سفر به بحرین

سفر به بحرین

پنجشنبه ۰۹ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۴۰
امتیاز این گزینه
(2 آرا)

مردم بحرین توجّه خاصّی به واجبات و تعظیم شعائر مذهبی دارند و استعداد فوق‌العادّه‌ای به ترویج شرع و شریعت از خود نشان می‌دهند و به انجام كارهای مستحبّی ستایش گردیده‌اند و به محرّمات و منكراتی كه در اكثر بلاد شایع و آشكار است، به هیچ وجه تظاهر و تجاهر ندارند و هر كس به این سرزمین مسافرت نماید و با دیده انصاف، رفتار و كردار مردم را ملاحظه كند، صحّت گفتار ما را درك می‌كند

 

یاقوت حموی در قرن هفتم هجری قمری درباره اهل بحرین نوشته است: اهالی بحرین در نزدیكی عمّان و برضدّ خوارج عمّان می‌باشند، مذهب خویش را پنهان نمی‌نمایند و هراسی از كسی ندارند و تمام ساكنان آن شیعه‌اند و اگر غیر شیعی در آن دیده شود، غریبه است.1
در دهه‌های اخیر نیز از 98% سكنه مسلمان بحرین، بنابر منابع مختلف، بین 65 تا 85% شیعه بودند كه اكثراً دوازده ‌امامی و اندكی هم پیروان شیخ احمد احسایی می‌باشند. به رغم اینكه اكثریت اهالی بحرین شیعه‌اند، در قرون اخیر غالباً در نقاط دور افتاده و روستایی ساكنند؛ ضمن اینكه حضورشان در نظام اداری و سیاسی كم‌رنگ و ناچیز است و اقلیّت سنّی بر این جمع مظلوم حكومت می‌كنند؛ حكمرانانی كه از عدالت، انصاف و حق‌محوری، بسیار فاصله دارند.1
رژیم حاكم، علاوه بر اینكه شیعیان را به صورت فیزیكی سركوب می‌كند، آنان را  دستگیر و روانه زندان می‌نماید و شدیدترین فشارها و تنگناها را برایشان به وجود می‌آورد و آنان را از امنیت اجتماعی، آزادی‌های قانونی و كرامت‌های انسانی محروم كرده، از راه‌های گوناگون، تهاجم فرهنگی سنگین و گسترده‌ای را علیه آنان ترتیب داده است. به مدارس، فقه سنّی را تحمیل كرده‌اند، به جنگ‌های فرقه‌ای و تفرقه‌افكنی بین جوامع سنّی و شیعه دامن می‌زنند، به میراث فرهنگی و علمی شیعه دست‌اندازی می‌كنند و موقوفات شیعیان را در اختیار گرفته‌اند، مساجد، حسینیّه‌ها و كتابخانه‌های شیعه را تخریب یا طعمه حریق قرار می‌دهند، در عقاید و افكار آنان شبهه‌افكنی می‌كنند و تلاش می‌نمایند فرهنگ و آدابی را به اهالی شیعه تحمیل كنند كه با موازین اعتقادی آنان مغایرت دارد، دولت سنّی‌مذهب می‌كوشد شیعیان را از نظر كمّی، كمتر از میزان واقعی جلوه دهد و فرهنگ و هنجارهای آنان را عقب‌افتاده و ضعیف قلمداد كند.2
در گذشته، بحرین همچون «احساء» از مراكز سنّتی شیعه به حساب می‌آمد؛ امّا با نقشه‌هایی كه استعمارگران با تبانی حكّام منطقه كشیدند، این مركزیت، از دست رفته و در عوض تدریجاً جامعه شیعه به حاشیه كشانده شده‌اند و به لحاظ امكانات رفاهی، خدماتی و ارتباطی، از اقلّیت سنّی عقب افتاده‌ترند. اوج‌گیری انقلاب اسلامی در «ایران»، هراسی در خاندان «آل خلیفه» افكند كه باعث گردید فشار بر شیعیان را تشدید كند. حمایت رژیم حاكم بر بحرین از بعثی‌ها در جنگ با ایران و تأیید تلویحی اعدام برخی از برجسته‌ترین رهبران شیعه عراق از جانب حاكمان آل خلیفه، شكاف بین شیعیان و دولت مركزی را افزایش داده است.4
این فشارها بر مردم بحرین به این علّت وارد می‌شود كه آنها از صدر اسلام خواسته‌اند ارادت خود را به پیامبر اكرم(ص) و اهل بیت(ع) او نشان دهند و پیرو و پایبند تشیّع علوی كه مولود طبیعی اسلام راستین است، باشند.
