزدیک نحوه ساخت فیلم را مشاهده کند. پس از آن دیدار بود که شاه سابق اردن که از شاهزاده "دینا" جدا شده بود، شیفته آنتونیت گاردنر شد و با وی از دواج کرد.


ملک حسین اردنی در کنار آنتوانیت گاردنر انگلیسی

آنتوانیت در طول دوره ازدواجش با شاه سابق اردن، به این علت که مسلمان نبود و هیچ‌گاه نخواست و نتوانست از آیین یهودیت به اسلام درآید، ملکه نامیده نشد؛ اما به رغم اینکه یکی از شرایط به دست گرفتن منصب پادشاهی در اردن، زاده شدن از پدر و مادری مسلمان است،‌ با این حال و برخلاف قانون اساسی اردن، پسرش "عبد الله دوم" پس از پدر، با عزل حسن بن طلال، عموی خود که ولی عهد پدرش بود، قدرت را در این کشور به دست گرفت زیرا صهیونیست ها و انگلیسی ها از دیدگاه مثبت حسن بن طلال نسبت به مسلمانان و شیعیان اطلاع داشتند و می ترسیدند که در صورت روی کار آمدن وی، منطقه از چنگال آنان خارج شود.
آنتوانیت چهار فرزند از ملک حسین به دنیا آورد:
1- ملک عبد الله در سال 1962 میلادی
2- شاهزاده فیصل در سال 1963 میلادی
3- شاهزاده عائشۀ در سال 1968 میلادی
و 4- شاهزاده زین در سال 1968 میلادی
جالب اینکه عبدالله دوم، هشت ماه پس از ازدواج ملک حسین و آنتوانت متولد شد که این گمان را در برخی ناظران به وجود آورده است که احتمالاً ملک حسین یک ماه پیش از ازدواج رسمی، با آنتوانت در ارتباط بوده و یا او را به عقد پنهانی خود درآورده بوده است و یا اینکه عبدالله دوم، نوزاد نارسی بوده که یک ماه زودتر متولد شده است.


عبدالله دوم در کنار مادر انگلیسی و پدرش، ملک حسین بن طلال

آنتوانیت گاردنر انگلیسی پس از اجرای نقش خود در تأمین جانشین برای خاندان سلطنتی اردن، در 21 دسامبر 1971 میلادی از پادشاه سابق اردن جدا شد اما به وی اجازه داده شد، که عنوان و لقب سلطنتی خود را حفظ کند.
پدر آنتوانیت گاردنر، والتر پرسی گاردنر، از یهودیان اهالی شهر "نورفولک" انگلیس بود که در سال 1938 میلادی با "دوریس اسوتون" متوفای سال 1994 میلادی ازدواج کرد و دختر آنها، آنتوانیت گاردنر در سال 1941 میلادی به دنیا آمد.
والتر گاردنر، پدربزرگ انگلیسی عبدالله دوم، شاه اردن، دو سال پیش درگذشت و یک خاخام اسرائیلی موظف شد تا ضمن اقامه مراسم خاکسپاری، او را در مقبره خاندان سلطنتی اردن در عَمان دفن کند. ملک عبدالله نیز با نیمه‌کاره رها کردن سفرش به کشورهای حوزه خلیج فارس، به عَمان بازگشت تا در مراسم خاکسپاری پدربزرگش "والتر پرسی گاردنر" حضور یابد.
عبدالله دوم بویژه پس از جدایی مادرش از شاه سابق اردن، در دامان پدربزرگش تربیت یافته و بزرگ شده بود و به او علاقه عجیبی داشت.
شاه کنونی اردن سفر خود به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را با شرکت در جشن چهلمین سالگرد استقلال پادشاهی عُمان آغاز کرد و قرار بود، پس از سفر به مسقط، عازم بحرین شود تا در نشست گفتگوی منامه درباره امنیت منطقه‌ای سخنرانی کند اما دفتر دربار سلطنتی اردن اعلام کرد، مراسم تشیع جنازه ویژه والتر گاردنر، آخر هفته برگزار می‌شود. والتر یا همان پدربزرگ شاه کنونی اردن، از آنجا که از دوستان نزدیک "گالوپ پاشا" بود ترجیح داده بود سال‌های آخر زندگی خود را در شهر عَمان، پایتخت اردن و در کنار دختر مطلقه‌اش یعنی مادر ملک عبدالله سپری کند.
در پی انتشار خبر مرگ پدربزرگ شاه اردن، یک پایگاه اطلاع رسانی معروف سعودی با انتشار گزارشی تأکید کرد، "از آنجا که ملک عبدالله از مادری یهودی زاده شده، بنابراین و بر اساس آیین یهود، خود او نیز فردی یهودی تلقی می شود.".

دقایقی پس از انتشار این گزارش در پایگاه خبری "عرب تایمز" و ذکر نام منبع درج گزارش، این پایگاه اطلاع رسانی که گفته می‌شود زیر نظر امیر "عزوزی" پسر شاه سعودی اداره می شود، بسرعت این گزارش را حذف کرد اما شبکه ماهواره‌ای "ام.بی.سی" که برنامه مستند "50 سال نزاع" را تهیه کرده است، در بخشی از این برنامه مستند خود اعترافاتی از پادشاه سابق اردن، پخش کرد که طی آن، ملک حسین تأکید می‌کند دو روز پیش از جنگ اکتبر اعراب و اسرائیل، شخصاً به تل‌آویو سفر کرده تا به صهیونیست‌ها اطلاع دهد که مصری‌‌ها و سوری‌‌ها قصد حمله به رژیم صهیونیستی را دارند.
به هر روی، پافشاری آنتوانیت بر ماندن بر آیین یهودیت، پادشاه سابق اردن را واداشت تا در سال 1971 میلادی از شاه سابق این کشور جدا شود.
ملک حسین پس از آن با "علیا طوقان" فلسطینی ازدواج کرد و به وی لقب ملکه داد که وی اکنون مادر شاهزاده علی است. علی در عملیات مشکوک سقوط یک بالگرد، جان خود را از دست داد.
با توجه به عدم مجوز قانون اساسی اردن برای پادشاهی یک یهودی زاده، باید پس از ملک حسین، "علی" پسر علیا طوقان، بر تخت پادشاهی اردن می‌نشست اما منابع اردنی گفتند که همسر دوم پادشاه اردن به دلیل اینکه شاهزاده علی در آن زمان مواد مخدر مصرف می‌کرد و معتاد به مصرف این مواد بود، از سوی مادرش از قدرت دور شد اما با این حال، علیا قصد داشت به جای علی، پسر دیگرش حمزه را جایگزین وی کند که در میانه این راه، در توطئه‌ها و دسیسه‌های والتر پرسی گاردنر انگلیسی و دخترش آنتوانیت گرفتار آمد و گاردنرها موفق شدند با کمک "سمیح البطیخی" وزیر اطلاعات سوری‌الاصل وقت اردن و همسر انگلیسی‌اش، با نفوذ در پادشاه اردن این گونه به وی القا کنند که چون شاهزاده حمزه هنوز به سن قانونی نرسیده و کودکی بیش نیست، نباید او را به جانشینی خود انتخاب کند‌ بلکه باید موقتاً عبدالله را جانشین خود کند و عبدالله در برابر پدر قسم یاد کند که پس از رسیدن حمزه به سن قانونی قدرت را به او بسپارد.
در ابتدا عبدالله به وعده خود عمل و حمزه را جانشین خود اعلام کرد‌ اما چند ماه بعد، این تصمیم را لغو و پسر خود از همسرش رانیا را ولی عهد خود اعلام کرد و جالب اینکه رانیا، همسر عبدالله دوم نیز شخصی دو رگه با اصالت انگلیسی است.
گفته می‌شود تا زمانی که ملک حسین در قید حیات بود، وی والتر گاردنر را از ورود و سفر به اردن ممنوع کرده بود و وی پس از مرگ ملک حسین بود که به خود اجازه داده بود به این کشور سفر و در آن اقامت کند.
همچنین شاهزاده حسن بن طلال، پسر دیگر شاه سابق اردن در اعتراض به خاکسپاری والتر گاردنر در مقبره سلطنتی از حضور خود و خانواده‌اش در این مراسم امتناع کرد. رهبران اخوان المسلمین اردن نیز گرفتن مراسم سوگواری برای والتر را به علت یهودی بودن وی، منع کردند و اجازه ندادند او در گورستان سلطنتی مسلمانان دفن شود زیرا بر آیین یهود درگذشته و تنها مجاز است در مزرعه شخصی خود در غرب پایتخت این کشور دفن شود.
والتر گاردنر پس از پنج سال بیهوشی و در کما بودن و صرف هزینه هنگفت روزانه 30 هزار دینار اردنی، سرانجام دو سال پیش در سپیده دم یک روز زمستانی در سن 95 سالگی مُرد.
آنتوانت گاردنر انگلیسی که هنوز در قید حیات است، همچنان پیگیر اجرای سیاست های انگلیس و رژیم صهیونیستی است و بر تصمیم گیری های پسرش تأثیر زیادی دارد.
در زیر، تصاویری از مادر یهودی انگلیسی عبدالله دوم از نظر می گذرد:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چین برای توسعه روابطش با عربستان و همچنین کنترل بیش از 20میلیون مسلمان در چین، دیپلماسی حج را در پیش گرفته و روابط خود با عربستان را از طریق 'حج' پیش برده است.

به گزارش مشرق، آلن گرش، معاون بخش دیپلماتیک نشریه لوموند می‌نویسد: این روزها، روابط بین چین و عربستان سعودی در حال رشد است مخصوصا با "دیپلماسی حج" که چند سال بعد از تاسیس دولت کمونیست‌ها در چین اتخاذ شد.

اگرچه دولت چین در سال گذشته مسلمانان این کشور را به شدت تحت فشار قرار داده و سرکوب و کشتار بی رحمانه ای را علیه آنان اعمال کرد؛ اما دولت چین با استفاده از دیپلماسی حج، سعی دارد به مسلمانان کشور خود اثبات کند که با آنان مخالف نیست و از شورش هایی، که ممکن است به خاطر تبعیض دولت چین علیه مسلمانان صورت گیرد، جلوگیری کرده و به نوعی از آنان دلجویی کند.

همچنین دولت چین، با اعمال "حج دیپلماسی"، روابطش را با عربستان تا جایی پیش برده است که به تازگی با این کشور تفاهم نامه امنیتی منعقد نموده است.

روابط چین و عربستان
عبدالکریم یعقوب مدیر اجرایی شورای تجاری عربستان-چین بوده، و در دانشگاه شانگهای، مشغول نوشتن پایان‌نامه خود در زمینه روابط چین و عربستان سعودی است. او تابعیت عربستان داشته اما اصالتا چینی است: در سال 1949 چند صد مسلمان چینی، با درک خطر پیشروی نیروهای مائو به جای تایوان به عربستان سعودی مهاجرت کردند. چینی‌های مسلمان در دهه 1930 در مکه و مدینه ساکن شدند.

پس از به قدرت رسیدن کمونیست‌ها در پکن براساس"دیپلماسی حج" چین، مقامات دو کشور توافق کردند که مسلمانان چینی بتوانند به زیارت مکه بروند. بدین ترتیب هر ساله تعداد معدودی به حج می رفتند اما با بروز انقلاب فرهنگی در سال 1966، با هدف از بین بردن "ارزش‌های سنتی" به پایان رسید.

روابط بیشتر زمانی متزلزل شد که ریاض روابط دیپلماتیک خود را با تایپه برقرار کرد، و نقش فعالی را در دهه 60 و 70 در مبارزات ضدکمونیستی چیانگ کای بر عهده گرفت.
چینی‌های عربستان سعودی حتی گاهی بر علیه جمهوری خلق چین نیز عمل کرده‌اند.

حج دیپلماسی چین
یعقوب می‌گوید چین در اوایل 1980 در حالی تصمیم به تجدید روابط با عربستان سعودی گرفت که اتحاد بین پکن و واشنگتن در حال تقویت بود و برای این منظور دوباره از دیپلماسی حج استفاده کرد.
در واقع چین می‌خواست با یک تیر دو نشان بزند: آنها می‌خواستند به مسلمین نشان دهند که مخالف مذهب نبوده و از طرف دیگر خواستار نزدیک‌تر شدن به عربستان سعودی بودند.
" حج دوباره از سال 1979 برقرار شد اما تا سال 1985 چندان رونقی نداشت. در این سال چین برای اولین بار یک هیئت رسمی به ریاض فرستاد و بدین ترتیب تعداد زائران از 2000 نفر به 12700 زائر در سال 2009 و 13500 زائر در سال 2010 رسید.

ضرورت پیشرفت سیاسی برای چین در جریان شورش زیانگ جیانگ در سال 2009 و سرکوب وحشیانه آن آشکار شد. مانند بیشتر کشورهای مسلمان، به استثنای ترکیه و عربستان سعودی که این دو کشور سرکوب را محکوم نمی‌کنند و حتی رسانه‌های آنها نیز محافظه‌کارانه عمل می‌کنند.
راعد کریملی، مشاور وزیر امور خارجه عربستان سعودی، گفت: " ما در امور داخلی چین دخالت نمی‌کنیم، و نمی‌خواهیم آنها نیز در امورات ما دخالت نمایند. این یک اصل مشترک بین ما و پکن است. "
پکن در مورد مسلمانان نگران است، طبق آمار رسمی 20 میلیون مسلمان در چین وجود دارد که از نظر عربستان این رقم خیلی بیشتر است. آنها از نوادگان تاجران عرب هستند که در عصر تجارت جاده ابریشم در شرق دور مستقر شده‌اند. چین از آنها که اغلب در منطقه نینژیاهو زندگی می‌کنند به‌عنوان رابط بین چین و عربستان برای افزایش روابط اقتصادی استفاده می‌کند.

چین دانشجویان الهیات خود را به عربستان سعودی می‌فرستد و خواستار تبدیل شدن به عضو ناظر سازمان کنفرانس اسلامی است، که در جده مستقر بوده و 57 کشور عضو آن می‌باشند. در ماه ژوئن گذشته دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی از پکن بازدید کرد. در ماه اکتبر نیز وزیر کشور چین، منگ جیان ژو، در طی دیدار خود از ریاض پیمان همکاری امنیتی مشترک برای تقویت ثبات و تشدید مبارزه با تروریسم را امضاء کردند.

بزرگترین صفحه شیعیان در فیس بوک که نزدیک به 100 هزار عضو داشت به خاطر انتشار چند خبر درباره بحرین حذف شد.

به گزارش فارس، روز گذشته (یکشنبه) بزرگترین صفحه شیعیان در فیس بوک که نزدیک به 100 هزار عضو داشت به دلیل انتشار چند خبر درباره بحرین حذف شد.

همکاری شبکه‌های اجتماعی غرب مانند فیس بوک با حاکمان منطقه برای مقابله با تحرکات مردمی دارای سابقه است به طوریکه پیش از این نیز در پی اعتراض یک وزیر صهیونیست به مؤسس پایگاه فیس بوک، صفحه‏ای که در آن برخی از جوانان فلسطینی خواستار آغاز انتفاضه سوم شده بودند، از این شبکه اجتماعی حذف شد.

خاندان آل خلیفه که بحرین را کنترل می‌کند، مخالفان خود را سرکوب می کند و این موضوع با محکومیت اندکی از سوی غرب همراه بوده است.

سرانجام پس از سه سال و با کمک ده‌ها میلیون دلاری آمریکا و رژیم صهیونیستی معبد پیروان فرقه ضاله بهائیت در شهر حیفا در شمال فلسطین اشغالی بازسازی و با حضور مقامات سیاسی افتتاح شد.

به گزارش فارس، سرانجام پس از نزدیک به سه سال ساختمان فرقه ضاله بهائیت در شهر حیفا در شمال فلسطین اشغالی موسوم به معبد بهائی‌ها ترمیم و افتتاح شد تا اسرائیل بر حمایت از این فرقه بیش از پیش تاکید کند.

خبرگزاری فرانسه در این خصوص گزارش کرد که بازسازی معبد طلایی بهائی‌ها در شهر حیفا در شمال اسرائیل ده‌ها میلیون دلار هزینه در بر داشت و سرانجام پس از سه سال افتتاح شد.

بنا بر این گزارش، این ساختمان که در "باغ بهائی‌ها " در حیفا واقع است، در سال 2008 در لیست مکان‌های تاریخی جهانی سازمان ملل متحد و سازمان یونسکو قرار گرفت که این اقدام نیز خود حمایت دیگری از سازمان ملل از این فرقه ساختگی است.

همچنین پایگاه خبری اسرائیلی پانت نیز گزارش کرد که مراسم افتتاح ساختمان «باب» در هتل "کولونی " در حیفا در خیابان بن گوریون و با حضور مقام‌های رسمی، دینی و سیاسی و شماری از پیروان بهائیت که از نقاط مختلف وارد خاک فلسطین اشغالی شده بودند، برگزار شد.

این پایگاه خبری اشاره‌ای به نام و هویت مقامات سیاسی اسرائیلی که در این مراسم حضور پیدا کردند، نکرد.

«یونا یاهف» شهردار حیفا، با حضور در این مراسم، این مناسبت را به پیروان این فرقه ضاله تبریک گفت و افزود: گنبد معبد، از آثار مهم شهر حیفا و نماد این شهر خواهد بود.

جلال حاتمی معاون دبیر کل فرقه بهائیت به روزنامه پانوراما اعلام کرد: هزینه بازسازی این ساختمان به بیش از 23 میلیون شِکِل [واحد پول اسرائیل] رسید و در آن 11 هزار و 790 قطعه سنگ در شکل و حجم مختلف به کار رفت که همه با آب طلای خالص لعاب داده شد و پایه‌ها و ستون‌های ساختمان برای مقاوم‌سازی در برابر زلزله تقویت شد و علاوه بر این شبکه آب و برق‌رسانی آن تغییر یافت و سنگفرش داخل معبد نیز عوض شد و در کل کار بازسازی یک سال و نیم زودتر به پایان رسید.

بنا بر گزارش خبرگزاری فرانسه، 11 مکان مختلف در شهرهای شمالی اسرائیل مرتبط با بهائی‌ها وجود دارد که از جمله آن قبر بهاء الله در شهر عکا و قبر باب است.

بهائی‌ها که اسرائیل را مقر اصلی خود قرار داده‌اند، در حمایت کامل تل‌آویو و آمریکا قرار دارند.

 

یک مؤسسه وابسته به نیروهای مسلح پاکستان اقدام به چاپ آگهی برای ثبت نام و اعزام نیروی نظامی به بحرین از میان داوطلبان پاکستانی کرد.

به گزارش فارس، ارتش پاکستان به منظور جذب نیروی نظامی ویژه مقابله با قیام مردمی در بحرین، اقدام به انتشار آگهی استخدام با شرایط ویژه کرده است.

این اقدام ارتش پاکستان به درخواست و رایزنی عربستان سعودی و آمریکا صورت گرفته است.

در این اطلاعیه، سابقه عضویت در نیروهای مسلح پاکستان شرط اصلی برای اعزام در نظر گرفته شده است.

سابقه خدمت در گروه ضربت (رنجرز)، جوان بودن و حداقل قد 183 سانتی‌متر از جمله شرایط استخدام در گروه اعزامی به بحرین می‌باشد.

محل ثبت نام از داوطلبان شهر راولپندی ذکر شده و این اطلاعیه از سوی بنیاد "فوجی " وابسته به نیروهای مسلح پاکستان منتشر شده است.

در جریان حمله نیروهای امنیتی و مزدوران بحرینی، 2 زن دیگر به شهادت رسیدند.

به گزارش شبکه العالم، پایگاه اینترنتی "ملتقی البحرین" نوشت، در حمله به دانشگاه بحرین، یک زن بر اثر جراحت های وارد شده از ناحیه سر شهید شد.

این پایگاه نوشت: "جواهر عبدالامیر کویتان" در جریان حمله اوباش و مزدوران به دانشگاه بحرین به شدت مجروح شد، و پس از مدت کوتاهی به شهادت رسید.

پایگاه اینترنتی "البلاد آن لاین" نیز نوشت: این زن بر اثر خونریزی داخلی به شهادت رسید.

از سوی دیگر، پایگاه اینترنتی "فجر البحرین" در خبری فوری، از شهادت یک زن دیگر از ساکنان منطقه "بلاد قدیم" خبر داد.

این پایگاه نوشت: "عزیزه حسن" 24 ساله از ساکنان بلاد قدیم که دارای یک دختر است، در پی حمله نیروهای امنیتی به منزلش شهید شد.

شیوخ وهابی با حمایت گسترده برخی محافل، ضمن ادامه تحصیل، فعالیت‌های تبلیغاتی گسترده‌ای را در دانشگاه‌های استان سیستان و بلوچستان کلید زده‌اند.   

به گزارش فارس، بر اساس آخرین آمار از وضعیت دانشجویان در دانشگاه‌های استان سیستان و بلوچستان در اقدامی سازمان‌یافته عده‌ای از این افراد از مساجد و حوزه‌های جریان وهابیت راهی دانشگاه می‌شوند.

تعداد زیادی از طلاب مسجد «م» و حوزه علمیه‌ای در چابهار و زاهدان پس از اتمام دروس حوزوی خود، با تشویق مدیران حوزوی به منظور اثرگذاری بر فضای دانشگاه‌ها و برنامه‌های تبلیغاتی راهی دانشگاه‌های استان می‌شوند.

در بسیاری از دانشگاه‌های استان راه‌اندازی حلقه‌های معرفت و بحث و گفت‌و‌گو با دانشجویان و شبهه پراکنی میان دانشجویان شیعه و سنی و دعوت از آنان برای حضور در جلسات این حوزه‌ها بخشی از فعالیت‌های طلاب دانشجوی جریان وهابیت در این استان است.

برپایی جلساتی با محوریت این افراد و برگزاری جلسات مستمر منجر به آن شده است که حلقه‌های منسجم و گسترده‌ای از اجتماعات در این دانشگاه‌ها به صورت گسترده شکل گرفته و اقدام به فعالیت کنند.

برخی گروهک‌های قومیت‌گرای ترکمن نیز در این دانشگاه‌ها جذب حلقه‌های مذکور شده و ارتباطات گسترده‌ای با یکدیگر دارند.

مدتی است که گروهی موسوم به یمانی به سرکردگی فردی بنام « ع ذ» شروع به فعالیت نموده و اقدام به جذب جوانان و فریب دادن آنها می نماید.

به گزارش «عروج»، این فرد ادعا می کند که فرزند امام زمان است و بر همین اساس یمانی نامه هایی به مراجع تقلید نجف اشرف و قم از جمله آیت الله سیستانی و ... ارسال نموده و آنها را به خود و ایمان آوردن به او و مأموریتی که از جانب پدرش یعنی امام زمان(عج) دارد دعوت نموده است.

