فرصت‌های فراموش شده

جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۰۴
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

دکتر ستّار عودی از جمله نویسندگان و محقّقان پُر کاری است که تا کنون صدها مدخل از دانش‌نامه جهان اسلام را به رشته تحریر درآورده و در کنار تألیف مقالات و کتب متعدّد در حوزه‌های مختلف تاریخ اسلام به تدریس در دانشگاه‌های تهران نیز مشغول است. با توجّه به احاطه‌ای که ایشان به موضوع تشيّع در شمال آفریقا دارند، به حضورشان رسیدیم و گفت‌و‌گوی مختصری را ترتیب دادیم. بدیهی است آنچه در ادامه می‌آید همه مطالب مربوط به این خطّه جهان اسلام نیست و تنها به یادآوری نکاتی فراموش شده، پرداخته‌ایم. امید که مقبول و مطلوب طبع مخاطبان و خوانندگان عزیز موعود قرار گیرد.

 


با تشکّر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، لطفاً برای شروع بفرمایید تشيّع چگونه به شمال آفریقا وارد شد؟
شمال آفریقا در سال20 ه‍ .ق. به دست عمروعاص فتح شد. در سپاه او دیدگاه‌ها و افراد مختلفی حضور داشتند و البتّه چون گرایش به تشيّع به شکل فعلی هم چندان وجود نداشت، معدود افرادی فقط در «مصر» از طرف‌داران و هواداران امیرالمؤمنین(ع) در سپاه حضور داشتند. بعد از او در دوره عثمان و به سال 24 ه‍ .ق. عبدالله بن ابی صرح برادر رضاعی عثمان که مطرود پیامبر(ص) بود، والی آنجا شد. بدون در نظر گرفتن مکّاری‌ها و مشکلات اعتقادی عمروعاص، او از حیث سیاسی و نظامی تجربه‌اش بیشتر بود و منطقه را بیشتر می‌شناخت و از همین رو می‌توان گفت عزل او کار غلطی بود و تبعات بدتری داشت. عبدالله ده سال حاکم مصر بود. در زمان او فتوحات به سمت «تونس» ادامه پیدا كرد. هم‌زمان با او، خطّ جنوب را عبدالله بن عقبه فهری خواهرزاده عمروعاص دنبال می‌کرد.
مناطق شمال آفریقا كه بربرنشین بودند، در برابر اسلام مقاومت جدّی کردند، چه رسد به تشيّع. سپاه اسلام در این مناطق به کندی پیشرفت می‌کرد و با مقاومت شدیدی روبه‌رو شد. به عکس ایران که به راحتی سپاه اسلام توانست در آن پیش‌روی کند.
در سال 36 ه‍ .ق. که امام علی(ع) به حکومت رسیدند، عبدالله خودش حکومت مصر را وا گذار كرد و به «شام» رفته و تا زمان مرگش در آنجا ‌ماند. از اینجا به بعد است که تشيّع به مصر و دیگر مناطق شمال آفریقا به طور جدّی وارد شد. ابتدا امام(ع) محمّد بن ابی بکر را که تحت تربیت خود ایشان رشد یافته بود، به آن منطقه فرستاد و قبل از او هم هسته اوّلیه حضور شیعیان در شمال آفریقا و مصر به دست مالک اشتر به عنوان یکی از هواداران سرسخت مولا شکل گرفته بود. هر چند او در «قلزم» و پیش از رسیدن به مصر با توطئه معاویه، شهید شد و به مصر نرسید؛ البتّه معاویه، محمّد بن ابی بکر را به دست معاویه بن حدیج دستگیر کرده و در پوست الاغی قرار داده و بر آتش گذاشتند.
از ابتدا شمال آفریقا به دست امویان و مخالفان تشيّع فتح شده بود و از همین رو در طول خلافت امویان در سال‌های بعد، حضور سیاسی شیعیان را به شکل تشكیل یک دولت ثابت نمی‌بینید.
در دوره عبّاسیان برای اوّلین بار حادثه مهمّ «فخ» در سال 169 ه‍ .ق.
اتّفاق می‌افتد که خاندان شیعی ادریس قیام کرده و قیامشان سرکوب می‌شود. این سرکوب به دست هادی، خلیفه چهارم عبّاسی به شدیدترین حالت و با شباهت‌هایی به واقعه «طف» و «کربلای امام حسین(ع)» انجام می‌شود. سال بعد و در دوره هارون، ادریس فرار می‌کند. او به سمت مناطق شرقی و مرکزی به سبب حاکميّت و سلطه جدّی عبّاسیان نمی‌تواند برود،از همین رو به سمت مغرب متواری می‌شود. در این مسیر تا شمال آفریقا، شیعیان مخفی به او کمک می‌کردند و مشهورترین آنان ابن واضح یعقوبی، پدر یعقوبی مورّخ است که در آن زمان مسئول پست و برید است و امور نامه‌رسانی و امنيّتی دست او بود. هارون دستور داده بود تا تمام راه‌ها را ببندند و به شدّت همه مسیرها کنترل شود. ابن واضح خودش شخصاً ادریس را به سمت «تونس» می‌برد. خبر که به هارون می‌رسد دستور می‌دهد سر ابن واضح را قطع کنند.
ادریس در تونس نمی‌ماند و به جنوب و صحرا می‌رود و آنجا با بربرها وصلت می‌کند. بربرها هم که او را از نزدیک می‌بینند و ویژگی‌هایش را مشاهده می‌کنند، گرایش عجیبی به تشيّع پیدا می‌کنند. او از آنجا به «ولیلی» یا «تاهرت» یکی از شهرهای «مغرب» می‌رود و در آنجا مستقر شده و به کمک بربرها در سال 172 ه‍ .ق. دولتی تشکیل می‌دهد که در تاریخ به «ادریسیان» معروف شد. این دولت شیعی حدود 150 سال ادامه پیدا می‌کند. در این مدّت در «اندلس» هم نفوذ پیدا کردند و عدّه‌ای از آنها به «سیسیل» رفتند. این خاندان به دست امویان سنّی اندلس از بالا و دولت سنّی عبّاسی متعصّب از شرق سرکوب شد و از بین رفت.
عبّاسیان برای سرکوب ادریسیان دولت خودمختار «اغلبیان» را در تونس راه انداختند. آنها و به خصوص خود سالم اغلبی مؤسّس دولت در سال 184 ه‍ .ق. دشمنان سرسخت شیعه بودند. آنان نقش دیوار دفاعی را برای عبّاسیان در برابر ادریسیان ایفا می‌کردند. اغلب پدر سالم یکی از چهار نفریست که در قتل ابومسلم نقش داشتند. حکومت تونس هم در واقع پاداش این عمل پسر اغلب بود. او هم‌زمان مأمور کشتن ادریس شد و با توطئه‌ای ادریس به دست او مسموم و کشته شد.
یکی از نوادگان او شریف ادریسی جغرافی‌دان معروف است که اوّلین کره زمین را ساخت و الآن بقایایش موجود است. در آنجا به سادات، «شریف» می‌گویند.
تعدادی از راویان از شهرهای مختلف اسلامی «کوفه»، «بصره» و «مدینه» و ... به آن سمت می‌روند و برای تشيّع تبلیغ می‌کنند. هم در شمال آفریقا هم در اندلس.

