خود را وقف امامتان کنید!

خود را وقف امامتان کنید!

جمعه ۱۵ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۱۵
امتیاز این گزینه
(2 آرا)

در شماره گذشته که با عنوان ویژه نامه خیمه خورشید سوخت ( امکان مشاهده شماره قبلی از اینجا فراهم است ) ، بحثی درباره عزاداری و مراتب آن تقدیم کردیم. در این شماره نیز به تفصیل بیشتری درباره شخصیّت عزادار حقیقی و خصوصیت عزاداری حقیقی می‌پردازیم:

 



دعای مضطرّانه فرج، اوّلین و مهم‌ترین محصول مجالس اهل بیت(ع)
عزادار با فهمی كه از آثار و بركات ظهور دارد و نیز آگاهی از خسارت عظیمی كه از تأخیر آن متوجّه همه انسان‏ها می‏شود، از صمیم قلب برای ظهور مولایش دعا می‏كند و از خداوند تعجیل در این امر را می‏خواهد. او می‏داند كه مولایش نیز این دعا را دوست دارد و خود نیز برای ظهور خود دعا می‏كند و به شیعیانش نیز دستور داده است كه برای فرجش بسیار دعا كنند:
«اَكْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَاِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ؛
برای تعجیل در فرج بسیار دعا كنید كه این كار خود فرج شماست.»
دعا بدون عمل فایده ندارد؛ یعنی اگر كسی برای فرج امام زمان(ع) دعا می‏كند، باید برای فرج ایشان تلاش نیز بكند و به تناسب توان خود قدم‏های مؤثّر و مفیدی برای رفع موانع ظهور و تبلیغ و شناساندن حضرت به دیگران بردارد و ضمناً روح انتظار و به خصوص روح «خدمت در انتظار» را بر خود حاكم كند. چنین شخصی خود به خود در مسیر همان اصلاحاتی كه قرار است حضرت برای آن تشریف بیاورند، قرار گرفته و عملاً به مصلح جهانی پیوسته است.
بنابراین می‏توان نتیجه گرفت كه دعای حقیقی كه همان دعای از صمیم قلب و همراه با آمادگی و عمل برای ظهور است، نقش اساسی و كلیدی در فرج امام زمان(ع) دارد. اگر هریك از ما تلاش كند كه دعاگوی حقیقی حضرت باشد، به یقین كمك بزرگی به ظهور حضرت كرده است و به عبارت دیگر، هر قدر تعداد دعاگویان حضرت بیشتر شود، به ظهور نزدیك‏تر می‏شویم.
امام صادق(ع) درباره تأثیر دعای حقیقی در فرج امام زمان(ع) چنین می‏فرمایند:
«خداوند به حضرت ابراهیم(ع) وحی فرستاد كه ساره به زودی فرزندی می‏آورد و اولادش (بنی‌اسرائیل) چهارصد سال گرفتار خواهند شد، چون گرفتاری بنی‌اسرائیل به طول انجامید، چهل صبح رو به درگاه الهی آورده، به گریه و زاری پرداختند. خداوند به موسی و هارون وحی فرستاد كه آنها را از شرّ فرعون نجات دهد و صد و هفتاد سال از چهارصد سال گرفتاری آنها را برداشت.»
سپس امام صادق(ع) فرمودند:
«همچنین شما هم اگر مثل بنی‌اسرائیل به درگاه خداوند به گریه و زاری بپردازید، خداوند فرج ما را نزدیك خواهد كرد؛ امّا اگر چنین نباشید، این سختی تا پایان مدّتش ادامه خواهد داشت.»
دعا برای حضرت باید به تناسب شرایط حضرت و شیعیانش باشد. اگر مجالس اهل بیت(ع) هم با همان محتوای معرفتی که خود سیّدالشّهدا(ع) تعیین فرمودند، برگزار می‌گشت، محصول آن، دعای مضطرّانه برای فرج حسین زمان(عج) می‌شد.

محتوای مجالس از نظر امام حسین(ع)
وجود مقدّس امام حسین(ع)، خود بهترین معیار برای تعیین كیفیت و محتوای مجالس است. ایشان در یكی از فرمایش‌های نورانیشان چنین می‏فرمایند:
«مَنْ اَتانا لَمْ يَعْدَمْ خَصْلَةً مِنْ اَرْبَعٍ: آیةً مُحْكَمَةً وَ قَضِيَّةً عادِلَةً وَ اَخاً مُسْتَفاداً و مُجالَسَةَ الْعُلَماء؛1
هركس به سوی ما آید و در مجالس ما شركت كند، حدّاقل یكی از چهار چیز را از دست نمی‏دهد: اصول عقاید و جهان بینی اسلامی، قوانین اخلاقی، برادری سودمند و هم‌نشینی با علما.»
