دست‌های پشت پرده گرانی کاغذ ...
موقعیت شما: صفحه یک»یادداشت»دست‌های پشت پرده گرانی کاغذ ...

دست‌های پشت پرده گرانی کاغذ ...

چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۳۰
امتیاز این گزینه
(14 آرا)

سال‌ها پیش کتابی درباره اوضاع و احوال آلمان بحران‌زده بعد از جنگ جهانی اوّل و پیش از به قدرت رسیدن آدولف هیتلر خوانده بودم. شاید یکی از ترجمه‌های مرحوم کریم منصوری بود یا مترجمی دیگر. در آنجا و در توصیف تورّم فزاینده آن روز نوشته بود که آن‌قدر سرعت افزایش قیمت‌ها سرسام‌آور بود که گاه مردی در وقت ورود به رستوران، موجودی جیبش کفاف خوردن یک وعده ناهار می‌کرد؛ امّا پس از صرف غذا و در وقت پرداخت متوجّه می‌شد آن موجودی کفایت نمی‌کند و باید مبلغی بر آن بیافزاید.

سال‌ها پیش کتابی درباره اوضاع و احوال آلمان بحران‌زده بعد از جنگ جهانی اوّل و پیش از به قدرت رسیدن آدولف هیتلر خوانده بودم. شاید یکی از ترجمه‌های مرحوم کریم منصوری بود یا مترجمی دیگر. در آنجا و در توصیف تورّم فزاینده آن روز نوشته بود که آن‌قدر سرعت افزایش قیمت‌ها سرسام‌آور بود که گاه مردی در وقت ورود به رستوران، موجودی جیبش کفاف خوردن یک وعده ناهار می‌کرد؛ امّا پس از صرف غذا و در وقت پرداخت متوجّه می‌شد آن موجودی کفایت نمی‌کند و باید مبلغی بر آن بیافزاید. همین تورّم وحشتناک لحظه ‌به لحظه از ارزش پول آلمان می‌کاست و توان خرید مردم را پایین می‌کشید. در آسیب‌شناسی این اوضاع منحصر به فرد اقتصادی، دست پنهان یهودیان را کشف کرده بودند.
این ماجرا در خاطر من بود تا همین یکی دو روز که مصداق عینی آن را در همین شهر و دیار خودمان تجربه کردم. بی‌تردید دیگران هم در این اوضواع و احوال به تجربه‌اش نشسته‌اند.
روز دوشنبه ساعت ده صبح با چند واسطه و دلّال در پی کشف قیمت واقعی کاغذ بودم تا برای چاپ یکی از ده‌ها کتاب بر زمین مانده‌ام کاغذ تهیّه کنم. صدها ناشر دیگر همچون من طیّ پنج ماه اخیر، مبتلای این بیماری و بلا بوده‌اند، مبتلای تاجر نمایان بی‌انصاف و دلّالان بی‌دین. بالأخره موفّق به یافتن یک نوع کاغذ با کیفیت نه چندان خوب از تولیدات یکی از کشورهای آسیای شرقی شدیم، آن هم به قیمت هر بند 60 هزار تومان. چاره‌ای جز خرید نبود. کتاب زیر دستگاه چاپ مانده بود. وقتی چک آماده کردیم و منتظر حواله شدیم، یعنی ساعت 12، فروشنده دبّه کرد و قیمت را به 625000 تومان افزایش داد. تنها او هم نبود، با چند تلفن می‌شد فهمید که به سرعت برق و باد، در سراسر کشور همه دلّالان و فروشندگان قیمت‌ها را بالا می‌کشند. با کراهت و سختی خودمان را راضی کردیم و کاغذ را خریداری کردیم، قرار شد صبح علی‌الطّلوع کاغذ را از انبار تحویل بگیریم؛ امّا وقتی برای تحویل کاغذ مراجعه کردیم، از تحویل خودداری کردند، قیمت به ناگهان خود را به پله 64000 هزار تومان کشیده بود.
پر واضح بود که در این میانه آنچه وجود ندارد دین و شرع و حلال و حرام است. برخی تاجران و دلّالان به حرام‌خواری عادت کرده‌اند.
القصّه، با دعوا و مرافعه از فروشنده قطع امید کردیم و سر در پی تاجر و دلّال دیگری گذاشتیم و واسطه تراشیدیم، به فاصله 20 دقیقه، در حالی که خودمان را مهیّای خرید کاغذ با قیمت 64 هزار تومان می‌کردیم به ناگهان به پله 66 پرید. من مانده بودم و حیرانی، من مانده بودم و ماجرایی که در آن کتاب و اوضاع آلمان قبل از جنگ جهانی دوم خوانده بودم و آنچه که از دسیسه‌های بنی‌اسرائیل و دست‌اندازی‌های آنان در اقتصاد اقوام و ملل قابل شناسایی است.
از تاجر و دلّالی که عمری را به حرام‌خواری و نان شبه‌ناک عادت کرده و دست در دست رفیق گرمابه و گلستان یهودیان دارد، هیچ انتظاری نیست؛ امّا از مدیران دستگاه اقتصادی و فرهنگی، صد انتظار هست. چگونه است که میلیاردها دلار زبان بسته را به دست جماعتی از خدا بی‌خبر می‌سپارند تا از آن همه مال بیت‌المال بلایی بر مستضعفان و مظلومان بسازند؟
چگونه است که آن همه قدرت سیاسی، قانونی و ابزار اعمال قانون برای باز داشتن متجاوزان به حقوق مردم به کار نمی‌آید؟
چگونه است که راه رفته را صد بار دیگر به تجربه می‌نشینیم؟
صد مرتبه دیگر هم که دلارهای بی‌زبان را به دست تاجران زبان‌دار بسپارید، در وقت معامله با مردم برای لحظه‌ای از جادّه انصاف عبور نمی‌کنند.
نتیجه ورشستگی ناشران و چاپخانه‌داران و تعطیلی مؤسّسات علمی و فرهنگی، بی‌گمان جز افزایش بی‌کاران و تنزّل سطح فرهنگ و علم در میان جامعه جوان و عموم مردم نخواهد داشت.
والسّلام