درباره تقوا، زهد و پارسایی اهل بحرین در منابع تاریخی نكات جالبی آمده و معروف است كه آنان افرادی مهذّب و ملتزم در امور شرعی بوده‌اند. مرحوم شیخ علی بلادی (متوفّی 1340 ه‍ .ق.) می‌گوید:
مردم بحرین توجّه خاصّی به واجبات و تعظیم شعائر مذهبی دارند و استعداد فوق‌العادّه‌ای به ترویج شرع و شریعت از خود نشان می‌دهند و به انجام كارهای مستحبّی ستایش گردیده‌اند و به محرّمات و منكراتی كه در اكثر بلاد شایع و آشكار است، به هیچ وجه تظاهر و تجاهر ندارند و هر كس به این سرزمین مسافرت نماید و با دیده انصاف، رفتار و كردار مردم را ملاحظه كند، صحّت گفتار ما را درك می‌كند.5
وی در جای دیگر خاطرنشان می‌سازد: برخی موثّقین برایم نقل كرده‌اند در نزد بازرگانان بحرین معمول و متداول بوده چنانچه خدمه‌ای از خواندن نماز شب غفلت می‌كرد و برای اقامه این مستحبّ غفلت می‌نمود و بیدار نمی‌شد، صبح كه به بازار می‌آمد، از پذیرش او امتناع می‌كرد و چون همسایگان می‌گفتند: او خادم خوبی است و جز نیكی از او ندیده‌ایم، می‌‌گفت: نماز شب نمی‌خواند و خوف آن دارم این وضع برایش عادت گردد و دیگر افراد خانواده از او پیروی كنند. به پاس این سنّت‌های ستوده و دقّت در انجام واجبات و اهتمام در مستحبّات، بحرین را «دارالمؤمنین» خوانده‌اند.
مطلوب‌ بودن شرایط آب و هوایی، رونق اقتصادی، هم‌بستگی و انسجام اسلامی، پیوستگی فرهنگی و اجتماعی، فضای امن، آرام و مناسبی را برای شكوفایی علمی و فكری در بحرین مهیّا ساخت و رفته‌رفته اجتماعی از علما، روحانیان، ادیبان و دانشوران در این سرزمین شكل گرفت. عالمان بحرینی علاوه بر مقامات علمی و توانایی‌های فكری، در زهد، پارسایی و پرهیزگاری نیز زبانزد بودند. مرحوم بلادی نوشته است:
گاهی در مسجد «ذی ‌منارتین» كه مجلس ترحیمی برای یكی از بزرگان منعقد می‌گردید، متجاوز از سیصد نفر دانشمند و ادیب در آن حضور می‌یافتند. در مواقعی كه علما در مسجد یا محفلی دیگر اجتماع كرده‌ بودند و كسی می‌آمد سؤالی را از عالمی می‌پرسید، او از روی فروتنی وی را به عالم مجاور خویش ارجاع می‌داد. آن دانشور نیز اظهار تواضع می‌كرد و ایشان را به عالمی دیگر معرفی می‌نمود. او همچنان از روی شكسته نفسی از جواب اهتراز می‌جست. این وضع ادامه می‌یافت تا آنكه سؤال‌كننده نزد عالم مورد نظرش می‌آمد و پاسخ خویش را دریافت می‌كرد.