لازم به ذکر است ازجمله فعالیتهای عمده گروه مذکور جذب جوانان می باشد که بنا به اظهارات و ادعاهای «ع ذ» گروه آنان نیز موفق گردیده که در یکی از شهرستانها بیش از یکصد نفر را بنام انصار جذب نمایند.

یکی دیگر از سرکردگان این گروهک فردی خلافکار و از اشرار مسلح است.

گفتنی است این گروهک در فضای مجازی دارای سایت می باشد و به تازگی پیامک های را با محتوای :«یمانی وصی و رسول امام زمان است و هر روزه جلسه تشکیل داده و دلایلش بر حق است و از متن قرآن می باشد و ایشان کلاً ظهور کرده است.» برای مردم منطقه ارسال نموده است.

سایت "شهر سوال" نوشت: دربارۀ تاریخ شهادت حضرت زهرا (س) روایات مختلف و متضاد است. از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر (ص).
میان علمای شیعه، دو تاریخ مشهور و مقبول است: یکی هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر (ص) و دیگری نود و پنج روز.

با توجه به رحلت پیامبر اسلام (ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخۀ سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل ، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیۀ اوّل می‌ خوانند.

اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیۀ دوم می‌ خوانند.

ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی. بنابراین فاطمیه اول از 13 تا 15جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد.ظاهراً علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت(س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت پیامبر(ص) تا شهادت حضرت زهرا(س)،29روز بوده باشند،حال آنکه د رصورت کامل بودن ماههای قبل،روز شهادت 13جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود.چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند.

اما در عرف به دهه دوم جمادی الاول از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی ازاول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95روز،شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است،دهه فاطمیه دوم گفته می شود.

وزیر کشور فرانسه اعلام کرد برگزاری نماز جماعت را در خیابان های این کشور به طور کلی ممنوع خواهد کرد.

واحد مرکزی خبر به نقل از پایگاه اینترنتی خبرگزاری رسمی کویت ( کونا ) ، برگزاری نماز جماعت در خیابان های شهر نیس ممنوع شده است و کلود گئان

که بر آیین های ادیان مختلف در فرانسه نظارت دارد و رئیس سابق ستاد ارتش این کشور بوده به عنوان مشاور نزدیک نیکولا سارکوزی رئیس جمهوری فرانسه اعلام کرد نماز جماعت از این پس در خیابان های پاریس و مارسی نیز برگزار نخواهد شد.

این موضع موجب بروز اختلافاتی میان وی و برخی از اعضای دولت محافظه کار سارکوزی از جمله کریستین لوگارد وزیر دارایی این کشور شده است.

حدود شش میلیون نفر از جمعیت شصت و سه میلیونی فرانسه را مسلمانان تشکیل می دهند.

وزیر کشور فرانسه در حالی این اظهارات را عنوان کرد که استفاده از برقع در خیابان های فرانسه ممنوع شده است.

برخی زنان از روز دوشنبه به دلیل خودداری از برداشتن برقع ، حدود دویست و ده دلار آمریکا جریمه شدند.

حدود دو هزار زن در فرانسه از برقع استفاده می کنند.

مدت سه سال است که گروهی موسوم به «ا.ی» به سرکردگی فردی بنام «ع. ذ»شروع به فعالیت نموده واقدام به جذب جوانان و فریب دادن آنها می نماید.

به گزارش جوان، این فرد ادعا می نماید که فرزند امام زمان می باشد بر همین اساس حسن یمانی نامه هایی به مراجع تقلید نجف اشرف و قم ارسال نموده است و آنها را به خود و ایمان آوردن به او و مأموریتی که از جانب پدرش یعنی امام زمان(عج) دارد دعوت نموده است.

لازم به ذکر است ازجمله فعالیتهای عمده گروه مذکور جذب جوانان می باشد.گفتنی است یکی دیگر از سرکردگان این گروهک فردی است خلافکار و از اشرار مسلح می باشد.

شایان ذکر است این گروهک در فضای مجازی دارای سایت می باشد و به تازگی پیامک های را با محتوای :«یمانی وصی و رسول امام زمان یعنی احمد بن الحسن در شادگان می باشد و هر روزه جلسه تشکیل داده و دلایلش بر حق است و از متن قرآن می باشد و ایشان کلاً ظهور کرده است.» برای مردم منطقه ارسال نموده است.

به گزارش بولتن، چند روز پیش، شبکه آی پی اس (APS) آمریکا در گفتگو با شیعیان مصر و از جمله «احمد راسم النفیس» یکی از رهبران برجسته‌ی شیعی مصر، به موضوع قیام مردم مصر و تاثیر آن بر اوضاع سیاسی – اجتماعی شیعیان مصر پرداخت.

که معتقد است تحولات خاورمیانه از ایران و انقلاب اسلامی شروع شد و بعد هم با گذر از عراق و لبنان به دیگر کشورهای اسلامی رسید بیان کرد که احمد راسم النفیس نیز یکی از این حلقه‌های قیام خاورمیانه است و به همین دلیل دولت حسنی مبارک بارها او را بازداشت و ممنوع السفر کرده است. حتی وی در طول این سال از دیکتاتوری مبارک بارها از سوی نیروهای امنیتی مصر تهدید به مرگ شده بود.

النفیس به گزارشگر APS گفت: بسیار تعجب آور است که دولت مصر ادعای مدارای مذهبی داشت اما با ممنوع کردن کتب شیعیان و زندانی کردن، آنها را تحت فشار قرار می داد.

النفیس مانند همه مردم مصر و به خصوص شیعیان، امیدوار است با رفتن مبارک، دوره جدیدی از احترام و مدارا درمورد اقلیت های مذهبی شروع شود.

وی می گوید: در حکومت مبارک، اگر در مصر شیعه بودی باید در طول زندگی احتیاط می کردی و هیچگاه به عضو احزاب سیاسی در نمی آمدی یا عقایدت را مطرح نمی کردی. از زمان انقلاب (دو ماه گذشته) پیشرفت عمومی حاصل شده است که این نه تنها در مورد شیعان بلکه برای همه مصریان بوده است.

تقریبا 1 درصد از مسلمانان مصر شیعه و 90 درصد جمعیت 82 میلیون نفری مصر سنی هستند. البته رقم واقعی شیعیان را نمی توان تخمین زد چرا که بسیاری از شیعیان از ترس دیکتاتوری مبارک دست به تقیه می زدند. با این حال النفیس هیچگاه عقایدش را پنهان نکرد. با آنکه در یک خانواده سنی بدنیا آمد کرد اما این استاد 58 ساله، پس از شناخت اصول و معارف شیعه و با تاکید بر تفسیر احادیث، از 25 سال پیش به شیعه روی آورد.

النفیس می افزاید: اسلام آنچنان که برخی تصور می کنند پراکنده نیست. برای مردم سخت است که تشخیص بدهند چه کسی شیعه است یا سنی زیرا هر دو عقاید مشترکی دارند. هر دو بر اصول اسلام معتقدند و کتاب مقدس آنها قرآن اسم. تنها اختلاف بر سر جانشینی پیامبر (ص) است. حتی الازهر، که بالاترین مرکز مسلمانان سنی است شیعیان را به عنوان یکی از مذاهب اسلام به رسمیت می شناسد. اما با همه اینها رژیم مبارک، از شیعیان اکراه داشت و در تبعیت آنها نظام خود تردید داشت.

ایشاک ابراهیم، محقق در موسسه حقوق فردی مصر نیز می گوید: رژیم مبارک از وفادار بودن شیعیان نسبت به ایران، مرکز قدرت شیعیان وحشت داشت و به همین دلیل نسبت به آنان همواره تبعیضاتی قائل می شد. بنابراین باید ریشه این موضوع را در شکاف بین روابط ایران و مصر بررسی کرد. این دو قدرت منطقه، سابقه بدی در روابط با هم داشتند. پس از آنکه قاهره پیمان صلح با اسراییل را امضا کرد و به شاه مخلوع ایران پناه داد، ایران روابطش را با مصر کاهش داد. تنش بین دو کشور پس از حمایت مصر از عراق در جریان جنگ ایران و عراق نیز شدت گرفت.

مصر و برخی دیگر از کشورهای عرب از تاثیر فزاینده ایران در منطقه هراس دارند. به همین دلیل مبارک ایران را به تلاش برای بی ثباتی رژیم های عرب از طریق گروه های وابسته مانند حزب الله لبنان متهم کرده بود.

علی رغم این که اکثر شیعیان مصر هیچ‌گونه ارتباطی با گروه های سیاسی خارجی نداشتند صدها تن از شیعیان در نیمه پایانی حکومت مبارک دستگیر شدند. به این دستکیرشدگان برچسب مظنونین تروریست زده می شد و به اتهامات ساختگی زندانی می شدند.

بسیاری از زندانیان سابق، ادعا می کنند نیروهای امنیتی مصر، توجه کمی به فعالیت های سیاسی آنها داشتند و درعوض از آنها در مورد عقاید مذهبی شان بازجویی می کردند. سپس متن بازجویی های آنها را در رسانه های محلی پخش می کردند تا عقاید شیعیان را کفر آمیز نشان دهند و افکار عمومی اهل تسنن را علیه آنها تهییج کنند.

پاییز گذشته، نیروهای امنیتی مصر 12 مصری و تبعه خارجی شیعه را به طراحی برای براندازی رژیم، تحریف قرآن و اهانت به همراهان پیامبر متهم کردند!

امام جماعتی در مسجدی در منطقه اسلامی قاهره نیز می گوید: مصریان، مستعد روی آوری به باورهای شیعه هستند. اسلام شیعه تاریخ طولانی در کشور ما دارد و مساجد و بقاع متعددی مربوط به بزرگان شیعه در این کشور وجود دارد. حتی الازهر هم توسط شیعیان فاطمی بنیانگذاری شد.

عبدل منعم عبدل مقصود، مدیر مرکز حقوق بشر صواسیا نیز مطالب روزنامه های زرد درمورد خطر بیداری شیعه و اینکه می تواند مانند عراق به نزاع فرقه ای بیانجامد را رد می کند.

وی می گوید: احتیاجی نیست نوع اسلامی که مردم بدان می گروند را دیکته کرد. 99 درصد جمعیت مسلمان اینجا سنی هستند، خطر اینکه مصر تحت سلطه شیعیان درآید، وجود ندارد.

روابط ایران و مصر از زمان کناره گیری مبارک گرم شده است و مقامات ارشد هر دو طرف به از سرگیری روابط دیپلماتیک اشاره داشتند. وزیر امور خارجه جدید مصر نبیل العربی اخیرا اعلام داشت که کشورش آمادگی گشودن فصل تازه ای با ایران را دارد. تهران از این پیشنهاد استقبال کرده است.

عبدل مقصود می گوید عادی سازی روابط با ایران بدون شک روی تصویر شیعه در مصر تاثیر مثبت خواهد داشت. همچنین از تبلیغات بد رسانه ای جلوگیری خواهد کرد.

با اینکه بقایای رژیم دیکتاتوری باقی مانده، خروج مبارک فشار بر شیعیان را کم کرده است. به نظر می رسد فضای تازه آزادی پیروان این مذهب را از روی آوردن به تقیه دور کرده است.

النفیس می گوید: از زمان انقلاب، تماس های زیادی از مردم مصر داشته‌ام که خواستار گرویدن به شیعه بودند. این موضوع، پیش از این ابدا اتفاق نیفتاده بود. زیرا تلفن های ما توسط پلیس مصر شنود می شد و هرگاه که دستگاه امنیت کشور مطلع می شد فردی شیعه است مامورین امنیتی را برای تهدید و آزار وی می فرستادند.

النفیس باور دارد که تلاش آزادانه وی و همفکرانش برای تشکیل یک حزب سیاسی شورایی نشانه روشنی از این است که دوره آزادی تازه ای در مصر آغاز شده است.

به گزارش موعود ، هنگام برگزاری نماز عصر در روز سه شنبه گذشته در مسجد الحرام ، و پس از اینکه امام جماعت تکبیره الحرام را گفت ، ناگهان جوانی از صف دوم نماز جماعت پیش آمده و میکروفون را به دست گرفته و با صدای بلند فریاد زد " من مهدی منتظرم " " من مهدی منتظرم "

این شخص که تابعیت مصری داشته و 35 سال سن دارد، بلافاصله توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد و پس از تحقیقات اولیه مشخص شد که اومبتلا به یک نوع بیماری روانی است و پیش از این نیز به این دلیل تحت درمان قرار گرفته است .

بنا بر اعلام مقامات عربستانی ، شخص مزبور، بلا فاصله به مرکز پلیس انتقال داده شد و امروز چهارشنبه برای انجام تحقیقات ، به هیات تحقیق و مقر دادستانی کل انتقال می یابد .

به تازگی اغلب خیابانهای اصلی شهر دبی از تابلوهای بسیار بزرگی پر شده است که روی آنها زمان دقیق وقوع قیامت را به مردم هشدار می دهد.

به گزارش  بی‌باک، چندی پیش "هارولد کامبینگ" کشیش شهر اوکلند واقع در ایالت کالیفرنیا آمریکا در یک پیشگویی عجیب اعلام کرد که روز ۲۱ مه سال ۲۰۱۱ جهان به پایان می رسد او حتی ساعت دقیق این واقعه را ساعت شش بعد از ظهر اعلام کرده است!

روزنامه "گلف نیوز" نوشت: یک گروه مسیحی آمریکایی به رهبری زنی به نام "ماری شیهان" به تازه گی در شهر دبی فعالیتهای تبلیغی اینگونه افکار را شروع کرده اند و با دردسرهای فراوانی توانسته اند یک شرکت که در این گزارش نامی از آن ذکر نشده را قانع کنند تا این تابلوها را در خیابانهای اصلی دبی قرار دهد.

بر اساس این گزارش آنها روی این تابلوها نوشته اند که "آن روز بسیار بزرگ و هولناک است و چه کسی توانایی ایستادگی را خواهد داشت؟" و البته زمان این روز هولناک را ۲۱ مه ۲۰۱۱ اعلام کرده اند.

لازم به ذکر است بر اساس قوانین کشور امارات متحده عربی تبلیغ و نصب هرگونه پیامی که با گفته های دین اسلام مغایرت کند ممنوع است بنابراین بعد از گذشت چند روز از نصب این تابلوهای بسیار بزرگ یکی از مسئولان شهرداری دبی گفت: در اسرع وقت این تابلوها جمع خواهد شد.

روز گذشته (سه شنبه) خانه خدا شاهد رویداد عجیبی بوده است. هنگام برگزاری نماز عصر در حرم مکی شریف، جوانی پشت بلندگوهای مسجد الحرام رفته و فریاد برآورده است که "من مهدی منتظر هستم"!

به گزارش «فردا» به نقل از پایگاه خبری السبق عربستان؛ روز گذشته در یک حادثه عجیب در زمان برگزاری نماز عصر در خانه خدا یک جوان میکروفون را ربوده و فریاد برآورده است که من مهدی منتظر هستم.... من مهدی منتظر هستم... گفته شده است وی یک حاجی مصری ۳۵ ساله بوده است.

تحقیقات اولیه نشان داده است وی مشکلات روانی داشته و پیش از این نیز تحت مداوا قرار گرفته بوده است. وی برای بررسی‌های پزشکی بیشتر پس از توقیف وی به مرکز درمانی پلیس حرم مکی انتقال یافته است.

اما این ماجرا از آنجا شروع شد که نمازگزاران در بین نماز عصر ناگهان متوجه جوانی شدند که بعد از تکبیر الاحرام امام جماعت از صف دوم نماز خارج شده و میکروفون را روبود و فریاد برآورد که من مهدی منتظر هستم!

پس از این به سرعت نیروهای امنیتی و پلس حرم مکی مستقر در این مکان وی را گرفته و برای تحقیقات بیشتر به مرکز پلیس حرم مکی منتقل کرده‌اند.

این روزها با بیداری اسلامی، شاهد تحولات گسترده‌ای در منطقه هستیم. اما بحرین حالت ویژه‌تری را به خود اختصاص داده و در کنار تمام صحنه‌های زیبای قرائت دعای فرج امام زمان(عج) در میدان لؤلؤ ، اینک بحرین شرایط مظلومانه‌تری را به خود گرفته و تمام شیعیان و مسلمانان واقعی در بحرین شرایط سختی را تجربه می‌کنند.
به گزارش جهان اما این شرایط، به گونه‌ای دیگر مسبوق به سابقه است و آن هنگامی است که پادشاه بحرین می‌رفت تا با دسیسه وهابیون زمانه خود، شیعیان بحرین را به شهادت برساند اما با عنایت مستقیم امام زمان(عج) شیعیان بحرین نجات یافتند.

این واقعه که با عنوان قضیه انار در روضه‌های مرحوم کافی معروف است، حکایت از حضور یک ناصبی متعصب و دشمن اهل بیت پیامبر(ص) به عنوان وزیر حاکم وقت بحرین دارد که از هیچ دسیسه‌ای جهت ضربه زدن به شیعیان کوتاهی نمی‌کرد و در مهمترین دسیسه‌اش، اناری را خدمت حاکم ارائه می‌کند که با حک شدن برجسته مطالبی خلاف عقاید شیعیان بر روی آن و جلوه دادن آن به عنوان معجزه الهی و دلیلی بر بطلان شیعیان، حاکم را قانع می‌نماید که در صورت عدم پاسخ مناسب شیعیان در برابر این واقعه یا شیعیان مطیع خواسته‌های آنها شده یا کشته شوند.

بزرگان شیعیان بحرین نیز با احضار حاکم و با مشاهده این انار، مضطرب و از حاکم سه روز مهلت می‌خواهند. سپس با تشکیل جلسه و انتخاب سه نفر از پرهیزکارترین افراد، قرار را بر این می‌گذارند که هر شب یک نفر به بیابان رفته و تا صبح به عبادت مشغول و از خداوند به وسیله امام زمان(عج) یاری بخواهند. بعد از آنکه نفر اول و دوم تا صبح عبادت می‌کنند و نتیجه‌ای نمی‌گیرند نوبت به محمد ابن عیسی بحرینی می‌رسد و در همان شب امام زمان (عج) به داد شیعیان بحرین می‌رسند و با برداشتن پرده از این راز برای محمد ابن عیسی بحرینی و اشاره به این موضوع که انار مذکور قبل از رشد کامل در قالبی سفالین با مطالب حک شده و موهوم روی آن به این شکل ظاهر گشته و با دادن آدرس دقیق مکان اختفای قالب سفالین در منزل وزیر ناصبی و نیز خبر از وجود دود و خاکستر در درون انار، این توطئه را از سر شیعیان بحرین دور می‌سازند.

اما پاسخ امام زمان(عج) به سوال محمد ابن عیسی بحرینی مبنی بر علت تاخیر دو روزه در حل این مشکل نیز قابل توجه است. ایشان در برابر سوال وی می‌فرمایند: تقصیر خودتان است که پس از سه روز به داد شما رسیدم؛ چرا که خودتان از حاکم سه روز فرصت خواستید. اگر در همان مجلس حاکم، مرا صدا می‌زدید و می‌گفتید یا صاحب الزمان! همان جا راه حل را به شما می‌نمایاندم.

یک فعال سیاسی بحرینی با اشاره به ادامه سیاست اعطای تابعیت برای تغییر بافت جمعیت بحرین فاش کرد که رژیم آل خلیفه اخیرا به دو هزار سعودی در رده‌های نظامی و امنیتی با هدف سرکوب مردم بحرین تابعیت بحرینی داده است.

به گزارش فارس، "موسی الستراوی " شامگاه دوشنبه در مصاحبه با شبکه خبری العالم، تاکید کرد که نیروهای اشغالگر عربستان سعودی نه تنها در قتل عام مردم بحرین مشارکت دارند بلکه ادامه تخریب مساجد بحرین همچنان در دستور کار آنان قرار دارد.

وی گفت: اینگونه اقدامات وحشیانه در بحرین فقط با موافقت و همدستی (موساد) سازمان تروریستی و جاسوسی رژیم صهیونیستی و همکاری نیروهای اشغالگر سعودی صورت گرفته است.

الستراوی به فعالیت مخالفان رژیم بحرین در خارج از این کشور برای رسوا کردن رژیم آل خلیفه و فاش کردن اقدامات وحشیانه آن علیه مردم بی دفاع بحرین اشاره کرد و اظهار داشت: در پی این فعالیت‌ها پارلمان اروپا به ناچار سکوت خود را شکست و گزارش تندی درباره نقض حقوق بشر در بحرین و لزوم تجدیدنظر کشورهای اروپایی در روابط خود با رژیم حاکم این کشور ارائه کرد.


مدّتی پیش مقالاتی دربارۀ شیعه و اهل سنّت برای مردم عامّی و کوچه بازار نوشتم و هدفم از این نوشته ها، این بود که بگویم شیعه و سنّی دو بال این امّت بیچاره اند که متأسّفانه با وجود آن دو بال، نمی تواند پرواز کند و تنها به کاوش در خرابه ها و ویرانه های گذشته بسنده میکند؛ امّا این روزها این گونه به نظر میرسد که مصیبتِ کوتاه فکری تنها در میان مردم عامّی و کوچه و بازار نیست؛ بلکه این مصیبت را در میان عقلا و اندیشمندان نیز میتوان دید و از جملۀ آن عقلا و اندیشمندان، شیخ یوسف قرضاوی، رئیس اتّحادیۀ علمای مسلمان است.

 

به گزارش موعود به نقل از خبرگزاری شام پرس، یک دیپلمات آگاه از حوادث «خاورمیانه» به مجموعه سؤالاتی در مورد مناسبات «سوریه» «عربستان» و سوریه «آمریکا» پاسخ و همچنین داستان حضور شاهزاده بندر بن سلطان در فرودگاه بین المللی «دمشق» و همچنین رابطۀ آن با ترور عماد مغنیه از فرماندهان بارز مقاومت و حوادث دیگر در منطقه پاسخ داده است. این دیپلمات همچنین به سؤالات دیگری در این رابطه پاسخ داده است ، از جمله:

بوسیله حجامت خونهای آلوده و غیر قابل استفاده (مانند روغن سوخته وسایل نقلیه) از بدن خارج می شود. این خونها به مرور زمان در پشت و برخی دیگر از نقاط بدن جمع شده و در فرصتهای مناسب به تدریج توسط بدن خارج می شود اما عملکرد بدن در این زمینه بسیار کند است به گونه ای که به مرور زمان بر تراکم این خونهای آلوده افزوده می شود و سلامتی ما را تحت تاثیر قرار می دهد.

