نگاهى به اوصاف پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله
موقعیت شما: مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»امامان و ائمه»نگاهى به اوصاف پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله

نگاهى به اوصاف پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله

دوشنبه ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۵۷
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

سال 1385 به نام مبارك و با عظمت ختم رسولان، حضرت محمد بن عبداللّه، سال «پيامبر اعظم » نام گذاری شده بود؛ اگرچه فقط يك سال و يك روز اختصاص به آن حضرت ندارد؛ بلكه از آن جهت كه او خاتم پيامبران است، هر سال و هر روز تا قيامت مربوط به اوست و كتاب آسمانی او ابدی و جاودانه است. البته اين گونه نامگذاري ها فرصت مناسبی است ...

سال 1385 به نام مبارك و با عظمت ختم رسولان، حضرت محمد بن عبداللّه، سال «پيامبر اعظم » نام گذاری شده بود؛ اگرچه فقط يك سال و يك روز اختصاص به آن حضرت ندارد؛ بلكه از آن جهت كه او خاتم پيامبران است، هر سال و هر روز تا قيامت مربوط به اوست و كتاب آسمانی او ابدی و جاودانه است. البته اين گونه نامگذاري ها فرصت مناسبی است برای تجديد عهد، و بازنگری و بازخوانی اوصاف و رفتار آن حضرت، به اميد اينكه بتوان برای زندگی فردی و اجتماعی ره توشه های گهربار گرفت و با به كار بستن آن حيات دوباره و تازه يافت. آنچه پيش رو داريد نگاهی است اجمالی به اوصاف و ويژگيهای آن حضرت.


الف. محمد صلی الله عليه وآله از زبان قرآن
قرآن به عنوان كتاب جاويد و ماندگار الهي، عميق ترين و جامع ترين توصيفات را از شخص با عظمت پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله دارد.

1. خاتم رسولان
«ما كانَ مُحَمَّدٌ اَبَا اَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّه وَ خاتَمَ النَّبيّنَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلّ شَی ءٍ عَليماً »؛(1) «محمدصلی الله عليه وآله پدر هيچ يك از مردان شما نبوده و نيست؛ ولی رسول خدا و ختم كننده و آخرين پيامبران است، و خداوند به همه چيز آگاه است.»
در اين آيه، آن حضرت به عنوان خاتَم رسولان معرّفی شده و سخن از ختم رسولان است نه ختم ديانت. حضرت صادق عليه السلام فرمود: «اِنّ اللَّه عَزَّ ذِكْرُهُ خَتَمَ بِنَبيِّكُمُ النَّبيّنَ فَلا نَبی بَعْدَهُ اَبَداً وَ خَتَمَ بِكِتابِكُمُ الْكُتُبَ فَلا كِتابَ بَعْدَهُ اَبَداً؛(2) به راستی خدايی كه يادش با عزت است پايان داد با نبی شما پيامبران را، لذا پس از پيامبر شما پيامبری نخواهد بود و خاتمه داد با كتاب شما (قرآن) كتابها(ی آسمانی) را، پس تا ابد كتابی بعد از قرآن نخواهد بود.»
امام صادق عليه السلام می فرمايد: «جاءَ مُحَمَّدٌصلی الله عليه وآله فَجاءَ بِالْقُرآنِ وَ بِشَريعَتِهِ وَ مِنْهاجِهِ، فَحَلالُهُ حَلالٌ اِلی يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ حَرامُهُ حَرامٌ اِلی يَوْمِ الْقِيامَةِ؛ محمدصلی الله عليه وآله آمد، پس قرآن را با شريعت و قانونش (برای مردم) آورد. پس حلال آن (قرآن) تا روز قيامت حلال و حرام آن (نيز) تا قيامت حرام است. »(3)
روايتی كه ذكر شد به روشنی سخن برخی روشنفكران را كه ختم رسالت را به معنای ختم ديانت و بر چيده شدن بساط دين از جامعه گرفته است رد می كند؛ بنابراين دين و شريعت اسلام همچنان تا قيامت باقی است.

