حقّانيت مذهب شيعه در قرآن
موقعیت شما: مطالعات فرهنگی»دین»تاریخ ادیان»حقّانيت مذهب شيعه در قرآن

حقّانيت مذهب شيعه در قرآن

جمعه ۰۸ دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۵۷
امتیاز این گزینه
(1 رای)

شیعه دوازده امامی، یگانه مذهبی است كه بر سنّت اصیل اسلام واقعی استوار مانده و عقیده دارد كه اسلام، مكتب جامع و جاوید است و برای تمام اعمال و اخلاق و عقاید انسان از ساده‌ترین مسائل، مثل خوردن و خوابیدن گرفته تا عالی‌ترین مسائل، مثل مبدأ و معاد دستور و برنامه دارد. به عقیده شیعه چنین مكتبی امكان ندارد در مسئله بسیار مهمّ رهبری و امامت و تعیین جانشین برای پیامبر اكرم(ص) سكوت اختیار كند یا انتخاب چنین منصبی را بر عهده انسان‌های معمولی بگذارد.

شیعه دوازده امامی، یگانه مذهبی است كه بر سنّت اصیل اسلام واقعی استوار مانده و عقیده دارد كه اسلام، مكتب جامع و جاوید است و برای تمام اعمال و اخلاق و عقاید انسان از ساده‌ترین مسائل، مثل خوردن و خوابیدن گرفته تا عالی‌ترین مسائل، مثل مبدأ و معاد دستور و برنامه دارد. به عقیده شیعه چنین مكتبی امكان ندارد در مسئله بسیار مهمّ رهبری و امامت و تعیین جانشین برای پیامبر اكرم(ص) سكوت اختیار كند یا انتخاب چنین منصبی را بر عهده انسان‌های معمولی بگذارد.
این عقیده صحیح را قرآن و سنّت و عقل تأیید می‌كند. در این قسمت به شواهد قرآنی بسنده و به نمونه‌هایی از آیات قرآنی اشاره می‌كنیم و تفصیل آن را به منابع مربوط ارجاع می‌دهیم.
اوّل: آیه «الیوم اكملت لكم دینكم و اتمّمت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دیناً»1 در كنار آیه شریفه «یا ايّها الرّسول بلّغ ما انزل الیك من ربّك و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمك من النّاس ...»2 با توجّه به شأن نزول این آیات كه در حجّـ[ الوداع نازل شده و پیامبر(ص) صریحاً عليّ بن ابی‌طالب(ع) را به عنوان مولا و سرپرست مسلمانان معرفی كردند، جای هیچ شكّ و تردیدی را باقی نمی‌گذارد كه، حق با مذهبی است كه امام منصوص را اطاعت و تبعيّت می‌كند.
در منابع مهمّ تفسیری ذیل این دو آیه، قراین و شواهد متعدّدی بر نصب حضرت علی(ع) وارد شده است كه در این مقال نمی‌گنجد و در این قسمت به ذكر نمونه‌ای بسنده می‌شود: جوینی در كتاب «فرائد السّمطین» با توجّه به اسنادی، نقل می‌كند كه در زمان خلافت عثمان در مسجد رسول الله(ص) مجلسی با شركت بیش از دویست تن، از جمله سعد بن ابی وقّاص، عبدالرّحمن بن عوف، طلحه، زبیر، مقداد، ابوذر، حسن(ع)، حسین(ع)، ابن عبّاس و ... تشكیل شده بود كه قریش و انصار، هر یك فضائل خود را یادآور می‌شدند.
علی(ع) كناری نشسته و ساكت بودند، جمعيّت از او خواستند فضائل خود را یادآور شود. علی(ع) شماری از فضائل اهل بیت(ع) و فضیلت‌های خویش را بر شمرد و از آنان تصدیق و گواهی خواست و آنان گواهی دادند. از جمله فرمودند:
«شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید هنگامی كه آیه «انّما وليّكم الله و رسوله و الّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوه و یؤتون الزّكوه و هم راكعون» و آیه «ام حسبتم ان تتركوا و لمّا یعلم الله الّذین جاهدوا منكم و لم یتّخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنون ولیجه» نازل شد، مردم گفتند یا رسول الله این آیه‌ها مخصوص برخی از مؤمنان است یا شامل همه می‌شود؟ اینجا بود كه خداوند پیامبرش را امر فرمود، تا سرپرستان آنان را در امور، برای آنان معرفی كند، همان‌گونه كه نماز و زكات و حج را معرفی كرده است و امر فرمود تا مرا در غدیر خم نصب كند؛ بنابراین فرمود: «من كنت مولاه فهذا علی مولاه اللّهمّ و ال ...» در این هنگام سلمان برخاست و گفت یا رسول الله این چه ولایتی است؟
فرمود: «همان ولایتی كه من دارم ...» آنگاه این آیه نازل شد: «الیوم اكملت لكم ...» آنگاه ابوبكر و عمر برخاستند و گفتند: یا رسول الله این آیه مخصوص علی است؟ فرمود: «آری و علی و دیگر اوصیای من تا روز قیامت.» گفتند: یا رسول‌الله! آنها را معرفی بفرما، فرمود: «علی، سپس فرزندم حسن و سپس حسین و ...»3
چنان‌كه در منابع متعدّد اهل سنّت از پیامبر اكرم(ص) روایت شده كه فرمودند: «وصيّ و جانشین بعد از من، عليّ بن ابی‌طالب(ع) است و بعد از او، دو فرزندم حسن، سپس حسین كه نُه امام دیگر از صلب حسین پی هم می‌آیند ... یعنی وقتی حسین از دنیا رفت، پسرش علی، بعد پسرش محمّد، بعد پسرش جعفر، بعد پسرش موسی، بعد پسرش علی، بعد پسرش محمّد، بعد پسرش علی، بعد حسن، سپس حجّت ابن الحسن. اینها امامان دوازده‌گانه‌اند؛ به تعداد نقبای بنی اسرائیل.4
دوم: «یا ايّها الَّذین آمنُوا أطیعُوا الله وَ اَطیعُوا الرَسولَ وَ اُولی الأمرِ مِنْكُمُ، فَاِنْ تَنَازَعْتُمْ فی شیء فَرُدُّوهُ الی الله»5