روش حجامت:

محل حجامت پشت کمر است. ابتدا بوسیله لیوان مکش مخصوص خونهای آلوده در نقطه خاصی جمع می شود و سپس توسط تیغ چند خراش سطحی ایجاد می شود. این کار هیچ دردی ندارد. سپس خونهای آلوده وارد لیوان شده و دور ریخته می شود. لیوان و تیغ حجامت استریل و یکبار مصرف می باشند.

فواید حجامت:

ثابت شده که حجامت برای حدود هفتاد بیماری اثرات پیشگیرانه و درمان کننده دارد. برخی از آثار درمانی و پیشگیرانه حجامت موارد زیر است:
افزایش کلسترول و دی گلیسیرید خون- دیابت غیر وابسته به انسولین- اوره بالا- فشار خون غیر طبیعی «بالا یا پایین» - غلظت خون بالا- مسمومیت غذایی و دارویی- سردرد میگرنی- تنگی رگها- اعتیاد به مواد مخدر- افسردگی- سنگینی سر- اسپاسم عضلانی- رشد ناکافی و کوتاهی قد- لاغری- واریس- کمر درد- آرتروزها- آکنه و بثورات پوستی- کهیر- آفت دهان- ریزش مو - پر مویی بدن- گر گرفتن بدن- تاری دید- خواب رفتگی و بیحسی عضلات- بیماریهای تناسلی زنان- ناهنجاریهای عصبی- کم اشتهایی- کم هوشی - فراموشکاری- جوش صورت- سکته قلبی- مالیخولیا- سرماخوردگی مکرر

عوارض جانبی:

حجامت هیچگونه عارضه ای برای بدن ندارد. اما این افراد می بایست از حجامت خودداری نمایند: زنان باردار- افرادی که در دوران قاعدگی قرار دارند- افرادی که مشکلات انعقادی خون دارند و بیماران هیموفیلی.

قبل از حجامت:

قبل از حجامت معده نباید خالی باشد- بدن خسته نباشد- مایعات بدن در حد مناسب باشد- نزد افرادی حجامت نمایید که پروانه حجامت مورد تایید وزارت بهداشت را دارا باشند- قبل از حجامت یک عدد انار میل نمایید- بهترین زمان برای حجامت در هفته طبق احادیث معصومین عصر دوشنبه است- از حجامت در صبح زود و بخصوص قبل از صبحانه جدا پرهیز نمایید- بهترین زمان برای حجامت در سال اوایل بهار و پاییز است.

بعد از حجامت:

تا ۱۲ ساعت بعد از حجامت از مصرف لبنیات مانند شیر - خامه- کره- پنیر- بستنی-ماست- دوغ- کشک و نیز غذاهای ترش مزه خودداری نمایید- مصرف عسل بلافاصله بعد از حجامت توصیه می شود- صبح روز بعد از حجامت محل حجامت را با آب خالی و بدون ماساژ و شامپو بشویید.

اسامی برخی بیماریهای درمان شده با حجامت :

1- افزایش کلسترول و تری‌گلیسرید (چربی خون بالا) 2- اوره بالای خون
3- فشار خون بالا 4- فشار خون پائین
5- غلظت خون بالا (پلی‌سایتمی) 6- سرماخوردگی‌های مکرر
7- آنمی فقر آهن 8- سرخجه
9- آبله مرغان 10- سرخک
11- زونا 12- اوریون
13- پنومونی 14- مخملک
15- آنفلوانزا 16- ایکترفیزیولوژیک
17- دیسمنوره 18- الیگومنوره
19- آمنوره 20- هایپومنوره
21- هایپرمنوره 22- سندرم پره کلماتریک
23- سندرم کلماتریک 24- کیست تخمدان
25- مسمومیت داروئی 26- مسمومیت غذائی
27- مسمومیت شیمیائی و گازهای شیمیائی 28- سردرد میگرنی
29- سردرد عصبی 30- دردهای کهنه و مزمن اندام‌ها
31- سندرم خستگی مزمن بدن 32- اسپاسم عضلانی
33- کاهش رشد و کوتاهی قد 34- لاغری
35- سیاتالژی (درد سیاتیک) 36- سندرم کانال کارپ
37- دیسکوپاتی‌ها 38- کمردرد Low back pain
39- آرتروز کتف و زانو 40- آکنه و بثورات پوستی
41- کهیر 42- اگزما
43- درماتیت تماسی 44- خارش پوستی
45- آفت دهان 46- تعریق فراوان بدن
47- گر گرفتگی بدن 48- پولیپ بینی
49- ناخنک چشم 50- اپیستاکسی مکرر
51- بلزپالزی (فلج عصب صورت) 52- PTSD
53- تصلب شرائین 54- گرفتگی عروق کرونر
55- Cheat pain (درد قفسه سینه) 56- طپش قلب، آریتمی‌های قلبی و p.v.c
57- اعتیاد داروئی 58- اعتیاد به سیگار و مواد مخدر
59- هیپرتیروئیدی 60- هیپوتیروئیدی
61- افسردگی 62- سنگینی سر
63- اختلالات رفتاری کودکان 64- آلرژی
65- آلرژی غذائی 66- آسم آلرژیک
67- آسم 68- رماتیسم
69- دندان قروچه 70- هموروئید

جایگاه حجامت در طبّ سنتی و اسلامی


تمامی ‌بزرگان طبّ سنتی ایران از حجامت به عنوان یکی  از ارکان مهم  درمانی ذکــر کرده ‌اند . محــــمد زکریای رازی در کتاب "الحاوی" ، شیخ الرئیس ابوعلی سینا در کتاب " قانون در طب "، سید اسمـاعیل جرجانی در کتاب " ذخیره خوارزمشاهی" و عقیلی خراسانی در کتاب " خلاصه‌الحکمه فی مجـــمع الجوامع"  به شـیــــــوه گسترده ‌ای پیرامون حجامت و کاربرد آن در درمان صحبت کرده ‌اند و از حجامت برای درمان بیـــــــــماری‌های فراگیر و مهمی ‌مانند سکته قلبی ، مالیخولیا، سردرد های میگرنی و بخشی از بیماری‌های پوستی بهره می‌گرفته‌اند.

در طبّ اسلامی ‌و منابع مذهبی نیز توصیه‌های فراوانی به‌ انجام حجامت شده ‌است.

رسول اکرم (صلی االله علیه و آله و سلم ) و ائمه‌اطهارعلیهم السلام خود حجامت می‌کرده ‌اند و روش انجام آن را بیان فرموده‌اند و ویژگی‌‌های درمانی آن را برشمرده ‌اند. در این زمینه بیش از پانصد روایت مطرح است که در کتاب «حجامت از دیدگاه ‌اسلام» جمع آوری شده‌ است.
یکی از مهمترین روایاتی که در زمینه حجامت در منابع معتبر روایی ذکر شده و در ذیــــل آیه یک ســــوره‌ مبارکه اسری در تفسیر المیزان و برخی از تفاسیر دیگر آمده ‌است، حدیث زیر می‌باشد:

 

حضرت رسول اکرم(صلی االله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:


"در شب معراج ، وقتی که به آسمان هفتم صعود کردم ، بر هیچ ملکی از ملائک گذر نکردم مگر اینکه گفتند یا محمد حجامت کن و امتت را به حجامت کردن امر بفرما." ( 11 )

با یک چنین نگاه  وسیع و عمـــیق و روش درمانی همه سونگـر است که  " علــــم طـــب در کنــــــــار علم دیـــــن " قرار می گیرد که ( العلم علمان علم الابدان و علم الادیان) و می داند که خداوند اول طبیب است و آنگاه پیامبران و خاتم شان رسول گرامی اسلام (ص) منتظر نمی ماند که جامعه بیمار شود و دســت نیاز به ســـوی او دراز کنـــد ، قبل از بروز بیماری اقدام به پیشگیری دردهای جامعه می کند. با تعلیم خداوندی انسان را می شناسد و کلیه عوامل حاکـــم و مؤثـــر بر او را می دانــد. لذا برخی از دستــــوراتش از جمله توصیه های طبی برای همه انسانها و همه زمانهاست. بعضی از دستوراتــش برای سنی خاص یا جنس خاص یا فرد خاص یا فصــــل خاص صادر می شود.

تمامی بزرگان طب سنتی ایران ازحجامت به عنوان یکی از ارکان مهم درمانی ذکر کرده اند . محمد زکریای رازی در کتاب الحاوی ، شیخ الرئیس ابوعلی سینا در کتاب  قانون در طب ، سید اسماعیل جرجانی درکتاب ذخیره خوارزمشاهی ، عقیلی خراسانی درکتاب خلاصه الحکمه فی مجمع الجوامع و بسیاری دیگر از مشاهیر پزشکی طب سنتی و اسلامی به شیوه گسترده ای پیرامون حجامت و کاربرد آن دردرمان امراض صحبت کرده اند و از حجامت برای درمان بیماریهای فراگیر و مهمی مانند " سکته قلبی ، مالیخولیا ، سردردهای میگرنی و بخشی از بیمایهای پوستی " بهره می گرفته اند . در طب اسلامی و منابع مذهبی نیز توصیه های فراوانی به انجام حجامت شده است. رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار(ع) خود حجامت می کرده اند و روش انجام آن را بیان فرموده اند وویژگیهای درمانی آن را برشمرده اند.

پیامبرخدا (ص): اگر خون درونتان به جوش می آید ، حجامت کنید ، چرا که خون ، گاه ممکن است دردرون شخص ، طغیان کند و وی را بکشد .(1)

پیامبر خدا (ص) فرموده : درد، سه چیز است و درمان نیز سه چیز . اما درد ، عبارت است از : خون ، تلخه و بلغم . درمان خون ، حجامت است ، درمان بلغم ، حمام است ، و داروی تلخه نیز راه رفتن .(1) .

امام حسن عسکری (ع)فرموده : پس از انجام حجامت ، انار بخور ، اناری شیرین ؛ چرا که خون را فرو می نشاند و خون را فرو می نشاند و خون را در درون ، تصفیه می کند(1) .

امام صادق ( ع ) فرموده : بهترین چیزی که با آن به مداوا می پردازید ، حجامت کردن ، دوا را بر بینی ریختن ، حمام نمودن و حقنه کردن ( وارد کردن داروی مایع از طریق رکتوم ) است .

پیامبر ( ص ) فرموده : هر وقت خون یکی از شماها به جوش آمد ، حجامت کند ، که او را نمی کشد . سپس فرمود : کسی از اهل بیت خودم را نمی بینم که در آن اشکالی ببیند .

حضرت علی (ع) فرموده : همانا حجامت بدن را سالم و عقل را استوار می نماید. (2)

پیامبر خدا (ص) فرموده : اگر در چیزی شفا باشد ، در تیغ حجام و در خوردن عسل است . ( 2)

امام رضا ( ع ) فرموده : باید حجامت کردن بعد از خوردن غذا صورت گیرد ، چونکه وقتی انسان سیر شد ، سپس حجامت کرد ، خون جمع شده و بیماری خارج می گردد و اگر با شکم گرسنه کسی حجامت کند ، خون خارج می شود ولی بیماری ( در بدن ) باقی می ماند. (2)

امام صادق (ع ) فرموده : حجامت کردن در سر موجب شفاء و بهبودی هفت بیماری است : جنون ، خوره ( جذام ) ، پیسی ( کک و سفیدی در بدن )، خواب آلودگی ، درد دندان ، ضعف بینائی و سر درد شدید . ( 3 )

پیامبر ( ص ) فرموده : در حجامت کردن شفاء و بهبودی از بیماری است . ( 4 )

امام صادق (ع ) فرمود : پیامبر خدا (ص) سه گونه حجامت می کرد : یکی حجامت در سر که آنرا " متقـدمه " می نامید ، و یکی بین دو کتف که آنرا " نافعه " می نامید و یکی بین دو کفــل ( ســــرین ) و بالای ران که آنــــرا " مغیثه " می نامید. ( 5 )

امام حسن عسگری ( ع ) فرموده : بعد از حجامت ، انار شریرین بخور که ( جریان ) خون را آرام و آنرا تصویه می کند. ( 6 )

رسول خدا (ص) فرموده : وقتی خون به هیجان آمد ، حجامت کنید ، چون خون وقتی به تردد و هیجان آمد ، صاحبش را می کشد. ( 8 )

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود که حجامت را در آخر روز بجا آورید.

از حضرت امام على نقى (علیه السلام) منقول است که: انار شیرین بعد از حجامت ، خون را ساکن مى کند، خون اندرون را صاف مى کند.

 


امام رضا علیه السلام براى حجامت دعاى خاصى ذکر فرموده‏اند. این مطلب اهمیت همراهى درمان روحى و دعا درمانى با درمان‏هاى جسمى در طبّ اسلامى را اثبات مى‏کند. متن دعا چنین است :

 

وقتى خواستى حجامت کنى، چهار زانو جلوى حجّام بنشین و بگو: " اَعوذ بِالّلهِ الکَریم فى حِجامَتى مِنَ العَین فِى الدَّم وَ مِن کُلّ سوءِ وَ الاَعلالِ وَ الاَسقام وَ الاَوجاع وَ الاَمراض وَ اَسئَلُکَ العافِیۀَ وَ المُعافاۀ وَ الشِّفاءِ مِن کُلّ داء.»  ( 9 )

یعنى: « در حجامت خود به خداوند کریم پناه مى‏برم از خونریزى و از هر ناراحتی ، علت ، سختى‏ و درد و مرضی و (خداوندا) از تو عافیت و اسباب عافیت و شفاى از هر بیمارى‏ را طلب مى‏کنم.»

 

از مجموعه‏ى احادیث و روایات برمى‏آید که حجامت باید در زمان سیرى انجام شود و انجام آن به هنگام گرسنگى مضرّ است.در این رابطه از امام صادق‏علیه السلام روایت شده که: « حجامت بعد از غذا خوردن باعث دفع عرق شده و قوّت ‏بخش بدن است.»

همچنین ایشان فرموده اند : « از حجامت در حال گرسنگى بپرهیزید.»

نیز فرموده: « بعد از خوردن طعام ، با حجامت خون جمع مى‏شود و بیمارى دفع مى‏گردد. اما اگر قبل از خوردن غذا حجامت انجام شود، خون دفع می شود، ولى بیمارى در بدن مى‏ماند.»

 

امام رضا علیه السلام در رساله‏ى ذهبیّه، فرمایش مفصّلى در مورد خوراک بعد از حجامت دارند که قسمتى از آن را در اینجا مى‏آوریم:

« پس از استحمام باید موضع فصد و حجامت را به وسیله‏ى پارچه‏ى کرکى یا ابریشمى یا دستمال نخى که لطیف و نرم باشد، بپوشانید. بعد یک حبه از تِریاق اکبر (نام یک داروى قدیم) به اندازه‏ى ماش میل کنید. پس از حجامت و فصد، آب میوه بنوشید و اگر میوه نیست، شربت بالنگ مصرف کنید و در جایى که این امکانات وجود ندارد، بالنگ را زیر دندان بگیرید و روى آن جرعه‏اى آب نیم ‏گرم بنوشید. اما در فصل سرما باید سکنجبین عسلى  استفاده شود که این شربت شما را از بیمارى‏هاى خطرناک لقوه، برص، بهق و جذام به اراده‏ى خداوند ایمن خواهد داشت.

امام رضا (ع): سفارش مى‏کنم که پس از حجامت یا فصد، آب انار را با مکیدن آن بنوشید. مکیدن آب انار خون را زنده و تن را با نشاط خواهد ساخت. پس از حجامت و فصد ، از خوردن غذاهاى نمک‏دار تا مدت 3 ساعت بپرهیزید، چون اگر این پرهیز مراعات نشود، بعید نیست که انسان به بیمارى جرب دچار شود.

 

امام حسن عسکرى‏ علیه السلام مى‏فرماید : « بعد از حجامت انار شیرین میل کنید، چون انار خون را آرام مى‏کند و آن را در مسیر خود صاف مى‏گرداند.»

 

پیامبر اکرم (ص) : جبرئیل چندان مرا به انجام حجامت دعوت کرد که پنداشتم گویی حجامت واجب است. ( 14 )

 

مکانیسم حجامت در بدن

حجامت در واقع اعمال یک استرس فوری است به سیستم ساکن دفاع عمومی بدن تا آن را برعلیه کلیه عوامل درونی و بیرونی هشیار و فعال نماید. حجامت با توجه به روش مورد انجام ومحلی که انجام می گیرد ، می توانـــد چون نیشترزدن، عوامل عفونی درد آور و مخرب را از بدن خارج نماید. حجامت درزیرگردن وجایگاه معین میان دو کتف قادر است عوامل اصلی لخته شدن خون و فاکتورهای انعقادی عامل در سکته های مغزی وقلـــــــبی را از سیستم خارج نماید . زیراخون پراکسیژن خارج شده از ریه ها در اثر حالت تلمبه ای قلب و ریه ها که ایجاد فـشار منفی در قفسه سینه می کند وعمل مکش و دمش (دمیدن) را سامان می بخشد ، خون حاوی قطرات ریز چربـــی و لخته های مستعد کوچکی راکه میل به هم پیوستگی در آنها زیاد است را به عضلات پشت (نزدیکترین مســــــــــیر عروقی) پمپ می نماید و حجامت در محل مذکور آنها را به دام انداخته از بدن خارج می نماید . زیرا عوامـــــــل تشکیل لخته های مخاطره آمیز از این گلوگاه بسوی سایر نقاط بدن روانه می شود و حجامت آنجا را پاک می کنـــد.

کاربرد حجامت در بیماریهای مختلف

در منابع طب اسلامی ‌و طبّ سنتی ، حجامت به عنوان یکی از ارکان مهم درمان ذکر گردیده ‌است و بیماری‌های گوناگون را درمان می‌کند و به صورت اختصاصی در منابع طبّ اسلامی ‌به شکل پیشگیرانه درمان بسیاری از بیماری‌ها شمرده شده ‌است. موسسه تحقیقات حجامت ایران و شعب مختلف آن طی پژوهش‌های مستمر بر روی بیش از پانصد هزار بیمار، تعداد 70 نوع بیماری را درمان نموده‌اند که تعدادی از آنها به قرار زیر می‌باشد:
افزایش کلسترول و تری گلیسیرید، دیابت غیر وابسته به ‌انسولین، اوره بالا، فشــــار خون بالا و فشار خون پایین، غلظت خون بالا، سرما‌خوردگی مکرّر، آنمی‌(کم خونی)، سرخجه، آبله مرغان، سرخک، زونا، ایکتر فیزیولوژیک نوزادان، پروستاتیت، دیسمنوره ، الیگومنوره، آمنوره، هیپومنوره، هیرسوتیسم ( پُرمویی)، برخی از انواع ناباروری زنان، کیست تخمدان، فیبروم رحمی، ویار حاملگی، مسمومیت غذایی و دارویی، سردرد میگرنی، تصلب شرایین، اعتیاد به مواد مخدر، هیپرتیروئیدی، هیپوتیروئیدی، هموروئید، افسردگی، سنگینی سر، اسپاسم عضلانی، کاهش رشد و کوتاهی قد، لاغری، واریس، کمر درد، آرتروزها، آکنه و بثورات پوستی، کهیر، آفت دهان، ریزش مو، گُرگرفتن بدن، اپیستاکسی مکرّر. ( 11 )

مطالعه تحقیقی دیگر نشان می دهد که حجامت موجب افزایش نوروترانسمیتر سروتونین در مغز می شود و می دانیم که کاهش سروتونین یکی از اتیولوژی های اساسی ایجاد دپرسیون و اختلالات رفتاری مانند تهاجم و پرخاشگری است و این یافته بالینی را در بیماران پس از حجامت به فراوانی می توان دید که بصورت کاهش حالات افسردگی و افزایش آرامش رفتاری و تعادل کارکردهای عصبی مغزی بیان می شود. ( 13 )

حجامت با خارج کردن ذرات چربی که در فرآیند اکسیژنه شدن خون همچنان درمویرگهای عضلات پشـت تنه گیر کرده و پشت سر هم صف کشیده اند و انتقــال کند وتدریجی آنها به عروق گشـــادتر ومســیرهای بازتـــر، می تواند به رسوب وایجاد سده ( انسداد عروق مثلا CAD یا آمبولی ) مخاطره آمیز پایان دهد و با ایجاد تله های گشاد عروقی در موضع (بدلیل بادکشهای ناحیه واطراف آن)وایجاد فشار منفی وحالت مکنده دراین تله ها مدتهــــا این ذرات چربی رااز جریان عادی خویش باز دارد . حجامت خارج کننده صفراست وآرامش رابه انسان ارزانــی می دارد . حجامت یک شوک عصبی موثر دربیماران روحی و روانی وافسردگی است و آغاز چالش های روانی را به بیمار القاء می کند . حجامت کاهش دهنده فشار خون است و بمقدار زیادی از استعداد سکته های آنی دربیماران می کاهد(مثل خونریزی از بینی در بیماران فشارخونی). حجامت فاکتورهای آلرژی (عوامل حســــــــاسیت زای) درونی و بیرونی کسانی را که کهیر دارند یا کم کاری کبد داشته و به حساسیت های متعددی گرفتارند را از مسیر مخرب وآزار دهنده بیمار به مسیری فرعی منحرف می نماید وایمنی شخص را تجهیز می کند و فرصت سامــــان دهی به سیستم دفاعی می بخشد. حجامت درترک اعتیاد موثر بوده هشدارهای خود باوری واعتماد به نفــس را که اولین ومهمترین فاکتور در ترک اعتیاد تلقی می شود صادر می نماید وسموم خون را تخلیه می کند. حجامت بلغم وسودای پخته شده را که قبلا" سست وقابل انتقال شده است ، همچون صفرا می مکد و از غلظت و حدت آنهــــــا می کاهد. حجامت باز کننده انسدادهایی است که به آمنوره زنان انجامیده و با باز کردن مسیرهای عروقی ، انتقال موضعی مواد مالیدنی مثل کرم ها و لوسیون ها و پمادها را ازیک سو روی پوست وانتقال خونـــــی مواد دارویی خوراکی را از درون از سوی دیگر تسهیل میکند. حجامت به سرعت تیرگی دید را در بیماران دیابتی و فشارخونی کاهش می دهد و با آثار شفابخش متعددش در بیماران با تیرگی شعور مقدمات هشیاری را فراهم مینماید. حجامت خارج کننده لخته های گرفتار در پیچ وخم عروق واریکوز ساقین وسایر اندامهاست. حجامت دنیایی اســــت که در پشت سرمان بوده و از اینکه گوشه چشمی بدان داشته باشیم ، غافل بودیم واکنون همت کرده ایم وتازه از درب آن وارد شده ایم و این همه را دیده ولمس کرده ایم ومثل آن به (( آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم )) می مانــد . (11)

حجامت یک عمل لازم برای بدن انسان می باشد. پس وقتی که برای این کار تصمیم گرفته می شـــود ، لازم است از 12 تا 15 هر ماه برای عمل حجامت انتخاب شود. چون این ایام از لحاظ اینکه قمر به دوران تکامل بدری خود می رسد ، برای خون گرفتن صالح تر و مناسب می باشد. ولی اگر ماه به ایام آخرش برسد ، حجامت مناسـب

 


نخواهد بود ، مگر اینکه مقتضیات مزاجی آدمی ناگهان عمل حجامت را ایجاب کند که در این صـورت مانــــــــعی

نخواهد داشت . اما آنچه که مسلم می باشد ، این است که دوران تکامل ماه برای حجامت وقت مناسبی است ، چون در آن روزهای ابتدا و انتها ( که قمر در حال تکامل می باشد ) جریان خون آرامش ندارد . زیرا هر چقـدر قرص ماه بسوی کمال می رود ، خون در بدن انسان پر جوش و خروش می شود . همچنین بهتر است در انجام حـجامت سنین زندگانی آدمها رعایت شود . مثلا" یک جوان بیست ســــــاله می تواند در هر بیست روز یکبار حجامت کند . سی ساله ها هر سی روز می توانند حجامت را تکرار کنـــــند و چهل ساله ها در هر چهل روز یک مرتبه  و بقیه سنین به همین منوال رعایت گردد .

