امام خمينی و رسالت جهانی انقلاب اسلامی
موقعیت شما: مطالعات فرهنگی»مقالات مطالعات فرهنگی»سیاست»امام خمينی و رسالت جهانی انقلاب اسلامی

امام خمينی و رسالت جهانی انقلاب اسلامی

پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۲۳
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

ابراهیم شفیعی سروستانی
در پانزده خرداد سال 1342 حركتی در این كشور آغاز شد كه مبدأ تحولی شگرف در حیات اجتماعی - فرهنگی مردم مسلمان ایران گردید و پس از پانزده سال تبدیل به مهم‏ترین تحول اجتماعی - سیاسی قرن بیستم شد.



اما آنچه كه این حركت را تا به این اندازه تحول ساز و تاثیرگذار كرده بود، رهبری رادمردی بود كه با پشتوانه ای عظیم و غنی از فرهنگ و معارف اسلام ناب محمدی در ورای همه جریانهای فكری حاكم بر كشور به هدایت این حركت پرداخته بود.

بی‏ تردید باید گفت كه سرزمین دلاورپرور ایران در تمامی دوران حیات خود، رهبری به این عظمت كه هم بتواند با تسخیر قلوب مردم مهمترین تحول معنوی را در كشور ایجاد كند و هم با اقتدار تمام كشور را در توفان سهمگین توطئه، تجاوز و خیانت، به بهترین شكل راهبری و هدایت كند، به خود ندیده است.

امروز در آستانه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، جامعه ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند شناخت خطوط اصلی حركت حضرت امام خمینی، قدس سره و مبانی فكری ایشان است. اصول و مبانیئی كه توجه به آنها می تواند انقلاب اسلامی را در صراط مستقیم حفظ نموده و آن را از آسیبها در امان بدارد.

برخی از اندیشمندان علوم سیاسی بر این باورند كه هرگاه یك نهضت و انقلاب مردمی تبدیل به نظام و حكومت و به‏ اصطلاح نهادینه می شود، دوران افول و نزول آن آغاز می گردد و به تدریج رو به اضمحلال می‏ گذارد. براساس همین باور، این روزها گروهی در تحلیل هایشان مطرح می كنند كه دوران "انقلاب اسلامی" دیگر به سر آمده است.

اما در برابر این دیدگاه باید گفت كه نهادینه شدن یك حركت انقلابی، زمانی می تواند موجب افول و سقوط آن شود كه آرمان ها و ایده‏ آل های آن حركت چنان خرد و حقیر باشد كه با براندازی یك نظام سیاسی و تشكیل یك نظام سیاسی جدید دیگر حرفی برای گفتن و هدفی برای تلاش كردن نداشته باشد.

حضرت امام، قدس سره در سراسر دوران مبارزه هرگز هدف خود را در از بین بردن استبداد داخلی و مبارزه با استعمار خارجی در كشور ایران محدود نكرده بود و آنچه در پی آن بود حاكمیت اسلام در سراسر جهان و كوتاه كردن دست ابرقدرتها از همه كشورهای اسلامی بود. ایشان حركت خود را در راستای قیام جهانی موعود(ع) می دید و انقلاب اسلامی ایران را مقدمه ای برای انقلاب عظیم مهدوی ارزیابی می‏ كرد و از همین رو تشكیل حكومت اسلامی در ایران هیچ‏گاه باعث نمی شد كه ایشان از حركت بازایستد و سایر ملل اسلامی را به فراموشی سپارد.

برای شناخت جایگاه انقلاب مهدوی در تفكر سیاسی حضرت امام و تأثیری كه فرهنگ انتظار در اهداف كلان و استراتژی بلندمدت ایشان گذاشته بود؛ در این مقاله بخش  هایی از رهنمودهای ایشان را كه در مقاطع مختلف انقلاب اسلامی ایراد شده است، مورد بررسی قرار می دهیم.

