جامعه موعود الگويى براى ساختن جامعه مطلوب‏

دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۰۴:۳۴
امتیاز این گزینه
(1 رای)

ابراهيم شفيعى سروستانى‏
حكومت جهانى موعود را از دو منظر مى توان مورد مطالعه قرار داد: در منظر اول به اين حكومت تنها به عنوان آرمانى دوردست كه بايد در انتظار تحقق آن بود نگريسته مى شود، آرمانى كه با وضع موجود ما نسبتى نداشته و هيچ تاثيرى هم در واقعيت هاى جارى جامعه ندارد.


اما در منظر دوم، اين حكومت- با همه ويژگيهاى آرمانى آن- نه تنها به عنوان غايت آمال بشر و نهايت آرزوى عدالت خواهان بلكه به عنوان الگوى واقعى براى سامان بخشيدن به وضع موجود و هدفى عينى كه مى تواند حركتهاى اجتماعى ما را جهت بخشد؛ قابل مطالعه است. اگر چه تحقق كامل اين آرمان جز به دست با كفايت بنده برگزيده خدا حضرت ولى اللاه لاعظم، ارواحناله الفداء، ميسر نيست.

حضرت آيت الله خامنه اى، رهبر معظم انقلاب اسلامى در يكى از بيانات خود، ضمن اشاره به ضرورت «اهتمام به مساله عدالت اجتماعى در كشور» و لزوم مقابله با «طبقه بهره مندان از پولهاى حرام» و «مرفهان بى درد» به نكته مهمى اشاره كردند كه توجه به آن مى تواند ما را در ارايه تصويرى روشن از منظر دوم يارى دهد.

ايشان در سخنان خود موضوع «عدالت گسترى» و «قسط آفرينى» را كه در روايات اسلامى، به عنوان يكى از شاخصه هاى مهم انقلاب مهدوى بدان اشاره شده، بررسى كرده و توجه به اين موضوع را در همه برنامه هاى نظام اسلامى ضرورى دانسته اند:
نظام اسلامى، نظام عدالت است. شما كه آرزومند و مشتاق ظهور خورشيد مهدويت در آخرالزمان هستيد و الان حدود هزار و دويست سال است كه ملت اسلام و شيعه در انتظار ظهور مهدى موعود عجل الله تعالى فرجه الشريف و جعلناالله فداه است، چه خصوصيتى براى آن بزرگوار ذكر مى كنيد؟ «الذى يملاء الله به الارض قسطا و عدلا» نمى گوييد كه «يملاء الله به الارض دينا». اين نكته خيلى مهمى است. چرا به اين نكته توجه نمى كنيم؟ اگرچه قسط و عدل متعلق به دين است اما هزار سال است كه امت اسلامى براى قسط و عدل دعا مى كند و اين نظام اسلامى كه به وجود آمده است؛ اولين كارش اجراى قسط و عدل است.

قسط و عدل، واجب ترين كارهاست. ما رفاه را هم براى قسط و عدل مى خواهيم. كارهاى گوناگون، مبارزه، جنگ، سازندگى و توسعه را براى قسط و عدل مى خواهيم. براى اين كه در جامعه عدالت برقرار شود، همه بتوانند از خيرات جامعه استفاده بكنند و عده اى محروم و مظلوم واقع نشوند. در محيط قسط و عدل است كه انسانها مى توانند رشد كنند. به مقامات عالى بشرى برسند و كمال انسانى خود را به دست بياورند. قسط و عدل، يك مقدمه واجب براى كمال نهايى انسان است. چطور مى شود به اين قضيه بى اعتنايى كرد!؟ 1