مردم وقتی مشاهده می‌كردند علمایشان علم و عمل، تزكیّه و تعلیم و فضل و فضیلت را با یكدیگر توأم ساخته‌اند، می‌كوشیدند از زندگی، كردار و رفتار آنان درس بیاموزند و این آموخته‌های گران‌قدر را در زندگی فردی و اجتماعی خود پیاده سازند. متأسّفانه تندبادهای مسموم و سیلاب‌های فساد و هوس، این بوستان معطّر و گلستان معرفت و معنویت را دچار پژمردگی نمود.
حوادث ناگوار سیاسی، اجتماعی، طبیعی و اقلیمی، پی‌درپی به وقوع پیوست و این ناگواری، علما و معاریف را نگران ساخت و موجب گردید محافل علمی و فرهنگی دچار ركود گردند و كاروانی از فرزانگان بحرین این دیار را ترك كرده و سرزمین‌های دیگر را برای اقامت خود برگزینند.6
ابن بطوطه، سیّاح مسلمان اهل «مراكش» در رحله خود، درباره «قطیف» یكی از نواحی بحرین كهن، نوشته است:
شهری است بزرگ و نیكو و دارای نخل‌های فراوان. طوایفی از اعراب در آن سكونت دارند كه جزو شیعیان می‌باشند و در این باره تقیّه ندارند؛ بلكه تظاهر هم می‌كنند؛ چنان كه مؤذّن در اذان خود بعد از شهادتین «اشهدان لااله‌الاّ الله»، «أشهد أنّ محمّداً رسول ‌الله»، «أشهد أنّ علیّاً ولیّ الله» و بعد از «حیّ علی الصّلاه و حیّ علی الفلاح»، «حیّ علی خیر العمل» و بعد از تكبیر آخر اضافه می‌كنند: «مُحَمَّد وَ عَلیٌ خَیْرَ البَشَرْ مِنْ خالِفَها فَقَدْ كفر؛ محمّد و علی بهترین بشرها هستند. هر كس با آنان مخالفت كند، كافر است.»7
مساجد، حسینیّه‌های متعدّد و حوزه‌های علمیّه از جلوه‌های بارز تشیّع در بحرین است. حسینیّه‌ها كه «ماتم» نامیده می‌شوند، محلّ تجمّع شیعیان، به خصوص در دهه محرّم، روز عاشورای حسینی و در مناسبت‌های مربوط به اعیاد مذهبی، سال روز ولادت معصومین و شهادت آنان می‌باشد. سیّد حسن امین در كتاب «دائر\ ‌المعارف الاسلامیـ[ الشیعـ[»، آماری مربوط به حدود نیم قرن قبل ارائه می‌دهد كه تعداد حسینیّه‌های شهر «منامه» را چهل فقره (اعم از مردانه و زنانه) یاد كرده، شهر «المحرق» نیز در این زمان بیش از ده حسینیّه زنانه و مردانه داشته است؛ امّا در بحرین، شهرهای دیگر، شهرك و روستاها نیز حسینیّه‌های متعددّی دارند كه در بعضی محلّه‌ها چندین حسینیّه دیده می‌شود. بر اساس گزارش كاردار سفارت جمهوری اسلامی ایران در بحرین و منابع مستند دیگر در حدود 3000 باب حسینیّه بزرگ و كوچك در این كشور وجود دارد كه برخی از آنها در واقع بخشی از خانه مسكونی شیعیان است كه وقف این مكان شده است؛ ولی می‌توان گفت تعداد حسینیّه‌های بزرگ و رسمی به 500 واحد، بالغ می‌گردد. مراسم عاشورا و شهادت مظلومانه حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش در بحرین شور و حال خاصّی دارد. از ابتدای محرّم، تمامی حسینیّه‌ها یكپارچه سیاه‌پوش می‌شود و شعارهای عاشورایی و پرچم‌های سیاه در خارج از محدوده این مكان‌ها نیز نصب می‌گردد روزها و شب‌های هفتم، هشتم، نهم و دهم محرّم مراسم سینه‌زنی و زنجیرزنی برگزار می‌شود. مراسم تعزیه‌خوانی نیز هنوز در مناطقی از بحرین رواج دارد. پیشاپیش دسته‌های سینه‌زنی پرچم‌های سیاه و شعارهای عاشورا و بعضاً اسب‌های سیاه‌پوش به عنوان نمادی از ذوالجناح امام به حركت در می‌آیند. بعضی از دسته‌های سینه‌زنی به نواختن سنج، طبل و شیپورزنی اقدام می‌كنند.