حجامت " نقره " ،  " نقره ، حفره کوچکی است که در منتها الیه ستون فقرات در پشت گردن قرار دارد ، فاصله این حفره با ســــــتون فقرات چهار انگشـــــت است " برای سنگیـــنی سر نافع اســت و هم چنــــین حجامت " اخدعین " ، " آن دو رگ را گویند که در پشت گردن به چپ و راست کشیده شده اند " ناراحتی های چشم و صورت را بر طرف می کند و به جریان خون در عضلات و عروق سر حالت عادی می بخشد. ( 7 )

جنبه های علمی حجامت از نظر طب جاری


تلاش علمی ‌برای توجیه حجامت در جهان شروع شده‌ است و تالیفاتی نیز در این زمینه منتشر گردیده‌است. کتاب «حجامت یک روش درمانی آزموده شده‌ » حاصل پژوهشی است که ‌آقای دکتر « یوهان آبله » در کشـــــور    آلمان انجام داده ‌است. کتاب  (Cupping Therapy)حاصل مطالعات آقای دکتر "  Ilkay Chirali" است که در کشور آمریکا انجام شده ‌است. مرکز تحقیقات طب در ایالت نیویورک نیز مشغول فعالیت پیرامون حجامت است  در کشور چین پیرامون مکانیسم اثر و کاربرد حجامت گرم و خشک مطالعاتی صورت گرفته ‌است. در کــــــشور مصر پزشکان متخصص ، تحقیقاتی را پیرامون اثر حجامت بر بیماری‌های گوناگون منتشر ساخته ‌اند . جمعی از پزشکان سوریه تحقیقاتی را پیرامون حجامت شروع کرده و گزارش اول آنان در کتاب « دواء العجیب » منتشر گردیده‌است.
در دانشگاه شهید بهشتی ایران هم در طی سالهای 71 و 72 چند طرح پژوهشی پیرامـــــــون حجامـت اجرا گردیده‌است . از جمله " مقایسه خون ورید و خون حجامت از نظر فاکتورهای بیوشیمیایی"، " بررسی تاثیر حجامت بر بیماری‌های عصبی و سردرد های میگرنی ". " بررسی اثر حجامت بر سروتونین خون " نیز پژوهش دیگری است که در دانشگاه تهران انجام یافته و گزارش اولیه آن در پنجمین کنفرانس بین المللی طّب اسلامی ‌در هندوستان در سال 1999 ارائه گردیده ‌است. " بررسی نقش حجامت بر سیستم ایمـــــنی " مطالعه‌ای اســـت که در

 

موسسه تحقیقات حجامت ایران صورت گرفته ‌است و همچنین " مطالعه نقش حجامت بر تنظیم کلسترول خون"

تحقیق دیگری است که در سال 1381 در موسسه ‌انجام گرفته‌ است.
در دانشگاه‌های کشورمان ، موضوعات متعددی به صورت پایان نامه دکترا تدوین شده ‌است. پزشکان و محققان عضو موسسه تحقیقات حجامت ایران نیز در تیم‌های گوناگون پژوهشی سازماندهی شده ، درمان بیماری‌های مختلف را با روش حجامت مورد تحقیق قرار داده ‌اند و در این زمینه ‌اطلاعات ارزشمندی را به دست آورده‌اند، گزارش اولیه ‌این تحقیقات در بیش از 40 مقاله تدوین و در موسسه قابل ارائه می‌باشد .( 11 )

امروزه واقعیت طب سنتی و بومی در دنیا برابر گزارش (WHO)  اجتناب ناپذیر است و همه دولتها موظف شده اند که به امر آموزش و گسترش طب سنتی خود اقدام کنند.( 12 )


تحقیقات جدید در خصوص حجامت در آلمان

آقای یوهان آبل (JOHANN ABELE ) پزشک آلمانی در کتاب خود با عنوان " حجامت شیوه ی درمان آزمون شده " که در سال 1997 چاپ شده، در مورد حجامت می گوید:

"من اعتقاد راسخ دارم که نه تنها امروز بلکه برای همیشه،‌ امر حجامت را در درمان بیماری ها نباید نادیده گرفت. حجامت پدیده ای است که در خود تنظیمی کردن عملکرد بدن انسان دخالت دارد. امری که هرگز با روش های دیگر نمی توان آن را جایگزین کرد... مطالعات ما نشان می دهد که در آلمان می توان 75 درصد بیماری ها را با شیوه های درمان طبیعی از جمله حجامت مداوا کرد " . وی در کتاب خود از بیمارانی نام می برد که تنها با یک بار حجامت ، بیماری چندین ساله شان بهبود یافته است و می افزاید:

" جان کلام اینکه چگونه می توان شیوه ی درمانی حجامت را به دلیل اینکه متعلق به دوران قرون وسطی است، نادیده گرفت و از کاربرد آن صرف نظر کرد؟ در صورتی که می تواند در کوتاه ترین زمان ممکن، بدون ایجاد عوارض جانبی و هزینه گران و وقت گیر ، باعث بهبود بیماری در یک مرحله شود " . وی ضمن مقایسه حجامت با سایر روش های درمانی اظهار می دارد :

" پزشکی که با اثرات و کاربرد بادکش و حجامت در درمان بیماری های گوناگون آشناست، در برخورد با هر نوع بیماری بدون تردید،‌ ابتدا در اندیشه ی انجام حجامت است و بعد درمان های دیگر، زیرا در شرایط امروزی و با تعدد مراجعات، عملا" ثابت شده که بادکش و حجامت آسان ترین و سریع ترین روش درمان است. "

 

نقش حجامت در درمان عوارض جانبازان شیمیایی

آقای دکتر کدیور فوق تخصص  جراحی قلب و عروق می گوید : "خود من موقع جنگ ایران و عراق در سال 1363 در مجروحین عزیز شیمیایی شده با گاز خردل و ادم حاد ریوی و تورم شدید نسوج اندام مختلف، عمل حجامت را توام با انداختن زالو به اندام های مبتلا به کار بردم و نتیجه موفقیت آمیز بود. در جنگ ویتنام نیز عمل حجامت در مجروحین و مبتلایان به ادم حاد ریوی حاصل از  DIOXINS (عامل نارنجی ) نجات بخش بوده است." ( 10 )

 

بیماران جهت انجام حجامت باید به چه‌ اشخاص یا مراکزی مراجعه کنند؟


حجامت یک روش درمانی پیچیده و دارای ظرافت‌های گوناگون می‌باشد که تجویز و اجرای آن بایــــــد زیر نظر پزشکان آموزش دیده و آشنا به مبانی طبّ سنتی و طبّ اسلامی ‌صورت پذیرد. این پزشکان همچـــــــــنین بایـد پروانه حجامت مورد تایید وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را دارا باشند و در دوره‌های باز‌آمــــــــوزی مرتبط با موضوع حجامت  نیز به صورت دائم شرکت نمایند تا از یافته‌های علمی‌جدید حجامت بهره ‌منـد گردند‌.هم اکنون 1600 پزشک عمومی و متخصص آموزش دیده با پروانه ی حجامت که توسـط وزارت بهداشــــــت ، درمان و آموزش پزشکی تأییـــــــد شده است، در سراسر کشور فعالیت می کنند که اگر هر کدام حداقل روزانه 10 نفر را حجامت کنند، در سال بیش از 4 میلیــــون نفر را حجــــــامت می کنند. جالب این که بسیاری از بیماران و مراجعه کننــــدگان قبل از حجامت، در بالاتـــرین سطوح تخصصی ویزیت شده اند و سپس به حجامت روی آورده اند. فقط تعداد پزشکانی که حجامت شــــــدند و در مؤســــسه پرونده دارند 5 هزار نفر هستند. به علاوه پزشکان بسیاری هم اهل حجامت شدن هستند که تشکیل پرونده نداده اند. ( 15 )


آیا استفاده ‌از فواید حجامت تنها برای درمان بیماری‌هاست ؟


بیشترین کاربرد انواع حجامت در بُعد پیشگیری از بیماری ‌هاست و با مکانیسم‌های مختلفی از جمله تنظیم سیستم ایمنی، تنظیم ترکیبات بیوشیمی ‌و هورمونی خون و تنظیم سیستم اعصاب خودکار بدن (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) موجب پیشگیری از بیماری‌ها می‌گردد و بدین ترتیب کاربرد حجامت بیشتر در بُعد پیشگیری است و جزو بهداشت پیشگیری طبّ اسلامی ‌محسوب می‌شود. ( 11 )

مزایای حجامت نسبت به سایر روشهای درمانی متداول

درمجموع حجامت یک روش درمانی بدون عوارض جانبی است و اگر به صورت تخصصی از آن استفاده شود ، برتری های فراونی نسبت به روشهای درمانی جاری مانند مصرف داروهای شیمیایی و جراحی دارد. مزیت های درمان با حجامت می توان بطورخلاصه بدین شرح بیان کرد:

1 -  حجامت یک روش درمانی بدون عوارض جانبی است.
2 -  حجامت برای کلیه سنین کاربرد دارد .
3 -  حجامت با حداقل توان فنی و تجهیزات اجرایی می‌تواند بیماری‌های سخت و مزمن را درمان کند.
4 -  حجامت هیچ ‌گونه وابستگی فنی، علمی ‌و ابزاری به خارج از کشور ندارد.
5 -  در حجامت فاکتورهای مداخله‌گر وجود ندارد و یک رفتار کامل ، موجب درمان می‌شود.

6 -  حجامت چون یک دستور دینی است، توان جلب تاثیرات روانی (سایکوتیک) در آن بالاست و از این طــــــریق علاوه بر افزایش سطح درمان‌پذیری، موجب تقویت فرهنگ و اعتقادات مذهبی و ارتباط انسان به خداوند تبارک و تعالی می‌شود. ( 11 )

 

توصیه های بعد از انجام حجامت

 

1 - تا ۲۴ساعت بعد از حجامت ، مصرف سیگار ، انجام کارهای سنگین ، مقاربت جنسی ، مصرف ماهی و غذاهای شور ممنوع می باشد.

2- پس از حجامت نیز توصیه می شود یک لیوان شربت عسل یا یک عدد انار و یا یک عدد ماءالشعیر لیمویی میل شود.

3- تاثیرات درمانی حجامت معمولا از جلسه دوم درمان شروع می شود ، از اینرو بایستی عجله نکنید و نگران نباشید و تا پایان دوره درمانی از هر گونه قضاوت نمودن پرهیز نمائید.

4- صبح روز بعد از حجامت می توانید استحمام نمائید ( اما موضع حجامت را فقط با آب خالی بشوئید و لیف و صابون نزنید.)

5- در صورت انجام حجامت توسط پزشکان مورد تائید وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی ، نباید نگران بیماری مسری و خطرناک ( ایدز و هپاتیت و ...) باشید ، زیرا تمام وسایل حجامت (تیغ بیستوری - لیوان حجامت - گاز استریل و ...) یکبار مصرف می باشند .( 16 )

 

امید است با شناخت بیش از پیش توصیه های بهداشتی و درمانی دین مبین اسلام بویژه معصومین (ع) و سایر دانشمندان طب اسلامی و سنتی ، در احیاء و حفظ این میراث گرانبها کوشا بوده و با انجام مطالعات و تحقیقات لازم در خصوص دیدگاههای این بزرگواران و بهره مندی از منویات ارزشمند ایشان در زمینه طب ، تنی سالم و تندرست داشته باشیم.

والسلام علکیم و رحمه ا... و برکاته

 

 

منابع :

 

1 – طب الائمه ، عبدالله بن بسطام و حسین بن بسطام ، مترجم جابر رضوانی ، قم : نورالزهرا (ع) ، 1385

2 – بحار ، ج 59 ، ص 114

3 – بحار ، ج 59 ، ص 126

4 – بحار ، ج 59 ، ص 135

5 – بحار ، ج 62 ، ص 120

6 – بحار ، ج 62 ، ص 123

7 – نسخه های شفا بخش ( بهداشت و درمان از دیدگاه معصومین (ع) ، حیدری نراقی ، علی محمد ، قم : میثم تمار ، 1386

8 – دور نمایی از دایره المعارف طب اسلامی ، نورانی ، مصطفی ، گنج معرفت ، قم : 1386

9 -  بحار، ج 62 ص 117

10 -  منبع اینترنتی http://www.ebtekarnews.com/ebtekar/News.aspx?NID=21499

11 -  منبع اینترنتی http://www.tabadolnazar.com/forum/showthread.php?p=922713

12 – منبع اینترنتی http://www.kayhannews.ir/860521/6.htm

13 – منبع اینترنتی http://www.qudsdaily.com/archive/1384/html/12/1384-12-27/page9.html

14 - بحارالانوار ج 62 ص126

15 – منبع اینترنتی http://www.parsiteb.com/news.php?id=56&action=viewFullContent&groupId=74

16 – منبع اینترنتی http://shafadahandeh.persianblog.ir

به گزارش وبلاگستان مشرق، علیرضا سهیلی در یکی از مطالب اخیر وبلاگ "میقات" نوشت:
آیا می دانید در قرآن واژۀ «شفا» برای «عسل» بکار رفته است.1

آیا می دانید پیامبر فرموده اند: «علیکُم بالشفائین القرآن و العسل»( برشما باد دو شفا دهنده یکی قرآن و دیگری عسل)

آیا می دانید در مرغداریهای صنعتی برای رشد سریع جوجه ها به آنها آمپول های هورمونی تزریغ می کنند؟

آیا می دانید حبوبات بخصوص نخود اگر خیس شده شود و آب آن بدور ریخته شود موجب نفخ نمی شود؟

آیا می دانید بهترین روغن ، روغن حیوانی است مانند کره گوسفندی و گاوی و روغن دنبه؟.

آیا می دانید محتوای روغن های مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاه های نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون و .. میشودکه کشنده است؟

آیا می دانید قیمت یک قوطی روغن مایع آفتاب گردان واقعی بیش از 12 تا 15 هزار تومان است؟ در صورتیکه قیمت یک قوطی روغن مایع به اصطلاح آفتاب گردان در بازار حدود 800 الی 900 تومان است! یعنی از یک کیلو تخم آفتاب گردان هم ارزان تر است!

آیا می دانید برای یک قوطی روغن های مایع مثل روغن آفتاب گردان چند کیلو تخم آفتاب گردان لازم است؟

آیا می دانید ذائقۀ انسان 4 مزۀ «شوری» ، «شیرینی» ، «ترشی» ، و «تلخی» را احساس میکند و دندانها تنها با «شوری» رابطۀ نزدیک دارند و 3 مزۀ دیگر دشمن آن هستند!

آیا می دانید نمک به عربی «ملح» نامیده می شود و اصطلاح «مَلیح» به معنی «نَمَکی» است.

آیا می دانید حدیثی از پیامبر می فرماید: (مَثَلِ اصحاب من همچون نمک است که طعام جز به آن ، اصلاح نمی پذیرد)2

آیا می دانید پیامبرمی فرماید: «هیچ غذایی اصلاح نمیپذیرد مگر به وجود نمک، همانطور که امت من اصلاح نمی پذیرند الی به وجود من!»

آیا می دانید «نمک» در قدیم حرمت داشته و اصطلاحات: «بی نمک» ، «نمک گیر» ، «نمک نشناس» ، «دست بی نمک» ، «نمک خورده ، نمکدان شکسته» ، «هرچه بگندد نمکش میزنند..» و ... در همین باب است.

آیا می دانید در قدیم هر میهمانی که از شهری وارد شهری دیگر میشد ، برای تحفه و سوغات مقداری از «نمکِ» آن ولایت را همراه می آورد!

آیا می دانید اصطلاح «بشکند دست بی نمک» در همین باب است! یعنی کسی که بدون نمک وارد شده است و حرمت آنرا نگه نداشته!

آیا می دانید در سفرۀ پیامبر و ائمۀ معصومین «نمک» و «سرک» یکی از غذاهای اصلی بوده است.

آیا می دانید پیامبرمی فرمایند: پیش از غذا و بعد از غذا حتماً نمک میل کنید!

آیا می دانید حضرت «علی» در باب نمک فرموده اند: «هرکس غذای خود را با نمک آغاز کند ، هفتاد درد و دردهای بسیار دیگری را که کسی جز خداوند آنها را نمی داند از وی دور میکند»

آیا می دانید که امام باقر(ع) فرموده اند: «اگر مردم میدانستند که در نمک چه خواصی هست خود را جز به آن مداوا نمی کردند»

آیا می دانید امام صادق فرموده اند: «هر کس بر نخستین لقمه از غذای خود نمک بپاشد ، «کک و مک» صورت او از بین می رود»

آیا می دانید بهترین نوع نمک ، «نمک سنگ» و «نمک دریا» است؟ و این نمک ها دارای ید طبیعی هستند.

آیا می دانید نمک معمولی که در دسترس قرار دارد نمک صنعتی و شیمیائی است که فرمول آن کریستال های «کلرور سدیم»NACL است؟

آیا می دانید در هر قطرۀ (یک گرم) بُزاق آب دهان چیزی در حدود صد هزار میکروب وجود دارد و نمک باعث ضدعفونی و گندزدایی است.

آیا می دانید نمک ید دار داخل بازار نیز بصورت غیر استاندارد و صنعتی تهیه می شود؟

آیا می دانید «یُدات» موجود در این نمک های بازار یکنواخت نیست؟ و دارای ناخالصی است.

آیا می دانید نمک یددار باید دارای 2ppm «یُدات» باشد ولی در نمک های بازار «یُدات» موجود 37/6ppm و در برخی حتی 43/6ppm است که باعث بیماری می باشد.

آیا می دانید در قدیم حکما مزاج انسان را به چهار قسم تقسیم کرده بودند: «بلغم» ، «صفرا» ، «سودا» ، «دم».

آیا می دانید «بلغم» باعث چاقی انسان می شود؟

آیا می دانید سرکه های موجود در بازار موادی شیمیائی است؟ و سرکۀ خوب تنها سرکۀ ‌طبیعی است که بطور سنتی تهیه می شود.

آیا می دانید سُس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانسهای علمی به عنوان سم کبد معرفی می شود؟

آیا می دانید «سُس مایونز» باعث صدمه زدن به پوست و یکی از علل اصلی جوش صورت است؟

آیا می دانید بهترین سُس طبیعی ، مخلوطی از آبلیموی تازه و روغن زیتون است.

آیا می دانید پنیر پُفک ها ، پنیر تلخ و فاسد و گندیدۀ تاریخ گذشته می باشد؟

آیا می دانید چسبندگی پُفک بر اساس تحقیقات تا 7 بار مسواک زدن هم تمیز نمی شود؟

آیا می دانید مصرف پُفک باعث بی اشتهایی می شود ؟

آیا می دانید آمار مصرف روزانۀ پُفک در ایران تقریباً 140 میلیون بسته است؟(به ازای روزانه هر نفر 2 بسته)

آیا می دانید ساندیس ها ، نوشابه ها ، بیسکویت ها ، کیک ها ، و ... همه با قند های مصنوعی چون ساخارین که 1000 برابر شیرین تر از قند معمولی و دشمن کبد و کلیه است ، ساخته می شوند؟

آیا می دانید رنگهای افزودنی در ساندیسها ، نوشابه ها ، بیسکویت ها ، کیک ها ، آدامس ها ، بعضی از شیرینی ها و .. همه سرطان زا هستند؟ .

آیا می دانید کرۀ گیاهی دروغی بیش نیست؟ و با مواد پایه ای نفت و در برخی کشورها از فضولات انسانی تولید می شود؟!!! که موجب تشکیل «پلاک اتروم» در عروق کرونر قلب و بیماری های ایسکمیک قلبی می شود.

آیا می دانید کره مارگارین (گیاهی) که در تبلیغات بعنوان دوست فلب شما از آن یاد می شود ، فریب افکار عمومی است؟.

آیا می دانید بهترین روغن گیاهی ، روغن کنجد و روغن زیتون است؟.

آیا می دانید بهترین نان ، نان های سبوس دار است ، مثل نان سنتی سنگک و ...است؟

آیا می دانید مواد قندی در نوشابه ها (علاوه بر عوارض جانبی) ، موجب پوسیدگی دندانها می شود؟

آیا می دانید یک دندان شکسته پس از 7 ساعت در داخل نوشابه حل می شود؟

آیا می دانید انواع کولاها بهترین پاک کنندۀ سنگ توالت هستند؟

آیا می دانید بهترین نوشابه ، سنکنجبین است که ترکیبی از عسل و سرکۀ خانگی است؟.

آیا می دانید بهترین سرکه ، سرکۀ خانگی و سنتی است؟.

آیا می دانید سرکه های کارخانه ای در بازار ، غیرطبیعی و شیمیائی هستند؟.

آیا می دانید بهترین آبلیمو ، آب لیموی تازه است یا آبلیموی که بصورت سنتی در خانه از لیموی تازه گرفته می شود؟.

آیا میدانید در تمامی کارخانه های آبلیموی صنعتی حتی یک لیمو هم وارد نمی شود؟!

آیا می دانید آبلیموی صنعتی از آب کاه به علاوۀ برخی اسانس ها و جوهر نمک تولید می شود؟ که همین امر موجب ته نشین نشدن محتوای آب لیموهای بازاری می باشد.

