شخصيت زن در اسلام

سه شنبه ۰۷ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۳۶
امتیاز این گزینه
(1 رای)

پيش از اسلام در هيچ يك از جوامع بشري، زن عضوي مؤثر و شخصي مستقل محسوب نمي شد و كلمه زن مفهوم زبوني، خواري و بي خردي داشت و در ادبيات آنان، چه نظم و چه نثر سخن بسيار در ناشايستگي و تحقير جنس زن يافت مي شود كه طرز تفكر و ديدگاه آنان را نسبت به زن نشان مي دهد.



اما از روزي كه آفتاب عالمتاب رسالت حضرت خاتم الانبياءصلي الله عليه وآله در افق جهان درخشيد، نقش زن در جامعه كاملاً دگرگون شد و مردماني كه براي زن اهميت قائل نبودند و او را موجودي پست و براي خدمتگزاري انسان شريف (مرد) به حساب مي آوردند، در پرتو تعاليم اسلام، به عنوان انساني داراي حقوق و شخصيت اجتماعي شناختند.

خداوند متعال نقش زن را به طور واضح مشخص كرد و او را همانند مرد عضو كامل جامعه و داراي جايگاه قانوني، شرعي و رسمي قرار داد.

زن و دختر كه تا قبل از اسلام زنده به گور مي شد و يا به عنوان سهم الارث به ساير ورثه منتقل مي گرديد، همانند مردان و پسران توانست از خويشان سببي و نسبي خود مانند پدر و مادر ارث ببرد.
گذشته از اينها، افكار زن به عنوان انديشه هاي مستقل پذيرفته گرديد و او توانست آزادانه تصميم بگيرد و به انتخاب خود شوهر كند و داراي درآمد و مالكيت شخصي گردد و از مال و حقوق فردي و اجتماعي اش دفاع كند و حتي توانست به نفع يا ضرر ديگران شهادت بدهد و كارهاي او در جامعه مورد احترام و داراي ارزش باشد. تعدي مردان نسبت به زنان نيز قابل تعقيب قانوني و داراي كيفر گرديد.

خداوند متعال جايگاه زن را كه تا قبل از اسلام به پايين ترين درجه رسيده بود و در بسياري از اديان و مذاهب در رديف شيطان قرار داشت، آن چنان بالا برد كه فرمود: "مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثي وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ"؛(1) "هر كسي - مرد يا زن - كار شايسته انجام دهد، در حالي كه مؤمن است، قطعاً او را با زندگي پاكيزه اي، حيات حقيقي مي بخشيم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مي دادند، پاداش خواهيم داد."

در اين آيه، ارزش تلاش و فعاليت هاي معنوي براي زن، همانند مرد داراي نتايج ثمربخشي شمرده شده است؛ به طوري كه مي تواند با كوششهاي شبانه روزي و گام نهادن در مسير كمال و سعادت به درجات عالي انساني در دنيا و آخرت برسد. معيار ارزش در نزد خداوند متعال زن يا مرد بودن نيست؛ بلكه تقوا، پارسايي و شايستگي است. به همين جهت، رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله تكريم زنان و دختران را در سر لوحه برنامه هايش قرار داد و حقوق از دست رفته آنان را احيا كرد و بدون ترديد تا به امروز هيچ مذهب و آييني همانند اسلام از نقش زن و شخصيت او دفاع نكرده است.

آيا زيباتر از اين سخن كه زن مي تواند همانند مرد و حتي بهتر از آنان به اوج برتري و فضيلت انساني دست يابد، در جاي ديگر به غير از قرآن سراغ داريم كه فرمود: "يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثي وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ"؛(2) "اي مردم! ما شما را از مرد و زن آفريديم و شما را به صورت گروهها و قبايل مختلف قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد ؛ [البته اينها معيار امتياز نيست و] فقط گرامي ترين شما در نزد خداوند متعال با تقواترين شماست."

با توجه به ارزش و جايگاه اسلامي و معنوي زن در اسلام، براي او حقوق و تكاليفي است كه مواردي از آن را در كلام امام حسن عسكري عليه السلام به نظاره مي نشينيم و آموزه هايي را از مكتب پر بار آن پيشواي هدايت، در مورد بانوان به عزيزان خواننده تقديم مي كنيم.

