«نفس مطمئنه» در قرآن/ چرا امام حسین (ع) تفسیر «نفس مطمئنه» است؟
موقعیت شما: اخبار»اخبار فرهنگی و مهدوی»«نفس مطمئنه» در قرآن/ چرا امام حسین (ع) تفسیر «نفس مطمئنه» است؟

«نفس مطمئنه» در قرآن/ چرا امام حسین (ع) تفسیر «نفس مطمئنه» است؟

جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۴۸
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

خداوند در آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره مبارکه فجر خطاب به نفس مطمئنه او را به وارد شدن به جمع بندگانش و در بهشت دعوت می‌کند. حال سؤال است که منظور آیه از نفس مطمئنه چیست و خطاب آن به کیست؟

 

خداوند در آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره مبارکه فجر خطاب به نفس مطمئنه او را به وارد شدن به جمع بندگانش و در بهشت دعوت می‌کند.

این دعوت نه یک دعوت عادی بلکه دعوت از کسی است که خداوند از او خشنود است و او هم از خدا خشنود است.

حال سؤال است که منظور آیه از نفس مطمئنه چیست و خطاب آن به کیست؟

به این آیات توجه کنید:

یَآ أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (۲۷)
ارْجِعِى  إِلَى‏ رَبِّکَ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً (۲۸)
فَادْخُلِى فِى عِبَادِى (۲۹)
وَادْخُلِى جَنَّتِى‏ (۳۰)

ترجمه

ای جان آرام گرفته و اطمینان یافته!
به سوی پروردگارت در حالی که از او خشنودی و او هم از تو خشنود است ، باز گرد.
پس در میان بندگانم درآی
و در بهشتم وارد شو.

«نفس مطمئنه» چیست و چگونه بدست می‌آید؟

«نفس مطمئنه» نفسی است که صاحب آن به عقاید حقّه و ثواب و عقاب اطمینان یافته و آرامش دارد، چنان‌که امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در وصف اهل‌تقوا می‌فرماید: «فَهُمْ وَالْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَآها فَهُمْ فِیها مُنَعَّمُونَ، وَهُمْ وَالنّارُ کَمَنْ قَدْ رَآها فَهُمْ فِیها مُعَذَّبُونَ» پرهیزکاران نسبت به بهشت مانند کسانی هستند که آن را دیده و به نعمت آن نایل شده باشند و نسبت به آتش، مانند کسانی هستند که آن را دیده و در آن معذب شده باشند.

دل آرام و نفس مطمئنه، با ذکر خدا به دست مى‌‏آید. «الا بذکراللّه تطمئنّ القلوب» و بهترین ذکر خدا نماز است. «اقم الصّلاة لذکرى»(طه، ۱۴) راضى بودن و مرضى بودن، نشانه نفس مطمئنه است که او از خدا راضى است و خدا نیز از او راضى است.

از امام صادق‏ علیه السلام سؤال شد که آیا مؤمن از جان دادن خود راضى است؟ حضرت فرمود: در لحظه اول راضى نیست ولى فرشته قبض روح به او دلدارى مى‏‌دهد که من از پدر به تو مهربان‏ترم، چشمت را باز کن. او چشم باز مى‏‌کند و پیامبرصلى الله علیه و آله و على و فاطمه و حسن و حسین و سایر امامان علیهم‌‏السلام را مى‏‌بیند. فرشته مى‏‌گوید: اینان دوستان تو هستند. مؤمن هم با دیدن این صحنه راضى مى‏‌شود و در این هنگام خطاب «یا ایّتها النفس المطمئنّة» را مى‏‌شنود.

امام حسین (ع) صاحب بالاترین مرتبه «نفس مطمئنه»


بدیهی است این نفس مطمئنه نیز مراتب متعددی دارد، چنان‌که یقین نیز دارای مراتب و درجاتی است تا برسد به مرتبه بلند سیّدالشهدا امام حسین (ع) که بالاترین مراتب اطمینان نفس را دارا بود و در حرکت تاریخی کربلا، از آغاز تا پایان، بر سر موضع الهی خود ایستاد و مصائب جانکاه، که شجاع‌ترین و دلاورترین افراد را سست می‌نماید و از انجام تصمیم و تعقیب هدف باز می‌دارد، او را از انجام تصمیم و تعقیب هدف مقدسش باز نداشت. لذا آیات آخر سوره فجر: (یا اَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ) به نام آن حضرت نام‌گذاری شده است. و در روایتی از امام صادق (ع) است: «اِقْرَؤُوا سُورَةَ الْفَجْرِ فِی فَرائِضِکُمْ وَنَوافِلِکُمْ؛ فَاِنَّها سُورَةُ الْحُسَیْنِ (علیه‌السّلام)»: «بخوانید سوره فجر را در فریضه‌ها و نافله‌هایتان؛ زیرا آن، سوره حسین (علیه‌السّلام) است».

در تفسیر البرهان ذیل این آیه آمده است: مراد از «نفس المطمئنه» که از خداوند راضی و خداوند نیز از او راضی است، حسین بن علی(ع) است در این آیات، کلمة «نفس المطمئنه» نقش کلیدی و محوری دارد به طوری که فهم معنای آیه تا حدود زیادی به روشن شدن معنای این واژه بستگی دارد، و چه بسا وجود این کلمه در این آیه موجب تفسیر و بیان شأن نزول آیه، درباره حسین بن علی(ع) شده و آن حضرت مصداق اتم و اکمل آن به حساب آمده است.

میزان تسلیم و صبر امام در واقعه سهمگین کربلا ناشی از اطمینان و آرامش نفس بود

از اتفاقات سهمگین و تزلزل آفرین آن حادثه در چهره امام، ذره‎ای سستی و ضعف و یا بی‎صبری و جزع و ناراحتی دیده نشد و در عوض در این ماجرا از ابتدا تا انتها میزان تسلیم و صبر آن حضرت که ناشی از اطمینان و آرامش نفس بود، افزوده‎تر می‎شد. و این جمله آخر آن حضرت در لحظات پایانی عمر شریفش شنیدنی و زیباست: «صبراً علی قضائک یا ربّ لا اله سواک یا غیاث المستغیثین، مالی ربّ سواک و لا معبود غیرک، صبراً‌علی حکمک»، بر قضای تو شکیبا هستم! پروردگارا! معبودی جز تو نیست، ای پناه بی‎پناهان! من غیر از تو پروردگار و معبودی ندارم، برخواست و اراده تو شکیبا هستم.

فارس
تفاسیر نور، نمونه، البرهان
ثواب‌الاعمال
مجمع‌البیان
بحارالانوار

نوشتن نظر