آیا می دانید گیاه چای ، گیاهی سمی است و هیچ حیوانی این گیاه را نمی خورد!؟

آیا می دانید بیش از صد نوع چای هم اکنون در کشور ما وجود دارد که متناسب با مزاجها مصرف آنها توصیه می شود: مثل چای کوهی ، گل گاو زبان ، سنبل الطیب ، گزنه ، زنجبیل ، گل نسترن ، پونه ، بابونه ، دارچین ، آویشن ، استخودوس ، کاکاتو ، و ....

آیا می دانید می شود بجای شکر و قند از خرما ، ارده شیره ، عسل ، توت خشک ، کشمش ، مویز ، انجیر خشک و ... استفاده کرد.

آیا می دانید ظروف تفلون ، روحی ، آلمینیومی ، سرطانزا هستند؟

آیا می دانید بهترین ظروف برای استفاده به ترتیب ظروف «سفالی» ، «سنگی» ، «مسی» ، «چدنی» و «شیشه ای» هستند.

ظروف «سنگی» ، «مسی» ، و «چودنی» کمبودهای خون را جبران و هم موجب میکروب زدایی از غذا می شوند.

آیا می دانید بهترین تنقلات آجیل های طبیعی هستندکه به جهت طبع گرمشان بسیار مفید می باشند.

آیا می دانید می شود سفره های پذیرائی را بجای مواد شیمیائی و شیرینی های غیر طبیعی از مواد شیرینی ها و نان های سنتی پُر کنیم؟ مثل: نان زنجبیلی ، نان سبزی ، نان برنجی ، نان روغنی و .... کشمش ، مویز ، خرما ، انجیر خشک ، قیسی ، کِشته زردالو ، برگۀ هلو ، آلبالو خشک ، چلغوز ، گردو ، فندق ، نخود برشته ، کنجد ، پسته ، و ...

آیا می دانید گردو و بادام و امثال آن که سربسته است فقط در هنگام استفاده باید از پوست خارج شود و مغز آنها بهنگام مجاورت در هوا فاسد میشود.

آیا می دانید کلیۀ غذاها و میوه های طبیعی باید بطور تازه استفاده شوند؟

آیا می دانید تمامی محصولات غذایی کارخانه ای همانند کنسروها ، کمپوت ها ، انواع رُب های کارخانه ای ، ساندیس ها ، رانی و ... دارای مواد سمی نگهدارنده هستند؟

آیا می دانید برای سلامتی نباید هرگز از محصولات غذایی کارخانه ای استفاده کرد؟ حتی مواد بسته بندی شده و ...

آیا می دانید باید هر میوه را در فصل خود استفاده کرد؟ مصرف میوه در غیر فصل آن مضر است.

آیا می دانید تمامی خاصیت خیار در پوست آن و خصوصاً در ته خیار (که عموماً تلخ است) ، متمرکز است.

آیا می دانید اگر خیار را از قسمت انتها میل بفرمائید تلخ نخواهد بود؟

آیا می دانید استفادۀ از چوب مسواک (چوب اراک) بهترین مسواک و ضدعفونی کنندۀ طبیعی و مالش دهندۀ لثه است.

آیا می دانید نور لامپ های کم مصرف محتوی جیوه هستند که شدیداً سمی و خطرناک است.

آیا می دانید هرگز نباید از لامپ های کم مصرف در چراغ های مطالعه استفاده کرد؟

آیا می دانید نور لامپ های کم مصرف مضر است و حتماً باید با انسان فاصله داشته باشد؟

آیا می دانید در صورت شکستن لامپ کم مصرف باید اطاق را برای مدت کوتاهی ترک کرد؟

آیا می دانید استنشاق گاز لامپ های کم مصرف شکسته باعث بروز «میگرن» ، «اختلال حواس» ، «عدم تعادل» ، «التهاب شدید پوستی»(در آنانکه آلرژی دارند) و عوارض دیگر می شود؟

آیا می دانید بهنگام شکستن لامپ های کم مصرف نباید از جارو برقی استفاده کرد؟

آیا می دانید سموم شیمیائی که برای از بین بردن یک نوع آفت توسط کشاورزان در مزارع و باغات استفاده می شود ، جان صدها موجود زندۀ مفید دیگر را در معرض خطر قرار داده و نظام اکوسیستم طبیعت را بهم می زند و در چرخۀ زندگی اثرات آن از بین نمی رود و به انسان سرایت کرده و عامل بسیاری از امراض می شود؟

آیا می دانید درحال حاضر آلودگی صوتی دست کمی از آلودگی هوا و محیط زیست نداشته وعامل بسیاری از ناراحتی های روانی است؟.

آیا می دانید اسماء الله و اسماء متبرک و مقدس ، ملکول های آب و مایعات را منظم می کند؟

 

منابع : «قرآن مجید« ، «دانشنامۀ قرآن» ، مباحث علمی «رادیو بهداشت» ؛ با استفاده از مجموعۀ مباحث «دکتر روازاده» ، «مهندس خدادادی» ، «دکتر فرهنگ» ، و ....


Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4
[1] - نام عسل یکبار به صورت صریح در آیۀ 15 «سورۀ محمد» (و انهارمن عسل مصفی) و یکبار نیز به صورت ضمنی و تلویحی در آیۀ‌69 سوره نحل به شفا بودن عسل برای مردم اشاره شده است.

[2]- «مَثلُ اَصحابی کَلمِلح لایُصلِحُ طَعامِ الی بِه»

انتشار فیلم ویدئویی اهانت به قرآن‌کریم از سوی یک سیاست‌مدار انگلیسی در اینترنت، خشم مسلمانان این کشور را برانگیخت.

به گزارش مشرق به نقل از شبکه تلویزیونی پرس‌تی‌وی، تصاویر ویدئویی منتشر‌شده در اینترنت نشان می‌دهد، "سیون اونز " عضو ارشد حزب ملی انگلیس و نامزد انتخابات مجمع ولز در اقدامی به منظور تحریک مسلمانان این کشور و جلب حمایت اعضای حزب خود، نسخه‌ای از قرآن کریم را آتش زد.

اونز در این فیلم ویدئویی با پوشیدن یک تی‌شرت که شعار‌های ن‍ژادپرستانه‌ای بر روی آن نوشته شده بود، مقداری ماده اشتعال‌زا بر روی نسخه ای از قرآن کریم ریخته و سپس آن را آتش زد.

این گزارش افزود: چنین اقداماتی از سوی سیاست‌مداران غربی به شیوه ای برای کسب آرای بیشتر در انتخابات تبدیل شده و آنها سعی می‌کنند تا با سوءاستفاده از احساسات مردم، خشم و نفرت علیه اسلام و مسلمانان را رواج دهند.

این در حالی است که ساعاتی پس از انتشار این فیلم، پلیس انگلیس اقدام به بازداشت این فرد کرده و وزارت کشور با صدور بیانیه‌ای علیه این اقدام واکنش نشان داده است.

پیش از این در راستای سیاست‌های اسلام‌هراسی در اروپا و آمریکا، «تری‌جونز» یک کشیش در ایالت فلوریدای آمریکا در اقدامی توهین آمیز نسخه‌ای از قرآن کریم را آتش زد. همچنین "گریت ویلدرز " سیاست‌مدار افراطی و نماینده جنجال‌ساز پارلمان هلندی در اظهراتی نژادپرستانه دین اسلام را با نازیسم مقایسه کرده بود.

پارلمان هلند طرحی را به پیشنهاد حزب اسلام ستیز این کشور بررسی می‌کند که براساس آن ذبح اسلامی ، غیرقانونی اعلام می شود.

به گزارش خانه ملت  به نقل از روزنامه انگلیسی زبان دیلی میل، پارلمان هلند در اواخر ماه جاری میلادی (آوریل) طرحی را مبنی بر ممنوعیت ذبح اسلامی به رای می گذارد.
این طرح به پیشنهاد ائتلافی متشکل از حامیان حقوق حیوانات و فراکسیون راست گرای حزب آزادی (اسلام ستیز) مطرح شده است.

این نمایندگان در حمایت از طرح پیشنهادی اعلام کردند: ذبح اسلامی، غیر انسانی است و قوانین هلند و بسیاری از کشورهای اروپایی مبنی بر لزوم از دست دادن هوش حیوانات قبل از ذبح را رعایت نمی کند. حیوانات هنگام ذبح نباید احساس درد یا ترس کنند. بر اساس احکام اسلامی حیوان در هنگام ذبح باید هوشیار باشد در حالی که این احکام حقوق حیوانات را نقض می کند.

"عبدالفتاح علی صالح" مدیر یکی از شرکت های گوشت حلال در هلند در این باره گفت: هلند بیشتر از اینکه به مسلمانان بها دهد بیشتر به حیوانات توجه می کند. در صورت تصویب طرح ممنوعیت ذبح اسلامی ما مسلمانان راه دیگری جز برگزاری اعتراضات نداریم.
لازم به ذکر است هم اکنون ذبح اسلامی در سوئیس، نیوزلند و کشورهای اسکاندیناوی ممنوع است.
از میان 16 میلیون جمعیت کشور هلند، یک میلیون نفر مسلمان هستند.

خیرت ویلدرز اسلام ستیز هلندی خواستار بحث عمومی‌ درباره شخصیت (حضرت) محمد (ص) شد و گفت: چنین بحثی‌ می‌تواند باعث بصیرت مسلمانان برای ترک اسلام شود.

به گزارش فارس، نماینده پارلمان هلند که به نوشته رسانه‌های این کشور ارتباط نزدیکی با محافل اطلاعاتی رژیم صهیونیستی دارد، در مقاله‌ایی در مجله زمانه افزود: اسلام بسیار خطرناک است و می‌توان با خواندن قرآن و توجه به شخصیت (حضرت) محمد (ص) به این مسئله واقف شد.
سازنده فیلم ضد اسلامی فتنه افزود: (حضرت) محمد (ص) رهبر یک گروه خشن بود که دست به قتل و غارت می‌زدند.

ویلدرز اضافه کرد: بحث در ارتباط با (حضرت) محمد (ص) ضروری است زیرا به این وسیله می‌توانیم از افرادی که می‌خواهند از اسلام فرار کنند، حمایت کنیم.

وی در گذشته با ساخت فیلم فتنه قرآن کریم را با کتاب نبرد من هیتلر مقایسه کرده بود که باعث اعتراضات زیادی در جهان اسلام شد.

ویلدرز اعلام کرده است که فیلم فتنه دو در سال 2012 آماده نمایش خواهد شد.

مسلمانان هلند از سخنان موهن سازنده فیلم فتنه بشدت عصبانی هستند.

چندی است، مسأله فرقه های انحرافی و عرفان های دروغین، با پوشش معنویت گرایی، به دلایل گوناگون در کشور ظهور و بروز بیشتری یافته و متأسفانه، افراد بسیاری را به دام خود کشانده است.

به گزارش تابناک، برخورد با این مسأله و معضل فرهنگی ـ اعتقادی که در بیشتر موارد، پیامدهای سوء اجتماعی و بعضا سیاسی ـ امنیتی را به دنبال داشته، همچنان با سردرگمی از سوی نهادهای مسئول روبه روست، به گونه ای که رشد قارچ گونه آن، مبانی اعتقادی و حتی شیوه زندگی بسیاری از هم وطنانمان را مورد هجمه قرار داده است.

روایت زیر بخشی از رنجنامه ای است که یکی از خواهران هم وطن ما ضمیمه دادخواست طلاق خود به دادگاه های خانواده ارایه کرده است:

«در اتاق تاریکی که کورسوی چند شمع روشن در آن به چشم می آید، مانند شب های گذشته، نگران همسر خود بودم که در دل تاریکی اتاق به همراه شمع و ذکر اذکاری نامفهوم به دنبال چیست و به چه می اندیشد؟!....

... و صبح با نامه ای روی طاقچه روبه رو شدم که: یا باید به گروه ما بپیوندی و راه درست عبادت را مانند ما انجام دهی، یا باید از هم جدا شویم»!

بنا بر این گزارش، چندی پیش، اخباری از یک مدعی دروغین با نام (ع ی) بر سر زبانها افتاد و حتی بحث هایی نیز در فضای رسانه ای ایجاد نمود، ولی با فروکش کردن فعالیت این گروهک انحرافی، حساسیت های رسانه ای درباره این فرقه کاسته شد.

این جریان انحرافی با محوریت آقای (ع ی) در اواخر دهه هفتاد شمسی شکل گرفته و هنوز هم کم و بیش به حیات خود ادامه می‌دهد.

وی در تاریخ ۱۳۴۴هجری شمسی در تهران متولد شده و تحصیلات خود را تا سطح دیپلم در این شهر ادامه داده و در رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی مشغول به تحصیل می‌شود لیکن به دلیل مشکلات ... از دانشگاه اخراج می‌شود.
نامبرده پس از ورود به عرصه اجتماع و حضور در دانشگاه فعالیت‌های انحرافی خود را آغاز می‌کند.

بنا به اخبار رسیده به «تابناک»، فرقه منحرف تشکیل شده توسط این شخص، به دور جدید فعالیت های انحرافی خود به ویژه در یکی از استان های مرکزی کشور شدت بخشیده و در مورادی نیز مانند مورد اشاره شده، به جدایی و از هم پاشیدن خانواده ها منجر شده است.

گفتنی است، از ادعاهای این فرقه این است که در صورت حضور در جلسات این فرد، هر شخصی پس از مدتی می تواند، مستقیم با خدا و فرشته وحی ارتباط گرفته و کلام خدا را بدون واسطه درک کند؛ افزون بر اینکه هر کس در این راه قرار نگیرد، مشرک است و زندگی با او نیز شرک به شمار می رود!

یکی از معضلات سیستم های خبری و اطلاع رسانی در داخل کشور ، فقر استفاده از محققین بومی کشورهای خارجی در تحلیل و بررسی اوضاع آن کشورها است.
به طور مثال هم اکنون حجم عمده ی تحلیل هایی که در خصوص اوضاع منطقه و کشورهای مسلمان همسایه به انجام می پذیرد، تحلیل هایی درونی و بعضا غیردقیق است که ارتباط تنگاتنگ و نزدیکی با واقعیات و مطالبات مردم آن کشورها ندارد و یا ناقص و ضعیف بیان می گردد.
عدم ارتباط مستقیم با خواص و محققان کشورهایی همچون بحرین و عدم دریافت نظرات ایشان، موجب شده است تا بررسی ها و ارایه ی نظرها در خصوص اوضاع و جریانات آن کشور، ضعیف و یا ناقص و نادرست باشد.
سرویس خبری پایگاه 598 به منظور رفع این نقیصه و آشنایی بیشتر مردم با آن چه که در کشور شیعه نشین بحرین در جریان است، در مصاحبه با یکی از محققان شناخته شده ی بحرین که به انجام رسانیده، زمینه ای فراهم نمود تا حوادث جاری بحرین در ارتباط با ریشه ها و خاستگاه قیام های مردمی واکاوی گردیده و شرایط ملت بحرین و نوع ارتباط ایشان با رژیم حاکم با نگاهی نزدیک و بومی تر از آن چه در رسانه های داخلی کشور مطرح است بررسی گردد.
میهمان این مصاحبه، آقای « ع.م » دارای تحصیلات عالیه دانشگاهی از یکی از کشورهای خارجی می باشند که از محققان برتر بحرین بوده و در برخی از حوزه های علمی، در جهان عرب شناخته شده هستند.
ایشان در مصاحبه با خبرنگار ما، برخی جوانب مطرح نشده ی شرایط مردم بحرین را واکاوی نموده و با لایه برداری از برخی جزئیات جاری در مشی هیئت حاکمه، اطلاعات مفیدی را به محضر مردم ایران ارایه نمود که در دنباله ی متن، تقدیم حضور است .
پایگاه خبری 598 به دلیل حفظ امنیت خانواده ی ایشان در مقابل واکنش های احتمالی حکومت بحرین، از ذکر مشخصات این محقق بزرگوار معذور است .
- جناب آقای دکتر ..... با توجه به اقامتی که اخیراً در ایران داشتید، نقاط ضعف و قوت اخبار مربوط به بحرین را در رسانه های ایرانی چگونه ارزیابی می کنید و به منظور تقویت و بهبود جنبه های اطلاع رسانی اخبار بحرین در ایران چه موضوعات و یا راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟
رسانه های ایرانی، خصوصاً عربی مانند کانال العالم نقش غیر قابل انکاری در پوشش اخبار بحرین داشته، هرچند که زمان تخصیص یافته برای بحرین نسبتاً کم است، زیرا بهار انقلاب وبیداری کشورهای عربی هر یک به اندازه ای وقت برنامه های اخباری را از آن خود می سازد، اما با توجه به نزدیکی بحرین با ایران و به جهت روابط عمیق تر، کهن تر، وپایدارتر بین ملت شریف ایران و بحرین لازم است به مسائل بحرین بیشتر و بهتر پرداخته شود.
بطور خلاصه، نقاط قوت رسانه های ایرانی عبارتند از:

آزادی بیشتر: رسانه های عربی حوزه خلیج فارس (مانند الجزیره) که در پوشش انقلاب های تونس ومصر، واکنون لیبی و یمن نقش عمده ای داشته اند، درباره بحرین هم با سوگیری، و بیشتر با نادیده گرفتن، و سکوت موضع گرفته اند. این مساله بدیهی است، زیرا بررسی ریشه های انقلاب مردم بحرین، تمام کشورهای منطقه را رسوا می سازد، زیرا شرایط حاکم به نحوی در این کشورها شبیه است، حداقل در نوکری آمریکا.
دسترسی به منابع: همانگونه که پیشتر گفتیم، روابط عمیق ملت ایران و بحرین باعث شده که همواره توریست های بحرینی در ایران باشند (حدود 37% از کل توریست های جهان!!!)، این روابط نه فقط دوستانه، بلکه در موارد زیادی خانوادگی هست، گاهی به علت ازدواج، وگاهی به علت هجرت ... سابقه تاریخی این روابط به چندین صد سال و بلکه هزاران سال قبل تر می رسد. استفاده از این سرمایه برای سایر کشورها که از چنین روابط دوستانه محروم هستند، امکان پذیر نیست ... از اینها برای دست یافتن به ریشه های انقلاب بحرین، تحقیقات میدانی در مورد حیات اجتماعی، اقتصادی و ... مردم بحرین می توان بهره برد، مصاحبات تلویزیونی نیز یکی از این موارد هست.
کتابخانه های ایران، گنجینه ای بکر از اسناد، نسخ خطی، و ... در مورد بحرین است، که تا کنون از آنها آنچنان که شایسته است بهره ای بُرده نشده است.
آشنائی با فرهنگ: فرهنگ ملت بحرین وایران یکی است، هر دو شیعه 12 امامی هستند، تجربیات تاریخی مشابه داشته اند، این مساله بسیار مهم است، به عنوان مثال شعار (هیهات منا الذله) هنگامی که در بحرین بانگ شود، همان معنای هزار ساله ای که در باور شیعه ی ایرانی است، در برخواهد داشت، یادآور قیام خونین امام حسین (ع)، مظلومیت حضرت زینب، تا غربت امام رضا و تمامی معانی والای اعتراض به ظلم و ستم در خود گنجانیده است، دیگران معنای این شعار را آن گونه که ملتهای شیعه درک می کنند، دریافت نخواهند کرد.
برای بهبود کارکرد رسانه های ایران، این گستاخی را از من بپذیرید که مهمترین نکات ضعف را بیان کنم.
* عدم بهره برداری از سرمایه های موجود:
نیروهای انسانی بالقوه ای همچون صدها بحرینی مقیم ایران چه در حوزه، چه در دانشگاه، چه در جامعه؛ صدها هزار اسناد متعلق به تاریخ بحرین در کتابخانه های مجلس، ملی، آستان قدس؛ چندین ملیون ایرانی که ده ها سال پیش از بحرین به ایران پناه برده اند، وجزئی از ایران شده اند (مثلاً خاندان الهی قمشه ای، عصفور، ماحوزی، ... وهمۀ بَحرینی وبَحرانی ها) می تواند ماده خام مستند بسیاری از ناگفته های جهاد 230 ساله ملت بحرین باشد؛ متاسفانه هیچ تلاش هدفمندی در این زمینه به انجام نرسیده، به عنوان مثال می توان به کتابی که وزارت امور خارجه به چاپ رسانیده اشاره کرد، کتابی که گزیده ی اسناد خلیج فارس در 3 جلد است، با اینکه جلد اول آن بیشتر معطوف به روابط سیاسی بحرین و ایران است، بسیاری از نکات ظریف و مهم درباره روابط خاندان حاکم (آل خلیفه) با استعمار (انگلیس) اشاره می کند؛ به ستم های آن خاندان در حق مردم بحرین و پناهندگی بعضی از آنان به ایران اشاره می کند. این کتاب، و سایر اسناد موجود باید برای ارائه ریشه های انقلاب مردم بحرین، به برادران خود در ایران، و دوستان در جهان ارائه شود ... بررسی ریشه های انقلاب همیشه مهم تر از خود انقلاب است، حداقل به نظر بنده.
* تاخیر در اخبار: اخبار بحرین همواره حدود دو روز بعد در رسانه های ایرانی پخش می شود، پوشش خبری هم آنچنان که ما بحرینی ها پی گیری می کنیم نیست، شاید بخشی از آن به علت دل خراش بودن صحنه های انقلاب بحرین باشد، که دیدن آن برای عموم جامعه (مثلا زنان وبچه ها) مناسب نیست، بخش دیگر به علت حکومت نظامی است، که حضور خبرنگاران و به تبع آن خبرنگاران ایرانی در صحنه ها را دشوار می سازد ... به نظر بنده رسانه های ایرانی می توانند به افراد زیادی که مورد اعتماد هستند دسترسی داشته باشد، که این مهم آنگونه که بنده اطلاع دارم به انجام نرسیده.
- به گمان شما آیا دلایل اصلی خیزش های مردمی بحرین و سرفصل های اصلی مطالبات ایشان در ایران به طور کامل و دقیق اطلاع رسانی و شناسانده شده است؟
خیر، پیشتر گفتیم که جهاد مردم بحرین سابقۀ تاریخی 230 دارد، بحرین همواره در تنش بوده، اما بهار انقلاب در کشورهای عربی، و مهم تر از آن دسترسی توده مردم به رسانه ها باعث شد که این بار بیشتر مورد توجه قرار گیرد...
بنا براین خیزش مردم بحرین ریشه های با عمر 230 سال دارد، پس این اجازه را به بنده بدهید که نتوانم همه آنها را خلاصه کنم ... مهمترین آنها عبارتند از:
یورش بیگانگان: آغاز یکی از کتاب های که در مورد تاریخ کشورها شاهنشاهی خلیج فارس درباره بحرین این چنین است: (تنها کشوری که حاکمانش از خودش نیست) ... البته این مساله بر کسی مخفی نیست، وحتى خود خاندان آل خلیفه به آن اعتراف می کنند، آنها در اواخر قرن 17 با کمک انگلستان به بحرین هجوم کرده اند، و بر آن مسلط شده اند .. داستان از این قرار است که انگلیس برای حفظ منافع خود، و حفظ کشتی های خود بهترین چاره اعتماد به راهزنان دید ... آنها می دانستند که بیابان نشینان بی فرهنگ بهترین نوکر خواهند بود، پس آنها را مسلح ساختند، و بر ملت بحرین حاکم کردند، آنها می دانستند که این نوکران مشروعیت لازم برای حکومت را ندارند، و بدون کمک انگلیس سرنگون خواهند شد، پس برای حفظ خود تا نفس آخر نوکر انگلیس خواهند بود.
استقلال بحرین: جالب است بدانید، هنگامی که انگلیس در سال 1971 م، به علت مخارج زیاد تصمیم گرفت ارتش خود را از بحرین به انگلیس بازگرداند، همین خاندان (ودیگر خاندان های خلیج) اعتراض کردند، وآمادگی خود را برای پرداخت هزینه های ارتش انگلیس اعلام کردند ...
در همان سال بود که دینیس هیلی در تلویزیون انگلیس اعلام کرد که دوست ندارد برده ای سفید برای شیخ های عرب باشد، و نباید اجازه بدهند که انگلیسی ها مزدورانی باشند نزد کسانی که دوست دارند ارتش انگلیس در خدمت آنها باشد ..
انگلیس تصمیم گرفت بحرین را رها کند، اما نه از دست مخلصترین برده و مزدور خود یعنی آل خلیفه، پس فردی به نام هندرسون را در بحرین گماشت، وظیفه این سیاستمدار (مشاور خاندان حاکم) این بود که نظام حاکم را حفظ کند، همه بحرینی ها نامِ او را می شناسند، زیرا او مسؤول شکنجۀ هزاران بحرینی آزاده بود ... او بود که با ترفند های انگیسی همواره بین مردم بحرین فتنه بر می انگیخت، تا نظامِ دست پرورده انگلیس پابرجا باشد.
جدا شدن بحرین در همین سال بود، که جریان مفصلی دارد و بخشی از آن در کتاب های تاریخی گفته شده است، این که گفتم بخشی گفته شده، به این خاطر است که ناگفته ها زیاد هستند، به عنوان مثال در شهر جدحفص که قبلاً پایتخت بحرین بود منطقه ای است که مردم آن را بَخَّانه می نامند، اصل این واژه باغ خانه است، و قصری بود که کارگذار شاه ایران در آن اقامت داشت ... این قصر در همان سال های 1970 با بلدوزر با خاک زمین یکسان شد، وتا چند سال پیش دشت مانندی وسط آن شهر بود ... برخورد این نظام با تاریخ بحرین از مثال گذشته روشن است، مانند داستانِ کتاب "1984" جورج اورول، تمامی اسناد ناپدید می شوند، در حکومت پلیسی هیچ کس جرات سخن ندارد، چه برسد به تدوین تاریخ شفاهی ... در شعارهای مردمی (یا اهل الزباره، لقد انتهت الزیاره[ای اهل زباره (بیابانی در عربستان، که آل خلیفه از آنجا به بحرین وارد شده اند)، زیارت تمام شد]، به آنچه گفته شد اشاره می کند.
در 230 سال گذشته، کاری نیست که این خاندان خبیث نکرده باشند، پیشتر گفتیم که صدها هزار خاندان از بحرین به ایران پناه برده اند، مانند آنها به عراق، هند، و ... رفته اند، علت فرار این خانواده ها این است که این خاندان به دختران و زنان برخی از اینها تجاوز کرده، یا تهدید به تجاوز می کرد، به همین دلیل این خانواده های آبرومند شبانه از بحرین می گریختند ... و خاندان حاکم، مایملک آنها را به یغما می برد ...
اصلی ترین مساله ی بحرین، همین خانواده ی حاکم بر جان و مال و ناموس ایشان است ... این مساله ای است که امروز دیگر فقیر و پولدار نمی شناسد، و همگی دوست دارند این نظام نباشد ...
- اعتماد موجود بین مردم بحرین و حکومت فعلی آن کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟
[لبخند] کدام اعتماد؟ با آنچه گفته شد، چگونه اعتمادی در کار باشد؟
رژیم حاکم هیچ گاه به مردم اعتماد نکرده، پس تمامی مشاغل نظامی در دست مردم نبوده، به همین دلیل همواره ارتش بحرین از کشورهای دیگر است، مردم بحرین حتى آموزش نظامی نمی بینند، سربازی هم ندارند، این امر عمق ترس و وحشت رژیم حاکم از مردم بحرین را نشان می دهد.
- توزیع ثروت و فقر و همچنین اختلاف طبقاتی موجود در بحرین به چه صورت است؟
همواره، در هر سفری که به ایران آمده ام، یا این روزها که مساله بحرین گفتار روزمره مردم شده، این سؤال از من پرسیده می شود که "چرا"  با اینکه بحرین یکی از کشورهایی است که بالقوه و بالفعل سرمایه های زیادی دارد، و با اینکه شاخص هایی که موجب پیدایش فقر می شوند( مثل درصد بی سوادی)، در بحرین بهتر از بسیاری از کشورها منطقه است، مثلاً درصد بی سوادی کشور بحرین 0% است، با این وجود فقر در بحرین زیاد است ...
واگر چه این مساله پوشیده نیست اما رسانه های ایران در این زمینه کوتاهی و یا لا اقل غفلت کرده اند.
چند سال پیش کانال الجزیره گزارشی کامل دربارۀ فقر در بحرین ارائه کرد، کانال CNN نیز چنین گزارشی داشت، که می توان آن را در اینترنت یافت ... طبق گزارش سازمان های بین المللی، حدود 12% مردم بحرین زیر خط فقر زندگی می کنند و بقیه ی أنها زندگی بخور و نمیر متوسطی دارند.
آنچه سؤال بر انگیز است، چرا باید این فقر وجود داشته باشد؟
با این وجود، در رسانه های ایران اشاره ای به این موضوع نشده، وفقر مردم بحرین که از رسانه ی فوق گزارش شده، در رسانه های ایران به آن پرداخته نشده است، این ها زمینه های برای انجام کار رسانه ای در مورد بحرین است، که مغفول مانده است.
بررسی اینگونه مسائل اجتماعی نیازمند تلاش زیاد، توام با دانش لازم است، گروه های سیاسی بحرین برخی از اینها را تدوین کرده اند، اما اصلاح این امور در حوزۀ قدرت دولت ها است که در بحرین رژیم حاکم به ملت هیچ گونه اعتماد ندارد، وهمواره تلاش می کند مردم را سرکوب کند ... شنیدن این مثال بیش از  ارائه ی  آمار و ارقام می تواند سودمند باشد که بدانید چند سال پیش، تعدادی از جوانان بحرین به کویت رفته، و در یک پایگاه بنزین آن کشور مشغول کار شده اند، زیرا دولت با ترفند های مختلف مانع کار آنها در میهن خود می شد؛ چند ماه بعد، هنگامی که دولت متوجه این مساله شد، با اعمال نفوذ از طریق روابط خود با کشور کویت، خواستار بازگشت این چند نفر جویای کاری شد، که صرفا برای امرار معاش به کشور همسایه کوچ کرده بودند، و این از آن جهت بود که  نه فقط  الگویی برای دیگر جوانان جویای کار نباشند، بلکه محروم ساختن یکایک ملت از تمامی حقوق خود، سیاستی دیرینه است که همواره این نظام به کار برده است.
- شنیده می شود حکومت بحرین برای انجام برخی از اعمال علیه ملت بحرین مزدوران خارجی دیگر کشورها را استخدام می کند. این امر از چه زمانی سابقه دارد . آیا مربوط به بروز قیام های اخیر است و یا پیش از این نیز صورت می گرفته است؟
این قضیه قدمت 230 ساله دارد، پیش تر تعدادی از قبایل بیابان نشین عربستان به کمک آنها می شتافتند، هنگامی که خطر آنها را تهدید می کرد، قبایلی که به آنها دَواسِر گفته می شد و طبق توافقی که فیمابین داشتند از سرزمین عربستان می آمدند، که البته سهم خود را از اموال مردم به یغما می بردند ...
در سال های به اصطلاح بعد از استقلال، ارتش عمدتاً از بیابان نشینان بی سواد کشورهای پاکستان، اردن، سوریه، یمن بوده، و بعد از سقوط صدام، بعثی های آن رژیم به آنها اضافه شدند.
طی ده سال اخیر، نظام  به کارگیری یکی از خطرناک ترین سیاست های شیطانی خود را آغاز کرد، نظامی که هیچ گاه در ملت بحرین ریشه نداشته، ومشروعیت حکومت را از آن خود نکرده ... آغاز به ساختن یک ملت پوشالی مهاجر و بلکه مهاجم کرد، به این گونه که به مزدوران بیگانه ی خارجی  خود تابعیت بحرینی همراه با امکاناتی رفاهی -که بحرینی ها آن را در خواب هم نمی بینند- پیشکش کرد، تجربه ای تاریخی که سابقۀ آن جز در اسرائیل نبوده است.
این مسأله ( که در بحرین تجنیس به آن گفته می شود) به معنای اعطای تابعیت است، به شدت باعث آزار و اذیت مردم بحرین شده، و پایداری جامعه را از هم گسیخته است، اما دولت بر آن پافشاری می کند، و همچنان در برابر هر گونه اعتراض به تجنیس با شدت برخورد می کند، واعطای تابعیت برای همان قبایلی که پدرانشان با این خاندان همکاری دیرینه داشته اند، اجرا می شود، تا در انتخابات مجلسِ ناتوان، این افراد تازه وارد برای تغییر نسبت و درصد آرا در بحرین اثر گذار باشند.
- آیا خاندان حاکم، تنها به لحاظ مذهبی با ملت بحرین متفاوت هستند و یا به لحاظ انساب و قوم و خاندان نیز از خارج به بحرین کوچ کرده اند؟
آنها از گونه ای دیگر هستند ... از آن هنگامی که در ایران تپه‌های سیلک، مسکون بود، در بحرین نیز مردم با نظام متمدنی زندگی را آغاز کرده اند ... بنیاد پژوهش های اسلامی (مشهد) کتابی ترجمه کرده به نام شبه جزیره عربستان، بخش بحرین –که یک خاور شناس آن را نوشته- با این جمله آغاز شده بود (مردم این کشور مردمی خونگرم‌اند که انسان از آداب دانی و نکته سنجی آنها لذت می برد، آنها از نسل‌ها پیش از هر آنچه تماس با ذهنیت‌ها و دانش‌های مختلف به ارمغان می آورد سود برده‌اند)، بزرگترین قبرستان تاریخی جهان در بحرین است، زیرا تمدن‌های قدیم سومر معتقد بودند این سرزمین جاوید است، گیاه جاوید مشهور در اسطوره عظیم گیلگامیش در بحرین بوده است ... به همین خاطر ، ملت‌های مختلف هزاران سال با هم در این سرزمین زندگی کردند ... حدود 10% الى 20% آنها ریشۀ ایرانی دارند ...
این‌‌ها را گفتم، تا فرق ملت بحرین با حاکمان خود را بدانید، اما در طرف دیگر خاندان آل خلیفه هستند که بیابان نشینانی بی سواد بودند ... و تا کنون هم خوی خونخواری و بیابان نشینی را از دست ندادند ... این‌‌ها از کودکی با ملخ‌خواری به بار آمده و از کویر‌های بیابان زباره به بحرین آمده‌اند.
اگر یادتان باشد، حدود دو سال پیش کنگره بین المللی شیخ میثم بحرانی در تهران برگزار شد (و البته دولت بحرین هیچ سهمی در برگزاری آن نداشت)، شیخ میثم که از علمای قرن هفتم بوده، یکی از بزرگترین ادبای جهان اسلام است، و یکی از زیبا ترین شرح‌های نهج البلاغه را از خود به یادگار گذاشته ... پیش تر، از زمان جاهلیت طرفه بن العبد از بحرین بود، وتا الآن جلسات مشاعره نه فقط بین ادبای قدرتمند بحرین برگزار می شود، بلکه بسیاری از جوانان بحرین به این گونه مسائل تسلط وعلاقه دارند ..
فرق ما، واین خاندان نادان در همین ها است، شما سخنانی را که این خاندان از روی کاغذ می خوانند، با هر یک از خطابه‌های شفاهی حسن نصر الله مقایسه کنید، و از هر عرب‌زبان داوری بخواهید، تا نتیجه همه چیز را ثابت کند.
درصد دانشگاهیان ملت بحرین، بیش از خیلی از کشورهای منطقه است، از جمله ایران ... اما ناامیدی، دانش ستیزی دولت، و غربت علم ودانش، امید به هرگونه پیشرفت را می کشد ...
خلاصه، همه چیز ما مردم  با این خاندان فرق دارد، وهیچ نقطه ی  مشترکی بین ما نیست ... حتى انسانیت، آنها انسانیت هم ندارند، قتل‌هایی که می کنند بهترین گواه است.
- تغییر ترکیب دموگرافیک مردم بحرین یکی از موضوعات شگفت آوری است که شما در سخنان خود به آن اشاراتی داشتید. لطفا برای اطلاع بیشتر مخاطبان، این زمینه از اقدامات رژیم حاکم بر بحرین را تشریح نمایید.

بله، غالب مردم بحرین شیعه هستند ... تشیع در بحرین پیش از ایران ولبنان وعراق بوده، مردم بحرین به دلخواه خود با دریافت نامه پیامبر مسلمان شده‌اند، و اولین زکات در اسلام از مردم بحرین به مدینه رفت ... پس از شهادت پیامبر، آنها شیعه ماندند، وحاضر به پرداخت زکات به ابوبکر نبودند ...
تشیع در بحرین بر کسی پوشیده نیست، بسیاری از علمای شیعه از بحرین هستند، شیخ یوسف بحرانی صاحب الحدائق الناظره یکی از آنها هست ... ملا فیض کاشانی در آغاز تفسیر خود می گوید هنگامی که آوازه رسیدن او به شیراز به گوشش رسید، برای تلمذ به آنجا شتافت ...
آمار رسمی در دسترس نداریم، اما آنچه از پدران خود شنیده‌ایم، این است که بیش از 90% مردم بحرین شیعه بوده‌اند، اسناد تاریخی موجود هم مؤید این مساله هستند، اما با سیاست‌هایی که دولت به کار برده، گمان می کنیم که اینک جمعیت شیعیان بحرین با وجود هجوم افرادی که تابعیت کاذب (تجنیس) دریافت کرده اند، حدود 70% از جمعیت کشور باشیم
هیئت حاکمه برای تغییر درصد شیعیان، اقدام به استخدام مزدوران سنی، متعصب، وبی سواد کرده و طی ده سال اخیر به آنها تابعیت بحرینی داده است ... این مساله با طرح و برنامه‌ای هدفمند اجرا شده ... سال‌ها پیش می شنیدیم که به افرادی که مذهب اهل سنتی بگروند پول خوبی داده می شود ... اما سندی برای اثبات این مدعا نداشتیم
چند سال پیش، دکتر صلاح البندر که اصالتاً سودانی است، و چند دهه به عنوان مشاور در دفتر شاهنشاهی بحرین کار می کرد به انگلستان گریخت، و اسناد این نقشه شوم را بر ملا ساخت، این اسناد که در دو بخش منتشر شده، جمعاً نزدیک به هزار صفحه است، که مدعای فوق را اثبات می کند، و بنده بررسی آنها را قویا توصیه می کنم.
- آیا حکومت بحرین میان شیعیان و اهل سنت و یا مشاغل و مناصب خاص با مردم عادی بحرین قایل به تبعیض است یا تساوی حقوق؟
در ابتدا باید بگوئیم، که برای این بردگان انگلیس، بردگی کردن مهم است، نه مذهب داشتن...
بیشتر مردم بحرین شیعه هستند، تشیع همواره آزادی بخش است، ما هر سال در ماه محرم ستم‌ستیزی را به یاد می آوریم، هر سال بانگ هیهات منا الذله ما گوش آسمان را می خراشد، پس طبیعی است که اگر چه اهل تسنن نیز بزرگوارانی دارند اما آزادی خواهان و آزادی خواهی ما شیعیان بیشتر باشد،... در بحرین هر کس که مخالف دولت باشد، فراموش شدنی است .. مردنی است، و باید در زندان آب خنک میل کند ...
همین الآن، ابراهیم الشریف ( که از برادران اهل سنت می باشد) در زندان است، در حالی که برخی از بردگان به ظاهر شیعه در تلویزیون بحرین علیه مردم خود تبلیغ می کنند ... برای دولت‌های دیکتاتور مذهب مهم نیست، برده بودن مهم است ...
هیچ اهل سنتی روابط دوستانه خاندان آل خلیفه با اسرائیل را نمی پسندد و رخنه کردن پایگاه پنجم آمریکا در بحرین، وکشتار مردم مظلوم عراق از میهن خود را روا نمی داند ... بازی با مذهب، فریبی است که دولت به کار برده ... به هر حال، إعتماد به شیعه‌ها در بدنه حکومت در حد صفر است، و شیعیان عمدتاً در مشاغل خدماتی مانند آموزش وپرورش، سیستم بهداشت کار می کنند، و تمامی سیستم‌های تصمیم گیری در دست خاندان حاکم است (وزارت کشور، خارجه، ...) .. تبعیض در تمام رده‌ها هست، شهر و روستاهای شیعه نشین محروم، آلوده، با تمامِ نمای فقر و بیچارگی ... و شهرهای سنی نشین، تمیز، با خیابان‌‌های فراخ، و درختان سرافراز ... بورس‌های تحصیلی، فرصت‌های شغلی، ... همگی اینگونه هستند.
نیز خود از این برادران اهل سنت در بحرین، مساله آگاه هستند، و روابط خوبی با شیعیان دارند، و به همین خاطر دولت از مزدوران خارجی استفاده می کند، یکی از شعارهای مردم بحرین لا شیعیه، لا سنیه، وحده وطنیه است، که همسان آن: نه شیعی، نه سنی، هم‌میهنی می باشد.
- رسانه‌ها و مردم بحرین تا چه اندازه از آزادی بیان برخوردارند. خط قرمزها و محدوده‌ی دایره‌ی آزادی بیان در بحرین تا چه حد و مرزی است و در صورت  عبور افراد از این خطوط قرمز، واکنش هیئت حاکمه چه خواهد بود؟
آزادی در بحرین کاملاً حق افراد است، اما نه آزادی بیان ... اگر آزادی فقط می‌بارگی وروسپی‌گری باشد، حتماً به شما کمک خواهد شد ...
آزادی در سخنان تفرقه انگیز، بی هدف ضمانت شده است، اما هرگونه سخن خِرد در مورد فساد در دولت، نقش آن در کشتار ملل مسلمان، روابط با آمریکا چیز دیگری است ...
نفوذ اینترنت در بحرین حدود 10 سال پیش از ایران بود (زیرا بحرین مرکز بانک‌های بین المللی است)، اما در شمار سایت‌های ممنوع رتبه جهانی دارد ... به همین دلیل اولین روش‌های فیلتر شکنی کار مردم بحرین بود
به هر حال، رتبه بحرین از این نظر ته لیست است ... وبسیاری از افراد به همین خاطر مهمان زندان شده‌اند، یکی از آشنایان 7 سال به علت داشتن کتاب‌های ممنوع محکوم شد!.
- آیا احترام به مالکیت اموال و املاک عمومی وخصوصی مردم بحرین از سوی حاکم بحرین رعایت می شود؟
[لبخند]، مگر در نظر این خاندان اموال عمومی معنی دارد؟
از هنگامی که بحرین را در تسلط گرفته‌اند، تمامی آن را در مالکیت خود دانستند ... در یکی از تظاهرات مردم بحرین، همگی یک دینار [واحد پول بحرین] با دست بلند کردند، و با آرامی خیابان را می پیمودند، در دست دیگر نیز نوشته‌ای داشتند که در آن اینچنین بود (نیاز به حرف نیست، یک دینار کافی است) ... داستان از این قرار است که طبق اسناد موجود، نخست وزیر که حدود چهل سال در کرسی خود نشسته است، ساختمانی با قیمت دو ملیارد دینار از املاک دولت را از آن خود کرده ... از این گونه فسادها در بحرین بی شمار است.
در تمام روستاهای بحرین باغ‌هایی هست، که مردم آن منطقه می دانند این باغ‌ها از اهالی غصب شده، و در تملک یکی از افراد خاندان حاکم درآمده ... در شهرها نیز اینچنین است، مردم بحرین می دانند که زمین برخی بیمارستان‌ها، مدارس، خیابان‌ها... از آن مردم بوده، و دولت آن را غصب کرده.
در بعضی از پلاکاردهای مردم بحرین، فقط واژه‌ى 50% نوشته شده بود ... داستان این واژه از این قرار است که نخست وزیر 50% سود هر پروژه تجاری موفق را از آن خود می کند ...
( پاسخ: همراه با بیان مصداق ها)
- آیا ورود به مشاغل مختلف و کسب جایگاه‌های و موقعیت‌های کاری در بحرین برای همگان به تساوی ممکن و برقرار است؟
یعنی منظورتان این است که هر کسی می تواند فرضا برای احراز جایگاه نخست وزیری که از 40 سال قبل تا کنون بر صندلی خود نشسته است، تلاش کند؟
البته که چنین نیست، در بحرین هر کسی می داند کجا، و تا کجا می تواند جایگاه کسب کند، بعضی از خانواده‌ها بدون هیچ گونه تحصیلات، مشاغل اداری خواهند داشت، زیرا همخون خانواده‌های خاندان حاکم یا از آن هستند، و دیگران می دانند که باید حداکثر معلم، مهندس، یا پزشکی باشد که امکان واجازه ی کسب جایگاه مدیریت یک سازمان، بیمارستان و یا سیستم بهداشتی را ندارد ... به عنوان مثال، تا چندین سال وزیر آموزش و پرورش یک نظامی وابسته بود.
- سابقه‌ی خاندان حاکم بر بحرین از حیث برخوردهای سلبی با مردم به چه شکل است؟ آیا این حکومت پیش از این هم سابقه ی خشونت و خونریزی نسبت به مردم و شیعیان کشور داشته است؟
ما در دهه 90، انقلاب داشتیم، و دهها شهید زیر شکنجه‌ها جان خود را باختند ... برخی اعدام شده‌، و صدها نفر آسیب جدی دیدند، کور شدند، اندام‌هایشان قطع شد . یا حداقل آثار شکنجه را بر تن خود تا قبر به یادگار خواهند برد.
پیش از آن هم چنین بود، در دهه 70 ... اما برای قبل از استقلال (به اصطلاح)، به یادداشت‌های بلگریف رجوع کنید، او نماینده انگلیس در بحرین بود، واین مسائل را برای تاریخ جاوید ساخت.
- آیا مطالبات و اعتراضات فعلی بحرین صرفاً مطالباتی شیعی است و یا این که غیرشیعیان نیز مطالباتی دارند و به این قیام‌ها پیوسته اند؟
ابراهیم الشریف دبیر انجمن سیاسی « وعد »، سنی است، اما زندانی است، محمد البوفلاسه نیز که اهل سنت است در میدان شهدا (لؤلؤ= مروارید)، سخنرانی کرد، و روز بعد روانه زندان شد ...
تمامی آزادگان به این مطالب ایمان دارند، و حتى برخی سنی‌های طرفدار حکومت نیز منکر این واقعیتها نیستند، و در دوگانگی عجیبی زندگی می کنند.
- آیا تا کنون شیوه‌ی کلی و مشی حکومتی شاهنشاهی بحرین با ملت به گونه‌ای بوده است که مناعت و کرامت انسانی ملت بحرین را تامین نماید و موجب تحقیر ایشان نباشد؟
خیر، بر عکس ...
برای نمونه مدتی پیش، فرزند این شاه ستمگر در جشنی، شعری (بی مزه) سرود که در آن کشتار مردم بحرین توسط نیاکان خونخوار خود را مایۀ افتخار دانست ... فیلم ویدئوی این شعر در اینترنت هست که رسانه های ایرانی می توانند آن را زیرنویس کرده و نمایش دهند.
اذلال و خوار کردن مردم، به روش‌های مختلف همواره تکرار می شود، و تمامی اعمال و خدمات !! دولت « مکرمه» شمرده شده و بزرگ داشته می شود نام دارند!!!.
- رای و نظر مردم تا چه اندازه در تعیین تصمیمات کشور بحرین تاثیرگذار است و میزان مشارکت ایشان در امور مملکت تا چه اندازه است؟
هیچ، در حالی که در بحرین با شکوه‌ترین روز قدس برگزار می شود، این خاندان با اسرائیل رابطه دوستانه و شخصی دارند ... قتل برادران خود در عراق، توسط آمریکائی‌ها به انجام می رسد، یعنی از پایگاه پنجم آن در بحرین ... تمام وزارت‌های تصمیم گیرنده توسط خاندان حاکم اداره می شود. شاهنشاهی مطلق، بردگی تمام نظام حکومت بحرین است.
- میزان حضور استعمار خارجی در کشور بحرین تا چه اندازه است و آیا وجود استعمار خارجی برای مردم این کشور مشهود و ملموس است؟
استعمار کاملا آشکار است، پایگاه پنجم آمریکا در بحرین است... و دولت هیچ توضیحی درباره علت وجود آن به مردم ارائه نمی دهد.
بارها سربازان آمریکایی به حقوق مردم تجاوز کرده‌اند، اما بحرینی‌ها هیچ گاه حق اعتراض نداشته‌اند.
در کل، سیاست بحرین تماماً برای جلب رضایت عربستان وآمریکا است، وهمواره استقلال آن کمتر از سایر کشورهای حتى همسایه بوده.
- با تشکر از شما آقای دکتر، از وقتی که به ما دادید سپاسگزاریم و امیدواریم به زودی شاهد آزادی مردم و بحرین و تسلط ایشان بر مقدارت کشور خودشان باشیم.
خواهش می کنم . من هم از شما ممنونم که به مسایل برادران و خواهران بحرینی خود توجه دارید و به آن می پردازید. انشاالله مردم بحرین و ایران بیش از پیش به یکدیگر نزدیک شده و همبستگی و اخوت ایشان روز به روز بیشتر گردد.