 در طول سال‌های بعد از ادریسیان چه نقاط عطف و حوادث و دولت‌های شاخص شیعی‌ای را می‌توان مشاهده کرد؟

به سبب وجود دو دولت متعصّب اغلبیان در تونس و امویان اندلس تشيّع آفریقا در مغرب محصور و محدود ماند. امروز در مغرب پادشاهی به نام محمّد ششم داریم. پدرش حسن ثانی و نوه محمّد پنجم است و لقبش امیرالمؤمنین! فکر کنم او تنها شاهیست که چنین لقبی را هم در دنیای امروز یدک می‌کشد. در مسجد بزرگی که در «کازابلانکا» دارند، دیدم شجره‌نامه‌اش را زده‌اند و نسبش را تا حضرت علی(ع) و امام مجتبی(ع) از طریق ادریسیان می‌رسانند.
پس از آنان، ما حدود 250 سال حضور شیعیان فاطمی و اسماعیلی را داریم که آثار شاخصی را از خود در این مناطق به یادگار گذاشتند و در پی آنان ايّوبیان به طور جدّی به سرکوبی شیعیان همّت گماشتند و شیعیان را به انزوا و دوری از مناطق مرکزی سوق دادند.
محمود مکّی، استاد توانمند و مسلّم اندلس‌شناسی مقاله مفصّلی را درباره تشيّع در اندلس نوشته بود. این مقاله را آقای رسول جعفریان ترجمه و در مجموعه مقالاتش منتشر کرده است. باید در اینجا یادآور این مطلب بشوم که ما متأسّفانه درباره تشيّع در کشورهای مختلف شمال آفریقا به تفکیک و غیر از مصر، یعنی لیبی، تونس، الجزایر، مغرب و اندلس (اسپانیا) هیچ کاری نشده و جا دارد در تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌ها دانشجویان را به سمت انجام تحقیقات و پایان نامه‌هایی در این باره سوق دهند تا مشخّص شود تشيّع در این مناطق جدا از هم چطور وارد شده و چه پیشرفت‌هایی داشته و الآن چه وضعیتی دارد.
درباره مصر، شرایط کمی متفاوت است. شاید علّتش این باشد که در آنجا مرقدی منسوب به حضرت زینب(س) وجود دارد. همان طور که می‌دانید علاوه بر شام و دمشق، در مصر هم چنین بقعه‌ای وجود دارد؛ البتّه ما به مرقد موجود در شام از حیث تاریخی بیشتر اعتبار می‌دهیم و هر چند درباره مرقد موجود در مصر هم گزارش‌ها و روایاتی وجود دارد، به ندرت درباره دومین بارگاه موجود در قاهره صحبت می‌کنیم.
می‌دانید حضرت زینب(س) بعد از فاجعه کربلا در سال61 ه‍ .ق. به مدینه بر می‌گردد و بعد از عزاداری‌ها و تبلیغات علیه دولت یزید، حاکم مدینه جریان را گزارش