نظام سلطه و انقلاب اسلامی
موقعیت شما: مطالعات فرهنگی»مقالات مطالعات فرهنگی»سیاست»نظام سلطه و انقلاب اسلامی

نظام سلطه و انقلاب اسلامی

جمعه ۲۸ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۳۲
امتیاز این گزینه
(4 آرا)

واقعه مبارک انقلاب اسلامی در ایران، به یک باره خواب طرّاحان استراتژی همسان‏سازی را آشفته ساخت. آنها که در برابر فرهنگ و تمدّن غربی که با سیری شتابان همه ملل جهان را در می‏نوردید، انتظار هیچ مقاومتی را نداشتند، دیدند فرهنگ و تمدّن اسلامی، در سایه انقلاب ایران، رؤیای خوش جهانی ‏کردن فرهنگ غرب را برهم زده است.



وقوع انقلاب اسلامی ایران در آخرین سال های دهه هفتاد میلادی، موجب به وجود آمدن پدیده ای نوین در عرصه معادلات سیاسی جهان دو قطبی آن سال ها شد. پدیده ای که از یک سو، تئوری پردازی های نویسندگان چپ گرا را که مارکسیسم را تنها ایدئولوژی مبارزه با امپریالیسم جهانی می دانستند، به چالش کشید و در کمتر از یک دهه موجب افول جدّی جنبش های آزادی بخش چپ گرا در جهان شد و از سوی دیگر، رؤیای نظریّه پردازان لیبرال برای حاکم کردن فرهنگ و ارزش های غربی بر سراسر جهان را آشفته ساخت و بر موج گسترده غرب ستیزی در جهان دامن زد.
این پدیده نوین، چیزی جز جریان اصول گرایی اسلامی نبود. جریانی که مارکسیسم ـ سرمایه داری را هم زمان نفی می کرد و قدرت های شرقی ـ غربی را در کنار هم به مبارزه می طلبید.
وقوع این پدیده؛ به ویژه استراتژیست های غربی را به تکاپو واداشت؛ زیرا آنها در آن زمان در سودای ایجاد جهان تک قطبی بودند و گمان می کردند که با فروپاشی «اتّحاد جماهیر شوروی» سوسیالیستی، یگانه قدرت جهان خواهد شد، ولی با وقوع انقلاب اسلامی ظهور پدیده  اصول گرایی اسلامی در جهان، تحقّق این آرزو را با مشکل روبه رو می ساخت. از این رو، آنان از همان سال های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی طرح ها و برنامه های گوناگونی برای مهار پدیده اصول گرایی اسلامی در جهان ارائه کردند که در رأس آنها تغییر فرهنگ حاکم بر روابط زن و مرد در جوامع اسلامی با هدف توسعه فساد و بی بند و باری در این کشورها بود.
در این مقاله، راهبرد غرب در مواجهه با پدیده اصول گرایی اسلامی و چگونگی سوء استفاده غریبان از موضوع زن و خانواده برای تأثیرگذاری بر فرهنگ جوامع اسلامی، به ویژه کشور ایران را بررسی می کنیم.