2. تواضع در برابر خدا و بندگانش
«مُحَمّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذينَ مَعَهُ اَشِداءُ عَلَی الْكُفَّارِ رُحَماءَ بَيْنَهُمْ تَريهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سيماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ اَثَرِ السُّجودِ... »؛(4) «محمدصلی الله عليه وآله فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند در برابر كفار سر سخت و شديد و در ميان خود مهربانند، پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود می بينی و همواره فضل خدا و رضای او را می طلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است.»
آيه فوق ويژگيهای متعددی را برای آن حضرت و برای مؤمنان بيان می كند از جمله: مهربانی نسبت به مسلمانان، شدت نسبت به كفّار و مشركان، اهل عبادت و نماز و ركوع و سجود، دنبال رضايت الهی بودن و نمايان بودن اثر عبادت و بندگی از سيمای او.

3. دلسوزی و مهربانی
«لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤمِنينَ رَؤُوفٌ رَحيمٌ »؛(5) «به يقين، رسولی از خود شما به سويتان آمد كه رنجهای شما بر او سخت است، و اصرار بر هدايت شما دارد، و نسبت به مؤمنان، رؤوف و مهربان است.»

از مهربانی و دلسوزی آن حضرت است كه وقتی مشركان مكه آن حضرت را سنگباران می كردند، به جای نفرين می فرمود: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ قَوْمی؛ فَاِنَّهُم لايَعْلَمُونَ؛(6) خدايا! قومم را ببخش، زيرا آنها (نسبت به مقام من نادانند »!

4. بشارت دهنده و انذار كننده
«يا اَيُّها النَّبی اِنَّا اَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً وَ داعِياً اِلَی اللَّه بِاِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنيراً »؛(7) «ای پيامبر! ما تو را گواه فرستاديم و بشارت دهنده و انذار كننده! و تو را دعوت كننده بسوی خدا به فرمان او قرار داديم، و چراغی روشنی بخش!»
شخصی يهودی خدمت رسول خداصلی الله عليه وآله رسيد و پرسيد: راز اينكه تو را «محمّد »، «احمد »، «ابی القاسم »، «بشير »، «نذير » و «داعی « ناميده اند چيست؟ رسول خداصلی الله عليه وآله فرمود: «اَمَّا مُحمَّد فَانّی مَحْمُودٌ فِی الْارْضِ وَ امَّا اَحْمَدُ فَانّی مَحْمودٌ فِی السَّماءِ وَ امَّا ابوالقاسِمِ فَاِنَّ اللَّهَ يَقْسِمُ يَوْمَ الْقِيامَةِ قِسْمَةَ النَّارِ فَمَنْ كَفَرَ بی مِنَ الاَوَّلينَ وَ الآخِرينَ فَفِی النَّارِ وَ يَقْسِمُ قِسْمَةَ الْجَنّةِ فَمَنْ آمَنَ بی وَ اَقَرَّ بِنُبُوَّتی فَفِی الجَنَّةِ؛(8) امّا محمد برای اين است كه من در زمين ستايش شده هستم و امّا احمد، به راستی من در نزد آسمانيان ستوده شده ام. امّا ابوالقاسم ناميده شدم چون خداوند در روز قيامت بخشی از آتش را جدا می كند، پس هر كسی از گذشتگان و آيندگان به من كفر بورزد در آتش خواهد بود، و بهشت را جدا می كند، پس كسی كه به من ايمان آورده باشد و اقرار به نبوت و رسالت من كرده باشد، در بهشت خواهد بود.»
حضرت در ادامه فرمود:
«وَ امَّا الدّاعی فَاِنّی اَدْعُوا لنّاسَ اِلی دِينِ رَبّی وَ اَمَّا النَّذيرُ فَاِنّی اُنْذِرُ بِالنَّارِ مَنْ عَصانی و اَمَّا البَشيرُ فَاِنّی اُبَشِّرُ بِالْجَنَّةِ مَنْ اَطاعَنی؛(9) اما داعی برای اين است كه من مردم را به سوی دين پروردگارم دعوت می كنم و اما نذير برای اين است كه من كسانی را كه نافرمانی ام كنند با آتش انذار می كنم و بشير برای اين است كه كسی كه مرا اطاعت كند، به بهشت بشارت می دهم.»

