آموزش جنسی و سند 2030 - بخش اول

آموزش جنسی و سند 2030 - بخش اول

پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۵۱
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

در پي سخنان مقام معظم رهبري، درباره سند 2030 (دستور کار توسعه پايدار ۲۰۳۰)  مباحث مختلفي درباره تعارض اين سند  با اسناد بالادستي نظام از جمله سند چشم‌انداز بيست‌ساله، نقشه جامع علمي کشور، سند تحول بنيادين در آموزش‌وپرورش و حتي اصول ۷۷ و ۱۵۳ قانون اساسي مطرح شد و مطبوعات و پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني به طرح انتقادهاي وارد بر آن پرداختند.

 

يکي از انتقادهاي جدي اين بود که اين سند با مطرح کردن «آموزش‌هاي جنسي جامع»  در پي تغيير فرهنگ حاکم بر جوانان و نوجوانان ايراني است. با توجه به مباحث مطرح‌شده درباره اين موضوع، در اين مقاله به بررسي موضوع آموزش جنسي در سند 2030 و تعارضات آن با رويکرد بومي و اسلامي مي پردازيم.

1. آموزش جنسي در سند 2030
در برنامه عملي که براي تحقق هدف چهارم دستور کار توسعه پايدار ۲۰۳۰ تدوين شده و همچنين «سند ملي آموزش 2030 جمهوري اسلامي ايران» در موارد متعددي بر ضرورت گسترش آموزش‌هاي جامع جنسي تأکيد شده است. ازجمله در راهبردهاي اساسي سند ملي آموزش 2030 آمده است:
تدوين سياست‌ها و برنامه‌هايي براي ترويج آموزش براي توسعه پايدار و آموزش شهروندي و ادغام آن‌ها در آموزش‌هاي رسمي، غيررسمي و آزاد. انجام اين کار از طريق اصلاح نظام آموزشي، آموزش معلمان، اصلاح مواد درسي و حمايت‌هاي آموزشي امکان‌پذير مي‌شود. اجراي برنامه اقدام جهاني آموزش براي توسعه پايدار و موضوع‌هايي از قبيل حقوق بشر، تساوي جنسيتي، بهداشت، آموزش‌هاي جامع جنسي (تنظيم خانواده)، تغيير اقليم، معيشت‌هاي پايدار و شهروندي مسئولانه و پويا نيز مشمول مورد يادشده مي‌شود. لازم است ذکر شود که در ادغام اين موارد در برنامه‌هاي آموزشي کشورها، توجه به توانمندي‌ها و تجارب ملّي اهميت زيادي دارد.
البته در اين سند، در توضيح آموزش‌هاي جامع جنسي، عبارت «تنظيم خانواده» آمده که شايد براي تلطيف اين موضوع در فضاي داخلي باشد. غافل از اينکه اين عبارت، در ادبيات بين‌المللي و اسناد يونسکو تعريف مشخصي دارد. در يکي از اسناد يونسکو عبارت يادشده چنين تعريف شده است:
آموزش جامع جنسي، به‌عنوان روشي براي آموزش مباحث و روابط جنسي شناخته مي‌شود که متناسب با سن است، رويکردي فرهنگي دارد و با ارائه اطلاعات علمي دقيق، واقعي و بدون قضاوت شخصي همراه است.
نکته مهمي که در اينجا وجود دارد اين است که عبارات و واژه‌هاي به‌کاررفته در اسناد بين‌المللي معنا و مفهوم خاص خود را دارند و آنچه مبناي سنجش ميزان تعهد کشورها به اين اسناد است همان معنا و مفهومي است که در عرف بين‌الملل پذيرفته‌شده است؛ نه تفسيري که هر کشور از آن عبارت و واژه ارائه مي‌دهد.
براي روشن‌تر شدن اين موضوع به تفسيري که يونسکو از هدف چهارم از اهداف دستور کار توسعه پايدار 2030 ارائه داده است، اشاره مي‌کنيم:
اين سازمان در يکي از اسناد خود در تفسير اين هدف که ناظر به «تضمين آموزش باکيفيت، برابر و فراگير و ترويج فرصت‌هاي يادگيري مادام‌العمر براي همه» است، مي‌گويد:
يونسکو تشخيص مي‌دهد که هيچ کشوري به توسعه پايدار مبتني بر هدف شماره 4 (تضمين آموزش باکيفيت، برابر و فراگير و ترويج فرصت‌هاي يادگيري مادام‌العمر براي همه) نمي‌رسد تا زماني که (اگر) دانش‌آموزان به خاطر گرايش‌هاي جنسي واقعي مورد تصورشان و يا هويت جنسي‌شان خشونت را تجربه کنند يا مورد تبعيض واقع شوند.
چنانکه ملاحظه مي‌شود، تفسير يونسکو از اين هدف، بسيار گسترده‌تر از مفهومي است که به‌طورمعمول به ذهن مي‌رسد و حتي شامل هم‌جنس‌گرايان هم مي‌شود. در ادامه همين تفسير اين موضوع با صراحت بيشتري بيان شده است:
خشونت بر اساس گرايش جنسي يا هويت جنسي يا تظاهر به جنسيت خاص، عموماً متوجه اين گروه‌ها مي‌شود: دانش‌آموزاني که لزبين (دختران هم‌جنس‌گرا) گِي (پسران هم‌جنس‌گرا) يا دوجنسي هستند (هم‌جنس‌گرا هراسي) دانش‌آموزاني که ترا جنسي هستند (ترا جنس هراسي) و کساني که تظاهرات جنسيتي‌شان در دو گروه معمول جنسيت (زن و مرد) نمي‌گنجد؛ مانند پسراني که تصور مي‌کنند مؤنث هستند و دختراني که تصور مي‌کنند مذکر هستند.
با اين مقدمه به بررسي پيشينه و مفهوم «آموزش جامع جنسي» در مغرب زمين مي‌پردازيم:

2. پيشينه و مفهوم «آموزش جامع جنسي»
مانند هر موضوع حياتي و مهم، کنترل رفتارهاي پرخطر جنسي نوجوانان و جوانان محملي براي رويکردها و ديدگاه‌هاي متفاوت و احياناً متقابل است. ورود رهبران و انديشمندان غربي به اين حوزه مهم، همراه با بحث‌وجدل‌هاي متعددي در عرصه‌هاي سياست، فرهنگ و آموزش‌وپرورش بوده است. در نهايت، اين بحث‌ها منجر به قطبي شدن برنامه‌هاي سلامت جنسي نوجوانان و جوانان در دو راهبرد شده است. در يک‌سو کساني هستند که از «آموزش جامع مسائل جنسي»  حمايت مي‌کنند؛ برنامه‌اي که ضمن ارتقاي خويشتن‌داري جنسي شامل آموزش‌هايي درباره تقويت دانش، مهارت و نگرش افراد راجع به استفاده از وسايل بهداشتي و جلوگيري از بارداري در هنگام ارتباط جنسي است. در سوي ديگر، عده‌اي راهبرد «فقط خويشتن‌داري جنسي تا زمان ازدواج»  را انتخاب کرده‌اند که بر توانمندي خويشتن‌داري در برابر رفتارهاي جنسي خارج از چارچوب ازدواج تأکيد دارد.

الف) آموزش جامع مسائل جنسي
طرفداران اين راهبرد بر کاهش آسيب  اصرار دارند و ضمن تأکيد بر کنترل رفتار پرخطر جنسي بر کاهش آسيب‌هاي رفتار پرخطر جنسي سرمايه‌گذاري مي‌کنند. اين‌ها معتقدند درصد چشمگيري از نوجوانان و جواناني که تصميم به کنترل روابط جنسي نامشروع يا ترک مواد مي‌گيرند، نمي‌توانند در حفظ کامل خويشتن‌داري موفق شوند. پس در سطح نظري اجراي کامل خويشتن‌داري چيزي جز پندار نيست.  بر اين اساس، راهبردهايي عملياتي شد که به‌جاي کنترل خود رفتار پرخطر، بر کاهش آسيب‌هاي آن تأکيد مي‌کند. مي‌توان حدس زد که چنين راهبردي، «سکس سالم»  و عاري از سرايت بيماري‌هاي مقاربتي را مدنظر قرار دهد. هدف اين راهبرد، حذف روابط جنسي خارج از چارچوب ازدواج نيست. ازاين‌رو براي پيش‌گيري از پيامدهاي منفي آن توصيه مي‌شود از وسايل پيش‌گيري و بهداشتي استفاده شود.  