بنابراین مجالس اهل بیت(ع)، جای آشنایی مردم با اصول دین و اعتقادات، اخلاقیات و نیز احكام و فروع دین است؛ یعنی همان سه علمی كه رسول الله(ص) یادگیری آن را بر هر مسلمانی واجب فرموده است. ایشان در فرمایش نورانی، ابتدا طلب علم را بر هر مسلمانی واجب نموده و چنین فرموده‌اند:
«طَلَبُ الْعِلْمِ فَریضَةٌ علی كُلِّ مُسْلِمٍ؛2
طلب علم بر هر مسلمانی واجب است.»
بدیهی است علمی كه یادگیری آن بر همگان واجب باشد و به عبارت دیگر تحصیل آن واجب عینی است، نمی‏تواند از نوع علوم روزمرّه باشد؛ بلكه علمی است كه با ساختار وجودی انسان و هدف خلقت او و نیز سعادت دنیا و آخرت او ارتباط مستقیم دارد. آنگاه حضرت در مرحله بعد، علمی را كه تحصیلش بر هر كس واجب است، چنین تشریح می‏نمایند:
«اِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ اَوْ فَریضَةٌ عادِلَةٌ اَوْ سُنَّةٌ قائِمَةٌ وَ ما خَلا هُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ؛3
علم حقیقی سه چیز است: اصول عقاید، اخلاق و احكام و غیر از اینها فضل است.»
بنابراین نتیجه می‏گیریم كه مجلس مورد رضایت امام حسین(ع) مجلسی است كه در آن، عزاداران با حقیقت دین، معارف الهی و انسانی و نیز وظایفشان به عنوان یك مؤمن و عزادار حقیقی و یك انسان و شیعه راستین آشنا می‏شوند.
وقتی برپاكننده مجلس سيّدالشّهدا(ع) خود به مرحله چهارم نرسیده باشد، در تنظیم برنامه‏ها اصالت و عمده وقت مجلس را به مدّاحی و سینه‏زنی اختصاص می‏دهد و نسبت به سخنرانی و سخنران یا اصلاً توجّهی ندارد یا كم‌توجّه می‏باشد.

خطر جهل به دین و آخرت
گفتیم كه پیامبر(ص) دین‏شناسی را بر هر مسلمانی واجب فرمود و بر آن تأكید نموده است. علاوه بر این، كسانی را كه در این امر واجب كوتاهی كنند، چنین توبیخ فرموده‏اند:
«اِنَّ اللهَ تَبارَكَ و تَعالی يُبْغِضُ كُلَّ عالِمٍ بِالدُّنْیا جاهِلٍ بِالْآخِرَةِ؛4
به درستی كه خداوند تبارك و تعالی هر عالمِ به دنیایی را كه جاهل به آخرت است، دشمن می‏دارد.»
از نظر حضرت، هركس آخرت را كه جایگاه ابدی انسان است، نشناسد، هرچند علوم دنیایی را بداند، مبغوض خدا است؛ زیرا كسی كه آگاهی به آخرت و خانه ابديّت خود نداشته باشد، هرگز نمی‏تواند خود را برای آن آماده كند. به همین دلیل معصومان(ع) شیعیانی را كه به یادگیری دستورات دینی و معارف الهی نمی‏پردازند، به شدّت مذمّت و توبیخ كرده‏اند. رسول اكرم(ص) در این‏باره می‏فرمایند:
«لَيْسَ مِنّی اِلاَّ عالِمٌ اَوْ مُتَعَلِّمٌ؛5
از من نیست؛ مگر عالم یا كسی كه در حال یادگیری است.»
امام صادق(ع) نیز می‏فرمایند:
«لَسْتُ اُحِبُّ اَنْ اَرَیَ الشَّابَّ مِنْكُم اِلاَّ غادِیاً فی حالَيْنِ: اِمَّا عالِماً اَوْ مُتَعَلِّماً فَاِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَرَّطَ، فَاِنْ فَرَّطَ ضَيَّعَ فَاِنْ ضَيَّعَ اَثِمَ، وَ اِنْ اَثِمَ سَكَنَ النَّارَ وَ الَّذی بَعَثَ مُحَمّداً بِالْحَقِّ؛6
دوست ندارم جوانی از شما را ببینم؛ مگر اینكه در یكی از دو حالت صبح كند. یا عالم باشد یا در حال یادگیری؛ پس اگر چنین نكند، كوتاهی كرده است و اگر كوتاهی كند، ضایع كرده است؛ اگر ضایع كند، گناه كرده است؛ اگر گناه كند، قسم به كسی كه محمّد(ص) را به حق مبعوث كرده است، ساكن آتش می‏شود.»
آری. جهل به دین و دستورات آن موجب می‏شود كه انسانِ غافل، سر از جهنّم درآورد، به همین دلیل است كه حضرت در كلام دیگری چنین می‏فرمایند:
«لَوْ اوتیتُ بِشابٍّ مِنْ شَبابِ الشّیعَةِ لا يَتَفَقَّهُ، لَاَدَّبتُهُ؛7
اگر جوانی از جوانان شیعه را نزد من آورند كه در دین تفقّه8 نمی‏كند، او را ادب خواهم كرد.»
