هويّت‌يابی و نقش سياسی شيعيان در آينده خليج فارس
موقعیت شما: مطالعات فرهنگی»مقالات مطالعات فرهنگی»شرق شناسی»هويّت‌يابی و نقش سياسی شيعيان در آينده خليج فارس

هويّت‌يابی و نقش سياسی شيعيان در آينده خليج فارس

يكشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۴۹
امتیاز این گزینه
(1 رای)

یكی از ویژگی‌های عمومی كشورهای حوزه «خلیج فارس» را باید در سنّت‌گرایی و تركیب آن با مؤلّفه‌هایی از دین‌گرایی دانست. شهروندان حوزه جنوبی خلیج فارس، همانند بسیاری دیگر از گروه‌های اجتماعی، ملجاء و پناهگاه خود را در دین جست‌وجو می‌كنند. بر اساس قالب‌ها و قواعد دینی، هويّت می‌یابند. تجارب، عقاید و رویكردهای نظری خود را بر مبنای شاخص‌های دینی سازمان‌دهی می‌كنند. بدون در نظر گرفتن هويّت دینی هیچ جامعه‌ای قادر به ایفای نقش نیست.

مسلمانان فراموش شده
یكی از ویژگی‌های عمومی كشورهای حوزه «خلیج فارس» را باید در سنّت‌گرایی و تركیب آن با مؤلّفه‌هایی از دین‌گرایی دانست. شهروندان حوزه جنوبی خلیج فارس، همانند بسیاری دیگر از گروه‌های اجتماعی، ملجاء و پناهگاه خود را در دین جست‌وجو می‌كنند. بر اساس قالب‌ها و قواعد دینی، هويّت می‌یابند. تجارب، عقاید و رویكردهای نظری خود را بر مبنای شاخص‌های دینی سازمان‌دهی می‌كنند. بدون در نظر گرفتن هويّت دینی هیچ جامعه‌ای قادر به ایفای نقش نیست.
روند دین‌گرایی نه تنها در بسیاری از كشورهای جهان گسترش یافته است؛ بلكه باید آن را به عنوان جلوه‌ای از هويّت بازسازی شده گروه‌های پراكنده دانست. گروه‌هایی كه طيّ دهه‌های گذشته در معرض هويّت‌گرایی قرار گرفته‌اند، از ادبیات دینی به عنوان برنامه سیاسی خود استفاده كرده و در نتیجه، بین استراتژی و رفتار سیاسی با جلوه‌هایی از قواعد دینی پیوند ایجاد می‌شود.
در بین جوامعی كه هويّت‌سازی خود را بر اساس قالب‌هایی از دین‌گرایی قرار داده‌اند، كشورهای خاورمیانه از اهمّیت ویژه‌ای برخوردارند. آنان توانسته‌اند به گونه‌ای تدریجی موقعيّت سیاسی، تمدّنی و هويّتی خود را بازسازی كنند؛ اگرچه باری موزان در مقاله خود با عنوان «الگوهای جدید امنيّت جهانی در قرن بیست و یكم»، بیان داشته است كه جهان اسلام و تمدّن سنّتی كشورهای خاورمیانه تنها مجموعه‌ای محسوب می‌شود كه از زمان افول امپراتوری عثمانی موفّق به باز تأسیس خود نشده است؛ امّا واقعيّت‌های موجود بیانگر آن است كه موج جدید اسلام‌گرایی عامل اصلی تحوّل در قواعد سیاسی خاورمیانه محسوب می‌شود.
به همان گونه‌ای كه هويّت اسلامی عامل اصلی دگرگونی در كنش سیاسی كشورهای خاورمیانه می‌باشد، شیعیان نیز از دهه 1980‌م. جایگاه سیاسی و هويّتی خود را در تمامی واحدهای حوزه خلیج فارس ترمیم كرده‌اند. آنان به گونه‌ای تدریجی تبدیل به بازیگر سیاسی مؤثّری در كشورهای منطقه گردیدند. شواهد نشان می‌دهد كه جایگاه شیعیان، در تمامی منطقه سیاسی خاورمیانه ارتقاء یافته و می‌توان تأكید كرد كه چنین فرآیندی در حوزه خلیج فارس از اهمّیت ویژه‌ای برخوردار شده است.