سایر مطالب این مجموعه: ویرانی خانه فرهنگ در سه اپیزود! »

2 نظر

  • لینک نظر سید محمد موسوی شنبه ۰۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۴۴ نوشته شده توسط سید محمد موسوی

    من هم ناشر بودم سرمای هام ار که بیست سال در کار نشر بود بیرون کشیدم و با ان طلای مثقالی 350 هزار تومان خریدم که الان شده 6520 هزار تومان . نه زحمتی کشیدیم ونه کتاب مانده ای در انبار داریم و 100 درصد هم سود خالص وبی درد سر داشتیم . کجای دنیا می شود به این مفتی این همه سود کرد .حالا شما هی شابک بگیرو فیپا درخواست کن و دنبال طراح وصفحه ارا بگرد و منت صدتا بی شرف کاغذ فروش رابکش و کتاب بچاپ و بزار توی انبار بعد هم دنبال ضایعاتی بگرد تا یک تیراژت را که ملیونها براش خرج کردی کیلویی 60 تومن از ت بخره . خوب فکر کن ببین سرت بجایی نخورده که پول بی زبون را خرج فرهنگ می کنی . البته این یک متلک بیشتر نبود .من ازشما گرفتارترم . مثل منی که سالها با کتاب بزرگ شده با کتاب بازی کرده با کتاب حرف زده وبا کتاب خندیده وگریه کرده با ید با کتاب هم بمیره . موفق باشید .

  • لینک نظر اصغرجاهدی يكشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۲۲ نوشته شده توسط اصغرجاهدی

    ایشان راست میگویند به والله که او ست بی نیاز از هر کس
    به خدا قسم
    این شرایط برای من نیز پیش امد ولی الان هر بند کاغذ ۹۳هزار تومان میباشد. به دفتر ریاست جمهوری -رهبری -۰۹۶۱۲ و ... اعتراض کردم ولی هیچ اتفاقی نیوفتاد.
    من به ظهور واصل انتظار فرج ایمان داشتم ولی همیشه میگفتند که هر موقع وضعیت بحرانی بشه که هیچ کس نتونه کاری بکنه مقدمات ظهور ایشان بیشتر فراهم میشود
    من از عمق وجودم ایشان را صدا کردم تا ظهور کنند چون هیچ کسی نتوانست جلوی این گرانی ها را بگیرد.

نوشتن نظر