آیه شریفه دستور به اطاعت مطلق و بی‌چون و چرا از خدا را می‌دهد. سپس با همان لحن و سیاق دستور اطاعت از پیامبر(ص) را صادر می‌كند. شكّی نیست كه خداوند، معصوم مطلق و بری از خطا و گناه و سهو است. پس دستوراتش همواره صحیح و همیشه مطاع است. از اینكه قرآن عین همین اطاعت را برای پیامبر(ص) از مردم خواسته است، معلوم می‌شود پیامبر(ص) هم كاملاً معصوم است؛ چنان‌كه در آیه دیگر هم دستور داده و فرموده است: «وَ اَطیعُوا اللهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكم تُرحَمون»6 كه در آن بدون تكرار لفظ «اطیعوا» اطاعت پیامبر عین اطاعت خداوند است. در قدم سوم مؤمنین را به اطاعت مطلق و بی‌چون و چرا، از اولواالامر می‌خواند كه معلوم می‌شود اولواالامر هم معصومند. هیچ‌گاه دستور به گناه و ناصواب نمی‌دهند؛ وگرنه اطاعت مطلق از آنها صحیح نبود؛ چنان‌كه قرآن در سایر موارد كه پای خطا و اشتباه در ناحیه مطاع متصوّر است، اطاعت را مقيّد می‌كند، مثلاً در مورد احترام و اطاعت پدر و مادر می‌فرماید: «وَ وَصینا الأنسانَ بِوالِدَیهِ حُسناً وَ اِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بی ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ فَلا تُطِعْهُما».7
تا اینجای استدلال، فخر رازی از علمای مشهور اهل سنّت، ما را همراهی می‌كند؛ امّا اینكه اولواالامر معصوم چه كسانی هستند، حق این است كه آنها اهل بیت(ع) و امامان دوازده‌گانه از فرزندان پیامبر خاتم(ص) هستند.
دلایل ما ـ اوّل: «حدیث منزلت». در حدیثی كه حاكم حسكانی در «شواهد التّنزیل»8 در تفسیر آیه اولی الامر آورده به اسناد خویش از مجاهد روایت رسیده است. آیه كریمه در مورد امیرالمؤمنین، علی(ع) نازل گردید؛ آنجا كه رسول الله(ص) در مدینه وی را جانشین خویش قرار داد، آنگاه علی(ع) فرمود: «مرا بر زنان و كودكان جانشین قرار می‌دهی؟» پیامبر(ص) فرمود: «آیا نمی‌پسندی كه نسبت به من، به منزله هارون نسبت به موسی باشی. آنجا كه به او گفت: «اخلفنی فی قومی» در میان قوم من جانشینم باش و اصلاح كن»، اینجا بود كه و «اولی الامر منكم» در حقّ علی(ع) نازل شد، این گفته مورد تأیید مجاهد مفسّر بزرگ می‌باشد؛ حاكم حسكانی می‌گوید: این همان حدیث منزلت است كه شیخ ما، ابوحازم حافظ می‌گفت: من آن را به پنج هزار سند تخریج كرده‌ام. پس در اعتبار حدیث تردیدی نیست و محدّثان بزرگ مانند ابن عساكر
از صحابه بسیار روایت كرده‌اند.9
دوم: «حدیث اطاعت». حاكم نیشابوری در «مستدرك» نقل می‌كند كه پیامبر(ص) فرمود: «كسی كه مرا اطاعت كند خدا را اطاعت كرده و كسی كه مرا معصیت كند، خدا را معصیت كرده و كسی كه علی(ع) را اطاعت كند، مرا اطاعت كرده و كسی كه علی(ع) را معصیت كند، مرا معصیت كرده.»10
این حدیث به طور واضح دلالت بر واجب الاطاعه بودن علی(ع) مانند خود پیامبر اسلام(ص) و عصمت علی(ع) دارد و در واقع حدیث مفسّر، «آیه شریفه اولی الامر» است.
سوم: همان‌گونه كه فخر رازی با استدلال به این نتیجه رسید كه اولواالامر باید معصوم باشد،11 شیعه نیز همین عقیده را دارند. از طرفی اهل سنّت، پیامبر(ص) را معصوم می‌دانند و اهل تشيّع پیامبر(ص) و ائمه دوازده‌گانه(ع) را معصوم می‌دانند. بنابراین اجماع قائم است كه غیر از پیامبر(ص) و ائمه اهل بیت، معصومی كه مصداق اولواالامر باشد، نداریم.12
توضیح اینكه امام باید معصوم باشد. در میان امّت اسلامی دو قول بیشتر نیست؛ عدّه‌ای می‌گویند عصمت، شرط امامت نیست؛ عدّه‌ای می‌گویند عصمت شرط امامت است؛ امّا قول اوّل با «آیه شریفه اولواالامر» و به اقتضای سخن وتفسیر فخر رازی باطل شد. پس حق، منحصر در قول دوم می‌شود؛ یعنی امام باید معصوم باشد و تمام كسانی كه عصمت را شرط امامت می‌دانند، اجماعاً و اتّفاقاً علی بن ابی‌طالب(ع) را امام می‌دانند.13
در اینجا به چند نمونه دیگر از آیات قرآنی كه مسئله نصب و معرفی امامت و حقّانیت مذهب اهل بیت(ع) را می‌رساند، یادآور می‌شویم و در توضیح هر كدام، منابع مهم اهل سنّت را كه دلالت آیات را پذیرفته‌اند، ذكر می‌كنیم.
1. « ... فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ؛14 بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیك و شما خویشان نزدیك خود را فرا خوانیم. سپس مباهله كنیم و لعنت‏ خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» زمخشری می‌گوید: این آیه كریمه، قوی‌ترین دلیل بر فضیلت اصحاب كساء است.15
آلوسی می‌گوید: دلالت آیه كریمه بر فضیلت آل پیامبر(ص) كه آل الله‌اند برای هیچ مؤمنی قابل تردید نیست...16
در «صحیح» مسلم،17 «سنن» ترمذی18 و «مسند احمد بن حنبل»19 وارد شده كه پیامبر(ص) حضرت علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را با خود به صحرای مباهله آوردند. در این آیه از علی(ع) تعبیر به نفس پیامبر شده و ابتهال و دعا خواندن كار مشترك پیامبر و اهل بیتش بوده كه در نزول لعنت بر كاذبین مؤثّر بوده است.
2. «إِنَّمَا يُرِیدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا؛ خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند.»20 این آیه عصمت اهل بیت(ع) را بیان می‌كند و تا معصوم باشد، نوبت به غیر معصوم در ولایت، امامت و ریاست مذهب نمی‌رسد.
بنابراین وقتی كه با توجّه آیات قرآن و روایات صحیح فریقین، امامت و ولایت متعلّق به جانشین به حق بعد از پیامبر اسلام(ص) می‌باشد و آن جانشینان كسانی نیستند؛ مگر امیرالمؤمنین، حضرت علی و فرزندانش(ع). پس واضح و مسلّم است كه تبعيّت واقعی از امامت ائمه اطهار(ع) مهم‌ترین دلیل روشن است بر حقّانیت مذهب تشيّع.

