آثار “وین دایر” و تحریف عبادت
موقعیت شما: مطالعات فرهنگی»مقالات مطالعات فرهنگی»آثار “وین دایر” و تحریف عبادت

آثار “وین دایر” و تحریف عبادت

چهارشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۴۸
امتیاز این گزینه
(11 آرا)

برداشت ما از کلمه عبادت این است که اگر عملی انسان را به خدا نزدیک کند و ارتباط با او را محقق سازد چنان عملی عبادت است. فرهنگ دینی ما کلمات معنوی را با خداوند متعال گره زده و ارزش معنوی آن ها را بالا برده است. گاهی همین کلمات و مفاهیم در بعضی از عرفانهای وارداتی آمده و افراد متدین این مفاهیم را با همان بار ارزشی که در متون اسلامی آمده است می فهمند. یکی از این مفاهیم مفهوم عبادت در آثار وین دایر است. وین دایر که یکی از اندیشه های مطرح در کشور ماست در جای جای آثارش کلمه عبادت را تکرار کرده و به آن تشویق کرده است.

عبادت یا مدیتیشن؟

در آثار وین دایر، مدیتیشن، یوگا و مراقبه‏های هندی، جانشین عبادت در ادیان الهی شده و اصولاً در نگاه او، مدیتیشن همان عبادت است که به معرفت درونی منتهی می‌شود . وی می‌گوید:

اگر می‌خواهید به تمرین مدیتیشن  بپردازید، آن را به تمام معنی انجام دهید و سعادت و خوشی را در خلوت این عمل ببیند و اگر بخواهید می‌توانید نام دعا برآن بگذارید و آن را به عنوان گفت‌وگو با خداوند تلقّی کنید.(خود حقیقی، ص ۱۵۹)

وی کرامات ادّعایی خود را مرهون مدیتیشن می‌داند و دائم مدیتیشن و یوگا را به دیگران توصیه می‌کند.(ندای درونی، صص ۱۴۷ – ۲۷۰؛ خود حقیقی، ص ۱۶۰؛ عرفان،ص ۶۶ و ۳۷۳)

باید دانست مدیتیشن سوغات آیین‌های هندویی و شرقی به تمدن غرب است. بعد از آن که  عده‌ای خلأ عظیم معنویت در غرب را دریافته و این خوراک آماده را با ذوق زدگی به غرب بردند، تلاششان سودمند واقع شد و توانست بخشی از معضلات روانی انسان ماشینی را کاهش دهد. انتظاری که از عرفان دایر هست بیش از آن‌چه که از عرفان‌های هندی انتظار می‌رود نیست؛ غایت آن، همان خلوت نشینی مرتاضان و یوگی‏هاست که البته متناسب با زندگی ماشینی طراحی شده و با فرهنگ سرمایه‏داری سازگاری داده شده است. غایت چنین مراقبه‏ای نه تعالی معنوی و رشد ابعاد مختلف روح، که سامان دادنِ افکار پراکنده است. سامان دادن به آشفتگی ذهن ـ هر چند مفید و لازم است ـ ارتباطی با عرفان و عروج روح ندارد و صدالبته با شناخت خدا و رسیدن به معرفت خدا و رضایت خدا نیز کوچک‌ترین نسبتی ندارد.

وین‏دایر اگر بر «تمرکز فکر» نام عبادت می‏نهد بر او عیبی نیست؛ چون وی عبادت را ارتباط با خدا نمی‌داند و رضای خدا را در عبادت جست‏و‏جو نمی‏کند. ایراد دایر این است که عبادت را در توجه استقلالی به نفس خلاصه می‌کند و کنار زدن تشویش‏های ذهنی را خود‏سازی می‌پندارد؛ درحالی‌که عبادت نگاه مستقل به نفس نیست؛ بلکه ارتباط آگاهانه با خالق است که البته این ارتباط از مسیر پرورش نفس ـ مشروط به پیوند خوردن با خالق ـ محقّق می‏شود.