1. ظهور پدیده اصول گرایی اسلامی
واقعه مبارک انقلاب اسلامی در ایران، به یک باره خواب طرّاحان استراتژی همسان‏سازی را آشفته ساخت. آنها که در برابر فرهنگ و تمدّن غربی که با سیری شتابان همه ملل جهان را در می‏نوردید، انتظار هیچ مقاومتی را نداشتند، دیدند فرهنگ و تمدّن اسلامی، در سایه انقلاب ایران، رؤیای خوش جهانی ‏کردن فرهنگ غرب را برهم زده است. مردی که در هیچ آکادمی وکالج غربی تحصیل نکرده بود و هیچ رنگ و بویی از فرهنگ و تمدّن غربی نداشت، با هدف احیای فرهنگ اسلامی، به میدان آمد و غرب را با همه عظمتش به مبارزه طلبید و خواستار به قدرت‏ رسیدن مسلمانان در سراسر جهان شد:
من به صراحت اعلام می‏کنم که جمهوری اسلامی با تمام وجود برای احیای هویّت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه‏گذاری می‏کند و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی جاه‏طلبی و فزون‏طلبی صاحبان قدرت، پول و فریب را نگیرد.1
جریان انقلاب اسلامی که غربیان با عنوان بنیادگرایی یا اصول‏گرایی اسلامی از آن یاد می کنند، سبب شد طرّاحان استراتژی همسان‏سازی، نگاهی دوباره به طرح‏ها و برنامه‏های خود داشته باشند تا بتوانند قدرتمندتر از پیش، دنیای قشنگ خود را بنا کنند.
اینکه می‏بینیم در طول سال‏های گذشته کسانی چون ساموئل هانتینگتون، سخن از برخورد تمدّن‏ها به میان آورده و به سران کشورهای غربی و در رأس همه آنها دولت آمریکا، نسبت به این برخورد اعلام خطر می‏کنند، دقیقاً تحت تأثیر پیروزی انقلاب اسلامی در ایران است.
چنان‏که گفته شد، نظریّه‏پردازان غربی بیکار ننشستند و برای مهار جریان احیای فرهنگ ـ تمدّن اسلامی به عنوان اصلی‏ترین مانع استراتژی همسان‏سازی فرهنگی، به ارائه راهبردها و پیشنهادهای جدید پرداختند. از جمله کسانی که با تحلیل موقعیّت جهان و به ویژه تأثیرات انقلاب اسلامی ایران بر معادلات جهانی و منطقه‏ای، سیاستمداران آمریکا را در اتّخاذ تصمیم های مناسب یاری رساند، ریچارد نیکسون، رئیس‏جمهور پیشین آمریکا، یکی از مهم‏ترین بازیگران سیاست جهانی دوران پس از جنگ جهانی دوم و از نظریّه‏پردازان قدرتمند «کاخ سفید» است. او در کتاب «فرصت را دریابیم» که در سال 1991م. نوشته شده است، به تبیین نقش آمریکا در رهبری جهان پرداخته و رهنمودهای مهمّی را در این زمینه به سردمداران کاخ سفید ارائه کرده است. نیکسون در مقدّمه این کتاب با بیان این نکته که با پایان‏ یافتن جنگ سرد وضعیت جهان پیچیده‏تر شده است، می‏نویسد:
به نظر من، اکنون بر ایالات متّحده لازم است که از این فرصت برای تأمین صلح و گسترش آزادی در سراسر جهان استفاده کند. نظر رایج در میان عقلای قوم این است که دیگر لازم نیست ما نقش مهمّی در جهان ایفا کنیم و رسالت ما پایان ‏یافته است. من نخست با این نظر مخالفم و پایان‏ یافتن جنگ سرد کار جهان را نه ساده‏تر، که پیچیده‏تر کرده است؛ هرچند برخی نزاع‏ها را از میان برده، امّا به نزاع‏های تازه‏تر و دشوارتری میدان داده است. به نظر من، ضرورت نقش کانونی ایالات متّحده اکنون از میان نرفته، بلکه بیشتر از پیش شده است.2
نام برده در بررسی وضعیت جهان اسلام، جنبش‏های گوناگون موجود در کشورهای اسلامی را به سه جریان فکری اصلی تقسیم می‏کند که عبارتند از: بنیادگرایی، رادیکالیسم و تجدّد.3
نیکسون، جریان بنیادگرایی اسلامی را چنین توصیف می‏کند:
این گروه را نفرت شدید از غرب و تصمیم به اعاده برتری تمدّن اسلامی از راه زنده‏کردن گذشته آن به حرکت در می‏آورد و قصد ایشان حاکم‏کردن شریعت است؛ یعنی مجموعه قوانینی که پایه در قرآن دارد، قرآنی که دین و دولت را از هم جدا نمی‏داند. اینان گرچه گذشته را راهنمای آینده می‏دانند، انقلابی‏اند و نه محافظه‏کار و می‏خواهند پیش از ساختن دنیای نو، دنیای کهن را نابود کنند.4
او درباره جریان تجدّدطلبان مسلمان نیز چنین می گوید:
جریان سیاسی هوادار تجدّد که از همه غالب‏تر و در عین حال از همه نامحسوس‏تر است، در پی آن است که کشورهای جهان اسلام را چه از لحاظ اقتصادی ـ چه از نظر سیاسی جزو دنیای جدید کند.
تساهل و مدارا، دست مایه اصلی اسلام تجدّدطلب است که ملّت‏های غرب را کافر نمی‏شمارد. محکوم نمی‏کند، بلکه از ایشان مثل سایر اهل کتاب، با روی باز استقبال می‏کند. ...پیام اصلی رهبران سیاسی تجدّدطلب این است که کشورهایشان باید بهترین ارمغان‏های غرب را نیز با فرهنگ و قواعد اجتماعی ملّت خود، ترکیب کنند.5
آن گاه نیکسون چنین نتیجه می‏گیرد:
ما باید تجدّدطلبان را در جهان اسلام پشتیبانی کنیم. این، هم به سود ماست و هم به سود آنها. این گروه باید راه سومی به جز راه بنیادگرایی افراطی و دنیوی‏گرایی رادیکال پیش پای ملّت‏های خود بگذارند.6
سخنان نیکسون به خوبی هراس آمریکا را از رشد جریان اصول‏گرایی اسلامی در جهان که به برکت انقلاب اسلامی تحقّق یافته است، نشان می‏دهد. همچنین این کلمات، امید آمریکا برای اینکه جریان نوگرا و تجدّدطلب در کشورهای اسلامی بتواند جلوی رشد اصول‏گرایی را بگیرد، مشخّص می‏سازد.


