حسینیه ها و مساجد شیعیان؛رسانه ای موثرتر از توییتر و فیس بوک
موقعیت شما: اخبار»اخبار فرهنگی و مهدوی»حسینیه ها و مساجد شیعیان؛رسانه ای موثرتر از توییتر و فیس بوک

حسینیه ها و مساجد شیعیان؛رسانه ای موثرتر از توییتر و فیس بوک

شنبه ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۰۶
امتیاز این گزینه
(2 آرا)

مشرق- در جریان نا آرامی های اخیر کشور های عربی، تحلیلگران غربی موج بیداری اسلامی را به "انقلاب های توییتری" نسبت دادند و سعی در فروکاست آن داشته اند. این در حالی است که ضریب نفوذ اینترنت در این کشورها است.
حتی در اوج اعتراضات مردم مصر که به سقوط حسنی مبارک منجر شد؛ کارشناسان در حالی مدعی توییتری بودن انقلاب مصر بودند که رژیم دست نشانده مبارک، برای فروکش کردن آتش این انقلاب؛ شبکه های اجتماعی، اینترنت، پیام کوتاه و... را بر روی انقلابگران مصری بسته بود و سعی در فلج سایبرنتیکی آن داشت؛ اما این اقدام منجر به جلوگیری از انقلاب نشد و قیام اسلامی مصر، به فرجام نسبی خود رسید.
پرسش اینجاست که قیام هایی که نه رهبر دارد، نه از رسانه های اجتماعی برای هدایت اعتراضات خیابانی بهره می برد چگونه به حیات خود ادامه می دهد؟
در جوامع مسلمانی که اکثریت آن ها از اهل تسنن هستند؛ از جمله لیبی و اردن و تونس و عربستان و به ویژه مصر "نماز جمعه" قویترین رسانه ای است که اگرچه از شیوه ای سنتی برخوردار است اما محوریت و اساس اعتراضات را بر پایه اسلام استوار می کند و از عمق و نفوذ رسانه ای و تاثیر ارتباط مستقیم و ایجاد اتحاد و همبستگی هرچه بیشتر برخوردار است.
اما کشورهایی که اکثریت آنها شیعه هستند؛ در کنار استفاده از نماز جمعه به عنوان رسانه ی قدرتمند و متمرکز؛ از رسانه های هسته ای و کوچکتری بهره می برند که حالت انتشار یافته داشته و در عین حال منسجم هستند. رسانه های آنها مساجد و حسینیه است.
عزاداری شیعیان برای امام حسین (ع) و حضرت زهرا (س) که در مساجد و حسینیه صورت می گیرد؛ دو عاملی است که علاوه بر انجام ماموریت رسانه بودن؛ برای تعمیق و انگیزش اجتماعی و تحرک معترضان بسیار موثر بوده و ظرفیت بسیار بالاتری به نسبت رسانه های نازلی همچون توییتر و فیس بوک ایجاد می کند و به زعم برخی کارشناسان علوم ارتباطات، به لحاظ برخورداری از ظرفیت ارتباط مستقیم و به اشتراک گذاشتن یک غم مشترک و هویت مشترک، از عالی ترین حد تاثیر رسانه ای برخوردار است و قدرت نرم آنها را بازتولید می کند.
آنچه که در بحرین اتفاق می افتد؛ پدیده ای از جنس قیام اسلامی است که مردم ایران در انقلاب سال 1357 آن را تجربه نمود و ساواک در تلاش برای جلوگیری از عملکرد این رسانه بود. چیزی که جنبش سبز در فتنه 88، ظرفیت آن را خیلی دیر کشف کرد و حتی در عاشورای 88 در کمال ناآگاهی از آن استفاده ی معکوس نموده و سپس این اقدام به پایان حیات این جنبش انجامید. اگر چه باید گفت که این "جنبش زوال یافته" که به دلیل ماهیت غیر دینی، نتوانست از ظرفیت این رسانه های سنتی استفاده کند؛ اما در اصلاح اشتباه استراتژیک خود، اکنون سعی دارد که این رسانه بی بدیل را از مردم ایران بگیرد و آن را به لفظی تهی از معنا بدل کند.
آل سعود و آل خلیفه و مستشاران آمریکایی در بحرین، با مطالعه بر روی قدرت نرم ملت ایران به ظرفیت های حسینیه ها و مساجد، بخصوص در ایام عزاداری در بحرین پی برده و سعی در تخریب آن دارند که دامنه این تخریب ها تاکنون به 28 مسجد و 50 حسینیه در شهرهای کرزاکان، سلام‌آباد، عالی و بو قووه بحرین رسیده است.
برخلاف نماز جمعه که به دلیل تجمع نقطه ای و متمرکز آن، جلوگیری از شکل گرفتن اعتراض به سادگی و با تجهیزات پلیسی امکان پذیر است؛ حسینیه ها و مساجد شیعی ، به سبب انتشار و تعددی که در سطح شهرها دارند، و اقدام نامتقارن و متفاوتی را که در بر می گیرند؛ برخورد با آن واجد پیچیدگی خاصی است.
این امر سبب می شود که کنترل تظاهرات و سرکوب حرکت های اسلامی از جنس شیعی، برای سرویس های امنیتی غرب به ویژه آمریکا پدیده دشواری باشد و فرمول های متفاوتی را از آنچه در زمین بازی غرب اتفاق می افتد؛ در بر بگیرد.

