اخبار فرهنگی و مهدوی
موقعیت شما: اخبار»اخبار فرهنگی و مهدوی

به گزارش مشرق، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش از ظهر امروز در دیدار عمرالبشیر رئیس جمهور سودان و هیأت همراه، حرکتهای مردمی اخیر در منطقه را سرآغاز یک تحول اساسی در کشورهای اسلامی و منطقه خواندند و اظهار امیدواری کردند :در آینده نزدیک شاهد یک پیمان قوی اسلامی در شمال افریقا باشیم.

رهبر انقلاب اسلامی با اظهار خرسندی از بیداری اسلامی در مصر، تونس و لیبی، حرکتهای اخیر مردمی در منطقه را برخلاف خواست و منافع امریکا، غرب و صهیونیستها دانستند و افزودند: برهمین اساس باید هوشیار بود که امریکا و غرب، مانع از ادامه مسیر طبیعی این حرکتهای مردمی نشوند و آنها را مصادره نکنند.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: البته امریکا و غرب، در کوتاه مدت کاری از پیش نخواهند برد ولی بهرحال باید مراقب هرگونه انحراف و یا مصادره حرکتهای مردمی در منطقه بود.

ایشان موضوع مصر را در تحولات منطقه بسیار مهم ارزیابی کردند و افزودند: پایگاه مستحکم امریکا و رژیم صهیونیستی در مصر، اکنون فروریخته است و امریکا و برخی حکومت های وابسته، در تلاش هستند که شاید در بلندمدت، مسیر را به سمت و سوی دیگری تغییر دهند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سابقه تغییر تدریجی افراد و حرکتهای انقلابی در طول زمان تأکید کردند: نباید گذاشت چنین اتفاقی در مورد مسائل منطقه روی دهد.

حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص مسائل لیبی هم افزودند: ما در مورد اوضاع لیبی بشدت نگران هستیم زیرا حرکت مردم لیبی یک قیام جدی و واقعی است و غربی ها مصمم هستند تا نگذارند این حرکت واقعی مردم به سرانجام برسد.

ایشان علت دخالت نظامی غرب در لیبی را همین موضوع دانستند و خاطرنشان کردند: غربیها از تشکیل یک حکومت با گرایش های اسلامی در لیبی و در یک قدمی اروپا به شدت هراس دارند و می خواهند مانع از این کار شوند.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به مسائل سودان و فشارهای غرب به این کشور اشاره و تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران از حکومت اسلامی، دولت و ملت سودان که مصمم به حفظ استقلال، اسلامیت و یکپارچگی سرزمین خود هستند، حمایت می کند.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ایستادگی و مقاومت دولت و ملت سودان در برابر توطئه ها و فشارهای امریکا، رژیم صهیونیستی و غرب قابل قدردانی است.

ایشان تأکید کردند: در شرایط کنونی باید تمام جناحها و گروهها در سودان، هوشیار و متحد باشند.

در این دیدار که احمدی نژاد رئیس جمهور نیز حضور داشت، عمرالبشیر رئیس جمهور سودان روابط ایران و سودان را مستحکم و خوب ارزیابی کرد و ضمن قدردانی از حمایتهای جمهوری اسلامی ایران گفت: با وجود فشارهای غرب، دولت و ملت سودان در مقابل این فشارها ایستادگی کرده اند و به آینده امیدوار هستند.

رئیس جمهور سودان همچنین تحولات منطقه را مثبت و به نفع کشورهای اسلامی دانست و گفت: قطعاً شرایط منطقه به دوران قبل از حرکتهای مردمی باز نخواهد گشت و امریکا و رژیم صهیونیستی ضرر کنندگان اصلی از تحولات منطقه خواهند بود.

تا پیش از انقلاب اسلامی ایران، مخالفت شیعیان با حکومت سعودی بیشتر به شکل مشارکت در جنبش‌های چپ‌گرا، مانند حزب غیرقانونی کمونیستی سعودی، یا جنبش‌های چپ‌گرای افراطی غیر‌قانونی دیگر، همچون حزب عمل سوسیالیستی عربی در جزیره عربی انجام می‌شد، به‌گونه‌ای که شیعیان، در جستجوی جنبشی جهان‌شمول و غیر‌فرقه‌ای، که آنان را بپذیرد، با جنبش بعثی عراق یا سوریه یا جنبش‌های مشابه فعال در خلیج فارس پیوند برقرار کردند.

به گزارش مشرق، شبکه تلویزیونی ام‌بی‌سی (mbc) عربستان سعودی با پخش برنامه‌ای به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) توهین کرد.

پایگاه خبری وطن در این خصوص با اشاره به توهین «طارق حبیب» روانپزشکی که در برنامه این شبکه در حال سخن درباره شخصیت پیامبر اکرم بود، تاکید کرد که وی به شخصیت رسول خدا توهین کرد.

وطن نوشت: هنوز موج خشم مردمی از طارق حبیب به دلیل اظهاراتی که در آن مدعی شده بود مردم شمال و جنوب عربستان متعلق به دیگر کشورها هستند، فروکش نکرده است که در اظهاراتی جدید، شخصیت پیامبر اکرم را «ناقص» توصیف کرد.

حبیب که در قالب روانشناس در حال سخن گفتن درباره ازدواج‌های پیامبر اکرم با حضرت خدیجه (س) و عایشه بود، مدعی شد که علت ازدواج رسول اعظم با حضرت خدیجه که از لحاظ سنی، سال‌ها از ایشان بزرگ‌تر بود، [نعوذ بالله] احساس نقص و کمبود شخصیت پیامبر اکرم به مهر مادری بود زیرا ایشان (ص) خیلی زود مادر خود را از دست داد و ایشان با این ازدواج خواسته است تا این حس کمبود را جبران کند.

این سخنان توهین‌آمیز که در قالب سخنان روانشناسانه و از شبکه وهابی سعودی‌ها پخش شد، بدون واکنش نمانده است و دکتر ولید الرشودی در مقاله‌ای با نام «طارق حبیب شخصیت خودت ناقص است» تاکید کرد که «والله انسان از چنین تحلیل منحرفی تعجب می‌کند که چگونه شریعت را می‌فهمند؟ چگونه کسی که خدا وی را سرپرستی کرده است درباره او قضاوت می‌شود وقتی که خدا می‌فرماید «ألم یجدک یتیما فآوى».

در حالی که کشورهای غربی به بهانه آزادی بیان به پیامبر اکرم (ص) توهین می‌کنند و شاهد سکوت نهادها و جوامع مسلمان هستند، امروز مسلمانان باید شاهد این باشند که در سرزمین وحی و زادگاه رسول خدا، در مجموعه شبکه‌های سعودی ام‌بی‌سی، به ساحت پیامبر اکرم، بسادگی توهین شود و شخصیت کامل‌ترین انسان روزگار ناقص توصیف شود.

تعدادی از مراجع عظام تقلید در پاسخ به سوالی درباره "جن"چنین گفتند :

سوال: آیا وجود جن در اسلام یک واقعیت است؟جن‌گیری در اسلام چه حکمی دارد؟ آیا فرا گرفتن علوم مربوط به اجنّه جایز است؟ واقعیات مربوط به جن چه مواردی است؟

رهبر انقلاب اسلامی ، آیت الله خامنه‌ای: برحسب اختلاف موارد و وسایل و اغراض، احکام مختلفى دارد.

آیت الله صافی گلپایگانی: بلی. جن واقعیت دارد ولی رابطه با جن جایز نیست. آنچه برای مومن لازم است یادگیری حلال و حرام دین و تکمیل معارف دینی است.

آیت الله مکارم شیرازی: جن موجودی است ناپیدا و مطابق آنچه در قرآن آمده حقیقت دارد، امّا بر خلاف پندار بعضی از عوام کاری به انسانها ندارد و آنچه در افواه مشهور است غالبا زاییدۀ خیالات است و کسانی که مبتلا به اوهام هستند لازمست هرگز به آن فکر نکنند، و اگر در هر روز 5 مرتبه آیۀ الکرسی را بخوانند آرامش بیشتری خواهند داشت و درباره ی احضار جن و جن گیری این امر اگر چه ممکن است ولی شرعا جایز نیست، و بسیاری از مدّعیان آن افرادی دروغگو یا خطاکارند.

آیت الله علوی گرگانی: وجود جن واقعیت دارد و در قرآن و روایات به آن اشاره شده است اما پرداختن به علوم جن گیری و امثال آن در اسلام مذمت شده است و امر مطلوبی نیست.

از جمله کرامات عرفای بزرگ، کلمات شیرین و جملات قصاری است که از آنها باقی می‌ماند و حضرت آیۀالله بهجت نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌اند.
به گزارش جهان، شخصی از ایشان می‌پرسد، آیا استخاره با تسبیح هم صحیح است و مانند استخاره با قرآن قابل اعتناست؟

بهجت عارفان در پاسخ به این شخص فرمودند: "استخاره مثل تلگراف به عالم غیب است و اختصاص به قرآن ندارد، با تسبیح هم می‌شود."

شخص دیگری از ایشان در خصوص لزوم عمل به استخاره می‌پرسد و ایشان (ضمن عدم تصریح به وجوب شرعی) می‌فرمایند: "برای کسی که نمی‌خواهد به استخاره عمل کند، استخاره کردن خوب نیست. اگر کسی استخاره‌هایی را که خود و دیگران نموده‌اند جمع‌آوری کند، عجایبی در آن دیده و شنیده می‌شود."

منبع: پرسش‌های شما و پاسخ‌های آیۀالله بهجت، جلد دوم

هفته گذشته یک زائر ایرانی در کنار خانه خدا شفا یافت.

به گزارش  البرز این زائر ایرانی که قدرت تکلم خود را ازدست داده بود روز میلاد حضرت علی (ع) درکنار خانه خدا زبان به تکلم مجدد گشود.

این زائر که در اثر صانحه یک تصادف دچار شک شدید شده و براثر آن قدرت تکلم خود را بکلی از دست داده بود پس از ورود به خانه خدا شفای کامل خود را بدست اورد.

این فرد که یک مرد ۴۸ساله از اهالی شیراز است صبح روز میلاد امیرمومنان علی (ع) جهت انجام اعمال عمره مفرده وارد مکه مکرمه شده بود.

وی پس از انجام مناسک خود احساس میکند قدرت تکلم خود را به دست آورده و بایکی از زائران همسفر خود موضوع را درمیان میگذارد که پس از مطمئن شدن از این واقعه شادی زیادی دربین زائرین ایرانی خانه خدا بوجود میآید.

این زائر شیرازی این عنایت را ناشی از رحمت خدا و کرامت علی بن ابی طالب (ع) دانسته و سربه سجده شکر سائید.

هنگامی که شاه اسماعیل صفوی به کربلا مشرف شد نخست به زیارت سالار شهیدان رفت و آنگاه حضرت ابوالفضل علیه السلام و دیگر شهدای کربلا علیهم السلام را زیارت نمود. اما به زیارت حر، آن آزاده روزگار که قبرش با قبر سالارش فاصله دارد، نرفت.

پرسیدند: « چرا؟»

استدلال کرد که اگر توبه او پذیرفته شده بود از سالارش حسین علیه السلام دور نمی ماند.



توضیح دادند که: « شاها ! از آنجایی که او در سپاه یزید فرمانده لشکر بود و آشنایانی داشت پس از شهادت در راه حق و در یاری حسین علیه السلام بستگانش بدن او را با تلاش و با اصرار بسیار از میدان جنگ خارج ساختند ودر اینجا به خاک سپردند.»

شاه گفت: « من می روم با این شرط که دستور دهم قبر او را بشکافند و درون قبر را بنگرم اگر شهید باشد نپوسیده است و برای او مقبره می سازم. در غیر این صورت دستور تخریب قبرش را صادر خواهم کرد. »

پس از این تصمیم به همراه گروهی از علما، سران ارتش و ارکان دولت خویش، کنار قبر حر آمدند و دستور نبش قبر را صادر کرد.

هنگامی که قبر گشوده شد شگفت زده شدند چرا که دیدند پیکر به خون آغشته آن آزاده قهرمان پس از گذشت بیش از یک هزار سال صحیح و سالم است. زخمهای بی شمار گویی تازه وارد آمده و دستمالی نیز که سالارش حسین علیه السلام بر فرق او بسته و مدال بزرگی است بر پیشانی دارد.

شاه اسماعیل گفت: « این دستمال از امام حسین علیه السلام است و برای ما مایه برکت و پیروزی بر دشمنان و مایه شفای بیماران. به همین جهت با دست خویش آن را باز کرد و دستمال دیگری بست اما به مجرد باز کردن آن دستمال، خون جاری شد و هرگونه کوشش برای متوقف ساختن آن بی حاصل ماند.

به ناچار شاه همان دستمال را بر سر حر بست و گوشه ای از آن را به عنوان تبرک برداشت و خون هم متوقف شد. به همین جهت دستور داد برای او مقبره ساختند و مردم را به زیارت ایشان فراخواند.

کرامات صالحین، مرحوم محمد شریف رازی

به گزارش ایسنا، شعیشع در سال ‌١٩٢٢ در شهر بیلا در استان کفر الشیخ به دنیا آمد. او از کودکی قرآن را حفظ کرد و در مراسم جشنی که در شهر المنصوره در سال ‌١٩٦٣ برگزار شد به شهرت رسید.

وی در سال ‌١٩٣٩ میلادی وارد رادیو مصر شد. او در اواسط دهه چهل روش منحصر به فردی را در تلاوت قران در پیش گرفت و اولین قاری مصری بود که در مسجدالاقصی و سپس در دهه‌ پنجاه در سوریه و عراق قرآن قرائت کرد.

در تاریخ‌٢٤/٠٨/٨٧ در تهران مراسمی با عنوان «گرامیداشت یک عمر تلاش قرآنی آسمانیان» برگزار و از آیت‌الله تسخیری و استاد ابوالعینین شعیشع به عنوان قاریان برجسته جهان اسلام تجلیل شد.

در این مراسم که با همکاری شهرداری تهران، جهاد دانشگاهی، کمیسیون ملی آیسسکو، سازمان فعالیت‌های قرآنی دانشجویان کشور در سالن همایش‌های بین‌المللی برج میلاد برگزار شد، استاد شعیشع در سخنانی با بیان این که اولین‌بار است که چنین مراسم با شکوهی در تجلیل از مقام وی برگزار می‌شود، اظهار کرد: امیدوارم تمامی کشورهای جهان اسلام از ایران در برپایی این مراسم تقلید کنند.

وی هم‌چنین پیشنهاد داده بود که نام ایران به دولت اسلامی قرآنی تبدیل شود.
بخشی از تلاوت های تحقیق استاد شعیشع از اینجا قابل دریافت است.

به گزارش برنا، حضرت موسی چهل شبانه روز بود که با خدای خود در کوه طور خلوت نموده بود و به نماز و نیایش مشغول بود. آخرین روز اقامت او در کوه طور فرارسیده بود و می خواست از کوه پایین بیاید و به کارهای مردم خود رسیدگی کند. مردم او منتظر حضرت بودند تا آخرین دستورات خداوند را به آنها ابلاغ کند.

حضرت موسی آخرین سوال خود را پرسید: خداوندا من پیامبر(ص) برگزیده تو هستم و مدت چهل شبانه روز است که تو را عبادت می کنم آیا بنده شایسته تر از من هم داری که تو را چنین عبادت کند؟

از جانب باری تعالی وحی رسید و او را به محله ای راهنمایی کرد تا او بنده پرهیزگار دیگری را مشاهده کند.

موسی از کوه پایین آمد و به کارهای مردمش رسیدگی کرد. او پس از فراغت از کار مردم، بلافاصله به محله ای که خداوند به او وحی کرده بود شتافت. او می خواست هر چه سریعتر آن بنده برگزیده خداوند را ببیند و بداند آیا او هم چون او چهل شبانه روز خداوند را عبادت می کند؟

او در زد. جوانی در را باز کرد. موسی سلام کرد و مقصود خود را گفت. او می خواست چند ساعت در آن منزل اقامت کند و از نزدیک کردار و اعمال آن جوان شایسته را ببیند.

جوان از حضرت موسی پذیرایی کرد و فورا او را ترک کرد. موسی دید که جوان به سراغ پیرزنی رفت که در گوشه ای خوابیده است. او ساعت های زیادی منتظر پیرزن ماند و پیرزن همچنان خواب بود.

پیرزن بعد از ساعت ها از خواب بیدار شد و شروع به پرخاش به جوان منتظر کرد: آیا تو غذایی را که گفته بودم آماده کرده ای؟

جوان گوشه سفره را باز کرد و گفت: بلی مادر من در جا خواسته شما را فراهم کردم ولی شما بلافاصله خوابیدید و من نخواستم شما را بیدار کنم بنابراین من همچنان منتظر شدم تا شما بیدار شوید و غذایتان را بخورید.

جوان در ابتدا پیرزن را در بغل گرفت و به دستشویی برد بعد از شستن دست و صورتش دوباره او را بر کول گرفت و کنار سفره گذاشت، غذای او را با دست لقمه نمود و به پیرزن داد. پیرزن به محض اینکه غذا خورد دوباره خوابید.

موسی از کارهای جوان حیرت مانده بود بعد از اینکه دید پیرزن خوابیده است پرسید: ای جوان من پیامبر خدا هستم. خدا تو را یکی از بندگان شایسته خود معرفی کرده است. من چندین ساعت است که اینجا نشسته ام و می بینم که تو فقط کارت رسیدگی به این پیرزن است. پس این مقام بزرگ را چگونه یافته ای؟

جوان لبخندی زد: یا پیامبر خدا من این مقام را به واسطه خدمت به مادرم یافته ام و برخلاف دیدگاه تو من دارای زن و فرزند هستم و هر روز عبادت خداوند را هم می کنم ولی تمام اوقات فراغت من صرف رسیدگی به این پیرزن می شود و مقامی هم اگر در نزد خداوند دارم به واسطه رسیدگی به مادرم است.

حضرت موسی از خانه آن جوان بیرون آمد و دانست که خدمت به والدین چه اجر و پاداش شایسته ای در نزد خداوند یکتا دارد.

یک دادگاه هلندی روز پنج‌شنبه، گرت ویلدرز اسلام ستیز را از اتهام ایجاد نفرت علیه مسلمانان تبرئه کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری رویترز، ‌این پرونده در واقع قرار بوده آزادی بیان در کشور لیبرال هلند را به بوته آزمون بگذارد!

این پرونده از یک طرف به علت اظهارات اسلام‌ستیزانه گرت ویلدرز ـ نماینده هلندی مخالف اسلام ـ و از طرف دیگر به خاطر نفوذ روز افزون حزب سیاسی وی که از دولت هلند در زمینه مسائل اقتصادی و دیگر مسائل پشتیبانی می‌کند، بسیار مورد توجه قرار داشته است.

به گزارش رجا، به‌تازگی داروی مکمل ساخت شرکت "Schiff" کشور امریکا با مجوز وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به‌نام "Move Free Advanced" در حال فروش در داروخانه‌های کشور است که مطابق اظهارات مشخص شرکت سازنده حاوی ترکیبات حرام خوکی است.

علاوه بر مشکلات متعدد فوق، این داروی مکمل با قیمت بسیار زیادی در حال فروش به هموطنان است و سود سرشاری را نصیب واسطه ها و دلالان فروش این دارو کرده است.

بهای این دارو در داروخانه های کشورهای اروپایی و امریکایی در حدود ۱۹ الی ۲۰ دلاربوده ولی این داروی مکمل با قیمتی در حدود ۷۰ هزار تومان یعنی معادل ۵۷ دلار و در حدود سه برابر قیمت عرضه خارجی آن در حال فروش در داروخانه های کشور است.

بهای خرید این دارو در کارخانه شرکت سازنده امریکایی پایین تر از قیمت ۱۹ دلار بوده و معمولا دلالان و یا شرکت های واسط نیز داروها را از شرکت سازنده خریداری می‌کنند.

بر روی جعبه های این داروی مکمل به‌صورت خط تیره مشخصاً قید شده که ترکیبات ژلاتینی این دارو از منابع خوکی و گاوی تهیه و مشتق شده است:

Chondroitin Sulfate is derived from bovine and porcine sources" "

بر اساس آئین نامه های مصوب، معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی که به‌تازگی نیز به سازمان غذا و داروی کشور تغییر ساختار داده و بر اساس اظهارات مسئولان این سازمان اختیارات گسترده تری نسبت به قبل به این سازمان واگذارشده است، وظیفه اعطای مجوز واردات و نظارت بر کیفیت داروها و نیز قیمت گذاری بر آنها را بر عهده دارد.

با مراجعه با پایگاه اطلاع رسانی این سازمان (fdo.behdasht.gov.ir) و نیز شرکت وارد کننده این مکمل دارویی (شرکت افق دارو پارس) مشخص می‌شود که هیچ ممانعت و یا اطلاع رسانی ویژه ای در مورد مشکلات این مکمل نشده، بلکه در پایگاه اینترنتی شرکت وارد کننده و دیگر سایت های تبلیغاتی داخلی، تبلیغات فراوان فروش این دارو مشاهده می‌شود.

به گزارش مشرق به نقل از بولتن نیوز، به گفته اشمویل رحمان، وی در باکو با شرکتهای جهانگردی «گالاکسی تراول» و «پاشا تراول» قرارداد امضا کرده و بزودی تبلیغات برای جلب زائر به اماکن مقدس مسلمانان در اسرائیل و کشورهای همسایه آن آغاز است. وی با اشاره به اینکه مشتریان بالقوه کافی برای راه اندازی برنامه سفرهای حج کوچک ( حج عمره) دارد، خاطرنشان کرده است که دینداران آذربایجانی می توانند با عبور از اسرائیل به مکه بروند. وی گفته است: «سهم سالانه آذربایجان برای حج ده هزار نفر است و مسلمانان زیادی مایلند این مکان را زیارت کنند، ولی موفق نمی شوند در این سهم قرار بگیرند. من می توانم سفرهای حج عمره برای آنها ترتیب بدهم. آنها همچنین می توانند با انجام این سفر شاهد چگونگی حفظ اماکن مقدس مسلمانان در اسرائیل شوند و ببینند که ما با مسلمانها جنگ نمی کنیم».
به گزارش سایت «ایز.رو»، این کارفرمای اسرائیلی با بیان اینکه حج تمتع بدون زیارت اماکن مقدس در اسرائیل ناتمام محسوب می شود، به مسلمانان آذربایجانی پیشنهاد می کند که با عبور از اردن به اسرائیل و از آنجا نیز به مکه سفر کنند. به گفته وی امکان بدرقه زایران از اسرائیل به مکه و بازگردانی آنها پس از اتمام فریضه حج نیز از طریق اسرائیل وجود دارد.

اشمویل رحمان مساعدتهای سفارت اسرائیل و جامعه یهودیان آذربایجان به انجام تماس هایش در باکو را خاطر نشان کرده، ولی از اظهار نظر در مورد موضع اداره مسلمانان قفقاز در رابطه با مشارکتش در سازماندهی سفرهای حج خودداری کرده است.

در این حال، به گفته کارشناسان امر، عربستان سعودی "اداره مسلمانان قفقاز" را بعنوان تنها ارگان مرتبط با مراسم حج در آذربایجان برسمیت می شناسد و به همین دلیل نیز سفرهای زیارتی مقدس ترین اماکن مسلمانان نیز باید با هماهنگی این اداره ترتیب داده بشود. به این ترتیب، توافق مورد نظر و قرارداد منعقده نمی تواند بدون توافق و رضایت اداره مسلمانان قفقاز صورت گرفته باشد. در عین حال، از اخبار چنین استنباط می شود که عربستان سعودی نیز با ترتیب داده شدن سفرهای حج خارج از سهمیه برای زایران آذربایجانی توسط این کافرمای اسرائیلی موافقت کرده است.

امام علی علیه السلام : اَلصَّـدیقُ الصَّدُوقِ مَنْ نَصَحَکَ فى ‏عَیْبِکَ، وَ حَفِظَکَ فى غَیْبِکَ وَ آثَرَکَ عَلى نَفْسِهِ؛ دوست راستین کسى است که نسبت به عیب‌هایت نصیحت و خیرخواهى کند و پشت سرت، آبرویت را حفظ کند و تو را بر خویش مقدّم بدارد و ایثار کند. 
میزان الحکمۀ: ج ۵، ص ۳۱۱

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری،حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا، امروز به مدت شش ساعت و نیم از دستاوردهای تحقیقاتی نیروهای مسلح در نمایشگاه جهاد علمی - اقتدار دفاعی بازدید کردند.

رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به نمایشگاه در محل یادمان شهدا، یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس را گرامی داشتند و برای آنان علو درجات مسئلت کردند.

در این نمایشگاه بیش از سیصد دستاورد علمی، فناوری و محصولات دفاعی ارتش، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و وزارت دفاع، از فضا تا کف دریا به نمایش گذاشته شده بود.

دستاوردهای علمی ـ فناوری و محصولات دفاعی در زمینه سامانه های پدافند هوایی، هواپیما،  بالگرد و پرنده های بدون سرنشین، شناورهای سطحی و زیر سطحی، انواع رادارهای پیشرفته دو بعدی و سه بعدی، سامانه پیشرفته ارتباطات امن و پایدار، تجهیزات جنگ الکترونیک و مقابله با جنگ الکترونیک، سامانه های جنگ سایبری، انواع شبیه سازهای پیشرفته و دستاوردهای پزشکی دفاعی، از بخشهای اصلی این نمایشگاه بود.

فرمانده کل قوا همچنین از توانایی ها و پیشرفتهای نیروهای مسلح در طراحی و ساخت خودروهای تاکتیکی و تهاجمی سبک با قابلیت رمل نوردی، خودروهای زرهی سبک چند منظوره، ساخت و ارتقاء انواع موشکهای هوشمند سطح به هوا، سطح به سطح و هوا به سطح دیدن کردند.

همچنین جوانان با استعداد بسیجی، توانایی های خود را در زمینه های لیزر، شناورهای زیر سطحی، و آنتن های نانو عرضه کرده بودند.

در این نمایشگاه بخشهای متنوعی از دستاوردهای بخش فناوری اطلاعات، صدور اسناد الکترونیکی امن، و نیز تجهیزات کنترل الکترونیک مرزها، جاده ها و راهها ارائه شده بود.

بخش دیگری از نمایشگاه دستاوردهای تحقیقاتی نیروهای مسلح درباره توانایی موشکی جمهوری اسلامی ایران بود.

در این بخش انواع موشکهای دوربردِ زمین به زمین از جمله موشک سجیل با برد 2000 کیلومتر، موشک قیام با برد 750 کیلومتر، و انواع موشک فاتح با بردهای مختلف به نمایش در آمده بود.

انواع موشکهای بالستیک با سوخت جامد و مایع، موشکهای پدافند هوایی، موشکهای زیرآبی و موشکهای ضد کشتی بخش دیگری از توانایی های موشکی ایران اسلامی است.

در این نمایشگاه همچنین بخشی به انواع موشکهای ماهواره بر و ماهواره ها اختصاص داده شده بود.

نمایش موشکهای ماهواره بر سفیر امید و رصد، و برنامه های آینده و آزمایشگاههای سازه و سیستم های فضایی از جمله قسمت های این بخش از نمایشگاه بود.

مجموعه این دستاوردهای علمی در مراکز تحقیقاتی نیروهای مسلح با استفاده از ظرفیت نخبگان دانشگاهی، اعضای هیات علمی دانشگاهها و شرکت های دانش بنیان طراحی و ساخته شده است.

حضرت آیت الله خامنه ای پس از بازدید از دستاوردهای جهاد علمی و اقتدار دفاعی نیروهای مسلح، در سخنانی، ضمن قدردانی از برگزارکنندگان این نمایشگاه پرمغز و پرمضمون، تحقیقات را پایه اساسی برای تولیدات جدید دانستند و تأکید کردند: مراکز تحقیقاتی نیروهای مسلح باید حرکت رو به جلوی خود را با قدرت و عمق و شتاب بیشتری ادامه دهند.

ایشان با تأکید بر اینکه وجود مراکز تحقیقاتی متعدد در سازمانها و بخشهای مختلف نیروهای مسلح مفید است، خاطرنشان کردند: کارهای مراکز تحقیقاتی باید مکمل یکدیگر باشند تا از موازی کاری و هدر رفتن سرمایه های انسانی و مادی جلوگیری شود.

فرمانده کل قوا تأکید کردند: نباید در تحقیقات فقط محصول محوری مد نظر باشد بلکه مراکز تحقیقاتی باید سطح دانش و فناوری را نیز بالا ببرند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم تقویت مراکز تحقیقاتی نیروهای مسلح و همچنین حمایت از نخبگان و محققان افزودند: مراکز تحقیقاتی حتماً باید در چارچوب ضوابط خود با دانشگاهها همکاری علمی داشته باشند.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: هدف اصلی از تولید سلاح در جمهوری اسلامی ایران، هدفی دفاعی و مقابله با دشمنان زورگو است، در حالیکه در غرب هدف اصلی تولید سلاح، تجارت و افزایش ثروت سردمداران کارخانجات و کمپانی های تسلیحاتی است.

ایشان در پایان تأکید کردند: با همت و تلاشی که در نیروهای مسلح مشاهده می شود، تحریم ها بی اثر و به ضرر دشمنان ملت ایران، خواهد شد.

همچنین نماز ظهر و عصر به امامت رهبر انقلاب اسلامی در محل نمایشگاه دستاوردهای جهاد علمی و اقتدار دفاعی اقامه شد.

دادگاه نظامی رژیم آل خلیفه امروز 10 تن از رهبران و فعالان معارض شیعه در بحرین را به حبس ابد محکوم کرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری "رویترز "، دادگاه بحرین امروز چهارشنبه 10 تن از جمع 21 فعال و معارض برجسته شیعی را به اتهام آنچه تلاش برای سرنگونی نظام در جریان اعتراضات اخیر این کشور خواند، به حبس ابد محکوم کرد.
رویترز گزارش داد حکم کنونی می‌تواند تنش‌ها را در کشور کوچک بحرین که شاهد تظاهرات روزانه مردمی است، شدیدتر کند و طرح گفت‌وگوی ملی مورد پیشنهاد پادشاه که قرار است از اول ژوئیه آینده برگزار شود، مورد تهدید است.
"حسن مشیمع " رهبر جنبش شیعی حق یکی از 10 نفری است که به حبس ابد محکوم شده است.
دادگاه نظامی بحرین همچنین "ابراهیم شریف "، رهبر حزب چپ‌گرا و اهل تسنن وعد را به پنج سال حبس محکوم کرد.
این در حالی است که این 21 متهم حتی پس از صدور حکم علیه آنها در حال خروج از دادگاه تاکید کردند که به مخالفت‌های مسالمت‌آمیز خود علیه خاندان حکومتی ادامه می‌دهند و نزدیکان آنها نیز فریاد "الله اکبر " سر می‌دادند.
دادگاه نظامی بحرین محاکمه این افراد را تاکنون چندین بار به تعویق انداخته بود، 14 نفر از متهمان تاکنون در برابر دادگاه ملی بدوی حاضر شده‌اند اما بقیه در خارج از کشور به سر می‌برند.
"عبدالوهاب حسین "، رئیس جنبش شیعی الوفاء، "ابراهیم شریف "، دبیرکل جنبش چپ‌گرای و اهل تسنن "وعد "، "حسن علی مشیمع "، رهبر جنبش شیعی حق و "عبدالهادی الخواجه "، یک فعال در زمینه حقوق بشر بحرین از بارزترین چهره‌های انقلابیون این کشور هستند که محاکمه شدند.
هفت نفر دیگر از متهمان از جمله "سعید الشهابی "، رئیس جنبش آزادگان بحرین که در لندن، مقر این حزب، به‌سر می‌برد و "علی الامام " وبلا‌گ‌نویس بحرینی در خارج از کشور هستند و به‌طور غیابی محاکمه شدند.
خانواده برخی متهمان در جلسات پیشین دادگاه برای محاکمه این 21 تن گفته بودند که آثار شکنجه بر صورت و چشمان عبدالهادی الخوجه که دچار شکستگی از ناحیه فک صورت نیز شده بود، کاملاً آشکار بود و دیگر متهمان نیز به‌دلیل بدرفتاری و شکنجه از سوی مأموران زندان خسته و فرسوده بودند.
خبرگزاری بحرین به نقل از دادستان کل نظامی بحرین گزارش داد، اتهامات وارده شامل ایجاد و اداره گروهکی تروریستی برای سرنگونی نظام و تغییر قانون اساسی و همکاری با سازمانی تروریستی در خارج که برای کشور خارجی کار کرده است و همچنین ارتکاب اعمال خصمانه علیه بحرین است.
از دیگر اتهامات وارده حمایت مالی از گروه تروریستی و توهین به ارتش و تحریک آشکار مردم علیه رژیم و آنچه انتشار اخبار دروغین و شایعات خوانده شده است.
محاکمه در دادگاه نظامی، بخشی از تلاش‌های حاکمان دیکتاتور بحرین برای سرکوب و محکوم کردن رهبران انقلابیون و دیگر افراد شرکت‌کننده در اعتراضات انقلابی این کشور است.

شبکه تلویزیونی بی بی سی انگلستان برای نخستین‌بار مستندی درباره زندگی پیامبر اسلام (ص) تولید می‌کند.
به گزارش مهر، به نقل از ورایتی راجه عمر خبرنگار سابق بی بی سی که هم اکنون گزارشگر بخش انگلیسی زبان شبکه الجزیره است مستندی سه قسمتی درباره زندگی حضرت محمد (ص) را کارگردانی می‌کند.

این مستند قرار است برگزیده شدن حضرت محمد ( ص) به نبوت در مکه، تلاش‌های حضرت برای گسترش دین اسلام، معراج و مهاجرت به مدینه برای بنیانگذاری نخستین پایگاه دین اسلام را مورد بررسی قرار دهد.

این مجموعه همچنین به موفقیت‌های سیاسی و نظامی پیامبر، رحلت و میراث ایشان می‌پردازد. فیلمبرداری این مجموعه در عربستان، اورشلیم، ترکیه، سوریه، اردن، آمریکا و انگلستان انجام می‌گیرد. اندیشمندان و کارشناسان شناخته شده جهان اسلام در این مستند به اظهار نظر خواهند پرداخت.

از جمله محورهایی که این مجموعه مستند به آنها خواهد پرداخت نقش آیین اسلام در جهان امروز و ارتباط این دین با موضوعاتی چون سرمایه، امور خیریه، زنان، برابری اجتماعی، تفاوت‌های مذهبی و اختلافات نظری میان مذاهب گوناگون است.

به واسطه اعتقادات مذهبی، هیچ تصویری از پیامبر اسلام (ص) در این مجموعه به نمایش در نخواهد آمد و زندگی خصوصی رسول اکرم ( ص) هم دستمایه کار قرار نمی‌گیرد.

به گزارش تابناک، حضور گسترده میسیونرها در جمهوری آذربایجان به شدت موجبات نگرانی مردم مسلمان این جمهوری را فراهم آورده است. میسیونرهای مذهبی با حمایت رژیم صهیونیستی و کشورهای غربی و به گفته بسیاری از گروه های مذهبی آذربایجان و در ضدیت با شیعیان، فرقه وهابی باحمایت برخی کشورهای عربی در جمهوری آذربایجان به صورت آزادانه فعالیت می کنند.

این در حالی است که، نهادهای وابسته به حاکمیت باکو نظیر کمیته دولتی امور دینی جمهوری آذربایجان تاکنون علیه فعالیت فرقه وهابیت و گروههای میسیونری اقدام جدی به عمل نیاورده است.

درپی انتقادات و اعتراضات گسترده مردم مسلمان جمهوری آذربایجان, اخیرا مقامهای دولتی این جمهوری نیز به فعالیت آزادانه فرقه های ضاله در این جمهوری اعتراف کردند.

خانوم «آی نوری قلی آوا»، نماینده مجلس جمهوری آذربایجان اخیرا اعلام کرد با وجود آنکه اکثریت مردم جمهوری آذربایجان را مسلمانان تشکیل می دهند، گروههای میسیونری نه تنها در پایتخت ، بلکه در اقصی نقاط جمهوری آذربایجان آزادانه فعالیت می کنند.

واقعیت این است که نهادهای دینی وابسته به دولت باکو از جمله کمیته امور دینی جمهوری آذربایجان به جای محدود کردن فعالیت این گروهها , سیاست محدود سازی فعالیت شیعیان را در پیش گرفته اند.

کارشناسان دلیل اتخاذ سیاست محدودسازی فعالیت شیعیان درجمهوری آذربایجان را نفوذعوامل وابسته به صهیبونیسم بین الملل در دولت باکو به ویژه در کمیته دولتی امور دینی این کشور می دانند.

مشرق: این روزها خبرهای مختلفی از موضوعات اخلاقی و امر به معروف و نهی از منکر به گوش می رسد.
اپیزود اول: در باغی در خمینی شهر (لطفا دقت شود: خمینی شهر) گروهی برای یک مراسم شادی غیر حلال دور هم گرد می آیند. شروران حرفه ای و سابقه دار و در کنترل هفتگی پلیس می بینند و نقشه می کشند و بعد 14 نفری حمله می کنند، تجاوز دسته جمعی _ درست مثل آیین های دیونیزوسی و شیطان پرستان_ بعد هم می روند.

اپیزود دوم: در تهران روحانی جوانی برای ادای فریضه امر به معروف و نهی از منکر وارد عمل می شود، مورد ضرب و جرح واقع می شود و یک چشمش را از دست می دهد. رییس ستاد امر به معروف و نهی از منکر هنوز به ملاقاتش نرفته است.

اپیزود سوم: چند تن از اراذل و اوباش کاشمر نیز به زن دیگری تجاوز دسته جمعی می کنند.

اپیزود چهارم: نیروی انتظامی  طرح برخورد با بد حجابی را دستور کار قرار می دهد و با لباس فروش های مسئله برخورد خواهد شد.

اپیزود پنجم: بی بی سی، گویا نیوز، بالاترین، صدای آمریکا و... کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل، ایران را به خاطر تعداد اعدام ها و عمل به احکام قرآنی از جمله حکم اعدام و قصاص زیر سوال می برند و از طرف دیگر سنگ حقوق زنان را به سینه می کوبند.

اپیزود ششم: دولت خود را مکلف به اجرای طرح امنیت اخلاقی نمی داند.

اپیزود هفتم: شبکه های ماهواره ای با تمام ظرفیت مشغول بمباران اخلاقی جامعه هستند و شبکه زیر زمینی و اینترنت نیز از زیر زمین و روی زمین مشغولند.

اپیزود هشتم: صدا و سیما سریال مختارنامه می سازد تا نشان دهد انتقام شهدای امر به معروف و نهی از منکر چگونه گرفته می شود و مختار نیز به برنامه هفت می آید تا امر به معروف و نهی از منکر فرهنگی کند مدیران فرهنگی کشور را.

اپیزود نهم: شورای عالی انقلاب فرهنگی جدید منصوب می شوند، و ترکیب اندکی تغییر کرده است. خبرگزاری فارس هم به پیوست نامه قبلی مقام معظم رهبری که مطالبه مبارزه هدفمند و برنامه مند با مسائل اخلاقی در سطح جامعه را از آن شورا درخواست کرده بودند را منتشر می کند.

اپیزود: ...............

و اما در پایان: اگر دستمان به قاتلان شهدای امر به معروف و نمی از منکر کربلا می رسید با آنان چه می کردیم؟ با اسارت گیرندگان قافله اسرای دشت نینوا  چه می کردیم؟

اگر در مسیر امام حسین (ع)، که حج را برای امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امت جدش بود نیمه کاره رها کرد، قرار می گرفتیم چه می کردیم؟ به سوی کعبه در اختیار آل سعود می رفتیم و یا به بحرین و غزه؟

امروز در دستگاه قضایی و انتظامی  و ستاد امر به معروف و نهی از منکر بیشتر به مختارها و یاران ابی عبدالله (ع) و انقلابیون فرهنگی نیاز است تا توجیه کنندگان و مختارنامه سازان و شورای ...

مشرق: نخستین گنبدها به پیش از اسلام و به گنبدهای فیروزآباد در فارس برمی گردد و باید دانست که اسلام این کالبد را از معماری پارتی ایرانی گرفته و محتوای روح اسلامی را در آن دمید. لذا گنبد نه تنها به علل سازه ای بر فراز نمازگزارانی گسترده شده که می خواهند به سفر روحانی آسمان بروند بلکه نمادی است از حقیقت.

بزرگان پژوهش هنر بر این امر صحه می گذارند که در هنر سنتی و قدسی، انسان می توانست در سفر معنوی به آسمان راه یابد؛ اما در عصر مدرن راه آسمان مسدود می شود و حقیقت بر انسان مدرن غایب است.
گنبد در عصر هنر قدسی نماد نبوده است بلکه تعیُّن حقیقتی مقدس بوده و امروزه و در عصر غیاب حقیقت باید از نماد حقیقت بهره برد؛ لذا ما گنبد را در عصر امروز علیرغم مرتفع شدن مشکلات سازه ای به دست تکنولوژی، به عنوان نمادی از حقیقت برپا می کنیم. و البته این "نماد حقیقت" در مسجد کلن آلمان برای معاصران عصر پست مدرن و در جامعه مسلمانان سکولار شده ی آلمان به نمادی تبدیل شده که "جنازه حقیقت" را بر دوش می کشد.

علی رغم آنکه ترویج اسلام در اروپا، جامعه مسیحی را در شهر کلن ترسانده و با مصادیق اسلام همچون مسجد و مناره هایش به مخالفت برخاسته اند؛ این مسجد در مقابل اعتراضات مسیحیان شهر مذهبی کلن آلمان مقاومت کرده و توانسته با وجود تظاهرات علیه ساخت آن، ساخته شود و از این حیث قابل تقدیر است.

طرح مسجد جامع کلن آلمان
در چنین شرایطی انتقاد ما از حیث هنر معماری به این بنا، از جایی آغاز می شود که معمار این بنا تلاشی آشکار را برای تغییر فرم گنبد صورت می دهد و سعی می کند در صورتی متنوع آن را ارائه کند. این تنوع طلبی فی ذاته بد نیست، اما در جایی که، گنبدی که نماد حقیقت در هنر قدسی است را قربانی این تنوع طلبی می کند و شکاف هایی در فرم آن بوجود می آورد، به نقض اصول معماری اسلامی و تهی از محتوا کردن فرم گنبد متهم می شود. یکی از اصولی که معمار این بنا آن را نقض کرده است، سلسله مراتب بصری و مرز درون و بیرون مسجد است.

فضای مسجد و ورود به آن نیاز به عبور از سلسله مراتبی است که منجر به ایجاد آمادگی در مخاطب مسلمان و انقطاع او از عالم دنیا و وصل او به عالم متعال می شده و معمار این بنا با ایجاد جداره شیشه ای در محل محراب و نقطه مقابل آن، این سلسله مراتب را ذبح نموده است. این جداره های شیشه ای از میان گنبد شکافته که فرم خالص بنا را به ویرانه ای از مسجد شبیه کرده، خلوص قلبی زائر خداوند را در حضور مینوی اش از بین برده و خلوت او را به جلوتی برای خودنمایی و حدیث نفس بدل نموده است.

از سوی دیگر معمار این مسجد، ادعا می کند که این جداره های شیشه ایِ حاصل از شکافت گنبد، موجب می شود که مرز بصری میان درون و برون برداشته شود و مردم خیابان به این مکان دعوت شوند، حال آنکه علاوه بر برهم زدن حضور قلبی مسلمان داخل مسجد، خود معمار این فضا را سکولار نامیده و این امر نشان از ارجحیت عرف و عادت نسبت به شرع در این فضا دارد و تکلیف مخاطب خیابانی برای تماشای یک نمایش آئینی نیز مشخص می شود.
طرح مسجد جامع کلن آلمان
مسجد کلن آلمان که اکنون درحال ساخت است، توسط "اتحادیه اسلامی ترکیه در امور مذهبی" جامعه مسلمین آلمان ساخته می شود. این مسجد پس از مناقشات و مجادلات بسیاری، از سوی شورای شهرکلن مجوز ساخت گرفت. گروه های مخالف این طرح مردم محلی، گروه های حزب راست و نئونازی ها هستند و می ترسند که سبب قدرت بیش از حد مسلمانان شود و معتقدند که شهر کلن یک شهر مسیحی است.
طرح مسجد جامع کلن آلمان

در شهر کلن 12% جمعیت شهر یعنی حدود 120.000نفر مسلمان هستند. و این مسجد برای گنجایش 2.000 تا 4.000نمازگزار با مساحت 4.500مترمربع طراحی شده است. این مسجد توسط معماری به نام پائول بوهم طراحی شده و کلیسای کاتولیک تئودور نیز در بودجه طراحی و ساخت این مسجد مشارکت کرده اند.

برای این مسجد یک سری فضاها با محیط سکولار به منظور عملکرد بین الادیانی و بازار پیشنهاد شده است. این مسجد یکی از بزرگترین مساجد اروپا خواهد شد و برای همین به آن و مخصوصا ارتفاع مناره هایش انتقاد فراوانی شد.
طرح مسجد جامع کلن آلمان
مناره های 55متری این مسجد که بلندتر از کلیسایی است که در نزدیکی سایت آن قرار دارد، از آنجا که اوج گرفتن اسلام را نسبت به مسیحیت در جامعه آلمان القا می کند، فریاد جامعه مسیحی آلمان را که مدعی جامعه باز و چند فرهنگی است برانگیخته و کوتاه کردن آن را در اجرا سبب شد.
در خصوص گنبد مساجد باید گفت؛ در گنبدخانه، یک دیدگاه رمزی قوی و پر اهمیت حضور دارد که بر پیوند بین زمین و آسمان و آنچه خاکی و زمینی است و آنچه ماورائی و آسمانی است تاکید دارد. رمز پر قدرت پیوند مربع به عنوان سمبل زمین مادی و دایره به عنوان رمز آسمان و سبب ساز این تعالی و تشریف است.

در این مسجد گنبد فرم خالص خود را از دست داده و همچون ظرفی که اگر شکافته شود مظروف خود را از دست میدهد؛ این گنبد نیز با شکاف خود محتوایش را از دست داده و در این باب باید خاطرنشان کرد که در هنر قدسی معماری مساجد، اشکال همیشه در خلوص و کمال غائی خود بوده است. و این کمال و خلوص و «بسامانی » اشکال است که به معماری ماهیتی غیر خاکی می بخشد و آن را به تصاویر دنیای مثالی نزدیک می سازد. اما معمار در عین تعالی در معماری از توجه به خصوصیات روانی انسانی نیز غافل نمی ماند.

در پایان باید گفت که احداث چنین مساجدی جز درد حقارت معماران غرب گرا را بازگو نمی کند و بر هنرمند مسلمان است که خود را بشناسد و این عقده ناپسند حقارت در برابر غرب را بازگشاید. و به گفته سید حسین نصر"حقارتی که از جهل نسبت به سنت و فرهنگ ایران در تمام وجوه به ویژه جنبه‌های معنوی و روحانی ناشی می‌شود. هنر سنتی و قدسی غنی و بارور ایران و در واقع کل هنر اسلامی، ابزار اصلی و اساسی برای درمان این جهل و تشخیص مسیر زندگی است."

نویسنده:‌ ابراهیم ارجمندی

به گزارش شیعه آنلاین، پس از آنکه مجلس هلند قانونی علیه ذبح اسلامی تصویب کرد، مسلمانان و یهودیان هلندی با حضور در دادگاه اروپا، علیه این قانون شکایت کردند و  لایحه آنان با حمایت بزرگان یهودی اروپا مواجه شده است.

ماجرا از این قرار بود که روز گذشته تعدادی از گروه‏های اسلامی هلند با همکاری و مشارکت برخی گروه‏های یهودی دادخواستی به دادگاه لاهه تقدیم کردند که در آن از قانون جدید پارلمان هلند در مقابله باذبح اسلامی شکایت شده بود.

در این مصوبه مجلس هلند، ذبح اسلامی غیرقانونی اعلام شده و انجام‏دهندگان آن با زندان و جریمه مواجه خواهند شد!

یهودیان نیز که به شدت از ذبح اسلامی حمایت کرده و از مشتریان محصولات گوشتی مسلمانان بودند، پای این دادخواست را امضا و از آن حمایت گسترده‏ای کرده‏اند.

در همین راستا "جاناتان ساکس" از نمایندگان مجلس لردهای انگلیس و از خاخام‏های مهم این کشور، در نامه‏ای به قاضی این پرونده خواستار لغو فوری این قانون از سوی دادگاه اروپایی شده است.

وی در این نامه نوشت: تعجب می‏کنم چگونه در یک کشور اروپایی که حدود چهار قرن است که ادیان آسمانی آزادی انجام اعمال خود را دارند و خوراکی‏های پیروان هر دین بر اساس دستورات آن دین تولید می‏شود، اینک کشتن حیوانات براساس احکام اسلامی ممنوع شده و دیگر ذبح شرعی به رسمیت شناخته نمی‏شود! هلند باید بلافاصله این قانون را لغو کند.

در بخشی دیگر از این نامه آمده: در حال حاضر در هلند برای آنکه حیوانی را جهت استفاده خوراکی بکشند، یا او را با اتصال به برق خشک می‏کنند یا آنکه پس از واردآوردن ضربه‏ای به سرش و گیج کردن آن حیوان، او را می‏کشند! هر دوی این روش‏ها یا حقوق حیوانات در تعارض بوده و هیچ یک از ادیان آسمانی با این‏گونه کشتن حیوانات موافق نیستند.

از طرفی نیز در دادخواست گروه‏ها و سازمان‏های اسلامی هلند آمده: برخی از نمایندگان مجلس هلند با بیان اینکه کشتن حیوانات بر اساس احکام اسلامی شکنجه آنهاست، قانون جدید را امضا کرده‏اند، باید گفت اتفاقا کشتن آنها با روش‏های موجود در غرب شکنجه است وگرنه اسلام بیشترین لطف را به حیوانات داشته و دستور داده برای آنکه اذیت نشوند آنها را تنها با یک ضربه چاقوی بسیار تیز بکشند.

قابل ذکر است گروه‏های اسلامی و یهودی شاکی از قانون جدید مخالف با ذبح اسلامی، به دادگاه لاهه گفته‏اند که این قانون به شدت با مافع مسلمانان و یهودیان هلند در تعارض است.

جالب اینکه لجاجت پارلمان هلند با قوانین و احکام شریعت اسلامی بدان حد است که در قانون جدید نه تنها ذبح اسلامی منع شده، بلکه حتی واردات محصولات گوشتی با آرم و نشان "حلال" نیز از کشورهای اسلامی ممنوع شده است!

یدیعوت آحارنوت با تصریح به اینکه گروه‌هایی نظیر اخوان‌المسلمین نفوذ بسیار زیادی در جمعیت‌های اسلامی در آمریکا دارند به این نکته اشاره کرده که دولت آمریکا رویکردی دوگانه را در قبال مسلمانان آمریکایی اتخاذ کرده و هر چند تمایل به سرکوب اسلام‌گرایی دارد اما به جهت نیاز به برقراری روابط حسنه با جهان اسلام مجبور است تا با این جریان کنار بیاید.
به گزارش جهان، روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارنوت در گزارشی به قلم "الکس جوف"، تصریح کرد که بزرگ‌ترین تهدید برای اسرائیل، رشد اسلام‌گرایی در آمریکاست.

الکس جوف تصریح کرده است که اخیرا گزارش‌هایی منتشر شده که نگرانی‌ها را در خصوص رشد اسلام‌گرایی در آمریکا بالا می‌برد. یکی از این گزارش‌ها، گزارشی است که نشان می‌دهد شخصی که عامل عملیات انتحاری اخیر در سومالی بوده، یک آمریکایی است که در مینوستا بزرگ شده است.

بررسی سخنرانی‌های مطرح شده در ۱۰۰ مسجد آمریکا هم نشان از افزایش شدید نسبت به اصولگرایی اسلامی و تقدیس جهاد دارد. البته گفته می‌شود که ایدئولوژی سلفی در این بین بیشترین نقش را دارد.

این نشریه صهیونیستی با تصریح به اینکه گروه‌هایی نظیر اخوان‌المسلمین نفوذ بسیار زیادی در جمعیت‌های اسلامی در آمریکا دارند به این نکته اشاره کرده که دولت آمریکا رویکردی دوگانه را در قبال مسلمانان آمریکایی اتخاذ کرده و هر چند تمایل به سرکوب اسلام‌گرایی دارد اما به جهت نیاز به برقراری روابط حسنه با جهان اسلام مجبور است تا با این جریان کنار بیاید.