ب. رسول اكرم صلی الله عليه وآله از زبان خودش
حضرت نه از باب تعريف و تمجيد از خويش؛ بلكه از باب بيان واقعيات، اوصاف خويش را بيان فرموده است:
1. تربيت شده الهی
رسول خداصلی الله عليه وآله فرمود: «اَنَا اَديبُ اللَّهِ وَ عَلِی اَديبی؛(10) من تربيت شده خدا و علی تربيت شده من است.»
2. رحمت الهی
حضرت فرمود: «اَيُّهَا النَّاس اِنَّما اَنَا رَحْمَةً مُهْداةٌ؛(11) همانا من رحمت هدايت شده هستم.»
3. نتيجه دعای ابراهيم عليه السلام
پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله فرمود: «انَا دَعْوَةُ ابْراهيمَ قالَ وَ هُوَ يَرْفَعُ القَواعِدَ مِنَ البَيْتِ، «رَبَّنا وَابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ »؛(12) من (نتيجه) درخواست و دعای (حضرت) ابراهيم عليه السلام هستم (آنگاه كه) گفت در حالی كه پايه های خانه (خدا، كعبه) را بالا می برد: «پروردگارا در ميان آنها پيامبری از خودشان برانگيز. »(13)
4. برترين انسان
اگر پيامبر اكرم صلی الله عليه وآله را عصاره خلقت و عالم هستی بدانيم، اغراق نكرده ايم. آن حضرت به اين مطلب اشاره دارد؛ آنجا كه می فرمايد: «اَنا سيّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ لافَخْرَ؛(14) من آقای فرزندان آدم (و برترين آنها) هستم و افتخار (ی برای من) نيست.»
حضرت در جای ديگر می فرمود: «ما خَلَقَ اللَّهُ خَلْقاً اَفْضَلَ مِنّی وَ لا اَكْرَمَ عَلَيْهِ مِنّی؛(15) خداوند مخلوقی برتر از من نيافريده است و عزيزتر از من در نزد خداوند وجود ندارد.»
5. داناترين مردم
قال رسول اللّه صلی الله عليه وآله: «اِنَّ اَتْقاكُمْ وَاعْلَمَكُمْ اَنَا؛(16) به راستی باتقواترين و داناترين شما (نسبت به خداوند) منم.»
6. پيشوای رسولان
رسول خداصلی الله عليه وآله فرمود: «اَنا قائِدُ الْمُرْسَلينَ وَ لافَخْرَ وَ اَنا خاتَمُ النَّبييّنَ وَ لافَخْرَ وَ انا اَوَّلُ شافِعٍ وَ اوَّلُ مُشَفَّعٍ وَ لافَخْرَ؛(17) من پيشوای فرستاده شدگان هستم و افتخاری نيست، من خاتم پيغمبران هستم و افتخاری نيست، من اولين شفاعت كننده و اولين شفاعت شده هستم و افتخاری نيست.»
7. اولين وارد شونده
پيامبر عزيز خدا فرمود: «اَنا اَوّلَ وافِدٍ عَلَی الْعَزيزِ الْجَبَّارِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ كِتابُهُ وَ اَهْلُ بَيْتی ثُمَّ اُمَّتی ثمّ اَسْأَلُهُمْ: ما فَعَلْتُمْ بِكِتابِ اللّهِ وَ بِاَهْلِ بَيْتی؛(18) من همراه با كتاب خداوند (قرآن) و اهل بيتم اول وارد شونده بر خداوند هستم. آنگاه امتم (وارد می شوند) پس از امّتم سؤال می كنم: با قرآن و اهلبيتم چه كرديد؟»
8. هديه های الهی
رسول خدا فرمود: «اُعْطيتُ خَمْساً لَمْ يُعْطِهُنَّ نَبِی كانَ قَبْلی : اُرْسِلْتُ اِلَی الْاَبْيَضِ وَ الْاَسْوَدِ وَ الْاَحْمَرِ وَ جُعِلَتْ لِی الْاَرْضُ طَهُوراً وَ مَسْجِداً وَ نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ وَ اُحِلَّتْ لِی الْغَنائِمُ وَ لَمْ تَحُلَّ لِاَحَدٍ - اَوْ قالَ لِنَبی قَبلی - وَ اُعْطيتُ جوامِعَ الْكَلِمِ؛(19)پنج چيز به من عطا شده است كه به هيچ يك از انبياء پيش از من داده نشده است:
1. من به سوی (همه جهانيان اعم از) سفيد و سياه و سرخ فرستاده شده ام. 2. زمين برای من پاك (و پاك كننده) و سجده گاه قرار داده شده است (لذا مسلمانان هر جای زمين می توانند نماز بخوانند، بر خلاف اديان گذشته كه فقط در مركز عبادت می توانستند عبادت كنند) .
3. با رعب و ترس (در دل دشمنان در جنگ بدر و خيبر و...) ياری شدم.
4. غنائم (جنگی) برای من حلال شمرده شد، در حالی كه برای هيچ كسی (يا هيچ پيغمبری قبل از من) حلال نبود. و به من (از طرف خداوند) جامع تمام سخنان داده شده است.»
9. رسالت جهانی
رسول خدا فرمود: «اَنا رَسُولُ مَنْ اَدْركْتُ حَيّاً وَ مَنْ يُولَدُ بَعْدی؛(20) من رسول كسانی هستم كه در زمان حياتم آنها را درك كرده ام و كسانی كه بعد از من به دنيا می آيند.»
و نيز فرمود: «بُعِثَ كُلُّ نَبی كانَ قَبْلی اِلی اُمَّتِهِ بِلِسانِ قَوْمِهِ وَ بَعَثَنی اِلی كُلِّ اَسْوَدَ وَ اَحْمَرَ بِالْعَرَبِيَّةِ؛(21) پيامبران قبل از من به سوی امت خود، با زبان قوم خود مبعوث شدند؛ ولی من به سوی (تمام جهانيان اعم از) سياهپوست و سرخپوست با زبان عربی مبعوث شده ام.»

