جایگاه رفیع اخلاق در سخنان امام صادق علیه السلام
موقعیت شما: مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»امامان و ائمه»جایگاه رفیع اخلاق در سخنان امام صادق علیه السلام

جایگاه رفیع اخلاق در سخنان امام صادق علیه السلام

چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۱۲
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

حضرت صادق علیه السلام، رئیس مكتب جعفری كه نام مباركش «جعفر» و كنیه اش «ابوعبداللّه.» و پدر بزرگوارش امام باقر علیه السلام و مادر مكرّمه اش «ام فروه» می باشد، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه منوره چشم به جهان گشود...


حضرت صادق علیه السلام، رئیس مكتب جعفری كه نام مباركش «جعفر» و كنیه اش «ابوعبداللّه.» و پدر بزرگوارش امام باقر علیه السلام و مادر مكرّمه اش «ام فروه» می باشد، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه منوره چشم به جهان گشود.

آن حضرت در سال 114 هجری به امامت رسید و دوران امامت آن حضرت با حكومت چند تن از خلفای اموی و عباسی هم زمان شد كه عبارت اند از:
1. هشام بن عبد الملك (105 ـ 125 ق) ؛ 2. ولید بن یزید بن عبدالملك (125 ـ 126 ق) ؛ 3. یزید بن ولید بن عبدالملك (126 ق) ؛ 4. ابراهیم بن ولید بن عبدالملك (70 روز از سال 126 ق) ؛ 5. مروان بن محمد مشهور به مروان حمار (126 ـ 132 ق) ؛ 6 ـ عبد اللّه سفاح (132 ـ 137 ق) ؛ 7. ابوجعفر منصور دوانیقی (137 ـ 158 ق) .
آن حضرت در بیست و پنجم شوال 148 در سن 65 سالگی توسط منصور دوانیقی مسموم و در مدینه به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاك سپرده شد. (1)
آنچه در پیش رو دارید، نگاهی است به اهمّیت و جایگاه اخلاق از دیدگاه رئیس مكتب جعفری، حضرت صادق علیه السلام. امید است ره توشه ای باشد برای همه كسانی كه دوست دارند بر اساس اخلاق اسلامی رفتار كنند و زینت اهل بیت علیهم السلام باشند.