اطعام عمومی و توزیع شربت در این چند روز به صورت گسترده‌ای صورت می‌گیرد. قاطبه شیعیان در عزاداری‌ها حضوری فعّال دارند. عجمی یا افراد ایرانی الاصل در حسینیّه‌های خود به سبك ایرانی و با زبان فارسی سوگواری می‌كنند كه از جلوه‌های بارز آن سینه‌زنی است. شیعیان هندی و پاكستانی نیز جداگانه مراسم عزاداری دارند كه از سنّت‌های ویژه خودشان پیروی می‌كنند و دسته‌های سینه‌زنی آنان در ادامه دسته‌های سینه‌زن بحرینی حركت می‌كنند. حسینیّه‌ها غالباً در تمام ماه‌های محرّم و صفر فعّالند و در آنها روضه‌خوانی هم صورت می‌گیرد. روزهای تاسوعا و عاشورا تعطیل رسمی است. اگرچه دولت بحرین ممانعتی برای اقامه‌ مراسم عاشورا ایجاد نكرده؛ ولی در چند سال اخیر به دلیل تأثیرپذیری شیعیان از حماسه عاشورا و افزایش انگیزه و تحرّك آنان برای حضور در فعّالیت‌های سیاسی و اجتماعی، ظلم‌ستیز و عدالت‌خواهی، نیروهای امنیّتی و انتظامی به مراسم محرّم حسّاس گردیده و شدیداً دسته‌های عزادار را كنترل می‌كنند كه مبادا شور حسینی، منجر به حماسه‌هایی گردد و بساط استبدادی آنان را برچیند.
برادران اهل سنّت بحرین مزاحمت و مخالفتی با برگزاری این نمایش پرشكوه شیعه ندارند؛ بلكه با آنها رفتاری احترام‌آمیز دارند. حماسه حسینی در سنوات اخیر در بحرین ابعاد وسیع‌تر و معنادارتری یافته و مردم، خصوصاً نسل جوان، از مدرسه عاشورا درس مقاومت، فداكاری و حماسه فرا می‌‌گیرند و همه ساله عمق و ارزش این قیام باشكوه را بیشتر درك كرده و می‌كوشند موضع‌گیری‌های اجتماعی و سیاسی آن را بروز دهند.8
نقش حسینیّه‌ها تنها به ایّام محرّم و صفر محدود نمی‌گردد و هم‌اكنون حسینیّه‌ها تریبون‌های فرهنگی هستند كه در طول تمام سال مشغول تنویر افكار عموم هستند. به عنوان مثال در ماه‌های دیگر، به ویژه ایّام رمضان المبارك تشكّل‌های مختلف شیعه، سلسله‌ جلسات سخنرانی، دوره‌های فرهنگی، همایش‌ها و كنگره‌هایی در این مكان‌ها ترتیب می‌دهند؛ حتّی جوانان، مراسم ازدواج خود را در حسینیّه‌ برگزار می‌كنند و در واقع شادی‌ها و زندگی مشترك خویش را با حماسه حسینی پیوند می‌زنند.