و همچنین آن حضرت آرزو می‏كند كه اصحاب و شیعیانش حلال و حرام دین را به دقّت بشناسند تا سر از كوتاهی، تقصیر، گناه و عذاب درنیاورند، لذا چنین می‏فرمایند:
«لَيْتَ السِّیاطُ عَلی رُؤوسِ اَصْحابی حَتَّی يَتَفَقَّهوا فِی الْحَلالِ وَالْحَرامِ؛9
ای كاش! با تازیانه‏ها بر سر اصحابم می‏زدند تا اینكه حلال و حرام دین را خوب بفهمند.»
ببینیم كه امام سجّاد(ع) چگونه شیعیان را به تحمّل سختی در راه فهم درست و دقیق دین تشویق می‏فرمایند:
«لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ ما فی طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ؛10
اگر مردم بدانند در طلب علم، چه فایده‏ای است؟ آن را می‏طلبند؛ اگر چه با ریختن خون دل و فرو رفتن در گرداب‏ها باشد.»
برای تأكید بیشتر، ببینیم كه حضرت كاظم(ع) چگونه خطر دین‌داری سطحی و ضعیف و محروم بودن از فهم دقیق دین را گوشزد می‏فرمایند:
«مَنْ لَمْ يَتَفَقّهْ فی دینِهِ لَمْ يَرْضَ اللهُ لَهُ عَمَلاً؛11
هركس كه آگاهی عمیق از دین نداشته باشد، خداوند از هیچ عمل او خرسند نمی‏شود.»
امام علی(ع) درباره دین، بدون فهم عمیق چنین می‏فرمایند:
«اَيُّهَا النَّاسُ! لاخَيْرَ فی دینٍ لا تَفَقُّهَ فیما؛12
ای مردم! در دینی كه فهم عمیق در آن نیست، هیچ خیری وجود ندارد.»
دینی كه نسبت به آن شناخت دقیق و صحیح نداریم، نمی‏تواند خوشبختی انسان را در دنیا و آخرت تأمین كند. امام علی(ع) هم در این‌باره می‏فرمایند:
«اَلْمُتَعَبَّدُ عَلی غَيْرِ فِقْهٍ كَحِمارِ الطّاحُونَه يَدُورُ و لا يَبْرَحُ؛13
عبادت‏كننده ناآگاه از دین، همچون خر آسیاب است كه دور خود می‏چرخد؛ ولی از جایی كه هست، پیشتر نمی‏رود.»
اساساً در اسلام، ارزش هر انسانی در درجه اوّل به میزان شناخت صحیح و عمیقی است كه از دین دارد، چنان‌كه رسول گرامی اسلام(ص) چنین می‏فرمایند:
«اَكْثَرُ النَّاسِ قیمَةً اَكْثَرُهُمْ عِلْماً و اَقَلُّ النّاسِ قیمَةً اَقَلُّهُم عِلْماً؛14
با ارزش‏ترین مردم، عالم‏ترین آنها است و كم‏ارزش‏ترین مردم، كم‏علم‏ترین آنها است.»
صرف ادّعای شیعه‏بودن، بدون شناخت صحیح و دقیق دین، مفید و كافی نیست؛ بلكه برای شخص و برای اصل دین، بسیار خطرناك و خطرساز است.
اگر شیعیان، امامان خود را، به خصوص امام زمان(ع) را خوب می‏شناختند و به وظایفی كه در قبال او دارند، آگاه بودند، امام زمان(ع) بیش از هزار و صد و شصت سال، در تنهایی و مظلومیت، گرفتار غیبت و خون دل و اضطرار نمی‏شد.
ببینیم آن وجود نازنین كه عزادار حقیقی جدّ بزرگوارش و منتقم اصلی خون او می‏باشد، هزار سال پیش چگونه از بی وفایی و عدم همدلی شیعیانش كه ناشی از جهالت و بی‏همّتی آنها است، شكایت می‏كند:
«وَ لَوْ اَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللهُ لِطاعَتِه عَلَی اجْتِماعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْیمْنُ بِلِقائِنا، وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا عَلی حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِها مِنْهُمْ بِنا، فَما يَحْبِسُنا عَنْهُمْ اِلاَّ ما يَتَّصِلُ بِنا مِمّا نُكْرَهُهُ وَلا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ؛15
اگر شیعیان ما كه خداوند بر انجام طاعت موفّّقشان بدارد، در وفا كردن به عهد ما همدل بودند، مباركی ملاقات ما از آنها به تأخیر نمی‏افتاد و سعادت دیدار همراه با معرفت ما به سوی آنها می‏شتافت. پس ما را از آنها پوشیده نمی‏دارد؛ مگر همان چیزهایی كه از آنها به ما می‏رسد و ما دوست نداریم و از آنها انتظار نداریم.»