جان كلام رهبر انقلاب در سخنان ياد شده اين است كه ما نبايد به فرهنگ مهدويت و انتظار، با همه مشخصه هايى كه در روايات ما براى آن برشمرده شده است، به عنوان‏ مجموعه معارفى كه فقط ترسيم كننده وضعيت آينده جهان هستند و هيچ نسبتى با وضعيت كنونى مسلمانان ندارند، نگاه كنيم، بلكه بايد اين فرهنگ را در تمام عرصه هاى اجتماعى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى جامعه خود جارى و سارى بدانيم و در پى آن باشيم كه ويژگيهاى ذكر شده براى جامعه موعود را، تا آن جا كه در توان داريم، در جامعه خود پياده كنيم و اگر فعلا توفيق دستيابى به جامعه موعود را نداريم، لااقل با الگو قرار دادن آن، جامعه مطلوب را بنيان نهيم. چنان كه امام راحل است، قدس سره، نيز به اين موضوع اشاره كرده و مى فرمايد:
حالا البته اين پر كردن دنيا را از عدالت، اين را ما نمى توانيم بكنيم، اگر مى توانستيم مى كرديم، اما چون نمى توانيم بكنيم، ايشان بايد بيايند، الان عالم پر از ظلم است، شما يك نقطه هستيد در عالم، عالم پر از ظلم است، ما بتوانيم جلوى ظلم را بگيريم، بايد بگيريم، تكليفمان است. 2

اگر الگوپذيرى از قيام عدالت گستر مهدى موعود، عليه السلام، در جامعه اسلامى ما، به صورت يك فرهنگ درآيد و همه دست اندركاران نظام اسلامى خود را موظف به شناخت ويژگيهاى دولت كريمه آخرين ذخيره الهى بدانند و سعى كنند كه زندگى فردى و فعاليت اجتماعى خود را بر آن ويژگيها منطبق سازند آن وقت است كه معناى واقعى انتظار فرج تحقق مى يابد، زيرا ما وقتى مى توانيم خود را منتظر واقعى بدانيم كه در عمل به آرمان هايى كه تحقق آنها را انتظار مى كشيم پايبند باشيم.

بنابراين بايد رواياتى را كه به بيان خصايص يگانه مصلح موعود و ويژگيهاى حكومت جهانى آن حضرت پرداخته اند مورد بررسى قرار دهيم تا درنهايت بتوانيم به الگوى مناسبى از جامعه موعود دست يابيم، الگويى كه بتواند حيات اجتماعى ما را در عصر حاضر سامان دهد.

در اين جا براى روشن تر شدن موضوع بحث به برخى از ويژگيهايى كه در روايات برخى حكومت جهانى آن امام غايب برشمرده شده است، اشاره مى كنيم:

1. ساده زيستى كارگزاران حكومت‏

دراين زمينه روايتى از امام صادق، عليه السلام، نقل شده كه توجه به مفاد آن در ارائه تصويرى از شيوه زندگى كسى كه درعصر ظهور، حكمران سراسر عالم خواهد بود، بسيار مفيد است. آن حضرت بنا بر اين روايت خطاب به يارانش مى فرمايند:
ما تستعجلون بخروج القائم! فوالله مالباسه الا الغليظ و لاطعامه الا الجشب ... 3
به چه ملاك درباره خروج قائم، تعجيل مى طلبيد؟ به خدا سوگند، او جامه درشت مى پوشد و خوراك خشك و ناگوار مى خورد ...

در روايت ديگرى امام صادق، عليه السلام، تصويرى جامع از شيوه زندگى حاكمان در عصر حكومت اهل بيت، عليهم السلام، ارايه مى دهند:
قال (المفضل): كنت عند ابى عبدالله، عليه السلام، بالطواف، فنظر الى و قال لى يا مفضل! مالى اراك مهموما متغير اللون؟ قال: فقلت له: جعلت فدا؟ نظرى الى بنى العباس و ما فى ايديهم من هذا الملك و السلطان و الجبروت، فلوكان ذلك لكم لكنا فيه معكم، فقال: يا مفضل اما لوكان ذلك لم يكن الا سياسه الليل و سياحه النهار، اكل الجشب و لبس الخشن، شبه اميرالمؤمنين، عليه السلام، و الا فالنار. 4