پنجاه و یکمین نشست از سلسله نشست‌های ماهانه فرهنگ مهدوی، پنجشنبه 25 فروردین ماه 1390 با موضوع «جاهلیت مدرن دررویارویی با امام زمان علیه السلام»، با سخنرانی استاد اسماعیل شفیعی سروستانی، ساعت 15 در سالن آمفی تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان حجاب برگزار خواهد شد.

یکی از شیوخ دانشگاه الازهر مصر با بیان این که وهابی‌های تکفیری بقایای گروه خوارج هستند؛ گفت: وهابی‌های تکفیری در مصر ابزار بیگانگان برای ایجاد هرج و مرج در منطقه و دور زدن انقلاب مصر هستند.

به گزارش فارس، "علوی امین " استاد دانشگاه الازهر مصر دیروز در گفت‌وگو با شبکه خبری العالم اظهار داشت: در واقع این گروه بقایای خوارج هستند که کینه و دشمنی با پیامبر و آل رسول اکرم را به دل گرفتند و کار خود را با شهادت امام علی ( ع ) و فرزندانش آغاز کردند.

استاد دانشگاه الازهر مصر تصریح کرد: مسئله تخریب بارگاه‌ها به دست وهابی‌های تکفیری و مقاومتی که در برابر آن صورت می‌گیرد، موضوع تازه‌ای نیست.

در روزهای اخیر حملات وهابی‌ها و سلفی‌های تکفیری به مساجد و اماکن مقدس صوفی‌ها شدت یافته است بطوری‌که در حمله به ضریح "سیدی عزالدین " این مکان کاملا در آتش سوخت و نیروهای آتش نشانی فقط توانستند ار رسیدن آتش به مسجد مجاور آن جلوگیری کنند.

شیخ الازهر مصر گفت: اگر برنامه وهابیون تکفیری خدشه‌دار کردن چهره انقلاب مصر باشد به آن‌ها اعلام می کنیم که راه به جایی نخواهند برد و تنها ننگ و خواری نصیب آنها می‌شود.

امین تاکید کرد: وهابی‌ها مانند کفار مکه هستند، زمانی که در جنگ احد، مسلمانان را دور زدند و از پشت به آن‌ها حمله کردند.

وی سفارش رسول اکرم (ص) درباره سلفی‌های تکفیری ( خوارج ) را یادآور شد و گفت: خوارج و وهابی‌ها در همه زمان‌ها و در هر مکانی وجود دارند و در مصر نیز به بارگاه نیکان و پرهیزگاران و شخصیت‌های محبوب امت رسول الله حمله‌ور شده‌اند.

او تاکید کرد: وهابی‌ها برنامه‌هایی نخ نما شده را اجرا می‌کنند که هدف از آن‌ها فقط تثبیت حاکمیت آنان و دور زدن انقلاب مردمی در مصر است، اما اگر بخواهند به هر یک از بارگاه‌های مقدس تعرض کنند، با واکنش قاطعانه مسلمانان مواجه خواهند شد.

امین افزود که همه علمای دانشگاه الازهر بدون استثنا اقدامات و فراخوان‌های وهابی‌ها را محکوم می‌کنند و آمادگی دارند که برای حفاظت از این بارگاه‌های مقدس که نمادی از نمادهای ایمان در میان مسلمانان محسوب می شود، جان خود را فدا کنند.

وی سپس با رد ادعای وهابی‌ها مبنی بر اینکه بزرگداشت قبور پیامبر و اهل بیت و پرهیزگاران و نماز خواندن در حرم‌های مربوط به آنان به معنی عبادت آن‌ها است؛ تاکید کرد: عبادت فقط از آن خداست و هیچ شریکی ندارد اما وهابی‌ها سعی می‌کنند که ملت‌ها را بترسانند تا مردم از قیام ضد حکام مستبد خود بپرهیزند.

استاد دانشگاه الازهر هشدار داد که توطئه‌های آمریکا در چارچوب هرج و مرج سازنده، عامل این گونه تلاش های وهابی‌ها است اما آنها باید بدانند که ملت مصر هوشیار است و از حقیقت آن چه که اطراف این کشور می گذرد، به خوبی آگاه است.

وی تصریح کرد که ملت مصر به عشق به اهل بیت پیامبر اکرم ( ص) پایبند است و در آخرین بزرگداشت شهادت امام حسین ( ع ) بیش از ۱۰ میلیون نفر از مردم مصر به زیارت بارگاه مقام امام حسین ( علیه السلام )[راس الحسین] شتافتند زیرا امام حسین با انقلاب جاویدان خود اسلام را حفظ کرد.

امین تاکید کرد که جریان وهابی بر اساس اندیشه ویران کردن قبور و از جمله قبور بزرگان دین شکل گرفت و در مصر نیز ریشه دوانده است.

وی افزود: وهابیون، افرادی منحرف از اسلام هستند و باید دانست که شکل‌گیری این گونه گروه ها توطئه بیگانگان برای ایجاد هرج و مرج در کشورهای اسلامی و برافروختن آتش فتنه در میان مسلمانان است.

خبرگزاری فرانسه در گزارشی به روند تغییر مذهب شماری از افراد سنی مذهب در نوار غزه و شیعه شدن آنها پرداخت.

به گزارش عصر ایران، در سال های اخیر گروهی از مردم فلسطین در نوار غزه تغییر مذهب داده و شیعه شده اند.  نوار غزه هم اکنون در کنترل جنبش مقاومت اسلامی (حماس) است. حماس یک گروه اسلامگرای سنی مذهب است.

این گروه از مردم فلسطین که شیعه شده اند خود را امتداد حضور ایران در منطقه می دانند.

به رغم وجود اختلافات عقیده ای میان اهل تسنن و شیعیان، حماس خود را در تنگنای تعامل دقیق و حساب شده با این گروه از شیعه شدگان می بیند زیرا نگران است اقدام علیه این گروه از شیعیان، تاثیر منفی بر روابط قدرتمند حماس با ایران داشته باشد.

"عبدالرحیم حمد" 42 ساله که از پنج سال پیش شیعه شدن خود را اعلام کرد می گوید: "ما جریان شیعه در نوار غزه خود را امتداد جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان می دانیم. ما جمهوری اسلامی ایران را در جایگاه مرجعیت خود می دانیم."

منزل "عبد الرحیم حمد" از شیعه شدگان در نوار غزه


وی که در خانه خود در اردوگاه جبالیا در شمال نوار غزه با خبرنگار خبرگزاری فرانسه مصاحبه می کرد گفت:" با آیت الله خامنه ای و حزب الله در ارتباط هستیم."

او در خانه اش عکس های بزرگی از آیت الله علی خامنه ای رهبر ارشد انقلاب ایران و حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان نصب کرده است.

عبدالرحیم با اعتماد به نفس زیادی می گوید:" آینده  از آن شیعه است. حزب الله فلسطین را آزاد خواهد کرد و اهل تسنن نقشی در این روند نخواهند داشت."

وی ادامه داد:"ما هم اکنون در نوار غزه در مرحله آماده سازی خود هستیم. شمار شیعیان در نوار غزه به صدها نفر می رسد و به زودی فعالیت های سیاسی را آغاز خواهیم کرد."

با وجود اینکه شمار شیعه شده ها در نوار غزه یک و نیم میلیون نفری اعلام نشده اما عبدالرحیم تاکید دارد:" شیعیان پس از آزاد سازی فلسطین به دست حزب الله لبنان، نقش کاملی را مدیریت این سرزمین ایفا خواهند کرد."

"عبدالناصر المصری" 44 ساله از دیگر شیعه شدگان در غزه است. او معلم یکی از مدارس وابسته به سازمان ملل متحد در غزه است.
عبدالناصر پس از جنگ 33 روزه اسرائیل علیه لبنان در سال 2006، شیعه شدن خود را اعلام کرد.

خبرگزاری فرانسه می نویسد: "پس از جنگ 33 روزه، محبوبیت مردمی سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در فلسطین به میزان زیادی گسترش و افزایش یافت."

عبدالناصر می گوید:"دلیل شیعه شدنم، حسن نصرالله است زیرا او را بسیار دوست دارم."
او می گوید که اعلام شیعه شدنم مورد پذیرش خانواده یا همکاران من قرار نگرفت. خانواده ام نسبت به شیعه شدنم موضع منفی گرفت و ارتقا کاری ام به دلیل ناخرسندی همکارانم از این موضوع متوقف شد.

البته حماس این موضوع و روند شیعه شدن افراد سنی مذهب در نوار غزه را کم اهمیت و دلیل آن را " همبستگی، هم احساسی و تحسین" ایران و حزب الله در نوار غزه می داند و هیچ اهمیت ایدوئولوژیک دینی را به همراه ندارد.

"احمد یوسف" مشاور سیاسی نخست وزیر کابینه حماس در نوار غزه می گوید: شیعه ای در نوار غزه وجود ندارد. هر آنچه اینجا وجود دارد حالت همبستگی و هم احساسی با حزب الله و ایران است. همبستگی و هم احساسی ما با آنها به دلیل مظلومیتی است که شیعیان با آن روبه رو هستند و احساس آنها در برابر مسئله فلسطین است.

وی ادامه داد: آنچه در نوار غزه وجود دارد تحسین سخنرانی های حسن نصرالله و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در به چالش کشیدن تکبر اسرائیل و آمریکا در شرایطی که غرب به جنبش های اسلامگرا از نگاه دشمنی و تروریسم نگاه می کند.

اما برخلاف موضع حماس، عبدالناصر می گوید پس از حملات و انتقادات افراط گرایان اسلامی و سلفی ها علیه من در رسانه ها، دستگاه امنیتی وابسته به حماس من را بارها به اتهام تحریک علیه اسلام احضار کرد و با تعهدم به عدم توهین به اسلام موضوع پایان یافت.


"عبد الرحیم حمد" از شیعه شدگان در نوار غزه به همراه فرزاندنش


عبدالرحیم هم می گوید که نیروهای امنیتی وابسته به حماس او را برای بازجویی احضار کرده است.

وی ادامه داد: این احضار پس از آن صورت گرفت که به همراه تعدادی از افراد شیعه شده قصد داشتیم اولین حسینیه را در نوار غزه ایجاد کنیم.

اول اضافه کرد: ما و حماس در یک کشتی و در برابر یک چالش هستیم. ما به عنوان شیعیان غزه با حزب الله، ایران و حماس امروز با یک چالش روبه رو هستیم.

وی تاکید کرد: اولین حسینیه در نوار غزه به زودی افتتاح خواهد شد.

"طاهر نونو" سخنگوی کابینه حماس در غزه هم می گوید : آزادی ادیان به صورت کامل در این منطقه وجود دارد. همه در نوار غزه مسلمان و سنی مذهب هستند و درباره دیگر مذاهب اسلامی چیزی نشنیده ایم.

وی ادامه داد: بعید می دانم ایران در راستای شیعه گرایی در نوار غزه فعالیت کند.

در راستای فعالیت های مرتبط با شیعه گرایی، انجمن خیریه " الشقاقی" (ملتقی الشقاقی) دو ماه پیش مراسمی را برای گرامی داشت سالگرد انقلاب اسلامی ایران در شمال نوار غزه برگزار کرد.

هشام سالم رئیس این انجمن خیریه که گفته می شود او نیز تغییر مذهب داده و شیعه شده است می گوید: این انجمن از ایران کمک مالی دریافت می کند. او در سال 2007 به ایران سفر کرد اما از اعلام دقیق اینکه شیعه شده است یا خیر طفره می رود و تنها می گوید: همه ما شیعه و سنی، مسلمان هستیم.

هشام ادامه داد: برخی وقت ها در بحث و گفت وگو ها، از جانت شیعیان حرف می زنم. من آنچه را مذهب شیعه مطرح می کند تایید می کنم و آن را جنایت نمی دانم اما مذهب من با خدا مرتبط است.

دیوار اتاق پذیرایی خانه هشام عکس بزرگی از امام خامنه ای و حسن نصر الله و ابراهیم شقاقی موسس جنبش جهاد اسلامی است.

هشام پیش از این عضو جنبش جهاد اسلامی بود اما پنج سال پیش از این گروه جدا شد. او دلیل این جدایی را مشکلات سازماندهی این گروه اعلام می کند اما نزدیکانش، دلیل اصلی را شیعه شدنش می دانند.

وی این موضوع را رد یا تایید نمی کند و به گفتن این جمله بسنده می کند که ما مدیون گروه جهاد اسلامی هستیم اما مشکل آنجاست که این گروه فرزندان خود را آموزش می دهد سپس از آنها دست می کشد.

هشام همچنین حماس و جهاد اسلامی را به کوتاهی در برابرشیعیان متهم می کند و می گوید: این دو گروه بیشترین تعامل را با ایران دارند پس از لحاظ اخلاقی آنها می بایست جلوی اتهام زنی و مغالطه ها علیه شیعیان در نوار غزه بایستند.

او نیز تاکید می کند: شیعیان آینده این دوران هستند. ایران بیشترین حمایت سیاسی و نظامی و مالی را برای آزادسازی فلسطین از رژیم صهیونیستی ارائه کرده است.

خبرگزاری فرانسه اضافه می کند: بیشتر شیعیان غزه ترجیح می دهند نام آنها معلوم نشود.

"ابوطاهر" بازرگان 53 ساله فلسطینی سه سال پیش شیعه شدن خود را اعلام کرد. او شیعه شدن خود را اعلام عمومی نکرده چرا که نگران است این موضوع بر سفر او به مصر از طریق گذرگاه رفح تاثیر منفی بگذارد. گذرگاه فتح تنها راه ارتباطی نوار غزه با جهان خارج است.

یکی از اساتید حوزه و دانشگاه در گفت وگو با مرکز خبر حوزه با اشاره به فرارسیدن سالروز فتوای تاریخی تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی، اظهار داشت: یکی از عوامل مهم سقوط رژیم طاغوت در ایران، قدرت های مردمی برگرفته از نفوذ کلام مراجع تقلید و علمای دین بود.

حجت الاسلام و المسلمین سیدابراهیم میراحمدی خاطرنشان ساخت: مراجع تقلید و علمای دین در طول تاریخ شیعه، به خاطر پایگاه مردمی و نفوذ کلام و اندیشه و تفکرشان در میان مردم، همواره قدرتی انکار ناپذیر بوده اند.

عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور قم تصریح کرد: یکی از مراجع بزرگ شیعه که قدرت خود را در طول تاریخ نشان داده است، میرزای شیرازی بود که با فتوای تاریخی تحریم تنباکو، قدرت انکار ناپذیر مراجع تقلید و علمای دین و نفوذ کلام و اندیشه دین در میان مردم مسلمان را اثبات کرد.

* نفوذ فتوای میرزای شیرازی تا کاخ ناصرالدین شاه

وی افزود: مرحوم میرزای شیرازی وقتی فتوای تاریخی تحریم تنباکو را از شهر سامرا که محل زندگی شان بود، صادر کردند، نفوذ این فتوا به اندازه ای بود که تمام شیعیان به آن عمل کردند و حتی در حرم سرا و کاخ ناصرالدین شاه قلیان ها شکسته شد.

حجت الاسلام و المسلمین میراحمدی، گفت: ناصرالدین شاه هر چه تلاش کرد نتوانست مانع از نفوذ فتوای مرجع تقلید بزرگ زمان میرزای شیرازی شود؛ او وقتی از زنان حرم سرای خود با عصبانیت می پرسد که چرا قلیان ها را می شکنید؟، پاسخ می شنود که همان مرجع تقلیدی که با فتوای خود ما را به تو حلال کرد، با فتوای خود استفاده از تنباکو را حرام اعلام کرده است.

وی در ادامه سخنان خود، تصریح کرد: نکته ای در صدور فتوای تاریخی تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی و تأثیر انکارناپذیر آن در جامعه آن روز جهان تشیع وجود دارد که باید برای آن به ذکر داستانی از شهید آیت الله مدرس که توسط دختر ایشان و در مصاحبه ای مطرح شده، بپردازم.

امام جمعه شهرستان بندپی، در بیان داستان مذکور گفت: زمانی که مرحوم آیت الله سیدحسن مدرس، طلبه جوانی بودند، به سامرا رفته تا با مرحوم میرزای شیرازی ملاقات کنند؛ بعد از این که میرزای شیرازی از نام و نشان شهید مدرس می پرسد و می‌فهمد که اهل اصفهان ایران است، از اوضاع و احوال ایران از او می پرسد که شهید آیت الله مدرس در پاسخ مرحوم میرزای شیرازی، می گوید: فتوای شما در ایران غوغا به پا کرده و همه مردم حتی در قصر ناصرالدین شاه قلیان ها را شکستند؛ بعد از این که میرزای شیرازی این سخنان را از شهید آیت الله مدرس می شنود شروع به گریه می کند؛ شهید آیت الله مدرس از ایشان می پرسند که چرا گریه می کنید من فقط واقعیت های ایران را عرض کردم؟؛ میرزای شیرازی نیز در پاسخ به شهید آیت الله مدرس می فرمایند من از اهمیت دادن مردم به سخن عالمان دینی ناراحت نیستم، بلکه گریه و ناراحتی من به این دلیل است که دشمنان اسلام که تا کنون نمی دانستند قدرت اسلام در کجاست، از امروز فهمیدند؛ و از این رو از همین امروز برای شکستن قدرت اسلام کار می کنند.

* قدرت اسلام در نفوذ تفکرات علمای دین است

حجت الاسلام و المسلمین میراحمدی در پایان گفت: واقعا قدرت اسلام در نفوذ تفکرات مراجع تقلید و علمای دین است و از این رو باید همواره نسبت به این جایگاه احترام و اهمیت ویژه ای قائل باشیم.

با رشد اسلام در آمریکا، نظامیان آمریکا به ویژه سیاه پوستان نیز اقبال بیشتری به اسلام پیدا کرده اند.

 

جنبش الحوثی از مردم شهر صعده خواست تا در تظاهرات گسترده‌ای که امروز برای سرنگونی رژیم عبدالله صالح برگزار می‌شود، شرکت کنند.

به گزارش مشرق، "محمد عبدالسلام" سخنگوی رسمی جنبش الحوثی یمن دیروز در اظهاراتی ابقای علی عبدالله صالح دیکتاتور یمن و رژیم وابسته به وی را بزرگترین خطر علیه وحدت و امنیت و ثبات یمن دانسته و تأکید کرد که یمنی‌ها بعد از صالح با امنیت و انسجام و وحدت بیشتری خواهند بود و یمن نیز بعد از وی بهتر و زیباتر خواهد شد.
وی که در گفت وگو با پایگاه خبری "الصحوه نت" سخن می‌گفت، از صالح خواست تا هر چه زودتر از یمن خارج شود و مردم این کشور و امورشان را به خود آنها واگذار کند.