عزادار حقیقی و عمل به وظیفه‌اش در قبال امام زمان(عج)
عزادار حقیقی به خوبی می‌داند که سوگواری و برپایی مجالس بزرگداشت برای اهل بیت(ع)، فقط قسمت کوچکی از وظیفه الهی او نسبت به آنان است؛ بلکه وظیفه بالاتر، توجّه به درس‌ها و عبرت‌های عاشورا و عمل به آنها است.
عمل به تکلیف، از جمله درس‌هایی است که عزادار حقیقی از عاشوراییان فراگرفته است. او خود را نسبت به امام زمانش مکلّف و مسئول می‌داند؛ همان‌طور که «قرآن کریم» هرکس را نسبت به امام زمانش مسئول و مکلّف می‌داند.16
عزادار حقیقی یا «منتظر حقیقی» در این مرحله می‏داند كه اگر بخواهد رضایت خدا را جلب كند و به هدف خلقت و كمال نهایی و غایی وجودش نائل شود، باید به این تنها موعظه خداوند تبارك و تعالی در قرآن كریم عمل كند كه فرمود:
«قُلْ اِنَّما اَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ اَنْ تَقُومُوا لِلهِ مَثْنی و فُرادی؛17
ای رسول ما، به امّت بگو كه من به یك سخن، شما را موعظه می‏كنم و آن سخن این است كه شما خالص، دو نفری یا به تنهایی برای خدا قیام كنید.»
امام امّت، قدّس سرّه، درباره این موعظه خداوند چنین می‏فرماید:
خدای تعالی در این كلام شریف، از سر منزل تاریك طبیعت تا منتهای سیر انسانيّت را بیان كرده و بهترین موعظه‏هایی است كه خدای عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یك كلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قیام برای خدا است كه ابراهیم خلیل‌الرّحمن را به منزل خُلّت رسانده و از جلوه‏های گوناگون عالم طبیعت رهانده است.
خلیل آسا در علم الیقین زن
ندای لااحب الآفلین زن
قیام لله است كه موسای كلیم را با یك عصا به فرعونیان چیره كرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحرا كشاند. قیام برای خدا است كه خاتم النّبیین(ص) را یك تنه بر تمام عادات و عقاید جاهليّت غلبه داد و بت‏ها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن، توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدّس را به مقام قاب قوسین او ادنی رساند.»
آری، خودخواهی ما و ترك قیام برای خدا است كه ما را به روز سیاه غیبت امام زمان(ع) و تنهایی و غربت حضرت كشانده و مستكبران را بر كشورهای اسلامی حاكم كرده است. همان‏طور كه خود آن حضرت فرمودند: «اگر شیعیان نسبت به ما وفادار و همدل بودند، ظهور ما به تأخیر نمی‌افتاد.»18
در زیارت عاشورا پس از اعلام برائت از بنیان‌گذاران ظلم به اهل بیت(ع) و نیز كسانی كه آنها را از مقامشان كنار زدند و همچنین كسانی كه مقدّمات جنایات ظالمان را فراهم كردند، نسبت به پیروان و تابعان و دوستان آنها نیز اعلام برائت می‏شود؛ یعنی از همه كسانی كه در طول تاریخ، در مصیبت اعظم، به خصوص در غیبت امام زمان(ع) نقش داشته و كار آنها به نحوی، مانعی بر سر راه ظهور منجیّ بشریت بوده است.
برای همین است كه بلافاصله خطاب به سيّدالشّهدا(ع) چنین عرض می‏كنیم:
«یا اَباعَبْدِ اللهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُم وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ الی يَوْمِ الْقِیامَه؛19
ای اباعبدالله! من تا قیامت با كسانی كه با شما در سلم و صلح هستند، در صلحم و با كسانی كه با شما در جنگ هستند، در جنگم.»
به این ترتیب، نظام دوستی و دشمنی عزادار حقیقی به‏طور كامل روشن و مشخّص است. او با همه كسانی كه شیعه و محبّ اهل بیت(ع) هستند و با آنها دشمنی ندارند، در صلح و دوستی است و با همه كسانی كه دشمن اهل بیت(ع) و به‏خصوص امام زمان(ع) هستند، در جنگ است و این دوستی و دشمنی تا قیامت ادامه دارد. اگر دشمنان امام زمان تا قیامت هم با حضرت مخالفت و دشمنی داشته باشند، عزادار حقیقی هرگز از مبارزه و جهاد علیه آنها خسته و ناتوان نمی‏شود.
این است كه قرآن كریم به همه مسلمانان دستور داده است كه تا رفع فتنه و مصائب از جهان و حاكمیت دین خدا در سراسر جهان، به جهاد مقدّس خود ادامه دهند:
«وَ قاتِلُوهُم حَتّی لاتَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدّینُ كُلُّهُ لِلَّهِ؛20
با كافران جهاد كنید كه دیگر فتنه‏ای باقی نماند و آیین همه ما در دین خدا باشد.»