سؤال اصلی این مقاله آن است كه هويّت‌یابی شیعیان و بازتأسیس نهادهای هويّتی و سیاسی آنان، چه تأثیری بر فضای سیاسی كشورهای حوزه خلیج فارس به جا گذاشته است؟ آیا شیعیان قادر هستند تا موقعيّت خود را ارتقاء داده و تبدیل به نیروی مؤثّری در شكل بندی‌های سیاسی خلیج فارس كردند؟ اگر چنین فرآیندی شكل گیرد، چه تأثیری بر تحوّلات منطقه‌ای بر جای می‌گذارد؟ و چه نوع از ساخت‌های سیاسی جدید در منطقه سازمان‌دهی می‌شود؟
در پاسخ به سؤالات یاد شده، باید تأكید داشت كه شیعیان طيّ سال‌های گذشته دارای معضل مشروعيّت بوده‌اند. گروه‌های ناسیونالیسم عرب كه عموماً جلوه‌هایی از رادیكالیسم سیاسی سنّی را بر منطقه حاكم كرده بودند، شیعیان را به عنوان یكی از عناصر اصلی معمّای امنيّتی (Secarty Dlamma) منطقه می‌دانستند. به همین دلیل بود كه در دهه 1980 م. رژیم‌های موجود حوزه
خلیج فارس از ناحیه مردم كشور خود احساس تهدید می‌كردند. در بین گروه‌های اجتماعی كه نگرانی‌های امنيّتی را ایجاد می‌كردند، شیعیان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند. رژیم‌های سیاسی حوزه خلیج فارس از این موضوع نگران بودند كه آیا انقلاب اسلامی ایران می‌تواند احساسات انقلابی ضدّ حكومتی را در منطقه ایجاد كند؟ این نگرانی در شرایطی اوج می‌گرفت كه از یك سو شكنندگی ساختار سیاسی كشورهای منطقه افزایش می‌یافت و از سوی دیگر، تحرّك شیعیان به گونه قابل توجّهی ارتقاء یافته و در نتیجه، جلوه‌هایی از مبارزه‌جویی اسلامی با رویكرد شیعی را به وجود آورده بود.
كشورهای حوزه خلیج فارس نسبت به ماهيّت انقلابی جمهوری اسلامی ایران نگران بودند. آنان بر این اعتقاد بودند كه گسترش انقلاب اسلامی در ذات ایدئولوژیك انقلاب ایران قرار دارد. بنابراین، جلوه‌هایی از عمل‌گرایی نمی‌تواند فضای سیاسی منطقه را تغییر دهد. مؤلّفه‌های یاد شده، بیانگر آن است كه نگرانی كشورهای حوزه خلیج فارس نسبت به شیعیان خود و همچنین موج‌های پویای انقلاب اسلامی بیش از حدّ ممكن به نظر می‌رسید. گراهام فولر در این ارتباط بیان می‌دارد كه در بین شیعیان حوزه خلیج فارس، كشور عراق از اهمّیت و محوريّت خاصّی برخوردار است. شواهد نشان می‌دهد كه شیعیان عراقی هم از نظر تعداد و هم از نظر تأثیر فكری و ایدئولوژیك، مهم‌ترین گروه شیعه در جهان عرب به شمار می‌روند. پنجاه و پنج تا شصت درصد جمعيّت بیست و دو میلیونی عراق را شیعیان تشكیل می‌دهند كه تقریباً تعداد آنان به دوازده میلیون نفر می‌رسد. اكثر آنان عرب هستند؛ امّا گروه اندكی از شیعیان عراقی را كردها، تركمن‌ها و فارس‌های عرب شده در بر می‌گیرند. شیعیان عراقی از سال 1991 م. به بعد سرسخت‌ترین دشمن رژیم صدّام حسین محسوب می‌شوند؛ زیرا آنان طيّ سال‌های 1958 م. به بعد، همواره در معرض شدیدترین سیاست‌های تبعیضی قرار داشتند. در این مقطع زمانی، هیچ‌گونه زمینه‌ای برای جایگاه‌یابی و تأثیرگذاری شیعیان ایجاد نشده بود؛ اگر چه همواره این گروه نقش مؤثّری در انقلاب‌های اجتماعی عراق ایفا كرده است.
