ماجراي طلسم شيخ بهايي در ساخت حرم امام رضا(ع)
موقعیت شما: اخبار»اخبار فرهنگی و مهدوی»ماجراي طلسم شيخ بهايي در ساخت حرم امام رضا(ع)

ماجراي طلسم شيخ بهايي در ساخت حرم امام رضا(ع)

شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۰۴:۴۴
امتیاز این گزینه
(4 آرا)

درکتاب دلشدگان نوشته شدهآقاي محمد لک علي آبادي پيرامون چگونگي ساخت حرم مطهر رضوي آمده است كه، در مورد نقشه و ساخت حرم مطهر و ملکوتي امام علي بن موسي الرضا(ع) توسط شيخ بهايي(قدس سره) يکي از مسئولين آستان قدس رضوي تعريف مي‌کرد: شيخ بهايي پس از طراحي حرم، در هنگام ساخت آن، خود بر کليه امور نظارت داشته‌اند و تمام مراحل ساخت حرم نيز تحت نظارت و کنترل ايشان انجام مي‌شده است. قبل از آن که ساخت حرم به اتمام برسد، براي جناب شيخ سفر مهمي پيش مي‌آيد.


شيخ سفارش هاي لازم را به معماران و مسئولان ساخت حرم کرده، بسيار سفارش مي ‌کنند که کار را متوقف نکنند و ساخت حرم را پيش برده به اتمام برسانند به جز سر در دروازه اصلي حرم (دروازه ورودي به حرم و ضريح مقدس، نه دروازه صحن) چرا که شيخ در نظر داشته روي آن کتيبه اي را که از اشعار خودش بوده نصب نمايد. رسم است بر سر در اصلي يا دروازه ورودي به حرم ائمه اطهار(ع) و حتي امامزادگان مطهر، کتيبه اي نصب مي‌شود و درشأن آن بزرگوار روايت، جمله يا شعري نوشته مي‌شود. گاهي نيز روايت يا حديثي از خود آن بزرگوار روي کتيبه نوشته مي‌شود.

به هر حال، سفر شيخ به درازا مي‌کشد و بيش از زمان پيش بيني شده در سفر مي‌مانند، هنگامي که از سفر باز مي گردد و جهت سرکشي کارهاي ساخت و ساز به حرم مطهر مي‌رسد، با تعجب بسيار مي‌بيند که ساخت حرم به پايان رسيده، سر در اصلي تمام شده و مردم در حال رفت و آمد به حرم مقدس هستند.

شيخ با ديدن اين صحنه، بسيار ناراحت مي‌شود و به معماران اعتراض مي‌کند: «چرا منتظر آمدن من نمانديد؟ چرا صبر نکرديد؟» مسئول ساخت عرض مي‌کند: «ما مي‌خواستيم صبر کنيم تا شما بياييد، اما توليت حرم نزد ما آمدند و بسيار تأکيد کردند که بايد ساخت حرم هرچه سريع تر به پايان برسد.

هرچه به او گفتيم که بايد شيخ بيايد و خود بر ساخت سر در دروازه نظارت مستقيم داشته باشد، قبول نکردند. وقتي زياد اصرار کرديم، گفتند: کسي دستور اتمام کار را داده که از شيخ خيلي بالاتر و بزرگ‌تر است. ما باز هم اصرار کرديم و خواستيم صبر کرده، منتظر شما بمانيم. در اين زمان توليت حرم گفتند: خود آقا علي بن موسي الرضا(ع) دستور اتمام کار را داده‌اند.

شيخ بهايي(قدس سره) همراه مسئول ساخت پروژه و معماران نزد توليت حرم مي‌روند و از توليت در اين مورد توضيح مي‌خواهند. توليت حرم نقل مي‌کند: چند شب پي در پي آقا امام رضا(ع) به خواب من آمده و فرمودند: «کتيبه شيخ بهايي، به در خانه ما زده نشود، خانه ما هيچ گاه به روي کسي بسته نمي‌شود و هر کس بخواهد مي‌تواند بيايد».

شيخ با شنيدن اين حرف، اشک از چشمانش جاري مي‌شود و به سمت ضريح مي‌رود و ذکر «يا ستار العيوب» بر لبانش جاري مي‌شود. سپس در کنار ضريح آن قدر گريه مي‌کند تا از هوش مي رود، پس از به هوش آمدن خود چنين تعريف مي‌کند: من مي‌خواستم يکي از طلسم ها را به صورت کتيبه‌اي بر سر در ورودي حرم بزنم، با اين اثر که افرادي که آمادگي لازم را ندارند نمي‌توانند وارد حرم مطهر و حريم مقدس حضرت علي بن موسي الرضا(ع) شوند، اما خود آقا نپذيرفتند و در خواب به توليت آستان از اين اقدام ابراز نارضايتي فرمودند.

آري در خانه اين بزرگواران، نه تنها براي ما شيعيان که به روي همه، حتي غير مسلمانان باز است و هر ساله شاهديم که کرامات امام هشتم (ع) به غير شيعيان و حتي غير مسلمانان نيز شامل مي‌شود و از اين خوان گسترده کرم به همه خواهندگان و جويندگان مي‌رسد.

1 نظر

  • لینک نظر سارا شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۴۴ نوشته شده توسط سارا

    طلسم منظور هم.ن جادو جنبله پس جادو واقعیت داره؟لطفا در مورد ان توضیح دهید؟

نوشتن نظر