نویسنده یدیعوت آحارنوت پس از نگارش جملات بسیار در خصوص تساهل آمریکایی‌ها با مسلمانان که البته پر از اغراق‌ است مدعی شده است که قوی‌تر شدن جامعه مسلمانان در آمریکا برای جامعه یهودی آمریکا به شدت خطرناک است. این نشریه همچنین ادعا کرده است که این امر ممکن است منجر به افزایش خشونت‌ها بر ضد یهودیان آمریکا شود.

یدیعوت آحارونوت خواستار سرکوب جریان اسلام گرایی در آمریکا شده و مدعی شده است که ادامه این جریان تهدیداتی را به وجود خواهد آورد که ممکن است برای آمریکا و اسرائیل تهدیداتی را ایجاد کند که آمادگی تقابل با آن را ندارند.

این گزارش از چند جهت قابل بررسی است:

اول، نگرانی شدید صهیونیست‌ها از رشد اسلام‌گرایی در آمریکا که البته سران کاخ سفید نیز در این نگرانی شریک‌اند،

دوم، تلاش برای القای این مطلب که رشد اسلام به معنی رشد سلفیگری و در نتیجه تروریسم است،

سوم، وارونه جلوه دادن قضایا و طرح موضوع تساهل با مسلمانان در آمریکا در حالی که موضوع به عکس است،

چهارم، مظلوم‌نمایی و هشدار در خصوص در خطر قرار گرفتن یهودیان در صورت تقویت جامعه مسلمان آمریکا.

این در حالی است که لابی صهیونیست‌ها قوی‌تری و تاثیرگذارترین لابی در آمریکاست و تقریبا تمامی جوانب سیاست خارجی این کشور را تعیین می‌کند.

اما به هر حال از ک مقاله یک نتجه قابل حصول است و آن رشد اسلامگرایی در آمریکا و هراس رژیم صهیونیستی از آن است.

رئیس مرکز پژوهشهای حج حرمین شریفین در مکه مکرمه تاکید کرد میزان آرسنیک در آب زمزم کمتر از آبهای دیگر است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج به نقل از رسانه های عربستان، عبدالعزیز سروجی که در جلسه علمی یازدهمین همایش مطالعات و پژوهشهای حج در دانشگاه ام القری در العابدیه مکه سخن می گفت، افزود : آزمایشها و تجزیه و تحلیلهای به عمل آمده، افزایش میزان آرسنیک در آب زمزم را که برخی مطرح کرده اند، ثابت نمی کند.مطالعات اخیر ثابت کرد که آب زمزم، نسبت به آبهای دیگر کمترین میزان آرسنیک را دارد.

ترکی حبیب الله هم در این جلسه تاکید کرد آلودگیهای هوا بر بهداشت انسان در زندگی روزانه به ویژه داخل تونلها و ترافیک خودروها تاثیر می گذارد

به گفته وی، شهرداری مکه مکرمه، مطالعات مربوط به مسئله تونلها در این شهر را بررسی می کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری، در قسمت شرقی مسجدالحرام ۲۱متری حجرالاسود محل اصلی چاه آب زمزم است.

پس آنکه ابراهیم همسر و فرزندش را ترک کرد تشنگی برآنها چیره شد و خداوند به وسیله جبرئیل،چاه زمزم را برای حفظ جان اسماعیل و هاجر پدید آورد بدین صورت چاه زمزم آیتی از آیات الهی در مسجد الحرام است.
در روایت ازامام علی (ع) است که فرموده اند: «ماء زمزم خیر،ماء علی وجه الارض» ؛ یعنی آب زمزم بهترین آب روی زمین است (کافی،ج ۶،ص ۳۸۶)

همه مسلمانان به سفارش اهل بیت آب زمزم را می نوشند و به تبرک بودن آن باور دارند و امامان بعد از طواف از آب زمزم استفاده می کردند.
و در زمان سعودی ها هم ظرف های اب زمزم را به عنوان هدیه در اختیار مردم می گذارند.

هم اکنون این چاه که در ۲۱ متری مسجد الحرام است دارای ۳۰ متر عمق بوده و در زمان ملک خالد ۱۲ متر آن را سنگ بند کردند.دهانه چاه تا سطح مسجدالحرام یک متر و ۵۶ ساتی متر است و ۲۶ متر از این چاه دارای آب و چهار متر آن خشک است که دارای یک متر و ۴۶ سانتی متر تا یک متر و ۶۶ سانتی متر قطر است.

همچنین سه موتور پمپ که قدرت استحصال هر ثانیه ۱۸ لیتر آب را دارد از چاه به منطقه کوی پمپاژ می کند و در آنجا در منبع بزرگی ذخیره می شود و بعد از تصفیه به مسجد الحرام برگردانده می شود.در حال حاضر در هر ثانیه ۱۱لیتر آب بهره برداری می شود.

آب تصفیه شده که به باب الفتح برگردانده شده و توسط دستگاه های خنک کننده سرد می شود و در لوله های مسجد الحرام جاری می شود و در قمقمه های مخصوص نیز پر و در دسترس مردم قرار می گیرد.

هر روزه تانکرهای آب زمزم جهت استفاده زائران حرم نبوی نیز یه مدینه منتقل می شوند البته به مسجد های مکه مکرمه نیز آب زمزم اختصاص یافته و با تانکرهای کوچک به صورت روزانه تقسیم می شوند.

به گزارش مشرق، پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، ایندیپدنت در گزارشی تحت عنوان "مسئولان بحرینی با شکایتهای جدیدی درباره شکنجه در بیمارستانها مواجه می شوند"، نوشت: بر اساس تحقیقات صورت گرفته توسط سازمان پزشکان بدون مرز، نیروهای امنیتی بحرین افراد بستری شده در بیمارستان را که در جریان تظاهرات فوریه گذشته مجروح شده بودند، تحت شکنجه قرار داده اند.

ایندیپندنت با اشاره به محاکمه پزشکان بحرینی به دلیل درمان مجروحان و اتهام واهی "ضربه زدن به نظم عمومی" خاطرنشان کرد: این پزشکان تنها به این دلیل محاکمه می شوند که به درمان مجرحان تظاهرات پرداخته اند.

بر اساس این گزارش، پزشکان داوطلب سازمان پزشکان بدون مرز که با این پزشکان بحرینی در درمان مجروحان همکاری کرده اند، تاکید دارند که اتهامات مطرح شده علیه پزشکان بحرینی بی اساس و دروغ است.

"جاناتان ویتول" رییس هیأت اعزامی پزشکان بدون مرز که به تازگی از بحرین باز گشته است، می گوید: نیروهای بحرینی بصورت مستمر مجروحان را در بیمارستان سلمانیه شهر منامه، شکنجه کرده اند.

ویتول می افزاید: "نیروهای امنیتی بیمارستان سلمانیه را در هفدهم مارس تحت کنترل در آوردند، و تانکهای خود را اطراف این بیمارستان مستقر کردند؛ و با ایجاد ایست بازرسی، ورود و خروج افراد به داخل بیمارستان را زیرنظر گرفتند".

وی با اشاره به وضعیت هولناک بیمارستان سلمانیه گفت: هر کسی که در جریان تظاهرات مجروح شده بود، روزانه 3 بار به بخش ششم منتقل می شد و مورد ضرب و شتم قرار می گرفت.

ایندیپندنت با اشاره به گزارش سازمان پزشکان بدون مرز می افزاید: برخی از مجروحان در بیمارستان ناپدید شده، و پس چند روز با جراحتهایی بسیار خطرناک پیدا می شدند.

ویتول که در آن زمان در بیمارستان سلمانیه حضور داشت، می گوید: بیمارستان به محلی تبدیل شد که مردم از آن هراس داشتند؛ نیروهای امنیتی یک بیمار را که قصد داشت بیمارستان را ترک کند، بازداشت کرده و بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.

وی افزود: وضعیت بیمارستان سلمانیه بسیار بد بود، و کسی جرأت نمی کرد به بیمارستان بیاید، بصورتیکه خدمات پزشکی به مردم بسیار ضعیف شده بود.

رییس هیأت اعزامی پزشکان بدون مرز به بحرین تاکید کرد: وضعیت بحرین همچنان تغییری نکرده است.

همه ما می‌دانیم که 75 درصد از بدن انسان را آب تشکیل می‌دهد اما شاید از این امر آگاه نباشیم که این آب در تمام بافت‌ها، سلول‌ها و خون ما وجود دارد. محلول آب و نمکی که در بدن ما وجود دارد بسیار شبیه به آب دریا است.

به گزارش ایسنا، کارشناسان سلامت و تغذیه در مقاله‌ای که در سایت اینترنتی هلت بیفیت آو واتر منتشر شده تاکید کردند: نمک از عناصر مهمی است که نه تنها در تنظیم محتوای آب بدن نقش دارد بلکه بسیاری از عملکردهای مهم بدن را نیز انجام می‌دهد اما از سوی دیگر برخی از متخصصان معتقدند که نمک دریایی به نمک معمولی برتری‌هایی دارد و توصیه می‌کنند که از این نمک بیش از پیش در تهیه غذاهایتان استفاده کنید تا به بهبود سلامتی شما کمک کند.
بنابراین گزارش، برخی از مزایای نمک دریایی عبارتند از:
-‌ نمک دریایی یک آنتی هیستامین بسیار قوی است.
- نمک معمولی از درون معادن یا دریاها استخراج می‌شود و سپس با انجام فرآیندهای صنعتی، ناخالصیهای آن گرفته می‌شود در حالی که نمک دریایی از تبخیر آب دریا حاصل می‌شود.
- نمک دریایی برای خارج کردن اسید اضافی از داخل سلولها ویژه سلولهای مغزی حیاتی است.
- نمک دریایی نسبت به نمک معمولی دارای مواد معدنی بیشتری بوده از این رو سالم تر از نمک معمولی است.
- نمک دریایی در تثبیت ضربان قلب بسیار موثر است.
- نمک دریایی در خود دارای موادمعدنی طبیعی است در حالی که به نمک معمولی ید و دیگر مواد افزودنی شیمیایی مانند یلیکوآلومینات سدیم، فسفات کلسیم، کربنات منیزیم اضافه می‌شود.
- نمک دریایی یک عنصر ضد استرس قوی برای بدن محسوب می‌شود.
- نمک دریایی به عنوان یک عنصر طبیعی برای تنظیم خواب نیز موثر است.
با این حال توصیه می‌شود که از نمک دریایی نیز باید به اندازه نمک معمولی در روز استفاده کنید زیرا زیاده‌روی در مصرف این نمک نیز بیماریهای قلبی و سکته را به همراه خواهد داشت و طول عمر فرد را پایین خواهد آورد.
مطالعات نشان داده است که استفاده از رژیم‌های غذایی که نمک فراوانی در آنها وجود دارد احتمال پوکی استخوان را به مراتب افزایش می‌دهد بنابراین استفاده افراطی از نمک دریایی نیز توصیه نمی‌شود.

متخصص طب سنتی و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: با توجه به فعل و انفعالات سیستم خون بدن و نیز طبق مستندات علمی و روایات اسلامی 12 تا 19 هر ماه قمری، بهترین زمان مناسب برای حجامت است.

غلامرضا کرد افشار در گفت و گو با ایرنا بابیان اینکه حجامت با دو هدف اصلاح کمیت و اصلاح کیفیت خون انجام می شود، افزود: در اصلاح کمیت خون، افرادی که دارای خون زیاد و در معرض بیماری هایی مانند سکته و فشارخون هستند اقدام به حجامت می کنند.

وی ادامه داد: مناسب ترین زمان حجامت برای این افراد برای اصلاح کمیت خون 12 تا 15 ماه قمری است چرا که سیستم خون انسان به نیروی جاذبه ماه واکنش نشان می دهد و در این روزها خون رقیق تر در بدن جاری است و می توان آن را از راه حجامت دفع کرد.

این متخصص طب سنتی خاطرنشان کرد، اگر هدف از حجامت، اصلاح کیفیت خون و دفع مواد زائد خون باشد، بهترین زمان برای حجامت 15 تا 19 ماه قمری است چراکه در این زمان خون غلیظ تر بدن به سطح پوست می آید و می توان آن را دفع کرد.

کرد افشار اظهار داشت: 15 هر ماه قمری، اوج جوشش خون انسان است و پزشکان نیز تلاش می کنند در این روزها به دلیل افزایش احتمال خطر، بجز موقعیت های اورژانسی از انجام عمل جراحی پرهیز کنند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه حجامت یک روش موثر برای حفظ سلامت بدن است،

یادآور شد، حجامت باید از سوی متخصصان و با مواد یکبارمصرف و استریل انجام شود.

وی افزود: در روش حجامت، پوست بدن با ابزار مخصوص خراشیده می شود تا خون بیرون بیاید اما این خراشیدگی به لایه های عمیق پوست نمی رسد و به بخیه نیازی ندارد.

فارس: گروهی از مدعیان دروغین از سوی عوامل سپاه در استان همدان بازداشت شدند.

صبح امروز و در جریان یک عملیات برنامه‌ریزی شده برای مقابله با ترویج پدیده مذموم خرافه‌گرایی و ادعاهای دروغین 7 نفر از رمالان و دعانویسان استان همدان بازداشت شدند.

برپایه این گزارش، این افراد با اغفال و فریب مردم ساده‌لوح آنان را به برخی روستاها کشانده و آنان را برای بخت‌گشایی و حل مشکلات وادار به انجام رفتارهایی مغایر با شئون اسلامی می‌کردند.

عملیات بازداشت این گروه از مدعیان دروغین از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صورت گرفته و عوامل ناجا نیز در این عملیات نقش داشته‌اند.

حجۀالاسلام "آقاتهرانی" نماینده مجلس شورای اسلامی که به معلم اخلاق دولت معروف است، در جدید ترین مصاحبه خود که در فارس منتشر شد، ادعاهایی در مورد دیدار مرحوم حضرت آیت الله شیخ "محمدتقی بهجت" با حضرت ولیعصر (عج) مطرح کرد که شاید شنیدن آن خالی از لطف نباشد.

به گزارش مشرق، مصاحبه کنند در یکی از پرسش های خود خطاب به "آقاتهرانی" می گوید: چرا چهره آیت‌الله بهجت را زیاد تبلیغ نمی‌کنند؟

آقاتهرانی نیز در پاسخ می گویند: حتی فقه و اصول ایشان هم همین‌طور مهجور ماند. ایشان فوق‌العاده انسان وارسته‌ای بود. یکی از عادات ایشان این بود که قبل و بعد از درس به مباحث خاصی می‌پرداختند، مباحث اخلاقی، تربیتی و عرفانی و اگر هم کسی می‌‌خواست به این مباحث برسد باید زودتر می‌رفت. وقتی که درس تمام می‌شد آنهایی که اهل اخلاق و عرفان بودند می‌نشستند. در یکی از جلسات به بحثی وارد شدند. آن بزرگوار قبل از اینکه از دنیا بروند در لبنان خدمت آقا رسیدند که حضرت فرمودند شما یک هفته بیشتر در دنیا نمی‌مانید. آیت‌الله بهجت گلایه می‌کنند که قرار بود ما در زمان ظهور شما باشیم و آن حضرت می‌فرمایند که در زمان ظهور شما رجعت خواهید کرد.

معلم اخلاق دولت در پاسخ به پرسش دیگری تحت عنوان "درست است که می‌گویند آیت‌الله بهجت چشم بصیرت داشته؟" گفت: این چیزها برای آیت‌الله بهجت کمترین چیز است.

به گزارش انتخاب، دلیل این مهم را شاید بتوان در دو عامل داخلی و خارجی جستجو کرد؛ نخست سیاستهای توسعه ای مدیران حریم بنا و دیگر سیاستهای در نظر گرفته شده از سوی یونسکو برای ثبت آثار در فهرست جهانی. از منظر یونسکو ارزیابی و تشخیص اینکه آثار پیشنهادی از سوی کشورهای مختلف واجد معیارها و شرایط اصالت برای ثبت در فهرست میراث جهانی هستند، با شورای بین المللی آثار و محوطه های فرهنگی- تاریخی ICOMOS است. در مورد چشماندازهای فرهنگی علاوه بر ICOMOS ، اتحادیه های حفاظت IUCN نیز بر ارزیابی اثر پیشنهاد شده نظارت خواهد کرد.

این دو مجموعه پس از دریافت اطلاعات اضافی که احتمالاً برای رفع نواقص پرونده پیشنهادی لازم است تا کشور عضو ارسال دارد، گزارش نهایی ارزیابی خود را تسلیم کمیته میراث جهانی می کند.

هر اثر پیشنهادی باید حداقل یکی از این شاخصها را داشته باشد؛ یا نمایانگر دستاوردی بی بدیل از نبوع هنری بشر باشند. یا نمایانگر تبادل مهمی از ارزشهای بشری در یک محدوده زمانی در درون یک حیطه فرهنگی جهان از لحاظ پیشرفت در معماری یا فناوری، هنرهای یادمانی، برنامه ریزی شهری یا طراحی چشم انداز باشد. یا اینکه این اثر گواهی بی همتا یا دست کم استثنایی بر یک سنت فرهنگی یا تمدن زنده یا از میان رفته باشد.

از دیگر معیارهای در نظر گرفته شده این است که اثر نمونه ای برجسته از نوعی بنا یا مجموعه معماری یا فناوری یا منظره که نمایانگر مرحله یا مراحلی در سرگذشت انسان باشد.

ملاک دیگر اینکه اثر نمونه ای برجسته از یک سکونت گاه سنتی بشری یا استفاده از زمین، که معرف یک یا چند فرهنگ است، باشد و خلاصه آنکه به طرزی مستقیم یا ملموس مرتبط با رویدادها یا سنن زندگی افکار و عقاید یا آثار هنری یا ادبی واجد اهمیت والای جهانی باشد.

طبق دستورالعمل اجرایی کنوانسیون میراث جهانی، کشورهای عضو این کنوانسیون می توانند آثار شاخص موجود در کشورشان را نامزد ثبت در فهرست میراث جهانی کنند، اما این فرصت امروزه با قد برافراشتن ساختمانهای پیرامونی کعبه همچون «برج هتل» با ارتفاع 601 متر که یکی از برجهای هفتگانه ابراج البیت به شمار می رود و با هزینه ای بیش از 3 میلیارد دلار قد برافراشته است، یا ساعتی که شش برابر ساعت «بیگ بِن» لندن است از کعبه گرفته شده است.

تا چند سال پیش بلندترین بنای مُشرف به صحن مسجدالحرام، قصر ملک فهد پادشاه پیشین مملکت عربی سعودی بود که بر بلندای ابوقُبیس، صدها متر فراتر از کعبه نشسته بود. اما امروزه دیگر این بنا در برابر برج در دست ساخت «ابراج البیت» کوچک می نماید. سازندگان این مجموعه عظیم شرکت مجموعه بن لادن السعودیه و معمار آن شرکت دار الهنداسه است. در حوزه میراث فرهنگی و بناهای تاریخی معمول است که بنای دیگری نباید ارتفاعی بالاتر از بنای مشخص شده داشته باشد، زیرا به فضای معماری محوطه لطمه زده و خط افق شکسته می شود.

به هر حال به نظر می رسد وظیفه حفظ ثبت کعبه و صیانت از حریم آن بیش از همه بر عهده کسانی است که سالهاست عنوان خادم الحرمین الشریفین را یدک می کشند.

به گزارش مهر، با وجود ممنوعیت داشتن حجاب در دانشگاه های ترکیه، دانشگاه "حران" درشهر "شانلی اورنا" این کشور به عنوان اولین مرکز آموزش عالی که حجاب را به رسمیت شناخته معرفی شد.

دانشگاه "حران" ترکیه روز گذشته شاهد فارغ التحصیل شدن دوهزار و 856 دانشجو بود که بخشی از این فارغ التحصیلان را دانشجویان محجبه تشکیل می دادند.

حضور دانشجویان فارغ التحصیل در این مراسم در حالی است که بر اساس قانون اساسی ترکیه، داشتن حجاب اسلامی در دانشگاه های این کشور ممنوع است.

دانشگاه حران در سال 1999 تاسیس شده و تاکنون 14 هزار نفر از این دانشگاه فارغ التحصیل شده اند.

دانشگاه حران شامل 9 دانشکده و سه انستیتو است.

مشرق: سریال آمریکایی آشوب (CHAOS)؛ که از شبکه سی بی اس در حال پخش است، در داستان قسمت های اخیر خود به امام خمینی (ره) و حزب الله لبنان پرداخته و در جایگاهی از آنها یاد می کند که به عنوان مروجین و عاملان تروریسم شناخته شوند.

سریال CHAOS، مخفف Clandestine Homeland Administration and Oversight Services یا خدمات سری مدیریت و نظارت ملی به سفارش شبکه تلویزیونی CBS آمریکا تولید می شود.

داستان قسمت هفتم از سریال آشوب از آنجا حائز اهمیت است که ابتدا با پخش یک مکالمه ضبط شده و بردن نام امام خمینی «ره» و القای حضور مأمور حزب الله در کشور فرانسه شروع می شود. در ادامه گروه ویژه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا برخلاف تمایلات بروکرات ها به فرانسه سفر می کند. در اینجا نقش دون و تمسخرآمیزی برای سازمان امنیت فرانسه در نظر گرفته می شود و تا آنجا که ممکن است با بی چاره جلوه دادن آنها سعی در بهتر نمودن جلوه آمریکایی ها و تغذیه حس خود برتر بینی آنها می شود.
در قسمت هفتم سریال آشوب شاهد درگیری میان دو نوع تفکر هستیم. از یک سو تفکر شیعه حزب الله لبنان که از آمریکا کینه دیرینه ای دارد و از طرف دیگر سازمان اطلاعات آمریکا CIA که گویا توانایی اش در یک گروه کوچک از قهرمانان ساختگی خلاصه شده است.
قهرمانان آمریکایی این داستان به گونه ای معرفی می شوند که گویا با عشق به وطن و در نهایت مشکلات توانایی های ویژه ای را به منصه ظهور می رسانند و علی رغم مشکلات بروکراتیک اقدام به انهدام دشمن می نمایند. در طرف مقابل مبارزین حزب الله افرادی ترسو و ضعیف معرفی می شوند که علی رغم برخوردار بودن از موقعیت بهتر راهبردی به سادگی در مقابل مأمورین سازمان CIA تسلیم و نابود می گردند.
این درحالی است که در واقعیت این جریان کاملا برعکس است و علی رغم اختصاص بودجه های سرسام آور میلیارد دلاری به سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده این مجموعه تا کنون نتوانسته خدشه ای به حزب الله لبنان وارد نماید.

نکته جالب دیگر این است که درحالی آمریکا در این سریال، سرویس های اطلاعاتی خود را به عنوان اسطوره معرفی می کند که در رویارویی اطلاعاتی آنها با دستگاه اطلاعاتی ایران، در عالم واقع شاهد شکست های پیاپی آمریکا و موفقیت های روزافزون دستگاه اطلاعاتی همچون پروژه الماس فریب هستیم.
در جریان عملیات تعقیب و گریز شاهد ضعف اجرایی فرانسوی ها و اذعان مأمور فرانسوی به برتری آمریکایی ها هستیم و تا جایی که مأمورین امنیتی فرانسه در انفجار یک بمب پالس الکتریکی مرتکب اشتباه شده و به علت خاموشی کلی ساختمانی که مأمور حزب الله در آن حضور دارد عقب نشینی می کنند. در این جا یکی از آمریکایی ها به تمسخر از مأمور فرانسوی می پرسد: "چرا شما فرانسوی ها همه اش عقب نشینی می کنید؟" کلامی که یاد آور تصرف آسان فرانسه در جنگ جهانی توسط آلمان نازی است. سپس گروه کوچک آمریکایی وارد عمل می شوند و با توانایی ظاهرا خارق العاده خود مأمور حزب الله را به قتل می رسانند.

در بخش دیگری از این سریال شاهد دیالوگی بین آمریکایی ها هستیم که مأمور حزب الله همرزمش را فدا می کند و خود فرار می کند. در مقابل آمریکایی های ظاهرا فداکار همکار خود را به هیچ وجه تنها نمی گذارند. اما نگاهی به واقعیات و اخبار چند دهه گذشته بیانگر واقعیتی دیگر است.

علی رغم ارزیابی متوسط و بیننده نسبتا کم این سریال اصرار برای پخش قسمت های مختلف آن توسط CBS نشاندهنده استیصال و ضعف اجرایی دستگاه دیپلماسی چند رسانه ای ایالات متحده در تولید برنامه هایی برای ترمیم وجهه ضعیف شده آمریکا دارد.

حکومت ایالات متحده؛ تسخیر قلوب، افکار و ما یملک انسان ها را به عنوان هدف اصلی اجرایی خود قرارداده و لذا غرور و خود برتربینی به عنوان بخشی از فرهنگ عمومی و سیاست عمومی کاخ سفید در اذهان آمریکاییان تزریق شده و با استفاده از ابزار چند رسانه ای این برتری تصنعی به سایر ملل تزریق می شود. به همین دلیل است که بخش عمده ای از تولیدات تصویری هالیوود به افسانه پروری از رشادت های قهرمانان تخیلی آمریکایی می پردازد و پس از هر شکست آمریکا در خارج شاهد تولید و انتشار انواع و اقسام تولیدات در داخل آمریکا هستیم که سعی در لاپوشانی و ترمیم تصور ذهنی از قدرت افسانه ای ایالات متحده دارند.

سریال آشوب بخشی از تلاش اخیر حکومت آمریکا به منظور ترمیم وجهه این نظام است. آنچه که پس از جنگ کره، ویتنام، بحران کوبا و غیره با ساخت فیلم های قهرمان محور و تخیلی مانند رامبو، ترمیناتور، فیلم های رزمی توسط بروس لی، چکی چان، استیون سیگال و ... دنبال می شد که ارائه یک چهره قدرتمند و مخرب از توانایی نظامی آمریکا بود، امروز در بعد امنیتی و اطلاعاتی با سریال هایی مانند 24، Event، Chuck، Chaos، Corporate Affairs، Burn Notice، NCIS و ... دنبال می شود. فرمول یکی است و متناسب با اهداف امپریالیسم، القاء برتری و توانایی فوق العاده آمریکا مد نظر است.

پوشش روبنده و برقع در ساختمانهای شهرداری استان لریدا اسپانیا ممنوع شد

به گزارش   مهر، یک دادگاه اسپانیایی در استان لریدا در منطقه خودمختار کاتالونیای اسپانیا به ممنوعیت پوشش صورت برای زنان مسلمان در ساختمانهای مرتبط با شهرداری رأی داد.

در سال 2010، استان لریدا نخستین شهر اسپانیایی بود که قانون منع روبنده و برقع را اعمال کرد، اما دیوان عالی عدالت این منطقه کاتالونیایی این قانون را به دنبال استیناف یک انجمن اسلامی مبنی بر نقض حقوق اولیه آنها برای پوشش معلق کرد.

این درحالی است که دادگاه استان لریدا در شمال شرقی اسپانیا حکم داد که ممنوعیت روبنده و پوشش در ساختمانهای شهرداری برای اهداف امنیتی و شناسایی در حوزه اختیارات آن است.

برخی دیگر از شهرهای اسپانیا نیز گامهای مشابهی برداشته‌اند اما هنوز اعمال نشده است.

این ممنوعیت در استان لریدا به نظر نمادین و تنها نشانه‌ای از مخالفت با مسلمانان است چرا که در این شهر تنها سه درصد جمعیت را مسلمانان تشکیل داده و تعداد بسیار معدودی صورت خود را می‌پوشانند.

امام صادق (ع) فرموده است: «هرگاه از قدرتمند، یا چیز دیگری ناراحت و اندوهناک شدید، ذکر «لاحول و لا قوه الا بالله» را زیاد تکرار کنید، زیرا این ذکر کلید گشایش هرگونه گرفتاری و ناراحتی است، و گنجی است از گنجهای بهشت.»و نیز فرمود:.
«هرگاه غم و اندوه فراوان و پی در پی به شما روی آورد، باید جمله «لا حول و لا قوه الا بالله» را تکرار کنید.»
رسول اکرم (ص) فرمود: «ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله» نود و نه درد را شفا می دهد که ساده ترین آنها اندوه است.»

و نیز فرمود: «در شب معراج ابراهیم خلیل بر من گذر کرد، و گفت: به امتت امر کن در بهشت، بسیار درخت نمایید که زمینش وسیع و خاکش پاک است.» گفتم «نشاء بهشت» چیست؟
پاسخ داد: «لا حول و لا قوه الا بالله»

واحد مرکزی خبر : یک منبع سعودی اعلام کرد رئیس جمهور یمن به کشورش برنمی گردد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از ریاض ، یک منبع در عربستان سعودی روز جمعه اعلام کرد علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن که در یکی از بیمارستانهای ریاض بستری است به کشورش باز نخواهد گشت.

به گزارش مهر،براساس نتایج تحقیقات انجام شده در "انجمن دین و زندگی عمومی پیو" جمعیت مسلمانان خاورمیانه و منطقه شمال آفریقا تا 20 سال آینده 37 درصد افزایش می‌یابد و جمعیت مسلمانان جهان نیز در همین دوره رشد 35 درصدی خواهد داشت.

دکتر برایان گریم محقق ارشد و مدیر بخش اطلاعات بین الملل انجمن دین و زندگی عمومی پیو در همایشی که از سوی مؤسسه طابه برای اعلام جزئیات گزارش " آینده جمعیت جهانی مسلمانان"مؤسسه تحقیقاتی پیو برگزار شده بود اظهار داشت: جمعیت مسلمانان در خاورمیانه و شمال آفریقا از 9/321 میلیون نفر در سال 2010 به 5/439 میلیون نفر در سال 2030 می رسد که این تعداد دوبرابر جمعیت مسلمانان در سال 1990 محسوب می شود.

" آینده جمعیت جهانی مسلمانان" گزارش جامع مطالعات جمعیت شناختی است که بررسیهای به روزی از جمعیت مسلمانان در سال 2010 و همچنین وضعیت آنها تا سال 2030 نشان می دهد.

نرخ رشد سالانه جمعیت مسلمانان در این منطقه بین سالهای 2020 تا 2030 از 8/1 درصد بین سالهای 2010 و 2020 و 1/2 بین سالهای 2000 و 2010 کاهش می یابد.

این کاهش جمعیت مسلمانان بیشتر در منطقه جنوب آسیا، خاورمیانه، شمال آفریقا و اروپا و در میزان کمتری در کشورهای جنوب صحرای آفریقا مشاهده می شود. تنها منطقه ای که جمعیت مسلمان آن رشد سریعی خواهد داشت قاره آمریکا خواهد بود که قسمت اعظم آن در نتیجه مهاجرت ایجاد می شود.

براساس پروژه های جمعیتی انجمن دین و زندگی عمومی در مرکز تحقیقات پیو انتظار می رود جمعیت مسلمانان حدود 35 درصد در 20 سال آینده افزایش یابد که این افزایش از 6/1 میلیارد در سال 2010 به 2/2 میلیارد در سال 2030 می رسد.

از نظر جهانی جمعیت مسلمانان طی دو دهه آینده دو برابر جمعیت غیر مسلمانان می شود چرا که نرخ رشد جمعیت مسلمانان 5/1 درصد و غیر مسلمانان 7/0 درصد است. اگر روندهای کنونی خاتمه یابد، مسلمانان 4/26 درصد جمعیت کل جهان را از 3/8 میلیارد سال 2030 تشکیل می دهند که این میزان از 4/23 درصد سال 2010 درحالی که جمعیت جهان 9/6 میلیارد نفر بود افزایش سه درصدی خواهد داشت.

به گزارش مشرق ، "علی الاحمد" چهارشنبه در گفت وگو با شبکه خبری العالم اظهار داشت: دولت سعودی سیاست بازداشت اکثر شهروندان بی گناه را برای ممانعت از مطالبات آزادی خواهی و در راستای باج خواهی از جامعه بین المللی در پیش گرفته است.

الاحمد گفت: دولت می خواهد مردم را سرکوب کند به گونه ای که نقشی در تصمیم گیری سیاسی ،اجتماعی یا اقتصادی عربستان نداشته باشند و بازداشت یکی از اهرم های قدیمی حکومت برای ساکت کردن شهروندان و باج خواهی از خانواده های آنها است.

وی با اشاره به دعوت فعالان زن سعودی برای برگزاری راهپیمایی بانوان در روز جمعه به منظور درخواست جهت اعطای حق رانندگی، پیش بینی کرد که زنان عربستانی با استقبال از این دعوت حضور گسترده ای در این راهپیمایی داشته باشند.

الاحمد گفت:  فراخوان بین المللی برای فشار بر دولت عربستان از طریق تحریم بین المللی آن در سطح بازیهای ورزشی جهانی به منظور پایان دادن به محروم کردن زنان از کمترین حقوق خویش و به بندگی کشیدن آنها نیز مطرح است.

کارشناس مرکز پاسخگویی به سؤالات دینی، بازیابی هویت را بهترین ارمغان برای معتکف بالله دانست و اعمال مستحبی مربوط به «ایام البیض» را تشریح کرد.

به گزارش فارس، حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی‌مراد کاظمی، کارشناس مرکز پاسخگویی به سؤالات دینی با اشاره به اینکه اعتکاف به معنای ملازمه با موقعیت و شرایطی خاص است، گفت: خداوند متعال در آیه 125 سوره بقره خطاب به حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهما‌السلام می‌فرماید: «وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ» و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که خانه مرا براى طواف کنندگان و معتکفان و رکوع و سجودکنندگان پاکیزه کنید که در اینجا اشاره می‌کند که عهد و پیمانی از آنها گرفته شده تا نسبت به معتکفان در مسجد الحرام شرایط را مهیا کنند.

وی با اشاره به اینکه پیامبر صلی‌‌الله‌ علیه‌ و‌‌آله‌ و‌‌سلم در دهه آخر ماه مبارک رمضان معتکف می‌شدند، افزود: در اعتکاف انسان به نوعی از مسائل روزمره زندگی رها شده و به فطرت اولیه خویش یعنی خداجویی، خداطلبی و خداخواهی بر می‌گردد و خداوند چون انسان را برای خویش آفریده دوست دارد، بنده‌اش او را دریابد، در واقع اعتکاف بازیابی هویت را برای انسان به ارمغان می‌آورد.

حجت‌الاسلام کاظمی از ویژگی‌های اعتکاف در روزهای سیزدهم تا پانزدهم ماه رجب را تقارن ایام البیض، اعمال امّ‌داوود و ثواب روزه گرفتن در ماه رجب برشمرد و اظهار داشت: احکام اعتکاف از برخی جهات شبیه احکام انسان محرم است، به طور مثال استعمال و استشمام بو، خروج از محدوده حرم (مسجد) برای آنها حرام است، البته باید توجه داشت، کسی که دارای روزه قضا هست، نمی‌تواند روزه مستحبی بگیرد.

وی خواندن قرآن و دعا کردن برای دیگران را از دیگر اعمال این روزها عنوان کرد و ادامه داد: کسی که اعمال این سه روز را انجام دهد و در مسجد معتکف شود، به نوعی خود را برای یکسال بیمه کرده است و راهی از سیر و سلوک را پیموده است و چه زیباست که شروع ایام اعتکاف متقارن با ولادت امام علی علیه‌السلام و روز سوم نیز مصادف با رحلت حضرت زینب سلام ‌الله‌ علیها است.

* اعمال سفارش شده این ایام در مفاتیح‌الجنان

شب سیزدهم؛ مستحبّ است که در هریک از ماه رجب و شعبان و رمضان در شب سیزدهم دو رکعت نماز گذارده شود و در هر رکعت حمد یک مرتبه و یس و ملک و توحید خوانده شود، در شب چهاردهم نیز چهار رکعت به دو سلام به همین کیفیّت اقامه کند، درشب پانزدهم با خواندن شش رکعت به سه سلام مانند قبل برپا کند درباره فضیلت آن از حضرت صادق علیه‌السلام نقل شده که هر کس این نماز را گذارد، تمام فضیلت این سه ماه را در می‌یابد و جمیع گناهانش غیر از شرک آمرزیده می‌شود.

روز سیزدهم؛ که اوّلین روز از ایّام البیض است و ثواب بسیارى براى روزه این روز و دو روز بعد وارد شده است و اگر کسى بخواهد، عمل اُمّ داوُد را بجا آورد، باید این روز را روزه بگیرد.

اعمال شب نیمه ماه رجب در آن چند عمل سفارش شده است که عبارتند از: غسل، شب زنده‌داری، زیارت امام حسین علیه‌السلام، شش رکعت نماز که در شب سیزدهم ذکر شد، سى رکعت نماز که در هر رکعت حمد و ده مرتبه توحید خوانده شود، دوازده رکعت نماز هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت بعد از حمد، سوره توحید، فلق، ناس، آیه الکرسى و قَدْر را چهار مرتبه بخواند و بعد از سلام چهار مرتبه بگوید «اَللّهُ اَللّهُ رَبّى لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئا وَلا اَتَّخِذُ مِنْ دُونِه وَلِیّا»، و هر چه مى‌خواهد، از خدا طلب کند.

اعمال روز نیمه رجب نیز در آن چند عمل است: غسل، زیارت حضرت امام حسین علیه‌السلام، نماز سلمان، چهار رکعت نماز بخواند و بعد از سلام دست خود را پهن کند و بگوید «اَللّهُمَّ یا مُذِلَّ کُلِّ جَبّارٍ ویا مُعِزَّ الْمُؤْمِنینَ اَنْتَ کَهْفى حینَ تُعْیینِى الْمَذاهِبُ وَاَنْتَ بارِئُ خَلْقى رَحْمَۀً بى وَقَدْ کُنْتَ عَنْ خَلْقى غَنِیّاً وَلَوْ لا رَحْمَتُکَ لَکُنْتُ مِنَ الْهالِکینَ وَ اَنْتَ مُؤَیِّدى بِالنَّصْرِ عَلى اَعْداَّئى وَلَوْ لا نَصْرُکَ اِیّاىَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحینَ یا مُرْسِلَ الرَّحْمَۀِ مِنْ مَعادِنِها وَ مُنْشِئَ الْبَرَکَۀِ مِنْ مَواضِعِها یا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالشُّمُوخِ وَالرِّفْعَۀِ فَاَوْلِیاَّؤُهُ بِعِزِّهِ یَتَعَزَّزُونَ وَیا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوکُ نیرَ الْمَذَلَّۀِ عَلى اَعْناقِهِمْ فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خاَّئِفُونَ اَسئَلُکَ بِکَیْنُونِیَّتِکَ الَّتِى اشْتَقَقْتَها مِنْ کِبْرِیاَّئِکَ وَاَسئَلُکَ بِکِبْرِیاَّئِکَ الَّتِى اشْتَقَقْتَها مِنْ عِزَّتِکَ وَاَسئَلُکَ بِعِزَّتِکَ الَّتِى اسْتَوَیْتَ بِها عَلى عَرْشِکَ فَخَلَقْتَ بِها جَمیعَ خَلْقِکَ فَهُمْ لَکَ مُذْعِنُونَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ»، روایت شده که هر صاحب غمى این دعا را بخواند، حقّ تعالى او را از اندوه و غم رهایی می‌بخشد.

اعمال امّ داود که مهمترین اعمال این روز است و براى برآورده شدن حاجات و دفع گرفتاری‌ها مؤثّر است و باید روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم روزه بگیرد و در نزدیکی ظهر روز پانزدهم غسل کند و چون ظهر شد، نماز ظهر و عصر را به جا آورد، در حالتی که رکوع و سجودشان را به بهترین وجه انجام دهد و در محلی خلوت که چیزى او را مشغول نکند به جا آورد، پس از نماز رو به قبله حمد را صد مرتبه و سوره اخلاص را صد مرتبه و آیۀ الکرسى را ده مرتبه و بعد از آن سوره انعام و بنى‌اسرائیل و کهف و لقمان و یَّس و صافّات و سجده و شورا و دخان و فتح و واقعه و مُلک و قلم و انشقاق و ما بعدش را تا آخر قرآن بخواند و چون از اینها فارغ شد، در حالى که رو به قبله است، دعای وارده را بخواند.

فرشته از شیطان پرسید: قوی‌ترین ‌سلاح تو برای فریفتن انسان‌ها چیست؟
شیطان گفت: به آنها می‌گویم «هنوز فرصت هست».
شیطان پرسید: قدرتمندترین سلاح تو برای امید بخشیدن به انسان‌ها چیست؟
فرشته گفت: به آن‌ها می‌گویم «هنوز فرصت هست».

«پاراچنار»، غزه‎ای در همین نزدیکی
به گزارش جهان به نقل از پنجره، در گوشه‎ای از این دنیا و در منطقه‎ای به نام پاراچنار ممکن است هرلحظه جلوی درِ خانه‎تان یک مین سبز شود و پای‎تان روی آن برود. خارج‎شدن از شهر و سفر به شهری دیگر، هزینه‎ای بَس گزاف به قیمت جان دارد؛ آن‎هم از نوع ازدست‎دادن سر و مُثله شدن. حفظ جان با خودتان است. در پاراچنار گویی جمهوری اسلامی کوچکی شکل گرفته است. مردم این منطقه خود را فرزندان انقلاب اسلامی می‎دانند و هروقت نام رهبری می‎آید، چنان منقلب می‎شوند که قابل وصف نیست. اما گویا در پاراچنار دست همه دشمنان شیعیان در یک کاسه است تا مقاومت شیعیان را بشکنند؛ از آمریکا و اسرائیل گرفته تا عربستان و سرویس‎های اطلاعاتی بسیاری از کشورهای دیگر.

پاراچنار کجاست؟
«پاراچنار» نام منطقه‎ای است در پاکستان که در محاصره طالبان است و اگر چاره‎ای برای آن اندیشیده نشود، سرنوشتی همچون غزه در انتظار آن‎جاست. در پاراچنار حکم مرگ شیعه را امضا کرده‎اند؛ غافل از آن‎که شیعه پیوندی ناگسستنی با خون دارد. مردم ایران شاید ندانند در نقطه‎ای از جهان، مردمی با سربند «یاحسین» به جهاد می‎روند و دیوارهای مساجد را با عکس‎های امام (رحمت‎الله‎علیه)، شهید بهشتی، شهید همت، شهید آوینی، شهید مطهری و... تزیین می‎کنند. و مردم ایران شاید ندانند این منطقه در پاکستان به «ایران کوچک» معروف است.

پاراچناری‎ها چگونه با انقلاب آشنا شدند؟
شهید سیدعارف حسین الحسینی از شاگردان امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) بعد از انقلاب اسلامی رهبری شیعیان پاکستان را بر عهده داشت. او در نجف با امام خمینی ‎(رحمت‎الله‎علیه) آشنا شد. شهیدحسینی به‎خاطر حضور سرسختانه‎اش در مبارزات علیه رژیم بعث حاکم بر عراق، از این کشور اخراج شد و به قم آمد. اما او در ایران هم دست از مبارزه نکشید و مشارکتش در مبارزات علیه رژیم پهلوی، موجب اخراجش از ایران شد. سیدعارف حسین الحسینی در سال ۱۳۶۳ با حکم امام (رحمت‎الله‎علیه) به‎عنوان نماینده ایشان در پاکستان منصوب شد و در جایگاه رهبری شیعیان پاکستان قرار گرفت. منشأ انقلابی‎شدن مردم منطقه پاراچنار، اقدامات شهید حسینی است. او سرانجام در ۱۴ مرداد ۱۳۶۷، در شهر پیشاور هدف گلوله قرار گرفت و شهید شد. پیکرش در روستای «پیوار»، از توابع پاراچنار به خاک سپرده شد که اکنون مهم‎ترین زیارتگاه شیعیان پاکستان است.

آغاز ماجرا
پاراچنار از سال ۲۰۰۷ در محاصره طالبان و هم‎پیمانان بومی آن قرار گرفته است. اوایل اهل‎سنت هیچ مشکلی با طالبان نداشتند، اما بعد از مدتی آن‎ها هم از کارهای طالبان به ستوه آمدند.

پس از آن‎که طالبان از جنوب به شمال -‎یعنی پاراچنار ‎- منتقل شد، شیعیان تحت فشار قرار گرفتند. طی چندین درگیری، صدها تن از شخصیت‎های برتر شیعیان توسط طالبان به شهادت رسیدند. اما از آن‎جایی‎ که شیعیان زیر بار سلطه نرفتند، طالبان دسیسه‎هایی را توسط برخی از طرفدارانش به راه انداخت. در آخرین اقدام طالبان، به‎دنبال اهانت وهابیون به مقدسات شیعیان که در قالب یک راهپیمایی علیه امام حسین (علیه‎السلام) و در تأیید یزید به تاریخ ۱۲ ربیع‎الأول (آوریل ۲۰۰۷) صورت گرفت، شیعیان به نماینده سیاسی دولت مراجعه کرده و خواستار توقف این اقدامات شدند و ضرب‎الأجلی پنج‎روزه را برای پیگیری دولت مشخص کردند. پنج روز بعد که مصادف هفدهم ربیع‎الأول و روز ولادت حضرت رسول (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) بود، شیعیان با ملاحظه عدم پیگیری دولت درباره اهانت‎های طالبان، دست به تجمع مقابل یکی از مساجد دشمنان زدند و سلفی‎ها که منتظر چنین فرصتی بودند، از مناره‎های مسجد شروع تیراندازی کردند و همچنین شهر را هم خمپاره‎باران کردند. شیعیان هم با مشاهده چنین وضعیتی، به یک‎باره «یاعلی» گفته و آن‎ها را از شهر بیرون کردند.

سهیل کریمی که سال گذشته برای ساخت مستندی به پاراچنار رفته و سه هفته را در پاراچنار سپری کرده بود، محل جنایت طالبان در حمله مذکور را دیده و می‎گوید: اگر این مناره‎ها را ببینید، متوجه می‎شوید که هیچ دلیلی برای ارتفاع بسیار زیاد آن‎ها و نیز وجود دریچه‎های آن‎ها نیست. این مناره‎ها صرفا برای کار نظامی این‎گونه طراحی شده و حکم یک برج دیده‎بانی را دارد.

پاراچنار در حصر
مهم‎ترین مشکل شیعیان پاراچنار، محاصره شدن از همه‎طرف توسط نیروهای طالبان و سلفی‎هاست. این شهر هماننده غزه در حصر کامل است و با توجه به درگیری‎های صورت‎گرفته از سال ۲۰۰۷ تاکنون بیش از هزار و ۶۰۰ نفر از شیعیان شهید و ۶ هزار نفر نیز مجروح شده‎اند. طالبان راه‎های منتهی به شهر پاراچنار را محاصره کرده و هرکسی را که بخواهد وارد و یا خارج شود، می‎کشد. مسافران شیعه با عبور از استان‎های مختلف افغانستان و با صرف هزینه‎های چندبرابر که خالی از خطر هم نیست، خود را به پیشاور می‎رسانند. مردم وقتی صبح برای رفتن به‎دنبال رزق و روزی از خانه بیرون می‎روند، هنوز بسم‎الله نگفته ممکن است پای‎شان روی مین برود. آن‎ها اگرچه بالأخره به‎نحوی مایحتاج غذایی‎شان را تأمین می‎کنند، اما مسئله اینجاست که به‎خاطر محاصره، مواد غذایی گه‎گاهی از افغانستان وارد پاراچنار می‎شود، با قیمت‎های بسیارگران در اختیار شیعیان قرار می‎گیرد.

درحال‎حاضر بیش از سه سال است که راه‎های اصلی ورود غذا و دارو بر ساکنان این منطقه بسته شده و حتی مواد دارویی و یا حتی کپسول اکسیژن و ابزارها و داروی بیهوشی هم در بیمارستان مرکزی وجود ندارد؛ بیمارستانی که پزشکانش هم انگشت‎شمارند. جان باختن کودکان کم سن و سال به‎خاطر نبودن دارو به امری عادی تبدیل شده؛ خبرهای مرگ و میر این کودکان معمولا هیچ‎گاه به بیرون درز نمی‎کند. بیمارستان شهر به‎دلیل کمبود دارو نمی‎تواند خدمات‎رسانی مطلوبی داشته باشد و برخی از زنان نیز هنگام زایمان به‎خاطر نبود سرُم و دارو جان خود و نوزادشان را از دست می‎دهند.

کریمی با اشاره به ساخت مستند «زخم پیوار» خاطرنشان می‎کند: در مستند زخم پیوار خواهید دید که در شهر پاراچنار، منطقه‎ای وجود دارد که همیشه زیر آتش تک‎تیراندازان طالبان است و مردم برای عبور از آن‎جا باید خم شوند و با سرعت بدوند. تا به حال هفت نفر هم در آن‎جا با تیر تک‎تیراندازان شهید شده‎اند. من هنگام عبور از این دالان مرگ به یاد وقایع جنگ‎های داخلی لبنان و محاصره سارایوو در بوسنی افتادم.

حسین‎اصغر اهل پاراچنار که نام دانش را به‎عنوان نام خانوادگی‎اش در ایران انتخاب کرده و در سطح دوم حوزه علمیه قم در حال تحصیل است، می‎گوید: تا قبل از محاصره، منطقه پاراچنار به‎عنوان قطب کشاورزی و صیفی‎جات در پاکستان شناخته می‎شد. اما این منطقه به‎دلیل محاصره در سال‎های اخیر، دیگر نمی‎تواند محصولی صادر کند. خروج از شهر و رفتن به پیشاور، فقط ۳۰۰ روپیه خرج دارد، اما بعد از محاصره مجبوریم از راه افغانستان برویم که حداقل شش هزار روپیه هزینه دارد و صرفه اقتصادی ندارد.

پاراچنار؛ غزه‎ای دیگر
نیروهای طالبان در پاکستان عملیات‎های تروریستی انجام می‎دهند و دولت پاکستان نه‎تنها اقدامی جدی علیه آن‎ها به عمل نمی‎آورد، بلکه برای به آن‎ها چراغ سبز هم نشان داده و در کشتار شیعیان با آن‎ها همکاری می‎کند.

کریمی با اشاره به این‎که سرویس امنیتی ارتش پاکستان (ISI) از اصلی‎ترین عوامل تشدید محاصره است و تا جایی که می‎تواند اجازه تحرک دفاعی به مردم پاراچنار نمی‎دهد، می‎گوید: امنیت و خدمات اجتماعی پیش‎کش؛ دولت حتی برق این منطقه را به درستی تأمین نمی‎کند.

حسین اصغر نیز خاطرنشان می‎کند: دولت پاکستان که به نوعی طرفدار و دست‎نشانده آمریکا و اسرائیل و عربستان است، تمایلی ندارد که مردم این منطقه به تفکر شعیه و نظام جمهوری اسلامی ایران تمایلی داشته باشند. مهم‎ترین تلاش آمریکا و سرویس‎های اطلاعاتی آن‎ها در منطقه، جداکردن شیعیان از انقلاب اسلامی ایران و ولایت فقیه است.

وی اضافه می‎کند: در چند ماه اخیر بیش از ۱۵۰ نفر در بیرون از شهر توسط گروه‎های طالبان با انواع مختلف ترور همچون بمب‎گذاری، حمله مسلحانه و آدم‎ربایی شهید شده‎اند. ارتش پاکستان نیز در برخی از جنایت‎ها سهیم است؛ به‎طوری که وقتی کاروان‎های مردم پاراچنار را در بیرون از شهر بر اساس وظیفه‎اش اسکورت می‎کند، هنگام حمله طالبان به یک‎باره صحنه را خالی کرده و مردم بی‎دفاع را به‎دست طالبان می‎سپارد. ارتش پاکستان طالبان را نابود نمی‎کند. چون به‎واسطه آمریکا و ناتو از سازمان ملل متحد برای نابودی طالبان پول می‎گیرد و اگر طالبان وجود نداشته باشد، دیگر پولی هم در کار نیست.

دانش می‎گوید: طالبان از هیچ فرصتی برای کشتن شیعیان دریغ نمی‎کند و حتی مولوی‎های آن‎ها کشتن شیعیان را واجب می‎دانند. آن‎ها بچه‎ها و زن‎ها را هم می‎کشند و مثل حیوانات دست و پای اسیران را مُثله کرده و آنان را زنده‎زنده در آتش می‎سوزانند. حدود ۴۰ نفر از بچه‎هایی که داشتند برای مردم منطقه آذوقه و دارو می‎بردند، سرشان بریده شد.