ب) «فقط» خويشتن‌داري جنسي
برخي گروه‌ها در امريکا بر «برنامه فقط خويشتن‌داري»  تأکيد مي‌کنند. شعار آن‌ها اين است: «فقط خويشتن‌داري جنسي تا زمان ازدواج».  يعني آموزش ارتباط جنسي سالم براي نوجوانان نمي‌تواند جامعه را از شر بيماري‌هاي مقاربتي، فرزندان نامشروع و ناخواسته، سقط‌جنين و مشکلات رواني مربوط نجات دهد. تنها راه نجات از پيامدهاي هولناک و زندگي سوز، عفاف يا خويشتن‌داري جنسي است. راهبرد فقط خويشتن‌داري راهي براي ترويج عفاف در ميان جوانان و نوجوانان آمريکايي محسوب مي‌شود. در سال ۱۹۸۱ «قانون عفاف»  نيز در کنگره امريکا به تصويب رسيد که بر اساس آن، دولت به حمايت مالي از سازمان‌هاي غيردولتي فعال در برنامه «فقط خويشتن‌داري» موظّف شده است. بودجه‌هاي درخور توجهي نيز براي اجرايي شدن راهبرد فقط خويشتن‌داري جنسي تصويب شد. اين بودجه‌ها در سه طرحي که کنگره تحت قوانين و بخش‌نامه‌هاي آموزش مسائل جنسي مشخص کرده بوده فراهم مي‌شوند.
برنامه‌هاي فقط خويشتن‌داري جنسي تا زمان ازدواج ناشي از اين تفکر است که چون معيار خويشتن‌داري جنسي کنترل‌کننده فعاليت جنسي خارج از چارچوب ازدواج است، آموزش‌هاي ديگر براي جوانان ضرورت ندارد.  گروه‌هاي بسياري در ايالات‌متحده امريکا از اجرايي شدن راهبرد فقط خويشتن‌داري جنسي حمايت کردند و براي اجرايي شدن برنامه‌هاي خود طرح‌هاي مختلفي پيش کشيدند.
با توجه به مطالب يادشده مي‌توان گفت، «آموزش جامع جنسي» که در سند 2030 به آن اشاره شده و مسئولان آموزش‌وپرورش جمهوري اسلامي نيز خود را موظف به اجراي آن دانسته‌اند، يک راهبرد مبتني بر «سکس سالم» است که هيچ رويکرد عفيفانه ندارد و به‌جاي کنترل خودِ رفتار پرخطر، بر کاهش آسيب‌هاي آن تأکيد مي‌کند. بديهي است که چنين رويکردي هرگز با فرهنگ اسلامي ايراني کشور ما هيچ تناسبي ندارد. البته ممکن است تهيه‌کنندگان سند ملي آموزش 2030 جمهوري اسلامي ايران از خود دفاع کنند که مراد ما از آموزش جامع جنسي مفهومي که در اينجا به آن اشاره شد، نيست و ما هم به همين دليل در سند يادشده در توضيح اين عبارت واژه «تنظيم خانواده» را آورده‌ايم، ولي در پاسخ آن‌ها مي‌گوييم ملاک عمل به تعهدات بين‌المللي تفسيري است که تهيه‌کنندگان اسناد بين‌المللي از معنا و مفهوم و قلمرو آن تعهد ارائه مي‌دهند.
گفتني است، راهبرد آموزش جامع جنسي در خود کشورهاي غربي هم شکست‌خورده و مخالفان فراواني دارد.

 

 

ادامه دارد ....

 

برای دریافت پی نوشت به اکانت http://sapp.ir/admin_m در پیام رسان سروش پیام دهید

نوشتن نظر