2. راهبرد غرب در برخورد با اصول گرایی اسلامی
اینکه نظریّه‏پردازان غربی در عمل چه راه‏هایی برای مهار اصول‏گرایی اسلامی برگزیده‏اند، موضوعی است که باید از لابه لای سخنان دیگر تحلیل‏گران سیاسی غربی دریافت.
مجله انگلیسی «اکونومیست»، در ماه اوت 1994 م. (مرداد 1373 ش.) ویژه‏نامه‏ای را به چاپ رساند که موضوع آن، اسلام و غرب بود. در مقدّمه این ویژه‏نامه ضمن بیان این مطلب که اسلام طرز فکر رایج غربی در پایان قرن حاضر را رد می‏کند، بر این نکته تأکید شده بود که پدیده اصول‏گرایی اسلامی در 25 سال گذشته، رشد چشم‏گیری داشته است. اکونومیست درباره نگرانی غربیان از این پدیده می‏نویسد:
این همان چیزی است که در سایر نقاط جهان، مخصوصاً در بین اروپاییان نگرانی‏هایی را ایجاد می‏کند.
این مجله آن گاه خطراتی را که موج بیداری اسلامی برای منافع غرب، به ویژه آمریکا در سطح جهانی در پی دارد، برشمرده است. اکونومیست در ادامه بر ضرورت مهار پدیده اصول‏گرایی اسلامی توسط غربیان تأکید کرده است و سه پیشنهاد برای مهار مسالمت‏آمیز آن ارائه می‏کند که عبارتند از:
1. هماهنگ‏سازی اقتصاد کشورهای اسلامی با سیستم اقتصادی غرب؛
2. برداشتن مرزهای اخلاقی خصوصاً در روابط بین زن و مرد؛
3. حاکم کردن اصول دموکراسی غربی در نظام‏های سیاسی کشورهای اسلامی.7
حدود یک دهه پس از طرح این پیشنهاد، کالین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا از طرح مشارکت آمریکایی و خاورمیانه‏ای خبر داد که بر سه محور بنا شده بود:
همکاری با بخش‏های عمومی و خصوصی و تشویق آنان به سرمایه‏گذاری و اصلاحات اقتصادی؛ پر کردن شکاف موجود در راه آزادی‏ها و گسترش مشارکت‏های سیاسی و حمایت از نقش زنان در جامعه.8
در سال 2007 م. یعنی شانزده سال پس از طرح پیشنهادی نیکسون برای پشتیبانی از تجدّدطلبان در جهان اسلام، «مرکز سیاست عمومی خاورمیانه، مؤسّسه رند»9 با پشتیبانی مالی «بنیاد اسمیت ریچاردسون»10 پژوهشی با عنوان «ایجاد شبکه هایی از مسلمانان میانه رو» انجام می دهد که در آن، راهکارهایی برای مقابله با آنچه افراط گرایی اسلامی خوانده می شود، ارائه شده است. یکی از راهکارهای ارائه شده در این پژوهش، ایجاد شبکه هایی از مسلمانان میانه رو است.
در این پژوهش، ویژگی های متعدّدی برای مسلمانان میانه رو برشمرده شده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
ویژگی دیگر مسلمانان میانه رو احترام به حقوق زنان و حقوق اقلّیت های مذهبی است. آنها نسبت به فمینیست های مسلمان ـ گفت وگوهای بین مذاهب، آزاداندیشانه برخورد می کنند و معتقدند برخی نمونه های تبعیض آمیز در قرآن و سنّت نسبت به موقعیّت زنان در جامعه و خانواده (همچنین تعلّق گرفتن یک دوم ارثیه به فرزند دختر در برابر پسر) باید باز تعریف شود؛ زیرا شرایط فعلی جامعه با زمان حضرت محمّد(ص) تفاوت دارد. آنها از حقّ زنان برای دسترسی به آموزش، بهداشت و حقّ مشارکت در فرآیندهای سیاسی نیز حمایت می کنند.11
چنان که ملاحظه می شود، در پژوهش یاد شده، داشتن نگرش های هم سو با نگرش های فمینیستی و اعتقاد به وجود تبعیض در قرآن و سنّت نسبت به زن و خانواده را از ویژگی های برجسته مسلمانان میانه رو برشمرده است؛ یعنی همان گروه از مسلمانان که غرب باید در مقابل گروه های اصول گرا از آنها پشتیبانی کند.
بنابراین، می توان گفت یکی از راهکارهایی که برای مهار اصول‏گرایی اسلامی ارائه شده، برداشتن مرزهای اخلاقی، به  ویژه در روابط بین زن و مرد، گسترش فساد، تباهی و ترویج اندیشه برابری زن و مرد، به مفهوم غربی آن است که نشان‏دهنده اهمّیت ویژه موضوع زنان و حساسیّت فراوان نظریّه‏پردازان غربی نسبت به فرهنگ حاکم بر روابط زن و مرد در کشورهای اسلامی است.