او گفت که یمنی‌ها بهتر و شایسته‌تر از رژیم عبدالله صالح که به دنبال فتنه‌انگیزی و ایجاد تنفر بود، خواهند توانست مسایل مربوط به خود را اداره کنند.
عبدالسلام از علی عبدالله صالح خواست تا به فریب مردم یمن پایان دهد و نژاد پرستی و تمایز منطقه‌ای بر مناطق دیگر را که در یمن نهادینه کرده است، متوقف نماید.
این مقام الحوثی تصریح کرد که صالح با استفاده از برخی واژه‌ها مانند جریان الحوثی، جدایی طلبان، القاعده و اخوان المسلمین به دنبال ترساندن نیروهای خارجی و همچنین ترساندن مردم در داخل این کشور است.
سخنگوی الحوثی از مردم شهرصعده خواست تا در تظاهرات گسترده‌ای که امروز برای سرنگونی نظام یمن برگزار می‌شود، شرکت کنند.
محمد عبدالسلام نسبت به توجه صالح به مطالبات مردمی در راستای انحراف انقلاب و خریدن زمان برای خود با نام مذاکرات و ابتکارات هشدار داده و گفت که کسانی که این فرصت را به وی بدهند، اشتباه بزرگی را در حق ملت یمن که تصمیم به سرنگونی نظام عبدالله صالح گرفته‌اند، مرتکب می‌شوند.

درحالی که حمایت و تایید فرقه ضاله بهاییت یکی از اصلی‌ترین موضوعاتی است که جریانات ضدانقلاب و اپوزیسیون به آن می‌پردازند، اخیرا دانشگاه آزاد در اقدامی تامل برانگیز و عجیب، دست به اقدامی برای تایید این مکتب انحرافی زده است.

فارس با انتشار یک عکس از این موضوع، نوشته است: هر یک از دانشجویان دانشگاه آزاد که برای اولین بار به صفحه شخصی خود در این دانشگاه وارد شده و اطلاعات خود را ویرایش می‌کند، در کنار محل تولد، محل صدور، وضعیت نظام وظیفه، استفاده از خوابگاه و وضعیت تأهل باید دین خود را نیز قید کند.

اما نکته اصلی اینجاست که برخی واحدهای دانشگاه آزاد در کنار ادیانی مانند اسلام، یهودی، کلیمی، زرتشتی و مسیحی، نام فرقه ضاله و انحرافی بهائیت را نیز درج کرده و به نوعی آن را جزء ادیان به شمار آورده است.
این در حالی است که بهائیت جزء هیچ یک از ادیان و فرقه‌های مذهبی نبوده و یک فرقه سیاسی انحرافی ایجاد شده توسط رژیم سلطنتی انگلیس است که مأمن اصلی آنان نیز در حال حاضر در سرزمین‌های اشغالی است.

خبرگزاری رویترز در گزارشی به قلم فردریک ریشتر از منامه می نویسد: یک گروه مخالف بحرینی روز سه شنبه اعلام کرد در آنچه که به نظر می رسد بخشی از اقدامات سرکوب گرانه دولت بحرین باشد شرکتهای این کشور صدها نفر از کارکنان عمدتا شیعه خود را که در حمایت از معترضان طرفدار دموکراسی اعتصاب کرده بودند اخراج کرده اند. اتحادیه های کارگری بحرین روز سیزدهم ماه مارس در حمایت از معترضان شیعه در مقابل دولت تحت کنترل سنی این کشور خواستار اعتصاب عمومی شدند.

به گزارش واحد مرکزی خبر، این معترضان هفته ها میدانی را در منامه در اشغال خود داشتند تا اینکه نیروهای امنیتی روز شانزدهم ماه مارس وارد عمل شدند.
این اعتصاب در بیست و دوم ماه مارس لغو شد. مقامات شرکت های Batelco ، گالف ایر ،‌خدمات فرودگاه بحرین و APM Terminals Bahrain اعلام کردند انها بیش از دویست کارمند را به علت غیبت در زمان اعتصاب کنار گذاشته اند. یکی از این مقامات که نخواست نامش فاش شود گفت: اعتصاب فی البداهه در بحرین و هر نقطه دیگر جهان غیرقانونی است.
شما باید دو هفته قبل به کارفرمای خود خبر بدهید.
گروه اصلی مخالف دولت بحرین موسوم به وفاق اعلام کرد تخمین می زند که بیش از یک هزار کارمند از کار کنار گذاشته شده باشند و بخش اعظم آنها شیعه هستند. تعدادی از تحلیلگران می گویند اخراج گسترده کارمندان شیعه می تواند از طریق تشدید تقسیم بندی جامعه بحرین به دو قطب شیعه و سنی از جهت سیاسی خطرناک باشد. گالا ریانی از موسسه IHS Global Insight می گوید مقامات بحرین با این کار اساسا در حال تنبیه افراد تا آن حدی هستند که می توانند و فکر می کنم این کار در طولانی مدت راهبرد بسیار خطرناکی برای آنها خواهد بود.
یک عضو وفاق به نام جاسم حسین هم گفت: بیکاری آثار خود را بر روابط اجتماعی و سلامت اجتماع بجا می گذارد.
امکان تماس با مقامات دولت بحرین برای کسب نظر آنها در این خصوص میسر نشد. در ژنو سازمان بین المللی کار این اخراجهای گسترده و سایر اقدامات سرکوب گرانه را محکوم کرد. این اژانس سازمان ملل افزود هیئت بلند پایه ای را در اولین فرصت ممکن برای مذاکره با مقامات دولت بحرین و کارمندان و سازمانهای کارفرما به این کشور اعزام خواهد کرد . ریانی می گوید این اخراج ها نشان می دهد که دولت بحرین فشارهای شدید را حس می کند.
ریانی می افزاید این اخراجها تا حدی هم این نکته را نشان می دهد که حاکمان بحرین چقدر عصبی و همچنین چقدر از خود مطمئن هستند.
ریانی اظهار می دارد آنها احساس می کنند مثل اینکه اوضاع امنیتی را تحت کنترل خود گرفته اند بنا بر این آنها می توانند بدون اینکه خطر بروز اعتراضات گسترده جدید را بوجود اورند دهها یا صدها نفر را اخراج کنند.
انتظار می رود اخراجهای بیشتری در شرکت نفت بحرین روی دهد.
رئیس اتحادیه کارگری این شرکت اخیرا اخراج شد.
کارگران این شرکت از آن بیم دارند که بعد از آنکه مجلس بحرین انجام تحقیقی را به ریاست یکی از معاونان سنی و تندروی شرکت نفت لیبی شروع کرد صدها کارگر اخراج شوند. یک کارگر که نخواست نامش فاش شود به خبرگزاری رویترز گفت همه دچار نگرانی شده اند.

خبرگزاری فارس: روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز‌ در گزارش اخیر خود درباره تحریف چهره‌ واقعی اسلام و مسلمانان در فیلم‌های هالیوودی اعتراف کرد: نگاه هالیوود به مسلمانان همواره نگاهی متعصبانه و دور از واقعیت بوده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی تحت عنوان «هالیوود بی‌توجه به تعاملات بین شرق و غرب» که اخیرا منتشر شده است، به این قضیه اشاره کرد که همواره هالیوود بدون توجه به حقایق، همواره از دیدگاه آمریکایی‌ها به مسائل دنیا می‌نگرد و در این میان همواره به دین اسلام و پیروانش نگاهی متعصبانه و دور از واقعیت داشته است.
در ابتدای این گزارش، به مراسم اسکار ماه گذشته اشاره شده که در بخش فیلم‌های خارجی زبان، چهار فیلم از پنج فیلم نامزد شده در این بخش، به نوعی به رابطه غرب با دین اسلام پرداخته بودند که از این میان فیلم دانمارکی «در جهانی بهتر» (بهشت) که مستقیما به چنین موضوعی می‌پردازد برنده جایزه این بخش شد.
«سوزان بایر»، کارگردان و یکی از نویسندگان فیلم «در جهانی بهتر» که اول آوریل در نیویورک به نمایش درآمد، درباره چنین اتفاقی در این دوره از رقابت‌های اسکار گفت: من که فکر نمی‌کنم این قضیه اتفاقی باشد و گرایش آکادمی اسکار به این سمت سو ناخودآگاه نبوده است.
شخصیت اصلی فیلم «در جهانی بهتر»، یک پزشک دانمارکی است که به منظور انجام یک ماموریت انسان دوستانه دائما در حال رفت‌ و آمد میان کمپ‌های پناهندگان در کشوری چون سودان و شهری کوچک در دانمارک است. این پزشک در هردو منطقه با یک سوال اساسی و اخلاقی روبرو می‌شود: که آیا گاهی اوقات استفاده از خشونت لازم و توجیه شدنی است.
در اینجا این سوال مطرح است که چرا ایالات متحده آمریکا خود را با موضوع بحث‌برانگیز سینمای جهان درگیر نمی‌کند؟ چرا فیلم‌هایی با مضامینی که دیگر فیلمسازان را نیز برانگیزد نمی‌سازد؟ و چرا زمانی که درباره اعراب و مسلمانان فیلم‌ می‌سازد آنها را تا به این اندازه بسیار سطحی و در حاشیه به تصویر می‌کشد؟
«متیو برننستین»، مولف کتاب «دیدگاه‌های شرق: شرق گرایی در فیلم» و استاد دپارتمان مطالعات رسانه‌ای و سینمایی در دانشگاه ایموری آتلانتا گفت: این البته بدین معنا نیست که هالیوود تاکنون فیلمی با موضوع جهان اسلام نساخته است، چون فیلم‌هایی چون «گنجه درد»، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم سال گذشته، «سریانا» برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد (جورج کلونی)، و همچنین «سه پادشاه» از جمله فیلم‌هایی هستند که موضوع آنها در خاورمیانه معاصر اتفاق می‌افتد ولی نکته مهم این است که در اکثر این فیلم‌ها شخصیت اصلی آمریکایی‌ها هستند تا اینکه مردم خود خاورمیانه.
وی افزود: من بعید می‌دانم که هالیوود متوجه پتانسیل زیادی که در گیشه سینماهای جهان برای ارائه تصویری واقعی و به دور از تعصب از مسلمانان و دین اسلام وجود دارد، نباشد، ولی مسئله این است که به هرحال ارائه تصویری متعصبانه و غیر واقعی از هرکس در حالی که آن‌کس تهدیدی برای منافع آمریکا محسوب ‌شود، راحت‌تر و به نفع‌تر است.
روزنامه نیویورک تایمز در ادامه می‌نویسد: البته این الگو استثناء‌هایی هم دارد که از جمله آنها می‌توان به فیلم «آمریکا» (Amreeka) محصول سال 2009 اشاره کرد، این فیلم تصویرگر خانواده‌ای فلسطینی است که از سواحل غزه به شیکاگو مهاجرت می‌کنند و در آنجا با رفتارهای متعصبانه مردم این ایالت روبرو می‌شود، البته فیلم «بیننده» محصول سال 2009 نیز از این جمله است.
«مک‌کارتی»، کارشناس آمریکایی علاقمند به مسائل خاورمیانه که اخیرا برای همکاری با چند فیلمساز لبنانی به بیروت سفر کرده است، گفت: مردم لبنان روحیه فوق‌العاده گرم و صمیمی داشتند به طوری‌که به یاد اقوام ایرلندی خود می‌افتادم، من در آنجا چیزهایی دیدم که پیش از این در فیلم‌های آمریکایی ندیده بودم.
وی افزود: من هم‌اکنون در حال ساخت فیلمی شخصیت محور با بودجه‌ای اندک هستم که سعی دارم تا آزادانه فارغ از آنکه نگران تعصب‌ها و گرایش‌های فردی و گروهی و استراتژی‌های بازاریابی حقیقت را به تصویر بکشم، آنچه که در سیستم استودیویی هالیوود کاملا متفاوت است.

شیخ عبد الکریم حبیل از روحانیون سرشناس عربستان گفت : یکی از مهم‌ترین مطالبات ما ، از میان رفتن تبعیض است که شیعیان در عرصه‌های مختلف از آن رنج می‌برند.
به گزارش مرکز خبر حوزه ، وی در جمع شیعیان در منطقه شرقیه عربستان افزود: مسأله زندانیان فراموش شده و جوانانی که اخیرا به دلیل شرکت در تظاهرات مسالمت آمیز منطقه شرق بازداشت شده‌اند در رأس مطالبات ما قرار دارد.

* خواستار برچیده شدن تبعیض هستیم

شیخ حبیل که در مسجد عباس (ع) شهر ربیعیه واقع در استان قطیف سخن می گفت با اشاره به تبعیض در استخدام در ادارات دولتی و برپایی مراسم و اعمال مخصوص شیعیان در مناسبت‌ها اظهار داشت: ما خواستار برچیده شدن تبعیض از دانشجویان شیعه در زمینه پزشکی و بورسیه تحصیل در خارج هستیم.

امام جمعه ربیعیه خاطر نشان کرد : باید کمیته‌ای تشکیل شود تا تحقق مطالبات مربوط به شیعیان را پیگیری کند.

* در کنار مردم مظلوم بحرین بایستید

وی در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت اسفناکی که مردم مظلوم بحرین همچنان در آن به سر می برند پرداخت و از نمازگزاران خواست در این وضعیت سخت و دشوار در کنار آن‌ها بایستند.

'کلود گئان' وزیر کشور فرانسه افزایش تعداد مسلمانان را در این کشور یک مشکل دانست.

به گزارش گروه اخبار صوتی و تصویری ایرنا ، پایگاه اطلاع رسانی فرانسوی 'اژیب' روز سه شنبه عنوان کرد: گئان که تقریبا هر هفته در مورد مهاجران و مسلمانان اظهار نظر می کند ، در آخرین اظهارات خود از روند افزایش جمعیت مسلمانان در فرانسه اظهار تاسف و این موضوع را مشکلی برای فرانسه قلمداد کرد.
فرانسه که در داخل و خارج کشور با مسایلی چون افزایش تعداد مهاجران و مداخله نظامی در لیبی مواجه است، اخیرا با چالش اعتراضات نسبت به براه انداختن بحث هایی در مورد اسلام و لائیسیته در فرانسه مواجه شده است.
گئان در سفر به شهر 'نانت' در اظهاراتی برای توجیه اقدام حزب حاکم فرانسه در برگزاری این بحث ها که قرار است از امروز (سه شنبه) در فرانسه آغاز شود، اعلام کرد: در سال 1905 میلادی مسلمانان کمی در فرانسه زندگی می کردند و اما امروز تعداد آنان پنج تا 10 میلیون نفر تخمین زده می شود. افزایش این چنینی تعداد پیروان یک دین و برخی رفتارهای آنان مشکلاتی را برای فرانسه ایجاد می کند.
همزمان با اظهارات گئان، اظهارات 'شانتل برونل' یکی از نمایندگان حزب حاکم در مورد مهاجران مطرح می شود که این اظهارات نیز به نوبه خود بحث هایی را در فرانسه برانگیخت.
وی بدون توجه به انگیزه های بشر دوستانه پیشنهاد داده است که مهاجران به قایق هایشان بازگردانده شوند.
این دو نمونه از اظهار نظرها با مشخص کردن نیات حزب حاکم 'اتحاد جنبش مردمی'، بیانگر آن است که براه انداختن بحث های لائیسیته و اسلام از جانب این حزب، بهانه ای است برای تغییر شکل تلاش ها در ایجاد اسلام هراسی در فرانسه.
در این گزارش آمده است: در گزارش هایی که سالانه از تعداد موارد تولد در فرانسه منتشر می شود، تعداد نوزادان با نام های اسلامی بسیار بیش از سایر نوزادان است. تا آنجا که برخی از شهرداری ها از انتشار این گزارش صرف نظر می کنند.
چندی پیش 'فرانسوا کوپه' دبیرکل حزب حاکم فرانسه به 'نیکلا سارکوزی' رییس جمهوری این کشور پیشنهاد داد تا یکبار دیگر موضوع اسلام به بحث گذاشته شود.
سارکوزی نیز ضمن موافقت با این طرح از رییس حزب حاکم خواسته است تا این موضوع را از امروز (پنجم آوریل) در دستور کار قرار دهد. این بحث در حالی آغاز می شود که بسیاری از سران احزاب و شمار قابل توجهی از اقشار مختلف جامعه با آغاز بحث مخالف هستند.
شماری از صاحبنظران و کارشناسان امر آغاز بحث ها در این زمینه را با اهداف سیاسی و بهره برداری های حزبی عنوان می کنند. مسلمانان ضمن انتقاد از چگونگی بحث ها معتقدند که بررسی جایگاه اسلام در فرانسه جدی نبوده چرا که نمی توان موضوع به این مهمی را تنها در قالب یک حزب و در چند ساعت بحث انجام داد.
این بحث ها در حالی راه اندازی می شود که هم اکنون دولت فرانسه در کمتر از 13 ماه مانده به انتخابات آتی ریاست جمهوری فرانسه در سال 2012 میلادی با حجم وسیعی از انتقادات در عرصه های داخلی و خارجی مواجه است.
مسلمان فرانسوی که جمعیت قابل توجهی را در جامعه فرانسه تشکیل می دهند، بر این باورند که با اجرای این مباحث دولت فرانسه درصدد است تا مشکلات و شکست ها در عرصه های داخلی و خارجی دولت را متوجه مسلمانان ساخته و آنان را مقصر جلوه دهد.

به گزارش مشرق، به گفته شاهدان نیروهای امنیتی سعودی بدون حکم قضایی، دهها تن از اهالی شهرهای شیعه نشین قطیف و احساء را بازداشت کرده و به محل نامعلومی بردند.

این بازداشت ها به دنبال تظاهرات گسترده مردم شهرهای قطیف واحساء علیه رژیم آل سعود صورت گرفت.

براساس گزارش شبکه خبری العالم، شهرهای مختلف عربستان بویژه شهرهای شرقی این کشور از بیش از یک ماه قبل شاهد تظاهرات مردم است.

مردم عربستان خواستار اصلاحات سیاسی ریشه‌ای، پایان دادن به تبعیض موجود و فساد اداری و مالی خاندان آل سعود و دستیابی به آزادی و دموکراسی هستند.

به گزارش مشرق، فرقه وهابیت در مصر پس از تخریب چندین مکان مقدس در این کشور برای تخریب مقام راس الحسین (ع) در شهر قاهره تلاش می کند.
سفارت عربستان در دوره حسنی مبارک رئیس جمهور مخلوع مصر با حمایت مبارک به ترویج گسترده وهابیت در این کشور اقدام کرد.
برپایه این گزارش در شماری از شهرهای مصر در محکومیت اقدامات فرقه سلفیه وهابیت و تلاشهایش برای تخریب ضریح های متعلق به اولیاء خدا و فرزندان خاندان حضرت رسول اکرم (ص) تظاهرات برگزار شد.
شماری از وهابی ها تکفیری درخواست کرده اند مقام تاریخی راس الحسین (ع) واقع در مسجد امام حسین (ع) تخریب شود.
شماری از اعضای گروه سلفیه وهابیت طی روزهای گذشته چهار ضریح متعلق به اولیاء خدا در منطقه قلیوب را به این بهانه که وجود این ضریح ها شرعاً حرام است تخریب کرده اند.
اعضای این گروه گفته اند تخریب این ضریح ها فقط به این مناطق محدود نخواهد ماند و بلکه مکان های بزرگ دیگر در قاهره مانند مسجد الحسین (ع)  و مسجد حضرت زینب (س) تخریب خواهد شد زیرا اینها بدعت است.
در این راستا نیز شماری از اعضای مجمع مطالعات اسلامی وابسته به دانشگاه علوم اسلامی الازهر مصر حمله به ضریح ها را به شدت محکوم کردند و گفتند این رفتارها شرعاً حرام است و به لحاظ قانونی و عرفی نیز جنایت است.
آنها از مسئولان ذیربط خواستند با افراد مهاجم برخورد کنند و اجازه ندهند که انها به هدفشان برسند و هرکاری می خواهند انجام دهند.
علی جمعه مفتی جمهوری مصر نیز به دعوت وهابی های سلفی برای تخریب ضریح مقام امام حسین (ع) واکنش نشان داده  و گفته است، خداوند دست هر کسی را که خواستار تخریب این ضریح است قطع کند.
وی  در خطبه های نماز گفت تخریب ضریحها خارج شدن از دین و عقل و انسانیت است.

مشرق: اندکی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی، دانش آموزان سرخ پوست مدرسه  مرکزی «اسپرینگ دال» در ایالت آرکانزاس آمریکا، نامه ای به حضور امام خمینی می نویسند و با ارسال یک جفت جوراب به عنوان هدیه از طرف دانش آموزان مدرسه، از امام می خواهند که یک شی خود را هر چند یک جوراب کهنه باشد به عنوان یادبود برای آنان ارسال دارد.
امام که از رنج و محرومیت سرخ پوستان که ساکنان اصلی آمریکا هستند، آگاه است، نامه ای پدرانه برای این مستضعفین محروم می نویسد و در ضمن به جای ارسال یک لباس کهنه که شاید در فرهنگ آنان بسیار با ارزش باشد، بلکه طبق نامه خودشان «از هر چیز دیگری برای ما با ارزشتر است» یک جلد کتاب برای آنان می فرستد که نشان دهنده تعالی و ترقی انسان در مطالعه کتاب است نه در نگهداری یک لباس کهنه.
یک کتاب که شامل سخنان ارزنده وآموزنده بزرگ رهبر اسلام حضرت پیامبر اکرم(ص) می باشد برای آنان می فرستد و آنان را در رسیدن به ارزشهای انسانی دعوت می کنند.

متن نامه امام خمینی(ره): « بسم الله الرحمن الرحیم. فرزندان عزیز خوب دبیرستان اسپرینگ دال ایالت ارکانزاس آمریکا نامه محبت آمیز و هدیه ارزشمند شما عزیزان را دریافت نمودم.
من می دانم که سرخ پوستان و سیاه پوستان در فشار و زحمت هستند. در تعلیمات اسلام فرق بین سفید و سرخ و سیاه نیست؛ آنچه انسانها را از یکدیگر امتیاز می دهد، تقوی و اخلاق نیکو اعمال نیک است.
از خداوند بزرگ می خواهم شما فرزندان عزیز را موفق کند و به راه راست هدایت فرماید.
یک جزوه از کلمات نصیحت آموز پیمبر بزرگ اسلام را که برای کودکان ایران هدیه داده اند، برای شما عزیزان می فرستم و به شما دعای خیر می کنم.
امید است در ارزشهای انسانی موفق باشید. روح الله الموسوی الخمینی»

دست خط امام خمینی(ره) در جواب به دانش آموزان سرخ پوست آمریکایی

متن نامه دانش آموزان دبیرستان «اسپرینگ دال» ایالت ارکانزاس آمریکا

74
صفحه 74 از 75