بررسی این رهنمودها علاوه بر اینكه می تواند به ما در شناخت اصول اساسی تفكر امام راحل(ره) كمك كند،  می تواند ما را در شناسایی دلیل كینه و عناد استكبار جهانی نسبت به امام و انقلاب اسلامی و درك انگیزه تلاشهای بی‏پایانی كه در جهت استحاله نظام اسلامی صورت می‏گیرد، یاری رساند.



1. نفی وابستگی به شرق و غرب

امام راحل، قدس سره، در سراسر دوران مبارزه خویش بر شعار »نه شرقی، نه غربی« به عنوان یكی از اصول اساسی انقلاب اسلامی پای می فشرد و تا آخرین لحظه حیات پربركت خود هم حاضر به عقب‏نشینی از این شعار اصلی انقلاب نشد.

اما آنچه كه امام را وامی‏داشت كه این‏چنین بر این اصل پافشاری كند، احساس عزتی بود كه او در پرتو ولایت ائمه معصومین(ع) و به‏ویژه امام عصر(ع) بدان دست یافته بود.

ایشان نمی‏توانست بپذیرد كه مردم مسلمان ایران در عین پذیرش ولایت آخرین حجت خدا، امام زمان(ع) سر در گرو ولایت طاغوتهای شرق و غرب داشته باشند. این بود كه قاطعانه اعلام می كرد:

»هیهات كه امت محمد(ص) و سیراب شدگان كوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان به مرگ ذلت بار و اسارت غرب و شرق تن در دهند«.

و از این بالاتر، التزام به اصل «نه شرقی، نه غربی» را وظیفه مسلمانان جهان دانسته و پشت كردن به این اصل را، پشت كردن به آرمان مكتب اسلام و خیانت به رسول خدا و ائمه هدی؛ و پذیرش آن را «شرط ورود به صراط نعمت حق» می‏دانست:

ترسیم كننده سیاست واقعی عدم تعهد كشورهای اسلامی و كشورهایی است كه در آینده نزدیك و به یاری خدا، اسلام را به عنوان تنها مكتب نجات‏بخش بشریت می‏پذیرند و ذره‏ای هم از این سیاست عدول نخواهد شد و كشورهای اسلامی و مردم مسلمان جهان باید نه وابسته به شرق و شوروی باشند، كه ان‏شاءا... به خدا و رسول خدا و امام زمان وابسته‏اند و به طور قطع و یقین پشت كردن به این سیاست بین المللی اسلام، پشت كردن به آرمان مكتب اسلام و خیانت به رسول خدا و ائمه هدی است و نهایتاً مرگ كشور و ملت ما و تمامی كشورهای اسلامی است و كسی گمان نكند كه این شعار، شعار مقطعی است؛ كه این سیاست ملاك ابدی مردم ما و جمهوری اسلامی ما و همه مسلمانان سرتاسر عالم است، چراكه شرط ورود به صراط نعمت حق، برائت و دوری از صراط گمراهان است كه در همه سطوح و جوامع اسلامی باید پیاده شود»2



2. احیای هویت اسلامی مسلمانان

حضرت اما، قدس سره، این وعده قرآن كریم را كه می‏فرماید:

هوالذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله و لوكره المشركون3

اوست خدایی كه رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان برتری دهد؛ هرچند مشركان ناخشنود باشند.

با جان و دل پذیرفته بود و از این رو با صلابت تمام بیان می‏داشت:

من با اطمینان می‏گویم اسلام ابرقدرتها را به خاك مذلت می‏نشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یكی پس از دیگری برطرف و سنگرهای كلیدی جهان را فتح خواهد كرد.4

اما ایشان به‏خوبی واقف بود كه رسیدن به این هدف مستلزم احیای هویت اسلامی مسلمانان و بازگشت آنان به اصول اساسی خویش است. از این رو یكی از اهداف مهم جمهوری اسلامی ایران را تلاش در جهت احیای این هویت و توجه دادن مسلمانان به اصول و مبانی فكر دینی دانسته و می‏فرمود:

من به صراحت اعلام می‏كنم كه جمهوری اسلامی با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می‏كند و دلیلی هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و لجوی جاه‏طلبی و فزون‏طلبی صاحبان قدرت پول و فریب را نگیرد.5



3. گسترش نفوذ اسلام در جهان

اعتقاد به حقانیت اسلام و ایمان به بطلان دیگر مكتبها و مسلكها به صورت بالقوه این توان را دارد كه هر فرد مؤمن و معتقد را به تلاش برای گسترش بیشتر اسلام وادارد، اما امام خمینی به عنوان رهبری كه افقهای دیدش همه جهان را درمی‏نوردد و به چیزی كمتر از حاكمیت جهانی اسلام دل نمی‏بندد، به این موضوع با دیدی دیگر نگاه می‏كند؛ او با صراحت تمام اعلام می‏كند كه در پی نابودی همه نظامهای استكباری و گسترش نظام اسلامی در سراسر جهان است:

البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین الملل اسلامی‏مان بارها اعلام نموده‏ایم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوكران آمریكا نام این سیاست را توسعه‏طلبی و تفكر تشكیل امپراطوری بزرگ می‏گذارد از آن باكی نداریم و استقبال می‏كنیم.

ما درصدد خشكانیدن ریشه‏های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و كمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته‏ایم به لطف خدا و عنایت خداوند بزرگ نظامهایی را كه بر این سه پایه استوار گردیده‏اند نابود كنیم و نظام اسلام رسول‏ا... (ص) را در جهان استكبار ترویج نماییم.6

ایشان در پیامی دیگر تلاش برای گسترش اسلام راستین در جهان و مبارزه با سلطه جهانخواران را اقدامی در جهت زمینه‏سازی ظهور منجی و مصلح كل دانسته و می‏فرماید:

«ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در كشورهای اسلامی می‏شكنیم و با صدور انقلابمان، كه در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احكام محمدی است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه می‏دهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی و مصلح كل و امامت مطلقه حق امام زمان، ارواحنا فداه، هموار می‏كنیم».7

امام راحل در بخش دیگری از همین پیام، روشنفكران جهان اسلام را به تلاش آگاهانه برای دگرگون كردن جهان سرمایه داری و كمونیسم فراخوانده و چنین می‏فرماید:

«روشنفكران اسلامی همگی با علم و آگاهی باید راه پرفراز و نشیب دگرگون كردن جهان سرمایه داری و كمونیسم را بپیمایند و تمام آزادی‏خواهان باید با روشن بینی و روشنگری راه سیلی زدن بر گونه ابرقدرتها و قدرتها، خصوصاً آمریكا را بر مردم سیلی خورده كشورهای مظلوم اسلامی و جهان سوم ترسیم كنند».8



4. ایجاد حكومت جهانی اسلام

از همان سالهای اول پیروزی انقلاب اسلامی همواره این سؤال مطرح بود كه آیا دولت و نظام اسلامی باید تنها در پی ایجاد رفاه و آسایش برای مردم ایران و سازندگی كشور اسلامی باشد یا اینكه، در كنار این هدف، به هدف بزرگتر انقلاب اسلامی كه آزادی همه ملل تحت ستم و تشكیل حكومت جهان اسلام است، نیز بیندیشد؟

تفكری كه به تدریج بر افكار مسؤولان نظام اسلامی حاكم شد، این بود كه چون ایران به عنوان ام‏القرای جهان اسلام مطرح است، پس باید ابتدا به فكر توسعه و سازندگی در داخل كشور بود و ان‏شاءا... در آینده كه از آبادانی و سازندگی ایران اسلامی فارغ شدیم به فریاد دیگر ملل مظلوم هم می‏رسیم و برای حاكمیت جهانی اسلام هم برنامه‏ریزی می‏كنیم!