سیاست امروز، سیاست اندلسی کردن ایران است. ... اروپایی‌ها وقتی خواستند اندلس را از مسلمانان پس بگیرند، اقدامی بلندمدّت کردند. آن روز، صهیونیست‌ها نبودند، امّا دشمنان اسلام و مراکز سیاسی علیه اسلام فعّال بودند. آنها به فاسد کردن جوانان پرداختند  و در این راستا انگیزه‌های مختلف مسیحی، مذهبی یا سیاسی داشتند.

 



الف) گسترش فساد و تباهی در میان جوانان
یکی از راهبردهای مهمّ غرب در برخورد با پدیده اصول گرایی اسلامی؛ گسترش فساد، تباهی و بی بندوباری در میان جوانان مسلمانان است. رهبر معظّم انقلاب اسلامی از این راهبرد غرب با تعبیر اندلسی کردن ایران یاد می کند و می فرماید:
سیاست امروز، سیاست اندلسی کردن ایران است. ... اروپایی ها وقتی خواستند اندلس را از مسلمانان پس بگیرند، اقدامی بلندمدّت کردند. آن روز، صهیونیست ها نبودند، امّا دشمنان اسلام و مراکز سیاسی علیه اسلام فعّال بودند. آنها به فاسد کردن جوانان پرداختند  و در این راستا انگیزه های مختلف مسیحی، مذهبی یا سیاسی داشتند. یکی از کارها این بود که تاکستان هایی را وقف کردند تا شراب آنها را به طور مجانی در اختیار جوانان قرار دهند و جوانان را به سمت زنان و دختران خود سوق دادند تا آنها را به شهوات آلوده کنند. گذشت زمان، راه های اصلی برای فاسد یا آباد کردن یک ملّت را عوض نمی کند و امروز هم، آنها همین کار را می کنند.12
ایشان در ادامه سخنان خود، با استناد به اظهار نظر یکی از استراتژیست های نظامی آمریکا به تشریح سیاست های این کشور برای گسترش فساد در کشورهای اسلامی می پردازد. می فرماید:
وقتی روستاها و شهرهای افغانستان بر اثر موشک های آمریکایی ویران می شدند، ملّت مظلوم افغانستان زیر بمباران آمریکایی ها دست و پا می زد، یک استراتژیست نظامی آمریکا گفت: اگر به جای این موشک ها، برای جوانان افغان لباس زیر زنانه و وسایل شهوت رانی و پوشش های سبک غربی و آمریکایی بفرستید، بدون صرف این هزینه ها می توانید افغانستان را تصرّف کنید و خرج تسلیحات در کیسه تان باقی می ماند و به جای بمب، موشک، راکت، سی دی های پورنوگرافی، منظره ها و ادبیات مهیّج شهوت را میان آنها ترویج کنید. آن وقت کار برای شما آسان می  شود و این سیاست اساسی است. این امر را دست کم نگیرید.13
مقام معظّم رهبری در یکی دیگر از سخنان خود، در بیان مهم  ترین نقطه هایی که دشمنان نظام اسلامی برای به زانو درآوردن این نظام بر آنها تکیه دارند، می فرماید:
یکی دیگر از قلم های واضح اساسی، رقیق کردن اعتقادات اسلامی و احساسات اسلامی و رسوخ دادن تفکّرات الحادی و شبه الحادی از طرق مختلف است. این جزو سیاست های اینهاست و دستگاه های گوناگون تبلیغاتی را با مبالغ کلان، با پی گیری های همه جانبه و گسترده، در خدمت تغییر فکر جوانان ما به کار می گیرند و البتّه این مخصوص جوانان ما هم نیست. امروز در همین کشورهای عربی که این قیام ها و انقلاب ها اتّفاق افتاد، عین همین قضیه دارد با شدّت پی گیری می شود؛ دارند دنبال می  کنند و میلیاردها دلار خرج کردند برای اینکه بتوانند ذهن و فکر جوانانی که در فلان میدان قاهره یا فلان میدان تونس اجتماع کردند و آن حوادث بزرگ را به وجود آوردند، تغییر دهند و عوض کنند. اینها اتّفاقاتی است که دارد می افتد. اینها حدس و تحلیل نیست، اینها اطّلاع است. خب دشمن مشغول است، با همه قوا مشغول است و از این قبیل کارها به وسیله دشمن انجام می گیرد. ترویج فساد هست، ترویج فحشا هست، ایجاد تردید در عقاید هست.14
این هشدارهای مقام معظّم رهبری که به ویژه در یک دهه گذشته، بسیار بر آنها تأکید و در سخنرانی های متعدّد ایشان تکرار شده است، از طرح، برنامه، نقشه گسترده و حساب شده غربیان برای گسترش فساد، تباهی و بی بندوباری در جوامع اسلامی، به ویژه جمهوری اسلامی ایران، با بهره گیری از جاذبه های جنسی زنان و دختران خبر می دهد و ضرورت هوشیاری بیش از پیش مردم و مسئولان را در برابر این توطئه حساب شده، روشن می سازد.

