ای آبروی آب
موقعیت شما: صفحه یک»طرح روز»ای آبروی آب

ای آبروی آب

سه شنبه ۰۸ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۲۱
امتیاز این گزینه
(1 رای)


«ای آبروی آب!»
حسین! ای ساحل نجات، ای سوزنده ترین نام، ای زیباترین جلوه ی خدا، ای مظلوم تاریخ، ای ناله های نیمه شب عاشورا و ای نام بلند! تویی که آبروی آب را، تشنه، به جان خریدی.
تو، آتش خیمه های هر دلی. تو، خونابه سوزان هر چشمی.
ای منظومه ی بلند آسمان و ای دیباچه ی تمام دنیا! مظلومیت تو، سرفصل مظلومیت های تاریخ است و تشنگی تو، تا همیشه، آب را از شرم، آب می کند!
ای سپیدار بلند شهادت!
نمی دانم دستان کدامین پلید، گلوی نازک گل را فشرد و غربت کدامین خیال، اندیشه ام را ربود و مرا به نینوا برد؛ آن جا که دختری غریب، سر بر شانه های نسیم گریه می کرد.
با من بگو! از کدامین دیار آمده ای که چنین آشفته اند اسیران روی تو! از کدامین کوچه ی درد آمدی که سهم شب های غربت ما، اشک های بی تو بودن است.
لحظه ای درنگ کن! بگذار با نرگسان داغدار به سرزمین درد و خون و اشک سفر کنم؛ آن جا که در دامن پیچک های عاشق، سرهای بریده خفته اند.
من محرم را با نام تو و یاد تو عاشقم یا حسین! من شربت گوارای محرّم را به یاد لب های تشنه ی عباست می نوشم و سینه زدن هایم، به یاد چهره های سیلی خورده ی نوگل دوست داشتنی تو است.
مرا با آتش خیمه هایت بسوزان و با فریادهای العطش کودکان و آخرین نگاه عباست، تشنه تر کن و با فریاد زینب، آواره تر!
الهام موگویی

برای مشاهده تصویر در اندازه واقعی روی این متن کلیک کنید

نوشتن نظر