شیعیان عراق هم اكنون به عنوان مركز تأثیرگذار بر هويّت و رفتار سیاسی سایر شیعیان عرب محسوب می‌شوند. به همین دلیل است كه كشورهایی همانند «اردن»، «امارات عربی متّحده» و «مصر» نسبت به فضای موجود عراق نگران هستند؛ زیرا موجی كه در عراق ایجاد شده است، می‌تواند سایر كشورهای عرب حوزه خلیج فارس را تحت تأثیر قرار دهد. طيّ سال‌های گذشته، شیعیان آموخته‌اند كه از الگوی متقاعدسازی مسلمانان سنّی استفاده كنند. آنان تلاش دارند تا حسن نيّت خود را به مسلمانان اهل تسنّن اثبات كنند.
به رغم روند یاد شده، می‌توان نشانه‌هایی از تداوم ستیزش كشورهای منطقه نسبت به شیعیان را ملاحظه نمود. در دوران گذشته، كشورهای حوزه خلیج فارس، هويّت خود را از طریق ویژگی كشورهای متعارض خود تعریف می‌كردند. در دهه 1980 م. تمامی كشورهای عربی حوزه خلیج فارس، حمایت خود را از عراق در برابر ایران به عمل می‌آوردند. آنان ایران را به عنوان دشمن خود تلقّی كرده و از این طریق، هويّت‌‌سازی اعراب حوزه خلیج فارس ایجاد شده بود. در این دوران، ناسیونالیسم عربی محور اصلی جدال‌گرایی علیه ایران محسوب می‌شد.
تحوّلات عراق، قواعد و الگوی روابط منطقه‌ای اعراب را دگرگون نمود. به قدرت رسیدن شیعیان در عراق منجر به ظهور دومین كشور شیعه در منطقه گردید. این امر با توجّه به عرب بودن شیعیان عراقی، زمینه مناسب‌تری برای هويّت‌یابی شیعیان در تمامی كشورهای حوزه خلیج فارس را به وجود آورد. هم اكنون واحدهای سیاسی حوزه خلیج فارس همچنین شهروندان آنان با پدیده جدیدی روبه‌رو شده‌اند. آنان ناچار هستند تا شرایطی را مورد توجّه قرار دهند كه بیانگر وجود دو كشور شیعی در شمال خلیج فارس می‌باشد. در این وضعیت، گروه‌های شیعی به گونه اجتناب‌ناپذیری از انگیزه لازم برای هويّت‌یابی برخوردارند؛ اگرچه آنان فاقد مرجعيّت یكسان هستند و از سوی دیگر، به گفتمانی متفاوتی وابسته هستند؛ امّا واقعيّت‌های جدید بیانگر آن است كه هويّت‌یابی شیعیان بر فرآیندهای سیاسی حوزه خلیج فارس تأثیرگذار خواهد بود. گستره و شدّت مقاومت شیعی در برابر رژیم‌های سیاسی موجود در تمامی كشورهای حوزه خلیج فارس افزایش خواهد یافت.
در میان شیعیان حوزه خلیج فارس، كشور «بحرین» وضعیت مشابهی با عراق را دارا می‌باشد؛ اگر چه هم اكنون بحرین به عنوان یكی از پایگاه‌های سیاسی و امنيّتی آمریكا در خلیج فارس محسوب می‌شود؛ امّا واقعيّت‌های موجود بیانگر آن است كه در صورت نادیده گرفتن انتظارات شیعیان در این كشور، زمینه برای ظهور بحران‌های سیاسی وجود دارد. شیعیان بحرین در وضعیت بسیار ناگواری به سر برده و حكومت الخلیفه از هر گونه تحرّك سیاسی، مشاركت و ایفای نقش شیعیان جلوگیری به عمل می‌آورد. طيّ سال‌های گذشته، هر گاه شیعیان بحرین تلاش نمودند از راه‌های مشروع، مسالمت‌آمیز و دمكراتیك درصدد شكستن پوسته حكومت تبعیض‌آمیز برآیند، مورد سركوب قرار گرفته و از این طریق، موقعيّت خود را از دست دادند. این امر نشان می‌دهد كه تاكنون مطالبات مشروع شیعیان بحرین نادیده گرفته شده است؛ اگرچه به قدرت رسیدن شیخ حمدالخلیفه منجر به آزادسازی روحانی برجسته شیعی، عبدالامیر الجمری گردید؛ امّا شرایط موجود بیانگر آن است كه جلوه‌هایی از تبعیض گذشته ادامه یافته است. با انحلال پارلمان بحرین و همچنین ایجاد مجلس مشورتی، در سال 1993 م. موقعيّت شیعیان كاهش بیشتری پیدا كرد. روش سركوب شیعیان بحرین به این صورت بوده است كه حكومت آنان را منسوب به نیروهای خارجی به ویژه ایران می‌داند. از سوی دیگر، برای سركوب آنان از سیستم‌های امنيّتی اردن و عربستان سعودی نیز استفاده می‌كند.