نظام سلطه در هجوم رسانه‌ای خود به فرهنگ و قوانین حاکم بر زن و خانواده در جوامع اسلامی، دو هدف مهم را دنبال می‌کند: نخست، تضعیف این فرهنگ و قوانین در کشورهای اسلامی به منظور زمینه‌سازی برای گسترش فرهنگ و اخلاق فاسد غربی در این کشورها و دوم، ترسیم تصویری ظالمانه و غیرانسانی از احکام اسلامی حاکم بر روابط زن و مرد به منظور جلوگیری از گرایش زنان غربی به دین مبین اسلام.

 



ب) تغییر فرهنگ و قوانین حاکم بر زن و خانواده
احکام و آداب شرعی حاکم بر خانواده و روابط زن و مرد در جوامع اسلامی در طول قرن های متمادی از یک سو، مانع گسترش فساد، تباهی، بی بندوباری و از سوی دیگر، موجب تحکیم بنیان خانواده در این جوامع شده است. از همین رو، در بسیاری از جوامع اسلامی، خانواده از جایگاه شایسته  ای برخوردار است و نقش و کارکرد خود را به ویژه در حوزه انتقال باورها، ارزش ها و هنجارهای اسلامی به نسل های بعد به خوبی ایفا می کند.
استحکام نهاد خانواده در جوامع اسلامی و حاکمیت فرهنگ و مقرّرات اسلامی بر روابط زن و مرد، در عمل، موجب ناکارآمد شدن سیاست های نظام سلطه برای گسترش فرهنگ و اخلاق منحط غربی در این جوامع شده است. به همین دلیل، نظام سلطه از سال ها پیش تلاش گسترده ای را برای تغییر ضوابط و چارچوب های حاکم بر خانواده و روابط زن و مرد در جوامع اسلامی آغاز کرده است.
رشد و گسترش پدیده اصول گرایی اسلامی در جهان، مانع بزرگی در راه ایجاد نظم نوین جهانی و استقرار نظام تک قطبی به رهبری آمریکا به شمار می آید. همچنین گرایش روزافزون ساکنان مغرب زمین به ویژه زنان به دین مبین اسلام، تلاش های غرب را برای تغییر این ضوابط و چارچوب ها و خدشه دار کردن آنها در اذهان غیرمسلمانان تشدید کرده و آنها را بر آن داشته است تا با بهره گیری از همه توان رسانه ای و تبلیغی خود به عرصه مقابله با مظاهر و نمادهای جامعه مطلوب اسلامی وارد شوند.
بنابراین، می توان گفت نظام سلطه در هجوم رسانه ای خود به فرهنگ و قوانین حاکم بر زن و خانواده در جوامع اسلامی، دو هدف مهم را دنبال می کند: نخست، تضعیف این فرهنگ و قوانین در کشورهای اسلامی به منظور زمینه سازی برای گسترش فرهنگ و اخلاق فاسد غربی در این کشورها و دوم، ترسیم تصویری ظالمانه و غیرانسانی از احکام اسلامی حاکم بر روابط زن و مرد به منظور جلوگیری از گرایش زنان غربی به دین مبین اسلام.
اخبار و اطّلاعات موجود از گرایش گسترده زنان اروپایی به دین اسلام حکایت می کند؛ زنانی که از فساد و بی بندوباری حاکم بر جوامع غربی خسته شده اند. عفاف، پاک دامنی و کرامت انسانی زن را در احکام اسلام جست وجو می کنند.
پیتر فورد15، نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی و از نویسندگان «کریستین ساینس مانیتور» در این باره می نویسد:
خانم فالوت، سه سال پیش و پس از آنکه برای سؤالات مذهبی  که از کودکی در ارتباط با مذهبش یعنی کاتولیک پاسخی نیافت، بالأخره به اسلام گروید. وی در این باره می گوید: به عقیده من، اسلام، پیام عشق، شکیبایی و صلح است. این همان پیامی است که اروپاییان بیشتر و بیشتری را به خود متوجّه ساخته است، امّا موضوع دیگری که چه محقّقان مسلمان و چه غیرمسلمان بدان معترفند، این است که پس از حادثه یازدهم سپتامبر، کنجکاوی نسبت به اسلام در بین جوامع غربی افزایش یافته است.
اگرچه امروزه هیچ آمار دقیقی از میزان گرایش به اسلام وجود ندارد، امّا ناظرانی که به کنترل جمعیّت مسلمانان اروپا مشغولند، تخمین می زنند که همه ساله هزاران زن و مرد به این دین گرایش می یابند و از این میان، تنها تعداد معدودی به گروه های افراطی می پیوندند و تعداد بسیار اندکی هم دست به اعمال خشونت آمیز می زنند. تحقیقات نشان می دهد که میزان گرایش به اسلام در زنان نسبت به مردان بیشتر است. برخلاف تصوّر رایج تنها تعداد اندکی از آنها به واسطه ازدواج با مردان مسلمان به این دین گرویده اند.16
همچنین نتایج تحقیقی درباره جمعیّت مسلمانان در کشورهای اروپایی که روزنامه «دیلی تلگراف» آن را منتشر ساخته است، نشان می دهد تا سال 2050 م. یک پنجم اروپایی ها، مسلمان خواهند بود.17
روزنامه «گاردین» نیز چندی پیش بر اساس مطالعات «مرکز تحقیقات پیو»، رشد جمعیّت مسلمانان اروپا را 35 درصد اعلام و پیش بینی کرد که در سال 2030 م. جمعیّت مسلمانان بیش از ده درصد از کلّ جمعیّت ده کشور اروپایی را تشکیل می دهد.18