مفضل (راوى معروف) مى گويد: سالى در حج، به هنگام طواف، خدمت امام جعفر صادق، عليه السلام، بودم. در اثناى طواف، امام نگاهى به من كرد و فرمود: چرا اين گونه اندوهگينى و چرا رنگت تغيير كرده است؟ گفتم: فدايت شوم! بنى عباس و حكومتشان را مى بينم و اين مال و اين تسلط و اين قدرت و جبروت را، اگر همه در دست شما بود، ما هم با شما در آن سهيم‏ بوديم. امام، عليه السلام، فرمود: اى مفضل! بدان، اگر حكومت در دست ما بود جز سياست شب (عبادت، اقامه حدود و حقوق الهى و حراست مردم) و سياحت روز (سير كردن و رسيدگى به مشكلات مردم و جهاد و رفع ظلم و ...) و خوردن خوراكهاى خشن و نامطبوع و پوشيدن جامه هاى درشت، يعنى همان روش اميرالمؤمنين، عليه السلام، چيزى در كار نبود كه اگر (در كار حكومت دينى)، جز اين عمل شود، پاداش آن دوزخ خواهد بود.

نكته قابل توجه در اين روايت اين است كه با وجود اين كه حضرت امام جعفر صادق، عليه السلام، خود در زمان امامتشان، بنابر بعضى روايات، از لباسهاى لطيف نيز استفاده مى كردند و به همين خاطر مورد طعن و انتقاد بعضى از مقدس مآبها واقع مى شدند، 5 در اين جا مى فرمايند اگر ما به حكومت برسيم سهمى جز خوردن خوراك هاى ناگوار و پوشيدن جامه هاى تن آزار نداريم؛ كه اين بيانگر اهميت ويژه زمامدارى و حكومت بر مسلمين و وظيفه خطير كارگزاران حكومت اسلامى است و نشان مى دهد كه پذيرفتن مسووليت حكومت مردم، تعهد مضاعفى را بر عهده پذيرنده اين مسووليت مى آورد و او را ناچار مى سازد كه زندگانى خويش را با ضعيفترين طبقات اجتماع هماهنگ سازد تا درد آنها را با تمام وجود احساس و همت خويش را صرف بهبود آلام آنها كند.

حكايت زير، رسالت سنگين پيشوايان و كارگزاران جامعه عدل اسلامى را به خوبى بيان مى كند:
روزى يكى از ياران اميرالمؤمنين، عليه السلام، عرض كرد: اى اميرمؤمنان! از برادرم عاصم بن زياد به تو شكايت مى كنم. فرمود: چرا؟ گفت: جامه هاى پشمين به تن كرده و از دنيا روى برگردانده. امام، عليه السلام، فرمودند: او را نزد من آريد. چون نزد ايشان آمد بدو گفت: اى دشمنك خويش! شيطان سرگشته ات كرده و از راهت بدر برده. بر زن و فرزندانت رحمت نمى آرى و چنين مى پندارى كه خدا آن چه را پاكيزه است و بر تو روا فرموده، اما ناخشنود است كه از آن بردارى؟ تو نزد خدا خوار مايه تر از آنى كه مى پندارى؟
گفت: اى اميرمؤمنان! و تو در اين پوشاك زبر تن آزار باشى و خوراك دشوار خوار؟ فرمود:
و يحك انى لست كانت، ان الله فرض على ائمه العدل ان يقدروا انفسهم بضعفه الناس كيلا يتبيغ بالفقير فقره». 6

واى بر تو! من نه چون توام. كه خدا بر پيشوايان دادگر واجب فرموده، خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا مستمندى، (شخص)، تنگدست را به هيجان نيارد و به طغيان واندازد.

2. قاطعيت با كارگزاران و ملاطفت با زيردستان‏

يكى از ويژگيهاى مهم حكومت جهانى امام مهدى، عليه السلام، كه در روايات بدان اشاره شده، سختگيرى و قاطعيت نسبت به كارگزاران حكومت و مجريان امور و برخورد شديد با متخلفان است، چنان كه در روايتى كه در اين زمينه از امام على، عليه السلام، نقل شده، آمده است:
«لينزعن عنكم قضاه السوء، و ليقبضن عنكم المراضين، و ليعزلن عنكم امراالجور، و ليطهرن الارض من كل غاش ... 7

... امام مهدى، عليه السلام، قاضيان زشت كار را كنار مى گذارد و دست سازشكاران 8 را از سرتان كوتاه مى كند، و حكمرانان ستم پيشه را عزل مى نمايد، و زمين را از هر نادرست و خائنى پاك مى سازد.