سرور زنان

امام عسكري عليه السلام براي هدايت بيشتر بانوان مسلمان و ترغيب آنان به سوي كمال، حضرت فاطمه زهراعليها السلام را به عنوان اسوه بانوان عالم معرفي كرده و در فرازي از صلوات حضرتش كه در سامراء بر عبدالله بن محمد عابد املاء فرمود، آن بانوي بانوان عالم را چنين ستوده است: "اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةِ الزَّكِيَّةِ حَبِيبَةِ حَبِيبِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ اُمِّ اَحِبَّائِكَ وَ اَصْفِيَائِكَ الَّتِيِ انْتَجَبْتَهَا وَ فَضَّلْتَهَا وَ اخْتَرْتَهَا عَلَي نِسَاءِ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ كُنِ الطَّالِبُ لَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّهَا وَ كُنِ الثَّائِرَ اللَّهُمَّ بِدَمِ اَوْلَادِهَا؛(3) پروردگارا! بر صديقه، فاطمه پاك و محبوب دل حبيب و پيامبرت درود بفرست! همان بانويي كه مادر دوستان و برگزيدگان توست. او را از ميان ديگر بانوان برگزيدي و فضيلت دادي و بر زنان عالم برتري بخشيدي. خداوندا! تو خود انتقام آن بانوي گرامي را از كساني كه بر او ظلم روا داشته و حقش را سبك شمردند، بستان! بارالها! انتقام خون فرزندانش را نيز خودت بگير!"

امام در ادامه، به جايگاه والاي حضرت زهراعليها السلام اشاره كرده و اين گونه با خداوند نجوا كرده است.


"خدايا! همان طوري كه حضرت زهراعليها السلام را مادر پيشوايان هدايت و همسر صاحب لوا در ملأ اعلي قراردادي، پس بر او و مادرش خديجه كبري درود فرست! درودي كه با آن پدرش محمدصلي الله عليه وآله را گرامي داشته و چشمان فرزندانش را با آن روشن سازي و از سوي من در همين ساعت بهترين تحيت و سلام را به ايشان ابلاغ گردان!" (4)

ارث زن

از مسائلي كه امروزه در جامعه ما مطرح است و آن را به عنوان يكي از شبهات در ذهن بانوان مسلمان القاء مي كنند، موضوع نصف بودن ارث زنان در اسلام مي باشد. اين پرسش در عصر اهل بيت عليهم السلام نيز مطرح بوده و از آن بزرگواران پرسيده مي شد. اسحاق بن محمد نخعي مي گويد: روزي ابوبكر فهفكي از امام عسكري عليه السلام پرسيد: چرا زن بينواي ناتوان يك سهم در ارث مي گيرد، امّا مرد دو سهم مي گيرد؟ امام در پاسخ فرمود: "إِنَّ الْمَرْأَةَ لَيْسَ عَلَيْهَا جِهَادٌ وَ لَا نَفَقَةٌ وَ لَا عَلَيْهَا مَعْقُلَةٌ إِنَّمَا ذَلِكَ عَلَي الرِّجَالِ؛ زن وظيفه ندارد به جهاد برود و نفقه بپردازد و ديه بدهد. همه اينها به عهده مردان است."
بعد از شنيدن اين پاسخ، به ذهنم خطور كرد كه شنيده بودم ابن ابي العوجاء اين شبهه را از امام صادق عليه السلام سؤال كرده بود و حضرت همين پاسخ را داده بود. در آن لحظه، امام عسكري عليه السلام از افكارم به من خبر داد و فرمود: "بلي، اين همان پرسش ابن ابي العوجاء است و پاسخ همه ما امامان در مقابل پرسشهاي واحد، يكي خواهد بود. براي آخرين ما همان جريان دارد كه براي اولين ما و همه ما در علم و دانش مساوي هستيم و پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله و امير مؤمنان علي عليه السلام فضيلت خاص خود را دارند." (5)