كدام فتنه و مصیبت برای جامعه انسانی، بالاتر از غیبت امام زمان(ع) و محرومیت جامعه جهانی از رهبر معصوم و متخصّص الهی و مظهر خدا است.
عزادار حقیقی در این مقطع حسّاس و سرنوشت‏ساز با تشخیص وظیفه الهی جهاد، بدون فوت وقت تا رفع این بزرگترین فتنه و تا رسیدن به امام خود و جهاد در ركاب او، به مبارزه می‏پردازد.
او نیك می‏داند بهترین زمان برای سربازی و خدمت و تقرّب نسبت به امام زمان(ع)، زمان كنونی است. نه زمان ظهور كه زمان پیروزی است.
چنان‌كه قرآن كریم می‏فرماید:
«لايَسْتَوی مِنْكُمْ مَنْ أنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتحِ وَ قاتَلَ اُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذینَ اَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا وَ كُلّاً وَعَدَاللهُ الْحُسْنی وَاللهُ بِما تَعْمَلونَ خَبیرٌ؛21
آن مسلمانانی كه پیش از فتح مكّه، در راه دین، انفاق و جهاد كردند با دیگران برابر نیستند، آنان درجه‏ای عظیم‏تر دارند، تا كسانی كه بعد از فتح انفاق و جهاد كردند، البتّه خدا به هر دو طایفه وعده احسان داد و خدا به آنچه می‏كنید، آگاه است.»
قیام و جهاد برای برطرف كردن موانع ظهور ارزش و اهمّیت بیشتری نسبت به سربازی و جهاد در ركاب آن حضرت را دارد. زیرا قرآن كریم همراهی با امام را قبل از پیروزی با ارزش‏تر و مهم‏تر می‏داند.
بزرگترین گناه برای عزادار در مرتبه پنجم، تنها گذاشتن امام زمان(ع) است. عزادار كه در این مرتبه، آگاهی زیادی نسبت به درس‏ها و پیام‏های عاشورا دارد، به وفاداری و همدلی نسبت به امام زمانش، بیشترین توجّه و اهتمام را دارد. او از اصحاب عاشورا درس بزرگ وفاداری نسبت به امام زمان خویش را به خوبی آموخته است. وفاداری یعنی پای‏بند بودن به عهد و پیمانی كه بسته‏ایم. وفای به عهد، به خصوص نسبت به امام و رهبر معصوم، از بزرگترین واجبات است و پیمان‏شكنی و بی‏وفایی از بزرگترین محرّمات می‏باشد.
سيّدالشّهدا(ع) در روز عاشورا درباره دو گروه دوستان و دشمنان سخن گفت. دوستان خویش را به وفاداری ستود و دشمنانش را به خاطر بی‏وفایی‏شان مورد نكوهش و سرزنش قرار داد. در مورد دوستانش فرمودند:
«فَاِنِّی لا اَعْلَمُ اَصْحاباً اَوْفی وَ لا خَيْراً مِنْ اَصْحابی؛22
من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحابم نمی‏شناسم.»
ایشان در روز عاشورا وقتی بر بالین مسلم‌بن عوسجه آمد، این آیه شریفه را خواندند:
«فَمِنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلاً؛23
از مؤمنان مردانی هستند كه در عهد خویش با خدا صادق بودند، برخی از آنان به عهد خود وفا كرده و جان باختند، برخی هم منتظرند و عهد و پیمان را هیچ دگرگون نساختند.»
درباره دشمنانش نیز چنین فرمودند: «اگر اهل وفا به پیمان نیستید و عهد خویش را شكسته و بیعت مرا از گردن خود، كنار نهاده‏اید، به جانم سوگند! با پدرم، با برادرم و با پسرعمویم، مسلم‌بن عقیل نیز همین كار را كردید.»24
در زیارت اربعین خطاب به خود آن حضرت، چنین عرض می‏كنیم:
«اَشْهَدُ اَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللهِ وَ جاهَدْتَ فی سَبیلِهِ حَتّی اَتیكَ الْيَقینُ؛
شهادت می‏دهم كه تو به عهد خود وفا كردی و تا رسیدن به یقین [و شهادت] در راه او جهاد كردی.»

بزرگترین آرزوی یك منتظر و عزادار حقیقی
حس و روح انتقامی كه در یك عزادار وجود دارد و نیز روح مبارزه و جهادی كه بر وی حاكم است، ناشی از معرفت صحیح و دقیق و یك محبّت عمیق است.
معرفت او نسبت به اینكه از كجا آمده و در كجا هست و به كجا می‏رود، معرفت به اینكه رابطه و نسبت او با اهل بیت(ع) چیست؟
معرفت به حقیقت، ارزش انسانيّت، حیات انسانی و همچنین مودّتی كه به اهل بیت(ع) دارد، همه و همه موجب می‏شود تا عزادار از خداوند بخواهد كه انتقام از دشمنان امام حسین(ع) را همراه با منتقم حقیقی روزی او گرداند. امّا این آرزو تنها و بزرگترین خواسته یك منتظر و عزادار حقیقی نیست.