در روايت ديگرى قاطعيت و سازش ناپذيرى حضرت ولى عصر، عليه السلام، در مقابل كارگزاران ناشايست و ملاطفت و مهربانى آن حضرت با بيچارگان و مستمندان چنين توصيف شده است:
المهدى سمح بالمال، شديد على العمال، رحيم بالمساكين. 9

مهدى، (عليه السلام،) بخشنده است، او درباره عمال و كارگزاران و ماموران دولت خويش بسيار سختگير است، و با ناتوانان و مستمندان بسيار دل رحم و مهربان.
شدت و قاطعيت در مقابل كارگزاران حكومت و رافت و ملاطفت نسبت به ناتوانان و زيردستان از ويژگيهاى مهمى هستند كه حاكم اسلامى مى بايست بدانها آراسته باشد، تا بدانجا كه امام صادق، عليه السلام، در نامه اى كه خطاب به «نجاشى»، يكى از ياران خود- كه به سمت استاندارى اهواز منصوب شده بود- رستگارى و نجات او را در گرو داشتن اين ويژگيها دانسته و مى فرمايند:
و اعلم ان خلاصك و نجاتك فى حقن الدماء و كف الاذى عن اولياء الله و الرفق بالرعيه و التانى و حسن المعاشره مع لين فى غير ضعف و شده فى غير عنف. 10

بدان كه نجات و رستگارى تو در گرو چند چيز است: جلوگيرى از ريختن خون (بى گناهان) خوددارى از آزار دوستان خدا، مدارا و ملاطفت با زيردستان و حسن سلوك همراه با رافت و مهربانيى كه برخاسته از ضعف و ناتوانى و شدت و قاطعيتى كه برخاسته از زورگويى نباشد.
امام على، عليه السلام، نيزيكى از فرمانداران خود را چنين سفارش مى كنند:
و اخلط الشده بضغث من اللين، و ارفق ما كان الرفق ارفق و اعتزم بالشده حين لايغنى عنك الا الشده ... 11

شدت و قاطعيت را با قدرى نرمى و ملاطفت بياميز، و هر زمان كه مهربانى و مدارا كردن شايسته تر است، مدارا كن و آن جا كه چاره اى جز شدت و قاطعيت ندارى شدت و قاطعيت پيشه كن.

3. تامين رفاه اقتصادى مردم‏

در زمان حكومت امام مهدى، عليه السلام، رفاه اقتصادى و آسايش معيشتى بر تمام بخشها و زواياى زندگى بشر پرتو مى افكند و انسانها آسوده خاطر از مشكلات روزمره تامين معاش مى توانند به سازندگى معنوى خود بپردازند.

در اين زمينه روايتهاى بسيارى نقل شده كه در اينجا به ذكر روايتى از امام على، عليه السلام، اكتفا مى كنيم:
... و اعلموا انكم ان اتبعتم طالع المشرق سلك بكم منهاج الرسول ... و كفيتم موونه الطلب و التعسف، و نبذتم الثقل الفادح عن الاعناق ... 12
... بدانيد اگر شما از قيامگر مشرق (امام مهدى، عليه السلام) پيروى كنيد، شما را به آيين پيامبر درآورد ... تا از رنج طلب و ظلم (در راه دستيابى به امور زندگى) آسوده شويد و بار سنگين (زندگى) را از شانه هاتان بر زمين نهيد ...