ج. پيامبر از زبان علی عليه السلام
علی عليه السلام نزديك ترين فرد عالم هستی به پيغمبر اكرم صلی الله عليه وآله است؛ چرا كه از كودكی در دامان او تربيت شده و با تمام خصوصيتهای روحی و ويژگيهای اخلاقی او آشناست، لذا هر چه درباره حضرت می گويد از سر شناخت و آگاهي، بلكه لمس و درك حضوری و عينی است. حضرت علی عليه السلام خود را از بردگان پيامبر می داند و می فرمايد: «اِنَّما اَنَا عَبْدٌ مَنْ عَبيدِ مُحَمَّدٍ؛(22) به تحقيق من برده ای از بردگان محمّدم.»
1. خدا برتر از او نيافريد
علی عليه السلام فرمود: «ما بَرأ اللّهُ نَسَمَةً خَيْراً مِنْ مُحَمَّدٍصلی الله عليه وآله؛(23) خداوند مخلوقی برتر از محمدصلی الله عليه وآله نيافريده است.»
2. مانند او نديدم
علی عليه السلام فرمود: «كَاَنَّ عَرَقَهُ فی وَجْهِهِ اللُّؤْلُؤ وَ لَريحُ عَرَقِهِ اَطْيَبُ مِنَ الْمِسْكِ الْاَذْخَر... لَمْ اَرَ قَبلَهُ وَ لابَعْدَهَ مِثْلَهُ؛(24) گويا عرق چهره اش چون لؤلؤ (و مرجان بود كه بر پيشانی او می غلطيد) و بوی عرقش همچون مشك ناب بود... هرگز مانند او، قبل و بعد از او نديده ام.»
3. پاك ترين خوی و عادت
اميرمؤمنان علی عليه السلام می فرمايد: «حَتّی بَعَثَ اللَّهُ مُحمّداً شَهيداً و بشيراً وَ نَذيراً، خَيْرَ الْبَريَّةِ طِفْلاً و اَنْجَبَها كَهْلاً وَ اَطْهَرَ الْمُطَهَّرين شِيْمَةً؛(25) خداوند محمّد را برانگيخت در حالی كه گواه (اعمال مردم) و بشارت دهنده و انذار كننده بود. بهترين مردم در دوران كودكي، نجيب ترين مردم در دوران سالمندي، پاك ترين پاكان از نظر خوی و اخلاق، بود.»