ضرورت طرح بحثهای اخلاقی

اخلاق كه از ریشه «خُلق» گرفته شده، تعریفهای مختلفی برای آن شده است؛ مرحوم نراقی رحمه الله می فرماید: «اَلْخُلْقُ مَلَكَةٌ للِنَّفْسِ مُقْتَضِیةٌ لِصُدُورِ الاَْفْعالِ بِسُهُولَةٍ مِنْ دُونِ اِحْتیاجٍ اِلی فِكْرٍ وَروِیةٍ؛ (2) خُلق، یك حالت نفسانی است كه موجب می شود كارها به آسانی و بدون نیاز به فكر و دقّت از انسان سربزند..»
مرحوم علاّمه طباطبائی در تعریف علم اخلاق می گوید: «علم اخلاق، فنّی است كه از ملكات انسانی مربوط به نیروهای نباتی و حیوانی و انسانی بحث می كند و فضایل ملكات را از رذایل آنها جدا و ممتاز می سازد تا انسان بتواند به واسطه تجلی و اتصاف به فضایل اخلاقی، سعادت علمی خود را تكمیل نماید و در نتیجه، افعال و رفتاری داشته باشد كه موجب ستایش عموم و مدح جامعه انسانی گردد. البته آنچه به عنوان هدف علم اخلاق ذكر شد، به عقیده علمای اخلاق یونان بوده است؛ ولی از نظر ما هدف اخلاق اسلامی «اِبْتغاءِ وجه اللّه.» [و رسیدن به رضایت خداوندی] است نه رسیدن به مدح و ثنای اجتماعی و نه [حتّی صرف رسیدن [به فضیلت و كمال انسانی..» (3)
تعریف اخلاق هرچه باشد، ضرورت طرح آن در جامعه به صورت مستمر و دائمی بر هیچ كس پوشیده نیست. در لزوم طرح آن همین بس كه امام علی علیه السلام فرموده: «لَوْ كُنّا لا نَرْجُو جَنَّةً وَلا نَخْشی نارا وَلا ثَوابا وَلا عِقابا لَكانَ ینْبَغی لَنا اَنْ نُطالِبَ بِمَكارِمِ الاَْخْلاقِ فَاِنَّها مِمّا تَدُلُّ عَلَی سَبیلِ النَّجاحِ؛ (4) اگر ما امیدی به بهشت و ترسی از دوزخ و انتظار ثواب و عقاب نمی داشتیم، شایسته بود به سراغ فضایل اخلاقی برویم؛ چرا كه آنها راهنمای رستگاری هستند..»
از حدیث فوق به خوبی استفاده می شود كه نیاز به اخلاق یك نیاز بشری و انسانی است و به فرد و یا جامعه دینی اختصاص ندارد. به همین جهت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: ««لَوْ عَلِمَ الرَّجُلُ مالَهُ فِی حُسْنِ الْخُلْقِ لَعَلِمَ اَنَّه یحْتاجُ اَنْ یكُونَ لَهُ خُلْقٌ حَسَنٌ؛ (5) اگر انسان بداند چه چیزی برای او در اخلاق نیك وجود دارد، حتما متوجه می شود كه او نیاز به داشتن اخلاق نیكو دارد..»
همچنین آنحضرت صلی الله علیه و آله در جای دیگر فرمود: «جَعَلَ اللّه ُ سُبْحانَهُ مَكارِمَ الاخْلاقِ صِلَةً بَینَهُ وَبَینَ عِبادِهِ فَحَسْبُ اَحَدِكُمْ اَنْ یتَمَسَّكَ بِخُلْقٍ مُتَّصِلٍ باللّه ِ؛ (6) خداوند سبحان فضایل اخلاقی را وسیله ارتباط میان خود و بندگانش قرار داد. پس برای شما كافی است كه هر یك از شما دست به اخلاقی بزند كه او را به خدا پیوند دهد..»
مولا محمد صالح مازندرانی، از علمای بزرگ، درباره ضرورت توجه به اخلاق و مباحث اخلاقی در جامعه می گوید: «تعجب است كه مردم علم اخلاق و عمل به آن را ترك نموده اند و گمان می كنند سعادت اخروی در اعمال ظاهری است و یك دهم آنچه را كه به پاكی از نجاسات همّت می گمارند، به تزكیه نفوس توجه ندارند. و این بلای گمراه كننده است..» (7)
اینجاست كه مسئولیت عالمان سنگین تر می شود كه باید همیشه و به صورت مستمر هم خود از مسائل اخلاقی بهره ببرند و هم به عموم جامعه بحثهای اخلاقی را پیوسته گوشزد كنند. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اَلاْءسْلامُ حُسْنُ الخُلْقِ؛ (8)اسلام، اخلاق نیكو است..»
حضرت علی علیه السلام نیز در این باره فرمود: ««حُسْنُ الْخُلْقِ رَأْسُ كُلِّ بِرٍّ؛ (9) خوش اخلاقی، اساس تمام خوبیها است..»
و در روایت دیگر می خوانیم: «جاءَ رَجُلٌ اِلی رَسُولِ اللّه ِ مِنْ بَینِ یدَیهِ فَقالَ: یا رَسُولَ اللّه ِ ما الدّینُ؟ فَقالَ حُسْنُ الْخُلْقِ، ثُمَّ اَتاهُ عَنْ یمینِهِ فَقالَ مَا الدّینُ فَقالَ حُسْنُ الُخُلْقِ ثُمَّ اَتاهُ مِنْ قِبَلِ شِمالِهِ فَقالَ: مَا الدّینُ فَالْتَفَتَ اِلَیهِ وَقالَ: اَما تَفْقَهُ؟ الدّینُ هُوَ اَنْ لا تَغْضَبَ؛ (10) مردی از جلوی روی رسول خدا نزد آن حضرت آمد و عرض كرد: ای رسول خدا! دین چیست؟ پس حضرت فرمود: اخلاق نیك، آنگاه از سمت راست حضرت آمد و پرسید: دین چیست؟ پس حضرت فرمود: خوش خلقی. آنگاه از سمت چپ آن حضرت آمد و دوباره سؤال كرد: دین چیست؟ این بار حضرت فرمود: نفهمیدی؟ دین، آن است كه خشمناك نشوی..»