ضرورت حجاب

دين مبين اسلام براي مصونيت جامعه و حفظ شأن زن و مرد دستور حجاب و پايداري بر عفت براي بانوان مسلمان داده است. حجاب بانوي مسلمان، آرامش رواني، تحكيم روابط خانواده، استواري جامعه و از همه مهم تر ارزش و احترام زن را در پي دارد. خداوند متعال در اين باره به صراحت مي فرمايد: "وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ"؛(6) "چون از آنان (همسران پيامبرصلي الله عليه وآله) چيزي خواستيد، از پشت حجاب از آنان بخواهيد! اين براي دلهاي شما و دلهاي آنان پاكيزه تر است."

آيه شريفه اختلاط زن و مرد نامحرم را موجب فساد و تباهي دانسته و رعايت حجاب در ميان آنان را براي سالم سازي جامعه امري ضروري قلمداد مي كند. در تفسير الكاشف آمده است: "خداوند متعال در اين آيه، حكمت حجاب را جلوگيري از فساد و فتنه اعلام مي كند؛ زيرا اختلاط ميان مرد و زن نامحرم سبب تحريك غريزه جنسي و فراهم آمدن مقدمات گناه است." (7)

حضرت عسكري عليه السلام با الهام از كلام وحي، بر ضرورت حفظ حجاب براي زنان مسلمان تأكيد نموده است. شيخ صدوق مي نويسد: محمد بن حسن صفار به آن حضرت نامه اي نوشت و در باره مردي كه مي خواهد بر عليه زني نامحرم شهادت دهد، سؤال كرد كه آيا آن مرد مي تواند در حالي كه زن پشت پرده است، بر عليه او شهادت دهد - البته صداي زن را مي شنود و دو نفر شاهد عادل مي گويند كه اين صداي فلان زن دختر فلاني است و تو را به شهادت مي طلبد - يا اينكه از پشت پرده نمي شود و بايد زن در مقابل مرد حاضر شود و مرد او را با چشم خود ببيند؟
امام عسكري عليه السلام در پاسخ نامه او چنين مرقوم فرمود: "تَتَنَقَّبُ وَ تَظْهَرُ لِلشُّهُودِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ؛(8) زن نقاب مي زند و [با رعايت حجاب كامل ] در برابر شهود حضور مي يابد - ان شاء الله."
همچنان كه از كلام آن حضرت پيداست، امام حتي در مواقع ضروري به رعايت حجاب زن تأكيد داشته اند. شيخ مفيد، بزرگ دانشمند جهان شيعه، در اين باره مي فرمايد: "بر بانوي مسلمان لازم است در خانه اش مستور و ساكن شود و به جز ضرورت از خانه بيرون نيايد ... و شايسته نيست در معاملات با مردان مخاطبه كند و اگر ناچار شود، با صداي آهسته سخن بگويد و در مكالمه با ناز و كرشمه سخن نگويد و از خيره شدن به نامحرم خودداري كند؛ همان گونه كه خداوند متعال به همسران پيامبرصلي الله عليه وآله سفارش فرمود: "فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولي "؛(9)

"[با نامحرمان ] به گونه اي هوس انگيز سخن نگوييد كه بيمار دلان در شما طمع كنند و سخن شايسته بگوييد و در خانه هاي خود بمانيد و همانند جاهليت نخستين با زينت و آرايش در ميان مردم ظاهر نشويد." (10)

ازدواج موقت

يكي از برنامه هاي رسول خداصلي الله عليه وآله براي سلامت جامعه، سنت حسنه ازدواج است. آن حضرت زنان را همانند مردان ترغيب به ازدواج فرموده و براي كساني كه توانايي ازدواج دائم را ندارند، ازدواج موقت پيشنهاد كرده است. بنابراين، يكي از حقوق بانوان در جامعه اسلامي انجام ازدواج موقت است.