پاراچنار در بایکوت خبری
به‎دلیل محاصره بسیار شدید و سانسور خبری از سوی دولت پاکستان، تقریبا هیچ‎گونه خبری از سوی خبرگزاری‎ها و شبکه‎های خبری در زمینه پاراچنار منعکس نمی‎شود و اگر هم خبری در رسانه‎ها وجود داشته باشد، بیشتر این درگیری‎ها را قومی و قبیله‎ای عنوان کرده و یا با ترفندهای رسانه‎ای به آن رنگ شیعه و سنی می‎دهد. تنها از طریق اینترنت آن هم به کندی و با زحمت، اخباری ناقص و کوتاه درمورد جنایات طالبان منتشر می‎شود.

حسین اصغر دانش یکی از مهم‎ترین مشکلات پاراچنار را نداشتن رسانه و به موازات آن عدم آگاهی مردم جهان به‎خصوص شیعیان از وضعیت منطقه دانست و گفت: دولت پاکستان اخبار مربوط به منطقه پاراچنار را سانسور می‎کند و یا با تحریف حقیقت، درگیری‎ها را قومی و قبیله‎ای معرفی کرده و به آن رنگ شیعه و سنی می‎دهد. رادیو «پَشتو»ی جمهوری اسلامی هم صرفا چهار ساعت در روز برنامه پخش می‎کند که در مقابل رادیوی «مشعل» و «دیوه» که با بودجه مستقیم آمریکا و با حمایت شبکه صدای آمریکا (VOA) راه‎اندازی شده بسیار کم است.

ساجدحسین از اهالی پاراچنار که همراه تعدادی از دوستان خود به ایران آمده است، می‎گوید: امواج رادیو پشتوی جمهوری اسلامی در منطقه بسیار ضعیف است. درضمن این رادیو با کسانی مصاحبه می‎کند که ضدانقلاب بوده و برای سازمان اطلاعاتی پاکستان کار می‎کنند. دو رادیوی مشعل و دیوه با همکاری یکدیگر و به‎صورت شبانه‎روزی برای هفت میلیون مخاطب به زبان پَشتو برنامه پخش می‎کنند. با وجود چنین اوصافی، ما اخبار و رویدادهای حقیقی پاراچنار را از طریق اینترنت با سرعت ۳۰ کیلو بایت منتشر می‎کنیم. البته این سرعت بسیار کم است، اما چاره‎ای نداریم و حتی با همین سرعت کم اینترنت، به سایت رهبر معظم انقلاب مراجعه کرده و از بیانات ایشان استفاده می‎کنیم و سؤالات‎مان را می‎پرسیم.

اما زندگی جاری است
با وجود تمام این خطرات، همچنان زندگی روزمره در پاراچنار جاری است. آن‎ها مدرسه دارند و دانشجویان پاراچناری که در دیگرشهرهای پاکستان تحصیل می‎کنند، کلاس‎های درس را به‎همراه روحانیون دایر کرده‎اند. مغازه‎ها باز و خودروها در حال حرکت هستند؛ اما با این‎حال احتیاط شرط عقل است.

سهیل کریمی با بیان این‎که پاراچناری‎ها رهبر ما را رهبر خودشان می‎دانند و در همه کوچه‎ها و بازار‎های‎شان عکس امام (رحمت‎الله‎علیه) و رهبری (مدظله‎العالی) نصب شده، اظهار داشت: بزرگ‎ترین افتخار برای پاکستانی‎ها این است که ویزا بگیرند و بروند عربستان کار کنند. اما برای پاراچناری‎ها عار است که چنین کاری کنند. بزرگ‎ترین افتخار برای پاراچناری‎ها این است که بیایند ایران و کار کنند و پول حلال دربیاورند.
کریمی در مورد شغل بسیاری از اهالی پاراچنار می‎گوید: در پاراچنار برخی از افراد بازاری هستند و مغازه دارند، بقیه هم دامدار و کشاورزند. آموزگاران مدارس پاراچنار نیز دانشجویانی بومی هستند که در دانشگاه‎های شهرهای اطراف درس می‎خوانند.

جرم؛ خون شیعه در رگ‎ها
نکته اصلی ماجرا اینجاست که اکثریت مردم این شهر شیعه هستند و در وضعیتی ناگوار از چهار طرف در محاصره کسانی هستند که ریختن خون شیعیان را مباح می‎دانند؛ محاصره‎ای همه‎جانبه که هیچ‎کس تلاشی برای شکستن آن نمی‎کند. در این منطقه کافی است شیعه باشی؛ همین خودش جرم است و توسط مولوی‎های وهابی و سلفی محکوم به مرگ می‎شوی. کار به‎جایی رسیده است که علمای وهابی اعلام کرده‎اند که مقلدان‎شان حتی اگر زن حامله‎ای را بگیرند، زن و بچه‎اش متعلق به آن مرد وهابی هستند که اسیرشان کرده است.

سهیل کریمی می‎گوید: وهابی‎ها در تجمع‎های شیعیان با عملیات انتحاری خودشان را منفجر می‎کنند تا آن‎ها را بکشند. شما خانواده‎ای پیدا نمی‎کنید که شهید و جانباز نداشته باشد. آنها با الگوبرداری از بسیج ما، رده‎های مقاومت برای مقابله با طالبان سازمان‎دهی کرده‎اند. در تشییع جنازه‎های‎شان لباس بسیجی می‎پوشند و سربند «یازهرا (سلام‎الله‎علیها)» می‎بندند. بر سر مزار شهدای‎شان پرچم جمهوری اسلامی و «یاحسین (علیه‎السلام)» نصب می‎کنند. عموم مردم شدیدا به ولایت فقیه و حضرت آقا اعتقاد دارند و در حمایت از حرکت‎های انقلابی مردم منطقه به‎خصوص شیعیان بحرین راهپیمایی می‎کنند.

حسین اصغر هم با اشاره به این‎که اعیاد رسمی جمهوری اسلامی چون ۲۲ بهمن‎، روز جهانی قدس، هفته دفاع مقدس و سایر روزها در پاراچنار گرامی داشته شده و مردم در حمایت از انقلاب اسلامی راهپیمایی می‎کنند، خاطرنشان می‎کند: مردم در این راهپیمایی‎ها عکس‎های امام راحل، رهبر معظم انقلاب، دکتر احمدی‎نژاد و سیدحسن نصرالله را در دست دارند و تصاویر شهدایی همچون چمران، همت، زین‎الدین، باکری و سایر شهدای انقلاب اسلامی در منازل و مدرسه‎های پاراچنار بر دیوارها نصب شده است. مردم در جریان اخبار منطقه قرار دارند به‎طوری که در حمایت از مردم غزه و بحرین راهپیمایی می‎کنند.

حال با این اوصاف باید دید روند درگیری‎های این منطقه بر اساس خواست سرویس اطلاعاتی ارتش پاکستان و کشورهای غربی پیش خواهد رفت و یا این‎که امت اسلام کاری برای این مسئله خواهد کرد.

تقوا بر تن و جسم انسان به طور فیزیکی اثر می‌گذارد، پاکی روح و تقوا به جسم انسان خاصیتی می‌دهد که یکی از اثرات مهم آن نپوسیدن جسم بعد از مرگ است.
اشاره:

انتشار خبر سالم ماندن پیکر مطهر آیت الله سید کاظم حسینی قزوینی پس از ۱۷ سال بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و سایت‌های خبری داشت.

پیکر مرحوم آیت الله سید کاظم حسینی قزوینی که بنا به وصیت آن فقید سعید می‌بایست در کربلا دفن می‌شد، با توجه به حاکمیت رژیم منحوس صدام، امکان انتقال به کربلا را نداشت، لذا به رسم امانت در قم به خاک سپرده شد و اخیراً که زمینه انتقال ایشان به کربلا فراهم شده بود، پس از مشورت با فقهای بزرگوار، قبر این عالم ربانی را نبش نمودند که در حین برداشتن سنگ‌های لحد، متوجه پیکر مطهر و دست نخورده ایشان شدند.

انتشار این خبر، فضای عمومی رسانه‌ها و جامعه را در بهت و حیرت برد و معنویت خاصی بر فضای مطبوعاتی و نیز اقشار مختلفی که این خبر را شنیده یا خوانده بودند حاکم نمود.

اینک که پیکر آن عالم ربانی در جوار بارگاه ملکوتی حضرت سید الشهدا‌(ع) آرام گرفته است؛ ضمن طلب مغفرت برای روح پاک مرحوم آیت اله قزوینی و حشر با اجداد طاهرینش، راز ماندگاری پیکر انسان‌های خداباور در قبر را با ذکر نمونه‌های دیگر به نقل از سایت حوزه تقدیم می‌کنیم.

تقوا بر تن و جسم انسان به طور فیزیکی اثر می‌گذارد، پاکی روح و تقوا به جسم انسان خاصیتی می‌دهد که یکی از اثرات مهم آن نپوسیدن جسم بعد از مرگ است.

سالم‌ماندن و نپوسیدن بدن، نوعی کرامت الهی است که خداوند به بندگان خوب خود عنایت می‌کند و عملاً نشان می‌دهد تقوا در عالم برزخ نیز تأثیرگذار است و این نشانه‌ تحقق معاد و حقانیت عقاید دینی است و از خواص تقوا، تازه‌ماندن جسم است.

بدن افرادی چون فرعون به وسیله مواد شیمیایی و مومیایی کردن و تخلیه بخش‌های داخلی بدن آن‌ها برای جلوگیری از پوسیدگی صورت می‌گیرد؛ اما افراد پاک و با تقوا به طور طبیعی و با این که در معرض عوامل فاسد کننده و تجزیه کننده جسم هستند، سالم می‌مانند و نمی‌پوسند و تفاوت این دو از زمین تا آسمان است.

یکی از این نمونه‌های سالم‌ماندن جسد، پیکر آیت‌اله مجتهدی مجاب است که بعد از سی سال، وقتی به خاطر دفن پسرش در همان مرقد، قبر را شکافتند، متوجه شدند جسم آن عالم الهی سالم و دست‌نخورده است و همچنین فردی به نام احمد که اشعار فضایل امیرالمؤمنین(ع) را می‌خواند و بعد از مرگ در یکی از روستاهای خوانسار دفن شده بود، ‌بعد از گذشت ۲۰ سال از درگذشت او به واسطه تعریض جاده‌ کنار گورستان، متوجه سالم‌بودن جسم او می‌شوند.

علاوه بر تقوا،‌در منابع دینی استمرار غسل جمعه و مقید بودن بر آن از عوامل سالم ماندن جسم در قبر شمرده شده است.

مرحوم آیت‌اله حسینی تهرانی در کتاب معادشناسی بحث مفصلی در این خصوص و نحوه ارتباط روح و بدن بیان نموده و نپوسیدن بدن‌های مطهر پیامبران و ائمه طاهرین را مدعایی بر این امر بیان کرده است.


‌سالم‌ماندن جسد بعد از یازده‌قرن
مرحوم آیت‌اله حاج آقا حسین مجتهدی که در زمان ناصرالدین شاه قاجار می‌زیسته است، می‌نویسد: هنگام فرش کردن حرم مطهر حضرت معصومه‌(س) با سنگ‌های مرمر، در قسمت پایین‌ پای حضرت روزنه‌ای به سرداب باز شد، و دو نفر از زنان صالحه، برای بررسی وضع داخل سرداب وارد آن شدند و در آنجا، سه پیکر مطهر تروتازه را دیدند که گویی، همان روز، از دنیا رفته‌اند. این سه نفر یکی بانوی ارجمند حضرت میمونه‌(س) دختر موسی‌مبرقع و آن دو نفر، کنیزهایی به نامه‌های ام‌اسحاق و ام‌حبیب بوده‌اند.


سالم ماندن بدن شیخ صدوق
آرامگاه شیخ صدوق در طول سالیان بسیار و قرن‌های متوالی، ویران شده بود، مامقانی در کتاب تنقیح المقال می‌نویسد: وقتی به دلیل سیل و طوفان، سردابی که مرحوم شیخ صدوق در آن مدفون بودند، ویران شد، بسیاری از بزرگان که از جمله آن‌ها پدر بزرگوار آیت‌اله‌العظمی مرعشی‌نجفی بود، جسدی را دیدند که تمام اعضای بدنش سالم و تازه به نظر می‌رسید، و با صورتی نیکو آرمیده بود، بعد از تحقیق و تفحص کتیبه‌ای یافتند که بر روی آن نوشته شده بود "هذا المرقد العالم الکامل المحدث، ثقۀ‌المحدثین صدوق‌الطائفه، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی‌ابن جعفر بن بابویه قمی ".
مرحوم آیت‌اله‌العظمی مرعشی‌نجفی‌ از پدرشان نقل می‌کردند که: من دست آن بزرگوار را بوسیدم و تقریبا بعد از نهصدسال دست ایشان بسیار نرم و لطیف بود.


پیکر سالم نوه دختری ملاصدرا
هنگامی که از سوی خیابان انقلاب (چهارمردان) قم به سوی حرم حضرت معصومه (س) می‌‌روید، روبروی درب ورودی پاساژ کویتی‌ها، سنگ قبری برآمده در میان پیاده‌رو، خودنمایی می‌کند، این مرقد کسی نیست جز علامه حکیم متکلم و محدث فقیه میرزا حسن لاهیجی، پسر حکیم عبدالرزاق لاهیجی که مادرش دختر صدرالمتالهین می‌باشد.
یافت شدن این پیکر سالم، به زمانی مربوط می‌شود که برای احداث ‌خیابان مزبور به جسد سالمی برخورد می‌کنند، با مراجعه به علمای قم، آیت‌اله‌العظمی مرعشی‌نجفی‌ نسبت ایشان را تایید می‌کنند،‌ اما جای تأسف است در طول روز هزاران نفر از کنار این مرقد عبور می‌کنند، بدون این‌که آن را بشناسند.
میرزاحسن (کاشفی) لاهیجی، از حکما و محدثین بنام شیعه است که دارای تألیفات گران‌سنگی چون‌ شرح صحیفه سجادیه، شمع یقین، اصول خمسه، سرّ مخزون یا اثبات الرجعه، حاشیه بر شوارق الافهام، رسالۀ فی الغیبه، هدیۀالمسافر و... می‌باشد.
این عالم ربانی در سال ۱۱۲۱ در قم وفات یافت. البته نام اصلی وی میرزا حسن لاهیجی است و اشتهار او به کاشفی معلوم نیست.


مرحوم قطب راوندی
مرحوم سعیدبن هبۀ‌اله رواندی معروف به قطب راوندی در سال ۵۷۳ه‌ق وفات نمودند و در حرم مطهر حضرت معصومه‌(س) به خاک سپرده شدند، بعد از ۸ قرن هنگامی‌که جهت تعمیر حرم مطهر، در بخشی از صحن مطهر حضرت معصومه‌(س) با پیکر سالم و سیمای نورانی آیت‌اله قطب راوندی برخورد کردند، حضرت آیت‌اله مرعشی‌نجفی سنگ قبر بلندی بر فراز قبر او نهادند.


اینک آیت‌اله سید محمد کاظم قزوینی
در اخبار آمده بود که ۲۱ اردیبهشت سال جاری پیکر آیت‌اله سید محمد کاظم قزوینی بعد از ۱۷ سال سالم از خاک بیرون آورده شد، او وصیت کرده بود که او را در کربلا به خاک بسپارند و بعد از ۱۷ سال جهت انتقال جسد به کربلا، متوجه شدند که پیکر ایشان سالم است.
آیت‌اله سید محمد کاظم قزوینی داماد مرحوم آیت‌اله‌العظمی سید میرزا مهدی شیرازی از مراجع تقلید پیشین در نجف بودند.

مبلغان مسیحی در جدیدترین شیوه تبلیغی خود با اعزام کشیش ها به مراکز عمومی، درصدد هستند جوانان و اقشار مختلف را را با کشیش ها مواجه و به صورت چهره به چهره به معرفی آئین مسیحیت بپردازند.

به گزارش بوشهر نیوز، درسال­های اخیر کشورهای اسلامی پذیرای موج وسیع و پردامنه­ای از تبلیغات مسحیت بوده­اند که ایران نیز از این قضیه و همچنین هجمه­های وارده شده مستثنی نبوده است.

مبلغان مسیحی همواره درصدد هستند با شیوه های نوین و البته غیرمستقیم به معرفی آداب و مبانی آئین مسیحیت بپردازند که از جمله آن می توان به حضور کشیش های مسیحی با لباس های ویژه خود در اماکن عمومی، فروشگاه ها، جنب مدارس و آموزشگاه های مختلف اشاره کرد.

حضور کشیش ها با پوشش رسمیشان باعث می شود جوانان به صورت چهره به چهره و اختیاری به طرح پرسش های خود در زمینه آئین مسیحیت بپردازند و مبانی آن را با دین اسلام مقایسه کنند.

طبق مشاهدات خبرنگار بوشهر نیوز، این افراد در مواجهه با جوانان و نوجوانان به بحث و گفتگو در خصوص روابط بین دختران و پسران می پردازند و وانمود می کنند که مسیحیت در این خصوص دینی بسیار سهل گیر است که برقراری چنین روابطی را در هر سطحی انسان دوستانه می بیند.

اهدای کتب آموزشی و انجیل، صلیب و تی شرت های مزین به نمادهای مسیحی از جمله اقدامات این کشیش ها برای برقراری دوستی با مخاطبانشان است.

گفتنی است، طی پژوهش های صورت گرفته تبلیغات تلویزیونی، تبلیغات شهری، تبلیغات در اقشار، تبلیغات در کلیساهای خانگی، اینترنت و اغواگران از جمله راه های تبلیغ مسیحیت در ایران است که روز به روز گسترش می یابد.

جوان آنلاین: ملادیچ جانور صربستانی وحشی و شیطان ظالم، مسئول کشتار حدود ۱۰ هزار مسلمان بی‌گناه در شهر سربرنیتسا در سال ۱۹۹۵ است. ۱۶ سال پس از مخفی‌کاری صهیونیست‌ها در رسانه‌‌های غربی، ملادیچ در روستای لازاروو در ۶۰ کیلومتری شمال بلگراد، در ۲۵ می سال ۲۰۱۱ دستگیر شد.

ملادیچ در این مدت از طرف ارتش صربستان، کلیسای ارتدوکس، فامیل‌ها و دوستان حمایت می‌شد و به راحتی در جشن‌های عروسی و مسابقات فوتبال شرکت می‌کرد و به رستوران‌های گرانقیمت می‌رفت، اما دولت صربستان، امریکا، اروپا و سازمان ملل نمی‌توانستند ردی از وی پیدا کنند!
یک زن مسلمان می‌گفت: «در تمام این سال‌‌ها، آن هیولا توسط دولت صربستان مخفی نگه داشته می‌شد و آنها می‌دانستند که وی کجاست ولی حالا او را تسلیم عدالت می‌کنند، خب به هر حال، دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است! ولی من از محکمه‌ای می‌ترسم که هیچ گاه حکمی صادر نکند!» حالا بعد از دستگیری ملادیچ، این سؤال مطرح است که آیا او هم مانند اسلوبودان میلوسویچ، رئیس جمهور سابق صربستان که گفته می‌شود به علت مسمومیت مرده، کشته خواهد شد؟

کشتار در قلب اروپا

بر اساس ارزیابی‌ها کشتار مسلمانان از سال ۱۹۹۲ آغاز شده، ولی با قتل عام‌ها در سربرنیتسا به اوج خود رسید. گورهای دسته جمعی مسلمانان هنوز هم در سر‌اسر مناطق کوهستانی بوسنی پراکنده باقی مانده است.

به‌رغم تمام این کشتار‌های مخوف، رسانه‌های غربی، نه ملادیچ و نه میلوسویچ را به عنوان تروریست معرفی نمی‌کنند. آنها تنها بن لادن را به عنوان بزرگ‌ترین تروریست می‌شناسند. خب همین اندازه هم در مقابل استاندارد‌های دوگانه امریکایی‌های تحت کنترل یهودیان و اروپاییان صلیبی و رویکرد رسانه‌های آنها در قبال اسلام و مسلمان زیاد است.

فواد ریاد، قاضی دیوان دادگستری سازمان ملل در سال ۱۹۹۵ در خلال جلسه تفهیم اتهام غیابی ملادیچ گفته بود: « برای وحشیگری‌های بی‌حد و حصر ملادیچ مدرک وجود دارد. هزاران نفر از مردم اعدام و در گورهای دسته جمعی دفن شدند، هزاران نفر زنده به گور شدند، مردان و زنان زیادی مثله و بعد کشته شدند، بچه‌ها در جلوی چشم مادرانشان کشته شدند و پدر بزرگی را نیز به خوردن جگر نوه‌اش مجبور کردند.»

جالب اینکه همه این اتفاقات در بوسنی – هرزگوین افتاده است، در قلب اروپای مسیحی، جایی که مسلمانان و خود چشم آبی‌های اروپایی بیشترین جمعیت را دارند، همان بوسنی‌ای که قرن‌ها تحت تأثیر فرهنگ غربی قرار گرفته و برای مسلمانان آن، مذهب و مذهبی بودن با شاخصه انطباق‌پذیری معنا شده است، بنابر این مسلمانان بوسنی را به سادگی نمی‌توان از کروات‌های کاتولیک و صرب‌های اوتدوکس تشخیص داد.

اروپا مسلمان نمی‌خواهد

در سال ۱۹۴۵، بوسنی – هرزگوین در داخل یوگسلاوی سوسیالیست و رژیم رئیس جمهور تیتو تبدیل به جمهوری شد و مسلمانان به عنوان یک ملت جدا تعریف شدند و همانند دیگران از حقوق یکسانی برخوردار بودند، ولی مشکلات با سقوط کمونیسم و انحلال یوگسلاوی در سال ۱۹۹۱ آغاز شد. به دنبال یک رفراندوم در سال ۱۹۹۲، بوسنی – هرزگوین به عنوان یک کشور مستقل اعلام استقلال کرد، از همان زمان بود رئیس جمهور بوسنیایی – صرب یوگسلاوی یعنی اسلوبودا میلوسویچ، موجی از خشونت را به راه انداخت که بعد‌ها تبدیل به خشونت‌بارترین و خونین‌ترین جنگ در اروپا بعد از جنگ جهانی دوم گشت. سربازان بوسنیایی – صرب، به رهبری رادوان کارادزیچ، معروف به آریل شارون بوسنی، سارایوو را که توسط مسلمانان کنترل می‌شد محاصره کردند. خشونت‌ها از یک منطقه آرام آغاز شد و بدترین نسل کشی علیه مسلمانان به وقوع پیوست. مسلمانانی که در انبارها و محل‌‌هایی اینچنینی دستگیر می‌شدند بعد از هفته‌ها گرسنگی، شکنجه می‌شدند و بی‌رحمانه سلاخی و در گورهای دسته جمعی دفن می‌گشتند و هنوز هم بسیاری از این گورها ناشناخته باقی مانده‌اند.

کشتار پیش چشمان هشیار!

عدم واکنش امریکا و اروپا به قتل عام‌ها باعث تشدید کشتار توسط صرب‌ها شد. واقعیت این بود که رئیس جمهور سابق فرانسه ژاک شیراک اعلام کرده بود که فرانسه دیگر وجودمسلمانان را در اروپا تحمل نخواهد کرد.

شرایط به قدری پیچیده بود که حتی مسلمانان بوسنی خودشان هم نمی‌دانستند در چه مخمصه‌ای گرفتار شده‌اند زیرا کسانی که روستاهایشان را ویران و خانه‌‌هایشان را آتش می‌زد و آنها را می‌کشت، از همسایگان آنها بودند و برای نسل‌ها در کنار هم با صلح و آرامش زندگی کرده بودند.

اولین تلفات این جنگ مربوط به شهر موستار بود که قدمت آن به قرن شانزدهم بر می‌گشت و در زمان امپراتوری عثمانی ساخته شده بود و به عنوان نمادی از تنوع فرهنگی بوسنی باقی مانده بود. خود این شهر همراه با پل معروفش هر دو ویران شدند. سازمان ملل موفق به عکس‌العمل در زمان مناسب نشد، ولی کمی بعد مردم دنیا را با ساخت یک پناهگاه به اصطلاح ایمن برای مسلمانان سارایوو، گورازده و سربرنیتسا فریب داد. جایی که مسلمانان از دست قاتلان صرب در امان نبودند.

حدود ۳۰۰ هزار نفر از مسلمانان به طور سیستماتیک سلاخی شدند و ۲۵ هزار نفر معلول گشتند اما هیچ کس واقعاً نمی‌داند که چه تعداد دیگری خارج از این آمار کشته شده‌اند. صدها هزار نفر از زنان و دختران مسلمان به صورت گروهی مورد تجاوز اراذل و اوباش صرب قرار گرفتند. چند صد هزار نفر از زنان مسلمانی که در امنیت و آسایش زندگی می‌کردند، همسران و خانواده‌‌هایشان را از دست دادند و بدون هیچ سرپناهی در خیابان‌ها آواره شدند، بدون هیچ وسیله‌ای برای زندگی و بقا. این جرائم در بازه‌ای ۴۴ ماهه بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵، در برابر دیدگان هوشیار امریکا، اروپا و به اصطلاح قهرمانان حقوق بشر اتفاق افتاد.

یک شاهد عینی از کشتارهای سربرنیتسا گفته است: «مسلمانان برای کمک و نجات به سربازان هلندی و سایر افسران سازمان ملل التماس می‌کردند، ولی سربازان درخواست آنها را برای کمک رد می‌کردند، با اینکه از کشته شدن آنها اطمینان داشتند و به صرب‌ها اجازه می‌دادند که آنها را با خود ببرند.

پس از گذشت پنج روز از تجاوزات صرب‌ها به سربرنیتسا، سر‌اسر این منطقه به یک کشتارگاه تبدیل شد و دره‌های زیبا و آرام در مجاورت سربرنیتسا به گورهای دسته جمعی مبدل گشت که هنوز برخی از آنها ناشناخته باقی مانده‌اند. عده‌ای می‌گویند که حدود ۷ هزار مسلمان کشته شدند. برخی دیگر این عدد را ۱۰ هزار می‌‌دانند و برخی نیز این عدد را بسیار بیشتر تخمین زده‌اند. اگرچه از تعداد دقیق کشته‌ها عددی منتشر نخواهد شد، ولی روزنامه Independent چاپ انگلیس گزارش کرده که سازمان ملل اجازه داده است تا ۸ هزار نفر در سربرنیتسا کشته شوند. در توصیف چگونگی کشتار مسلمانان، یک سرباز صرب به نام «درازن اردمویچ»، ادعا می‌کند که خود به تنهایی یکصد نفر را در قتل عام سربرنیتسا کشته است. او به دادگاه محاکمه میلوسویچ گفته است: «مردان و پسران توسط اتوبوس به مزارع حمل و در آنجا کنار هم ردیف شده و به آنها شلیک می‌کردند. ابتدا توسط مسلسل به رگبار بسته می‌شدند و در نهایت با کلت به سر آنها تیر شلیک می‌شد. بسیاری از آنها با دست‌ها و چشم‌های بسته بودند. سربازان در ابتدا با کسانی که می‌شناختند بد رفتاری می‌کردند و سپس آنها را می‌کشتند.» این سرباز صرب هنوز هم نمی‌تواند بفهمد که چرا این کار را انجام می‌دادند.

فرمانده سابق ناتو، وستلی کلرک می‌گوید که میلوسویچ به او گفته بود که از برنامه ریزی‌های انجام شده برای قتل عام سربرنیتسا آگاه بوده است، اما عکس العملی از طرف کسی ندیده بود تا وی را از کشتار مسلمانان باز دارد.

مسئولیت سازمان ملل

دبیر کل سازمان ملل، کوفی عنان با پذیرش شکست سازمان ملل، این اظهارات را در مورد کشتار مسلمانان در سربرنیتسا در یک گزارش ۱۵۵ صفحه‌ای بیان کرده بود:

« قتل عام مسلمانان برای همیشه سازمان ملل را سرافکنده کرد؛ سازمانی که باید مسئولیت کشتار مسلمانان در مناطق امن تحت حفاظت خود را قبول نماید. شورای امنیت سازمان ملل باید علیه این جنایات آشکار عمل قاطع انجام می‌داد. از جنگ جهانی دوم به بعد اروپا شاهد چنین کشتاری در این مقیاس نبوده است. فاجعه سربرنیتسا برای همیشه با تاریخ گره خواهد خورد و ناظران و نیروهای سازمان ملل را به خاطر نادیده گرفتن تجاوزات صرب‌ها سرزنش خواهند کرد. فرماندهان هلندی، مکرراً خواهان استفاده از نیروی هوایی بود ولی سازمان ملل این درخواست‌ها را نادیده گرفت. این کار سازمان ملل که به اشتباه اعلام کرده بود تنها از نیروی هوایی ناتو به عنوان آخرین راه حل در برابر صرب‌ها استفاده خواهد کرد، اشتباه بود. نتیجه اساسی که از سربرنیتسا گرفته می‌شود، این بود که تلاش‌های عمدی و سیستماتیک برای ایجاد رعب، اخراج یا قتل عام مردم باید با تمام ابزار‌های لازم و اراده سیاسی برای انجام کار به شیوه‌ای عقلایی، دفع می‌شد.

کوفی عنان در انتقاد به کارکنان مرکز فرماندهی سازمان ملل که به همراه خود وی، نیروهای حفظ صلح در سربرنیتسا و« گروه تماس» شش کشور که بر بالکان نظارت دارند، گفته است: « اصلی‌ترین مسئولیت ( کشتار) بر عهده رادوان کارادزیچ رهبر صرب‌های بوسنی در زمان جنگ و راتلو ملادیج فرمانده نظامی اوست که طراحی کشتار را انجام داد. هر دو نفر از طرف دادگاه بین‌المللی جرائم جنگی تحت تعقیبند، ولی هنوز آزادانه زندگی می‌کنند.» کوفی عنان اظهار داشت: «باقی ۲۵۰۰ نفر از مردم در گورهای دسته جمعی پیدا شده‌اند. هزاران نفر دیگر نیز احتمالاً در گورستان‌های دیگر پیدا خواهند شد. نبش قبرها نشان داده است بسیاری از آنها بادست‌ها و چشمان بسته کشته شده‌اند. به برخی از آنها از پشت شلیک شده است و برخی دیگر تیر به سرشان اصابت کرده است. سقوط سربرنیتسا بسیار تکان دهنده بود، زیرا مردم تحت محاصره باور داشتند که نیروهای سازمان ملل و ناتو از آنها در برابر سربازان صرب مراقبت خواهند کرد. سربازان صرب، شورای امنیت سازمان ملل را نادیده گرفتند و آنها را تحت فشار قرار دادند و در سربرنیتسا به آسانی تاخت و تاز کردند و این نیروهای نظامی بودند که باید کشتار را متوقف می‌کردند.»

تحقیق یک گروه پارلمانی در هلنددرباره کشتار سربرنیتسا، باعث شد که دولت هلند به صورت سیاسی مسئول کشتار مسلمانان در سربرنیتسا شناخته شود.

تحقیق این گروه پارلمانی در بررسی نقش سازمان ملل به خاطر ناتوانی در مراقبت از مسلمانان، نشان می‌دهد امتناع برنارد ژاویر، ژنرال فرانسوی مسئول نیروهای سازمان ملل در منطقه از صدور مجوز حملات هوایی برای حمایت از نیروهای حافظ صلح هلند اشتباه بوده است، همچنین این گزارش، رهبر سابق بوسنیایی – صرب، رادوان کارادزیچ و ژنرالش، راتکو ملادیچ را در نهایت به عنوان مسئول قتل عام‌ها در سربرنیتسا معرفی کرده است.

مرده‌هایی که دادگاهی نمی‌شوند

قتل عام‌ها در بوسنی بعد از قرار داد صلح دیتون در سال ۱۹۹۵ پایان یافت. این قرار داد باعث شکل‌گیری دو هویت متمایز در منطقه شد: اول مسلمانان بوسنی و کروات‌‌ها و دیگری صرب‌‌ها که هر دو هویت پارلمان، رئیس جمهور، پلیس و نیروی نظامی جدا داشتند. این دو هویت متمایز به جای وحدت و یکپارچگی، باعث تقویت جدایی و ناسیونالیسم شدند.

اگرچه محل نگهداری کارادزیچ و ملادیچ یک راز آشکار بود اما آنها شهامت آن را نداشتند که این دو نفر را دستگیر و تحویل دادگاه جرائم جنگی لاهه بدهند. شاید این دو نفر اطلاعاتی را در مورد حمایت کشورهای اروپایی، از قتل عام آنها و کشاندن بوسنی به باتلاق امروزی داشته‌اند که باعث دستپاچگی و ترس این کشورها از افشای این اطلاعات شده است.

در ۱۱ مارس ۲۰۰۶، میلوسویچ که به ۶۰ جنایت جنگی علیه بشریت ناشی از جنگ در بوسنی، کرواسی و کوزوو متهم گشته بود، در سلول خود در بازداشتگاه سازمان ملل در لاهه مرده پیدا شد. پیش از این اتفاق هم، میلوسویچ دست به شکایت زده بود که او هم توسط دارو مسموم شد. متأسفانه میلوسویچ قبل از اینکه به اعدام محکوم شود، مرد و تمام امید‌های بستگان و خانواده‌های کشته شدگان را برای شنیدن حکم دادگاه علیه خودش تبدیل به یأس کرد. دادگاه نیز به علت محکوم نکردن وی متهم است. در طول این پنج سال با وجود هزاران شهود و ده‌ها هزار مدرک که دادگاه علیه میلوسویچ داشت، ولی این کار را انجام نداد و باعث شد که میلوسویچ را نتوان هرگز به عنوان یک گناهکار یا بی‌گناه خواند.

پایان پیش از موعد این دادگاه، سؤالات مهمی درباره شیوه برخورد دادگاه‌های بین المللی که مسئول تصمیم‌گیری‌های کلیدی در این مورد بودند، به وجود آورده است، تصمیم‌‌هایی که منجر به ایجاد یک پروسه فرسایشی و پربهای پنج ساله شد و ۲۰۰ هزار دلار هزینه‌های دادرسی را هدر داد.

ریچارد دیکر، مشاور حقوقی دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید: «این یک شکست بزرگ برای عدالت است و بیشتر از همه، این یک شکست برای قربانیان محسوب می‌شود.»

اسکارف، مدیر بخش حقوق بین الملل دانشگاه «وسترن ریزرو» در ایالت کلیولند نیز معتقد است: « قضات دادگاه از صدور حکم مرگ برای او می‌ترسیدند. ترس از این حکم چیزی بود که واقعاً وجود داشت. در واقع کارشناسان حقوقی می‌گویند که قضات اشتباهات متعددی مرتکب شدند. آنها نباید به یک مرد بیمار اجازه دفاع از خود را می‌دادند. آنها نباید با ادغام کردن سه جرم در یک مورد، موافقت می‌کردند و آنها نباید میلوسویچ را از سایر متهمان مرتکب به اینگونه جرائم جدا می‌کردند.»
حال سؤال این است که آیا ملادیچ هم قبل از اینکه محاکمه شود، خواهد مرد؟

نویسنده مشهور عرب با اشاره به تلاشها برای منحرف کردن انقلاب مردم مصر از مسیر اصلی خود، صهیونیستها و برخی رژیم های عربی را به توطئه علیه این انقلاب متهم کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، "عبدالباری عطوان" در سرمقاله امروز روزنامه القدس العربی نوشت: انقلاب جوانان مصر که از میدان التحریر قاهره آغاز و تا شهرها، روستاها و مناطق مختلف این کشور امتداد یافت، جهان را به دلیل صبر و استقامت جوانان، تغییر چهره سیاسی مصر، بر هم زدن معادلات قدرت و ائتلافهای عربی منطقه، و مهمتر از همه تغییر نوع روابط با رژیم اشغالگر، شگفت زده کرد.

وی افزود: به همین دلیل طبیعی است که بسیاری از طرفهای بین المللی برای ناکام گذاشتن این انقلاب و به انحراف کشاندن آن از ماهیت ملی و انسانی خود، بدنبال توطئه باشند؛ در این میان، رژیم اسرائیل در کنار برخی رژیم های عربی که مخالف تغییرات دموکراتیک هستند، در راس توطئه گران علیه مصر قرار دارند؛ آنها بدنبال نابود کردن نقش ملتهای عربی و ابقای مصر بعنوان کشوری تابع طرح های سلطه جویانه آمریکا در منطقه هستند.

عطوان با بیان اینکه اعلام دستگیری جاسوس موساد، خبری غافلگیر کننده نبود، تاکید کرد: منابع قضایی تاکید کردند که این جاسوس در میدان التحریر قاهره، با نام مستعار حضور داشت، و مصری های حاضر در میدان را برای حمله به کلیساها تحریک می کرد، تا از این راه آتش درگیری های فرقه ای و طایفه ای را در کشور برانگیزد، و به وحدت ملی ضربه بزند.

این نویسنده عرب خاطرنشان کرد: اکنون انقلاب مصر هدف قرار گرفته است، زیرا این انقلاب دیگر در برابر رژیم اشغالگر ضعیف نیست، و از طرح های آمریکا پیروی نمی کند و در توطئه برای تشدید محاصره غزه و دشوار کردن زندگی برای یک و نیم میلیون مسلمان مشارکت ندارد، و گاز را به قیمت ناچیز به اسرائیلی ها نمی فروشد؛ بنابراین طبیعی است که صهیونیست ها جاسوس های خود را برای حمایت از کودتا علیه انقلاب مردم و بازگرداندن زمان به عقب، به مصر اعزام کند، تا این کشور دوباره تسلیم مافیای فساد و سرکوب و غارت اموال عمومی شود.

عطوان در ادامه با اشاره به حمله به کلیساها در مصر، تاکید کرد: هدف قرار گرفتن کلیساها توسط صهیونیست ها قبل و بعد از انقلاب مردم مصر، و درگیری بین مسلمانان و قبطی ها، مساله ای اتفاقی نیست.

وی افزود: دست نشانده های اسرائیل هیچگاه از دخالت در امور داخلی مصر دست نمی کشند؛ همانگونه که در لبنان، اراضی اشغالی فلسطین، و عراق روی داد، کلیساها همواره یکی از اهداف آنان است تا مسیحیان ضد برادران مسلمان خود تحریک شوند.

این نویسنده در ادامه خاطرنشان کرد: عجیب نیست که لابی اسرائیلی همین نقش را ضد اقلیت های مسلمان در غرب بازی می کند، تا به آنها اتهام تروریستی بزند، و جوامع غربی را از مسلمانان متنفر کند، و دیدگاه هایی اشتباه مانند نبودن امکان همزیستی مسلمانان و دموکراسی را در این جوامع گسترش دهد.

عبدالباری عطوان افزود: انقلاب مصر همه محاسبات راهبردی اسرائیل را واژگون کرد، چراکه این رژیم به مدت 40 سال اطمینان یافته بود که رژیم های عربی سرسپرده هستند و با سلاح مقاومت مخالفند و از فرایند دروغین صلح حمایت می کنند.

وی در ادامه نوشت: در اینجا فقط اشاره به این موضوع کافی است که تغییر مصر از دوست به دشمن اسرائیل، دست کم برای این رژیم 20 میلیارد دلار هزینه نظامی خواهد داشت، زیرا این رژیم باید تسلیحات و نیروهای نظامی خود را در مناطق مرزی مصر تقویت کند.

عطوان با اشاره به اینکه شمار جاسوسان رژیم اشغالگر در مصر نامشخص است، بر ضرورت هوشیاری و آگاهی همه مصری ها، برای دوری از دام و توطئه های صهیونیستی تاکید کرد.

مشرق: این بار ، سیلِ ویرانگر بی تدبیری و جهالتِ مسئولان فرهنگی ، دامن ِ گلزار شهدای زنجان را گرفت و بخش عظیمی از میراث به جامانده ی شهیدان را از میان برد. میراثی که در قالب سنگ مزار ، نمایانگر فرهنگ و اعتقادات خانواده ی شهدای زنجان بود ، به نام یکسان سازی ، منهدم شد و هیچ مقامی نیز پاسخگوی این خسارت فرهنگی نشد.

این خیانت ، پیش از این در گلزار شهدای مشهد مقدس ، امامزاده چیذر و ...نیز انجام شده است و ظاهرا تلاش فراوانی برای تکرارِ آن در بهشت زهرای تهران در حال انجام است. چه کاری از دست دلسوزان و علاقمندان به میراث شهدا برمی آید؟

«من اصغی الی ناطق فقد عبده فان کان الناطق عن الله فقد عبدالله و ان کان الناطق عن لسان ابلیس فقد عبد ابلیس»
«آن که به گوینده‌ای گوش فرا می‌دهد، همانا وی را پرستیده است. پس هرگاه، گوینده سخن از خداوند بگوید، شنونده خداوند را پرستیده است و اگر گوینده زبان شیطان باشد، شنونده شیطان را پرستش کرده است.»

ـ «الایام تهتک لک الأمرعن الاسرار الکامنۀ.»
«روزگار از رازهای پنهان، برایت پرده بر می‌دارد.»

ـ «من انقاد الی الطمأنینۀ قبل الخبرۀ فقد عرض نفسه للهلکۀ و العاقبۀ المتعبۀ»
«آن که پیش از آزمودن، اعتماد کند، خویشتن را در معرض هلاکت و عاقبت ناگوار قرار داده است.»

ـ «قد عاداک من ستر عنک الرشد اتباعا لما تهواه.»
«آن که برای پیروی از خواسته‌های تو، راه رشد را بر تو پنهان دارد، با تو دشمنی کرده است.

ـ «راکب الشهوات لاتقال عثرته.»
«آن که بر مرکب شهوات می‌راند، لغزش‌های نابخشودنی دارد.»

ـ «الثقۀ باالله ثمن لکل غال و سلم لکل عال»
«اطمینان به خداوند، بهای هر چیز ارزشمند است و برای ترقی و بلند مقامی، چونان نردبان است.»

ـ «کیف یضیع من الله کافله»
«چگونه کسی که خدای تعالی کفیل اوست، هلاک می‌شود»

ـ «کیف ینجو من الله طالبه.»
«چگونه کسی که خدای تعالی در تعقیب اوست، نجات می‌یابد.»

ـ «من انقطع الی غیر الله وکله الله الیه.»
«کسی که از خداوند منقطع گردد، خدایتعالی او را به خود وا می‌گذارد.»

ـ «من عمل علی غیر علم کان ما یفسد اکثر مما یصلح.»
«کسی که از روی ناآگاهی عمل کند، فساد و تباهی عمل او، از صلاح آن بیشتر است.»

ـ «مصاحبۀ الشریر کالسیف المسلول، یحسن منظره و یقبح أثره»
«همنشینی با بدکار همچون شمشیر برهنه است که منظره‌اش زیبا و اثرش زشت و ناپسند است.»

ـ «لا تکن ولیاً لله تعالی فی العلانیۀ و عدواً له فی السر»
«در آشکارا دوست خدا و در پنهانی دشمن او مباش.»

ـ «کفی بالمرء خیانۀ ان یکون امیناً للخونۀ»
«از خیانت همین مقدار برای آدمی بس که مورد اطمینان خائنان باشد.»

ـ «العافیۀ احسن عطاء»
«عافیت بهترین بخشش (الهی) است.»

ـ «عز المؤمن غناه عن الناس»
«عزت مؤمن بی‌نیازی او از مردم است.»

ـ «الشهوات من ضعف القلب.»
«شهوت‌ها ناشی از ضعف و زبونی دل است.»

ـ «القصد الی الله بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال»
«رفتن به سوی خدا با قلب، از به زحمت انداختن تن، به واسطه عمل، رساننده‌تر است.»

ـ «ماهدم الدین مثل البدع».
«دین را چیزی مانند بدعت‌ها از بین نبرده است.»

ـ «بالدعاء تصرف البلیۀ.»
«بلا به وسیله دعا مرتفع می‌شود.»

ـ «عنوان صحیفۀ المؤمن حسن خلقه.»
«حسن خلق، در رأس نامه اعمال مؤمن است.»

ـ «عنوان صحیفۀ السعید حسن الثناء علیه.»
«در رأس نامه اعمال سعادتمند، ستایش و تمجید (مردم) از اوست.»

ـ «خفض الجناح زینۀ العلم.»
«فروتنی، زینت علم است.»

ـ «الجمال فی اللسان.»
«زیبایی (انسان) در زبان اوست.»

ـ «من طلب البقاء فلیعد للمصائب قلباً صبوراً.»
«هر که طالب بقاست، باید دلی صبور داشته باشد.»

ـ «العلماء غرباء لکثرۀ الجهال بینهم.»
«علما به سبب فراوان بودن نادانان، در میانشان غریب هستند.»
ـ «من نصح اخاه سراً فقد زانه و من نصحه علانیۀ فقد شانه»
«هرکس پنهانی برادرش را نصیحت کند، او را آراسته است و اگر آشکارا چنین کند، وی را زشت گردانده.»

*خبرانلاین

منابع:
1ـ بحارالانوار، ج 17، ص 24.
2ـ نگاهی گذرا به زندگی امام جواد، عبدالرزاق مقدم، ص 76، 79، 82.
3ـ نزهۀ الناظر، ص 48.
4ـ اتحاف شبرادی، ص 77.

کشورهای خاورمیانه چهارشنبه شب شاهد وقوع ماه گرفتگی خواهند بود.

به گزارش واحد مرکزی ؛ مهندس ماجد ابو زاهره رییس جمعیت اخترشناسی در جده عربستان درباره خسوف چهارشنبه شب گفت: " در این ماه گرفتگی ، ماه در تاریک ترین وضعیت خود قرار می گیرد به همین منظور این اتفاق از اتفاقات نادر تاریخی است".
ابو زاهره ادامه داد: "این اتفاق آخرین بار در تاریخ چهاردهم جمادی الاخر سال 1391 قمری (چهل سال قبل) در آسمان عربستان و چند کشور عربی مشاهده شده بود".
این اخترشناس عربستانی افزود: " ماه گرفتگی چهارشنبه شب از ساعت بیست و بیست و چهار دقیقه به وقت مکه مکرمه آغاز می شود اما در مراحل آغازین دیدن آن با چشم غیر مسلح ممکن نیست ولی به مرور زمان در ساعت بیست و یک و بیست و سه دقیقه به خسوف جزئی تبدیل می شود و در این زمان می توان شکل کره زمین را از روی سایه ای که بر چهره ماه می اندازد با چشم مشاهده کرد
این خسوف در ساعت بیست ودو و بیست و دو دقیقه کامل می شود و تمام ماه در سایه زمین قرار می گیرد اما اوج خسوف در سال بیست و سه و سیزده دقیقه است زیرا در این زمان سایه زمین بر چهره ماه صد و هفتاد ممیز پنج دهم درصد است و در این زمان ماه در ظلمتی کامل دیده می شود".
این دانشمند عربستانی مدت زمان خسوف کامل را 100 دقیقه خواند و گفت: " مدت زمان خسوف کامل نیز در ماه گرفتگی چهارشنبه از اتفاقات نادر است".

حاج اسماعیل دولابی می گفت:

" نگویمت که همه ساله می پرستی کن / سه ماه "می" خور و نه ماه پارسا باش
تفسیر این بیت حافظ این است که سه ماه رجب و شعبان و رمضان فصول اهل محبت است . سه ماه کافی است تا نه ماه دیگر را شراب صافی :
یامن یکفی من کل شی و لا یکفی منه شی ، اکفنی ما اهمنی من امر الدنیا و الآخره
آنچه نادیدنی است برایت به تماشا بگذارد .
وقتی اقبال سیدبن طاووس را نگاه می کنی در اعمال شبها و روزهای ماه مبارک رجب آنقدر ثوابهای عجیب و غریب نوشته که کسب آنها تورا به طمع می اندازد.ما آنقدر این دفتر را (دل) سیاه کردیم که دنبال آب توبه می گردیم . دنبال چیزی هستیم که بپوشاند آن چیزهایی را که همیشه خواستیم مخفیشان کنیم . اما اینها را هم که می گویم طمعی است که در ماه رجب خودبه خود به آدم سرایت می کند...
یا من ارجوه لکل خیر و آمن سخطه عند کل شر
یامن یعطی الکثیر باالقلیل یا من یعطی من سئله
دیدید بی ربط نگفتم . تازه این قطره ای از آن کاسه شیرسفیدی است که ساقی اهل معرفت ، بی حساب و کتاب می دهد . ماه رجب ماهی است که از حجابها کاسته می شود و همین دنیای پر از رنگ و ریا جلوه گاه شهود آیات رحمانی می شود .
الحمد الله الذی اشهدنا مشهد اولیائه فی رجب
یک وقت امام (ره)در یک سخنرانی که به عنوان موعظه در نجف داشتند سفارش می کردند : شما این زیارت رجبیه را بخوانید چون در زیارت رجبیه مقاماتی را برای ائمه خدا ذکر کرده است که :« لافرق بینک و بینهما الا انهم عبادک »که می فرماید:هیچ فرقی بین تو و بین اینها نیست ،غیر از اینکه اینها بندگان توأند . امام روی این مسأله تأکید داشتند و می فرمودند که: فقط همین عبد بودن اینهاست که فارق بین اینها و خداست والاّ تمام آن نیروهای الهی در دست ائمه است . بعد ایشان می فرمودند:این زیارت را بخوانید تا اگر یک چیزی از مقامات اولیای خدا برایتان نقل کردند احتمالش را اقلاً بدهید و تکذیب نکنید.
اولیای خدا چه چیزی برداشت کردند که وقتی به این ماه می رسیدند مثال بارز واشتاق الی قربک فی المشتاقین بودند . بی شک به خدا اطمینان داشتند و در هر حال رضا بودند . آدم ها برایشان فرقی نمی کرد و همه را به دید الهی می دیدند . مریضی و بی پولی و مرگ و غم و غصه و حتی شادیها برای آنها نشانه است از سلطان السلاطین . چرا ما به خدا اعتماد و اتکا نمی کنیم در صورتی که می دانیم کسی ما را اندازه او دوست ندارد و به فکر ما نیست و توکل بر غیر او خسران دنیا و عقباست .
خاب الوافدون علی غیرک و خسر المتعرضون الا لک
یک راهنمایی برای آنهایی که دلشان در حال تپش است :
عارف فانی سید هاشم حداد (ره) می فرمایند:
همت عالی دار ، به چیزهای کوچک قانع مشو ، اینقدر دور خود نگرد ، به اوبسپار و جلو برو .مرد باید عالی همت باشد . حیف است کسی که می خواهد به محضر سلطان السلاطین حضور یابد درراه مثلا از گدای سر گذر چیزی بخواهد."

قائم مقام وزیر کشور در امور فرهنگی و اجتماعی از آغاز طرح شناسایی شیطان پرستان و عرفانهای دروغین در کشور خبر داد و افزود: این طرح جزئی از اجرای طرح تحول اجتماعی و در کارگروه وحدت و همبستگی ملی تعریف شده است.

علیرضا افشار در گفتگو با مهر از اجرای طرح شناسایی و پیشگیری فرهنگی از فرق و عرفانهای کاذب و مدعیان دروغین و فرقه های انحرافی از طریق ارتقای فرهنگ عمومی در 10 استان کشور خبر داد و افزود: استانهای دیگر در مرحله بعدی طرح قرار دارند.

وی افزود: در این طرح یک موسسه غیردولتی طرف قرارداد با وزارت کشور است و زیر پوشش استانداریها و دستگاههای مسئول همراه با برنامه های فرهنگی این طرح را اجرا می کند.

قائم مقام وزیر کشور در امور فرهنگی و اجتماعی اجرای این طرح را بخش بسیار کوچکی از اجرای طرح تحول اجتماعی عنوان کرد و افزود: هنوز اجرای طرح تحول اجتماعی کلید نخورده است ولی برخی از مصوبات این طرح ضرورت بیشتری داشته که اجرایی شده است.

افشار گفت: البته قوه قضائیه، سپاه، اطلاعات و نیروی انتظامی با افرادی که قصد برهم زدند امنیت ملی، گمراهی مردم و شیادی دارند برخورد می کند ولی ارتقای فرهنگ عمومی و پیشگیری از گرایش مردم به فرقی که عمدتا با هدایت مالی استکبارجهانی است در اولویت است.

قائم مقام وزیر کشور در امور فرهنگی و اجتماعی  اظهار داشت: البته افرادی هم هستند که با فریب خانواده ها چنین کارهایی را انجام می دهند که توسط این گروهها راهنمایی و ارشاد می شوند تا در دام آنها قرار نگیرند. در واقع هدف بیشتر این طرح آشنا کردن مردم با شیادیهایی اینچنینی است.