1 نظر

  • لینک نظر محسن يكشنبه ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۲۲ نوشته شده توسط محسن

    دوستان عزیز سلام
    نقد بجای شما را که از دلسوزی شما عزیزحکایت دارد درست است ولی ساختار شکل گرفته جوامعی چون ما بصورت اتومات مردم را به حاشیه میراند و نقد را از گردونه دل مشغولیهای اجتماعی حذف مینماید.
    در هرصورت منظورم استبداد دولتی و حکومتی نیست . شما در یک جامعه که بین دانشجویان مقیم شهرستانها رواج دارد در واقع یک واقعیت را در درون خود دارد و آن اینکه این شهرستانها همچون جزیره ای میماند که با همه جا متفاوت است یعنی ساختار های اجتماعی بگونه ای که باید باشد نیست .ما عادت کردیم همه مشکلات را بر روی دوش حکومتها و دولتها بیاندازیم چون راحت ترین راه پاک نمودن صورت مسئله همین است در صورتی که دولتها ی ما قاعدتا برآیندی هستند از رفتار ملتها .بیایید یک مثال بزنم .ما در شهرستانها شاهد مواردی هستیم که مثلا در ایام محرم میبینیم بچه ها با هم جمع میشوند و با تعیین یک سر هیئت و تعیین نظام قدرت به عنوان یک هیئت بیرون آمده و به همینگونه بعد از گذشت سه تا پنج سال به یک هیئت رسمی تبدیل و با جمع آوری پول و تهیه صندوق و گذاشتن این صندوقا در جاهای مختلف اقدام به ساخت و ساز سالنی جهت هیئت مینمایند که معمولا با توجه به کارکرد این هیئتها و تعریف اولیه آن فقط برای دوروز تاسوعا و عاشورا دائر میباشد .و همان رفتار سنتی هیئتهای قدیمی تر را دنبال یعنی ساختار غیر دموکراتیک این هیئتها باعث میشود . که روز به روز باعث دلسردی زیر مجموعه و دوری جوانها از سنتهای دینی و مذهبی می شود. که این مسذله باز تکرار این چرخه را باعث می شود .یعنی فرزندان و جوانترها که میبینند این هیئتها روندی استبدادی دارند و چرخش نخبگان و انتخابات در این هیئتها یک آرزوی دست نیافتنی است مبادرت به تشکیل وضعیتی جدید میکنند .که این به غیر از اینکه وقت و انرژی زیادی را از جوانها در تشکیل و ساخت و ساز تلف میکنند .درصورتی که اگر این هیئتها کار کرد طبیعی خود را که مشابه آن در خارج از کشور به نام ان جی او ها میداشتند بار بسیاری از مشکلات اجتماعی را به دوش میکشند و در اداره اجتماع نقش مهمی ایفاء میکنند .منظورم این است که مثلا برای نمونه میتوانند در طول سال با استفاده از اعضاء هیئت مثلا دکتری که عضو هیئت می باشد . دوساعت از وقت خود را در هفته در محل هیئت به ویزیت مردم بپردازد و یا استاد کامپیوتری که عضو هیئت است دوساعت در هفته به اعضاء هیئت کامپیوتر بیاموزد . و یا جلسات نقد و برسی و برنامه ریزی برای مشکلات شهری و تهیه طرح و ارائه آن به شورای شهر و فرمانداری و.....................آری جامعه را میتوان از پایین متحول ساخت و در پویایی آن نقش داشت منتهی اولین تلاش این است .که باید ساختاری بوجود آید که این هیئت ها ساختارهای دموکراتیک به خود گیرند . و همه مناصب برآیندی باشد از انتخاب اعضاء و بجای تجزیه و تقسیم این هیئتها که باعث بروز گسست اجتماعی میشود .میتوان با تعریف و تقسیم قدرت به اجزاء مختلف از کوچک و بزرگ را در اداره این هیئتها درگیر نمود تا تحولی عظیم را شاهد باشیم .پس دوستان عزیز اگر میبینیم اعضاء در یک گروه و جریان به حاشیه رانده میشوند و به مسائل کم اهمیت بها میدهند باید در دیدی کلی نگاه کنیم که چرا و به چه علت .............در پایان با تشکر از نگارنده این مقاله که به نقش ههم هیئات و مساجد به موقع اشاره کرده اند(که بدیهی است نقش بسزا تری از فیس بوک و تویتر و ان جی او را در جوامع ما بر عهده دارند ) که امیدوارم این برسی ها و نظرات در روزمرگی ها اخلال وارد نموده که باعث این درد دل شد تشکر میکنم .
    پس بایید جامعه را تشویق نماییم که از هرچیزی همان که وظیفه است طلب نمایند . یعنی از نماینده شهر عملکرد او در مجلس و آنهم در حیطه تقسیم وظیفه ای که صورت گرفته و از شهردار هم همان که وظیفه اش است و بقیه هم به همین طور.......................با درود و آرزوی موفقیت و بهروزی

نوشتن نظر