حسن بن ظريف يكي از دوستان امام عسكري عليه السلام براي آن حضرت نامه نوشت و در باره ازدواج موقت با آن حضرت مشورت كرد. امام در پاسخ وي نوشت: "اِنَّمَا تُحْيِي سُنَّةً وَ تُمِيتُ بِدْعَةً فَلَا بَأْسَ؛(11) تو با اين عمل سنتي را احيا مي كني و بدعتي را از بين مي بري؛ عيبي ندارد."

براي روشن شدن اين موضوع، مقداري بحث را گسترش مي دهيم و به شرح سخن امام كه بيانگر يكي از دستورات قرآني است و رهنمود شايسته اي براي مردان و زنان مسلمان است، مي پردازيم:

ازدواج موقت كه متعه نيز ناميده مي شود، رابطه همسري را براي مدتي محدود و معين به وجود مي آورد و هنگامي كه مدت سپري شد يا مرد مدت را بخشيد، بدون طلاق رشته همسري گسيخته مي شود. اين ازدواج، هيچ يك از احكام نكاح دائم را ندارد، مگر آنچه را كه هنگام عقد شرط كرده باشند. (12)
قرآن كريم در مورد حلال بودن اين نوع ازدواج مي فرمايد: "فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَريضَةِ"؛(13) "اگر با زني ازدواج موقت كرديد، واجب است مهرشان را به آنان بپردازيد و بر شما گناهي نيست در آنچه پس از تعيين مهر با يكديگر توافق كرده ايد [كه مدت عقد يا مهر را كم يا زياد كنيد]."

اين نوع ازدواج كه يكي از بهترين شيوه هاي پاسداري از عفت عمومي جامعه مي باشد، بعد از آنكه در زمان رسول خداصلي الله عليه وآله تشريع شد و در دوران خليفه اول هم ادامه يافت، به وسيله خليفه دوم منع گرديد. بديهي است كه حكم قرآني تنها با آيه قرآن نسخ مي شود و زمامدار حكومت اسلامي هرگز نمي تواند در احكام قرآن دخالت كند و از اجراي آن جلوگيري نمايد.
به اين جهت، علي عليه السلام فرمود: "لَوْ لَا أَنَّ عُمَرَ نَهَي عَنِ الْمُتْعَةِ مَا زَنَي إِلَّا شَقِيٌّ؛(14) اگر عمر از نكاح موقت منع نكرده بود، جز افراد بد سرشت زنا نمي كردند."
و در تفسير قرطبي به نقل از ابن عباس آمده است: "ازدواج موقت رحمتي بود از طرف خداوند متعال به بندگان خدا و امت اسلام، و اگر عمر آن را نهي نكرده بود، به غير از مردمان شقي و بد سرشت كسي در پي زنا نمي رفت." (15)
بنابراين، منظور امام عسكري عليه السلام از احياي سنّت به وسيله ازدواج موقت، سنّت نبوي است و منظور ايشان از بدعت، بدعتي است كه از طريق منع ازدواج موقت در زمان خليفه دوم صورت گرفت.

پی نوشت :

1) نحل / 97.
2) حجرات / 13.
3) مصباح المتهجد، شيخ طوسي، بيروت، مؤسسة فقه الشيعة، 1411 ق، ص 399.
4) همان.
5) الكافي، ج 7، ص 85.
6) احزاب / 53.
7) تفسير الكاشف، محمد جواد مغنية، تهران، نشر دار الكتاب اسلامي، 1424، ذيل آيه مذكور.
8) من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، قم، نشر جامعه مدرسين، 1413 ق، ج 3، ص 68.
9) احزاب / 32 و 33.
10) احكام النساء، شيخ مفيد، قم، چاپ كنگره، 1413 ق، ص 55.
11) وسائل الشيعة، شيخ حر عاملي، قم، نشر آل البيت عليهم السلام، 1409، ج 21، ص 30.
12) آموزش دين، علامه طباطبايي، قم، نشر جامعه مدرسين، 1360 ش، ص 300.
13) نساء / 24.
14) تفسير طبري، محمد بن جرير طبري، بيروت، دار المعرفة، 1412 ق، ج 5، ص 69.
15) تفسير قرطبي، محمد بن احمد قرطبي، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 1364، ج 5، ص 130.