یک دانش آموز مصری مقیم کویت به دلیل این سؤال که " چرا در کویت انقلاب نمی شود؟" از مدرسه اخراج و ممنوع التحصیل شد.

به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه کویتی الرای، "باسم محمد فتحی" دانش 10 ساله مصری مقیم کویت فکر نمی کرد پس از طرح این سوال از خانم معلم خود که "چرا در کشورتان انقلاب نمی کنید" به ادامه تحصیل خود در کویت پایان دهد.

این دانش آموز در کلاس پنجم دبستان در کویت تحصیل می کرد.
براساس تصمیم مقامات آموزشی کویت، این دانش آموز حق تحصیل در هیچ یک از مدارس کویت را ندارد.

جالب آنجاست که پدر این دانش آموز نیز خود در مدارس کویت، معلم است. مسولان مدرسه این دانش آموز به والدین او گفته اند که فرزند دانش آموز آنها اقدام به تحریک برای ایجاد انقلاب در کویت می کند.

اما پدر این دانش آموز می گوید که فرزندش کودکی است که معنی انقلاب را نمی فهمد و تنها به دنبال تقلید از رسانه هاست که موجی از تظاهرات و اعتراضات را در کشورهای مختلف عربی پوشش می دهند.

او حتی برای چاره جویی به وزارت آموزش و پرورش کویت نیز رفت ولی از زبان معاون وزیر شنید که تصمیم درباره اخراج فرزندش و ممنوعیت تحصیل او نهایی شده و غیرقابل تجدید نظر است و فرزندش متهم است که دانش آموزان را برای انقلاب، تحریک می کند و این در حالی است که این دانش آموز در مراحل پایانی سال تحصیلی است و محرومیت او از تحصیل به محرومیت از یک سال تحصیلی منجر می شود.

پدر این دانش آموز ادامه داد: متاسفانه معلم این دانش آموز، گزارش اشتباهی را در این باره ارائه کرده است.

وی هم اکنون نامه ای را به بخش حقوقی وزارت آموزش و پرورش ارسال کرده است و خواستار درک این اقدام کودکانه دانش آموز خود شده است.

وبلاگ اسلام دنیا را فتح خواهد کرد: خانه حجاب در استرالیا که هم میزبان زنان مسلمان است و هم مورد توجه بسیاری از زنان غیر مسلمان قرار می گیرد که به این نتیجه متمدنانه رسیده اند که پوشیدگی، نشانه زیبایی است.
















رسانه های خارجی از دستور عبدالله دوم برای آزادی هزاران زندانی در راستای جلوگیری از قیام مردم اردن خبر دادند.

به گزارش مهر به نقل از خبرگزاری آلمان، عبدالله دوم شب گذشته در راستای پیشگیری از قیام مردم اردن، دستور عفو هزاران زندانی را صادر کرد.

بر اساس این گزارش، این عفو شامل زندانیانی که جرایم ویژه همچون جاسوسی، جعل اسناد، پول شویی، قتل عمد، قاچاق مواد مخدر، تجاوز و حمایت از تروریسم مرتکب شده اند، نمی شود.

علاوه بر این دستور که به ظاهر گفته می شود به مناسبت دوازدهمین سال به پادشاهی رسیدن عبدالله دوم اتخاذ شده است وی متعهد شده است که در کشور اصلاحات سیاسی واقعی و فوری انجام دهد.

یک مجسمه زن محجبه آذری در نمایشگاه هنر در شهر ونیز ایتالیا موجب خشم رئیس جمهور آذربایجان شد.

به گزارش «تابناک« و به نقل از منابع خبری اسلام گرای جمهوری آذربایجان، الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان در سفر اخیر خود به ایتالیا هنگام بازدید از نمایشگاه بین اللملی هنر در شهر ونیز با مشاهده یک مجسمه زن محجبه آذری به شدت خشمگین شد.

الهام علی اف پس از دیدن این مجسمه گفت: من نمی خواهم آذربایجان در اروپا مورد اتهام واقع شود!

بر اساس این گزارش،آیدین صالح اف هنرمند آذربایجانی که در این نمایشگاه حضور داشت در اثر خود از حجاب اسلامی برای توصیف یک زن آذربایجانی استفاده کرده بود که موجب خشم الهام علی اف شد.

رئیس جمهور آذربایجان دستور جمع آوری و برچیده شدن این مجسمه را در این نمایشگاه داد.

با تبریک عید ولادت و ولایت، خانواده محترم موعودیان منتظر را برای حضور درجشن میلاد مولود کعبه دعوت می کنیم. پنجاه و سومین نشست از سلسله نشست های فرهنگ مهدوی با موضوع  «چهره مولا علی علیه السلام در آثار عالمان غیرمسلمان دیروز و امروز» با سخنرانی شنیدنی جناب حجه الاسلام سید هادی صالحی روز پنجشنبه 26 خرداد 1390 (13 رجب) ساعت 15 در سالن آمفی تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان حجاب برگزار خواهد شد.

روزنامه امریکایی نیویورک تایمز نوشت عربستان پولهای خانواده سلطنتی را برای جلوگیری از ناآرامیهای داخلی به کار گرفته است.

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی العالم، این روزنامه نوشت عبدالله بن عبد العزیز پادشاه عربستان پس از سقوط رؤسای جمهور تونس و مصر و در تلاش برای حفظ وفاداری موسسات دینی و مهار مخالفان در کشور بیش از صد و سی میلیارد دلار هزینه کرده است.

از طرف دیگر شماری از فعالان سعودی از زنان در عربستان درخواست کرده اند هفدهم ماه کنونی قانون ممنوعیت رانندگی زنان را نقض کنند.

این دعوت پس از جدال بر سر بازداشت منال الشریف مطرح شده است.

الشریف قانون ممنوعیت رانندگی زنان را نقض کرده است.

می‌گویند بر قله این کوه در سه هزار سال پیش غاری بوده است که حضرت خضر (ع) در آن غار به عبادت و نیایش می‌پرداخت...

در شش کیلومتری مرکز شهر قم کوهی وجود دارد که از فراز آن می‌توان همه شهر را با یک نگاه طی کرد. این کوه منسوب به حضرت خضر(ع) با قدمت سه هزار سال است.

می‌گویند بر قله این کوه در سه هزار سال پیش غاری بوده است که حضرت خضر (ع) در آن غار به عبادت و نیایش می‌پرداخت، غاری که امروز به مسجد کوچکی تبدیل شده است و سال‌ها پیش از این در حالی که هنوز قم آنقدر بزرگ نشده بود که خود را به دامنه این کوه برساند، معبد عارفان و سالکان و اوتاد بود، خلوتکده‌ای برای شب زنده‌داری و عبادت عالمان و عاشقان طریقت حق.

حجت الاسلام فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران که هفته گذشته در حین امر به معروف و نهی از منکر مضروب شد، پس از بهبودی نسبی چزئیات حادثه را نقل کرد.
به گزارش آزادنگار، حجت الاسلام فروزش امام جماعت یکی از خوابگاههای دانشگاه علوم پزشکی تهران است که سه شنبه شب گذشته در خیابان شریعتی  متوجه ایجاد مزاحمت از سوی چند نفر برای یک خانم می شود و زمانی که قصد نجات آن خانم و مداخله را داشته از سوی مزاحمان مضروب می شود.

وی از ناحیه چشم مضروب شده است و اکنون در بیمارستان حضرت رسول اکرم بستری است.

حجت الاسلام فروزش درباره نحوه مضروب شدنش می گوید: "عمدا و با سرعت فقط به چشمم زدند. طوری زدند که عمامه از سرم افتاد.  دستم را گرفتم به صورتم و دویدم. رگ های شریانی مغزم دو تاش قطع شده بود. فوران شدیدی از خون بود خدا رحم کرد. دویدم اما بهشن نرسیدم. پریدند روی موتور و فرار کردند. دختر خانم خدا رو شکر سوار نشد البته ظاهرا از خودشان بود. می گفت مرتضی نزن. ظاهرا قرار بازداشتی هم برای ایشان صادر شده است."

آنگونه که  نقل شده ظاهرا این دختر خانم قصد جدایی از دوستان خود را داشته  و آنها خواسته اند به زور وی را سوار موتور کنند که آقای فروزش از راه رسیده و مداخله می کند.

آنچه که در این اجرا قابل توجه است مضروب شدن یک فرد نیست. چیزی که حجت الاسلام فروزش نیز چندی پیش بر آن تاکید کرد. مهم باب شدن زورگیری در جامعه و ناتوانی یا کم کاری متولیان امور در پیشگیری و برخورد جدی با مسائلی از این دست است. روزانه ده ها و صدها مورد از این گونه امور در جامعه رخ می دهد و بسیار دیده شده افرادی به دلیل تذکر هایی کوچک و زبانی با کشیده های آبدار از سوی طرف مقابل مواجه شده اند.

ظاهرا آنچه در دوران اصلاحات با عنوان حریم شهروندی و حریم خصوصی باب شد و تیشه به ریشه اصول و فروع دین زد، هنوز آثار خود را حفظ کرده است!

مشرق-  "حلال" این روزها نام یک برند یا نشان تجاری است که بر محصولات غذایی  درج می شود. حلال فود که توسط کشورهای اسلامی راه اندازی شده، شتاب فراگیر شدن آن به مراتب بیشتر و دامنه آن گسترده تر و پیشروتر از سایر اقدامات کشورهایی است که سالها در "دیپلماسی غذایی" شروع به فعالیت کرده اند. البته اگر بتوان با مسامحه حلال فود یا همان "محصولات غذایی حلال"  را با قواعد گسترودیپلماسی  (gastro diplomacy ) در دیپلماسی عمومی سنجید.
گسترو دیپلماسی یا همان "دیپلماسی غذا" نوعی از دیپلماسی عمومی است که در آن، کشوری برای دستیابی به چهره ای موجه در بین مردم جهان، غذاهای کشور خود را به رخ آنها می کشد و ضمن نفوذ در ذهن(به صورت اقناعی_به واسطه مباحثی مانند مُغذی بودن) و قلب(به صورت ارضایی_به واسطه طبخ عالی) مردم جهان، آنان را به سمت فرهنگ خود جذب می‌کنند.

"دیپلماسی غذا" به بیان دیگر‌، تصرف ذهن و قلب مردم از طریق اشتها و علاقه آن‌ها به غذا است .  یک مثل قدیمی در دیپلماسی عمومی آمریکا می‌گوید "با شناختن ما، ما را دوست خواهید داشت". اما دیپلماسی غذا شعار دیگری دارد: "با چشیدن ما، ما را دوست خواهید داشت  ".

تفاوت مبنایی "دیپلماسی غذا" در مدل غربی و مدل دینی یا همان حلال فود، در انتخاب مشتری است. در مدل غربی، انسان مشتری است و به تبع آن اشتها و تنوع طلبی و ذائقه انسانی و نفسانی انسان محور تصمیم گیری ها برای انتخاب غذا است و کشوری که راه "دیپلماسی غذا" را در دیپلماسی عمومی خود برمی گزیند، صرفا برای وجاهت چهره خود در میان سایر ملت ها تلاش می کند؛ در حالی که در "حلال فود"، مبتنی بر آیه شریفه"ان الله اشتری" خداوند مشتری است و انتخاب غذا بر اساس شریعت استوار است و البته ذائقه انسانها نیز در مرتبه دوم حایز اهمیت است. در این مسیر مسلمانان در تلاشند که نه صرفا برای دیپلماسی عمومی بلکه برای ترمیم وجهه و افزایش اعتبار خود نزد خداوند و معرفی ظرفیتهای مکتب اسلام به بشریت، از غذای حلال بهره ببرند.

اگرچه "غذای حلال" عموما به محصولات غذایی که از طریق قوانین شرعی (مثلا ذبح حلال یا گوشت حیوانات حلال گوشت یا نوشیدنی های غیر الکلی) گفته می شود اما از آنجا که "حلال" ذاتا امری دینی است تنها شامل فرایند تولید محصولات غذایی نمی شود بلکه بدست آوردن آن محصول از مال حلال نیز مقوله ای است که دنیای امروز هنوز ظرفیت درک و سازمان یافته کردن آن را ندارد.

گذشته از تفاوت ذاتی "گسترو دیپلماسی" و "حلال فود"؛ برتری دیگر "محصولات غذایی حلال" در آنجاست که:

اولا اینکه، حلال فود به یک امت چند میلیارد نفری اختصاص دارد نه به یک کشور خاص.

ثانیا، به دلیل پاکیزگی و خوش طعمیِ محصولاتی که عنوان حلال بر آن درج شده، غیر مسلمانان نیز به سمت این محصولات ترغیب شده اند؛ به طوری که مشتریان غیرمسلمان "حلال فود" بخش کمی نیستند.

سوم اینکه به کمک افزایش تولید سرمایه اقتصادی بسیار بالایی که این برند ایجاد کرده و استقبال روز افزون مصرف کنندگان آن، تولید کنندگان غیرمسلمان نیز به طمع سود بیشتر به تولید محصولات براساس موازین اسلام ترغیب شده اند و خود را موظف به رعایت استانداردهای دینی محصولات حلال می دانند. این امر تا جایی توسعه یافته که شرکت صهیونیستی نستله نیز به تولید کنندگان حلال فود پیوسته است.

لذا علاوه بر جنبه دیپلماسی گونه آن و همچنین ترویج هرچه بیشتر فرهنگ اسلامی، بازار جهانی چند میلیارد دلاری محصولات حلال، محرکی مناسب برای ترویج این گزاره اسلامی و معرفی آن به جهان شده است.

اما نکته واجد اهمیت دیگر این که با وجود اختلافات فقهی در میان مذاهب اسلامی، اختلاف فقهی بسیار اندکی در بحث های مربوط به غذا وجود دارد و در مقوله حلال فود اتفاق نظر و اتحاد خاصی وجود دارد.

در مورد محصولات غذایی حلال

محصولات غذایی حلال اولین بار در کشور مالزی بوجود آمد و در چند سال اخیر این علامت تجاری غذایی بصورت یک علامت جهانی از طرف کشورهای اسلامی به دنیا معرفی شد.

شاید این توقع وجود داشته باشد که کشور ایران به عنوان ام القرای اسلام در تکوین و جهانی شدن این پدیده اسلامی می بایست پیش قدم می شد؛ اما باتوجه به اینکه در ایران مسلمانان تولیدکننده محصولات غذایی هستند، اصل بر حلال بودن آن محصولات می باشد و اعطای "نشان حلال" برای محصولات صادراتی است که در بازارهای مقصد، به علت وجود تنوع محصولات حلال و غیرحلال، لزوم جداسازی آن محصولات احساس می شود. البته این ابتکار عمل صرفا برای صادرات محصولات می توانست امری بدیع و پسندیده از جانب ایران باشد.

گفتنی است که پس از مطرح شدن این طرح، کشور ایران تلاشهای گسترده ای را در تدوین استانداردها، جامعیت و فراگیری جهانی این محصول به انجام رسانده که این اقدامات، مورد تحسین برخی از علما و مراجع تقلید نیز قرار گرفت.

حوزه های محصولات غذایی حلال

بانک توسعه اسلامی و مرکز تحقیقات و اطلاع رسانی اتاق اسلامی و دیگر موسسات سازمان کنفرانس اسلامی با عزمی جدی مترصد پاسخ به تقاضای بازار جهانی تجارت محصولات حلال، در حوزه هایغذای حلال، داروی حلال، مواد بهداشتی حلال، مواد آرایشی حلال و خدمات حلال از قبیل، بانکداری(بدون ربا)، توریسم و ... شده اند.

سایر کالاها و خدمات نیز می توانند زیر مفهوم " حلال " قرار گیرند، که شامل البسه، لوازم آرایشی، داروها و خدمات مالی هستند. که به نظر می رسد بانکداری اسلامی ضروری ترین حوزه آن باشد.

ورود کشورهای غیر مسلمان به غذای حلال

کشورهای غیرمسلمان نیز علاقه مندی خود را در ورود به تجارت در این محصولات غذایی در حال توسعه  نشان داده اند؛ به طوری که در بازارهای اروپا  محصولات حلال ۱۵ تا ۳۰ درصد گران تر از سایر محصولات مشابه به فروش می‌رسند؛ اما با توجه به جاذبه این محصولات هرگز از مشتریان حلال فود کاسته نشده است.

بازار محصولات غذایی حلال  در اروپا دارای ارزشی  معادل با ۱۰۰ میلیارد  دلار  تخمین  زده شده است که این میزان با حجم بازار جهانی  با ارزشی نزدیک به ۶۴۰ میلیارد دلار هنوز فاصله دارد.

در حال حاضر کشورهایی مانند تایلند، انگلیس  و امریکا  نیز که دین  رسمی آنها اسلام نیست، برای کسب بازار  و درآمد  به بازار شناسی  کشورهای اسلامی و محصولات حلال توجه جدی پیدا کرده اند.

به طوری شرکت صهیونیستی نستله نیز اخیراً فروش فراورده های گوشتی حلال را در فرانسه و برخی کشورهای دیگر شروع کرده است. این شرکت تلاش بیشتر برای تامین نیاز مسلمانان مطابق با انتظارات دینی شان را به عنوان یکی از استراتژی های اقتصادی خود در نظر گرفته است.

همچنین کشورهای فرانسه، بریتانیا و آلمان از بازارهای کلیدی غذاهای حلال در اروپا به شمار می آیند.

نکته پایانی اینکه با توجه به سازگاری قواعد و ادبیات اسلامی با فطرت انسان، پیش بینی می شود که با ورود کشورهای اسلامی به سرمایه گزاری در حوزه ی خدمات حلال و به خصوص بانکداری اسلامی و با زدودن نظام بانکداری موجود مبتنی بر ربا که بر اقتصاد اسلامی سایه سنگینی افکنده، بتوانند همچون غذای حلال تمام عمق تمدن غربی شده ی امروز را درنوردند و شرایط را برای استقرار  کامل احکام جهانشمول اسلام مُهیا کند.

به گزارش مشرق؛ صنعت اسلام هراسی به کمک دستگاه رسانه ای آنها سالهاست که حقوق مسلمین را نقض و حقایق اسلام را وارونه جلوه می دهد. بر اساس گزارش اندیشکده تحقیقات سیاسی در آمریکا، ویروس اسلام هراسی در حالی در میان عناصر اطلاعاتی، امنیتی، جامعه پلیسی ، دولتمردان و مردم آمریکا منتشر می شود که چه از لحاظ سیاسی و منافع قدرت طلبانه و چه از حیث اقتصادی منافع زیادی را برای مروجان اسلام هراسی دارد.

این گزارش در پی پاسخ به این سوال اساسی نوشته شده که "چرا باید در آمریکا دلار­های مالیاتی در راه غرض ورزی با مسلمانان خرج شود؟" و با دلایل مختلف از تبلیغاتی بودن و پوچ بودن مساله "اسلام هراسی" پرده بر می دارد و اثبات می کند که این اقدامات با قانون اساسی آمریکا نیز مغایر است.

اسلام هراسی در غرب بر اساس تلاش مخرب دستگاه تبلیغاتی و رسانه ای، به خشونت های زیادی علیه مردم مسلمان منجر شده و به محدودتر شدن مسلمانان در زندگی روزانه شان منجر شده است.

در چنین شرایطی رسانه های غرب تلاش دارند تا نه گروهی افراطی و به اصطلاح مسلمان را، بلکه اسلام را به عنوان دین مروج تروریسم معرفی نمایند و مخالفان این سلام هراسی، معتقدند که این تئوری منجر به ایجاد دوره مک کارتیسم جدیدی شده که کارکرد آن به جای تقابل با کمونیسم، اینبار به تقابل با اسلام برخاسته است.

این گزارش اسلام هراسی و هدف آن را چنین عنوان می کند: اسلا­م هراسی "یک نگرش یا جهان­بینی است که شامل ترس و انزجار بی­پایه ­و ­اساس از مسلمانان می­باشد و به تبعیض و طرد آن­ها منتهی می­شود" و ممکن است دربردارنده­ی این استنباط باشد که اسلام در سطح پایین­تری نسبت به غرب قرار داشته و نه یک دین بلکه یک ایدئولوژی سیاسی پرخاش­جو است.
گزارش مزبور از اندیشه های پلید دشمنان اسلام که در شیپور اسلام هراسی می دمند انتقاد می کند و لذا به نقل قول هایی از مروجان اسلام هراسی،( همچون نامیدن اسلام عزیز به "آئین شیطانی" می پردازد) که با عرض پوزش به انتشار این گزارش می پردازیم:

برای دریافت اصل گزارش اندیشکده تحقیقات سیاسی کلیک کنید.

ایجاد ترس از مسلمانان

ایجاد ترس از مسلمانان

شرکت­های خصوصی

مامورین دولتی

و

تهدیدات وارده به امنیت و حقوق

انتشارات گروه تحقیقات سیاسی

نویسنده: توماس سینکوتا[1]

 

مرکز تحقیقات سیاسی یک اندیشکده مترقی است که به حمایت از جنبش­هایی که به ساخت جوامع دموکراتیک­تر می­پردازند، اختصاص یافته است. ما به افشای جنبش­ها، موسسات و ایدئولوژی­هایی می­پردازیم که حقوق بشر را تضعیف می­کنند.

 

افزایش تلاش برای ایجاد ترس از مسلمانان

"ایجاد ترس از مسلمانان: شرکت­های خصوصی، مأمورین دولت و نیز تهدید حقوق و امنیت، مسائلی هستند که باید بازخوانی شوند. تام سینوتا در تحقیق مستند انتقادی و مشهورش از تهدیداتی در مورد امنیت ملی سخن می­گوید که از سوی شرکت­های خصوصی که خارج از سیستم قانونی فعالیت می­کنند، وارد می­شود. این شرکت­ها برنامه­های آموزشی برای مبارزه با تروریسم ارائه می­دهند. این برنامه­ها از دستورکارهایی اید­ئولوژیکی نشئت می­گیرند که حقیقت را با فریب و دروغ معاوضه می­ کنند و نظریه­های اسلام هراسی را گسترش می ­دهند تا بدین وسیله خط­مشی اسلام و انجمن­های مسلمانان را شیطانی نشان دهند."

جان اسپوزیتو[2]

مدیر مؤسس مرکز شاهزاده الولید بن طلال برای مطالعات اسلام و مسیحیت [3]

استاد امور مذهبی و بین المللی و مطالعات اسلامی در دانشگاه جرج تاون[4]

"همانطور که این گزارش نشان می­­دهد، هنگامی که ویروس اسلام­هراسی در دوره­های آموزشی و همایش­های برگزار شده برای پلیس­ها و مأموران اطلاعاتی پخش ­شود، برای ایجاد رابطه مبتنی بر اعتماد بین مجریان قانون و انجمن­های مسلمانان آمریکا، مناسب نمی­­باشد. موضوعی که بیشتر نگران کننده است، افشاگری­هایی است که نشان می­دهد این جریانات توسط سازمان­های فدرال و آژانس­های محلی حمایت می­شوند و هزینۀ آنها توسط مالیات دهنده­ها تامین می­شود."

بریجیت ناکوس[5]

استاد علوم سیاسی، دانشگاه کلمبیا

 

مقدمه

تعقیب توهمات یا هر نام دیگری

چیپ برلت[6]

" آنها را بکشید، از جمله کودکان."

آیا این روشی است که می­خواهیم با آن با تهدید مسلمانان افراطی جنگ طلب مقابله کنیم؟

مطالب نقل شده در بالا، گفته­های یک مقام صاحب منصب در اداره امنیت میهنی می­باشد که استنباط خود از مضمون اساسی مطالبی که در اکتبر2010 در یک مرکز آموزشی مبارزه با تروریسم درلاس­وگاس توسط ولید شویبات[7] مطرح شد را بیان نموده است. محققان ما بعد از سخنان شویبات از خانمی که در یک ردیف عقب­تر نشسته بود، پرسیدند که او در مورد راه­حل­های ارائه شده توسط شویبات چه برداشتی دارد؟

تمام جوابی که او داد این بود: " شما شنیدید او گفت.... آنها را بکشید....از جمله کودکان "

منبع ما، صحبت­های شویبات را وحشت­افکن خواند. گزارش تام سینکوتا تحت عنوان "ایجاد ترس از مسلمانان"، به طرز استادانه ای بیان می کند که چگونه سخنرانانی مانند شویبات، مأموران دولتی ما را برای ترس و نفرت از اسلام و مسلمانان آموزش می دهند. سینکوتا نشان داد که چگونه گروه­های آموزشی خصوصی ضد تروریسم، از یک شبکه سخنرانان متعصب استفاده می کنند تا مجریان قانون را در همۀ سطوح و بخش­های کشور آموزش دهند. متأسفانه نتیجۀ این آموزش­ها کاملا مثبت بوده است. بعد از خواندن این گزارش نو و ابتکاری، شما احتمالا واکنشی منفی نسبت به حوادث بعد از 11 سپتامبر 2001 پیدا خواهید کرد.

جرج دی لیتل[8]، رئیس مؤسسه مطالعات دادرسی کیفری[9] دانشگاه ایالتی تگزاس در سن مارکوس[10] نیز در آموزش­های لاس وگاس که شویبات در آن سخنرانی کرد حضور داشت. بعد از کنفرانس انجمن بین المللی افسران مبارزه با تروریسم[11]، هنگامی که اولین تماس با او به وسیلۀ ایمیل برقرار گردید، لیتل جواب داد: "من معتقدم همان طور که مسلمانان بد وجود دارند، مسلمانان خوب نیز وجود دارند، دقیقا به همان ترتیبی که مسیحی خوب و بد وجود دارد." به هر حال لیتل از سوالات پی در پی دربارۀ اظهار نظر صریح دربارۀ مضمون حرف­های شویبات سرباز زد و از آن زمان تا اکنون از اظهار­نظر شفاف سر باز زده است.

شویبات در تگزاس فردی محبوب است. او به تشکیل یک مرکز ضد اسلامی در نزدیکی فورت هود[12] کمک نموده است، در یک کلیسای پروتستان سخنرانی کرده و همراه با گِرگ ابوت[13]، دادستان کل ایالت، در تبلیغات برای آموزش مجریان قانون در سراسر ایالت، تحت عنوان "آمادگی مدیران مجری قانون برای آینده" حضور یافته است. شویبات همچنین به صورت دوره ای و در فواصل معین در مصاحبه­هایی با فاکس نیوز به عنوان کارشناس دین اسلام حضور می یابد و اظهارنظرهای وی در بسیاری موارد، از سوی وبسایت توطئه­گر و دست راستی ورلد نت دیلی[14] بازگو می­شوند.

ادوین یوری[15]، استادیار دانشگاه هنلی پونتام[16]، یکی دیگر از شرکت کنندگان در کنفرانس انجمن بین المللی افسران مبارزه با تروریسم بود. وی که در زمینۀ مبارزه با تروریسم متخصص است، در یک ایمیل اینچنین نوشت: "از نظر من موارد اظهار شده توسط آقای شویبات به قدری به­جا، دقیق و صحیح بود که من نگران این هستم که وی هدف کسانی شود که راجع به آنها صحبت کرده است. شاید مخالفت­ها و اعتراضات فقط یک قسمت از آن باشد."

کیت دیویز[17]، رئیس بنیاد ولید شویبات، ادعا می­کند: " تعریف جهاد در شریعت اسلامی واضح است و معنی آن مبارزه کردن است اما به عنوان جنگ­های مقدسی برای شکست کافران استفاده می­شود." دیویز ادامه می دهد:

"این تفسیر، تفسیری متعارف و شناخته شده­ است که در تمامی مکاتب فکری شیعه و سنی دیده می­شود. [نه اینکه] همۀ مسلمانان که به آئین خود به طور کامل و دقیق عمل می کنند، مستلزم عمل کردن به جهاد باشند... پس اگر فرض کنیم 10 درصد مسلمانان برای جهاد آمده می­شوند (ممکن است رقم واقعی بیشتر از این مقدار باشد) پس ما 150 میلیون تروریست خواهیم داشت. حتی اگر 1 درصد هم باشند، 15میلیون تروریست حاصل می شود."

این تفسیر از قانون اسلام و فرایض مذهبی آن یک انحراف عجیب و غریب است و در عین حال به کارکنان اداره امنیت میهنی آموزش داده می­شود. دیویز با نقد من مخالف است و به من پیشنهاد نمود: "اگر از این کشور و ارزش­های آزادی فردی آن که مطابق قانون اساسی است، متنفر هستی و تا این اندازه برای مردم و جوامع مسلمان احترام قائل هستی، عربستان سعودی می تواند محل زندگی خوبی برای تو باشد..."

سخنان شویبات در لاس وگاس توسط انجمن بین المللی افسران مبارزه با تروریسم مورد حمایت قرار گرفت. مایکل ریکر[18]، رئیس انجمن بین المللی افسران مبارزه با تروریسم گفت: " تعداد کثیری از پرسنل امنیت عمومی به همراه پرسنل نظامی، پیام ولید شویبات را دریافت کردند." سپس ریکر در یک وبلاگ، از سخنرانی متعصبانه و شدیداللحن شویبات حمایت نمود:

"آن چیزی که شما از ولید می شنوید حقیقت است. حاضرین در آنجا کاملا جذب بیانات ولید شده بودند و اکثراً با آن موافقت نمودند. رسانه­های لیبرال از شنیدین حقیقت هراسان­اند. چه کسی نقشه­های حمله به کشورمان را طراحی می­کند؟ ما درگیر یک جنگ ایدئولوژیکی هستیم و اگر به این موضوع واقف نیستید، باید سرتان را از برف بیرون بیاورید. قبل از اینکه قضاوت کنید، بررسی کنید که واقعا چه امری در حال وقوع است، سپس یک تصمیم عقلانی برای خود بگیرید."

با استناد به اشپرینگ نیوز لیدر[19]، شویبات ادعا نمود که اسلام، دینی از طرف خدا نیست، بلکه ماهیتی شیطانی دارد. شویبات فاش کرد که: "او از اینکه مطابقت­های بسیار زیادی بین اسلام و جریان ضد مسیحیت کشف نموده، هراسان شده است."

ریچارد بارتالومئو[20]، که یک نویسنده مذهبی است، نوشته است: "شویبات یک کارشناس کاذب در مسائل تروریسم، افراط گرائی اسلامی و پیشگوئی­های کتاب مقدس است که عنوان می­کند اوباما[21] یک مسلمان پنهان است و کتاب مقدس نیز یک مسلمان ضد مسیح را پیشگوئی کرده است. "این موضوع برای برخی از مسیحیان آخرالزمانی[22]، بدین معنی است که مسلمانان در مبارزه آخر الزمان بین خیر و شر، با شیطان هم پیمان خواهند شد. در این سند چنین آمده است که مبارزه هنگامی پایان می یابد که عیسی(ع) برگردد و همۀ آنهایی را که به مسیحیت اعتقاد ندارند را خواهد کشت. این تفسیر خون آلود و متعصبانه از آخر الزمان، توسط کلیسا­های کاتولیکی، ارتودوکسی و همۀ مذاهب مهم پروتستان­ها، رد و محکوم شده است.

عبدالستار غزالی[23] در مورد شویبات و دیگر متعصبان ضد اسلامی در مقاله ای در وبسایت اعضای مسلمان ارتش[24] (سازمانی که خدمات مسلمانان را در نیرو­های مسلح آمریکا ترسیم می­کند) نوشته است: "ولید شویبات به وسیلۀ کنترل و دست­کاری کردن کینه­­ها و ترس­های بین مسلمانان و یهودیان، سخنرانی­های پردرآمدی را انجام می­دهد."

در طول تاریخ ایالات متحده، سازمان­های فدرال و دولتی به متخصصان براندازی دست­راستی تبدیل شده­اند. از جملۀ این متخصصان، جاسوس­هایی می باشند که با ظاهر سازی به خبرپراکنی در ملاء عام می­پردازند و یا افراد متحول شده­ای که ادعا می کنند افرادی فریب خورده هستند و اکنون زنگ خطر را به صدا در می­آورند. در هر دو مورد، داستان­های جنجالی اینگونه نمایش­های خودساختۀ عوام فریب، تمایل به اغراق و یا حتی جعل کردن حقایق دارند.

ترس از اینکه یک توطئه برای تخریب دولت وجود دارد، هر از چند گاهی در تاریخ ملت ما پدیدار می شود. جستجو برای یک دشمن افراطی خرابکار به عنوان یک ارعاب "ضد خرابکاری" قلمداد می­شود. یکی از مقامات دولتی که درماجرای پالمر رید[25] در سال 1920 که منجر به تبعید هزاران ایتالیایی و روسی بیگناه گردید، نقش داشت، آنرا "روان­پریشی"[26] توصیف می کند. اغلب ما فقط آنرا "تعقیب توهمات" می نامیم. ما آن را هرچه بنامیم، این گرایش به مبارزه با خرابکاری، به سرکوب­های سیاسی توسط سازمان­های دولتی و گروههای "وطن­پرست" دست­راستی دامن می­زند.

شاید شویبات عجیب و غریب­ترین نمونه از جرگۀ متعصبان ضد اسلامی­ باشد و وی به عنوان کسی که افسران مجری قانون و عوامل مبارزه با تروریسم را آموزش می دهد، به نوعی مروج ترس باشد اما مشکل اصلی، آزاردهنده­تر است. چرا باید در آمریکا دلار­های مالیاتی در راه غرض ورزی با مسلمانان خرج شود؟ این گزارش مشکل مذکور را با دلیل و مدرک ثابت می کند. راه حل این موضوع به بررسی دقیق این موقعیت اندوهناک از سوی مقامات دولتی، نمایندگان و رسانه­های هوشیار و همچنین تحمل عمومی، بستگی خواهد داشت.

تشکر و قدردانی

این گزارش نتیجه­ی تحقیقات گروه تحقیقات سیاسی در زمینه­ی روابط جدید در حال شکل­گیری میان سازمان­های اجرایی محلی، ایالتی و فدرال، نظیر سازمان­های مشارکتی از قبیل مراکز ترکیبی[27] و نیروهای عملیاتی مشترک تروریسم[28]، می­باشد. با درنظرگرفتن سواستفاده­های جاسوسی پلیس که در برنامه­های ضدجاسوسی اف­بی­آی در دهه­ 60 و 70 به اوج خود رسیدند و مدنظر قرار دادن سرکوب و اعمال محدودیت­ برای انجمن­های مسلمانان، اعراب، آسیای جنوبی و خاورمیانه پس از حوادث 11 سپتامبر، گروه تحقیقات سیاسی کوشش نمود تا منشا احتمالی آموزه­های ایدئولوژیکی را که می­تواند موجب شروع و یا شدت بخشیدن به نقض آزادی­های مدنی شود، شناسایی کند. ما متوجه این نکته شدیم که بسیاری از فعالان بخش خصوصی مفاهیم التهاب­برانگیزی را منتشر می­کنند که به طور مستقیم اعضای سازمان­هایی را هدف قرار می­دهد که ماموریت آن­ها افزایش امنیت آمریکایی­ها در کنار حفظ آزادی­های اساسی آنان است.

این گزارش مفاهیم اسلام­هراسانه و راه­های شیوع آن را نشان می­دهد و چنین چهارچوب­هایی را از منظر دینی، آزادی­های مدنی و ضدتروریستی نقد می­نماید. مولفین این گزارش حتی اگر بتوانند تنها یکی از آثار این معضل در حال رشد را روشن نمایند، این موقعیت را غنیمت می­شمارند. مولفین امیدوارند که در نتیجه­ی این روشنگری، قانون­گذاران، مسئولین اجرای قوانین و اعضای جامعه طوری عمل نمایند که از آلوده شدن ماموران دولتی به تبعیض دینی و تعصبات سیاسی، نژادی و قومی جلوگیری شود. منابع عمومی می­بایست تنها براساس تحقیقات مستدل و ثابت­شده که به درستی توانایی دست­اندرکاران را در حفظ امنیت افزایش می­دهد، هزینه شوند.

مولفین از همگی عوامل و داوطلبان همکاری در این موسسه که برای تهیه­ی این گزارش همکاری نمودند تشکر می­کنند.

فهرست:

دیباچه

تشکر و قدردانی

خلاصه­ی اجرایی

مقدمه

تولید تهدید اسلامی

صنعت

انجمن بین­المللی افسران ضدتروریسم (ICTOA)

شرکت آموزشی بین­المللی راه­حل­های امنیتی (SSI)

مرکز مطالعات امنیتی و ضدجاسوسی (مرکز CI)

مربیان، اموزش­دهندگان و سخنرانان

مارک ا. گابریل – سخنران مهمان ICTOA

دیوید گوبتز – سخنران مهمان SSI

ولید فارز – عضو هیئت علمی مرکز CI

کلیر ام. لوپز – عضو هیئت علمی مرکز CI

توفیق حمید - عضو هیئت علمی مرکز CI

استفن کافلین - عضو هیئت علمی مرکز CI

نانی درویش - عضو هیئت علمی مرکز CI

ابراهیم اصحابی – کارشناس SSI

ولید شویبات – سخنران مهمان ICTOA

تهدید اسلامی: بسترهای اسلام­هراسی نزد متخصصین امنیت داخلی و اجرایی

1- اسلام دینی تروریستی است

2- "ستون پنجم" یا "جهاد مخفی" اسلامی، ایالات متحده را از درون تضعیف و سرنگون می­کند

3- "غالب" مسلمانان آمریکایی، علایق تروریستی دارند

4- مسلمانان آمریکا جنگ حقوقی برپا می­کنند: جهاد خشونت­بار به روش­های دیگر

5- مسلمانان در تلاش جهت جایگزینی قوانین اساسی آمریکا با قوانین اسلامی، یا شریعت، هستند

نتیجه­گیری

پیشنهادهایی برای مقابله با اسلام­هراسی در آموزش­های مقابله با تروریسم

یادداشت­ها و ملاحظات

واژه­نامه تشریحی

کتاب­شناسی

درباره­ی گروه آزادی­های مدنی

درباره­ی ناشر

 

خلاصه اجرایی

از زمان حملات القاعده به مرکز تجارت جهانی و ساختمان پنتاگون در 11 سپتامبر 2001، دولت فدرال سازمان­های مجری قانون را در همه سطوح به صورت دفاع ملی سازمان­یافته­ای علیه حملات تروریستی احتمالی در آینده بسیج کرده است. به منظور برآوردن این هدف، تعداد زیادی از سازمان­های امنیت داخلی – شامل پلیس محلی، ترانزیت­ها و بنادر و دیگر سازمان­هایی که به طور معمول در برنامه­های ضد تروریستی شرکت نمی­کنند- نیاز به آموزش دارند. بیانیه "جنگ علیه تروریسم" دولت جرج دبلیو. بوش، منشا ایجاد صنایع خصوصی آموزش­های ضدتروریستی شد که دوره­هایی را با موضوعات مختلف از تقویت زیرساختارها تا ایدئولوژی ترور ارائه می­داد. تحقیقات انجام شده توسط گروه تحقیقات سیاسی، که نه ماه به طول انجامید، نشان می­دهد که نهادهای دولتی که مسئولیت امنیت داخلی را بر عهده دارند، سازوکارهای نامناسبی را برای حصول اطمینان از کیفیت و هماهنگی آموزش­های آمادگی در برابر تروریسم، که توسط عرضه­کنندگان خصوصی این دوره­ها ارائه می­گردد، دارا می­باشند؛ ماموران دولتی معمولا با اطلاعات گمراه­کننده، التهاب­آمیز و پرمخاطره درباره­ی ماهیت تهدید تروریسم در سمینارهایی با مقاصد سیاسی، کنفرانس­ها و مجلات تخصصی و رسانه­های جمعی مواجه می­شوند. به­ جای آموزش مهارت­های کامل و منطقی و برگزاری جلسات توجیهی اطلاعاتی و امنیتی، زیرمجموعه­ بانفوذی از صنعت خصوصی آموزش­های ضدتروریستی، تئوری­های نادرستی را پیرامون مبارزه جهادگرایان برای جایگزینی قانون اساسی ایالات متحده با قوانین شریعت، مطرح می­کنند و به نحو کارآمدی تمامی اسلام را –که یک دین جهانی است و پیروان آن به 3/1 میلیارد نفر می­رسد- به عنوان دینی ذاتاً خشن و حتی تروریستی، زیر سوال می­برند.

ولید شویبات، سابقاً مسلمان بوده­ است و سخنران محبوبی به شمار می­رود. وی که توسط چند شرکت آموزشی خصوصی استخدام شده است، اخیراً به شرکت­کنندگان در یک کنفرانس انجمن بین­المللی افسران ضدتروریسم گفته بود: "اسلام یک انقلاب است و مصمم است تا تمام نظام­های دیگر را متلاشی کند. آن­ها می­خواهند، همانند نازی­ها، خود را گسترش دهند".[1] جان گیداک[29]، یکی دیگر از مربیان ضدتروریسم بخش خصوصی در یک کنفرانس متخصصین امنیت میهنی گفت: "در زمان محمد پیامبر، هدف مسلمانان تصرف جهان بوده­است".[2] ولید فارز[30]، که در مرکز مطالعات امنیتی و ضدجاسوسی و همچنین در دانشگاه ملی دفاع تدریس می­کند، این­طور استدلال می نماید: "جهادگران در غرب وانمود می­کنند که مدافعان حقوق مدنی هستند"[3] و با صبر و حوصله عضوگیری می­کنند تا زمانی که "تقریباً تمامی مساجد، مراکز آموزشی و موسسات اجتماعی- اقتصادی به دست آن­ها بیفتد".[4] فارز به طور تهدیدآمیزی ادعا می­کند که این "جهادگران" اقدامات نظامی را به زمان بعد موکول می­نمایند، "تا وقتی که 'لحظه­ی مقدس'[31] فرابرسد".[5] سولومون بدرمن[32]، مدیر عامل شرکت آموزشی بین­المللی راه­حل­های امنیتی[33]، به طرز مشابهی ادعا می­کند که جهادی اسلامی و پنهان، ایالات متحده را از درون تهدید می­کند. چنین ادعاهایی بسیار خطرناک می­باشند. پس از برگزاری کنفرانس انجمن بین­المللی افسران ضدتروریسم که در بالا به آن اشاره شد، محقق گروه تحقیقات سیاسی از یکی از اعضای حاضر در جلسه در مورد اینکه به نظر او راه­حل پیشنهادی شویبات در مورد تهدید اسلامی که توصیفش کرده بود چیست، چنین پاسخ داد: " بکشید آن­ها را. حتی به بچه­ها نیز رحم نکنید. خود شما حرفش را شنیدید."[6] اظهارات اسلام­هراسانه نظیر آنچه در بالا ذکر شد، موجب می­شود تا کلیت اسلام خطرناک و افراطی جلوه داده شود و اکثریت معتدل مسلمانان نادیده گرفته شوند و اسلام به عنوان معضلی برای جهان در نظرگرفته­ شود.[7] سخنرانان و مربیان بخش خصوصی که گروه تحقیقات سیاسی آن­ها را بررسی نموده است، به تئوری­های توطئه­ای استناد می­کنند که بر پایه کلیشه­های منفی و ریشه­داری در مورد تزویر، سرکوبی، ارتجاع و شرارت اسلامی بنا نهاده شده­اند.[8] اسلا­م هراسی "یک نگرش یا جهان­بینی است که شامل ترس و انزجار بی­پایه ­و ­اساس از مسلمانان می­باشد و به تبعیض و طرد آن­ها منتهی می­شود" و ممکن است دربردارنده­ی این استنباط باشد که اسلام در سطح پایین­تری نسبت به غرب قرار داشته و نه یک دین بلکه یک ایدئولوژی سیاسی پرخاش­جو است.[9]

این نظریه که یک تهدید اسلامی تعمیم­یافته، خطری حیاتی برای ایالات متحده و دموکراسی غربی است، اصول رسمی امنیت ملی را نقض نموده و اساس امنیت داخلی و حقوق اساسی شهروندان و ساکنین را سست می­نماید. با این وجود، پژوهش­های گروه تحقیقات سیاسی نشان می­دهد که منابع عمومی در جهت گسترش این عقیده­ی کذب در میان تحلیل­گران اطلاعاتی و سایر کارمندان دولتی صرف شده است.

وزارت امنیت داخلی مسئولیت اصلی ارائه آموزش­های ضدتروریستی به ماموران محلی، ایالتی و فدرال را بر عهده دارد. این وزارتخانه لیستی از دوره­های مربوط به آمادگی­های تروریستی دولت و نحوه جلوگیری از آن تهیه کرده است تا از طریق آنها مهارت­های عملی و بینش تحلیلی جهت حفظ امنیت اجتماعی به ماموران داده­ شود. با این وجود، به نظر می­رسد سهم قابل توجهی از این آموزش­ها توسط شرکت­های خصوصی صورت می­پذیرد که توسط کارشناسان دولتی بررسی و ارزیابی نشده­اند. این مکانیزم کنترل، یک استثنا است؛ سازمان­ها می­توانند از تعداد زیادی از برنامه­های حمایت مالی فدرال استفاده نمایند و در اکثر موارد لازم نیست تا مقامات دولت محلی را از چگونگی استفاده از این کمک­های مالی آگاه کنند.[10] دریافت­کنندگان این حمایت­های مالی می­توانند با شرکت­های خصوصی آموزشی که خود انتخاب می­کنند قرارداد ببندند و غالباً نیاز نیست تا اطلاعات زیادی همانند نام شرکت­های آموزش­دهنده­ی پرسنل خود را گزارش کنند.[11] منابع موجود در جهت حمایت شرکت­های آموزشی خصوصی و نامنظم ضروری است. دو برنامه حمایت مالی که از برنامه­های آموزشی حمایت می­کنند - برنامه امنیت داخلی ایالتی[34] و طرح امنیتی مناطق شهری[35] - 67/1 میلیارد دلار در سال 2010 در اختیار ایالات قرار دادند.[12] علاوه بر کنترل کیفیت متداول و کاستی­هایی در شفافیت برنامه­های فدرال و سایر برنامه­های دولت، تحقیقات ما مثال­هایی از تضاد منافع حقیقی و یا احتمالی را روشن نمود. استفاده از لوگوی وزارت امنیت داخلی یا سایر سازمان­های دولتی جهت تبلیغ و حمایت دوره­های آموزشی خصوصی، که بعدها توسط این سازمان­ها تکذیب شدند، نمونه­ای از این موارد است.[13]

بررسی­های گروه تحقیقات سیاسی نشان داده است نیروهای دولتی در زمینه آموزش­های ضدتروریستی بر سه سازمان متمرکز شده اند و در جاهای مناسب مربیان و مدرسینی که با این مراکز همکاری می­نمایند، نیز موضوع پژوهش قرار گرفته­اند. این گزارش تفاوت­های کیفی میان خط مشی­ها و برخی از وجوه اشتراک بنیادین این سازمان­ها را توصیف می­کند. همه­ی این نهادها از دلارهای مالیاتی نفع می­برند که حضور کارمندان دولت را در سمینارها و برنامه­های توصیف­شده در این گزارش تامین می­نماید:

انجمن بین­المللی افسران ضدتروریسم (ICTOA)، یک موسسه غیرانتفاعی که توسط پرسنل دایره­ی پلیس نیویورک پایه­گذاری شده است. این موسسه جلساتی را با حضور سخنرانان مختلف برای نمایندگان مقامات اجرایی ترتیب می­دهد.

شرکت آموزشی بین­المللی راه­حل­های امنیتی (SSI)، که در فلوریدا مستقر است، یک شرکت با مدیریت بخش خصوصی است. این شرکت ادعا می­کند که تاکنون برای بیش از هزار سازمان و شرکت، دوره­های آموزشی برگزار کرده است. این شرکت مجله ضدتروریست[36] را منتشر می­نماید.[14]

مرکز مطالعات امنیتی و ضدجاسوسی (مرکز CI)، یک شرکت انتفاعی که توسط یک مامور سابق امنیت ملی پایه­گذاری شده است و به عنوان یک آکادمی آموزشی و مرکز سخنرانی در واشنگتن فعالیت می­کند. در این جا، افراد کارآزموده­ دوران جنگ سرد، دانشگاهیان، یک اصلاح­طلب مسلمان –آن­طور که خود نامگذاری کرده ­است- و یک فرد مرتد، دوره­ای با موضوع "نظریه­ی تهدید جهانی جهادگرایی" را ارائه می­دهند. براساس اعلام CI، آن­ها "هرساله نزدیک­به 8000 دانشجو" را تربیت می­کنند که اغلب آن­ها "کارمندان فعلی جامعه­ی امنیت ملی آمریکا" هستند.[15]

هر یک از این موسسات جایگاه متفاوتی را در صنعت آموزش ضد تروریسم دارا می­باشند. با وجود این­که در بسیاری از جنبه­ها با هم تفاوت دارند، هر سه گروه، یا همکاران آموزشی و سخنرانان آن­ها، گزارش­ها و مطالب خطرناک اسلام­هراسانه را در میان مسئولان امنیت عمومی و ملی رواج می­دهند. این سازمان­ها و سخنرانان آن­ها با معرفی خود به عنوان متخصصین اطلاعاتی و اجرایی، اعتبار خود را صرف بسط تعصبات مذهبی می­نمایند. مسئله­ی تدارک آموزش­های اسلام­هراسانه به ماموران دولتی تنها به این سه گروه محدود نمی­شود. تحقیقات بیشتری شامل زیرنظرگرفتن دقیق نقش نهادهای دولت­های مخلی و دولت فدرال برای تعیین و تبیین همه­ی ابعاد آن لازم است.

 

1- اسلام مذهب تروریستی است.

نیروهای ضد تروریسم اسلام هراس، اغلب در "سیاست جنگ علیه تروریسم" از اسلام به عنوان دشمن یاد می­کنند. گروه­های امنیتی خصوصی و سخنگویان آن­ها بوسیله گزاره­های ایدئولوژیکی و مذهبی، ارتباط گریزناپذیر اسلام و تروریسم را بیان می­کنند. در این منطق، همه مسلمانان به سادگی تروریست شناخته نمی­شوند ولی اسلام به خودی خود "شر" دانسته می­شود. ولید شوبایت، سخنگوی میهمان اتحادیه افسران بین­المللی جنگ علیه تروریسم، "تروریست اسلامی اسبق" و مسیحی معتقد به آخرالزمان فعلی (طبق اظهارات خود)، اسلام را دین جعلی "ضد مسیح" معرفی می­کند و اشاره می­کند مسلمانان لقب "نماد شیطان" را به دوش می­کشند.[16] وی اسلام و مسلمانان را با برشمردن اعمال خشونت آمیز افراد که نشان از فرهنگ خشونت آمیز آن­ها دارد، به طور ذاتی خشن و وحشی معرفی می­کند.[17]

2. "ستون پنجم" یا "جهاد در خفای" اسلامی، آمریکا را از درون نابود می­کند.

این چهارچوب مدعی است که تهدیدی حتی قدرتمندتر از القاعده برای آمریکا وجود دارد: گسترش چشمگیر اسلام سیاسی در آمریکا با هدف تبدیل این کشور به کشوری مسلمان با قوانین دینی.[18] این مباحثات توسط نظریه توطئه­ای پشتیبانی می­شود، که در آن گروه­های حامی آمریکایی­های مسلمان، به عنوان تشکل­های پیشرو برای اسلامگرایان خارجی مانند اخوان المسلمین مصر در نظر گرفته می­شوند. این استدلال، بر اعمال فشار قانونی برای تمرکز بر گروه­های منتسب به پیشرو، تاکید دارد، که باعث کاهش التزام به آزادی­های قانونی و به طور بالقوه انحراف توجهات از اقدامات غیر قانونی تروریستی می­شود. این چهارچوب، اصول ضد خرابکارانه­ی ضد کمونیستی دوره­ی مک کارتی را توسط جایگزینی ارعاب اسلامی فعلی با نوع کمونیستی سابق آن و توضیح شیوه­های شکنجه­های بی­اعتبار، احیا می­کند.

3. "جریان غالب" آمریکایی­های مسلمان، گرایشات تروریستی دارند

نیروهای ضد تروریسم اسلام­هراس به طور معمول گروه­های حقوق بشری همچون شورای روابط عمومی مسلمانان[37]، جامعه اسلامی آمریکای شمالی[38]، و شورای روابط اسلام و آمریکا[39] را به عنوان شبکه­های حامی تروریسم طبقه بندی می­کنند. در این اتهام، آنها با استناد بر نمونه­هایی از اعضای فعلی یا اسبق انجمن­های دردسرساز به عنوان شواهد تبانی سازمانی، به شدت بر جرایم سازمانی تکیه می­کنند. برخلاف رسیدگی­ وسیع و گسترده، هیچ یک از این سازمان­ها به صورت رسمی به حمایت مادی از تروریسم، متهم نشده­اند. ساختار اسلام هراسی، حمایت گسترده­ای را از سوی رهبران مسلمان آمریکایی­ در مورد پابرجایی فلسطین و مخالفت با ادامه اشغال سرزمین­های فلسطین توسط اسرائیل، به عنوان نشانه­های همفکری با تروریسم بیان می­کند.