4. برخوردار از اراده و قدرت آهنين
يقيناً انسانی كه تحول عظيمی با نام اسلام در جهان بشريت ايجاد كرد، نمی تواند انسانی ضعيف الاراده و ناتوان باشد. علی عليه السلام فرمود: «لا عَرَضَ لَهُ اَمْرانِ اِلَّا اَخَذَ بِاَشَدِّهِما؛(26) دو كار بر او عرضه نشد مگر اينكه سخت ترين آن را انتخاب می نمود.»
5. طبيب دوار
در نهج البلاغه درباره پيامبر اكرم آمده است: «طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ اَحْكَمَ مَراهِمَهُ وَ اَحْمی (اَمْضی) مَواسِمَهُ، يَضَعُ ذلكَ حَيْثُ الحاجَةِ اِليْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْی وَ آذنٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَةٍ بُكْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوطِنَ الْحَيْرَةِ؛(27)پيامبر طبيبی است سيار كه مرهمهای شفابخش او آماده و ابزار داغ كردن زخمها را گداخته، آن را هر جا كه نياز باشد قرار می دهد؛ از قلبهای كور، گوشهای ناشنوا و زبانهای لال. و با داروی خود در پی يافتن بيماران فراموش شده و سرگردان است.»
6. امان اهل زمين
وجود با بركت پيغمبر اكرم، امان اهل مكه و بلكه تمام اهل زمين بود. علی عليه السلام در اين زمينه می فرمايد: «كانَ فِی الْاَرْضِ امانانِ مِنْ عَذابِ اللَّه وَ قَدْ رُفِعَ اَحَدُهُما فَدُونَكُمُ الْاَخَرُ فَتَمَسَّكُوا بِهِ: اَمَّا الْاَمانَ الَّذی رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّه صلی الله عليه وآله وَ اَمَّا الْاَمانُ الْباقی فَالْاِسْتِغْفارُ قالَ اللَّهُ تعالی «وَ ما كانَ اللَّه لِيُعَذِّبَهُمْ وَ اَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُون »(28)؛ دو چيز در زمين مايه امان از عذاب خدا بود كه يكی از آن دو برداشته شد، پس ديگری را دريابيد و بدان چنگ زنيد! امّا امانی كه برداشته شد، رسول خداصلی الله عليه وآله بود و امان باقيمانده استغفار است،(29) كه خدای بزرگ فرمود: خدا آنان را عذاب نمی كند در حالی كه تو در ميان آناني، و عذابشان نمی كند تا آن هنگام كه استغفار می كنند.»
7. الگوی ساده زيستی
«وَ لَقَدْ كانَ فی رَسُولِ اللَّه صلی الله عليه وآله كافٍ لَكَ فی الْاُسْوَةِ، وَ دَليلٌ لَكَ علی ذَمِّ الدُّنيا وَ عَيْبِها، وَ كَثْرَةِ مَخازيها وَ مَساويها اِذْقُبِضَتْ عَنْهُ اَطْرافُها وَ وُطِئَتْ لِغَيْرِهِ اَكْنافُها، وَ فُطِمَ عَنْ رَضاعِها...؛ (30)برای تو كافی است كه راه و رسم زندگی پيامبر اسلام صلی الله عليه وآله را اطاعت نمايي، تا راهنمای خوبی برای تو در شناخت بديها و عيبهای دنيا و رسواييها و زشتيهای آن باشد، چه اينكه دنيا از هر سُو از پيامبرصلی الله عليه وآله باز داشته و برای غير او گسترانده شد. او از پستان دنيا شير نخورد.»
اميرمؤمنان علی عليه السلام در جای ديگر فرمود: «پيامبر دنيا را كوچك می شمرد و در چشم ديگران آن را ناچيز جلوه می داد. آن را خوار می شمرد و در نزد ديگران خوار و بی مقدار معرّفی می فرمود. او می دانست كه خداوند برای احترام به ارزش او دنيا را از او دور ساخت و آن را برای ناچيز بودنش به ديگران بخشيد. پيامبرصلی الله عليه وآله از جان و دل به دنيا پشت كرد و ياد آن را در دلش ميراند. او دوست داشت زينتهای دنيا از چشم او دور نگهداشته شود، تا از آن، لباس فاخری تهيّه نسازد، يا اقامت در آن را آرزو نكند. »(31)