اهمیت اخلاق در كلام امام صادق علیه السلام
1. زندگی با اخلاق گوارا می شود.
آن حضرت فرمود: «لا عَیشَ اَهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ؛ (11) هیچ زندگی ای گواراتر از نیك خوئی نیست..»
این حدیث به خوبی می رساند كه اگر زندگی اجتماعی، خانوادگی و حتی انفرادی توأم با اخلاق باشد، برخوردار از شادی و نشاط و شادابی خواهد بود. جامعه و خانواده ای كه اخلاق را مراعات نكنند، نشاط و شادابی از آن رخت خواهد بست.

2. عمر را صرف ادب و اخلاق كن.
حضرت صادق علیه السلام فرمود: «اِنْ اُجِّلْتَ فی عُمْرِكَ یوْمَینِ فَاجْعَلْ اَحَدها لاَِدَبِكَ تَسْتَعینَ بِهِ عَلَی یوْمِ مَوْتِكَ؛ (12) اگر از عمرت تنها به میزان دو روز مهلت داده شدی، یك روزش را برای ادب خود اختصاص بده تا برای روز مرگ از آن كمك بگیری..»

3. اخلاق نیك نشانه بزرگواری است.
آن حضرت فرمود: ««ثَلاثَةٌ تَدُلُّ عَلی كَرَمِ الْمَرءِ: حُسْنُ الْخُلْقِ وَكَظْمُ الْغَیظِ وَغَضُّ الطَّرَفِ؛ (13) سه چیز نشانه بزرگواری انسان است: خوش اخلاقی، فرو بردن خشم و فرو پوشیدن چشم..»

4. اخلاق نیك نشانه درست اندیشی است.
حضرت صادق علیه السلام می فرماید: «ثَلاثَةٌ یسْتَدلُّ بِها عَلی اِصابَةِ الرّأی: حُسْنُ اللِّقاءِ وَحُسْنُ الاِسْتِماعِ وَحُسْنُ الْجَوابِ؛ (14) سه چیز نشانه درست اندیشی است: خوش برخوردی، خوب گوش دادن و نیكو پاسخ دادن..»
این حدیث بیش از هر كس، واعظان و عالمان جامعه را هدف قرار داده است؛ زیرا برای هدایت مردم هم خوش برخوردی لازم است و هم توجّه به سخنان و درد دلهای مردم و هم نیكو جواب دادن به سؤال دیگران.

5. در یك كلام حُسن خلق آنقدر عظمت و ارزش دارد كه هر كس به عمق و ژرفای آن نمی رسد، و به هر كس عنایت نمی شود؛ چنان كه امام صادق علیه السلام فرمود: «وَلا یكُونُ حُسْنُ الخُلْقِ اِلاّ فی كُلِّ وَلِی وَصَفی... وَلا یعْلَمُ ما فِی حَقیقَةِ حُسْنِ الْخُلْقِ اِلاَّ اللّه تعالی؛ (15) و حسن خلق یافت نمی شود مگر در وجود دوستان و برگزیدگان [خداوند] ... و آنچه در حقیقت خلق نیكو است جز خداوند متعال كسی نمی داند..»

6. خوی نیك از اوصاف انبیاء است. حضرت صادق علیه السلام فرمود: «اِنَّ الصَّبْرَ وَالبِرَّ وَحُسْنَ الْخُلْقِ مِنْ اَخْلاقِ الاَْنْبیاءِ؛ (16) به راستی صبر و نیكوكاری، و خوش خوئی از اخلاق انبیا است..»

نمونه های عینی از مكارم اخلاق

حضرت صادق علیه السلام تنها به بیان اهمّیت و ارزش اخلاق بسنده نكرده؛ بلكه برای ثمر بخش بودن آن در جامعه، به بیان موارد و مصداقهای عینی آن نیز پرداخته است تا اینكه مسئله مذكور ملموس تر و محسوس تر شود. حال به ارائه چند روایت دراین زمینه می پردازیم:
1. امام صادق علیه السلام فرمود: «اِنَّ اللّه َ تَبارَكَ خَصَّ رَسُولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آله بِمَكارِمِ الاَْخْلاقِ فَامْتَحِنُوا اَنْفُسَكُمْ فَاِنْ كانَتْ فیكُمْ فَاحْمَدُوا اللّه َ، وَارْغَبُوا اِلَیهِ فی الزّیادَةِ مِنْها؛ (17) براستی خداوند تبارك و تعالی، پیغمبرش را به فضایل اخلاقی مخصوص كرد. پس خود را آزمایش كنید؛ اگر [مكارم اخلاق] در شما یافت شد، پس ستایش الهی را به جا آورید، و از او بخواهید كه بیشتر به شما عنایت فرماید..» راوی گوید: حضرت آن گاه شروع كرد به بیان مصداقهایی از مكارم اخلاق و آن را در ده مورد تبیین نمود كه: «اَلْیقینُ وَالْقَناعَةُ وَالصّبْرُ وَالشُّكْرُ وَالْحِلْمُ وَحُسْنُ الْخُلْقِ والسَّخاءُ وَالْغَیرَةُ والشُّجاعَةُ وَالْمُرُوءَةُ؛ (18) یقین، قناعت، بردباری، سپاس گذاری، خویشتن داری، خوش برخوردی، سخاوتمندی، غیرت، شجاعت و جوانمردی..»
موارد فوق از مهم ترین فضایل اخلاقی است كه می تواند خانواده، جامعه و حتی تمام جهانیان را به سعادت و خوشبختی برساند.