4.آمریکایی­های مسلمان از "تسلیحات حقوقی" استفاده می­کنند: جهاد خشونت آمیز با ابزارهای دیگر

چارچوب "تسلیحات حقوقی" به افراط گرایان مسلمانی اشاره می­کند که از ابزارهایی نظیر دادرسی قضایی، آزادی بیان و دیگر ابزارهای قانونی برای پیشبرد اهداف خرابکارانه استفاده کرده و مخالفان خاموشی هستند که با استفاده از دموکراسی قصد براندازی دموکراسی را دارند. "تسلیحات حقوقی" نوعی از گفتمان دوپهلوی ارولی[40] است که در آن "تروریسم" استفاده از ترور نیست بلکه استفاده از اهرم­های قانونی است. قانون زمانی که برای مقابله با اسلام هراسی یا برای اثبات حقوق مدنی مسلمانان آمریکایی بکار گرفته می­شود، به نوعی سلاح تبدیل می­شود. پروژه "تسلیحات حقوقی" به بررسی "سوءاستفاده از قانون و سیستم­ها قضایی برای دستیابی به اهداف سیاسی و اقتصادی راهبردی" می­پردازد. بروک گلداشتاین[41]، هدایت این گروه را بر عهده دارد. تعدادی از افرادی که در این گزارش به آنها اشاره شد، از اتهام "تسلیحات حقوقی" استفاده می­کنند تا تلاش مسلمانان آمریکایی برای اظهار عدم رعایت حقوقشان را به صورت تلاشی حیله­گرانه برای مخفی نگاه داشتن دستورکار توطئه­گرانه­شان، جلوه دهند.

5. تلاش مسلمانان برای جایگزینی قانون اساسی آمریکا با قوانین اسلامی.

این چارچوب، تصور حاکمیت قوانین خشونت آمیز اسلامی در آمریکا را پررنگ­تر می­کند و اظهار می­کند حمایت از شریعت، "خطرناک­ترین تهدید" است.[19] همانند تئوری توطئه­ی "ستون پنجم" اسلامی، قانون شریعت، هراس جنگ سرد از ظهور کمونیسم جهانی را تداعی می­کند. تهدید دیکتاتوری جهانی اسلام جانشین دیکتاتوری شوروی سابق شده است. شریعت ترکیبی از آرمان­هایی است که یک موجودیت اسلامی را معرفی می­کند. تفاسیر گزینشی از فقه اسلامی از سوی برخی تروریست­ها با هدف نهایی ساخت حکومت جهانی اسلامی یا خلافت، برای بسیج افراد بکار می­رود. این چهارچوب بوسیله بدنام کردن سازش مذهبی به عنوان تسلیم بلاشرط به قوانین اسلامی، برای لکه دار کردن فعالان حقوق مدنی که برای مبارزه با تبعیض نژادی تلاش می­کنند، بکار می­رود. در واقع چنین روندی برقرار نیست. علاوه بر این، تهدید شریعت، تحولات داخلی شکل گرفته و همسازی اسلام با معیارهای قانونی، فرهنگی و اقتصادی آمریکا را نادیده می­گیرد.

این پنج مقوله و گزارشات اشاره شده برای توضیح و حمایت از آنها، بر پایه اصولی نادرست (یا در بهترین حالت، تفاسیر بسیار بحث برانگیزی از داده­های تجربی) و همچنین نسبت دادن رفتارها و باورهای تعدادی از اعضای گروه­های مذهبی به تمام اعضای آن گروه، استوار است. علاوه بر این بی­دقتی­ها و انحرافات، تمرکز شدید بر انگیزه­های مذهبی تروریست­ها از سوی گروه­ها و مربیانی که ما بررسی کردیم، مشکلات دیگری نیز در پی دارد. مطالعات تجربی انجام شده با موضوع ضد تروریسم توسط کارشناسانی چون روبرت پیپ، مارک یورگنزمایر، مارک ساگمن و دیگران نشان می­دهد در میان مذاهب- و نه تنها اسلام- اکثریت تروریست­ها و بمب­گذاران انتحاری به دلایل نارضایتی­های سیاسی چنین عملی را انجام داده­اند. مذهب اغلب برای عضوگیری، مشروعیت بخشی و ایجاد انگیزه بکار می­رود.

تهدیدات وارده به امنیت و حقوق

با توجه به اینکه، آموزش­های ضدتروریسم اسلام­هراسانه در تاثیرگذاری بر رفتار مجریان قانون و کارکنان امنیت داخلی، موفق بوده است، به نظر می­رسد مطالب و گزارش­های توصیف شده در بخش پیشین، امنیت داخلی و حقوق اساسی را تضعیف می­کند. نتایج احتمالی شامل تقابل پلیس و انجمن­های محلی مسلمان و عرب، می­شود. در صورتی که اعضای جامعه بواسطه­ ترس ناشی از بدرفتاری و برخورد مستبدانه و یا بازجویی­های ناخواسته، تمایل کمتری به گزارش جرایم یا دسترسی به خدمات عمومی، مانند خدمات بهداشت و درمان و یا خدمات اورژانس داشته باشند، امنیت قربانی می­شود

پیام­های اسلام­هراسی توسط افراد جانبدار و دارای عقاید سرسخت ایدئولوژیکی، وابسته به سه گروه بررسی شده در این گزارش، افزایش مقاومت در برابر اتحاد مسلمانان در تار و پود جامعه آمریکایی را به خطر می­اندازد. آنها اغلب عبارات عمومی مذهبی، بنیادگرا، یا اسلام "خالص" را به عنوان مدرکی برای نوعی از دین تفسیر می­کنند که از تروریسم حمایت می­کند. در صورت اجرای قانون، دیدگاه ایدئولوژیکی اسلام­هراسی این مربیان و شرکت­ها احتمالا نتیجه­ای نامطلوب و برخلاف قانون اساسی در پی خواهد داشت:

تجزیه و تحلیل جانبدارانه­ اطلاعات

برابری نادرست اسلام و تروریسم می­تواند با منحرف کردن و اغراق برجسته­ فاکتور تهدید و هدف­گیری فعالیت­های بی­خطر، تجزیه و تحلیل اطلاعات را لکه­دار کند.[20] جانبداری­های فرهنگی و فردی و سیاسی­سازی آشکارا، می­تواند واحدهای اطلاعاتی را به سوی جمع­آوری داده از اهداف نادرست هدایت کرده و احتمال شکست تحلیل­ها بوسیله تحلیل­گرانی که از مزایای استفاده از شواهد بی بهره­اند، افزایش می­یابد.[21]

قالب­سازی

تلقین به افسران پلیس و کارکنان اطلاعاتی برای بی­اعتمادی به انگیزه­های مسلمانان آمریکایی دستورالعملی برای تبعیض نژادی، قومی و مذهبی و برداشت از قانون مغایر با قانون اساسی است. مفاد مکتب اسلام­هراسی، افسران و تحلیل­گران را به اتکا بر گفتار مذهبی به عنوان معادل مدرکی برای نیات جنایتکارانه آنان، تشویق می­کند. نظریات توطئه در مورد "جهاد در خفا"، به کارگیری تبعیض علیه مسلمانان در شغل­های موجود در خدمات عمومی را ترویج می­دهد. بازخوردهای موجود از سوی شرکت­کنندگان در مباحثات "تهدید جهادگران"، از افزایش بدگمانی­ها نسبت به افراد تازه استخدام شده و همکاران مسلمان خبر می­دهد.

جستجوها و نظارت­های غیر قانونی

پیام­هایی که نسبت به برخی باورهای مذهبی بدگمان هستند (مانند حمایت از قانون شریعت)، نظیر ابراز همدردی سیاسی با آرمان فلسطینی­ها یا رابطه با گروه­های پشتیبانی قانونی، نظارت بی حد و حصری را برای افراد بی­گناه و مجامع خداپرستی که جرمی مرتکب نشده­اند، در پی خواهد داشت. نظارت بیش از حد، حضور سیاسی مردم در جامعه مدنی را کمرنگ کرده و به قلب قانون آزادی از آزار و اذیت مذهبی، حمله می­کند. پیام­های اسلام­هراسی که حمایت­های قانونی را متهم می­کنند، به طور پایه­ای بر جاسوسی سیاسی و آشفتگی­ها صحه می­گذارند.

خشونت فیزیکی و جرایم ناشی از تنفر

تبعیض­های مذهبی و نژادی که از مکتب اسلام­هراسی ناشی می­شوند، به طور بالقوه می­تواند به سوی عکس­العمل­های مرگبار منتهی شود، از جمله اینکه افسران پلیس تمایل داشته باشند که در شرایط مبهم شلیک کنند. همچنین ممکن است منتهی به تجاوز هر چه بیشتر به حقوق افرادی شود که به درستی و یا اشتباها به عنوان مسلمان و عرب شناخته شده­اند. ترویج نظریه "تسلیحات قانونی" ممکن است یا باعث اعمال قانون و یا باعث تردید افسران پلیس و نادیده گرفتن دادخواهی اعضای جوامع مسلمان،عرب، خاورمیانه و آسیای جنوبی، نسبت به جرایم صورت گرفته شود.

آزادی بیان رو به زوال

سخنگویانی که با سازمان ضدجاسوسی و سازمان راهکارهای بین­المللی امنیتی در ارتباط هستند، انتقادات عمومی نسبت به اسلام هراسی را به عنوان "تسلیحات قانونی"، یا به گفته کلر لوپز[42]، عضو هیئت مدیره سازمان ضد جاسوسی، "استفاده تهاجمی از ساختارهای قانونی دموکراتیک توسط کسانی که قصد تخریب دموکراسی را دارند"، طبقه­بندی می­کنند.[22] این چهارچوب "تسلیحات قانونی" یک مسیر خطرناک در تلفیق آزادی بیان و تروریسم ارائه می­دهد که در آن مفهوم تروریسم از خشونت بی­رویه علیه غیر­نظامیان به دادگاه­ها منتقل می شود. این تردستی نه چندان با ظرافت، مخالفان آموزش­های ضد اسلامی را خشمگین می کند و آنها را به دلیل مخالفت خاموش، در روحیه و اخلاق معادل با تروریست­ها به حساب می آورد.

پیشنهادات

دولت فدرال یک مسؤلیت ویژه دارد و آن این است که باید تضمین کند آموزش­های داده شده به مأموران دولتی صحیح، سازگار و مطابق با سیاست امنیت ملی و با احترام به قانون اساسی ­باشد. با توجه به یافته­های این تحقیق، شرکت­های خصوصی مطالعات سیاسی، به کنگره، وزارت دادگستری و اداره امنیت میهنی کمک نموده­اند که :

1- در آموزش­های ضد ترروسیم فعلی تفحص شود تا اطمینان حاصل شود که این آموزش­ها صحیح و خالی از هرگونه تعصب باشند.

مجلس سنا باید از دفتر پاسخگویی دولت[43] بخواهد تا مسؤلیت ارزشیابی از همۀ کارگزاران خصوصی که آموزش­های ضد تروریسم به سازمان­های فدرال، ایالتی و محلی را ارائه می دهند، را به عهده بگیرد و این ارزشیابی باید شامل تمام کنفرانس­ها، سمینار­ها و دوره­ها باشد. این نهاد باید با کارشناسان مشخص شده توسط وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، وزارت دادگستری و اداره امنیت میهنی رایزنی کند تا هرگونه اشتباه و تعصبات دینی و قومی نژادی و یا موارد متناقض با سیاست ملی ضد تروریسم، را شناسایی کند. اریک هولدر[44]، داستان کل و ژانت ناپولیتانو[45]، وزیر امنیت داخلی آمریکا و به همراه هر دو بخش شورای نظارتی مجلس سنا باید رسیدگی کنند که همۀ برنامه­های آموزشی، سمینار­ها و کنفرانس­های ضد تروریسم که توسط دولت فدرال حمایت می شوند، از کارشناسانی استفاده کنند که رسالت خود را درست و بدون تعصب انجام می دهند. مسئلۀ اسلام­هراسی در آموزش­های ضد­تروریسم باید توسط سازمان­های فدرال، ایالتی و محلی تأیید و نظارت شده باشد. تحقیقات دیگری باید برای مشخص شدن میزان حس ضد­اسلامی در مأموران دولتی و تشکیلات امنیت داخلی، انجام گیرد.

2- جایگزین کردن آموزش­های خصوصی ضد تروریسم کارمندان دولتی با برنامه­های دولتی

محرمانه کردن فعالیت­های اطلاعاتی، از حسابرسی، نظارت و کنترل عمومی آن می­کاهد. سازمان­های فدرال باید آموزش­های حمایت شده توسط دولت را مهم جلوه دهند و وابستگی این برنامه­ها را به آموزش­های محرمانۀ ضد ترورسیم مأموران دولتی به تدریج از بین ببرند.

3- استاندارد­هایی برای شرکت­ها و کارشناسان محرمانۀ آموزش ضد تروریسم مشخص گردد.

تا حدی که پیمانکاران و شرکت­های ارائه دهندۀ این آموزش­ها، در دسترس منابع خبری دولتی قرار نداشته باشند و وزارت امنیت داخلی و وزارت دادگستری باید استاندارد­هایی را ایجاد کنند تا ارائه دهندگان دوره­های ضد تروریسم را تصدیق و تضمین کنند. این استاندارد­ها باید از تبعیضات دینی جلوگیری کند و بر حقوق مدنی تأکید نماید. گروه­ها و سخنرانانی که به این رهنمود­ها توجه نمی کنند نباید برای مخاطب قرار دادن مأموران دولتی دعوت شوند و آنها نباید مشمول سرمایه­گذاری­های عمومی باشند.

4- بهبود اطلاع­رسانی از اختصاص بودجه فدرال برای آموزش­های ضد تررویسم.

ادارۀ آموزش و بورس تحصیلی[46]، نمایندۀ اصلی اداره امنیت داخلی است که ازطریق سازمان آموزش­ اداره امنیت داخلی و همکاران آن سازمان، آموزش­های ضد تروریسم و ضد سلاح­های کشتار جمعی را در ایالت­ها و محل­های مختلف، انجام می­دهد. مجلس سنا باید به ادارۀ آموزش و بورس تحصیلی دستور بدهد تا همۀ آموزش­های فدرالی ضد­تروریسم را پیگیری کند، ازجمله آموزش­های آژانس فدرال مدیریت بحران[47] که نخستین مرکز پاسخگویی در مواقع بحرانی است. تمام هزینه­های فدرال برای آموزش­های ضد تروریسم – موسسات دریافت کننده این بودجه­ها و زیرمجموعه­های آنها و یا بودجه­­های اختصای یافته به سازمان­های فدرال- باید به عموم گزارش شود و در دسترس عموم قرار گیرند.

5- همکاری با سازمان­های انجمن مسلمانان آمریکا (به جای بدنام کردن آن­ها)

در ارزیابی کردن فرصت­های آموزشی و تعیین استانداردها برای مربیان و دوره­ها، محققان باید مراقب دوره­هایی باشند که به نظر می­رسد تنها آمریکایی­های مسلمان و حوزه­های انتخاباتی و یا نهاد­های جامعۀ آن­ها را هدف قرار داده­اند. "آزمون­های اصول اسلام" نباید به عنوان پیش نیاز برای همکاری با هیچ مسلمان، عرب یا گروه­های خاورمیانه­ای استفاده گردد ؛ این آزمون­ها به نوعی مسلم دانستن گناه آنها می باشد و ناشی از تصور غیر قابل قبول کلیشه­ای می باشد. وزارت امنیت داخلی و وزارت دادگستری باید از آموزش­هایی که در آن­ها سیاست جامعه گرایی بر اساس احترام و رعایت مساوات پرورش می یابد، پشتیبانی کند. با این وجود، افزایش کانال­های ارتباطی نباید به عنوان بهانه­ای برای جمع آوری اطلاعات مورد استفاده قرار گیرند.

6- بهبود توانائی تعامل فرهنگی و درک مذهبی کارکنان اطلاعاتی و مجریان قانون

وزارت امنیت و وزارت دادگستری باید از دوره­های آموزشی که در آن­ها فهم آموزه­های دین­های مختلف و سنت­های اعتقادی بهبود می یابد، حمایت کند تا اسلام­هراسی را ریشه کن کند. رویکرد ارزشیابی مشارکتی روستایی[48] از نحوۀ انجام آموزش­های ضد تروریسمی حمایت می­کند که به عنوان بخشی از برنامۀ آموزشی خود، شامل ایجاد آگاهی از نشانه­های خشونت­های تروریستی که از منابع اید­ئولوژیکی یا دینی متععد نشات گرفته­اند، می­شود. به هر حال، پیش از تدریس دربارۀ تروریست­هایی که انگیزه­های عقیدتی آنها الهام گرفته از اسلام است، باید درک بنیادی از اسلام و مسلمانان راپرورش داد. این آموزش­ها نباید یک ظاهرسازی محض باشند و باید اساساً تصور­های غلط از اسلام و مسلمانان را هدف قرار دهند.

7- کنگره باید قانونی را برای منع دسته­بندی­های نژادی، قومی و دینی تصویب کند.

ضروری است برای محافظت از حقوق اعراب، مسلمانان، خاورمیانه­ای­ها و جنوب آسیایی­ها - آنهایی که جوامع­شان در جریان آموزش­های ضد­تروریسم بیشترین آسیب را دیده است– به تأثیر نژاد در اجرای قانون توسط ماموران دولتی پایان داده شود، و همچنین این طرز فکر که مسلمانان شهروند آمریکا و سزاوار حمایت تحت قانون اساسی آمریکا نیستند، برچیده شود.


[1]Thomas Cincotta

[2]John Esposito

[3]Prince Alwaleed bin Talal Center for Muslim-Christian Understanding,

[4]Georgetown University

[5]Brigitte Nacos

[6]Chip Berlet

[7]Walid Shoebat

[8]George D. Little

[9]ICJS

[10]San Marcos, TX

[11]ICTOA

[12]Fort Hood

[13]Greg Abbott

[14]World Net Daily

[15]Edwin Urie

[16]Henley-Putnam

[17]Keith Davies

[18]Michael Riker

[19]Springfield News Leader

[20]Richard Bartholomew

[21]Obama

[22]apocalyptic Christians

[23]Abdus Sattar Ghazali

[24]MuslimMilitaryMembers

[25]Palmer Raids- توضیح مترجم: جریانی که در آن سازمان دادگستری آمریکا تصمیم به دستگیری و اخراج افراد تندرو جناح راستی نمود

[26]delirium

[27]مراکز ترکیبی (Fusion Center) مراکز جلوگیری از حملات تروریستی می­باشند که در یک پروژه­ی مشترک بین سازمان امنیت میهنی (DHS) و وزارت دادگستری ایالات متحده بین سال­های 2003 تا 2007 تاسیس شدند.

[28]Joint Terrorism Task Forces

[29]John Giduck

[30]Walid Phares

[31]holy moment'

[32]Solomon Bradman

[33]Security Solutions International (SSI)

[34]The State Homeland Security Program (SHSP)

[35]Urban Areas Security Initiative (UASI)

[36]The Counter-Terrorist

[37]Muslim Public Affairs Council

[38]Islamic Society of North America

[39]Council on American-Islamic Relations

[40]Orwellian double-speak

[41]Brooke Goldstein

[42]Clare M. Lopez

[43]GAO

[44]Eric Holder

[45]Janet Napolitano

[46] G&T

[47]FEMA

[48] Participatory Rural Appraisal

به گزارش فارس، «جی سولومون» در مقاله‌ای در روزنامه وال استریت ژورنال به تحولات اخیر منطقه پرداخت و نوشت: عربستان سعودی تلاش می‌کند که ملت‌های مسلمان در خاورمیانه و آسیا را حول یک محور غیر رسمی عربی علیه ایران متحد کند، حرکتی که برخی مقامات آمریکایی را نگران ایجاد درگیری‌های جدید فرقه‌ای در جهان عرب کرده است. مقامات سعودی تلاش دارند تا با نزدیکی به پاکستان، مالزی، اندونزی و کشورهای آسیای مرکزی حمایت دیپلماتیک و احیاناً - کمک نظامی در برخی موارد - این کشورها را برای خاموش کردن قیام اکثریت شیعه مردم بحرین علیه حاکمان سنی این کشور جلب کند، بحرانی که به نماد مقابله اعراب با ایران تبدیل شده است.

نویسنده این مقاله می‌افزاید: تلاش‌های عربستان سعودی هر چند علیه یک دشمن مشترک صورت می‌گیرد، اختلافات با دولت اوباما را افزایش داده است به ویژه دعوت عربستان از پاکستان می‌تواند اهداف امنیتی آمریکا در جنوب آسیا را پیچیده‌تر کند. این اقدامات، تلاش‌های آمریکا برای هدایت ناآرامی‌های مردمی خاورمیانه را به یک فرجام صلح‌آمیز دشوارتر می‌سازد.
بنابر اظهارات برخی مقامات پاکستانی، آمریکایی و سعودی، رئیس شورای امنیت ملی عربستان، شاهزاده بندر بن سلطان در ماه مارس از ژنرال‌های قدرتمند پاکستان خواسته بود که از عملیات آنها در بحرین، پشتیبانی کنند.
به گفته این مقامات، شاهزاده بندر - که برای بیش از دو دهه سفیر عربستان در واشنگتن بوده است - به ژنرال‌های پاکستانی خاطرنشان کرده که نباید روی آمریکا برای بازگشت ثبات در خاورمیانه یا محافظت از منافع پاکستان در جنوب آسیا حساب کرد.
روزهای اخیر مقامات آمریکایی مرتبط با عربستان ناامیدی عربستان از سیاست‌های آمریکا را تأیید کرده، ولی اعتقاد دارند که روابط می‌تواند ترمیم شود.

یک مقام آمریکایی می‌گوید آنها از ما راضی نیستند و راجع به ایران عمیقاً عصبی هستند ولی فکر نمی‌کنم جای دوری بروند. مقامات سعودی گفته‌اند که فراخوان آنها وسیع است. یک مقام سعودی در این ارتباط می‌گوید عناصر زیادی در این ابتکار وجود دارند، در صورت نیاز و درخواست رهبری عربستان، تمامی کشورهای عمده اسلامی تمایل خواهند داشت که نسبت به این ابتکار متعهد شوند.
این مقام اضافه می‌کند که نیروهای احتمالی پاکستانی می‌توانند به 4 هزار نیرو که عمدتاً شامل سربازان سعودی هستند، ملحق شوند. این نیروها در ماه مارس گذشته به بحرین اعزام شدند تا از خاندان خلیفه در مقابل قیام‌های مردمی داخلی محافظت کنند.

نویسنده این مقاله خاطرنشان می‌کند: با این حال مقامات سعودی اعتقاد دارند که نیروهای فعلی کافی هستند و هنوز هیچ درخواست رسمی برای نیروهای جدید نکرده‌اند.
مداخله نظامی در بحرین به دعوت نظام پادشاهی سنی این کشور صورت گرفت که ایران را به هدایت جنبش اعتراضی متهم می‌کردند. ایران این اتهامات را تکذیب کرد، ولی در همان حال حمایت خود را از حقوق معترضان اعلام و خواستار عقب‌نشینی نیروهای خارجی از بحرین شد.

به عقیده عربستان پیوستن نیروهای امنیتی سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس به ارتش عربستان برای فرونشاندن ناآرامی‌های بحرین پیامی به ایران بود که در سایر امور سایر کشورها دخالت نکند.
شورای همکاری خلیج فارس شامل شش کشور کویت، بحرین، عمان، قطر، عربستان و امارات متحده عربی است و قصد دارد اردن و مراکش را نیز به مجمع خود اضافه کند. آمریکا با سرکوب خشونت‌آمیز مخالف است. مقامات آمریکایی به استفاده از زور توسط رژیم‌های عرب علیه اعتراضات مردمی اعتراض کرده و گفته‌اند نگرانند این توسل به خشونت، معترضان شیعی بحرینی را به بازوهای ایران تبدیل کند، منوکراسی (فردسالاری) شیعه‌ها که رقابت دیرینه‌ای با عربستان برای حوزه نفوذ خود در خلیج فارس و کل خاورمیانه داشته است.
دیپلمات‌های سعودی می‌گویند که بعد از ورود نیروهای شورای همکاری خلیج فارس به بحرین در مارس گذشته، ریاض مقامات عالی‌رتبه‌ای را به اروپا و آسیا اعزام کرده است تا در مورد این عملیات توضیح دهند و حمایت خود را توجیه کنند.
سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان به اروپا سفر کرد و بندر بن سلطان به آسیا رفت و با مقامات هند، چین، پاکستان و مالزی دیدار کرد. با این حال از آنجایی که شاهزاده بندر هیچ سخنگویی ندارد، تأیید این اخبار امکانپذیر نشد.
مالزی که دارای اکثریت سنی است در این ماه در خلال سفر نجیب رزاق نخست‌وزیرش به ریاض، تمایل خود را به اعزام نیرو به بحرین اعلام کرد. نجیب رزاق در بیانیه‌ای اعلام کرد: مالزی پشتیبانی کامل خود را از تصمیمات حاکمیت عربستان و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای محافظت از ثبات و امنیت منطقه در شرایط سخت کنونی اعلام می‌کند.
مقامات بحرینی روز پنجشنبه اعلام کردند که از پشتیبانی دیپلماتیک استقبال می‌کنند، ولی نیازی به کمک نظامی در این مرحله ندارند و چنین درخواستی را نه از پاکستان و نه از مالزی نداشته‌اند. یک مقام غیرنظامی پاکستانی گفت که ارتش در حال بررسی کمک‌هایی است که می‌تواند برای کمک به عربستان انجام دهد.
یک افسر ارشد ارتش پاکستان هم گفت که این کشور هیچ طرح فوری برای اعزام سرباز با مقاصد عملیاتی ندارد.این افسر گفت که یک گردان پاکستانی از پیش از بروز ناآرامی‌ها به منظور آموزش نیروهای بحرینی در این کشور حاضر بوده‌اند ولی هیچ نقشی در سرکوب‌های اخیر نداشته‌اند.
بخش عمده‌ای از نیروهای پلیس بحرین از سربازان پاکستانی تشکیل شده است. پیوندهای نظامی پاکستان و عربستان سعودی به دهه‌ها قبل بازمی‌گردد. پاکستان هر سال صدها میلیون دلار کمک از عربستان دریافت می‌کند که بخش اعظم آن نفت ارزان قیمت است.
میزان نفوذ عربستان در پاکستان نشانه‌ای است از اینکه چگونه تضادهای دیپلماتیک در دو منطقه متفاوت - خاورمیانه در یک سو و افغانستان و پاکستان در سوی دیگر - می‌تواند اوضاع را برای آمریکا دشوارتر کند.
اینکه چگونه همزمان اهداف خود را برای خاتمه کشمکش‌ها در افغانستان دنبال کند، اوضاع پاکستان هسته‌ای را باثبات کند، قدرت ایران را محدود و بر ناآرامی‌های خشونت‌آمیز خاورمیانه سرپوش گذارد.

نویسنده این مقاله با بیان اینکه روابط پاکستان و آمریکا در ماه مارس رو به وخامت گذاشته بود، می‌نویسد: حتی پیش از عملیات آمریکا در پاکستان که به کشته شدن بن لادن انجامید و پاکستان آن را نقض حاکمیت ملی خود می‌داند. با این حال پاکستان مانند عربستان کاملاً وابسته به آمریکاست. آمریکا نزدیک‌ترین متحد استراتژیک عربستان است. سال گذشته ریاض و واشنگتن یک طرح 60 میلیارد دلاری فروش سلاح به عربستان را اعلام کردند که بزر‌گ‌ترین معامله تسلیحاتی در تاریخ آمریکاست.

آمریکا به واسطه پایگاه‌های نظامی خود در قطر، بحرین و امارات، یک پوشش هوایی و دریایی برای عربستان و سایر متحدان خود در منطقه در برابر حملات احتمالی ایران تأمین می‌کند.
روابط عربستان - آمریکا در دهه گذشته دچار تنش بود. عربستان با سرنگونی صدام حسین مخالف بود چرا که وی را سنگری محکم در مقابل قدرت ایران می‌دانست، همچنین ریاض در بین سایر اختلافات به تلاش‌های دولت اوباما برای تعامل دیپلماتیک با ایران، مشکوک بود.
ریاض همچنین مقامات واشنگتن را در جنگ نیابتی دیگری با ایران ناامید کرد، هنگامی که در اواخر سال 2009 نیروهای سعودی وارد یمن شدند تا شورشیان را از مرزهای مشترک پاکسازی کنند. یمن، ایران را متهم به کمک به ناراضیان می‌کرد و تهران اتهامات را رد می‌کرد.
در آن زمان آمریکا اعلام کرد که هیچ شواهدی از دخالت ایران در این ناآرامی‌ها مشاهده نکرده است. عربستان همچنین آمریکا را به عنوان مهم‌ترین مقصر تشویق برای سرنگونی حسنی مبارک در مصر ملامت می‌کند. ریاض وی را به عنوان آخرین سنگر قوی سنی در قبال نفوذ ایران تلقی می‌کرد و نگران است دولت جدید مصر بیش از حد با ایران دوست باشد.
یک مقام ارشد سعودی گفت که روابط با واشنگتن قوی است و اظهارات بندر بن سلطان در بدگویی از آمریکا را تکذیب کرد. عربستان و ایران در دو کمپ متفاوت به کشمکش خود در خاورمیانه ادامه می‌دهند. در یک سو ایران به حمایت از سوریه ادامه می‌دهد و به همراه گروه‌های عرب شبه نظامی حزب الله لبنان و حماس در سرزمین‌های فلسطینی قرار دارد که دارای مواضعی ضد غربی بوده و به شدت با اسرائیل دشمن هستند.
در اقمار عربستان هم که بیشتر طرفدار غرب هستند، پادشاهی‌های مسلمان سنی خلیج فارس، مصر، مراکش و گروه فتح قرار دارند.

اولین شب جمعه ماه رجب شب آرزوها نامیده شده، در شب آرزوها درهای رحمت الهی گشوده است و برای بهره‌مندی هرچه بهتر و بیشتر از این شب اعمالی برای آن ذکر شده است.

به گزارش رجانیوز بعضی از اعمالی که انجام دادن آنها در شب آرزوها استحباب زیادی دارد در پی می‌آید:

روزه

روزه اولین پنجشنبه ماه رجب دارای ثواب و برکات بسیاری عنوان شده است.

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر برکتی است که اعمال بسیاری برای آن ذکر شده است. پیامبراکرم (ص) فرمود: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد مستوجب خشنودی خدا می شود، غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.

نماز

برای اولین شب جمعه ماه مبارک رجب نمازی دوازده رکعتی از سوی رسول خدا ذکر شده که فضیلت بسیاری دار: بین نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود.

وقتی دوازده رکعت به پایان رسید، هفتاد بار ذکر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود.

پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر "سبوح قدوس رب الملائکۀ والروح" گفته شود.

پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر "سبوح قدوس رب الملائکۀ والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود.

پیامبر اکرم در فضیلت این نماز فرموده است: کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی. فوت شده می‌پرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند.

به گزارش جهان به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی راوستوری، "هرمن کین"، یکی از کاندیداهای احتمالی حزب جمهوری خواه آمریکا در سخنانی اظهار داشت که هیچ ابایی از آن ندارد که همجنس‌گرایان را به کابینه آینده خود راه دهد.
وی که پیش‌تر با گفتن اینکه مسلمانان جایی در کابینه او نخواهند داشت، مورد انتقادات شدیدی قرار گرفته بود اکنون می‌گوید که با انتصاب کسانی که علنا گرایش‌های همجنس‌گرایانه دارند، در کابینه خود هیچ مشکلی نخواهد داشت.

وی در پاسخ به این سوال که چرا همجنس‌گرایان را به مسلمانان ترجیح می‌دهد گفته است علت آن این است که همجنس گرایان شریعت اسلامی را وارد قوانین آمریکا نخواهند کرد!

سخنان توهین‌آمیز این جمهوری‌خواه آمریکایی بیش از آنکه منعکس کننده ترکیب کابینه آینده آمریکا باشد که از پیش روشن بود که مسلمانان آمریکا در آن سهمی ندارند، به واقع بیانگر مظلومیت و فشارهایی است که اقلیت مسلمان آمریکا باید در کشوری که مدعی آزادی و حقوق بشر است، تحمل کند.

چگونه شخصی به خود اجازه می‌دهد معتقدین به یک مذهب را با همجنس‌گرایان مقایسه کند؟ آیا اگر این مقایسه در خصوص یهودیان صورت گرفته بود، واکنش رسانه‌های غربی به همین شکل و همراه با سکوت بود؟

در حقیقت عربستان‌سعودی که مقر افراطیون و بنیادگراهاست، قصد دارد با همسو شدن با سیاست‌های جهانی و تمکین به دکترین لیبرالیسم غربی، نقشی محوری در جامعه جهانی بویژه در جهان عرب ایفا کند و اصولا همین پارادوکس آشکار موجب شده حاکمیت عربستان به‌طور جدی و فزاینده تحت فشارهای داخلی و خارجی قرار گیرد.
عربستان‌سعودی از مذهبی‌ترین و بسته‌ترین کشورهای خاورمیانه است و در حالی که زمانی تنها یک پادشاهی توسعه نیافته صحرایی بود اما اینک به لطف منابع سرشار نفتی به یکی از غنی‌ترین و ثروتمندترین ممالک منطقه مبدل شده است. این کشور که حتی نام خود را از خاندان آل‌سعود که در قرن هجدهم در این منطقه به قدرت رسیده‌اند وام گرفته، ناحیه حجاز یعنی محل تولد رسول اکرم(ص) را در خود جای داده که این مساله نوستالژیک در کنار حمایت‌های آل‌سعود از یک تفسیر هرمنوتیکی و انعطاف‌ناپذیر از اسلام اهل سنت که همانا وهابیت است موجب شده عربستان هویتی انحرافی اما نیرومند کسب کند و در این میان حمایت آمریکا از آن به دلیل دامن زدن به ارتجاع در منطقه مزید بر علت شده و از آنجا که منافع خاندان سلطنتی عربستان ایجاب می‌کند تا ثبات در منطقه حفظ و عناصر افراطی سرکوب شوند لذا عربستان سعودی از استقرار نیروهای آمریکا‌یی در خاک خود در پی حمله عراق به کویت در سال 1990 و تداوم حضور آنها استقبال کرد.
ملک‌عبدالعزیز که به شیر نجده شهره بود عربستان‌سعودی را در سال 1932 پایه‌گذاری و با تصاحب حجاز از خاندان هاشمی، کشوری متحد و تحت سلطه و هژمون خاندان خود تاسیس کرد و این بدان معنا بود که از آن پس شاهان یکی پس از دیگری توانستند بر پارادایم نوسازی کشور و توسعه نقش آن به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای متمرکز، عمل کنند.
به عقیده بیشتر کارشناسان اما ترویج گروه‌های ناراضی و بعضا خطرناک از جمله سازمان القاعده نیز به عدم تحمل هرگونه مخالفت از جانب قدرت حاکم بازگشته که این گروه‌ها از تنفر مردم نسبت به نقش آمریکا در منطقه بهره می‌برند. در حقیقت عربستان‌سعودی که مقر افراطیون و بنیادگراهاست، قصد دارد با همسو شدن با سیاست‌های جهانی و تمکین به دکترین لیبرالیسم غربی، نقشی محوری در جامعه جهانی بویژه در جهان عرب ایفا کند و اصولا همین پارادوکس آشکار موجب شده حاکمیت عربستان به‌طور جدی و فزاینده تحت فشارهای داخلی و خارجی قرار گیرد. میل طبیعی و نیاز به تقویت امنیت داخلی از یکسو و تن دادن به ماحصل فشار ناشی از گفتمان حقوق بشر و ترویج دموکراسی سفارشی غرب از سوی دیگر، مقامات سعودی را بر سر دوراهی سرکوب تروریست‌های انتحاری یا راهبرد پاسخ به مطالبات جهت اصلاحات سیاسی، انگشت به دهان و معلق و آویزان نگه داشته است. امروزه قلمداد کردن جنبش‌های افراطی به‌عنوان "بنیادگرایی " امری عادی است لیکن اصطلاح بنیادگرایی در اصل یک گفتمان پروتستان آمریکا‌یی بوده که برای تشخیص کلیساهای پروتستان که از بعضی جهات با اکثریت کلیساهای عادی متفاوت بوده به کار می‌رفته است.
بنیادگرایی اما شاکله‌ای از مجموعه متون، شعارها، نمادها و هنجارهایی که بشدت رایج و در سطح اجتماع، مابه‌ازای ملموس داشته را پیشنهاد کرده لذا در 2 مورد بسیار مهم نقد چیزهای اشتباه و تنظیم برنامه جهت پیشبرد امور، پشت حمایت عمومی آن واقع می‌شود.
در واقع هنگامی ایدئولوژی در مقام ساحت سیاسی فعلیت بیرونی یافته و در سیاست خارجی به تبلور می‌رسد که نیاز ضروری درون نظام سیاسی به جبران کاستی‌ها حیاتی جلوه‌گر شده که صراحتا به کمبود بایسته‌های داخلی و فلج شدن موضعی کارکرد خرده‌سیستم‌‌ها در انطباق با درون داده‌های بدیع اشاره دارد. فقدان مشروعیت سیاسی و هراس پارانویایی‌وار طبقه حاکمه بستر مناسبی را در توسعه‌طلبی یک کشور تدارک دیده و به تعبیری سیاست خارجی توسعه‌طلبانه گویای عدم تعادل میان ملزومات و مقدورات است و نوعی تشنج در اندام‌های حیاتی یک جامعه سیاسی شمرده می‌شود. نفوذ عربستان در نواحی قبیله‌نشین پاکستان که حاکی از قرائت خشک و غیرمقدس از اسلام است را نه در کیفیت بالای دیپلماسی عربستان که باید ناشی از منافعی که در بسط وهابیت در سطح منطقه موجود است، دانست. این سیکل معیوب ناشی از فرکانس سکرآور حاکمیت در ممالک در حال توسعه خاورمیانه و دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس در 3 دهه پیشین به فشاری ساختاری مبدل شده و عموما عمر درازی نداشته و در آخر راه هستند. از نظر بسیاری از نوگرایان، حیات طبقاتی در جوامع دشوار شده لذا ساختارهای سیاسی غیردموکراتیک و دچار بحران مشروعیت با قبول دموکراسی غربی در عمل به استحاله و نابودی خود رای داده و اگرچه هم سرمایه‌داری و هم طبقه تحصیلکرده متفقا ریشه‌های چالش نوسازی را تعریف کرده از آنجا که در لیبرالیسم، سیستم کارآمد جذب دانش‌آموختگان و روشنفکران واقعی وجود ندارد ابزارهای نفوذ و قدرت طبقاتی همچنان در اختیار طبقه سنتی حاکم باقی می‌ماند. هم‌اکنون در عربستان و بحرین اوضاع اینچنین است و چالش اقلیت شیعی در عربستان و حداکثری شیعه در بحرین نیز مزید بر آنها شده است.
طنز روزگار اینجاست که مخالفان اصلاحات، از نقش پادشاه سعودی به‌عنوان حافظ و خادم بلاد مقدس اسلام نیز سوءاستفاده کرده و با برداشت‌های ناصواب و تفاسیر به رای از اسلام، از هرگونه رفرم جلوگیری کرده و معتقدند هرگونه تغییر و تحولی باید با موقعیت منحصر به فرد پادشاه هماهنگ و لذا در عمل هر اصلاحاتی را مغایر با مسؤولیت خطیر پادشاه به‌عنوان خادم‌الحرمین می‌دانند.
اینگونه تجاهل و مقاومت در برابر خواست و اراده مردم اما به نوعی انتحار سیاسی محسوب شده لذا درآمد بی‌حساب نفت برای حاکمان سعودی فقط مصونیتی موقتی، شکننده و غیرواقعی ایجاد کرده که نمی‌توان با تکیه بر آن خود را فریب داد و آینده‌ای نامطمئن ساخت کمااینکه تحولات اخیر خاورمیانه به درستی اثبات کرد در مقابل اراده مردم از دست پایگاه‌های غرب در منطقه، حضور ناوگان ایالات متحده و حتی ورود نیروهای ناتو به صحنه نیز کاری برنخواهد آمد.

نویسنده : دکتـر فریبــرز درجــزی روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه

منبع : روزنامه جوان 1390/03/07

آمریکا مجددا از سرکوب انقلابیون بحرین حمایت کرد.
به گزارش پانا به نقل از واشنگتن پست نوشت: آمریکا بار دیگر حمایت خود را از رژیم آل خلیفه در بحرین اعلام کرد.  اعلام حمایت آمریکا از دولت بحرین در شرایطی صورت گرفته است که انتقادهای بین المللی از رژیم آل خلیفه به علت سرکوب اعتراضات مردمی ، رو به گسترش است.
در همین حال، سلمان بن حمد الخلیفه ولیعهد بحرین به واشنگتن سفر کرده  و با باراک اوباما و مشاور امنیت ملی او دیدار و گفت و گو کرده است.
پیش از این نیز، هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا، از اقدامات خشونت بار دولت بحرین در سرکوب انقلابیون این کشور تقدیر کرده بود!
وی رژیم خلیفه را یکی از شرکای مهم آمریکا برشمرد و آل خلیفه را دولتی توانا در جریان قیام مردمی خواند. کلینتون در گفته های خود اشاره ای به سرکوب سفاکانه مردم بحرین به دست نظامیان آل سعود نکرد.
در همین راستا گروه های حقوق بشر بحرین از آمریکا به دلیل تضادهای رفتاری در مسائل و بحران های جوامع عربی انتقاد کردند.

مجلس شورای عربستان سعودی با تایید ضرورت اعطای حق رای به زنان سعودی و تصویب آن، اعلام کرد که وزارت امور شهری و روستایی اقدامات لازم برای مشارکت زنان در انتخابات را فراهم خواهد کرد.
به گزارش فارس به نقل از رسانه‌های سعودی، مجلس شورای عربستان سعودی به ضرورت اعطای حق رای به زنان سعودی و شرکت آنان در انتخابات اذعان کرد.

مجلس شورای عربستان سعودی در بیانیه‌ای اعلام کرد که مشارکت زنان در انتخابات تصویب شده است و با اینکه وزارت امور شهری و روستایی اقدامات لازم برای مشارکت زنان در انتخابات را فراهم کند، موافقت کرده است.

سخنگوی این مجلس (روز 6 ژوئن) با اشاره به انتخابات پیش‌رو در این کشور، تصریح کرد که مشارکت زنان در انتخابات طبق قوانین اسلامی، شامل این دوره انتخابات نمی‌شود و برای انتخاباتهای بعدی است.

موافقت آل سعود با مشارکت زنان در انتخابات در حالی صورت می‌گیرد که زنان سعودی در روزهای اخیر اعتراضات گسترده‌ای در چند شهر عربستان از جمله مکه و مدینه به محرومیت خود از مشارکت در انتخابات برگزار کردند.

در آوریل گذشته فعالان زن سعودی مقابل شماری از مراکز انتخاباتی در منطقه شرقی عربستان، جده و ریاض تجمع و تظاهرات کردند و خواستار حق رای خود شدند.

در همین ارتباط شماری از زنان سعودی در شبکه اجتماعی فیس‌بوک به محرومیت خود از رانندگی اعتراض کردند و خواستار آزادی زنان در رانندگی شده‌اند؛ موضوعی که اخیرا جنجالی گسترده در عربستان بر پا کرد.


به گزارش «شیعه نیوز» افزایش چشمگیر مهاجران مسلمان به استرالیا نگرانی گروههای اسلام ستیز در این کشور را به همراه داشته اشت .

در این گزارش که توسط  شبکه ان بی سی تهیه شده امده است ، چهل سال پیش تنها بیست هزار مسلمان در این کشور زندگی میکردند و به سختی می شد در خیابان های سیدنی و ملبورن مسلمانی را مشاهده نمود.

اما اکنون بیش از نیم میلیون مسلمان در این کشور سکونت دارند. همچنین مسلمانان جدیدی که به این کشور مهاجرت می کنند در محله های اختصاصی مسلمانان ساکن می شوند.این در حالیست که کلیسا نیز تلاش میکند مسلمانان را به مسیحیت دعوت نماید.

نیروهای امنیتی عراق موفق شدند طرح انفجار حرم امامین عسکریین (ع) در سامرا را خنثی کنند.
به گزارش رسا، نیروهای امنیتی عراق، روز گذشته و در آستانه فرارسیدن سالروز شهادت حضرت امام هادی (ع)، عملیات تروریستی انفجار حرم مطهر امامین عسکریین (ع) در سامرا را خنثی کردند.

نیروهای امنیتی عراق موفق شدند دو موشک کاتیوشا که به سمت حرم مطهر امامین عسکریین (ع) قرار گرفته و آماده شلیک بود را در روستای صخیره جنوبی در نزدیکی شهر سامرا کشف کنند.

چندین بمب نیز که برای هدف قرار دادن زائران و عزاداران شهادت دهمین امام ولایت و هدایت تهیه شده بود نیز در این عملیات ضبط شد.

گفتنی است امشب شب شهادت حضرت امام هادی (ع) است و زائران و دوستداران خاندان عصمت و طهارت برای عزاداری و سوگواری در این شهر مقدس حضور خواهند یافت.

تروریست ها در بهمن سال ۱۳۸۴ در جنایتی هولناک و گستاخانه، این حرم مطهر را منفجر کردند و زمینه شعله ور شدن جنگ داخلی را در عراق فراهم ساختند.

پس از این عملیات دردناک بود که عراق در التهاب و تنش شدیدی قرار گرفت، اما با درایت مراجع تقلید شیعیان خصوصا حضرت آیت الله سید علی سیستانی، نقشه دشمنان برای بروز جنگ داخلی در این کشور ناکام ماند.

کارشناسان اذعان دارند اگر تلاش و رهنمودهای حضرت آیت الله سیستانی نبود کشور عراق تاکنون در جنگ و نزاع می سوخت و هیچ گاه طعم ثبات را نمی چشید.

به گزارش مشرق، العالم به نقل از سایت "العوامیه" نوشت: نیروهای نقابدار سعودی با حمله به تظاهرکنندگان، حتی زنان را بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.

به گفته شاهدان، نیروهای سرکوبگر در آغاز برای ارعاب مردم اقدام به تیراندازی هوایی کردند، ولی به دلیل آنکه مردم صحنه را ترک نکردند، این نیروها بسوی مردم هجوم بردند.

شاهدان حاضر در صحنه تاکید کردند، نیروهای امنیتی پس از ضرب و شتم شدید شرکت کنندگان در این تظاهرات، آنها را با خودروهای شخصی و یا نظامی به مکان نامعلومی منتقل می کردند.

جهان: بیانات حکیمانه مقام معظم رهبری که امروز و در سالگرد رحلت حضرت امام خمینی (ره) ایراد شدند، متضمن اشاراتی به موج بیداری اسلامی در میان ملت‌های مسلمان منطقه بود و البته در این میان، ایشان اشاراتی به انقلاب ملت مصر داشتند که شایسته است تحلیلگران مسائل منطقه به طور ویژه در این بیانات حکیمانه بیندیشند.

رهبر انقلاب اسلامی در بیانات حکیمانه خود، "اسلامی بودن"، "ضد آمریکا و ضد صهیونیسم بودن" و "مردمی بودن" را مشخصات اصلی قیام مردم خاورمیانه و شمال آفریقا دانستند و به انقلابیون مصر هشدار دادند که مراقب باشند دشمنی که از در بیرونش رانده‌اند، بار دیگر از پنجره بازنگردد.

این توصیه حکیمانه به ملت انقلابی مصر که به تصریح رهبری معظم انقلاب اسلامی، دارای سوابق درخشانی در تاریخ اسلام است، قطعا بی‌دلیل نیست؛ چرا که سابقه آن در دوران "جمال عبدالناصر"، رئیس‌جمهور اسبق مصر به خوبی قابل مشاهده است.

در دوران ریاست جمهوری عبدالناصر بر مصر، این کشور پرچمدار مقابله با رژیم صهیونیستی و امپریالیسم آمریکا در منطقه بود اما همگان مشاهده کردند که چگونه با مرگ عبدالناصر و افتادن مصر به دست انور سادات، رئیس جمهور خائنی که کمپ دیوید را امضا کرد، ورق برگشت و مصر به پایگاه بزرگ همان امپریالیسمی تبدیل شد که روزی خود از بزرگ‌ترین داعیه‌داران تقابل با آن بود.

"جمال عبدالناصر حسین" که از سال ۱۹۵۶ تا ۱۹۷۰ یعنی تا زمان مرگش رئیس‌جمهوری مصر را بر عهده داشت در تاریخ جهان عرب از شخصیت‌های تاثیرگذار محسوب می‌شد. ملی‌کردن کانال سوئز، تشکیل جبهه ضدامپریالیستی و تلاش گسترده برای تشکیل "جنبش عدم تعهد" از جمله مواردی است که به نقش وی در تاریخ مصر و جهان عرب وجهه‌ای خاص می‌بخشد.

عبدالناصر از نظر مردم عرب و به ویژه مردم مصر همواره محترم است و سیاست‌های ضدصهیونیستی وی نیز قابل تقدیر، اما آنچه که باعث شکست تفکرات وی و نفوذ غرب در جامعه مصر شد را در دوچیز باید جست، اولی نوعی وابستگی به بلوک مارکسیستی – لنینیستی شرق و دیگری تکیه بر پان‌عربیسم!

وی که سعی داشت رهبر جهان عرب باشد، بر قومیت تاکید می‌کرد و از سوی دیگر با رژیم الحادی شوروی سابق طرح دوستی ریخته بود و به این ترتیب از ریشه‌های فرهنگی ملت مصر بریده بود. آنچه عبدالناصر از کنار آن به راحتی گذشت و نتوانست اهمیت آن را به درستی درک کند، "اسلام" به عنوان موتور محرکه تمامی قیام‌های آزادی‌خواهانه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بود. علت شکست سختی که اعراب در جنگ ۱۹۶۷ از رژیم صهیونیستی متحمل شدند را فقط نباید در ضعف تکنولوژیک و تاکتیکی جستجو کرد، بلکه تکیه بر "عربیت" به جای "اسلامیت" نیز در این شکست سخت بی‌تاثیر نبود. همگان دیدند که حزب‌الله لبنان با وجود در اختیار داشتن امکانات و نیروهای کمتر توانست از پس رژیم تا بن دندان مسلح صهیونیستی برآید و این رژیم را در جنگ ۳۳ روزه شکست دهد، اما آنچه رزمندگان حزب‌الله را به پیروزی رساند عربیت آنها نبود بلکه ایمان و عقیده مستحکم آنان بود.

ملت مصر اکنون که بار دیگر توانسته است با بیرون راندن حسنی مبارک، از اردوگاه غرب‌گرایان خارج شود همواره باید نسبت به دو خطر هوشیار باشد. یکی از آنها همان پان‌عربیسم است که همچنان رگه‌هایی از تفکرات آن در مصر جاری است و دیگری روی آوردن مجدد به نظام لیبرال – سرمایه‌داری غرب است که مدت‌هاست رسوا شده و ماهیت خود را با اشغال عراق و افغانستان و سکوت در برابر سرکوب انقلاب بحرین به نمایش گذارده و نشان داده است که ماهیت دموکراسی مورد نظرش چیست؟!

لیبرال – دموکراسی غربی برای مردم این منطقه معنایی جز وابستگی ندارد و تنها راهی که برای حاکمیت حق و عدالت در خاورمیانه و شمال آفریقا می‌توان یافت، رجوع به ریشه‌های اسلامی و بازگشت به فرهنگی است که "عزت را از آن خداوند، رسولش و مومنین" می‌داند.

طبعا کوچک‌ترین نرمش در برابر سیاست‌های زیرکانه و بعضا به ظاهر بشردوستانه سران کاخ سفید و هم‌پالگی‌های آنان، دست‌آوردهای قیام ملت مصر را بر باد داده و خون شهیدان انقلاب آنان را به هدر خواهد داد.