بزرگترین آرزوی یك منتظر عزادار این است كه خداوند او را در دنیا و آخرت، همراه محمّد و آل محمّد(ص) قرار دهد و لحظه‏ای بین او و آنها جدایی نیندازد.
دعای او در این مرتبه این است كه:
«فَاَسْئَلُ اللهَ الَّذی اَكْرَمَنی بِمَعْرِفَتِكُم وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِیائِكُمْ وَ رَزَقَنِی الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِكُم اَنْ يَجْعَلَنِی مَعَكُم فِی الدُّنْیا وَالآْخِرَةِ؛25
از خدایی كه مرا به شناخت شما و دوستانتان گرامی داشت و دوری از دشمنانتان را نصیب من كرد،می‏خواهم كه مرا در دنیا و آخرت با شما قرار دهد!»
بنابراین آنچه انسان را به اینجا می‏رساند كه لیاقت چنین درخواستی و آرزوی چنین مقامی را داشته باشد، عبارت است از معرفت اهل بیت(ع)و دوستان آنها و نیز دوری و دشمنی نسبت به دشمنان آنها.

چگونه می‏توان محبوب و مقرّب امام زمان(ع) و همراه او در دنیا و آخرت بود؟
گفتیم كه یك منتظر و عزادار حقیقی اگر بخواهد به بزرگترین آرزویش كه همراهی با محمّد(ص) و آل او در دنیا و آخرت است، برسد، باید چند چیز را در وجودش ایجاد كند كه عبارتند از:
ـ معرفت نسبت به محمّد و آل محمّد(ص) و دوستان آنها؛
ـ مودّت و دوستی با آنها و دوستانشان؛
ـ برائت و دشمنی با دشمنانشان؛
با صرف نظر از عامل اوّل، یعنی معرفت كه به فكر و قلب انسان مربوط می‏شود. دو عامل دیگر یعنی مودّت و برائت، هر چند جایگاهشان در قلب انسان است، امّا شرط پذیرفته شدنشان عملی شدن آنها و ظهور خارجی آنها است. اساساً همان‏طور كه قبلاً نیز گفته شد، مودّت عبارت از محبّتی است كه ظهور خارجی دارد و در عمل نشان داده می‏شود.
برائت و دشمنی با دشمنان آنها نیز امری است كه باید در عمل نشان داده شود و ظهور خارجی داشته باشد.
سؤال اساسی و مهم این است كه عملی شدن مودّت و برائت و میزان ظهور خارجی آنها چیست؟
بهتر است جواب را از خود امام زمان(ع) بگیریم، ایشان در زیارت «آل‌یاسین» فرمودند: «هرگاه خواستید به زیارت ما بیایید و به خدا و ما توجّه كنید، چنین بگویید:
«نُصْرَتی مُعَدَّةٌ لَكُم وَ مَوَدَّتی خالِصَةٌ لَكُم؛
یاری من برای شما مهيّا و آماده است و مودّتم نسبت به شما خالص است.»
بنابراین از نظر مبارك و شریف امام زمان(ع) آنچه كه یك منتظر و شیعه حقیقی در هنگام زیارت و ملاقات با امام زمانش ـ علاوه بر جنبه معرفتی ـ باید داشته باشد، دو چیز است:
1. آمادگی كامل؛ 2. مودّت خالص.
آمادگی كامل، یعنی تمامی شرایط یك منتظر حقیقی را داشته باشی. باید خود را حقیقتاً «وقف» اهل بیت(ع) كنی. در درجه اوّل باید همه دل‏مشغولی‏ها و دل‏بستگی‏ها را كه مانع ملحق شدن تو به امام زمان(ع) می‏شوند، از بین ببری و بعد باید با همه موانعی كه مانع ظهور امام زمان(ع) می‏شوند، در حدّ توان خود بجنگی. در دعای روز سه‏شنبه از خداوند تبارك وتعالی چنین درخواست می‏كنیم:
«اَللهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ جُنْدِكَ فَاِنَّ جُنْدَكَ هُمُ الْغالِبُونَ وَاجْعَلْنی مِنْ حِزْبِكَ فَاِنَّ حِزبَكَ هُمُ الْمُفْلِحُون وَاجْعَلْنی مِنْ اَوْلیائِكَ فَاِنَّ اَوْلیائَك لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُم يَحْزَنُون.»
باید دانست كه بدون آمادگی و مودّت خالص نمی‏توان سرباز خدا و از دوستان خدا و امام زمان(ع) بود.
مودّت خالص، یعنی محبّتی كه در راه خدمت به آنها، تو را از همه تعلّقات آزاد كند؛ به‏طوری كه به راستی با كمال صداقت بتوانی به حضرت و اجداد طاهرینش چنین خطاب كنی:
«بِأبی أنْتُمْ وَ اُمّی و اَهْلی وَ مالی وَ اُسْرَتی؛26
پدر و مادرم و اهل و مال و خویشانم فدای شما باد!»