ابراهیم شفیعی سروستانی
پی نوشت ها:
1. صحیفه نور، صص20، 238.
2. ریچارد نیکسون، فرصت را دریابیم؛ وظیفه آمریکا در جهانی با یک ابرقدرت، ترجمه: حسین وصی‏نژاد، صص 1 و 2.
3. همان، صص 245 ـ 246.
4. همان.
5. همان، صص 246 ـ 247.
6. همان، 248.
7. ر.ک: محسن آژینی، «نشانه‏های خط نفوذ»، رسالت، 3/11/1374.
8. امید حاتمی، «مشارکت آمریکایی، خاورمیانه‏ای» پگاه حوزه، ش 82، 14/10/1381.
9. Rand Center for Middle East Public Policy.
10. Smith Richardson Foundation.
11. مؤسّسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، جنگ نرم(5): براندازی نرم در کشورهای مدل، صص 24 ـ 25.
12. سخنرانی در دیدار جوانان سیستان و بلوچستان، 6/12/1381، به نقل از:
http://farsi..khamenei.ir/speech-content?id=8798.
13. همان.
14. سخنرانی در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی، 8/3/1390، به نقل از:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=12559 .
15. Peter Ford.
16. پیتر فورد، «زنان اروپایی و گرایش به اسلام»، سیاحت غرب، سال سوم، اسفند 1384، ص 32.
17. «مسلمان شدن یک پنجم اروپا تا چهل سال آینده»، در:
http://abna.ir/data.asp?lang=1&id=163975.
18. «گاردین: رشد جمعیّت مسلمانان اروپا 35 درصد است» در:
http://www.tebyan.net/index. aspx?pid=934&articleID =506122

 

نوشتن نظر