البته همان‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، ملت مصر هوشیار است و با شیوه برخورد خود در برابر ادامه محاصره نوار غزه که سرانجام منجر به بازگشایی گذرگاه رفح شد، این هوشیاری را ثابت کرده است. امید است تا با ادامه این هوشیاری، مصر نقش خود را به عنوان ملتی مستقل و مسلمان در معادلات خاورمیانه و شمال آفریقا بازیافته و به جبهه ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌های غرب و توطئه‌های رژیم اشغالگر قدس بدل شود.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از فارین پالیسی نوشت: عربستان سعودی در چند ماه اخیر خیزش های عمومی و ناآرامی ها در جهان عرب سکوت نسبی و آرامش را تجربه کرد. البته تعدادی راهپیمایی و تظاهرات هم رخ داد که مرکز ثقل آنها استان های شرقی بود. جمعیت این راهپیمایی ها هیچ گاه بیش از چند هزار تا نبود. یازدهمین روز از ماه مارس را معترضان عربستانی روز انقلاب اعلام کرده بودند اما هیچ اتفاق خاصی رخ نداد. بسیاری از تحلیل گران از این سکوت در عربستان سعودی تعجب کرده اند و اعتقاد دارند که بسیاری از عواملی که برای وقوع یک انقلاب لازم است در عربستان یکجا وجود دارد . فساد، سرکوب و خفقان و مشکلات اقتصادی که جوانان را تحت تاثیر قرار داده است می تواند عوامل مناسبی برای انقلاب باشد . بر اساس آمار 25 درصد از جوانان زیر 30 سال عربستان سعودی بیکار هستند.

کم نیستند کارشناسانی که اعتقاد دارند هیچ حادثه ای در عربستان سعودی رخ نخواهد داد و دلیل آن را هم در دو منبعی می دانند که خاندان سعود در اختیار دارند. نخستین مورد سرمایه ای ظاهری و سمبلیک است به نام مذهب که اتحادی چشمگیر میان وهابی ها و دولتمردان ایجاد کرده است.دومین سرمایه هم نفت است. البته هر دو این سرمایه ها محدودیت خاص خود را دارند. اصلی ترین دلیل برای عدم به ثمر نشستن این تظاهرات این است که خاندان سعود با شبکه اسلامی سهوا ارتباط بسیار نزدیکی دارند. این گروه در منهدم کردن هرگونه تلاش برای تغییر در عربستان به دولت آل سعود کمک می کنند. نه اسلام و نه ثروت نفت هیچ کدام نمی تواند چتری باشد بر فراز عربستان سعودی که خاندان حاکم را از انتقادها مصون نگاه دارد.

مذهب و اسلام گرایی مقوله ای است که حتی مخالفان هم می توانند برای بیان انتقادهای خود به آن توسل جویند. اسلام گراها به خوبی می توانند آن را اسبابی برای اعمال فشار بر خاندان سعود کنند. تشکیلات وهابیون در عربستان در حال حاضر از استخوان چندان قوی برخوردار نیستند. مفتی اعظم این تشکیلات در حال حاضر عبدالعزیز الشیخ است که به اندازه فرد قبلی محبوبیت ندارد. ثروت نفت اما می تواند به خودی خود نقش نوعی خنثی سازی را بازی کند چرا که پخش آن در اختیار شبکه ای مشخص است .

هجدهمین روز از ماه مارس میلادی را به یاد می آورید که ملک عبدالله بسته تشویقی 100 میلیارد دلاری را برای حل بحران به خدمت گرفت. این حرکت نه تنها از سوی مردم مورد استقبال قرار نگرفت بلکه بسیاری آن را توهین به شان سعودی خواندند. عربستان سعودی بسیار بیش از دیگر کشورها تحرک سیاسی را تجربه کرده است. آنچه از جریان دموکراسی که امروز می بینیم نتیجه جریانی است که از ده سال پیش آغاز شده بود.

برخی نخبگان سیاسی از شیعه و سنی تبدیل به هسته ای از مخالفان شده اند. مردانی که از سال 2003 تاکنون دور هم جمع شده اند تا نیازهای عجیب و غریب خود را مطرح کنند. نیازهایی نظیر تعریف قانون اساسی که در جامعه ای پادشاهی مانند عربستان سعودی علامت تعجب است. این گروه در سال 2009 میلادی اقدام به تاسیس نخستین نهاد حقوق بشر در عربستان سعودی کرد. حزب الامه هم در فوریه همان سال تبدیل به نخستین حزب رسمی در عربستان شد . البته که اعضای این گروه سرکوب شدند و طعم دستگیری را چشیدند اما هنوز هم بر ادامه فعالیت اصرار دارند .

علاوه بر نخبگان مجرب و کهنه کار، نسل جدیدی از جوانان هم اندک اندک در عربستان نقش تاثیر گذاری خود را می یابند. شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و تویتر به ارتباط گیری این جوانان بیشترین کمک را کرده اند. به صفحات این جوانان در فیس بوک که مراجعه می کنید جوانان مصری و یمنی را می بینید که با جوانان عربستانی دوست هستند و تجربه انقلاب را با آنها به اشتراک می گذارند. تنها حزب حاکم در عربستان سعودی به دنبال عضو گیری جدید است که تاکنون موفق به انجام آن نشده است.

سابقه این جوانان به سابقه جوانانی که در ماه آوریل در مصر قیام کردند بسیار شبیه است. شاید این جوانان هم بتوانند مانند جوانان ششم آوریل دست به کاری انقلابی بزنند. اما اگر این جوانان به جنبش ششم آوریل شبیه باشند، بنابراین باید در عربستان هم گروهی مانند اخوان المسلمین مصر وجود داشته باشند. گروه السهوا یا اسلامیه همان گروه اسلام گرایی هستند که ایدئولوژی آنها مخلوطی از وهابی گرایی در دین است اما در سیاست خط مشی های اخوان المسلمین را دنبال می کنند .

درست مانند اخوان المسلمین در مصر گروه السهوا در عربستان سعودی هم بزرگترین حزب سیاسی غیردولتی در ریاض به حساب میآید. این گروه صدها طرفدار هم دارد. ظرفیت این گروه برای رشد بیشتر قابل توجه است. در این فضا هیچ گونه جنبش مردمی نمی تواند بدون حمایت السهوا شکل بگیرد. سهوی ها هم درست مانند اخوان المسلمین مصر هستند: شاید آغازگر انقلاب نباشند اما این انقلاب در صورت آغاز بدون حضور آنها میسر نخواهد بود.

این جا همان نقطه ای است که عربستان با دیگر کشورها متفاوت است. اخوان المسلمین زمانی که انقلاب مصر پیروز شد در حد و اندازه خود گروهی انقلابی و اپوزیسیون بود. سهوا اما گروهی متفاوت است. شاید اعضای این حزب منتقد دولت باشند اما خود را وفادار به آن می دانند. با این همه شاید بتوان پیش بینی کرد که سهوا هم رابطه خود با رژیم را قربانی کند.

اسلام گراها در عربستان سعودی پتانسیل قابل توجهی برای رشد و نمو دارند اما این پیشرفت در آینده ای چندان نزدیک رخ نخواهد داد. در شرایطی که اسلام گراها حضور نداشته باشند، احتمال اینکه عربستان سعودی صحنه تغییرات سیاسی باشد و بهار عربی را تجربه کند بسیار ضعیف خواهد بود.

گفتاری از استاد اصغر طاهرزاده:

قَالَ موسی‌بن‌جعفر«ع»: رَجَبٌ شَهْرٌ عَظِیمٌ یُضَاعِفُ اللَّهُ فِیهِ الْحَسَنَاتِ وَ یَمْحُو فِیهِ السَّیِّئَاتِ مَنْ صَامَ یَوْماً مِنْ رَجَبٍ تَبَاعَدَتْ عَنْهُ النَّارُ مَسِیرَۀَ مِائَۀِ سَنَۀٍ وَ مَنْ صَامَ ثَلَاثَۀَ أَیَّامٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّۀ.‏[1]

ماه رجب، ماه بزرگى است که در آن حسنات چند برابر و گناهان در آن محو مى‏شود. کسى که یک روز در ماه رجب روزه بگیرد، آتش جهنّم به اندازه یک‌صدسال از او فاصله مى‏گیرد، و کسى که سه روز در آن ماه روزه بگیرد، بهشت براى او واجب مى‏شود.
وقتی حضرت می‌فرمایند کسی که در ماه رجب یک‌روز، روزه بدارد، آتش جهنم به اندازۀ یک‌صدسال از او دور می‌شود؛ بدان معنی است که از آن طریق جان و روح و روان در کلّ زندگی جهتی می‌گیرد که آن جهت به سوی اعمالی نیست که در قیامت منجر به ورود در جهنم شود و بر همین قیاس بدانید این‌که می‌فرمایند: «بهشت بر او واجب می‌شود» چون جهت کلی او به سوی رحمت الهی سیر می‌کند.
ماه‌ها؛ منازل و مراحلی هستند که انسان در بستر آن‌ها به سوی مرگ و منازل بعد از آن سیر می‌کند، و لازم است انسان در هر منزلی حقِ آن‌ها را اداء کند.
باید از فرصت‌ها استفاده کرد و بهترین اعمال را در فرصت‌های پیش‌آمده انجام داد تا چون به ابدیت خود وارد شدیم، خود را ملامت نکنیم. زیرا بالاخره در آن عالم از فرصت‌ها پرس و جو می‌شویم و نهایتاً به سوی اعمال خود رهسپار می‌گردیم. و رمزالرموز همّت‌های بلند اولیاء الهی و بزرگان وادی ایمان نکتۀ فوق است که نگذاشتند در محدودۀ کوچک دنیا، فرصت‌ها از دست برود.
پس از ماه محرم که ماه حرام خداوند و حَرم خاص الهی بود و از آن خارج شدیم، حال با ظهور ماه رجب دوباره حریم خاص الهی ظاهر شده. ماهی که پروردگار عالم اجازه نمی‌دهد حتی با بندگان کافر او بجنگند، پس نظر محبتش در این ماه به بندگان مؤمنش بسیار بیشتر است و از رعایت اعمال دینی در این ماه بیشتر از هر زمان دیگر خوشنود می‌شود.
آنچه امیدواری را صد چندان می‌کند قول رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله»  است که می‌فرماید:
«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى نَصَبَ فِی السَّمَاءِ السَّابِعَۀِ مَلَکاً یُقَالُ لَهُ الدَّاعِی فَإِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَجَبٍ یُنَادِی ذَلِکَ الْمَلَکُ کُلَّ لَیْلَۀٍ مِنْهُ إِلَى الصَّبَاحِ طُوبَى لِلذَّاکِرِینَ طُوبَى لِلطَّائِعِینَ وَ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى أَنَا جَلِیسُ مَنْ جَالَسَنِی وَ مُطِیعُ مَنْ أَطَاعَنِی وَ غَافِرُ مَنِ تَغْفَرَنِی الشَّهْرُ شَهْرِی وَ الْعَبْدُ عَبْدِی وَ الرَّحْمَۀُ رَحْمَتِی فَمَنْ دَعَانِی فِی هَذَا الشَّهْرِ أَجَبْتُهُ وَ مَنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیْتُهُ وَ جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَیْنِی وَ بَیْنَ عِبَادِی فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَیَّ. [2]
خداوند در آسمان هفتم فرشته‌ای را قرار داده که به او «داعی» گویند. چون ماه رجب فرا رسد آن فرشته از سر شب تا صبح ندا سر می‌دهد! خوشا به حال ذاکران و یادآوران خدا، خوشا به حال مطیعان. و خداوند تعالی می‌فرماید: من همنشین کسی هستم که همنشین من است، من مطیع کسی هستم که مطیع من است، من بخشندۀ کسی هستم که تقاضای بخشش کند. ماه، ماه من، بنده، بندۀ من، رحمت، رحمت من. هرکس مرا در این ماه بخواند اجابتش می‌کنم، و هرکس از من چیزی طلب کند به او عطا کنم و هرکس از من طلب هدایت کند، او را هدایت می‌کنم. این ماه را رشتۀ پیوندی بین خود و بین بندگانم قرار دادم، هرکس بدان چنگ زند به من متصل خواهد شد.
آری! روایت فوق مژدۀ بزرگی است برای آن‌هایی که می‌خواهند زندگی دینی خود را سر و سامان دهند و وارد شخصیت خاص دینی گردند و به اصطلاح در زمرۀ «رجبیّون» قرار گیرند. به‌طوری که از حضرت صادق«ع»  داریم:
«إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَۀِ نَادَى مُنَادٍ فِی بُطْنَانِ الْعَرْشِ أَیْنَ الرَّجَبِیُّونَ فَیَقُومُ أُنَاسٌ یُضِی‏ءُ وُجُوهُهُمْ لِأَهْلِ الْجَمْعِ عَلَى رُءُوسِهِمْ تِیجَانُ الْمَلِکِ مُکَلَّلَۀً بِالدُّرِّ وَ الْیَاقُوتِ مَعَ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ أَلْفُ مَلَکٍ عَنْ یَمِینِهِ وَ أَلْفُ مَلَکٍ عَنْ یَسَارِهِ یَقُولُونَ لَهُ هَنِیئاً لَکَ کَرَامَۀُ اللَّهِ یَا عَبْدَ اللَّهِ فَیَأْتِی النِّدَاءُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ عِبَادِی وَ إِمَائِی وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأُکْرِمَنَّ مَثْوَاکُمْ وَ لَأُجْزِلَنَّ عَطَایَاکُمْ وَ لَأُبَوِّئَنَّکُمْ مِنَ الْجَنَّۀِ غُرَفاً تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ إِنَّکُمْ تَطَوَّعْتُمْ بِالصَّوْمِ لِی شَهْراً عَظَّمْتُ حُرْمَتَهُ وَ أَوْجَبْتُ حَقَّهُ مَلَائِکَتِی أَدْخِلُوا عِبَادِی وَ إِمَائِی الْجَنَّۀَ ثُمَّ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ«ع»  هَذَا لِمَنْ صَامَ شَیْئاً مِنْ رَجَبٍ وَ لَوْ یَوْماً وَاحِداً فِی أَوَّلِهِ أَوْ فِی وَسَطِهِ أَوْ فِی آخِرِه».[3]‏
چون روز رستاخیز به پا شد، سروشى از درون عرش ندا مى‏دهد! رجبى‏ها کجایند؟ گروهى برمى‏خیزند که چهره‏شان براى مردم محشر مى‏درخشد، بر سرشان تاج پادشاهى آکنده از مروارید و یاقوت است. همراه هریک از ایشان هزارفرشته از سوى راست و هزار فرشته از سوى چپ ایستاده‏اند و به او مى‏گویند اى بنده خدا! کرامت خداى بر تو گوارا باد! از عرش هم ندا مى‏آید که اى بندگان من! سوگند به عزت و جلال خودم جایگاه شما را گرامى و عطاى شما را فراوان قرار مى‏دهم و غرفه‏هایى از بهشت به شما ارزانى مى‏دارم که از زیر آن جوى‏ها جارى است و جاودانه در آن خواهید بود و پاداش عمل‏کنندگان چه نیکوست، شما براى من در ماهى روزه گرفتید که حرمت آن ماه را بزرگ و حق آن را واجب کرده‏ام. اى فرشتگان من! این بندگان مرا به بهشت درآورید. امام صادق«ع»  اضافه فرموده است که این پاداش کسى است که چیزى از ماه رجب را روزه بگیرد، هر چند یک روز از دهه اول یا دوم یا آخر آن باشد.
در انسان به جهت داشتن نفس امّاره، درهایی به سوی جهنم هست و به جهت فطرت الهی راه‌هایی به سوی بهشت، و وظیفۀ او است تا با همت و تلاش خود جنبه‌های منفی خود را در کنترل درآورد و جنبه‌های مثبت و الهی خود را از حالت بالقوه به فعلیت در آورد، و ماه رجب و روزۀ آن ماه چنین امکانی را به انسان می‌دهد و لذا حضرت صادق«ع» می‌فرمایند:
«مَنْ صَامَ ذَلِکَ الْیَوْمَ تَبَاعَدَتْ عَنْهُ النَّارُ مَسِیرَۀَ سَنَۀٍ وَ مَنْ صَامَ سَبْعَۀَ أَیَّامٍ أُغْلِقَتْ عَنْهُ أَبْوَابُ النِّیرَانِ السَّبْعَۀُ وَ مَنْ صَامَ ثَمَانِیَۀَ أَیَّامٍ فُتِّحَتْ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّۀِ الثَّمَانِیَۀُ وَ مَنْ صَامَ خَمْسَۀَ عَشَرَ یَوْماً أُعْطِیَ مَسْأَلَتَهُ وَ مَنْ زَادَ زَادَهُ اللَّهُ «عزوجل»».‏[4]
هرکس این روز را روزه بدارد، آتش جهنّم به فاصله یک‌سال از او دور مى‏شود؛ و هرکس هفت روز را روزه بگیرد، درهاى هفتگانه جهنّم به روى او بسته مى‏شود؛ و کسى که هشت روز را روزه بدارد، درهاى هشتگانه بهشت به روى او باز مى‏گردد؛ و هرکسى که پانزده روز، روزه بگیرد، حاجتى که دارد برآورده مى‏شود؛ و کسى که بیشتر (از این) روزه بدارد، خداوند پاداش او را افزون‌تر خواهد کرد.
در راستای جهت‌گیری به سوی صفای عقلی و قلبی، ماه رجب بستر بسیار مناسبی است و لذا حضرت موسى بن جعفر«ع» خبر می‌دهند:
«رَجَبٌ نَهَرٌ فِی الْجَنَّۀِ أَشَدُّ بَیَاضاً مِنَ اللَّبَنِ وَ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ مَنْ صَامَ یَوْماً مِنْ رَجَبٍ سَقَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ ذَلِکَ النَّهَر».[5]
رجب، نام رودى است در بهشت که از شیر سپیدتر و از عسل شیرین‏تر است، کسى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند متعال از (زلال جارى) آن رود به او مى‏نوشاند.
آری! کسی که در ماه رجب با انجام اعمال مخصوص آن ماه حرمت آن را نگه دارد از نظر قلبی و عقلی در شرایطی قرار می‌گیرد و شخصیتی را برای خود می‌سازد که بر اساس آن شخصیت با آن رود روبه‌رو می‌شود که از شیر سفیدتر است، بدین‌معنی که جنبۀ عقلی او هیچ کدورت باطلی ندارد. و از عسل شیرین‌تر است، بدین‌معنی که جنبۀ قلبی او در چنان نشاطی است که هیچ جنبۀ جزیی که حاکی از دوری حق باشد در او نیست.[6]
انسانی که توانست در ماه رجب شخصیت خود را سامان‌دهی کند به چنان بصیرتی می‌رسد که نه‌تنها خود را از مهلکه‌های انحراف نجات می‌دهد، بلکه اطرافیان خود را نیز به سوی هدایت الهی رهنمون می‌گردد که صورت این هدایت در قیامت به شکل شفاعت از گناهکاران ظاهر می‌گردد و لذا حضرت امیرالمؤمنین«ع»  می‌فرمایند:
«مَنْ صَامَ یَوْماً مِنْ رَجَبٍ فِی أَوَّلِهِ أَوْ وَسَطِهِ أَوْ فِی آخِرِهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ مَنْ صَامَ ثَلَاثَۀَ أَیَّامٍ مِنْ رَجَبٍ فِی أَوَّلِهِ وَ ثَلَاثَۀَ أَیَّامٍ فِی وَسَطِهِ وَ ثَلَاثَۀَ أَیَّامٍ فِی آخِرِهِ غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ مَنْ أَحْیَا لَیْلَۀً مِنْ لَیَالِی رَجَبٍ أَعْتَقَهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ وَ قَبِلَ شَفَاعَتَهُ فِی سَبْعِینَ أَلْفَ رَجُلٍ مِنَ الْمُذْنِبِینَ وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَۀٍ فِی رَجَبٍ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ أَکْرَمَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَۀِ فِی الْجَنَّۀِ مِنَ الثَّوَابِ بِمَا لَا عَیْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَر».[7]
هرکس یک‌روز از روزهاى نخست یا میانه یا آخر رجب را روزه بگیرد، خداوند گناهان گذشته و آینده‏اش را مى‏آمرزد، و هرکس سه روز در دهه اول و سه روز در دهه دوم و سه روز در دهه سوم رجب روزه بدارد، گناهان گذشته و آینده‏اش آمرزیده مى‏شود و هرکس یک شب از شب‌هاى رجب را به عبادت زنده بدارد، خدایش از آتش آزاد مى‏فرماید و شفاعت او را در مورد هفتاد هزار خطا کار مى‏پذیرد، و هرکس در ماه رجب براى خشنودى خداوند صدقه‏یى بپردازد، خداوندش روز قیامت در بهشت با پاداش‏هایى او را گرامى مى‏دارد که هیچ چشم چنان پاداش‌هایی ندیده و هیچ گوش چنان پاداش‌هایی نشنیده و بر هیچ دلى خطور نکرده است.
رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «فَمَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ یَوْماً اسْتَوْجَبَ رِضْوَانَ اللَّهِ الْأَکْبَرَ».[8] هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد مستوجب رضوان‌الله اکبر می‌شود.
و نیز می‌‌فرمایند: «رَجَبٌ شَهْرُ اللَّهِ وَ شَعْبَانُ شَهْرِی وَ رَمَضَانُ شَهْرُ أُمَّتِی ثُمَّ قَالَ: مَنْ صَامَهُ کُلَّهُ اسْتَوْجَبَ عَلَى اللَّهِ ثَلَاثَۀَ أَشْیَاءَ، مَغْفِرَۀً لِجَمِیعِ مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ عِصْمَۀً فِیمَا بَقِیَ مِنْ عُمُرِهِ وَ أَمَاناً مِنَ الْعَطَشِ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ فَقَامَ شَیْخٌ ضَعِیفٌ وَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ  إِنِّی عَاجِزٌ عَنْ صِیَامِهِ کُلِّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ «صلی‌الله‌علیه‌وآله» صُمْ أَوَّلَ یَوْمٍ مِنْهُ فَإِنَّ الْحَسَنَۀَ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا وَ أَوْسَطَ یَوْمٍ مِنْهُ وَ آخِرَ یَوْمٍ مِنْهُ فَإِنَّکَ تُعْطَى ثَوَابَ مَنْ صَامَهُ کُلَّهُ وَ لَکِنْ لَا تَغْفُلُوا عَنْ لَیْلَۀِ أَوَّلِ جُمُعَۀٍ مِنْهُ فَإِنَّهَا لَیْلَۀٌ تُسَمِّیهَا الْمَلَائِکَۀُ لَیْلَۀَ الرَّغَائِبِ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ إِذَا مَضَى ثُلُثُ اللَّیْلِ لَا یَبْقَى مَلَکٌ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا وَ یَجْتَمِعُونَ فِی الْکَعْبَۀِ وَ حَوَالَیْهَا وَ یَطَّلِعُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فَیَقُولُ لَهُمْ یَا مَلَائِکَتِی سَلُونِی مَا شِئْتُمْ فَیَقُولُونَ یَا رَبَّنَا حَاجَتُنَا إِلَیْکَ أَنْ تَغْفِرَ لِصُوَّامِ رَجَبٍ فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ فَعَلْتُ ذَلِکَ».
رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من است. سپس فرمود: هرکس کلّ آن ماه را روزه بدارد، هشت چیز بر خدا نسبت به او واجب می‌شود. مغفرت همه گناهانی که انجام داده، و حفظ او در باقی عمرش از انحراف، و امان از عطش روز فزع اکبر. پس پیرمرد ضعیف‌اندامی برخاست و عرض کرد ای رسول خدا! من از روزۀ تمام این ماه عاجز هستم. حضرت فرمودند: اول آن ماه را روزه دار – که هر حسنه‌ای ده برابر حساب می‌شود – و وسط و آخر آن را نیز روزه بدار که در این صورت ثواب روزۀ همۀ ماه را برده‌ای. اما از شب جمعه اول آن ماه غفلت نکن که ملائکه نام آن را «لیلۀ الرغائب» نامیده‌اند و آن از این قرار است که چون ثلث شب جمعه گذشت تمام ملائکه به گِرد کعبه جمع می‌شوند. خداوند می‌فرماید ای ملائکه از من طلب کنید هرچیزی را که مایل هستید. می‌گویند: پروردگارا! حاجت ما از تو غفران روزه‌داران ماه رجب است، و خداوند می‌فرماید: چنین کردم و سپس حضرت چگونگی اعمال لیلۀ الرغائب را فرمودند که آن را در مفاتیح‌الجنان شیخ عباس قمی«رحمۀ‌الله‌علیه» تعقیب نمایید.
روایات فراوانی که از طریق رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه معصومین«علیهم‌السلام» در رابطه با ماه رجب آمده نشان می‌دهد که هدایت‌گران الهی در آن ماه زمینۀ فراوانی در راستای هدایت معنوی انسان‌ها یافته‌اند و به ما تذکر داده‌اند. از جمله آن روایات؛ روایتی است که برای روزۀ هر روز از سی روز آن ماه برکاتی را نقل فرموده که رمز و رازهایی در آن نهفته است، و به جهت طولانی‌بودن آن از آوردن آن خودداری می‌کنیم و عزیزان را به کتاب شریف امالی صدوق، مجلس هشتادم ارجاع می‌دهیم و در این رابطه به ذکر این روایت بسنده می‌کنیم که رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند:
«هرکس 3 روز از ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند در برابر هر روز آن، روزۀ یک‌سال را برای او می‌نویسد و هرکس 7 روز آن را روزه بگیرد، درهای هفت‌گانه جهنم به روی او بسته می‌شود. و هرکس 8 روز از آن را روزه بگیرد، درهای هشت‌گانۀ بهشت به روی آن گشوده می‌شود و هرکس 15 روز از آن را روزه بگیرد، خداوند به راحتی از او حساب می‌کشد، و هرکس کلّ ماه رجب را روزه بگیرد، خوشنودی خود را برای او می‌نویسد، و هرکس که خداوند خوشنودی خود را برای او بنویسد، او را عذاب نمی‌کند».[9]
از اهمیت واردشدن در عالَم نورانی ماه رجب همین بس که در روایت داریم:
حضرت سجاد«ع»  در طول ماه رجب در کنار کعبه نماز خواند و به سجده می‌رفت و «عَظُمَ الذّنْبُ مِنْ عَبدک، فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِک» از او شنیده می‌شد. و در طول اقامت در کنار کعبه جز این عمل را انجام نمی‌داد.[10]
وقتی رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: رجب ماه خدا است، یعنی زمینۀ ارتباط با خدا به نحو کاملی فراهم است و لذا باید با دفع موانع و ایجاد عوامل زمینۀ ارتباط قلب با خدا را فراهم کرد، با استغفارهای دستورداده‌شده موانع را برطرف می‌نماییم و با ذکر «لا اله الاّ الله» و «قل هوالله احد ...» عوامل ارتباط با معبود اَحدی را فراهم می‌سازیم. إن‌شاءالله
مهم‌ترین ادعیه؛ ادعیۀ ماه رجب است که در مفاتیح‌الجنان آورده شده، یعنی عالی‌ترین نحوۀ ارتباط با خدا در این ماه فراهم شده است. خداوند به لطف و کرم خود همۀ ما را موفق به عالی‌ترین ارتباط با معبودمان بگرداند.
منابع
[1] - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،  ص 54
[2] - مستدرک‏الوسائل، ج 7 ، ص 535
[3] - روضۀ الواعظین و بصیرۀ المتعظین،  ج ‏2
[4] - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 53 .
[5] - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،  ص 53 .
[6] - به کتاب «ماه رجب؛ ماه یگانه شدن با خدا» رجوع شود.
[7] - روضۀ الواعظین و بصیرۀ المتعظین، ج‏2 ، ص401
[8]- مستدرک‏الوسائل، ج 7 ، ص 534
[9] - مصباح المتهجد، ص 797 .
[10] - مفاتیح‌الجنان، قسمت اعمال ماه رجب.

رُوِیَ عَنْ عَلیٍّ علیه السّلام قال:

مَا کَانَ اللهُ لِیَفْتَحَ عَلی عَبْدٍ بَابَ الْشُّکْرِ وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الزِّیَادَۀِ وَلا لِیَفْتَحَ عَلی عَبْدٍ بَابَ الدُّعاءِ و یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الاِجَابَۀِ وَلا لِیَفْتَحَ لِعَبْدٍ بَابَ التَّوْبَۀِ وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْمَغْفِرَۀِ.

ترجمه حدیث: از امیرالمومنین(علیه السلام) منقول است که فرمودند: این‏چنین نیست که خداوند متعال درِ شکر را بر روی بنده‏ای بگشاید و از آن طرف باب زیادتیِ نعمت را بر روی او ببندد؛ و درِ دعا را بر روی بنده‏ای بگشاید و از آن طرف باب اجابت را بر روی او ببندد؛ و درِ توبه را بر روی بنده‏ای بگشاید و از آن طرف باب مغفرت و آمرزش را بر روی او ببندد.
شرح حدیث: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: «مَا کَانَ اللهُ لِیَفْتَحَ عَلی عَبْدٍ بَابَ الْشُّکْرِ وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الزِّیَادَۀ»؛ این‏طور نیست که خداوند درِ شکر را بر روی بنده‏ای بگشاید و از آن طرف باب زیادتی را نعمت را بر روی او ببندد. آن‏گاه که خداوند امر میکند شکرگذارِ من باش، وقتی بنده ستایش و ثنا و حمد او را به جای آورد، خداوند درِ زیادتی نعمت را بر روی او میگشاید. همچنان‏که در آیه شریفه می-فرماید: «لَإِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ». اگر شکرگذارى کنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود.

«وَلا لِیَفْتَحَ عَلی عَبْدٍ بَابَ الدُّعاءِ و یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الاِجَابَۀِ»؛ این‏طور نیست که خداوند درِ دعا و مسألت را بر روی عبد بگشاید و از آن طرف درِ اجابت و پاسخ مثبت را بر روی او ببندد. خدا این‏طور نیست که بگوید «بخواه»، بعد وقتی بنده درخواست کرد، خدا او را محروم کند. در آیه شریفه میفرماید: «اُدْعوُنِی اَسْتَجِبْ لَکُمْ». مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.‏

«وَلا لِیَفْتَحَ لِعَبْدٍ بَابَ التَّوْبَۀِ وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْمَغْفِرَۀِ»؛ خداوند این‏طور نیست که از سویی درِ توبه را بر روی بنده‏اش بگشاید، ولی از آن طرف درِ مغفرت و آمرزش را بر روی او ببندد. خدا این‏طور نیست که بگوید «معذرت بخواه»، ولی عذر بنده را نپذیرد. در قرآن کریم میفرماید: «وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً». همگى به درگاه خدا توبه کنید. هنگامی که خود او خطاب میکند «تُوبُوا» آیا میخواهد توبه را قبول نکند؟!

در اینجا علی (علیه السّلام) بین سه چیز با سه چیز دیگر تلازم درست میکند: ۱- بین شکر و زیادتی نعمت ۲- بین دعا و اجابت ۳- بین توبه و مغفرت؛ و این سه یعنی «شکرگذاری و دعا کردن و توبه کردن» از ناحیه خداوند آمده و او امر کرده پس پی‏آمدش این است که حال که این درها را باز کرده باید آن درها را هم باز کند.

این جملاتِ علی (علیه السلام) در این روایت بود. اما به علّت اینکه امشب به حسب ظاهر شب اوّل ماه رجب است، تذکّری عرض میکنم. در بین ماه‏های سال، ماه رجب از ماه‏هایی است که اختصاص دارد به همین مسائلی که در روایت اشاره شد؛ یعنی دعا و استغفار و توبه.

در روایتی امام صادق (صلوات الله علیه) از پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) نقل میفرماید که آن حضرت فرمودند : «رَجَبٌ شَهْرُ الِاسْتِغْفَارِ لِأُمَّتِی أَکْثِرُوا فِیهِ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ فَإِنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ». ماه رجب ماه استغفار امّت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است. در مورد این ماه وارد شده است که بسیار بگویید: «اَسْتَغْفِرُالله وَ اَسْئَلُهُ التَّوبَۀ».

همچنین از آن حضرت نقل شده که فرمودند: «مَنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ فِی رَجَبٍ وَ سَأَلَهُ التَّوْبَۀَ سَبْعِینَ مَرَّۀً بِالْغَدَاۀِ وَ سَبْعِینَ مَرَّۀً بِالْعَشِیِّ یَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ فَإِذَا بَلَغَ تَمَامَ سَبْعِینَ مَرَّۀً رَفَعَ یَدَیْهِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی وَ تُبْ عَلَیَّ فَإِنْ مَاتَ فِی رَجَب مَاتَ مَرْضِیّاً عَنْهُ وَ لَا تَمَسُّهُ النَّارُ بِبَرَکَۀِ رَجَبٍ ‏».

یعنی کسی که در ماه رجب هفتاد مرتبه در هنگام طلوع آفتاب و هفتاد مرتبه در هنگام غروب آفتاب بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و سپس دستها را بلند کند و بگوید: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی وَ تُبْ عَلَیَّ»، اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضی باشد و به برکت ماه رجب آتش او را مسّ نکند.

همین‏ها است که در تمام روابط مادی و معنوی برای ما گره¬گشا است. این ایام را غنیمت بشمرید. بخصوص امشب را که شب اوّل ماه رجب است. در روایتی امام صادق (علیه‏السلام) فرمودند که براى امیرالمؤمنین علی (علیه‏السّلام)) شگفت‏انگیز بود که در چهار شب از ایام سال بی‏کار بماند (و عبادت نکند) و آن چهار شب عبارت بودند از شب اوّل ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان. بنابر این، این شب‏ها اختصاص دارد به دعا و اجابت دعا.

لذا میخواستم به دوستان سفارش کنم که امشب را از دست ندهید. امشب شبی است که باید هر لحظهاش را غنیمت بشمارید. همه ما گرفتاریم؛ من بعید میدانم کسی در اینجا باشد که بگوید من گرفتاری ندارم. اگر بگوید گرفتاری ندارم یا شوخی کرده یا نعوذبالله دروغ میگوید. همه ما گرفتاریم. حالا گره‏گشا کیست؟ خداست. بهترین موقعیت هم در دست شماست. در روایت علی(علیه‏السلام) هم ملاحظه کردید که فرمایش حضرت کاملاً بر طبق آیات قرآن بود. شکرش را بکن، نعمتش را اضافه میکند. امشب از او تقاضا کن، جوابت را میدهد. از آن‏طرف هم از خطاهایت استغفار کن، خداوند پوزشت را هم می‏پذیرد، ان‏شاءالله.

منبع: رجا

دبیرکل جبهه اسلامی-مسیحی برای یاری رسانی به قدس درباره طرح‌های شوم رژیم صهیونیستی برای تخریب مسجد الاقصی از جمله وقوع یک زلزله ساختگی در این مکان مقدس هشدار داد.

"حسن خاطر " در گفت‌وگو با فارس در قدس اشغالی گفت که چنانچه نیروهای اشغالگر طرح‌های یهودی‌سازی و سلطه بر شهر قدس اشغالی را تکمیل کنند، اعراب و مسلمانان مسئولیت سنگینی خواهند داشت.
وی افزود: آنچه رژیم صهیونیستی در حال حاضر انجام می‌دهد با هدف وارد آوردن ضربه به طرح‌های فلسطینی و اقدامی پیش‎دستانه در راستای به رسمیت شناختن کشور فلسطین در سپتامبر آینده به پایتختی قدس شریف است.

* سکوت کشورهای اسلامی رژیم اشغالگر را به تخریب مسجد الاقصی ترغیب می‌کند

وی درباره موضع کشورهای عربی و اسلامی در قبال حوادث قدس نیز گفت: سناریوهای زیادی در رابطه با مسجد الاقصی وجود دارد اما این موضع عربی، اسلامی و بین‌المللی است که گزینه مطلوب را تعیین می‌کند نه رژیم اشغالگر؛ ممکن است که مسئولان این رژیم بر مسجد الاقصی سلطه یابند یا دستور تخریب آن را از طریق یک زلزله ساختگی صادر کنند که این امر نیز در حال حاضر در سایه تداوم عملیات حفاری و خاکبرداری زیر مسجد الاقصی امکان‎پذیر است اما آنچه باعث می‌شود این امر به فعلیت تبدیل شود موضع جهان عربی و اسلامی است که در برابر نظامیان تا بن دندان مسلح رژیم اشغالگر و کسانی که کودکان و زنان و سالخوردگان را از مسجد الاقصی بیرون می‌کنند، سکوت اختیار کرده‌اند.

* کشورهای عربی و اسلامی به وعده اعطای کمک 50 میلیون دلاری به قدس عمل کنند

دبیرکل جبهه اسلامی-مسیحی همچنین از کشورهای عربی و اسلامی خواست تا تحرک جدی در قبال مسجد الاقصی داشته باشند و به مسئولیت‌های خود در قبال این مسجد مبارک پایبند باشند و تنها به واکنش‌ها اعم از محکومیت و تقبیح کردن حوادثی که در شهر مقدس رخ داد، اکتفا نکنند.
وی افزود: تحرک برای یاری مسئله قدس در سطح داخلی فلسطین باید در درجه نخست این باشد که در استراتژی تقویت پایداری شهروندان ساکن قدس بازنگری شود زیرا ما پی برده‌ایم که تحولات خطرناکی در زمینه وضعیت اشتغال به کار و اوضاع اقتصادی اهالی قدس در خارج این شهر به صورت ناآگاهانه به‎وجود آمده است و همین امر به رژیم اشغالگر این فرصت را می‌دهد که تعداد زیادی از ساکنان قدس را در مراحل آتی از قدس خارج کند.
حسن خاطر با تاکید بر اینکه قدس تنها تعلق به فلسطینیان ندارد، خواستار کمک کشورهای عربی و اسلامی به فلسطینیان شد و گفت: جامعه جهانی باید کنار فلسطینیان در این نبرد تاریخی قرار گیرند.
وی در پایان از کشورهای عربی خواست تا به وعده‌های خود برای تحویل کمک‌ مالی 50 میلیون دلاری که در اجلاس عربی برای حمایت از قدس متعهد شده بودند، عمل کنند.

خطری که من احساس می‌کنم شدیدترین خطری است که تا به حال نظام ما را تهدید کرده است و دیگر جایی برای اسلام و ولایت فقیه و ارزش‌های اسلام نخواهد گذاشت.

به گزارش فارس، ماهنامه پاسدار اسلام در شماره جدید خود گفتاری از آیت‌الله مصباح یزدی، فقیه و فیلسوف کشورمان منتشر شده که متن کامل آن در ذیل می‌آید:

اشاره: عالم بزرگوار حضرت آیت‌الله مصباح یزدی دراین مقال با اشاره به دو اشکالی که برخی فعالیت‌های فکری و اجتماعی در شرایط فعلی کشور دارد، خواستار نگاه کلان و فراگیرتر مردم و خواص نسبت به مشکلاتی شده است که جمهوری اسلامی با آن مواجه است و خطراتی که اصل و اساس آن را تهدید می‌کند.

* ولایت فقیه؛ آماج فراماسونری جدید

یکی از دغدغه‌ها یا بالاترین دغدغه همه ما برقراری نظام اسلامی واقعی است. شاید هیچ کدام از ما به اندازه حضرت امام خمینی (ره) نسبت به این مسئله حساس نبودیم؛ یعنی نه به آن اندازه در این باره شناخت داشتیم و نه کار کردیم، ولی خوشحالیم که به برکت رهبری‌ها و رهنمودهای ایشان، نسبت به این مسائل حساستر شدیم و کوشیدیم وظیفه خودمان را در این زمینه‌ها بشناسیم و هرچه بیشتر و بهتر عمل کنیم.

بیش از سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و در این مدت، فعالیت‌های بسیاری در این زمینه انجام گرفته که بسیاری از آنها موفقیت‌آمیز بوده و نتایج چشمگیری داشته است. بخش‌های دیگری هم هست که همه می‌د انیم هنوز به حد مطلوب نرسیده و می‌بایست درباره آنها کار کرد. خود امام هم می‌فرمودند که از اسلام فقط بویی در کشور آمده است. رهبر معظم انقلاب هم در بیانات اخیرشان در سفر قم مکرر بر این مسئله تأکید کردند که تا رسیدن به حد ایده‌آل خیلی فاصله داریم و باید خیلی کار بشود.

* نگاه‌های کل‌نگر و جزء‌نگر به اسلام

گاهی ما نگاهی جزء‌گرا به اسلام داریم و در حدی که شرایط طبیعی و اجتماعیمان اقتضا می‌کند یک گوشه کار را می‌گیریم و پیش می‌رویم. به عنوان مثال نسبت به احقاق حقوق خانم‌ها احساس مسئولیت می‌کنیم. می‌بینیم از یک طرف در طول تاریخ محرومیت کشیده‌اند و از سوی دیگر افراط‌هایی در جهان غرب وجود دارد که بیشتر در جهت ضربه زدن به شخصیت زن و حقوق زن است. می‌خواهیم در این زمینه کار بکنیم؛ کار علمی، فرهنگی، تحقیقی، آموزشی، تربیتی، تا برسد به کار سیاسی و قانونگذاری و بالاخره تا حد اجرا پیش برویم.

این یک نگاه است. کار بسیار خوب و دید مقدسی است. سایر اقشار هم به تناسب می‌توانند کارهایی را که مقتضای صنف، امکانات و موقعیت اجتماعی‌شان است، دنبال‌کنند بدون این که نگاهی کلان و کل‌نگر به مسائل جامعه داشته باشند. بسیاری از مسائل اینچنین است که هم نشانه علاقه‌ و انگیزه‌ عاملان آنها نسبت به اجرای احکام اسلامی است و نیز نشانه وسعت نظر، عمق فکر و وسعت مطالعات آنها در این زمینه‌ها. ما هم به سهم خودمان این تلاش‌ها را تقدیس می‌کنیم، اما خوب است پیش از اینکه در بخش خاصی تلاشی را شروع کنیم، ادامه بدهیم، یا تکمیل کنیم، نظری کلان نسبت به مسائل جامعه‌مان داشته باشیم. در این‌باره نکاتی را یادآوری می‌کنم.

* اسلام؛ مجموعه‌ای ارگانیک

تقریباً ده سال از سی و دو سال انقلاب اسلامی در زمان حیات حضرت امام بود. در این مدت با مشکلاتی روبه‌رو بودیم که آن اسلام واقعی - و به فرمایش امام خمینی: اسلام ناب - در کشورمان اجرا نشد. به نظر می‌رسد خوب است بعد از این تجربه سی‌ودو ساله، قدری در این پرسش بازنگری کنیم که چرا آن‌گونه که باید، نشد؟ چرا کمبودها و کاستی‌هایی پیش آمد و حتی بعضی از آنها تشدید شد؟ البته در سایه انقلاب و به برکت خون شهدا پیشرفت‌های عظیم و موفقیت‌های بسیار بزرگی حاصل شده که نباید هیچ کدام از آن‌ها را فراموش کرد، ولی چرا این پیشرفت‌ها و توفیقات کاملتر نشد؟

به نظر می‌رسد در این زمینه دو مشکل اساسی وجود دارد که هر دو به نحوی به بینش و شناخت برمی‌گردد. ما باید اسلام را به عنوان یک مجموعه سیستماتیک بلکه یک مجموعه ارگانیک بنگریم؛ مجموعه‌ای که اعضایش تأثیر و تأثر متقابل دارند و با فعالیت‌هایی که انجام می‌دهند زمینه رسیدن به هدف واحدی را فراهم می‌کنند که فوق هدف فعالیت‌های هر بخش از این سیستم است. متأسفانه این نگرش به اسلام چه در جامعه ما و چه در سایر کشورهای اسلامی درست تبیین نشده است.

وقتی بخواهیم اسلام را خیلی خوب تعریف کنیم، می‌گوییم اسلام همه چیز دارد؛ اقتصاد، فرهنگ، سیاست، حقوق، حکومت و روابط بین‌الملل دارد؛ اما آیا اینها را در مجموعه‌‌ای کنار هم قرار می‌دهیم که باید به هم متصل کرد، یا اینها رابطه ارگانیک درونی دارند و اصلاً امکان انفکاک بین آنها نیست. ما هنگامی اسلام را درست شناخته‌ایم که آن را به عنوان پیکری ببینیم که اندام‌های گوناگونی دارد. دستگاه‌های گوارش، تنفس و اعصابش، حقیقت واحدی را تشکیل می‌دهند و هیچ کدام به تنهایی انسان نیستند و جزو حقیقی انسان به شمار نمی‌روند. وقتی انسان هستند که با یکدیگر ارتباط داشته باشند. قلب وقتی که در درون بدن و با مغز و اعصاب و سیستم عصبی و سایر دستگاه‌های تفنس و گوارش در ارتباط باشد قلب انسان است وگرنه اگر قلب را بیرون بیاورند و در محفظه‌ای بگذارند، هر چند مشغول کار خودش باشد، قلب انسان نیست؛ وقتی قلب انسان است که در ارتباط با مغز، فکر، احساسات و عواطف انسان باشد و گرنه موجودی مستقل است که کار خودش را می‌کند و تا شرایط طبیعی‌اش فراهم است قبض و بسطی دارد.

چه‌بسا بعضی از اندام‌های دیگر هم این‌گونه باشند. ممکن است خون انسان را بیرون بیاورند و در محفظه‌ای در شرایط بهداشتی حفظ کنند و سال‌ها گلبول‌هایش سالم بماند، اما این انسان نیست. اسلام هم این‌ گونه است؛ این‌که می‌گوییم اسلام همه چیز دارد معنایش این نیست که بخش‌های جداگانه‌ای به نام اقتصاد و فرهنگ و حقوق و... دارد؛ بلکه همه این‌ها در هم تنیده است و با هم تأثیر و تأثر متقابل دارد. وقتی اسلام ناب است که همه بخش‌ها به صورت یک کل منسجم و دارای تأثیرات متقابل و با هدف واحد در نظر گرفته شود که متأسفانه این مسئله درست تبیین نشده است.

* لزوم درک لایه‌های عمیقتر

مسئله دوم این است که نگرش به هر بخشی از اسلام دارای لایه‌هایی است؛ لایه‌ای سطحی که هر کسی نگاه کند این لایه را می‌بیند و اگر این حداقل را درک نکند اصلاً اسلام را نشناخته است، ولی لایه‌های عمیقتری هست که اگر آن لایه‌ها را درست نشناسیم ممکن است در درازمدت، اسلام لطمه بخورد. گیاهی را فرض کنید که در گلدانی رشد می‌کند، ممکن است گل هم بدهد، خوش‌بو هم باشد، اما این گیاه هیچ گاه درختی نمی‌شود که صد سال عمر کند. اگر بخواهد عمری صدساله داشته باشد باید در زمین حاصلخیزی رشد کند و بتواند در اعماق زمین ریشه بدواند وگرنه مثل خیلی ازگیاهانی که امروز به صورت مصنوعی پرورش می‌دهند دوامی نمی‌آورد. قرآن در این باره بیان زیبایی دارد: «... کشجره خبیثه اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار» (چون درخت ناپاکی است که از روی زمین کنده شده و قراری ندارد.» باید اسلام را در لایه‌های مختلفش ببینیم و به اعماقش پی ببریم. «کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء؛ تؤتی اکلها کل حین باذن ربها.»

* لایه عمیق ولایت

در این باره نمونه‌های بسیار وجود دارد. همین مسئله ولایت در اسلام (صرف‌نظر از مسئله ولایت فقیه و حکومت) یعنی چه؟ این ولایت در مجموعه مفاهیم اسلامی چه جایگاهی دارد؟ آنچه در خاطر ماست و از کودکی یاد گرفته‌ایم همین «محبت اهل بیت» بوده است. در خیلی جاها تصور بر این است که اهل ولایت کسانی هستند که زیاد روضه می‌خوانند، گریه می‌کنند و توسلات دارند! اما به برکت انفاس قدسی امام خمینی «ره» ما به لایه‌ای عمیقتر از این معنا پی بردیم که از لایه اول خیلی مهمتر است؛ ولایتی که درباره آن می‌گویند« ولم یناد بشیء کمانودی بالولایه» تنها همین سفره حضرت ابوالفضل و امثال آن نیست. چیزی که اهمیتش از نماز بیشتر است باید تأثیر خیلی عمیقتری در سعادت انسان داشته باشد. بالاخره همین اندازه فهمیدیم که ولایت فقیهی هست که اصل نظام است. ولی اکنون که همه دنیا نظام جمهوری اسلامی ایران را به عنوان نظام ولایت فقیه می‌شناسند، مردم ما به خصوص اقشار و گروه‌های مؤثر که شامل بالاترین مسئولان کشور هم می‌شود از ولایت فقیه چه می‌دانند و چه اندازه به آن معتقدند؟

اگر کسی ادعا کند که بعد از سی و چند سال؛ بعد از این همه بحث‌هایی که خود امام فرمودند، کتاب‌هایی که فقها در این‌باره نوشتند؛بحث‌های تلویزیونی، رادیویی و غیره‌ای که انجام گرفت، هنوز در عالیترین سطوح مسئولیت کشور، ولایت فقیه به معنای واقعی‌اش جا نیفتاده، ادعای گزافی نکرده است. البته ما علم غیب نداریم و نمی‌دانیم در دل هر کس چه می‌گذرد، اما آثار نشان می‌دهد که هنوز در اعماق دل خیلی‌ها این است که این یک فرصتی بود که امام آن را غنیمت شمرد و برای آخوندها دکانی باز کرد! می‌گویند: وقتی مردم باید رأی بدهند و رئیس جمهور یا رئیس حکومتی انتخاب کنند، دیگر ولی فقیه چه کاره است؟! قوای سه‌گانه که داریم. ده‌ها سال پیشتر مونتسکیو گفت، دیگران هم تصریح کردند و توجیهات عقلی خوبی هم دارد. قوه مقننه و قضاییه داریم، یک رئیس قوه مجریه هم می‌خواهد که آن مصوبات را عمل کند. دیگر چه می‌خواهد؟ رهبر یعنی چه؟ ولی فقیه چه کاره است؟ بله عده‌ای از آخوندها در مبارزه با نظام قبلی زحمت کشیدند و کشته و زندانی دادند؛ امام هم به پاس تشکر، چیزی به نام ولایت فقیه درست کردند! مردم هم به امام احترام گذاشتند و آن را قبول کردند!

نمی‌دانم این افراد تا چه اندازه باور دارند که این ولایت را باید به عنوان اسلام پذیرفت. گاهی در عمل نشان می‌دهند که باور ندارند. گاهی کسی مقام رسمی قانون پیدا می‌کند، خیال می‌کند دیگر مالک کشور است. می‌گوید مردم به من رأی دادند و اختیار را به دست من داده‌اند، دیگر رهبر چه کاره است؟! حتی در حوزه‌های علمیه هم کسانی پیدا می‌شوند که هنوز بعد از این همه بحث‌ها شک می‌کنند که اصلاً آیا ما ولایت فقیه داریم یا خیر، واگر داریم قلمروش چه‌قدر است و اصلاً آیا حکومت اسلامی داریم یا نداریم؟! متأسفانه این حرف‌ها تحت تأثیر برخی عوامل، وسعتی نسبی در بعضی از حوزه‌ها پیدا کرده است.

با این اوصاف هرچند ما مثلاً درباره حقوق زن تحقیق علمی کنیم، اجتهاد کنیم، خانم‌ها‌ خودشان مجتهد بشوند، به حد اعلمیت برسند، در این باره فتوا بدهند، تحقیق داشته باشند. و حکم مسئله را اثبات کنند یا فقهای حوزه و مراجع بیایند، حمایت کنند و نظر بدهند که باید چنین کرد، اگر مسئولان کشور، آنهایی که در قوه مقننه مؤثرند تصویب نکنند، چه می‌شود؟ ما قوانینی داشتیم که با اکثریت قاطع تصویب شده و شورای نگهبان هم تأیید کرده، ولی سال‌هاست متروک مانده، چون مجری دلش نمی‌خواسته، سلیقه‌اش نبوده و هر روز به بهانه‌ای قانون را کنار گذاشته است. بنابراین با این کارها مسائل حل نمی‌شود. باید فکر کلانی داشته باشیم، باید کاری کنیم که مسائل اصلی و زیربنایی نهادینه شود، نه این که بعد از سی - چهل سال هنوز هم مشکوک باشد و با آن برخوردی شعاری بشود. وقتی از عمق دل باور کردند و فهمیدند اسلام و اقتضای اسلام همین است، آنهایی که واقعاً مسلمانند پای آن می‌ایستند و برای آن جان هم می‌دهند، اما وقتی باور نکردند، می‌گویند حالا آخوندها چیزهایی گفته و نوشته‌اند؛ این بحث‌ها زیر و رو زیاد دارد و اختلاف‌نظر زیاد است! در اخر هم یا آدم کج سلیقه‌ای را پیدا می‌کنند و فتوایش را می‌گیرند، یا فتوایی می‌تراشند تا در مقابل، به آن استناد کنند. حالا اگر شما صد تا فقیه داشته باشید که همه حکمی داده باشند و در مقابل، کسی سخن خلافی گفته باشد، اگر دلشان با آن حکم مخالف باشد، سخن این یکی را می‌گیرند و همه چیز را فراموش می‌‌کنند.