این‌که هر‌گونه تمرین روحی، عبادت خوانده شود ادعایی است بی‌دلیل؛ مگر این‌که هم‌چون وین‏دایر در مفهوم عبادت تصرف شود و تعریفی جدید از آن ارائه گردد. درآن‌صورت کلمة عبادت، فقط یک «مشترک لفظی» خواهد بود که هر کس معنای خاصی از آن اراده می‌کند. از آن‌جا که وین‏دایر ادّعا می‌کند انسان باید خود را به خالق پیوند دهد، بر وی لازم است در نخستین گام اثبات کند که هر‌گونه تمرین روحی می‌تواند انسان را به خداوند وصل کند. وی باید به این پرسش پاسخ دهد که چگونه هرگونه احساس آرامش، به رضایت خدا از ما منجر می‌شود و چرا وی احساس خوشی درون را ارتباط با عالم معنا تفسیر می‌کند.

توجه شود که ردیابی توصیه‌های وین‏دایر در باب مراقبه و عبادت، سراز نفی و  انکار شریعت در‌می‌آورد. کتاب معنویت دایر حاوی اذکار و کلمات قصار مراقبه‏ای برای ۳۶۵ روز است(منظور کتاب معنویت۲ است، نه معنویت رسالت نهایی شما) و کتاب مراقبه‏اش دربردارنده دستوراتی عملی در باب مدل‏های مراقبه است. جالب این که در این کتاب وی بارها و بارها از مراقبه جاپا به عنوان عبادت و راه پرورش استعدادهای معنوی و روحی نام برده است و چنین عملی را برای یافتن آرامش و تحصیل سعادت راه گشا می داند.

اما یک نکته را نباید فراموش کرد که مراقبه چرا از طرف وین دایر توصیه می شود؟ براستی مگر غیر است که کسی که برای خود صلاحیت قانون گذاری قائل است و خویشتن را برای رهبری معنوی صالح می داند چنین دستورات و رهنمودهایی را صادر می کند؟ چرا وین دایر ادعا می کند که اگر کسی به این مدییتشن عمل کند به سعادت رسیده و نیاز به دین و رسولان الهی است. توصیه‌های وی و دستوراتش هر چند به نام دین و به اسم «شریعت» عرضه نشده‌اند، درحقیقت، بدعتی است که به رقابت با دین و شریعت برخاسته و ادعای کارکرد شریعت را دارد و چنین عملی جز ورود به حوزه «جعل و قانون‌گذاری» نام دیگری ندارد.

نتیجه گیری

کلمه عبادت در آثار وین دایر به معنی عبادت در متون اسلامی نیست. در اسلام به عملی عبادت گفته می شود که خداوند خودش نام عبادت بر آن اطلاق کرده باشد و اگر کسی از سر خود عملی بجا آورد و آن را به خدا نسبت دهد نه تنها عبادت نیست که نوعی بدعت است و کمترین نقشی در سعادت انسان ایفا نخواهد کرد. در آثار وین دایر، هر عملی که انسان از خودش ابداع کند و بتواند با آن عمل کمی آرامش ذهنی بدست آورد عبادت نام گرفته است. هدف عبادت تنها آرامش ذهنی آن گونه که وین دایر گمان کرده نیست؛ بلکه هدف کسب رضایت خالق است و پرورش استعدادهایی است که خداوند در انسان قرار داده است.

منبع : تبیان

2 نظر

  • لینک نظر مهدی يكشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۱۳ نوشته شده توسط مهدی

    به نام یزدان بخشاینده بخشایشگر
    درود بر شما
    شاید مدیتیشن در هزاران و بلکه میلیون‌ها سال پیش توسط پیامبری الهی به بشر به عنوان عبادت آورده شده است
    ولی امروز عبادت خدا همان مدیتیشنی که امروز هست نیست
    بلکه عبادت (یعنی اطاعت از هر چه خدا دستورش را داده است) یک نوع مدیتیشن هست
    آدمهای مثل این آقا, با ساختن مدیتیشن‌ها در واقع از عبادت خدا فقط آسونیهاشو می‌خواهند
    در حالی که انسان اگر واقعا عبادت رو درک کرده باشه می‌دونه که عبادت چیزی جز زیبایی و لذت معنوی (و حتی درمان بیماریهای بدنی)نیست
    حیف که مردم جهان به جای نماز و عبادات آخرین دین خدا به سمت عقاید انسانی و عقاید منسوخ میلیون‌ها سال پیش می‌روند!

  • لینک نظر سعید چهارشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۳۲ نوشته شده توسط سعید

    بسیار زیبا گفتید:" با فرهنگ سرمایه‏داری سازگاری داده شده است"
    یک فرهنگ خراب یک معنویت خراب هم میخواهد

نوشتن نظر