چنان كه ملاحظه مى شود در اين روايت پيروى از امام عادل و درآمدن به آيين پيامبر، صلى الله عليه و آله، مقدمه اى براى رسيدن به وضع مطلوب اقتصادى، آسودگى از رنج طلب و رهايى از بار سنگين زندگى ذكر شده است. نكته ظريفى كه ازاين موضوع به دست مى آيد اين است كه تامين رفاه اقتصادى و سامان بخشيدن به وضعيت معيشتى مردم يك جامعه، نه تنها با اهداف الهى و ارزشهاى معنوى آن جامعه منافات ندارد. بلكه تحقق اين اهداف زمينه و بستر مناسبى براى رسيدن به رشد و توسعه اقتصادى و تامين رفاه و آسايش عمومى مردم جامعه است.
نكته ياد شده را در كلام ديگرى از اميرالمؤمنين، عليه السلام، مى توان مشاهده كرد، آن جا كه مى فرمايد:
اما والذى فلق الحبه و براالنسمه، لو اقتبستم العلم من معدنه، و ادخرتم الخير من موضعه، و اخذتم الطريق من وضحه، و سلكتم من الحق نهجه، لنهجت بكم السبل، وبدت لكم الاعلام، و اضاء لكم الاسلام، و اكلتم رغدا، و ما عال فيكم عائل و ظلم منكم مسلم و لامعاهد. 13

سوگند به خدايى كه دانه را (در دل خاك) بشكافت، و آدميان را آفريد، اگر علم را از معدن آن اقتباس كرده بوديد و خبر را از جايگاه آن خواستار شده بوديد و از ميان راه به رفتن پرداخته بوديد و راه حق را از طريق روشن آن پيموده بوديد، راههاى شما هموار مى گشت و نشانه هاى هدايتگر پديد مى آمد و فروغ اسلام شما را فرا مى گرفت و به فراوانى غذا مى خورديد و ديگر هيچ عائله مندى بى هزينه نمى ماند و بر هيچ مسلمان و غير مسلمانى ستم نمى رفت.

4. گسترش عدالت و مساوات‏

يكى از مهمترين ويژگيهاى حكومت مهدى گسترش عدالت در همه شؤون زندگى بشر است، مطابق حديث مشهورى كه به حد تواتر از شيعه و اهل سنت نقل شده آن حضرت «... زمين را از عدل و داد لبريز مى كند پس از آن كه از ستم و بيداد لبريز شده باشد.» 14

عدالت مهدوى آن چنان فراگير و گسترده است كه حتى به درون خانه ها نيز نفوذ كرده و روابط خصوصى افراد خانواده را تحت تاثير قرار ميدهد، كارى كه از عهده هيچ نظام حقوقى برخاسته نيست، چنان كه امام صادق، عليه السلام، دراين باره مى فرمايند:
... و اما و الله ليدخلن (القائم) عليهم عدله جوف بيوتهم كما يدخل الحر و القر. 15

به خدا سوگند مهدى، عليه السلام، عدالتش را تا آخرين زواياى خانه هاى مردم وارد مى كند، همچنان كه سرما و گرما وارد خانه ها مى شود.
در روايت ديگرى از امام باقر، عليه السلام، شمول دامنه عدالت آن حضرت چنين بيان شده است: ... فانه (القائم) يقسم بالسويه، و يعدل فى خلق الرحمن، البر منهم و الفاجر ... 16

... امام قائم (اموال را) برابر تقسيم مى كند و ميان (همه) مردم، نيكوكار و بدكار، به عدالت رفتار مى نمايد ...

