رقص شادی بر سفره ماتم!
موقعیت شما: صفحه یک»یادداشت»رقص شادی بر سفره ماتم!

رقص شادی بر سفره ماتم!

چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۴۸
امتیاز این گزینه
(9 آرا)

مباركتان باد! برگي ديگر بر دفتر گزارش‌هاي رنگين دوران رياست و كياست خود افزوديد!  گوارايتان باد! لوحي ديگر به الواح نقره‌اي و طلايي دفتر مزيّن مديريّت خود پيشكش كرديد. شادي‌تان مستدام! عكسي ديگر و خبري ديگرگون بر آلبوم رنگين همايش‌ها و بزرگداشت‌هاي سال و ماهتان انباشتيد تا فارغ بال و سبكبارتر از هميشه، بي‌خبر از آنچه پيرامونتان مي‌گذرد،

 

مباركتان باد! برگي ديگر بر دفتر گزارش‌هاي رنگين دوران رياست و كياست خود افزوديد!
گوارايتان باد! لوحي ديگر به الواح نقره‌اي و طلايي دفتر مزيّن مديريّت خود پيشكش كرديد.
شادي‌تان مستدام! عكسي ديگر و خبري ديگرگون بر آلبوم رنگين همايش‌ها و بزرگداشت‌هاي سال و ماهتان انباشتيد تا فارغ بال و سبكبارتر از هميشه، بي‌خبر از آنچه پيرامونتان مي‌گذرد، صبحگاهان از كوچه‌ها و خيابان‌هاي آكنده از دوربين و تابلوهاي هشدار بگذريد و با فشار دكمه‌اي چون برق به ناگهان به دفتر فراخ كارتان وارد شويد...
چهرة خندان و سيماي بشّاش شما را كه به نوبت در ايّام پاسداشت پژوهش و شأن پژوهشگر بر صفحة رسانة ملّي ظاهر مي‌شديد، ديديم و امروز نيز، تكرار آن را بر صفحات روزنامه‌ها. بولتن‌هاي سال و ماهتان در كنار جملة فرمايش‌ها كه جاي خود دارد. امضاي ظريف و قيمتي شما در طرفة العيني مديران روابط عمومي دستگاه عريض و طويل شما را در انتشار رنگين‌نامه‌هاي مزيّن با كاغذهاي الوان ياري مي‌دهد و آنان را از هر گونه سدّ و مانع و دلال‌هاي كاغذفروش كوچه و پس كوچه‌هاي ظهير الاسلام عبور مي‌دهد.
روي سخنم به آن مردان و زناني كه حاصل سال‌ها رنج و تعب آنها را معادل با لوح سپاس مرحمتي و چند سكّه مي‌شناسيد، نيست. آنان نيز، امروز نه فردا، چونان ما خود را مواجه با درهاي بسته و منشيان بد خلق و محافظاني مي‌بينند كه مجال گذار حتّي ذرّات كوانتوم را هم از راهروهاي شما نمي‌دهند تا چه رسد به ما كه ديگر بار و ديگر بار به كنج خلوت كتابخانه‌ها و فضاي سرد آزمايشگاه‌ها برمي‌گرديم تا شما و دوستانتان ديگر بار و ديگر بار، مجال بيابيد و برگي ديگر بر افتخاراتتان بيافزاييد و عكسي ديگر بر رنگين‌نامه‌هايتان.
به شما حق مي‌دهم. مشكل مي‌توان باور داشت. در همان ساعاتي كه در صحن گرم و نوراني و شيرين سالن‌هاي همايش، در هواي بزرگداشت هفتة پژوهش، سردي روزهاي آخر آذر ماه را به دست فراموشي مي‌سپرديد، شمع بسياري از طرح و پروژه‌هاي علمي و پژوهشي و فرهنگي، روي به سردي و خاموشي مي‌گذاشت.
هيهات! همة روشنايي و گرمي و رونق كار ما به ناگهان به صحن و سراي گرم و منوّر سازمان‌ها و نهادهاي شما پمپاژ شده بود. در همان ساعات، دست‌هاي بسياري زير چانه‌هاي تكيدة پژوهشگران و ناشران و محقّقان خشك شده بود و دست‌نوشته‌هاي بي‌شماري در انتظار نوبت طولاني نشر و انتشار ماندند. چك‌هاي بي‌شماري در انتظار امضاي شما خشكيدند؛ در حالي كه هر يك چون ليواني از قنداب مي‌توانست از مرگ نابه‌هنگام اميدهاي يك مترجم، محقّق يا پژوهشگاهي جلوگيري كند.
مي‌دانم كه شما را تاب خواندن اين جملات نيست؛ امّا اين همه از دلي آزرده و چشمي نگران بيرون مي‌زند و نه از قلم كم رمق كه آخرين قطرات جوهر قلابي چيني‌اش را سر مي‌كشد.
ـ هيچ از حال و روز هزاران مرد و زن كه سال‌ها پيش از اين بر افتخارات شما و همگنان شما افزودند، خبر داريد؟ و از صدها طرح و ايده كه انتظار پايان ناپذير به ثمر نشستن خرواري گرد و خاك بر آنها انباشته است؛
ـ هيچ از روز و روزگار پژوهشكده‌ها و مؤسّسات پژوهشي پرسيده‌ايد؟ در حالي كه سطل زبالة اتاق‌هاي تايپ و تحرير مديريّت شما را براي پس‌مانده‌هاي كاغذ مصرف شده مي‌كاوند تا شايد بر روي باقي مانده از سفيدي آنها، مقالات خود را بنگارند تا مبادا تندباد حوادث، آن همه را به سطل فراموشي هميشه بسپارد؛
ـ هيچ تاريخ تولّد ناشران و مؤسّسات فرهنگي پر سابقه و توانمند را ديده‌ايد؟ هم آنان كه فهرست نام‌هاشان را بر كارنامة درخشان خود نقش مي‌زديد؟
كاش مي‌دانستيد كه در همين روزها، تاريخ ورشكستگي و مرگ آنان نيز ثبت مي‌شود. آيا اين تاريخ و فهرست ورشكستگان بي‌تقصير را هم در كارنامة خود مي‌آوريد؟
ـ قفسه‌هاي اتاق ما آكنده از پژوهش‌هاي ناكامي است كه در ازدحام سرماي بي‌خبري شما از حال و روز اهالي پژوهش و تحقيق و نشر، روي به فسردگي و زردي مي‌گذارند تا شما هماره روي سرخ و بشّاش بمانيد.
مباركتان باد رقص شادي بر سفرة ماتم ديگران. والسّلام.

اسماعیل شفیعی سروستانی
مدیر مسئول مؤسسه فرهنگی موعود عصر عج

به مناسبت هفته پژوهش

1 نظر

  • لینک نظر مقداد چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۰۸ نوشته شده توسط مقداد

    قضیه چیه
    یک چیزهایی دستگیرم شد باعث تاسفه اگر همان چیزی است که فکر می کنم

نوشتن نظر