2. آن حضرت در مورد علائم اهل بهشت فرمود: «اِنَّ لاَِهْلِ الْجَنَّةِ اَرْبَعُ عَلاماتٍ، وَجْهٌ مُنْبَسِطٌ، وَ لِسانٌ لَطیفٌ وَ قَلْبٌ رَحیمٌ وَ یدٌ مُعْطِیةٌ؛ (19) اهل بهشت چهار نشانه دارند: سیمای گشاده، زبان نرم و مهربان، قلب مهربان و دست بخشنده..»

3. از حضرت صادق علیه السلام سؤال شد كه مكارم اخلاق چیست؟ حضرت در جواب فرمود: «اَلْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ، وَصِلَةُ مَنْ قَطَعَكَ، وَاِعْطاءُ مَنْ حَرَمَكَ وَقَوْلُ الحَقِّ وَلَوْ عَلی نَفْسِكَ؛ (20) گذشت از كسی كه به تو ستم روا داشته است، و ارتباط داشتن با كسی كه با تو قطع رابطه كرده است، و عطا نمودن به كسی كه تو را محروم ساخته، و سخن حق گفتن هرچند بر ضررت باشد..»

4. شخصی از حضرت علیه السلام درباره حدّ و اندازه خوشخویی و خوش برخوردی پرسش نمود و حضرت در پاسخ فرمود: «تَلْینُ جانِبَكَ وَتُطَیبُ كَلامَكَ وَتَلْقا أَخاكَ بِبِشْرٍ حَسَن؛ (21) به نرمی [و مهربانی] برخوردنمایی، پاكیزه سخن بگویی و باچهره نیكو برادرت را ملاقات كنی..»
در حدیث دیگر از آن امام همام علیه السلام می خوانیم كه از حضرت پرسیدند: «اَی الْخِصالِ بالْمَرْءِ اَجْمَلُ فَقالَ وِقارٌ بِلا مَهابَةٍ وَسَماحٌ بِلا طَلَبِ مُكافاةٍ، وَتَشاغُلٌ بِغَیرِ مَتاعِ الدُّنْیا؛ (22) كدامیك از صفات برای مرد زیباتر است؟ فرمود: وقاری كه همراه با ترس نباشد، و بخششی كه انتظار مقابله به مثل در آن نباشد، و مشغول شدن به غیر متاع دنیا..»


ثمرات خوش خلقی

در قرآن كریم گاه به فوائد دنیوی اخلاق مانند: گشایش در رزق، (23) توانایی بازشناسی حق از باطل (24) ، افزایش بركات آسمانی و زمینی (25) ، آرامش روحی و روانی، (26) اشاره شده است وگاهی نیز ثمرات و پیامدهای اخروی اخلاق نیك بیان گردیده است؛ چنان كه می فرماید: «یوْمَ لا ینْفَعُ مالٌ وَلا بَنُونَ اِلاّ مَنْ اَتَی اللّه َ بِقَلْبٍ سَلیمٍ»؛ (27) «در آن روز كه مال و فرزند سودی نمی بخشد، مگر كسی كه با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید..» امام صادق علیه السلام در تفسیر قلب سلیم فرمود: قلبی است كه پروردگارش را دیدار كند در حالی كه جز خدا در آن نباشد..» سپس افزودند: «هر قلبی كه در آن شرك یا شبهه باشد، از منزلت و ارزش ساقط است. همانا صاحبان قلب سلیم، وارستگی در این جهان را برگزیدند تا در آن جهان آسوده خاطر باشند..» (28)
و در آیه دیگر می خوانیم: «وَاَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَنَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی فَاِنَّ الْجَنَّةَ هِی الْمَأْی»؛ (29) «و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوی باز دارد، قطعا بهشت جایگاه اوست..»
در روایات نیز به ثمرات و فوائد دنیوی و اخروی اخلاق برمی خوریم، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: «تَخَلَّقُوا بِاَخْلاقِ اللّه ِ اِنَّ اَكْثَرَ النّاسِ یدْخُلُونَ الجَنَّةَ بِتَقْوَی اللّه ِ وَحُسْنِ الْخُلْقِ؛ (30) اخلاق خدایی پیدا كنید، به راستی بیشتر مردم به خاطر تقوا و خوش اخلاقی وارد بهشت می شوند..»
در زمینه ثمرات و فواید اخلاق خوب حضرت صادق علیه السلام سخنان گرانبهایی دارد كه در ادامه بحث به برخی از آنها اشاره می شود:
1. فراوانی رزق
آن حضرت فرمود: «حُسْنُ الْخُلْقِ یزیدُ فی الرِّزْقِ؛ (31) خوی نیكو باعث فراوانی روزی می شود..»