امام راحل، قدس سره، در بيان مفهوم واقعى عدالتى، كه به دست تواناى امام مهدى، عليه السلام، تحقق مى يابد و سراسر زمين را فرا مى گيرد، مى فرمايند:
قضيه غيبت حضرت صاحب، قضيه مهمى است كه به ما مسائلى مى فهماند، من جمله اينكه براى يك همچو كار بزرگى كه در تمام دنيا عدالت به معناى واقعى اجرا بشود، در تمام بشر نبوده كسى الا مهدى موعود، عليه السلام، كه خداى تبارك و تعالى او را ذخيره كرده است براى بشر. هريك از انبيا كه آمدند، براى اجراى عدالت آمدند و مقصدشان هم اين بود كه اجراى عدالت را در همه عالم بكنند، لكن موفق نشدند. حتى رسول ختمى مرتبت، صلى الله عليه و آله، كه براى اصلاح بشر آمده بود و براى اجراى عدالت آمده بود و براى تربيت بشر آمده بود، باز در زمان خودشان موفق نشدند به اين معنا ... وقتى كه ايشان ظهور كنند، ان شاء الله خداوند تعجيل كند در ظهور او، تمام بشر را از انحطاط بيرون مى آورد، تمام كجى ها را راست مى كند، «يملاء الارض عدلا بعد ماملئت جورا» همچو نيست كه اين عدالت همان كه ماها از آن مى فهميم، كه نه يك حكومت عادلى باشد كه ديگر جور نكند آن، اين هست اما خير، بالاتر از اين معناست. معنى «يملا الارض عدلا بعد ما ملئت جورا» الان زمين، و بعد از اين، از اين هم بدتر شايد بشود، پر از جور است، تمام نفوسى كه هستند انحرافات در آنها هست، حتى نفوس اشخاص كامل هم در آن انحرافاتى هست ولو خودش نداند. در اخلاقها انحراف هست، در عقايد انحراف هست، در اعمال انحراف هست و در كارهايى هم كه بشر مى كند. انحرافاتى معلوم است و ايشان مامورند براى اين كه تمام اين كجى ها را مستقيم كنند و تمام اين انحرافات را برگردانند به اعتدال كه واقعا صدق بكند: «يملاء الارض عدلا بعد ماملئت جورا. 17

با اميد به اينكه بتوانيم با ترسيم ابعاد مختلف حكومت جهانى مهدوى موعود (عج)، به الگوى مناسبى براى ساختن جامعه مطلوب اسلامى دست يابيم.
پى نوشت‏ها:
__________________________________________________
(1). روزنامه جمهورى اسلاميف پنجشنبه 26 تيرماه 1376، ص 3.
(2). صحيفه نور، مجموعه رهنمودهاى امام خمينى، تهران، سامزان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، 1369، ج 20، ص 198.
(3). المجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 354، به نقل از حكيمى، محمد، در فجر ساحل، ص 69، چاپ نوزدهم، تهران، آفاق، 1375.
(4). همان، ص 359، به نقل از مأخذ پيشين.
(5). رك.: امين، سيد محسن، سيره معصومان ترجمه على حجتى كرمانى، ج 6، ص 51، تهران، سروش، 1374.
(6). نهج البلاغه، كلام 209، ترجمه سيد جعرفر شهيدى، چاپ ششم، صص 242- 231. تهران، شركت انتشارات علمى و فرهنگى.
(7). مجلسى، محمد باقر، همان، ج 51، ص 120؛ به نقل از حكيمى، محمد، عصر زندگى (چگوگى ينده انسان و اسلام، ص 51، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، 1374.
(8). رشوهر بگيران، تباه‏كنندگان و ساخت و پاخت كنان، ر. ك: حكيمى، محمد، همان.
(9). العسكرى، نجم الدين جعفر بن محمد، المهدى الموعود المنتتظر عند علماء اهل السنه و الاماميه، ج 1، ص 277، به نقل از حكيمى، محمد، همان.
(10). المجلسى، محمدباقر، همان، ج 177، ص 192، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1403 ق.
(11). نهج البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدى، ص 320، نامه 46.
(12). مجلسى، محمدباقر، همان، ج 51، ص 123، به نقل از حكيمى، محمد، همان، ص 113.
(13). كلينى، محمد بن يعقوب، «الكافى»، ج 8، ص 32؛ به نقل از حكيمى، محمد، همان، ص 112.
(14). رك. الشيخ الصدوق، ابوجعفر محمد بن على بن الحسين، كمال الدين و تمام النعمه، ج 1، ص 257، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1359 ق.
(15). المجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص 362، به نقل از حكيمى، محمد، همان، ص 42.
(16). همان، ج 51، ص 29، به نقل از حكيمى، محمد، همان، ص 159.
(17). صحيفه نور (مجموعه رهنمودهاى امام خمينى (ره)، ج 12، صص 207- 209.

گزینه های مرتبط (بر اساس برچسب)