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره مائده (5)، آیه 3.
2. همان، آیه 67.
3. ابراهیم بن محمّد جوینی، فرائد السّمطین، بیروت، مؤسّسه المحمودی للطباعه و النشر، ج 1، ص 312.
4. فرائد السّمطین، ، ج 2، ص 134؛ سبط ابن جوزی، تذكره الخواص، بیروت، مؤسّسه اهل البیت، 1401 هـ، ص 327؛ سلیمان قندوزی، ینابیع الموده، اسلامبول، مطبعه اختر، 1301 هـ، ص 444، باب 77.
5. سوره نساء (4)، آیه 59.
6. سوره آل عمران (3)، آیه 32.
7. سوره عنكبوت (29)، آیه 8.
8. حاكم حسكانی، شواهد التّنزیل، مؤسسه الطبع و النشر، ج 2، ص 190.
9. همان، ص 195.
10. حاكم نیشابوری، المستدرك علی الصحیحین، مؤسسه طبع و نشر، ج 3، ص 195.
11. فخر رازی، تفسیر، تهران، دارالكتب العلمیه، چاپ دوم، سطر 2، ج 10، ص 144.
12. حلّی، كشف المراد، تحقیق آیت الله سبحانی، انتشارات مؤسسه امام صادق(ع)، چاپ اوّل، ص 188.
13. كشف المراد، تحقیق استاد حسن زاده، جامعه مدرّسین قم، چاپ چهارم، ص 367.
14. سوره آل عمران (3)، آیه 61.
15. جار الله زمخشری، تفسیر الكشّاف، بیروت، دارالكتاب العربی، ج 1، ص 370.
16. آلوسی، روح المعانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج 3، ص 189.
17. صحیح مسلم، كتاب فضائل الصحابه باب فضائل عليّ بن ابی‌طالب، مؤسّسه عزّالدّین للعباده و النشر، ج 5، ص 23، حدیث 32.
18. سنن ترمذی، دارالفكر، ج 5، ص 565.
19. مسند احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، ج 1، ص 185.
20. سوره احزاب (33)،‌ آیه 33.