پی نوشت :

1) احزاب/40.
2) الكافي، محمد بن يعقوب كليني، ج 1، ص 269، روايت 3، به نقل از محمدی ری شهري، منتخب ميزان الحكمه، قم، دارالحديث، دوم، 1382، ص 495، روايت 6027.
3) الكافي، ج 2، ص 17، حديث 2.
4) فتح / 29.
5) توبه / 128.
6) منتخب ميزان الحكمه، همان، ص 499.
7) احزاب / 45 و 46.
8) معانی الاخبار، شيخ صدوق، ص 52، ح 2، و منتخب ميزان الحكمه، همان، ص 495.
9) همان.
10) مكارم الاخلاق، ج 1، ص 51، حديث 19، و منتخب ميزان الحكمه، ص 495.
11) همان، ص 495، روايت 6030 و الطبقات الكبري، ج 1، ص 192.
12) بقره / 129.
13) كنزالعمّال، متقی هندي، حديث 31833.
14) بحارالانوار، ج 8، ص 48، حديث 51.
15) عيون الاخبار الرضا، ج 1، ص 262، حديث 22.
16) كنز العّمال، حديث 31991 و منتخب ميزان الحكمه، ص 496.
17) همان، ص 495.
18) الكافي، ج 2، ص 600، حديث 4 و منتخب ميزان الحكمه، ص 495.
19) امالی شيخ طوسي، ص 484، حديث 1059.
20) الطبقات الكبري، ج 1، ص 191 و منتخب ميزان الحكمه، ص 496.
21) بحارالانوار، ج 16، ص 316، روايت 6.
22) توحيد صدوق، ص 174، حديث 3.
23) الكافي، ج 1، ص 440، حديث 2 و منتخب ميزان الحكمه، همان، ص 496.
24) همان و الطبقات الكبري، ج 1، ص 410.
25) نهج البلاغه، محمد دشتي، خطبه 105، ص 192.
26) مكارم الاخلاق، ج 1،، ص 61، حديث 55 و منتخب ميزان الحكمه، ص 496.
27) نهج البلاغه، خطبه 108، ص 210.
28) انفال / 33.
29) نهج البلاغه، همان، حكمت 88، ص 642.
30) همان، خطبه 160، ص 298.
31) همان، خطبه 109، ص 208.
منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره81.

نوشتن نظر