مساجد شیعیان كه 260 باب از آنها در اوقاف بحرین به ثبت رسیده است، علاوه بر برنامه‌های عبادی و اقامه فرایض، كانون‌های مهمّی برای تقویت بنیّه اعتقادی نوجوانان و جوانان می‌باشند؛ اگرچه در مدارس رسمی، تعالیم اهل سنّت آموزش داده می‌شود؛ ولی شیعیان، در حسینیّه‌ها و مساجد، مسائل فقهی، شرعی و اعتقادی را آموزش می‌دهند و حتّی برای كودكان 4 و 5 ساله برنامه دارند. هر گروه سنّی در كلاس‌های ویژه حضور می‌یابند تا مسائل مناسب خود را فرا گیرند. حوزه‌های علمیّه در فرهنگ‌سازی نقش مهمّی دارند و فعّالیت‌های آنان به آموزش‌های مرسوم مقدّمات، سطح و خارج منحصر نمی‌گردد و برای خواهران و برادران، كلاس‌های آموزنده‌ای دارند. جشن تكلیف دختران و پسران در بحرین با آداب ویژه‌ای برگزار می‌شود. برخی مساجد و حسینیّه‌ها موقوفات و ساختمان‌هایی را در اختیار دارند كه مخارج خود را از طریق آنها تأمین می‌كنند؛ ولی اكثر این اماكن عبادی و فرهنگی از چنین امكاناتی برخوردار نمی‌باشند و از طریق هدایا، نذورات و كمك‌های مردمی تأمین می‌شوند. دولت مركزی برای امور اوقاف دو اداره تأسیس كرده است:
«دائر\ ‌الاوقاف السنّیـ[» كه مربوط به اهل تسنّن است و «دائر\ الاوقاف الجعفریـّـ[» كه دومی بر خلاف اوّلی، از امكانات و توانایی مالی خوبی برخوردار است؛ ولی متأسّفانه درآمدهای اوقاف شیعه كمتر به دست علما و مردم می‌رسد. دولت هم میزان این سرمایه‌ها را اعلام نمی‌كند.
همچنین بحرینی‌ها در شهر مقدّس«قم»، «الحسینیّـ[ البحرانیّـ[» دارند. اخیراً ساختمانی چند طبقه برای طلّاب ساخته‌اند كه در زیرزمین آن «حسینیّـ[ الزهرا(ع)» استقرار یافته است.
تعداد طلّاب بحرینی در حوزه علمیّه قم حدوداً به یكصد نفر بالغ می‌گردند. تعدادی طلبه بحرینی نیز در «نجف» درس می‌خوانند.

تشكّل‌های فرهنگی، ترویجی
در بحرین، تشكّل‌های گوناگون فرهنگی فعّالیت دارند و در اجرای برنامه با یكدیگر، هماهنگی‌ها و همكاری‌هایی دارند. در رأس این جمعیت فرهنگی، عالم و روحانی یا شخص مؤمن و با سابقه خوب قرارگرفته‌اند. غالباً انتخاب این افراد از تشكیل مجامع عمومی و گزینش‌های مردمی انجام می‌شود. حوزه‌های علمیّه نیز در خصوص ارتقای سطح روحانیانی كه برنامه‌های تبلیغی، ترویجی و آموزشی دارند، فعّالند؛ ولی جایگاهی كه به صورت كامل‌تر و اساسی‌تر این وظیفه را عهده‌دار است، «مجلس اسلامی علمایی بحرین» است. هدف این تشكّل مهم و علمی، حفظ، نگهداری و پشتیبانی علمای دینی و تدارك برنامه‌هایی برای هر چه بهتر اجرایی گردیدن مسئولیّت‌های آنهاست و نیز درباره ایجاد ارتباط بین آنان و اقشار گوناگون جامعه طرح‌هایی دارند؛ اگرچه فعّالیت اصلی این مجلس فرهنگی است؛ ولی با موضع‌گیری‌های آنان در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی تعارضی ندارد و در بسیاری از موارد، شاهد اظهارنظر و صدور بیانیّه‌های سیاسی از این مجلس هستیم. در امور چالش‌ برانگیز و حسّاس نیز وارد عمل می‌شود. به عنوان مثال، زمانی كه بحث تصویب قانون احوال شخصی در دولت بحرین مطرح گردید، مجلس علمایی، تظاهراتی با حضور یكصد و پنجاه هزار نفر مرد و زن ترتیب داد كه همگی ضدّ این قانون شعار می‌دادند و خواهان لغو آن بودند و تاكنون به دلیل مخالفت‌ها و اعتراض‌های جدّی این مجلس، دولت در اجرایی نمودن این قانون، راه به جایی نبرده است. این مجلس كه حدود شش سال از تأسیس آن می‌گذرد، به دقّت، مسائل فرهنگی را رصد می‌كند و با دیگر تشكّل‌ها و جوامع نیز هماهنگی فكری و علمی دارد. هزار نفر عالم و روحانی عضو این مجمعند و رئیس آن هر چهار سال برگزیده می‌شود كه در دوره اوّل، ریاست آن به عهده عیسی احمد قاسم و جانشین وی سیّد عبدالله غریفی بود. در دوره جدید، آن دو بزرگوار خود را برای این امر نامزد نكردند تا فرصتی برای علمای جوان‌تر به وجود آید. در سال 1388 ه‍ .ق.