حسن منتظری

ماهنامه موعود شماره 142 و 143

1 نظر

  • لینک نظر  يوسفي دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۱ ساعت ۰۷:۴۴ نوشته شده توسط يوسفي

    غربت امام عصر علیه السلام
    آقای من!
    مولای غریب و تنهای من!
    پدر مهربان اهل عالم!
    می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند.
    من از تصویر این غربت و غم ناتوان ام.
    … از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟ از آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خون ریز معرفی می کنند؟ از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می ترسانند؟ از آنها که تو را به دور دست ها تبعیدمی کنند؟ از آنها که تو را دست نیافتنی جلوه می دهند؟ از آنها که به نام تو مردم را به دکه های خویش فرا می خوانند؟
    … از خود آغاز می کنم که اگر هر کس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد. می خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتم کریمانه چشم می پوشی؛ می دانم توبه ام را قبول می کنی و با آغوش باز مرا می پذیری؛ می دانم در همان لحظه ها، روزها و سال های غفلت هم، برایم دعا می کردی. من از تو گریزان بودم؛ اما تو هم چون پدری مهربان، دورادور مرا زیرا نظر داشتی … العفو … العفو!
    لطفا در يك جمله حرف دلت را به امام زمان براي استفاده در وبلاگ به ما بفرستيد

نوشتن نظر