مهدى تك سوار دشت عشق و ما ...

شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۰۴:۴۷
امتیاز این گزینه
(1 رای)

«موعود» به همراه نسيم بهارى، بسان بادصبا از همه كوچه ها و لابلاى درخت ها گذشت و وارد صحن اطاق محقرمان شد. همه گوشه ها و زواياى آن را گرفت، چنانكه بناگاه همه تاروپودمان مملو از عطر نسيمى جانفزا گشت. دنيا رنگ ديگرى يافت و همه بود و نبودمان. به راه افتاديم، با همه توش و توان كه جز قلمى و كتابى چند نبود. با تجربه اى دراز از پس چند دهه كار قلمى و فرهنگى در اين پهنه خاك. چشم جز عنايت او را نمى ديد و روى نياز به آستان كسى جز او نبرديم، الا آنكه از باب تذكار، عرض احوال كرديم تاشايد از خوان گسترده موعود كه نام مبارك مهدى صاحب الزمان ارواحناله الفدا زينت بخش آن بود ديگران را نيز بهره اى حاصل آيد.



بسيار انديشيده بوديم كه چه امرى مى تواند پادزهر همه سموم منتشر در ميان نونهالان و جوانان باشد. سمومى كه غرب بيمار از طريق نشر فرهنگ و توسعه مدنيت آلوده اش درميان همه ملل و ساكنان سرزمين هاى اسلامى مى پراكند تا آنكه واسپس نقد و تحليل مبانى فرهنگ و تمدن مغرب زمين و نحوه دست اندازى استعمار و استكبار بر حيات فرهنگى و مادى مسلمين خود را رويارو با «موعود» يافتيم.

و اين آغاز راه بود. چشم به آن شهسوار شيرين كار و پيك پى خجسته ايمان و رستگارى دوختيم و تكليفى كه با عنوان يك مسلمان شيعى مذهب، يك فرزند انقلاب و ساكنى در اين وطن اسلامى بر دوش احساس مى كرديم. چه، اعتقاد به «موعود» خونى است در ميان رگهاى آنان كه ماندن در طريق عاشورائيان را پذيرا شده اند. رمق پاهاى خسته همه سلحشوران كربلاى ايران.

«موعود» تكيه گاه همه مردان و زنانى است كه همواره در خود انديشيده اند كه «چه بايد كرد»؟

بايد موعودى بود، به موعود انديشيد و كبوتر دل را در آسمان او به پرواز درآورد تا از بادهاى گزنده و مسموم درامان ماند. بايد به «موعود» انديشيد و گام در سرزمين او نهاد تا همه گردهاى رخوت و سستى عارض بر پاها و دستها فرو ريزد. بايد به «موعود» انديشيد تا دانست در وقت انفعال چه بايد كرد. چه، مهدى عليه السلام عصاره تماميت تشيع است.

همنام محمد صلى الله عليه وآله وسلم، فرزند على عليه السلام، منتقم حسين عليه السلام و ذخيره رب الارباب و وديعه اوست.

مهدى عليه السلام، روح بزرگى است كه در هيچ ظرفى نمى گنجد تا چه رسد به آنكه در ملكيت هياتى و انجمنى درآيد.

وجود مغتنمى است كه تمامى يافته ها، همه تمناها و تماميت گذشته و حال و آينده را در خود دارد.

مهدى عليه السلام، همه زمان، همه مكان و همه پهناى انديشه ها را در مى نوردد تا به انسان وامانده درس آزادگى، سنت بودن و طريق شدن را بياموزد.

دستگير همه مضطران دوران است. همو كه مى خواند و اجابت مى كند، دعاى هر داعى و خواهش هر خواهشگر را، ومى آموزاند كه در وقت غيبت خورشيد چگونه بايد زيست تا زيبنده نام «منتظر» شد؟

چگونه بايد ساخت بنايى را كه انسان منتظر در تماميت عظمتش حيران جلوه خداوندى شود؟

چگونه بايد پوشيد، جامه انتظار را تا از منكران مهدى عليه السلام بازشناخته شد؟

چگونه بايد در صحنه حيات حاضر شد تا كيان سرزمين اسلامى در امان ماند؟

چگونه بايد تعهد هر طاغوت مستكبر را از گردن باز كرد تا در وقت، حضور پذيرايمان شود؟

چگونه بايد به تماميت استكبار و تماميت اعتقاد و ادبى كه دل را مى ميراند و آدمى رابه بند مى كشد گفت «نه».

مهدى عليه السلام تماميت وجود شوق منتظريست كه در كناره جاده انتظار پا به پاى فقيه دوران و ولى شيعيان مسافر خودرا چشم به راه است.

مهدى عليه السلام خود محمد صلى الله عليه وآله وسلم است كه مى آيد. رحمة للعالمين، تك سوار دشت عشق كه دلدادگان را صلا مى دهد و «موعود»، دفتر همه آرزوى ما و شماست. همه آنچه كه گفته و يا مى گوييم اما؛

اى همه موعوديان!

به همان سان كه نوشته ايم، دفتر موعود، صفا و لطف حضور شما را طالب است. در كنار سفره گسترده اى كه جمع شما و اعلام نامتان، تراوش قلمتان و دست سخاوتمندتان گرمترش مى سازد و گذار از راه دراز انتظار را سهل.

والسلام
سردبير

[1]



[1] ---، موعود، 205جلد، [بى نا] - [بى جا] - [بى جا]، چاپ: 1.