ریاست مجلس را سیّد مجید مشعل عهده‌دار بود. ایشان مدّتی در قم برای فراگیری علوم حوزوی سكونت داشت و گویا هنوز در این سمت باقی است. زمانی كه این مجلس موجودیت خود را اعلام كرد، هجمه‌های وسیعی از سوی جراید و تریبون‌های رسمی  دولتی علیه آن آغاز گردید، عوامل حكومتی از برنامه‌های این مجلس اظهار نگرانی كرده‌اند؛ به خصوص آنكه برنامه‌های برون مرزی هم دارد و مبلّغانی به «هندوستان» و برخی كشورهای اروپایی می‌فرستد.
شیعیان، جمعیت‌های متعدّدی دارند. از جمله آنها «جمعیّـ[ الوفاق الوطنی الاسلامیّـ[» با ریاست حجّـ[ الاسلام و المسلمین علی سلمان است كه فعّالیت سیاسی دارد. جمعیت فرهنگی آنان «جمعیـ[ التوعیـ[ الاسلامی» نام دارد كه ریاست آن با شیخ باقر حوّاج است، این دو تشكّل به مجلس علمایی اسلامی بحرین متّكی هستند. گروهی هم طرف‌داران مرحوم آیت‌الله سیّد محمّد شیرازی می‌باشند كه دو جمعیت دارند:
«جمعیـ[ العمل الاسلامی (عمل)» كه سیاسی است و «جمعیّـ[ الرّسالـ[» كه برنامه‌های فرهنگی را پی‌گیری می‌نماید. طرف‌داران شیخ سلیمان مدّتی هم تشكّلی تحت عنوان «جمعیـ[ الرّابطـ[ الاسلامیّـ[» دارند؛ امّا بزرگ‌ترین اینها همان «جمعیت وفاق» است. نماز جمعه به امامت آیت‌الله شیخ عیسی قاسم در «جامعـ[ الامام الصادق» در منطقه «الدراز» بحرین برگزار می‌گردد. در مراكز آموزشی رسمی از تعالیم تشیّع خبری نمی‌باشد؛ ولی دولت مركزی در سال‌های اخیر دو دانشكده، یكی برای اهل تسنّن و دیگری برای شیعیان در نظر گرفته است كه با وجود اكثریت شیعه، مركز آموزشی مزبور از امكانات كمتری برخوردار است و تعالیم فقهی كه ارائه می‌كند، با برنامه‌ریزی آموزشی دولت آل خلیفه ارائه می‌گردد.9
غلامرضا گلی زواره
پی‌نوشت‌ها:
1. معجم ‌البلدان، ج 4، ص 150
2. دائر\ ‌المعارف تشیّع، ج 3، ص 118.
3. همان، ج 3، ص 119؛ اخبار شیعیان، ش 43، خرداد 1388، ص 43.
4. جهان اسلام، ج اوّل، ص 364.
5. انوار البدرین، صص 41 ـ 42.
6. انوار البدرین، صص 49 ـ 51 و زندگی‌نامه علّامه بحرینی، صص 63 ـ 65.
7. سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمّد علی موحّد، ج اوّل، ص 340.
8. آبشارهای عاشورایی، ص 73؛ بی‌آزار شیرازی، عبدالكریم، عاشورا در سرزمین‌ها، ج دوم (خاورمیانه)، صص 15 ـ 17.
9. مصاحبه با حجج اسلام دقاق و حواج، نشریه اخبار شیعیان، ش 43، خرداد 1343.

 

نوشتن نظر