شیعیان كویت برخلاف هم‌كیشان خود در بحرین از موقعيّت اجتماعی و اقتصادی مطلوب‌تری برخوردارند. شواهد نشان می‌دهد كه شیعیان «كویت» از موقعيّت اقتصادی و فرصت‌های شغلی بهتری در مقایسه با سایر شیعیان حوزه خلیج فارس برخوردارند. به این ترتیب، می‌توان به این جمع‌بندی رسید كه آنان در ساختار سیاسی و اجتماعی كشور جذب گردیده‌اند. بخشی از شیعیان كویت را نیروهای اجتماعی تشكیل می‌دهند كه از «ایلام» مهاجرت كرده و در چندین نسل حضور خود را تثبیت كرده‌اند. شیعیان كویت از مراجع مختلفی پیروی می‌كنند و از سوی دیگر، دارای رویكرد سیاسی كاملاً متنوّعی هستند. از سال 1991 م. به بعد، حكومت كویت هیچ گونه نگرانی امنيّتی از شیعیان كشور نداشته است.
شیعیان عربستان سعودی را گراهام فولر به عنوان مسلمانان فراموش شده جهان عرب می‌داند. مسلمانانی كه نه تنها گرفتار تبعیض قانونی بوده، بلكه بر اثر فشار علمای وهّابی هر گونه هويّت‌یابی آنان سركوب می‌شود؛ اگر چه شیعیان سعودی، فعّالیت سیاسی مؤثّری انجام نداده‌اند و دارای اهداف سیاسی، اجتماعی متعادلی هستند؛ امّا گروه‌های متعصّب مذهبی در عربستان، آنان را بدعت‌گذار در دین و مشرك می‌دانند. به همین دلیل است كه امكان جذب شیعیان در ساختار قدرت عربستان وجود ندارد.
تحوّلات عراق زمینه را برای دگرگون‌سازی ساختار قدرت در تمامی كشورهای حوزه خلیج فارس فراهم آورده است؛ اگرچه شیعیان در روند تحرّك اجتماعی و هويّت‌یابی قرار گرفته‌اند؛ امّا فراتر از موج‌های درون ساختاری كه ماهیت مشروع و دمكراتیك دارد، شكل جدیدی از هويّت‌یابی و تحرّك منطقه‌ای نیز ایجاد شده است كه بر سرنوشت سیاسی شیعیان تأثیر به جا می‌گذارد.
تاكنون كشورهای حوزه خلیج فارس، شیعیان را به عنوان نیروهای تأثیرپذیر از «ایران» مورد خطاب قرار می‌دادند. به همین دلیل بود كه شیعیان بحرین و عربستان سعودی با محدوديّت‌های سیاسی فراگیری روبه‌رو شدند. این امر هم اكنون با جلوه‌هایی از تغییر و دگرگونی روبه‌رو شده است. به هر میزان كه تحوّلات سرعت بیشتری پیدا می‌كند و دگرگونی‌های سیاسی مؤثّرتری در خاورمیانه شكل می‌گیرد، شیعیان می‌توانند از محاق دولت‌های كنترل كننده خارج شوند. ظهور دولت‌های شیعی در حوزه خلیج فارس به گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر، نیروهای فراموش شده جهان عرب و حوزه خلیج فارس را به عناصر پُر توان و مؤثّری تبدیل می‌كند كه قادر به تأثیرگذاری بر فرآیندهای سیاسی خلیج فارس هستند.

نوشتن نظر