مودّت خالص، یعنی حضرت و اهداف مقدّسش را بر هر چیز ترجیح دهی و چیزی مانع خدمت صادقانه تو به او و نیز دشمنی حقیقی، مؤثّر و عملی تو با دشمنانش نشود.
مودّت خالص، یعنی اینكه بدانی هر خدمتی كه می‏كنی و زحمتی كه می‏كشی و هر فرصتی كه برای صرف عمر و مال و استعدادت در راه حضرت پیدا می‏كنی، همگی از توفیقات الهی و توجّهات حضرت ولیّ‏عصر(عج) است و اگر لطف و عنایت آنها نباشد، هرگز به این راه كشیده نمی‏شوی و به همین سبب، به جای منّت گذاشتن و متوقّع بودن، شكرگزار و ممنون باشی و به جای تكبّر نسبت به بندگان خدا، با آنها مهربان و نسبت به آنها متواضع باشی و به جای عجب و خودپسندی و غروری كه ممكن است از این كارها به سراغت بیاید، از كوتاهی‏ها، غفلت‏ها، كم‌كاری‏ها و راحت‏طلبی‏های خود و نیز تلف كردن فرصت‏ها و نعمت‏ها، شرمسار و خجل باشی.
بنابراین عزاداری موفّق‏تر و به مقام منتظر نزدیك‏تر است كه در درجه اوّل، در خودسازی موفّق باشد، زیرا كسی كه پیام عاشورا را فهمیده باشد، خوب می‏داند كه كسی به سيّدالشّهدا(ع) نزدیك‏تر است كه از شباهت و سنخيّت بیشتری نسبت به آن حضرت برخوردار باشد، به علاوه خودسازی نوعی انتقام عملی از دشمنان امام حسین(ع) است. هرقدر در یك جامعه، تعداد انسان‏هایی كه بیشترین شباهت را به امام حسین(ع) داشته باشند و بیشتر پیرو مكتب آن حضرت باشند، افزون گردد، دشمنان امام حسین و امام زمان(ع) خشمگین‏تر، ضعیف‏تر و منزوی‏تر می‏شوند و زمینه برای ظهور منتقم اصلی مهيّاتر می‏شود. در درجه بعدی، عزاداری موفّق‏تر و به مقام منتظر نزدیك‏تر است كه برای اهداف امام زمان(ع) قوی‏تر و مفیدتر باشد.
عزادار حقیقی كینه مقدّس خود را نسبت به دشمنان امام حسین(ع) و منتقم خون او در عمل نشان می‏دهد. هرقدر كینه مقدّس عزادار نسبت به دشمنان بیشتر باشد، او را در خودسازی و اجرای عملیات انتقام قوی‏تر و در مبارزه با موانع ظهور منتقم اصلی جدّی‏تر و پرتلاش‏تر می‏كند؛ به عبارت دیگر، میزان صداقت یك عزادار در عمل ثابت می‏شود تا در شعار.
برائت و كینه مقدّس نسبت به دشمنان امام زمان(ع) كه مانع اصلی ظهور او هستند، همان چیزی است كه عزادار حقیقی به آن نیاز دارد.
هرقدر یك عزادار به وظایفی كه نسبت به منتقم اصلی و منجیّ عالم دارد، بیشتر عمل كند،27 به خلوص و صداقت نزدیك‏تر است؛ زیرا عزاداری و زندگی او از عنصر انتقام بیشتر برخوردار است. در غیر این صورت، عزاداری او توأم با ضعف و ذلّت است. شكّی نیست كه سيّدالشّهدا(ع) و امام زمان(ع) از دیدن قدرت، قوّت و شجاعت در عمل، در عزاداران و محبّان خود خشنود و خرسند و از دیدن ضعف، ذلّت، غفلت و ترس در آنان، بیزار هستند.
عزادار حقیقی درس شجاعت و قدرت، ضربه زدن به دشمن و خطرناك بودن برای او را، خیلی خوب از اصحاب عاشورا یاد گرفته است. عزاداری كه وجودش برای استكبار جهانی و دشمنان امام زمان(ع) خطرناك نیست، عزاداری كه شجاعت مبارزه با موانع ظهور حضرت و ضربه زدن به آنها را ندارد یا اصلاً چنین دغدغه و هدفی را ندارد، باید در صداقت و محبّت خود نسبت به آنها شك كند.
در این مرتبه، عزادار حقیقی این حقیقت را با عمق وجودش درك كرده است كه محبّت به اهل بیت(ع) بدون دشمنی با دشمنان آنان و ضربه زدن به دشمنانشان، دروغی بیش نیست.
برای همراهی با محمّد و آل محمّد(ص) باید مثل آنها، از همه چیز در راه خدا بگذری. در این راه، جان دادن آسان‏ترین كار است. باید از مال و آبرو و از شهرت و مقام و از همه اعتبارات فانی دنیا گذشت.