* لزوم حرکت هماهنگ

ما باید در این دو جهت یعنی طرح کلان اسلام برای جامعه، و ارتباط درونی بخش‌های مختلف اسلام فعالیت کنیم. این که توقع داشته باشیم حقوق زن رعایت بشود یا مثلاً نکاح موقت درست اجرا شود، اما از سایر مسائل غفلت کنیم به جایی نمی‌رسیم. وقتی آموزش و پرورش ما گونه دیگری است؛ دستگاه‌های ارتباطی ما و فیلم‌ها طور دیگری است؛ اینترنت دائماً جوان‌های ما را بمباران می‌کند، در این شرایط، این که فتوای علما این است که این حلال یا حرام است، هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. آن مسئولی که دختر، پسر، عروس یا دامادش با همین مشکلات دست به گریبانند چطور می‌خواهد به صورت دیگری عمل کند؟ این تلاش‌ها وقتی ثمر می‌دهد که این مجموعه، هماهنگ حرکت کند. قتی یک قدم پیش می‌رود همان یک قدم را همه بروند، نه اینکه در یک بخش جلو برویم و خیلی پیشرفت کنیم، اما قسمت‌های دیگر مورد غفلت قرار بگیرد. مثل انسان ناموزونی که دست و پایش خیلی دراز است، اما سرکوچکی دارد، به جایی نمی‌رسد. در آخر هم دست‌های درازش جایی گیر می‌کند و می‌افتد، سرش می‌شکند و نابود می‌شود.

ما باید اسلام را در یک کل ببنیم که باید همه بخش‌هایش با هم متناسب و متوازن رشد کند. تصور اینکه می‌توانیم مسائل حقوقی زن را بدون توجه به مسائل دیگر اصلاح کنیم نادرست است. مخصوصاً اگر این مسائل با اعتقادات تماس داشته باشد. اگر خدای نکرده روزگاری بعضی مسئولان ما در اینکه احکام اسلام ابدی است و همیشه باید اجرا بشود تشکیک کردند، اساس اسلام زیر سؤال می‌رود. چندین سال از طرف عالیترین سطوح رسمی کشور به جامعه القا می‌شد که اسلام را طوری تعریف کنید که دنیا بپذیرد، و آنهایی که به فرمایش امام اسلام ناب را معرفی می‌کردند، متهم به خشونت می‌شدند. می‌گفتند شما به اسلام خیانت می‌کنید؛ اسلام را به گونه‌ای معرفی می‌کنید که دنیا نمی‌پذیرد؛ باید طوری معرفی کنید که همه بپذیرند. همان‌طور که در کنفرانسی در آلمان معرفی کردند و حتی مارکسیست‌ها هم گفتند اگر اسلام این است ما هم قبول داریم!

* تلاش در جهت تغییر فرهنگ

باید توجه پیدا کنیم که کارمان یک اشکال اساسی دارد. وقتی مسائل اقتصادی شرایط زندگی را سخت کند، اگر بخواهیم به خانمی که طلاق گرفته بگوییم طبق دستور اسلام عمل کن؛ مهرت را بگیر و برو، نمی‌پذیرد. فرض کنید به اندازه چند ماه خرجش را هم بدهند، بعد از آن می‌خواهد چه کار کند؟ مخصوصاً در جامعه‌ای که ازدواج مجدد برای یک خانم پسندیده نیست. در زندگی‌های قبائلی مسائل ازدواج این‌گونه پیچیده نبود؛ امروز کسی زن می‌گرفت، فردا طلاق می‌داد و همین خانم با مرد دیگری ازدواج می‌کرد. خیلی هم عادی بود، ولی حالا این گونه نیست؛ دیگران زشت می‌دانند که خانمی که شوهرش از دنیا رفته است، مجدداً ازدواج کند. متأسفانه این مسئله در کشور ما به فرهنگی عمومی تبدیل شده است. ازدواج موقت را که اصلاً نمی‌توان حرفش را زد. بسیاری از افراد تصریح می‌کردند ما به گناه کردن حاضریم، اما حاضر نیستیم ازدواج موقت داشته باشیم. یعنی ازدواج موقت را زشت‌تر از فحشا می‌دانستند! هنوز هم در گوشه و کنار جامعه چنین تفکری هست. این شرایط فرهنگی باید عوض بشود. تا این فرهنگ حاکم است این طور حکم‌ها اجرا نمی‌شود. ما باید برای تغییر فرهنگ جامعه برنامه‌ریزی داشته باشیم و مسئولان ما باور کنند که باید این کارها را انجام بدهند.

* لزوم توجه به مسائل اساسی

باید حواسمان جمع باشد. تمام نیرو، وقت و کارمان را صرف یک موضوع جزئی نکنیم که معلوم نیست به جایی برسد یا نرسد. به نظر می‌رسد در عین اینکه هر کسی باید طبق شرایط خاص خودش و وظیفه، امکانات و تخصصی که دارد برای حفظ نظام و پیشبرد اهداف اسلام حرکت کند اما مهمترین کار توجه به مسئله کلان جامعه است. باید بیندیشیم این مجموعه فعالیتی که داریم در کجای این جامعه واقع می‌شود، چه تعاملی با سایر بخش‌ها دارد و چه‌قدر شرایط اجرایش در جامعه فراهم شده است. اگر کسانی برخوردشان با مقام ولایت فقیه از نوع برخورد سیاسی با یک باند یا رقیب سیاسی باشد. یعنی سی و چند سال تلاش برای ولایت فقیه همه بر باد است. اگر این طور شد تلاش‌هایی که برای مسئله فقاهت و مرجعیت می‌شود چه فایده‌ای دارد؟ کسانی که احساس مسئولیت می‌کنند، کسانی که فکر و هوش و انگیزه‌ای دارند، آنها که دلشان برای انقلاب می‌سوزد، باید برای مسائل اساسی دلسوزی کنند، بود و نبود مسائل دیگر چندان فرقی نمی‌کند. نمی‌گویم نباید تلاش کرد، اما اگر اصل مسئله ولایت فقیه انکار بشود، اگر اصل امام زمان به گونه دیگری تفسیر بشود دیگر چه چیزی باقی می‌ماند؟ این‌ها خطراتی است که کمتر کسی به آن توجه پیدا می‌کند و متأسفانه وقتی خطر واقع شد رفع کردن آن تقریباً محال می‌شود.

* خطر فراماسونری

آنها که تیزبین هسند باید آینده را پیش‌بینی و خطرها را احساس کنند، دیدبان‌ها باید از دور بنگرند که چه پیش می‌آید. احساس من این است که در درون جامعه ما دستگاه فراماسونری در حال تقویت مجدد است. نباید فراموش کرد که در ایران، مشروطیت با دستگاه فراماسونری، با شعارهای اسلامی و آیات قرآن بر سر کار آمد. سر کار آمد. امروز هم اگر بخواهد بیاید حتماً از همین شعارهای برگرفته از انقلاب استفاده خواهند کرد و در زیر این پوشش‌ها حرف خودشان را می‌زنند. همان چیزی که همیشه گفته‌اند «قالب را حفظ کنید و محتوا را عوض کنید.» قالب، امام زمان (عج) و این حرف‌هاست اما محتوای امام زمان، چیز دیگری (مثل انسان کامل نوعی) می‌شود.

اگر در مسائل مبتلابه جامعه، با علما و مراجع تبادنظر کنیم، ولی به کسی که اصلاً در طول عمرش با هیچ عالمی میانه خوبی نداشته و اکنون نیز حاضر نیست داشته باشد و هرچه بتواند لگد می‌زند چه امیدی می‌توان داشت؟ کسانی هم دلباخته اینها شده‌اند و فریبشان را خورده‌اند و با تمام قوا همه آنچه را که بر دیگران عیب می‌گرفتند، اعم از استفاده از امکانات دولتی برای مسایل شخصی و... درباره این شخص فراموش می‌کنند. با این روند، روزی چشم باز می‌کنیم می‌بینیم که اصلاً روز به شب تبدیل شده است و دیگر همدیگر را نمی‌شناسیم. اصلاً اینجا کجاست؟! و اینها از کجا پیدا شده‌اند؟ این‌ها از درون همین دستگاه درآمده‌اند، خود ما حمایتشان کردیم این بودجه‌هایی که در این راه صرف می‌شود از جایی می‌آید؟ این بند و بست‌هایی که می‌شود، این عزل و نصب‌هایی که انجام می‌گیرد به چه دلیل است؟ این حرف‌های نچسبی که هر روز در قالبی نو زده می‌شود از کجا می‌آید؟ چه انگیزه‌ای برای طرح اینها وجود دارد؟ این همه سخن از ملی‌گرایی آن هم در زمانی که کشورهای اسلامی و عربی بیدار شده‌اند و یک نهضت اسلامی جهانی در حال شکل‌گیری است برای چیست؟ آیا پیامد طرح «اسلام‌ ایرانی» چیزی جز این است که ما را به ملی‌گرایی متهم کنند و بگویند شما با اسلام سروکار ندارید؟ چه انگیزه‌ عقلایی می‌تواند پشت این کار وجود داشته باشد؟ اگر روزی از ما بپرسند که چرا برای احیای حقوق زن کار نکردید شاید عذری داشته باشیم، اما اگر روزی بپرسند که چرا اساس اسلام بر باد رفت و ساکت ماندید، چه جواب بدهیم؟

* شدیدترین خطر برای نظام

مگر هنگامی که دستگاه بنی‌امیه سر کار آمد چند سال از تولد اسلام گذاشته بود؟ آنها با چه نامی بر مسند حکومت نشستند؟ آیا جز به نام اسلام و خلیفه رسول‌الله حکومت می‌کردند؟ اما به فرمایش امیرالمؤمنین ظرف اسلام را واژگون کردند و پوستین اسلام را وارونه پوشاندند و ملت هم پذیرفتند! وقتی روی منبرها - العیاذبالله - امیرالمؤمنین (ع) را لعن می‌کردند، در کدام کشور اسلامی مقاومت شد؟ این کار همه جا رسم شد. هر جا نماز جمعه خوانده می‌شد، لعن علی (ع) هم بود. تا زمان عمربن عبدالعزیز که کم‌کم نسبت به این مسئله مقاومت شد. قبل از اینکه جنازه پیغمبر دفن شود چه کسانی برای پیغمبر (ص) جانشین درست کردند؟‌ مشرکان آمدند؟ زرتشتیان و یهودیان آمدند؟ خیر، همین اصحاب پیغمبر بودند! پس تعجبی ندارد که کسانی به نام ولایت فقیه و به نام طرفداری از خط امام بیایند و اسلام را از امام کنار بزنند و مگر چنین نکردند؟ مگر به نام طرفداری از «خط امام» نیامدند اسلام را از بین ببرند؟ آیا دیگر تمام شد؟

فردا فتنه عمیقتری در پیش است. ابزارش از همین‌جا و از همین الان تهیه شده است. از آسمان نازل نمی‌شود. مگر سران فتنه از آسمان آمدند و فتنه برپا کردند. همین‌ها بودند که حکومت اسلامی را در عالیترین سطوح در طول چند دهه اداره می‌کردند. حالا تعجب می‌کنیم! بعید نیست یکی دو سال دیگر وضع عوض بشود و همین‌هایی که در همین نظام به وجود می‌آیند و رشد می‌کنند و از بودجه مملکت و از همین امکانات صرف به قدرت رسیدن آنها می‌شود سر کار بیایند و ریشه همه چیز را بزنند. حالا بنشینیم گوشه‌ای یک تحقیق علمی بکنیم و حداکثر طرحی تهیه کنیم و برای تصویب به مجلس بفرستیم. آیا تصویب شود یا نشود، فردا بعد از این که تصویب شد شورای نگهبان آن را تأیید کند یا نکند. شورای نگهبان تأیید کرد آیا دولت اجرا کند یا نکند، آیا این تنها کاری است که از ما برمی‌آید و هیچ وظیفه دیگری نداریم؟!

ان‌شاءالله که من اشتباه می‌کنم، ان‌شاء‌الله که همه‌اش اشتباه باشد، اما آن خطری که من احساس می‌کنم شدیدترین خطری است که تا به حال نظام ما را تهدید کرده است و دیگر جایی برای اسلام و ولایت فقیه و ارزش‌های اسلام نخواهد گذاشت.

خداوند متعال همه ما را از آفت‌هایی دینی و معنوی حفظ کند و به همه ما توفیق انجام وظیفه - آن گونه که مورد رضایت خودش هست - مرحمت کند. ان‌شاءالله سایه رهبر معظم انقلاب بر سر ما مستدام باشد که این شخصیت عظیم‌الشأن و الهی، ذخیره بزرگی برای حفظ این نظام و بزرگترین نعمتی است که برای حفظ اسلامی به آن امیدواریم.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی با انتقاد از رایج شدن مسائل خرافی در مورد جن گیری و رمالی تاکید کرد: موجوداتی به نام جن وجود دارند اما نه آنها در زندگی ما دخالت می کنند و نه ما در زندگی آنها و اینگونه افکار باید از صحنه جامعه ما برچیده شود.

به گزارش مشرق به نقل از رسا، حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید، صبح امروز در آغاز درس خارج فقه خود که با حضور طلاب و روحانیان در مسجد اعظم قم برگزار شد در سخنانی نسبت به رواج مباحث مربوط به جن گیری و رمالی در سطح جامعه واکنش نشان داد.

وی تصریح کرد: وجود جن و ملائکه و انسان که سه گروه دارای عقل و شعور از نظر قرآن هستند امری مسلم است، جن وجود خارجی دارد و این موجودات عاقل هستند، هم کافر دارند و هم مومن و این مساله از نظر قرآن کریم امری مسلم است و جای انکار در آن نیست. اما این نکته که اجنه دخالتی در زندگی خصوصی و شخصی ما داشته باشند این مساله اشتباه و دروغ است.

این مرجع تقلید اشاره کرد: دو گروه هستند که گرفتار اینگونه مسائل اند گروه نخست گروهی هستند که گرفتار اوهام و خیالات هستند و مشکلات زندگی خود را به گردن جن و بخت و طالع سیاه می اندازند و ما ندیده ایم کسی ادعایی بکند و سندی بر حرف خود داشته باشد.

وی ادامه داد: گروه دیگر هم افراد شیاد و کلاه بردار هستند که برای این که درآمدی را کسب کنند به اینگونه امور متوسل می شوند و یا اینکه اغراض سیاسی که اخیرا پیدا شده را دنبال کردند. این گروه هیچ چیز ندارند منتهی مهارت هایی در کلاه برداری و شیادی دارند و به افراد می گویند ما جن را گرفتیم و در شیشه کردیم و تا چند روز دیگر فلان و فلان می شود؛ اینها همه اش دروغ، شیادی و کلاه برداری است، عوام نباید گرفتار اینگونه مسائل شوند تا چه رسد به خواص و ما در طول عمرمان دیده ایم که اینگونه مسائل جز دروغ و شیادی نبوده است.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی اظهار داشت: من تاکید می کنم به همه مردم که اینگونه افکار باید از صحنه جامعه ما برچیده شود. موجودی به نام جن وجود دارد اما نه در زندگی ما دخالت می کنند و نه ما در زندگی آنها دخالت می کنیم منتهی همین افکار عوامانه گاهی به بالاتر هم کشیده می شود و ممکن است در افرادی نفوذ کنند.

وی ابراز داشت: این گونه افراد از نقطه ضعف های اشخاص استفاده می کنند و با تهدید و تخویف و دیگر مسائل افراد ضعیف را تحت تاثیر خود قرار می دهند.

مدرس خارج فقه حوزه علمیه قم در پاسخ به سئوالی در خصوص سحر و جادو نیز گفت: سحر و جادو مساله ای دیگر است که باید مستقلا به شرح و تفصیل آن بپردازیم. امیدوارم ان شاءالله شر این شیادان و کلاهبرداران از تمام جوامع اسلامی قطع شود.

وی در ادامه سخنان خود با اشاره به حدیث اخلاقی در خصوص آداب معاشرت یاد آور شد: ترش رویی با مردم سبب عداوت و دشمنی می شود و باید با مردم گشاده رو بود، چرا که افراد بد اخلاق در زندگی تنها می مانند و دشمنان زیادی پیدا می کنند.

این مرجع تقلید با بیان اینکه پایه و اساس اسلام بر محبت استوار است، اقدامات افراطی وهابیون تندرو را محکوم و تصریح کرد: وهابی های تندرو با اعمال خود آبروی خود و اسلام را می برند و موجب بدنامی دین می شوند و خداوند از آنهایی که اسلام را خشن معرفی کرده اند نگذرد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی بیان داشت: در اسلام همه اش صحبت از محبت و مودت و مهربانی است نه کینه و عداوت و اسلام چیزی نیست که وهابیون معرفی می کنند؛ این چه مذهبی است که اینها به وجود آورده اند و مسلمانان را دارند می کشند.

وی ادامه داد: اگر انقباض وجه و ترش رویی باعث به وجود آمدن عداوت و منجر به خون ریزی و همچنین سبب دل شکستگی فرد مومنی شود نه تنها کراهت دارد بلکه شبهه حرمت به خود می گیرد. البته گاهی هم ممکن است از باب امر به معروف و نهی از منکر ترش رویی و انقباض وجه واجب گردد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی با بیان اینکه امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله اظهار تنفر قلبی، لسانی و مرحله عملی دارد یاد آور شد: مرحله برخورد عملی مربوط به ماموران حکومت است و مردم باید با زبان خوش امر به معروف و نهی از منکر کنند.

این مرجع تقلید با تاکید بر اینکه باید عملا ثابت کنیم که اسلام دین محبت و دوستی است نه عداوت و دشمنی گفت: اهل علم و روحانیان باید از این دستور بیشتر استفاده و این مساله را مراعات کنند.

برای اولین بار در تاریخ جمهوری ترکیه، رییس سازمان امور دیانت در یک جمع خانه علویان حضور یافت.

به گزارش آینده، گورمز روز گذشته در استانبول در جمع خانه علویان موسوم به ' اریکلی بابا' در منطقه ' زیتون بورنو' در استانبول حضور یافت و با مسوولین بلندپایه علوی دیدار کرد.

وی پیش از این به آنان نامه نوشته بود که می خواهم با شما لقمه را قسمت کنم. این اشاره به خوردن غذای مراسم علویان است که تاکنون سنی ها ترکیه خوردن آن را حرام می دانستند.

' گورمز ' را در این دیدار مفتی استانبول و برخی از مقامات سازمان امور دیانت ترکیه همراهی می کردند.

' گورمز' در پایان این دیدار به هنگام خروج از درگاه در پاسخ به سوالات مصرانه خبرنگاران با ابراز خرسندی فراوان از این دیدار گفت: اگر در دیدار یک رییس سازمان امور دیانت ترکیه از یک درگاه علوی تاخیری صورت پذیرفته من بالشخصه از این تاخیر متاسفم.

علویهای ترکیه که تعداد آنان به 18 میلیون نفر بالغ می شود با دیدگاههای ویژه خود در جامعه ترکیه شناخته می شوند و نقش تاثیرگذاری را نیز بر تحولات این کشور می توانند داشته باشند.

خانقاه علویان ترکیه که در این کشور از آنها به عنوان ' منازل جم یا جم خانه ' یا جمع خانه نام برده می شود، اماکن مقدس علویها محسوب می شود و علویهای ترکیه از سالها قبل خواهان شناسایی این امکان به عنوان ' اماکن مذهبی' و ' محل عبادت' از سوی دولت ترکیه بوده اند.

علویان ترکیه بقایای شیعیان دوازده امامی هستند که به تدریج روی به غلو آورده و از شریعت اسلامی به دور مانده اند.

نهادها و کنفدراسیونهای علوی ترکیه همچنین خواهان جایگیری علویان در سازمان امور دیانت که تنها نهاد رسمی مذهبی ترکیه است، می باشند.

در پی اصرارهای علویان ترکیه در سالهای اخیر، در کتابهای تعلیمات دینی ترکیه بخشهایی هرچند کوتاه در معرفی علویها و علویگری گنجانده شده است.

در سالهای اخیر و در ادامه سیاست های جدید اردوغان و دوستانش، سازمان دیانت تعداد زیادی از کتابهای علویان را به بهترین شکل منتشر کرده است.

این رویه از این روی اتخاذ شده است تا نوعی اتحاد ملی - اسلامی میان سنیان و علویان که هر دو بسیار نیرومند هستند پدید آید.

این اتحاد برای ایجاد ثبات در ترکیه به ویژه برابر کردها نهایت اهمیت را دارد.

لازم به یادآوری است که علویان در ارتش نفوذ زیادی داشته و غالبا سکولار هستند و با این اقدام زمینه برای همراهی آنان با دولت اسلامی مدرن ترکیه فراهم می شود.

این خبر برای مردم ترکیه بسیار بهت آور بوده و همه را به شگفتی واداشته است.

جهان:تصاویری از راه گشای حجاب در دنیای زنانی از سراسر دنیا را در زیر میبینید...

 

 

 

 

 

 

 

 

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) محمد حسنین هیکل نویسنده مشهور مصری در کتاب معروف خود تحت عنوان " مدافع آیت الله"  پیرامون شخصیت حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران چنین می گوید:

" او - امام خمینی- همچون گلوله ای بود که از قرن هفتم میلادی (صدر اسلام) شلیک شده بود و بر قلب قرن بیستم نشسته بود. گویی شخصیتی از شخصیت های آزمون بزرگ صدر اسلام ( فتنه الکبری ) با معجزه ای به دنیا بازگشته تا پس از پیروزی امویان و به خون غلتیدن شهیدان اهل بیت ( علیهم السلام ) سپاه علی را رهبری کند. "

یک روزنامه آمریکایی از تلاش عربستان سعودی برای تشکیل یک ائتلاف ضد ایرانی با حمایت کشورهایی چون مالزی، پاکستان، اندونزی و دیگر کشورهای آسیایی خبر داد.

عربستان به دنبال ائتلاف ضد ایرانی

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ روزنامه "وال استریت ژورنال" حکومت عربستان سعودی در تلاش است تا کشورهای اسلامی خاورمیانه و آسیا را به یک نوع ائتلاف غیررسمی علیه ایران دعوت کند.

به نوشته این روزنامه، عربستان سعودی برای جلب حمایت دیپلماتیک و احتمالا حمایت فنی و نظامی از سیاست مقابله با ایران، با دولت‏های پاکستان، مالزی، اندونزی و کشورهای آسیای میانه مذاکره کرده و از آنها خواسته تا در سرکوب شورش شیعیان بحرین علیه حکومت سنی این کشور، مشارکت کنند.

باوجودی‏که تلاش‏های عربستان سعودی ظاهرا در مسیر مقابله با یک دشمن مشترک صورت می ‌گیرد ولی می ‌تواند برای سیاستهای آمریکا در منطقه دشواریهایی ایجاد کند. به خصوص دعوت عربستان از دولت پاکستان سیاستهای امنیتی آمریکا در آسیای جنوبی را دشوار خواهد کرد.

برهمین اساس، این اقدامات باعث نگرانی مقامات آمریکا شده که معتقدند چنین صف‏بندیهایی باعث تشدید تنشهای مذهبی خواهد شد که هم اکنون گریبان کشورهای خاورمیانه را گرفته است.

وال استریت ژورنال از قول مقامات نظامی و امنیتی آمریکا، پاکستان و عربستان می‏نویسد که رئیس شورای امنیت ملی عربستان در ماه مارس از فرماندهان قدرت‏مند ارتش پاکستان خواست که به عملیات نظامی این کشور در بحرین کمک کنند.

مقامات سعودی در این مذاکرات به طرفهای پاکستانی خود گفته ‌اند که برای حفظ ثبات و امنیت در منطقه و دفاع از منافع پاکستان نمی ‌توان روی نقش آمریکا حساب کرد.

مقامات آمریکایی که با دولت عربستان در ارتباط هستند اذعان دارند که ریاض به شدت از سیاست‏های واشنگتن در منطقه ناراضی است؛ ولی تاکید می‏کنند که دولت عربستان بعید است تا این حد تندروی کند.

اما مقامات سعودی با اطمینان می‏‌گویند که تمام کشورهای اسلامی به درخواست ریاض حاضر هستند در این مسأله مشارکت کنند. آنها می‌‏گویند در حال حاضر چهارهزار نیروی نظامی عربستان برای کنترل اوضاع بحرین کافی است. ولی در صورت لزوم نیروهای پاکستانی نیز می‏‌توانند به این کشور اعزام شوند. هر چند در این مورد هنوز عربستان سعودی یا دولت بحرین به صورت رسمی درخواستی مطرح نکرده است.

این روزنامه یادآوری می‏‌کند که اعزام نیروهای عربستان به درخواست خاندان سلطنتی بحرین صورت گرفت و بعد‌ها سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از این دخالت نظامی حمایت کردند.

دولت مالزی چندی پیش اعلام کرد که حاضر است به بحرین نیروی نظامی اعزام کند. نخست وزیر این کشور در جریان دیدار از ریاض گفت: دولت مالزی از تصمیمات عربستان و شورای همکاری خلیج فارس برای حفظ امنیت و ثبات در این منطقه حمایت خواهد کرد.

مقامات دولت بحرین روز پنجشنبه اعلام کردند که از حمایت دیپلماتیک کشورهای دیگر استقبال کرده ولی در حال حاضر به کمک نظامی نیازی ندارند و تاکنون هیچ درخواست رسمی برای اعزام نیروی نظامی از پاکستان یا مالزی مطرح نشده است.

مقامات سیاسی و نظامی پاکستان نیز می‌‏گویند ارتش این کشور در حال بررسی امکانات خود برای حمایت از اقدام عربستان سعودی است؛ ولی هیچ تصمیمی برای اعزام نیروهای عملیاتی به بحرین ندارد. به گفته این مقامات یک گردان ارتش پاکستان از مدت‏ها قبل برای آموزش نیروهای بحرینی در این کشور مستقر بوده؛ ولی در سرکوب اعتراضات اخیر شرکت نداشته است. در عین حال بخش چشمگیری از مأموران نیروی پلیس بحرین، پاکستانی هستند.

وال استریت به سوابق طولانی همکاری‌های نظامی عربستان و پاکستان در دهه‏‌های اخیر اشاره کرده و می‏‌نویسد که هر ساله دولت پاکستان میلیون‏ها دلار کمک از عربستان دریافت می‌کند.


چرا عربستان سعودی سر‌سختانه در برابر انقلاب‌های منطقه ایستاده است؟

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ خبرگزاری بلومبرگ آمریکا در گزارشی به بررسی دلایل ایستادن عربستان سعودی در برابر انقلاب‌های منطقه پرداخت.

*عربستان به جبهه جدید برای شکست اصلاحات در منطقه تبدیل شده است

بلومبرگ نوشت: پادشاهی عربستان به عنوان رهبر جدید جبهه‌ای شده است که مصمم است تا خواسته‌های مردمی برای ایجاد اصلاحات را شکست دهد. در حالی که "باراک اوباما " رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی اخیر خود از خواسته‌های مردم خاورمیانه برای ایجاد تغییرات حمایت کرد اما عربستان که نزدیک‌ترین متحد آمریکا در منطقه است به دنبال شکست سیاست‌های آمریکا در منطقه است.

این خبرگزاری آمریکایی ادامه داد: حاکمان سعودی این موضوع را شفاف کرده‌اند که آنها حمایت آمریکا از دموکراسی را خطرناک و تهدیدی وجودی برای حکومت‌های پادشاهی در خلیج فارس می‌دانند. عربستان سعودی قصد دارد به سیاستگذاران آمریکایی این موضوع را اعلام کند که بین ارزش‌های و منافع خود، یکی ار انتخاب کند. آمریکا بر سر دو راهی ایستاده است که در صورت حمایت از خواسته‌های مردم جهان عرب برای اصلاحات با خطر بروز شکاف با عربستان سعودی مواجه خواهد شد و در صورتی که از رابطه با عربستان حمایت کند با خطر از دست دادن بقیه خاورمیانه مواجه خواهد شد.

*زمان آن فرا رسیده که آمریکا عربستان را به چالش بکشد

بلومبرگ اضافه کرد: در واقع انتخاب میان ارزش‌های آمریکا و منافع آن، انتخابی غلط است. هم اکنون سیاست آمریکا باید این واقعیت را منعکس کند. تا کنون واشنگتن تلاش کرده است تا سعودی‌ها را آرام کند اما زمان آن فرا رسیده است که ما با قول و عمل آنها را به چالش بکشیم. تعجبی وجود ندارد که تغییرات ساختاری در سیاست‌های اعراب و انقلاب مردمی که خواستار اصلاحات، آزادی و جوابگویی است،‌ سلطنت سعودی‌ها را نگران کرده باشد.

*39 درصد از جوانان 20 تا 24 ساله عربستانی بیکار هستند

کشور پادشاهی عربستان سعودی نظیر باقی جهان عرب، جمعیت جوانی دارد که خواستار شغل، آزادی و نقش در سیاست‌ها هستند. 39 درصد از جوانان 20 تا 24 ساله عربستانی بیکار هستند. پس از آنکه "حسنی مبارک " (دیکتاتور سابق مصر) در میان اعتراضات مردمی، مجبور به کناره‌گیری شد، "ملک‌عبدالله " پادشاه عربستان برنامه تامین اجتماعی 35 میلیارد دلاری را اعلام کرد که درخواست‌ها برای اصلاحات در کشور را خاموش کند اما این اقدام فقط زمان را برای پادشاهی عربستان خرید. تظاهرات اعتراض‌آمیز در مرزهای عربستان، در بحرین و یمن، به ویژه مشکل ساز بوده است.

*عربستان با تمام قوا در برابر انقلاب‌های منطقه ایستاده است

از زمان آغاز انقلاب‌های منطقه‌ای، ریاض تمامی حاکمان عرب را تشویق کرد که در برابر اصلاحات ایستادگی کنند. عربستان سعودی با تمام قوا در برابر انقلاب‌های منطقه‌ای ایستاد و این موضوع به طور برجسته‌ای در بحرین نمایان شد. از سوی دیگر ریاض خواستار گسترش شورای همکاری خلیج (فارس) شد، که این شورا گروهی از کشورهای عربی تولید کننده نفت است که در حاشیه خلیج فارس هستند. عربستان خواستار پیوستن اردن و مراکش به این شورا شدند.

*شورای همکاری خلیج فارس به باشگاه پادشاهان عرب تبدیل خواهد شد

این خبرگزاری آمریکایی گزارش خود را اینگونه ادامه داد: گسترش شورای همکای خلیج فارس، این شورا را به باشگاه پادشاهان جهان عرب تبدیل خواهد کرد. عضویت این دو کشور باعث خواهد شد تا اردن و مراکش بتوانند به منابع مالی برای آرام کردن خشم اعتراض‌کنندگان دست یابند. در مقابل، اردن و مراکش مانع از تحقق اصلاحات در کشور خود شده و آماده می‌شوند تا ارتش‌های خود را در سرکوب اعتراضاتی که بار دیگر در کشورهای خلیج فارس شعله‌ور خواهد شد، در اختیار بگذارند.

*حمایت آمریکا از عربستان در دراز مدت به منافع واشنگتن ضربه می‌زند

نقش جدید عربستان سعودی چالشی جدی برای آمریکا به شمار می‌آید. تسلیم شدن در برابر خواسته‌های عربستان سعودی، آمریکا را سمت اشتباه تغییرات تاریخی مردمی گسترده در منطقه قرار خواهد داد و در دراز مدت به منافع آمریکا ضربه خواهد زد.

*کشورهای عربی قدرت نظامی که بتوانند در برابر ایران بایستند، ندارند

اقدامات عربستان در بحرین و ادعاهای این کشور درباره نقش ایران در رویدادهای بحرین، باعث افزایش تنش‌های میان ریاض و تهران شده است که این موضوع نیز خطرناک است. کشورهای پادشاهی عربستان سعودی دارای قدرت نظامی که بتواند از سیاست‌شان در برابر ایران حمایت کند، نیستند. اعتماد کشورهای عربی به حمایت آمریکا است و اگر تنش‌ها در خلیج فارس افزایش یابد به دلیل منافع آمریکا و حضور مستقیم این کشور در این منطقه، ناگزیر واشنگتن را در وسط این درگیری قرار خواهد داد.

*شکست آمریکا در مقابله با عربستان، به نفع ایران تمام خواهد شد

بلومبرگ تأکید کرد: به تمامی این دلایل،‌آمریکا باید به طور مستقیم با چالش عربستان سعودی مقابله کند.شکست در انجام این کار به حضور آمریکا در منطقه و از دست دادن افکار عمومی منتهی خواهد شد که این موضوع فقط به نفع ایران خواهد شد. آمریکا باید نقش رهبری خود در خاورمیانه را اثبات کند. آمریکا باید این موضوع را آشکار سازد که با وجود روابط تنگاتنگ با عربستان سعودی، به طور هوشیارانه‌ای تغییرات در بحرین را پیگیری خواهد کرد. در صورتی که پادشاهی بحرین سرکوب‌گری‌های را متوقف نکند و مذاکره با مخالفان را آغاز نکند، واشنگتن باید آماده اقدام باشد.

این خبرگزاری آمریکایی نوشت: درست است که ما به شورای همکاری خلیج فارس به دلیل نفت اتکا داریم اما در صورت مخالفتمان با کشورهای حاشیه خلیج فارس، جریان انتقال نفت متوقف نخواهد شد چون زندگی این کشورها به نفت وابسته است و آنها باید آن را بفروشند. از آن بیشتر، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به ما نیاز دارند تا از امنیت آنها حمایت کنیم همانطور که در دو جنگ با عراق این موضوع آشکار شد.

*قضاوت مردم خاورمیانه درباره سیاست‌های آمریکا باید واشنگتن را نگران کند

بلومبرگ در پایان نوشت: چیزی که باید ما را نگران کند، تهدید سعودی‌ها نیست بلکه این موضوع است که مردم خاورمیانه چگونه درباه سیاست‌های ما در این برهه تاریخی قضاوت خواهند کرد.

به گزارش ادیان نیوز ناصر بن سلیمان العمر دبیر کل بنیاد مسلمانان عربستان سعودی که از چهره های سرشناس و افراطی وهابیت به شمار می رود درباره مسائل اخیر عربستان سعودی و اعتراض زنان به ممنوعیتشان از رانندگی و شرکت در انتخابات و... گفت: لائیکها و شیعیان برای براندازی نظام سعودی متحد شده اند.

سایت بنیاد مسلمانان عربستان سعودی (المسلم) گزارش داد: ناصر العمر در جلسه درس هفتگی خود اعلام کرد که کشورش به شدت مورد هدف قرار گرفته و تمام این مسائل و اعتراضها نقشه های خارجی می باشد.

وی در ادامه مدعی شد: تمام تلاش دشمنانمان برای دسترسی به منابع نفتی کشورمان است و نه چیز دیگری و همگی شاهد آن هستید که شبکه های ماهواره ای شیعی چگونه فتنه گری می کنند و اخبار دروغ را درباره منطقه منتشر می کنند ماننند شبکه "العالم" و چند شبکه دیگر و متاسفانه منافقین داخلی که اغلب لیبرالها و لائیکها می باشند نیز دستشان را در دست دشمنان شیعه گذاشته اند.

العمر در ادامه ادعاهای مضحکش گفت: آنها برای ایجاد فتنه از هر موضوع کوچک و بزرگی استفاده می کنند مثلا همین مسئله رانندگی زن که آن را بزرگ کرده تا اهرم فشاری برای نظام سعودی شود.وی افزود: متاسفانه امروزه بسیاری از دانشجویان این سئوال را می پرسند که آیا رانندگی برای زن حلال است یا حرام؟ از نظر فقهی هیچ حرمتی برای این مسئله نمی باشد اما آیا کسانی که این موضوع را بزرگ کرده اند برایشان شرعیات برایشان مهم است؟ آیا لیبرالها و شیعیان حلال و حرام سرشان می شود؟!

مقامات شهر سویا در ایالت "وله" سوئیس سخنرانی سیاستمدار افراط گرای هلندی که متهم به ترویج انزجار از مسلمانان است را ممنوع اعلام کردند.

به گزارش «شیعه نیوز» ، مقامات شهر سویا در ایالت وله سوئیس اظهار داشتند که شخصتیهای جناح راست ممکن است با حضور خود نظم و آرامش جامعه را برهم می زنند.

وایلدرز از سوی "اسکار فریزنژر" نماینده پارلمانی از حزب مردم سوئیس برای سخنرانی دعوت شده بود.وایلدرز رهبر حزب آزادی هلند است که با راه اندازی ستادهای ضد اسلام حزب خود را به موفقیتهایی رسانده است.
وایلدرز که  برای لفاظی و بیهوده گویی علیه اسلام و مسلمانان در سراسر جهان بدنام است، پیشتر خواستار ممنوع شدن کتاب قرآن شده است. همچنین در سال 2008، وایلدرز فیلم مستند 15 دقیقه ای منتشر و طی آن قرآن را به تحریک به خشونت متهم کرد.دادگاه رسیدگی به پرونده ای که وی در آن متهم به تحریک به انزجار علیه مسلمانان شده در هلند در جریان است.وی پیش از این به کانادا سفر کرده و طی سخنرانی خود ضرورت جلوگیری از مهاجرت مسلمانان از کشورهای اسلامی را مورد تأکید قرار داده بود.

مدفن حضرت یوشع نبی در مجموعه تاریخی و فرهنگی تخت فولاد اصفهان و در ضلع شمالی تکیه شهدا واقع گردیده است.
به گزارش رجا، محوطه اى که یوشع نبی (ع) در آن دفن است به لسان الأرض معروف است. لسان الأرض مکانى است که مى گویند هنگام عبور امام حسن مجتبى (ع) زمین با حضرت سخن گفت وآمدن دشمن را به حضرت اطلاع داد.

قبر آن حضرت یوشع نبی (ع) کمی بالاتر از سطح زمین قرار گرفته و با پارچه سبز رنگی آن را پوشانده‌اند که زیارتگاه دوستداران و زائرین آن حضرت می‌باشد. یوشع نبی (ع) یکی از پیامبران (ع) قوم بنی اسرائیل است که پس از گذشت سه روز از وفات حضرت موسی (ع) و بنابر وصیت ایشان رهبریت قوم بنی‌اسرائیل را به عهده گرفت.



"ایرینا سراهنه" زن 36 ساله مسلمان اوکراینی وارد دهمین سال اسارت خود در زندان رژیم صهیونیستی شده است.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از وزارت امور اسرای فلسطینی وابسته به جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در غزه، سراهنه که در 23 می سال 2002 به اسارت نظامیان صهیونیست در آمد و به 20 سال حبس محکوم شد، اکنون وارد دهمین سال اسارت خود شده است.
سراهنه یک زن اوکراینی است که قبل از اسارتش به دین اسلام گروید و با یک مرد فلسطینی ازدواج کرد. وی اکنون مادر دو فرزند 12 و 14 ساله است. همسر وی نیز به شش سال زندان محکوم شده است. فرزندان وی با مادربزرگ شان در اردوگاه آوارگان فلسطینی در استان بیت لحم زندگی می کنند.
سراهنه متهم به کمک به همسرش برای انتقال یک مبارز فلسطینی به "ریشون لی زیون" شده است جایی که آن مبارز طی عملیاتی دو صهیونیست را به هلاکت رساند و 50 نفر دیگر را زخمی کرد.
گفتنی است که در حال حاضر حدود 35 زن فلسطینی در زندانهای رژیم صهیونیستی اسیر هستند.

نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی گفت: وهابیون هر سال بیش از 10 میلیون کتاب انحرافی را بین حجاج ایرانی توزیع می‌کنند.

به گزارش مهر، حجت الاسلام سید علی قاضی عسگر شامگاه چهارشنبه در گردهمایی استادان سطوح عالی و خارج فقه حوزه در مسجد آیت الله گلپایگانی گفت: اگر حوزه‌های علمیه به این موضوع وارد شوند می‌توانیم با کمک آنها جلوی این تهدید را بگیریم.

وی ابراز داشت: هم اکنون حدود 900 هزار نفر به سفر حج، یک میلیون و 500 هزار نفر به عتبات عالیات همچنین 700 الی 800 هزار نفر به سوریه مشرف می‌شوند و اگر برنامه‌ریزی‌های خوبی برای سفر این زائران صورت گیرد می‌توانیم زائران را به مبلغان دینی تبدیل کنیم.

قاضی عسگر اظهار داشت: برای حضور موفق‌تر در خارج کشور حوزه علمیه باید اساتیدی را تربیت کند که به علوم روز و زبان‌های روز تسلط داشته باشند.

وی اضافه کرد: ما در صدد جذب طلاب مستعد با گرایش‌های مختلف به خصوص نخبگان هستیم و حوزه در این زمینه ما را یاری کند.

سرپرست حجاج ایرانی تصریح کرد: اگر طلاب مسلط به علوم روز باشند و حتی بتوانند یکی از زبان‌های روز را یاد بگیرند می‌توانند در تحولاتی شبیه تحولات امروز خاورمیانه اثرگذار باشند.

حجت الاسلام قاضی عسگر گفت: اگر از فرصت‌های موجود برای زائرانمان استفاده نکنیم به تهدید تبدیل می‌شوند از این رو حوزه را باید در بعد پاسخگویی به شبهات وهابیت تقویت کنیم.

نماینده ولی فقیه در سازمان حج و زیارت افزود: دشمنان تلاش زیادی بری انحراف شیعیان دارند و باید تلاش‌های گسترده‌تری از سوی به خصوص حوزه‌ها انجام شود و اگر خوب کار کنیم می‌توانیم جلوی تهدیدات را بگیریم چرا که میل ملت‌ها به سمت ما و به سمت انقلاب اسلامی است.

وی افزود: غیر از دسیسه‌‌های وهابیت برای ایجاد شبهه‌های دینی در زائران ایرانی، گاهی زائران ما که هم اکنون از سوریه به صورت آزادانه به لبنان می‌روند، اسیر مسیحیان فارسی زبان کلیساها می شوند و آنها به تبلیغ مسیحیت می پردازند.

حجت الاسلام قاضی عسگر در خاتمه ابراز امیدواری کرد با مشارکت اساتید حوزه پاسخ گویی به شبهات برای رفع این تهدیدها انجام شود.

به گزارش مشرق به نقل ازبرنا، تیم فوتبال ذوب آهن روز چهارشنبه در مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا با نتیجه 4-1 تیم النصر عربستان را در هم کوبید و جواز صعود به دور بعد را کسب کرد.

یک هکر عربستانی که نمی خواست شکست تحقیرآمیز تیمش را قبول کند، در یک حرکت ناجوانمردانه و غیراخلاقی سایت ذوب آهن را هک کرد.

او جمله مجعول "خلیج عربی برای همیشه" را نیز بر روی صفحه نوشت. این هکر همچنین از الفاظ توهین آمیز و غیر اخلاقی نیز استفاده کرده است.


 

سخنگوی وزارت امور خارجه دولت مصر با اشاره به تصمیم قاهره در بازگشایی دائمی گذرگاه رفح، تاکید کرد: مصر در این مسئله با هیچ کشور خارجی گفتگو نکرده و این تصمیم را پیش از آشتی ملی فلسطین گرفته بود.

به گزارش مهر به نقل از رویترز، تصمیم دولت مصر در زمینه بازگشایی دائمی گذرگاه رفح از روز 28 می (دو روز دیگر) با استقبال جنبش حماس روبرو شده که این تصمیم را برای کاهش درد و رنج فلسطینیان بسیار موثر ارزیابی می کند.
علاوه بر این تصمیم جدید دولت موقت مصر به نخست وزیری "عصام شرف" که با اعتراضات رژیم صهیونیستی روبرو شده است، به طور آشکار بیانگر تغییر سیاستهای قاهره از زمان سرنگونی مبارک است. جایی که رژیم مبارک در تنگتر کردن دایره محاصره با تل آویو علیه حماس و فلسطینیان همکاری می کرد.
در دوره حکومت مبارک گذرگاه رفح به جز موارد محدودی باز می شد، که آن هم برای عبور کالا و داروهای مورد نیاز یک و نیم میلیون فلسطینی غزه و یا عبور بیماران و دانشجویان به روی آنها باز می شد.
"طاهر النونو" سخنگوی دولت منتخب فلسطین در واکنش به این تصمیم اظهار داشت : این گام مهمی برای ورود و خروج شهروندان فلسطینی به شمار می رود که امیدواریم در آینده قاهره برای عبور و مرور کالا نیز آن را توسعه دهد.
خبرگزاری الشرق الاوسط مصر شب گذشته اعلام کرده بود: مقامات مصری تصمیم گرفته اند از روز 28 می گذرگاه رفح را به صورت روزانه از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر به جز روزهای جمعه باز کنند.
بنابر اعلام این منبع معتبر خبری در مصر بازگشایی گذرگاه رفح در راستای تلاشهای قاهره برای پایان اختلافات فلسطینی و نهایی کردن توافقنامه آشتی ملی رخ داده است.
در نخستین واکنش رسمی به اعلام  خبر بازگشایی دائمی گذرگاه رفح"منحه باخوم" سخنگوی وزارت امور خارجه مصر اظهار داشت : مصر با هیچ کشور خارجی درباره این مسئله  مذاکره نکرده و این تصمیم را قبل از رسیدن به آشتی ملی اتخاذ کرده است.
وی در گفتگو با الجزیره افزود: در وهله نخست این یک تصمیم مستقل از سوی مصر است که با هدف کاهش درد و رنج ملت فلسطین به ویژه در نوار غزه اتخاذ شده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه مصر تاکید کرد: تصمیم بازگشایی دائمی گذرگاه رفح تنها از سوی وزارت خارجه اتخاذ نشده ، بلکه تمام دستگاههای مرتبط در دولت مصر در آن مشارکت داشته اند.
به گزارش مهر، در حالی دولت مصر روز گذشته این تصمیم را اعلام کرد که به نظر می رسد این مسئله با هدف پاسخگویی به خواسته های مردم انقلابی مصر که در روزهای اخیر با تظاهرات و برگزاری تجمعات متعدد خواستار بازگشایی کامل گذرگاه رفح شده بودند اتخاذ شده است.
بر این اساس، تنها دو هفته از حرکت اعتراضی مردم مصر از میدان التحریر به سوی گذرگاه رفح که برای تحقق این مسئله انجام شد، می گذرد.
منابع آگاه همچنین از سخنرانی امروز (پنجشنبه) "عصام شرف" نخست وزیر مصر برای برشمردن موفقیتهای دولت موقت خبر می دهند که تنها یک روز پیش از تظاهرات قریب الوقوع مردم مصر در میدان التحریر انجام خواهد شد.
به طور کلی به نظر می رسد دولت مصر در روزهای پس از انقلاب چاره ای جز همراهی با خواسته های واقعی ملت مصر برای آرمانهای فلسطین نداشته و به هر حال می خواهد خود را در حرف و عمل همراه این آرمانها نشان دهد.

سرکوب مردم بی دفاع شهر العوامیه در عربستان سعودی به جرم حمایت از مردم بحرین همچنان ادامه دارد.

به گزارش شبکه خبری العالم، تنها گناه مردم این شهر اعلام همبستگی با ملت بحرین و حمایت از انقلاب عادلانه آنهاست که با هدف رهایی از شر رژیم دیکتاتوری آغاز شده است.
اوایل هفته جاری و پس از برگزاری تظاهرات مردمی در العوامیه به منظور اعلام حمایت از انقلاب بحرین و اعتراض به شیوه های سرکوب و کشتار انقلابیون در این کشور، نیروهای امنیتی آل سعود مراکز ایست و بازرسی را در مناطق مختلف العوامیه افزایش داده و محدودیت های بیشتری علیه ساکنان این منطقه اعمال کرده اند.
نیروهای سعودی زندگی شهروندان العوامیه را به جهنم تبدیل کرده اند. بازرسی و تفتیش دقیق خودروها مشکلاتی را برای مردم این شهر ایجاد کرده است و مردم باید به مدت طولانی در مراکز ایست و بازرسی معطل بمانند.
نیروهای آل سعود تنها به بازرسی خودروها بسنده نمی کنند و در بسیاری موارد به شهروندان ناسزا می گویند ، حتی آنها را کتک می زنند و بازداشت می کنند.
این در حالی است که اینگونه رفتارها نقض حق شهروندان در برخورداری از زندگی شرافتمندانه و نیز قوانین بین المللی است که بر ضرورت آزادی تردد شهروندان تاکید دارد.

به گزارش الف، آنچه می‌خوانید گزیده‌ای از درس اخلاق آیت الله قرهی، مدیر حوزه علمیه امام مهدی (عج‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) است که در مسجد حوزه علمیه یاد شده، واقع در حکیمیه پیرامون مقام والدین و ضرورت نکوداشت جایگاه آن‌ها، ایراد شده است.

در روایات اسلامی در رابطه با موضوع نیکی کردن این طور آمده است: «لِکُلِّ بِرٍّ بِرٍّ» یعنی برای هر نیکی در عالم، نیکی برتری وجود دارد؛ جهاد و شهادت فی سبیل‌الله مافوق تمام نیکی‌هاست و آن قدر باب مهمی است که خداوند فرمود: «فَتَحَلّی لِخاصَّۀِ أولیائه» به این معنا که خداوند باب شهادت را فقط برای بندگان خاص خودش باز کرده است.

شهادت اوج بندگی انسان است و تمام حضرات معصومین (ع) و حتی وجود مقدس صاحب‌الزمان (ع) به وسیله شهادت به محضر خدا رسیدند؛ و زمانی که قسّیسّین حضرت حق، محضر امام زمان (ع) را درک می‌کنند در رکاب ایشان به شهادت می‌رسند.

در روایت شریفی به نقل از پیامبر اسلام (ص) آمده است که روزی حضرت موسی‌بن‌عمران (ع) به خداوند عرضه داشت: خدایا حال دوستِ من که شهید شده، در عالم برزخ چگونه است؟ خداوند به حضرت موسی (ع) گفت: او در جهنم است؛ حضرت موسی (ع) با تعجب به خدا عرضه داشت خدایا مگر وعده نکرده‌ای که شهید با اولین قطره خونش به بهشت می‌رود و همه گناهانش آمرزیده می‌شود، خدا به حضرت موسی (ع) گفت: بله اما دوست تو اصرار به آزردن پدر و مادرش داشت و من عمل کسی را که بر پدر و مادرش ستم کند قبول نمی‌کنم، حتی با شهادت؛ بنابراین کسانی اسمشان در طومار شهداء نوشته می‌شود که عاق والدین نباشد.

روایتی از امام زین‌العابدین (ع) درکتاب رساله حقوق نقل شده است که ایشان فرمودند: «وَ اَمّا حَقُّ اَبیکَ فَتَعْلَمَ اَنَّهُ اَصْلُکَ وَ اَنَّکَ فَرْعُهُ وَ اَنَّکَ لَوْلاهُ لَمْ تَکُنْ، فَمَهْما رَاَیْتَ فی نَفْسِکَ مِمّا تُعْجِبُکَ فاعلمان اَباکَ اَصْلُ النِّعْمَهِ عَلَیْکَ فیهِ وَ احْمَدِ اللّهَ وَ اشْکُرْهُ عَلی قَدْرِ ذلِکَ» « و امّا حقّ پدرت را باید بدانی که او اصل و ریشه توست و تو شاخه او هستی، و بدانی که اگر او نبود تو نبودی، پس هر زمانی در خود چیزی دیدی که خوشت آمد بدان که از پدرت داری، زیرا اصل و اساس نعمت و خوشی تو، پدرت است، و خدا را سپاس بگزار و به همان اندازه شکر کن».