اما در مقابل تفكر «ام القری»، امام راحل با ژرف اندیشی تمام و با پشتوانه عظیم اعتقاد به انقلاب جهانی حضرت حجت (ع) مسؤولان نظام را از اینكه تنها به ایران بیندیشند، برحذر داشته و می‏فرمود:

مسؤولان ما باید بدانند كه انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت، ارواحنا فداه، است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‏ای مسؤولین را از وظیفه‏ای كه برعهده دارند منصرف كند؛ خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید و این بدان معنا نیست كه آنها را از اهداف عظیم انقلاب كه ایجاد حكومت جهانی اسلام است منصرف كند.9

از این رهنمود به خوبی استفاده می‏شود كه امام راحل(ره) انقلاب اسلامی را زمینه ساز انقلاب جهانی مهدی موعود، عجل‏ا... تعالی فرجه‏الشریف، دانسته و از همین رو معتقد بودند كه مسؤولان نظام جمهوری اسلامی باید همه تلاش خود را بر ایجاد آمادگی برای ظهور دولت كریمه امام عصر (ع) قرار داده و متوجه باشند كه پرداختن به برنامه‏های توسعه، حتی یك لحظه آنها را از این هدف بزرگ كه غفلت از آن «خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد» بازندارد.

آنچه گذشت چند اصل مهم از اولی بود كه امام راحل، قدس سره، در تمامی دوران مبارزه خویش بر آنها پافشاری می‏كردند و به‏ویژه در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای عملی شدن آنها تلاش فراوانی نمودند.

اما پافشاری امام بر این اصول، استكبار جهانی را تا به سر حد جنون از انقلاب اسلامی و بنیانگذار آن خشمگین ساخته بود. چراكه استكبار جهانی به خوبی دریافته بود كه اگر انقلاب اسلامی بتواند این اصول را در عمل یاده سازد؛ نتیجه‏ای جز نابودی آنها در بر نخواهد داشت. این بود كه از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تلاش خود را بر ضربه زدن به این انقلاب متمركز نمود و با تمام قوا درصدد نابودی كامل و یا لااقل استحاله فرهنگی نظام اسلامی برآمد.

رهبر كبیر انقلاب اسلامی دلایل دشمنی شرق و غرب با انقلاب اسلامی را این‏گونه تشریح می‏كنند:

«امروزه غرب و شرق به خوبی می‏دانند كه تنها نیرویی كه می‏تواند آنان را از صحنه خارج كند اسلام است. آنها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خورده‏اند و تصمیم گرفته‏اند كه به هر وسیله ممكن آن را در ایران كه مركز اسلام ناب محمدی است، نابود كنند؛ اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه كردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و...»10

امیدواریم كه مسؤولان نظام جمهوری اسلامی و مردم مسلمان ایران با عنایت بیشتر به رهنمودها و وصایای امام راحل، قدس سره، بتوانند توطئه‏های رنگارنگ استكبار جهانی بر ضد انقلاب اسلامی را یكی پس از دیگری خنثی كنند، تا این انقلاب بتواند به هدف نهایی خود كه زمینه‏سازی انقلاب مهدوی است نائل شود.

«خداوندا بر ما منت بنه و انقلاب اسلامی ما را مقدمه فروریختن كاخهای ستم جباران و افول ستاره عمر متجاوزان در سراسر جهان گردان و همه ملتها را از ثمرات و بركات وراثت و امامت مستضعفان و پابرهنگان برخوردار فرما».11


پی‏نوشتها:
1 . صحیفه نور مجموعه رهنمودهای امام خمینی، قدس سره، سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، 1369، ج 20، ص 113. (پیام به حجاج بیت‏ا... الحرام، مرداد 1366)
2 . همان، ص 114
3 .   سوره توبه (9)، آیه 33؛ سوره صف (61)، آیه 9؛ همچنین ر.ك: سوره فتح (48)، آیه 28.
4 .   صحیفه نور، ج 20، ص 118.
5 .   همان، ص 238.
6 . همان،ج10،ص232.
7 . همان،ج20،ص.
8 . همان،ج20،ص118.
9 .همان،ج21،ص108.
10 . همان،ص107-108.
11 . همان،ج20،ص118.

سایر مطالب این مجموعه: « انقلاب به نام خدا

نوشتن نظر