درست به همین علت است كه عزادار سالك، بلافاصله پس از درخواست همراهی با محمّد و آل محمّد(ص) از خداوند، چنین می‏گوید:
«وَ اَنْ يُثَبِّتَ لی عِنْدَكُم قَدَمَ صِدقٍ فِی الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ ؛
و اینكه گام‌های صدق و راستی را برایم در نزد شما استوار گرداند.»
در چنین شرایطی است كه به مودّت خالص دست یافته‏ایم و لایق محضر آنها و محبوب و مقرّب امام زمان(ع) خواهیم شد.

عزادار و مقاومت در عملیات انتقام
عزادار در راه وفاداری و هم‌دلی با امام زمانش، چنان قدرتمند و استوار است كه خود را برای هر سختی و بلایی آماده كرده است. او درس استقبال عاشقانه از بلا و شهادت را از امام حسین(ع) و اصحاب عاشق و باوفای او، به خوبی فراگرفته است و این سخن سيّدالشّهدا(ع) را با یقین و شیرینی پذیرفته است كه خطاب به یكی از یارانش فرمودند:
«وَاللهِ الْبَلاءُ والْفَقْرُ وَالْقَتْلُ اَسْرَعُ اِلی مَنْ اَحَبَّنا مِنْ رَكْضِ الْبَراذینِ، وَ مِنَ السَّيْلِ اِلی صِمْرِهِ. قُلْتُ وَ ماالصِّمْرُ؟ قالَ: مُنْتَهاهُ و لَوْلَا أَنْ تَكُونُوا كَذلِكَ لَرَأَيْنَا أَنَّكُمْ لَسْتُمْ مِنّا؛28
به خدا سوگند! بلا و فقر و قتل به سوی دوستان ما، از حركت اسبان تیزپا و جریان سیل در صمرش سریع‏تر است. عرض كردم صمر چیست؟ فرمودند: منتها الیه سیل (قرارگاه سیل). اگر چنین نبود، هر آینه ما شما را از خود نمی‏دانستیم.»
آری. اگر کسی مثل حسین(ع) اهل جهاد و شهادت و اهل صبر بلاها و دشمنی‏ها و اذيّت‏ها در راه دین نباشد، حضرت او را از خودشان نمی‏دانند.راه و منش او راه مردمی است كه سيّدالشّهدا(ع) این‏گونه آنها را مذمّت می‏كنند:
«حقّا كه مردم، بندگان دنیایند و دین ناچیزی، بی‏جان بر زبانشان است كه برگردش تا آنجا حلقه می‏زنند كه دنیایشان در فراخ باشد و هرگاه با بلا آزموده شوند، دین‌داران اندك گردند.»29

محمّــد شـجاعی
پی‏نوشت‏ها:
1. «بحارالأنوار»، ج 44، ص 195.
2. «اصول كافی»، ج 1، ص 30.
3. همان، ج 1، ص 32.
4. «كنزالعمّال»، ح 28982.
5. «العلم و الحكمه فی الكتاب و السّنّه»، ص 209.
6. «امالی شیخ طوسی»، ص 11] 303] المجلس الحادی عشر.
7. «بحارالأنوار»، ج 1، ص 214.
8. تفقّه یعنی به دنبال فهم عمیق و دقیق و همه‏جانبه بودن.
9. «محاسن برقی»، ج 1، ص 229.
10. «اصول كافی»، ج 1، ص 35.
11. «تحف العقول»، ص 410.
12. «محاسن برقی»، ج 1، ص 5.
13. «اختصاص»، ص 245.
14. «بحارالأنوار»، ج 77، ص 122.
15. توقیع شریف حضرت مهدی(ع) خطاب به شیخ مفید، «بحارالأنوار»، ج 53، ص 176.
16. يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِمْ * روزی كه ما هر گروهی از مردم را با پیشوایشان دعوت می‏كنیم.» سوره اسراء، آیه 71.
17. سوره سبأ، آیه 46.
18. «بحارالأنوار»، ج 53، ص 177.
19. زیارت عاشورا.
20. سوره انفال، آیه 39.
21. سوره حدید، آیه 10.
22. «موسوعه كلمات الامام الحسین»، ص 395.
23. سوره احزاب، آیه 23.
24. «موسوعه كلمات الامام الحسین»، ص 361.
25. «مفاتیح الجنان»، زیارت عاشورا.
26. زیارت جامعه كبیره.
27. برای اطّلاع بیشتر از وظایفی كه نسبت به منتقم اصلی و منجی عالم به عهده داریم، به بخش چهارم كتاب «آشتی با امام زمان(ع)» مراجعه شود.
28. «بحارالأنوار»، ج 64، ص 249، ح 85.
29. اِنَّ النَّاسَ عَبیدُ الدُّنْیا وَ الدّینُ لَعِقٌ عَلی اَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مادَرَّتَ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيَّانُونَ. «موسوعه كلمات الحسین(ع)»، ص 356.

نوشتن نظر