در قرآن کریم این طور آمده است که هر خوبی که به انسان می‌رسد از ناحیه خداوند متعال است اما هر عمل زشتی که به انسان می‌رسد نتیجه اعمال خودش است و اصل تمام خصلت‌های نیک در انسان از پدرش و به واسطه اوست بنابراین بر خدا و پدرت شکرگزاری کن و هیچ قوه و نیرویی جز از ناحیه خداوند نیست.

به سبب اذیت کردن پدر و مادر، آن نعمتی که از ناحیه خداوند به پدر تفویض شده است تبدیل به نقمت می‌شود و اگر کسی خونش ریخته شود، به هدر رفته و جهنمی است، بنابراین اگر نعمت با لطف کردن به «ربّ صغیر» یعنی پدر و مادر توأم و همراه شد آن موقع معنی نعمت را به خود می‌گیرد.

روایتی از پیامبر اکرم (ص) در کتاب‌های اصول کافی و بحارالانوار ج 74 نقل شده است که به انسان‌ها یادآوری می‌کنند و می‌فرمایند: عقوق دارای مراتبی است و فوق تمام عقوق این است که انسان باعث شود که پدر و مادرش به وسیله او بمیرند؛ بنابراین انسان با خواندن هزار رکعت نماز مستحبی به جایی نمی‌رسد، اما راه توبه در صورتی که توبه حقیقی باشد باز است .

* یکی از راه‌های رسیدن به قرب الهی، اطاعت محض از فرامین الهی است

یکی دیگر از راه‌های رسیدن به قرب الهی، اطاعت محض از فرامین الهی است اما سؤالی در اینجا مطرح می‌شود که چرا اولیای الهی بر این باورند که مسائل الهی تعبدی است؟ در جواب این سؤال باید گفت که اموری که خداوند برای انسان‌ها برنامه‌ریزی کرده است فوق عقل بشری است و عقل بشری نمی‌تواند آن‌ها را درک کند، بنابرین گوش دادن به اوامر پدر و مادر، انسان را به اوج می‌رساند.

انجام دادن دو عمل نیک، شهید سید احمد پلارک را به این مقام رفیع رساند، یکی از آن‌ها این بود که روزی سید احمد پلارک با ماجرایی برخورد که نتیجه آن انجام دادن گناهی بزرگ بود اما از آن چشم‌پوشی کرد، در نتیجه او را به اوج رساند یعنی لحظه‌ای، محکم و قوی به نفس اماره و شهوتش نه گفت و اوج گرفت.

دیگر اینکه سید احمد پلارک به مادرش گفته بود جبهه رفتن من باید با رضایت قلبی تو باشد بنابراین خداوند پرده‌هایی را از جلوی چشمانش کنار زد و باعث شد تا حقایق را درک کند؛ امام خمینی (ره) فرمودند: بعضی از شهداء یک روزه ره صد ساله فهمیدند و رفتند.

اگر انسان عاق والدین شده باشد، می‌تواند تکبر را کنارگذاشته و به وسیله خضوع و خشوع دل پدر و مادرش را به دست آورد پیامبر اکرم (ص) در روایتی فرمودند: منظور از خضوع و خشوع این است که در مقابل آن‌ها بی‌ادب ننشینی و مؤدب باشی و صدایت را نسبت به صدای پدر و مادر بالاتر نبری.

از مرحوم شیخ غلام‌الحسین اشرفی (ره) نقل شده است که روزی در زمان کودکی پای منبر شیخ فضل‌الله محلاتی (ره) نشسته بودم که فرمودند: کسی که می‌خواهد به اوج مقامات الهی برسد صدایش را از صدای پدر و مادرش پایین‌تر بیاورد و از آن زمان به بعد به این دستور عمل کردم در حالیکه پدر و مادرم به من می‌خندیدند که چرا صدایم را نازک می‌کنم.

بوسیدن دست و پای پدر و مادر کبر و غرور را پایین می‌آورد؛ آیت‌الله مکارم شیرازی نقل می‌کنند که هر وقت به شیراز می‌رفتم دست و پای پدر و مادرم را می‌بوسیدم و در ادامه گفتند هیهات اگر انسان فکر کند که تنهایی به جایی می‌رسد.

مرحوم ملامحسن فیض کاشانی نقل می‌کنند که اگر سجده به غیر از خدا واجب می‌شد، یقینا بر پدر و مادرم سجده می‌کردم؛ بنابراین اگر آن طوری که نباید با پدر و مادر برخورد کرد برخورد شود، فرزندانش بدتر از آن را با او برخورد می‌کنند و بهتر این است که قبل از اینکه پدر و مادر چیزی را از ما طلب کنند، آن کار را به رایشان انجام بدهیم.

کسانی که پدر و مادرشان را از دست داده و از دار دنیا رفته‌اند و از طرفی عاق آن‌ها نیز شده‌اند، می‌توانند برای انجام هر عمل مستحبی که قصد انجام آن را دارند، پدر و مادرشان را نیز در ثواب آن اعمال شریک کنند البته غیر از اعمال واجب و خوب است که هر جمعه قبل از طلوع آفتاب بر سر مزارشان بروند تا مشکلشان برطرف بشود و روزانه حداقل 110 مرتبه برای آن‌ها استغفار کند، بنابراین هیچ موقع نباید پدر و مادر فراموش شوند و همان طور که پروردگار رب عظیم برای انسان‌ها حیّ ابدی است، ربّ صغیر نیز باید برای انسان‌ها حیّ ابدی باشند.

عبدالرحمن یوسف، شاعر مشهور و فرزند شیخ یوسف قرضاوی مفتی اهل سنت جهان که عضو فعال جوانان میدان التحریر قاهره بود و پس از جنگ 33روزه، قصیده‌ای در مدح سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان سرود و خبر شیعه‌شدنش نیز منتشر شد امروز به همراه هیئتی از شخصیت‌های علمی، فرهنگی و ادبی مصر برای اقامت یک هفته‌ای وارد تهران می‌شود.
به گزارش مشرق، این هیئت که میهمان مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام هستند، شامل شخصیت های برجسته فرهنگی و علمی مصر از جمله دکتر "علوی امین" استاد دانشگاه الازهر، "عادل المعلم" مسؤول انتشارات دار الشروق، "احمد السویفی" روزنامه نگار معروف و خانم "امانی ماجد" مسؤول بخش دینی مؤسسه "الاهرام" است.
"علوی امین" نیز از برجسته ترین اساتید دانشگاه الازهر است که کتاب "ابوطالب(ع)، مسلمان بود" را در راستای اثبات حقانیت شیعیان در مسلمان بودن آن حضرت به رشته تحریر درآورده است.
بر اساس اعلام مجمع جهانی اهل بیت(ع)، این سفر با هدف ترمیم روابط فرهنگی مصر و ایران و آشنایی نسل جدید مسلمانان مصری با مسلمانان ایران انجام می گیرد.
عبدالرحمن یوسف القرضاوی که در دوران حکومت حسنی مبارک، شجاعانه اقدام به انتشار قصائد و اشعار استبدادستیزانه خود علیه رژیم مصر می کرد، پس از جنگ 33روزه به لبنان شتافت و از شیعیان بازمانده حملات رژیم صهیونیستی در ضاحیه بیروت، عیادت کرد.
وی همچنین آبان ماه سال 87 با حضور در مراسم گرامیداشت "روز شهید" در ضاحیه بیروت، با قرائت شعر بلندی، از سید حسن نصرالله و مقاومت شیعی در جنوب لبنان تمجید کرد و مفتی‌های وهابی را به علت صدور فتاوایی علیه مقاومت اسلامی حزب‌الله لبنان علیه رژیم صهیونیستی به مارها و عقرب‌ها تشبیه کرد که این شعرخوانی وی با استقبال شدید حضار مواجه شد.
پیش از این، حجت‌الاسلام والمسلمین علی الکورانی، از علمای لبنانی مقیم قم در گفت‌وگویی با شبکه تلویزیونی "اهل البیت(ع) " اعلام کرده بود: «آقای عبدالرحمن القرضاوی، پسر شیخ یوسف القرضاوی (مفتی اهل سنت) به مذهب تشیع گرویده است.»
روزنامه لبنانی "البلد " نیز فاش کرده بود، علت خشم اخیر شیخ یوسف القرضاوی از مذهب تشیع، شیعه‌شدن یکی از نزدیکان اوست. این روزنامه به رابطه خویشاوندی وی اشاره‌ای نکرده بود اما شیخ "ماهر حمود " امام جماعت مسجد "القدس " و از علمای برجسته لبنان نیز در پی انتشار این خبر، صحت آن را تأیید کرد.
پایگاه اطلاع‌رسانی هجر نیز به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرد: «عبدالرحمن یوسف، انسانی اخلاق‌مدار است و همواره احترام پدر خود را حفظ می‌کند و به همین دلیل تا کنون از اعلام علنی تشیع خود، خودداری کرده و سعی دارد این موضوع را از طریق دوستانه و محترمانه با پدر خود، حل و فصل کند و اذا تا اطلاع ثانوی، از اعلام این پرهیز خواهد کرد.»
عبدالرحمن یوسف که از محبوبیت فراوانی بین عرب‌زبانان جهان برخوردار است، همچنین پس از جنگ 33روزه، با سفر به جنوب لبنان و شهرهای بنت‌جبیل، مارون‌الرأس و ضاحیه جنوبی بیروت که منطقه شیعه‌نشین پایتخت لبنان است ضمن بازدید از ویرانه‌های باقی‌مانده از حملات رژیم صهیونیستی، با شیعیان و ایتام شهدای این مناطق، ابراز همدردی کرد.
وی همچنین دیوان جدیدی با عنوان "اکتب تاریخ المستقبل " (تاریخ آینده را بنویس) منتشر کرده است که در ابتدای کتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدایی به حضرت سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله که از پروردگارم می‌خواهم او را از شر موشک‌های یهود و نیز موشک‌های اعراب حفظ کند.»
وی همچنین دیوانی با عنوان "اکتب تاریخ المستقبل " (تاریخ آینده را بنویس) منتشر کرده است که در ابتدای کتاب و پس از عنوان آن، آورده است: «اهدایی به حضرت سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله که از پروردگارم می‌خواهم او را از شر موشک‌های یهود و نیز موشک‌های اعراب حفظ کند.»
عبدالرحمن یوسف که عضو جنبش "الکفایۀ " و عضو تحریریه روزنامه "دستور" نیز هست و اشعار شدیداللحنی علیه "حسنی مبارک " دیکتاتور مخلوع مصر سروده بود، در سال‌های اخیر، علاقه خود را به جبهه حق و عدالت بویژه جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله لبنان، به شیوه‌های مختلف ابراز کرده و از جمله آنها قصیده‌ای است که در بیت پایانی آن آورده است:
«ألـْـق ِ العُـصَابـَــۀ َ عَـنْ عَـیْـنـَیـْـکَ تحْجُبُهَا - عَـنْ رُؤیـَـۀِ النـَّـار ِ تـَشـْـوی وَجْـهَ لـُبـْنـَانـَـا...
بالأمْـس ِ کـُنـَّـا نـَـرَى فی العـِـزِّ " قـَاهِــرَۀ - و الیـَــوْمَ نـَـرْقـُـبُ نـحْـوَ الـعِــزِّ " طـهــرَانـَـا
(چشم‌بندت را از دیدگانت بیفکن زیرا چشمانت را از دیدن آتشی که چهره لبنان را سوزانده است پوشانده... ما تا دیروز عزت را در قاهره می‌دیدیم اما امروز از شوق دستیابی به عزت، تهران را می‌نگریم.)
به گزارش مشرق، همچنین قرار است طی روزهای آینده، شب شعری با حضور شعرای برجسته ایرانی در شهر مقدس قم به افتخار "عبدالرحمن یوسف" برگزار شود.
زیارت حرم حضرت معصومه سلام الله علیها و مصاحبه با برخی رسانه های ایرانی نیز از دیگر برنامه های این هیئت مصری در ایران است.

حکومت بحرین با بی‌توجهی کامل به اعتراضات گسترده داخلی و خارجی هنوز هم به برپایی دادگاه‌های غیر قانونی خود ادامه می‌دهد. در عجیب ترین اقدام یک نوجوان 14 ساله امروز محاکمه می‌شود.

به گزارش مشرق به نقل از آزادنگار؛ "محمد ابراهیم خاتم"، نوجوان ۱۴ ساله‌ای که توسط نیروهای امنیتی در میدان لؤلؤ دستگیر شده بود امروز دادگاهی می‌شود.

این نوجوان بحرینی که بازیکن فوتبال باشگاه "التضامن" هم است کم‌سن‌ترین فردی است که دولت آل‌خلیفه به جرم اعتراض به دستگاه حکومتی دادگاهی‌اش می‌کند.

فعالین بحرینی در سایت‌ها و صفحات فیس‌بوک از مردم خواسته‌اند تا برای وی دعا کنند، چرا که با حکم‌های نا عادلانه‌ای که این روزها دادگاه بحرین صادر می‌کند، دوستان محمد ابراهیم از عاقبت وی هراس دارند.

از سوی دیگر"رادود حسینی"، فردی که یک ماه پیش توسط نیروهای امنیتی در محل کارش دستگیرشد، امروز باید به دادگاه برود و منتظر رأی دادگاه شود. گفته می‌شود خانواده "حسینی" تا به حال حتی یک بار هم نتوانسته‌اند وی را ببینند و حالش را جویا شوند.

شایان ذکر است دادگاه بحرین این روز ها بسیار پر کار شده است و هر روز خبر از اعدام یا حبس ابد یک معترض مخابره می‌شود، این حکم‌های سیاسی تاکنون نتوانسته است اعتراضات هیچ نهاد حقوق بشری را به شکل جدی برانگیزاند.

روحانی تندرو سعودی دیروز دوشنبه از زنانی که قصد دارند 17 ماه آینده در عربستان رانندگی کنند انتقاد و آرزوی مرگ آنها را کرد.

به گزارش العالم، شیخ عبدالرحمن البراک در واکنش به دعوت زنان سعودی برای رانندگی در 17 ژوئن آینده گفت: کاری که آنها قصد دارند انجام دهند منکر است و با این اقدام سرآغاز شر برای این کشور می شوند.

این مفتی وهابی سعودی که به زن نگاهی ابزاری در حد خانه‌داری و زاد و ولد دارد، افزود: این زنان برای غربی سازی این کشور تلاش می‌کنند.

البراک که پیش از این فتوای تخریب کعبه و ساخت دوباره آن را برای جلوگیری از اختلاط میان زنان و مردان صادر کرده است، اظهار داشت: زنانی ده‌ها سال قبل از آنها چنین فراخوانی دادند اما خداوند مکر آنها را خنثی کرد وچه بسا درصدی از آنها مرده‌اند و به خواسته خود نرسیده‌اند و آنها نیز خواهند مرد و به خواسته خود نخواهند رسید.

البراک افزود هیئت امر به معروف و نهی از منکر (پلیس دینی) از رانندگی زنان جلوگیری خواهد کرد.

این فتوای جاهلی در حالی علیه زنان عربستانی صادر شده است که اخیراً یک زن که اقدام به رانندگی در منطقه الخبر در شرق عربستان کرده بود دستگیر و بلافاصله محاکمه شده است.

تصاویر رانندگی منال شریف که به صورت گسترده بر روی شبکه اجتماعی یوتیوب منتشر شد، تشدید حملات مفتی‌های وهابی علیه حقوق زنان را در پی داشت که شیخ براک فعلاً به آروزی مرگ آنها راضی شده و مشخص نیست در صورت تداوم این فتوای مرگ آنها هم صادر شود یا نه.

گفتنی است عربستان از رانندگی زنان جلوگیری می کند و این مسئله در این کشور جنجال به پا کرده است به ویژه اینکه زنان این تصمیم را نقض می کنند و مقامات عربستان اخیرا زنانی را که رانندگی کرده اند، بازداشت کردند.

کیهان نوشت:شبکه ای از وابستگان به بهائیت که اقدام به تاسیس مخفیانه دانشگاه مجازی کرده و با این بهانه با دست اندرکاران این شبکه در آمریکا و کانادا در ارتباط بودند، دستگیر شده اند.
گزارش رسانه های بیگانه حاکی است حداقل ۱۰ و حداکثر ۳۰ تن از سران و مدیران این شبکه بهائی در شهرهای مختلف دستگیر شده اند. خانواده برخی از دستگیرشدگان در ویرجینیای آمریکا و تورنتوی کانادا اقامت دارند. برخی از بهائیان مقیم آمریکا و کانادا به بهانه این دانشگاه مجازی اقدام به جذب نیرو و رابط می کردند.
برخی سران گروهک انگلیس ساخته بهائیت به اتهام جاسوسی، اقدام علیه امنیت ملی و افساد فی الارض در بازداشت به سر می برند. در حرمت شکنی روز ششم دی ماه ۱۳۸۸ (عاشورا) نیز چند تن از نیروهای میدانی بهائیت که در اغتشاش آن روز نقش آفرینی می کردند، بازداشت شدند.
سران فراری بهائیت پیوند فلسطینی با رژیم صهیونیستی و لابی صهیونیست ها در آمریکا دارند.

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی در پاسخ به سؤالی پیرامون اعمال مرتاضان و نیز تفاوت آن با معجزه با استناد به آیات و روایات اهل بیت(ع) نظر خود را مرقوم داشتند.
به گزارش مرکز خبر حوزه، متن سؤال و پاسخ این مرجع تقلید به شرح ذیل است.

سوال: اعمالی که از مرتاضین دیده می شود با معجزه چه فرقی دارد؟

پاسخ: در پاسخ این سؤال، نخست باید تعریف فشرده اى از سحر داشته باشیم؛ در این که سحر چیست و از چه تاریخى به وجود آمده است، بحث هاى فراوانى وجود دارد .مشکل است تاریخ معیّنى بتوان براى آن تعیین کرد؛ ولى مى توان گفت: سحر در اصل به معناى: «هر کار و هر چیزى است که سرچشمه آن پنهان باشد» و معمولا به کارهاى خارق العاده اى مى گویند که با استفاده از وسایل مختلف انجام مى شود و هدف از آن اغفال و فریب مردم است.

گاهى از عوامل تلقینى در آن استفاده مى کنند، یعنى با تلقین هاى قوى و مؤثر؛ مسائلى را در نظر عوام منعکس مى کنند که واقعیّتى ندارد و گاه از تردستى و خدعه و نیرنگ و به اصطلاح چشم بندى بهره مى گیرند. به این ترتیب که بینندگان را سرگرم مسائلى کرده سپس با سرعت و مهارت چیزهایى را جابه جا و دگرگون مى سازند که ببینندگان هرگز متوجّه این جابجایى و دگرگونى ها نشوند؛ بلکه آن را یک خارق عادت مى پندارند.

گاهى از خواصّ ناشناخته فیزیکى و شیمیایى بعضى از اجسام، یا مسائلى مربوط به چگونگى تابش نور از زوایاى مختلف بهره مى گیرند؛ به طورى که بینندگان، امور خارق عادتى را در برابر خود مى بینند که از اسرار آن بى‌خبرند.

خلاصه آنکه آنها از طریق ارتباط با ارواح و کمک گرفتن از شیاطین، امور خارق العاده اى را انجام مى دهند و همه اینها در مفهوم جامع لغوى کلمه «سحر» درج است.

کارهاى مرتاضان غالبا که از طریق تمرین هاى شاقّ و تمرکز نیروهاى روحى و جسمى انجام مى گیرد را نیز مى توان نوعى سحر شمرد؛ هرچند گاهى آن را خارق عادتى در برابر سحر قرار مى دهند.

به هر حال انجام این امور، از سوى بعضى از انسان ها غیر قابل انکار است. مهم آن است که ویژگى هاى معجزات و سحر و خارق عادات مرتاضان را در نظر بگیریم، تا تفاوت آن با معجزات انبیاء کاملاً روشن شود.

در این جا به چند تفاوت روشن برخورد مى کنیم:

۱- معجزات؛ متکّى به نیروى الهى است، در حالى که سحر و خارق عادت ساحران و مرتاضان از نیروى بشرى سرچشمه مى گیرد؛ لذا معجزات بسیار عظیم و نامحدود است در حالى که سحر و خارق عادت مرتاضان محدود مى باشد. به تعبیر دیگر آنها فقط کارهایى را انجام مى دهند که تمرین کرده اند و براى انجام آن آمادگى دارند؛ اما هر کارى که به آنها پیشنهاد شود انجام نمى دهند؛ و تاکنون دیده نشده است که مرتاض یا ساحرى بگوید: من آماده ام که هرچه بخواهید انجام دهم، چرا که هر کدام در رشته اى تمرین و آگاهى دارند.

۲ـ معجزات چون از سوى خدا است نیاز به تعلیم و تربیت خاصّى ندارد در حالى که سحر و ریاضت هاى ساحران همیشه مسبوق به یک رشته تعلیم و تمرین هاى مستمر است به گونه اى که اگر شاگرد به خوبى تعلیمات استاد را فرا نگرفته باشد ممکن است در مجلسى که در حضور مردم تشکیل مى دهد به خوبى از عهده آن بر نیاید و رسوا شود. به تعبیر دیگر معجزات الهى در هر لحظه اى و بدون هیچ سابقه اى ممکن است انجام گیرد؛ در حالى که خارق عادات بشرى امورى هستند که به طور تدریجى و با مرور زمان نسبت به آنها آشنایى و مهارت حاصل مى شود و هیچ گاه به طور دفعى و ناگهانى انجام پذیر نیستند.

در داستان فرعون و موسى (علیه السلام) نیز به این مسأله اشاره شده که فرعون ساحران را متّهم مى کند که موسى (علیه السلام) بزرگ شما است و او اسرار سحر را به شما تعلیم داده است «اِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذى عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ»؛ (۱)(مسلّماً او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است).

۳- طریق دیگر براى شناخت معجزات الهى از خارق عادات بشرى، مقایسه حال آورندگان این دو است. آورندگان معجزه از سوى خدا مأموریت هدایت مردم را دارند لذا اوصافى متناسب با آن را دارند؛ در حالى که ساحران و کاهنان و مرتاضان، نه مأمور هدایتند و نه چنین اهدافى را دنبال مى کنند و هدف آنها معمولا یکى از امور سه گانه زیر است:

۱- اغفال مردم ساده لوح.

۲- کسب شهرت در میان توده عوام.

۳- کسب درآمد مادّى از طریق سرگرم ساختن مردم.

هنگامى که این دو گروه (پیامبران و ساحران و مانند آنها) وارد میدان مى شوند، هرگز نمى توانند براى مدّت طولانى منویّات و اهداف خود را مکتوم دارند؛ چنانکه ساحران فرعونى قبل از آن که وارد میدان شوند از فرعون درخواست اجر و پاداش مهم کردند و او هم به آنها وعده اجر مهمّى داد: «قَالُوا اِنَّ لَنَا لَأََجْراً اِنْ کُنَّا نَحْنُ الْغالِبینَ ـ قَالَ نَعَمْ وَ اِنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ).(۲)(وَ مَا اَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ اَجْر»: (من براى این (دعوت،) هیچ پاداشى از شما نمى طلبم)(۳)"این تعبیر در چندین آیه قرآن مجید درباره چندین پیامبر آمده است".

اصولا همین که مى بینیم ساحران در خدمت فرعون ظالم و مستکبر هستند، براى شناخت «سحر» از «معجزه» کافى مى‌باشد. و ناگفته پیدا است که انسان هر قدر مهارت در پرده پوشى بر افکار و اهداف خود داشته باشد باز قیافه واقعى نیّاتش از خلال اعمالشان ظاهر مى شود.

کوتاه سخن این که مطالعه در سوابق زندگى این گونه اشخاص و بررسى چگونگى استفاده از خارق عاداتى که انجام مى دادند و همچنین توجّه به هم سویى آنها نسبت به طیف هاى مختلف اجتماعى و نیز طرز رفتار و اخلاق آنها، راهنماى خوبى براى شناخت سحر از معجزه است و قطع نظر از تفاوت هاى دیگرى که در بالا ذکر شد تشخیص معجزات از سحر و دیگر خارق عادات از این طریق کار آسانى است.(۴)

(۱). سوره طه، آیه ۷۱.

(۲). سوره اعراف، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴.

(۳). سوره شعراء، آیه ۱۰۹.

(۴). پیام قرآن جلد ۷، ص ۲۸۷.

به گزارش مشرق به نقل از شیعه آنلاین، "درّزاده" جوان باهوش و با استعداد است. وی در شهرستان نیکشهر تحصیل می کند و بیش از یک هفته است که به مذهب اهل بیت (ع) گرویده است.

او درباره چگونگی شیعه شدنش چنین می گوید: از زمانی که فیلم مختار از تلویزیون پخش می شد هر هفته این فیلم را می دیدم. خیلی علاقه به این فیلم داشتم. از قسمت هایی که خیلی من را متاثر کرد آنجا بود که صحنه هایی از واقعه ی کربلا را به تصویر کشیده بودند که دل هر سنگی را آب می کرد.

آنجا که امام حسین (ع) و اصحابش نماز می خواندند و آن لعنتی ها به طرفشان تیر پرتاب می کردند دلم شکست و اشک هایم برروی گونه هایم سرازیر شد. به خود گفتم مگر امام حسین (ع) نوه پیامبر نبود؟ مگر پیامبر جلوی اصحاب نوه های خود را احترام و نوازش نمی کرد؟ مگر نه این است که نگه داشتن احترام فرزند احترام به پدر و جد است؟ مگر در قرآن کریم پیامبر نفرموده: از شما هیچ اجر و مزدی در برابر رسالتم نمی خواهم مگر اینکه نزدیکان من را دوست بدارید؟ پس چرا اینگونه فرزندان پیامبر (ص) را به فجیع ترین وضع به شهادت رساندند؟ مگر چه جرمی مرتکب شده بودند؟

مدام این سوالات را در ذهنم مرور می کردم و صحنه های کربلا را تصور می کردم. ولی قضیه برای من حل نمی شد.

از ملاها درباره فیلم مختار سوال می کردم می گفتند: دیدن این فیلم حرام است و این فیلم دروغ را شیعیان ساخته اند برای اینکه اهل سنت را بد نام کنند.

پرسیدم: کجای فیلم علیه شما اهل سنت است؟
گفت: آنجا که عبیدالله بن زیاد مثل سنی ها وضو می گرفت. از دلیلی که آورد در دلم خندیدم و گفتم: ابن زیاد شیعه بود یا سنی؟
گفت: سنی.
گفتم: پس چه توهینی به شما کرده اند. گفت: با حالت تمسخر و خنده دار آن را نشان داده است. دیگر با ملا بحث نکردم که مبادا به من شک کند زیرا اگر کسی با آنها بحث کند وآنها را سوال پیچ کند سریع برچسب تشیع می زنند.

به خود می گفتم در آخر فیلم اسامی کتاب هایی که بر اساس آن فیلم را ساخته اند با تمام مشخصاتشان را نمایش می دهند بیشتر آنها کتاب های تاریخی اهل سنت است اگر دروغ است چرا تاریخ نویسان سنی آن را نقل کرده اند و اگر راست است چرا ملاها و مولوی ها می گویند دروغ است؟

برای من یک سوال مهم پیش آمده بود که چرا اهل سنت مانند شیعه اینقدر به اهل بیت اظهار علاقه نمی کنند؟

وقتی از یک مولوی سوال کردم آیا حاضرید یزید را به خاطر جنایاتی که کرده لعن کنید؟
گفت: نه.
گفتم چرا؟
گفت: خب یک اشتباهی مرتکب شده لعن کردن کار من و شما نیست. لعن کردن کار خدا است و خدا می داند چه کسی را لعن کند و چه کسی را لعن نکند.
گفتم: اگر ما دعا کنیم که لعنت خدا بر یزید باد آیا اشکال دارد؟
گفت: نه.
گفتم: همین کار را حاضرید بکنید؟
گفت: نه!
گفتم: آیا یزید با سه جنایتی که در ۳ سال حکومتش انجام داد که سال اول امام حسین (ع) و یارانش را شهید کرد و سال دوم به مدینه حمله کرد و تا سه روز جنایت هایی به بار آورد که زبان از گفتن آن قاصر است و سال سوم کعبه قبله گاه مسلمین را به آتش کشید باز هم شما نمی خواهید او را لعن و نفرین کنید؟ پس چه کسانی مستحق لعن هستند؟!

از یکی از دوستان شماره یک روحانی شیعه را گرفتم و از او این سوالها را پرسیدم. حرف عجیبی زد که تنم را به لرزه در آورد و پنجره ی جدیدی را مقابل من باز کرد.

می گفت: یکی از علمای اهل سنت به نام سعد الدین تفتازانی در کتاب شرح المقاصد از این راز پرده برداشته و در بیان علت اینکه چرا علمای اهل سنت حاضر نیستند بر یزید لعن کنند می گوید: فان قلت فمن علمأ المذهب من لم یجوز اللعن علی الیزید مع علمهم بانه یستحق ذلک و یزید قلت تحامیاً من ان یرتقی الی الاعلی فالاعلی. «اگر بگویید پس چرا برخی از علمای مذهب ما لعن یزید را تجویز نمی‏کنند با این که می‏دانند یزید استحقاق لعن و بیشتر از لعن دارد؟من پاسخ می‏گویم که هدف آنها پیشگیری از رواج و سرایت آن به شخصیت‏های برتر است» شرح‌ المقاصد، ج‌ ۵، ص‌ ۳۱۱

گفتم: چطور؟ بیشتر توضیح دهید.
گفت: اهل سنت حاضر به لعن یزید نیستند چون اگر یزید زیر سوال برود این سوال پیش می آید که این فرد فاسد و بی دین را چه کسی خلیفه مسلمین قرار داده؟ می گویند: معاویه! پس معاویه با وجود اینکه می دانست فرزندش چنین موجود فاسدی است ولی به زور از مردم برای او بیعت گرفت. پس معاویه در جنایات یزید شریک است و معاویه زیر سوال می رود. حال چه کسی معاویه با این اوصافی که داشت حاکم شام قرار داد؟ جواب می دهند: خلیفه ی دوم عمر بن خطاب.

چون با لعن یزید، عمر بن خطاب زیر سوال می رود حاضر به لعن یزید نیستند تا مبادا کار خلیفه ی دوم زیر سوال نرود.
با تعجب پرسیدم: پس عمر در شهادت امام حسین (ع) دست داشته است؟!

گفت: به صورت غیر مستقیم بله. چون مسیر امامت را عوض کردند و جاده اصلی را کج کردند و آخرش به آنجا رسید که نوه پیامبر (ص) را با لب تشنه بین دو رودخانه شهید کردند و یک سوال اساسی باقی مانده که چرا عمر بن خطاب در دوران خلافتش همه ی استاندارن خود را جابجا کرد و تنها استانداری که نه خلیفه دوم و نه خلیفه ی سوم او را تغییر ندادند معاویه بن ابی سفیان بود؟! آنقدر او را بر سر قدرت نگه داشتند که وقتی زمان خلافت ظاهری امیرالمومنین ایشان تصمیم می گیرد او را از مسند قدرت پیاده کند به جنگ حضرت می آید و خون هزاران مسلمان را بر زمین می ریزد!

از راهنمایی های آن روحانی تشکر کردم و با او خداحاقظی کردم و به خود گفتم: حال که علمای اهل سنت برای زیر سوال نرفتن خلفای خود حاضرند بر تن یزید ملعون لباس قداست بپوشانند پس بسیاری از حقایق است که آن را کتمان کرده اند و حاضر نیستند بازگو کنند تا مبادا بزرگانشان زیر سوال بروند.

از آنجا فهمیدم که راز انکار شهادت حضرت زهرا (س) آن هم در اوج جوانی، همین مسئله ی زیر سوال نرفتن صحابه است و الا هیچ دلیل منطقی و ثابتی برای درگذشت حضرت زهرا (س) ندارند و مولوی ها خود را به این در و آن در می زنند تا دلیل قانع کننده ای برای سوالات بی شمار اهل سنت بیایند!

با این حقایقی که یافتم به هیچ وجه نمی توانستم خود را قانع کنم که در روز قیامت در برابر سوال پیامبر (ص) درباره اهل بیت خود چه پاسخی بدهم جز اینکه به مذهب نورانی اهل بیت (ع) بپیوندم و شیعه شدم.

هنوز خانواده ام از شیعه شدنم خبر ندارند. گاهی درباره امام حسین (ع) و ظلم هایی که در حقشان شده با آنها صحبت می کنم ولی آنها فقط گوش می دهند و هیچ عکس العملی نشان نمی دهند. از خداوند متعال که صاحب قلوب است می خواهم قلوب آنها را به سمت اهل بیت (ع) هدایت کند.

آرزوی دارم خداوند توفیق زیارت حرم مطهر حضرت معصومه (س) و برادرش امام رضا (ع) را نصیب من بگرداند و با فقر اقتصادی که داریم اگر مومنین بانی خیر نشوند بعید است به این زودی ها بتوانم حرم با صفا و نورانی کریمه ی اهل بیت و ثامن الحجج (ع)را زیارت کنم.

فرزند مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت رضوان الله تعالی علیه گفت: آیت الله بهجت به زیارت حرم مطهر حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، اصرار داشتند و می فرمودند: «اهل تهران اگر هفته ای یک مرتبه به زیارت ایشان نروند، جفا کرده اند.»

به گزارش آتی نیوز، حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی بهجت فومنی، فرزند مرحوم آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه در گفت و گویی با موضوع جستارهایی در مکتب عرفانی و سلوک اخلاقی پدر بزرگوارشان افزود: ایشان وقتی می خواستند به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شوند و نیز در بازگشت از حرم مطهر رضوی، اصرار داشتند از سر راه باید به حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام برویم.

وی همچنین در بیان خاطره ای در این خصوص گفت: یک بار اتفاق افتاد که ما در راه بازگشت از مشهد نزدیک ساعت 12 شب به تهران رسیدیم، نیمه شب بود در حرم بسته بود ولی ایشان فرمودند: «اثاث را می گذاریم پشت در حرم، همین جا می مانیم تا در حرم باز شود»، ایشان پشت در حرم می ماندند و می گفتند: «به هر نحوی هست نباید محروم شویم».

رهبر معظم انقلاب در روز نیمه شعبان سال ۱۳۸۷ سخنان مهمی درباره معنای انتظار فرج و ادعای بی اساس مدعیان ارتباط با امام زمان(عج) بیان کرده اند که بسیار راهگشاست.

به گزارش جهان، ایشان در روز ۲۷ مرداد ماه این سال در دیدار اقشار مختلف مردم‌ در بیان معنای انتظار فرج تاکید کردند: انتظار فرج یعنى کمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى که امام زمان (علیه الصّلاۀ والسّلام) براى آن هدف قیام خواهد کرد، آماده کردن. آن انقلاب بزرگ تاریخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبودیت خدا؛ این معناى انتظار فرج است.

رهبر معظم انقلاب در ادامه به ادعای کذب و خرافی سودجویان هم اشاره و خاطرنشان کردند: البته مثل همه‌ى حقائقى که در برهه‌هاى مختلفى از زمان ملعبه‌ى دست سودجویان میشود، این حقیقت هم گاهى ملعبه‌ى دست سودجویان میشود. این کسانى که ادعاهاى خلاف واقع میکنند - ادعاى رؤیت، ادعاى تشرف، حتّى به صورت کاملاً خرافى، ادعاى اقتداى به آن حضرت در نماز - که حقیقتاً ادعاهاى شرم‌آورى است، اینها همان پیرایه‌هاى باطلى است که این حقیقت روشن را در چشم و دل انسانهاى پاکنهاد ممکن است مشوب کند. نباید گذاشت. همه‌ى آحاد مردم توجه داشته باشند این ادعاهاى اتصال و ارتباط و تشرف به حضرت و دستور گرفتن از آن بزرگوار، هیچ کدام قابل تصدیق نیست. بزرگان ما، برجستگان ما، انسانهاى باارزشى که یک لحظه‌ى عمر آنها ارزش دارد به روزها و ماه‌ها و سالهاى عمر امثال ما، چنین ادعاهائى نکردند. ممکن است یک انسان سعادتمندى، چشمش، دلش این ظرفیت را پیدا کند که به نور آن جمال مبارک روشن شود، اما یک چنین کسانى اهل ادعا نیستند؛ اهل گفتن نیستند؛ اهل دکان‌دارى نیستند. این کسانى که دکان‌دارى میکنند به این وسیله، انسان میتواند به طور قطع و یقین بگوید اینها دروغگو هستند؛ مفترى هستند. این عقیده‌ى روشن و تابناک را بایستى از این آفت اعتقادى دور نگه داشت.

ایشان در پایان تصریح کردند: این را، هم جوانان ما - جوانان فرزانه‌ى ما، دانشجویان ما، طلاب فاضل ما - هم مجموعه‌هائى که متصدى آموزشند، متصدى تبلیغند، متصدى پرورش افکار و اذهان هستند، باید توجه کنند. نشان دادن آن حقیقتى که در اختیار مذهب امامیه و پیروان اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) هست به مخاطب، مساوق(همراهی کردن) با قبول مخاطب و همراه با تصدیق و پذیرش مخاطب است. حقیقت را باید نشان داد. باید سعى کنیم پیرایه‌ها، خرافه‌ها، ادعاهاى دروغین، کج‌فهمى‌ها، بدفهمى‌ها دخالت نکند. البته نقش علماى دین، مبلغان برجسته، روشنفکران در این زمینه نقش برجسته‌اى است.

به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، صبح امروز در دیدار صدها نفر از «زنان فرهیخته، استادان حوزه و دانشگاه و نخبگان عرصه های مختلف»، «زن» را از دید اسلام، بزرگ خانه و گل و ریحانه خانواده خواندند و با اشاره به بحران زن در جوامع غربی افزودند: در نظام اسلامی، کارهای فراوان برای احیای جایگاه حقیقی زن انجام شده اما هنوز مشکلات زیادی بخصوص در عرصه رفتار با زن در خانواده، وجود دارد که باید با ایجاد پشتوانه های قانونی و اجرایی آنها را حل کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار که در آستانه میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، و روز زن برگزار شد، با تبریک این میلاد خجسته، تشکیل جلسه با حضور جمعی از بانوان برجسته و نخبه کشور و نگاه دقیق و موشکافانه آنان به مسائل مختلف از جمله مسئله زنان و خانواده را نمادی از حرکت عظیم بانوان به سمت کمال و تعالی دانستند و تأکید کردند: نظام جمهوری اسلامی ایران توانسته است به قله ای دست یابد که عبارت است از پرورش زنان فرزانه و صاحب اندیشه و رأی، در ظریف ترین و حساس ترین مسائل جامعه.
ایشان مبنای مشکلات دنیای امروز در مورد مسئله زن را نگاه غلط غرب به جایگاه و شأن زن در جامعه و کج فهمی نسبت به موضوع خانواده برشمردند و تأکید کردند: این دو مشکل موجب شده است که موضوع زن در دنیا، به یک بحران تبدیل شود.
ایشان در تشریح نگاه ظالمانه غرب به «زن»، افزودند: در نامعادله ای که غرب تدریجاً در جوامع مختلف تبلیغ و القا کرده است بشریت به دو بخش تقسیم می شود: «مردان» که طرف ذینفع به شمار می آیند، و «زنان» که طرف مورد انتفاع و مورد استفاده هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: براساس همین مبنا و نگاه غلط، اگر زنان بخواهند در جوامع غربی نمود و شخصیت یابند باید حتماً به گونه ای رفتار کنند که مردان یعنی طرف ذینفع می خواهند و می پسندند که این اهانت بزرگترین ظلم و حق کشی در حق زنان است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تلاش سازمان یافته و تدریجی سیاست گذاران راهبردی غرب برای جا انداختن این فرهنگ غلط در افکار ملتها، خاطرنشان کردند: به همین علت، امروز اگر کسی رفتار مبتنی بر جذابیتهای زنانه را در محیطهای عمومی محکوم کند مورد هجوم و جار و جنجال دستگاههای تبلیغاتی و سیاسی غرب قرار می گیرد.
ایشان علنی شدن مخالفت با حجاب در غرب را از دیگر پیامدهای نگاه ظالمانه به مسئله زن دانستند و افزودند: غربی ها مدعی اند که حجاب یک مسئله دینی است و در جوامع لائیک نباید ظهور پیدا کند اما علت واقعی مخالفت غرب با حجاب این است که سیاست راهبردی و بنیانی غرب درباره زن یعنی عرضه شدن و هرزه شدن زن را با چالش روبرو می کند و مانع تحقق آن می شود.
حضرت آیت الله خامنه ای با استناد به گزارشهای مراکز رسمی جهانی، سست شدن بنیان خانواده، رشد سریع تجارت شرم آور و رقت بار زنان – پدیده کودکان نامشروع و زندگیهای مشترک اما بدون ازدواج را از پیامدهای شوم نگاه مبتنی بر سوءاستفاده غرب به مقوله زن دانستند و افزودند: جمهوری اسلامی باید بطور صریح و بدون پرده پوشی، مبانی غلط غرب در مقوله زن را مورد هجوم و انتقاد جدی و بی وقفه قرار دهد و به مسئولیت خود در دفاع از جایگاه و شأن حقیقی زنان عمل کند.
ایشان نگاه غلط به خانواده را مشکل دومی دانستند که باعث بروز بحران مربوط به زنان در جوامع غربی شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای در این زمینه افزودند: برخلاف غرب، نظر اسلام درباره خانواده و جایگاه زن بسیار روشن است و پیامبر گرامی اسلام و ائمه اطهار (ع) در سخنان مختلف بر این جایگاه رفیع تأکید کرده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای، تحقق دیدگاه و خواسته اسلام درباره زن و خانواده را، نیازمند پشتوانه قانونی و ضمانت اجرایی خواندند و خاطرنشان کردند: با وجود همه کارهایی که پس از انقلاب انجام شده است، هنوز درباره زن و رفتار در محیط خانواده، کمبودهای زیادی وجود دارد که باید برطرف شود.
ایشان تأکید کردند: محیط خانواده برای زن باید محیطی امن – با عزت و آرامش بخش باشد تا زن بتواند وظیفه اصلی خود را که حفظ خانواده است به بهترین وجه انجام دهد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نگاه و حرکت هولناکی که قبل از انقلاب درباره زنان رایج بود افزودند: زن ایرانی به علت گوهر ناب ایمان، بر آن موج مخرب فائق آمد و به یکی از پایه های اساسی پیروزی و استمرار انقلاب تبدیل شد.
رهبر انقلاب اسلامی نگاه خوشبینانه به روند ارتقای جایگاه زنان در سه دهه اخیر را نگاهی واقع بینانه خواندند و با اشاره به پیشرفتهای تحسین برانگیز زنان در عرصه های مختلف سیاسی – اجتماعی – فرهنگی و بویژه علمی افزودند: در قله پرافتخار این روند، مادران و همسران شهیدان – رزمندگان و جانبازان به عنوان اسوه های صبر و مقاومت، همچون کوه ایستاده اند و به دیگران درس ایثار و ایمان می آموزند.
رهبر انقلاب افزودند: البته این نگاه خوش بینانه نباید مانع دیدن ضعفها بشود بلکه باید با شناخت دقیق نقائص و مشکلات و برطرف کردن آنها ، روند موفقیت آمیز جمهوری اسلامی را در مقوله «زنان» شتاب بخشید و بر فرهنگ غلط غربی رایج در دنیا فائق آمد.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: عمده کارهای مربوط به مقوله «زن» باید با مطالعه و اندیشه ورزی زنان و ارائه راهکارهای اجرایی حل مشکلات انجام شود تا به فضل الهی، زنان و دختران جوان، گامهای بلندتری در این زمینه بردارند و ایران اسلامی روز به روز به اهداف متعالی خود نزدیکتر شود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه مسئله زن و خانواده یکی از موضوعات مهم برای بحث و مطالعه و اندیشه ورزی است، خاطرنشان کردند: بر همین اساس یکی از سلسله نشست های اندیشه های راهبردی در آینده، به موضوع زن و خانواده اختصاص خواهد یافت.
حضرت آیت الله خامنه ای با دعوت از همه بانوان اندیشمند برای مشارکت جدی در مباحث مربوط به این نشست، افزودند: باید فصول مربوط به مسئله زن بصورت تخصصی و علمی و با تکیه بر منابع اسلامی و فکر ناب انقلابی بررسی و در نشست اندیشه های راهبردی مطرح شود تا نتایج آن مبنای برنامه ریزی و عمل قرار گیرد.

در ابتدای این دیدار 10 نفر از زنان فرهیخته، نخبه و روشنفکر دیدگاههای خود را درباره مسائل مختلف فرهنگی – اجتماعی – سیاسی بیان کردند.
خانمها:
• شایسته خو – استاد حوزه و دانشگاه و مدیر مکتب نرجس مشهد
• دکتر فرشته روح افزا – دکترای الکترونیک و استاد دانشگاه
• دکتر نفیسه اسماعیلی – استاد دانشگاه و رئیس بیمارستان رازی
• دکتر فاطمه فراهانی – دکترای مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی و عضو هیأت علمی دانشگاه
• دکتر شکیبا محبی تبار – فرزند شهید و دکترای تخصصی رادیوتراپی و اوکولوژی
• مهندس سرور فاضلی پور – کارشناس ارشد مدیریت اجرایی
• دکتر شایگان – استاد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی
• دکتر قنبری – استاد حوزه و جامعه الزهرا
• معصومه حاج حسینی – استاد حوزه و دانشگاه
• و سرکار خانم قوی – عضو هیأت علمی دانشگاه
در سخنان خود بر این نکات تأکید کردند:
• ضرورت ارزیابی کیفی در حوزه های علمیه و پرهیز از رقابتهای کمی
• حضور زنان فاضله و اندیشمند در شورای مدیریت حوزه علمیه
• پیشنهاد تشکیل شورای فقهی خواهران برای مسائل مستحدثه
• تمرکز حوزه های علمیه خواهران با مدیریت خواهران فاضله
• ناهنجاریها و نابسامانی های عمیق زندگی فردی و اجتماعی زنان در غرب، اثبات کننده کذب بودن ادعاهای لیبرالیزم و غرب مبنی بر حمایت از زنان
• ضرورت تلاش برنامه ریزی شده برای اصلاح و ارتقای جایگاه اجتماعی زنان
• نقش چندگانه زنان در تحقق اهداف «جهاد اقتصادی»
• تلاش مستمر برای تقویت فرهنگ عفاف و حجاب
• تبیین الگویی اسلامی – ایرانی برای افزایش حضور زنان در عرصه های مختلف جامعه به موازات تقویت نقش آنان در خانواده
• لزوم نگاه سیستماتیک و مبتنی بر آموزه های دینی در دستگاهها و سازمانهای متولی امور زنان
• حضور بیشتر زنان در شوراهای تصمیم سازی و تصمیم گیری در کشور
• توجه لازم به سلامت معنوی افراد جامعه
• افزایش ایجاد و گسترش بیمارستانهای تخصصی و فوق تخصصی زنان
• راه اندازی کرسی های نظریه پردازی در مسائل زنان
• اهمیت نقش و جایگاه بنیان خانواده و مقابله با جنگ نرم دشمن
• اهتمام به حل مشکلات قضایی بانوان با رویکرد برطرف کردن نواقص قوانین قضایی خانواده
• ضرورت توجه حقیقی رسانه ها بویژه رسانه ملی به عمق نگاه اسلام به زنان
• لزوم پرهیز جدی رسانه ها از تبلیغ مستقیم یا غیرمستقیم الگوهای ضد ارزشی و بیگانه
• محکومیت بی توجهی مدعیان حقوق بشر به ظلم مضاعفی که در حق زنان بحرین و فلسطین انجام می شود.
• پرهیز از افراط و تفریط و نگاه متحجرانه یا فمینیستی به مقوله زن
در این دیدار مادر 4 شهید و همسر شهید سیدحمزه سجادیان که در دیدار حضور داشت در پیامی که همسر یکی از فرزندان شهیدش قرائت کرد بر وفاداری و ایستادگی زنان ایرانی بر عهد و پیمان با اسلام و امام و شهیدان تأکید کرد.

جمعی از فعالان سایبری در اقدامی خودجوش با تاسیس سایت "انجمن اسلامی شهید تازه مسلمان، ادواردو آنیلی" اقدام به طراحی و انتشار پوسترهای گرافیکی زیبا با مضامین دفاع از مسلمانان مظلوم منطقه بویژه مردم بحرین نموده اند.
به گزارش رجانیوز، این اقدام در حالی صورت می گیرد که متاسفانه دستگاه های فرهنگی و تبلیغاتی کشور در مواجهه با تحولات اخیر منطقه در انفعال به سر می برند و در این میان حرکات خودجوش مردمی- دانشجویی توانسته تا حد فراوانی جبران کننده این روند باشد:

شاه اردن در سفر به آمریکا در دیدار با سران یهودی-صهیونیست هراس خود را آشکار کرد و با انتقاد از برخورد آمریکا با متحدان خود در منطقه، تصریح کرد بیم دارد که اوباما مانند «مبارک» به او بگوید برو و قدرت را ترک کن.

به گزارش فارس، روزنامه صهیونیستی «معاریو» اعلام کرد که عبدالله دوم شاه اردن در سفر خود به آمریکا در دیدار با یهودیان‌صهیونیست از شیوه برخورد دولت آمریکا با سران منطقه مانند حسنی مبارک که از وی خواست قدرت را ترک کند، شکایت و انتقاد کرد.
این روزنامه با اشاره به اینکه شاه اردن بشدت از دچار شدن خود به سرنوشت کسانی مانند حسنی مبارک، هراسان شده است، در دیدار و گفت‌وگو با سران سازمان‌های یهودی بشدت از این سیاست آمریکا انتقاد و اذعان کرد که دولت‌های عربی منطقه بشدت از این امر نگران هستند زیرا دولت آمریکا ‍[به سادگی] از رئیس جمهور [مخلوع] مصر چشم‌پوشی کرد و خواستار استعفای او شد.
معاریو تشریح کرد که سران سازمان‌های یهودی که با شاه اردن دیدار کردند، گفتند که آنطور که آنان دریافتند، عبدالله دوم نیز بشدت از این امر هراس دارد که «دولت آمریکا به او دستور بدهد که او نیز باید برود» اگر اصلاحات را در اردن اجرا نکند و همینطور سران دیگر کشورهای عربی مانند یمن و بحرین.
در همین حال، یک مقام سیاسی-امنیتی اسرائیلی بلندپایه اعلام کرد بر اساس پیام‌هایی که از واشنگتن دریافت کرده است، اینطور برداشت می‌کند که دولت آمریکا از اسرائیل ناخرسند است و به نظر دولت آمریکا، سران اسرائیل از بیم قدرت یافتن گرایش‌های اسلامی افراطی مانع سقوط دولت حماس می‌شوند در حالی که اسرائیل سیاست روشنی در خصوص سوریه و بشار اسد ندارد در حالی که آمریکا برای سقوط دولت اسد تلاش می‌کند بنابراین نگرانی‌های عبدالله دوم کاملا قابل درک است.
این در حالی است که روز گذشته شهرهای اردن از جمله امان پایتخت این کشور شاهد تظاهرات هزاران نفری مردم بود و شماری از مردم با تجمع مقابل سفارت رژیم صهیونیستی خواستار اخراج کارکنان اسرائیلی از خاک اردن شدند.

طرحی به پارلمان رژیم صهیونیستی ارائه شده که در صورت تصویب آن پخش اذان از مساجد مسلمانان ممنوع خواهد شد.
به گزارش جهان به نقل از رحماء، "انستاسیا میخائیلی " عضو کنست، پارلمان رژیم صهیونیستی طرح قانونی را به پارلمان ارائه کرده است که بر اساس آن پخش اذان از مساجد با استفاده از بلندگو ممنوع است.

قرار است کنست بزودی این طرح را بررسی کند و در صورت تصویب پخش اذان از مساجد مسلمانان ممنوع خواهد شد و این در حالی است که تهدیدات علیه تحمیل مجازات‌های مالی و حتی حبس برای کسانی که از این قانون تخطی می‌کنند، وجود دارد.

بنابراین گزارش مجازات‌های پیشنهادی برای افراد در صورت تخطی از این قانون پرداخت غرامت مالی سنگین و حتی حبس است.

این عضو کنست مدعی شده است که هزاران نفر در سرزمین اشغالی سال ۱۹۴۸ روزانه از صدای اذان رنج می‌برند.

این اقدام نیز از جمله اقدامات یهودی کردن شهر قدس و از بین بردن هر نشانه‌ای از اسلام در این شهر مقدس است.

73
صفحه 73 از 76