2. آبادانی و طولانی شدن عمر
امام صادق علیه السلام فرمود: ««اِنَّ الْبِرَّ وَحُسْنَ الْخُلْقِ یعْمُرانِ الدّیارَ وَیزیدانِ فِی الاعْمارِ؛ (32) براستی نیكی و خوش خلقی باعث آبادی زمین، و افزایش [و طولانی شدن] عمرها می شود..»
در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام شیعیان را به خوشرفتاری با خانواده سفارش نموده و آن را موجب طولانی شدن عمر می داند و می فرماید: «مَنْ حَسُنَ بِرُّه فی اَهْلِ بَیتِهِ زیدَ فی عُمْرِهِ؛ (33) هر كس با خانواده خود خوشرفتاری كند، عمرش طولانی می شود..»

3. پاك شدن گناهان
همچنین آن حضرت فرمود: «اَلْخُلْقُ الحَسَنُ یمیثُ الْخَطیئةَ كَما تُمیثُ الشَّمْسُ الجَلیدُ؛ (34) خوی نیكو گناهان را ذوب می كند؛ چنانكه خورشید یخ را آب می كند..»

4. زینت دنیا و آخرت
حضرت جعفر بن محمد علیهماالسلام می فرماید: ««اَلْخُلْقُ الْحَسَنُ جَمالٌ فِی الدُّنْیا وَنَزْهَةٌ فِی الاخِرَةِ وَبِهِ كَمالُ الدّینِ وَقُرْبَةٌ اِلَی اللّه ِ وَلا یكُونَ حُسْنُ الخُلْقِ اِلاّ فی كُلِّ وَلِی وَصَفِی؛ (35) خلق نیكو در دنیا موجب زیبایی، و در آخرت گشایش است و مایه كمال در دین و نزدیكی به پروردگار است. و حسن خلق نیست مگر در وجود دوستان و برگزیدگان [خداوند] ..»

5. ثواب بی پایان
امام صادق علیه السلام در فرازی دیگر فرمود: «اِنَّ اللّه َ تَبارَكَ وَتَعالی لَیعْطِی الْعَبْدَ مِنَ الثَّوابِ عَلی حُسْنِ الْخُلْقِ كَما یعْطِی الْمُجاهِدَ فِی سَبیلِ اللّه ِ یغْدُوا عَلَیهِ وَیرُوحُ؛ (36) خداوند بر نیك خویی بنده، پاداشی را عطا می كند كه به مجاهد در راه خودش كه در هر صبح و شب می جنگد [و همیشه در جهاد است [می بخشد..»


پیامدهای زیانبار بدخلقی

در منابع دینی پیامدها و ضررهای زیانبار بدخلقی نیز بیان شده است تا مردم بیشتر به اخلاق نیك اهمّیت دهند و از اخلاق زشت رویگردان باشند.
در این زمینه نیز رئیس مكتب جعفری، سخنان بیدارگر، هشدار دهنده و ارزشمندی دارد كه در ذیل می خوانیم:


1. بدخلقی تباه كننده عمل
حضرت صادق علیه السلام فرمود: «اِنَّ سوء الْخُلْقِ لَیفْسِدُ الْعَمَلَ كَما یفْسِدُ الخِلُّ الْعَسَلَ؛ (37) همچنان كه سركه عسل را تباه می كند، بدخلقی نیز عمل را تباه می كند..» و در روایت دیگر به جای كلمه «العمل» تعبیر «لَیفْسِدُ الاْیمانَ» (38) به كار رفته است؛ یعنی بدخلقی ایمان را تباه می سازد كه در این صورت خطر آن دوچندان خواهد شد؛ زیرا ایمان ریشه و اساس انسانیت را تشكیل می دهد و آسیب دیدن آن ضررهای جبران ناپذیری را در پی دارد.
به همین جهت، وقتی به پیامبر خبر دادند كه زنی شبها عبادت می كند و روزها روزه دارد؛ ولی اخلاقش زشت است و همسایگان را با زبان آزار می دهد، حضرت فرمود: «لا خَیرَ فیها، هِی مِنْ اَهْلِ النّارِ؛ (39) خیری در او نیست، او اهل آتش است..»

2. خارج شدن از گروه شیعیان واقعی
امام صادق علیه السلام رعایت اصول اخلاقی و توجه به آداب انسانی و خوش برخوردی را از ویژگیهای مكتب تشیع دانسته و آن را بر شیعیان راستین لازم شمرده، و بر اجتناب از بدخلقی پای فشرده است؛ آنجا كه می فرماید: «لَیسَ مِنّا مَنْ لَمْ یوَقّر كَبیرَنا وَلَمْ یرْحم صَغیرنا؛ (40) از ما نیست كسی كه بزرگ ترهایمان را احترام نكند و به كوچك ترهایمان ترحم ننماید..»



پی نوشت :

1)- ر. ك: مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، صص 349 - 350؛ اربلی، كشف الغُمّه فی معرفة الائمه، ج2، ص154.
2)- مرحوم نراقی، جامع السعادات، ص46.
3)- علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج1، صص 376 - 378.
4)- میرزا حسین نوری، مستدرك الوسائل، ج2، ص283.
5)- بحارالانوار، ج71، ص396؛ میزان الحكمه، ج2، ص799.
6)- تنبیه الخواطر، ص362؛ اخلاق در قرآن، ناصر مكارم شیرازی، ج1، ص23.
7)- شرح اصول كافی، ج8، باب حسن خلق، ذیل حدیث 8 و ر. ك: مجله حوزه، شماره 5، ص85.
8)- ری شهری، منتخب میزان الحكمه، ص170.
9)- همان.
10)- ابی الحسین ورام، مجموعه ورّام، ج1، ص89.
11)- وسائل الشیعه، ج8، ص571.
12)- روضه كافی، ج8، ص150.
13)- علی بن شعبه حرّانی، تحف العقول، ص572، ح34.
14)- همان، ص582.
15)- بحار، ج68، ص393.
16)- المواعظ العددیه، ص227.
17)- منتخب میزان الحكمه، ص170، ح1949؛ امالی صدوق، ص184، ح8.
18)- همان.
19)- المواعظ العددیه، علی مشكینی، (قم، الهادی) ، ص230.
20)- معانی الاخبار، صدوق، ص191، ح1؛ منتخب میزان الحكمه، ص170، ح1950.
21)- منتخب میزان الحكمه، ص170، روایت 1944 و معانی الاخبار صدوق، ص253، ح1.
22)- اصول كافی، ج2، ص240.
23)- طلاق/2 - 3.
24)- انفال/29.
25)- اعراف/95.
26)- رعد/28.
27)- شعراء/89.
28)- فیض كاشانی، تفسیر الصافی، ج4، ص41؛ اصول كافی، ج12، باب اخلاص، ص16.
29)- نازعات/41 - 40.
30)- اخلاق محتشمی، ص249.
31)-بحارالانوار، ج71، ص395 ـ 396، ح77.
32)- منتخب میزان الحكمه، ص171، ح1957.
33)- اربلی، كشف الغمه، (بیروت، دارالاضواء، بی تا) ، ج2، ص208.
34)- همان؛ منتخب میزان الحكمه، ص171، ح1957.
35)- بحارالانوار، ج68، ص393؛ مصباح الشریعه، باب 61، ص338.
36)- اصول كافی، ج2، ص101.
37)- همان، روایت 1963.
38)-اصول كافی، ج2، باب سوء الخلق.
39)- بحارالانوار، ج71، ص394.
40)-همان، ج75، ص138.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 60 .

نوشتن نظر